میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 آذر 1393

استاد حسن رحیم پور ازغدی در سالگرد قبول قطعنامه 598، سلسله مقالاتی را با عنوان "محاجه ای برای امروز" در سال 1371 در روزنامه کیهان منتشر کرده بود، که به جهت قلم زیبا و احساسی ایشان، در پاسداشت هفته بسیج، مشرق اقدام به باز نشر آن مقالات نموده است که متن آن را از نظر می گذرانید:

بسیجی شهید شد تا میلیاردر به فقیر نخندد// اماده انتشارآن بسیجی که ما از او سخن گفتیم و فردا
همیشه دل شوریدگان تاریخ و همه آن‌ها که بویی از انسانیت برده و دمی چشم در چشم انسان خیره شده باشند، از وی سخن خواهند گفت که مدام آستین لباسش را پایین می‌کشد تا جای بوسه امام بر بازوانش را نامحرمان نبینند، همو که هرگاه "سفره آتش" پهن شد، معرکه‌دار بود و وقتی‌که "سفره آش" پهن است و دوران رجزخوانی نامزدهاست، سر را به زیر افکنده و راه خود را می‌رود و حال و حوصله معرکه‌گیری ندارد و همان "بی‌نامی" را ترجیح می‌دهد و به جامعه و ارتباطات اجتماعی، نه به چشم طعمه و نان‌دانی بلکه به چشم زمینه‌هایی برای اصلاح انسان و موضوع‌هایی برای تکلیف می‌نگرد. آن بسیجی که با چنان آرامشی از بدن خویش فاصله می‌گرفت که ما از لباس‌هایمان، آری او هم‌اکنون نیز در میان ماست.

همان بچه‌های سر به آسمان سوده که به نام مادرشان زهرا (س) شبانه جشن خون و آتش بپا می‌کردند، راه‌های جبهه‌ها را از خانه‌های خویش در کوچه‌پس‌کوچه‌های جنوب شهر، بهتر می‌شناختند و جبهه وطن دوم آنان و تفنگ جزئی از پیکرشان شده بود.

آن‌ها که بالش سرشان قنداقه تفنگ و تشک زیرشان خاک بیابان، لحافشان، آسمان پرستاره خدا بود. آری همان بچه‌ها امروز هم در همین جامعه و در همین شهرها زندگی می‌کنند و همان قلب‌ها در سینه‌هایشان می‌تپد.

این جامعه پیش چشم کسانی است که برای اصلاح آن از آنچه در رگ‌هایشان می‌دوید، مایه گذاشتند، سیاست خارجی آن، سمت‌وسوی حرکت اقتصادی آن، اوضاع سیاست، جامعه و همه ریز و درشت آنچه می‌گذرد، در دیدرس دیده‌بانان دیروز جبهه‌هاست.

اوضاع فرهنگی و آداب اجتماعی و اخلاقی مردم نیز روند عمومی تبلیغات و رسانه‌های گروهی، در داخل و خارج کشور را می‌فهمند و اخلاقیات و عملکرد تک‌تک مسئولین بالا و پایین را در تهران و شهرستان‌ها لحاظ می‌کنند. این بچه‌ها که بی‌سر و صداترین جوانان این قرن‌اند، بااحساس‌ترین آن‌هایند.

از فاهمه‌ای قوی، شامه‌ای تیز و ایمانی لایزال برخوردارند، زود می‌فهمند اما در عکس‌العمل خوددارند؛ آنان می‌دانند چه وقت باید چه چیز را چگونه گفت یا نگفت؛ اما این را نیز می‌دانند که بدون تصمیم‌های بزرگ، بدون دست زدن به ریسک‌های بزرگ، آری بدون عزم جدی برای در هم ریختن بنیادهای اقتصادی موجود در کشور و نیز در همه جهان به تکلیف عمل‌نکرده‌ایم.

بسیجی شهید شد تا در یک شهر خانواده‌هایی با صرف میلیون‌ها تومان در روز به ریش خانواده‌هایی که از ابتدایی‌ترین نیازهای یک زندگی محروم است، نخندد.

بسیجی برای آب‌ونان نجنگید و کیست که این را نداند؟ بسیجی برای سهمیه سیاسی نجنگید. برای مشتی خاک و سرود ملی و یا کینه‌های تاریخی نجنگید و چنانچه خود در سرخ‌ترین مقاطع جنگ گفت، برای نگاه‌های متوقعانه رسول‌الله (ص)، برای آرمان‌های علی (ع) و دردهای بی‌صدای فاطمه (س) زهرا جنگید، برای بهشت، برای تطهیر زمین و برای حریم حسنات جنگید.

بسیجی جنگیده است تا در این کشور تقوی و جهاد ملاک اصلی باشد و دیگر "سرمایه " و "رابطه " حرف آخر را نزند.

بسیجی برای دنیا نجنگید، برای "خود " و یا آرمان‌های پست مادی دست به سلاح نبرد و گام در کام آتش ننهاد، او به براندازی فسق علنی و فساد اجتماعی می‌اندیشید.

بسیجی جنگید تا در مملکت امام زمان احتکار، غصب و تکدی برچیده شود، رشوه ندهند و رشوه نگیرند، از اموال بیت‌المال استفاده شخصی نشود، ساده زیستی یک افتخار اجتماعی و نه یک ننگ اجتماعی، تلقی شود.

آری اما بسیجی می‌داند جامعه ایده آل محمدی(ص)، تقدیم شدنی نیست، به دست آوردنی است و آنچه علیرغم ناگواری‌های اجتماعی به فرزندان شهادت‌طلب امام خمینی(ره) تسکین و امید می‌دهد، این است که نظام ما نیز یک نظام بسیجی است.

رهبری آن به دست باکفایت بسیجی جانباز، "سید علی خامنه‌ای (دام‌ظله)" است که زندگی‌اش و روحیاتش بوی بسیجی می‌دهد و زبانش زبان بسیجی است و هیچ‌گاه از شهادت به سبک بسیجی فاصله نگرفته است.

آری چنین نظامی همان گوهری است که بسیجی‌های ترکش‌خورده و بی‌خانمان و خودسوز ما، آن شهدای زنده که قلب اجتماع‌اند، تقریباً و همگی از میان فقرا و محرومین برخاسته‌اند، باید همچنان شب‌ها بیدار بمانند و در نبرد الهی فقر و غنا، کشیک بدهند.



:: بازدید از این مطلب : 2286
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 آذر 1393

استاد حسن رحیم پور ازغدی در سالگرد قبول قطعنامه 598، سلسله مقالاتی را با عنوان "محاجه ای برای امروز" در سال 1371 در روزنامه کیهان منتشر کرده بود، که به جهت قلم زیبا و احساسی ایشان، در پاسداشت هفته بسیج، مشرق اقدام به باز نشر آن مقالات نموده است که متن آن را از نظر می گذرانید:

بسیجی هنوز گرفتار همان محبت‌هایی است که بود، آن‌که مزه خون خویش چشیده دیگر چشم از این عالم فروبسته است و اگر هنوز بدن خویش را در کوچه‌های اجتماع، پس‌وپیش می‌کند، تنها از باب وفای به تقدیر است و احترام به آجالی که به خداوند منسوب هستند.

آن "وله" که بسیجی را هشت سال تمام با پای‌برهنه و چهره‌ای برافروخته، از این کوه به آن دشت و از آن نخلستان به این نیزار، به دنبال مرگی خونین و متعالی کشانده است، دم‌به‌دم تشدید می‌شود و به حدی می‌رسد که دیگر در جنگ و صلح، او را وا نمی‌نهد و اشتهایی که او را در خط مقدم و در بحرانی‌ترین لحظات عملیات، کمی پس‌ازآن‌که ‌تانک‌های دشمن به سمت خاک‌ریزها به حرکت درآمده و کمی پیش از آن‌که اولین آرپی‌جی زن‌ها فضای منطقه را لبریز از حس خدا و عشق و خون کند، فرامی‌گرفت، دیگر در هیچ کاری و هیچ زمانی دست از یقه او برنمی‌دارد.

کوهستان‌های صعب‌العبور مجاهدهاین وجد، بازهم تشدید می‌شود تا آنگاه‌که عاشق از خود و هر چه بوی خود می‌دهد، متنفر شده و با سرپنجه‌های خویش، پوست از تن خود می‌کند و در سکراتی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه هرگز بر هیچ دلی گذشته است، خود و همه آنچه را که در دسترس دارد، تفویض می‌کند ... و تفویض تنها مدرک برای یک عشق راست‌گوست.

در "خانقاه آتش"، آنجا که بسیجی‌ها دست در گردن تفنگ‌هایشان در زیر یک خرقه، "می" از دست یک ساقی گرفتند و در سماع خونینی، پای کوفتند که گرما را از "آتش جهاد" و برافروختگی را از "خون شهادت" و "وجد" را از سینه خمینی وام می‌گرفت، آن خانه‌به‌دوشان خط‌شکن، به حدودی از "ابتهاج" - هر یک به آن مقدار که با شأن او سازگار باشد - دست یافتند که جز کسانی که خود، از لبان شهادت، بوسه‌ای بر گرفته و یا لباسشان بوی خون‌گرفته باشد، ممکن نیست به یک ادراک صمیمی از آن رسیده باشند.

بسیجی‌های بی‌ریای ما که زخم ترکش‌ها را از چشم خلق پوشاندند تا از چشم خدا نیفتند، با زخم‌هایشان مناجات می‌کردند و درد را پس‌ از آن‌که با فشار دندان‌ها مهار و سربه‌زیر کرده و لابه‌لای گلبرگی از لبخندهای مردانه و معنی‌دار، پنهان می‌کردند، با چنان شیرینی و متانتی فرو می‌خوردند که گویی مردی در شام زفاف درحالی‌که همه میهمانان بدو چشم دوخته و مراقب اویند، نقلی دردهان می‌نهد و از شرم سرخ می‌شود. آنان درد و خون را به خدای متعال مربوط می‌کردند و سپس با چنان بهجتی به پیشوازش می‌رفتند که گویی حبیبه‌ای است که دیر کرده بود. آن درد مقدسی که شیرین‌ترین شکنجه‌هاست. لذت "درد برای خدا"، آن لذتی که هیچ نسبتی با عالمی که ما دران بسر می‌بریم ندارد و هر که شناخت و چشید، دیگر هیچ شکری به دهانش شیرین نیامد.

سینه‌هایشان جز یاد خدا را مهمان نمی‌کرد و دست‌هایشان جز به دامان خدا نمی‌گرفت و پوتین‌هایشان جز به غبار راه خدا رنگ خاک نگرفته، راهی که از کوهستان‌های "صعب‌العبور مجاهده می‌گذرد تا به فلات تفویض رسد و از آن نیز عبور کند تا به گلستان وصل رسد و ناگهان خود را چشم در چشم خدا، درحالی‌که از تو راضی است و آغوش خویش را برایت گشوده است، بیابی، خود را به روی پای خدا بیندازی، تو بگریی و او بنوازد.

کوهستان‌های صعب‌العبور مجاهدهبسیجی‌ها اعمالشان مثل "روز" عریان بود و از شب پوشیده‌ترش می‌داشتند پا به منطقه که می‌گذاردند و دست بر قبضه تفنگ که می‌نهادند، ملحفه‌ای از سکوت و شرم سر خویش می‌کشیدند. در دل آتش فرورفته و در آن غل می‌کردند و با چنان سربه‌زیری و خود فراموشی چنین می‌کردند که گویی آنان تنها تماشاگرند؛ از زیر زنجیر تانک‌ها ثواب درآورده و با "غرش" توپخانه‌ها تسبیح می‌گفتند.

برای شرکت در عملیات، پارتی‌بازی کرده و شناسنامه‌هایشان را دست‌کاری می‌کردند. آنان به دنبال بهانه برای شهید شدن می‌گشتند. جوهره اصلی بسیجی، نظامی‌گری او نبود، همه طراحان نظامی جهان را دست‌برسر و کلافه کرده بود ولی این نبود آنچه بسیجی حق داشت بدان ببالد و سر به آسمان بساید. چیز دیگری در این میانه بود که در هیچ ارتش دیگری این دنیا نبود. چیزی بود که جز مثل سینه بسیجی، به هیچ خانه راضی نبود. "عشق خدا بود"، عشقی که خمینی نماینده خدا در زمین، در دهان فرزندانش قطره‌قطره چکانده بود، چون کبوترانی که دانه‌های حیات را در دهان جوجه‌های خویش به‌نوبت می‌نهند؛ و بسیجی‌ها در آستانه شهادت نزدیک‌ترین و مطمئن‌ترین راه به‌سوی بهشت، صف به صف، این پا و آن پا کرده و زیر لب ترنم می‌کردند: خدایا کی رسد نوبت به من؟ یاران همه رفتند.

ریاضی‌ترین محاسبات فنی و عملیاتی، برای ترتیب‌دادن یک عملیات بسیجی کافی نبود. پیش و پس‌ از آن، ریاضت قلب بزرگ بسیجی بود که در مشت کسی جز آن بسیجی پیر تارک‌دنیا، قرار نمی‌گرفت. آقایی که دست بچه‌ها را گرفت و پابه‌پا برد و راه و رسم ترک دنیا و هجرت از بدن را آموخت. آقایی که به همه قانون‌ها، همه رسم‌ها و التزام‌هایی که در طول قرن‌ها در اثر هم‌نشینی با دنیا جان‌ودل‌ها را تسخیر کرده بود، خندید و خنداند و رفت. آقایی که یاد داد تنها تکنیکی که برای فتح حقیقی دنیای خارجی، هست ترک دنیای درونی است.

بسیجی، دست‌پرورده نائب ولی‌عصر بود و برای همیشه سرباز ولیعصر خواهد ماند؛ و بر سر پیمانی که بسته بود ایستاده است. پابه‌پای "رهبری نظام"، برای جنگ‌هایی که فردا و پس‌فردا در پیش است تا شهادت یا فتح همه سنگرهای کلیدی جهان.

ادامه دارد...



:: بازدید از این مطلب : 2368
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 آذر 1393

امام محمد باقر عليه السلام : خداوند متعال، هر شبِ جمعه، از آغاز شب تا پايان آن، از فراز عرش خويش ندا مى‌دهد: آيا بنده مؤمنى نيست كه تا پيش از سپيده دَم، مرا براى آخرت و دنيايش بخواند و من، پاسخش دهم؟
آيا بنده مؤمنى نيست كه تا پيش از سپيده دَم از گناهانش به درگاه من، توبه كند و من هم به سوى او بازگردم [و توبه اش را بپذيرم].
آيا بنده مؤمنى نيست كه من روزى‌اش را بر او تنگ كرده باشم و او تا پيش از سپيده دَم، افزايش در روزى اش را از من بخواهد و من بر روزى او بيفزايم و به آن گشايش دهم؟
آيا بنده مؤمنِ زندانى و غم زده‌اى نيست كه از من بخواهد از زندان آزاد و رهايش كنم؟
آيا بنده مؤمنِ ستم ديده‌اى نيست كه تا پيش از سپيده دَم از من بخواهد كه دادش را بستانم و من انتقام او را بگيرم و داد وى بستانم؟
و تا سپيده دَم، به اين ندا ادامه مى‌دهد.

متن حدیث:

انَّ اللّه َ تَعالى لَيُنادى كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّيلِ اِلى آخِرِهِ : اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ يَدْعونى لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ قَبْلَ طُلوعِ الْفَجْرِ لاُِجيبَهُ ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌيَتوبُ اِلَىَّ مِنْ ذُنوبِهِ قَبْلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَتوبَ عَلَيْهِ ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ قَد قَـتَّرتُ عَلَيهِ رِزقَهُ فَيَساَ لَنِى الزِّيادَةَ فى رِزقِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَزيدَهُ وَ اُوَسِّعَ عَلَيهِ ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ سَقيمٌيَساَ لُنى اَن اَشفيَهُ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فاُعافيَهُ ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَحبوسٌ مَغمومٌ يَساَ لُنىاَن اُطلِقَهُ مِن حَبسِهِ وَ اُخَلِّىَ سَربَهُ ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ مَظلومٌ يَساَ لُنى اَن آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِقَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَ نْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ ؟ قالَ عليه السلام : فَلا يَزالُ يُنادى بِهذا حَتّى يَطلُعَ الفَجرُ؛



«تهذيب الأحكام ، جلد 3، صفحه 5 »

 



:: بازدید از این مطلب : 2106
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 آذر 1393

شاید ۷۷ سال پیش هیچ کس فکر نمی کرد کودکی که در یک خانواده ماهیگیر در حومه منامه متولد شده، تبدیل به یک ستاره شود؛ ستاره ای که ساکنان کاخ شیخ نشین منامه را همیشه از وجود خود نگران کند.

«شیخ عیسی قاسم» برجسته ترین عالم شیعه در بحرین است؛ عالمی که به عقیده بسیاری از تحلیل گران، قلب های مردم بحرین با انگشت او جهت می گیرد.

نام شیخ اما در ایران بیشتر با شروع قیام مردم بحرین علیه آل خلیفه شناخته شد؛ آنجایی که مردم شیخ سفید مویی را می دیدند که با حرارت علیه جنایات آل خلیفه با همراهی آل سعود سخنرانی می کند و مردم رنج دیده این کشور را به دفاع در برابر جنایات این رژیم فرا می خواند.

جایگاه شیخ عیسی قاسم در بحرین به گونه ای است که ۴ سال گذشته از آغاز قیام مردم بحرین تا کنون |آل خلیفه هیچگاه جرات دستگیری و زندانی کردن وی را نداشته است، اما طی یک سال و نیم گذشته دوبار به منزل این رهبر دینی بحرین حمله کرده و به خانواده و فرزندان شیخ جسارت کرده است.

نکته قابل توجه آنکه در یورش سال گذشته و همچنین یورش روز گذشته به منزل شیخ، در زمانی انجام شد که شیخ در منزل حضور نداشت و این نشان دهنده ترس حاکمان آل خلیفه از جسارت مستقیم به این عالم بحرینی است.

در این میان بررسی ابعاد زندگی و جایگاه شیخ عیسی قاسم می تواند جایگاه این عالم بزرگ را هرچه بیشتر نمایان کند.

رهبر انقلاب بحرین را بیشتر بشناسیم/ شاگرد شجاع مکتب «شهید صدر»

شیخ عیسی قاسم متولد سال ۱۳۱۷ در منطقه دراز بحرین از خانواده ای عادی اما مقید به اصول مذهبی به دنیا آمد.

وی در دوران تحصیلات ابتدایی در محل زندگی خود نبوغ سرشار خود را نشان داد و به همین دلیل برای ادامه تحصیل راهی منامه پایتخت بحرین شد اما تحصیل در دبیرستان نتوانست مانع گرایش او به علوم دینی شود و عیسای جوان شبانه خود را به مجلس در شیخ عبدالحسین حلی یکی از علمای بزرگ شیعه بحرین رسانده و از درس او استفاده می کرد.

شیخ جوان در سال ۱۳۴۱ برای یادگیری علوم دینی راهی نجف اشرف شد و در آنجا از محضر عالم شهید آیت الله سید محمد باقر صدر استفاده کرد.

شیخ عیسی قاسم پس از دفاع مقدس، راهی ایران شد و از محضر اساتیدی مانند آیت الله فاضل لنکرانی و سید محمود شاهرودی استفاده کرد. سفر شیخ به ایران اما در شناسایی او به عنوان عالمی متدین و شجاع تاثیر بسیار داشت و رهبر معظم انقلاب با همین شناخت شیخ را به عنوان نماینده بحرین در مجمع جهانی اهل بیت برگزیدند.

شیخ عیسی قاسم تا سال اواخر سال ۱۳۷۹ در ایران حضور داشت و سپس برای نقش آفرینی در تحولات بحرین به زادگاه خود بازگشت.

فضای سیاسی بحرین از آغاز استقلال این کشور شاهد حضور و تاثیر گذاری شیخ عیسی قاسم بوده است.

وی در سال ۱۳۵۰ شمسی پس از استقلال این کشور از ایران، با اصار مردم بحرین به کشورش بازگشت و به نقش آفرینی در تدوین قانون اساسی بحرین پرداخت.

وی همچنین با رای مردم بحرین به مجلس موسسان راه پیدا کرد و همزمان در مجلس ملی این کشور نیز برگزیده شد و تا زمان انحلال این کجلس عضو آن بود.

این عالم دینی در میان فعالیت های سیاسی خود از تلاش برای فعالیت های تشکیلاتی مذهبی نیز غافل نمایند و «جمعیت بیداری اسلامی» را در در اوایل دهه ۵۰ شمسی تشکیل داد.

شیخ عیسی قاسم اما پس از قیام مردم بحرین که به انقلاب ۱۴ فوریه معروف شد دور جدیدی از فعالیت های خود را علیه رژیم آل خلیفه و راهنمایی مردم برای پیروزی آغاز کرد.

با آغاز قیام شیخ عیسی قاسم رهبری و هدایت اعتراض‌های مسالمت آمیزمردمی در بحرین را جهت تبیین ظلم و ستم آل خلیفه و مطالبه حقوق برحقشان از این خاندان ستمگر برعهده گرفت.

در این میان پیشنهاد های آل خلیفه برای مذاکره با انقلابیون که با هدف منحرف کردن قیام مطرح می شود، همواره با هوشمندی شیخ عیسی قاسم رد شده؛ پیشنهاد هایی که همزمان با آن دستگیری و به شهادت رساندن انقلابیون بحرین ادامه دارد.

محبوبیت شیخ در بحرین/ مردمی که برای عالمشان جان می دهند

در جریان اوج گیری قیام مردم بحرین آل خلیفه و آل سعود که نیروهای نظامی خود را عازم بحرین کرده، هیچگاه جرات طرح موضوع دستگیری و یا زندانی کردن شیخ عیسی قاسم را ندارند زیرا این موضوع بارها از سوی علما و مبارزان بحرینی به عنوان خط قرمز میان قیام مسالمت آمیز با شیوه های دیگر مبارزه قرار دارد.

در سال ۱۳۹۰ وزارت دادگستری بحرین نامه ای توهین آمیز علیه شیخ عیسی قاسم منتشر کرد و وی را به تلاش برای ایجاد نا آرامی در بحرین متهم کرد.

انتشار این نامه منجر شد که در روز جمعه تمام نماز جمعه سراسر پایتخت منامه تعطیل و همه مردم نماز جمعه را به امامت شیخ عیسی قاسم در مسجد امام صادق (ع) (مسجدی که شیخ در آن اقامه نماز می کند) اقامه کنند.

از دیگر نشانه های علاقه مندی شدید مردم به شیخ تظاهراتی بزرگی است که دعوت وی در سراسر بحرین صورت گرفت.

پس از آنکه پادشاه بحرین در سخنرانی تلویزیونی خود مخالفانش را «اندک» خطاب کرد شیخ عیسی قاسم فرمان راهپیمانی مسالمت آمیزی با عنوان «لبیک یا بحرین» را صادر کرد که به بزرگترین راهپیمایی در تاریخ بحرین تبدیل شد و بیش از نیمی از مردم بحرین در آن شرکت کردند.

این راهپیمایی بزرگ در افکار عمومی جهان به همه پرسی مردم بحرین معروف و حتی خود شیخ عیسی قاسم نیز در صف اول آن حضور پیدا کرد.

پس از حمله سال گذشته ماموران رژیم آل خلیفه به منزل شیخ گروه های مختلف مردمی در سراسر بحرین اقدام به راهپیمایی کردند که در جریان آن تعدادی از جوانان انقلابی شهید، زخمی و دستگیر شدند.

یورش روز گذشته نظامیان آل خلیفه خیابان های منامه و دیگر شهرهای بحرین را به عرصه دفاع مردم این کشور از عالم دینی شان تبدیل کرد.

شیخ از نگاه دیگران/ تعبیر جالب رهبر انقلاب درباره عیسای بحرین

علمای جهان اسلام و تشیع به واسطه حضور شیخ عیسی قاسم در مجمع جهانی اهل بیت تعابیر و اظهارات بسیاری را درباره جایگاه علمی و معنوی وی بیان کرده اند اما تعبیر رهبر معظم انقلاب درباره شیخ شاید جالب ترین آن باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای شیخ عیسی قاسم را که نماینده ایشان در بحرین نیز بوده اند ستاره‌ای در آسمان تشیع توصیف نموده و فرمودند: «اینجانب به وجود شیخ افتخار می‌کنم»

این تعبیر رهبر انقلاب درباره شیخ عیسی قاسم نشان از جایگاه رفیع شیخ نزد ایشان و جایگاه استراتژیک وی در کشور بحرین دارد.

حجت الاسلام شیخ اسد قصیراز اعضای دفتر استفتائات مقام معظم رهبری که مسؤولیت انتقال استفتائات مقلدان عرب زبان ایشان را بر عهده دارد، درباره دیدگاه رهبر معظم انقلاب در مورد شیخ قاسم گفته است: «اگر من هم در بحرین بودم خود را ملتزم به دیدگاه ها و مواضع سیاسی حضرت شیخ عیسی می دانستم و اگر از سیدنا القائد نیز سؤال شود قطعاً پاسخ ایشان نیز همین خواهد بود»

آیت الله مصباح یزدی نیز در خاطره ای سفر خود به بحرین به شخصیت شیخ عیسی قاسم اشاره کرده و می گوید: «من پیش از سفرم به بحرین، شیخ عیسی را که از اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) و نماینده آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی بودند، می‌شناختم. سابقه آشنایی من با ایشان به جلسات مجمع و حضور ما در آنجا بازمی‌گردد و من هیچ‌گاه جز علم و تقوا و پرهیزگاری چیزی از ایشان ندیدم و با هیچ یک از علمای بحرین به اندازه شیخ عیسی آشنا نیستم و نمی‌توانم آنها را با شیخ عیسی مقایسه کنم»

علامه مصباح با اشاره به انتخاب شیخ عیسی قاسم به عنوان عضو مجمع جهانی اهل بیت توسط رهبر انقلاب می گوید: «بی‌شک انتخاب ایشان توسط رهبر معظم انقلاب برای عضویت در مجمع جهانی اهل بیت(ع) به دلیل ارجحیت شیخ بر سایر علمای کشور بحرین است و در یک کلام، باید بگویم من مرید و دوستدار ایشان هستم و همواره برای آن شیخ جلیل القدر دعای خیر می کنم»

آیت الله مصباح همچنین پیش از سفر به بحرین، تأکید کرده بود که تنها زمانی پا به خاک این کشور خواهم گذاشت که شیخ عیسی به من اذن دهد و پس از خوشامدگویی و اعلام آمادگی شیخ عیسی، وی اقدام به سفر به بحرین نمود.

علامه سید عبدالله الغریفی که خود از علمای بزرگ و محبوب بحرین است درباره عظمت مقام شیخ قاسم می گوید: «من تا این لحظه به هیچ شخصیت بزرگی به اندازه شیخ عیسی احمد قاسم، ایمان عمیق نداشته ام و در مورد رهبری ایشان در چنین سطحی، به هیچ وجه نگران و مردد نیستم»

حجت الاسلام شیخ علی سلمان، رئیس فراکسیون "الوفاق" بحرین که مقامات این کشور تلاش بسیاری دارند که با ترویج شایعات مختلف، روابط وی با شیخ را شکرآب توصیف کنند و به این شایعه دامن بزنند، بارها در سخنرانی های مختلف خود، عظمت مقام شیخ قاسم را ستوده و به شاگردی وی افتخار کرده و مردم را به تبعیت از دستورات و فرامین شیخ توصیه اکید کرده است.

جرقه بزرگ زده می شود؟

بدون شک تعرض دوباره رژیم آل خلیفه به منزل شیخ عیسی قاسم از سوی علمای اسلام و گروه های مقاومت بی پاسخ نخواهد ماند، همانگونه که در جریان حمله قبلی نیز گروه های مقامت لبنان از جمله حزب الله و گروه های مقاومت عراق در برابر آن موضع جدی گرفتند.

این اقدام رژیم آل خلیفه می تواند جرقه بزرگی را که پس از آغاز انقلاب ۱۴ برای برچیده شدن این رژیم نیاز بود را فراهم کند.

شیخ عیسی قاسم به عنوان بزرگترین عالم دیگری بحرین قطعا در تحولات آینده بحرین مانند همیشه تاثیر گذار خواهد بود و هرگونه تعرض آل خلیفه به وی می تواند قیام مردم بحرین را وارد فاز جدی تری کند.

منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 2353
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 03 آذر 1393

یکی از موضوعات بایسته واکاوی، بررسی درستی یا نادرستی نحوست برخی ایام است و این نوشتار می کوشد تا ضمن بررسی آیات و روایات این موضوع ، به طور خاص، به بررسی مساله نحوست ماه صفر بپردازد و در نهایت عدم همسویی این پندار را با آموزه های دینی اثبات کند.

 

مفهوم شناسی سعادت و نحوست

 

«سعادت» در لغت به معنای خوشبختی، خجستگی، نیک بختی، میمنت و پیروزی است و در مقابل شقاوت و بدبختی قرار دارد. از این رو به روزی « سعید» گفته می شود که برای انسان مایه خوش بختی باشد و به میمنت و خجستگی نیز به پایان برسد.(1)

 

ولی در اصطلاح دیدگاه های متفاوتی در مورد «سعادت» وجود دارد. یکی از دانشمندان غربی می گوید: « یکی از بزرگان گذشته 288 عقیده مختلف را درباره خوشبختی نقل می کند که تمام این عقاید را فیلسوفان و بزرگان جهان اظهار داشته اند و هریک از آن ها برای وصول به خوشبختی راه متفاوتی را نشان داده اند.» (2) 

 

استاد مطهری در این باره می گوید: طرح و تنظیم برنامه سعادت فرع بر این است که انسان با تمام استعدادهای مکتومی که دارد، شناخته شود؛ زیرا سعادت، از شکفته شدن استعدادها و بروز و فعلیت یافتن قوه ها پیدا می شود. سعادت حقیقی، وقتی حاصل می شود که تمام استعادادهای انسانی، بالاخص استعدادهای عالی وجود وی، از قوه به فعلیت برسد. (3)

 

اما «نحس» در لغت به مفهوم نا مبارک و شوم بودن چیزی یا کسی، بداختر، نامبارک و بدبختی است. راغب اصفهانی در بیان معنای نحس می گوید: اصل نحس، به معنای قرمزی افق و شبیه نحاس(مس یا سرب مذاب) یا آتش بدون دود است که برای شومی، مثل شده است. (4)

 

اعتقاد عمومی به نحوست و سعادت ایام

 

یکی از مسایل مهمی که در میان ملل و اقوام مختلف مورد توجه بوده و مردم کم و بیش بدان معتقد بوده اند، «سعادت و نحوست ایام» است. آنان بعضی از روزهای سال، ماه و هفته یا برخی از ساعات روز را «سعید و مبارک» و بعضی دیگر را« نحس و شوم» می شمردند. همین اعتقاد سبب می شد که در روزهای مبارک، اعمالی همچون دعا، عبادت، دید و بازدید یا ازدواج را انجام دهند و متقابلا در ایام شوم، از انجام دادن بعضی کارها اجتناب ورزند.

 

در میان مسلمانان و ما ایرانیان نیز نمونه هایی از این قبیل به چشم می خورد؛ چنان که اعتقاد به مبارک بودن روز مبعث، عیدهای فطر و قربان یا روز جمعه و نیز شوم بودن عاشورا، درمیان مسلمانان رواج دارد. همچنین اعتقاد به برکت و سعادت نوروز، و بد یمنی و نحوست روز سیزدهم فروردین و انجام مناسک سیزده به در، در میان ما ایرانیان وجود دارد و یکی از مصادیق این بحث که هر ساله مورد توجه برخی مسلمانان واقع شده نحوست ماه صفر است.

 

علت نامگذاری ماه صفر

 

ماه صفر، دومین ماه قمری پس از محرم الحرام است. در دوران جاهلیت این ماه را « ناجز» می نامیدند. در دلیل نام گذاری این ماه، دو جهت ذکر شده است؛ یکی این که از« صفره» به معنای زرد گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب این نام، مقارن فصل پاییز و زردی برگ درختان بوده است. (5) دوم آن که از «صفر» به معنای تهی و خالی گرفته شده است(6) چرا که مردم پس از پایان ماه های حرام، روانه جنگ می شدند و شهرها خالی می شد. (7)     

 

ماه صفر نزد شیعیان

 

شیعیان دوازده امامی و محبان اهل بیت علیهم السلام ماه صفر را از ایام سوگواری سال می دانند، زیرا در ابتدای این ماه بازماندگان کربلا را به اسیری وارد شام نمودند و آنان را در فشار روحی و روانی قرار دادند. هم چنین بیستم این ماه، مصادف با اربعین شهادت امام حسین علیه السلام و یاران ایشان در کربلا است. بنا به روایت علمای شیعه و برخی از عالمان اهل سنت، در 28 صفر، رحلت جانگداز رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) و شهادت سبط ایشان حضرت اما حسن مجتبی علیه السلام و نیز در آخر این ماه شهادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) واقع شده است. بدین جهت شیعیان در این ماه همانند ماه محرم به سوگواری می پردازند.

 

دیدگاه موافقان و مخالفان نحوست ایام

 

درباره نحوست ایام، از دیرباز دیدگاه های مختلفی وجود داشته است؛ به گونه ای که برخی آن ها را ویژگی ذاتی زمان دانسته اند و برخی نیز قائل به مساوات ایام و عدم تفاوت در ویژگی های زمان بوده و تعریف سعد و نحس را ز باب اتفاقات پیش آمده در آن دانسته اند.

 

1. دیدگاه موافقان: این عده نحس بودن روز یا مقداری از زمان را به این معنا می دانند که تاثیر مرموز و ناشناخته ای در روزها و شب ها وجود دارد که آثار آن را احساس می کنیم؛ اما علل آن برای ما مبهم است. در آن زمان جز شر و بدی، حادثه ای روی نمی دهد و اعمال آدمی، یا دست کم نوع خاصی از اعمال، برای صاحب آن، برکت و نتیجه خوبی ندارد. سعد بودن یا خوش یمنی روز، درست برخلاف این است. شهید مطهری ضمن مثالی به بیان این دیدگاه می پردازد و می گوید : قائلین به سعادت ذاتی ایام، عید غدیر را از آن جهت که در روز هجدهم ذی الحجه واقع شده، روز مبارک و سعیدی می دانند؛ یعنی این روز مبارک است. اعم از این که در این روز حادثه ای واقع شده یا نشده باشد، یعنی بخت حادثه یوم الغدیر بلند بوده است که در این روز واقع شده است...و نیز دهم محرم را روزی می دانند که از اولی که عالم ساخته شده، بد و شوم ساخته شده و حادثه کربلا در روزی واقع شده که بالذات شوم بود. هر سال که روز دهم محرم می آمد، روز شومی می آمد. از زمان حضرت آدم (ع) این روز شوم بوده و تا قیامت هم شوم خواهد بود.(8)  

 

2. دیدگاه مخالفان: در مقابل دیدگاه فوق، عده ای می گویند: هر یک از روزهای سال روز خداست و هیچ روزی به خودی خود نحس یا مبارک نیست؛ بلکه این اتفاقات است که بعضی از روزها را در نظر ما مبارک یا نحس می کند؛ مثلا شب قدر به واسطه نزول قران مبارک است و روزی که قوم عاد به واسطه عذاب خدا دچار تندباد شد به نحوست معروف گردید.

 

علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان می فرماید: ما به هیچ وجه نمی توانیم بر سعادت روزی از روزها یا زمانی از زمان ها یا نحوست آن، برهان اقامه کنیم؛ زیرا طبیعت زمان از نظر مقدار به گونه ای است که اجزای آن مثل هم است و یک چیز به شمار می آید. (9) ایشان در جای دیگر از تفسیر خود می نویسد: اخباری که درباره نحوست و سعادت ایام وارد شده بیش از این دلالت ندارد که این سعادت و نحوست به خاطر حوادث دینی است که بر حسب ذوق دینی و یا بر حسب تاثیر نفوس یا در فلان روز، ایجاد حسن کرده و یا باعث قبح و زشتی ان شده؛ اما این که خود آن روز و یا آن قطعه از زمان متصف به میمنت و یا نحوست شود و تکوینا خواص دیگری داشته باشد که سایر زمان ها آن خواص را نداشته باشد، از آن روایات برنمی آید.(10)

 

شهید مطهری نیز اساس این تفکر را مخدوش دانسته و می گوید: نه عقل می تواند این تفکر را قبول کند و نه از نظر شرع می توان تاییدی برآن آورد. از این رو، ایشان قائل به آن است که اتفاقات و حوادث پیش آمده در ایام باعث گردیده که ما برخی از ایام را مبارک و برخی دیگر را نحس بدانیم؛ به عنوان مثال هجدهم ذی الحجه چون در این روز برای ما حادثه مبارکی رخ داده است آن را مبارک می شماریم. هجده ذی الحجه مبارکی خود را از حادثه غدیر دارد؛ نه حادثه غدیر از هجدهم ذی الحجه. همچنین دهم محرم شومی خودش را از شهادت امام حسین (ع) دارد نه کشته شدن و قتل امام حسین(ع) شومی خود را از دهم محرم. (11)

 

نحوست و سعادت ایام در آیات قران

 

در قران کریم از نحوست ایام نام برده شده است: 1- إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ(القمر۱۹) ما بر آنان در روز شومى به طور مداوم تندبادى توفنده فرستادیم .

 

  2- فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَخْزَى... (سوره فصلت ایه ۱۶) پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده‏تر است و آنان یارى نخواهند شد.

 

این دو آیه مربوط به هلاکت قوم عاد با « ریح » و «صرصر» است. منظور از« ایام نحسات» نیز هفت شب و هشت روزی است که باد عذاب بر آنها وزید؛ « سخَّرَهَا عَلَیهِمْ سبْعَ لَیَالٍ وَ ثَمَنِیَةَ أَیَّامٍ حُسوماً »(حاقه آیه 7) خداوند این تندباد را هفت شب و هشت روز پى در پى و بنیانکن بر آنها مسلط ساخت واگر آنجا بودى مى دیدى که آن قوم همچون تنه هاى پوسیده و تو خالى درختان نخل در میان این تندباد روى زمین افتاده و هلاک شده اند.

 

از سیاق داستان قوم عاد که این دو آیه مربوط به آن است استفاده می شود که نحس و شوم بودن مربط به آن زمانی است که باد به عنوان عذاب برآنها به طور مستمر وزیدن گرفت؛ اما از این آیات برنمی آید که این تاثیر و دخالت زمان به گونه ای بوده که با گردش هفته ها دوباره آن زمان نحس برگردد وگرنه همه زمان ها نحس می بود؛ بدون این که دائر مدار ماه ها و یا سال ها باشد.

 

واضح است که در این جا قران نمی خواهد بگوید مثلا آن روز چون یک شنبه یا دوشنبه بود، نحس بود و عذاب آمد. یکشنبه و دوشنبه هر هفته تکرار می شود. یا مقصود این نیست که چون مثلا سیزده ماه صفر بود، این ها معذب شدند. سیزده ماه صفر هرسال تکرار می شود و حال آن که عذاب تکرار نمی شود بلکه خداوند در مورد قوم عاد می فرماید: «کذبت عاد» قوم عاد تکذیب کرد و یا فرموده « فکیف کان عذابی و نذر» غذاب و انذار من چگونه بود؟ بعد به طور مختصر شرح می دهد: « انا ارسلنا علیهم ریحا صرصرا فی یوم نحس مستمر» یعنی ما فرستادیم برآنها بادی شدید و ویرانگر. افزون بر این تصریح می کند که عذاب الهی به علت تکذیب و حق ناشناسی و کفران یک نعمت بزرگ بود.

 

بنابراین راجع به قوم عاد که قران درباره زمان عذابشان فرموده: « ایام نحسات» یا « فی یوم نحس» برای آن است که قوم عاد در آن روزها هلاک شدند و نحوست در اثر عذاب بود؛ نه به دلیل خصصوصیت ذاتی آن زمان.

 

در قرآن کریم به اشاره – نه به صراحت- از خوش یمنی ایام نیز سخن به میان آمده است: إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِین َ) دخان آیه 3» ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم و مردا از ان شب، شب قدر است که مبارک بودن آن شب و سعادتش از این جهت بود که آن شب به نوعی مقارن با اموری بزرگ و مهم از سنخ عنایت ها و فیض های الهی بوده و تاثیرهای معنوی، از قبیل حتمی کردن قضا، نزول ملائکه، روح و سلام بودن آن شب، در این شب مبارک واقع می گردد. پس برگشت معنای مبارک بودن آن شب و سعادتش به این است که عبادت در آن دارای فضیلت است و ثواب عبادت آن با عبادت در سایر شب ها قابل قیاس نیست. در ان شب عنایت الهی به بندگانی که متوجه ساحت عزت و کبریایی شده اند نزدیک است.

 

نحوست و سعادت ایام در روایات

 

روایات بسیاری درباره سعد و نحس بودن روزهای هفته و ماه های عربی ، فارسی و رومی در جوامع حدیثی نقل شده است؛(12) اما بیشتر این احادیث ضعیف اند؛ چون یا مرسل و بدون سند هستند و یا این که قسمتی از سند را ندارند و البته بعضی از آنها نیز سند معتبر دارند. (13)

 

تحلیل و بررسی روایات  

 

درباره این دسته از روایات باید به نکاتی توجه شود تا فهم درستی از ان به دست آید: 1. در این روایات علت نحوست و سعادت روزها هم آمده است، یعنی گفته شده در این روزهای نحس حوادث ناگواری به طور مکرر اتفاق افتاده که از منظر دینی ناگوار است؛ مانند کشته شدن هابیل توسط برادرش قابیل، نزول عذاب بر فلان امت یا خلق شدن جهنم و در مقابل در روزهای سعد و خوش یمن، اتفاقات مبارکی افتاده است.

 

2. این روایات بیش از این دلالت ندارند که سعادت و نحوست به جهت حوادثی است که بر حسب ذوق دینی و یا بر حسب تاثیر نفوس، در فلان روز، ایجاد حسن و نیکی کرده و یا باعث قبح و زشتی آن است؛ اما این که خود ان روز و یا آن قطعه از زمان متصف به میمنت و مبارکی یا شئامت و نحوست شود و تکوینا ویژگی های دیگری داشته باشد که سایر زمان ها آن ویژگی ها را نداشته باشد، از آن روایات بر نمی آید. بنابراین هر روایتی که بر خلاف آن چه گفتیم ظهور داشته باشد باید آن را یا حمل بر تقیه کرد و یا به کلی رد نمود.(14)

 

در روایات دیگری نیز به این حقیقت توجه شده که ذات روزها، نحس و شوم نیستند و انسان را از چنین عقیده ای نهی کرده اند، بلکه برخی از مشکلاتی که در روز یا زمان خاص برای انسان پیش می آید، نتیجه کارهای بد و گناهان اوست چنان که در حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام به یکی از اصحاب خود فرمود: روزها چه گناهی دارند که شما ان ها را شوم و نحس می شمرید هنگامی که کیفر اعمال شما در این روزها دامان تان را می گیرد!

 

راوی گفت:«من برای همیشه از خدا استغفار می کنم و این توبه من است ای پسر رسول خدا!» آن گاه امام علیه السلام فرمود: این برای تو فایده ای ندارد، خداوند شما را مجازات می کند به مذمت کردن چیزی که نکوهش ندارد. آیا تو نمی دانی که خداوند ثواب و عقاب می دهد و جزای اعمال را در این سرا و سرای دیگر خواهد داد؟ دیگر این عمل (شوم و نحس دانستن ذاتی روزها) را تکرار مکن و برای روزها در برابر حکم خداوند کار و تاثیری قرار مده.»(15)

 

این حدیث پر معنا اشاره به این مطلب دارد که اگر روزها هم تاثیری داشته باشد به فرمان خداست. هرگز نباید برای آنها تاثیرمستقلی قائل شد و از لطف خداوند خود را بی نیاز دانست. هم چنین نباید حوادثی را که غالبا جنبه کفاره اعمال نادرست انسان دارد، به تاثیر ایام ارتباط داد و خود را تبرئه کرد. این بیان بهترین راه برای جمع میان اخبار مختلف در این باب است.(16)  

 

بررسی نحوست ماه صفر

 

از مباحث گذشته روشن شد که ایام به طور ذاتی نحوست ندارند و ماه صفر نیز از این امر مستثنا نیست و نحس بودن آن بر اساس بعضی اقوال و به جهت برخی حوادث تلخ تاریخی، موضوعی است که درکتاب هایی مانند مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی نیز مورد توجه واقع شده است. ایشان در فصل «بیان نحوست ماه صفر و راه رفع آن» آورده است: آگاه باش که این ماه (صفر) معروف به نحوست و بد یمنی است و برای رفع نحوست و بد یمنی چیزی بهتر از صدقه دادن و خواندن دعاها و استعاذات وارده نیست و اگر کسی بخواهد از بلاهای نازله این ماه محفوظ بماند چنان که محدث فیض و غیراو فرموده اند، هر روز ده مرتبه بخواند: « یا شدید القوی و یا شدید المحال ....» (17)

 

باید توجه داشت تصور نادرست نحوست ماه صفر هیچ دلیل و مبنای روایی ندارد بلکه ممکن است ریشه این توهم به فهم نادرست « حدیث بشارت» برگردد که حضرت رسول اکرم صل الله علیه وآله فرمودند: هرکس به من بشارت دهد که «آذار» تمام شده است، به بهشت می رود. مرحوم شیخ صدوق در کتاب ارزشمند علل الشرائع نیز این حدیث را نقل و به صورت حدیثی مسند از ابن عباس آورده است. (18)

 

عده ای معتقدند « آذار» همان صفر است؛(19) در حالی که آذار از ماه های رومی است و صفر از ماه های قمری می باشد. از طرفی دلیلی بر شومی و نحوست ذاتی ایام در دست نیست تا پیامبر (ص) چنین سخنی فرموده باشد. با همه این اوصاف ملاحظه متن کامل و توجه به سبب صدور این روایت ما را متوجه می سازد که رسول اکرم(ص) در مقام بیان نحوست ماه آذار و اهمیت بشارت دادن به پایان یافتن آن نیست. از ابن عباس نقل شده : روزی نبی اکرم (ص) در مسجد قبا نشسته بودند و جمعی از صحابه در نزد آن حضرت شرف حضور داشتند. حضرت فرمودند : اولین کسی که بر شما وارد شود، اهل بهشت است. اصحاب که این کلام را شنیدند برخی از آن ها برخاسته و بیرون رفتند و هرکدام سعی داشتند زودتر از دیگری به مسجد برگردد تا اولین نفر محسوب شده و بدین ترتیب اهل بهشت گردد.

 

پیامبر (ص) که از حرکت ایشان آگاه گردید خطاب به جماعت باقی مانده کرده و فرمودند: به زودی جماعتی بر شما وارد می شوند که هریک بر دیگری پیشی می گیرد. آن که به من بشارت دهد ماه آذار خارج شده اهل بهشت است. جماعتی که بیرون رفته بودند بازگشتند و درمیان ایشان ابوذر بود. رسول خدا صل الله علیه وآله فرمودند: در چه ماهی از ماه های رومی هستیم؟ ابوذر عرض کرد: ای رسول خدا! ماه آذار خارج شده است. پیامبر فرمودند: من خود، این را می دانستم ولی خواستم این جماعت بدانند که تو مردی از اهل بهشت هستی و چگونه اینطور نباشد و حال آن که بعد از من تو را به جرم محبتت به اهل بیتم، از حرم من طرد می کنند و از آن پس، تنها زندگی کرده و غریب و تنها خواهی مرد و جماعتی به واسطه تو، سعادت مند خواهند شد. آنان کسانی هستند که در تجهیز و تدفین تو سعی خواهند نمود. ایشان رفیقان من در بهشت جاوید خواهند بود. همان بهشتی که حق تعالی وعده اش را به پرهیزکاران داده است.(20)

 

بر اساس این روایت، وقتی پیامبر از آنان پرسید ما در کدام یک از ماه های رومی قرار داریم؟ تنها ابوذر پاسخ داد که از ماه آذار خارج شده ایم.

 

از این رو بشارت به پایان یافتن ماه «آذار» علامتی برای معرفی «اباذر» است و ارتباطی به نحوست ماه صفر ندارد. پس فرمایش پیامبر(ص) فقط در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی، دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن درهمه زمان ها و مکان ها. متاسفانه امروزه این حدیث در بین برخی شیعیان این گونه مطرح شده که هر کس در پایان ماه صفر در هفت مسجد را بزند و به پیامبر پایان ماه صفر را خبر دهد او اهل بهشت خواهد بود!

 

نتیجه گیری

 

هر یک ا زایام و لحظات مخلوق خداوند متعال بوده و به خودی خود، نحس یا مبارک نمی باشد. بلکه اتفاقات به وجود آمده در این زمان ها است که آن را در نظر ما مبارک و میمون یا نحس و بد یمن می گرداند. این که ماه صفر از ماه های نحس و غم و ماه ربیع الاول از ماه های شادی و امید است، روایات و مطالبی از بزرگان در این باره وارد شده است اما دلالت این مطلب بر خصوص نقل هایی مانند وعده به بهشت، تایید نمی شود. ضمن آن که با توجه به مقدمات گذشته و بیان تفصیلی روایت بشارت، ماه صفر نحس نیست؛ بلکه به واسطه وقایعی که در آن اتفاق افتاده، مردم عامی آن را نحس می دانند؛ به عنوان مثال واقع شدن وفات رسول خدا صل الله علیه و آله در آن و یا به جهت آن که این ماه، بعد از سه ماه حرام (ذی القعده، ذی الحجه و محرم الحرام) قرار گرفته که در آن سه ماه جنگ و قتال نبوده و در این ماه شروع به قتال می کردند.

 

بنابراین اگر افرادی برخی اعمال و آداب انجام شده از جمله کوبیدن در هفت مسجد، در اول ماه ربیع را به دین نسبت دهند بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای « نسبت دادن چیزی به دین است که در واقع جزء دین و شریعت نیست.»

 

 

پی نوشت ها:

1- معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران نشرساحل، 1387 ذیل واژه «سعادت»

2- رسولی محلاتی، سید هاشم، کیفرگناه تهران نشر کتابخانه صدر، بی تا، ص 278

3- مطهری، مرتضی، مقالات فلسفی، قم ، نشرصدرا ، 1375، ص 96

4- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، الفردات فی غریب القران، صفوان عدنان، ص 794، مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، پانزدهم، 1378، ص 42

5- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القران، پیشین، ص251

6 مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القران، قم مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، اول، 1385 ج 6 ص 250

7- ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1408 ق ، ج 1، ص 167

8- مطهری، مرتضی، آشنایی با قران، قم انتشارات صدرا، دوازدهم 1389، ص 243

9- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، ترجمه سی محمد باقر موسوی همدانی، قم دفتر انتشارات اسلامی، 1389، ج 19 ص 115

10- همان

11- مجموعه آثار استاد مطهری، انتشارت صدرا، ج 26، ص 735

12- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 56 باب 15 ماروی فی سعاده ایام الاسبوع و نحوستها ص18-112

13- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقران، پیشین، ج 19 ص117

14- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقران، پیشین، ج 19 ص 119-117

15-ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، محقق و مصحح علی اکبرغفاری: قم انتشارات اسلامی ص482-483

16-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، ج23 ص 47

17- نوری، حسین، مستدرک الوسایل، ج 5 ص 261

18-شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1 ص 176

19- آذار یکی از ماه های رومی است که از نظر زمانی منطبق با ماه صفر می باشد. مفاتیح الجنان ص 532)

20- شیخ صدوق، معانی الاخبار، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، 1418 ق، ص 204

تالیف :مجید لاهیجانی امیری، پژوهشگر و دانش آموخته حوزه علمیه    

منبع:شبستان   



:: بازدید از این مطلب : 2266
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 24 آبان 1393

رجانیوز: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: تشیع لندنی به اندازه وهابیت خطرناک است. امروز اینها شبکه‌های ماهواره‌ای راه انداخته‌اند و در مشهد و قم و اصفهان و نجف در حال تربیت طلبه‌اند.

 

به گزارش رجانیوز، حسن رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه امروز درباره شیعیان حقیقی و کسانی که ادعای شیعه بودن دارند سخن گفته است. وی در این سخنان به نکات زیر اشاره کرده است:

 

 

 

به گزارش مهر، روایات اهل بیت در توصیف شیعیان دو گونه است؛ یک دسته روایاتی که می‌گویند شیعیان چه کسانی هستند و دسته دیگر روایاتی که می‌گویند چه کسانی شیعه نیستند. کسانی که به حسین بن علی(ع) نامه نوشتند و او را دعوت کردند ادعای شیعه بودن داشتند.

 

* حرف‌هایی را بنده زدم که عده‌ای جاهل و عده‌ای که اسلام‌شان اسلام آمریکایی و تشیع لندنی است درباره آن جنجال به راه انداختند. به جای آن که حرف‌ها را به طور کامل از صداوسیما پیگیری کنند تکه‌های گزینش شده‌ای از آن حرف ها را در شبکه‌های ماهواره ای پخش کردند. البته باید گفت 90 درصد هیأت ها برای خدا و عشق امام حسین(ع) خدمت می‌کنند و اگر مداح ها نبودند قضیه کربلا فراموش می‌شد.. اما مجالسی هست که آبروی شیعه را می برد که ان شاالله ریشه این هیأت ها خشک شود.

 

 

 

* برخی از مداحان برای یک دهه عزاداری سی، چهل میلیون پول می‌گیرند. اینها اگر روز عاشورا بودند به صحنه نمی‌آمدند. اینهایی که در مجالس‌شان می گویند من رقاصه عباسم هیچکدام حاضر نیستند با داعش بجنگند. امام حسین(ع) فرمود الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم... فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون. هنگامی که باید از جان و آبرو بگذرند فرار می‌کنند. آن کسانی به اباعبدالله(ع) و حضرت محسن ارادت واقعی داشتند که در بدر و خیبر و زیر آتش و بمباران ایستادگی کردند و جنگیدند نه شما شیعه‌های انگلیسی که کمک می کنید به وهابیت و فیلم عزاداری‌های‌تان را در شبکه های ماهواره‌ای پخش می‌کنند. شماها طرفدار حضرت محسن نیستید. کاسب اید.

 

* هدف دشمن و وهابیت این است که نشان دهند شیعه احمق است و جنگ داخلی راه بیندازند. بنده این افتخار را دارم که توسط وهابیت تهدید به ترور شدم و احتمالاً توسط این شیعه‌های انگلیسی نوکر لندن نیز این افتخار نصیبم خواهد شد.

 

* چندی پیش هم 2 تن از مراجع ما گفتند که آن چه به ما رسیده دهه عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) است و اگر بخواهید دهه های عزاداری دیگری درست کنید عزاداری عاشورا تحت الشعاع قرار می گیرد. ما باید 365 روز سال تابع و محب اهل بیت باشیم ولی نباید عزاداری اهل بیت عادی شود و رغبت به آن از بین برود. به همان مراجع هم حمله کردند و آنها را مراجع بی ولایت نامیدند.

 

* ما پرسیدیم چرا به معارف اهل بیت کار ندارید بعد دروغ بستند و گفتند فلانی گفته است که اصلاً حضرت محسن نبوده است و گفته است عزاداری برای حضرت محسن بدعت است. چرا دروغ می گویید؟ این حرف هایی که می گویند محبت کافی است این حرف های مسیحی ها و بودایی هاست. یک عده شیعیان واقعی اند و عده ای شیعیان قالتاق که ربا می خورند و گران فروشی می کنند و دروغ می گویند. اینها امام خمینی(ره) و شهید مطهری را هم لعن می کنند.

 

* شیعیان لندنی به اندازه وهابیت خطرناک هستند. امروز اینها شبکه های ماهواره ای راه انداخته اند و در حال تربیت طلبه اند. اینها همان هایی هستند که وقتی 15 خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمی گیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است و ما نیمه شعبان را رها نمی کنیم.

 

* به آنهایی که به ما گفتند به کوری چشم مراجعی که اهل ولایت نیستند ما دهه محسنیه و اصلاً شهر محسنیه می گیریم گفتم یک روایت از حضرت زهرا(س) بخوانید بلد نبودند. اینها شاه و صدام و داعش را می پذیرند ولی با خمینی و خامنه ای و مطهری درگیر می شوند. اینها به انقلابیون با بغض نگاه می کنند. کینه ای که به امام خمینی داشتند به شاه نداشتند. اصلاً کینه ای نسبت به شاه نداشتند.

 

* یک کلمه رهبری گفت که لخت نشوید چه سروصداهایی به راه انداختند. از اول جمادی الاولی تا 20 جمادی الثانی 50 روز عزاداری می کنید و یک روز تولد می گیرید ولی چیزی از معارف حضرت زهرا نمی دانید. رهبری یک جلسه فرمودند این که نیم ساعت می گویید "حسین وای" چه فایده ای دارد؟ روایات اباعبدالله(ع) را بخوانید.

 

* الان آهنگ های مبتذل و لهوی در برخی هیأت ها خوانده می شود و آهنگ های جاز و رپ و راک در برخی هیأت ها راه انداخته اند. قلاده به گردن می اندازند و عوعو می کنند. در همین مشهد این کار را کردند. می خواندند : کنم عوعو دهم دست ولایت و جمعیت دو دقیقه عوعو می کنند. می خوانند که یک تکه استخوان امشب بس است ما را. ذکر اباعبدالله(ع) وسط صدای سگ. در هیأت های لخت می شوند و تلوتلو می خورند و می خوانند: ما گر ز سر بریده می ترسیدیم/ در محفل عشاق نمی رقصیدیم. رقص خون در بدر و خیبر بود. رقص خون شهادت عباس (ع) بود که فرمود : والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی. شما اصلاً درد دین ندارید.

 

* می گویند امام(ره) باید آن دنیا جواب دهد چون گفته است با قاتلان حضرت زهرا(س) اتحاد کنید. بروید به مناطق اهل سنت ببینید آیا این برادران ما قاتلان فاطمه زهرا هستند؟ برخی از آنها برای اهل بیت عزاداری می کنند. چرا زیر دیگ وهابیت هیزم می گذارید و می خواهید ایران را به سوریه و عراق تبدیل کنید؟

 

* یک عده از اینها در حوزه ریشه دارند. بروید منشور روحانیت امام را بخوانید. امام در منشور روحانیت می گوید: استعمار در فرهنگ حوزه های ما نفوذ کرده است و اولین القای شان جدایی دین از سیاست است. در حالی که جریان عاشورا یک جریان سیاسی است ولی اینها میخواهند با امام حسین و عاشورا حال کنند. ظهور منجی و برپایی عدالت جهانی یک مسأله سیاسی است. امام(ره) می گوید: اول مبارزه اگر میخواستی بگویی شاه خائن است، می گفتند شاه شیعه است. اگر این وضعیت ادامه پیدا می کرد حوزه های ما هم دچار وضعیت کلیسای قرون وسطی می شد که به برکت انقلاب اسلامی این اتفاق نیفتاد.



:: بازدید از این مطلب : 2250
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

سرتیپ بسیجی محمد رضا نقدی با اشاره به محبوبیت انقلاب اسلامی، اظهار داشت: اوج گیری محبوبیت انقلاب اسلامی و حرکت بسیج و حزب الله در جهان و خطری که گسترش نفوذ این جریان برای مستکبران ایجاد کرده است، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به عکس العمل های جنایت کارانه ای واداشته است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین راه اندازی و هدایت گروه هایی با عملیات خشونت بار و نسبت دادن آن به مسلمین را از جمله عکس العمل های جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست و افزود: راه اندازی گروه های تروریستی و بمب گذار و نسبت دادن آن به مسلمانان اهل سنت، تحریک روحانی نماهای شیعه نما به توهین به اهل سنت و ترغیب به انتقام گیری از اهل سنت به جای تکفیری ها و تشویق به قمه زنی و راه اندازی جریان جنایت کاری مانند القاعده و داعش نمونه هایی برای خشن جلوه دادن مسلمانان است.

سردار نقدی بر همین اساس اضافه کرد: امروز هم می بینیم وقتی یک عمل جنایت کارانه انجام می گیرد و اسید می پاشند به صورت زنان مظلوم، فوراً شبکه رسانه ای بیگانه وارد عمل می شود و با تیترهای مشابه سعی می کنند این اسید پاشی را به امر به معروف و نهی ازمنکر ربط بدهند.

 

وی ادامه داد: اولاً کدام مسلمانی است که نداند این کار جنایت است و به خودش اجازه دهد چنین عمل فجیعی را انجام دهد؟ ثانیاً اگر این عمل زشت کار یک آدم متحجر با کج فهمی از مذهب است، پس چرا زنان هرزه خیابانی با آرایش های آنچنانی را رها کرده است و زنانی را که حجاب نسبتاً موجهی داشته اند را هدف قرار داده است؟ چرا این کار همزمان با طرح قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی انجام شده است؟ چرا این کار در آستانه محرم و هفته امر به معروف و نهی ازمنکر انجام شده است؟

سردار نقدی تصریح کرد: همه اینها نشان می دهد حتی اگر سند و مدرک محکمی بر اینکه این اقدام شنیع با هدایت دشمن مستکبر صورت گرفته نداشته باشیم، ولی با قاطعیت می توانیم بگوییم مرتبط کردن این فعل حرام و شیطانی با نهی از منکر کار حساب شده عوامل رسانه ای بیگانه است. با این جو سازی رسانه ای آنها چند هدف را دنبال می کنند:

    امر به معروف و نهی از منکر را خشن و غیر قابل قبول جلوه دهند و مردم را از این واجب الهی منصرف کنند.
    نمایندگان مردم در مجلس را در تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر متزلزل کنند.
    چهره نیروهای ارزشی و انقلابی را مخدوش و برای غرب زدگان و بی بند و بارها مظلوم نمایی کنند و اعتبار اجتماعی درست کنند.
    با خشن جلوه دادن نیروهای حزب الله زمینه را برای بازگشت تجدید نظر طلبان به عرصه سیاسی و انتخابات فراهم کنند.

این مسئول بسیجی در ادامه تاکید کرد: رسانه های فاسد و روزنامه های زنجیره ای کور خوانده اند؛ ملت ایران بسیار هوشیار تر است که بازی این جریانات را بخورد؛ این ملت عبور از فتنه های رسانه ای را در بازی عظیم 9 دی سال 88 تمرین کرده است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین اظهار کرد: از وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی می خواهیم با سرعت عوامل این جنایت فجیع را که به احتمال قوی مرتبط با سرویس های اطلاعاتی غربی هستند دستگیر کنند و با حکم قضایی، حد اقل، قصاص و مقابله به مثل شوند. هرچند این با این فضای نا امنی که ایجاد کرده اند چه بسا مفسد فی الارض تلقی شوند. حتی اگر آسیب دیدگان هم عامل جنایت را بخشیدند، دستگاه قضایی از حقوق و امنیت عمومی نباید بگذرد و قصاص حداقل انتظار است.

سردار نقدی در خاتمه عنوان کرد: وزارت ارشاد و هیئت نظارت بر مطبوعات هم نباید بگذارد رسانه های فاسد و غربزده این جنایت را با مقدسات و واجباتی مثل امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کنند و به این بهانه به تضعیف ارزش ها بپردازند.



:: بازدید از این مطلب : 2181
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ؛ حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در دومین روز از ماه محرم در جمع عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) تهران، با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) در خصوص زمان‌شناسی اظهار داشت: امام صادق(ع) در این روایت می‌فرماید، کسی که عالم به زمان است و زمانه خود را می‌شناسد، امور مشتبه و گمراه کننده به او هجوم نمی‌آورند.
 
وی در تشریح این روایت افزود: این روایت بدین معناست که کسی که به اوضاع و شرایط زمان خود آگاه باشد، هر چند ممکن است خطایی انجام دهد، اما اشتباهات به سوی او هجوم نمی‌آورند، در حالی‌که افرادی که به اوضاع زمان خود آگاهی ندارند، آماج اشتباهات متعدد قرار خواهند گرفت.
حجت‌الاسلام پناهیان یکی از ویژگی‌های جلسات وعظ و عزاداری را بروز شدن و افزایش آگاهی‌های انسان دانست و تصریح کرد: از کارکردهای این جلسات باید این باشد که انسان زمان دانایی‌هایی را که می‌داند، بهتر بداند و بفهمد که اکنون زمان استفاده از کدام فضیلت و جلوگیری از کدام عیب است. این مسأله آنقدر مهم است که حتی عالمان دینی هم اگر زمان‌شناس نباشند، ممکن است باعث گمراهی شوند. از این جهات است که حضرت امام(ره) می‌فرماید که به دنبال عالم زمان‌شناس بروید.
وی با بیان این‌که زمان شناسی در ابعاد و لایه‌های مختلفی قابل تصور است، بیان کرد: مثلاً دوران پیری بیشتر موقع خواندن نمازهای مستحبی است و دوران جوانی زمان دعا خواندن است. در بحث انتظار هم با استفاده از شواهد و قرائن موجود می‌توان گفت که ما در مراحل آخر انتظار هستیم؛ به همین دلیل الان هنگام بهره‌برداری از دین نیست، بلکه موقع خدمت کردن به دین است.
 استاد حوزه و دانشگاه به ثمرات تربیتی رزمندگان اسلام در هشت سال جنگ تحمیلی و اثرات آن بر رزمندگان کشورهای عراق و سوریه اشاره و خاطرنشان کرد: اکنون اگر کسی می‌خواهد دین‌داری کند، باید برای دین کار کند و اثر آن از هزار رکعت نماز شب هم بالاتر است. راه‌اندازی جلسات روضه و دعا نمونه‌ای از خدمت به دین در عصر حاضر است. باید بدانیم که خداوند در آخرالزمان از ما چه انتظاری دارد؟
وی با انتقاد از برخی از تحلیل‌های سیاسی که در رسانه‌های کشور دیده می‌شود، گفت: اینها زمان را خوب نمی شناسند. در روایتی از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده است که فرمود، «چگونه‌اید وقتی که بدعت‌ها ظهور می‌کند، بچه ها با بدعت بزرگ می‌شوند و پیران در بدعت از دنیا می روند و هنگامی که به سنت پیغمبر(ص)عمل می‌شود، آن را بدعت می‌نامند و زمانی که از بدعت‌ها پیروی می‌شود، آن را سنت پیغمبر(ص) می‌خوانند!» سپس فرمود، «این وضعیت زمانی پیش می‌آید که شما به وسیله دین و عمل دینی به دنبال دنیای خود می‌روید.»
حجت‌الاسلام پناهیان با بیان این‌که وضع فعلی کشور ما در جهان چندان طبیعی نیست، ابراز داشت: علت آن است که عده‌ای نان دین را خوردند، اما برای دین کار نکردند. این نتیجه ضعف ما در این 35 سال پس از پیروزی انقلاب است. در زمان جنگ تاکنون، اگر سیاستمداران ما قوی عمل می‌کردند، این فتنه‌ها در منطقه به وجود نمی‌آمد. آن گونه که حضرت امام(ره) شایسته رهبری بود، ما شایسته رهبری ایشان نبودیم.
وی ادامه داد: سید حسن نصرالله، که در جهان به عنوان یک فرد مهم و تأثیرگذار کاملاً شناخته شده است، می‌گوید که رهبر معظم انقلاب در خود ایران غریب است! و بیعت اصلی مردم جهان باید با ایشان باشد. بعد از جنگ 33 روزه از رزمندگان حزب‌الله لبنان درباره رمز موفقیت‌شان پرسیدند و آنها تبعیت محض از رهبر انقلاب را علت اصلی این پیروزی‌ها عنوان کردند. سپس گفتند که ما به طور کامل از ایت‌الله خامنه ای تبعیت می‌کنیم، اما متأسفانه در ایران این تبعیت محض وجود ندارد.
این کارشناس فرهنگی با انتقاد شدید از برخی تفکرات سیاست‌مداران کشور در خصوص دین و سیاست، گفت: برخی از سیاست مداران ما بر این عقیده‌اند که دین باید دنیای ما را آباد کند، به همین خاطر آگاهانه یا ناخواسته به تحریف دین می‌پردازند؛ در موضوع مذاکره تاریخ را تحریف کرده و موضوع مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد را مطرح می‌کنند؛ و یا برای آزادی چند نفر از زندان، حر را مثال می زنند، غافل از این‌که حر پشیمان شد، توبه کرد و چکمه بر گردن آویخت و از امام(ع) عذرخواهی کرد. اگر صدام هم با این وضعیت می‌آمد، ما او را می‌بخشیدیم.
وی با اشاره به مذاکرات هسته ای گفت: متأسفانه دیپلماسی هسته ای ما در مسیری قرار گرفته که کوتاه‌آمدن‌ها برای بازرسی‌های سرزده و متعدد از نیروگاه‌های هسته‌ای به نوعی تأیید کننده ضمنی شبهات غربی‌ها علیه ایران است. رهبر معظم انقلاب می‌فرماید، اگر مسیحیان عالم بفهمند که همه مشکلات آنها از صهیونیست‌هاست، عالم متحول خواهد شد و این را باید دستگاه دیپلماسی کشور ما در جهان تبلیغ کرده و به گوش مسیحیان برساند.
حجت‌الاسلام پناهیان به مسأله فتنه داعش در جهان اشاره کرد و یادآور شد: داعش تندروی می‌کند، چون ما کندروی کرده‌ایم و معتدل حرکت نکردیم. ما باید درست رفتار کنیم و مثل امام(ره) که محکم می‌گفت، ما برای اسلام زنده‌ایم و همه وجود ما فدای اسلام، باید ادبیات ما این چنین باشد. چرا ادبیات سیاستمداران ما این‌ چنین نباشد، اما ادبیات داعشی ها (هر چند به دروغ) چنین باشد؟
وی علت این مسائل را به خدمت درآمدن دین برای دنیا ذکر کرد و گفت: بازرگان می‌گفت که فرق من و امام(ره) در این است که امام ایران را برای اسلام می‌خواهد و من اسلام را برای ایران! اگر دنیای خود را برای دین بخواهیم، هم دین و هم دنیا را به دست خواهیم آورد، اما اگر دین را برای دنیای خود و دیگران بخواهیم، آن وقت خسر الدنیا والاخره خواهیم شد.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با قرائت آیاتی از سوره محمد(ص) اظهار داشت: در این آیات درباره دو گروه صحبت شده است، گروه اول کسانی هستند که کافر شدند و بر سر راه خدا منع ایجاد کردند. چنین افرادی هر کاری انجام بدهند، تباه خواهد شد؛ و گروه دوم کسانی هستند که در راه خدا کشته می‌شوند و خداوند اعمال آنها را ضایع نکرده و می‌پذیرد. این افراد در عالم اثر دارند.
گفتنی است، مراسم سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از اول تا دوازدهم محرم در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) تهران واقع در میدان شهدا، خیابان مجاهدین اسلام برقرار است.


:: بازدید از این مطلب : 2402
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: باید در این مسیر با خود عهد ببندیم که مانند برخی ها با باد این طرف و آن طرف نشویم و همیشه درنظر داشته باشیم که خدایی وجود دارد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی در دومین جلسه سخنرانی خود درهیأت فاطمیون قم با بیان این که رفتار اشخاص نشان دهنده ایمان اوست، اظهار داشت: اگر خواستید ایمان فردی را بسنجید کافی است به رفتارش نگاه کنید. ببینید در حرف زدنش فحش می دهد، دروغ می‌گوید، دهنش لق است، آیا مراقب شنیده ها و دیده هایش هست؟ با چه کسانی دم خور است، رفقایش چه کسانی هستند؟ اگر دیدم کسی را که در فتنه بوده به ما معرفی می‌کند باید بدانم حتما ریگی به کفش دارد.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: اگر دیدم کسی به آمریکایی ها لبخند می زند و بچه حزب اللهی ها را افراطی می داند معلوم می شود او یک مشکلی دارد که اینجور رفتار می کند؛ درست است که ما از دل انسان ها خبر نداریم اما رفتارشان خیلی چیزها را نشان می دهد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت داشتن روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر ارزش های الهی، گفت: باید در این مسیر با خود عهد ببندیم که مانند برخی ها با باد این طرف و آن طرف نشویم، همیشه درنظر داشته باشیم که خدایی وجود دارد، ارزش و ضد ارزشی هست؛ تمرین کنیم که دیگر دروغ نگوییم حتی اگر به ضررمان باشد، آنوقت ببینید چه می شود.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در پاسخ به این که چطور می شود برخی انسان ها در راه خدا ثابت قدم و محکم اند و برخی سسست هستند، بیان کرد: سه عامل می توان مطرح کرد یکی این که وراثتی است؛ پدر و مادری که اراده و عزم  قاطع دارند روی بچه هایشان اثر می‌گذارند و نسل بعد از آنها انسان های باثباتی خواهند بود.

وی افزود: حتی داستان هایی که پدران و مادران برای فرزندانشان تعریف می کنند تأثیرگذار است مانند قصه رستم و سهراب یا برخی مذهبی ها که برای خواباندن کودک خود از رشادت های امیرالمؤمنین(ع)می‌گویند؛ اینها خیلی مؤثر است.

استاد اخلاق حوزه علمیه محیط  زندگی فرد را یکی دیگر از این عوامل دانست و گفت: کسی که در جمع عده ای باشد که روحیه مقاومت دارند و اگر حرفی می زنند پای آن می‌ایستند، به طور طبیعی از آنها تأثیر می گیرد؛ محیط انسان از خانواده شروع می شود و تا دوستان دوران کودکی، هم مدرسه ای و هم دانشگاهی و نهایتا همکاران را نیز شامل می شود.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی یادآور شد: وقتی انسان وجود شخصی مانند امام خمینی(ره)را درک می کند که در طول زندگی اش حتی یک قدم عقب نشینی نکرد، در دوران مبارزه با طاغوت و جنگ همواره ثبات قدم داشت تأثیر می‌پذیرد.اراده انسان مهم ترین عامل در ایجاد روحیه مقاومت است.

وی با تأکید بر این که هیچ کدام این عوامل علت تامه نیستند، گفت: اراده انسان از همه اینها مهم تر است؛ این که خود فرد چقدر می خواهد در میدان بماند؛ گاهی مشکلات و بلاهای طبیعی در زندگی پیش می آید که کاری از دست انسان بر نمی‌آید و تنها می تواند نترسد و ایستادگی کند اما برخی در این شرایط خود را به راحتی دست مشکلات می‌سپارند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ممکن است کسی تربیتش، محیط و وراثتی که داشته خوب باشد اما اراده اش ضعیف باشد و عکس این قضیه نیز امکان دارد؛ گاهی بین بستگان دو برادر که از یک پدر و مادر هستند حتی دوقلوها عین هم نیستند.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: این که دانشمندان امروزی می‌گویند با کشت سلولی انسان می توان شخصی دیگری را کاملا شبیه فرد اول بوجود آورد حرف غلطی است، به هیچ وجه این دو نفر نمی‌توانند یکی باشند زیرا محیط و شرایط شان یکی نیست و از همه مهم تر این که ارده یکسانی ندارند.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی با اشاره به این که در قیامت از اراده آدمی سؤال خواهند کرد، گفت: اگر کسی در آنجا ادعا کند که محیط زندگی ام مناسب نبود به او خواهند گفت باید محیط خود را تغییر می دادی، دوستان خود را عوض می‌کردی؛ انسان اگر می‌خواهد گناهی را ترک کند باید این کار را انجام دهد به ویژه کسی که ضعیف و تأثیر پذیر است.اگر محیط  زندگی سعادت مان را به خطر می اندازد باید تغییرش دهیم.

وی گفت: کسانی که منفعل هستند و از سوی دیگران رهبری می‌شوند اگر در شرایطی هستند که سعادت اخروی شان در خطر است باید محیط خود را عوض کند؛ نمی توانند عذر بیاورند که چون دوستم جهنمی شد من هم به این راه آمدم، در پاسخش می‌گویند تو عقل، اراده و اختیار داشتی و می‌توانستی سرنوشت خود را تغییر دهی؛ خداوند به گونه ای انسان را آفریده که با استفاده از اراده اش می‌تواند رشد کند و به کمال برسد.

نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان این که حدود 35 سال داشتم که می‌خواستم از حوزه بروم و با تحصیل در کشورهای غربی با نظریات آنها آشنا شوم، ابراز داشت: در آن برهه خدمت بسیاری از بزرگان رسیدیم اهداف خود را گفتم و از آنها خواستیم ما را راهنمایی کنند؛ از جمله آنها مقام معظم رهبری بود. وقتی به این منظور خدمت حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی رسیدیم ایشان خیلی صریح آیاتی از سوره مریم را تلاوت کرد و به این نکته تأکید کرد که« وَجَعَلَنِی مُبَارَکًا أَیْنَ مَا کُنتُ»یعنی هرجا که می روید باید مایه خیر و برکت باشید.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی ادامه داد: مادر، نوجوان، مرد خانه، بزرگ خاندان، نماینده مجلس، هرکه می‌خواهی باش اما سعی کن با برکت باشی؛ برخی در طول زندگی خود همواره رشد و پویایی دارند مانند درخت پر میوه که هرچه از او می‌چینند باز ثمر دارد اما برخی نیز مانند درخت خشک هستند و فقط به درد سوختن می‌خورند.انسان تنها در سایه مقاومت و ایستادگی می تواند رشد کند.

وی برکت را در ظل ایستادگی و مقاومت دانست و گفت: هرجا که بتوانید بایستید و مقاومت کنید رشد می‌کنید؛ البته ما باید در راه بندگی خدا ثبات داشته باشیم نه بندگی دیگران؛ در هرجایگاهی که هستیم باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم.

نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به روایتی از پیامبر(ص)بیان داشت: از حضرت پرسیدند شما از خطر نفاق ما نمی‌ترسید؟ فرمود چطور؟ گفتند ما وقتی نزد شما می‌آییم همه چیز درست می‌شود و در اوج معنویت هستیم اما همین که بیرون می‌رویم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است، حضرت فرمود این نفاق نیست اما اگر بتوانید این حالتی که اینجا به دست می آورید را حفظ کنید، به جایی می‌رسید که ملائکه با شما مصاحفه می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: زمانی که با زن و بچه، رفقا هستیم و یا در حال گشت زنی در وب هاییم و با تعداد زیادی آدم های  خوب و بد سر و کار داریم، یادمان می‌رود و فراموش می‌کنیم چه عهد و پیمانی با خدا بسته‌ایم؛ شیطان هم یادمان می‌دهد که یک لحظه چیزی نیست بعدا توبه می‌کنی، اگر اشک برای امام حسین(ع) بریزی که آتش نمرود را هم بهشت می‌کند.شفاعت برای کسی است که در عمل مشابه ائمه اطهار باشد.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در تبیین معنای شفاعت، ابراز داشت: این لغت از ماده شَفَعَ به معنای جفت کردن است یعنی کارهای ما را در کنار کار امامان و اولیای الهی می‌گذارند و اگر تشابه و هم‌خوانی وجود داشت مورد شفاعت آنها قرار می‌گیریم. کسی به من می‌گفت اگر ما گناه نکنیم رحمانیت و غفاریت خدا پس کجا تجلی کند؟ کسی  که بخواهد بازی درآورد این حرف ها را می‌زند؛ ابن سعد نیز می گفت با امام حسین(ع) مذاکره می کنم و به ملک ری می رسم بنا نیست که او را بکشم اما وقتی به کربلا آمد و دید امام به هیچ وجه کوتاه نمی‌آید با خود گفت چون خلیفه دستور داده او را می‌کشم و بعد توبه می‌کنم؛ همه کسانی که گناه می‌کنند با خود همین حرف ها را می‌زنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در بیان اهمیت روحیه مقاومت و پایمردی به روایتی از حضرت امیرالمؤمنین(ع)اشاره کرد و گفت: حضرت فرمود اگر به جای عمویم عباس، عمویم حمزه و به جای برادرم عقیل، برادرم جعفر طیار بود کسی جرأت نمی‌کرد به خانه من نزدیک شود و آن جنایت ها را انجام دهد؛ دریغ از دو مرد که در آن صحنه حضور داشته باشند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم تصریح کرد: اگر تعداد کمی از این خیل عزاداران حسینی مانند حمزه و جعفر طیار بودند قطعا امام زمان(عج)ظهور می‌کرد؛ ایشان چنین افرادی را می خواهد نه کسانی را  که شعار می‌دهند و فرار می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه در تشریح ویژگی جعفر طیار گفت: او کسی است که حتی زمانی که آیه حرمت شرب خمر نیامده بود لب به شراب نزد و می‌گفت کسانی که شراب می خورند عقلشان ضایع می شود؛ در زمانی که هنوز اسلام نیامده بود به زن نامحرم نگاه نمی کرد زیرا دوست نداشت کسی به همسر و دختران خودش نگاه کند؛ وقتی پیامبر(ص)مسلمانان را برای هجرت به حبشه می فرستد جناب جعفر طیار را به عنوان سرپرست آنها انتخاب می‌کند.

حجت الاسلام آقاتهرانی با اشاره به شخصیت والای مسلم بن عقیل، گفت: بی‌خود نبود که امام حسین(ع) او را از طرف خود به کوفه فرستاد زیرا می‌دانست اگر دنیا تکان بخورد مسلم متزلزل نخواهد شد، او مرد و مردانه ایستاد؛ اما حالا مردی و مردانگی کجا است؟ ما خیلی راحت حرفی می‌زنیم و بعد مدت کوتاهی آن را نقض می‌کنیم، قول می‌دهیم عمل نمی‌کنیم، چک می‌کشیم اما بی محل است، بعد از عقد می بینیم پسر یا دختر آن گونه که می گفت نیست.دوستداران واقعی ابالفضل باید رنگ و بوی صفات او را داشته باشند.

وی خاطرنشان کرد: شما از چه رو ابالفضل(ع) را دوست دارید؟ ظاهرش را که ندیدید، مسلما صفاتش را دوست دارید؛ چقدر سعی کردید از این صفات تأثیر بپذیرید؟ او کسی است که هیچ گاه در دفاع از حق کوتاه نیامد؛ در جامعه ما باید این ویژگی ها موج بزند و اگر کسی خواست با شخصیت عباس(ع)آشنا شود جوانان شهرمان را نشان دهیم و بگوییم عملکرد اینها شبیه او است.

استاد اخلاق حوزه علمیه با اشاره سستی بسیاری از کسانی که به قصد همراهی با امام حسین(ع)از مکه خارج شدند گفت: وقتی خبر شهادت مسلم رسید امام(ع)فرمود برنامه تغییر کرد، مردم کوفه به ما خیانت کردند و در برابر ما ایستاده اند هر که با ما بیاید کشته می شود، من بیعت خود را برداشتم هرکس می خواهد برگردد؛ دونفر دونفر از جمع جدا شدند و فرار کردند.

استاد اخلاق حوزه علمیه تأکید کرد: چند بار اگر در راه خدا و در برابر گناه مقاومت کنید لذتش را می چشید«یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ»کسانی که این گونه‌اند در آن دنیا نیز ثابت قدم هستند.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در پایان افزود: ای کاش پیامبر(ص)افرادی نظیر حمزه و جعفر طیار زیاد داشت و حضرت علی(ع)چند نفر مانند اینها داشت و ای کاش امام زمان(عج)ما نیز چنین یاورانی داشت؛ باید در این هیأت ها چنین افرادی را معرفی کنیم تا جوانان الگو بگیرند و خود را به این شخصیت ها نزدیک کنند.



:: بازدید از این مطلب : 2299
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 07 آبان 1393

حاج محمود کریمی را به راحتی می توان پرطرفدارترین مداح اهل بیت دانست. مداح با اخلاصی که نوآوری های هنرمندانه اش در عرصه مداحی اهل بیت، مخاطبان زیادی را از قشرها و تفکرات مختلف جذب دستگاه عزاداری سیدالشهدا علیه السلام کرده است.

به گزارش رجانیوز، حاج محمود کریمی در گفتگویی تفصیلی به بررسی کارکرد رسانه‌ای هیئت، دلیل هجمه دشمن به هیئات، ارتباط هیئت و سیاست و نقش هیئت در جامعه امروز پرداخته است.

در ادامه این گفتگو را که خبرگزاری نسیم آنرا منتشر کرده است، می خوانید:

اگر هیئت را بعنوان یک رسانه بپذیریم، هر رسانه ای یک طیف و سلیقه خاص از مخاطبین را دارد که آن رسانه را انتخاب کرده اند و خود را در معرض آن قرار می دهند. آن رسانه هم تکلیف خودش را می داند و محتوای لازم را به مخاطبش ارائه می دهد. ولی بنظر می آید که رسانه هیات طیف مخاطبش گسترده تر باشد و سلیقه های مختلفی را در بر می گیرد، در اینصورت کارش هم سخت تر می شود، چون باید محتوایی را ارائه دهد که همه مخاطبینش با همه دیدگاه ها آن را بپذیرند. بعنوان شروع صحبت ها می خواستم بدانم هنر یک مداح که شاید تاثیر گذارترین تریبون این رسانه است در جذب و ارائه محتوای مناسب و متناسب چقدر اهمیت دارد؟
 
اگر رسانه هیئت کارش را درست انجام ندهد خود به خود از انتخاب مردم می‌افتد. چون این اتفاق یک کار اعتقادی است، نه سندیکا دارد و نه برایش انتخابات برگزار میشود. اگر در یک جلسه‌ای معارف سید الشهدا (ع) نباشد دیگر اسمش هیئت نیست، میشود یک همایش. قسمت دوم که چه کنیم که طیف های مختلف به این رسانه توجه کنند، بر می‌گردد به شخصیت خود سید الشهدا (ع) و به هنر ما ربطی ندارد. خدا می‌فرماید هر کسی که حسین (ع) را دوست دارد، من دوستش دارم این نگاه از طرف خدا است. یک عده هستند که مسلمان هم نیستند ولی امام حسین (ع) را دوست دارند. به هرکس که دنبال حقیقت باشد، وقتی امام حسین (ع) را معرفی کنید می‌گوید چه الگوی خوبی است. حتی آنهایی که خیلی بدبینانه به موضوع کربلا نگاه می‌کنند می‌گویند اگر که همه کارهای امام حسین (ع) ایراد داشته باشد، بچه شش ماهه اش را دیگر چرا کشتند؟ یعنی امام حسین (ع) در هر قسمتی از واقعه کربلا یک قلابی دارد که یک قوم و گروهی را صید کند. البته دشمن هم بیکار نمی‌نشیند، به کسی بی احترامی نمی کنیم، اما خبر دارم الان در دانشکده‌های هنر ما سر کلاس ها برخی از دانشجویانی که به فرقه هایی گرایش دارند راحت به دین و سید الشهداء (ع) اهانت می‌کنند و استاد لبخند میزند. این یک نمونه‌اش بود آنها می‌آیند کار می‌کنند روی دانشکده هنر ما که اگر فردا یک اثر هنری خلق شد، در لایه‌های آن اثر اهنری ضدیت با دین دیده شود.
 
در مجموع این که هیئت قائم به شخص نیست و قائم به سید الشهدا (ع) است. بعضی‌ها می‌گویند این هیئت مداح محور است، یا آن هیئت واعظ محور است؛ هیچ کدام از این ها نیست، هیئت حسین (ع) محور است. اگر کسی بخاطر فلان مداح یا واعظ به هیئت برود اشتباه کرده، این سلیقه است. اگر شما به خاطر من به هیات بیایید و جایی یک خطایی از من ببینید آن موقع تکلیف چیست؟ باید از امام حسین (ع) و هیئت  دل زده شوید؟ عیبی ندارد اگر کسی خواندن یک مداحی را بیشتر می پسندد به هیئت او برود ولی باید فرهنگسازی کنیم که اگر اشتباهی هم از آن مداح دید از امام حسین (ع) دور نشود.
 
گفتید که این جذب ها مربوط به شخصیت امام حسین (ع) می شود و ربطی به هنر مداح ندارد، یعنی خود شما برنامه ای ندارید برای جذب مخاطب؟
 
نمی شود که برنامه نداشت. اگر اینطوری باشد که آشپز هیئت هم می‌آید با بیل نمک می‌ریزد بعد می‌گوید من می‌ریزم و امام حسین خودش درستش می‌کند. نه اینطور نمی شود، هر کاری تخصص می‌خواهد. البته یک سری چیزهایی هست که واقعاً نمی‌شود گفت، اگر بگوییم بزرگش می‌کنند و مثل موضوع هاله نور می‌شود. نخیر؛ از این الهامات به ما نمی‌شود.
 
اما آنچیزی که میتوانم بگویم این است که مداح اولاً باید امام حسین را باور کند و مصیبت او را با گوشت و پوست لمس کند تا بتواند بباوراند. دوم وقتی که چیزی را باور کنیم، نسبت به آن دل مشغولی پیدا میکنیم. من به اندازه ای که به بچه‌ام فکر می‌کنم به روضه سیدالشهداء (ع) هم فکر می‌کنم. من اصلا بخشی از مغزم در خدمت روضه و شعرهاست. بعضی اوقات وقتی دارم می‌خوابم هم هنوز در ذهنم مشغول نوحه سازی هستم و واقعاً نمی‌گذارد بخوابم. وقتی محرم می‌رسد هم که دیگر تمام حجم مغز را این موضوع می‌گیرد، مثلا دو سه روز مانده به محرم اگر شما هر چیزی غیر از مسائل مربوط به محرم به من بگویید من اصلا نمی فهمم و ممکن است فقط نگاهتان کنم. بارها شده این اتفاق برایم افتاده. دوستانم دیگر این را می دانند و از ده روز مانده به محرم چیزی غیر از محرم از من نمی‌پرسند. در کل اینکه بالاخره دغدغه و برنامه داریم و اتفاقا برای آن خیلی هم فکر میکنیم.
 
یکی از کارهای سخت و البته هنرهای رسانه ای این است که شما بتوانید مخاطب سایر رسانه ها را هم جذب خودتان کنید. رسانه هیات در این راستا چه سختی هایی پیش رو دارد برای اینکه بتواند آنهایی که شاید بصورت عادی مخاطبش نیستند را هم جذب خودش کند؟
 
ببینید کسی که از پای تلویزیون خودمان کشیده می شود سمت ماهواره، دیگر بر نمی‌گردد. یک شخصی که به خاطر یک بداخلاقی یا یک اشتباهی که از ما میبیند اگر از هیتئت من برود دیگر برگرداندنش خیلی سخت است. آوردن با برگرداندن فرق می‌کند. آوردن برای وقتی است که طرف شما موضع مخالفی نداشته باشد و با شما قهر نیست، آنموقع شما می روید، دستش را می گیرید و می آوریدش. اما برگرداندن برای کسی است که با تو قهر کرده. آنهایی که رفتند طرف ماهواره کسانی هستند که قهر کردند و آشتی دادنشان سخت است. رسانه ما باید این قابلیت را داشته باشد که اگر کسی با او قهر کرده بتوان دوباره آشتی اش داد. من مسئول رسانه ملی نیستم ولی فکر میکنم باید با یک استراتژی بسیار عاقلانه آنهایی که با اخبار راست قهر کرده و اخبار دروغ ماهواره ها را باور میکنند را برگرداند. یک بار من به آقای ضرغامی گفتم که هیئت بالاترین رسانه است و ایشان ابتدا کمی با تعجب با موضوع برخورد کرد. بعد از مدتی دیدم در یکی از برنامه های تلویزیون آقای پروفسورمولانا صحبت می کردند و آنجا گفتند رسانه همین روضه ها و حسینیه‌ها است. رسانه جمهوری اسلامی باید مواضع، فرهنگ و استدلال جمهوری اسلامی را برساند.
 
چطور میشود برای همه سلیقه های مختلف، که بعضا مقابل هم نیز قرار میگیرند یک خوارک تهیه کرد که همه شان را راضی کند؟
 
آن چیزی که بین همه مشترک است، عشق است. عشق با دوست داشتن فرق دارد، من بچه‌ام را دوست دارم، با علم به این که یک ایرادهایی هم دارد، ولی عشق اینطوری نیست در عشق شما اصلاً ایرادی نمی‌بینید. بخاطر همین اگر به کسی غیر از خدا و اهل بیت عشق بورزید، به محض اینکه یک ایرادی از او ببینید عشق تبدیل به تنفر می‌شود. فاصله عشق و تنقر  یک مو است. حالا کسانی که می آیند در هیئت ها باید متوجه باشند که این عشق ودیعه‌ای است که خدا در دل مومنین گذاشته. بعد هم خدا راه را باز کرده و گفته هر کسی که امام حسین را دوست دارد جایش توی بهشت است. پس همه در عشق مشترکند، حالا بیاییم مشترکات عشق‌ها را در بیاوریم. عشق دنیایی داریم و عشق آسمانی. وقتی مشترکات را پیدا میکنیم میبینیم همین هایی است که در روضه امام حسین (ع) است و زیباترینش هم هست. شما حساب کنید لات‌ها و مشتی ها می‌گویند امام حسین را دوست داریم، چون مقابل زور ایستاد. یا آنهایی که خیلی عاطفی اند، از اسارت خانواده امام حسین (ع) متاثر می شوند. یعنی همه را گیر می اندازد. از یک صبح تا غروب همه خوبی‌ها و بدی‌های کل عالم در یک منطقه جمع شد. همه می‌توانند سوا کنند و هر کسی می‌تواند سهمش را بردارد. همه مردم خوبی را دوست دارند.
 
احساس می کنم که در سال های گذشته، دشمن و جریان رسانه ای مخالف بیش از گذشته روی هیئت ها و موج راه اندازی علیه این جریان متمرکز شده اند، اگر اینطور است دلیل این برنامه ریزی دشمن برای زدن هیات ها را چه می دانید؟
 
دشمن باید هم بر روی هیات ها تمرکز کند و برایش برنامه ریزی داشته باشد. شما ببینید، بعد از مقام معظم رهبری بیشترین مخاطب را هیئت دارد، مخاطبی که همراه با قداست باشد. کدامتان در گوشی های موبایلتان سخنرانی یک وزیر را دارید؟ کدامتان سخنرانی کسی غیر از آقا را دارید؟ کدامتان توی موبایلهایتان صدای هیئت ندارید؟ خب واضح است باید هیئت‌ها را بزنند. هر کس دیگری را تخریب کنند، یک شخصیت حقوقی است و میتوان برایش جایگزین پیدا کرد. مثلا اگر یک مسئول این نظام را بزنند، میتوان او را عوض کرد، آب هم از آب تکان نمی خورد. ولی فرض کنید خدای ناکرده، مثلاً یکی مثل حاج منصور ارضی از جمع ما برود بیرون، آنوقت چقدر باید زحمت کشید تا یک حاج منصور دیگر ساخته شود؟ از قدیم می گفتند اگر علمدار را بزنید بقیه لشکر فرار می‌کنند. علم این انقلاب دست هیئت ها است. جمهوری اسلامی، اسلامش منوط به محرم و صفر است. با این حال میبینید دشمن که این علم را می زند هیچ، از داخل هم مدام یک عده به آن گیر می دهند. به همین خاطر ما جای این که به کار هیئتمان برسیم و و فرصت مقابله با دشمن پیدا کنیم، باید دائم بیاییم پنچرگیری کنیم، چون برخی خودی‌ها پنچر می‌کنند. نزدیک محرم هم که می شود همه کارشناس هیات می شوند، یکی می‌آید می‌گوید این همه پول می‌دهند برای شام و ناهار محرم و صفر این اسراف است. تو اگر فکر اسرافی و عرضه داری برو فرهنگ سازی کن که مردم ماشین دو میلیاردی سوار نشوند. اسراف این کارهاست. چه کار داری به کسی که دوست دارد برای امام حسین خرج کند و نذری بدهد. متاسفانه متولی همه چیز هم می شوند. جریان هیئت اخلاق مدار است وگرنه اگر میخواست با سیاست بدون تقوا با این جریانات برخورد کند کسی حریف نمیشد.
 
حسینی شدن هم خیلی راحت است و هم خیلی هم سخت. راحت برای کسی که از غیر از خدا ببرد. سخت برای کسی است که هم خدا را می‌خواهد و هم خرما را.
 
اشاره کردید برخی از داخل هم آب به آسیاب دشمن می ریزند، چه تهدیدهایی هست که ممکن است برخی خودی ها گرفتارش شوند و ندانسته به بدنه هیات ها آسیب وارد کنند؟
 
متاسفانه زود قضاوت کردن در میان ما زیاد شده است. الآن در فضای مجازی بیشترین کامنت‌های متلک در بین ما بچه مسلمان‌هاست. مثلا یک عکس از من در فضای مجازی گذاشتند که روی مبلی نشستم که پشتش منبت کاری شده می آیند کامنت می گذارند: حاج آقا مبل سلطنتی! یعنی هر کاری که بکنی یک حرفی می‌زنند. حالا شما بروید صفحه های آن طرفی را ببینید، کسانی که زیاد کاری به دین و دیانت هم ندارند، میبینید که همه پشت همند و برای هم کامنت های آفرین، آفرین می نویسند... ما متاسفانه فقط داریم خودمان را می‌زنیم. بیشتر از هر چیز، نهاد نظارتی بین خودمان درست کرده ایم. یعنی یک سازمانی را راه اندازی می کنند که مراقب یک مجموعه دیگر باشد، بعد یک سازمان دیگری را هم راه می اندازند که بر آن سازمان اول نظارت کند. اگر به جای این همه نهاد نظارتی که بین خودمان احداث کرده ایم نهاد  فرهنگی ایجاد میشد و هر کسی یاد می گرفت که خودش مواظب خودش باشد، وضعیتمان خیلی از الان بهتر بود. ما تا خودمان درست نشویم نمی توانیم کسی را درست کنیم. حتی داخل هیئت ها پر از ناظر و کارشناس شده. یکی می گوید چرا فلانی این حرف را زد و چرا فلانی آن را خواند؟ من ده سال پیش یک شعری خواندم و توضیحش را هم داده ام، هنوز که هنوز است به آن استناد می‌کنند من را تکفیر می‌کنند و می‌گویند چایی اش را نخورید و به ظرفی که دست زده دست نزنید و قتلش واجب است. چقدر ما اینطوری نیروهای خودی را زدیم. بیشترین امتحان در آبرو است.
 
باید فرهنگ‌سازی شود که بچه‌ هیاتی ها به خاطر قداست سید الشهداء (ع) قداست نمادهای هیئت را هم حفظ کنند. شما ببینید یک موضوعی که برای یکی از ما پیش می‌آید و حاشیه ای درست می شود، بیشتر از خودی‌ها می‌خوریم. افتخار من این است که سایت‌هایی که به نظام و آقا و شهدا حمله می‌کنند، به من حمله می‌کنند. ولی افسوسم این است که خودی‌ها هم می زنند.
 
حاج آقا اخیرا احساس می شود که برخی ها بیش از گذشته دنبال سکولار کردن هیات ها هستند و می خواهند هیئت را از جریان انقلاب و نظام جدا کنند، ترفندهای مختلفی هم دارند. این جریان را چطور ارزیابی می کنید
 
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری که مؤسس حوزه علمیه است گفتند چوبی که اسلام از خشک مقدس ها خورد از دشمنش نخورد. کسی که می‌گوید فقط امام حسین و لا غیر، نمی داند اگر این انقلاب نبود، حاء حسین را هم نمی‌توانست بگوید. تهدید این کلام خیلی جدی‌تر از دشمن رو در رو است. ضربه‌ای که پیغمبر در احد خورد سخت‌تر بود یا ضربه‌ای که امیر المؤمنین از نهروانی‌ها؟
 
بصیرت اینجاست که به درد می‌خورد. یک عده‌ای را آن طرف آموزش دادند و در گوششان خوانند که سیاست چیست، فقط حسین. این هایی که می‌گویند فقط حسین، بدون سیاست و ولایت فقیه، اینها در آخر می‌شوند "ترما" و موقع جنگ که می‌شود به امام حسین (ع) می‌گویند بروم به زن و بچه‌ام برسم و فردا بر می‌گردم و وقتی برمی گردد که دیگر همه چیز تمام شده. طرف ممکن است یک عمر درس خوانده باشد اما آخر سر که قرار شد از امام حسین (ع) دفاع کند می‌گذارد می‌رود.
 
ولی آنهایی که سیاست را یعنی زندگی را با امام حسین (ع) تنظیم می‌کنند و از مرگ نمی‌ترسند، می‌شوند زهیر و حر، در زمان ما می‌شوند طیب، طیب یک عمری تازاند آخرش چی شد؟ عاقبت به خیر شد. حر در اوج ظلمت و ذلت بود یک دفعه آمد در اوج عزت. امام حسین (ع) نشان داد که از بینهایت تاریکی می‌شود به بینهایت نور رسید. به شرط اینکه رفتار امام حسینی باشد. رفتار امام حسینی چیست؟ فرمود: «إِنِّیْ لا أَرَیَ الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَالحَیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ إِلّا بَرَما»، من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را بجز مایه ملالت و بدبختی نمی‏بینم.
 
الان آمریکایی‌ها می‌خواهند به ما امان نامه بدهند، حضرت ابا الفضل گفت اگر من امان نامه بگیرم پس بچه‌های پیغمبر چه می شوند؟ یک موی امام حسین (ع) را به همه شما نمی‌دهم. ما یک موی اسلام را به همه دنیا نمی‌دهیم. اگر ما امان نامه بگیریم بقیه چی؟ کشورهایی که به ما دل بسته‌اند چی؟ یمن، سوریه، عراق، لبنان و آنهایی که به جمهوری اسلامی دل بسته‌اند چه می شوند؟
 
نوع ورود و موضع گیری مداحان در قضایای سیاسی به چه صورت باید باشد؟
 
من غیر از اسم شهدا و آقا اسمی تا بحال در خواندنم نیاورده ام. زمان انتخابات عکس من را گذاشته بودند کنار عکس یکی از کاندیداهای انتخابات که مثلا من او را تایید کرده ام. در حالی که من هیچ وقت اسمی از کسی نبرده ام که به کی رای دهید یا به کی رای ندهید. من بیایم نوحه امام حسین را خرج این بکنم که به فلانی رای بدهید؟ اصلا مداح در این سطح نباید وارد سیاست شود. بله جایی اگر لازم باشد نظرمان را می دهیم. یک فوتبالیست هم در این کشور نظرش را می دهد، تازه ما که یک شخصیت مذهبی هستیم. ما به بیان حضرت آقا استناد می کنیم. ایشان فرمودند که مداح ها در هر موضوعی دخیل نشوند. یعنی این که در موضوعات کوچک وارد نشوید. موضوع اگر خیلی مهم بود نظر می دهیم، آن هم نه با گرایش خاص، از موضع دین و انقلاب. آن هم باز شرایط دارد و برخی مسائل را باید در آن لحاظ کرد. مثلا نباید با تند خویی صحبت کرد. 
 
 
برای جذب مخاطب خصوصا قشر جوان تا کجا میتوان با شرایط روز و پسند مخاطب جلو رفت؟
 
یک بار حضرت آقا به بنده فرمودند که شما نگاه نکن چه کسی چه چیزی را دوست دارد، ببین امام حسین (ع) چه چیزی را دوست دارد، جذب حداکثری با توجه به اینکه امام حسین چه چیزی را دوست دارد، مهم است. جذب به هر قیمتی درست نیست. بعد هم نظر حضرت آقا این است که یک کار خوب که تولید میشود باید خوب تکثیر شود و اگر خوب توزیع نشود انگار اصلاً تولید نشده.
 
حتی به این ریزه‌کاری‌ها باید دقت کنیم. اگر دقت کنید ما همه زمینه هایی که می‌سازیم، تصویر دارد. معمولا زمینه های ما حدود 7 دقیقه است، این 7 دقیقه را طوری شعرش را می گوییم که اگر روزی رسانه خواست کلیپ برایش بسازد بتواند مطابق شعر تصویر سازی کند. اصلا من الان تا تصویر شعر در ذهنم مجسم نشود زمینه را نمیسازم.
 
در واقع اهمیت خروجی صوتی و تصویری جلسه را هم وزن خود هیات میدانید؟
 
بله، قطعا اهمیتش همان مقدار است.البته هنوز در حوزه توزیع و نشر خیلی کار داریم. این کار یک صدقه جاریه است خیلی آدم‌ها از دنیا رفته‌اند و فقط از دنیا رفته‌اند. کسانی مثل مرحوم کافی و شهید مطهری هم از دنیا رفته اتد، ولی اگر یک نفر کتابش را بخواند یا نوارش را گوش دهد صدقه جاریه برای او حساب میشود. شما با همین سی دی ها یک نفر را با امام حسین آشتی بدهید هم یک نفر است. بعد وقتی که شما برای خروجی هیات هم برنامه ریزی داشته باشید کار سخت تر هم می شود. مولفه های بیشتری را باید لحاظ کنید، مثل همان تصویرگری که گفتم، یا مثلا معارف باید در کارها بیان شود، همه اش که نمی شود مثلا گفت گنبدتو عشقه... این برای جلب توجه آن کسی است که از امام حسین فقط کربلا و گنبد و بارگاه را می‌بیند، با این عبارات توجهش را جلب میکنیم، چیز بدی هم نیست ولی وقتی توجهش جلب شد، وسط همین گنبد و کفتر و اینها یک ضربه معرفتی باید بزنیم.
 
یک زمانی به من گفتند آن سرود ولادت امام حسن (ع) که چند سال پیش خواندم (اگه برسه یه شبی پای من گدا...) چی بود و چرا این را خواندی؟ من جواب دادم ادعایی ندارم، اما خوبی این سرود این بود که حداقل دو سه ماه همین بچه مدرسه ای ها ذهنشان درگیر این بود که بتوانند این سرود را درست بخوانند و یاد بگیرند. پس من توانسته ام حداقل سه ماه مغز بچه‌های کوچک را سرگرم امام حسن(ع) کنم، خب این بد است؟ ما باید فکر بچه‌ها هم باشیم. فکر بزگترها هم باشیم، همه تیپ ها را ببینیم، چون همه امام حسین (ع) را دوست دارند.
 
شما خودتان بیشترین توجهتان به کدام بخش جلسه است و فکر میکنید تاثیرش بیشتر است؟
 
من تمرکزم روی همان ثانیه‌ای است که هستم. یک پدری که بخواهد به بچه‌اش یک پیامی را برساند روی آن نقشه نمی‌کشد. چون جنس بچه‌اش را می‌شناسد و با یک لطایفی پیامش را به او می رساند. من اگر توی این فکری باشم که یک پیامی را القاء کنم، خراب می‌کنم. جوان الان جوانی نیست که به او بگویی بنشین و بگوید چشم. باید به او بگویی که من اگر جای تو بودم می‌نشستم تا خستگی‌ام در برود و آن موقع می‌نشیند. من می خواهم جوانی را نگه دارم که الان در معرض چند هزار شبکه ماهواره‌ای است. وقتی آنطرفی‌ها زورکی به او کاری را نمی‌گویند من چرا زورکی بگویم؟ آنها با قطار سوار کردند دارند می‌برند طرف غرب آنوقت ما بیایم سوار چهارپا بکنیمش بگوییم بیا این طرف؟
 
در بین مستمعین شما قطعا افرادی هستند که شاید از نظر ظاهر با یک سر و وضعی که مناسب آداب هیات نیست بیایند به جلسه شما، با او چگونه صحبت می کنید که آداب را رعایت کند؟
 
چند تا صورت دارد؛ یکی این که برخورد چماقی با او شود، شما دیگر زورت می رسد برش گردانی؟ می رود و یک عده را هم با خودش می برد. دومین نوعش این است که طوری برخورد کنی که اصلا متوجه اشتباهش نشود و دربست تاییدش کنی؛ آنوقت جواب حضرت زهرا (س) را می‌توانیم بدهیم؟
 
شما باید آدرس سر راست بدهی. طرف وقتی بلند شده به نیت روضه آمده، حداقلش این است که شده سیاهی لشکر سید الشهداء (ع)، من هم تذکرات و خواهش‌های خودم را با زبان نرم و استدلالی می‌گویم، تأثیرم را هم باید بگذارم. عوامل هیئت هم باید مثل خود من رفتار کنند، یعنی اگر یک نفر از انتظامات جلسه‌ای با کسی طوری برخورد کند که یک نفر قهر کند و برود آن کسی که برخورد کرده باید جواب دهد. در اقع یک نفر مرده، و مردن این یک نفر مردن یک نسل است.
 
ما باید به خانم یا آقایی که با وضع نا مناسب می‌آید هیئت، به چشم یک مهمان نگاه کنیم، مهمان هم محترم است. ولی مهمان هم باید آداب آن مهمانی را رعایت کند، این را باید با یک لطائفی به او رساند. اما چگونه؟ مستقیم نباید به او گفت روسری ات را بکش جلو بلکه در آن معارف و اشعاری که داریم می‌خوانیم مثلا می‌گوییم  «زینب عفیفه‌ای است که در راه عصمتش/عباس می‌دهد ، نخ معجر نمی دهد». ما نمی‌خواهیم آن خانم برای هیئت ما درست شود، آن خانم باید برای خودش درست شود. موضوع این است که ما خودمان را برای امام حسین (ع) بخواهیم، همه اش درست می شود. من شما را نباید برای تأیید خودم و سیاهی لشکر جلسه ام بخواهم، باید شما را برای امام حسین (ع) بخواهم که اصلاح شوی، من شریک شوم در هدایت تو و خدا هم به من لطفی کنند و من را هم هدایت کند، خلاصه اش این می شود که باز هم می گویم اگر ما خودمان را برای امام حسین (ع) بخواهیم همه چیز درست. هر کسی امام حسین را برای خودش بخواهد کار خراب می‌شود، کسی که امام حسین را برای خودش می خواهد، سرسری به این بساط نگاه میکند و درگیر حاشیه ها می شود. مثلا دغدغه اش این می شود که فلان نوحه را اول آقای فلانی خواند یا آقای فلانی، حالا بگو اصلا دانستن این ها به چه درد تو می‌خورد، چه دردی را دوا میکند؟
 
آن خانمی که در طول سال فقط ده شب می آید هیات، اگر  این ده شب را هم از او بگیریم چه فایده ای دارد؟ اگر حضرت زهرا(س) نمی خواست، قطعا او نمی‌آمد. من کار خودم را می‌کنم، این خانه هم صاحب دارد. چه بسا قرار است بیاید داخل این هیئت توی روضه حضرت علی اصغر (ع) و نگاهش بیفتاد به یک بچه شیرخواره و بگوید چرا این بچه را کشتند؟ و همین او را زیر و رو کند، اما تو راهش ندادی. اصلاً چه کاره‌ای که راهش ندادی. پیغمبر (ص) با رفتار جذب می‌کردند، امام و حضرت آقا با رفتار جذب کردند. ما هم با رفتار باید جذب کنیم .
 
نمونه ای در ذهنتان هست از کسانی که در جلسه هیات تحولی درونشان اتفاق افتاده باشد؟ تا حالا شده با یک خط نوحه کسی زیر و رو شده باشد؟
 
بله خیلی شده، من یکی اش را مثال می زنم. یک بار یک جوانی مادرش به او اصرار کرده بود من را برسان به هیئت، به مادرش گفته خب تو  می روی توی جلسه من کجا بروم؟ که مادر گفته بود خب تو هم برو تو! خلاصه به همین سادگی آمده بود به هیات. ولادت حضرت اباالفضل هم بود، بعد جلسه دیدمش، وقتی به او رسیدم دیدم خیس اشک است. دهنش هم بوی الکل می‌داد. من یک سرودی خوانده بودم که مضمونش مستی بود. به او با خنده گفتم چیه، خرابی!  گفت تازه آباد شدم! پرسیدم چی شده؟ گفت اینی که اینها خوردند چی بوده اینی که من خوردم چیست، تازه فهمیدم مستی یعنی چی! الآن همان شخص را که نمی توانم اسمش را ببرم اهل هیئت است، ازدواج هم کرده و بچه‌دار هم شده و دکترا هم دارد. از این موارد زیاد است، مثلا یک شب درباره اسم صحبت کردم که اسم خوب  به گردن پدر و مادر حق است، بعد از جلسه 23 نفر آمدند اسمشان را عوض کردند.
 
تصور ما از جامعه این است که جامعه نسبت به ارزش ها و مقدسات قدری فاصله گرفته و بی تفاوت شده، ولی وقتی که محرم می شود می بینیم هر سال مراجعه به هیات نسبت به قبل خیلی بیشتر شده. این اتفاق را چگونه تفسیر می کند؟
 
ما امام حسین (ع) را طبیب می‌دانیم. سر طبیب در دو مورد شلوغ است، یکی زمانی که مریضی زیاد بشود و همه حمله می‌کنند که خوب بشوند. ولی مورد دوم برای زمانی است که می‌گویند فلان بیماری دارد می‌آید و بروید واکسن بزنید. بیماری فرهنگی دارد می‌آید بروید واکسن بزنید. الان هم برای پیشگیری می‌آیند پیش امام حسین (ع)  هم برای درمان می‌آیند. توانایی امام حسین (ع) حد و مرز ندارد. یک عده هم هستند که می‌آیند چکاپ، هر روز در مکتب اهل بیت (ع) هستند و رفتارهای خودشان را با دستوراتی که داده شده می سنجند. مریضی که مرض لا علاجش را یک دکتر علاج کند، عاشق آن دکتر می‌شود. ناجی همیشه دوست داشتنی است.
 
شما را بعنوان پیشگام و شروع کننده مداحی نوین خصوصا در بحث نوحه و آهنگ می شناسند. چه شد که شما بعضی ریتم ها و آهنگ را وارد فضای مداحی کردید؟ خلایی احساس میشد؟
 
از زمانی که شبانه روز مردم متراکم شد و برنامه های مختلفی به اوقات زندگی ها اضافه شد. دیگر نمی شد به مستمع بگوییم که مثلا 2 ساعت بیا بنشین در هیات و یک ساعت مثلا قصیده ای گوش کن که شاید اصلا معنایش را هم نفهمد . الان نرمال جلسات ما 50 دقیقه است. من دیدم که سخت است که مردم یک نوحه را هر شب حفظ کنند و جواب دهند، اگر هم هر شب یک آهنگ ثابت بخوانم یکنواخت می شود. چون نوحه را باید مستمع حفظ کند و جواب دهد با عث می شود که ذهن مستمع درگیر جواب دادن کل نوحه هم بشود، مقداری از وقت هم برای یاد گرفتنش تلف می شود. پس من گفتم یک نوحه ای بسازم که مردم جای اینکه همه اش را جواب بدهند فقط گوشواره اش را بخوانند. آمدیم سرعت زمینه قدیمی را کمی بیشتر کردیم که هم کار نوحه را انجام دهد و هم کار زمینه را. قدیم زمینه می خواندند، بعد سه چهار بند نوحه می خواندند که بین هر بند هم مستمع باید بند اول را جواب می داد، بعد هم واحد و بعدش هم جفت می خواندند و جلسه تمام می شد. جایی هم برای شور نمی ماند.
 
جای شور با ادغام نوحه و زمینه باز شد. جرقه اش هم از اینجا شروع شد که من یک شعری را آمدم با ریتم تند در شور بخوانم، بعد گفتم که همین را سنگین بزنید که شد زمینه. بعد همین زمینه، با یکی بزن و یکی نزن شد واحد سبک جنوبی. سال 77 بود که شروع این اتفاق بود. کلا به این نتیجه رسیدیم که سینه زنی سه بخش زمینه، واحد و شور باشد. یک قانون نانوشته هم هست، یعنی بعضی اوقات چیزهای دیگر هم به آن اضافه می شود.
 
اینکه به این فکر افتادید برای هر شب آهنگ سینه زنی هایتان متفاوت باشد دلیلش چه بود؟
 
به این فکر بودم که اگر قرار شد یک نفره بجنگم چطور باید بجنگم، البته نه اینکه دیگران نباشند، الحمدلله سایر رفقا هم دارند کار میکنند و می کردند، ولی گفتم فرضا من یک نفر باشم چه کار باید بکنم. این همه آهنگ دارد از آنطرف آب می آید، البته الان داخلی ها هم چیزی کم ندارند! من جواب این همه آهنگ را با یک واویلا واویلا یا واغربتا واغربتا بدهم؟ به این نتیجه رسیدم که باید آهنگ سازی بکنم. شاید اگر دنبال شعر را بگیرم خیلی موفق باشم، ولی دیدم الان وظیفه من این است. خیلی ها هم ایراد می گیرند و مثلا می گویند شما باید به امام حسین (ع) برسی و آهنگ سازی و این ها چیست... اما بنظرم این جزو کارهای تخصصی است که الان باید در جلسات انجام شود. حضرت آقا هم روی هنر تاکید دارند، این که هنرمندانه ساخته شود، هنرمندانه خوانده شود.
 
این آهنگ سازی فنی است یا تجربی است؟
 
هم تحقیق دارد هم تجربه. یک سری چیزها هست که اصلا مال ماست یعنی شاید خیلی از آهنگ سازها در دنیا به آن نرسیده باشند. بخاطر اینکه در موسیقی یک نفر می خواند و خلٱش را هم با ساز پر می کند. ولی ما که سازی نداریم. ولی می‌توانیم خودمان ساز خواندن خودمان باشیم. صدای گریه ساز است، صدای نفس ساز است، صدای سینه زدن ساز است. چون ساز  در آهنگ های ما ندیده گرفته می شود، خیلی از خواننده های آنطرف می گویند که ما این جنس آهنگ را می خواهیم که ساز ندیده گرفته شود و جایی که لازم است از آن استفاده شود. مستنداً می‌گویم آقایانی که ترانه می‌سازند به من گفتند بیا برای ما آهنگ بساز و انقدر پول بگیر. اینها حالا داخلی هستند. جالب اینجاست برخی از خارج کشور پیدایمان می‌کنند و می‌گویند آهنگ‌های شما را می‌خریم. آنهایی که آنطرف آب می‌خوانند و اتفاقا خیلی هم مطرح هستند. اما من اگر یک نوای دو ثانیه‌ای بتوانم بسازم آن را فقط برای سید الشهداء (ع) می‌سازم.
 
درخصوص اشعار سینه زنی ها هم که زبان محاوره ای و فلکلور هست، از حضرت آقا هم سوال کردیم ایشان مخالفتی نداشتند.
 
شما یک اتفاقی را شروع کننده اش بودید و حالا دامنه گسترده ای پیدا  کرده و فراگیر شده، مسیری که دیگران رفتند را چقدر ادامه راهی می دانید که خودتان آغاز کردید؟
 
ببینید نمی توانیم مثلا بگوییم با ماشینت نرو مسافرت، چون ممکن است پنچر شود. ما نمی توانیم حرکت نکنیم چون ممکن است انحطاطی پیش بیاید. موضوع این است که الان اسم هر مداحی می آید همه فکر می کنند همه در یک سطح از مداحی هستند. بعضی مواقع من یک چیزهایی می شنوم که بعضی ها خوانده اند، می پرسم این چه کسی است، اسمش را هم که می گویند نمی شناسم. برخی کلمات امروزی را نمی توان وارد شعر هیات کرد. بعضی ها می خواهند یک کار نو انجام دهند و یک دفعه می آیند مثلا شعر می سازند »نوار مغز سرم...»،  خب این ها جایی ندارد.
 
مرز نوآوری کجاست؟
 
تا آنجایی است که به تو اجازه داده اند مانور دهی. بیرون از آن مرز دیگر حساب نیست.
 
اثر حضور شهدا در  هیاتتان و تاثیرش در فضای جلسه چقدر بوده؟
 
شهید اگر اثر نداشته باشد که فایده ندارد. آقا می فرماید که شهدا ستاره اند که ما راه را گم نکنیم. پانصد چهل شهید پای من را می کشانند آنجا، کمکم می کنند، راهم می اندازند، حمایتم می کنند، آنها دارند من را نگه می دارند که بتوانیم کاری انجام دهیم. آنها هستند که بعضی وقت ها الهام می کنند. نمی شود سرسری رد شد؟ همینطوری بیایم یه گریه ای کنیم و سینه ای بزنیم و برویم؟
 
تاثیر جلسه هیات رایت العباس بر منطقه شمال شهر که شاید بافت خاصی از مردم آنجا سکونت دارند چقدر بوده؟
 
اینطور هم نیست که شمال شهر همه بی دین باشند، متدینین زیادی هم آنجا هستند. بالاخره آفت بالاشهر زیاد است، زبان و جنس خواندن تفاوت باید داشته باشد. البته مستمعینی که امامزاده علی اکبر می آیند بیست درصدشان شمرانی هستند. از شب چهارم پنجم محرم به بعد، مستمع داریم که از شهرستان می آیند و در میادین اطراف چادر می زنند یا شب ها در ماشین می خوابند که بعد از ظهر در جلسه شرکت کنند. البته سپاه شمیرانات هم برای اسکان این افراد کمک کرده.
 
خودتان با کدام یک از کارهایی که در این چند ساله خواندید بیشتر ارتباط برقرار می کنید؟
 
الان نمی دانم کدام را بگویم. باورتان شاید نشود، من به چیزهایی که خوانده ام دیگر دل نمی بندم، چون دیگر هر چه بوده خواندمش. به فکر چیزهایی هستم که هنوز نخواندم و حرصش را می خورم. معمولا از ماه شعبان برای آماده کردن کارهای محرم استارت می زنیم.
 
زمینه «دامن کشان» در سال های اخیر، فکر میکنم از کارهایی بوده که خودتان خیلی با آن ارتباط برقرار کردید و ماندگار هم شد
 
این زمینه اینطور ساخته شد که ما با محمد آقای صمیمی جایی بودیم و همه کارهای محرم را آماده کرده بودیم، وقتی داشتیم جمع می کردیم بیاییم سمت خانه به محمد آقا گفتم زمینه حضرت ابالفضل ماند، گفتم تا شما داری جارو میکنی من می سازم و همین طوری درست شد.
 
یک سنتی بین من و برادرم آقای صمیمی، هست. شما تا حالا شاید نشنیده باشید که یک چیزی را که من خوانده ام، من بگویم من ساخته ام یا آقای صمیمی بگوید من ساختم، از هر کداممان بپرسید می گویم آن یکی ساخته، چون به محضی که بگویم من ساختم یا آن بگوید من ساختم خرجمان سوا می‌شود.
 
با تشکر از شما بدلیل وقتی که در اختیار ما گذاشتید
 
موفق باشید


:: بازدید از این مطلب : 2135
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران