میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

سرتیپ بسیجی محمد رضا نقدی با اشاره به محبوبیت انقلاب اسلامی، اظهار داشت: اوج گیری محبوبیت انقلاب اسلامی و حرکت بسیج و حزب الله در جهان و خطری که گسترش نفوذ این جریان برای مستکبران ایجاد کرده است، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به عکس العمل های جنایت کارانه ای واداشته است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین راه اندازی و هدایت گروه هایی با عملیات خشونت بار و نسبت دادن آن به مسلمین را از جمله عکس العمل های جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست و افزود: راه اندازی گروه های تروریستی و بمب گذار و نسبت دادن آن به مسلمانان اهل سنت، تحریک روحانی نماهای شیعه نما به توهین به اهل سنت و ترغیب به انتقام گیری از اهل سنت به جای تکفیری ها و تشویق به قمه زنی و راه اندازی جریان جنایت کاری مانند القاعده و داعش نمونه هایی برای خشن جلوه دادن مسلمانان است.

سردار نقدی بر همین اساس اضافه کرد: امروز هم می بینیم وقتی یک عمل جنایت کارانه انجام می گیرد و اسید می پاشند به صورت زنان مظلوم، فوراً شبکه رسانه ای بیگانه وارد عمل می شود و با تیترهای مشابه سعی می کنند این اسید پاشی را به امر به معروف و نهی ازمنکر ربط بدهند.

 

وی ادامه داد: اولاً کدام مسلمانی است که نداند این کار جنایت است و به خودش اجازه دهد چنین عمل فجیعی را انجام دهد؟ ثانیاً اگر این عمل زشت کار یک آدم متحجر با کج فهمی از مذهب است، پس چرا زنان هرزه خیابانی با آرایش های آنچنانی را رها کرده است و زنانی را که حجاب نسبتاً موجهی داشته اند را هدف قرار داده است؟ چرا این کار همزمان با طرح قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی انجام شده است؟ چرا این کار در آستانه محرم و هفته امر به معروف و نهی ازمنکر انجام شده است؟

سردار نقدی تصریح کرد: همه اینها نشان می دهد حتی اگر سند و مدرک محکمی بر اینکه این اقدام شنیع با هدایت دشمن مستکبر صورت گرفته نداشته باشیم، ولی با قاطعیت می توانیم بگوییم مرتبط کردن این فعل حرام و شیطانی با نهی از منکر کار حساب شده عوامل رسانه ای بیگانه است. با این جو سازی رسانه ای آنها چند هدف را دنبال می کنند:

    امر به معروف و نهی از منکر را خشن و غیر قابل قبول جلوه دهند و مردم را از این واجب الهی منصرف کنند.
    نمایندگان مردم در مجلس را در تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر متزلزل کنند.
    چهره نیروهای ارزشی و انقلابی را مخدوش و برای غرب زدگان و بی بند و بارها مظلوم نمایی کنند و اعتبار اجتماعی درست کنند.
    با خشن جلوه دادن نیروهای حزب الله زمینه را برای بازگشت تجدید نظر طلبان به عرصه سیاسی و انتخابات فراهم کنند.

این مسئول بسیجی در ادامه تاکید کرد: رسانه های فاسد و روزنامه های زنجیره ای کور خوانده اند؛ ملت ایران بسیار هوشیار تر است که بازی این جریانات را بخورد؛ این ملت عبور از فتنه های رسانه ای را در بازی عظیم 9 دی سال 88 تمرین کرده است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین اظهار کرد: از وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی می خواهیم با سرعت عوامل این جنایت فجیع را که به احتمال قوی مرتبط با سرویس های اطلاعاتی غربی هستند دستگیر کنند و با حکم قضایی، حد اقل، قصاص و مقابله به مثل شوند. هرچند این با این فضای نا امنی که ایجاد کرده اند چه بسا مفسد فی الارض تلقی شوند. حتی اگر آسیب دیدگان هم عامل جنایت را بخشیدند، دستگاه قضایی از حقوق و امنیت عمومی نباید بگذرد و قصاص حداقل انتظار است.

سردار نقدی در خاتمه عنوان کرد: وزارت ارشاد و هیئت نظارت بر مطبوعات هم نباید بگذارد رسانه های فاسد و غربزده این جنایت را با مقدسات و واجباتی مثل امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کنند و به این بهانه به تضعیف ارزش ها بپردازند.



:: بازدید از این مطلب : 2181
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ؛ حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در دومین روز از ماه محرم در جمع عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) تهران، با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) در خصوص زمان‌شناسی اظهار داشت: امام صادق(ع) در این روایت می‌فرماید، کسی که عالم به زمان است و زمانه خود را می‌شناسد، امور مشتبه و گمراه کننده به او هجوم نمی‌آورند.
 
وی در تشریح این روایت افزود: این روایت بدین معناست که کسی که به اوضاع و شرایط زمان خود آگاه باشد، هر چند ممکن است خطایی انجام دهد، اما اشتباهات به سوی او هجوم نمی‌آورند، در حالی‌که افرادی که به اوضاع زمان خود آگاهی ندارند، آماج اشتباهات متعدد قرار خواهند گرفت.
حجت‌الاسلام پناهیان یکی از ویژگی‌های جلسات وعظ و عزاداری را بروز شدن و افزایش آگاهی‌های انسان دانست و تصریح کرد: از کارکردهای این جلسات باید این باشد که انسان زمان دانایی‌هایی را که می‌داند، بهتر بداند و بفهمد که اکنون زمان استفاده از کدام فضیلت و جلوگیری از کدام عیب است. این مسأله آنقدر مهم است که حتی عالمان دینی هم اگر زمان‌شناس نباشند، ممکن است باعث گمراهی شوند. از این جهات است که حضرت امام(ره) می‌فرماید که به دنبال عالم زمان‌شناس بروید.
وی با بیان این‌که زمان شناسی در ابعاد و لایه‌های مختلفی قابل تصور است، بیان کرد: مثلاً دوران پیری بیشتر موقع خواندن نمازهای مستحبی است و دوران جوانی زمان دعا خواندن است. در بحث انتظار هم با استفاده از شواهد و قرائن موجود می‌توان گفت که ما در مراحل آخر انتظار هستیم؛ به همین دلیل الان هنگام بهره‌برداری از دین نیست، بلکه موقع خدمت کردن به دین است.
 استاد حوزه و دانشگاه به ثمرات تربیتی رزمندگان اسلام در هشت سال جنگ تحمیلی و اثرات آن بر رزمندگان کشورهای عراق و سوریه اشاره و خاطرنشان کرد: اکنون اگر کسی می‌خواهد دین‌داری کند، باید برای دین کار کند و اثر آن از هزار رکعت نماز شب هم بالاتر است. راه‌اندازی جلسات روضه و دعا نمونه‌ای از خدمت به دین در عصر حاضر است. باید بدانیم که خداوند در آخرالزمان از ما چه انتظاری دارد؟
وی با انتقاد از برخی از تحلیل‌های سیاسی که در رسانه‌های کشور دیده می‌شود، گفت: اینها زمان را خوب نمی شناسند. در روایتی از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده است که فرمود، «چگونه‌اید وقتی که بدعت‌ها ظهور می‌کند، بچه ها با بدعت بزرگ می‌شوند و پیران در بدعت از دنیا می روند و هنگامی که به سنت پیغمبر(ص)عمل می‌شود، آن را بدعت می‌نامند و زمانی که از بدعت‌ها پیروی می‌شود، آن را سنت پیغمبر(ص) می‌خوانند!» سپس فرمود، «این وضعیت زمانی پیش می‌آید که شما به وسیله دین و عمل دینی به دنبال دنیای خود می‌روید.»
حجت‌الاسلام پناهیان با بیان این‌که وضع فعلی کشور ما در جهان چندان طبیعی نیست، ابراز داشت: علت آن است که عده‌ای نان دین را خوردند، اما برای دین کار نکردند. این نتیجه ضعف ما در این 35 سال پس از پیروزی انقلاب است. در زمان جنگ تاکنون، اگر سیاستمداران ما قوی عمل می‌کردند، این فتنه‌ها در منطقه به وجود نمی‌آمد. آن گونه که حضرت امام(ره) شایسته رهبری بود، ما شایسته رهبری ایشان نبودیم.
وی ادامه داد: سید حسن نصرالله، که در جهان به عنوان یک فرد مهم و تأثیرگذار کاملاً شناخته شده است، می‌گوید که رهبر معظم انقلاب در خود ایران غریب است! و بیعت اصلی مردم جهان باید با ایشان باشد. بعد از جنگ 33 روزه از رزمندگان حزب‌الله لبنان درباره رمز موفقیت‌شان پرسیدند و آنها تبعیت محض از رهبر انقلاب را علت اصلی این پیروزی‌ها عنوان کردند. سپس گفتند که ما به طور کامل از ایت‌الله خامنه ای تبعیت می‌کنیم، اما متأسفانه در ایران این تبعیت محض وجود ندارد.
این کارشناس فرهنگی با انتقاد شدید از برخی تفکرات سیاست‌مداران کشور در خصوص دین و سیاست، گفت: برخی از سیاست مداران ما بر این عقیده‌اند که دین باید دنیای ما را آباد کند، به همین خاطر آگاهانه یا ناخواسته به تحریف دین می‌پردازند؛ در موضوع مذاکره تاریخ را تحریف کرده و موضوع مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد را مطرح می‌کنند؛ و یا برای آزادی چند نفر از زندان، حر را مثال می زنند، غافل از این‌که حر پشیمان شد، توبه کرد و چکمه بر گردن آویخت و از امام(ع) عذرخواهی کرد. اگر صدام هم با این وضعیت می‌آمد، ما او را می‌بخشیدیم.
وی با اشاره به مذاکرات هسته ای گفت: متأسفانه دیپلماسی هسته ای ما در مسیری قرار گرفته که کوتاه‌آمدن‌ها برای بازرسی‌های سرزده و متعدد از نیروگاه‌های هسته‌ای به نوعی تأیید کننده ضمنی شبهات غربی‌ها علیه ایران است. رهبر معظم انقلاب می‌فرماید، اگر مسیحیان عالم بفهمند که همه مشکلات آنها از صهیونیست‌هاست، عالم متحول خواهد شد و این را باید دستگاه دیپلماسی کشور ما در جهان تبلیغ کرده و به گوش مسیحیان برساند.
حجت‌الاسلام پناهیان به مسأله فتنه داعش در جهان اشاره کرد و یادآور شد: داعش تندروی می‌کند، چون ما کندروی کرده‌ایم و معتدل حرکت نکردیم. ما باید درست رفتار کنیم و مثل امام(ره) که محکم می‌گفت، ما برای اسلام زنده‌ایم و همه وجود ما فدای اسلام، باید ادبیات ما این چنین باشد. چرا ادبیات سیاستمداران ما این‌ چنین نباشد، اما ادبیات داعشی ها (هر چند به دروغ) چنین باشد؟
وی علت این مسائل را به خدمت درآمدن دین برای دنیا ذکر کرد و گفت: بازرگان می‌گفت که فرق من و امام(ره) در این است که امام ایران را برای اسلام می‌خواهد و من اسلام را برای ایران! اگر دنیای خود را برای دین بخواهیم، هم دین و هم دنیا را به دست خواهیم آورد، اما اگر دین را برای دنیای خود و دیگران بخواهیم، آن وقت خسر الدنیا والاخره خواهیم شد.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با قرائت آیاتی از سوره محمد(ص) اظهار داشت: در این آیات درباره دو گروه صحبت شده است، گروه اول کسانی هستند که کافر شدند و بر سر راه خدا منع ایجاد کردند. چنین افرادی هر کاری انجام بدهند، تباه خواهد شد؛ و گروه دوم کسانی هستند که در راه خدا کشته می‌شوند و خداوند اعمال آنها را ضایع نکرده و می‌پذیرد. این افراد در عالم اثر دارند.
گفتنی است، مراسم سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از اول تا دوازدهم محرم در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) تهران واقع در میدان شهدا، خیابان مجاهدین اسلام برقرار است.


:: بازدید از این مطلب : 2402
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: باید در این مسیر با خود عهد ببندیم که مانند برخی ها با باد این طرف و آن طرف نشویم و همیشه درنظر داشته باشیم که خدایی وجود دارد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی در دومین جلسه سخنرانی خود درهیأت فاطمیون قم با بیان این که رفتار اشخاص نشان دهنده ایمان اوست، اظهار داشت: اگر خواستید ایمان فردی را بسنجید کافی است به رفتارش نگاه کنید. ببینید در حرف زدنش فحش می دهد، دروغ می‌گوید، دهنش لق است، آیا مراقب شنیده ها و دیده هایش هست؟ با چه کسانی دم خور است، رفقایش چه کسانی هستند؟ اگر دیدم کسی را که در فتنه بوده به ما معرفی می‌کند باید بدانم حتما ریگی به کفش دارد.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: اگر دیدم کسی به آمریکایی ها لبخند می زند و بچه حزب اللهی ها را افراطی می داند معلوم می شود او یک مشکلی دارد که اینجور رفتار می کند؛ درست است که ما از دل انسان ها خبر نداریم اما رفتارشان خیلی چیزها را نشان می دهد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت داشتن روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر ارزش های الهی، گفت: باید در این مسیر با خود عهد ببندیم که مانند برخی ها با باد این طرف و آن طرف نشویم، همیشه درنظر داشته باشیم که خدایی وجود دارد، ارزش و ضد ارزشی هست؛ تمرین کنیم که دیگر دروغ نگوییم حتی اگر به ضررمان باشد، آنوقت ببینید چه می شود.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در پاسخ به این که چطور می شود برخی انسان ها در راه خدا ثابت قدم و محکم اند و برخی سسست هستند، بیان کرد: سه عامل می توان مطرح کرد یکی این که وراثتی است؛ پدر و مادری که اراده و عزم  قاطع دارند روی بچه هایشان اثر می‌گذارند و نسل بعد از آنها انسان های باثباتی خواهند بود.

وی افزود: حتی داستان هایی که پدران و مادران برای فرزندانشان تعریف می کنند تأثیرگذار است مانند قصه رستم و سهراب یا برخی مذهبی ها که برای خواباندن کودک خود از رشادت های امیرالمؤمنین(ع)می‌گویند؛ اینها خیلی مؤثر است.

استاد اخلاق حوزه علمیه محیط  زندگی فرد را یکی دیگر از این عوامل دانست و گفت: کسی که در جمع عده ای باشد که روحیه مقاومت دارند و اگر حرفی می زنند پای آن می‌ایستند، به طور طبیعی از آنها تأثیر می گیرد؛ محیط انسان از خانواده شروع می شود و تا دوستان دوران کودکی، هم مدرسه ای و هم دانشگاهی و نهایتا همکاران را نیز شامل می شود.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی یادآور شد: وقتی انسان وجود شخصی مانند امام خمینی(ره)را درک می کند که در طول زندگی اش حتی یک قدم عقب نشینی نکرد، در دوران مبارزه با طاغوت و جنگ همواره ثبات قدم داشت تأثیر می‌پذیرد.اراده انسان مهم ترین عامل در ایجاد روحیه مقاومت است.

وی با تأکید بر این که هیچ کدام این عوامل علت تامه نیستند، گفت: اراده انسان از همه اینها مهم تر است؛ این که خود فرد چقدر می خواهد در میدان بماند؛ گاهی مشکلات و بلاهای طبیعی در زندگی پیش می آید که کاری از دست انسان بر نمی‌آید و تنها می تواند نترسد و ایستادگی کند اما برخی در این شرایط خود را به راحتی دست مشکلات می‌سپارند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ممکن است کسی تربیتش، محیط و وراثتی که داشته خوب باشد اما اراده اش ضعیف باشد و عکس این قضیه نیز امکان دارد؛ گاهی بین بستگان دو برادر که از یک پدر و مادر هستند حتی دوقلوها عین هم نیستند.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: این که دانشمندان امروزی می‌گویند با کشت سلولی انسان می توان شخصی دیگری را کاملا شبیه فرد اول بوجود آورد حرف غلطی است، به هیچ وجه این دو نفر نمی‌توانند یکی باشند زیرا محیط و شرایط شان یکی نیست و از همه مهم تر این که ارده یکسانی ندارند.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی با اشاره به این که در قیامت از اراده آدمی سؤال خواهند کرد، گفت: اگر کسی در آنجا ادعا کند که محیط زندگی ام مناسب نبود به او خواهند گفت باید محیط خود را تغییر می دادی، دوستان خود را عوض می‌کردی؛ انسان اگر می‌خواهد گناهی را ترک کند باید این کار را انجام دهد به ویژه کسی که ضعیف و تأثیر پذیر است.اگر محیط  زندگی سعادت مان را به خطر می اندازد باید تغییرش دهیم.

وی گفت: کسانی که منفعل هستند و از سوی دیگران رهبری می‌شوند اگر در شرایطی هستند که سعادت اخروی شان در خطر است باید محیط خود را عوض کند؛ نمی توانند عذر بیاورند که چون دوستم جهنمی شد من هم به این راه آمدم، در پاسخش می‌گویند تو عقل، اراده و اختیار داشتی و می‌توانستی سرنوشت خود را تغییر دهی؛ خداوند به گونه ای انسان را آفریده که با استفاده از اراده اش می‌تواند رشد کند و به کمال برسد.

نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان این که حدود 35 سال داشتم که می‌خواستم از حوزه بروم و با تحصیل در کشورهای غربی با نظریات آنها آشنا شوم، ابراز داشت: در آن برهه خدمت بسیاری از بزرگان رسیدیم اهداف خود را گفتم و از آنها خواستیم ما را راهنمایی کنند؛ از جمله آنها مقام معظم رهبری بود. وقتی به این منظور خدمت حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی رسیدیم ایشان خیلی صریح آیاتی از سوره مریم را تلاوت کرد و به این نکته تأکید کرد که« وَجَعَلَنِی مُبَارَکًا أَیْنَ مَا کُنتُ»یعنی هرجا که می روید باید مایه خیر و برکت باشید.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی ادامه داد: مادر، نوجوان، مرد خانه، بزرگ خاندان، نماینده مجلس، هرکه می‌خواهی باش اما سعی کن با برکت باشی؛ برخی در طول زندگی خود همواره رشد و پویایی دارند مانند درخت پر میوه که هرچه از او می‌چینند باز ثمر دارد اما برخی نیز مانند درخت خشک هستند و فقط به درد سوختن می‌خورند.انسان تنها در سایه مقاومت و ایستادگی می تواند رشد کند.

وی برکت را در ظل ایستادگی و مقاومت دانست و گفت: هرجا که بتوانید بایستید و مقاومت کنید رشد می‌کنید؛ البته ما باید در راه بندگی خدا ثبات داشته باشیم نه بندگی دیگران؛ در هرجایگاهی که هستیم باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم.

نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به روایتی از پیامبر(ص)بیان داشت: از حضرت پرسیدند شما از خطر نفاق ما نمی‌ترسید؟ فرمود چطور؟ گفتند ما وقتی نزد شما می‌آییم همه چیز درست می‌شود و در اوج معنویت هستیم اما همین که بیرون می‌رویم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است، حضرت فرمود این نفاق نیست اما اگر بتوانید این حالتی که اینجا به دست می آورید را حفظ کنید، به جایی می‌رسید که ملائکه با شما مصاحفه می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: زمانی که با زن و بچه، رفقا هستیم و یا در حال گشت زنی در وب هاییم و با تعداد زیادی آدم های  خوب و بد سر و کار داریم، یادمان می‌رود و فراموش می‌کنیم چه عهد و پیمانی با خدا بسته‌ایم؛ شیطان هم یادمان می‌دهد که یک لحظه چیزی نیست بعدا توبه می‌کنی، اگر اشک برای امام حسین(ع) بریزی که آتش نمرود را هم بهشت می‌کند.شفاعت برای کسی است که در عمل مشابه ائمه اطهار باشد.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در تبیین معنای شفاعت، ابراز داشت: این لغت از ماده شَفَعَ به معنای جفت کردن است یعنی کارهای ما را در کنار کار امامان و اولیای الهی می‌گذارند و اگر تشابه و هم‌خوانی وجود داشت مورد شفاعت آنها قرار می‌گیریم. کسی به من می‌گفت اگر ما گناه نکنیم رحمانیت و غفاریت خدا پس کجا تجلی کند؟ کسی  که بخواهد بازی درآورد این حرف ها را می‌زند؛ ابن سعد نیز می گفت با امام حسین(ع) مذاکره می کنم و به ملک ری می رسم بنا نیست که او را بکشم اما وقتی به کربلا آمد و دید امام به هیچ وجه کوتاه نمی‌آید با خود گفت چون خلیفه دستور داده او را می‌کشم و بعد توبه می‌کنم؛ همه کسانی که گناه می‌کنند با خود همین حرف ها را می‌زنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در بیان اهمیت روحیه مقاومت و پایمردی به روایتی از حضرت امیرالمؤمنین(ع)اشاره کرد و گفت: حضرت فرمود اگر به جای عمویم عباس، عمویم حمزه و به جای برادرم عقیل، برادرم جعفر طیار بود کسی جرأت نمی‌کرد به خانه من نزدیک شود و آن جنایت ها را انجام دهد؛ دریغ از دو مرد که در آن صحنه حضور داشته باشند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم تصریح کرد: اگر تعداد کمی از این خیل عزاداران حسینی مانند حمزه و جعفر طیار بودند قطعا امام زمان(عج)ظهور می‌کرد؛ ایشان چنین افرادی را می خواهد نه کسانی را  که شعار می‌دهند و فرار می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه در تشریح ویژگی جعفر طیار گفت: او کسی است که حتی زمانی که آیه حرمت شرب خمر نیامده بود لب به شراب نزد و می‌گفت کسانی که شراب می خورند عقلشان ضایع می شود؛ در زمانی که هنوز اسلام نیامده بود به زن نامحرم نگاه نمی کرد زیرا دوست نداشت کسی به همسر و دختران خودش نگاه کند؛ وقتی پیامبر(ص)مسلمانان را برای هجرت به حبشه می فرستد جناب جعفر طیار را به عنوان سرپرست آنها انتخاب می‌کند.

حجت الاسلام آقاتهرانی با اشاره به شخصیت والای مسلم بن عقیل، گفت: بی‌خود نبود که امام حسین(ع) او را از طرف خود به کوفه فرستاد زیرا می‌دانست اگر دنیا تکان بخورد مسلم متزلزل نخواهد شد، او مرد و مردانه ایستاد؛ اما حالا مردی و مردانگی کجا است؟ ما خیلی راحت حرفی می‌زنیم و بعد مدت کوتاهی آن را نقض می‌کنیم، قول می‌دهیم عمل نمی‌کنیم، چک می‌کشیم اما بی محل است، بعد از عقد می بینیم پسر یا دختر آن گونه که می گفت نیست.دوستداران واقعی ابالفضل باید رنگ و بوی صفات او را داشته باشند.

وی خاطرنشان کرد: شما از چه رو ابالفضل(ع) را دوست دارید؟ ظاهرش را که ندیدید، مسلما صفاتش را دوست دارید؛ چقدر سعی کردید از این صفات تأثیر بپذیرید؟ او کسی است که هیچ گاه در دفاع از حق کوتاه نیامد؛ در جامعه ما باید این ویژگی ها موج بزند و اگر کسی خواست با شخصیت عباس(ع)آشنا شود جوانان شهرمان را نشان دهیم و بگوییم عملکرد اینها شبیه او است.

استاد اخلاق حوزه علمیه با اشاره سستی بسیاری از کسانی که به قصد همراهی با امام حسین(ع)از مکه خارج شدند گفت: وقتی خبر شهادت مسلم رسید امام(ع)فرمود برنامه تغییر کرد، مردم کوفه به ما خیانت کردند و در برابر ما ایستاده اند هر که با ما بیاید کشته می شود، من بیعت خود را برداشتم هرکس می خواهد برگردد؛ دونفر دونفر از جمع جدا شدند و فرار کردند.

استاد اخلاق حوزه علمیه تأکید کرد: چند بار اگر در راه خدا و در برابر گناه مقاومت کنید لذتش را می چشید«یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ»کسانی که این گونه‌اند در آن دنیا نیز ثابت قدم هستند.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در پایان افزود: ای کاش پیامبر(ص)افرادی نظیر حمزه و جعفر طیار زیاد داشت و حضرت علی(ع)چند نفر مانند اینها داشت و ای کاش امام زمان(عج)ما نیز چنین یاورانی داشت؛ باید در این هیأت ها چنین افرادی را معرفی کنیم تا جوانان الگو بگیرند و خود را به این شخصیت ها نزدیک کنند.



:: بازدید از این مطلب : 2299
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

حاج محمود کریمی را به راحتی می توان پرطرفدارترین مداح اهل بیت دانست. مداح با اخلاصی که نوآوری های هنرمندانه اش در عرصه مداحی اهل بیت، مخاطبان زیادی را از قشرها و تفکرات مختلف جذب دستگاه عزاداری سیدالشهدا علیه السلام کرده است.

به گزارش رجانیوز، حاج محمود کریمی در گفتگویی تفصیلی به بررسی کارکرد رسانه‌ای هیئت، دلیل هجمه دشمن به هیئات، ارتباط هیئت و سیاست و نقش هیئت در جامعه امروز پرداخته است.

در ادامه این گفتگو را که خبرگزاری نسیم آنرا منتشر کرده است، می خوانید:

اگر هیئت را بعنوان یک رسانه بپذیریم، هر رسانه ای یک طیف و سلیقه خاص از مخاطبین را دارد که آن رسانه را انتخاب کرده اند و خود را در معرض آن قرار می دهند. آن رسانه هم تکلیف خودش را می داند و محتوای لازم را به مخاطبش ارائه می دهد. ولی بنظر می آید که رسانه هیات طیف مخاطبش گسترده تر باشد و سلیقه های مختلفی را در بر می گیرد، در اینصورت کارش هم سخت تر می شود، چون باید محتوایی را ارائه دهد که همه مخاطبینش با همه دیدگاه ها آن را بپذیرند. بعنوان شروع صحبت ها می خواستم بدانم هنر یک مداح که شاید تاثیر گذارترین تریبون این رسانه است در جذب و ارائه محتوای مناسب و متناسب چقدر اهمیت دارد؟
 
اگر رسانه هیئت کارش را درست انجام ندهد خود به خود از انتخاب مردم می‌افتد. چون این اتفاق یک کار اعتقادی است، نه سندیکا دارد و نه برایش انتخابات برگزار میشود. اگر در یک جلسه‌ای معارف سید الشهدا (ع) نباشد دیگر اسمش هیئت نیست، میشود یک همایش. قسمت دوم که چه کنیم که طیف های مختلف به این رسانه توجه کنند، بر می‌گردد به شخصیت خود سید الشهدا (ع) و به هنر ما ربطی ندارد. خدا می‌فرماید هر کسی که حسین (ع) را دوست دارد، من دوستش دارم این نگاه از طرف خدا است. یک عده هستند که مسلمان هم نیستند ولی امام حسین (ع) را دوست دارند. به هرکس که دنبال حقیقت باشد، وقتی امام حسین (ع) را معرفی کنید می‌گوید چه الگوی خوبی است. حتی آنهایی که خیلی بدبینانه به موضوع کربلا نگاه می‌کنند می‌گویند اگر که همه کارهای امام حسین (ع) ایراد داشته باشد، بچه شش ماهه اش را دیگر چرا کشتند؟ یعنی امام حسین (ع) در هر قسمتی از واقعه کربلا یک قلابی دارد که یک قوم و گروهی را صید کند. البته دشمن هم بیکار نمی‌نشیند، به کسی بی احترامی نمی کنیم، اما خبر دارم الان در دانشکده‌های هنر ما سر کلاس ها برخی از دانشجویانی که به فرقه هایی گرایش دارند راحت به دین و سید الشهداء (ع) اهانت می‌کنند و استاد لبخند میزند. این یک نمونه‌اش بود آنها می‌آیند کار می‌کنند روی دانشکده هنر ما که اگر فردا یک اثر هنری خلق شد، در لایه‌های آن اثر اهنری ضدیت با دین دیده شود.
 
در مجموع این که هیئت قائم به شخص نیست و قائم به سید الشهدا (ع) است. بعضی‌ها می‌گویند این هیئت مداح محور است، یا آن هیئت واعظ محور است؛ هیچ کدام از این ها نیست، هیئت حسین (ع) محور است. اگر کسی بخاطر فلان مداح یا واعظ به هیئت برود اشتباه کرده، این سلیقه است. اگر شما به خاطر من به هیات بیایید و جایی یک خطایی از من ببینید آن موقع تکلیف چیست؟ باید از امام حسین (ع) و هیئت  دل زده شوید؟ عیبی ندارد اگر کسی خواندن یک مداحی را بیشتر می پسندد به هیئت او برود ولی باید فرهنگسازی کنیم که اگر اشتباهی هم از آن مداح دید از امام حسین (ع) دور نشود.
 
گفتید که این جذب ها مربوط به شخصیت امام حسین (ع) می شود و ربطی به هنر مداح ندارد، یعنی خود شما برنامه ای ندارید برای جذب مخاطب؟
 
نمی شود که برنامه نداشت. اگر اینطوری باشد که آشپز هیئت هم می‌آید با بیل نمک می‌ریزد بعد می‌گوید من می‌ریزم و امام حسین خودش درستش می‌کند. نه اینطور نمی شود، هر کاری تخصص می‌خواهد. البته یک سری چیزهایی هست که واقعاً نمی‌شود گفت، اگر بگوییم بزرگش می‌کنند و مثل موضوع هاله نور می‌شود. نخیر؛ از این الهامات به ما نمی‌شود.
 
اما آنچیزی که میتوانم بگویم این است که مداح اولاً باید امام حسین را باور کند و مصیبت او را با گوشت و پوست لمس کند تا بتواند بباوراند. دوم وقتی که چیزی را باور کنیم، نسبت به آن دل مشغولی پیدا میکنیم. من به اندازه ای که به بچه‌ام فکر می‌کنم به روضه سیدالشهداء (ع) هم فکر می‌کنم. من اصلا بخشی از مغزم در خدمت روضه و شعرهاست. بعضی اوقات وقتی دارم می‌خوابم هم هنوز در ذهنم مشغول نوحه سازی هستم و واقعاً نمی‌گذارد بخوابم. وقتی محرم می‌رسد هم که دیگر تمام حجم مغز را این موضوع می‌گیرد، مثلا دو سه روز مانده به محرم اگر شما هر چیزی غیر از مسائل مربوط به محرم به من بگویید من اصلا نمی فهمم و ممکن است فقط نگاهتان کنم. بارها شده این اتفاق برایم افتاده. دوستانم دیگر این را می دانند و از ده روز مانده به محرم چیزی غیر از محرم از من نمی‌پرسند. در کل اینکه بالاخره دغدغه و برنامه داریم و اتفاقا برای آن خیلی هم فکر میکنیم.
 
یکی از کارهای سخت و البته هنرهای رسانه ای این است که شما بتوانید مخاطب سایر رسانه ها را هم جذب خودتان کنید. رسانه هیات در این راستا چه سختی هایی پیش رو دارد برای اینکه بتواند آنهایی که شاید بصورت عادی مخاطبش نیستند را هم جذب خودش کند؟
 
ببینید کسی که از پای تلویزیون خودمان کشیده می شود سمت ماهواره، دیگر بر نمی‌گردد. یک شخصی که به خاطر یک بداخلاقی یا یک اشتباهی که از ما میبیند اگر از هیتئت من برود دیگر برگرداندنش خیلی سخت است. آوردن با برگرداندن فرق می‌کند. آوردن برای وقتی است که طرف شما موضع مخالفی نداشته باشد و با شما قهر نیست، آنموقع شما می روید، دستش را می گیرید و می آوریدش. اما برگرداندن برای کسی است که با تو قهر کرده. آنهایی که رفتند طرف ماهواره کسانی هستند که قهر کردند و آشتی دادنشان سخت است. رسانه ما باید این قابلیت را داشته باشد که اگر کسی با او قهر کرده بتوان دوباره آشتی اش داد. من مسئول رسانه ملی نیستم ولی فکر میکنم باید با یک استراتژی بسیار عاقلانه آنهایی که با اخبار راست قهر کرده و اخبار دروغ ماهواره ها را باور میکنند را برگرداند. یک بار من به آقای ضرغامی گفتم که هیئت بالاترین رسانه است و ایشان ابتدا کمی با تعجب با موضوع برخورد کرد. بعد از مدتی دیدم در یکی از برنامه های تلویزیون آقای پروفسورمولانا صحبت می کردند و آنجا گفتند رسانه همین روضه ها و حسینیه‌ها است. رسانه جمهوری اسلامی باید مواضع، فرهنگ و استدلال جمهوری اسلامی را برساند.
 
چطور میشود برای همه سلیقه های مختلف، که بعضا مقابل هم نیز قرار میگیرند یک خوارک تهیه کرد که همه شان را راضی کند؟
 
آن چیزی که بین همه مشترک است، عشق است. عشق با دوست داشتن فرق دارد، من بچه‌ام را دوست دارم، با علم به این که یک ایرادهایی هم دارد، ولی عشق اینطوری نیست در عشق شما اصلاً ایرادی نمی‌بینید. بخاطر همین اگر به کسی غیر از خدا و اهل بیت عشق بورزید، به محض اینکه یک ایرادی از او ببینید عشق تبدیل به تنفر می‌شود. فاصله عشق و تنقر  یک مو است. حالا کسانی که می آیند در هیئت ها باید متوجه باشند که این عشق ودیعه‌ای است که خدا در دل مومنین گذاشته. بعد هم خدا راه را باز کرده و گفته هر کسی که امام حسین را دوست دارد جایش توی بهشت است. پس همه در عشق مشترکند، حالا بیاییم مشترکات عشق‌ها را در بیاوریم. عشق دنیایی داریم و عشق آسمانی. وقتی مشترکات را پیدا میکنیم میبینیم همین هایی است که در روضه امام حسین (ع) است و زیباترینش هم هست. شما حساب کنید لات‌ها و مشتی ها می‌گویند امام حسین را دوست داریم، چون مقابل زور ایستاد. یا آنهایی که خیلی عاطفی اند، از اسارت خانواده امام حسین (ع) متاثر می شوند. یعنی همه را گیر می اندازد. از یک صبح تا غروب همه خوبی‌ها و بدی‌های کل عالم در یک منطقه جمع شد. همه می‌توانند سوا کنند و هر کسی می‌تواند سهمش را بردارد. همه مردم خوبی را دوست دارند.
 
احساس می کنم که در سال های گذشته، دشمن و جریان رسانه ای مخالف بیش از گذشته روی هیئت ها و موج راه اندازی علیه این جریان متمرکز شده اند، اگر اینطور است دلیل این برنامه ریزی دشمن برای زدن هیات ها را چه می دانید؟
 
دشمن باید هم بر روی هیات ها تمرکز کند و برایش برنامه ریزی داشته باشد. شما ببینید، بعد از مقام معظم رهبری بیشترین مخاطب را هیئت دارد، مخاطبی که همراه با قداست باشد. کدامتان در گوشی های موبایلتان سخنرانی یک وزیر را دارید؟ کدامتان سخنرانی کسی غیر از آقا را دارید؟ کدامتان توی موبایلهایتان صدای هیئت ندارید؟ خب واضح است باید هیئت‌ها را بزنند. هر کس دیگری را تخریب کنند، یک شخصیت حقوقی است و میتوان برایش جایگزین پیدا کرد. مثلا اگر یک مسئول این نظام را بزنند، میتوان او را عوض کرد، آب هم از آب تکان نمی خورد. ولی فرض کنید خدای ناکرده، مثلاً یکی مثل حاج منصور ارضی از جمع ما برود بیرون، آنوقت چقدر باید زحمت کشید تا یک حاج منصور دیگر ساخته شود؟ از قدیم می گفتند اگر علمدار را بزنید بقیه لشکر فرار می‌کنند. علم این انقلاب دست هیئت ها است. جمهوری اسلامی، اسلامش منوط به محرم و صفر است. با این حال میبینید دشمن که این علم را می زند هیچ، از داخل هم مدام یک عده به آن گیر می دهند. به همین خاطر ما جای این که به کار هیئتمان برسیم و و فرصت مقابله با دشمن پیدا کنیم، باید دائم بیاییم پنچرگیری کنیم، چون برخی خودی‌ها پنچر می‌کنند. نزدیک محرم هم که می شود همه کارشناس هیات می شوند، یکی می‌آید می‌گوید این همه پول می‌دهند برای شام و ناهار محرم و صفر این اسراف است. تو اگر فکر اسرافی و عرضه داری برو فرهنگ سازی کن که مردم ماشین دو میلیاردی سوار نشوند. اسراف این کارهاست. چه کار داری به کسی که دوست دارد برای امام حسین خرج کند و نذری بدهد. متاسفانه متولی همه چیز هم می شوند. جریان هیئت اخلاق مدار است وگرنه اگر میخواست با سیاست بدون تقوا با این جریانات برخورد کند کسی حریف نمیشد.
 
حسینی شدن هم خیلی راحت است و هم خیلی هم سخت. راحت برای کسی که از غیر از خدا ببرد. سخت برای کسی است که هم خدا را می‌خواهد و هم خرما را.
 
اشاره کردید برخی از داخل هم آب به آسیاب دشمن می ریزند، چه تهدیدهایی هست که ممکن است برخی خودی ها گرفتارش شوند و ندانسته به بدنه هیات ها آسیب وارد کنند؟
 
متاسفانه زود قضاوت کردن در میان ما زیاد شده است. الآن در فضای مجازی بیشترین کامنت‌های متلک در بین ما بچه مسلمان‌هاست. مثلا یک عکس از من در فضای مجازی گذاشتند که روی مبلی نشستم که پشتش منبت کاری شده می آیند کامنت می گذارند: حاج آقا مبل سلطنتی! یعنی هر کاری که بکنی یک حرفی می‌زنند. حالا شما بروید صفحه های آن طرفی را ببینید، کسانی که زیاد کاری به دین و دیانت هم ندارند، میبینید که همه پشت همند و برای هم کامنت های آفرین، آفرین می نویسند... ما متاسفانه فقط داریم خودمان را می‌زنیم. بیشتر از هر چیز، نهاد نظارتی بین خودمان درست کرده ایم. یعنی یک سازمانی را راه اندازی می کنند که مراقب یک مجموعه دیگر باشد، بعد یک سازمان دیگری را هم راه می اندازند که بر آن سازمان اول نظارت کند. اگر به جای این همه نهاد نظارتی که بین خودمان احداث کرده ایم نهاد  فرهنگی ایجاد میشد و هر کسی یاد می گرفت که خودش مواظب خودش باشد، وضعیتمان خیلی از الان بهتر بود. ما تا خودمان درست نشویم نمی توانیم کسی را درست کنیم. حتی داخل هیئت ها پر از ناظر و کارشناس شده. یکی می گوید چرا فلانی این حرف را زد و چرا فلانی آن را خواند؟ من ده سال پیش یک شعری خواندم و توضیحش را هم داده ام، هنوز که هنوز است به آن استناد می‌کنند من را تکفیر می‌کنند و می‌گویند چایی اش را نخورید و به ظرفی که دست زده دست نزنید و قتلش واجب است. چقدر ما اینطوری نیروهای خودی را زدیم. بیشترین امتحان در آبرو است.
 
باید فرهنگ‌سازی شود که بچه‌ هیاتی ها به خاطر قداست سید الشهداء (ع) قداست نمادهای هیئت را هم حفظ کنند. شما ببینید یک موضوعی که برای یکی از ما پیش می‌آید و حاشیه ای درست می شود، بیشتر از خودی‌ها می‌خوریم. افتخار من این است که سایت‌هایی که به نظام و آقا و شهدا حمله می‌کنند، به من حمله می‌کنند. ولی افسوسم این است که خودی‌ها هم می زنند.
 
حاج آقا اخیرا احساس می شود که برخی ها بیش از گذشته دنبال سکولار کردن هیات ها هستند و می خواهند هیئت را از جریان انقلاب و نظام جدا کنند، ترفندهای مختلفی هم دارند. این جریان را چطور ارزیابی می کنید
 
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری که مؤسس حوزه علمیه است گفتند چوبی که اسلام از خشک مقدس ها خورد از دشمنش نخورد. کسی که می‌گوید فقط امام حسین و لا غیر، نمی داند اگر این انقلاب نبود، حاء حسین را هم نمی‌توانست بگوید. تهدید این کلام خیلی جدی‌تر از دشمن رو در رو است. ضربه‌ای که پیغمبر در احد خورد سخت‌تر بود یا ضربه‌ای که امیر المؤمنین از نهروانی‌ها؟
 
بصیرت اینجاست که به درد می‌خورد. یک عده‌ای را آن طرف آموزش دادند و در گوششان خوانند که سیاست چیست، فقط حسین. این هایی که می‌گویند فقط حسین، بدون سیاست و ولایت فقیه، اینها در آخر می‌شوند "ترما" و موقع جنگ که می‌شود به امام حسین (ع) می‌گویند بروم به زن و بچه‌ام برسم و فردا بر می‌گردم و وقتی برمی گردد که دیگر همه چیز تمام شده. طرف ممکن است یک عمر درس خوانده باشد اما آخر سر که قرار شد از امام حسین (ع) دفاع کند می‌گذارد می‌رود.
 
ولی آنهایی که سیاست را یعنی زندگی را با امام حسین (ع) تنظیم می‌کنند و از مرگ نمی‌ترسند، می‌شوند زهیر و حر، در زمان ما می‌شوند طیب، طیب یک عمری تازاند آخرش چی شد؟ عاقبت به خیر شد. حر در اوج ظلمت و ذلت بود یک دفعه آمد در اوج عزت. امام حسین (ع) نشان داد که از بینهایت تاریکی می‌شود به بینهایت نور رسید. به شرط اینکه رفتار امام حسینی باشد. رفتار امام حسینی چیست؟ فرمود: «إِنِّیْ لا أَرَیَ الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَالحَیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ إِلّا بَرَما»، من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را بجز مایه ملالت و بدبختی نمی‏بینم.
 
الان آمریکایی‌ها می‌خواهند به ما امان نامه بدهند، حضرت ابا الفضل گفت اگر من امان نامه بگیرم پس بچه‌های پیغمبر چه می شوند؟ یک موی امام حسین (ع) را به همه شما نمی‌دهم. ما یک موی اسلام را به همه دنیا نمی‌دهیم. اگر ما امان نامه بگیریم بقیه چی؟ کشورهایی که به ما دل بسته‌اند چی؟ یمن، سوریه، عراق، لبنان و آنهایی که به جمهوری اسلامی دل بسته‌اند چه می شوند؟
 
نوع ورود و موضع گیری مداحان در قضایای سیاسی به چه صورت باید باشد؟
 
من غیر از اسم شهدا و آقا اسمی تا بحال در خواندنم نیاورده ام. زمان انتخابات عکس من را گذاشته بودند کنار عکس یکی از کاندیداهای انتخابات که مثلا من او را تایید کرده ام. در حالی که من هیچ وقت اسمی از کسی نبرده ام که به کی رای دهید یا به کی رای ندهید. من بیایم نوحه امام حسین را خرج این بکنم که به فلانی رای بدهید؟ اصلا مداح در این سطح نباید وارد سیاست شود. بله جایی اگر لازم باشد نظرمان را می دهیم. یک فوتبالیست هم در این کشور نظرش را می دهد، تازه ما که یک شخصیت مذهبی هستیم. ما به بیان حضرت آقا استناد می کنیم. ایشان فرمودند که مداح ها در هر موضوعی دخیل نشوند. یعنی این که در موضوعات کوچک وارد نشوید. موضوع اگر خیلی مهم بود نظر می دهیم، آن هم نه با گرایش خاص، از موضع دین و انقلاب. آن هم باز شرایط دارد و برخی مسائل را باید در آن لحاظ کرد. مثلا نباید با تند خویی صحبت کرد. 
 
 
برای جذب مخاطب خصوصا قشر جوان تا کجا میتوان با شرایط روز و پسند مخاطب جلو رفت؟
 
یک بار حضرت آقا به بنده فرمودند که شما نگاه نکن چه کسی چه چیزی را دوست دارد، ببین امام حسین (ع) چه چیزی را دوست دارد، جذب حداکثری با توجه به اینکه امام حسین چه چیزی را دوست دارد، مهم است. جذب به هر قیمتی درست نیست. بعد هم نظر حضرت آقا این است که یک کار خوب که تولید میشود باید خوب تکثیر شود و اگر خوب توزیع نشود انگار اصلاً تولید نشده.
 
حتی به این ریزه‌کاری‌ها باید دقت کنیم. اگر دقت کنید ما همه زمینه هایی که می‌سازیم، تصویر دارد. معمولا زمینه های ما حدود 7 دقیقه است، این 7 دقیقه را طوری شعرش را می گوییم که اگر روزی رسانه خواست کلیپ برایش بسازد بتواند مطابق شعر تصویر سازی کند. اصلا من الان تا تصویر شعر در ذهنم مجسم نشود زمینه را نمیسازم.
 
در واقع اهمیت خروجی صوتی و تصویری جلسه را هم وزن خود هیات میدانید؟
 
بله، قطعا اهمیتش همان مقدار است.البته هنوز در حوزه توزیع و نشر خیلی کار داریم. این کار یک صدقه جاریه است خیلی آدم‌ها از دنیا رفته‌اند و فقط از دنیا رفته‌اند. کسانی مثل مرحوم کافی و شهید مطهری هم از دنیا رفته اتد، ولی اگر یک نفر کتابش را بخواند یا نوارش را گوش دهد صدقه جاریه برای او حساب میشود. شما با همین سی دی ها یک نفر را با امام حسین آشتی بدهید هم یک نفر است. بعد وقتی که شما برای خروجی هیات هم برنامه ریزی داشته باشید کار سخت تر هم می شود. مولفه های بیشتری را باید لحاظ کنید، مثل همان تصویرگری که گفتم، یا مثلا معارف باید در کارها بیان شود، همه اش که نمی شود مثلا گفت گنبدتو عشقه... این برای جلب توجه آن کسی است که از امام حسین فقط کربلا و گنبد و بارگاه را می‌بیند، با این عبارات توجهش را جلب میکنیم، چیز بدی هم نیست ولی وقتی توجهش جلب شد، وسط همین گنبد و کفتر و اینها یک ضربه معرفتی باید بزنیم.
 
یک زمانی به من گفتند آن سرود ولادت امام حسن (ع) که چند سال پیش خواندم (اگه برسه یه شبی پای من گدا...) چی بود و چرا این را خواندی؟ من جواب دادم ادعایی ندارم، اما خوبی این سرود این بود که حداقل دو سه ماه همین بچه مدرسه ای ها ذهنشان درگیر این بود که بتوانند این سرود را درست بخوانند و یاد بگیرند. پس من توانسته ام حداقل سه ماه مغز بچه‌های کوچک را سرگرم امام حسن(ع) کنم، خب این بد است؟ ما باید فکر بچه‌ها هم باشیم. فکر بزگترها هم باشیم، همه تیپ ها را ببینیم، چون همه امام حسین (ع) را دوست دارند.
 
شما خودتان بیشترین توجهتان به کدام بخش جلسه است و فکر میکنید تاثیرش بیشتر است؟
 
من تمرکزم روی همان ثانیه‌ای است که هستم. یک پدری که بخواهد به بچه‌اش یک پیامی را برساند روی آن نقشه نمی‌کشد. چون جنس بچه‌اش را می‌شناسد و با یک لطایفی پیامش را به او می رساند. من اگر توی این فکری باشم که یک پیامی را القاء کنم، خراب می‌کنم. جوان الان جوانی نیست که به او بگویی بنشین و بگوید چشم. باید به او بگویی که من اگر جای تو بودم می‌نشستم تا خستگی‌ام در برود و آن موقع می‌نشیند. من می خواهم جوانی را نگه دارم که الان در معرض چند هزار شبکه ماهواره‌ای است. وقتی آنطرفی‌ها زورکی به او کاری را نمی‌گویند من چرا زورکی بگویم؟ آنها با قطار سوار کردند دارند می‌برند طرف غرب آنوقت ما بیایم سوار چهارپا بکنیمش بگوییم بیا این طرف؟
 
در بین مستمعین شما قطعا افرادی هستند که شاید از نظر ظاهر با یک سر و وضعی که مناسب آداب هیات نیست بیایند به جلسه شما، با او چگونه صحبت می کنید که آداب را رعایت کند؟
 
چند تا صورت دارد؛ یکی این که برخورد چماقی با او شود، شما دیگر زورت می رسد برش گردانی؟ می رود و یک عده را هم با خودش می برد. دومین نوعش این است که طوری برخورد کنی که اصلا متوجه اشتباهش نشود و دربست تاییدش کنی؛ آنوقت جواب حضرت زهرا (س) را می‌توانیم بدهیم؟
 
شما باید آدرس سر راست بدهی. طرف وقتی بلند شده به نیت روضه آمده، حداقلش این است که شده سیاهی لشکر سید الشهداء (ع)، من هم تذکرات و خواهش‌های خودم را با زبان نرم و استدلالی می‌گویم، تأثیرم را هم باید بگذارم. عوامل هیئت هم باید مثل خود من رفتار کنند، یعنی اگر یک نفر از انتظامات جلسه‌ای با کسی طوری برخورد کند که یک نفر قهر کند و برود آن کسی که برخورد کرده باید جواب دهد. در اقع یک نفر مرده، و مردن این یک نفر مردن یک نسل است.
 
ما باید به خانم یا آقایی که با وضع نا مناسب می‌آید هیئت، به چشم یک مهمان نگاه کنیم، مهمان هم محترم است. ولی مهمان هم باید آداب آن مهمانی را رعایت کند، این را باید با یک لطائفی به او رساند. اما چگونه؟ مستقیم نباید به او گفت روسری ات را بکش جلو بلکه در آن معارف و اشعاری که داریم می‌خوانیم مثلا می‌گوییم  «زینب عفیفه‌ای است که در راه عصمتش/عباس می‌دهد ، نخ معجر نمی دهد». ما نمی‌خواهیم آن خانم برای هیئت ما درست شود، آن خانم باید برای خودش درست شود. موضوع این است که ما خودمان را برای امام حسین (ع) بخواهیم، همه اش درست می شود. من شما را نباید برای تأیید خودم و سیاهی لشکر جلسه ام بخواهم، باید شما را برای امام حسین (ع) بخواهم که اصلاح شوی، من شریک شوم در هدایت تو و خدا هم به من لطفی کنند و من را هم هدایت کند، خلاصه اش این می شود که باز هم می گویم اگر ما خودمان را برای امام حسین (ع) بخواهیم همه چیز درست. هر کسی امام حسین را برای خودش بخواهد کار خراب می‌شود، کسی که امام حسین را برای خودش می خواهد، سرسری به این بساط نگاه میکند و درگیر حاشیه ها می شود. مثلا دغدغه اش این می شود که فلان نوحه را اول آقای فلانی خواند یا آقای فلانی، حالا بگو اصلا دانستن این ها به چه درد تو می‌خورد، چه دردی را دوا میکند؟
 
آن خانمی که در طول سال فقط ده شب می آید هیات، اگر  این ده شب را هم از او بگیریم چه فایده ای دارد؟ اگر حضرت زهرا(س) نمی خواست، قطعا او نمی‌آمد. من کار خودم را می‌کنم، این خانه هم صاحب دارد. چه بسا قرار است بیاید داخل این هیئت توی روضه حضرت علی اصغر (ع) و نگاهش بیفتاد به یک بچه شیرخواره و بگوید چرا این بچه را کشتند؟ و همین او را زیر و رو کند، اما تو راهش ندادی. اصلاً چه کاره‌ای که راهش ندادی. پیغمبر (ص) با رفتار جذب می‌کردند، امام و حضرت آقا با رفتار جذب کردند. ما هم با رفتار باید جذب کنیم .
 
نمونه ای در ذهنتان هست از کسانی که در جلسه هیات تحولی درونشان اتفاق افتاده باشد؟ تا حالا شده با یک خط نوحه کسی زیر و رو شده باشد؟
 
بله خیلی شده، من یکی اش را مثال می زنم. یک بار یک جوانی مادرش به او اصرار کرده بود من را برسان به هیئت، به مادرش گفته خب تو  می روی توی جلسه من کجا بروم؟ که مادر گفته بود خب تو هم برو تو! خلاصه به همین سادگی آمده بود به هیات. ولادت حضرت اباالفضل هم بود، بعد جلسه دیدمش، وقتی به او رسیدم دیدم خیس اشک است. دهنش هم بوی الکل می‌داد. من یک سرودی خوانده بودم که مضمونش مستی بود. به او با خنده گفتم چیه، خرابی!  گفت تازه آباد شدم! پرسیدم چی شده؟ گفت اینی که اینها خوردند چی بوده اینی که من خوردم چیست، تازه فهمیدم مستی یعنی چی! الآن همان شخص را که نمی توانم اسمش را ببرم اهل هیئت است، ازدواج هم کرده و بچه‌دار هم شده و دکترا هم دارد. از این موارد زیاد است، مثلا یک شب درباره اسم صحبت کردم که اسم خوب  به گردن پدر و مادر حق است، بعد از جلسه 23 نفر آمدند اسمشان را عوض کردند.
 
تصور ما از جامعه این است که جامعه نسبت به ارزش ها و مقدسات قدری فاصله گرفته و بی تفاوت شده، ولی وقتی که محرم می شود می بینیم هر سال مراجعه به هیات نسبت به قبل خیلی بیشتر شده. این اتفاق را چگونه تفسیر می کند؟
 
ما امام حسین (ع) را طبیب می‌دانیم. سر طبیب در دو مورد شلوغ است، یکی زمانی که مریضی زیاد بشود و همه حمله می‌کنند که خوب بشوند. ولی مورد دوم برای زمانی است که می‌گویند فلان بیماری دارد می‌آید و بروید واکسن بزنید. بیماری فرهنگی دارد می‌آید بروید واکسن بزنید. الان هم برای پیشگیری می‌آیند پیش امام حسین (ع)  هم برای درمان می‌آیند. توانایی امام حسین (ع) حد و مرز ندارد. یک عده هم هستند که می‌آیند چکاپ، هر روز در مکتب اهل بیت (ع) هستند و رفتارهای خودشان را با دستوراتی که داده شده می سنجند. مریضی که مرض لا علاجش را یک دکتر علاج کند، عاشق آن دکتر می‌شود. ناجی همیشه دوست داشتنی است.
 
شما را بعنوان پیشگام و شروع کننده مداحی نوین خصوصا در بحث نوحه و آهنگ می شناسند. چه شد که شما بعضی ریتم ها و آهنگ را وارد فضای مداحی کردید؟ خلایی احساس میشد؟
 
از زمانی که شبانه روز مردم متراکم شد و برنامه های مختلفی به اوقات زندگی ها اضافه شد. دیگر نمی شد به مستمع بگوییم که مثلا 2 ساعت بیا بنشین در هیات و یک ساعت مثلا قصیده ای گوش کن که شاید اصلا معنایش را هم نفهمد . الان نرمال جلسات ما 50 دقیقه است. من دیدم که سخت است که مردم یک نوحه را هر شب حفظ کنند و جواب دهند، اگر هم هر شب یک آهنگ ثابت بخوانم یکنواخت می شود. چون نوحه را باید مستمع حفظ کند و جواب دهد با عث می شود که ذهن مستمع درگیر جواب دادن کل نوحه هم بشود، مقداری از وقت هم برای یاد گرفتنش تلف می شود. پس من گفتم یک نوحه ای بسازم که مردم جای اینکه همه اش را جواب بدهند فقط گوشواره اش را بخوانند. آمدیم سرعت زمینه قدیمی را کمی بیشتر کردیم که هم کار نوحه را انجام دهد و هم کار زمینه را. قدیم زمینه می خواندند، بعد سه چهار بند نوحه می خواندند که بین هر بند هم مستمع باید بند اول را جواب می داد، بعد هم واحد و بعدش هم جفت می خواندند و جلسه تمام می شد. جایی هم برای شور نمی ماند.
 
جای شور با ادغام نوحه و زمینه باز شد. جرقه اش هم از اینجا شروع شد که من یک شعری را آمدم با ریتم تند در شور بخوانم، بعد گفتم که همین را سنگین بزنید که شد زمینه. بعد همین زمینه، با یکی بزن و یکی نزن شد واحد سبک جنوبی. سال 77 بود که شروع این اتفاق بود. کلا به این نتیجه رسیدیم که سینه زنی سه بخش زمینه، واحد و شور باشد. یک قانون نانوشته هم هست، یعنی بعضی اوقات چیزهای دیگر هم به آن اضافه می شود.
 
اینکه به این فکر افتادید برای هر شب آهنگ سینه زنی هایتان متفاوت باشد دلیلش چه بود؟
 
به این فکر بودم که اگر قرار شد یک نفره بجنگم چطور باید بجنگم، البته نه اینکه دیگران نباشند، الحمدلله سایر رفقا هم دارند کار میکنند و می کردند، ولی گفتم فرضا من یک نفر باشم چه کار باید بکنم. این همه آهنگ دارد از آنطرف آب می آید، البته الان داخلی ها هم چیزی کم ندارند! من جواب این همه آهنگ را با یک واویلا واویلا یا واغربتا واغربتا بدهم؟ به این نتیجه رسیدم که باید آهنگ سازی بکنم. شاید اگر دنبال شعر را بگیرم خیلی موفق باشم، ولی دیدم الان وظیفه من این است. خیلی ها هم ایراد می گیرند و مثلا می گویند شما باید به امام حسین (ع) برسی و آهنگ سازی و این ها چیست... اما بنظرم این جزو کارهای تخصصی است که الان باید در جلسات انجام شود. حضرت آقا هم روی هنر تاکید دارند، این که هنرمندانه ساخته شود، هنرمندانه خوانده شود.
 
این آهنگ سازی فنی است یا تجربی است؟
 
هم تحقیق دارد هم تجربه. یک سری چیزها هست که اصلا مال ماست یعنی شاید خیلی از آهنگ سازها در دنیا به آن نرسیده باشند. بخاطر اینکه در موسیقی یک نفر می خواند و خلٱش را هم با ساز پر می کند. ولی ما که سازی نداریم. ولی می‌توانیم خودمان ساز خواندن خودمان باشیم. صدای گریه ساز است، صدای نفس ساز است، صدای سینه زدن ساز است. چون ساز  در آهنگ های ما ندیده گرفته می شود، خیلی از خواننده های آنطرف می گویند که ما این جنس آهنگ را می خواهیم که ساز ندیده گرفته شود و جایی که لازم است از آن استفاده شود. مستنداً می‌گویم آقایانی که ترانه می‌سازند به من گفتند بیا برای ما آهنگ بساز و انقدر پول بگیر. اینها حالا داخلی هستند. جالب اینجاست برخی از خارج کشور پیدایمان می‌کنند و می‌گویند آهنگ‌های شما را می‌خریم. آنهایی که آنطرف آب می‌خوانند و اتفاقا خیلی هم مطرح هستند. اما من اگر یک نوای دو ثانیه‌ای بتوانم بسازم آن را فقط برای سید الشهداء (ع) می‌سازم.
 
درخصوص اشعار سینه زنی ها هم که زبان محاوره ای و فلکلور هست، از حضرت آقا هم سوال کردیم ایشان مخالفتی نداشتند.
 
شما یک اتفاقی را شروع کننده اش بودید و حالا دامنه گسترده ای پیدا  کرده و فراگیر شده، مسیری که دیگران رفتند را چقدر ادامه راهی می دانید که خودتان آغاز کردید؟
 
ببینید نمی توانیم مثلا بگوییم با ماشینت نرو مسافرت، چون ممکن است پنچر شود. ما نمی توانیم حرکت نکنیم چون ممکن است انحطاطی پیش بیاید. موضوع این است که الان اسم هر مداحی می آید همه فکر می کنند همه در یک سطح از مداحی هستند. بعضی مواقع من یک چیزهایی می شنوم که بعضی ها خوانده اند، می پرسم این چه کسی است، اسمش را هم که می گویند نمی شناسم. برخی کلمات امروزی را نمی توان وارد شعر هیات کرد. بعضی ها می خواهند یک کار نو انجام دهند و یک دفعه می آیند مثلا شعر می سازند »نوار مغز سرم...»،  خب این ها جایی ندارد.
 
مرز نوآوری کجاست؟
 
تا آنجایی است که به تو اجازه داده اند مانور دهی. بیرون از آن مرز دیگر حساب نیست.
 
اثر حضور شهدا در  هیاتتان و تاثیرش در فضای جلسه چقدر بوده؟
 
شهید اگر اثر نداشته باشد که فایده ندارد. آقا می فرماید که شهدا ستاره اند که ما راه را گم نکنیم. پانصد چهل شهید پای من را می کشانند آنجا، کمکم می کنند، راهم می اندازند، حمایتم می کنند، آنها دارند من را نگه می دارند که بتوانیم کاری انجام دهیم. آنها هستند که بعضی وقت ها الهام می کنند. نمی شود سرسری رد شد؟ همینطوری بیایم یه گریه ای کنیم و سینه ای بزنیم و برویم؟
 
تاثیر جلسه هیات رایت العباس بر منطقه شمال شهر که شاید بافت خاصی از مردم آنجا سکونت دارند چقدر بوده؟
 
اینطور هم نیست که شمال شهر همه بی دین باشند، متدینین زیادی هم آنجا هستند. بالاخره آفت بالاشهر زیاد است، زبان و جنس خواندن تفاوت باید داشته باشد. البته مستمعینی که امامزاده علی اکبر می آیند بیست درصدشان شمرانی هستند. از شب چهارم پنجم محرم به بعد، مستمع داریم که از شهرستان می آیند و در میادین اطراف چادر می زنند یا شب ها در ماشین می خوابند که بعد از ظهر در جلسه شرکت کنند. البته سپاه شمیرانات هم برای اسکان این افراد کمک کرده.
 
خودتان با کدام یک از کارهایی که در این چند ساله خواندید بیشتر ارتباط برقرار می کنید؟
 
الان نمی دانم کدام را بگویم. باورتان شاید نشود، من به چیزهایی که خوانده ام دیگر دل نمی بندم، چون دیگر هر چه بوده خواندمش. به فکر چیزهایی هستم که هنوز نخواندم و حرصش را می خورم. معمولا از ماه شعبان برای آماده کردن کارهای محرم استارت می زنیم.
 
زمینه «دامن کشان» در سال های اخیر، فکر میکنم از کارهایی بوده که خودتان خیلی با آن ارتباط برقرار کردید و ماندگار هم شد
 
این زمینه اینطور ساخته شد که ما با محمد آقای صمیمی جایی بودیم و همه کارهای محرم را آماده کرده بودیم، وقتی داشتیم جمع می کردیم بیاییم سمت خانه به محمد آقا گفتم زمینه حضرت ابالفضل ماند، گفتم تا شما داری جارو میکنی من می سازم و همین طوری درست شد.
 
یک سنتی بین من و برادرم آقای صمیمی، هست. شما تا حالا شاید نشنیده باشید که یک چیزی را که من خوانده ام، من بگویم من ساخته ام یا آقای صمیمی بگوید من ساختم، از هر کداممان بپرسید می گویم آن یکی ساخته، چون به محضی که بگویم من ساختم یا آن بگوید من ساختم خرجمان سوا می‌شود.
 
با تشکر از شما بدلیل وقتی که در اختیار ما گذاشتید
 
موفق باشید


:: بازدید از این مطلب : 2135
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

کسی که شیوۀ امتحان گرفتن از خود را نداند، در واقع شیوۀ زندگی کردن را نمی‌داند؛ چون اصلاً تمام زندگی امتحان است. خداوند می‌فرماید: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ»(ملک/2) اساساً مرگ و زندگی به خاطر امتحان گرفتن از ما آفریده شده است. یک تحلیلگر سیاسی که نداند جامعه‌اش در حال امتحان پس دادن است و نداند الان از کدام امتحان بیرون آمده و وارد کدام امتحان شده است، وقتی می‌خواهد وضع جامعه را بررسی کند و راهبردی برای عبور از مشکلات بدهد، اگر نداند در چه وضعیت امتحانی قرار دارد و باید در این امتحان چگونه رفتار کند، تحلیلش سرشار از جهالت خواهد بود، چون حیات بشر خارج از امتحان قابل تصور نیست.

حجت الاسلام پناهیان در پاسخ به سؤال «هدف امتحانات الهی چیست؟»: بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین(ع)، امتحان برای این است که تکبر انسان از بین برود و به جای آن «تذلل» بیاید. تذلل هم آن روی سکۀ «از بین رفتن تکبر» است. پس هدف محوری امتحان، تکبر و تواضع است. اوامر تقدیری الهی و اوامر تشریعی الهی، هر دو برای امتحان است و هدف یا فلسفۀ امتحانات الهی این است که از اول تا آخر عمر، تکبر را از قلوب بندگان خدا خارج کند. چون انسان موجودی است که تولید‌کنندۀ دائمی علف هرزۀ تکبر است و امتحان، فرآیند دائمی اخراج تکبر از دلِ انسان است.

امسال هفتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)-هئیت میثاق با شهدا- و حاج میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده‌دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش‌هایی از دومین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «چگونه امتحان می‌شویم؟» را در ادامه می‌خوانید:

 

مقدرات الهی احاطۀ فراوانی بر سراسر ابعاد زندگی ما دارد

  • سال گذشته نکات مهمی را دربارۀ موضوع امتحان بیان کردیم. بحث را با مقدرات الهی آغاز کردیم و گفتیم اگر ما به بخش مقدرات الهی که به صورت ثابت یا سیال بر زندگی، رفتار و حتی افکار ما حاکم هستند، توجه کنیم و اگر به قدرت الهی در تعیین مقدرات زندگی خودمان نگاه کنیم، نزدیک است که جبری مسلک شویم. چون می‌بینیم چقدر در چنبرۀ مقدرات الهی اسیر هستیم و چقدر این مقدرات بر ما احاطه دارند. البته کسی نباید جبری مسلک شود، چون ما در کنار همۀ مقدرات الهی حق انتخاب و فرصت‌های بسیاری داریم، ولی به این اندازه‌ای که معمولاً تصور می‌کنیم، فرصت و آزادیِ عمل نداریم. یعنی حوادث و امکانات اطراف ما هیچ‌کدام‌شان تصادفی شکل نگرفته‌اند که ما در میان این اتفاقاتِ تصادفی، به صورت شانسی جلو برویم.
  • اگر به احاطۀ مقدرات الهی بر زندگی خودمان نگاه کنیم می‌بینیم که هر لحظه در مواجهۀ با تصادم‌ها و تصادف‌ها و اتفاق‌ها و امکاناتی که در اطراف ما تعبیه شده‌اند، با مقدرات الهی مواجهیم و مقدار، نوع و کیفیت این اتفاق‌ها توسط مقدرات الهی تعیین می‌شود.

«امتحان » مؤثرتین عامل در تعیین «مقدرات» ما است

  • بعد به این مسأله پرداختیم که عوامل تعیین‌کننده در مقدرات ما کدام هستند؟ گفتیم رفتار ما، نیت ما، افکار ما، دعای ما، دعای دیگران در حقّ ما، محبت خدا و اولیاء خدا به ما از عوامل تعیین‌کننده در مقدرات ما هستند. اما در کنار همۀ این عوامل مؤثر در مقدرات، یک عامل وجود دارد که از بقیۀ این عوامل مؤثرتر و مهمتر است.
  • مهمترین و مؤثرترین عامل تعیین‌کننده در مقدرات حیات انسان «امتحان» است. ما قرار است در این دنیا امتحان شویم و الا اصلاً برای چه به این دنیا آمده‌ایم؟ امتحان فلسفۀ حیات انسان است و این عامل است که شرایط زندگی ما، فقر و ثروت ما و هر نوع موفقیت یا شکست ما در زندگی را تعیین می‌کند.
  • باید بدانیم که در این دنیا همه‌چیز امتحان است. در زندگی ما، هیچ مفهومی خارج از امتحان حقیقت مستقل یا مجزایی ندارد (البته از نظرِ ارتباط این مفاهیم با وجود انسان حقیقت مستقل ندارد) فقر و ثروت ماهیتی خارج از امتحان ندارد، فقر و ثروت فقط در امتحان معنا دارد. من فقیر هستم یعنی «من الان در حال فقر، دارم امتحان می‌شوم»

به زندگی «امتحانی» نگاه کنید؛ چون ما امتحانی آفریده شده‌ایم/جوان‌ها امتحانی جوان هستند و پیرها هم امتحانی پیر هستند

  • اگر دعا می‌کنیم: «خدایا به من رفاه و امکانات بده» یعنی «خدایا مرا با رفاه و امکانات امتحان کن» یا اگر دعا می‌کنیم: «خدایا دردِ بیماری را از جان من ببَر» یعنی «خدایا مرا با بیماری امتحان نکن، مرا با سلامت امتحان کن» و الا بیماری و سلامتی، ماهیت مستقلی خارج از امتحان الهی ندارند. باید بدانیم که ما در بستر امتحان زندگی می‌کنیم. لذا باید امتحانی زندگی کنیم، چون اساساً ما امتحانی آفریده شده‌ایم!
  • به زندگی خودتان «امتحانی» نگاه کنید. مثلاً شما جوان‌ها امتحانی جوان هستید! انگار خدا می‌گوید: «ببینیم اگر جوان باشد، چه‌کار می‌کند؟» پیرها نیز امتحانی پیر شده‌اند. هر کسی در هر شرایطی قرار دارد، امتحانی در آن قرار گرفته است. خداوند هر چیزی در این دنیا به ما می‌دهد، امتحانی می‌دهد و هرچیزی را هم نمی‌دهد امتحانی نمی‌دهد و الا اصل حیات ما در عالم آخرت است. خداوند می‌فرماید: حیات حقیقی در عالم آخرت است (وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ؛ عنکبوت/64)

گاهی اوقات خداوند یک «انسان» را امتحان می‌کند و گاهی یک «ملت» را

  • در این جلسات می‌خواهیم دربارۀ چگونگی امتحانات الهی بحث کنیم و اینکه «خدا چگونه از ما امتحان می‌گیرد؟» وقتی می‌گوییم «خداوند چگونه از ما امتحان می‌گیرد؟» یعنی اینکه خدا از «من» و «جامعۀ من» چگونه امتحان می‌گیرد؟ یعنی هم امتحان گرفتن از یک فرد مورد نظر است و هم امتحان گرفتن از یک جامعه؛ یعنی هم امتحان از تک تک ما در زندگی فردی و هم امتحان از جامعۀ دینی ما در جریان زندگی اجتماعی. هر دو نوع امتحان مدّ نظر ماست. چون گاهی اوقات خداوند یک انسان را امتحان می‌کند و گاهی یک ملت را امتحان می‌کند.
  • اینکه «خداوند یک فرد را چگونه امتحان می‌کند؟» یک بحث دارد و اینکه «خداوند یک جامعه را چگونه امتحان می‌کند؟» یک بحث دیگری دارد. هر دوی اینها را باید مورد بحث قرار دهیم.

اگر شیوۀ امتحان گرفتن خدا را بدانیم امتحان برای‌مان آسان می‌شود/کسی که شیوۀ امتحان گرفتن خدا را نداند، در واقع شیوۀ زندگی کردن را نمی‌داند

  • وقتی جامعۀ ما از نظر تاریخی و موقعیت اجتماعی و جهانی در یک شرایط خاصی قرار گرفت، باید بفهمیم که این یک امتحان الهی است؛ امتحانی که از قبل برای ما توضیح داده شده و مشخص شده است که در این امتحان چه باید کرد؟ اگر شرایط و نحوۀ امتحان را بفهمیم، امتحان برای ما آسان خواهد شد. اینکه برخی دانشجویان از همان ابتدای ترم تحصیلی، از اساتید خود می‌پرسند: «شما چگونه امتحان می‌گیرید؟» برای این است که کار را برای خود آسان کنند، هرچند این روحیه برای کسی که طالب علم است، خوب نیست.
  • کسی که شیوۀ امتحان گرفتن از خود را نداند، در واقع شیوۀ زندگی کردن را نمی‌داند؛ چون اصلاً تمام زندگی امتحان است. خداوند می‌فرماید: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ»(ملک/2) اساساً مرگ و زندگی به خاطر امتحان گرفتن از ما آفریده شده است.

اگر تحلیل‌گر سیاسی «وضعیت امتحانی جامعه» را درک نکند، تحلیلش سرشار از جهالت خواهد بود/ باید دید الان فصل چه امتحانی است؟

  • جامعه‌ای که نداند در وضعیت امتحانی قرار گرفته است، وقتی تحلیلگران سیاسی آن جامعه، شرایط سیاسی و اقتصادی حاکم بر جامعه را تحلیل می‌کنند و آن را منتشر می‌کنند، تحلیل‌های‌شان سرشار از جهالت خواهد بود. چون نمی‌فهمند که همۀ این شرایط، امتحان است.
  • یک تحلیلگر سیاسی که نداند جامعه‌اش در حال امتحان پس دادن است و نداند الان از کدام امتحان بیرون آمده و وارد کدام امتحان شده است، وقتی می‌خواهد وضع جامعه را بررسی کند و راهبردی برای عبور از مشکلات بدهد، اگر نداند در چه وضعیت امتحانی قرار دارد و باید در این امتحان چگونه رفتار کند، تحلیلش آمیخته با جهالت است. چون حیات بشر خارج از امتحان قابل تصور نیست.
  • اینکه ما به رفاه برسیم، یعنی با رفاه امتحان بشویم. اینکه ما مشکل اقتصادی داریم، یعنی با مشکلات اقتصادی امتحان می‌شویم. اینکه ما در محاصره هستیم، یعنی در محاصره داریم امتحان می‌شویم.
  • متاسفانه بعضی‌ها با بلاهت به محیط خود نگاه می‌کنند. چون امتحانات الهی را در نظر نمی‌گیرند و فصل‌های امتحانی را نمی‌فهمند. باید دید الان فصل چه امتحانی است؟
  • خداوند متعال هم از فرد امتحان می‌گیرد و هم از جامعه. ما تا وقتی نفَس می‌کشیم در بستر امتحانات الهی قرار داریم. چه اعتقاد به خدا داشته باشیم و چه نداشته باشیم؛ به هر حال خدا از ما هم امتحان می‌گیرد. چون خداوند جهان، جامعه، تاریخ و همۀ حیات را برای امتحان آفریده است(الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ؛ ملک/2) پس بر سر اصل امتحان بحثی نیست، فقط بحث و اختلاف نظرها می‌تواند بر سر این باشد که خداوند الان دارد از ما چه امتحانی می‌گیرد و الان فصل کدام امتحان است؟

«حیات‌شناسی» فقر بزرگ ما در آموزش‌های دینی است

  • مشکل عمدۀ ما این است که هنوز نفهمیده‌ایم برای «امتحان» زندگی می‌کنیم، یعنی حیات خودمان را نشناخته‌ایم. هم خداشناسی و هم انسان‌شناسی در جای خود لازم است، ولی این انسان در حرکت به سوی خدا، از بستر حیات عبور می‌کند. فقر بزرگی که ما در آموزش‌های دینی خودمان داریم بر سرِ «حیات‌شناسی» است. حیات‌شناسی حلقۀ مفقوده‌ای است که ما در میان معلومات دینی خود داریم.
  • ما در مدرسه، دانشگاه و مطالعات عمومی خودمان، باید خیلی به حیات‌شناسی بپردازیم. بحث «امتحان» رکن رکین حیات‌شناسی است. بحث امتحان یک بحث اخلاقی نیست، چون اخلاق به ملکات و فضایل و رذایل انسان می‌پردازد ولی امتحان جزء علم حیات‌شناسی محسوب می‌شود. امتحان جزء انسان‌شناسی و خداشناسی نیست.

همۀ احکام و معارف دینی باید خودشان را در بستر امتحان نشان دهند

  • در علم حیات‌شناسی، قواعد حاکم بر عالم هستی را مورد مطالعه قرار می‌دهیم تا بفهمیم از کجا می‌خواهیم عبور کنیم تا به خدا برسیم. اگر انسان‌ها حیات‌شناسی نداشته باشند و فقط خودشناسی و خداشناسی داشته باشند، گاهی به اشتباه می‌افتند، لذا مدام می‌پرسند: «پس چرا من به خدا نمی‌رسم؟ من چه‌کار کنم تا به خدا برسم؟ چرا وقتی این کارها را انجام دادم به نتیجه نرسیدم؟» در حالی که همۀ دستورات الهی در بستر امتحان معنا پیدا می‌کنند.
  • تمام معارف دینی و خودشناسی ما باید خودشان را در بستر امتحان نشان بدهند. تا وقتی انسان در بستر امتحان قرار نگیرد، نه مفاهیم دینی را خوب می‌فهمد و نه خودش را خوب می‌شناسد. مثلاً همه می‌دانیم که صبر خوب است و باید صبر داشته باشیم. ولی مهم این است که در بستر یک امتحان الهی، صبر خودمان را نشان دهیم و الا سخن گفتن از خوبی‌های صبر چه فایده‌ای دارد؟

سخن گفتن از« امتحان»، سخن گفتن از حیات‌شناسی و بستر دینداری است

  • سخن گفتن از امتحان، سخن گفتن از بستر دینداری است. سخن گفتن از امتحان، سخن گفتن از احکام الهی و رفتارهای انسان نیست، بلکه سخن گفتن از بسترِ تلفیق دستورات خدا و رفتارهای انسان است. اصلاً احکام الهی و رفتارهای انسان در همین بستر معنا پیدا می‌کنند. لذا رفتار خوب خارج از دایرۀ امتحان، رفتار خوب خارج از انتظار خداوند(توقع خدا از ما) است که فایده‌ای ندارد. احکام الهی خارج از امتحان برای ما چه سودی دارد؟ بایدها و نبایدها وقتی در ظرف امتحان به ما می‌رسند و از ما رفتار خاصی را طلب می‌کنند، آن‌وقت است که معنا پیدا می‌کنند. 
  • سخن گفتن از امتحان، سخن گفتن از حیات‌شناسی است. ما باید حیات را بشناسیم، چون قرار است در بستر حیات، امتحان پس بدهیم. بحث امتحان زیرمجموعۀ حیات‌شناسی است. در حیات‌شناسی، سنت‌ها و قواعد حاکم بر حیات فردی و اجتماعی بشر مورد بحث قرار می‌گیرد.

هدف از امتحان گرفتن چیست؟ /امیرالمؤمنین(ع): هدف محوری امتحانات الهی، اخراج تکبر و ادخال تواضع در قلب است

  • هدف غایی خلقت انسان، تقرب الی الله است و هدف عملیاتی خلقت انسان، امتحان است. یعنی خداوند ما را در این دنیا آفریده است که از ما امتحان بگیرد. حالا می‌خواهیم ببینیم هدف از امتحان گرفتن چیست؟
  • امیرالمؤمنین(ع) در کلام شریفی، صریحاً هدف مهم امتحان را برای ما توضیح می‌دهند. حضرت در خطبۀ قاصعۀ نهج‌البلاغه(که طولانی‌ترین خطبۀ نهج‌البلاغه است) با تعابیر مختلف دربارۀ امتحان الهی سخن می‌گوید و در بیان هدف امتحانات الهی می‌فرماید: « وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ‏ بِأَنْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهِمْ؛ خدا بندگان خود را به انواع سختى‏ها امتحان مى‏كند(«يَخْتَبِرُ» یعنی «از وضعیت و حال آنها خبر می‌گیرد» که تعبیر دیگری از همان امتحان است) و با دستوراتی که به آنها می‌دهد، آنها را می‌آزماید(با دستورات سختی که به بندگانش می‌دهد، آنها را به بندگی می‌کشاند). و آنها را با ضرباتِ سختی‌ها مبتلا می‌کند(با امور ناخوشایند می‌آزماید). برای اینکه تکبر را از دل‌های آنها بیرون کند؛ و برای اینکه فروتنی را در دل آنها قرار دهد؛ »(نهج‌البلاغه/خطبۀ 192)
  • بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین(ع)، امتحان برای این است که تکبر انسان از بین برود و به جای آن «تذلل» بیاید. تذلل هم آن روی سکۀ «از بین رفتن تکبر» است. پس هدف محوری امتحان، تکبر و تواضع است. اوامر تقدیری الهی و اوامر تشریعی الهی، هر دو برای امتحان است و هدف یا فلسفۀ امتحانات الهی این است که از اول تا آخر عمر، تکبر را از قلوب بندگان خدا خارج کند. چون انسان موجودی است که تولید‌کنندۀ دائمی علف هرزۀ تکبر است و امتحان، فرآیند دائمی اخراج تکبر از دلِ انسان است.

آیا واقعاً این‌همه امتحانات دائمی و سخت برای اخراج تکبر از قلب است؟!/ انسان دوست دارد بزرگ شود و اگر عجله کند دچار تکبر می‌شود

  • آیا واقعاً این‌همه امتحانات دائمی و سخت برای خارج کردن تکبر از قلب انسان است؟! مگر ما دائماً در حال تولید تکبر هستیم؟! بله، چون انسان برای «خدای بزرگ» آفریده شده است و انسان دوست دارد بزرگ شود اما وقتی برای رسیدن به این بزرگی عجله کند دچار تکبر می‌شود. انسان وقتی بزرگی را در چیزهای غلط ببیند، یا وقتی راه بزرگ شدن خودش را اشتباه بگیرد و بزرگی را در مواردی ببیند که بزرگی واقعاً به آنها نیست؛ معنای همۀ اینها می‌شود تکبر.
  • میل به بزرگ شدن، تمایل طبیعیِ دائمی روح انسان است و پاسخ آن هم جز خداوند بزرگ، چیز دیگری نیست. انسان اساساً برای خدا خلق شده و می‌خواهد به این خدای بزرگ برسد، لذا دائماً تحت تأثیر میل به بزرگ شدن است. به همین خاطر است که انسان دائماً درگیر خودبزرگ‌بینی می‌شود و دائماً دربارۀ اینکه «بزرگی به چیست؟» دچار اشتباه می‌شود و دائماً در حال انتخاب راه غلط برای رسیدن به این بزرگی است.
  • بزرگی مسألۀ اصلی حیات بشر است. به همین دلیل وقتی انسان سرِ سجادۀ نماز می‌رسد(همان نمازی که عمود خیمۀ دین است) نمازش را با «الله اکبر» یعنی یادآوری بزرگی خدا شروع می‌کند که آرزوی اصلی حیات اوست. و در هر رکعتی سر به سجده می‌گذارد و به خودش یادآوری می‌کند که «تو کوچک هستی و باید به آن خدای بزرگ برسی تا آرام بگیری».
  • البته تکبر تجلیات مختلفی دارد. مثلاً بعضی‌ها با تواضع کردن، تکبر می‌ورزند، یعنی با ظاهر متواضعانه می‌خواهند خود را بزرگ نشان دهند.

هر وقت دیدی امتحان الهی سخت است، امتحان را دور بزن و سرت را به سجدۀ «هدف» بگذار

  • گاهی برای اینکه امتحانات الهی برای‌تان آسان شود، یک سَر به هدف امتحان بزنید، یعنی امتحان خدا را دور بزنید و مستقیم به سراغ هدف امتحان بروید.
  • هر وقت دیدی که امتحان الهی سخت است و دارد تو را می‌پیچاند و اذیت می‌کند و داری زمین می‌خوری، امتحان را دور بزن! برو سرِ سجادۀ نماز و سرت را به سجدۀ هدف بگذار و طولانی‌تر سجده کن. بگو: «خدایا! من در مقابل تو خَم شده‌ام» یعنی در مقابل خدا تواضع و فروتنی کن؛ اگر این کار را انجام دهی، برمی‌گردی و می‌بینی که واقعاً امتحان تو آسان‌تر شده است.
  • در اوج سختی‌های امتحان، سرِ سجادۀ نماز برو و بگو: «خدایا! تو با این امتحان داری به من سختی می‌دهی تا من به اینجا برسم؛ ببین الان رسیدم!» سرت را به سجده بگذار و بگو: «خدایا! من کوچکِ تو هستم» اگر عمیقاً در مقابل خدا تواضع کنی، وقتی به سرِ صحنۀ امتحان برگردی خواهی دید که امتحانت آسان شده است. چون خدا می‌بیند که تو هدف از امتحان را فهمیده‌ای، و می‌دانی که با امتحان قرار بود به کجا برسی، لذا وقتی خودت به همان‌جا برسی دیگر خدا سختی امتحان را برمی‌دارد و امتحان برایت آسان می‌شود. پس گاهی اوقات وقتی هدف از امتحان را بفهمیم، امتحان برداشته می‌شود. لذا باید به هدف امتحان خیلی توجه داشته باشیم.

چرا در امتحانات الهی باید از نماز کمک بگیریم؟ / نماز و امتحان، هر دو برای از بین بردن تکبر است!

  • نماز امتحانات الهی را آسان می‌کند. آیۀ قرآنش هم این است: «از صبر و نماز کمک بگیرید، البته اين كار جز بر خاشعین، گران و دشوار است؛ وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين»(بقره/45) یعنی فقط آدم خاشع می‌تواند این‌طور راحت سر به سجده بگذارد و از نماز کمک بگیرد.
  • وقتی می‌فرماید: «از نماز کمک بگیرید» این سؤال پیش می‌آید که برای چه کاری باید از نماز کمک بگیریم؟ برای پاسخ باید ببینیم که اصلاً ما برای چه چیزی در این دنیا هستیم؟ برای چه زنده هستیم؟ ما برای امتحان، زنده‌ایم پس برای امتحان باید از نماز کمک بگیریم. همچنین معلوم است که در سختی‌ها باید صبر داشته باشیم و از صبر کمک بگیریم.
  • پس راه دور زدن امتحانات الهی این است که برویم سرِ سجادۀ نماز و بگوییم: «خدایا! تو با این امتحان می‌خواستی تکبر از دلم زائل شود، حالا من با نماز می‌گویم: تو بزرگ هستی و من کوچک هستم»
  • حضرت فاطمۀ زهرا(س) می‌فرماید: «خداوند نماز را برای دوری از تکبر، واجب کرده ‌است؛ فَرَضَ اللَّهُ...الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ»(من‏لايحضره‏الفقيه/3/568) یعنی فلسفۀ نماز هم این است که تکبر از دل مردم خارج شود. و طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) امتحانات الهی نیز برای خارج شدن تکبر از قلوب بندگان است. ببینید چه نسبتی بین این دو وجود دارد! برای همین است که در امتحانات الهی باید از نماز کمک بگیریم. اصلاً همۀ سختی‌ها و امتحانات سخت الهی برای از بین بردن تکبر است.


:: بازدید از این مطلب : 2197
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

 

یک استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: اعتقاد دارم اگر کسی از رفتارش بوی امام علی(ع) و امام حسین(ع) استشمام نشود شیعه نیست.

حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در سومین شب مراسم هیأت فاطمیون قم، راستگویی را یکی از نشانه‌های مهم اهل ایمان دانست و اظهار داشت: چرا برخی از ما که ادعای ایمان داریم در زندگی و کسب و کار خود صداقت را رعایت نمی‌کنیم. چرا در امتحانات تقلب می‌کنیم؟ چرا جنس خوب را در معرض دید می‌گذاریم و موقع فروش نامرغوب‌ها را به مشتری می‌دهیم؟ چرا اگر به ما حقوق یا مزایایی می‌دهند و حق‌مان نیست به مسؤولی بالا دستی خود نمی‌گوییم؟ چرا برخی نمایندگان مجلس به طرح بررسی اموالشان رأی نمی‌دهند؟ اگر ریگی به کفش نداریم چرا می‌ترسیم؟ حتما چیزی هست.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بیان این که هر دولتی می‌آید همه کارهای دولت قبلی را می‌کوبد، گفت: چرا با مردم صادق نیستید و واقعیت‌ها را نمی‌گویید؟ یعنی هیچ کار مثبتی در دولت‌های قبل از شما انجام نشده است؟ وقتی مردم این وضعیت را می‌بینند می‌گویند همه دولت‌ها دروغ می‌گویند چون امر برایشان مشتبه و دچار سرگردانی می‌شوند.

مسلمانی خود را باید در عمل ثابت کنیم

وی با اشاره به این که صدق نقیض کذب است، گفت: صدق گاهی در مرحله لسانی و گاهی در مرحله عملی نمود پیدا می‌کند؛ کسی که می‌گوید مسلمان است باید عملش نشان دهد؛ روایت داریم که مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش در آسایش باشند یا در روایت دیگر آمده کسی که صدای یاری خواهی مسلمانی بشوند و پاسخ نگوید مسلمان نیست.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان این که مسلمانی شرایط و ضوابطی دارد، ابراز داشت: کسی که ادعای مسلمانی دارد باید یک احکامی را رعایت کند؛ نماز بخواند، روزه بگیرد و امر به معروف و نهی از منکر کند و مهم‌تر از آن امر به منکر و نهی از معروف نکند. مسلمان باید به وعده‌اش عمل کند، به همین دلیل خیلی حرف‌ها را نباید بزنیم؛ مثلا نباید به کسی در تعارف ها بگوییم فدایت شوم، این دروغ است اگر در واقعیت حاضر نباشیم جان خود برای او به خطر بیندازیم؛ در روایت داریم که کسی نمی‌تواند از دروغ در امان باشد مگر این که زبان خود را کنترل کند و هر حرفی نزند. اگر انسان صادق باشد ایمان  نیز به دنبالش می‌آید؛ اهل صدق، صفا و وفا باشید، این مسأله را باید از زندگی خودمان شروع کنیم؛ اول به خودمان، پدر و مادر و در مرحله دیگر به دوستان و اطرافیان راست بگوییم. گاهی فکر می‌کنیم با دروغ گفتن راحت می‌شویم اما نجات در راستگویی است؛ اگر کاری می‌کنیم صادقانه باشد، اگر مشکی پوش امام حسین(ع)هستم به راستی ایشان را در دل هم دوست بدارم و در زندگی و رفتارم این ادعا را ثابت کنم.

تنها کسانی که راستگو هستند می توانند ادعای شیعه بودن داشته باشند

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع)، گفت: حضرت می‌فرماید شیعه ما نیست مگر کسی که بسیار راستگو باشد؛ بر این اساس اشخاصی مانند جناب ابوذر شیعه هستند؛ پیامبر(ص)فرمود ابوذر صدیق این امت است.

حجت الاسلام آقاتهرانی با بیان این که راستگویان تاریخ زیاد هستند، ابراز داشت: انبیایی همچون ابراهیم(ع)، اسحاق(ع)، یعقوب(ع) و ادریس(ع) در قرآن به عنوان صدیق معرفی شده‌اند؛ پیامبر(ص) فرمود علی(ع) صدیق امت است و در جای دیگر داریم فاطمه(س) صدیقه شهیده است؛ امام هشتم در معرفی امام حسین(ع) به عنوان صدیق از ایشان یاد می‌فرماید.

وی با بیان این که مدعیان ایمان را با رفتار امیرالمؤمنین(ع) می‌سنجند، گفت: به همین دلیل در زیارتنامه حضرت می‌خوانیم سلام بر تو ای میزان اعمال؛ یعنی یک کفه ترازو کارهای من و در کفه دیگر اعمال آن حضرت را می‌گذارند بنابراین کار خیلی سختی است؛ خدا برنامه بلندی برای ما طراحی کرده اما ما خودمان را در آن حد قبول نداریم و در زندگی تنها دنبال خورد و خوراک و مسائل دنیایی هستیم. نیاز به خوراک، همسر، رزق و روزی امری طبیعی در زندگی بشر است، اما اینها اصل نیست؛ متأسفانه بسیاری از انسان ها این تنها مسائل را محور زندگی خود قرار می‌دهند.

متأهلان زندگی بهتری نسبت به مجردها دارند

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت بحث ازدواج، ابراز داشت: شرایط زندگی برای انسان‌های متأهل از مجردها بهتر است زیرا مسؤولیتی که انسان در قبال همسر و فرزند دارد موجب نظم در زندگی‌اش می‌شود؛ کسی که متأهل است در همه مسائل دیدگاهش عوض می‌شود و برای هر چیز کوچکی مجبور است محاسبات و برنامه‌ریزی داشته باشد.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی به آیه «وَأَنکِحُوا الأَیامىٰ مِنکُم وَالصّالِحینَ مِن عِبادِکُم وَإِمائِکُم ۚ إِن یَکونوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ» اشاره کرد و گفت: اگر به خدا و دستوراتش اعتقاد دارید و باور دارید که وعده‌هایش راست است، نباید از ترس فقر ازدواج خود را به تأخیر بیندازید. برخی می‌گویند چون غربی‌ها می‌گویند بدون سرمایه نمی‌شود زندگی کرد پس حتما نخواهد شد، مدل زندگی و ذهنیت آنها با ما بسیار تفاوت دارد، ما حیات را دو روز دنیا نمی‌دانیم، ما توکل و اعتماد به خدا داریم و پیامبر(ص) را بزرگترین راستگویان می‌دانیم. این اعتقادات باید کجا بروز و ظهور پیدا کند؟ در زندگی باید اینها را پیاده کنیم؛ اگر در زندگی مسلمانی نکنیم در مواقع حساس مانند کوفیان کار را خراب می‌کنیم؛ این شیوه زندگی نیاز تمرین دارد.

صداقت باید در وجود مسلمان ملکه شده باشد

حجت‌الاسلام آقاتهرانی با بیان این که راستگویی باید صفت ملکه یک مسلمان باشد، گفت: باید در این عرصه تلاش کنیم؛ ضرورتی ندارد ما هر حرفی را بزنیم اما اگر از ما پرسیدند باید راستش را بگوییم؛ اگر راستگویی در وجودمان نهادینه شد از وجود خودمان لذت می بریم، وقتی در برابر خدا به نماز می‌ایستیم به راستی احساس ذلت می‌کنیم و راست می‌گوییم که او را دوست داریم و تنها او را می‌پرستیم.

استاد اخلاق حوزه علمیه ویژگی‌های شخصیتی امام حسین(ع) را بسیار اعجاب‌انگیز خواند و گفت: در روز عاشورا امام(ع) هر بار به لشکر دشمن حمله می‌کرد و آنها را عقب می‌راند، روی خود را به سمت خیمه‌ها می‌کرد و می‌فرمود «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله» یعنی حسین کسی نیست و همه اینها از جانب خداست؛ همچنین خیال اهل حرم را آرام می‌کرد که من هنوز زنده‌ام.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به بخش‌هایی از خطبه سیدالشهدا(ع)در هنگام خروج از مدینه، ابراز داشت: حضرت فرمود مرگ واقعیتی است مانند خط روی گردن، اشتیاق من به دیدار جد و مادرم مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف است؛ از این عبارات معلوم می‌شود که برای او مرگ اهمیتی ندارد فقط دنبال این است که کارش را درست انجام دهد.تا بحال در جنگ‌های دنیا دیده‌اید فرمانده‌ای سر تک تک کشته‌های لشکرش را به زانو بگیرد و از آنها تعریف و تمجید کند؛ نه فقط یاران قدیمی بلکه حتی کسی مانند حُر که تازه به او ملحق شده را نیز تحویل گرفت.

اگر از رفتار ما بوی علی(ع)و حسین(ع)استشمام نشود شیعه نیستیم

وی با طرح این پرسش که چرا باید ما به اسم حسینی باشیم اما در رفتار نه؟ گفت: من اعتقاد دارم اگر کسی از رفتارش بوی امام علی(ع)و امام حسین(ع)استشمام نشود شیعه نیست؛ همچنین باید از اعمال خانم‌های شیعه نیز بوی حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به مشام برسد؛ بنابراین باید مراقب رفتار، گفتار و کردار خود باشیم؛ در چشم، گوش، زبان و همه اعضای و جوارح ما باید صداقت موج بزند. ما هر روز در نماز خود «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعین» می‌گوییم، این ادعاهای ما تا چه اندازه راست است؟ باید واقعا بندگی خدا را کنیم تا مسلمان صادق شویم؛ با بندگی نفس راه به جایی نمی‌بریم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر صداقت و وفای به عهده یاران امام حسین(ع)، گفت: حضرت زینب(س) شب عاشورا نگران شد که نکند یاران امام حسین(ع) نیز مانند یاران امام حسن(ع) او را تنها بگذارند، حضرت فرمود خیالت راحت باشد من اینها را امتحان کردم. امام عصر(عج) هم این گونه است اول ما را امتحان کرده و بعد انتخاب می‌کند، یک رفتار غلط ما کار را خراب می‌کند و از امتحان حضرت رد می‌شویم؛ بنابراین باید بسیار مراقب رفتار و عملکرد خود باشیم.




:: بازدید از این مطلب : 3287
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

عزاداری شب چهارم محرم الحرام هیات الرضا علیه السلام، با شب های قبل از آن متفاوت بود و عزاداران این هیات، برای اولین بار برهنه نشده و با پیراهن مشکی سینه زنی کردند.

به گزارش رجانیوز، حاج عبدالرضا هلالی قبل از شروع سینه زنی نظر مقام معظم رهبری را نسبت به برهنه شدن بیان کرده و با اعلام این موضوع که برهنه شدن از نظر فقهی جایز است ولی اگر مشکلاتی به همراه داشته باشد بهتر است از آن اجتناب کرد، از عزاداران پرشمار هیات الرضاء خواست تا از این پس با پیراهن به عزاداری بپردازند.

هلالی به عزاداران گفت: با پیراهن سینه بزنند تا مشخص شود سینه زن حسنی اسیر هوای نفس خود نیست و از آنچه دوست دارد به راحتی و برای انجام تکلیفش می گذرد. 

در ادامه تصاویر این عزاداری را می بینید.

 

 

 

 

 

 عکس از سعید خلیلی



:: بازدید از این مطلب : 2189
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

فاطمه محبتی یکی از اعضای رهایافته بهائیت در نشست خبری با اصحاب رسانه که عصر سه شنبه در محل مرکز مدیریت حوزه های علمیه برادران استان البرز برگزار شد، با اشاره به این که بهائیت فرقه ای است که هدف آن از بین بردن دین مبین اسلام است، گفت: این فرقه ضاله که از طریق تشکیلات اسرائیل حمایت و پشتیبانی می شود برای رسیدن به اهداف پلید خود دست به هر کاری می زند.
 
وی ادامه داد: دست بردن در تقویم و تقسیم بندی ایام سال و روز بدون قاعده خاصی یکی از ترفندهای آنان است به گونه ای که تاریخ تولد علی محمد باب و حسین علی نوری را از تاریخ شمسی به قمری تغییر داده و آن را به روز اول و دوم محرم منتسب می کنند و هرساله در این ایام به رقص و جشن و پایکوبی مشغول می شوند.

محبتی با اشاره به این که اعضای فرقه بهائیت برای کمرنگ جلوه‌دادن عزاداری امام حسین(ع) از هیچ اقدامی دریغ نمی کنند بیان داشت: تشکیلات بهاییت به بانوان جوان این دستور را می دهند که با آرایش زننده و پوشش غیر اسلامی وارد هیئات و محافل عزاداری امام حسین (ع) شوند تا با این اقدامات قداست مراسم حسینی را از بین ببرند.
 
وی به حضور اعضای بهاییت در اغتشاشات سال 88 اشاره کرد و یادآور شد: اعضای فرقه ضاله بهائیت و جریانات وابسته به آن در اغتشاشات سال 88 حضوری پر رنگ داشته و در روز عاشورا به خیابان ها آمده و به رقص و پایکوبی پرداخته و بعضی از هیئات را به آتش کشیده و در نهایت، عزاداری روز عاشورا را به تظاهراتی علیه نظام اسلامی مبدل ساختند از این رو تعدادی از این افراد توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شده و روانه زندان شدند که طبق اعترافات این افراد این دستور از بیت العدل گرفته شده بود.
 
این فرد رها یافته از تشکیلات بهاییت تصریح کرد: بهاییت دین نیست بلکه یک فرقه است و افراد تحت پوشش این فرقه از خود اختیار و اراده‌ای ندارند و تمام فعالیت‌های آن‌‌‌ها تحت نظر تشکیلاتی است که ادعای آزادی تفکر و بیان است.

محبتی به کلاس های گلشن توحید با محوریت فضائل و کمالات عالم انسانی اشاره کرد و اظهار داشت: تعالیم مبتنی بر پرستش بهاء و ایجاد رعب و وحشت در صورت سرپیچی از آن می باشد و سعی دارند از سن سه سالگی و با ورود اجباری کودکان خانواده های بهائی به مهد کودک های خاص این فرقه، این طرح را اجرا کرده و به هدف خود برسند.

محبتی با بیان اینکه اعضای این تشکیلات با مطرح کردن مطالبی مانند عدم آزادی بیان، سعی در خدشه وارد کردن به اسلام و نظام دارند، تصریح کرد: افراد آموزش دیده برای ایجاد تشویش و اضطراب اذهان عمومی وارد فضاهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... می‌شوند تا به شیوه مدیریت شده مردم را جذب بهائیت کنند.

وی تصریح کرد: تشکیلات در ابتدا برای جذب افرادی که از فرقه جدا شده اند با ترفند محبت و سازش وارد شده و با وعده های پوچ و دروغین سعی در بازگرداندن فرد دارند در صورت عدم بازگشت فرد به تشکیلات به آزار و اذیت او می پردازند.
 
محبتی  به شکنجه های روحی و روانی از سوی خانواده و تشکیلات اشاره کرد و بیان داشت: زمانی که خانواده ام از مسلمان شدنم مطلع شدند مرا از ارث محروم کردند و برادرم به دستور تشکیلات برای از بین بردن من اقدام به اسیدپاشی کرد اما موفق به انجام این کار نشد و تنها به چشمانم آسیب وارد شد.

این فرد رها یافته از تشکیلات بهاییت تصریح کرد: از اعضای 9 نفره بیت العدل چهار نفر ایرانی و پنج نفر دیگر جاسوس امریکا و انگلیس هستند از این رو این نکته قابل تامل است که این فرقه که از ایران فعالیت خود را شروع کرده چگونه وابسته به انگلیس و امریکا است.

وی با تاکید بر فروپاشی این تشکیلات گفت: امروز اسرائیل در مرز فروپاشی است قطعا با متلاشی شدن اسراییل این فرقه و تشکیلات نابود خواهد شد پس فرزندان بهائیت از فرصت باقی مانده استفاده کرده و به آغوش اسلام بازگردند.

منبع: رسا


:: بازدید از این مطلب : 2323
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، یکی دیگر از رزمنده‌گان دلاور جبهه‌ی «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه و آله)» در نبرد با ایادی «اسلام آمریکایی» و «مزدوران سعودی» شهد شیرین شهادت نوشید. بنا بر این گزارش این شهید به نام «حمیدرضا زمانی» 45 روز به دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت زینب (سلام الله علیها )» پرداخت و همزمان با آغاز ماه محرم بال در بال ملائک گشود.

فردا؛ وداع با یک شهید مدافع حرم+عکس

آیین وداع با این شهید، امروز چهارشنبه شب در مسجد ارک تهران (واقه در میدان 15 خرداد) برگزار خواهد شد.

همچنین مراسم تشییع «حمیدرضا زمانی»،صبح پنج شنبه ساعت 10 صبح از شهرک چهاردنگه به سمت گلزار شهدای بهشت زهرا (س) انجام خواهد شد.

از شهید حمیدرضا زمانی یک فرزند 3 ساله و فرزندی که به زودی متولد می شود، به یادگار مانده است.

روحمان با یادش شاد
نثار روحش صلوات



:: بازدید از این مطلب : 1767
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در سومین شب از محرم در حرم بانوی کرامت درباره قیامت و واکنش مردم درباره آن که  عده ای آن را  انکار و عده ای نیز بر آن اشکال می کنند اظهارداشت: اگر انسان بداند که حساب و کتابی در قیامت وجود دارد، نسبت به کسی که اعتقادی به آن ندارد، رفتاری متفاوت خواهد داشت. اگر کسی باور به معاد داشته باشد، عمل صالح انجام می دهد.

عضو هیئت علمی جامعة المصطفی با بیان این که مؤمنان به قیامت دچار ریا در اعمال نمی شود، تصریح کرد: انسان مؤمن می داند که در قیامت کسی غیر از خدا نیست که پاداش عمل او را بدهد، ازاین رو اعمالش را برای خدا خالص می گرداند.

وی کنترل گناه را از دیگر آثار قیامت معرفی کرد و گفت: بر اساس آیات قرآن کریم، کسی که به قیامت معتقد باشد، به دیگران ظلم نمی کند، چراکه نتیجه ظلمش را خواهد دید و در دادگاه عدل الهی محکوم خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی با تأکید بر این که اعتقاد به معاد، موجب مراقبت انسان بر اعمال خود  می شود، تصریح کرد: کسانی که دچار گناهان و اعمال ناشایست می شوند، به میزان آلودگی خود، نسبت به قیامت بی اعتقاد هستند.

وی ادامه داد: کسی که یقین و اعتقادش زیاد باشد، در همین دنیا بهشت و جهنم را مشاهده می کند؛ بر اساس روایت امام معصوم علیه السلام، کسی که زبانش، زبان منطق، متواضع، میانه رو و... باشد، بهشت را مشاهده می کند.

عضو هیئت علمی جامعة المصطفی با قرائت آیاتی از قرآن کریم درباره اوضاع قیامت تصریح کرد: یاد معاد، رزمنده را در جهاد شجاع می گرداند و بازاری را در معاملات خود صادق می گرداند.

وی با اشاره به آیات و روایات فراوان درباره ضرورت یاد قیامت گفت: یاد قیامت به این معناست که انسان در تمامی رفتارهای خود به حساب و کتاب قیامت توجه داشته باشد و اعمالش را کنترل نماید.

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی افزود: انسان مدتی تمامی هم و غمش را یاد قیامت و حساب آن قرار دهد، این مراقبت برای او عادت می شود.

وی در ادامه سخنان خود به واقعه عاشورا اشاره کرد و گفت: در واقعه عاشورا، در جای جای سخنرانی ها و نصایح امام حسین علیه السلام و اصحاب ایشان تعالیم ناب اسلامی و الهی و یاد قیامت بود.

این محقق حوزوی بحث درباره قیامت را سیره معصومین علیهم السلام برای جلوگیری از بروز گناه معرفی کرد و افزود: آنچه قیام امام حسین علیه السلام را نگه داشته است، باورهای توحیدی، معادی و... است.

وی در پایان افزود: کسانی که در ایام محرم به عزاداری می پردازند، نباید تنها جنبه های احساسی واقعه عاشورا را مورد توجه قرار دهند؛ قیام امام حسین علیه  السلام جلوگاه باورهای اعتقادی و دینی بود.

منبع:حوزه



:: بازدید از این مطلب : 1999
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران