میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

امیرالمومنین امام على علیه‏‌السلام فرمودند: هر که بـاز آیـد، خدا به او بازگردد و به جوارح او و جاى جاى زمین دستور داده شود که آبروى او را حفظ کنند و عیب‌هایش را بپوشانند و گناهانى که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته‏‌اند از یاد آنان برده شود.

 

متن حدیث:

 

امیرالمؤمنین علیٌّ علیه‏‌السلام : مَن تابَ تابَ اللّه‏ُ علَیهِ، و اُمِرَتْ جَوارِحُهُ أنْ تَسْتُرَ علَیهِ ، وبِقاعُ الأرضِ أنْ تَکْتُمَ علَیهِ ، واُنْسِیَتِ الحَفَظَهُ ما کانتْ تَکتُبُ علَیهِ .

 

 
پی نوشت ها:

«بحارالأنوار، جلد32صفحه 28»
 منبع:مشرق



:: بازدید از این مطلب : 1803
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

استفادۀ کِنایی از کلمۀ «یقین» به‌معنی «مرگ»، یکی از وجوه بلاغت در قرآن‌کریم، این معجزۀ جاوید الهی است. بزرگ‌ترین مشکلِ انسان‌ها در دنیا این است که به آموزه‌های دینی و وعده‌های الهی «یقین» ندارند. همین نداشتنِ یقین، یکی از دلایلِ اصلیِ غفلت و انحراف است. اگرچه در قرآن‌کریم، سرگذشت انسان‌هایی را نیز می‌خوانیم که با دیدنِ معجزات الهی، باز هم راهِ انحراف را در پیش گرفته‌اند، امّا همان‌ها نیز یا با دیدن معجزات به باور و یقین قلبی نرسیده‌اند و یا این‌که آن‌قدر لجاجت و عناد داشته‌اند که باز هم بر پیروی از شیطان و هوای نفس، پافشاری کرده‌اند.
قرآن‌کریم خطاب به پیامبراکرم(ص) که خود برترین انسان است و به بالاترین درجات «یقین» رسیده، می‌فرماید: تا لحظه‌ای که به «یقین» برسی، پروردگارت را بندگی کن. در این‌جا بیشترِ مفسّران معتقدند که منظور از یقین، مرگ است؛ زیرا مرگ، یکی از یقینی‌ترین امور نزد بشر است. همچنان‌که در آیۀ 46 سورۀ مدّثر نیز از زبان کفّار آمده که: «و کنّا نُکذّب بیوم الدّین حتّی اتانا الیقین؛ ما معاد را تا لحظۀ مرگ تکذیب می‌کردیم».
وقتی پیامبراکرم(ص) خطاب به کفّارِ قریش می‌فرماید؛ اگر خورشید را در یک دست و ماه را در دست دیگرم بگذارید و حتی اگر جانم را بگیرید، حاضر نیستم از باورِ الهی خویش و دعوت مردم به راه خدا، دست بردارم، و این باور را در مسیر عملی زندگی‌اش نشان می‌دهد، یعنی این‌که به «یقین» رسیده است. آن بزرگوار، کسی است که با فرشتۀ وحی ملاقات می‌کند و چه مقامی بالاتر از این یقین؟
مفسّران بزرگ مانند مرحوم علامه‌طباطبایی نیز در تفسیر این آیۀ شریفه، کلمۀ «یقین» را به‌معنیِ «مرگ» گرفته‌اند و البته معانیِ دیگری نیز به آن اضافه کرده‌اند که در کنار «مرگ» است. مثلاً این‌که در برابرِ کفّار صبر کن و آن‌قدر پروردگارت را عبادت کن که به مقام «صبر» نائل شوی. امّا مفهوم اصلی «یقین» در این آیه که خطابِ عمومیِِ آن به همۀ مؤمنان است، همان مرگ است؛ زیرا اولاً با فرارسیدن مرگ، پرده‌ها از برابر چشم کنار می‌رود و انسان وارد عالم یقین می‌شود؛ چراکه در آن‌جا، آثار اعمال خود و فرشتگان و مأموران الهی و پاداش و عذاب را به‌عینه می‌بیند و ثانیاً این‌که «مرگ»، یکی از واقعیاتی است که هیچ‌انسانی دربارۀ رخ‌دادنِ آن، شک ندارد، حتی بزرگ‌ترین طاغوت‌ها! آن‌ها هم همواره از یاد مرگ وحشت داشته و به‌دنبال راهی برای گریز از آن بوده‌اند؛ زیرا باور داشته‌اند که «مرگ» در تعقیب آن‌هاست.
امّا یکی از شبهات بزرگ و خطرناک که برخی افراد دچار آن شده و برخی نیز با تفسیر به رأی، از این آیۀ شریفۀ سوءاستفاده کرده‌اند، این است که زمانی‌که به یقین رسیدی، دیگر نیاز به عبادت‌هایی مانند نماز و روزه و... نیست! مفسّران بزرگ، چنین نظرِ فاسدی را رد کرده و تأکید می‌کنند که پیامبرخاتم(ص)، خود دارای بالاترین مرحلۀ یقین بوده‌اند و در عین‌حال، تا آخرین لحظۀ عمر و تا زمانِ فرارسیدنِ «مرگ»، تمام اعمالِ عبادی مانند نماز را به‌جا می‌آورده‌اند؛ بنابراین چنین پنداری، فاسد و باطل است.
آری! اندیشیدن به مرگ که در روایات نیز بسیار مورد تأکید و تحسین قرار گرفته، می‌تواند به بالا رفتنِ «یقین» در انسان کمک کند و انسان نباید تا رسیدن مرگ، لحظه‌ای از بندگیِ خدا غافل شود.

 

 منبع:قدس



:: بازدید از این مطلب : 1775
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

اخبار رسیده از شهر کربلای معلی حاکی از آن است که نیروهای تروریستی – تکفیری «دولت اسرائیلی عراق و شام» موسوم به "داعش" با کمک و حمایت نیروهای بازمانده از رژیم منحله بعث، نیمه شب گذشته تلاش کردند حمله تمام عیاری به شهر کربلا کنند. 
در همین راستا خبرنگار شیعه آنلاین در کربلا گزارش داد: حمله شب گذشته تروریست ها به کربلا بسیار سنگین و در نوع خود بی سابقه بوده اما بحمدالله با مقاومت نیروهای ارتش عراق و نیروهای مردمی و مدافعان حرم،‌ تروریست ها و بعثی ها موفق به اجرای طرح و نقشه شوم خود نشدند و حمله آنان دفع شد.
وی در ادامه افزود: حمله جمعه شب  به قدری سنگین بوده که نمی توان تعداد تروریست هایی که در آن شرکت کرده بودند را تخمین زد اما آمار غیر رسمی و اولیه حاکی از آن است که نزدیک به دو هزار نفر بوده و انواع سلاح را در اختیار داشته اند. 
خبرنگار شیعه آنلاین همچنین گفت: به رغم اینکه نیروهای ارتش عراق و نیروهای مردمی و مدافعان حرم موفق شدند توطئه شب گذشته تروریست ها را خنثی کنند اما باید اعتراف کرد که آنان غافلگیر شده و پیش بینی حمله ای در این سطح را نداشتند. 
او ادامه داد: از ساعات اولیه صبح امروز به درخواست استانداری کربلای معلی، تعدادی زیادی از نیروهای ارتش و امنیتی به کربلا اعزام شده تا به نیروهای سابق بپیوندند زیرا اخبار و اطلاعات رسیده حاکی از آن است که تروریست ها بعد از حمله شب گذشته از منطقه دور نشده اند بلکه در باغ های اطراف کربلا کمین کرده و منتظر زمان و فرصتی مناسب برای حمله مجدد به کربلا هستند. 
لازم به ذکر است، این حمله ناکام تروریست ها و بعثی ها به کربلا نیمه شب  رخ داد و همان طور که در فوق نیز ذکر شده ناموفق بوده و لذا آنها موفق نشده اند وارد شهر کربلا شوند. 

نیروهای ارتش و امنیتی با کمک نیروهای مردمی مدافع حرم موفق شدند حمله آنان را که در اطراف شهر کربلا آغاز شده بود، خنثی کنند و به آنها اجازه وارد شدن به محیط شهر را نشوند از همین رو بیشتر اهالی کربلا از این خبر اطلاع نیافتند و بسیاری از زائران هم که در حال حاضر در شهر کربلا به سر می برند، از وقوع چنین حمله ای اظهار بی اطلاعی کرده اند.

 

منبع:قدس



:: بازدید از این مطلب : 1776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

از این‌رو، به‌جرأت می‌توان گفت زمینه‌های شادی، برای تک‌تک مسلمان در عزیز‌ترین ماه خدا، بیشتر از دیگر ماه‌هاست. شاید به همین‌دلیل است که امروز می‌بینیم بسیاری از کشورهای اسلامی ایجاد نشاط عمومی را در ماه خیر و برکت، در دستور کارشان دارند. 
در ایران اسلامی نیز اگرچه چندسالی است که دست‌اندرکاران مذهبی و فرهنگی با برپایی جشن رمضان و برگزاری تئاتر و برنامه‌های شاد دیگر در پارک‌ها و فرهنگسراها تلاش می‌کنند تا چنین فضایی برای مردم ایجاد کنند، امّا نتیجه آن نیست که انتظار می‌رود. درواقع در ماه ضیافت الهی و بهار قرآن هم احساس شادی چندانی در سطح جامعه نمود ندارد.
*گناه، خط قرمز شادی
حجت‌الاسلام مظاهری در این ارتباط می‌گوید: برای حُسن مطلب، روایتی مطرح می‌کنم که هم بُعد شادی و هم بُعد عرفانی دارد. امام ششم می‌فرماید: «للصائم فرحتان: فرحة عندالافطار و فرحة عند لقاء ا... عزوجل: براى روزه‌دار دو خوشحالى و شادمانی است: یکى هنگام افطار، و دیگر هنگام لقاء خداى عزوجل».
انسان روزه‌دار در موقع غذاخوردن، لذت می‌برد. همچنین لقای خداوند، مراتبی دارد که به معرفت و مقامِ افراد بستگی دارد. نازل‌ترینش آن است که وقتی انسان می‌میرد، جهان دیگر را می‌بیند و پاداش روزه گرفتنش را به او نشان می‌دهند، با این‌کار، او شادمان می‌شود، بالاترین حدّش هم این است که با این‌عمل، لقاءا... برایش حاصل می‌شود. 
وی می‌افزاید: امّا درخصوص شادی در ماه مبارک رمضان، باید عرض کنم که تمام روزهای این ماه پربرکت، البته به‌غیر از روز شهادت امام‌علی(ع) باید با شادمانی معنوی و ظاهری همراه باشد؛ چراکه روزه‌، شادمانیِ معنوی و ظاهری ایجاد می‌کند؛ یعنی انسان وقتی روزه می‌گیرد، به خدا نزدیک‌تر می‌شود و لذت نزدیکی به خدا، فوق همۀ لذت‌هاست و این موضوع، در اشخاص، حسّ شادی ایجاد می‌کند. اطاعت از احکامِ خدا و روزه‌گرفتن از جمله اعمالی هستند که باعث خشنودی آدم‌ها می‌شوند. این‎خشنودی برای انسان، شادمانی می‌آورد. بنابراین ایجاد فضای شاد عمومی در پارک‌ها و فرهنگسراها و غیره، اگر با گناهی آمیخته نشود، بسیار کار خوبی است.
هرنوع شادمانی که بخواهد با گناه توأم شود و به‌دست بیاید، نه در ماه رمضان، و نه در ماه‌های دیگرِ خدا، قابل‌قبول نیست. به‌عبارت دیگر، ایجادِ زمینه‌های شاد از طریق هنر تئاتر و موسیقی و هنر‌های دیگر، مستلزم این است که به گناه آمیخته نشود. در غیر این‌صورت، کار مبارکی نیست. شادی، خجسته و فرخنده است که حلال باشد؛ زیرا آن‌چه ما در اسلام داریم، شادی و لذت حلال است. 
*شادی را از مردم نگیریم
در این‌که اسلام بر شادی‌کردن از طریق حلال تأکید دارد، شکی نیست، امّا با این‎وجود، دیدگاه‌های متفاوتی بر نحوه و ابزارهای شادی‌کردن در جامعه وجود دارد. به‌عنوان مثال دربارۀ برگزاری کنسرت، بعضی معتقدند اساساً برگزاری آن حرام است و دولت نباید مجوز بدهد و با این‌‌ نگاه، گاهی مانع برگزاری آن‌ها می‌شوند و گروهی نیز بر این باورند که چون بستر گناه در چنین مراسم‌هایی فراهم است، باید جلوی اجرای آن‌ها را گرفت. حال سؤال این است که برخوردِ منطقی در این مورد چیست؟ آیا به صرف این‌که یک‌روشِ شادی‌کردن، در مرز حلال و حرام است، باید آن را حذف کرد، یا راهی برای مراقبت آن وجود دارد ؟
نویسندۀ کتاب فرهنگ خانواده در پاسخ به این سؤال می‌گوید: این مطلبِ بسیار مهمی است. الان جامعۀ ما سخت نیازمند آموختنِ این مسأله است. روا نیست از ‌ترس این‌که مبادا کسی به گناه آلوده شود، وظیفه‌مان را ‌ترک کنیم. پیامبر اکرم فرمودند شادمانی کنید. دین ما دین شادابی است، امّا خط قرمزش، فعل حرام است، اسلام فعل حرام را نمی‌پذیرد. واجبات را هم باید انجام داد. این‌ها مرزهای اصلی ما هستند. امّا صرف این‌که بترسیم و یا احتمال بدهیم گناهی صورت بگیرد و برنامه‌ها را حذف کنیم، درست نیست. ما در مهمانی‌ها نباید مرتکب گناه شویم و از گناه‌کردن هم پیشگیری کنیم. یعنی از اول، تدابیری اندیشیده شود که فعل حرام صورت نگیرد، امّا به‌خاطر احتمالی‌که مطرح شد، نباید برنامه را حذف کرد. نباید شادی‌ها را از مردم بگیریم؛ چراکه اگر شادی از مردم گرفته شود، اخلاقِ آن‌ها هم خراب می‌شود. 
*غلبۀ فضای غم در برنامه‌های مذهبی؛ آری یا نه؟
وی در پاسخ به این سؤال که چرا در حالی‌که همۀ کارشناسان فرهنگی و دینی کشور می‌گویند اسلام دین متعالی و شادی است و بر فرح و شادمانی مسلمانان تأکید می‌کنند، امّا برگزاری مراسم‌های شاد مذهبی در جامعۀ ما نمود چندانی ندارد؟ می‌گوید: مقدار زیادی از مسایل دینی در جامعۀ ما دچار انحراف شده است. ما برای شهادت معصومینِ خودمان، یک شبانه‌روز عزاداری می‌کنیم، حتی برای بعضی از آن‌ها سه‌روز تا دو دهه مراسم سوگواری می‌گیریم، که کار به اعتراض بعضی از مراجع از جمله آیت‌ا... شبیری‌زنجانی هم رسیده است. اگر این‌گونه امور را بدهیم دست بعضی از افرادِ ناشی، کلّ سال را به عزاداری تبدیل می‌کنند. این درحالی است که ما یک‌دهه شادی برای معصومین نداریم. البته چندسالی است به مناسبت میلاد حضرت‌رضا و خواهر گرامی‌شان حضرت‌معصومه(س)، یک‌دهۀ کرامت ایجاد شده است. 
برنامه‌های ما برای شادمانی ائمه، بسیار کمتر از سوگواری‌های این عزیزان است که علت این امرِ ناروا، تا حدّی به سکوت برخی از خواص در مقابل عوام برمی‌گردد. نتیجۀ این تفکر و حرکت‌ها غلبۀ برنامه‌های سوگواری بر مراسم‌های شاد مذهبی است که خطا و انحراف در دین اسلام است. در زمان حضرت‌رسول و امام‌علی(ع)، وضعیت این‌گونه نبوده است. این حضرات باوجود همۀ مشکلات، زندگی شادی داشتند. لذا الان هم راهکار این است که بدون‌واسطه برویم سراغ زندگی معصومان. باید سیرۀ نبوی را بررسی کنیم و ببینیم شادمانی‌هایی که در زندگی ایشان بوده، بیشتر بوده یا سوگواری‌های‌شان. ما می‌بینم پیامبر بعد از این‌که یکی از عزیزانش را از دست می‌دهد، مدت کوتاهی را برای ایشان اندوهناک می‌شوند و بعد به زندگی عادی می‌پردازند. زندگی حضرت‌علی و حضرت‌فاطمه از بهترین زندگی‌هاست. زندگی آنان، واقعاً عاشقانه بود. بنابراین اسلام، شادمانی را بر سوگواری و اندوه ‌ترجیح می‌دهد و در ماه مبارک رمضان، شادمانی هم باید بیشتر باشد؛ چراکه در این ماه، اسلام نمایان‌تر است و یکی از مظاهر اسلام هم شادمانی است. شادمانی در ماه رمضان باید آشکار‌تر باشد.
*رمضان، ماه شادی معنوی
دکتر مسعود آذربایجانی، نیز با بیان این‌که رمضان، ماه خیر برکت و مغفرت است، می‌گوید: در این ماه به‌دلیل ارتباط بیشتر انسان با خدا، شادی و لذت معنوی برای انسان به‌وجود می‌آید؛ یعنی انسان، وقتی از توجه به زندگی مادی به امور معنوی گرایش پیدا می‌کند، حسّ شادی به او دست می‌دهد. اگر شادی را نوعی لذت معنوی در نظر بگیریم، این تعبیر برای ماه رمضان درست است، ولی مفهوم شادی و لذت‌های مادی و متعارف برای ماه رمضان در آموزه‌های دینی وجود ندارد. از سوی دیگر آن شادی‌هایی که ما در کشورهای اسلامی دیگر می‌بینیم، در پایان ماه رمضان است که به مناسبت عید فطر می‌باشد؛ که در پایانِ یک‌دوره عبادت و بندگیِ خدا صورت می‌گیرد، یعنی چیزی شبیه آن‌چه ما هم در عید فطر داریم. هدف، قرائتِ قرآن و روزه‌گرفتن و توجه انسان به خداست که نوعی مصاحبت درونی است، نه شادی و سرور بیرونی.
وی در خاتمه با اشاره به این‌که مخالفِ شادبودن جامعه نیست، تصریح می‌کند: ولی پیوند شادی‌های ظاهری و مادی با ماه رمضان را تلاشی بی‌جهت می‌دانم؛ چون فلسفۀ وجودیِ ماه رمضان این نیست. بلکه فلسفه‌اش شادی معنوی و پیوند با ذات اقدس پروردگار است: «چند خوردی چرب و شیرین از طعام/ چندروزی امتحان کن در صیامپم
* برای عبادت لازم نیست غمگین باشید
امّا حجت‌الاسلام وحیدی، روایت دیگری از رابطۀ معنویت و شادی دارد. او می‌گوید: براساس روایاتِ ائمۀاطهار و سخنان بزرگان دینی، تعلق به دنیا و مادیات، منشاء اصلی اندوه و ناخشنودی است. دوری از تعلقات و رهایی از هرآن‌چه به قول حافظ رنگ تعلق پذیرد، موجب خشنودی و فرح است.
وحیدی می‌افزاید: بعضی از ما تصور می‌کنیم عبادت باید در فضایی غمگین و حزن‌آور باشد، در حالی‌که این با نظر اسلام متفاوت است. توصیۀ پیامبر و بزرگان برای پوشیدن لباس‌های روشن و پاکیزه و معطر و آراسته‌بودن درموقع نماز، نشان می‌دهد روح عبادت به شادی نزدیک‌تر است و فرحِ واقعی و نشاط به‌معنیِ واقعی کلمه در نزدیکی با رضایت الهی است.

 

منبع:قدس



:: بازدید از این مطلب : 1789
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

این مرجع تقلید به استفتائاتی درباره معیار نانخور محسوب شده میهمان و همچنین پرداخت زکات فطره سربازان، کارگران، دانشجویان، روحانیون مبلغ، کارمندان و ... پاسخ دادند.

متن سئوالات و پاسخ های حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پی می آید.

*معیار نانخور محسوب شدن میهمان

س) حداقلّ مدّت زمانى که باید شخصى میهمان صاحبخانه باشد تا نانخور او محسوب شود، چند شبانه روز است؟

ج) چهار پنج روز کافى است.

* مهمانی که فقط شب عید را منزل خود افطار کرده است

س)اینجانب پنج شب قبل از شب عید میهمان شخصى بودم. شب عید را در منزل خود افطار کردم، و چند شب بعد از عید را هم میهمان آن شخص شدم. فطریّه ام بر عهده کیست؟

ج) بر عهده خود شماست، ولى احتیاط آن است که از میزبان خود براى پرداخت این فطریّه نیز اجازه بگیرید.

* میهان شب عید فطر

س)اگر کسی در شب عید فطر مهمان داشته باشد آیا زکات فطره آنها بر عهده میزبان است؟

ج)در صورتی که فقط همان شب را میهمان اوست زکات فطره اش بر عهده صاحبخانه نیست.

*حکم فطریه کسی که شب عید فطر مهمان دیگری باشد

س)اگر کسى تنها در افطار شب عید فطر میهمان دیگرى باشد فطریه او به عهده خودش است یا صاحب خانه؟

ج)فطریه اش بر عهده خودش مى باشد.

* میهمان وسط هفته

س)با سلام. آیا زکات فطریه مهمانی که یک هفته در وسط ماه رمضان مهمان ما بوده و روزه هم نگرفته است با صاحبخانه است یا خیر؟ با تشکر

ج)چنانچه شب عید فطر میهمان شما نبوده فطریه او بر شما واجب نیست

*سربازان

س) زکات فطره سربازى که نانخور دولت است بر عهده چه کسى است؟

ج) بر دولت واجب نیست و اگر فقیر است بر خود او نیز واجب نیست، امّا اگر غنى باشد احتیاط آن است که خودش زکات را بپردازد.

* دانشجویان

س)زکات فطره دانشجویان داخل و خارج کشور، که در دانشگاهها تغذیه مى شوند، بر عهده خودشان است، یا دانشگاه؟

ج)با توجّه به این که دانشجویان محترم معمولا غذا خریدارى مى کنند، هر چند با قیمت نازل باشد، زکات فطره بر خودشان است، یا بر کسى که خرجى آنها را مى دهد.

* کارگران

س)آیا زکات فطره کارگرانى که در کارخانجات، یا مؤسّسات کار مى کنند، برعهده خودشان مى باشد، یا آن مؤسّسه و کارخانه؟

ج) با توجّه به این که تغذیه در این گونه موارد جزئى از حقوق آنها محسوب مى شود، زکات فطره برخود آنهاست.

* کارمندان

س)زکات فطره کارمندان دولت، چه در بخش عمومى و چه در بخش خصوصى، بر عهده کیست؟

ج)بر عهده خود آنهاست.

* روحانیون مبلغ

س)زکات فطره روحانیّون در ماه مبارک رمضان، که جهت تبلیغ به شهرها و بخش ها و روستاها سفر مى کنند، و غالباً در منزل یکى از اهالى محل سکونت دارند، ولکن هر شب براى افطارى به منزل اشخاص دعوت مى شوند، بر عهده کیست؟

ج) زکات فطره آنها بر هیچ کس واجب نیست، مگر این که چند روزى از ایّام آخر ماه رمضان در یک جا باشند، ولى اگر سحرها مرتّباً یک جا باشند، بر عهده صاحب آن منزل است.

* زکات فطره جنین

س)اینجانب می خواستم بدانم آیا بچه در شکم مادر که روح پیدا کرده است، شامل فطریه می شود یا خیر؟ وآیا چیزی باید برای فطریه ماه رمضان او کنار گذاشت یا خیر؟

ج)فطریه بر جنین درون شکم مادر واجب نمی شود.

*پرداخت زکات فطره توسط فرزند

س) من دانشجویی هستم که هر سال دو سه ماه تابستان را کار میکنم برای رفع حاجت تحصیلی (خانواده ام فقیر میباشد )و مقداری از درآمدم را به خانواده ام می دهم آیا من باید زکات فطره خانواده ام را بدهم؟ آیا من زکات فطره خودم را می توانم به خانواده خودم بدهم ؟

ج) 1- لازم نیست

2- به آن نسبت که هزینه های خانواده را میدهید باید در زکات فطره سهیم باشید

3- جایز نیست


منبع:حوزه



:: بازدید از این مطلب : 1751
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393
در جلسه اخیر هیات شهدای گمنام که به مناسبت ایام شهادت امیرمومنان حضرت علی (علیه السلام) برگزار شد دکتر میثم مطیعی، مداح اهل بیت دو قطعه مداحی ویژه با موضوعات "حجاب و حیا" و همچنین "مداحی فارسی و عربی علیه داعش" اجرا کرد که عقیق پیشنهاد می دهد این دو قطعه زیبا را گوش کنید.
 
 
 
 
 
کفر و تکفیر...(مداحی عربی و فارسی علیه داعش)
 
شعر فارسی: محمد مهدی سیار - شعر عربی: محسن رضوانی 
 
     

 

با اذن رهبرم، از جانم بگذرم، در راه این حرم، در راه یار

 

یا حیدر گویم و شمشیری جویم و اندازم لرزه بر جان کفار

 

هم پیمان گشته اند کفر و تکفیر

 

شیطان است و زر و زور و تزویر

 

اما از وعد حق دل آگاه است

 

پیروز این نبرد حزب الله است

 

نماز صبح در کربلا، نماز ظهر در سامرا

 

نماز عصر ان شاء الله، بقیع و مسجد الاقصی

 

)لبیک یا علی یا مرتضی(

 

 

لِعلي أنْتَمي، حُبُّه في دَمي، سَيفُه مُلهِمي، هو الإمام

 

من به علي(ع) منسوبم عشق او در خون من و شمشيرش الهام بخش من است؛ اوست كه پيشواست!

 

 

واعلمُوا أنَّ لي، نَبْضٌ بِداخِلي، سمّيتُهُ علي، فخرُ الكِرام

 

بدانيد و آگاه باشيد كه درون من، تپشي است كه آن را علي ناميده ام؛ مايه افتخار كريمان

 

 

منهُ نَسْتَلهِمُ روحَ الإيمان

 

ما جوهر ايمان را از او الهام گرفتيم

 

 

لا نخافُ الرياح إنّا بُركان

 

از هيچ بادي نمي هراسيم كه خود آتشفشانيم

 

 

يا تكفيري! صبركْ صبركْ

 

اي تكفيري! صبر كن صبركن

 

 

إنّا سوفَ نَحفِر قبرَك

 

ما گور تو را خواهيم كَند

 

 

)لبیک یاعلی، یا مرتضی(

 

 

 

يا أحفادَ ثمود، يا جُرذانَ اليهود! إنّا سوفَ نعُود، للانتقام

 

اي نوادگان ثمود، اي موش هاي يهود! ما براي انتقام بر مي گرديم

 

 

إن کنتُم داعشاً، فإنّا داعسٌ، سوف نَدعَسُكم، تحت الأقدام

 

اگر شما داعش هستيد ما نيز "داعس" ( له كننده) هستيم و شما را زير گام هاي خود له مي كنيم

 

 

إنّا في المعركة سَيفٌ مسلُول

 

ما در ميدان نبرد شمشير عريانيم

 

 

سَنَجْعلُكُم عَصْفاً مأكول

 

و شما را مانند لقمه ي جويده شده خواهيم ساخت

 

 

إنّ الموتَ يُصبِح قوتك

 

قطعاً مرگ و نابودي، قوت و غذاي تو مي شود

 

 

لكن قبلَه جيبْ تابوتَك

 

اما پيش از آن ، تابوتت را همراه بياور

 

 

یا إسرائیل! خیبر خیبر!

 

ای اسرائیل خیبر را به یاد بیاور

 

 

إنّا والله جیشُ حیدر

 

به خدا سوگند که ما سپاه حیدریم

 

 

)لبیک یاعلی، یا مرتضی(

 

(لبیک یا حسین، یا ثارالله)

 

 

 

 

 * * * * * * * * * *

 

مداحی حجاب و حیا

شاعر: میلاد عرفان پور
 
      

 

قسم به صبر زینب، به شور کرب و بلایش

 

قسم به غربت او، قسم بر حجب و حیایش

 

قسم به نام زهرا، چادر خاکی او

 

آه، قسم به او که شد چنین شکسته پهلو

 

مرا نمانده طاقت، این غم شعله ور را

 

آه، چگونه حاشا کنم این خون جگر را

 

زمانه غریبی است، زمان غربت عشق

 

به شعله های عصیان، شکسته حرمت عشق

 

(صاحب زمان! الامان)

 

 

 

آیه به آیه قرآن، نرفته زخاطر به ما

 

وصیت شهیدان، نرفته زخاطر ما

 

به جادوی تبرّج، آینه شد مکدر

 

آه، از این حکایت دل ما خون شده دیگر

 

چه شد که رایج شده، سکه ی غفلت اینجا

 

آه، شد کوچه کوچه شهر ما دکان دنیا

 

دوباره رنگ نیرنگ، به روی دین فروشان

 

حراج غیرت شده، به کوچه و خیابان

 

(صاحب زمان! الامان)

 

 

 

یا ربنا اغثنا، اغثنا بحق زهرا

 

بر سرما غریبان نگهدار سایه مولا

 

با هر اذان بخوانیم، حی علی الحیا را

 

باز، چون شهدا یاری کنیم دین خدا را

 

تا پیر ما خمینی است، تا نهضت ما حسینی است

 

باز، حاشا که دشمن ببرد غیرت ما را

 

عجل علی ظهورک، عجل یا حجه الله

 

جان ها به لب رسیده، بی تو بقیه الله

 

(عجل علی ظهورک)

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1374
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

نکاتی از سخنان حجت الاسلام والمسلمین صمدی را بخوانید؛

_ بایسته های جوانی از نگاه مولا علی(ع) در نامه 31 نهج البلاغه است که به این فراز می رسیم که جوان دریاهای سهمگین را غواصی کن و به عمق دریاها غوص کن برای یافتن حق و حقیقت و زحمت و تلاش کن. یک دین سطحی نداشته باش. در دین خود تحقیق کنید و درک عمیق داشته باش. به شناخت ظاهری هیچ وقت قناعت نکن. در فروع و اصول دین درک عمیق داشته باش.

_ تویی که مسلمان هستی هفته ای یک روز را باید صرف یادگیری دینت کنی. که در روایات هم به این نکته توجه شده است. باید نسبت به دین خدا توجه لازم را مبذول کنید. دین ناموس خدا است. کسی که می خواهد با خدا آشنا شوید باید با روایات ائمه و تفحص و خواندن قرآن به این راه برود. با خواندن قرآن می توان در مقابل شیطان و هوای نفس ایستاد. یادداشت برداری کنید. امامان ما این طور به ما یاد داده اند. باید زحمت کشید والا چیزی که آسان به دست آید آسان هم از دست می رود.

_ خودسازی و صفات اخلاقی را باید جوان با به تکلف انداختن خود به دست آورد. که اولین نکته ای که حضرت بیان می فرمایند این است که کاری کن که جلوی ناخوشی ها زود از کوره در نروی. یعنی صبور باش. این نکته خیلی مهم است. بسیاری از مسائل باب طبع انسان نیست و اگر صبر نداشته باشید از بین می روید. صبر در دین جایگاهش مانند جایگاه سر در بدن است. کسی که صبر ندارد ایمان ندارد. ایمان زیر سر صبر است. خداوند همراه با صابرین است. بهترین اخلاق صبر کردن در راه حق است. شیرینی دین در اثر تحمل تلخی ها می باشد.

_ همه امور و مسائل زندگی خودت را به خدای خود واگذار کنید. یعنی خود را در دامن خدا بیاندازید بعد ببینید که خدا چطور اداره ات می کند. رحمت خود را برای تو سرازیر می کند.اگر با خدا باشید خود را به یک پناهگاه امنی سپرده اید. مانع مهم در مقابل مسائلی که باب طبع تو نیست را خود خدا دفع می کند. خود را در درگاه خدا خالص کنید. حقیقتاً بدانید که داد و نداد به دست خداست. اگر وسیله را فقط ببینید مشرک هستید. توحید یعنی همین.

_ مهم ترین حرف در منابر و اخلاقیات این است که خدا هست. کسی که به باور این حرف برسد دیگر خطایی مرتکب نمی شود. اظهار نیاز را فقط پیش خدا ببرید. خداوند می فرماید که به عزت و جلالم قسم اگر در ته دل بنده به امید کسی به غیر از من باشد حاجتش را برآورده نمی کنم. عطا و بخشش و ندادن همه به دست خداست.

_ حضرت می فرمایند که استخاره هم زیاد کنید. یعنی همیشه از خدا طلب خیر کنید. این که دو رکعت نماز استخاره بخوانید و بعد از خدا خیر را بخواهید. استخاره به معنی کتاب بازکردن نیست.  وقتی از خدا طلب خیر کنید خدا برایتان خیر می آورد.

_ امیرالمؤمنین به پسرشان می فرماید که سعی کن وصیت من را بفهمی و لحظه ای غفلت نکن. بهترین حرف، حرفی است که به انسان نفع برساند. خیر من و شما در این کلام است. خیر در علمی که به تو نفع نمی رساند نیست. دنبال علمی بروید که به شما نفع می رساند. سعی کنید در کارهایی که علاقه دارید هم درجه یک باشید.

_ حضرت فرمودند که دنبال دانشی که ارزش یادگرفتن ندارد، نروید. این دانش ها فضل است. علمی که انسان باید دنبالش برود این است که دنبال اعتقادات توحیدی برود و دوم این که دنبال اخلاق درست برود. و سومین هم احکام و رساله عملی است. که این علم دنیا و آخرت را آباد می کند. که غیر از این ها همه فضل است.



:: بازدید از این مطلب : 1562
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

نکاتی از سخنرانی آیت الله احدی را بخوانید:

 *خانواده امیرالمومنین از امروز کوفه را به سمت مدینه ترک کردند، حتی مردم کوفه خواستند تا هفتم حضرت بمانند ولی امام حسن مجتبی(ع) فرمود: وسایل را جمع کنید به مدینه برویم کوفه به ما وفا ندارد.

 *شیخ عباس قمی قائل به این است که امشب(شب بیست و سوم)، شب قدر است، امشب همه امور به واسطه ی فکر و ذهن شما مقدر می شود.

  *وقتی وارد مدینه شدند مورد استقبال واقعه شدند، شهادت امیرالمومنین خبرش در مدینه پیچید، هر خانه ای از خانه ی بنی هاشم عزا دار شد، امام حسن دستور داد اول به زیارت رسول خدا بروند، وقتی امد کنار قبر پیامبر سلامی عرض کرد و از این قسمت به بعد دیگر متاسفانه از هیچکدام از روات نقل نشده است.

  *به آقا امام حسن گفتند که منبر تشریف ببرید، حضرت قبول کردند در حالی که مسجد النبی مملو از جمعیت بود، ایشان در منبر خطبه خواند فرمود شما می دانید چه کسی کشته شد؟ کسی کشته شد که علم اولین و آخرین عالم را داشت، منظور از علم اولین حضرت آدم است و منظور از علم آخرین امام عصر(عج) است، یعنی ایشان هم در آغاز خلقت عالم بود و هم نسبت به خاتم جهان عالم بود.

  *در ادامه فرمود: ایشان استکفاف داشت، آنقدر  در علم دور اندیش بود که هنوز دارند بیانات ایشان را تحلیل می کنند، امام حسن در ادامه فرمود: ایشان از نظر اقتصاد و معیشت بسیار مستکفی بود، مثلا ایشان کلا یک دست لباس داشت، صفت دیگر ایشان خدا ترسی بوده است، خدا ترسی ایشان به قدری بود که می توانست عامل باز دارنده باشد، اگر خدا ترسی ما عامل باز دارنده نبود باید استاد پیدا کنیم تا آنطور شویم.

  *استاد امام حضرت آیت الله شاه آبادی می گوید: سوره ی انسان برای علی(ع) نازل شده است، در آیه ای می گوید: بروید به مردم بگویید ما از روزی می ترسیم که روز هولناکی است، اگر خداترسی از انسان برود به راحتی معصیت می کند، امیرالمومنین کرارا فرمود: دو چیز شما را گول نزند، یکی زندگی دنیوی دوم اینکه خدا به شما مهلت می دهد و شما فریب این مهلت دادن ها را نخورید.

  *اگر این خدا ترسی شما به حد کفایت نرسد ثمره و زیبایی هایی که باید از آن طروات بگیرید بدست نمی آید، امیرالمومنین آن چیزی که در جامعه زمان خود مطرح می کرد خدا ترسی بود، امشب باید به اندازه خودمان توشه برداریم.

  * در رابطه با شب قدر قرآن می فرماید: ما ادریک...چون میردم نمیفهمند، زیرا مردم پنج دسته اند بعضی ها فراتر از ذات خودشان نمی شناسند و در این شب به مناجات و شب زنده داری نمی آیند، برخی ها در حال تنزیه خدا هستند فقط می گویند لیس کمثله شیء اما در این حد هستند فقط، سوم بعضی ها در مقام اسماء هستند، فقط خدا را در حد اسم صدا می زنند، چهارم کسانی هستند که تشبیه هستند یعنی وقتی نماز می خوانند در برابر تلویزیون و مجسمه می خوانند، فرمود: قسم پنجم کسانی هستند که تمام سفر های زمینی خودشان را رها کرده و به حد استکفاف رسیده اند.



:: بازدید از این مطلب : 1452
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام علوی را بخوانید:

* خداوند مدلی از زندگی را برای ما ترسیم می کند و آن حیات طیبه است، بستری که این حیات طیبه در آن فراهم می شود، عمل صالح و ایمان است، ایمان به آخرین دینی که رسول اکرم آورنده آن بوده اند.

* در کنار این دین هیچ بنیاد فکری دیگری اعتبار ندارد، نه یهودیت، نه زرتشتی گری و نه نصرانیت. هیچ کدامش اعتبارندارد، چه برسد به این که بت پرستی باشد یا شعوب دیگر پرستش ها باشد. مکاتب فکری که دارای یک نحوه جهان بینی هستند، هیچ اعتباری در کنار اسلام ندارند.

* جَهل همیشه به معنای بی سوادی نیست، جَهل همیشه به معنای عدم علم نیست، چرا این نکته را می گویم، برای اینکه بدانید دوران جاهلیت به معنای دوران عدم علم و بی سوادی نیست، قرآن کریم کلمه جاهل را استفاده می کند ولی مرادش که بی سواد نیست.

* مثلا در سوره مبارکه یوسف آیه 33 حضرت یوسف بیانش این است: « قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ » خدایا زندان برای من محبوب تر است از آنچه که این زنان مرا به آن دعوت می کنند، و اگر تو حیله و مکر آنان را از من برنگردانی و کمکم نکنی که من اسیر حیله آنان نشوم، من تمایل به آنان پیدا می کنم، اگر تمایل پیدا کردم « وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ »  این جا واژه جاهل آمده اما به معنای بی سواد نیست، جاهلین یعنی اینکه اگر من تمایل پیدا کردم به زن از طریق نا مشروع، انتخاب لذت آنی است، که انتخاب لذت آنی یعنی گناه، و اگر گناه کار شدم یعنی جاهل شدم. در عین حالی که سواد دارم دچار جهالت می شوم، اینجا جاهلین به معنای انتخاب لذت آنی است، یعنی گنه کار شدن. پس جاهل همواره به معنای بی سواد نیست.

* کسانی هستند در برخی جلسات نمی دانم به آنها وحی می شود یا چه می شود، احساس می کنند می توانند و عجیب هم هست که مرید پیدا می کنند. من واقعا تعجب می کنم از مردم قرن بیست و یک که طرف ادعای خدایی می کند و می پذیرید، ولی پیامبر عظیم الشان اسلام ادعای نبوت کرد و نپذیرفتند.

* قرآن کتابی نیست که همینطوری خوانده شود. این علم می خواهد یک آیه را نگاه می کنی، مثلا نوشته « لا اکراه فی الدین » می گوید: پس اجباری در دین نیست، اینطور نیست، اگر کسی اینطور خدمت قرآن برود که اول انحراف و بدعت است. حضرات مفسرین می گویند برای تفسیر پانزده علم لازم است، شش تا از آن در ادبیات است.



:: بازدید از این مطلب : 1388
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 مرداد 1393

در روزگار ما، آدم چندمنظوره که هم شعر و ادبیات را بشناسد و دستی در سرودن داشته باشد، مداحی و نوحه خوانی هم بلد باشد و در عین حال، یک منبری هم به شمار آید...

عقیق/ حمید محمدی محمدی: خیلی ها شاعرند؛ خیلی ها مداحند؛ خیلی ها سخنورند و تنها بعضی ها همه اینها! شاعر و مداحی که بتواند سخنور خوبی هم باشد، در روزگار ما خیلی خیلی کم است. شاید تعدادی را بشود پیدا کرد که علاوه بر شاعری، مداحی هم می کنند یا بر عکس؛ مداحانی که گاهی یا از سر تفنن و یا از روی اشتیاق و کوشش فراوان، شعر هم می سرایند؛ اما کسی که بتواند همه اینها باشد، حتماً انسان باسواد و پرمعلوماتی است که هم در شعر و ادبیات و هم در فنون منبر، سختی فراوانی را متحمل شده و استادان زیادی به خود دیده است.
 
آهی

شاعران مداح یا ذاکران شاعر در روزگار ما اگر نگوییم فراوانند، تعدادشان خیلی هم کم نیست. از قدیمی ترها، مرحوم حاج عزیزالله مبارکی را می توان نام برد که هم دستی در غزلسرایی به سبک و سیاق صائب داشت و هم صاحب صدای خوب و سوزناکی بود. در میان زندگان نامدار هم شاعر و مداحی مانند حاج غلامرضا سازگار، در سرودن مصیبت و نوحه های ماندگار نظیر ندارد. او از نوایی پرسوز و گداز و صدایی سالم و متناسب نیز برخوردار است که جمع اینها از او استادی بزرگ در زمینه شعر و ذکر پدید آورده است.
علاوه بر ذاکران شاعر، مداحان سخنور هم در میان ما فراوان به چشم می خورند. معمولاً هر ذاکر پیشکسوتی که عمری را به خدمت گذرانده و از سواد سخنوری برخوردار است، برای رفتن به منبر و سخنرانی دعوت می کنند. حاج یدالله بهتاش، حاج علی آقای ترابی و حاج غلام سماواتی، نمونه هایی از مداحان و ذاکرانی هستند که می شود از آنها در اداره کردن منبر هم استفاده کرد. آنها علاوه بر تسلطی که روی مداحی و استفاده از اشعار مناسب دارند، از اشراف و احاطه کافی بر احادیث، روایات و تفاسیر قرآن نیز برخوردارند و گاهی می توانند جای خالی یک منبری تمام عیار را نیز پر کنند.

اما در روزگار ما، آدم چندمنظوره که هم شعر و ادبیات را بشناسد و دستی در سرودن داشته باشد، مداحی و نوحه خوانی هم بلد باشد و در عین حال، یک منبری هم به شمار آید، خیلی نادر و کمیاب است. در بین ذاکران و ستایشگران اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، چه در میان قدیمی ها و آنها که ملبس به لباس کامل یک مداح هستند و چه در میان مداحان جدیدتر، چند نمونه از این افراد را می توان پیدا کرد؟
با اطمینان می توان گفت که در میان این طیف مذهبی، ندرتاً فردی می تواند به درجه و موقعیتی دست یابد که امروز در اختیار شاعر، مداح و سخنوری مانند حاج علی آهی است. او که دهه نهم زندگی خود را پشت سر می گذارد، صاحب دیوانی ارزنده و البته کوچک و کم حجم به نام «دیوان علی آهی» در دهه 1340 است که همچنان منبع مناسب شعر برای مداحان سنتی به شمار می آید. آهی البته بعدها شعرهای دیگری هم سروده و در دسترس ذاکران قرار داده، اما هیچ یک از آنها در مجموعه ای به همت خود شاعر کنار هم جمع نشده و کتاب یا دیوان دیگری از او شکل نداده اند.

آهی که تسلط کافی بر فنون ادبی دارد و شعر را به معنی واقعی می شناسد، سرحلقه یک خانواده ادیب نیز هست و یکی از شاخص ترین شاعران حال حاضر کشور، یعنی دکتر حسین آهی، استاد دانشگاه و ادیب معاصر در خانه او پرورش یافته است. محمد آهی نیز دستی بر سرایش شعر دارد که البته کمتر سروده ای از او در دسترس دیگران است.

آهی در مداحی نیز چنان جایگاهی دارد که ده ها تن از ذاکران سنتی، افتخار شاگردی او را در خلال سال های 1345 تا امروز داشته اند. او با تأسیس جامعه مداحان شرق تهران در ابتدای دهه 1350 خیل عظیمی از جوانان علاقه مند به مداحی را تربیت کرد. او نه تنها به مداحان جوان، شیوه روضه خوانی، مدح و منقبت، پندخوانی و نوحه خوانی را یاد داد، بلکه به آنان آموخت تا چه شعری را برای ستایش ائمه طاهرین (س) استفاده کنند. به عبارتی، او علاوه بر تغذیه ادبی شاگردانش، مباحث عقیدتی شعر را به آنان آموزش داد که چگونه و بر اساس کدام اصول از میان هزاران سروده مذهبی، شعر انتخاب کنند.

حاج علی آهی اما در بعد سوم، یعنی سخنوری، مدیون یکی از علمای بزرگ خراسان، یعنی آقاشیخ جواد خراسانی است که کمی آنسوتر از خانه و کاشانه شاگرد، مسجد استاد واقع شده است. آهی در میدان احمدیه (حوالی سرآسیاب دولاب) منزل و مسجد دارد و مسجد شیخ جواد در خیابانی به نام استاد، یعنی خیابان جوادیه در سمت شرقی محله سرآسیاب واقع است.
این همنشینی، موجب شده تا افکار و عقاید خاص شیخ جواد به شاگردش حاج علی آهی منتقل شده و در عین حال، به سبب بزرگی استاد، از او سخنوری بزرگ بسازد.

آهی با آنکه در سال های اخیر به دلیل کهولت سن، مبتلا به بیماری های زیادی شده و بیم آن می رود که با خانه نشینی، شاگردان مشتاق او نیز پراکنده شوند، اما سختکوش و مقاوم در هر سه حوزه، یعنی شعر، مداحی و سخنوری فعالیت می کند. او غیر از اینها، حوصله و استقامتی وصف ناشدنی در تعقیب موضوعاتی مانند تشکل یافتن مداحان دارد و اگر نگوییم راه اندازی موسسه دعبل خزاعی (زیرمجموعه سازمان تبلیغات اسلامی) و خانه مداحان اهل بیت (زیر مجموعه شهرداری تهران) همه و همه به همت او اتفاق افتاده است، نمی شود از نقش اصلی و بی بدیل او در پیگیری این دو سازمان صنفی، حمایتی و ترویجی برای مداحان چشم پوشید.


:: بازدید از این مطلب : 1382
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران