میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 16
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 394
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2826
:: بازدید ماه : 8957
:: بازدید سال : 15173
:: بازدید کلی : 15173
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

راوى مى‏ گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمودند: 
كسى كه گرفتارى مؤمنى را برطرف نمايد، خداوند گرفتارى روز قيامت را براى او برطرف مى‏ نمايد و با خوشحالى از قبرش خارج مى‏ شود. كسى كه به هنگام گرسنگى به او غذا دهد، خداوند از ميوه‏ هاى بهشتى به او عطا مى ‏فرمايد. و كسى كه شربت آبى به او بدهد، خداوند از نوشابه‏ هاى سربسته بهشتى به او عطا مى ‏فرمايد. 
امام صادق(ع) فرمودند: 
كسى كه مؤمنى را خوشحال كند، خداوند در روز قيامت او را خوشحال مى‏ نمايد و به او مى‏ گويند هر چه دوست دارى از خدا بخواه. زيرا تو كسى هستى كه دوست داشتى دوستان خدا را در سراى دنيا خوشحال كنى. آنگاه هر چه بخواهد به او مى‏ خواهند و علاوه بر آنچه خواسته است خداوند آن قدر از نعمتهاى بهشتى به او عطا مى‏ نمايد كه به فكر او نرسيده است.


پی نوشت:

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه بندرريگى، ص: ۳۲۱ .


:: بازدید از این مطلب : 1411
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

حجت‌الاسلام والمسلمين قاضي عسكر، در جمع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي گفت: خداوند تبارك و تعالي براي انسان يك مبدا و معاد قرار داده است و در بين اين مبدا و معاد تنها يك راه مستقيم براي سعادت‌مندي انسان وجود دارد و اگر انسان در مسير راه‌هاي ديگر قرار گيرد منحرف شده و از مسير الهي جدا مي‌شود.
حجت‌الاسلام والمسلمين قاضي عسكر، انبياء، اولياي الهي و ائمه اطهار (ع) را هدايتگران راه سعادت معرفي كرد و گفت: اين بزرگواران مصون از هر گونه عيب و خطا هستند.
وي با تاكيد بر اينكه حرام و حلال الهي تا روز قيامت تغيير نمي‌كند، بيان كرد: حرام و حلال الهي هر كدام داراي حكمتي است، آنچه براي انسان مفيد است، خداوند براي انسان حلال كرده و آنچه براي انسان ضرر مادي و معنوي دارد، حرام بيان شده است.
نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت خاطرنشان كرد: اگر كسي بخواهد در زندگي به سعادت دست يابد بايد خود را به خداوند نزديك كند و از گناه و معصيت دوري گزيند زيرا ياد خدا مايه آرامش دل‌ها است، عمل به دستورات الهي زندگي سعادت‌مندانه را به انسان عرضه مي‌دارد و گناه و معصيت انسان را بيچاره مي‌كند.
سخنران حرم مطهر رضوي عنوان كرد: در قران كريم نيز به اين مسئله بسيار اشاره شده است كه اگر انسان خود را به بي‌نهايت متصل كند، احساس شكست نمي‌كند. مومناني كه در مراحل زندگي متوجه خداوند هستند، در تمامي شرايط تكليف خود را انجام مي‌دهد.
دوري از گناه و معصيت نسخه شفابخش قرآن كريم
وي دوري از گناه و معصيت را نسخه شفابخش قرآن كريم براي سعادت بشر عنوان كرد و افزود: معصيت و گناه گاهي جنبه فردي و گاهي اجتماعي دارد كه در هر صورت پايه‌هاي ايمان انسان را نابود مي‌كند.
حجت‌الاسلام والمسلمين قاضي عسكر گفت: نابساماني‌ها و مشكلاتي كه امروزه در جوامع بشري وجود دارد، نشأت گرفته از عمل افراد است، زيرا خداوند براي كسي بدي نمي‌خواهد، در قران كريم نيز آمده است كه خداوند سرنوشت اقوام را تغيير نمي‌دهد مگر اينكه آن قوم مستحق آن عذاب باشند.
وي با اشاره به تأثير گناه در مسائل جوي بيان كرد: در دعاي پر فيض كميل از خداوند متعال درخواست مي‌كنيم كه خداوند گناهاني كه مانع استجابت دعا مي‌شود و باعث نزول بلا و تغيير نعمت‌ها مي‌شود بر ما ببخشد كه اين نشان‌دهنده تأثير گناه در جامعه است.
پايمال كردن حقوق ديگران در زمره بزرگترين گناهان است
وي با انتقاد از برخي از ناهنجاري‌هاي كه در جامعه و ادارات ديده مي‌شود، بيان كرد: عده‌اي گمان مي‌كنند كه گناه تنها غيبت كردن و بي‌حجابي است در صورتي كه ظلم‌كردن به مردم و پايمال كردن حقوق ديگران در زمره بزرگ‌ترين گناهان است كه برخي از افراد به سادگي از كنار آن عبور مي‌كنند.
سرپرست حجاج ايراني در ادامه با استناد به حديثي از امام سجاد (ع) به بيان برخي از گناهاني كه مانع بارش باران و خشكسالي مي‌شود، پرداخت و گفت: زماني كه قاضي به ناحق قضاوت كنند يا حق را ناحق جلوه دهند به يتيم ظلم شود، حقوق افراد در جامعه پايمال شود و افراد زكات پرداخت نكنند، جامعه دچار خشكسالي مي‌شود.
وي با بيان اينكه امام محمد باقر (ع) در روايتي مي‌فرمايند: زماني كه فحشاء در جامعه زياد شود، مرگ‌هاي ناگهاني نيز زياد خواهد شد و زماني كه مردم در معاملات كم فروشي و خيانت مي‌كنند، آن جامعه دچار قحطي شده و هنگامي كه افراد زكات مال خود را نپردازند، خداوند، بركت زراعي و معادن را از مردم دريغ مي‌كند.
كمك به پايمال كردن حقوق ديگران باعث تسلط دشمنان بر جامعه مي‌شود
نماينده ولي فقيه در امور حج وزيارت ديني با بيان اينكه زماني كه صله‌رحم در جامعه كم رنگ شود، اموال و ثروت‌ها به دست افراد ناسالم مي‌افتد، اضافه كرد: زماني كه افراد به عهد خود وفا نكنند و به يكديگر براي پايمال‌كردن حقوق ديگران كمك كنند، خداوند دشمنان را بر آن جامعه مسلط خواهند كرد.
حجت‌الاسلام والمسلمين قاضي عسكر در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه دشمنان اسلام و اهل بيت (ع) با تمامي ابزار و توان به ميدان آمده‌اند و از هيچ‌كاري فروگذار نيستند، افزود: امروز در سوريه دشمنان سر شيعيان مظلوم و بي‌گناه را مي‌برند و با آن فوتبال بازي و تصاوير آن را در رسانه‌ها پخش مي‌كنند. آيا مي‌توان اين افراد را انسان ناميد؟ !
وي اقدامات و جناياتي كه امروز در سوريه و موصل انجام مي‌شود را اقدامي ضد بشري برشمرد و گفت: متاسفانه هم‌اينك سازمان‌هاي بين‌المللي و مدافع حقوق بشر امروز در برابر اين فجايع انساني و اين بي‌رحمي‌ها سكوت كرده است و اين وظيفه مسلمانان جهان است كه بايد با تمام قدرت و توان خود در مقابل اين همه جنايت بايستد و نگذار خون مسلمان به ناحق پايمال شود.
عضو شوراي سياستگذاري ائمه جمعه ادامه داد: در صدر اسلام نيز وقايعي مشابه وقايعي كه امروز در سوريه و عراق انجام مي‌گيرد، اتفاق افتاد. مردم قدر حكومت علوي را نداستند و حكومت يزيد و معاويه بر آن‌ها مسلط شد. امروز بايد هوشيار باشيم و در برابر اين فجايع بايستيم و اتحاد خودمان را به جهانيان نشان دهيم.

منبع:حج


:: بازدید از این مطلب : 1380
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393


:: بازدید از این مطلب : 1293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

چراغ روشن نیازی است که برای رهاشدن ازبزنگاههایی که انسان را از رسیدن به مقصود الهی باز می دارد، باید از آن استمداد کرد. 
در ادامه نشستهای «نهج البلاغه و زندگی» که در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار می شود، حجت الاسلام والمسلمین نظافت، نهج البلاغه پژوه، به تشریح حکمتهای 58 تا 61 نهج البلاغه پرداخته است که عمل به مختصری از اقیانوس حکمتهای اخلاقی و اجتماعی آن، طعم تازه ای به زندگی می دهد.


ثروت ریشه شهوت ها
در حکمت 58 نهج البلاغه مولای متقیان علی (ع) ثروت را ریشه شهوتها عنوان می کند. در این حکمت، شهوت میل شدید نفسانی به چیزهای مختلف است. تمایلات نفسانی که اگر رها شوند جامعه را به هلاکت می رساند. شهوت دارای عرصه های مختلفی اعم از قدرت، ثروت، لذت و شهرت است. 
دوست داشتن ثروت و دنیا به 2 قسم بلاواسطه و با واسطه است. ثروت بلا واسطه خطرناک است اما ثروت با واسطه اگر هدف مقدسی را دنبال کند عیبی ندارد. مثلا علاقه به پول برای رفتن به حج.
دوستی ثروت و دنیا سرمنشا خطاهاست. امام صادق (ع) می فرماید: ثروت دوستی، دین را ضعیف و یقین را تباه می کند. جمع و ذخیره سازی ثروت نیز نکوهش شده است. خداوند در آیه 34 سوره توبه می فرماید: « کسانی که طلا و نقره را گنجینه می سازند و در راه خدا انفاق نمی‌کنند به مجازات دردناکی بشارت ده.» ثروت اندوزی مذمت شده چون انباشتن آن، موجب افزایش گناهان می شود کسانی که شیفته جمع کردن ثروت هستند، این ثروت آنها را به گناه می کشاند و آنها از پرداختن حقوق واجب نیز غافل می شوند.
در روایات آمده است که 5 چیز سبب افزایش ثروت می شود: بخل، آرزوی طولانی، حرص غالب، قطع رحم و دنیا را به آخرت برگزیدن است. و در روایت دیگری معصوم(ع) می فرماید: « اگر کسی از راه حرام کسب ثروت کند، خداوند ساختمان، گل و آب را بر او مسلط می کند.» یعنی فرد همه عمرش را به حرام صرف ثروت اندوزی می کند و ساختمان و ثروت بر او مسلط می شود و دلش به آن وابسته شده ؛ عمرش را ثروت هدر می دهد و صرف خود می کند.
روایت داریم ثروت را درست مصرف کنید. در نامه 21 نهج البلاغه آمده است: « به اندازه ضرورت ثروت را نگه دار و مابقی را برای روز نیازت بفرست.» در خطبه 142 نهج البلاغه نیز حضرت می فرماید: «خدا به هرکس ثروت داد به واسطه آن با نزدیکان ارتباط برقرار کند و خوب پذیرایی کند.»
هر که پول دارد اسیر آزاد کند، به گرفتارها و فقرا و بدهکارها بدهد. برترین ثروت، آن است که به واسطه آن آبرویی حفظ و قرضی ادا شود.
اگر کسی ثروت را برای خدا بخواهد ستایش شده است. ثروت شایسته، برای انسان شایسته خوب است. پیامبر(ص) می فرماید: کمی ثروتی که کفایت بکند، بهتر از زیادی ثروتی است که فرد را از یاد خدا غافل کند.
دیدگاه اسلام نسبت به ثروت یک دیدگاه منطقی است. مصرف به قدر ضرورت و پس انداز برای روز نیاز به اندازه کافی، خرج کردن اموال در راه خدا و آنچه ثواب دارد، خریدن آبروی دیگران و سود بخشیدن. اگر دنبال فراغ دل هستیم باید بدانیم که هر چه ثروت کمترباشد آرامش دل بیشتر است به شرطی که بفهمیم و دلبسته نباشیم.


هشدار دهنده و مژده دهنده
در حکمت 59 حضرت می فرماید: «آنکه تو را هشدار داد، چون کسی است که به تو مژده داده است.» چرا آن دوست را که به ما هشدار می دهد دوست نداریم و او را مانند کسی قلمداد نمی کنیم که مژده ای به ما می دهد؟ کسی که عیب ما را می گوید، یک مبشر است. بعضی ها نفهمیده اند دنیا گذرگاه و محل حرکت است. به همین جهت از کشف عیوب و نهیب زدن‌ها ناراحت می شوند. بعضی ها نفهمیده اند که دنیا نمایشگاه نیست، اینان زندگیشان را دایم به نمایش می گذارند. افرادی که هدف دنیایی را که درآن زندگی می کنند نشناخته اند متکبر و مغرورند و اگر کسی به آنها تذکر دهد ناراحت می شوند.
خداوند در آیه 206 سوره بقره می فرماید: «اگر به انسان متکبر بگویند تقوی داشته باش به او بر می خورد.»
امام صادق (ع) بهترین دوست را کسی می‌داند که عیوبش را به او هدیه کند. حضرت در این حدیث، روش عیب گفتن را هم یاد داده است؛ باید عیب را طوری گفت که به فرد برنخورد و آن را بپذیرد و چقدر خوب است رابطه همسران و دوستان این گونه باشد.
به همین سبب امام باقر(ع) می فرماید: «کسی که اشک تو را در می آورد دنبالش حرکت کن.» برخی افراد هستند که تو را می خندانند اما کلاه نیز برسرت می گذارند. دنبال این افراد نباید حرکت کرد. برخی از مسؤولان هم این گونه هستند از چاپلوسان خوششان می آید و منتقدان را ازخود دور می کنند. درحالی که مسؤولان نباید از انتقادهای مخلصانه ناراحت شوند. باید ظرفیت داشته باشیم و منتقدان دلسوز را برای دوستی انتخاب کنیم.
در روایت طول عمر به چند بخش تقسیم شده که یک بخش آن برای ارتباط با آدمهای خوب و دوستانی است که عیب شما را می گویند. کسی که تو را دوست دارد و شما را از لغزش و خطا نهی می کند، دوست خوبی است. بنابراین لازم است، ظرفیت خود را بالا ببریم و برای این کار باید اول فکرمان را عوض کنیم و به فکر رشد باشیم و بخواهیم عیبمان را بفهمیم، صبور باشیم و زود از کوره در نرویم.


کنترل زبان
حضرت علی (ع) در حکمت 60 می فرماید: «زبان تربیت نشده، درنده ای است که اگر رهایش کنی می گزد.» در مورد زبان سخن فراوان است. زبان، موثرترین، کارآمدترین و خطرناکترین عضو بدن است. همان طور که برای رسیدن به سعادت، بهترین وسیله است. زبان جِرمش کم و جُرمش زیاد است. حضرت علی(ع) می فرماید: چه بسیار سخنانی که اثرش از حمله زیادتر است. با سخن است که در روز قیامت صورت ها سفید و یا سیاه می شود. چه بسا یک کلمه، نعمتی را از دسترس دور کند و یا بلایی را جذب کند. افراد بد زبان که زبانشان، نیش می زند خیلی از دوستانشان را از دست می‌دهند. حضرت در خطبه 176 نهج البلاغه عنوان می‌کند: « انسان باید زبانش را حفظ کند چون زبان مانند اسب چموشی است که صاحبش را به زمین می زند.»
اگر کسی نتواند زبانش را حفظ کند، تقوی ندارد. قلب منافق، پشت زبانش است و هرچه به زبانش می آید، می گوید. اما مؤمن، ابتدا فکر و درنگ می کند و سپس سخن می گوید. پیامبر(ص) می فرماید: «ایمان هیچ بنده ای، مستقیم نمی شود مگر اینکه قلبش مستقیم شود و قلب مستقیم نمی شود مگر اینکه زبان مستقیم شود.»
جای تأسف دارد که خیلی ها نمی توانند زبانشان را کنترل کنند. برای این کار، تمرین لازم است تا به قدرت سکوت برسند.
روایت است که هرکدام از سخن و سکوت آفاتی دارد که اگر آفات نداشته باشد، کلام بهتر است و اگر به کلامی که می خواهید بگویید شک می کنید سکوت بهتر است. اما همه جا نیز سکوت مناسب نیست. حضرت علی(ع) می فرماید: «سکوت، نسبت به حکم پروردگار خیر ندارد.»
زبان یکی از اعضای بدن است که گناهان فراوانی از آن آغاز می شود. از جمله می توان به دروغ، غیبت، تهمت، افشای اسرار، بردن آبروی خود و دیگران، اختلاف افکنی، بدگویی و سخن چینی، ریا، مسخره کردن، اُف به والدین، ناسزا، شهادت باطل، فخر فروشی، منت گذاشتن، فتوای جاهلانه، بحث بی فایده، شوخی با نامحرم، استراق سمع، سرزنش بیجا، تحقیر و توهین اشاره کرد.
امام صادق(ع) می فرماید: «ای شیعیان زینت ما باشید ننگ ما نباشید، با دیگران درست سخن بگویید.» گفته شده است، در ابتدای صبح همه اعضای بدن به زبان می گویند تو را به خدا ما را جهنمی نکن.


نکوهش زن یا نکوهش لغزش
از نظر قرآن، زن و مرد برای رسیدن به درجات کمال و ارزش های اسلامی با هم فرقی ندارد. خداوند در قرآن می فرماید که هر کسی عمل صالح انجام دهد چه زن و چه مرد به او حیات طیبه می دهیم.
آیات و روایات زیادی وجود دارد که به ستایش زن شایسته می پردازند و ارزش و فضائل زنان مؤمنه و زنان اسوه و نمونه را بیان می کند. در روایت است که نیکی زن مؤمنه مانند عمل 70 صدیق است و پیامبر(ص) می فرماید: خوب شوهرداری کردن و کسب رضایت همسر معادل همه ثوابهاست. 
اینکه در این روایت عنوان شده «نیش زن شیرین است»، این مذمت زن نیست بلکه آسیب پذیری مردان را نشان می دهد. نامحرم برای نامحرم، مانند عقربی است که زهرش شیرین است و این حکمت، توصیه به مراقبت نفس دارد. زن نامحرم، زمینه لغزش را برای مرد فراهم می کند و روحش را آسیب پذیر می کند. او نمی‌فهمد و برایش شیرین است. این گرفتاری نیز دچار جامعه اسلامی شده که در قالب دفاع از حقوق زنان، به آنان ظلم می شود. 
ما چوب پشت کردن به تعالیم اسلامی را می خوریم. در روایت است که حرف زدن با زنان نامحرم، دام شیطان است. اگر عاشق سلامتی روحمان باشیم به نامحرم نگاه نمی‌کنیم. ذهنمان را در خیابان فارغ نگذاریم اگر فکرمشغول باشد چشم نمی بیند. چشم وقتی می بیند که ذهن فارغ باشد. 
اسلام می خواهد مرد وزن آرامش روانی داشته باشند. زنهای بدحجاب، هم به مردان وهم به زنان ظلم می‌کنند و آرامش آنها را در جامعه برهم می زنند و نتیجه این ظلم کردن، افزایش طلاق و فروپاشی کانون خانواده است.

 

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1532
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

 امام باقر عليه السّلام فرمودند:

 
همانا بيشتر دوست دارم يك حج به جا آورم تا يك بنده آزاد نمايم. و يك يك شمرد تا به ده بنده رسيد و سپس ده تا ده تا شمرد تا به هفتاد بنده رسيد (يك حج را بيش از آزاد كردن هفتاد بنده دوست دارم). و همانا بيشتر دوست دارم يك خانواده مسلمان را سرپرستى نموده، آنان را سير نموده و بپوشانم و آبرويشان را حفظ كنم، تا يك حج به جا آورم. و همين طور يك يك شمرد تا به ده حج رسيد و ده تا ده تا شمرد تا به هفتاد حج رسيد (سرپرستى يك خانواده مسلمان، سير نمودن، پوشاندن و حفظ آبروى آنان را بيش از هفتاد حج دوست دارم).
 
امام صادق عليه السّلام فرمودند: اگر كار خوبى توسط هشتاد نفر انجام شود، همگى پاداش خواهند داشت بدون اين كه از پاداش هيچ كدام چيزى كم شود. 
امام صادق عليه السّلام نقل مى‏ نمايد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمودند: صدقه در حال بى ‏نيازى (بى ‏نيازى مالى يا قلبى يا هر دو) برترين صدقه است. 
 
راوى مى ‏گويد از امام باقر عليه السّلام يا امام صادق عليه السّلام پرسيدم چه صدقه ‏اى برتر است؟ فرمودند: صدقه كم مال. آيا اين آيه را نخوانده‏ اى «و ديگران را بر خود مقدم مى ‏دارند، گرچه خود بدان محتاج باشند» 1؟ آيا متوجه شدى كه چگونه خداوند در اين آيه صدقه كم مال را برتر دانسته است. راوى مى‏ گويد شنيدم كه امام صادق عليه السّلام فرمودند: صدقه انسان با دست‏ خود مرگ بد و هفتاد نوع بلا را دور مى ‏كند و از دهان هفتاد شيطان رها مى ‏شود كه همه آنها مى‏ گويند اين كار را انجام نده.
 
امام صادق عليه السّلام از پدرانش عليهم السّلام نقل مى ‏نمايد كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كدام صدقه بهتر است؟ فرمودند: صدقه به خويشاوند نسبى دشمن. 
امام صادق عليه السّلام فرمودند: كسى كه در ماه رمضان صدقه‏ اى بدهد، خداوند هفتاد نوع بلا را از او برمى‏ گرداند. 
از امام صادق عليه السّلام پرسيدند صدقه را به نيازمندانى كه بر در خانه‏ ها م ‏آيند بدهيم يا به آنها ندهيم و به نزديكان خود بدهيم؟ فرمودند: بايد به نزديكان داد، زيرا اجرش بيشتر است.
راوى مى‏ گويد: امام باقر عليه السّلام در روز عرفه هيچ سائلى را رد نمى‏ كرد. 
 
امام باقر عليه السّلام فرمودند: پاداش كار خوب و بد در روز جمعه دو برابر است. 
سائلى در شب پنج‏شنبه نزد امام صادق عليه السّلام آمده و از او چيزى خواست، ولى امام عليه السّلام به او چيزى نداد.
آنگاه حضرت عليه السّلام رو به اهل مجلس كرده و فرمودند: آن قدر داشتيم كه صدقه بدهيم، ولى ثواب صدقه در روز جمعه دو برابر است.
 
 
 
پی نوشت:
1-وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ. سوره حشر (۵۹): آيه ۹.
2- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه بندرريگى، ص305و306.

:: بازدید از این مطلب : 1312
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

دین مبین اسلام برای ارتباط و تعامل با دیگر انسان‌ها، از نزدیکان و بستگان گرفته تا همسایه و همکار و هم سفر و هم سفره، دستورات و سفارشات بسیاری دارد؛ یکی از جدی‌ترین موارد در این باره، مسأله رابطه با والدین است. این رابطه دو طرفه، هم شامل مسائل فقهی و هم مسائل اخلاقی می‌شود.

 
انواع والدین
ابتدا لازم است معلوم شود که منظور اسلام از پدر و مادر چه کسانی هستند؟ چه بسا به نظر برسد اینکه دیگر معلوم است؛ ولی اینگونه نیست و ما چند نوع پدر و مادر داریم؛
· والدین نسبی که همان والدین حقیقی که در اصطلاح همان پدر و مادر خودمان گفته می‌شود.
 
· والدین رضاعی یا والدین شیری؛ اگر در زمان شیر خوارگی، خانمی با شرایط و ضوابط مشخصی به کودکی شیر دهد، در این صورت مادر شیری یا رضاعی به آن گفته می‌شود.(به خانمی که شیر داده مرضعه گفته می‌شود و به کودک شیرخوار نیز رضیع گفته می‌شود.)
همچنین به شوهر این خانم شیرده نیز پدر رضاعی گفته می‌شود.
 
·والدین یا پدر و مادر دوم؛ یا به عبارت بهتر ناپدری و نامادری؛ پدر و مادری هستند که به واسطه ازدواج مجدد والدین به انسان نسبت داده می‌شوند. به عنوان مثال خانمی از همسرش طلاق گرفته است و با مرد دیگری ازدواج می‌کند. این آقا نسبت به فرزندان قبلی این خانم، حکم پدر را خواهد داشت و فرزندان هم در اصطلاح فقهی ربیب و ربیبه آن آقا به حساب می‌آیند.
 
·پدر و مادر خوانده؛ این مورد در صورتی اتفاق می‌افتد که زن و مرد، کودکی را به عنوان فرزند خود انتخاب کرده باشند؛ خواه کودک نوزاد باشد و یا بزرگتر.
از منظر و دیدگاه دینی، پدرخواندگی و مادرخواندگی هیچ حکمی در مورد محرمیت، ارث و... نخواهند داشت؛ مگر اینکه از راه شرعی نسبت به همه محرمین ایجاد شود.
والدین همسر و همچنین همسر والدین به غیر از رابطه محرمیت شرعی و حرمت ازدواج حکم دیگری ندارند.
ولی والدین رضاعی که البته در جامعه ما هم خیلی رایج نیست، نوعی والدین درجه دو به حساب می‌آیند که محرمیت و حرمت ازدواج و حتی برادر و خواهر محسوب شدن فرزندان آنها برای کودک شیرخوار جزو احکام آنهاست؛ ولی احکام خاص فقهی در مورد والدین، تنها منحصر در والدین نسبی و حقیقی است؛ هر چند رعایت مسائل اخلاقی در مورد دیگر والدین هم بسیار خوب است.
فرض کنید که زن و مردی با هم ازدواج می‌کنند و بعد از مدتی از زندگی زناشویی‌شان، کار به اختلاف و زد و خورد کشیده می‌شود و در نتیجه پس از کلی دعوای دو خانواده و شکایت، کار به جدایی و طلاق کشیده می‌شود و زن بیچاره با یک طفل معصوم در شکم می‌ماند.
بعد از 20 سال آن زن جوان با یک مرد تحصیل کرده و با فرهنگ ازدواج کرده و زندگی خوش و خرمی را می‌گذراند و شوهر قبلی هم معتاد شده و... به هر حال بعد از طلاق، زن کودک خود را در حالی به دنیا آورده که از پدرش خبری نیست.
از طرف دیگر پدر دومی را در نظر بگیرید که از قبل از ازدواج، کلی مطالعات تربیتی در مورد کودک داشته و بعد هم ازدواج کرده و صاحب فرزند شده، در تربیت و رفاه و تحصیل او ذره‌ای کوتاهی نکرده است. آیا واقعا حکم این دو پدر یکسان است؟
 
فرمان سلطنتی
یکی از احکام خاص در مورد والدین این است که اگر فرزند، نذری را انجام دهد و یا عهد و قسمی را به شکل درست و صحیح آن به جا بیاورد، به هیچ وجه نمی‌تواند از آن انصراف دهد، ولی اگر انجام آن نذر یا عهد و قسم، مخالف نظر والدین باشد، دیگر نباید به نذر و عهد و قسمش عمل کند.
به عنوان مثال، فرض کنید که شما نذر کرده‌اید ماه رجب امسال بروید اعتکاف و ایام البیض را مهمان خانه خدا باشید و روزه بگیرید، ولی هنگامی که مادرتان از جریان مطلع می‌شود، از این مسأله خودداری می‌کند و اجازه به شما نمی‌دهد. در اینجا شما حق به جا آوردن آن نذر را ندارید؛ زیرا یکی از شروط نذر این است که رجحان شرعی داشته باشد و عملی که باعث ناراحتی والدین شود، عمل مطلوب شرعی به حساب نمی‌آید؛ در نتیجه نذر و قسم و عهد شما از اساس باطل است.
 
عاق والدین
یکی از مهم‌ترین مسائل در مورد روابط با والدین که بیشتر شکل اخلاقی دارد، مسأله لزوم احترام نسبت به والدین است. این مسأله که در عناوین مختلفی همچون احترام و خضوع در برابر والدین، حرمت اذیت والدین، لزوم اطاعت از آنها و عاق والدین و... مطرح می‌شود، ابعاد پیچیده و دقیقی دارد که بی‌دقتی و سهل انگاری در آن عواقب خطرناک دنیوی و اخروی را به همراه خواهد داشت.
اگر از منظر فقهی به این مسأله نگاه کنیم، ریشه همه این بحث‌ها به یک گناه و حرام بر می‌گردد و آن عقوق والدین است. عقوق والدین عبارت است از: «به خشم آوردن و آزردن و شکستن خاطر پدر و مادر و البته که آزردن یکى از آنها نیز موجب عاق شدن می شود»[1] همچنین عاق والدین به کسی اطلاق می‌شود که در حریم حرمت و شأن و مقام والدین خود به واسطه نافرمانی و بی‌احترامی، شکاف و رخنه ایجاد کرده باشد که این عمل از بزرگترین گناهان شمرده شده و معمولا در روایات نام این گناه در زمره چند گناهی آمده که مرتکب آنها هیچ گاه بخشیده نخواهد شد.
ولی در جواب به این پرسش که عاق والدین در چه صورت و نحوی رخ خواهد داد؟ باید گفت در این باره اختلافاتی بین فقها وجود دارد؛ امّا آنچه مسلم است، هر امری که موجبات هتک حرمت و اذیت و آزردگی آنها را فراهم کند، گناه و حرمت دارد و مصداق عاق والدین است.
 
پاسخ به یک سوال
آیا اگر کسى به خاطر خدا به والدینش نیکى کند، در این دنیا پاداش خواهد دید یا اینکه امکان دارد زندگى بدى داشته باشد؟ آیا اگر کسى مورد عاق و نفرین والدین قرار بگیرد امکان دارد در این دنیا از کسى که به والدینش نیکى کرده زندگى بهتر و آبرومندترى داشته باشد؟
پاسخ به این پرسش با توجّه به دو نکته روشن مى‌گردد؛
1. احترام به والدین زمینه ساز و مقتضى زندگى خوب و سعادتمندانه است، نه علت تام و کامل؛ یعنى باید عوامل و شرایط دیگر براى داشتن زندگى خوب و سالم موجود باشد و موانع موجود برسر راه تحقق آن بر طرف گردد تا این خواست محقق گردد. در نتیجه ممکن است انسان با وجود نیکى به والدین و احترام به آنها، بر اثر مهیا نبودن و فقدان سایر شرایط لازم و یا بر طرف نشدن موانع موجود بر سر راه دستیابى به چنین زندگى، این مهم حاصل نگردد و انسان زندگى خوب و ایده آلى نداشته باشد؛ مثلا ممکن است فردى که نسبت به والدینش رفتار خوبى دارد و احترام آنها را رعایت مى‌کند، امّا به خاطر انجام برخى گناهان و تاثیر این گناهان در زندگى او، زندگى او همراه با مشکلات و نابسامانى باشد.
از طرف دیگر عاق والدین بودن و بد رفتارى و مخالفت با آنها نیز زمینه ساز و مقتضى زندگى سخت و دشوار و ناسالم است، نه علت تامه؛ یعنى باید سایر شرایط و عوامل چنین زندگى موجود گردد و موانع تحقق آن بر طرف گردد تا چنین نتیجه‌اى حاصل گردد. بنا بر این ممکن است فردى که رفتار خوبى با والدینش ندارد و یا آنها را اذیت و ناراحت مى‌کند، ولی به خاطر انجام برخى کارهاى خوب و اعمال خیر، زندگى به ظاهر خوب و مناسبى داشته باشد که البته اگر این اذیت و آزار او نسبت به والدینش نبود، زندگى او بسیار بهتر و زیباتر بود.
2. ممکن است آثار اذیت به والدین و عدم رعایت تکریم و احترام آنها در دنیا ظاهر نگردد؛ بلکه این آثار و تبعات پس از مردن و در عالم آخرت ظهور یابد و چنین فردى در دنیا به ظاهر زندگى خوبى داشته باشد، ولى پس از مردن معذب و گرفتار باشد و برعکس پاداش فرزندى که حرمت والدینش را نگه مى‌دارد و آنها را تکریم مى‌کند، به عالم آخرت و پس از مردن محول گردد و در دنیا در ظاهر زندگى خوب و دلخواهى نداشته باشد.
 
مرز اطاعت
چه بسا سوال مطرح شود که مرز لزوم اطاعت از والدین تا کجاست؟ بر طبق یک اصل کلی، تا زمانی که اطاعت از آنها به انجام کار حرام یا ترک کار واجب منجر نشود. در غیر از این موارد هم اطاعت از والدین همیشه خوب و مطلوب است؛ امّا در جایی واجب می‌شود که ترک کردن آن باعث آزار و اذیت آنها شود.
اگر چه اندک اختلافاتی در تعیین حدود این وظیفه میان علما وجود دارد، امّا چنانکه برخی از مراجع هم تصریح می‌کنند، اگر منشأ دستورات والدین بر گرفته از شفقت و دل سوزی آنها باشد و ترک آن موجب آزار و اذیت آنها شود، به هیچ وجه نمی‌توان از آن خودداری کرد.
حجم و مقدار آیات و روایات و سفارشات در مورد لزوم احترام و خضوع در مقابل والدین به حدی زیاد و متنوع است که انسان سردرگم می‌ماند که به واقع آیا این لزوم احسان و تکریم والدین مرز معینی هم دارد و اگر بخواهیم یک مسلمان موفق در این زمینه باشیم چه باید بکنیم؟
در حقیقت جواب دادن به این پرسش خیلی آسان نیست؛ زیرا قرآن دستور داده به والدین خود احسان کنیم؛ «وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانًا إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرًا؛ و پروردگارت فرمان داده است: جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها به پیری رسیدند کمترین اهانتی به آنها روا نداشته و بر آنها فریاد مزن و گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه به آنها بگو و بال‌های تواضع خویش را خاضعانه در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا، همان گونه که مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»[2] اینها در واقع نمونه‌های معیار در برخوردهای گفتاری و رفتاری در مقابل والدین است.
چه بسا، این سوال پیش بیاید که همه این حرف‌ها درست، ولی برخی والدین انصافا خیلی خاص‌اند؛ مثلا پدری را در نظر بگیرید که معتاد است و افتاده گوشه زندان یا مادری که بین فرزندانش تبعیض قائل است یا... آیا این پدر و مادرها هم مستحق همان احترام و احسان هستند؟
اولا خدای متعال و پیامبر و امامان معصوم که به همه انسان‌ها چنین سفارشی فرموده‌اند، به خوبی می‌دانستند که انسان‌های موجود در کره زمین معصوم نیستند و هر کدام آمیخته از اخلاق و رفتار و عادات زشت و زیبا و خوب و بد هستند؛ بلکه مخاطب اصلی کلام در صدر اسلام مسلمانانی بودند که احیانا والدین یهودی یا حتی بت پرست داشتند، آیا جرم یک انسان معتاد یا بد اخلاق بیشتر است یا یک مشرک؟
دوم اینکه بسیاری از تصورات منفی ما در مورد والدینمان چه بسا توهماتی خام و ناشی از برخی شرایط خاص است و حساسیت‌ها و برخوردهای احتمالی والدین چیزی جز دلسوزی و شدت اهتمام و توجه آنها نسبت به ما و سرنوشت ما نیست و اگر گاهی در رفتارها و برخوردها از شیوه‌های نادرستی استفاده کردند، نباید به دل بگیریم.
سوم، احترام و احسان به والدین مربوط به شخصیت حقیقی آنها نیست که گفته شود خوش اخلاق و بداخلاق و خوب یا بد هستند؛ بلکه مربوط به شخصیت حقوقی آنها و عنوان پدر و مادر بودن آنهاست و پدر و مادر بودن هم که درجه و نمره بر نمی‌دارد تا احترام و تکریم هم درجه بندی شود.
چهارم، نباید این را فراموش کرد که ترازوی خدا آن قدر دقیق است که اجر دنیوی و اخروی احترام در مقابل والدین این چنینی را چندین برابر احترام فرزند یک پدر و مادر مهربان و دل سوز و فداکار محاسبه کند و اصولا هر کاری سخت‍‌تر باشد، ثمرات و نتایج بیشتری در پی خواهد داشت؛ ولی در هر حال اصل رعایت احترام و تکریم احسان به والدین، تعطیل با تعلیق نمی‌شود.
پیغمبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «خاک بر سرش، خاک بر سرش، خاک بر سر کسی که پدر و مادرش یا یکی از آنها پیش او به پیری برسند و او [به واسطه خدمت و احسان به آنها] بهشتی نشود.»[3]
 
 
 
پی نوشت:
[1]. نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر، ص128
[2]. اسراء، 23و24
[3]. نهج الفصاحه، ص349
عقیل مصطفوی مجد

:: بازدید از این مطلب : 1448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

امام رضا (ع) در روایتی شعبان را به عنوان مقدمه ورود و آمادگی برای ماه رمضان معرفی نموده و با توصیه هایی الهی این روزها را آخرین فرصت برای خودسازی و ورود خالصانه به ماه مبارک رمضان دانسته اند.

 
روایت چنین است که عبدالسلام بن صالح هروی در یکی از آخرین روزهای ماه شعبان به خدمت امام رضا (ع) می رسد و امام به او می فرماید: یَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَکْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ فَتَدَارَکْ فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ تَقْصِیرَکَ فِیمَا مَضَى مِنْهُ وَ عَلَیْکَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا یَعْنِیکَ وَ تَرْکِ مَا لَا یَعْنِیکَ وَ أَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکَ لِیُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَیْکَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِی عُنُقِکَ إِلَّا أَدَّیْتَهَا وَ لَا فِی قَلْبِکَ حِقْداً عَلَى مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَکِبُهُ إِلَّا قَلَعْتَ عَنْهُ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تَوَکَّلْ عَلَیْهِ فِی سِرِّ أَمْرِکَ وَ عَلَانِیَتِکَ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً وَ أَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِیمَا بَقِیَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُعْتِقُ فِی هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَان‏؛
 
کوتاهی هایت را جبران کن
 
امام رضا(ع) فرموده اند: هر کس در ماه شعبان هفتاد مرتبه استغفار کند حق تعالی گناهان او را بیامرزد اگر چه به عدد ستارگان باشد. از همین رو اولین توصیه امام رضا (ع) برای این روزها توجه به فرصت باقی مانده و جبران مافات است . آن حضرت(ع) می فرماید: ای ابا صلت! بیشتر از شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است ، در این باقیمانده ماه، اگر کوتاهی هایی داشته ای جبران کن و بر آنچه به کارت می آید اقبال نما.
 
توبه عامل محو گناهان
 
تلاوت قرآن در سیره امام رضا (ع) از جایگاه والایی برخوردار است. رجاء بن ضحاک می‏گوید: امام رضا علیه‏السلام شب‏ها بسیار تلاوت قرآن می‏کرد، هنگامی که به آیه‏ای می‏رسید که در آن سخن از بهشت و دوزخ به میان آمده بود، گریه می‏کرد، و از درگاه خدا تقاضای بهشت می‏نمود و می گفت: پناه می‏برم به خدا از آتش دوزخ (1)؛ از این رو امام رضا (ع) در توصیه ای دیگر برای این روزها به اباصلت می فرماید: بسیار در دعا و استغفار و تلاوت قرآن بکوش.
 
امام رضـا (ع) توبه را باعث محو گناهان برشمرده و از پیامبر اسلام (ص) روایت کرده که فرمودند: توبه کننده ی گناه مانند کسی است که گناهی بر او نیست؛ لذا در سومین توصیه برای روزهای پایانی شعبان می فرماید: از گناهان خویش به سوی خدا توبه کن تا ماه رمضان که فرا می رسد تو برای خدای عزوجل مخلص باشی.
 
یکی از توصیه های امام رضا (ع) برای استفاده از فرصت های باقی مانده این روزها ادای دین و رعایت امانتداری است. امام رضا(ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص) می فرماید: به بسیاری نماز و روزه و زیادی حجّ و احسان و زمزمه‌ مردم در شب منگرید، بلکه به راستی سخن و امانت داریشان بنگرید.(2) لذا توصیه دیگر آن حضرت برای این رورها توجه به موضوع امانتداری و ادای دین است و می فرماید: امانتی که برگردن داری ادا ساز.
 
کینه ها را دور بریزید
 
امام رضا (ع) همچنین در چهار توصیه دیگر برای آین روزها پرهیز از کینه ورزی ، اجتناب از گناه، توکل بر خداوند و خواندن دعا را برخی دیگر از راههای کسب فیض از فرصت ارزشمند آخرین روزهای ماه شعبان بر شمرده و می فرماید: هر کینه ای در قلبت از برادران مومنت می باشد آن را بر انداز و هر گناهی بر تو مانده که مرتکب آن شده باشی آن را از دل ریشه کن ساز و از خدا بپرهیز و در آشکارا و پنهان بر او توکل نمای؛ چه آنکه خود او فرمود: و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا؛ یعنی آنکس که بر خدای توکل کند خدا او را بس است که خدا امر خود را به انجام می رساند و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است . و در مابقی این ماه زیاد بخوان : "اللهم اِن لم یکُن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه"زیرا خدای تعالی در این ماه به احترام ماه رمضان گردن هایی را از آتش جهنم آزاد می سازد.(3)
 
 
 
پانوشتها:
1. عیون اخبار الرضا علیه‏السلام، ج 2، ص 182
2. همان،ج 2/ص 51
3. همان، ج2، ص51

:: بازدید از این مطلب : 1437
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 26 خرداد 1393

مناجات با امام زمان(عج)

 

هرکه بی دل نشود محرم جانان نشود

آنکه سرگشته یار است پریشان نشود

لقمه نان تو غلامان، همه مِنّا سازد

ورنه هر دلشده ای حضرت سلمان نشود

نه دلم ، دارو ندارم ز غم هجر تو سوخت

جز به دستان تو این سوخته درمان نشود

"جابر العظم کسیری" دل ما را دریاب

نقص این عمر به جز وصل تو جبران نشود

گنهم دیدی و یک بار به رویم نزدی

وای بر حال غلامی که پشیمان نشود

ترسم این است و بدانم که سرم می آید

من بمیرم شب هجران تو پایان نشود

عرضه ی عشق کنم محضرت ای محبوبم

سِرّ این غربت خود را ، ز چه عنوان نشود؟

بر تسلای دل هرچه غریب وطن است

هیچ ذکری به خدا ذکر «حسین جان» نشود

 


:: بازدید از این مطلب : 2679
|
امتیاز مطلب : 227
|
تعداد امتیازدهندگان : 53
|
مجموع امتیاز : 53
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 26 خرداد 1393

 

 

مناجات با امام زمان(عج)

 

این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد

تا تو نیایی صبح زیبایی ندارد

دارم یقین روزی تو می آیی وگرنه

هجران بدون وصل معنایی ندارد

گر دل به امید ظهورت خوش نباشد

امروز ما امید فردایی ندارد

در غیبت طولانی ات دریاب ما را

شیعه به جز تو هیچ مولایی ندارد

ای آخرین احیاگر دین محمد

اسلام غیر از تو مسیحایی ندارد

دنیا به تنگ آمد از این تاریکی محض

جز دیدن خورشید رویایی ندارد

ای ابر رحمت در عطش زار محبت

باغ عدالت جز تو سقایی ندارد

تو ذوالفقار انتقام اهلبیتی

زهرا به جز نام تو آوایی ندارد

در سجده های خود «وفایی» از خداوند

غیر از ظهور تو تمنایی ندارد

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2665
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 26 خرداد 1393

کسب روزی حلال به عنوان یک فریضه ی الهی و در قالب بهترین عملی که می تواند انسان را به درجات بسیار رفیع برساند محسوب می گردد و سیره ی ائمه اطهار (ع) بر این بوده است که با تلاش و از راه حلال روزی خویش را بدست آورند، اما جالب است بدانید تلاش و کوشش در راه رزق حلال ثوابی بَس عظیم در پی دارد، چنانچه حضرت محمد (ص) فرموده اند: عبادت هفتاد بخش است و برترین آن کسب روزی حلال می باشد، و همچنین می فرمایند: هر کس چهل روز غذای حلال (غذایی که از راه حلال بدست آمده باشد) بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی می گرداند و چشمه های حکمت را در قلبش جاری می سازد و در جای دیگر بیان می دارند: در بدن انسان قطعه گوشتی است که هرگاه او سالم بماند، تمام بدن سالم می باشد؛ و همان آن قلب و سلامتی قلب در گروه خوردن غذای حلال است.

علاوه بر این از پیامبر (ص) روایت شده است که ایشان فرموده اند: هر کس از زور بازوی خویش غذایی حلال تهیه نماید و بخورد، خداوند به رحمت در او نظر نموده و هیچ گاه عذابش نمی نماید و چون برق از پل صراط عبور می نماید و روز قیامت در شمار انبیاء خواهد بود و ثوابی مانند آنان نسیب او می گردد و درهای بهشت را به روی او می گشایند تا از هر دری که می خواهد داخل بهشت گردد و همچنین می فرمایند: هر کس برای تامین روزی عیالش از راه حلال سعی و تلاش نماید، مانند کسی است که در راه خداوند پیکار نموده باشد و نیز بیان می دارند: هر کسی که با پرهیز و پارسایی در دنیا به دنبال لقمه ای حلال باشد، دارای مقام و منزلتی همچون شهیدان می باشد.

 

پی نوشت ها:1- محدث نوری. مستدرک الوسائل، ج13: 12، 55. 2- میبدی. کشف الاسرار و عدة الابرار، ج3: 44؛ ج8: 146. 3- شعیری. جامع الاخبار: 39، 139. * پورقاسم میانجی. خوراک های حلال و حرام: 201، 215- 216.


:: بازدید از این مطلب : 2072
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران