میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 بهمن 1394

 

مراسم گرامیداشت مدافع حرم اهل بیت (س) پاسدار شهید محمد کامران از طرف آیت الله جاودان با سخنرانی حجت الاسلام پناهیان و مداحی حاج امیر عباسی در حسینیه مرحوم شیخ مرتضی زاهد (ره) برگزار شد.

_ بحث امروز را با یک مثال ساده شروع می کنم . بازیگر خوب کسی است که بتواند هر نقش خوب را ایفا کند و در یک تیپ مخصوصی در ذهن مخاطب جا نگیرد و مردم او را هم فن حریف بدانند. بازیگر باید آماده باشد نقش های مختلفی که کارگردان از او می خواهد ارائه دهد. بازیگر خوب بازیگری است که بتواند با گفته های کارگردان خودش را تطابق دهد. یعنی خودش نباشد آنی باشد که کارگردان از او می خواهد و الا اسمش به عنوان بازیگر خط می خورد. من البته فکر می کنم هر اتفاقی در عالم می افتد می تواند به انسان در فهم یک سلسله معانی بالای دینی کمک کند. اینکه در روایت فرموده اند در هر صحنه ای برای مومن عبرت و درسی است همین است.

_بازیگر کسی است که اگر کارگردان نقشی از او خواست بتواند ایفا کند. نقش را خوب باید بازی کند نباید خودش باشد. نگوید من امروز خسته ام و نمی توانم این نقش را انجام دهم . در ارتباط با پروردگار عالم ما باید چنان حالتی را داشته باشیم. حالا اولین باری که این بحث مطرح شد زمانی بود که ابلیس تمرد کرد بر سجده بر آدم. گفت من نمی توانم این کار را بکنم. من جایش 6 هزار سال عبادت کردم. بعد یک لحظه تکبر کرد. تکبرش را چطور توجیه می کرد. می گفت اگر بحث عبادت شماست من اینطور که تو می گیی نمی توانم عبادت کنم. ولی آنطور که خودم بلدم دو هزار سال جای این سجده ای که تو می گویی عبادت می کنم. خدا در پاسخش گفت: برو گمشو. تمام شد. هبط عمل یعنی همین . یعنی 6 هزار سال عبادت به خاطر یک لحظه تکبر هیچ شد .

_امیرالمومنین (ع) در خطبه قاصعه می فرماید که احکام خدا در آسمان و زمین یکی است.خدا یک ملکی را اینطور ساقط کرد ، آیا به یک بشر که آن هم این پشتوانه عبادت را ندارد رحم خواهد کرد. آنجا خداوند بحث بازیگر را وسط کشید. فرمود : من می خواهم بندگی کنی هرجور که من می خواهم نه هرجور که تو می خواهی و دلت می خواهد. من دلم می خواهد یک جور دیگر بندگی کنی.

 

 

_در وصیت نامه این شهید بزرگ در کنار بسیاری از کلمات عرشی دیدم مضمون این بحث را هم صریحا آورده است. که خدایا دوست دارم به شکلی پیش شما بیایم که شما دوست دارید.

_یکی از شهدای تفحص از رفقای قدیم ما بود. کسی هم زیاد نمیشناختش . بعد از شهادتشان من فهمیدم یک بچه فلج دارد. رفته بود امام رضا(ع) و گفته بود من می روم شفای بچه ام را می گیرم. بعد در خواب دیده بود امام رضا(ع) به او گفته بود که بگذار باشد و او هم گفته بود چشم . بله آدم به اینجا می رسد.اهمیت این بحث به این است که معمولا نوع آدم ها نقطه مقابل این تصور هستند. فکر می کنند ما باید برای یک سلسله رفتارهایی آماده بشویم و بعد آن رفتار را انجام بدهیم ولی نه. ما باید ببینیم بعدا به ما چه ماموریتی می دهند.. معمولا خدا به یک رفتار خوب آدم را عادت می دهد بعد می گوید نمی خواهد بیا این کار را انجام بدهی و اینجاست که آدم کم می آورد. مثل ابلیس که کم آورد. خدا می فرماید: تو باید به دستورات من گوش بدهی و انجام بدهی و بعد می گوید که این کار را انجام نده. اینجاها خیلی ها گیر می کنند.اصلا از بد بود بودن به خوب شدن انگار فرع ماجراست.

_آقاجان گناه نکن ، بچه خوبی باش ! این مقدمه است. اینکه کاری ندارد اصلا. این اول ماجراست. حالا می گویند که اینجوری خوب باش این کفر آدم را در می آورد. یعنی کسی که هر دستوری دادند انجام بدهد و آماده برای نقشی که خدا ازش خواسته است بشود . کسی که صادقانه این را بخواهد شهید می شود و شهید هم نشود مثل شهداست.



:: بازدید از این مطلب : 2828
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 29 دی 1394

مسجد ارک تهران نقش ویژه ای در تاریخ انقلاب دارد. بخش عظیمی از تاریخ مبارزات انقلاب در این مسجد رقم خورده است. سخنرانی و حضور بسیاری از علمای برجسته و انقلابی چون آیت الله حائری به عنوان امام جماعت مسجد، مرحوم فلسفی، آیت الله بروجردی، آیت الله مکارم شیرازی، شهید مطهری ، شهید بهشتی و شهید مصطفی چمران بخشی از برگ های درخشان این مسجد است. در سال های اخیر نیز این مسجد نقطه ثقل هیئت های تهران محسوب می شود. برنامه های عزاداری ایام محرم و فاطمیه و مناجات های پرشکوه شب های ماه مبارک رمضان با مداحی حاج منصور ارضی اهمیت این پایگاه مردمی را دوچندان کرده است. به بهانه افتتاح پایگاه بسیج شهدای مسجد ارک در هفته جاری گفت و گوی کوتاهی با حاج منصور ارضی ذاکر با اخلاص اهل بیت(ع) داشته ایم که در ادامه می خوانید: * به تازگی شاهد افتتاح پایگاه بسیج شهدای مسجد ارک بودیم . شما در سخنان خود در مراسم افتتاحیه بر پرورش یاران با اخلاق و ولایتمدار بسیجی تأکید کردید؛ چگونه می‌توان به این موفقیت رسید؟ نوع انتخاب بسیجی بر چند پایه استوار است؛ در قدم اول می‌بایست با تقوا باشد. دوم، با درد مردم آشنا باشد. البته من در سخنان خودم به ملاک‌ها و معیارهای بسیجی اشاره کردم که در این‌جا لازم است اشاره کنم ملاک با مصداق فرق دارد. نماینده باید دارای ملاک باشد؛ پس باید بسیج احساس تکلیف کند و هوشیار باشد که این ملاک‌ها را مدنظر قرار بدهد. چرا‌که این ملاک‌ها همچون پلاک‌هایی هستند که روزی در جبهه‌های نبرد سند شناسایی رزمنده‌ها بودند و امروز همین ملاک‌های گفته‌شده می‌تواند سند شناسایی یک نماینده بسیجی در خانه ملت باشد که تشخیص افراد دارای این ملاک‌ها با یک دید الهی میسر است. *جنابعالی در قالب تبیین رسالت بسیج ، به انتخابات و حضور نمایندگان با شناسنامه و هویت یک بسیجی اشاره کردید؛ در این باره بیشتر توضیح می دهید؟ ملیت نماینده پیش از ایرانی بودن، باید اسلامی باشد. یعنی ببینید آیا مومن واقعی است و یا خیر؟! مردم ما باید در این میدان فریب شعارها و گفتارها را نخورند. تحت تأثیر جوسازی و تعصبات نباشند! کارها را ببینند؛ کار یک نماینده خدایی است و نه جناحی! «تخلّقوا باخلاق الله...»- یکی از راه‌های تخلّق به اخلاق الهی، جهاد با نفس است. البته در این مسیر داشتن استاد و شرکت در مجالس مذهبی و حضور در گروه‌های سالم نیز لازم است. *فلسفه تشکیل پایگاه بسیج و تقویت این جبهه در مقابل میدان‌های سخت جنگ نرم دشمن چیست؟ بگذارید این‌گونه پاسخ بدهم که بسیجیان ابتدای انقلاب این رسم را داشتند که با روزه‌داری(دو روز در هفته یا بیشتر) و یا اهتمام به سایر اعمال عبادی اقدام به پاکسازی و خودسازی می‌کردند. زیرا بسیجی‌بودن فقط به لباس نیست؛ یک بسیجی باید دستورالعمل هایی را که برای طلاب علوم دینی گفته شده، انجام دهد.

 

* گفتگو از مجتبی برزگر



:: بازدید از این مطلب : 2302
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 29 دی 1394

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

 

_ بالاترین سرمایه ای که خدا به ما انسان ها ارزانی داشته نعمت عقل است که وجه تمایزما انسان ها با حیوان همین عقل و ادراک انسان است. از رهگذر عقل که اسمش پیغمبر درون و یا حجت درون است،بنا به گفته نورانی امام کاظم انسان می تواند مسیر صحیح را از مسیر ناصحیح تشخیص دهد. _ نعمت عقل انسان را به سمت بندگی و عبودیت سوق می دهد. به سمت یکتا پرستی که ای انسان سرمایه های وجودی خود را جایی بگذار که صددرصد سود نصیب تو شود. کارهایی که از انسان ها سرمی زند و آنها را به سمت غیر خدا سوق می دهد جهل است. جهل انسان را از ولایت خدا خارج می کند و تحت ولایت ابلیس و شیطان قرار می دهد. اما عقل انسان ها را از ولایت های مختلف خارج می کند و تحت ولایت خدا قرار می گیرد. _ انسان عاقل اجازه نمی دهد که سرمایه هایش هرز برود و از بین برود. انسان عاقل سرمایه هایش را در محضر دزد و راهزن قرار نمی دهد. انسان عاقل کسی است که استفاده حداکثری از سرمایه ها می برد و جایی سرمایه گذاری می کند که ذره ای احتمال ضرر ندهد. _ در وجود انسان یک سری سرمایه هایی مانند عمر و زندگی و جوانی و عدم گرفتاری و سلامتی وجود دارد. این سرمایه ها را باید جایی هزینه کرد که انسان را به سمت بندگی خدا سوق دهد.جوان می تواند از جوانی خود لذت ببرد. جوانی که از همه تعلقات می گذرد و به دفاع از حرم می پردازد. چه اتفاقی می افتد که چنین می شود. این افراد در دوران جوانی به اوج عقل رسیده اند. _ کسی که سرمایه خود را برای خدا هزینه کند اولین کسی که خریدارش می شود خود خداست. روایت است کسی که در محبت خدا سماجت قرار دهد و محب خدا شود ، عاشق خدا می شود و کسی که عاشق خدا شود خدا عاشق او می شود و کسی که خدا عاشق او شود نزد خدا می رود. خدا دیه عاشق خود را می دهد. این دیه خود خدا می شود. این ها زنده هستند. این ها عند ربهم یرزقون هستند.این جوانان از چیزی که خدا به آنها داده شاد هستند. این جوانان با رسیدن به اوج عقل در مقابل تعلقات قرار می گیرند و عقل را در مسیر خدا قرار می دهند. _ دو نکته بسیار مهم است که باید به آن توجه کرد و می توان آنها را انجام داد که با انجام آن یک عمر انسان ارتزاق کند. اول این که به آنچه که خدا به گردن ما قرار داده است کوتاهی نباید کنیم. رأس این نماز است. از رهگذر نماز در وادی خدا می توان قرار گرفت که با سرعت بسیار زیاد انسان به رشد و درجه ای می رسد که باور کردنی نیست. _ دومین مورد هر چیزی که احساس می کنید انسان را از خدا دور می کند کنار بگذارید. اجازه ندهید هیچ چیز جای خدا را در قلب انسان بگیرد. گناه قلب انسان را آزده و خدشه دار می کند. گناه لکه ای است که بر لوح صاف و پاک قلب قرار می گیرد. فکر خود را در بندگی خدا و اتصال به سیدالشهدا آرام کنید. _ جوانی دوران آزمون و خطا نیست و راحت از دست انسان می رود. حداکثر استفاده را باید از عمر کرد.با انجام واجبات و ترک محرمات می توان از عمر استفاده حداکثری کرد. اگر محبت امام حسین(ع) را در دل دارید بدانید خدا به شما نگاه کرده است. _ نشانه عقل و انسان عاقل چهار ویژگی است. اولین نشانه دل نبستن به دنیاست ، دوم روی آوردن به آخرت و سومین مورد توشه برداشتن برای شب اول قبر و چهارمین مورد آماده بودن برای روز قیامت است.

 



:: بازدید از این مطلب : 2340
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 25 آبان 1394

آهنگ نازدانه ارباب به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)

با صدای میلاد حیدری و علیرضا حیدری

 

با کیفیت 320

با کیفیت 128

 



:: بازدید از این مطلب : 3414
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 30 مهر 1394

شهیدنیوز: امروز نصف‌جهان میزبان یکی از اهالی بهشت است، مسلم خیزاب که فرماندهی گردان یا زهرا (س) لشکر ۱۴ امام حسین (ع) را بر عهده داشت، به کاروان شهدا پیوست تا امروز پیکر مطهرش بر روی دست مردمان دیار شهیدپرور و ولایت‌مدار اصفهان تا خانه ابدی در گلستان شهدا تشییع شود.

 

امروز شهر گنبدهای فیروزه‌ای میزبان شهید مدافع حرمی است که سعادت ابدی را بر زندگی چند روزه دنیوی ترجیح داد و در نهایت نیز در آستانه عاشورای حسینی، به افتخار حسینی شدن دست یافت تا ما جاماندگان زمزمه کنیم ای عاشق راه حسین، ای سربلند میدان بصیرت، ای یاور ولایت و ای مدافع حرم اهل‌البیت، شهد شیرین شهادت گوارایت باد.

 

*شیرزنی که رسالت زینب‌وار بر عهده گرفت

 

مسلم خیزاب به آرزوی دیرینه‌اش که همانا شهادت و وصال معبود بود، دست پیدا کرد و همسر وی امروز زینب‌وار رسالت پاسداری از خون این شهید بزرگوار و تحقق خواسته وی مبنی بر ولایت‌داری و تبعیت محض از مقام عظمای ولایت را بر عهده گرفته است.

 

متانت خانم رنجبر در طول گفت‌وگو و صبر و طاعتش در غم از دست دادن شریک زندگی ۱۱ ساله و پدر فرزندش نشان می‌دهد که این شیرزن در قبال سرخی خون همسرش، رو سفید خواهد شد.

 

همسر شهید مسلم خیزاب به یادآوری وداع آخر با او پرداخته و می‌گوید: حدود ۶۰ روز قبل بود که وی راهی سفر شد؛ از قبل می‌دانست که سرنوشت شهادت در انتظار اوست و وصیت کرده بود در گلستان شهدا و نزدیکی‌های مزار شهید حسین خرازی به خاک سپرده شود.

 

نخستین بار در مدینه و روبروی گنبد حرم حضرت رسول (ص) بحث رفتن به سوریه را مطرح کرد و جواب مرا خواست؛ قبل از اینکه حرفی بزنم، گفت اگر جوابت منفی باشد، باید فردای قیامت جواب حضرت زینب (س) را بدهی. من هم در جواب گفتم رضایت دارم بروی و ان‌شاءالله صحیح و سلامت بر می‌گردی اما وی تاکید داشت که شهید می‌شود.

 

وی به وداع شهید با یارانش در گلستان شهدا نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: سر قبر شهید تورجی‌زاده که رفتیم، دقایقی با این شهید آهسته درد و دل کرد و گفت: آمین بگو؛ من هم دستم را روی قبر شهید تورجی‌زاده گذاشتم و گفتم هر چه گفته را جدی نگیر اما همسرم دوباره تاکید کرد تو که می‌دانی من چه می‌خواهم، پس دعا کن تا به خواسته‌ام برسم.

 

*جواز شهادتش را از شهدای غواص گرفت

 

مراسم تشییع شهدای غواص و بازگشت پرستوهای مهاجر به وطن، شهید خیزاب را برای پیوستن به کاروان شهدا هوایی کرده و لحظه‌شماری می‌کرد تا به یاران شهیدش بپیوندد.

 

همسرش در این‌باره می‌گوید: بعد از مراسم تشییع شهدای غواص که وی ساعت‌ها در کنار آن‌ها بود، گفت: اول شهادت و بعد سلامتی خانواده را از شهدای غواص خواستم و به هر دو خواسته نیز خواهم رسید. وی همواره می‌گفت آرزو دارم با گلوله مستقیم دشمن شهید شوم و به من نیز تاکید کرد اگر دیدی سر بر تن من نیست، گلوگاهم را ببوس و بگو خدایا این قربانی را از ما بپذیر.

 

*یادگار شهید خواب شهادت پدرش را دیده بود

 

محمدمهدی پنج ساله یادگار شهید خیزاب است که با وجود اینکه شهید شدن پدرش را در خواب دیده، امروز دلتنگ پدری است که به مولا و امامش اقتدا کرده است.

 

همسر شهید خیزاب در این‌باره می‌گوید: چند وقت قبل محمدمهدی برایم گفت که خواب دیده همسایه‌‌مان که شهید شده، ستاره‌ای به وی داده و گفته پدرت شهید می‌شود.

 

وقتی خوابش را برای من تعریف کرد، نگران بود که من ناراحت شده باشم اما به وی گفتم که پدرش به سلامت از سفر باز خواهد آمد.

 

دادن خبر شهادت پدر به محمدمهدی خردسال کار ساده‌ای نیست اما این شیرزن اصفهانی، با تکیه بر مهر و محبت مادری، خبر شهادت پدر را به یگانه فرزند داده است.

 

محمدمهدی از اینکه پدرش در گلستان شهدا به خاک سپرده می‌شود، خوشحال است، زیرا به خیال خودش حالا می‌تواند با دوچرخه‌اش در محوطه گلستان شهدا بازی کند.

 

*سفارش شهید خیزاب به شهید خرازی

 

شهید خیزاب در آخرین حضورش در گلستان شهدا سفارش محمدمهدی را به شهید خرازی کرده است.

 

همسر وی در این باره می‌گوید: من نمی‌دانستم که شهید خرازی پسری به نام محمدمهدی دارد اما شنیدم که همسرم سفارش پسرمان را به شهید خرازی کرد و گفت که وی نیز پسری همنام فرزند ما دارد.

 

در این لحظه به وی گفتم چرا می‌خواهی ما را تنها بگذاری که وی جواب داد: شما خدا را دارید و تنها نخواهید بود؛ شما که بالاتر از حضرت زینب (س) و خانواده امام حسین (ع) نیستید که در صحرای کربلا تنها مانده بودند.

 

وی ادامه می‌دهد: شهید خیزاب از من خواست که پس از شهادتش، بی‌تابی و گریه و زاری نکنم تا ترحم کسی برای ما جلب نشود.

 

همسر شهید خیزاب با الگو گرفتن از حضرت زینب کبری (س) به خواسته شوهرش عمل کرده و امیدوارانه از جلب رضایت وی می‌گوید: روز گذشته بعد از مراسمی که تعدادی از همرزمان همسرم برگزار کرده بودند، یک لحظه پلکم روی هم رفت و در خواب همسرم را دیدم که خوشحال بود و مرا از بابت اینکه به وصیتش عمل کرده و برایش آبروداری کردم، تحسین می‌کرد.

 

**به جای فامیل‌های وابسته بنویسید لشکر امام حسین(ع)

 

شهید مسلم خیزاب قبل از شهادت از همسرش درخواست‌هایی داشته که رنجبر با تشریح آن‌ها می‌گوید: حرف اول و آخر شهید این بود که گوشتان به حرف امام خامنه‌ای باشد و راه شهدا را ادامه بدهید.

 

وی ادامه می‌دهد: همسرم علاقه زیادی به مقام معظم رهبری داشت و سفارش کرده بود در اعلامیه‌شان، عکس و جمله‌ای از ایشان باشد.

 

رنجبر با اشاره به وصیت این شهید می‌گوید: شهید خیزاب دوست داشت مراسم ترحیم وی مکانی برگزار شود که نفس و بوی سپاه را داشته باشد و بنا به علاقه وی، مراسم ترحیم در ناحیه امام صادق برگزار می‌شود، همچنین وی تاکید داشت که در اعلامیه به جای فامیل‌های وابسته بنویسند سپاه پاسداران و لشگر ۱۴ امام حسین؛ جا دارد از همکاری و مساعدت لشگر ۱۴ امام حسین و دوستان و همرزمان وی که در این روزها در کنار خانواده ما بوده‌اند، تشکر کنم.

 

*گلستان شهدای اصفهان امروز میهمان دارد

 

شهید مسلم خیزاب به خواسته‌اش رسید و ردای شهادت را بر تن کرد تا اینگونه خطاب به وی بگوئیم آن هنگام که در جلوی چشمانت، یاران شهادت‌طلب رفته و شجاعت و ایثار به نهایت می‌رساندند، نمی‌پنداشتی که نعمت بزرگ شهادت نصیب تو نیز خواهد شد اما امروز یاران شهیدت در گلستان شهدای اصفهان به استقبال تو آمده‌اند، شهید خرازی مدال شجاعت بر گردنت خواهد آویخت و میهمان نوحه باصفای یازهرای شهید تورجی‌زاده خواهی شد.



:: بازدید از این مطلب : 3219
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟

ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟

ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟

اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟

دلگیرم از این روزهای بی تو بودن

این روزهای از فراق تو سرودن

روزی که میایی نمیدانم که هستم

آه ای عزیز فاطمه خالیست دستم

من چشم بر دیدار چشمان تو بستم

هرشب اگر در مجلس روضه نشستم؛

امشب هم از خونابه های تشت خواندیم

هم زان تنی که پاره پاره گشت خواندیم

کم کم جوانی هم به سر آمد ولی تو...

از لحظه ی رفتن خبر آمد ولی تو...

عمری محرم شد صفر آمد ولی تو...

عمری به جان ما شرر آمد ولی تو...

این عبد بی مولا نمیخواهد جهان را

از غم رها کن دیگر ای صاحب ،زمان را



:: بازدید از این مطلب : 3216
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه و محرمی

 

آه دلم به آینه زنگار می زند

پیراهن وصال تنش زار می زند

عمرم،جوانی ام، همه خرج گناه شد

این گریه ها زیان مرا جار می زند

دیگر چرا اجل، به خدا که همین فراق

عکس مرا به سینه ی دیوار می زند

حالم شبیه حالِ بد مجرمی ست که

سیلی نخورده دست به اقرار می زند

چون ورشکسته ای شده ام که به هستی اش

چوب حراج از سرِ اجبار می زند

بر روی من حساب نکن جمعه ی ظهور

سنگت به سینه، نوکر غمخوار می زند

خون هزار عاشق این شهر پای توست

خال لب تو دست به کشتار می زند

با اینکه رو به قبله شدم، دل خوشم هنوز

گاهی سری طبیب به بیمار می زند

شرمنده ام نمرده ام از رنج روضه ها

خیلی بد است کارگر از کار می زند

لعنت به نانجیب مدینه که بی هوا

سیلی به پابه ماه عزادار می زند

چون روز روشن است از امروز کوچه اش

فردا سه ساله را سر بازار می زند

پنجاه سال بعد به اسم سه شعبه ای

مسمار را به چشم علمدار می زند



:: بازدید از این مطلب : 3160
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات

 

به دریا رَوَد آب جویی که داریم

به مِی می‌رسد این سبویی که داریم

میسّر نگردد به بال "وبالی"

هوای پریدن به کویی که داریم

به جز آب از چاهِ ناله کشیدن

چه شد حاصل از جستجویی که داریم؟!

به چه رویی آخر شما را بخوانیم؟

اگر با چنین خُلق و خویی که داریم!

بدون تو در دوره‌ی سخت غیبت

نرفت آب خوش از گلویی که داریم

ز خون شهیدانِ این آب و خاک است

اگر هست نام نکویی که داریم...

به شاهیِ عالم خدایی می‌ارزد

در خانه‌ات آبرویی که داریم

فقط با همین روضه‌ها درامانیم

ز هر فتنه‌ی پیشِ‌رویی که داریم

اگر خوب یا بد، غلام حسینیم

ز کرب و بلاست عطر و بویی که داریم

حرم با تو رفتن صفا دارد آقا...

چه بی‌انتهاست آرزویی که داریم



:: بازدید از این مطلب : 3865
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

حال ما بی تو شبیه است به باران بودن

میخورد از جهتی هم به بیابان بودن

مثل باران ز غم یار فقط باریدن

چون بیابان نفس افتاده و بیجان بودن

هرکس از غیبت طولانی تو سهمی برد

سهم ما نیز شد از هجر پریشان بودن

مدتی میشود از فیض بکا محرومم

چشم آلوده کجا لذت گریان بودن

بی تو قرآن به روی طاقچه ها خاکی شد

شرمساریم ازینگونه مسلمان بودن

بدم اما نروم جز در تو جای دگر

مزه دارد به سر خوان کریمان بودن

تو طبیب دل بیمار منی آقا جان

باتو ننگ است پی دارو و درمان بودن

مرد و مردانه به دیدار خطرها رفتیم

نمی آید به گدای تو هراسان بودن

هرکجا نام حسین است میاید یوسف

پس چرا در پی تو راهی کنعان بودن؟

تو بیا روضه بخوان گریه به پایش با ما..

جان سپردن ز غم کرببلایش با ما

 



:: بازدید از این مطلب : 3102
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 21 مهر 1394

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

دستِ ما گیر كه در ورطۀ غم می اُفتیم

یـادِ ما بـاش كه ما یادِ تو كم می اُفتیم

بـاید اینـجا بنشیـنیم كه مـا را بخرند

گریه كـن، گریه و گر نه ز قلم می اُفتیم

لطفِ چشمـانِ تـرِ مادرمـان بود اگر

كه درِ خـانۀ اربـابِ كَـرَم می اُفتیم

ریشۀ ما همه در خاكِ حسینیۀ توست

دستِ مـا نیست كه در پایِ عَلَم می اُفتیم

می زنیم آنقدر از عشق بر این سینه كه باز

مثـلِ گیسویِ تو بر شـانۀ هـم می اُفتیم

تا نفس هست حسین است، حسین است، حسین

حق بـده پیشِ تو هـر نیم قـدم  می اُفتیم

مـادر افتاد زمیـن تا كه نیـوفتیـم از پـا

تـا بگوئیـم فـقـط بیـنِ حـرم می اُفتیم

تا شنیـدیم كه بر رویِ كـمر دست گذاشت

در ورودیِ حـرم بـا قـدِ خـم می اُفتیم



:: بازدید از این مطلب : 3263
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران