میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 10 تیر 1391

 

نسل جوان را به جهان رهبری
جلوه ی توحید، علی اکبری
هر که هوای رخ احمد کند
در تو تماشای پیمبر کند
ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک

—————————-


خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند
به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه
بسان کاه زهر باد جابجا نشوند
 

—————————-

ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین! ای جوان رعنا و رشید حسین! ای علی را یادگار!
ای علی اکبر! سلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.

—————————-

حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید
اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید
روی او روی محمد، بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد

 

—————————-

ای که باروی چو ماهت، دلربای عالمینی
بانگاهی عاشقانه، قبله جان حسینی
یوسف آل عبائی، قبله دلهای مایی
ای علی دوم عشق، حیدر کرببلائی

 

—————————-

اي رخ تو مطلع الانوار حُسن
خال لبت نقطه ي پرگار حُسن
بزم وفا را رخ ماه تو شمع
خوبي خوبان جهان در تو جمع
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.
 

—————————-

اي شجر علم و حيا را ثمر
وي پسر شير خدا را پسر
اشبه مخلوق به پيغمبري
يوسف ليلا عليِ اکبري

 

—————————-

الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن
ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی

 

—————————-

الا ای خضرِ رحمت تشنه‌کامِ لعلِ لب‌هایت!
خجل گردیده زیبایی، ز شرم روی زیبایت
زیـارت نامه زوار ثـارالله، سیمایت
حسین بن علی گردیده محو قد و بالایت
جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت
سر و جان خاک درگاهت، دل بابا به دنبالت

 



 

 



:: بازدید از این مطلب : 2810
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 10 تیر 1391

 

برای مشاهده تصویر(برنامه هیئت)در سایز اصلی روی آن کلیک نمایید



:: بازدید از این مطلب : 2232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 10 تیر 1391

 

برای مشاهده و دریافت تصاویر در سایز اصلی بر روی آنها کلیک نمایید.



:: بازدید از این مطلب : 2034
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 10 تیر 1391

 من و شما‌‌ همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکى از شما‌ها معلم بود، یکى دانشجو بود، یکى طلبه بود، یکى منبرى بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگیریم؟!

«من و شما‌‌ همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکى از شما‌ها معلم بود، یکى دانشجو بود، یکى طلبه بود، یکى منبرى بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگیریم، مثل خانه‌ى اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابان‌ها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آن‌ها فقط ریششان تراشیده بود، ولى ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافى است؟! نه، ما هم مترفین مى‌شویم. واللَّه در جامعه‌ى اسلامى هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ى شریفه‌ى «و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفی‌ها ففسقوا فی‌ها» بترسیم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.»
 
بیانات در دیدار کارگزاران نظام 1370/5/23

«برادران! من و شما داریم از آن ذخیره مى‌خوریم؛ فراموش نکنید، آن را مردم دیدند. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند.»
[فقر]
 
بیانات در دیدار کارگزاران نظام1370/5/23

«برادران و خواهران عزیز! مواظب باشید آدمهای فاسدی که اسم‌هایشان را شنیده‌اید یا توصیفشان را می‌شنوید، این‌ها از اول که فاسد نبودند؛ یک وقت یک لقمه چرب و نرمی، دهن شیرین کنی ـ دانسته یا ندانسته ـ کسی توی دهن این‌ها گذاشته، به کامشان شیرین آمده، بعد لقمه بعدی و لقمه بعدی را خودشان برداشته‌اند و شده‌اند فاسد. خیلی مراقب باشید. این چندسالی که مشغول خدمتید ـ حالا هر چه هست؛ ده سال است، پانزده سال است، چهارسال است، پنج سال است؛ ـ خیلی از خودتان مراقبت کنید. تقوا یعنی همین؛ یعنی همین مراقبت»
 
بیانات در دیدار اعضای هیئت دولت و مدیران اجریی 1386/4/9

«گاهى از جاهایى گزارشهاى نومیدکننده‌یى مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‌نشیند؛ رعایت کنید. سؤال مى‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و مدل بالا؟ مى‌گویند که اشکال امنیتى داریم! چه اشکال امنیتى؟! آقایان مسؤول در شوراى امنیت کشور یا جاهاى دیگر، بنشینند معین کنند و مسأله را در جایى ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایى دخالت کنم. این چه وضعى است که همین‌طور بى‌حساب و کتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌یى، ده‌ها ماشین به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه کسى چنین چیزى را گفته است؟»
 
بیانات در دیدار کارگزاران نظام 1370/5/23

«گزارش آمده که روحانى عقیدتى، سیاسى در یکى از دستگاه‌ها، خودش ماشین دارد، ولى ماشین دولتى سوار مى‌شود! من نوشتم که حق ندارد این کار را بکند. براى من جواب آمد که این کار رویه است و همه مى‌کنند! این آقا خودش یک ماشین دارد، که براى خودش لازم است؛ یکى هم خانمش دارد و نمى‌شود که خانمش از این ماشین استفاده‌کند! عجب!»
 
بیانات در دیدار کارگزارن نظام 1370/5/23
 
 
بقیه در ادامه مطلب....


:: بازدید از این مطلب : 2679
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 10 تیر 1391

 

حضرت علی‎اکبر(ع) شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش امام علی(ع) به ارث برده بود، اهل بیت(ع) هرگاه که دلتنگ پیامبر می شدند به چهره او می نگریستند.

حضرت علی اکبر(ع) فرزند اباعبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان سال۴۳ قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامیشان امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.

درسنّ شریف حضرت علی اکبر به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله و عده ای هم می گویند بیست وهشت ساله بود. اما بر اساس منابع تاریخ و حدیثی حضرت علی اکبر از امام زین العابدین(ع)بزرگتر بودند.

در تاریخ نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او می برد، در آخر والی مدینه از علی اکبر سؤال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سؤال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی. آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، نام همه فرزندانش را علی می گذارد. این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه آنها را «علی» می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا نماید نام همه آنها را نیز «فاطمه» می گذارم.

درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شده که وی جوانی خوش چهره، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود.
 

 



:: بازدید از این مطلب : 2147
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 10 تیر 1391

مدارا

  • امام صادق عليه السلام:
  • «فى قَولِهِ تَعالى (وَقولوا لِلنَّاسِ حُسنا) ـ أى لِلنّاسِ كُلِّهِم مُؤمِنِهِم وَمُخالِفِهِم ، أَمَّا المُؤمِنونَ فَيَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ ، وَأَمَّا المُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُم بِالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم إِلَى اليمانِ ، فَإِنَّهُ بِأَيسَرَ مِن ذلِكَ يَكُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ ، وعَن إخوانِهِ المُؤمِنينَ»

  • درباره آيه (و با مردم سخن نيكو گوييد) فرمود مقصود همه مردمان اعم از مؤمن و كافر است. اما با مؤمنان بايد گشاده رو بود و اما با كافران بايد به نرمى و مدارا سخن گفت، تا به سوى ايمان كشيده شوند و كمترين ثمرش اين است كه خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون مى دارد.

  • بحارالأنوار، ج75، ص401، ح42
  •  


:: بازدید از این مطلب : 2329
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

آیت الله میرزای شیرازی هنگامی که در کنار عابری قرار می‌گرفت، او را به سخن می‌گرفت و در این حال کیسه پول سر به مهری را در جیب او می‌انداخت و آن شخص بعد از جدایی متوجه می‌شد که چیزی در جیبش سنگینی می‌کند.

به گزارش فارس، نام میرزای بزرگ شیرازی برای هر مسلمان بیدار مترادف با فتوای، تحریم تنباکو است که پوزه استعمار انگلیس را بر خاک مالید.
 
آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی در سال 1230 قمری در شیراز چشم به جهان گشود. وی از چهار سالگی شروع به تحصیل کرد و در 8 سالگی مقدمات را به پایان برد، میرزای شیرازی در 29 سالگی وارد کربلا شد و پس از آن به نجف اشرف عزیمت کرد و در درس شیخ انصاری، شرکت جست و از خواص شاگردان او شد. پس از رحلت شیخ مرتضی انصاری در 1281 قمری، زعامت شیعه به میرزای بزرگ شیرازی محول شد و ایشان نزدیک به 30 سال در این مقام به رفع مشکلات مردم و اداره حوزه های علمیه مشغول بود.
 
میرزای شیرازی هم‌زمان با رهبری جامعه اسلامی، شاگردان بسیاری را به جامعه اسلامی تقدیم و کتب متعددی را تألیف کرد. حضرات آیات سید محمد کاظم یزدی، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی معروف به میرزای دوم، شیخ فضل الله نوری، حاج میرزا حسین نوری، میرزا اسماعیل شیرازی از جمله شاگردان این فقیه بزرگوار هستند، سرانجام، میرزای بزرگ در 82 سالگی در چشم از جهان فرو بست و در جوار مرقد منور حضرت امیرالمومنین(ع) به خاک سپرده شد.
 
 
 
بقیه در ادامه مطلب...


:: بازدید از این مطلب : 2137
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

ملاقات با ملک‌الموت

 
 
ملک‌الموت، اول‌ملک پروردگار است، ابتدا که بر محتضر وارد می‌شود، آنهایی که مؤمنند، باید یک چشم‌روشنی برای او آماده کرده باشند: «واعدّ القری لیومه النّازل به»، خوب شما چه آماده کرده‌اید؟ در قبر خطاب می‌آید: «عبدی ماذا صنعت فی امانتی؟»، می‌توانیم جواب دهیم؟ من ریاست کردم، من دنبال مقام بودم، من مشغول داد و ستد بودم، من مشغول فلان بودم، وامصیبتا! لا نجاة، اینها جواب نیست و نجاتی در کار نیست، قال رسو‌ل‌الله صلی‌الله علیه وآله: «أیما عبدٍ اطاعتی لم اکله الی غیری و أیما عبدٍ عصانی و کلته إلی نفسه ثمّ لم أبال فی أی وادٍ هلک».
 
 
*نفس دائماً خواستار آسایش و راحت طلبی است
 
 
این دل باید متوجه باشد، اما دائماً رو به راحتی، رو به آسایش، رو به عذرهای غیر موجه می‌آورد، «أن القلوب تزیغ»، در این صورت دل کج می‌شود، یعنی هی می‌خواهد، عمرت را به حالت تردید بگذرانی، «و تعود الی عماها و رداها». آن وقت به سوی کوری و گمراهی اولیه‌اش باز می‌گردد، همان‌طور که اولش کور بود، اولش از حقایق چشم‌پوشی کرده بود، حالا هم به کوری و ضلالت باز گشته و همه‌اش تو را به وادی هلاکت راهنمایی می‌کند، «إنّه لم یخف الله من لم یعقل عن ‌الله»، کسی که افکار و عقایش را از خدا نگیرد، کسی که تعقل نکند و صفات پروردگار را نشناسد، از خدا نخواهد ترسید. - البته فرموده‌‌اند: «لا تتکلموا فی ذات الله»، در افعال خدا، توحید عبادتی تعقل کنید - و کسی که برنامه پروردگار را یعنی دینش را نفهمید و تعقل نکند، به معرفت درست و ثابت نمی‌رسد: «و من لم یعقل عن‌‌الله لم یعقد قلبه علی معرفة‌ ثابتة».
 
 
* یکی از رموز مستجاب نشدن دعاها
 
 
وقتی از امام صادق علیه‌السلام سئوال شد: یابن‌ رسول‌الله چرا دعاهای ما پذیرفته نمی‌شود؟ حضرت فرمودند: «لأنکم تدعون من لا تعرفونه»، زیرا شما کسی را می‌خوانید که نمی‌شناسید و از برنامه‌هایش خبر ندارید، داداش جون!
 
در یک روایت دیگر دارد: آن کسی بر معرفت صادق است که قولش به فعلش مطابق باشد، سرّش با علانیه‌اش یکی باشد، دو تا نباشد، داداش جون!
 
بی‌خود نگفت که: «فیا طوبی للثّابتین علی أمرنا»، زمانی که امام (عج) در پس پرده غیبت است، بیاید و در آن زمان خوشا به حال کسانی که به راه و رسم ما ثابت و پایدار می‌مانند، در بعضی از روایات 5 مرتبه، در بعضی از روایات 7 مرتبه دارد: «طوبی لهم ثمّ طوبی لهم»، خوشا به حال آنها...
 
پس معلوم شد که ما باید از خدا بخواهیم که فکر و عقاید ما را حفظ کند: «ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب»، پروردگارا! بعد از اینکه خودت توفیق معرفت به ما عنایت فرمودی، خود تو هم کمک بکن که قلب ما به کوری بر نگردد، خوب این دعا؛ اما چیزی که هست باید جدیت بکند داداش جون!
 
باید راه برود و حرکت بکند، اگر بخواهی راه را بروی، فعلاً این ماه وقت سیر کردن و راه رفتن است: «طوبی للذّاکرین، طوبی للطّائعین»، خوشا به حال ذکر کنندگان، خوشا به حال اطاعت کنندگان از خدا، «أنا جلیس من جالسنی و مطیع من أطاعنی و غافر من استغفرنی»؛ اگر بخواهی خودت را درک بکنی، اگر بخواهی خودت را دریابی، همین ماه! ماه رجب، که فرمود: »ان لربکم فی ایام دهر کم نفحات الا فتعرّضوا لها»، برای شما در ایام روزگار و دهر شما کشش‌هایی است، افاضاتی است، پروردگار، شما را تکان می‌دهد؛ اما «طوبی للمتعرّضین»! آن اشخاصی که خودشان را در معرض قرار بدهند.
 
 
*کنترل نفس، بهترین کار
 
 
یکی از رفقا اظهار کرد: همان شب اول که تو گفتی چه عملی در این ماه بهتر است، شایسته‌تر است؟ گفتی: نفس اماره را لجام کردن از همه کارها بهتر است که در باب نفس فرمود: «إنّ النّفس لأمارة بالسوء إلّا ما رحم ربیّ و لا حجاب أظلم و أوحش بین العبد و بین الرّبّ من النّفس و الهوی»، این حجاب را من اول باید بردارم، در این میدان باید مبارزه کنم و برای از بین بردن این دو «و لیس لقتلهما و قطعهما سلا و آلة مثل الافتقار الی الله و الخشوع و الجوع و الظمإ بالنهار و السّهر بالیل»، یعنی برای مقابله و مبارزه با نفس، باید نیمه شب بلند بشود، باید بلند بشود، من را بخواند؛ ببین رمز موفقیت همین است که انسان کسی را کاره‌ای نداند، توجهش فقط به خدا باشد و بس!
 
وقتی که سئوال می‌کنند: یا رسول‌الله، توکل را برای ما بیان بفرمایید؟، می‌فرماید: «العلم بأنّ المخلوق لا یضرّ ولاینفع ولایعطی ولایمنع و استعمال الیاس من الخلق»، خیلی مهم است؛ وقتی انسان علم پیدا کرد که مخلوق صد درصد هیچ کاره است، نه نفعی می‌رساند و نه ضرری:
 
گر گزندت رسد به خلق مرنج / که از نه رحات رسد ز خلق و نه رنج
 
از خدا دان خلاف دشمن و دوست/که دل هر دو در تصرف اوست
 
 
علم، منع از نقیض می‌کند، یعنی صد درصد؛ دیگر یک ذره هم احتمال بر خلاف نمی‌دهد؛ اگر تو به این مرحله رسیدی، توکل پیدا کرده‌ای و متوکلی.
 
آن وقت ببین حالا ما این افعال را چه طور انجام می‌دهیم؟! همان‌طور که امام می‌فرماید: شما با زبانتان توکل را بیان می‌کنید، اما لقلقه‌ لسان است! من می‌گویم که «توکلت علی‌الله»؛ اما باز می‌گویم فلانی نگذاشت معامله‌ ما به آخر برسد!، فلان کس نگذاشت معامله خانه درست بشود، فلان کس مشتری من را منصرف کرد، اینها شهادت فعلی و عملی است، کاشف فعلی و عملی بر عدم توکل گوینده است، «فاذا کان العبد کذلک لا یعمل لاحدٍ سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله و لم یطمع فی احدٍ سوی الله»، وقتی که این طور شد، بنده دیگر امید و رجاء غیر از پروردگار ندارد، باید هر کاری که ما می‌کنیم، همین ماه بکنیم.
 
آن رفیق گفت: همان شبی که تو آن حرف را زدی، تصمیم گرفتم با استعانت از پروردگار امیال نفسانی را خاموش کنم، گفت: همان شب دیدم، نشان دادند، گفتند: این افعی یا اژدها خود تو هستی، این نفس تو است؛ بعد یک چوب بلندی به من دادند و گفتند: بکن در دهان این اژدها! اطراف دهانش را من سوراخ کردم و همان شب فرمودند که پروردگار - ان‌شاءالله - تو را مورد عنایت و تفضل خودش قرار می‌دهد.
 
 
با عنایت نظری کن که من دل شده را/ نرود بی‌مدد لطف تو کاری از پیش



:: بازدید از این مطلب : 2324
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

رسول خدا (ص) می‌فرماید: همسفرت را بیاب و بشناس؛ آن‌گاه سفر کن! آن حضرت در توصیه‌ای به حضرت علی(ع) فرمودند: ای علی! به تنهایی سفر نکن، چرا که شیطان همراه تنهاست.

به گزارش فارس، همزمان با فرارسیدن فصل تابستان، عده بسیاری از افراد جامعه برای دیدن اقوام دور و نزدیک خود به مسافرت می‌روند لذا مسافرت نیز آدابی دارد که رعایت آنها سفر را خوش و خاطره‌انگیز می‌کند.
 
این بخش از کتاب گران‌سنگ مفاتیح‌الحیات به بیان اهمیت سفر و آداب مسافرت در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام پرداخته است که از نظر می‌گذرد.
 
 
*اهمیت سفر
 
امیر مؤمنان (ع) می‌فرماید: مسافرت کنید که در آن پنچ فایده است: اندوه‌زدایی، درآمدزایی، دانش‌افزایی، ادب‌آموزی و همراهی با شرافتمند.1
 
رسول خدا (ص) می‌فرماید: سه دعا بی‌تردید مستجاب است: دعای مظلوم، دعای مسافر و دعای پدر برای فرزندش.2
 
حضرت علی (ع) می‌فرماید: شخص نباید به سفری رود که در آن بر دین و نمازش هراسان است.3
 

خداحافظی: رسول خدا (ص) می‌فرماید: هرگاه سفر می‌کنید با برادران دینی خود خداحافظی کنید، زیرا خدا در سایه دعای آنان برایتان برکت قرار می‌دهد

امام باقر(ع) می‌فرماید: هرگاه در زمین سرسبز و خرم سفر می‌کنید به آرامی سیر کنید و هرگاه زمین خشک و بی‌حاصل را می‌پیمایید به سرعت بگذرید

هم‌سطحی همسفران به لحاظ مالی: حسین بن‌أبی‌علاء گوید: گروهی بیست و چند نفره از مؤمنان به قصد مکّه خارج شدیم و در میان راه، در هر منزلی که توقف می‌کردیم، برایشان گوسفندی می‌کشتم. وقتی به محضر امام صادق(ع) رسیدم فرمود: ای حسین! تو مؤمنان را خوار کردی! عرض کردم: از چنین کاری به خدا پناه می‌برم. فرمود: به من خبر رسید که تو در هر منزلگاهی برای آن‌ها گوسفندی می‌کشتی؟ گفتم: من جز خدا مقصودی نداشتم. فرمود: مگر نمی‌دانستی که برخی از آنان هم دوست داشتند کار تو را انجام دهند ولی توان مالی نداشتند و این، موجب شد که او نزد خود احساس خواری کند؟ گفت: از خدا مغفرت می‌طلبم و تکرار نمی‌کنم.16
 
نکته: ببان این‌گونه احادیث این است که در صورت امکان، هرکسی با هم‌سطح اقتصادی خود سفر کند.17
 
 
سوغات: امام صادق(ع) می‌فرماید: هنگام بازگشت از سفر برای خانواده خود سوغات بیاورید؛ هرچند قطعه سنگی باشد
 
امام صادق(ع) می‌فرماید: همسفرانی برگزینید که دخل و خرجشان با شما همسانی داشته باشد تا خوار نشوید
 
*توصیه‌های لقمان درباره سفر
 
در کتاب مکارم الاخلاق آمده است که امام صادق(ع) می‌فرماید: لقمان به پسرش گفت: هرگاه با گروهی مسافرت کردی درباره کار خود و آنان بیشتر با آنان مشورت کن. بسیار به رویشان لبخند بزن. از توشه‌ات به ایشان ببخش. دعوتشان را بپذیر، به یاری آنان بشتاب، سکوت طولانی، نماز بسیار و سخاوتمندی را پیشه خودساز، به حق گواهشان باش. هرگاه دیدی همسفران می‌روند با ایشان برو. هرگاه دیدی کار می‌کنند با آنان کار کن. هرگاه صدقه و قرضی دادند تو هم شریک آنان شو. از کسی که از تو بزرگ‌تر است حرف‌شنوی داشته باش. هرگاه به تو فرمانی دادند و از تو چیزی خواستند اجابت کن و مخالفت نکن، چرا که «نه» گفتن درماندگی و پستی است.
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 1952
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 09 تیر 1391

فرزند آیت‌الله سید هاشم علامه مهری نقل می‌کند: ما مدت‌ها زیرانداز نداشتیم، ناچار روی کارتن می‌خوابیدیم، مادرم به پدرم می‌گفت: آقای علامه! خدا خوشش نمی‌آید، شما روی پول خوابیده‌اید، ولی بچه‌ها غذا ندارند بخورند!

به گزارش فارس، عالم وارسته آیت‌الله سید هاشم علامه مهری از علمای بزرگ مهر و خرمشهر، از نوادگان علامه بزرگوار بحرانی صاحب «تفسیر برهان»، «غایة المرام» و ده‌ها اثر ارزشمند دیگر، در روز نهم خرداد سال 1294 شمسی در شهر مهر دیده به جهان گشود.
 
وی مقدمات علوم را در زادگاهش شروع کرد و در همانجا به لباس مقدس روحانیت مزین شد، سپس برای کسب معارف عالی علمی راهی نجف اشرف شد و در آن دیار مقدس از محضر مراجع گرانسنگ جهان تشیع همچون آیات عظام سید عبدالهادی شیرازی، امام خمینی، خوئی، شاهرودی کسب فیض کرد.
 
پس از مهاجرت از عراق و دعوت مردم و علما خرمشهر در این شهر ساکن شد و به چهره محبوب این شهر تبدیل شد، در جریان جنگ تحمیلی و وضعیت اسفناک شهر خرمشهر به شهر مقدس قم مهاجرت کرد که در سال 1379 هجری شمسی برای همیشه چشم از جهان فرو بست و در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه(س) آرام گرفت.
 
علامه مهری از موقعیت علمی و اجتماعی و نفوذ زیادی در میان مردم خرمشهر برخوردار بود، دارای زندگی بسیار ساده و بی‌آلایش بود و در صرف وجوهات شرعیه، کمال احتیاط را رعایت می‌کرد.
 
فرزندان وی می‌گفتند: «ما مدت‌ها زیرانداز نداشتیم، ناچار روی کارتن می‌خوابیدیم، گاه مدت طولانی می‌گذشت و ما غذای درستی نداشتیم، مادرم به پدرم می‌گفت: آقای علامه! خدا خوشش نمی‌آید، شما روی پول خوابیده‌اید، ولی بچه‌ها غذا ندارند که بخورند! ما معنی این حرف را نمی‌دانستیم، بعدها متوجه شدیم که زیرفرشی که پدرمان بر روی آن می‌خوابید، پول زیادی از وجوهات شرعیه و بیت‌المال بود، ولی به جهت احتیاط صرف نمی‌کرد تا اینکه پس از چند هفته یکی از بستگان مقداری پول آورد و ما با آن قدری گوشت تهیه کردیم.
 
زندگی ما بسیار سخت می‌گذشت و بارها می‌شد، پدر برای تهیه مایحتاج روزانه‌مان پول قرض می‌گرفت ولی از وجوهات استفاده نمی‌کرد، در هوای گرم و طاقت‌فرسای خوزستان نه تنها کولری نداشتیم، بلکه پنکه‌ای هم در خانه وجود نداشت، ولی پدر هرگز عزت نفس خویش را از دست نداد، با اینکه دوستان متمول داشت، در مصرف بیت‌المال با نهایت احتیاط عمل می‌کرد.»


:: بازدید از این مطلب : 2906
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران