میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 25 آبان 1394

آهنگ نازدانه ارباب به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)

با صدای میلاد حیدری و علیرضا حیدری

 

با کیفیت 320

با کیفیت 128

 



:: بازدید از این مطلب : 3414
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 30 مهر 1394

شهیدنیوز: امروز نصف‌جهان میزبان یکی از اهالی بهشت است، مسلم خیزاب که فرماندهی گردان یا زهرا (س) لشکر ۱۴ امام حسین (ع) را بر عهده داشت، به کاروان شهدا پیوست تا امروز پیکر مطهرش بر روی دست مردمان دیار شهیدپرور و ولایت‌مدار اصفهان تا خانه ابدی در گلستان شهدا تشییع شود.

 

امروز شهر گنبدهای فیروزه‌ای میزبان شهید مدافع حرمی است که سعادت ابدی را بر زندگی چند روزه دنیوی ترجیح داد و در نهایت نیز در آستانه عاشورای حسینی، به افتخار حسینی شدن دست یافت تا ما جاماندگان زمزمه کنیم ای عاشق راه حسین، ای سربلند میدان بصیرت، ای یاور ولایت و ای مدافع حرم اهل‌البیت، شهد شیرین شهادت گوارایت باد.

 

*شیرزنی که رسالت زینب‌وار بر عهده گرفت

 

مسلم خیزاب به آرزوی دیرینه‌اش که همانا شهادت و وصال معبود بود، دست پیدا کرد و همسر وی امروز زینب‌وار رسالت پاسداری از خون این شهید بزرگوار و تحقق خواسته وی مبنی بر ولایت‌داری و تبعیت محض از مقام عظمای ولایت را بر عهده گرفته است.

 

متانت خانم رنجبر در طول گفت‌وگو و صبر و طاعتش در غم از دست دادن شریک زندگی ۱۱ ساله و پدر فرزندش نشان می‌دهد که این شیرزن در قبال سرخی خون همسرش، رو سفید خواهد شد.

 

همسر شهید مسلم خیزاب به یادآوری وداع آخر با او پرداخته و می‌گوید: حدود ۶۰ روز قبل بود که وی راهی سفر شد؛ از قبل می‌دانست که سرنوشت شهادت در انتظار اوست و وصیت کرده بود در گلستان شهدا و نزدیکی‌های مزار شهید حسین خرازی به خاک سپرده شود.

 

نخستین بار در مدینه و روبروی گنبد حرم حضرت رسول (ص) بحث رفتن به سوریه را مطرح کرد و جواب مرا خواست؛ قبل از اینکه حرفی بزنم، گفت اگر جوابت منفی باشد، باید فردای قیامت جواب حضرت زینب (س) را بدهی. من هم در جواب گفتم رضایت دارم بروی و ان‌شاءالله صحیح و سلامت بر می‌گردی اما وی تاکید داشت که شهید می‌شود.

 

وی به وداع شهید با یارانش در گلستان شهدا نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: سر قبر شهید تورجی‌زاده که رفتیم، دقایقی با این شهید آهسته درد و دل کرد و گفت: آمین بگو؛ من هم دستم را روی قبر شهید تورجی‌زاده گذاشتم و گفتم هر چه گفته را جدی نگیر اما همسرم دوباره تاکید کرد تو که می‌دانی من چه می‌خواهم، پس دعا کن تا به خواسته‌ام برسم.

 

*جواز شهادتش را از شهدای غواص گرفت

 

مراسم تشییع شهدای غواص و بازگشت پرستوهای مهاجر به وطن، شهید خیزاب را برای پیوستن به کاروان شهدا هوایی کرده و لحظه‌شماری می‌کرد تا به یاران شهیدش بپیوندد.

 

همسرش در این‌باره می‌گوید: بعد از مراسم تشییع شهدای غواص که وی ساعت‌ها در کنار آن‌ها بود، گفت: اول شهادت و بعد سلامتی خانواده را از شهدای غواص خواستم و به هر دو خواسته نیز خواهم رسید. وی همواره می‌گفت آرزو دارم با گلوله مستقیم دشمن شهید شوم و به من نیز تاکید کرد اگر دیدی سر بر تن من نیست، گلوگاهم را ببوس و بگو خدایا این قربانی را از ما بپذیر.

 

*یادگار شهید خواب شهادت پدرش را دیده بود

 

محمدمهدی پنج ساله یادگار شهید خیزاب است که با وجود اینکه شهید شدن پدرش را در خواب دیده، امروز دلتنگ پدری است که به مولا و امامش اقتدا کرده است.

 

همسر شهید خیزاب در این‌باره می‌گوید: چند وقت قبل محمدمهدی برایم گفت که خواب دیده همسایه‌‌مان که شهید شده، ستاره‌ای به وی داده و گفته پدرت شهید می‌شود.

 

وقتی خوابش را برای من تعریف کرد، نگران بود که من ناراحت شده باشم اما به وی گفتم که پدرش به سلامت از سفر باز خواهد آمد.

 

دادن خبر شهادت پدر به محمدمهدی خردسال کار ساده‌ای نیست اما این شیرزن اصفهانی، با تکیه بر مهر و محبت مادری، خبر شهادت پدر را به یگانه فرزند داده است.

 

محمدمهدی از اینکه پدرش در گلستان شهدا به خاک سپرده می‌شود، خوشحال است، زیرا به خیال خودش حالا می‌تواند با دوچرخه‌اش در محوطه گلستان شهدا بازی کند.

 

*سفارش شهید خیزاب به شهید خرازی

 

شهید خیزاب در آخرین حضورش در گلستان شهدا سفارش محمدمهدی را به شهید خرازی کرده است.

 

همسر وی در این باره می‌گوید: من نمی‌دانستم که شهید خرازی پسری به نام محمدمهدی دارد اما شنیدم که همسرم سفارش پسرمان را به شهید خرازی کرد و گفت که وی نیز پسری همنام فرزند ما دارد.

 

در این لحظه به وی گفتم چرا می‌خواهی ما را تنها بگذاری که وی جواب داد: شما خدا را دارید و تنها نخواهید بود؛ شما که بالاتر از حضرت زینب (س) و خانواده امام حسین (ع) نیستید که در صحرای کربلا تنها مانده بودند.

 

وی ادامه می‌دهد: شهید خیزاب از من خواست که پس از شهادتش، بی‌تابی و گریه و زاری نکنم تا ترحم کسی برای ما جلب نشود.

 

همسر شهید خیزاب با الگو گرفتن از حضرت زینب کبری (س) به خواسته شوهرش عمل کرده و امیدوارانه از جلب رضایت وی می‌گوید: روز گذشته بعد از مراسمی که تعدادی از همرزمان همسرم برگزار کرده بودند، یک لحظه پلکم روی هم رفت و در خواب همسرم را دیدم که خوشحال بود و مرا از بابت اینکه به وصیتش عمل کرده و برایش آبروداری کردم، تحسین می‌کرد.

 

**به جای فامیل‌های وابسته بنویسید لشکر امام حسین(ع)

 

شهید مسلم خیزاب قبل از شهادت از همسرش درخواست‌هایی داشته که رنجبر با تشریح آن‌ها می‌گوید: حرف اول و آخر شهید این بود که گوشتان به حرف امام خامنه‌ای باشد و راه شهدا را ادامه بدهید.

 

وی ادامه می‌دهد: همسرم علاقه زیادی به مقام معظم رهبری داشت و سفارش کرده بود در اعلامیه‌شان، عکس و جمله‌ای از ایشان باشد.

 

رنجبر با اشاره به وصیت این شهید می‌گوید: شهید خیزاب دوست داشت مراسم ترحیم وی مکانی برگزار شود که نفس و بوی سپاه را داشته باشد و بنا به علاقه وی، مراسم ترحیم در ناحیه امام صادق برگزار می‌شود، همچنین وی تاکید داشت که در اعلامیه به جای فامیل‌های وابسته بنویسند سپاه پاسداران و لشگر ۱۴ امام حسین؛ جا دارد از همکاری و مساعدت لشگر ۱۴ امام حسین و دوستان و همرزمان وی که در این روزها در کنار خانواده ما بوده‌اند، تشکر کنم.

 

*گلستان شهدای اصفهان امروز میهمان دارد

 

شهید مسلم خیزاب به خواسته‌اش رسید و ردای شهادت را بر تن کرد تا اینگونه خطاب به وی بگوئیم آن هنگام که در جلوی چشمانت، یاران شهادت‌طلب رفته و شجاعت و ایثار به نهایت می‌رساندند، نمی‌پنداشتی که نعمت بزرگ شهادت نصیب تو نیز خواهد شد اما امروز یاران شهیدت در گلستان شهدای اصفهان به استقبال تو آمده‌اند، شهید خرازی مدال شجاعت بر گردنت خواهد آویخت و میهمان نوحه باصفای یازهرای شهید تورجی‌زاده خواهی شد.



:: بازدید از این مطلب : 3219
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟

ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟

ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟

اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟

دلگیرم از این روزهای بی تو بودن

این روزهای از فراق تو سرودن

روزی که میایی نمیدانم که هستم

آه ای عزیز فاطمه خالیست دستم

من چشم بر دیدار چشمان تو بستم

هرشب اگر در مجلس روضه نشستم؛

امشب هم از خونابه های تشت خواندیم

هم زان تنی که پاره پاره گشت خواندیم

کم کم جوانی هم به سر آمد ولی تو...

از لحظه ی رفتن خبر آمد ولی تو...

عمری محرم شد صفر آمد ولی تو...

عمری به جان ما شرر آمد ولی تو...

این عبد بی مولا نمیخواهد جهان را

از غم رها کن دیگر ای صاحب ،زمان را



:: بازدید از این مطلب : 3216
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه و محرمی

 

آه دلم به آینه زنگار می زند

پیراهن وصال تنش زار می زند

عمرم،جوانی ام، همه خرج گناه شد

این گریه ها زیان مرا جار می زند

دیگر چرا اجل، به خدا که همین فراق

عکس مرا به سینه ی دیوار می زند

حالم شبیه حالِ بد مجرمی ست که

سیلی نخورده دست به اقرار می زند

چون ورشکسته ای شده ام که به هستی اش

چوب حراج از سرِ اجبار می زند

بر روی من حساب نکن جمعه ی ظهور

سنگت به سینه، نوکر غمخوار می زند

خون هزار عاشق این شهر پای توست

خال لب تو دست به کشتار می زند

با اینکه رو به قبله شدم، دل خوشم هنوز

گاهی سری طبیب به بیمار می زند

شرمنده ام نمرده ام از رنج روضه ها

خیلی بد است کارگر از کار می زند

لعنت به نانجیب مدینه که بی هوا

سیلی به پابه ماه عزادار می زند

چون روز روشن است از امروز کوچه اش

فردا سه ساله را سر بازار می زند

پنجاه سال بعد به اسم سه شعبه ای

مسمار را به چشم علمدار می زند



:: بازدید از این مطلب : 3160
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات

 

به دریا رَوَد آب جویی که داریم

به مِی می‌رسد این سبویی که داریم

میسّر نگردد به بال "وبالی"

هوای پریدن به کویی که داریم

به جز آب از چاهِ ناله کشیدن

چه شد حاصل از جستجویی که داریم؟!

به چه رویی آخر شما را بخوانیم؟

اگر با چنین خُلق و خویی که داریم!

بدون تو در دوره‌ی سخت غیبت

نرفت آب خوش از گلویی که داریم

ز خون شهیدانِ این آب و خاک است

اگر هست نام نکویی که داریم...

به شاهیِ عالم خدایی می‌ارزد

در خانه‌ات آبرویی که داریم

فقط با همین روضه‌ها درامانیم

ز هر فتنه‌ی پیشِ‌رویی که داریم

اگر خوب یا بد، غلام حسینیم

ز کرب و بلاست عطر و بویی که داریم

حرم با تو رفتن صفا دارد آقا...

چه بی‌انتهاست آرزویی که داریم



:: بازدید از این مطلب : 3865
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

حال ما بی تو شبیه است به باران بودن

میخورد از جهتی هم به بیابان بودن

مثل باران ز غم یار فقط باریدن

چون بیابان نفس افتاده و بیجان بودن

هرکس از غیبت طولانی تو سهمی برد

سهم ما نیز شد از هجر پریشان بودن

مدتی میشود از فیض بکا محرومم

چشم آلوده کجا لذت گریان بودن

بی تو قرآن به روی طاقچه ها خاکی شد

شرمساریم ازینگونه مسلمان بودن

بدم اما نروم جز در تو جای دگر

مزه دارد به سر خوان کریمان بودن

تو طبیب دل بیمار منی آقا جان

باتو ننگ است پی دارو و درمان بودن

مرد و مردانه به دیدار خطرها رفتیم

نمی آید به گدای تو هراسان بودن

هرکجا نام حسین است میاید یوسف

پس چرا در پی تو راهی کنعان بودن؟

تو بیا روضه بخوان گریه به پایش با ما..

جان سپردن ز غم کرببلایش با ما

 



:: بازدید از این مطلب : 3102
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

دستِ ما گیر كه در ورطۀ غم می اُفتیم

یـادِ ما بـاش كه ما یادِ تو كم می اُفتیم

بـاید اینـجا بنشیـنیم كه مـا را بخرند

گریه كـن، گریه و گر نه ز قلم می اُفتیم

لطفِ چشمـانِ تـرِ مادرمـان بود اگر

كه درِ خـانۀ اربـابِ كَـرَم می اُفتیم

ریشۀ ما همه در خاكِ حسینیۀ توست

دستِ مـا نیست كه در پایِ عَلَم می اُفتیم

می زنیم آنقدر از عشق بر این سینه كه باز

مثـلِ گیسویِ تو بر شـانۀ هـم می اُفتیم

تا نفس هست حسین است، حسین است، حسین

حق بـده پیشِ تو هـر نیم قـدم  می اُفتیم

مـادر افتاد زمیـن تا كه نیـوفتیـم از پـا

تـا بگوئیـم فـقـط بیـنِ حـرم می اُفتیم

تا شنیـدیم كه بر رویِ كـمر دست گذاشت

در ورودیِ حـرم بـا قـدِ خـم می اُفتیم



:: بازدید از این مطلب : 3263
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

هوای کهنه ی این شهر تازه دم کرده

گناهکاریمان تنزل النقم کرده

ظلمت نفسی ما را شنید دلبر و گفت :

امان ز نفس کسی که به خود ستم کرده

به شوق یوسف اگر چشم مان چو یعقوب است

هنوز گریه به درد فراق کم کرده

چه می شود سحری دیده بارد و بیند

کریم ، بارش باران به ما کرم کرده

ای آسمان ز چه گشتی بخیل ؟ پر وا کن

گناه کرده اگر شیعه ، توبه هم کرده

به توبه های محرم قسم که شوق ظهور

فدائیان تو را با تو هم قسم کرده

محرم آمد و غم شد فزون تر و دیدم

کتیبه ای هوس شعر محتشم کرده

دوباره چادر مشکی وصله دارش را

زنی برای پسر بچه اش علم کرده

هوای کرب و بلا جان تازه ام داده

دل حزین مرا راهی حرم کرده

امام عشق و محبت ، خدا کند بینم

نسیم کرب و بلا آسمانی ام کرده

 



:: بازدید از این مطلب : 3008
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات

 

بر وادی وصال بر این دل نوا دهید

با اشک دیده سینه ی ما را جلا دهید

یک بار هم ز لطف قدم  رنجه ای کنید

بر نوکران بی سر و پا هم بها دهید

سر بر کنیم و منتظر مقدم شما

منت دهید و کلبه ی ما را صفا دهید

از بس کرم به روی کرم دارد این حرم

لب وا نکرده حاجت هر بی نوا دهید

یک گوشه ی نگاه شما کیمیا کند

بر خاک پای خویش عیار طلا دهید

خواهید اگر که روسیهان معتبر شوند

فیض غلامی حرم خود به ما دهید

دری گناه حائل ما و خدا شده

راضی شوید و آشتیمان با خدا دهید

تا آنکه روضه خوان حریم شما شویم

بر ما ز سوز فاطمه حزن صدا دهید

حیف است آرزو به دل از این جهان رویم

لطفی کنید و تذکره ی کربلا دهید



:: بازدید از این مطلب : 3249
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

در معرض نگاه شما نور می شوم

بی نور تو ز محضرتان دور می شوم

کم با تو حرف می زنم امّا دلم پر است

از شرمساری است که مهجور می شوم

اصلاً به روی من نمیاری که من بَدَم

وقتی که باز وصلۀ ناجور می شوم

بی آبرویم و به غمت گریه می کنم

آنگاه از نگاه تو مسرور می شوم

چشمان توست جوشش آب حیات من

من با تو زنده می شوم و نور می شوم

وقتی به سبک زندگی ات زندگی کنم

پس با مسیر بندگی ات جور می شوم

در پیش پات سفرۀ جان پهن می کنم

روزی که در سپاه تو مأمور می شوم

دارم امید روز قیامت به اذن تو

من باز روضه خوان تو محشور می شوم

گاهی شباهتی به تو پیدا کند دلم

با یک فرازِ ناحیه ، مأجور می شوم

پس ندبه می کنم به غریبی جدّ تو

آنقدر گریه می کنم که دگر کور می شوم

یا منتقم سپاه تو تشکیل می شود

من هم در آن به نام تو مشهور می شوم

 



:: بازدید از این مطلب : 3099
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران