میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 04 شهریور 1391

هیچ وقت آرزو نکردم فوتبالیست شوم/رقم قرارداد میلیاردی من 17 میلیون است!/آنها که شهید شدند قهرمان هستند نه من ِ مدال‌آور


نصیرشلال جوانی متین و مودب که وزنه‌برداری را از ۱۵ سالگی در مسجدسلیمان آغاز کرد و با کسب مقام قهرمانی رقابت‌های المپیاد ورزشی ایرانیان، توجه کارشناسان این رشته را معطوف استعداد خود کرد. نواب طی سال‌ها تمرین افتخارات متعددی را در مسابقات مختلف کسب کرده است.

به گزارش رجانیوز، وی در اولین حضور مهم بین‌المللی خود در مسابقات جوانان جهان در سال ۲۰۰۶ با ثبت رکورد۳۵۰ کیلوگرم، در رده پنجم قرار گرفت. نصیرشلال، سال ۲۰۰۷ در مسابقات جوانان جهان موفق به کسب دو مدال برنز شد. او که مدال‌های نقره جوانان و بزرگسالان آسیا را در اختیار داشت، در پراگ اولین مدال جهانی خود را به گردن آویخت.

نواب در ۱۸ سالگی، در دسته ۹۴ کیلوگرم رقابت فشرده‌ای با حریفان قزافستانی و اوکرائینی داشت. نماینده ایران در یک‌ضرب پس از آرتم ایوانف اوکراینی و وزنه‌بردار اهل قزاقستان در رده سوم قرار گرفت. در سی و چهارمین دوره مسابقات جوانان جهان که سال ۲۰۰۸ در کلمبیا برگزار شد، نواب نصیرشلال در دسته ۹۴ کیلوگرم با مجموع ۳۶۳ کیلوگرم به مدال برنز رسید.

وی در سال ۲۰۰۹ در مسابقات قهرمانی بزرگسالان آسیا به میزبانی قزاقستان، با ۳۷۶ کیلو روی سکوی سوم ایستاد. نصیرشلال در مسابقات جهانی پاریس در سال 2011 به مقام ششم رسید و رکورد ۴۰۳ کیلوگرم را به جا گذاشت.

او در مسابقات قهرمانی ۲۰۱۲ آسیا در کره جنوبی، در دسته ۱۰۵ کیلوگرم با مهار وزنه ۱۸۷ کیلوگرم در یک‌ضرب طلا گرفت، اما در دوضرب ریسک کرد و قبل از تثبیت قهرمانی‌اش، برای خلق رکوردهای تازه به روی تخته آمد. همین اشتباه فنی منجر به حذف او از گردونه رقابت‌ها شد.

نصیرشلال در مسابقات المپیک 2012 لندن به مقام دوم رسید و مدال نقره را کسب کرد. رجانیوز به همین بهانه و به پاس قدردانی از نواب نصیرشلال مصاحبه ای را با ایشان ترتیب داده است، که از نظرتان می گذرد:.....

 بقیه در ادامه مطلب.....
 

 



:: بازدید از این مطلب : 2649
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 04 شهریور 1391

 

ضرورت حفظ روحيه انقلابی در ديپلماسی كشور/ اقتصاد مقاومتی تنها راه ادامه روند پيشرفت كشور/ اهتمام جدی به حل مشكلات معيشتی مردم

حضرت آيت الله خامنه ای در بخش ديگری از سخنانشان با اشاره به برخی مشكلات موجود افزودند: عمده اين مشكلات به مسائل معيشتی قشرهای متوسط و ضعيف مربوط می شود كه بايد برای برطرف كردن آنها،‌ جداً همت و برنامه ريزی كرد.

ايشان در ريشه يابی مشكلات موجود خاطرنشان كردند: بخشی از مسائل ناشی از تورم است البته ما كمبود كالا در كشور نداريم اما گرانی و كاهش قدرت خريد مردم، بايد علاج شود كه در اين زمينه همه بخشهای ستادی و عملياتی مسئولند.

رهبر انقلاب با اشاره به اينكه صاحبنظران داخل و خارج دولت، افزايش نقدينگی را يكی از ريشه های مشكلات فعلی می دانند تأكيد كردند: بايد با همفكری و تكيه بر علم و تجربه، راهی برای كنترل نقدينگی بيابيد و نقدينگی افزايش يافته را به سمت مراكز توليد هدايت كنيد.

ايشان توانمند كردن بخش خصوصی را يكی از اركان اقتصاد مقاومتی خواندند و تأكيد كردند: لازم است سياستهای اصل 44 با دقت و وسواس هرچه تمامتر دنبال شود.



رهبر انقلاب در ارائه تعريفی از اقتصاد مقاومتی افزودند: در اين اقتصاد، هم روند پيشرفت كشور حفظ می شود و هم آسيب پذيری نظام اقتصادی در مقابل ترفندهای دشمنان كاهش می يابد.

ايشان استفاده از همه ظرفيتهای مادی و انسانی دولتی و غيردولتی را از لوازم اقتصاد مقاومتی دانستند و افزودند: بايد به مردم واقعاً بهاء دهيد.

حضرت آيت الله خامنه ای مبارزه با مفاسد اقتصادی را باعث افزايش سرمايه گذاری، استقبال سرمايه داران سالم و رونق بيشتر اقتصادی دانستند و افزودند: بايد با چشمانی تيزبين، ريزبين و دوربين مراقب فساد اقتصاد بود و با آن مبارزه كرد كه در اين زمينه همكاری متقابل دولت و دستگاه قضايی ضروری است.

حمايت از توليد، رسيدگی به واحدها و كارخانه هايی كه دچار مشكل شده اند، ‌فعال سازی واحدهای متوسط و كوچك، مديريت منابع ارزی و حمايت همه جانبه از توليد ملی، ديگر توصيه مؤكد رهبر انقلاب به هيأت دولت بود.

ايشان مبارزه با اسراف را نيز در اقتصاد مقاومتی،‌مهم برشمردند و افزودند: در اين زمينه، هم دستگاههای فرهنگ ساز بويژه رسانه ملی و هم دستگاههای اجرايی مسئولند.

حضرت آيت الله خامنه ای با ابراز خرسندی از توجه دولت به ضرورت صرفه جويی در دستگاهها افزودند: مسئله استفاده از توليد ملی را نيز بطور جدی در دستور كار دستگاهها قرار دهيد و مصرف اجناس و كالاهای خارجی را در دستگاهها ممنوع اعلام كنيد.

توجه به شركتهای متكی بر اقتصاد دانش بنيان و حل مشكلات آنها از ديگر نكاتی بود كه رهبر انقلاب به دولت دهم توصيه كردند.

حضرت آيت الله خامنه ای بار ديگر مسئله وحدت و انسجام ملی را بسيار مهم خواندند و با دعوت جدی از مسئولان برای همگرايی ‌افزودند: حوزه های مسئوليتها مشخص است هر سه قوه بايد با هماهنگی و تعامل عمل كنند.

ايشان، مسئوليت رسانه ها، افراد صاحب تريبون و پايگاههای اينترنتی را نيز در زمينه تقويت وحدت ملی مهم دانستند.

رهبر انقلاب، با توصيه به پرهيز از كارهای سطحی و توجه به كارهای عميق در زمينه های فرهنگی خاطرنشان كردند: مراقبت كامل كنيد كه فرهنگ مهاجم، فرهنگ عمومی را در معرض تأثيرگذاری و آسيب قرار ندهد.

حفظ روحيه انقلاب در ديپلماسی كشور و تلاش برای بهره گيری منطقی و صحيح از حوادث منطقه نكته ديگر ايشان خطاب به مسئولان قوه مجريه بود.

توصيه آخر رهبر انقلاب به رئيس جمهور و هيأت دولت اين بود: برای خدا كار كنيد و لحظه ای را در خدمت به مردم و نظام از دست ندهيد اگر هم كسی نبيند خداوند می بيند و همه اين فعاليتها را پاداش مضاعف می دهد....

 

بقیه در ادامه مطلب.....

 

 



:: بازدید از این مطلب : 2661
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 شهریور 1391

به نقل از دانشجو، عليرضا زاكاني عصر امروز در دوره آموزشي تشكيلاتي شهيد رجب بيگي در دانشگاه فردوسي مشهد، با بيان اينكه سيره و روش امام خميني (ره) در تمام عرصه هاي زندگي بر اساس شناخت درست حق و دريافت درست تكليف به بهترين نحو است، گفت: امام از يك رهبري و الطاف الهي برخوردار است؛ خيلي ها در جهان اسمشان رهبر است اما امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي، يگانه هايي در ميان رهبران جهان هستند.


وي گفت: پيروزي انقلاب اسلامي جريان ناب شيعه را كه حادثه كربلا، بالاترين فداكاري براي حفظ آن بود را تبديل به حكومت كرد كه منشاء بسياري از تحولات در دنيا شد.

نماينده مردم تهران با اشاره به انديشه هاي مليون، ملي مذهبي ها و ماركسيست ها بيان داشت: امام با طرح اسلام ناب همه انديشه ها را پشت سر گذاشت و پايداري توده ها، ملت را به صحنه آورد و با آگاهي مردم توانست چيرگي خود را نشان دهد.

زاكاني خاطرنشان كرد: امام علاوه بر آزادي، معنويت و حضور دين در اجتماع را در حوزه انديشه به بشر عرضه كرد و اين در حالي بود كه قبلا از آن محصول رفتار شرق و غرب با دين تنها حوزه اجتماعي بود.

وي در بخشي ديگر از سخنان خود به ذكر خاطره اي از ديدار سيد حسن نصرالله با رهبر معظم انقلاب پرداخت و گفت: در يكي از ديدارهايي كه سيد حسن با رهبر معظم انقلاب داشت،‌ وي از مشكلات زياد و طاقت فرسايي كه حزب الله لبنان با آن روبرو بود سخن گفت كه در اين هنگام رهبر انقلاب تصريح كردند كه شما بايد ايستادگي و مقاومت كنيد.

نماينده مردم تهران ادامه داد:‌ همچنين سيد حسن نصرالله در يكي از ديدارها به ما گفت؛‌ وقتي پيش رهبرانقلاب بودم، پيش خودم مي گفتم ما به وظيفه خودمان عمل مي كنيم،‌ هنگامي كه آقا نماز اول را خواندند برگشتند و به من (سيد حسن) دو وعده دادند و گفتند عن قريب شما پيروزي را مي بينيد كه از اين پيروزي خوشحال مي شويد.
 
زاكاني ادامه داد:‌در اين هنگام سيد حسن گفت كه ما با خوشحالي به لبنان برگشتيم و سال 2000 كه عقب نشيني اسرائيل اتفاق افتاد ما باورمان نمي شد؛ آقا دو وعده داده بودند يكي اينكه پيروزي نزديك است، ديگر اينكه كساني كه پيش ايشان بودند اين پيروزي را مي بينند، ‌كه هر دوي اين وعده ها محقق شد.

 



:: بازدید از این مطلب : 2874
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 02 شهریور 1391

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب، دوم شهریور ماه سالروز شهادت مبارز نستوه شهید سید علی اندرزگو است. حجت‌الاسلام سید مهدی اندرزگو، فرزند این شهید بزرگوار خاطراتی را به نقل از رهبر انقلاب درباره‌ی آن شهید بازگو كرده است:

من در زمان مبارزات پدرم خیلی كوچك بودم و نكات چندانی در یادم نمانده است. هرچه می‌دانم، از مادرم یا از یاران پدر شنیده‌ام. بیشترین چیزی كه در خاطرم مانده، مسافرت‌ها و سختی‌هایی است كه در راه مبارزه تحمل می‌كردیم. دستگیری پدر ما برای ساواك بسیار اهمیت داشت و برای دستگیری او جایزه‌های سنگینی تعیین كرده بودند.

 برداشت آنها این بود كه اگر او را شهید یا دستگیر كنند، روند مبارزه‌ی مردم بسیار كندتر خواهد شد. به همین منظور در ساواك بخش ویژه‌ای را اختصاص داده بودند برای دستگیری این شهید بزرگوار. همه‌ی این‌ها نشان از اهمیت بسیار بالای حضور شهید اندرزگو در بهبود روند مبارزه‌ها دارد.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/20819/C/13910601_0120819.jpg
عمده‌ی فعالیت شهید اندرزگو در مبارزه با رژیم غاصب پهلوی عبارت بود از واردات اسلحه و تأمین اسلحه‌ی مورد نیاز مبارزان و نیز وارد كردن اعلامیه‌های امام رحمه‌الله به داخل كشور. حاج احمد قدیریان هم كه اخیراً به رحمت خدا رفت، برای من نقل ‌كرد سلاح‌هایی كه شهید اندرزگو از افغانستان وارد می‌كرد، در اوایل انقلاب بسیار به‌ درد خورد و همه‌ی آنها در كمیته و جاهای دیگر مورد استفاده قرار گرفت.

منزل ما در مشهد با منزل حضرت آقا چند كوچه بیشتر فاصله نداشت. در خاطر دارم كه شهید اندرزگو برای این عزیزان كلاس آموزش اسلحه گذاشته بود؛ برای حضرت آقا، شهید هاشمی‌نژاد و آیت‌الله واعظ طبسی. البته من خاطر‌اتی را در این مورد از زبان رهبر معظم انقلاب شنیده‌ام. حضرت آقا می‌فرمودند: شهید اندرزگو شب‌ها دیروقت به منزل ما می‌آمدند و با هم جلسه داشتیم و در مورد مسائل مختلف با هم صحبت می‌كردیم.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif این خروس‌ها تخم‌گذارند!
یكی از خاطراتی كه رهبر معظم انقلاب برایم تعریف كردند، این بود كه بارها پدرم را در كوچه و خیابان دیده بودند و بعد از سلام و احوال‌پرسی متوجه شده بودند كه در دست او زنبیلی پر از مهمات و اسلحه است و او با خونسردی كامل آنها را با خود جابه‌جا می‌كرد. پدرم بارها ما را هم هنگام جابه‌جایی مهمات با خود می‌برد تا این عملیات شكلی عادی‌تر به خود بگیرد. البته ما این‌ها را بعدها از زبان حضرت آقا شنیدیم و آن زمان متوجه نمی‌شدیم.

از حضرت آقا شنیدم كه: یك روز آقای اندرزگو را در بازار «سرشور» مشهد دیدم كه با یك موتور گازی می‌آمد. موتور را كه نگهداشت، دیدم چند خروس در عقب موتور خود دارد. از او درباره‌ی خروس‌ها پرسیدم، جواب داد كه این خروس‌ها استثنایی‌اند و تخم می‌گذارند! حضرت آقا فرمودند زنبیل را كه كنار زدم، دیدم زیر پای خروس‌ها پر از نارنجك و اسلحه است.

شهید اندرزگو در شهریور ماه ۱۳۵۷ و در ماه مبارك رمضان به شهادت رسید، ولی ما تا زمان پیروزی انقلاب و ورود امام به ایران كه بهمن ماه بود، از این حادثه خبر نداشتیم. روزی كه امام وارد كشور می‌شدند، ما تلویزیون را نگاه می‌كردیم و منتظر بودیم كه ایشان هم همراه امام باشند و با ایشان وارد كشور شوند. حضرت امام به كشور آمدند و در مدرسه‌ی رفاه مستقر شدند، فرمودند خانواده‌ی آقای اندرزگو را پیدا كنید، من دوست دارم آنها را ببینم. ما به دلیل مبارزات پدر و تحت تعقیب بودنش همواره در حال نقل مكان از شهری به شهر دیگر بودیم. به همین دلیل هیچ‌كدام از اطرافیان امام نشانی ما را نداشتند، اما خود امام در آخرین دیدار پدر ما با ایشان، شنیده بودند كه ما در مشهد ساكن هستیم. این شد كه آیت‌الله طبسی و دیگر دوستان ما را پیدا كردند و خدمت امام بردند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif خبر شهادت پدر را امام رحمه‌الله دادند
یاد دارم زمانی كه در تهران و مدرسه‌ی رفاه خدمت امام رسیدیم، ایشان دو برادر كوچك‌تر من را -یكی هفت‌ماهه و دیگری دوساله- روی پاهای خودشان نشاندند و ما را مورد تفقد و مهربانی قرار دادند. ایشان پس از كمی مقدمه‌چینی خبر شهادت پدر را به ما دادند. بعد از شنیدن خبر شهادت پدر، مادرم طبیعتاً بسیار دگرگون و ناراحت شدند. حضرت امام هم برای مادر ما از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و صبر ایشان مثال زدند و او را به صبر و بردباری نصیحت فرمودند. سپس برای ما دعا كردند و من هنوز هم كه هنوز است، تأثیرات دعای امام را در زندگی خودم می‌بینم.

امام به مادرم فرمودند برای این كه راحت‌تر باشید، به تهران بیایید. ما همگی در تهران متولد شده بودیم و بعدها در دوران مبارزات پدر به شهرهای مختلف رفته بودیم. به هر ترتیب ما به تهران آمدیم و بعد از آن در مناسبت‌های مختلف خدمت امام می‌رسیدیم و از رهنمودهای ایشان استفاده می‌كردیم. امام می‌فرمودند: همان شبی كه این روحانی مبارز به شهادت رسید، خبر شهادتش را برای من تلگراف كردند و من به‌شدت از این موضوع ناراحت شدم و غصه خوردم كه ما محروم ماندیم از نعمت بزرگی مانند شهید اندرزگو كه تجربه‌های گرانبهایی در مبارزات داشت.

در دوران ریاست‌جمهوری و رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم بارها با ایشان دیدار كردیم. عكسی كه حضرت آقا در آن حضور دارند، مربوط به سالگرد شهادت شهيد اندرزگو در سال ۱۳۶۱ یا ۱۳۶۲ است كه خدمت ایشان رسیديم. در عكس، آن پيرمرد پدربزرگ پدری من است كه همراه ما آمده بود.

 



:: بازدید از این مطلب : 2904
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 شهریور 1391

 

فیلم‌های بسیاری در هالیوود و غرب ساخته می‌شوند که در آنها از تورات و انجیل به صورت غیر مستقیم یا سمبولیک (تمثیلی) اقتباس شده است، به طوری که افراد ناآشنا با این کتب نمی‌توانند مفاهیم پنهان در این فیلم‌ها را کشف کنند. ماجرای این فیلم‌های تمثیلی معمولاً در عصر حاضر می‌گذرد در حالیکه یک قصۀ تاریخی بر وفق آموزه‌های تحریف شدۀ دین یهود را در لایه‌های پنهان خود روایت می‌کنند. این فیلم‌ها موضوعات مختلفی را دستمایۀ خود قرار داده‌اند مانند: آموزۀ صهیونیسم، منجی ادیان، دوران آخر الزمان، توفّق و سیطرۀ یهود بر جهان، تمسخر سایر ادیان، زندگی و قومیت یهود. ما در این سلسله مقالات قصد داریم تعدادی از این فیلم‌ها را در  هر یک از این موضوعات معرفی کرده و ضمن بازگشایی نمادها، اندیشۀ تحریف شدۀ آنها را نقد کنیم.

خلاصه داستان

پیرمردی به نام آلوین استریت با مشقت فراوان، سوار بر یک ماشین چمن‌زنی از ایالت آیوا برای دیدار برادرش به مونت زاین در ایالت ویسکانسین می‌رود. او این مسیر 390 کیلومتری را در مدت شش هفته می‌پیماید و در انتها با برادرش صلح می‌کند.

نقد و تحلیل

پیرمرد، 73 سال دارد. چشمانش کم‌سو شده و نمی‌تواند گواهینامۀ رانندگی بگیرد، اما با کمترین بضاعت خود یعنی با یک ماشین چمن‌زنی به سمت مونت ‌زاین Mt. Zion (کوه صهیون) در حرکت است  تا در آنجا برادر بیمارش را ملاقات کند که ده سال پیش او را ترک کرده است. در نزدیکی مقصد، یک کشیش با اطلاع یافتن از کاری که او انجام داده است، سفر چهل روزۀ او را یک مأموریت می‌داند و آنگاه پیرمرد سخن کشیش را تصدیق کرده و در تحلیل آنچه بر او و برادرش رفته است، کشیش را به قسمتی از کتاب مقدس (عهدین)  ارجاع می‌دهد. مخاطبان پیگیر سیما، این فیلم را عصر جمعه 13 اردیبهشت 1387 در شبکه دوم سیما دیده‌اند.


داستان استریت (که به داستان سرراست هم معروف شده است) ساختۀ غیر متعارف و سرراست دیوید لینچ فیلمساز سوررئالیست است و محصول (۱۹۹۹) کمپانی والت دیسنی و کانال چهار فرانسه. فیلمی در خصوص شرح مصائب سفری که آلوین استریت در امریکا از ایالت آیوا (Iowa) تا «مونت زاین» در ایالت ویسکانسین (Wisconsin) متحمل می‌شود.

می‌دانیم که برای نامگذاری شهرها و محله‌های ایالات متحده در مواقعی از نام برخی شهرهای اروپا استفاده شده است. مثلاً شهرهای اورلئان و یورک که به ترتیب در فرانسه و انگلستان واقعند در امریکا به نیواورلئان و نیویورک تبدیل شدند. همچنین نام برخی شهرهای فلسطین برای نامیدن برخی مکان‌ها در ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفتند، مانند شهرهای ناصره، بیت لحم و استان جلیل در فلسطین که به ترتیب برای نامگذاری چهار، نوزده و هفت شهر یا مکان در امریکا از آنها استفاده شده است. نام «کوه صهیون» نیز علاوه بر آنکه بر مکانی در ایالت ویسکانسین نهاده شده در نامگذاری 22 قله یا مکان دیگر در امریکا به کار رفته است.


با این مقدمه می‌خواهیم بگوییم که فیلمنامۀ داستان استریت که مری سوئینی  و جان روچ  آن را نوشته‌اند، در واقع یک تمثیل است از ایدۀ ارض موعود و بازگشت به کوه «صهیون» معروف که در شهر قدس واقع است، شهری که یهود آن را اورشلیم می‌نامند.

آلوین چشمش ضعیف است، پاهایش علیل شده، فشار خون و دیابت هم دارد. ولی این مسائل برای عزم جزم او در رسیدن به کوه صهیون و دیدار برادرش مانعی نیست. او در جنگ دوم جهانی سرباز بوده و جنگیده (سکانس‌های ۱۲۱ و ۱۴۶ فیلمنامه)،  نشان جنگ گرفته (سکانس ۵۵) و همه عمرش را در سفرها آواره بوده (سکانس‌های ۳۳ و ۷۹) و اکنون نیز مصمم است تا خود را به کوه صهیون برساند. لذا در جواب مردی که خیرخواهانه او را از این سفر نهی می‌کند می‌گوید: «تو داری با یک آدم کله‌شق حرف می‌زنی. این سفری است که من باید تمامش کنم» (سکانس ۱۴۰). او این مسیر 390 کیلومتری را با سرعت هشت کیلومتر در ساعت طی می‌کند و به نزد برادرش برمی‌گردد و ظاهراً به آرامش مطلوب خود می‌رسد.
 

اشارات مذهبی متعددی در طول فیلمنامه وجود دارد (سکانس‌های ۵۲ – ۷۱  – ۹۹ – ۱۷۱ - ۱۷۴) و ما برخی از آنها را در ادامه برمی‌شمریم. علاوه بر اینها، او به یک دختر فراری اخلاقاً نصحیت می‌کند که به نزد خانواده‌اش برگردد و نتیجه¬بخش می‌شود. زنی را هم می‌بیند که طی هفت هفته عبور خود از این جاده غفلتاً سیزده گوزن را با اتومبیل خود زیر گرفته است و در اظهار تأسف‌هایش نوعی کفرگویی هست. زن می‌گوید که از مسیح هم کاری ساخته نیست، چه اینکه دعاهای او به جانب سنت فرانسیس و سنت کریستوفر نیز در خصوص حفظ جان گوزن‌ها اثربخش نبوده است. این سکانس از منظر یک یهودی، هجوی است بر مذاهب غیریهود که جوابگوی بشر امروزی نیستند. با این اوصاف، پیام کلی این فیلم که به طور تمثیلی برای یهودیان بیان می‌شود، همان قصه راست و صریحی است که همه یهودیان آن را می‌دانند: «با تمام قوا و با هر وسیله ممکن و در هر سن و سال به سمت کوه صهیون حرکت کرده در نزد برادران دینی خود اقامت کنید». (در کتاب عهدین، بارها از هم‌کیشان با‌عنوان «برادر» یادشده است. برای نمونه نگا. سفر پیدایش 13/ 8 ـ 16/ 14 ـ اعمال رسولان 14/ 1 ـ 29/ 11).

 
آلوین هفت فرزند دارد که همۀ آنها دختر هستند و از برخی از آنها در فیلم یاد می‌کند. ازجمله رُز که در ابتدای فیلم حضور دارد و با آلوین زندگی می‌کند. در عموم فیلم‌هایی که درخصوص قوم یهود به طور تمثیلی یا غیرتمثیلی ساخته می‌شوند، جنسیت فرزندان و وارثان، دختر انتخاب می‌شود. چون خداوند در تورات و کتب انبیاء یهود، بنی‌اسرائیل را با عناوین «دختر صهیون»، «دختر یهودا» و نیز «زن خائن» مورد خطاب قرار داده است (نگا. اشعیاء 52/ 2 ـ ارمیاء 3/ 20ـ 4/ 31 ـ حزقیال، باب ۱۶)

نمادهای آبی و قرمز....

 

بقیه در ادامه مطلب.....



:: بازدید از این مطلب : 2645
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 شهریور 1391

 

فیلم‌های بسیاری در هالیوود و غرب ساخته می‌شوند که در آنها از تورات و انجیل به صورت غیر مستقیم یا سمبولیک (تمثیلی) اقتباس شده است، به طوریکه افراد ناآشنا با این کتب نمی‌توانند مفاهیم پنهان در این فیلم‌ها را کشف کنند. قصۀ این فیلم‌های تمثیلی معمولاً در عصر حاضر می‌گذرد ولی در لایه‌های پنهان خود یک قصۀ تاریخی بر وفق آموزه‌های تحریف شدۀ دین یهود را روایت می‌کند. این فیلم‌ها موضوعات مختلفی را دستمایۀ خود قرار داده‌اند از قبیل: آموزۀ صهیونیسم، منجی ادیان، دوران آخر الزمان، توفّق و  سیطرۀ یهود بر جهان، تمسخر سایر ادیان و زندگی و قومیت یهود. ما در این سلسله مقالات قصد داریم تعدادی از این فیلم‌ها را در  هر یک از این موضوعات معرفی کرده و ضمن بازگشایی نمادها، اندیشۀ تحریف شدۀ آنها را نقد کنیم.


مردي در راه‌بندان يكي از اتوبان‌هاي شهر، اتومبيل خود را رها كرده و رو به رانندگان عقبی معترض فرياد مي‌كند كه او با پاي پياده به «خانه» خود خواهد رفت. لحظاتي بعد، از صحبت تلفني او مي‌فهميم كه در آن «خانه»، همسر مطلّقة اين مرد زندگي مي‌كند و در واقع آنجا اكنون خانة او نيست. مرد سالگرد تولد دختر شش ساله‌اش را بهانة بازگشت خود قرار داده است. در صحبت تلفنی همسر سابقش او را شديداً از بازگشت بدانجا نهي مي‌كند، اما او خيلي قاطعانه سخن خود را تكرار مي‌كند: «بت! من دارم به خانه مي‌آيم، بت! Beth». اين جمله البته براي ما معنايي به جز يك گفت‌وگوي معمولي ندارد اما براي مخاطبان يهوديِ اين فيلم حامل پيامي ديگر است. كلمة «بت» (Beth) در زبان عبري به معني «خانه» است و معادل است با كلمه «بيت» در زبان عربي.1 لهذا سخني كه از دهان مايكل داگلاس در ابتداي فيلم بيرون مي‌آيد، براي يهوديان پراكنده در نقاط مختلف جهان، يادآور مسئله ارض موعود است، يعني لزوم بازگشت به فلسطين، خاستگاه قوم يهود.


استقبال مفرط منتقدان غربي از فيلم سقوط (1993) Falling down و كشف يك بارة جوئل شوماخر پس از ساخت هشتمين فيلمش ، دليلي جز مطرح كردن ايدة ارض موعود به شكلي تمثيلي ندارد. البته اين امر در اصل مرهون فيلمنامه‌نويس اثر، يعني ابه رو اسميت (Ebbe Roe Smith) است، كه يك فيلمنامه‌نويس و بازيگر كم‌كار است.2
مايكل داگلاس در اين فيلم، در مسير رفتن به خانه در مواجهه با افراد مختلف ظاهراً سعي دارد تا حقوق شهروندي خود را به طور تمام و كمال استيفا كند. وقتي براي تهية سكة تلفن مجبور به خريد نوشابه مي‌شود، به سبب گران‌فروشي با آن فروشنده كره‌اي درگير شده و چوب بيسبال او را به غنيمت مي‌برد. كمي بعد در يك سبزه‌زار خلوت براي نوشيدن نوشابه‌اش بر سنگي مي‌نشيند. دو جوان سبزه‌رو كه عرب‌تبار مي‌نمايند با تهديد چاقو بدو تحكم مي‌كنند كه چون وي وارد حوزة استحفاظي آنها شده است لذا بايد كيف دستي خود را به آنها بدهد. او ناگهان با همان چوب بيسبال بر سر آنها مي‌كوبد و چاقويشان را به غنيمت مي‌گيرد. دقايقي بعد كه اين دو جوان سوار بر اتومبيل سراسر پياده‌رو را براي كشتن او به رگبار مي‌بندند، او به قدرت خداوند به سلامت مي‌گذرد! از قضا مهاجمان در همان لحظه تصادف مي‌كنند و مايكل داگلاس پس از شليك گلوله‌اي به يك فرد زخمي از آنها، بدو توصيه مي‌كند كه حتماً رفته و فن تيراندازي را بياموزد.


او سپس ساك ورزشي حاوي سلاح‌هاي پيشرفتة آنها را به غنيمت مي‌برد. سازندگان آشكارا دست خود را رو كرده آن عرب‌تباران را تروريست و عصبي و بي‌منطق نشان مي‌دهد. در همين لحظات به پاره شدن كفش اين مسافر سرگردان در مسيري كه در پيش گرفته است تأكيد مي‌شود. لذا او به جهت خريد كفش به يك مغازة سمساري وارد مي‌شود كه اتفاقاً صاحبش يك نئونازي است و از قضا در حضور او جملاتي نيز بر ضد يهوديان و نژاد سامي بر زبان مي‌راند، بدون اينكه بداند چه كسي را به مغازه‌اش راه داده است. او حتي با حسن ظن نادرست خود قوطي‌هاي گاز زيكلون ب كه در آشوويتس استفاده مي‌شده است را به اين غريبه نشان مي‌دهد.....

 

بقیه در ادامه مطلب....



:: بازدید از این مطلب : 2657
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 شهریور 1391

به نقل از فارس، «موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی» آمریکا در مقاله‌ای به قلم «راندولف بل» مدیر موسسه، می‌نویسد؛ بدافزار جدید "mahdi" علی‌رغم بدافزارهای گذشته از سیستم برنامه‌نویسی بسیار ساده‌ای استفاده کرده که همین مسئله پی بردن به سازندگانش را دشوار می‌سازد. از طرفی دیگر، برای ارتباط با رایانه آلوده، از زبان فارسی استفاده شده که خود نشان‌دهنده شناخت محلی زیاد سازنده بوده است.

 

* حملات سایبری جدید علیه ایران

 

طی چند هفته گذشته، آزمایشگاه‌های شرکت «کسپرسکی» که یک شرکت امنیت سایبری روسی است، اطلاعاتی در باب حمله دیگری از سلسله حملات سایبری علیه ایران منتشر کرده است. اما باوجودم بیشتر داستان‌های مشابه، حمله بدافزار "mahdi" به سادگی تبلیغات جعلی مواد نیروزا در فایل ایمیل‌های مزاحم شماست.

 

* بدافزار "mahdi" از ساده‌لوحی کاربران رایانه سوءاستفاده می‌کند

 

حملات سایبری پیشین علیه ایران، از جمله  «استاکس‌نت»، «دوکو»، و «فلیم» از تکنیک‌های برنامه‌ریزی فوق‌العاده پیشرفته‌ای استفاده می‌کردند تا به شبکه‌های ایرانی نفوذ کنند اما بدافزار "mahdi"، از طریق چندین تکنیک «مهندسی اجتماعی»، از ساده‌لوحی کاربران رایانه سوءاستفاده می‌کند، به این شکل که کاربران با بازکردن یکی از چندین فایل پیوست ظاهراً بی‌ضرر ایمیل، خودشان این بدافزار را روی رایانه و سیستم‌‌شان نصب می‌کنند.

 

* بیشتر کاربران به هشدارها بی‌توجهند

 

یکی از نمونه‌هایی که «کسپرسکی» در موردش صحبت کرده، به نام «مجیک-ماشین1123.pps»، «بدافزار را از طریق اسلایدهایی پاورپوینتی که ظاهراً معمایی ریاضی را مطرح می‌کنند، روی رایانه نصب می‌کند، معمایی که تعداد دستورالعمل‌های ریاضی‌اش خارج از توان بیننده است». با اینکه برنامه پاورپوینت هشدار می‌دهد که ممکن است محتوای فایلی که کاربر باز کرده، ویروسی در خود داشته باشد، همه کاربران از این هشدارها آگاه نیستند و آن‌ها را جدی نمی‌گیرند و همچنان کلیک می‌کنند و برنامه پرخطر را به اجرا درمی‌آورند.

 

* کارکرد این بدافزار برداشتن فایل‌ها و از کار انداختن برخی قسمت‌هاست

 

بدافزار "mahdi" پس از دانلود شدن همان کاری را می‌کند که «فلیم» می‌کرد؛ فایل‌دزدی، از کار انداختن کلید‌ها، نظارت بر ایمیل‌ها و تصویربرداری از صفحه نمایشگر کاربر. قربانیان این بدافزار عبارتند از تأمین کنندگان زیرساخت‌های مهم، دانشجویان مهندسی، موسسات دولتی، و نهادهای مالی. (هم "mahdi" و هم «فلیم» با پسرعموی‌شان «استاکس‌نت» که مشخصاً برای آسیب زدن به سانتریفوژهای ایرانی طراحی شده بود، متفاوتند) با اینکه بیشتر حدوداً 800 رایانه‌ آلوده شده در ایران هستند، این بدافزار افرادی در اسرائیل، افغانستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی را هم دچار مشکل کرده است....

 

بقیه در ادامه مطلب....



:: بازدید از این مطلب : 2810
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 شهریور 1391

به نقل از فارس، حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌گوید: پدری چهار تا بچه‌های خودش را گذاشت توی اتاق و گفت این جاها را مرتب کنید تا من برگردم. می‌خواست ببیند کی چه کار می‌کند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش.

یکی از بچه‌ها که گیج بود یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این‌ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.  یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این جا را مرتب کند. یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی گذارد جمع کنیم، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد، بعد می رود چیز خوب برایش می‌آورد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که همینجاست. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم. آخرش آن بچه شرور همه جا را ریخت به هم. هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این دارد می خندد. خوشحال هم است، ناراحت نمی‌شود.

وقتی همه جا را ریخت به هم، همه چیز که آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم، گریه کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدلله.

نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن. وظایفت را انجام بده! او می‌آید.



:: بازدید از این مطلب : 2851
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 شهریور 1391

اواخر سال 1366 بود که فشار جنگ به اوج رسید و موشکباران پایتخت مردم را وحشت‌زده کرده بود. در این ایام و برای رفع بلا، آیت‌الله حق‌شناس به خواندن 40 روز زیارت عاشورای دسته‌جمعی مبادرت کرد...

 

به نقل از فارس، فشار جنگ در سال 1366 به اوج رسیده بود، تهران در معرض موشک‌های «اسکاد بی» صدام از جمعیت خالی شده و صدها کشته و زخمی به جای مانده بود و اکثر جمعیت شهر به دهات و شهرستان‌ها پناه برده بودند. در این شرایط، مرحوم آیت‌الله حق‌شناس طبق هدایت یک رؤیای صادقانه،‌ برای رفع آن بلا، به خواندن زیارت عاشورا همت گماشتند.

این زیارت خوانده شد و به نتیجه رسید و موشک‌باران قطع شد، البته بسیاری از یاران در اواسط امر، زیارت را رها کردند، اما مرحوم آیت‌الله حق‌شناس تا پایان چهل روز پایداری کرد و کار را به سرانجام رسانید، مطالبی که در این مبحث می‌آید به این جریان اشاره دارد که استاد در تاریخ هفت اسفند سال 1366 ایراد فرمودند:

باید با اخلاص دعا کنید تا مستجاب شود

باید با اخلاص خودتان، با واقعیت خودتان، با اتکا به پروردگار که فرموده است: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»، این عمل را انجام بدهید. پروردگار هیچ‌گاه به روی سیاه من نگاه نمی‌کند، اما خواهش می‌کنم این چند روزه که مشغول خواندن زیارت هستید، اگر یک کسی به شما فحش داد، در جواب بگو قربانت بروم! همین! خودت را در تمام جهت تسلیم پروردگار کن؛ در حال مراقبه باش. می‌خواهی روزی یک ساعت و نیم، دو ساعت وقت صرف دعا کنی که - ان شاء‌الله فقط یگانه کسی که در مقابل این پلنگ تیز دندان - یعنی صدام - است، اباعبدالله (ع) است. امام صادق (ع) می‌فرماید: بروید به اباعبدالله (ع) توسل بجویید، حضرت ثامن الحجج (ع) هم همین طور است، مبادا در این مدت معترض کسی بشوی، به کسی چیزی بگویی، یا اگر او چیزی گفت، جوابی بدهی!

ببین جونم! یک چیزی به شما بگویم: بعضی‌ها می‌گویند اصلاً دعا برای چه؟ خود مسئولین می‌گویند جنگ باید باشد، چرا ما دعا کنیم؟ به این کارها کار نداشته باش آقا جون من! تو همت کن و مردم را از این قضایا و گرفتاری جنگ نجات بده! مگر حضرت اباعبدالله (ع) نمی‌تواند جنگ را به نفع اسلام خاتمه بدهد؟ عزیز ‌الله است، آقا!

یکی از مهم‌ترین آداب دعا

مبادا مرا تنها بگذارید! چون در آن خواب گفته شده است که ایشان - یعنی بنده - در معیت افرادی زیارت را می‌خوانند، از این معلوم می‌شود که باید دسته جمعی به در خانه‌ خدا برویم! شما هر وقت می‌خواهید بخوانید، بخوانید؛ اما آن چیزی که به نظر بنده اهمیت دارد این است که از خودت بگذری تا نتیجه بدهد، اگر در داخل خانه، اهل بیت فحش داد، نصیحتش کن! جواب را نده؛ در بیرون فحش شنیدی، مثل این باشد که او گفته باشد قربانت بروم، «المدح و الذم فیه سیّان» یعنی متورع، شخص با ورع- یعنی پارسا - مدح و ذم در موردش علی السواء است؛ چون خودش را در برابر پروردگار حساب می‌کند، مگر کسی گفت خر، تو خر می‌شوی؟ بگوید بی‌شرف، بگوید فلان ...؛ اصلاً این چند روزه مثل یک محرم باش.

بنده وقتی می‌روم به زیارت ثامن‌الحجج (ع)، از نظر روحی و مراقبت محرم می‌شوم، مثل این که آدم برای مکه محرم شده است. یک کسی به من گفت، آقای میرزا خواب دیده‌ام محرم شدی! گفتم درسته، هیچ من گوشم به این حرف‌ها بدهکار نیست که مثلاً اگر می‌روم حرم ثامن الحجج ضریح را نگاه کنم! چقدر باشکوه است، طاق را نگاه کنم چطور ساخته شده! نه بابا، بلکه من این همه به ارض اقدس مشرف شده‌ام، توجه به نقش جغرافیایی آنجا هم نکردم! فایده‌ای برای من ندارد، اینها اصلاً چی چی هست؟ پس زبان تو، چشم تو، گوش تو باید مراقبت بشود و اگر می‌خواهی یک قدم بلندی برداری، خیالاتت را هم کنترل کن، وقتی که توجه به پروردگار می‌کنی، ابتلائات قلبی، غم و غصه‌ها کم می‌شود، «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» قلب‌ها آرام می‌شود. آن وقت یک طمأنینه‌ای، یک خاطر جمعی، یک متانت، یک آرامش وجودی پیدا خواهی کرد! اصلاً زیارت عاشورا، زیارت و دعای مهذب است، یعنی تو را تهذیب می‌کند، با خواندن این زیارت واقعاً دلت نمی‌خواهد غیبت بکنی، توهین و اهانت بکنی.

خدمت یکی از رفقا عرض کردم، یک وقت زیارت عاشورا را برای روا شدن مقاصد شخصی خودت می‌خوانی، آن را باید هیچ کس نفهمد؛ اما این را حالا دیگر اعلامیه صادر شده و اعلامیه چسباندند که این عمل برای رفع این غائله است - ان شاء‌الله - و مانعی ندارد. من می‌دانم پشت سر ما می‌گویند اینها جنگ را می‌خواهند تمام بکنند! شما اصلاً گوشت به این حرفها بدهکار نباشد؛ اظهار عقیده نکن! من و شما چه کاره هستیم که اظهار عقیده بکنیم؟ آنکه جلودار و رهبر است، او وظیفه خودش را می‌داند با پروردگار؛ به شما چه؟ به من چه؟ ما فعلاً طرفمان حضرت اباعبدالله (ع) است.

جایگاه دعا در زندگی

حالا من یک حدیث قشنگی برایتان می‌خوانم تا ببینید چقدر خوب است: «قال النبی صلی الله علیه وآله: ألا أدلّکم علی سلاح ینجیکم من اعدائکم و یدرّ أرزاقکم؟ قالوا: بلی؛ قال: تدعون ربّکم باللّیل و النّهار. فإنّ سلاح المؤمن الدّعا»، پیامبر اکرم (ص) فرمود:....

 

بقیه در ادامه مطلب.....



:: بازدید از این مطلب : 3090
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 01 شهریور 1391

به نقل از شیعه آنلاین، «محمد العریفی» یکی از سرشناس ترین و جنجالی ترین مفتی های وهابیت در عربستان سعودی به شمار می رود.

وی اخیرا در مراسمی شرکت کرده و مقدار کمی هم شراب نوشیده است. تصویر حضور او در این مراسم – که به خودی خود رفتار شبه ناک و غیر شرعی به شمار می رود – به صورت گسترده در سایت های عربی و صفحات شخصی سایت های اجتماعی منتشر شده و جنجالی جدید را آفریده است.


انتشار این تصویر به قدری به این مفتی وهابی فشار آورده که او تلاش کرد عکس را ساختگی معرفی کند اما دیگر حاضران در آن مراسم، در مطالب مختلف و اظهاراتی گوناگون حضور «محمد العریفی» در آن مراسم را تأیید کردند.

گفتنی است او سال گذشته در یکی از سخنرانی های خود قرآن کریم را مورد تمسخر قرار داد. وی در آن سخنرانی عبارت هایی در مورد میوه سیب را با لحن و صدای ترتیل قرآن کریم خواند و گفت: این آیاتی بود از سوره سیب. مخاطبان حاضر در سالن هم از اقدام وی خرسند شده و همگی خندیدند.

او سال گذشته همچنین طی اظهاراتی مرجع عالیقدر جهان تشیع، حضرت آیت الله سید «علی سیستانی» را مورد تمسخر و اهانت وقیحانه ای قرار داد. پس از آن، شیعیان جهان به قدری خشمگین شده و به رژیم سعودی فشار آوردند که در نهایت آل سعود از العریفی خواست تا حرف خود را پس بگیرد و رسما از شیعیان عذرخواهی کند.



:: بازدید از این مطلب : 1618
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران