میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 آذر 1399

حجت‌الاسلام علی اکبر نوری مدرس حوزه علمیه قم و از دوستان سابق آقای محمود امجد نامه مهم و منتقدانه‌ای خطاب به او نوشته است که متن کامل آن در ذیل منتشر می‌شود:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب آقای محمود امجدی

سلام علیکم
عرایض بنده از سر غفلت و فراموشی محبت‌های جناب عالی به حقیر و ده‌ها و صدها طلبه و دانشجوی دیگر و حشر و نشر با شما و استفاده از درس و استماع منبر و روضه‌تان نیست؛ آن حقوق به جای خود محفوظ ولی این راهی که شما از بیش از بیست سال قبل، درپیش گرفتید و الآن به ترکستان اتحاد موضع شما، با مواضع سران کفر اروپایی درموضوع جاسوس و نوکر بیگانگان و هماهنگ‌کننده همه اشرار ضد اسلام و جمهوری اسلامی روح الله‌زم منتهی شده است. و در آن به طور مستقیم چشم و چراغ اهل ایمان، و مایه امید مستضعفان، و خار چشم دشمنان اسلام، ومظهر معزّالمومنینی و مذّل الکافرینی امام زمان علیه السلام وعجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف‌، مقام معظم رهبری را هدف گرفته‌اید، بنده را واداشت که چند جمله‌ای با شما صحبت کنم.

شاید برای کسانی که شما را از دور می‌شناسند عجیب و تازه باشد ولی برای کسانی که از نزدیک باشما معاشرت داشته‌اند نه تازه است نه عجیب. مشابه این مواضع از بیش از بیست سال قبل در منزل شما توسط فرزندتان محمد آقا و دوستان و همفکرانش تقریباً بدون رودبایستی و ملاحظه نسبت به حضرت آقا مطرح می‌شد و بعضاً به گوش شما هم می‌رسید.

برخورد حضرت آیه‌الله خوشوقت با شما و مخالفت ایشان با کاندیدا شدن فرزندتان محمدآقا برای نمایندگی مجلس در لیست جناح چپ و آقای مهدی کروبی و در نتیجه جداشدن شما از ایشان و سپس مواضع شما برعلیه ایشان که اشاره فهم‌ها آنرا می‌فهمیدند یک نمونه است از سابقه دراز طرز تفکر شما.

جدا شدنتان از جلسه هفتگی فضلای کرمانشاهی و جدا شدن آنها از شما نمونه دوم است؛ بنابراین شما تازه به این موضع نرسیده‌اید، آنچه تازه است تصریح به این موضع و تقابل علنی درفضای مجازی است.
ای کاش وقت می‌گذاشتید و می‌دیدید و می‌شنیدید که دشمنان اسلام و این آب و خاک چقدر از موضع شما شادمان و در مقابل چقدر دل خانواده‌های شهدا و کسانی که از همه چیز خود برای نظام مایه گذاشته‌اند را به درد آوردید.

بنده چند سوال را محضرتان مطرح می‌کنم امید است تأمل در این سوالات برای شما تنبهی و برای کسانی که از موضع شما رنجیده شدند تسلایی باشد.

سوال اول
اغلب کسانی که با حوزه و روحانیت سر و کاری دارند، از مواضع آیت‌الله بهجت و آیت‌الله بهاءالدینی و آیت‌الله خوشوقت و آیت‌الله حسن زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی و علامه مصباح یزدی نسبت به مقام معظم رهبری آگاه‌اند و جنابعالی دربسیاری از منابر و جلسات با امی و خاطره‌ای و حرفی و نقلی از آیت‌الله بهاء‌الدینی و آیت‌الله بهجت رحمت‌الله علیهما، مجلس را متبرک و مزین می‌کردید و اصولاً بخش عمده‌ای از جاذبه شما برای جوانان چه حوزوی چه دانشگاهی به خاطر این بود که روح و جانشان از طریق شما با افکار و نصایح این قله‌های عرفان و علم و عمل پیوند می‌خورد، حال آیا درست است که کسی با نام این بزرگان در دل جامعه جا باز کند و شهره آفاق شود و سپس ناباورانه همه را به موضعی در تقابل صدوهشتاد درجه‌ای با موضع اساتید خود دعوت کند؟

سوال دوم
اگر جنایتکارانی دزدانه در جایی امنیت کشور و مردم را مورد تهدید قرارداده‌اند، بر اساس وظیفه شرعی و قانونی در کمترین زمان ممکن آنان را شناسایی و دستگیر و به محکمه تحویل می‌دهند و در نهایت حکم دادگاه است که درباره آنان اجرا می‌شود، حال به چه حسابی از نظر شما نظام و مسئولان نظام باید پاسخگو باشند ولی جنابعالی که با نقش موثر فرهنگی و تبلیغی خود که عده کثیری را به کسوت سربازی نظام درآورده و عده بیشتری را با سخنرانی‌های خود در مسیر خدمت به نظام در نهادهای مختلف مصمم‌تر کرده‌اید، نباید پاسخگو باشید؟ به نظر خودتان این دوگانگی عجیب نیست؟

سوال سوم
می‌گویید ایشان از فلان تاریخ مسئول همه خون‌هایی است که ریخته شده؛ عرض می‌کنم چرا ایشان را مسئول نجات کشور عزیز لبنان اشغال شده از زیر چکمه‌های رژیم جعلی و نژادپرست اشغالگر قدس نمی‌دانید؟
چرا ایشان را مسئول نجات کشور سوریه و مردم مسلمان و مسیحی و سنی و شیعه آن از چنگال آمریکا و متحدان اروپایی و سران کشورهای عربی که از تمام میراث عظیم غیرت و شجاعت و تعصب ملت و قوم بزرگ عرب فقط یک روسری قرمزرنگ را ارث برده‌اند معرفی نمی‌کنید؟

چرا ایشان را مسئول نجات کشور عراق و عتبات عالیات که داعش آمریکا ساخته که تا چهل کیلومتری بغداد وحرمین کاظمین پیشروی کرده بودند، خطاب نمی‌کنید ؟ همه حتی دشمنان می‌دانند اگر نبود درایت و شجاعت امام خامنه‌ای و سردار رشیدش سلیمانی و فداکاری سربازان غیور پاکستانی و افغانستانی و ایرانی و عراقی و لبنانی‌اش، الان کشور عراق دربست دراختیا ر داعش (می‌نویسم داعش ولی شما بخوانید آمریکا و اسراییل و آل سعود بدتر از صهیونیست‌ها) بود و چه بسا زبانم لال به جای یک بقیع ویران درمدینه چهار بقیع در کربلا و نجف و کاظمین و سامرا داشتیم.

چرا ایشان را مسئول جلوگیری از این فجایع نمی‌شمارید؟ چرا ایشان را مسئول حفظ جان و مال و ناموس ده‌ها هزار مسلمانان محبّ اهل بیت و شیعیان که قطعاً در صورت تسلط داعش سرشان در کربلا و نجف و کاظمین درحرم و صحن و سرای ائمه علیهم‌السلام از‌ بدن جدا می‌شد خطاب نمی‌کنید؟

سوال چهارم

شما تمام کسانی که در این چهل سال کشته شده‌اند را مظلوم می‌دانید. جناب امجدی در این چهل سال لیست بلند بالایی از سران ارتش ستمشاهی و فرماندهان حکومت نظامی گرفته تا عناصری از سازمان منافقین خلق و منفجرکنندگان حزب جمهوری‌اسلامی و قاتلان شهید بهشتی و یارانش و انفجار نخست‌وزیری و شهادت رجایی و باهنر و انفجار دادستانی و شهادت شهید قدوسی و عوامل شهادت شهدای محراب و کسانی که پاسداران را شکنجه کردند و سوزاندند و در سر سفره افطار حزب‌اللهی‌ها را کشتند و در کوچه و خیابان و مغازه بیش از دوازده هزار نفر را به جرم ریش داشتن و پاسدار بودن کشتند و تا عناصر براندازی از حزب توده و عناصری از کومله و دمکرات که پاسداران را جلوی پای عروس و دامادشان سربریدند تا برسد به ریگی که آن همه از پاسداران و مردم عادی هم مذهب و هم استانی خود را کشت و عوامل شهدای هسته‌ای و و و و در این چهل سال لیست بلند بالایی از این جانیان به سزای اعمال جنایتکارانه خود رسیدند؛ عده‌ای از این جنایتکاران (البته به قول شما شهیدان و مظلومان) در زمان رهبری امام رضوان‌الله علیه و عده‌ای در زمان رهبری حضرت آقا به سزای اعمال خود رسیدند جنابعالی در دو کلمه برای این جنایتکاران آن هم برای همه‌شان حکم شهادت به معنای مظلومیت صادر می‌کنید؟ فکر نکردید با این حرف چه حق‌کشی بزرگی کردید؟ لازمه حرف شما ظالم بودن صدها قاضی و دادستان و دادگاه است؛ آیا چنین قضاوتی که با دو کلمه هزاران جانی را تبرئه و مظلوم معرفی کند و صدها دادستان و قاضی و محکمه را یکجا ظالم معرفی می‌کند در جای دیگری سراغ دارید؟


فرضاً روح‌الله زم جاسوس برانداز و تحریک‌کننده شنوندگان و بینندگان رادیوها و تلویزیون‌ها و کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای به خیابان ریختن و کشتن و آتش‌زدن حکمش اعدام نباشد و مظلوم کشته شده باشد؛ آیا هیچ منصفی یک مورد و یک قضیه را به چهل سال تعمیم می‌دهد؟ جناب آقای امجدی گمان نمی‌کنم پاسخ صحیح به این سوالات چندان مشکل باشد.

جسارت حقیر را ببخشید که این مطلب را خدمت شما عرض می‌کنم ؛ فقط یک شرط دارد و آن این است که آن عینکی که فرزندتان محمدآقا و همفکرانش به چشم شما زده‌اند را عوض کنید. شما بهتر از ما می‌دانید که در گذشته و در زمان حال چقدر فرزندان در تغییر مسیر پدران نقش داشته‌اند؛ احتمال بدهید هر قدر هم که احتمال ضعیف باشد ولی چون محتمل (تحت تاثیر قرارگرفتن) بسیار مهم است جناب عالی یکی از آن پدران باشید.

درپایان برای شما و خودم و همه اهل ایمان طلب عاقبت به خیری می‌کنم. و از اینکه در آستانه سالگرد شهادت سردار دلها که شهاتش دل همه را سوزاند واشکها را جاری کرد با این سخنان دلهایی را سوزاندید و جانیانی را مظلوم و شهید معرفی و با این سید مظلوم با این لحن و بیان سخن گفتید، اظهار تاسف می‌کنم.
دوست قدیمی سید علی‌اکبر نوری

 

منبع:تسنیم



:: بازدید از این مطلب : 1557
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 آذر 1399

22 مهر پارسال که روح‌الله زم، مدیر کانال "آمدنیوز" دستگیر شد، تن خیلی‌ها لرزید، آنها که "گرا" می‌دادند و اطلاعات کشور را می‌فروختند، کسانی که برای ارضای نیّات شهوانی خود دل در گروی دشمنان این مردم و نظام سپرده بودند و در مقابل، زنده شدن خاطرات تلخ برای مادران و پدرانی که جگرگوشه‌های خود را به‌دلیل تحریک‌پذیری و عملکرد آمدنیوز، از دست داده بودند.

یکی از عملیات‌های منحوس آمدنیوز، دمیدن به آتش غائله دراویش در گلستان هفتم بود؛ غائله‌ای که اوج اقدامات جنایتکارانه و تروریستی مدعیان آزادی و صلح بود. در این غائله 3 مأمور نیروی انتظامی با نام‌های "امامی"، "بایرامی" و "علمدار" به‌شهادت رسیدند همچنین یک جوان بسیجی که جانش را برای امنیت مردم نثار کرد؛ "شهید محمدحسین حدادیان".

بالاخره در 22 آذر ماه، حکم دادگاه در قبال روح‌الله زم اجرا شد و این چهره وابسته به دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی و خاندان آل‌سعود، به دار مجازات آویخته شد.

پروژه شهیدسازی از اعدامی منفور

از ساعتی پس از انتشار خبر اعدام، طبق پیش‌بینی‌های محافل رسانه‌ای، شهیدسازی و مظلوم‌نمایی از روح‌الله زم که دستانش به‌صورت غیرمستقیم به خون بسیاری از هموطنان خود آغشته بود، آغاز شد؛ اقداماتی که دل مادران شهدا که عزیزان آنها در غائله‌هایی مانند غائله دراویش به شهادت رسیده بودند، به‌درد آمد؛ مادر شهید حدادیان یکی از این مادران شهداست که گله‌ها و دلی دردمند از پروژه مظلوم‌نمایی از چهره خبیثی مانند روح‌الله زم دارد.

پای درددل خانم تاجیک، مادر شهید حدادیان می‌نشینیم؛ خانم تاجیک با توجه به نقشی که روح‌الله زم در به شهادت رسیدن جگرگوشه‌اش داشته است به‌واسطه آتش تهیه‌ای که آمدنیوز در غائله دراویش ریخت، حالا باید از اعدام زم خوشحال باشد اما می‌گوید: "بعد از اعدام زم، پیام‌هایی به دست من می‌رسید که در آن گفته می‌شد، «ما از اعدام کسی که به‌نوعی در شهادت محمدحسین دست داشت خوشحال شدیم»، اما ما جواب‌های این بچه‌ها را هم ندادیم؛ به‌دلیل حس انسانی خودمان، می‌دانستیم خانواده زم داغدار هستند، درست است که او فردی خائن بود اما نخواستیم به گردن خانواده او چیزی را تحمیل کنیم و آنها اذیت شوند و عکس‌العملی نشان ندادیم، حتی از ما می‌پرسیدند که «چرا شما ابراز شادی نکردید چون او در شهادت محمدحسین مؤثر بود؟»، جواب ما این بود که «ما به‌خاطر جهات انسانی در خودمان این احساس را خفه کردیم؛ به هر حال انسان از مرگ کسی خوشحال نمی‌شود ولو اینکه او جنایت کرده باشد»".

تا اینجا مبهوت کار خانواده‌ای هستیم که شادی خود را در درد و رنج دیگران نمی‌بینند اما گله‌ها از زمانی آغاز می‌شود که شرمندگی خانواده‌ای که فرزندشان در حق یک ملت مرتکب جنایت شده است به طلبکاری تغییر وضعیت دهد!

خانواده زم به‌جای شرمنده‌بودن، طلبکار شدند!

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "چند روز بعد از اعدام روح‌الله زم، دیدیم خانواده او به‌جای اینکه شرمنده باشند از اینکه یکی از اعضای آنها به نظام مقدسی که این‌همه خون به پای آن ریخته شده است خیانت کرده، طلبکار است! پدر روح‌الله زم مظلوم‌نمایی می‌کند و این برای من دردآور است؛ او نامه‌ای منتشر و در آن ابراز احساسات کرده و به‌نوعی دیگر پسرش را معرفی کرده است، در حالی که روح‌الله زم مظلوم نبود، مظلوم محمدحسین من بود که در خیابان در دفاع از نظام و در دفاع از مردم و امنیت، آن‌طور فجیع به شهادت رسید".

شهید , فضای مجازی , شهدای نیروی انتظامی|شهدای ناجا , روح‌الله زم ,

اشاره خانم تاجیک به انتشار نامه‌ای از سوی پدر روح‌الله زم است که در روز اعدام پسرش منتشر شد؛ او در این نامه که خاطره‌گویی آخرین ملاقات خانواده یک روز قبل از اعدام بود، روح‌الله زم را دارای چهره‌ای نورانی و لایق امامت جماعت توصیف کرده بود!

سربازان فضای مجازی کجا هستند؟

مادر شهید حدادیان ادامه می‌دهد: "تأسف خوردم که چرا کسانی که در فضای مجازی فعال هستند، نیامدند شهادت محمدحسین و شهادت آن سه مأمور عزیز نیروی انتظامی را مقابل نامه پدر روح‌الله زم بگذارند؛ مگر من مادر نبودم و مگر پدر محمدحسین پدر نبود؟ فرزند ما در مقام دفاع این‌طور مظلومانه به شهادت رسید و فرزند آن آقا در مقام خیانت بود؛ اگر من به‌جای پدر روح‌الله زم بودم، سرم از شرم پایین بود و از همه مردم عذرخواهی می‌کردم نه اینکه این نامه را بنویسم و نمک به زخم زخم‌خوردگان بپاشم."

آنها که به زم خوراک اطلاعاتی می‌دادند الآن اشک تمساح می‌ریزند

خانم تاجیک به گروهی از افراد که به روح‌الله زم کمک می‌کردند هم اشاره می‌کند و می‌گوید: "کسانی که به‌نظرم آن‌قدر نالایق هستند که نمی‌خواهم اسم آنها را به‌زبان بیاورم در فضای مجازی آمده‌اند و پیام‌هایی در دفاع از زم می‌گذارند! در مقابل اعدام بحق جاسوسِ وطن‌فروش اشک تمساح می‌ریزند؛ می‌آیند و آه و فغان می‌کنند، به‌نظر من اینها، همان‌هایی هستند که در سال 96 خوراک به روح‌الله زم می‌دادند، از داخل مملکت ما خوراک می‌دادند که نتیجه آن این شد؛ بچه‌های غیور مردم و بچه‌های این سرزمین را شهید می‌کردند".

جای شهید و مظلوم عوض شد

ظاهراً برخی خیلی علاقه دارند تا جای "جلاد و شهید" را عوض کنند! آن جوانی که برای حفاظت از جان و مال و ناموس مردم مقابل مشتی جلاد ایستادگی کرد و در آخر به شهادت رسید، حالا عده‌ای مقابل این شهدای مظلوم ایستاده‌اند تا جنایت چهره‌ای مانند زم را تطهیر کنند!

خانم تاجیک در ادامه سخنانش می‌گوید: "بعد از اعدام زم، به من گفتند «بیانیه صادر کنید.»، در جواب گفتم «بیانیه من دردی را دوا نمی‌کند و نمی‌تواند آن مظلومیت شهادت محمدحسین را بازگو کند؛ می‌خواهید مظلومیت پسرم را بدانید؟ کلیپ بعد از شهادت محمدحسین را ببینید، کلیپی را که از معراج‌الشهدا به خانه آمده‌ایم ببینید که به بچه‌هایم می‌گویم که محمدحسین را در معراج چگونه دیدم؛ آنجاست که مظلومیت محمدحسین بلند است»".

 
تعداد بازدید : 63
 

 بعد این را می‌گوید و در حالی که به‌سختی بغض سنگین نهفته در گلویش را فرو می‌خورد، ادامه می‌دهد: "این وظیفه سربازان مجازی است که بیایند واقعیت را تبیین و ذهن جامعه را روشن کنند؛ نه اینکه این آقا بیاید فرزند جنایتکار خائن خودش را بگوید «این‌قدر نورانی شده بود که من پیشنهاد دادم امام جماعت بایستد و او قبول نکرد!»".

اقتدا به کسی که منکر اصل و اساس است

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "وقتی بچه شما در فلان تاریخ می‌آید و همه چیز را منکر می‌شود؛ چه‌جوری می‌گویید که «بچه ما می‌خواست برود زیارت اباعبدالله(ع) و اینها نگذاشتند؟ پسر ما می‌خواست زائر شود و اینها نگذاشتند؟»، وقتی پسر شما اصل و اساس را قبول ندارد و امام حسین(ع) را زیر سؤال می‌برد، چه‌جور می‌خواست زائر امام حسین بشود؟ این درد است برای ما که متأسفانه اینها بیایند جای جلاد و شهید را عوض کنند و خواهر زم بیاید بگوید که «دنیا باید پای مظلومیت روح‌الله بایستد!»، چه مظلومیتی؟! وقتی پیام‌هایی را که خانواده زم منتشر می‌کنند نشان من می‌دهند، واقعاً آتش می‌گیرم؛ از خودم می‌پرسم؛ پس بچه‌های حزب‌اللهی کجا هستند؟ چرا نیامدند این فیلم معراج محمدحسین را منتشر کنند؟".

شاید وارونه‌نمایی در این خانواده ریشه دارد، روزی روح‌الله زم در یک وارونه‌نمایی بزرگ به شهدا و احساسات خانواده شهدا توهین کرد و این توهین، با وارونه جلوه دادن حقیقت بود؛ از زشت معرفی کردن زیبایی و از بیان حسدها و عقده‌هایی که در آخر به اعدام انجامید.

توهین زم به شهید حدادیان

خانم تاجیک ادامه سخنانش را این‌طور بیان می‌کند: "آقای روح‌الله زم در کانال آمدنیوز عکس محمدحسین را گذاشت و گفت که «شهدا چقدر چهره‌هایشان کریه است؟!»، به‌قول این آقایان، محمدحسین که شهید است چهره‌اش کریه است اما روح‌الله زم که جنایتکار و خیانتکار است چهره‌اش نورانی است؟ این یعنی چه؟ یعنی جای جلاد و شهید را عوض کردن؛ به این راحتی آن هم در فضایی که این‌همه بچه حزب‌اللهی‌ها هستند؛ متأسفانه فعالان مجازی آن کارایی را که باید داشته باشند ندارند".

 

 
تعداد بازدید : 40
 

دیدار مادر شهید حدادیان با خواهر روح‌الله زم

مادر شهید حدادیان ادامه می‌دهد: "من بعد از اعدام زم ساکت بودم و می‌گفتم که به‌هرحال یک جنایتکار که عامل این‌همه خون ریخته‌شده است، اعدام شد اما الآن انتقاد دارم؛ من روح‌الله زم و کسانی را که او را همراهی می‌کردند در شهادت محمدحسین مقصر صددرصد می‌دانم، از کسانی که در داخل کشور، اطلاعات را به او می‌‌رساندند تا آن پادوهایی که دم‌دستش بودند، همه اینها یک سناریو بودند، یک نوشته‌‌ای بودند از سمت دشمن و پیاده‌نظام دشمن بودند برای اجرا کردن این برنامه، همه آنها را مقصر می‌دانم و نمی‌توانم از آنها بگذرم".

پیامی که از این بخش از سخنان خانم  تاجیک دریافت می‌کنیم این است که مادر شهید حدادیان هرگز نتوانسته است کسانی را که در شهادت جگرگوشه‌اش دست داشته‌اند ببخشد و فراموش کند.

وی می‌گوید: "یکی از خواهران روح‌الله زم که منزلشان در نزدیکی ماست به امامزاده علی‌اکبر(ع) چیذر و سر مزار شهید محمدحسین حدادیان می‌آیند، می‌دانید خانم‌ها عاطفی هستند و به مرگ کسی راضی نمی‌شوند؛ آن خواهر زم به‌تازگی پیش ما آمده بود، به او گفتم که «من برای آقای روح‌الله زم متحیرم، تا الآن نتوانسته‌ام برای برادر شما یک خدا بیامرز بگویم، فقط به خدا گفتم که "خدایا، به خودت واگذار می‌کنم و خودت هرجور صلاح می‌دانی جزایش را بده!"».

زم را هیچ‌گاه انکار نکردند!

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "ما این‌همه متانت و صبوری به‌خرج دادیم، می‌توانستیم مثل اینها بی‌محابا حرف بزنیم ولی این کار را نکردیم چون به‌هرحال خانواده‌اش گناه دارند و اذیت می‌شوند و به‌قول معروف ما نباید ابراز شادی کنیم که خانواده او ناراحت شوند؛ ما حرمت آن خانواده را ولو خانواده جنایتکار بوده باشد، ولو خانواده خائن وطن‌فروش باشد حفظ کردیم اما فراموش نکنیم که روح‌الله زم فرزند او بود؛ اگر من فرزندم به راه درست نرود و خط من از فرزندم جدا باشد، بلافاصله از فرزندم اعلام برائت می‌کنم؛ وقتی که پدر روح‌الله زم نیامده است از پسرش اعلام برائت کند، حتماً در خط اوست! نمی‌توانم این را صریح اعلام کنم اما قرائن این را نشان می‌دهد.

وقتی شما اعلام برائت و بیزاری نمی‌کنی یعنی کارهای او را تأیید می‌کنی! دو راه پیشِ‌روی پدر روح‌الله زم بود؛ یا تأیید کند یا اعلام برائت از فرزندش و از این دو راه خارج نیست اما پدر روح‌الله زم از پسرش اعلام برائت نکرد!".

سکوت خانواده حدادیان و طلبکاری خانواده زم!

کارهای رسانه‌ای بعدی که خانواده زم انجام دادند، دل خانواده شهید حدادیان را بیشتر به درد آورده است؛ خانم تاجیک دراین‌باره می‌گوید: "ما می‌دانستیم که آقای زم در شهادت آقا محمدحسین صددرصد مقصر است اما به‌خاطر مسائل انسانی چیزی نگفتیم و ابراز شادی نکردیم تا خانواده او را بیش از این ناراحت نکنیم؛ هیچ ابراز احساساتی نکردیم اما چرا اینها باید طلبکار باشند و خواهر او بگوید که «باید دنیا در مقابل مظلومیت روح‌الله زم بایستد.»؟! این جمله خیلی دل من را به درد آورد؛ گفتم کدام مظلومیت؟ مظلومیت را شهید محمدحسین داشت، مظلومیت را شهید امامی و شهید بایرامی و شهید علمداری داشتند که در لباس نیروی انتظامی به‌واسطه تحریکات زم رفتند زیر چرخ‌ ماشین دراویش".

وی در ادامه برخی وقایع غائله دراویش در گلستان هفتم را این‌گونه بازگویی می‌کند: "اتوبوسی که به‌راه انداخته شد و گلوله‌بارانی که محمدحسین را شهید کرد همه به‌تحریک همین روح‌الله زم بود؛ محمدحسین یک لحظه قبل از شهادت برای پدرش پیام می‌دهد که «بابا! کانال آمدنیوز روش تهیه کوکتل‌مولوتف را آموزش می‌دهد. بابا! آمدنیوز آموزش می‌دهد که به‌چه‌صورت مأموران نیروی انتظامی را قفل کنند».

فریاد محمدحسین از این آموزش‌ها بلند بود؛ محمدحسین این‌قدر به قضیه اشراف دارد و می‌داند که این غائله از ناحیه آمدنیوز تغذیه می‌شود و خودش می‌رود و سینه سپر می‌کند که اینها نتوانند به اهداف پلیدشان برسند، این بچه مظلوم واقع شده است؛ نه اینکه آنها بروند جنایت‌هایشان را بکنند و پول‌هایشان را بگیرند و کِیفشان را کنند و وقتی هم با اعدام مجازات می‌شوند، عَلَم کنند که «او شهید و مظلوم است و پای مظلومیتش بایستید.»! کدام مظلومیت؟!".

(حدادیان از زبان مادر)

لزوم روشنگری جریان رسانه‌ای انقلاب در فضای مجازی و در سریال‌های تلویزیونی

مادر شهید محمدحسین حدادیان الآن چه مطالبه‌ای دارد؟ خانم تاجیک در پاسخ می‌گوید: "بچه‌حزب‌اللهی‌ها بیایند وسط کار و روشنگری کنند؛ من رسیدگی قضایی را کاری ندارم. همان ابتدا هم محمدحسین شهید شد، وقتی شکایت کردیم شکایت ما از فرقه دراویش بود، بعد از دستگیری زم هم به ما پیشنهاد دادند که از او شکایت کنیم که ما نرفتیم، به‌هرحال او به مجازات رسید اما دست‌های پنهان پرونده یکی بعد از دیگری رو می‌شود و آنها هم به سرنوشت روح‌الله زم دچار خواهند شد".

سناریوی 40ساله

او در خلال سخنانش خواسته‌ای را مطرح می‌کند که جالب است؛ پرداختن به غائله دراویش در قالب سریال تلویزیونی؛ می‌گوید: "در اصفهان در یک سخنرانی از سازندگان سریال گاندو تشکر کردم و به تهیه‌کننده آن گفتم «منتظرم و امیدوارم روزی سریالی ساخته شود که عوامل غائله دراویش در گلستان هفتم رو شود»، چون آن یک اتفاق معمولی نبود و برنامه‌ای هدفمند بود که الحمدلله با ریخته شدن خون محمدحسین و دیگر شهدا جمع شد و در نطفه خفه شد اما نباید بگوییم با این خفگی، آن غائله تمام شده است؛ 40 سال است که ما این برنامه را داریم، اینجا خاکستر روی آتش می‌ریزند و جای دیگری آتش گُر می‌گیرد، نمی‌خواهند که نظام باشد و این تا زمان ظهور حضرت [صاحب الزمان(عج)] ادامه دارد که هیچ کدامشان هم به سرانجام نمی‌رسد که البته تا الآن هم نرسیده است. از جوانانی که در این عرصه فعال هستند درخواست دارم سریالی بسازند و زوایای غائله دراویش را برای عموم مردم باز کنند".

رؤیاهای صادقانه

در ادامه، مادر شهید حدادیان از تاب‌نداشتن برای جدایی از فرزند شهیدش می‌گوید اما دلخوش به وعده قرآن است که شهدا، زنده هستند و هر از چندگاهی، نشانه‌های زندگی محمدحسین حدادیان را به او می‌رسانند، مانند خانم معلم قرآن از سرخس که تا همین چند وقت قبل شناختی از محمدحسین حدادیان نداشت و الآن او را در رؤیای صادقه خویش می‌بیند که کمک‌حال فعالیت‌های قرآنی در شهر است،
یا پیغام‌هایی که از سوی بعضی از آشنایان خانواده حدادیان به خانم تاجیک می‌رسانند؛ «در رؤیا محمدحسین را دیدم که گفت به مادرم بگویید فلان کار را انجام دهد یا ندهد».

برداشت من از این گفته‌ها این است؛ کسی که مظلومانه به شهادت برسد، چنین جایگاهی خواهد داشت، این را به‌زبان می‌آورم و در پاسخ می‌شنوم: "می‌گوید که «دنیا باید پای این مظلومیت روح‌الله زم بایستد؟»، او چه مظلومیتی داشت؟ مظلومیت را محمدحسین داشت، مظلومیت را شهید رضا امامی داشت که مادرش او را 16 سال با درآمد غسّالی بزرگ کرده بود و اینها آمدند خیلی راحت با اتوبوس از روی او رد شدند، این مظلومیت نیست؟

شهید , فضای مجازی , شهدای نیروی انتظامی|شهدای ناجا , روح‌الله زم ,

مظلومیت را شهید بایرامی داشت که مادرش نمی‌تواند به‌فارسی صحبت کند و نمی‌تواند مظلومیت پسر شهیدش را بیان کند؛ الآن هم اسمی از این شهید به‌میان نیست، چرا؟ چون آنهایی که ادعا می‌کنند سرباز ولایت هستند دارند کوتاهی می‌کنند! ما این‌همه پرچم بلند و به اهتزاز درآمده داریم، هر شهید یک پرچم است و آنها چیزی ندارند".

حالا دیگر در ذهنم تصویری روشن‌تر از جنایات روح‌الله زم و اقدام سیاه و زشت پدر او دارم و با خود دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید حدادیان را مرور می‌کنم:

 
تعداد بازدید : 31
 
کد ویدیو

منبع:تسنیم



:: بازدید از این مطلب : 1587
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 آذر 1399

به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اندیشه، حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، استاد فلسفه، معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد  اسلامی و رئیس شورای اندیشه‌ورز سازمان فرهنگی هنری و فرهنگسرای اندیشه، دل‌نوشته‌ای را در آستانه سالگرد شهادت جانسوز سردار دل‌ها، شهید سردار سلیمانی نسبت به اظهارات و مواضع محمود امجد، تقدیم رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی کرده است.

متن این پیام به‌شرح ذیل است:

«به نام خالق عادل جبار

رهبرا سید علی جان، وقتی سخنان زهرآلود ولایتمداران دیروز را شنیدم؛ گریستم و‌ دردنامه‌ای نوشتم.

آقا جان، تنهایت نمی‌گذاریم و تنها نیستی.

رهبرا، غربت علی تکرارپذیر نیست؛

بگذار هرچه می‌خواهند بگویند

و از ظالم دفاع کنند و جای شهید و جلاد را تغییر دهند؛ اما حق پنهان نمی‌ماند.

مولانادوستان دیروز به صف دشمنان پناه برده‌اند؛ آن هم در کشوری که پناهگاه منافقان جنایتکار بود و اینک با شمشیر زهرآلود زبانشان بر شما می‌تازند.

عجب روزگاری است، حاج قاسم روستایی با زهد و پارسایی و بصیرت و رشادت و مجاهدت به عالی‌ترین سعه وجودی عارفانه می‌رسد و فیض شهادت می‌یابد و آن شیخ حوزوی عارف‌دیده، با سادگی و تأثیرپذیری از فرزندش در صف دشمنان انقلاب قرار می‌گیرد و همانند اهل‌نفاق سخن می‌راند.

خدایا، عاقبت ما را ختم به خیر کن

الهی، ما را در مسیر مکتب سلیمانی قرار بده

معبودا، مرگ ما را شهادت در راه ولایت سید علی نائب امام عصر(عج) قرار بده؛ آن‌گونه که حاج قاسم خواست.

والسلام، سربازت عبدالحسین

 

منبع:تسنیم



:: بازدید از این مطلب : 1579
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 آذر 1399

با سقوط رژیم بعثی عراق و فراهم شدن امکان حضور عاشقان و مشتاقان زیارت اهل بیت علیهم‌السلام، به همت "حاج قاسم سلیمانی" و جمعی از دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام و متخصصین و معتمدین و خیرین، با استفاده از رهنمودهای مقام معظم رهبری، ستاد بازسازی عتبات عالیات و پشتیبانی عراق در سال 1382 تشکیل شد.

تا به امروز پروژه‌های بسیار بزرگی توسط ستاد بازسازی عتبات عالیات در عراق اجرا شده است از جمله صحن حضرت زهرا(س) در نجف اشرف، طرح توسعه حرم امام حسین علیه‌السلام در کربلا و ... اما تا به زمان شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی کمتر کسی از نقش کلیدی و محوری این سردار رشید اسلام در تشکیل و تأسیس ستاد بازسازی و اجرای پروژه‌‌های بزرگ در اعتاب مقدسه در بازسازی و توسعه حرم‌های مطهر مطلع بود.



:: بازدید از این مطلب : 1487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 30 آذر 1399

هیأت رایةالعباس(ع) در گفت‌وگویی با اشاره به برنامه‌های جهادی و خدمات‌رسانی این گروه اظهار داشت: در ماه‌های اخیر با شناسایی‌های صورت گرفته برای کمک‌رسانی در شهرستان فراشبند استان فارس متمرکز شدیم. در منطقه دهرم این شهرستان مشکلات متعددی به دلیل راه نامناسب و همچنین دوری از بخش و دهستان وجود داشت که تمرکز خدمت‌رسانی‌های ما در این حوزه مصروف شد.

ساخت ۲۰ خانه مسکونی ۶۰ متری برای نیازمندان

وی با اشاره به اینکه مشکلات زیرساختی در این منطقه بسیار مشهود است، تصریح کرد: متاسفانه با خانمی مواجه شدیم که سالیان سال در یک چادر زندگی می‌کرد. بنابراین تصمیم گرفتیم به صورت اولویت‌دار احداث ۲۰ خانه مسکونی ۶۰ متری را آغاز کنیم. الحمدلله ۲ واحد مسکونی روز پنجشنبه ۲۷ آذرماه تحویل مردم شد و روند ساخت باقی خانه‌ها نیز ادامه دارد.

خیرین کمک کنند تا کار تمام شود

فرجی اضافه کرد: برای ساخت این منازل مسکونی و مدارس بیش از ۲ میلیارد تومان پول نیاز است که الحمدلله تاکنون با کمک مردم و خیرین بخشی از آن تأمین شده‌است. مردم و خیرین برای مشارکت در این طرح‌ها می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به حساب ۳۰۰ -۶۰۶۰۶۲۰-۷۵۸-۱۸۱۳ بانک انصار به نام گروه جهادی فطرس واریز کنند.

مرحله دوم کمک‌ها با کار برای اشتغال‌زایی

مسئول گروه جهادی فطرس هیأت رایةالعباس(ع) گفت: در این منطقه خاک حاصل‌خیزی وجود دارد، اما به دلیل مشکلات زیرساختی مانند نبود سردخانه، مردم روستا نمی‌توانند محصولات کشاورزی خود اعم از گوجه فرنگی و سیفی‌جات را به موقع به دست بازارهای هدف برسانند. بعد از برنامه‌های عمرانی ساخت منازل بنا داریم در سال آینده برای اشتغال‌زایی این مردم نیز کار جهادی داشته باشیم.

وی گفت: هم‌اکنون به دلیل مشکلات کرونایی امکان برپایی اردوی جهادی را نداریم، اما قطعا با رفع این مشکلات از توان جسمانی افراد نیز در این پروژه‌ها استفاده می‌کنیم.

خانه‌ها یک ماه و نیم دیگر تحویل می‌شود

فرجی در پایان خاطرنشان کرد: ان‌شاءالله خانه‌های برنامه‌ریزی شده تا یک ماه و نیم آینده تکمیل و تحویل مردم خواهد شد، اما به دلیل زمان بر بودن روند اداری مدارس، ساخت آن‌ها تا مهرماه سال آینده تکمیل خواهد شد تا دانش‌آموزان با رفع کرونا در مدرسه‌های جدید به تحصیل بپردازند.

 

منبع:فارس



:: بازدید از این مطلب : 1562
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 30 آبان 1399

حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی، در مراسمی که همزمان با شب ولادت با سعادت محدث والامقام حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و بدون حضور جمعیت در آستان مقدس این امامزاده واجب التعظیم برگزار شد، اظهار داشت: این مراسم سال‌های پیش با حضور خیل کثیری از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت (ع) در همین آستان مقدس برگزار می‌شد اما امسال به خاطر ویروس منحوس کرونا این مراسم در غربت برگزار می‌شود.

استاد حوزه علمیه با اشاره به نسب حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، عنوان کرد: نسب ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسد، خاندان و اجداد این محدث والامقام به چند ویژگی معروف بودند که یکی از آنان مبارزه با حاکمان جور بنی العباس است ایشان نیز به تبع اجداد گرامیشان اهل مبارزه سیاسی بود.

وی افزود: از دیگر ویژگی‌ها می‌توان به عزت و کرامت نفس اشاره کرد حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) اجداد و خاندان با کرامتی داشت و از دیگر ویژگی‌ها توجه به مردم و رسیدگی به گرفتاران بود؛ جناب سیدالکریم در چنین خانواده‌ای رشد و تربیت یافت.

عبدالعظیم؛ مهاجر الی الله

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی یکی از امتیازات حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) را درک چهار امام معصوم (ع) بیان کرد و گفت: حتی ایشان با امام هادی (ع) و امام جواد (ع) گفتگو نیز داشته است؛ حضرت عبدالعظیم (ع) شخصیتی عالم، فقیه، محدث و مهاجر الی الله بود. یکی از وزرای آل بویه در وصف این امام زاده عظیم شأن می‌گوید ایشان شخصیت باورع و اهل دین بود، عارفی که به امانت داری و صداقت شناخته می‌شد؛ حضرت از نظر فقاهت در رتبه‌ای قرار داشت که امام معصوم شیعیان را به محضرش ارجاع می‌دادند تا پاسخ بگیرند.

استاد حوزه علمیه با استناد به کلام امام رضا (ع)، عنوان کرد: امام هشتم خطاب به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می‌فرمایند: سلام مرا به شیعیان برسان و به آنان بگو اهل رعایت این امور باشند؛ همین که امام معصوم (ع) ایشان را مأمور می‌کنند تا پیغام حضرت را به گوش شیعیان برسانند بیانگر جایگاه رفیع این امامزاده واجب التعظیم است؛ امروز یکی از رسالت‌های مهم جوانان در فضای مجازی نشر معارف و احادیث اهل بیت (ع) است.

انتظارات امام رضا (ع) از شیعیان

وی با اشاره به نخستین انتظار امام رضا (ع) از شیعیان، ابراز کرد: حضرت خطاب به عبدالعظیم حسنی (ع) فرمودند به شیعیان بگو مراقب نفوذ شیطان باشند چرا که او از هر جهت به آنان حمله می‌کند؛ براساس آیات الهی ابلیس دشمن آشکار انسان است و اگر کسی راه نفوذ شیطان را بداند و آن را مسدود کند به فرمایش امام هشتم عمل کرده است.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی درباره دومین انتظار حضرت از شیعیان، عنوان کرد: حضرت می‌فرمایند به شیعیان بگو در کارها صداقت داشته و اهل امامت داری باشند؛ امروز بسیاری از مشکلات از جمله اختلاس، دزدی، رباخواری، خیانت و … نتیجه عدم صداقت و خیانت در امانت است؛ یکی از ویژگی‌های مهم پیامبران امانتداری و راستگویی بوده و براساس همین دو ویژگی مبعوث شدند.

استاد حوزه علمیه درخصوص سومین خواسته، اظهار داشت: اجتناب از زیاده گویی و بیهوده گویی از دیگر انتظارات امام رضا (ع) از شیعیان بود که به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) سفارش کردند تا به شیعیان بگویند کم‌گو باشند؛ کم گویی انسان را محبوب و از گرفتاری‌ها در امان می‌ماند زیرا ریشه بسیاری از گرفتاری‌ها پرحرفی و بیهوده گویی است، طبق صریح روایات؛ سخن بیهوده یکی از عوامل سقوط به شمار می‌رود.

کرونا فرصتی برای تغییر و بازنگری در رفتار

وی افزود: امروز یک ویروس کوچک اجتماعات بشری را مختل کرده است یکی از اموری سبب می‌شود نعمت از انسان سلب شود بیان حرف‌های بیهوده است؛ با توجه به شیوع این بلای فراگیر می‌طلبد انسان‌ها به رفتار و عملکرد خودشان یک بازنگری داشته باشند، زمانی که دنیا به سوی ولنگاری، رباخواری، همجنسگرایی و غیره می‌رفت دیگر نباید توقع داشت بلا نازل نشود.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی گفت: همچنین حضرت فرمودند: به شیعیان بگو به دیدار یکدیگر بروند و سعی کنند بد برادر خویش را نخواهند؛ به نظر بزرگ‌ترین تجلیل و تکریم امام امامزاده عظیم شأن آن است که انسان با آن روایاتی که ایشان نقل کرده مأنوس باشد.

استاد حوزه علمیه در پایان با تاکید بر اینکه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) دغدغه دینداری داشت، خاطرنشان کرد: حضرت شخصیتی ولایت پذیر و ولایت مدار بود به گونه‌ای که در برابر امام معصوم زانو می‌زند و دین خود را عرضه می‌دارد تا مبادا از امام سبقت گرفته و یا عقب افتاده باشد.

 

منبع:مهر



:: بازدید از این مطلب : 1622
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 30 آبان 1399

روز جمعه سرور روزهاست.خداوند نیکی‌ها را در آن چند برابر می‌کند و گناهان را در آن می زداید و درجات را در آن بالا می‌برد و دعاها را در آن مستجاب می‌کند و اندوه‌ها را در آن برطرف می‌سازد و حاجت‌های بزرگ را در آن برآورده می‌کند.

شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» فرموده است: از امامان (علیهم‌السلام) روایت شده: هر که در روز جمعه پس از نماز ظهر دو رکعت نماز به‌جای آورد و در هر رکعت بعد از سوره «حمد» «هفت بار» «قل هو اللّه احد» بخواند و پس از نماز بگوید:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، الَّتِی حَشْوُهَا الْبَرَکَةُ، وَ عُمَّارُهَا الْمَلائِکَةُ، مَعَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ أَبِینَا إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ السَّلامُ.

خدایا! مرا از اهل بهشت قرار ده، آن بهشتی که انباشته از برکت و نعمت است و آباد کنندگانش فرشتگان هستند، در کنار پیامبر ما، محمّد (درود خدا بر او و خاندانش باد) و پدرمان ابراهیم (بر او درود و سلام باد).

تا جمعه دیگر دچار بلا و فتنه‌ای نشود و حق‌تعالی او را در کنار و به همراه محمّد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل‌بیتش و ابراهیم (علیه‌السلام) بگذارد.

علامه مجلسی (رحمه‌اللّه) فرموده: اگر این دعا را فردی که سیّد نیست بخواند به‌جای «وَ أَبِینا» بگوید «وَ أَبِیهِ»

 

منبع:مهر



:: بازدید از این مطلب : 1611
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 30 آبان 1399

 امروز سالروز میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می‌باشد. ایشان یکی از شخصیت‌های بزرگ علمی، عملی و جهادی است که تاکنون آن گونه که شایسته است، شناخته نشده است.

تبار حضرت عبدالعظیم (ع) با چهار واسطه، به سبط اکبر پیامبر خدا (ص) و خاندان وحی می‌رسد. احمد بن علی نجاشی – که یکی از ارکان علم رجال است -، درباره نسب آن بزرگوار می‌نویسد: هنگامی که جنازه او را برای غسل برهنه می‌کردند، در جیب لباس وی نوشته‌ای یافت شد که در آن، نسبش، این گونه ذکر شده بود: من ابوالقاسم، عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب هستم. بر اساس این نسخه از رجال النجاشی، در نسب ایشان، میان وی و امام حسن (ع)، پنج نفر واسطه وجود دارد؛ لیکن در نسخه‌های معتبر این کتاب، میان «زید» - یعنی جدّ سوّم ایشان – و امام حسن (ع)، شخص دیگری واسطه نیست.

حضرت شاه عبدالعظیم که کنیه‌اش ابوالقاسم و ابوالفتح نیز بوده، در سال ۱۷۳ هجری قمری، در زمان هارون الرشید در مدینه در خانه جدّش حضرت امام حسن مجتبی (ع) متولّد شده و پس از مدّت ۷۹ سال و شش ماه و یازده روز قمری عمر، در روز آدینه پانزدهم شوّال المکرّم سنه ۲۵۲ هجری قمری، در زمان المعتزّ بالله عبّاسی به سرای آخرت رحلت نمود.

بر اساس آنچه در تاریخ تولّد و وفات حضرت عبدالعظیم (ع) گذشت، ایشان دوران حیات پنج امام از امامان اهل بیت (ع) - یعنی امام کاظم (ع) تا امام عسکری (ع) را درک کرده است؛ امّا این بِدان معنا نیست که به محضر همه آنها هم رسیده و یا از آنها سخنی نقل کرده است.

آنچه قطعی و مسلّم است، این است که ایشان محضر امام جواد (ع) و امام هادی (ع) را درک نموده و از آنها احادیث فراوانی نقل کرده که بخشی از آنها در این حکمت نامه آمده‌اند. همچنین اگر به روایت کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید اعتماد کنیم، حضرت عبدالعظیم (ع) محضر امام رضا (ع) را نیز درک کرده و از ایشان روایت نموده است.

برای اثبات عظمت علمی حضرت عبدالعظیم (ع) کافی است که بدانیم امام معصوم (ع)، مردم را برای حلّ مشکلات دینی و یافتن پرسش‌های اعتقادی و عملی شان، به ایشان ارجاع داده است.

صاحب بن عَبّاد در رساله‌ای که در شرح حال حضرت عبدالعظیم (ع) نوشته، در توصیف علمی ایشان آورده: ابو تراب رویانی، روایت کرد که شنیدم ابوحمّاد رازی می‌گفت: خدمت امام هادی (ع) درسامرّا رسیدم و مسائلی از حلال و حرام از ایشان پرسیدم. امام به پرسش‌های من پاسخ داد و هنگامی که خواستم از ایشان خدا حافظی کنم به من فرمود:

یا أبا حَمّاد! اَشکَلش عَلشیک شَی ءٌ مِن امرِ دینِک بنا حِیَتِک فَسَل عَنهُ عَبدَالعَظیمِ بنَ عَبدِاللهِ الحَسَنِیّ و اقرِئهُ مِنِّی السَّلامَ.

ای ابوحماد! هنگامی که چیزی از امور دینی در منطقه‌ات برای تو مشکل شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.

این تعبیر، به روشنی نشان می‌دهد که حضرت عبدالعظیم (ع) در عصر خود، مجتهد توانمندی بوده که بر اساس اصول و قواعدی که از اهل بیت علیهم السّلام در اختیار داشته، می‌توانسته دیدگاه‌های اسلام ناب را در زمینه‌های مختلف اعتقادی و عملی، استخراج کند و به پرسش‌های مردم پاسخ گوید.

بنابراین، ایشان تنها یک محدّث و راوی احادیث اهل بیت علیهم السّلام نبوده است؛ بلکه از علمای بزرگ خاندان رسالت بوده که پس از معصومان، توان پاسخگویی به مسائل علمی را داشته و توانمندی علمی‌اش مورد تأیید و تصدیق امام هادی (ع) قرارگرفته است.

 

منبع:مهر



:: بازدید از این مطلب : 1550
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 30 آبان 1399

عبدالرضا هلالی مداح اهل بیت(ع) دوباره برای آزادسازی زندانیان جرایم مالی و غیرعمد فراخوان داد تا با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، آنان را به زندگی بازگرداند. او نام این پویش را #دوباره_زندگی گذاشته است.

هلالی در مرتبه اول، همزمان با ۱۲ آبان‌ماه سالروز تولدش با انتشار پستی پویش #دوباره_زندگی را راه‌اندازی کرد و در آن از همه علاقه‌مندان و هیأتی‌ها خواست به عنوان هدیه تولد، او را در امر آزادسازی زندانیان یاری کنند. در این مرحله، از مردم مبلغ ۱۰۰ میلیون و ۴۷۶ هزار تومان جمع‌آوری شد و ۳۰ زندانی از ۱۴ شهر آزاد شدند. میانگین مدت زمان زندانى این افراد، ۱ تا ۸ سال بود و میانگین تعداد فرزندانشان هم بین ۱ تا ۳ بوده است.

او در مرحله دوم این پویش، برای آزادسازی ۷۰ زندانی برنامه‌ریزی کرده است، افرادی که برای مبالغ اندک چندین سال در زندان هستند و سرپرست خانواده خود محسوب می‌شوند که بازگشت دوباره آن‌ها به زندگی، خانواده‌ای را از مشکلات عدیده نجات خواهد داد.

مردم و خیرین می‌توانند برای مشارکت در طرح آزادسازی زندانیان این مداح، کمک‌های نقدی خود را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۹۵۰۱۸۰۰۹۲ و یا شماره حساب ۰۱۱۰۷۶۹۷۴۹۰۰۱ با شناسه پرداخت ۸۸۰۶۸۷۳۹۲ به نام مرکز نیکوکاری تکیه‌گاه آقامرتضی علی(ع) وابسته به هیأت الرضا(ع) واریز کنند.



:: بازدید از این مطلب : 1547
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 30 آبان 1399

 عصر چهارشنبه 28 آبان ماه حاج محسن عسکری پیرغلام اهل تبریز به دیدار اربابش شتافت.

این پیرغلام اباعبدالله سالها در محضر بزرگانی همچون علامه امینی ، آیت الله بهجت و حتی روضه های خصوصی رهبر انقلاب شعرخوانی و مداحی کرده بود.

سال ها پیش دقایقی پای حرف های شندینی این نوکر سیدالشهدا نشستیم که بخش هایی از این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

امام حسین(ع) شهید نشده که من مغازه زرگری باز کنم / خودشان اجازه داده اند نوکری کنیم

نحوه مجلس گردانی شما الان اندکی بین آقایان مداح متدوال شده است. همین شیوه دکلمه کردن اشعار . این را شما از کجا آموختید؟ استاد خاصی داشتید؟

باید عرض کنم این شیوه در  میان فارس زبانان و آذری زبانان ابداعی من است. الان خیلی افراد هستند که عین من می خوانند ولی بعد  از من این جور خواندن باب شده و من هم خیلی کم در هیئت های آذری حضور دارم و تقریبا 50 سال است که در هیات های فارسی زبان مثل فاطمیون و بنی فاطمه مي‌خوانم. دکلمه خوانی در قدیم نبود؛ اکثرا شعرا برای محافل خودشان می خواندند به صورت دکلمه و با صدا می خواندند. یکی از ویژگی های خواندن در فارس و آذری زبان صداست.

اوایل که شروع کردم به خواندن صدایم گیرایی نداشت. مجلس خراب کن بودم. یک بار یادم هست یکی از کفش جفت کن های هیات به من گفت: فلانی تو مجلس را خراب می کنی، از این هفته دیگر خودت نیا چون همه به من می گویند که بگو این آقا دیگر نیاید. من هم متوسل شدم به حضرت زهرا (س) که خانم یک عنایتی کن. تعارف نمی کردیم، واقعاً از خانم طلب استمداد را که همیشه باید بکنیم ،می کردیم.

شاعری داریم ما از شعرای خوب تبریز آقای ذهنی زاده، می آمد جلسه ما و با صدا هم می خواند. تصادفا در جلسه ای ایشان سرماخوردگی عجیبی داشت. به ایشان پیشنهاد کردند که بخوان، گفت که مریض هستم و نمی خوانم . گفتند یک چهار خطی بخوان.ایشان شروع کرد با اینکه سینه اش خیلی خراب بود  کلمه کلمه یک رباعی خواند، مثلاً یک کم رباعی را می خواند و سرفه می کرد. با اون حال خواند و مجلس تقریباً گرفت .آنجا پیش خودم گفتم که این می تواند نوعی سبک باشد.چرا من اینجوری نخوانم. حالا که صدا ندارم.

چطور شد که شما پایتان به مجالس فارسی زبان باز شد؟

روز ششم محرم زمان هویدا هیئت دولت قرار بود بیاید مسجد آذری زبان ها. آقای فلسفی در مسجد آذری ها منبر می رفت، قرار شده بود که بعد  از ایشان یک نفر یک ربع بخواند چون نمی‌شد هیات دولت خیلی در مجلس بماند.قبلاً برنامه شده بود که یک نفر انتخاب بشود که بعد از آقای فلسفی بخواند. گفتند که کی بخواند؛ چون چند خواننده قوی بود در تهران. آقای حاج حسین برنجی و آقای حاج حسین جهاز چی و  چند نفر خواننده معروف در تهران بود. اما قرعه به نام من افتاد. 

در آن روز خوشبختانه شعری قوی كه آقای ذهنی زاده ساخته بود و فرستاده بود را خواندم؛ این را رادیو صبحش پخش کرد. این پخش شد و حاج عباس زریباف از هیات بنی فاطمه آمدند دنبال من. 

يك قسمت از شعر که یادم هست این بود:

آزادگان عالم و مردان روزگار

شیران شرزه در همه میدان کارزار

در مکتب حسین علی خوانده اند و بس

درس شجاعت و عزت و شرف و وقار

گردن به بند بندگی کس نمی نهم

گر زیر تیر دشمن و گر بر فراز دار

دنیا به دیده دلشان پست و بی بهاست

نام نکوی مرد به از قصر زرنگار

در مکتب حسین صغیر و کبیر نیست

گو پیر سالخورده و گو طفل شیرخوار

اینها را خواندیم و مرحوم سراج شنیده بود و آمدند دنبالم و رفتیم و با ايشان آشنا شدیم و انصافاً خیلی حق گردن من دارد شيخ رضاسراج. 

دوست داشتید که پسر داشتید و جای شما را می گرفت. مداح می شد.

دوست داشتم پسندم آنچه را جانان پسندد. ولی اگر پسر داشتم در این شرایط نمی گذاشتم مداح شود. چون فضای هیئات امروز را نمی پسندم.

خیلی سیاه نمی بینید، نیمه خالی لیوان را نمی بینید؟

خیلی سیاه می بینم و حق دارم. ببینید امام حسین(ع) شهید نشده که من مغازه زرگری باز کنم. من نمی گویم که پول گرفتن ایرادی دارد .ائمه دادند و اینها هم گرفتند، فروختن ایراد دارد. تعیین کردن ایراد دارد. هر چی بدهی کم است و هر چه بگیرد زیاد است. اگر بخواهد امام حسین(ع) را بفروشد هر چی بدهد کم است. اما اگر بخاطر دلش باشد هر چی بگیرد زیاد است. 

 

به نظر شما مداحی یک چیز ذاتی است یا اکتسابی؟ می خواستم بدانم که اگر من کلاس بگذارم و مداحی را آموزش دهم آیا آخرش مداح از آن بیرون می آید یا نه؟ 

اولاً  این را باید بدانند که خیلی ها بودند آمدند که خیلی فوری هم فراموش شدند. خیلی ها ماندگار شدند. خیلی از شاعرها را که معروف شدند معلوم است که امضا کردند و معروف شده. این شعر«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا»را هر کسی که یک مقدار ادبیات بداند می فهمد نه مراعات نظیر دارد و نه قواعد ادبیات ولی معروف شده. معلوم است که خودشان امضا کردند و این را گرفتند . 

خوانندگی هم همین است . من گاهاً در خلوت خودم می گویم که یا اباعبدالله بعد از پنجاه سال نمی توانی به من بگویی برو. پنجاه سال من را نگه داشتی. اگر به دردت نمی خوردیم همان روز اول ما را رها می کردی. علاقه را گرفتن و یا توفیق را ازما گرفتن که برای این ها سخت نبود و کاری نبود. قبول کرده منتها باید این قبولی را مراعات کنند.همه مداحان و هیئتی ها . بدون دعوت نمی شود جایی رفت . بدون اجازه پیش مدیرکل نمی شود رفت. دستگاه امام حسین(ع) خیلی بالاتر از این هاست. مسلماً اجازه داریم بیاییم. منتها این جاش خیلی قابل تأمل است که دعوت شدیم ولی اسم مان را قلم نزنند.دفعات بعد از قلم نیفتیم. همیشگی باشیم. 

شعر های خودتان را هم می خوانید در جلسات؟

خیلی جوان بودم و به آقای ذهنی زاده خیلی علاقه داشتم و شعر های ایشان را بیشتر می خواندم. تابستان بود و خانواده اش رفته بود ارومیه و من رفته بودم که پیش ایشان باشم. نصف شبی دیدم که صدای ناله و زاری و گریه می آید. خوابیده بودم. خیال کردم که ایشان برای نماز شب بیدار شدند . نفس هایم را حبس کردم که حال ایشان را نگیرم. نیم ساعت گذشت که دیدم نه فقط گریه می کند. یک تکانی خوردم که متوجه شد که من بیدار شدم. گفت که داداش بیدارت کردم. گفتم که حاج آقا من بیدار بودم. گفت که داداش حالا که بیدار شدی یک بیت شعر به ذهنم رسیده، اجازه بده چراغ راروشن کنم  حیف است. تا اسم شعر را شنیدم مثل فرفره پریدم و کاغذ و مداد را آوردم و حالا 3 نیمه شب،این یک بیت را از روی یک روایتی که از خانم زینب(س) نقل است که آن شب یک بیت شعر کرده بود، نوشته بود که «به سایه ی شتری زآفتاب برده پناه/کسی که عالم امکان به زیر سایه ی اوست» خیلی شعر است. دقیقاً 30 سال بعد از این شعر زنده بود. شاید بیش از 300 تا بیت شعر گفته بود 30 سال بهش التماس کردم که بابا این بیت را دو تا کن که ما ازش استفاده کنیم.می گفت که آن حال بیاد تا من بیت دومش را بگویم. 

حضرت آیت الله خامنه ای جمله زیبایی دارد ولی متأسفانه زیاد پرورده نشد. در یکی از مجالس مقدمه محرم فرمودند که مداح مادح خودش می باشد. یعنی چه. یعنی من علی را نمی توانم معرفی کنم خودم را معرفی می کنم. من علی را اینقدر شناختم و لیاقت علی شناسی بیشتر از این نداشتم. خودم را مدح می کنم علی را نمی توانم معرفی کنم. قدرت شناختم از علی این قدر است. «کرده خدا بهشت را خلق برای فاطمه/بوی بهشت نشنوی جز به رضای فاطمه» نظرم در این بیت شعر است. «منطق لال من کجا مدح و ثنای او کجا/ کرده خدای لم یزل مدح و ثنای فاطمه» اگر یک کنکور پروین شناسی بگذارند من را نمی گذارند که تو از پروین چه می دانی. یک کنکور حافظ شناسی باشد مولوی شناسی باشد باید کسی که دکتری حافظ شناسی داشته باشند برود. می خواهم بگویم که پروین اعتصامی را معرفی نمی توانم بکنم آمدم حضرت زهرا(س) را معرفی کنم. آمدم حضرت سید الشهدا(ع) را معرفی کنم. نه خودم را معرفی می کنم که من اینقدر حضرت سیدالشهدا(ع) را می شناسم به عنوان شاعر. هر وقت توانستم که چنین شعری بنویسم چاپ می کنم. 

حاج آقا فرمودید که 51،52 سال دم زدن در دستگاه ابا عبدالله و خواندن در غم و شادی اهل بیت(ع) و نوکر  این خانه بودن چیزی هست که از اهل بیت(ع) بخواهید به شما بدهند یا نگهش دارند؟

سر امام حسین(ع)، سر مبارک، دست خیلی ها افتاده. دست شمر افتاد، دست خولی افتاد، دست راهب افتاد، چقدر فرق کرد. آن سعادت دنیا را در یک شب گرفته ، او یک عمر ساربان امام حسین(ع) بوده، شب آخر آمده انگشتش هم بریده و رفته. بعد از پنجاه سال یا دویست سال هم که باشد باید تو خوف و رجا بود. باید بگوییم که اللهم اجعل عواقب اموری خیرا.

از حال خیلی از نوکرهای اباعبدالله شنیدیم که لحظه آخر عمر زمزمه ای و حالی داشتند. حاج آقای عسگری ان شاءالله سایه شان صد وبیست سال بالای سر بچه های هیئت و نوکرهای اباعبدالله باشد در لحظه آخر در ورود آقا چی به زبان می آورند. 

بلند می شوم که آقا ممنونتم پنجاه سال است که می خوانم. سعی کردم اینجور باشم که بعد از پنجاه سال یک بیت می خوانم که آقا این شعر ها را خواندم و مزد اینها را می خواهم.

 

 در طریق نشر دین و بسط کیش / با وقار زینبی رفتم به پیش

یا بلند می شوم می گویم که آقا من همان هستم که پنجاه سال است که می خوانم:

جانبازی و مرگ سرخ و شمشیر/ بهتر زحیات ننگ و تحقیر

بیعت نرسد به روبه از شیر/ باران اگرم ببارد از تیر

این ره بروم که راهم این است 



:: بازدید از این مطلب : 1566
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران