میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 اسفند 1391

حسن عباسی در دانشگاه اراک: انتخابات آینده سه قطبی بین جبهه متحد، پایداری و اصلاحات است/ در انتخابات باید مکتب اقتصادی جریان‌های سیاسی روشن شود/ ساز و کار تحقق اقتصاد مقاومتی کاهش پله پله ربا از اقتصاد موجود کشور است/ نامزدهای انتخابات نباید توقعات مردم را بالا ببرند. 

به گزارش خبرنگار «نسیم» محور سخنان رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال که در نشست "107 روز تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری" در سالن 8 شهریور دانشگاه اراک برگزار شد؛ بدین شرح است:

 
- تجربه حزبی در کشور ما نوپاست و احزاب مشکلات متعددی دارند. احزاب ما توان اقناع مردم را ندارند، لذا خیلی مطرح نیستند و سیستم سیاسی ما فرد محور است که این هم خیلی دارای تاثیر نیست.
 
- کاندیداها احساسی جلو نیایند، توقعات مردم را بالا نبرند، مولفه‌های عقلانی ایجاد کنند و در یک فضای آرام خود را به رای بگذارند. 
 
- با بررسی دردها نمی‌توان به رفع مشکلات پرداخت لذا نامزدها فقط به نقد وضع موجود نپردازند بلکه آینده را نیز روشن کنند.
 
- کاندیداها در انتخابات نباید فقط به نقد گذشته پرداخته و مسائل را صرفا در فضای سیاسی ببینند.
 
- حزب را از عقبه فکری‌اش می‌شناسند
 
- انتخابات آینده سه قطبی بین پایداری، متحد و اصلاحات است. این سه قطب نگاهشان در اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجه و مسائل دیگر متفاوت است.
 
- ساختار اقتصاد ایران یک مثلث است که یک راس آن اصلاح طلبان با عقبه تئوریک نئوکینزی و راس دیگر آن بخش عمده‌ای از اصولگرایان که بخشی از آن در دولت هستند با عقبه تئوریک فریدمنی هستند. قطب دیگر را رهبری مطرح کردند که اقتصاد مقاومتی است.
 
- اقتصاد نئوکینزی مدل انگلیسی و اقتصاد فریدمنی مدل آمریکایی و برپایه نظریه شوک است.
 
- هر دو مدل ذیل اقتصاد آدام اسمیتی، زیر مجموعه اقتصاد لیبرالی و در مقابل اسلام هستند که در آن حلال و حرام و ربا معنی ندارد. هر دو مدل جواب نمی‌دهد.
 
- لیبرالیزم اقتصادی حدود را برمی‌دارد و مدعی است که حلال و حرام نداریم و همه چیز مباح است. عناصر لیبرال موجود در اقتصاد کشور، در گام اول لیبرال بودن خود را کتمان کرده و در گام دوم منکر وجود لیبرالیزم اقتصادی می‌شوند. 
 
- هدفمندی یارانه‌ها مبتنی بر عقبه تئوریک فریدمنی‌ها صورت گرفته است.
 
- اگر مبتنی بر نظریات فریدمن حرکت کنیم، اقتصاد کشور همین وضعیت را خواهد داشت و اگر مبتنی بر نظریات نئوکینزی که اصلاح طلبان با محوریت مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت حامی آن هستند حرکت کنیم، به سرنوشت کشورهایی نظیر ایتالیا و یونان دچار خواهیم شد. 
 
- دولت‌ها و مجالس کشور در 8 سال آینده باید تمرکزشان روی اقتصاد مقاومتی باشد. اقتصاد مقاومتی از اساس با اقتصاد ریاضتی متفاوت است.
 
- در 8 سال آینده وضعیت اقتصادی ایران و جهان به همین منوال ادامه پیدا کرده و مشکلات ثابت خواهد بود.
 
- بر این اساس دولت‌های آینده ایران مطلقا باید دولت‌هایی اقتصادی- مالی باشند.
 
- الآن باید دولتی شکل بگیرد که مساله شان حل مسکلات اقتصادی در داخل و در نسبت با اقتصاد جهان باشد.
 
- کاندیداها نیز باید مهم‌ترین شعارهایشان اقتصادی بوده، برای آن راهکار ارائه کرده و حتی برای این راهکار تیم معرفی کنند.
 
- در دولت آینده برای حل مشکلات اقتصادی کشور، حتی بخش‌های غیر اقتصادی مانند بخش فرهنگی و بخش سیاسی نیز باید نگاه اقتصادی داشته باشند.
 
- ساز و کار اساسی در تحقق اقتصاد مقاومتی کاهش پله پله ربا از اقتصاد موجود کشور است.
 
- نامزدها باید روشن کنند که طرفدار کدام مدل اقتصادی هستند؟ نئوکینزی هستند؟ فریدمنی اند؟ یا طرفدار اقتصاد مقاومتی هستند؟ عدم طرفداری خود از دو مدل غربی و طرفداری از اقتصاد مقاومتی را ثابت کنند.
 
- کسی در صحنه بیاید که به صراحت اعلام کند که 80 تا 90 درصد کابینه‌اش اقتصادی است. الگویی بومی ارائه کند که در فضای علمی و عمومی کشور به نقد نخبگان و مردم گذاشته شود تا مردم بدانند که کسی را می‌خواهند سرکار بیاورند چه چیزی را می‌خواهد پیاده کند. این بخشی از ساز و کار تمرین مردم سالاری دینی است.
 
- مردم جریان شناسی سیاسی را به طور نسبی می‌دانند اما کمتر جریان شناسی اقتصادی را می‌دانند. 
 
- در دهه اول انقلاب با لیبرالیزم سیاسی جنگیدیم. از دهه دوم با لیبرالیزم فرهنگی مبارزه کردیم. مبارزه با لیبرالیزم اقتصادی که از آن دو وجه لیبرالیزم خطرناک‌تر است از انتخابات آتی شروع خواهد شد.
 
- از آنجا که اساس لیبرالیزم اقتصادی بر ربا استوار است، انسان را نیازمند کرده و به جنگ با خدا می‌کشد. اساس بانک بر ربا و اساس بورس بر قمار است. چگونه ما بورس را اسلامی کرده‌ایم؟
 
- چرا در جریان‌های سیاسی ما اراده عمومی بر زدودن لیبرالیزم از اقتصاد ما وجود ندارد؟
 
- اگر قرار باشد صرفا قطب‌های سیاسی انتخابات را دیده، متوجه نیازهای اقتصادی فردای انتخابات نشویم و مشکلات اقتصادی را زیر لایه‌ای از اختلافات سیاسی پنهان کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد.
 
- شاخص انتخابات در 100 روز آینده روشن کردن مکتب اقتصادی جریان‌های سیاسی است. این سه قطب سیاسی کشور باید نسبت خود را با سه قطب اقتصادی کشور مشخص کنند. 
 
- در 100 روز آینده این 54 نفری که به عنوان کاندیدا مطرح هستند باید به این سوال پاسخ دهند که چه زمانی قرار است تحول عمیق و انقلاب اقتصادی رقم بخورد؟ 
 
- جوهره ربا را باید کسی در 8 سال آینده از اقتصاد کشور بزداید.
 
- کاندیداها یک ساز و کار کمّی ارائه بدهند که در یک بازه 4 ساله چه مقدار از میزان ربوی بودن اقتصاد کشور می‌کاهند؟ الگو و روش ایشان برای زدودن جوهره و زَهر ربا از اقتصاد چیست؟
 
- نه تنها اقتصاد آمریکا، بلکه تئوری‌ها و مبانی علم اقتصاد سقوط کرده است. 192 تن از بزرگان از جمله مراجع تقلید در خصوص ربوی بودن اقتصاد کشور نظر داده و زدودن ربا در اقتصاد را مساله اول کشور عنوان کرده‌اند. حال کاندیداهایی که مدعی هستند برای رفع مشکلات اقتصادی باید با آمریکا رابطه داشت؛ چگونه این دو مساله را توجیه می‌کنند؟ 
 
- آیا مشکل ما این است که چه کسی و با چه روشی باید با آمریکا مذاکره کند؟ اگر رابطه با آمریکا مشکلی را حل می‌کند چرا وضع اقتصادی خود آمریکا و هم پیمانانش (مثل یونان و ایتالیا) این گونه است؟
 
- شاخص ما برای اقتصاد مولد و موفق اقتصادی است که مفاهیم پایه قرآنی در آن نهادینه شده و دیگر ربا مساله اول آن نباشد. 
 
- این دغدغه بزرگان(زدودن ربا از اقتصاد کشور) را باید در جامعه برجسته کرد تا دولت بعدی با چارچوبی سرکار بیاید که بتواند این مشکلات را حل کند.
 
- اگر کاندیدایی روش و الگویی برای تحقق اقتصاد مقاومتی و زدودن ربا از اقتصاد را نداشت؛ اعلام کند که چنین الگویی ندارم اما واقعا حاضرم که این مساله محقق شود. آن گاه با مشورت مراکزی که روی این نظریه‌ها کار کرده‌اند و با تشخیص رهبری الگو و روش مناسب ارائه خواهد شد.
 
- راه نجات مادر 8 سال آینده شکل گیری دولتی اقتصاد پایه است که قادر به عبور دادن کشور از گردنه‌های اقتصادی جهان باشد.
 
- اگر امروز الگوی اقتصادی را به نقطه مطلوب برسانیم، نه تنها کشورهای اسلامی بلکه حتما کشورهای غربی نیز از ما الگو خواهند گرفت.
 
- اگر قرن بیستم قرن امام خمینی(ره)بود، قرن بیست و یکم قرن رهبر معظم انقلاب است.
 
- دشمنان از 5 ماه قبل منتظر بودند که با پایان یافتن ذخایر ارزی تا آخر اردیبهشت، ایران قبل از انتخابات ریاست جمهوری، دچار فروپاشی اقتصادی شده و کشور از درون متلاشی شود، اما با تبدیل ذخایر ارزی به طلا ناکام شدند.
 
- امام (ره) بنی صدر را از مردم نگرفت بلکه مردم را از بنی صدر گرفت.ایشان تحمل کرد تا مردم شخص را بشناسند و خودشان او را کنار بگذارند. روش رهبر معظم انقلاب هم همین طور است.
 
- شان نائب امام زمان(عج) بالاتر از این است که افرادی امثال من مشاور ایشان باشم.
 
- موکول کردن فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها به بعد از انتخابات ریاست جمهوری طرح خوبی بود، چرا که کشور در حال حاضر آماده اجرا فاز دوم نبود.
 
- در تصمیم سازی استراتژیک بدترین حالت این است که شرایط شما را به تصمیم برساند.
 
- جشنواره مردمی عمار عملا به عنوان رقیب جشنواره رسمی کشور است. در حال زایش یک نحله جدید در جریان سینمایی کشور هستیم که این را باید به فال نیک گرفت.
 
- به نظر داوران جشنواره فجر باید احترام گذاشت.
 
- انتظاری از دشمن نداریم. رهبر معظم انقلاب در دیدار با دست اندرکاران جشنواره عمار فرمودند که من تعجب می‌کنم که چرا فیلم آرگو را این قدر دیر ساختند. دشمن دشمنی می‌کند.
 
- کل بودجه نهادهای فرهنگی ما به اندازه هزینه یک انیمیشن هالیوود نیست.
 
- در دهه پیشرفت و عدالت باید مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت حرکت کرد.



:: بازدید از این مطلب : 2492
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 اسفند 1391

به نقل از ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتی، رئيس ستاد اقامه نماز كشور و مفسر قرآن عصر امروز در آئين اختتاميه ششمين جشنواره بهار در جمع برگزيدگان و مسئولان جهاد دانشگاهی به آيه 29 سوره فتح كه می‌فرمايد:«اسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ؛ و بر ساقه‏هاى خود بايستد» اشاره و اين آيه را آيه‌ای در خصوص خود كفايی تفسير كرد.


وی در ادامه با اشاره به تغيير قبله مسلمانان گفت: به سوی قبله نمار خواندن ما به اين معنی نيست كه خدا در آن سو است، بلكه ابتدا پيامبر برای اينكه به سوی بت‌ها نماز نخواند و بت‌پرستان مدعی احترام پيامبر(ص) به بت‌هايشان نشوند، به سوی بيت‌المقدس نماز می‌خواندند، اما پس از هجرت به مدينه چون در مدينه يهوديان حضور داشتند و به پيامبر (ص) می‌گفتند كه به سوی قبله ما نماز می‌خوانی و معلوم است كه دنباله‌رو ما هستی، خداوند آيه نازل و قبله را تغيير داد.

حجت‌الاسلام قرائتی ادامه داد: يهوديان با مطرح كردن اين سؤال كه آيا نماز ايشان طی 15 سال گذشته رو به سوی بيت‌المقدس درست بوده يا خير تلاش كردند پيامبر (ص) را به چالش بكشند اما خداوند با نازل كردن اين آيه كه مشرق و مغرب عالم از آن خداست به آنها پاسخ داد و اجازه نداد كه يهوديان و بت‌پرستان مدعی وابستگی مسلمانان به آنها شوند.

وی دليل حرام بودن تشبّه به كفار از ديدگاه مراجع را خودباختگی معنی دادن تشبّه به كفار دانست و گفت: تشبه به كفار حرام است چون به معنی خودباختگی است و ما حق اين مطلب را نفهميده‌ايم.

حجت‌الاسلام قرائتی با انتقاد شديد از اينكه حتی برخی از خواص نيز به دليل خودباختگی در برابر علم بيگانگان جايگاه علمی قرآن را نمی‌دانند، گفت: يكی از اساتيد دانشگاه از دانشجويان خود خواسته است كه آيات قرآن را در متن پايان‌نامه و تحقيقات خود نياورند بلكه در پاورقی بياورند تا ارزش علمی كارشان كم نشود.

وی در ادامه سخنانش به مقايسه علم قرآن و علم بشری پرداخت و گفت: در علم حقوق هنوز مسئله تجاوز به آبرو مطرح نشده است در حالی كه بيشترين تجاوز در جوامع به آبروی افراد صورت می‌گيرد و هيچ كس نمی‌تواند به دليل اينكه فردی از او غيبت و آبروی او را برده شكايت كند، در حالی كه حفظ آبرو در اسلام به عنوان يك حق آمده است.

اين مفسر قرآن كشورمان آرايش كردن دختران در دانشگاه را از نظر حقوقی ظلم تعبير كرد و گفت: اگر زمانی من توان اين كار را داشته باشم می‌گويم حجاب در خيابان آزاد اما در دانشگاه لازم است. چرا كه آرايش دختران موجب سلب تمركز علمی ساير دانشجويان می‌شود.

وی با تأكيد بر اينكه بی‌هويتی ما را به بی‌ريشگی كشانده است، و داريم مليت خود را از دست می‌دهيم، از عدم توجه به علوم مطرح در مباحث دينی انتقاد كرد و گفت: هنوز در علوم تربيتی دنيا به حدی پيشرفت نكرده است كه بتواند تأثير لقمه حلال و حرام را در تربيت انسان‌ها بررسی كند و علم تربيتی دنيا در اين خصوص سكوت كرده است.

قرائتی افزود: به يك رئيس جمهور سردار سازندگی می‌گويند، اما سردار سازندگی ذوالقرنين بود كه سدی ساخت كه هيچ ميخی درون آن فرو نمی‌رفت، به يك رئيس جمهور مبدع گفت‌و‌گوی تمدن‌ها می‌گويند در حالی كه در قرآن هر چه «قالو، قل» مطرح شده به معنی گفت‌و‌گوی تمدن‌ها است و به يك دولت دولت عدالت‌محور می‌گويند در حالی كه عدالت مطرح را قرآن در حق حيوانات باركش نيز مطرح كرده است و حتی گفته است اگر ناخنتان بلند بود حق نداريد شير بدوشيد چرا كه حيوان را اذيت می‌كند.

وی ضمن بيان اينكه اول بايد انسان‌ها را ملی كنيم حمايت از سرمايه ملی پيشكش، در تشريح مطلب خود، گفت: اكنون در جامعه ما علامت روشنفكری كاشتن چمن به جای سبزی است و برخی دانشجويان ما به حدی بی‌فكر شده‌اند كه وقتی مطرح می‌شود تقليد، ادعا می‌كنند به دليل روشنفكری حاضر به تقليد نيستند در حالی كه تمام مراجع تقليد ما از اساتيد كت‌وشلواری تقليد می‌كنند و هيچ مرجع تقليدی به بهانه اينكه دليل تجويز يك دارو را نمی‌داند از دستور پزشك تخطی نمی‌كند.

حجت‌الاسلام قرائتی اعلام كرد: اگر می‌توانيد يك حرف تازه بياوريد كه در قرآن مطرح نشده باشد. قرآن مطرح كرده است كه بهترين غذا شير مادر است و اكنون بعد از مدت‌ها استفاده از شير خشك، همايش‌های بين‌المللی شير مادر برگزار می‌كنند.

وی ادامه داد: اسلام می‌گويد آب انار نخوريد بلكه انار را با هسته آن بخوريد، چرا كه برای معده خوب است، در حالی كه اكنون آب انار می‌خورند يقيناً چندين سال بعد نيز همايش‌هايی با محوريت فوايد هسته انار برگزار می‌شود.

قرائتی به تشريح نقص‌های علوم جديد ادامه داد و گفت: هنوز هيچ كس نتوانسته است به اين سؤال من پاسخ دهد كه چرا در هر كشوری دانشگاه بيشتر است، آمار جنايت نيز در آن كشور بالاتر است. روانشناسان ما به پسرهای افسرده به عنوان درمان می‌گويند كه با يك دختر دوست شويد و به دخترها تجويزهای بدتری ارائه می‌كنند؛ ما چون از اسلام دور شده‌ايم سيلی می‌خوريم و نمی‌دانيم از كجا سيلی خورده‌ايم.

وی تصريح كرد: مهم‌ترين سرمايه ملی خودتان هستيد، خودتان را باور كنيد. اكنون سرطان اخلاقی در دانشگاه‌های ما رواج پيدا كرده است و از نظر اخلاقی در حال سقوط هستيم. پوك شده‌ايم و پوكمان كرده‌اند و حاضر نيستيم مستقل باشيم به نحوی كه فكر می‌كنيم چون چند كتاب خوانده‌ايم بايد كفش، لباس، رفتار، گفتار و ... متفاوت از سايرين باشد.

حجت‌الاسلام قرائتی در پايان خطاب به دانشجويان حاضر در جلسه گفت: هويت خودتان را كشف كنيد، شما خليفه خدا در زمين هستيد، قيمت شما بهشت است و به كمتر از آن راضی نشويد. استعداد ايرانی بالاتر از متوسط جهانی است و ما كشور خوبی داريم.

 



:: بازدید از این مطلب : 3220
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 09 اسفند 1391

فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت گفت: پدرم با امام (ره) و امام خامنه‌ای رابطه‌ای گرم و ویژه داشت و درباره مسایل فتنه 88 پیش‌بینی‌هایی کرده بود.

حجت‌الاسلام علی بهجت عصر امروز در همایش «در محضر بهجت» با موضوع سیره اخلاقی و خانواده آیت‌الله‌العظمی بهجت فومنی در تالار حکمت دانشگاه گیلان، با بیان اینکه زندگی عالمانه دارای ارزش بسیاری است، اظهار کرد: در مدت کوتاه زندگی در دنیای فانی باید بهترین توشه را برای دنیای فانی آماده کرد.

*عملکرد هر انسان در ارتباط با اعتقادهای اوست

وی درک هدف خداوند برای خلق انسان را بسیار مهم دانست و گفت: حضرت آیت‌الله بهجت به ظاهر مانند انسان‌های معمولی زندگی می‌کردند اما در حقیقت پشت پرده و نتیجه اعمال را می‌دیدند.

فرزند آیت‌الله‌العظمی بهجت، ارزش و اهمیت فراگیری علم و دانش در دین اسلام را بسیار مهم برشمرد و تصریح کرد: علمی ارزشمند است که همراه با عمل و توجه به خداوند باشد.

وی با بیان اینکه برخی انسان‌ها مانند آیت‌الله بهجت به حقیقت هستی فکر می‌کردند، افزود: آنها یافتند که پس از این دنیای فانی، یک دنیای باقی و ابدی وجود دارد و باید برای رسیدن به سعادت در آن دنیا تلاش کرد.

بهجت، عملکرد هر انسانی را در ارتباط با اعتقادهای او دانست و ادامه داد: انسانی که به آخرت اعتقاد ندارد ممکن است هر کاری انجام دهد، اما انسانی که به خدا و آخرت اعتقاد دارد برای رسیدن به سعادت اخروی تلاش می‌کند.

وی با تصریح بر اینکه خداوند مبدٱ جاذبه را به افراد مومن نشان می‌دهد، خاطرنشان کرد: اگر انسان یک گام به طرف خدا بردارد، خداوند نیز 10 گام به طرف او خواهد آمد.

*احترام به والدین عامل سعادت آیت‌الله بهجت بود

فرزند آیت‌الله بهجت، با اشاره به دوران کودکی پدر خود، اذعان کرد: آیت‌الله بهجت در 16 ماهگی مادر خود را از دست دادند و از آن پس توسط خواهری که حدود 10 سال از ایشان بزرگ‌تر بود پرورش یافتند.

وی پدر آیت‌الله بهجت را اهل شعر، ادبیات و علم خواند و افزود: ایشان احترام بسیار زیادی به پدر خود می‌گذاشتند.

بهجت با بیان اینکه آیت‌الله بهجت در بهترین درجه تحصیلی و علمی در تمام مقاطع تحصیلی خود قرار داشتند، تصریح کرد: درس خواندن هدف اصلی ایشان نبود و علم را وسیله‌ای برای رسیدن به سعادت می‌دانستند.

وی احترام به والدین را عامل رسیدن آیت‌الله بهجت به درجات بالای معنوی و سعادت خواند و گفت: ایشان تکبر و خودبینی را در خود کشته بودند.

* صندوق نامه‌های اسرارآمیز آیت‌الله بهجت پس از فوت وی مفقود شد

فرزند آیت‌الله‌العظمی بهجت، ازدواج آیت‌الله بهجت را دارای مبدأ الهی دانست و تصریح کرد: ایشان می‌فرمودند «در نجف تمام مشکلات زندگی را به من نشان دادند و بنده آگاهانه این راه را انتخاب کردم».

وی با بیان اینکه ایشان سخت‌ترین مسیر پیمودن زندگی را انتخاب کردند و متذکر شد: پدرم دارای یک صندوق از نامه‌های اسرارآمیز بود که پس از فوت ایشان مفقود شده است.

*آیت‌الله بهجت در کارهای خانه کمک می‌کردند

بهجت، به کمک پدرش در انجام کارهای خانه اشاره کرد و یادآور شد: آیت‌الله بهجت تا اواخر عمرشان در کار منزل کمک می‌کردند و حتی در تعویض پرده خانه همکاری داشتند.

وی با اشاره به توجه همیشگی ایشان به حضور خداوند، تصریح کرد: ایشان می‌فرمودند «باید احساس کرد که خدایی همواره در کنار ما حضور دارد و اعمال ما را می‌بیند» و آیت‌الله بهجت معتقد بودند انسان باید به آنچه علم دارد عمل کند تا به سعادت اخروی برسد.

*روابط گرم آیت‌الله بهجت با امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای

فرزند آیت‌الله العظمی بهجت، به روابط گرم و ویژه آیت‌الله بهجت با امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای اشاره کرد و گفت: حتی گاهی حضرت امام (ره) به منزل ایشان می‌آمد و در محیطی خصوصی با یکدیگر به گفت‌وگو می‌پرداختند.

وی درباره پیش‌بینی آیت‌الله بهجت درباره وقایع آخرالزمان، اذعان کرد: پدرم درباره مسایل فتنه 88 و آنچه که در دوران آخرالزمان رخ می‌دهد پیش‌بینی‌هایی کرده بودند که بسیاری از آنها روی داده است و نمی‌توانم تمام آنها را بیان کنم.

فارس



:: بازدید از این مطلب : 2516
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 07 اسفند 1391

"خنده بازار" با روندی که نسبت به تمسخر افراد در پیش گرفته، به نوعی این حس را در جامعه مخاطبان القا می‌کند که نقدپذیری به معنای انعطاف افراد در مقابل مسخره شدنشان است.

برنامه طنز "خنده بازار" از ابتدا قرار بوده با هدف ایجاد لحظاتی شاد و مفرح، به بیان نقدهای اجتماعی پرداخته و روحیه و ظرفیت نقدپذیری را میان مخاطبان به ویژه مسئولان ارتقا دهد که این هدف در همان چند قسمت اول پخش برنامه در سری اول کاملا رنگ باخت و جای خود را به تمسخر و استهزا افراد سرشناس داخلی و حتی مسئولان کشوری داد. این برنامه با تمسخر و ادا درآوردن متاسفانه توانست در طول سه سال پخش خود توانسته مخاطبان زیادی را هم جلب کند ولی سوال اینجاست که مردم به چه قیمتی با "خنده بازار" می‌خندند؟
 
موضوعی که حایز اهمیت است، اینکه آیا افراد باید در مقابل مورد تمسخر قرار گرفتن هم انعطاف داشته و ظرفیت خود را بالا ببرند و آیا این رویه درستی در جامعه اسلامی ایرانی است که مسخره کردن جایگزین نقد سالم شود؟
 
نکته جالب آنکه این موضوع نه تنها به واسطه برنامه "خنده بازار" در میان عموم پذیرفته شده است بلکه رسانه‌ای‌ها نیز در مصاحبه‌ با اشخاصی که مورد تمسخر قرار گرفته‌اند، در تلاشند میزان جنبه و انعطاف آنها را اندازه گیری و به مخاطبان عرضه کنند!
 
به این ترتیب مسخره کردن دیگران به یک فرهنگ تبدیل شده و انتقادپذیری ورزشکاران، هنرمندان، سیاسیون و... به این واسطه محک زده می‌شود. از میان افرادی چون علی دایی، فرزاد فرزین، محمد مایلی‌کهن، حمید استیلی، محمدرضا شهیدی فرد، داریوش فرضیایی، مهران مدیری، علی کفاشیان، فریدون جیرانی، محمود گبرلو، مسعود فراستی، مجید قناد، رضا صادقی، عادل فردوسی پور، بهمن هاشمی، احمد نجفی، محمد حسین رنجبران و... افرادی که بارها و بارها در این برنامه رفتارها و گویششان مورد استهزا قرار گرفته است، برخی حتی نسبت به این اتفاق واکنش نشان داده‌اند و این روش درستی نیست که بیندیشیم افرادی که از مسخره شدن خوششان آمده و نسبت به این موضوع واکنش مثبتی داشته‌اند، افرادی باظرفیت و دیگران نقدناپذیر هستند! که شاید این افراد هم به ناچار ناگزیر شده‌اند واکنشی مثبت به این قضیه نشان دهند.
 
مساله جایگزینی استهزا و تمسخر به جای نقد به بهانه لزوم بالا بودن ظرفیت افراد، یک سوی قضیه است و لزوم بررسی این اتفاق در بستر فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی سوی دیگر اتفاق. در حالی که قرآن ریشه معضل استهزای دیگران را نادانی و جهل معرفی می‌کند و خداوند در آیه 67 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: و هنگامی که موسی به قوم خود گفت قطعاً خدا به شما فرمان داد که ماده گاوی را ذبح کنید، گفتند آیا ما را مسخره می‌کنی؟ موسی گفت: پناه می‌برم به خدا اگر از نادانان باشم.
 
همچنین امام سجاد (ع) نیز در حدیثی فرمودند: گناهانى كه باعث نزول عذاب می‌شوند، عبارت‏ند از ستم كردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم و دست انداختن و مسخره كردن آنان. همچنین در سیره نبوی و ائمه بارها بر نقد روش استهزا و تمسخر تکیه شده است و حضرت رسول اکرم (ص) نیز به برخی از افرادی که دوره می‌گرفته و به با تقلید ادای دیگران و یا برنامه‌های تمسخرآمیز قصد جذب افراد را داشتند، توصیه‌هایی داشتند.
 
به نظر می‌رسد نزول سطح سلیقه مردم با استقبال از "خنده بازار" و حمایتی که رسانه ملی با تولید مکرر این مجموعه آیتمی از خود نشان می‌دهد،‌ مخاطبان تلویزیون را در مسیر نادرستی قرار داده و این فرهنگ غلط را در سطح جامعه رواج می‌دهد. در واقع این امر نوعی صحه گذاشتن بر عادات ناپسندی است که همچون لطیفه ساختن برای اقوام مختلف در میان مردم شایع است. همچنین چنین برنامه‌هایی بازار بلوتوث‌ها و پیامک‌ها و فایل‌های تصویری در تمسخر افراد به ویژه افراد صاحب‌نام را نیز داغ‌تر می‌کند. چرا باید فرهنگ استهزا و تمسخر درباره چهره‌های شاخص و حتی روحانیون رواج پیدا کند؟ آیا رسانه ملی که قرار بود دانشگاه بزرگی برای همه ملت ایران باشد به جای فرهنگسازی قرارست زیرساخت‌های فرهنگی را تخریب کرده و به‌جای ایجاد همدلی باعث دلخوری باشد؟
 
گرچه "خنده بازار" در آیتم‌هایی که به یک عادت نادرست یا غلط مصطلح به صورت عمومی اشاره کرده یا رفتار اداری کارکنان یا ویژگی‌هایی را که در عموم یک قشر خاص دیده می‌شود، به نقد می‌کشد موفق است و می‌تواند به جای دست گذاشتن بر شخصیت‌های حقیقی، با تأکید بر رفتارهای غلط اجتماعی به برنامه‌سازی بپردازد.
 
همچنین نکته دیگر درباره "خنده بازار" این است که به مسخره کردن برنامه‌های ماهواره‌ای می‌پردازد که قطعا بسیاری از جمعیت ایران اصلا نه ماهواره دارند و نه این برنامه‌ها را دیده‌اند و تنها با پخش آیتم‌های تمسخر برنامه‌های ماهواره‌ای حساسیت و کنجکاوی افکار عمومی نسبت بدانها افزوده می‌شود. ساخت و پخش برنامه‌هایی که به تمسخر افراد می‌پردازد یک رویه مرسوم در رسانه‌های خارجی و حتی فارسی‌زبان خارج از کشور است که بر آنها نمی‌توان خرده چندانی گرفت؛ چراکه پشتوانه فرهنگی و دینی غنی ملت و کشور ایران را ندارند همچنین مساله وفاق ملی و همدلی بین تک تک ملت ایران نیز قطعا جزو اهدافشان نیست.

مهر



:: بازدید از این مطلب : 2951
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 07 اسفند 1391

ارادت ويژه مرحوم حضرت آيت الله خوشوقت نسبت به رهبر انقلاب براي هركس كه كمترين خوشه را از خرمن اين عالم رباني چيده باشد، نكته‌اي مخفي نيست. ارادتي برخواسته از باورهاي عميق ديني آن هم از سوي عالمي كه برخي از بزرگان دين او را در قامت مرجعيت مي‌ديدند.

به گزارش رجانيوز، هرچند اين عارف بالله اهل سكوت بود اما به همان ميزان در ابراز محبت به حضرت آيت‌الله خامنه‌اي زباني پر از حرف داشت و نه تنها تبعيت از ايشان را بر همگان واجب مي‌دانست بلكه در توصيه‌هايي كه به اهل سياست داشت، معيار انتخاب مسئولان را ميزان تبعيت آنها از رهبرانقلاب عنوان مي‌كرد.

 

آیت الله صفایی بوشهری و حجت الاسلام و المسلمين آقاتهراني شب گذشته در گفتگوی ویژه خبری شبکه 2سیما به بررسی ابعاد شخصیتی و زندگی پربار آیت الله خوشوقت و نگاه ويژه ايشان به جايگاه ولايت فقيه و رهبرمعظم انقلاب داشت.

در همين راستا آيت الله صفايي بوشهري نماينده رهبر معظم انقلاب در استان بوشهر و از اساتيد برجسته و صاحب تاليف حوزه كه از جمله نزديكان آيت الله خوشوقت بود به بيان نقل قولي شنيدني از اين عالم رباني درباره حضرت آيت الله خامنه‌اي پرداخت.

وي  با اشاره به نگاه آيت الله خوشوقت به انقلاب اسلامي و رهبر آن گفت: آیت الله خشوقت، انقلاب اسلامی را تجلی عدالت الهی می‌دانستند و تبعیّت از مقام معظم رهبری را بعنوان مقام عزت حکومت اسلامی بر همگان واجب می دانستند و درعرفان سیاسی، معتقد به ولایتمداری بودند.

آيت الله صفايي بوشهري ادامه داد: آيت الله خوشوقت  درباره مقام رهبری می فرمودند كه خداوند این منصب را به ایشان داده وهر ابزاری که برای این منصب لازم است را نیزبه ایشان هدیه داده است و رهبری را همیشه حضرت آقا صدا می کردند و حراست ازحریم  ولایت را بر همگان واجب می دانستند.

 

تاثير ويژه امام و علامه در شخصيت آيت الله خوشوقت

وي در سخنان خود تصريح كرد: رمز ماندگاری آيت الله خوشوقت همان چیزی است که خدا مطرح کرده، که هرچه برای خدا باشد ماندنی است.

وي با بیان اینکه سراسر زندگی ایشان، برای خدا بود، تصریح كرد: همین امر سبب شد خدا ایشان را به سیر معنویت برساند.

 

آيت الله صفايي بوشهري افزود: ایشان در عرصه علم دارای استعداد شگرفی بودند و در زنجیره درس آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی، امام راحل و ...حضور داشتند و حضرت امام و علامه طباطبایی تاثیر بسیاری در شخصیت ایشان داشتند.

نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر با بيان اينكه حضرت آیت الله خوشوقت، درعرفان عملی، تفسیر،علوم پایه، فقه و ... مسلط بودند و تحولات بسیاری در فقه حقوق به وجود آوردند، گفت: ایشان در ادبیات، تاریخ، تفسیر و علوم قرآنی تسلطی شگرف داشتند و صاحب سبک بودند و نگاه ایشان در عرصه اصول، به شیخ عبدالکریم حائری بود.

به جوانان دل داده بودند

وي در بخش دیگری از سخنان خود درباره دلایل بی‌تابی جوانان در مراسم تشييع آيت الله خوشوقت كه مورد سوال مجري قرار گرفته بود، تصريح كرد: همانطور که جوانان به آیت الله خوشوقت دل داده بودند، ایشان هم به آنان دل داده بودند و به جوانان عشق می ورزیدند و در تلاش بودند تا در خدمت جوانان باشند، از این رو، گاهی ساعت‌ها می‌نشستند و با جوانان در زمینه‌های مختلف بحث می‌کردند و با لطف و مهربانی، فضا را برای سوال و جواب جوان و رشد آن آماده می‌کردند.

آيت‌الله صفايي بوشهري تصریح کرد: ایشان همت بلندی داشتند و گاهی، ساعت 12 شب به قم می رسیدند و تا ساعت 2 با جوانان صحبت می کردند، گاهی هم بعد از نماز صبح همین گونه بود.

امام جمعه بوشهر یافتن رمز حکمت الهی را یکی از صفات و ویژگی‌های آیت الله خوشوقت عنوان كرد و افزود: ایشان.کتاب خدا را می‌فهمیدند و به همه فضائل آراسته و به حکمت، دست یافته بودند.

 

آيت الله خوشوقت مي‌گفتند كه علامه طباطبايي معمار وجود من بود

وي اظهار داشت: آیت الله خوشوقت همواره مي‌گفتند كه "معماری وجود من توسط آیت الله علامه شکل گرفته" و  اذعان داشتند كه "ایشان در طول دوران زندگی خود، ازمحضرعلمای بزرگی بهره بردند."

اين استاد درس خارج حوزه ادامه داد: هنگامی که شاگردان مرحوم حضرت علامه طباطبایی از ایشان سوال کردند که بعد از ایشان از چه کسی درس بگیرند، ایشان آیت الله خوشوقت را معرفی کردند.

وي اظهار داشت: آیت الله خوشوقت تنها 20 درصد تجلی دنیایی داشت، که آن هم الهی بود و برای همگان نقش هدایتگری داشتند

آیت الله صفایی بوشهری در پایان خاطر نشان كرد: روش تدریس ایشان بر سلوک بر مسلک قرآنی و عترت پایدار بود.

 

 

آقاتهراني: اگرچه كم حرف بود اما از چند كلمه ايشان هم مي‌شد معاني بسياري درك كرد

در اين گفت‌وگوي ويژه خبري همچنين حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی درباره زندگی آیت الله خوشوقت گفت: ایشان از تمامی علومی که آموخته بودند بارور شده و آن ها در زندگی ایشان جاری بود، آموختن آیات الهی یک چیز است و تجلی این باورها در وجود افراد و زندگی شخص امر دیگری است.

وي اظهار داشت: ایشان خودنگهدار، کم حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می شد معانی بسیاری را درک کرد.

اين نماينده مجلس تصريح كرد: مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات بگونه ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد.

دبير كل جبهه پايداري درباره ویژگی های آیت الله خوشوقت گفت: رضایت الهی تنها امر مهم و ضروری بای ایشان در تمامی عرصه ها بود و همه افراد مخلص را دوست دارند و ایشان در صف عالی مخلصین حرکت می کرد.

وي ادامه داد: مربی بودن با معلم بودن متفاوت است، مربی افراد را تربیت می کند و این بواسطه تربیت خود مربی امکانپذیر است.

آقاتهراني تصريح كرد: گاهی افراد مبتلا به این حالت می شوند که تنها چیزی را یاد بگیرند اما فرد باید دنبال دانستن باشد و آن گمشده‌اش باشد و امروز بسیای از جوانان ناراحت بودند که بعد از ایشان دنبال چه کسی بروند؟

دبير كل جبهه پايداري افزود: فيلمي از نشست آیت الله خوشوقت با مقام معظم رهبری پخش شد که دیدیم در آن کلام زیادی مطرح نشده بود و لزومی هم ندارد و گاها یک نشست و برخاست و سخن کوتاه بیانگر همه چیز است.

وي ادامه داد: سکوت ایشان، حضورشان چون خودش در محضر الهی است و زنده است و حیات واقعی دارند و نشست و برخاستشان خیلی دیدنی است، نماز گزاردن رهبری بر پیکر ایشان، پیام تسلیت به خانواده آن مرحوم و ... خود بیانگر همه چیز است.

حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی گفت: 2 ماه پیش آمدند دیدار ایشان و آیت الله خوشوقت گفته بودند این دیدار خداحافطی است و واقعا علما با یک بصیرت حرکت می کنند.

 

وي با اشاره به كلام بزرگان گفت: این عزیزان هنگامی که در این دنیا هستند بسیار محدودند چون دنیا، دنیای مادی است، به دوستانی که از حضور ایشان بهره می بردند توصیه می کنم فکر نکنند که ارتباط قطع شده است و این اتباط می تواند قوی‌تر شود.

 



:: بازدید از این مطلب : 2065
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 07 اسفند 1391

 علامه مصباح يزدي در تاريخ 3/12/1391 در سخناني در جمع شرکت‌کنندگان در دوره آموزشي کوثر ولايت که به همت مؤسسه ولاء برگزار شده بود، با اشاره به نعمت بزرگ ولايت، وجوب شکرگزاري و قدرداني از منعم را از امور بديهي و بي‌نياز از اثبات دانست و گفت: "حتى علماي علم کلام براي اثبات وجوب تحقيق و شناخت خدا، در کنار دليل دفع ضرر محتمل به وجوب شکر منعم استدلال مي‌کنند و مي‌گويند هر عاقلي مي‌فهمد که نعمت‌هايي که دردست ماست از خود ما نيست و کسي به ما عطا کرده است، و فطرت انسان اقتضا مي‌کند که ولي نعمت را بشناسد و از او تشکر نمايد."

به نقل از  پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله مصباح يزدي، متن كامل و صوت اين سخنان مهم را از نظر مي گذرانيد:

 استاد اخلاق حوزه علميه قم ادامه داد: فطرت انساني به ما اجازه نمي‌دهد اين نعمت را که در دنيا بي‌نظير و داراي برکات بسياري براي نسل ما و نسل‌هاي آينده ‌ماست نشناسيم و قدرش را ندانيم.

وي بهترين راه براي شناختن نعمت را مقايسه وجود آن نعمت با عدم آن دانست و گفت: ما  انسان‌‌ها ضعف‌هايي داريم و خودبه‌خود به وجود نعمت‌ها توجه نداريم، مثلا توجه نداريم که نعمت وجود هم نعمتي است و فقط در حالي به عظمت آن پي‌مي‌بريم که در حال از دست دادن آن باشيم. هوايي که تنفس مي‌کنيم، آبي که مي‌نوشيم، سلامتي اندام‌هاي مختلف بدن همه نعمت‌هايي است که به صورت عادي توجهي به آن‌ها نداريم و وقتي کمبودي در يکي از آن‌ها پيدا شود به اهميت و قدر آن پي‌مي‌بريم.
 
عضو خبرگان رهبري گفت: براي اين‌که بتوانيم قدر نعمت ولايت را بدانيم يا بايد دوران قبل از انقلاب را به‌خاطر بياوريم و با الان مقايسه کنيم و يا کشور خودمان را نسبت به کشوري که شرايط مشابهي با کشور ما دارد ولي اين نعمت ولايت را ندارد بسنجيم. اگر انسان متوسط بي‌غرضي از يکي از اين دو راه درباره انقلاب و برکات آن بيانديشد قدر اين نعمت را مي‌شناسد و درصدد شکرگزاري آن برمي‌آيد.
 
 
علامه مصباح يزدي ضمن اشاره به حوادث و مشکلات مردم افغانستان طي نيم‌قرن گذشته، سختي‌ها و مشکلات مردم ايران براي پيروزي انقلاب را نسبت به مشکلات مردم افغانستان‌، ناچيز دانست و گفت: احزاب افغان اگرچه داراي انحرافاتي بودند ولي در حد فهم خود براي اسلام مي‌جنگيدند، اما بعد از همه اين مجاهدت‌ها عاقب‌کارشان به برادرکشي و بالاخره تسلط دشمن بر خانه و کاشانه‌شان انجاميد.

وي ادامه داد: فرق اساسي ايران با افغانستان در نعمت ولايت‌فقيه بود که ايرانيان مطيع ولي‌فقيه زمان خود شدند و حتى اقليت‌هاي مذهبي وقتي با پاکي و صداقت او روبه‌رو شدند عاشقش شدند و با رهبري او به پيروزي رسيدند.

استاد حوزه علميه قم همچنين با اشاره به تحولات يک‌صدساله اخير مصر و مقايسه آن با ايران گفت: مصر در صدسال اخير به‌خصوص نيمه‌اول آن، مرکزيت فرهنگي کشورهاي اسلامي را در دست داشت، اما بعد از 33سال از پيروزي انقلاب اسلامي، اکنون مصر با اقتباس از انقلاب ما مي‌کوشد که به اهداف اسلامي خود برسد.
 
ايشان ضمن مقايسه شرايط قبل از پيروزي انقلاب در ايران و مصر گفت: با اين‌که مصريان داراي حزب قوي اخوان‌المسلمين بودند و در مقابل مبارک ساليان بسياري مقاومت کردند و تعداد زيادي از آن‌ها کشته شدند ولي هنوز معلوم نيست تلاش‌هايشان به چه سرانجامي برسد و در انقلاب خود تا چه حد پيروز شوند.
 
استاد علوم قرآني و تفسير يک دليل اين ناکامي‌ها را محروميت تئوريک دانست و گفت: آن‌ها از نظر تئوري هم ضعيفند، زيرا ما به ولايت امامان معصوم و وجود امام زمان (عج) معتقديم و ولي‌فقيه را نايب ايشان مي‌دانيم و به عنوان يک وظيفه شرعي از او تبعيت مي‌کنيم، ولي آنها از اين نعمت محرومند و همين باعث مي‌شود که اين گرفتاري‌ها را داشته باشند و نتوانند وضع ثابتي براي خودشان ترسيم کنند.
 
وي با اشاره به‌اين که پس از انقلاب اسلامي، شهر قم مرکز فرهنگي جهان اسلامي شده است، به سفري که به کشور مالزي داشته اشاره کرد و گفت: نخست‌وزير ايالت کلانتان مالزي در آن زمان شخصي به نام نيک عبدالعزيز بود، که به سفارت آمد و به بنده گفت: تحصيل‌کرده الازهر هستم، ولي امروز معتقدم اگر  کسي بخواهد با اسلام آشنا شود بايد به قم بيايد.
 
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني سپس اظهارات رئيس يکي از دانشگاه‌هاي لبنان، که خود کشيش ارتودکس بود، را نقل کرد و گفت: وي پس از آن ‌که معنا و دلايل ولايت فقيه را شنيد، با تعجب گفت: فقط اين تئوري مي‌تواند لبنان را نجات بدهد.
 
علامه مصباح يزدي با بيان اين‌که امام (ره) ولايت‌فقيه را منطقي‌ترين و عقلايي‌ترين روش حکومت مي‌دانست گفت: مجلس خبرگان و انتخابات آن سازوکاري براي تشخيص فرد اصلح است، نه اين‌که مجلس خبرگان مقام ولايت را به ولي فقيه تفويض کند،‌ چرا که اين مجلس چنين ولايت و جايگاهي ندارد.
 
وي ضمن بحث درباره برخي از شبهات و القائات دشمنان درباره ولايت‌فقيه پرسيد: آيا اين عيب است که ما بگوييم بايد در رأس حکومت کسي باشد که قانون اسلام را بهتر از ديگران بداند؟!
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم با بيان نمونه‌هايي از تأثيرگذاري عملي امام خميني (ره) در کشورهاي مختلف از جمله شمال آفريقا گفت: وقتي از گروهي در شمال آفريقا پرسيده بودند مذهب شما چيست، پاسخ داده بودند که مذهب ما مذهب خميني است، زيرا ما يقين پيدا کرده‌ايم که مسلمان واقعي اين فرد است و مذهبي که او را پرورش داده، مذهب حق است و ما نيز مذهب اهل بيت را قبول داريم.
 
استاد حوزه علميه ضمن اشاره به سرسپردگي سردمداران رژيم گذشته نسبت به اوامر امريکا و انگليس، ‌به مقايسه شرايط آن زمان با زمان حال پرداخت و گفت: امروز آمريکا تصريح مي‌کند: ايران بزرگ‌ترين خطر و بزرگ‌ترين رقيب براي ما است.
 
عضو مجلس خبرگان رهبري ضمن برشمردن برخي از ويژگي‌هاي مقام معظم رهبري گفت: من خود را از بيان يک‌دهم آن‌چه در اين‌باره وظيفه ماست، عاجز مي‌بينم، و وجود اين بزرگوار را يکي از بزر‌گ‌ترين نعمت‌هاي الهي بر امت اسلامي مي‌دانم.
 
 
اين فيلسوف اسلامي ضمن بيان خدمات برخي از علماي بزرگ گذشته و مقايسه آن با زمان حال گفت: در طول تاريخ اسلام و تشيع شخصيت‌هاي بزرگي چون خواجه نصير‌الدين طوسي را داشته‌ايم که از لحاظ شخصيت و قدرت سياسي و استفاده از فرهنگ ديني کم‌نظير بود و در مقابل مغول‌ها، به‌عنوان وزير کشور اسلامي، کشوري شيعي ساخت که نه تنها اسلام را بر کفر مغول‌ها پيروز کرد بلکه تشيع را در کشور رواج داد و موجب شد تا دولت بني‌عباس بعد از پانصد سال حکومت، سقوط کند.
 
استاد علوم قرآني و تفسير حوزه علميه قم، همچنين ضمن برشمردن مقامات علمي و خدمات علامه مجلسي  گفت: ايشان با عهده‌دار شدن مقام شيخ‌الاسلامي فرصت را براي ترويج شيعه غنيمت شمرد و علاوه بر تنظيم بحارالانوار که دايره‌المعارف حديث شيعه است، در تمام بخش‌هاي معارف، از تاريخ انبيا و اهل‌بيت گرفته تا آداب و رسوم و مستحبات و آداب زندگي به قلم خود کتاب‌هايي به زبان فارسي نوشت.
 
وي سپس به مقايسه عصر آن بزرگان با عصر قبل از انقلاب پرداخت و ادامه داد: در آن زمان اسلام حاکم بود و حکما و سلاطين (حتي بني‌عباس) به نام اسلام حکومت مي‌کردند،‌ زيرا افکار عمومي پشتيبان اسلام، اما در زمان طاغوت رسما با اسلام مبارزه مي‌کردند، و حوزه‌هاي علميه را از بين مي‌بردند، لباس روحانيت قاچاق و ممنوع شده بود، و  حوزه‌ها و مدارس علميه را ويران کرده بودند؛ و حتي شرايطي که اکنون در جهان برعليه اسلام وجود دارد با شرايط آن زمان قابل مقايسه نيست.
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم، هنر امام را استفاده از سرمايه‌هاي اندوخته امت اسلامي دانست و  گفت: وجوب اطاعت از ولي فقيه از ناحيه امام زمان، علاقه به سيدالشهدا و علاقه به شهادت در راه خدا سرمايه‌هايي بود که در طول بيش از هزار سال براي ما اندوخته شده بود، اما يک نفر مي‌خواست که بيايد و اين گنج‌ها را استخراج کند و به ميدان بياورد، و امام در چنين شرايطي قيام کرد و توانست مسير تاريخ را 180درجه تغيير دهد،‌ و او بود که براساس آن اعتبار ديني که علماي گذشته فراهم کرده بودند، توانست دست به چنين اقدام بزرگي بزند، و هيچ کسي به غير از امام نمي‌توانست چنين کاري بکند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبري، مقام معظم رهبري را نسخه بدل امام (ره) دانست و گفت: در طول اين مدت کشور ما حوادثي را از سر گذراند که هر کدام از اين حوادث براي کشور قدرتمندي پيش آمده بود، متلاشي شده بود.
 
وي ضمن اشاره به برخي کاستي‌ها و مشکلات پيش آمده در بيست‌سال اخير و تدبيرهاي مقام معظم رهبري براي رفع  آن‌ها، گفت: عمدا يا ‌سهوا کارهاي بسياري بر خلاف اسلام و اهداف انقلاب اسلامي از کانال‌هاي قانوني و رسمي انجام ‌گرفت، که در صورت موفقيت، کشور را به شرايط زمان طاغوت برمي‌گرداند، و زمينه‌اي براي تجديد حيات اسلام باقي نمي‌گذارد، و استکبار جهاني چنان مردم ما را مي‌کوبيد که ديگر خيال انقلاب هم به مغزشان نيايد.
 
علامه مصباح يزدي تدبير مقام ولايت در مقابل فتنه 88 را از الهامات و نصرت‌هاي الهي دانست و گفت: اختلاف حتي در يک گروه يا حزب پنجاه نفري باعث از هم پاشيدگي آن مي‌شود، اما فتنه 88 را  يک روحاني با اتکا به خدا و توسل به وجود مقدس ولي‌عصر، به‌گونه‌اي مديريت کرد که نه تنها ضربه‌اي به عظمت نظام نخورد بلکه بر عظمت نظام افزوده شد.
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم ضمن برشمردن نمونه‌هايي از زهد و ساده‌زيستي رهبر فرزانه انقلاب گفت: اگر تمام باقيمانده عمرمان را تسبيح دست بگيريم و به خاطر همين يک نعمت شکرگزاري کنيم، نمي‌توانيم حقش را ادا کنيم،  زيرا همين شکرگزاري زباني هم نيازمند امنيت و آرامش در سايه حکومت اسلامي است و همه اين‌ها مرهون وجود و ولايت اين بزرگوار است.
 
وي علت برخي ناسپاسي‌ها و قضاوت‌هاي ناعادلانه درباره مقام ولايت را حسد، حقارت، خودکم‌بيني و... دانست و گفت: اگر کساني با سوءاستفاده از منصب خود موقعيت ايشان را تضعيف کنند، به اسلام، انقلاب و خون‌‌هاي شهدا خيانت کرده‌اند.
 
استاد علوم قرآني و تفسير با استفاده از آيه هفتم سوره ابراهيم گفت: خداي متعال قاعده‌اي را با کمال تأکيد در قرآن بيان کرده که هيچ استثنا ندارد، و خداوند اعلام قطعي مي‌فرمايد که اگر شکر نعمت خدا را به‌جا بياوريد نعمت‌تان را زياد خواهم کرد، اما اگر ناسپاسي کنيد إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛ و مصداق اين آيه، وجود مبارک اميرالمؤمنين و ائمه اطهار به‌عنوان بزرگ‌ترين نعمت‌هاي خدا براي مسلمان‌‌ها بودند، که وقتي مردم قدر آن‌ها را ندانستند خداوند حجاج بن يوسف را بر آن‌ها حاکم کرد.
 



:: بازدید از این مطلب : 2432
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

دم غروب که می‎شد، خرد و خسته از هیاهو و شلوغی تهران، خودت را می‎کشاندی تا مسجد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) که نفسی تازه کنی تا به چشم خودت ببینی جمال مردی را که حجت موجه مسلمانی ما بود.

هنوز 24 ساعت از خبر ارتحال آیت‎الله نگذشته که گفت‎و‎گوی ما با حاج سعید، برای ساعت 1 نیمه شب هماهنگ می شود. هر دو برای گفتن و شنیدن درباره معلم اخلاق و معرفت،  اشتیاق داریم. حرفهای زیادی برای گفتن دارد و بعضی جاها ضبط را متوقف می‎کند تا راحت‎تر از عارف بالله بگوید. می‎گوید بعضی حرفها را هم می‎گوید بعد از آن‎که محاسنش سفیدتر شد منتشر کنیم! حاج سعید حدادیان در گفت‎وگو با پنجره از عشق و ارادت آیت‎الله خوشوقت به دستگاه سیدالشهداء (علیه السلام) سخن گفت و برخی خاطرات سال‎های همراهی با آیت‎الله را بازگو کرد.

یک عکس نسبتا قدیمی از شما با آیت‎الله خوشوقت دیدم.  خیلی قدیمی هم نیست. مربوط به سال 73 یا 74 است.  یعنی آشنایی شما با آیت الله خوشوقت به قبل‎تر  برمی‎گردد؟
بله.

به چه سالی؟
در دوران جنگ تحمیلی، بازار مراجعه به علمای ربانی فوق‎العاده گرم بود. بچه‎هایی که از کاروان شهدا عقب می‎افتادند دنبال بزرگ‎ترهایی بودند که تا بالا سرشان باشند و این‎ها را در وادی معنویت و اخلاق حفظ کنند؛ لذا در شهرهای مختلف هر رزمنده ای که توجه به این مطالب داشت، به دنبال علمای ربانی می‎گشت تا از نفس آن‎ها استفاده کند. این دستوری بود که به جا ماندگان شهادت می‎دادند لذا از همان اوایل دهه 60 و با همین هدفی که عرض شد، محضر آیت‎الله خوشوقت و آیت‎الله حق‎شناس رسیدم.

همان موقع هم محل اصلی حضور حاج‎آقا، مسجد امام حسن بود؟
بله، آیت الله خوشوقت از این بابت برای ما جالب بود که سخت‎گیر بودند و هندوانه زیر بغل کسی نمی گذاشتند. من روحانی سراغ دارم که 40 سال است حسرت یک طیب‎الله از حاج آقا دارد؛ این قدر ایشان در امور مختلف احتیاط داشتند و نگاه‎شان در تربیت به‎گونه‎ای بود که نسبت به مریدانی که به محضرشان می‎رسیدند سختگیر بودند.



منظورتان از سختگیری چیست؟
این‎که می‎گویم سخت‎گیر بودند، نه این‎که دینداری را سخت کنند، بلکه سخت‎گیر بودن یعنی اگر کسی مرحله اول را طی نمی‎کرد، از مرحله دوم خبری نبود و احتیاطا همه کسانی که با آیت الله خوشوقت ارتباط داشتند.
در همان مرحله اول...
بله، ایشان یک کلمه داشت به نام «تقوی الله» و می‎گفت حالا هر که در تقوا مستقر شد، بیاید بگوید. آن را هم اگر می‎گفتید، می‎گفتند که اگر شما در تقوا مستقر شوید، خود خدا به شما می‎گوید.

ویژگی مباحث حاج‎آقا به لحاظ محتوایی چه بود؟
ایشان افراد را از لحاظ کلامی و دفاع از شیعه بسیار بسیار تقویت می‎کردند؛ یعنی اگر کسی محضر ایشان نشست و برخاست داشت، به ادوات لازم برای دفاع از کیان فکری و اعتقادی‎اش مسلح می‎شد.

یعنی مباحث‎شان صرفا اخلاق اجتماعی و فردی نبود؟

اینها که مکرر بود ولی صرفا نه. من اینطور بگویم در این سی سال عمری که ما خدمت ایشان رسیدیم در 15 سال اول ایشان چند دوره ختم قرآن داشتند؛ یعنی قرآن را تفسیر می‎کردند.  بعد از آن، صحیفه سجادیه و نهج‎البلاغه را درس می‎دادند. این‎ها به‎صورت مکرر در مسجد برگزار می‎شد. و ایشان به جمعیت زیاد هم کاری نداشت. جلسات، آن اوایل واقعا غریب بود. در مسجد 10 نفر می‎ماندند اما 10 نفر کیفی؛ کسانی که جاهای مختلف رفته بودند و حالا به این نتیجه رسیده بودند که باید بیایند از محضر ایشان تلمذ کنند. ایشان خیلی غریب بود. در یک مسجد خیلی کوچک می‎آمدند و می‎رفتند و خیلی‎ها ایشان را نمی‎شناختند؛ مخصوصا در دهه 60. در دهه 70 یک مقدار بیشتر ایشان را شناختند و دهه80 دیگر اوج شناخت مردم از ایشان بود در حالی که در همان اوایل، آیت‎الله بهجت گفته بودند که در تهران از آقای خوشوقت استفاده بشود.

بله، خیلی از بزرگان و علما با احترام از ایشان یاد کرده اند.

چون ایشان آدم کتومی بود، چیزی بروز نمی داد. ما نوجوان بودیم و متوجه نمی‎شدیم. آنچه باعث شد ما تلنگر بخوریم، این بود که برای شب های احیا منبر می‎رفتند. من چند خطی می‎خواندم و می‎رفتم و ایشان قرآن سر می‎گرفتند. یک‎بار ایشان از من پرسیدند که از اینجا کجا می‎روی؟ گفتم می‎روم پیش آقای خوشوقت. آقای فاطمی نیا شوکه شد و اشک در چشمش حلقه زد و گفت حاج عزیز‎الله؟ همان زمان آقای فاطمی‎نیا معروفیت داشت، با آن شخصیت ویژه‎ای که آقای فاطمی‎نیا داشت، اشک در چشمش حلقه زد و گفت می روی بگو «سید گنهکار التماس دعا دارد» من رفتم خدمت آقای خوشوقت. روضه را خواندیم و گفتم که آقای فاطمی‎نیا این‎طور گفتند.

 ایشان خندیدند و گفتند که من به ایشان گفتم که طلبه شود؛ ایشان سرباز بود. اینکه بزرگان اینقدر به ایشان ارادت داشتند عجیب بود. به همین پیامی که حضرت آقا درباره آیت‎الله خوشوقت دادند دقت کنید استفاده از واژه اهل معنا را ببینید. این واژه‎ای نیست که ایشان به سادگی بگویند.

پیام خیلی عجیبی است و فکر می‎کنم نیاز به تحلیل دارد؛ به‎خصوص برخی واژه‎ها و تعابیر.

البته صدور چنین پیامی برای آیت اله خوشوقت، از نظر ما غریب نیست. مگر مثل آقای خوشوقت چند تا داریم؟ من چند خصوصیت از ایشان می‎گویم؛ اگر جایی پیدا کردید.

چه ویژگی هایی؟
شرح صدر، طمانینه در جواب و ارادت ویژه به روضه سیدالشهداء. وقتی از ایشان سوال می‎کردید اینطور نبود که سریع جواب بدهند. ایشان یک دفعه چهار ساعت رو به قبله در محراب می‎نشستند؛ ساعت به ساعت چهره‎شان بازتر می شد؛ انگار رو به دریا نشسته‎اند. شما چه کسی را سراغ دارید که سه ساعت رو به قبله بنشیند، بدون اینکه احساس خستگی کند؟

این چند ساعت در سکوت بود ؟
بله. حالا برنامه های مختلف روضه یا هر چیز دیگری، اما ایشان توان این را داشتند. بعد حالا دور ایشان می‎نشستند و سوال هم می‎پرسیدند. من دو سه نکته بگویم. من سئوالی نداشتم که ایشان بی جواب بگذارد؛ یعنی سخت‎ترین سؤالات در مباحث کلامی را به آسان‎ترین وجه و با استخدام ساده ترین واژگان جواب می‎داد. این جای خودش ولی خضوع و خشوع ایشان در دستگاه اهل بیت (علیهم السلام) و رابطه ایشان با مادحین سیدالشهدا (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام)  واقعا قابل توجه است.

چطور؟
عرض می‎کنم خدمتتان. ایشان کل محرم و صفر صبح و ظهر و شب برنامه روضه داشتند. یعنی منبری ده شب و مداح ده شب. ظهر هم همینطور برنامه داشتند. یک خاطره بگویم. آن سال که امام از دنیا رفتند، از چندین شب مانده به ماه رمضان همین‎طور ما آمدیم و خوردیم به ماه رمضان و ماه رمضان تمام شد و 30 شب من خواندم.

سه شب که سحرش هم آمدم خواندم، آقای خوشوقت گفتند امام مریض احوالند؛ به نیت شفای ایشان شما شب‎ها روضه بخوانید. چهارده یا پانزده شوال امام از دنیا رفتند ایشان فرمودند تا چهلم امام در مسجد روضه بخوانید چهلم امام که تمام شد، بیست شب مانده بود به ماه محرم.

گفتند شما که دو دهه محرم اینجا هستید، این بیست شب را هم اضافه کنید. من حساب کردم دیدم 120 شب آقا روضه داشت. کل ماه مبارک رمضان و فاطمیه مکرر و مرتب ایشان روضه داشت و بعد هم خوش اشک و بسیار ارادتمند بودند و وقتی خودشان حرف می زدند با یک بغض ملیح و جان‎گدازی می‎گفتند که یک آب و جارویی بزنیم و روضه برپا باشد. حتی اصرار داشتند وقتی نیستند چراغ روضه خاموش نباشد. ببینید 28 صفر ایشان کنار گریه برای اهل بیت (علیهم‎السلام) یک گریه دیگر هم داشتند.

  ایشان بغض می‎کردند که این سیاهی‎ها را می‎خواهند جمع کنند و می‎فرمودند تا این پرچم‎ها هست گناه‎ها خیلی کم می‎شود. ایشان برای چای روضه سیدالشهدا (علیه‎السلام) هم جایگاه قائل بودند. یکی دو بار پیش آمد که ایشان خودشان پنجشنبه‎ها از قم می‎آمدند، اما به نماز و روضه نمی‎رسیدند آخر کار می‎آمدند مسجد و آن چای روضه را می‎خوردند و می‎رفتند. ایشان خودش را نوکر امام حسین (علیه‎السلام) تلقی می‎کردند اصلا بحث آیت‎الله و این عناوین مطرح نبود.

 نکته دیگر این‎که ممکن بود در بعضی از موارد نظر آقای خوشوقت چیز دیگری باشد اما با خواندن مداح بر اساس نظرات دیگر مخالفت نداشت. ایشان می‎گفت همین که شما بگویید به این سند کفایت می‎کند. حتی ممکن بود نظر ایشان چیز دیگری باشد اما اصلا اعتراضی به روضه‎خواندن مداح نمی‎کردند و گریه هم می‎کردند. مثلا من خودم در این30  ساله شاید هزار بار روضه حضرت رقیه (علیهما السلام) را در مسجد ایشان خوانده‎ام و ایشان گریه کرده است.

ظاهرا در سفر اخیر ایشان به کربلا هم حضور داشتید.

ایشان بعد از انقلاب فقط یک‎بار به کربلا رفتند که همان ماه رجب گذشته بود. اینقدر عقب انداختند تا من بتوانم در خدمت‎شان باشم. در همان سفر شب جمعه در خیمه‎گاه ما کمیل خواندیم و مفصل روضه خواندیم. بعدش همه رفتند اما آقای خوشوقت مانده بود. خانواده‎شان را جمع کردند و گفتند یک روضه دیگر بخوان! یک وقتی به آیت‎الله خوشوقت اعتراض کرده بودند که آقای حدادیان دیشب روضه خواند و دو سه تا خانم غش کردند. فکر کردند که آقا الان با من دعوا می‎کند آقا فرمودند که قدیم از مجالس امام حسین جنازه می‎بردند. یکی دیگر هم گفت آقا ایشان روضه سنگین می‎خواند. ایشان فرمودند که روضه سنگین، اثر سنگین دارد. خود ایشان از روضه دل نمی‎کند و گاهی از اینکه روضه کوتاه خوانده شود گله می‎کردند. یک وقت‎هایی ایشان از سینه‎زنی‎های خودشان در جوانی تعریف می کردند.
با این وصف، اهتمام ویژه و درس آموزی به روضه سیدالشهدا   داشتند.
من یک نکته به شما بگویم. یک هفته چند شب است؟
7شب

بهترین شبش کدام شب است؟
شب جمعه
خوب حالا بگذارید این را برایتان بگویم. ایشان به عنوان یک امام جماعت الگو بودند. امام جماعتی نبودند که مسجدشان را ترک کنند این خیلی مهم است که پاکار مسجد بود و اینطور نبود که نماز بخواند و زود برود خانه. نکته جالب اینجاست که ایشان شنبه و یکشنبه و دوشنبه و سه‎شنبه و چهارشنبه صحبت می‎کردند. خوب گل وقت برای صحبت کردن شب جمعه است اما ایشان شب جمعه می‎گفتند: روضه! همه شب‎های جمعه در این بیش از ربع قرن می رفتم مسجد ایشان روضه می‎خواندم. ایشان موقع روضه روی دو زانو که نشسته بودند، یک مقدار حالت خم داشتند. سال‎ها گذشت که من فهمیدم اگر جایی را ما اشتباه گفتیم ایشان اگر حالت خم بودند یکدفعه محکم می‎نشستند. ما از آنجا می‎فهمیدیم که این شعر یک ایرادی داشته و بعد اصلاحش می‎کردیم. البته آدمی هم نبودند که مرتب بخواهند راجع به این مسئله خیلی گیر بدهند و روحیه خواننده را خراب کنند بلکه در حین خواندن در توسلات‎شان بودند.

از مشورت‎هایی که احیانا با ایشان داشتید بفرمایید.
یک‎بار به ایشان عرض کردم که آقا جلسات زیادی به ما پیشنهاد می‎شود ما چه‎کار کنیم؟ خلوت را کم کنیم و به جلوت بپردازیم؟ فرمودند: «اگر جلوت زیاد شود یعنی این‎که اگر شما زیاد قول دهید ولی خودت خلوتت کم شود خدایی نکرده به نفاق مبتلا می‎شوی.» خوب الان ما این را چگونه به مداح جوان بگوییم.
دور و برم از این همه خلوت شلوغ شد
کی می‎کنند خلوت و جلوت برابری

شعر از خودتان بود؟
بله
درست است که ایشان کتوم بودند. اما به هر حال سی سال استفاده از محضر ایشان ممکن است شما را با برخی کرامات و حالات خاص معنوی مواجه کرده باشد.
کرامت اصلی یک عالم ربانی، علم است. علم، کرامت است. قرار است عالِم، مریضی‎های دل‎مان را شفا بدهد. عالم هم نسخه می‎پیچد و بنا نیست یک نظر کند شما یک دفعه خوب بشوید. نسخه می‎پیچد و شما باید بروید نسخه را عمل کنید. منتها علاوه بر این کرامات مختلفی از ایشان دیدیم. اما گفتنش چند ایراد دارد. یکی این‎که وقتی من می‎گویم معنایش این خواهد بود که من اهل دیدن هستم و این برای ما یک بدی دارد که تعریف از خود ما حساب می شود.

اگر نمی‎خواهید بگویید، ایرادهای گفتنش را هم نگویید، به موضوع دیگری بپردازیم!
دوتایش را که خود ایشان گفتند، می‎گویم. یکی این که خیلی سال پیش که رفتند مدینه، فکر کنم در دهه هفتاد بود ایشان پادرد داشتند. تا نزدیک قبر پیامبر رفتند اما در آن‎جا دیگر جان نداشتند. به حضرت می‎گفتند یا رسول الله من تا اینجا آمدم اما پاهایم دیگر رمق ندارد، شما بزرگواری کنید و این چند قدم را شما تشریف بیاورید و خوب همین اتفاق افتاد. من که این حرف‎ها را بلد نیستم اما بروید از اهلش بپرسید، در مکاشفه، خود رسول‎الله را دیدن، فضیلتی مافوق رویت دیگر معصومین است. در مورد دیگر به جوانی ایشان بر می‎گردد که امیرالمومنین (علیه‎السلام) عسل به ایشان می‎دادند که ایشان می‎گفتند، نه تنها زبان و کامم شیرین شد که احساس کردم تمام سلول‎هایم لذت بردند.
 


خیلی ممنون     

موفق باشید. دم آخر لازم میدانم بگویم انصافا ایشان به منزله پدر ما بود
 
دم غروب که می‎شد، خرد و خسته از هیاهو و شلوغی تهران، خودت را می‎کشاندی تا مسجد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) که نفسی تازه کنی تا به چشم خودت ببینی جمال مردی را که حجت موجه مسلمانی ما بود.

 



:: بازدید از این مطلب : 2900
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

محسن اسلام‌زاده از مستندسازان و برگزیدگان جشنواره مردمی فیلم عمار که در دیدار دست‌اندرکاران جشنواره عمار با مقام معظم رهبری حاضر بود در گفت‌و گو با فارس درباره این دیدار گفت: مهمترین نکته برای من، وقت دیداری بود که رهبری دادند.
 
وی افزود: در میان درخواست‌های بسیاری که برای جلسه می‌شود چرا عمار انتخاب می‌شود و این فیلمسازهایی که با دغدغه دین و انقلاب اسلامی کار می‌کنند اجازه حضور در محضر رهبری را می‌یابند؟ به نظرم این نشان‌دهنده تاکید رهبری برای استفاده و بکارگیری رسانه توسط حزب‌الهی‌هاست و حضور آنها چه در عرصه مستند و چه در عرصه داستانی است که چه در جشنواره‌ها و چه در شبکه‌های تلویزیونی قابل پخش است.

اسلام‌زاده مهمترین نکته در این دیدار برای خودش را معنویت این دیدار دانست و تاکید کرد: این دیدار به من کمک می‌کند که سال‌های بعد که می‌خواهم کار کنم یک انرژی مضاعفی داشته باشم.
 
وی افزود: نخستین نکته این دیدار آن بود که بچه‌های فیلمسازی در این جلسه آمده بودند که با مشتقات زیادی دارند فیلمسازی می‌کنند مثلاً افغانستان می‌رود خانواده‌اش تنهاست؛ یکی سوریه می‌رود و مترجمش جلوی چشمانش شهید می‌شود و استرس زیادی به خانواده‌ها وارد می‌شود و این نکته که آقا فرمودند شما مشغول جهاد کردن هستید این انرژی زیادی برای من و دیگر دوستانم بود که بتوانند ادامه کار را محکم‌تر دنبال کنند.

این مستندساز با بیان اینکه احساس من این بود که یکسری دوستان بحث «اسب چموش» در سینما را خیلی بزرگ می‌کنند و حتی در اختتامیه ققنوس یکی از اساتید حرف‌های تندی علیه سینما زدند، تصریح کرد: رهبری خیلی ساده با این مساله برخورد کردند و گفتند شما در محیط آلوده با لباس ضدگلوله وارد شوید.
 
وی افزود: بحث دیگر عدم پرداختن به رسانه در سند چشم انداز بود که آقا متواضعانه قبول کردند که در این زمینه غفلت شده است.
 
اسلام‌زاده با اشاره به توصیه رهبری به جشنواره عمار برای داشتن اتاق فکر و اتاق سیاستگذاری، گفت: این نکته خیلی مهمی بود که ما جشنواره‌هایی داریم که نسبت به فیلم‌هایی که نیاز دارند پیشنهاد فیلم می‌دهند و رهبری فرمودند که این اتاق فکر در جشنواره عمار شکل بگیرد.

وی افزود: برخی اساتید درباره ریزش بیشتر صحبت می‌کردند که رهبری خیلی معمولی و معقول برخورد کردند که این خیلی طبیعی است اما مهمترین بحث ایشان این بود که حضرت عمار سرلوحه شما باشد و این صحابه دلیل اینکه سقوط نکرد این بود که لذت مناجات را درک کرده بود و تبعیت از ولایت داشت هرچند این را رهبری ذکر نکردند.
 
اسلام‌زاده که در کشورهای بیداری اسلامی مستندسازی کرده است درباره سخنانی رهبری معظم انقلاب درباره سینمای غرب گفت: ما الان در شرایطی هستیم که با آمریکایی‌ها پنجه در پنجه هستیم که در این بین دشمن دشمنی‌اش‌ را می‌‌کند و آقا فرمودند من تعجب می‌کنم که فیلم «آرگو» دیر ساخته شده و حتی رهبری به آبراهام لینکلن اشاره کردند که از این شخصیت ضعیف قهرمان ساختند و این یعنی هنرمندان هم باید بروند فیلم بسازند.

وی افزود: آقا همچنین فرمودند چون سلایق شما با هم فرق می‌کند نقاط ضعف یکدیگر را دنبال نکنید و وحدت حفظ کنید و همدیگر را متهم نکنید.
 
اسلام زاده در بخش دیگری از این گفت‌و گو گفت: من دو مطلب داشتم که می‌خواستم مطرح شود که حالا آنها را عرض می‌کنم اول اینکه ما بالاخره به عنوان مستندساز دوست داشتیم خدمت رهبری عرض کنیم که نقد درون گفتمانی توسط بچه‌های معتقد به نظام که حاضرند درباره فلان سازمان کار کنند و کارشناسش را هم همراه داشته باشیم در همین حد فرصت نمی‌یابند و ما در قبال برخی مسائل داخلی سکوت کردیم و دشمن هرچه می‌خواهد در این زمینه می‌گوید و می‌خواستیم نظر آقا را بدانیم که اگر وارد چنین صحنه‌ای شویم منتظر برخورد هستیم حضرت آقا چه صلاح می‌دانستند.
 
وی افزود: نکته دوم این بود که ما در جهان اسلام افتخارمان این است که پیرو مقام معظم رهبری هستیم که بر وحدت شیعه و سنی تأکید دارند اما یک جریان تندروی شیعه هست که اقداماتی همزمان هفته وحدت انجام دادند که بازتاب بسیاری در جهان اسلام داشت و ما می‌خواستیم از رهبری بخواهیم که با این افراد برخوردهای سنگین‌تری شود.

مشرق



:: بازدید از این مطلب : 2165
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

مراسم هفتمين روز خاكسپاري شهيد سرتيپ حسن شاطري با حضور جمع كثيري از مردم و مسئولان در محل دفن آن شهيد در امامزاده يحيي(ع) سمنان برگزار شد.

در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين شيرازي نماينده ولي فقيه در قرارگاه خاتم الانبيا(ص) در سخناني با اشاره به ولايتمداري و سخت كوشي شهيد شاطري در راه آرمانهاي امام و انقلاب گفت: وقتي خبر شهادت ايشان را به رهبر معظم انقلاب داديم فرمودند: «خوشا به حال حاج حسن، جواني اش در مسير خدمت به دين و انقلاب و امام بود و در پايان با نوشيدن شربت شيرين شهادت بهترين پايان را براي زندگي خود رقم زد
وي افزود: رهبر معظم انقلاب با درخواست براي پذيرش خانواده شهيد شاطري در ملاقات با آنها خطاب به فرزندان وي فرمودند: از اين پس من پدر شما هستم.
شيرازي گفت: برخي در ميانه راه مي مانند و از امتحان الهي رد مي شوند اما شهيد حاج حسن شاطري جانانه از همه امتحانهاي الهي سربلند بيرون آمد و در اين راه البته سختي هاي فراواني متحمل شد.
وي اظهار داشت: شهيد شاطري عليه نظام پليد شاهنشاهي و طاغوت فعالانه حضور يافت و پس از پيروزي انقلاب در اطاعت از امام خميني(ره) به جهاد سازندگي و خدمت به محرومان شتافت و با شروع جنگ نيز همواره تسليم خواست فرمانده كل قوا بود.
وي سراسر تاريخ را صحنه مبارزه ميان جبهه حق و باطل دانست و افزود: در زمان حاضر از جنگ سخت عبور كرده ايم و رويارويي فعلي جنگ نرم و فرهنگي است.در اين مراسم چند تن از همرزمان شهيد در لبنان حضور داشتند.

مشرق



:: بازدید از این مطلب : 2005
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 06 اسفند 1391

 خانواده شهيد مصطفي احمدي روشن در پيامي رحلت عالم رباني حضرت آيت الله خوشوقت را به محضر رهبر معظم انقلاب و بستگان و ارادتمندان اين عالم فقيد تسليت گفتند.

به گزارش رجانيوز، خانواده شهيد احمدي روشن در اين پيام با اشاره به ارتباط بسيار شهيد احمدي روشن با مرحوم آيت الله خوشوقت آورده‌اند: اين عالم رباني و عارف الي الله همواره ملجاء و پناه مصطفاي ما بود و نقش بي‌بديل اين استاد برجسته اخلاق در شكل‌گيري شخصيت ولايي و انقلابي شهيد ما، قابل انكار نيست.
 
خانواده شهيد احمدي روشن در ادامه پيام خود تصريح كرده‌اند: بعد از شهادت مصطفي، آيت الله خوشوقت براي ما همواره چون پدري مهربان مرهم داغ فقدان شهيد احمدي روشن و راهنماي رفتاري ما براي چگونه تربيت كردن عليرضاي كوچك اين يادگار شهيد احمدي‌روشن بودند.



:: بازدید از این مطلب : 2206
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران