میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 09 خرداد 1392

در حالی که مدتی است انتخابات به مهم‌ترین موضوع مورد بحث در تمامی محافل تبدیل شده، اکران پرشمار مستندهای سیاسی به برنامه‌ی ثابت دانشگاه‌های کشور تبدیل شده است. مستندهایی چون «میراث آلبرتا 2؛ روایت اروپایی» و «مصاف» که اکران دانشگاهی آنها با استقبال بالای دانشجویان همراه شده است و نشان داده که جذابیت مستند سیاسی برای جامعه‌ی دانشگاهی کمتر از جذاببیت مناظرات و جلسات پرسش و پاسخ نیست.

در آخرین مورد از این اکران‌ها، دوشنبه‌ی هفته‌ی جاری هم دانشگاه علم و صنعت میزبان مراسم رونمایی از آخرین اثر تولیدی مرکز مستندسازی سفیر با نام «نبرد خاموش» بود؛ مستندی با موضوع «تحریم» و به کارگردانی «مصطفی رضوانی» کارگردان مستند مشهور «مهارنشده». مطلب زیر گزارشی است از متن و حاشیه‌ی این رونمایی:

 
به گزارش رجانیوز، مراسم رونمایی از مستند «نبرد خاموش» راس ساعت 13:30 و بدون تأخیر در حالی آغاز شد که آمفی تئاتر 600 نفره‌ی شهید بهرامی دانشگاه علم و صنعت کاملا مملو از جمعیت بود. این استقبال بالای دانشجویان در حالی رخ می‌داد که روز قبل هم تعداد زیادی از دانشجویان علم و صنعت به تماشای مستند «میراث آلبرتا 2» نشسته بودند.
 
تعداد زیاد تیزرهای پخش شده و اعتراض تماشگران
 
قبل از آغاز مراسم، تعدادی تیزر مربوط به محصولات جدید موسسه‌ی «سفیر» به نمایش درمی‌آید تا مشخص شود که این موسسه‌ی مستندسازی دانشجویی بر خلاف سال گذشته، سال 92 را با دست پر آغاز نموده است. از جمله‌ی این تیزرها به نمایش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
تیزر قسمت دوم مستند «مصاف» با موضوع نقد وقایع مهم برهه‌ی زمانی 78 تا فتنه‌ی 88 که به زودی قرار است رونمایی شود، تیزر مستند «کدام انحراف؟» با موضوع نقد عملکرد دولت‌های نهم و دهم که برگ برنده‌ی آن یک گفتگوی مفصل با «اسفندیار رحیم مشائی» است، مستند «فاکتور صوری» با موضوع نقد سیستم بانکداری کشور و بالاخره مستند «جای خالی» با موضوع وضعیت فرهنگی جامعه! احتمالاً با این تعداد تیزر، شما هم تأیید می‌کنید که موسسه‌ی «سفیر» ایام پرکاری را پشت سر می‌گذراند.
 
البته تعدد تیزرهای پخش شده و تایم بالای تیزرها اعتراض جمعیت حاضر در سالن را در پی دارد. به هر حال بعد از حدود بیست دقیقه و پس از تلاوت قرآن، در حالی که همه منتظر اکران مستند هستند، اعلام می‌شود که با توجه به جلسه‌ی پیش آمده برای «دکتر حسن عباسی»، سخنرانی ایشان به قبل از اکران فیلم منتقل شده است. البته سخنرانی «حسن عباسی» هم همیشه آنقدر حاشیه دارد که کسی به این جابجایی برنامه اعتراضی نکند.
 
اگر رابطه با آمریکا راه‌حل مشکلات اقتصادی است، پس چرا یونان و ایتالیا این همه مشکل دارند؟
 
دکتر عباسی طی سخنانی ابتدا به تبیین معنای اقتصاد مقاومتی می‌پردازد و می‌گوید: «اگر رابطه با آمریکا و غرب و عدم وجود تحریم مشکلات اقتصادی را حل می‌کند، چرا یونان به عنوان ورشکسته‌ترین کشور اتحادیه اروپا شناخته می‌شود؟ چرا ایتالیا ۲۷۰۰ میلیارد دلار بدهی دارد؟ چرا فرانسه با هزاران مشکل دست در گریبان است؟ چرا در کل اروپا فقط کشور آلمان است که نسبت به بقیه کشورها اوضاع خوبی دارد؟ اینکه دائماً اعلام می‌شود که با بهتر شدن رابطه‌ی با غرب مشکلات ما نیز حل خواهد شد، چرا این کشورها که رابطه‌ی خوبی را آمریکا دارند، هنوز مشکلات‌شان حل نشده است؟ اصلا چرا در خود آمریکا جنبش‌های ضد وال استریت و ۹۹ درصدی رخ داده است و بدهی‌های 17 هزار میلیارد دلاری دارد؟»
 
«عباسی» در ادامه اضافه می‌کند: «این افرادی که نامزد انتخابات شده‌اند، و قول بهبود اوضاع اقتصادی را در ۶ ماه داده‌اند، بگویند چگونه و براساس چه مبنایی می‌خواهند این کار را انجام دهند؟ اگر این افراد می‌خواهند اوضاع اقتصادی را با مکاتب نئوکینزی اصلاح کنند، باید نگاهی به یونان بیاندازند و آینده‌ی برنامه‌هایی که می‌خواهند در شش ماه اجرا کنند را ببینند و اگر می‌خواهند از مدل فریدمنی که هدفمندی‌ها نیز براساس آن اجرا شده است، نگاهی به آمریکا بیاندازند که چگونه دچار جنبش‌های ۹۹ درصدی شده است.»
 
80 درصد اقتصاد ما ربوی است، چرا مسئولین به فکر آخرت مردم نیستند؟
 
رییس مرکز دکترینال بدون مرز انتقادات تندی را نیز پیرامون اقتصاد ربوی کشور مطرح می‌کند: «سال گذشته یکی از مراجع بزرگ تقلید گفت ۸۰ درصد از مردم ما گرفتار مسئله‌ی ربا هستند و این حرف، این سوال را در پی دارد که چرا مسئولین ما و مخصوصاً اساتید علوم انسانی به فکر مردم و آخرت آنها نیستند؟ چرا مبانی صحیح اسلامی را تولید نمی‌کنند؟ یک مطالبه از این هشت کاندیدای ریاست جمهوری داشته باشید و بخواهید یک نفر بگوید که چطور می‌خواهد ربا را از این اقتصاد بزداید. این را پاسخ دهند و احتیاجی نیست که شش ماهه یا دوساله مشکلات را حل کنند در همان چهار سال انجام دهند کافی است.»
 
 
دکتر عباسی با بیان اینکه مافیا در اقتصاد ما نفوذ کرده است، تصریح می‌کند: «تنها راه درمان جریان‌های مافیایی بیرحم که فقط به فکر منافع خودشان هستند، این است که به کمک جریان‌های عدالت خواه به مردم معرفی شوند و قوه‌ی قضاییه با بی‌رحمی تمام با آنها برخورد کند.»
 
تشکر عباسی از نورافکن به دست‌ها!
 
 وی سپس با تقدیر از سازندگان مستند «نبرد خاموش» می‌گوید: «باید از جوانانی که سعی می‌کنند نورافکن و پروژکتور در دست بگیرند و روی بعضی از نقاط ضعف و قوت کشور نور بیندازند، تشکر کرد.»
 
دکتر عباسی در ادامه با بیان این موضوع که مقدمه‌ی انذار، مأیوس کردن است، می‌افزاید: «باید مردم و ملت را از اقتصاد ربوی بانک‌ها و ارتباط با آمریکا مأیوس کرد. بعد از مأیوس کردن نوبت به انذار دادن می‌رسد و بعد از آن باید به مردم بشارت داد.»
 
انتقاد عباسی از ریتم کند «نبرد خاموش»
 
او که ظاهراً پیش از این، «نبرد خاموش» را تماشا کرده، ادامه می‌دهد: «بخش مأیوس کردن و انذار دادن در مستند به خوبی نمایش داده شده بود، اما بخش سوم که بشارت دادن، امید آفرینی و ارائه‌ی راهکار بود، جای کار بیشتری داشت.» وی همچنین انتقاداتی را نسبت روند کند و زمان زیاد مستند مطرح کرده و می‌گوید که این مشکل با تدوین مجدد از بین خواهد رفت.
 
او در پایان حرف‌هایش را این طور خاتمه می‌دهد: «انتقادات دیگری هم از این مستند دارم که چوم نمی‌خواهم به بینندگان قبل از دیدن مستند دید بدهم، آن‌ها را به سازندگان مستند جداگانه خواهم گفت.»
 
 
حکایت تحریم‌ها و کم کاری دولت!
 
پس از پایان سخنرانی «عباسی»، بالاخره مستند «نبرد خاموش» به نمایش درمی‌آید. آغاز مستند به موضوع تاثیر تحریم‌ها بر روند زندگی مردم می‌پردزد. دکتر «میرکاظمی»، -وزیر بازرگانی دولت نهم- و «شریعتمداری»- وزیر بازرگانی دولت اصلاحات-  از جمله کسانی هستند که در این مستند با آنها گفتگو شده است. مصاحبه با مردم و بیان درد و دل آنها پیرامون مشکلات اقتصادی در کنار پرداختن به موضوع تحریم ناجوانمردانه‌ی دارو و پیگیری مرگ تعدادی از هم وطنان در اثر نبود دارو عمده‌ی بخش اول مستند را تشکیل می‌دهد. یکی از ویژگی‌های مستند که در همان نگاه نخست جلب نظر می‌کند، بهبود کیفیت تصویربرداری آن نسبت به مستندهای قبلی این موسسه است؛ گرچه برخی پرش‌های بی‌ربط مستند از جایی به جای دیگر، بدجوری توی ذوق مخاطب می‌زند.
 
در ادامه و بعد از بیان تأثیرات منفی تحریم، نوبت به نمایش فرصت‌های ایجاد شده در اثر تحریم‌ها می‌رسد. نشان دادن وضعیت یک کارخانه‌ی لوله‌سازی در شیراز و یک مرکز داروسازی و حرکت آن‌ها به سمت تولید داخلی بعد از تحریم، مهم‌ترین مباحث مطرح شده در این بخش از مستند هستند.
 
«نبرد خاموش» به سراغ اشتباهات و کم‌کاری‌های دولت می‌رود و انتقادات تندی را در این بخش نثار دولت می‌کند. در پایان هم مستند به دنبال راه حل دور زدن تحریم‌ها می‌رود که متأسفانه این بخش از مستند اصلاً خوب از آب در نیامده است. کلاً باید گفت نسخه‌ی فعلی، از شلختگی در تدوین و نداشتن خط محتوایی مشخص به شدت رنج می‌برد و انتظارات را از کارگردان «مهارنشده» برآورده نمی‌کند. گرچه تیتراژ پایانی مستند که با یک آهنگ زیبا و با صدای «سینا دستخوش» همراه است، کمی از بار شلختگی مستند می‌کاهد.
 
خودتقدیری سفیری‌ها به شیوه ی صداوسیما!
 
بعد از اتمام مستند، تعدادی از دست‌اندرکاران موسسه‌ی «سفیر»، به شیوه‌ی خودتقدیری معروف صداوسیما، به تقدیر از سازندگان «نبرد خاموش» پرداختند! مراسم تقدیر سفیری‌ها از خودشان در حالی برگزار شد که بیشتر تماشگران، سالن را به خاطر طولانی شدن بیش از حد مراسم ترک کرده بودند. در این میان، اما نکته‌ی جالب تقدیر ویژه از خواننده‌ی تیتراژ پایانی مستند -«سینا دستخوش»- است. خواننده‌ی جوان و با استعدادی که می‌توان کاملاً به آینده‌ی او امیدوار بود. به هر حال، او با تشویق حاضران به روی سن می‌آید و یک بار دیگر ترانه‌ی پایانی تیتراژ را می‌خواند. البته قرار بود بعد از تقدیر از عوامل مستند، جلسه پرسش و پاسخی هم برقرار شود که به دلیل طولانی شدن مراسم، این جلسه لغو می‌شود.
 
 
ایده بدهید، ما مستند بسازیم
 
بیرون سالن اکران، گروه مستند سازی «سفیر»، در یک اقدام منحصر به فرد در مورد مستندهای در حال ساخت خود از حاضران در سالن ایده می‌گیرند؛ بدین ترتیب که بیرون سالن، حضار با کاغذهایی رو به رو می‌شوند که در آن طی توضیحاتی از مخاطبان خواسته شده تا ایده‌های خود را برای مستندهای آینده‌ی این گروه ثبت کنند و در اختیار این موسسه قرار دهند. از دیگر نکات قابل ذکر هم فروش سی‌دی مستند «مصاف» است که با استقبال نسبتاً مناسب دانشجویان روبرو می‌شود..
مراسم سرانجام به پايان مي رسد و ما مي مانيم و انتظاري كه از مستند كارگردان جوان «مهار نشده» برآورده نشد!

 



:: بازدید از این مطلب : 2366
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

مردم کسی را ترجیح دهند که اهل ايستادگي و زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد/آنكه براي تبليغات از بيت‎المال استفاده مي‎كند نمي‏تواند اعتماد مردم را جلب كند

همزمان با ایام سالروز فتح خرمشهر، صبح امروز (دوشنبه) مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (ع) با حضور حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند.
 
فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین جانبازان حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مراسم، گام بلند و حماسی و پرشور ملت ایران در انتخابات پیش روی ۲۴ خرداد را بشارت دهنده موفقیت ها و دستاوردهای بزرگتر برای انقلاب و نظام اسلامی دانستند و با توصیه به مردم برای دقت در اظهارات و شعارهای کاندیداهای محترم بمنظور شناخت و انتخاب فرد اصلح و همچنین توصیه مؤکد به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری برای تثبیت اصول و مواضع عاقلانه و حکیمانه نظام اسلامی و پرهیز از ریخت و پاش، تخریب و بداخلاقی، در تبلیغات، تأکید کردند: به توفیق الهی، فردای این کشور و ملت، فردایی روشن، عزتمدارانه و برای همه الگو خواهد بود.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ما نمی دانیم که چه کسی رییس جمهور خواهد شد و نمی دانیم که خداوند متعال دلهای مردم را به سوی چه کسی هدایت خواهد کرد اما می دانیم که حضور مردم در پای صندوق های رأی که اعلام حضور قدرتمندانه ملت در عرصه حرکت و تاخت به سوی آرمان ها است، قطعاًٌ زمینه ساز عزت، مصونیت، آبروی بین المللی و خوشحالی دوستان و ناراحتی دشمنان خواهد شد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات بدخواهان ملت ایران برای دلسرد کردن مردم از حضور در پای صندوق های رأی گفتند: علت این تبلیغات گسترده این است که اگر مردم وارد میدان شوند و حرکت پرشور خود را نشان دهند، برای معاندان، گران تمام خواهد شد.
 
ایشان با اشاره به اظهار نظر مقامات امریکایی درخصوص انتخابات ایران افزودند: کسانی در مورد انتخابات ایران اظهار نظر می کنند که زندان گوانتانامو و هواپیماهای بدون سرنشین آنها بر فراز روستاهای محروم پاکستان و افغانستان و جنگ افروزی در منطقه و حمایت بی قید و شرط از رژیم جنایتکار صهیونیستی، مایه بی آبرویی و لکه ننگ آنها است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه انتقاد آنها از جمهوری اسلامیِ آبرومند و سرافراز، ارزش جواب دادن ندارد و در خور اعتنای ملت ایران و مسئولان نیست، گفتند: اما این اظهارات برای آحاد ملت عبرت انگیز است زیرا نشان دهنده میزان بسیار بالای حساسیت انتخابات برای آنها است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: جبهه معاندان، ۳۴ سال است که به هنگام برگزاری هر انتخابات، جنجال آفرینی می کنند و در عین حال همواره هم ناموفق بوده اند، و به لطف الهی این بار نیز ملت بزرگ ایران، به آنها تو دهنی خواهند زد.
 
ایشان، مردم را به دقت و تأمل در اظهارات و مواضع کاندیداهای محترم فراخواندند و تأکید کردند: مردم باید کسی را ترجیح دهند که زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد و توانایی حل مشکلات و ایستادگی قدرتمندانه در مقابل جبهه معاندان و الگو کردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان جهان را داشته باشد.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تفاوت تشخیص های مردم در انتخابات، خاطرنشان کردند: این تفاوت تشخیص ها، و علاقه مندی های متفاوت به کاندیداها نباید منجر به رودررو قرار گرفتن افراد شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: برای انتخاب و گزینش عالی ترین مقام اجرایی کشور که بسیار حساس و مهم است، در کشور، ساز و کار قانونی وجود دارد و بر اساس آن عمل خواهد شد، بنابراین اختلاف نظرها نباید موجب بروز کدورت شود.
 
ایشان چند توصیه هم به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری داشتند و گفتند: کاندیداهای محترم نیز باید کار را با حماسه و شور و غیرتمندی به پیش ببرند اما بدون چالش.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ظرافت کار اینجاست که باید در فضای رقابت های انتخاباتی، نشاط و تحرک و گفتگوهای گرم و داغ وجود داشته باشد اما نفرت پراکنی نباشد.
 
توصیه دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری، درخصوص نحوه تبلیغات و هزینه های آن بود.
 
ایشان تأکید کردند: مردم درخصوص نحوه تبلیغات داوطلبان و همچنین نحوه هزینه ها و ریخت و پاش ها قضاوت خواهند کرد و کسانی که برای تبلیغات انتخابات، از بیت المال یا پول مشتَبه به حرامِ برخی افراد دیگر استفاده کنند، نخواهند توانست اطمینان مردم را به سوی خود جلب کنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: آنچه که در تبلیغات و شعارهای داوطلبان اهمیت دارد، این است که مواضع عزت آفرین، صحیح، عاقلانه و حکیمانه انقلاب و نظام اسلامی تثبیت شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: مبادا در تبلیغات، به برخی افراد معاند در خارج و یا حتی در داخل، چراغ سبز نشان دهیم زیرا دشمن در تلاش است تا مردم را مأیوس و ناامید کند و متأسفانه برخی حنجره ها و زبان ها و قلم های بی تقوا هم در داخل حرف آنها را تکرار می کنند.
 
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود در جمع دانشجویان، اساتید و فرماندهان دانشگاه افسری امام حسین علیه السلام، پاسداری از انقلاب را یکی از ویژگی های ممتاز دانشجویان این دانشگاه برشمردند و افزودند: یکی از لوازم پاسداری از انقلاب، داشتن شناخت درست و عمیق از مبانی نظری و اصول انقلاب اسلامی و پایبندی به آنها است.
 
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در طول انقلاب اسلامی، کسانی بودند که با احساسات و بدون شناخت عمیق از مبانی نظری انقلاب، وارد میدان شدند و بعد از مواجه شدن با یک تندباد، راهشان تغییر کرد و از مسیر انقلاب خارج شدند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از لوازم پاسداری از انقلاب را شناخت دقیق تاریخ انقلاب دانستند و افزودند: تاریخ انقلاب اسلامی در واقع عینیتِ مبانی نظری آن است و نشان دهنده آزموده و تجربه شدنِ مبانی نظری در میدان عمل است.
 
ایشان با اشاره به تمرکز بیش از حد رسانه های بیگانه بر برخی نقاط ضعف کوچک و بزرگنمایی دهها برابری آن، خاطرنشان کردند: هدف آنها به فراموشی سپرده شدن تجربه های موفق نظام اسلامی و القای نادرستی مبانی نظری انقلاب در مرحله عمل است، بنابراین همه مردم بویژه جوانان باید از تاریخ انقلاب آگاهی کامل داشته باشند.
فرمانده کل قوا تأکید کردند: یکی از وظایف مهم مسئولان و فرماندهان دانشگاه امام حسین علیه السلام و همچنین مسئولان و اساتید همه دانشگاهها، آشنا کردن جوانان با تاریخ انقلاب اسلامی است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آشنایی نسل جوان با تاریخ انقلاب اسلامی زمینه ساز آینده ای اطمینان بخش و قطعی خواهد بود.
 
ایشان خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هر قدمی که انقلاب برداشته، نوید دهنده قدم بعدی بوده است و به همین دلیل هرگز دچار بن بست نشدیم و در دالان یأس و ناامیدی قرار نگرفتیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: همواره فرج و مسیر حرکت به سوی آرمانها، در مقابل ما باز بوده است و اگر در مواقعی پیشرفت مناسب نداشتیم به دلیل کوتاهی و سستی خودمان بوده است و نه بن بست بودن راه پیش رو.
 



:: بازدید از این مطلب : 2235
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

 باشگاه خبرنگاران: حدود یک سال از آغاز قتل‌عام فجیع اقلیت مسلمان در میانمار می‌گذرد و هنوز هم این جنایات سازمان‌یافته از طرف دولت این کشور در تبانی گروه‌های تندرو بودایی به‌طور‌ گسترده و وحشتناک آن ادامه دارد. 

 
اخیرا دولت میانمار در قانونی جدید و عجیب، محدودیت داشتن 2 فرزند را برای خانواده‌های مسلمان این منطقه اعمال کرده‌؛ اقدامی که برای بوداییان اعمال نشده است. مقام‌های محلی میانمار روز شنبه هفته جاری اعلام کردند این اقدام جدید در 2 منطقه در راخین که هم‌مرز بنگلادش است و جمعیت کثیری از مسلمانان در آن زندگی می‌کنند، اعمال شده است. 
 
در این 2 شهر 95 درصد جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت: میانمار با اعمال این قانون تنها کشور در جهان است که چنین محدودیتی را علیه یک گروه مذهبی اعمال کرده است، چرا که جمعیت اکثریت بوداییان را بر مسلمانان اقلیت این کشور ارجح دانسته و علیه مسلمانان تبعیض قائل شده؛ در حالي که منشور هر دولتی، حفاظت از اقليت در برابر اکثريت را شامل مي‌شود. 
 
دولت چین نیز سیاست تک‌فرزندی را در کشور اعمال کرده اما نه بر مبنای استثناها و مذاهب همچنین اعمال بر گروه‌های اقلیت قومی، هندوستان نیز برای کنترل جمعیت از اواسط دهه 1970 میلادی شبیه به این قانون را اعمال کرده است. سخنگوی استان راخین میانمار گفت: این برنامه جدید به معنای جلوگیری از رشد سریع جمعیت در جامعه مسلمانان است. 
 
با وجود آنکه جمعیت مسلمانان در این 2 شهر استان راخین بسیار زیاد است اما تنها 4 درصد جمعیت 60 میلیونی میانمار را تشکیل می‌دهند. این اقدام جدید یک هفته قبل و پس از آنکه کمیسیون منتسب به دولت میانمار این برنامه را به خانواده مسلمانان در راخین اعلام کرده به مرحله اجرا درآمده است. این کمیسیون همچنین تعداد نیروهای امنیتی را در این منطقه 2 برابر کرده است. 
 
سخنگوی استان راخین افزود: رشد جمعیت مسلمانان روهینگیا در این استان 10 برابر بیشتر از بوداییان این منطقه است و افزایش جمعیت در این منطقه، یکی از فاکتورهای تنش‌ها محسوب می‌شود. این تدابیر امنیتی علیه مسلمانان در این کشور در حالی اتخاذ می‌شود که تین سین، رئیس‌‌جمهوری میانمار هفته گذشته در مصاحبه با تلویزیون سی‌ان‌ان مدعی شد، «دولت میانمار سیاست تبعیض نژادی یا مذهبی ندارد. این هرج و مرج‌ها به علت برخی اقدامات مجرمانه شروع شد. ما همه تلاش خود را برای مهار کردن این درگیری‌ها صورت می‌دهیم. 
 
به علت همین تلاش‌ها، هم‌اکنون صلح و ثبات در مناطق درگیری برقرار شده است. همچنین برای بازسازی منطقه و سکونت مجدد مردم آن تلاش می‌کنیم.» طبق این گزارش، خشونت‌های فرقه‌ای در میانمار برای اولین بار سال گذشته میلادی در استان راخین میان بوداییان و مسلمانان رخ داد. بوداییان قمه به دست به خانه‌های هزاران تن از مسلمانان هجوم برده و صدها کشته بر جای گذاشتند. 
 
این اقدام آنها موجب شد 125 هزار تن که اکثرا مسلمان بودند، فرار کنند. شاهدان و گروه‌های حقوق بشری می‌گویند، در حالی که آشوب‌طلبان به کشتار مسلمانان و تخریب منازل آنها می‌پرداختند، پلیس ضد شورش در کناری ایستاده بود و درگیری‌ را تماشا می‌کرد! گروه ناظر حقوق بشر مستقر در نیویورک آمریکا مقام‌های استان راخین را به برپایی یک کمپین برای پاکسازی قومی مسلمانان روهینگیا متهم کرده است. 
 
 این اقدام همچنین تصویر آنگ سان سوچی، رهبر دموکراسی‌خواه میانمار را مخدوش کرده است، چرا که وی در حمایت از جمعیت مسلمانان این کشور ناکام مانده است. از نظر دولت میانمار مسلمانان روهینگیا مهاجران غیرقانونی هستند که از بنگلادش به میانمار آمده بنابراین به عنوان شهروند میانماری پذیرفته نمی‌شود. این در حالی است که دولت بنگلادش می‌گوید، روهینگیاها چندین قرن است که ساکن میانمار هستند و باید به عنوان شهروند این کشور به رسمیت شناخته شوند. 
 
خشونت‌های فرقه‌ای در میانمار از 20 مارس بار دیگر از سر گرفته شده و در حالی‌ که این خشونت‌های فزاینده تاکنون منجر به کشته و سوزانده شدن ده‌ها مسلمان و آوارگی هزاران نفر دیگر از این گروه اقلیت در میانمار شده است، رسانه‌های جریان غالب در جهان هیچ‌چیز در این‌باره نمی‌گویند، در حقیقت نوعی سکوت ناعادلانه غرب و دایه‌داران حقوق بشر در قبال این جنایات مخوف علیه مسلمانان میانمار وجود دارد. 
 
سازمان ملل، مطبوعات، شبکه‌های تلویزیونی و خبری در سراسر جهان در قبال این جنگ جهانی با اسلام و روند نسل‌کشی بر ضد افرادی که در واقع هیچ‌کاری به کسی نداشته و تنها مسلمان هستند، سکوت اختیار کرده‌اند. آمریکا و اروپا حتی فراتر از این رفته‌اند و تحریم‌ها علیه دولت میانمار را برداشته‌اند. 
 
قدر مسلم آن است که حقوق بشر و دموکراسی امروز در محدوده منافع قدرت‌ها قابل تعریف است، چنانچه منافع‌شان ایجاب کند با لشکرکشی و به راه انداختن هیاهوی حقوق بشر و دموکراسی، هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود در براندازی دولت‌ها متحد می‌شوند، ولی در میانمار به علت نزدیک شدن به حکومت نظامی در این کشور و پیشی گرفتن در رقابت‌های جهانی بر سر منافع‌شان، قتل عام و کوچاندن اجباری ده‌ها هزار مسلمان را نادیده گرفته‌اند. 
 
البته یکی دیگر از انگیزه‌های سکوت غرب در قبال قتل‌عام در میانمار، پیش‌دستی و کوتاه کردن دست کشور در حال ابر قدرت شدن چین از منابع طبیعی در کشور میانمار است که می‌خواهند انحصار آن را در دست گرفته و جایگاه اقتصادی چین را در این منطقه تضعیف کنند. 
 
حبس‌های طولانی مدت برای مسلمانان میانماری 
 
7 مسلمان در پرونده مربوط به خشونت‌های بوداییان علیه مسلمانان میانمار محکوم شدند. به گزارش پرس‌تی‌وی، دادگاهی در میانمار حبس‌های طولانی مدت تا 28 سال برای 7 مسلمان در رابطه با درگیری‌ها و خشونت‌های اخیر در این کشور صادر کرد. این افراد به قتل یک راهب بودایی در شهر میختیلا متهم شده‌اند. تاکنون هیچ بودایی در رابطه با خشونت‌ها علیه مسلمانان این کشور -که اواخر ماه مارس آغاز شد و به کشته شدن ده‌ها مسلمان و آوارگی هزاران مسلمان دیگر منجر شد- محکوم نشده ‌است. 
 
گروه‌های حقوق بشر و برخی نهادهای بین‌المللی، بوداییان میانمار را متهم می‌کنند به شکلی سازمان‌یافته و با حمایت دولت و ارتش این کشور مسلمانان بویژه مسلمانان روهینگیا را پاکسازی قومی می‌کنند. این نهادها و گروه‌های حقوق بشری همچنین دولت میانمار را به خودداری از دفاع از مسلمانان در برابر حملات بوداییان متهم می‌کنند. از سوی دیگر، گروه‌های حقوق بشر خواستار موضع‌گیری جامعه بین‌المللی درباره نقض حقوق مسلمانان در میانمار شدند. 
 
به گزارش الجزیره، این درخواست پس از آن مطرح شد که مسؤولان میانمار محدودیت 2 فرزندی را برای مسلمانان روهینگيا وضع کردند. این تصمیم به منظور مهار رشد بی‌سابقه جمعیت مسلمانان اتخاذ شده است. آنها نتیجه‌گیری کرده‌اند خانواده‌های پرجمعیت مسلمانان یکی از علل درگیری‌های فرقه‌ای در این منطقه است.



:: بازدید از این مطلب : 2922
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

 سي و چهار سال مقاومت و استقامت مردم ايران بر سر آرمان‌هاي خود، علاوه بر عرصه‌هاي سياسي و اقتصادي و نظامي، در عرصه اعتقادي هم دستاورد داشته است كه استقبال پرشور عموم مردم خاصه جوانان از مراسم اعتكاف يكي از اين دستاوردهاي اعتقادي است.

به گزارش رجانيوز، سه روز آسماني اعتكاف 92 هم ديروز تمام شد و اعمال ام داوود پايان بخش ميهماني سه روزه خداي كريم بود. غروب يكشنبه وقتي صداي اذان مغرب از ماذنه‌ها بلند شد، ملائكه به بدرقه ميهمانان ويژه خدا صف كشيدند تا معتكفان خانه او را با سلام و صلوات راهي كنند.

 

امسال هم شور و شوق اعتكاف از چند روز مانده به ماه رجب آغاز و بساط ثبت نام در مساجد مختلف بر پا شده بود. از مسجد گوهرشاد كه هزاران نفر براي اعتكاف در آن ثبت نام مي‌كنند و اميدوارانه به انتظار قرعه كشي مي‌نشينند تا شايد جزو 130 نفري باشند كه اسمشان در مي‌آيد و مساجد دانشگاه‌هاي معروف كه هميشه خيلي بيش از ظرفيتشان معتكف دارند بگير تا مساجد محله‌هاي مختلف شهر كه غالبشان براي اعتكاف برنامه ريزي كرده بودند، همه و همه در اين سه روز حال و هواي متفاوتي داشتند.

 

سي و چهار سال از انقلاب گذشته است؛ سي و چهار سال است كه جمهوري اسلامي در كنار همه هجمه‌هاي اقتصادي و سياسي و... با انواع هجمه‌هاي فرهنگي و اعتقادي روبروست. هجمه‌هايي كه حاصلش شده است همين بد‌حجابي و برخي معضلات فرهنگي ديگر كه در خيابان‌ها ديده مي‌شود و همين برخي را به اشتباه انداخته است كه از دين گريزي جوان‌ها حرف بزنند. اما فضاي اجتماعي ايران واقعيت‌هاي ديگري هم دارد كه علي رغم مهم بودن كتر مورد دقت قرار گرفته است.

 

اما سه روز مياني ماه رجب نشانه خوبي است كه استقامت مردم ايران ثمره‌هاي اعتقادي هم داشته است. سالانه ده‌ها هزار جوان ايراني كه خيلي‌هايشان هم نخبه و تحصيل‌كرده و دانشجو هستند صف مي‌كشند تا معتكف شوند. مساجد شهر پر مي‌شود از جوان‌هايي كه قرار بود دين گريز باشند، قرار بود از يك نماز خشك و خالي هم فرار كنند چه رسد به اختصاص سه روز براي نماز و روزه و قرآن و دعا و...؛ مساجد دانشگاه‌ها در اين سه روز پر مي‌شود از دانشجوياني كه قرار بود به محض ورود به دانشگاه بي‌خيال دين و ايمان شوند اما... . اما تصويري كه در سه روز اعتكاف به چشم مي‌آيد خبر از چيز ديگري دارد. 

جوانان ايراني كه حالا بيشترشان جزو نسل چهارم انقلاب‌اند و نه جنگ را ديده‌اند و نه انقلاب را، انتظار مي‌كشند براي سه روزي كه در آن خبر از چيزي نيست جز عبادت. فرهنگ اعتكاف چنان در ميان جوانان ايراني ريشه دوانده است كه حتي مي‌توان تاثيرپذيري ديگران زا آن را هم مشاهده كرد، وقتي كه مثلا طلاب غير ايراني هم براي خود مراسم اعتكاف برپا مي‌كنند.

اين دستاورد كمي نيست براي انقلابي كه بيش از سه دهه است با انواع هجمه‌ها روبروست. از چند نفر معدود طلبه‌اي كه در قم معتكف مي‌شدند، رسيدن به ده‌ها هزار معتكفي كه غالب آنها جوان هستند ثمره كمي نيست براي مقاومتي كه دارد سي و پنج ساله مي‌شود.

 

استقامت و پايداري مردم ايران هنوز در اول راه است و خيل جوانان معتكف جوانه‌هاي برآمده از اين استقامت‌اند. استقامتي كه ادامه دارد و جوانه‌هايي كه نهالي قطور خواهند شد. براي داشتن تحليلي دقيق از ايران بايد اين واقعيت اجتماعي را هم ديد.



:: بازدید از این مطلب : 2362
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

اين دستورات مربوط به سال ۱۳۵۷ هجري قمري يعني ۹ سال قبل از رحلت آيت‌الله‌ قاضي به سال ۱۳۶۶ق است كه در آن، ضمن وصيتي به شاگردان خود، اهميت اين سه ماه ارجمند را متذكر شده‌اند. در مطلب حاضر ابتدا سخنان مرحوم علامه طهراني و سپس متن وصيت مرحوم قاضي به شاگردان خود آمده است وما آن را به نقل از ايکنا تقديم خوانندگان عزيز مي کنيم.

تنبَّه! متوجّه باش! آگاه باش! كه شهر‌هاي حُرُم داخل شد كه اولين آنها رجب است. بيدار شو، براي آنكه توشه خوبي براي خود برداري! شب‌هاي اين ماه را بيدار باش و روزهاي آن را روزه بگير، به جهت شكر خداوند كه به تو روزي كرده و مخواب مگر به مقدار معتنابهي و كم! و چه بسيار عاشقان دل‌سوخته‌اي كه شب را نمي‌خوابند. نماز شب را به نحو بيدار و خواب به جاي آور؛ يعني چند ركعتي نماز بخوان و كمي بخواب و سپس بيدار شو!

كتاب حق، قرآن را تلاوت كن؛ ولي تندتند نه، آرام‌آرام بخوان و با بهترين صوتي كه داري! چه، قرآن كتاب وحي است و نور قرآن، ظلمت‌ها را تبديل به نور مي‌كند و مي‌درخشاند.

پس تو بهره‌اي نبرده‌اي، بلكه هيچ‌كس به مانند قرآن بهره نبرده و هركس غير از اين را كه من مي‌گويم، گفته است، خطا كرده و اشتباه فكر مي‌كند.

سلام و صلوات بفرست به اصل قرآن و فصل آن، كه مراد از فصل قرآن پيامبر اكرم(ص) و اولاد طاهرين او هستند؛ در برابر آنها عبد بدون اراده و تسليم باش و با روح و جسم سالم در برابر آنها بدون چون و چرا باش و از آنها اطاعت كن و محبّت آنها را در دل داشته باش؛ چنانكه خداوند آنها را براي محبت خود قرار داده!

كسي كه در غير حب آنها خود را در ذمه خداوند رحمان درآورد، به درستي كه گمراه شده و در انكار او نعمت‌هاي خداوند از دستش رفته است و اگر خدا را در غير محبت آنها قرار دهي گم مي‌شوي؛ پس حب آنها حب خداست و به حب خدا پناه ببر! و ايشان عروه وثقي هستند و دستاويز محكم؛ پس چنگ خود را محكم بگير و به اين دستاويز چنگ بزن!

پناه ببر به خدا درباره قرآن كه قول خداست؛ درباره قرآن بازي نكن! با اهميت و احترام قرآن را بخوان و قرآن را از روي لهو و لعب نگاه مكن، چنان‌كه قرآن را عمل كني به واسطه دقت در آن، به بالاترين قله از قلل حق و ايمان و مجد و شرف نائل مي‌گردي. در هر حال بر تو باد به ذكر خدا و مبادا در خواندن قرآن كوتاهي كني! مگو چگونه مي‌شود و نگو به چه كيفيتي بخوانم! تشكيك در اين مسائل نكن!

در اين ماه‌ها قرآن را تلاوت كن و ملتزم و معتصم به خدا بشو! كسي كه اعتصام به خدا پيدا كند، خدا هم خود را به او نشان مي‌دهد اگر گفتي «ربيّ الله؛ پروردگار من خداست»، اي رفيق استقامت كن و دست از اين حرف بر مدار! اين ماه‌ها قرقگاه خداوند است، پس داخل در اين قرقگاه شو! خداوند فرموده: «وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت‏شده است»(آل عمران/۱۰۱) و باز فرموده: «وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ»(شوري/۴۲) و باز فرموده:«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ؛ آن كساني كه گفتند خداوند پروردگار ماست و سپس به اين قول خود استقامت كردند، ملائكه آسمان بر آنها فرود مي‌آيند»(فصلت/۳۰).

انتبهوا إخواني الأعاظم وفقكم الله لطاعته و قد دخل أشهر الحُرُم؛ يعني متوجه باش كه ما داخل در قرقگاه شده‌ايم و اين ماه‌ها براي كساني كه وارد مي‌شوند خصوصيتي دارد، مثل زمين‌هايي كه حُرُم حساب شده و داراي شرايطي است و بايد از محرمات اجتناب نمود؛ در اين ماه ها هم كه قرقگاه زماني است و انسان بايد از خيلي چيز‌ها اجتناب كند.


خدا در اين ماه‌ها خيلي به انسان نزديك است، بايد مراعات آن را بكند، همانند حَرَم و زمين‌هائي كه قرقگاه است و انسان وقتي وارد آنها مي‌شود به كعبه و آن امام نزديك است و زيارت مي‌كند؛ چقدر نعمت‌ها‌ي خداوند بر ما بزرگ است و او هرگونه نعمتي را بر ما تام و تمام كرده!

اولين چيزي كه بر ما واجب است، توبه است، با شروط لازم و نمازهايي كه در توبه وارد شده كه مقصود همان دستور توبه‌اي است كه حضرت رسول(ص) در ماه ذوالقعده دستور دادند، با همان كيفيت كه در كتب ادعيه آمده و در اعمال ماه ذوالقعده و در كتاب «مفاتيح» هم موجود است؛ البته حالا چون ماه ذوالقعده نيست در روز يكشنبه قبل از اول ماه يا شب جمعه و يا روز جمعه كه مي‌آيد، توبه كنيد.

پرهيز كنيد از كبائر و صغائر به قصد قربت! ملتزم شويد به مراقبه، هم صغري و كبري! كه مراقبه صغري نگاه داشتن خود است از مكروهات و خلاف «ما لايرضي الله به» و مراقبه كبري نگاه داشتن دل است از آنچه محبوب نمي‌پسندد، كه يك لحظه از مراقبت پروردگار خود را خارج نكند و در همه لحظات خدا را حاضر ببيند.

علاوه بر آن محاسبه و معاتبه داشته باشيد و نفس را معاقبه كنيد و بعد جريمه كنيد!...«ثمّ اقبلوا بقلوبكم؛ پس با دل‌ها‌ي خود اقرار كنيد به خدا» و مرض‌هاي گناه را معالجه كنيد و با استغفار، بزرگي گناه خويش را كاهش دهيد؛ چراكه استغفار،بزرگي گناه را از بين مي‌برد.

دستورالعمل مرحوم آيت‌الله قاضي به شاگردان خود درباره ورود ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان

مرحوم قاضي مي‌فرمودند: انسان بايد به خدا پناه ببرد و خداوند خيلي كمك‌كننده و خير المعين و پسنديده و اختيار كننده است؛ اما دستورالعمل اين سه ماه:

۱. عليكم بالفرائض في أحسن أوقاتها! دستورالعمل آن است كه نماز‌هاي واجب را در بهترين اوقات خودش انجام دهيد همراه نوافل آن! (كه مجموعاً پنجاه و يك ركعت مي‌شود، اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت) و اگر شواغل دنيا شما را منع كردند، صلاه أوابين را كه همان نماز ظهر است، ترك نكنيد، چون خيلي اهمّيّت دارد! خصوص نماز ظهر خيلي اهميت دارد و آن به واسطه وقت آن و خصوصيت و موقعيت آن در بين اوقات ديگر است! و «صلاه‌ وسطي» را كه در قرآن آمده، تفسير به نماز ظهر كرده‌اند، و «صلاه اوابين» يعني آنها كه خيلي توجه به پروردگار دارند، يعني رجوع‌كنندگان به خدا؛ زيرا رجوع‌كنندگان به خدا به آن تمسك مي‌كنند.

۲. نوافل شب را هيچ چاره‌اي نيست، مگر آنكه آنها را به جا آوريد، نه خيال كنيد نماز شب ساقط است و آن سد سكندري است كه هيچ شكسته نمي‌شود! عجب از كساني كه قصد دارند، دنبال كنند مرتبه‌اي از كمال را در حالي‌كه شب‌ها قيام نمي‌كنند؛ ما نشنيده‌ايم كسي به مرتبه‌اي از كمال برسد، مگر به قيام شب و نماز شب.

۳. عليكم بقرئه القرآن! بر شما باد به قرائت قرآن كريم با صوت حزين و باآهنگ و غنا! يعني با صداي خوش بخوان كه تو را تكان دهد و در روايات داريم كه قرآن را با تغنّي بخوانيد. امام زين‌العابدين تغنّي به قرآن مي‌كردند، اين تغني در قرآن براي انسان بسيار مفيد است. به طور كلي غناي صوتي حرام است و اين اصلاً در تحت غناي حرام نيست؛ زيرا غناي حرام آن است كه انسان را به سوي لهو و لعب بكشاند.

۴. بر شما باد به أوراد معتاده كه معروف است و هر كدام از شما كه ورد خاصي دارد كه بايد بجا آورد؛ و سجده يونسيه را از پانصد تا هزار به‌جا آوريد؛ يعني تا هزار هم مي‌توان به‌جا آورد، بسيار هم خوب است.

۵. بر تو باد زيارت مشهد أعظم در هر روز! (كه منظور از مشهد أعظم أميرالمؤمنين(ع) است، چون مرحوم قاضي در نجف بوده‌اند) و زيارت مساجد معظمه! (كه منظور كوفه و سهله است) و در بقيه مساجد عبادت خود را به‌جا آوريد! چون مؤمن در مسجد مثل ماهي است در آب؛ همان‌طوري كه حيات ماهي به آب است، حيات مؤمن هم در مسجد است؛ ماهي را از آب بيرون اندازند، مي‌ميرد.

۶. بعد از نماز‌هاي واجب تسبيح حضرت صديقه طاهره(س) را ترك نكنيد! زيرا كه آن ذكر كبيره شمرده شده و لااقل بعد از هر نماز يك‌بار بگوييد و اگر توانستيد دو يا سه بار بگوييد بهتر است.

۷. از لوازم مهم، دعا براي فرج حضرت حجت بقيه الله الأعظم است در قنوت نماز وتر، و از آن گذشته در هر روز، و در جميع دعاها براي حضرت دعا كنيد.

۸. زيارت جامعه را روز‌هاي جمعه به‌جاي آوريد! مقصود، زيارت جامعه معروف است: زيارت جامعه كبيره.

۹. قرآن كه مي‌خوانيد، در اين سه ماه از يك جزء كمتر نباشد، در هر روز يك جزء.

۱۰. زيارت و ديدار برادران خود را زياد كنيد! (مقصود رفقاي طريق هستند) خيلي آنها را زيارت كنيد و ببينيد؛ زيرا اينها هستند برادران طريقي شما كه در طريق و عقبات نفس و تنگنا ها كه انسان گير مي‌كند، كمك انسان مي‌كنند و نجات مي‌دهند.

۱۱. زيارت قبور كنيد نه هر روز بلكه كم‌كم و گاه‌گاهي، (هفته‌اي يك مرتبه خوب است) و در روز زيارت كنيد نه در شب.

ما را چه كار با دنيا؟! ما را چه كار با اسم دنيا؟! اين دنيا ما را گول زد و فريفت و ما را به پستي و ذلت گراييد، مقام ما را پائين آورد و پست كرد، دنيا مال ما نيست، دنيا را ول كنيد و بسپاريد به دست آنها كه دنبال آن هستند و به كساني كه اهل دنيا هستند بدهيد.

به‌به! خوشا به حال كساني و آن مرداني كه بدن‌هاي آنها در اين عالم خاك است و قلوب آنها در عالم لاهوت است و [در] عالم عز و جلال پروردگار است! اين افراد هستند كه از جهت عدد اقل هستند و خيلي عددشان كم است، امّا قوتشان و جانشان و روحشان خيلي زياد است، از جهت عددشان كم، ولي از جهت مدديت و اصالت، اكثريت عالم هستند. من مي‌گويم آنچه را شما مي‌شنويد و استغفار مي‌كنم براي پروردگار.

مرحوم علامه طهراني در پايان اين سخنان و در توضيحاتي تكميلي آورده‌اند كه: اين دستوراتي است كه مرحوم قاضي به شاگردان خود داده است و رفقا اين دستورات را در اين سه ماه انجام مي‌دهند. البته اين اعمال را در حد امكان انجام دهيد، هر كسي كه نمي‌تواند هر روز را روزه بگيرد حتي‌الإمكان پنج روز از رجب و ده روز از شعبان را بگيرد؛ خلاصه به حسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگيرد.

و ذكر يونسيه كه فرمود پانصد تا هزار، براي شاگردان مرحوم قاضي بوده كه بايد هر روز مي‌گفتند، (مرحوم آقا سيدجمال الدين گلپايگاني روزي سه هزار بار مي‌گفتند و البته چند ساعت طول مي‌كشيده) علي حد القدره و الإستطاعه و قرائت قرآن در شب علي حد القدره؛ اگر مي‌تواني نخواب و اگر كسي نمي‌تواند همه شب را نخوابد «علَي صَبٍّ»‌ باشد؛ صبّ يعني جگرسوخته، بيدارخوابي كند، شب زود بخوابد و سعي كند بيدارخواب كند، طوري كه بدن استراحت خود را بگيرد.

خود مرحوم قاضي اول شب مي‌خوابيدند، بعد نماز مي‌خواندند و بعد مي‌خوابيدند و باز نماز مي‌خواندند، همين طور تا دو ساعت به اذان كه ديگر نمي‌‌خوابيدند؛ مرحوم آخوند سه ساعت به اذان صبح بيدار بودند؛ اگر نافله شب را به‌جا نياوريد، فائده ندارد و عرفان معني ندارد؛ عرفان به عمل است نه به گفتن!

منبع:‌ کیهان



:: بازدید از این مطلب : 2580
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

به نقل از تسنیم، علیرضا قزوه، از شاعران کشورمان در نامه‌ای به وحید جلیلی برادر سعید جلیلی، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، نوشت: رییس جمهور واقعی من کسی است که در این روزگار سخت گرسنگی مردم، دست کم دو سه روز هفته را روزه باشد و بادیگاردهایش نیز روزه باشند تا سپر گناهانش شوند. متن نامه علیرضا قزوه به وحید جلیلی به این شرح است:

سلامی ضمیمه علیکم به شما که این روزها سرتان گرم حماسه است.

من برادری کوچکتر دارم درست هم سن و سال سعید شما و پایش هم در کربلای چهار از همانجایی قطع شده که پای برادر تو. گاهی عاطفه‌ی برادری و قافیه بودن حمید و سعید دل شاعرجماعت را می‌برد.

خودت که دیدی من بعد از فتنه ی 88 چقدر فحش شنیدم. پنج هزار یادداشت توهین آمیز صله‌ی شعرهایم شد، اما سرم را بالا می‌گیرم و خدای را شاکرم که از آتش فتنه به سلامت گذشتم و گذشتیم. ما سربازان کوچک امام و رهبر عزیزمان بودیم و اما آن مرد که در باران آمد و با نقاب آمد … اصلا بگذار بی‌واهمه بگویم که احمدی نژاد آخرین نقابی بود که افتاد و خدا این را حواله کرد تا دیگر به هر کسی اعتماد نکنیم.

امشب دوستان مرا دعوت کرده اند به مراسم حضوری دیدار با برادرت. اما من فکر می کنم که گردان شعر انقلاب باید به همه جا بروند و با همه کاندیداها چهره به چهره رو به رو سخن بگویند.

من معتقدم که اهل سیاست هنوز بسیاری چیزها را در باره‌ی فرهنگ و شعر اصیل نمی‌دانند. این که چیزی به نام شعر هوش و حواس ما را سالهاست برده و دل بدو سپرده‌ایم . این که ابن‌سیناها و حافظ‌ها می‌توانستند بر صندلی سیاست نیز بنشینند و حکم کنند، اما به حکم حکمت و رای عشق دل دادند. شاعر جماعت راستین شاید چیزی را فهمیده‌اند و پا را کنار کشیده‌اند. به قول دکتر شفیعی عزیز:

"بهشت فیلسوفان دوزخی بود/ نگهبان بهشت شاعران باش"

همه‌ی اینها را نوشتم به خاطر این چند نکته که کاش به گوش برادر برسانی که فلانی تو را سلام رساند و گفت:
ای کاش کسی نفهمد که یک پای سعید قطع است تا خدای ناکرده فردا همین پا او را فریب ندهد.

رییس جمهور واقعی من کسی ست که در این روزگار سخت گرسنگی مردم دست کم دو سه روز هفته را روزه باشد. بادیگاردهایش روزه باشند که سپر گناهانش باشد .

رییس جمهور واقعی کسی ست که هرشب بعد از خواندن چند آیه از قرآن و یک خطبه از مولا علی(ع) دست کم غزلی از حافظ عزیز را بخواند و از حفظ کند، نه برای آن که فردا در سخنرانی اش بگوید که من هم حافظ حافظم، بلکه به خاطر آن که حافظ و مولانا و بیدل و صائب درس اخلاق و زندگی اند.

چقدر حرف باقی ست و تا نگاه می کنی شب شده است و می‌بینی که از جلسه امشب باز مانده ای…


 



:: بازدید از این مطلب : 2390
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

به نقل از تسنیم، ششم خرداد؛ سالروز درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی یکی از برجسته‌ترین مؤذن‌های کشور است، 1304 اذان مشهور وی در گوشه «روح الارواح آواز بیات ترک» خوانده شد. مؤذن‌زاده در جمله‌ای از اذان مشهور خویش یاد کرده و گفته بود: «ما که نه ثروت داریم و نه مکنت، همین یک اذان برایمان بهترین خیر است». مقام معظم رهبری در دیدار با اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ در سیزدهم اسفندماه سال 1370 در بیاناتی به نکاتی پیرامون اذان و خصوصاً اذان منتسب به استاد مؤذن‌زاده اشاره کرده‌اند؛ متن بخشی از این بیانات به شرح زیر است:

نکته‌ای را در خصوص اذان‌هایى که از صدا و سیما پخش مى‌شود، متذکر مى‌شوم. شما به اذان غلوش اشاره کردید؛ اما عیب اذان غلوش این است که آهسته گفته شده است؛ اذان استودیویى است؛ مثل این‌که براى خودش حدیث نفس کرده است. اذان ابوزید هم همین‌طور است؛ او هم براى خودش گفته است؛ این‌ها براى دیگران اذان نگفته‌اند. ما در این‌جا به آقایان قرّاء مصرى گفتیم که اذان باید از دل کنده بشود؛ یعنى اذان گلدسته‌یى بگویند؛ اذان استودیویى به درد ما نمى‌خورد! اذان گلدسته‌یى، مثل همان اذانى است که شما گفته‌اید؛ یا اذان آقاى شریف که انصافاً از آن اذان‌هاى بسیار خوب و درجه‌ى یک است. البته این اذان آقاى شریف، نسخه‌ بدل است؛ اصلش را یک عرب گفته است و من سال‌ها پیش این اذان را شنیده‌ام. مرحوم عطاءاللَّه زاهد مى‌گفت که موسیقى متن فیلم محمّد رسول‌اللَّه را از اللَّه‌اکبر آن اذان گرفته‌اند. اذان طوخى و اذان مؤذن‌زاده هم خوب است؛ اذان پُرحرارت و پُرمغزى است.

بناى ما بر این نبوده که در رادیو و تلویزیون، از اول تا آخر، همین چهار تا اذان را بگذاریم؛ نه، بنا بر این بوده است که اذان گفتن را نظمى بدهند؛ منتها براى این‌که خیلى شلوغ نشود، گفته شد که مرزى بگذارند. البته ممکن است گاهى بعضى از اذانها را هم بگذارند؛ اما توجه داشته باشید که اذان رسمى و دایمى رادیوى ایران که ما مى‌خواهیم در دنیا پخش بشود، باید - به قول شماها - یک اذان استاندارد باشد؛ یعنى بتوانیم آن را عرضه کنیم و بگوییم ما این‌طورى اذان مى‌گوییم.

اذان چون عربى است، باید آن را به لهجه‌ى عربى گفت؛ مثل قرآن، که اگر آن را با لهجه‌ غیرعربى بخوانیم، درست نیست. بعضی‌ها در تقلید زبان‌هاى خارجى مقیدند که حتماً لهجه را رعایت کنند - که البته این لازم هم است؛ بالاخره اگر شما بخواهید با کسى به زبان انگلیسى یا عربى حرف بزنید، نمى‌شود مثل همان لهجه‌ى فارسى با او حرف بزنید؛ باید به لهجه‌ى خودش باشد - اما وقتى به نماز و قرآن مى‌رسند، متأسفانه وسوسه‌شان مى‌گیرد و مى‌گویند چه لزومى دارد که ما این «ولاالضّالین» را مَد بدهیم؛ همین‌طور مثل سایر کلمات به صورت عادى ادا کنیم! اینها غافل از این هستند که این «ولاالضّالین» بدون مَد، آن چیزى نیست که نازل شده است؛ اصلاً «ولاالضّالین» با مَد نازل شده است. اصول زبان این را به ما دیکته مى‌کند که این‌طورى بگوییم؛ اگر این‌طورى نگفتیم، مثل این است که اصلاً آن را نگفته‌ایم! البته اگر یک وقت کسى نمى‌تواند این‌طور بگوید، گریبانش را نمى‌گیرند؛ اما بایستى درست گفت. نمى‌شود ما رعایت لهجه را نکنیم؛ لهجه خیلى مهم است.

یک نکته هم مربوط به زمان پخش اذان صبح در روزهاى مختلف سال است. چون زمان پخش اذان صبح در همه‌ى ایام سال یکسان نیست، شما ملاک زمانى را برنامه‌ى «شیرخدا»(22) قرار داده‌اید؛ یعنى قبل از ساعت 6 باید ضرب «شیرخدا» زده بشود. اگر از نظر زمانى طورى شد که اذان یک ساعت با برنامه‌ى «شیرخدا» فاصله داشت، اذان و دعا را به صورت مفصل مى‌گذارید؛ اما در ایام زمستان - که اذان نزدیک همان ساعت 6 است - زمان پخش اذان را کوتاه مى‌کنید و دعا نمى‌گذارید و همان برنامه‌ى «شیرخدا» را پخش مى‌کنید! در جمهورى اسلامى برنامه‌ى «شیرخدا» ملاک نیست. آن ضرب زورخانه یک جنبه‌ى سنتى و سمبلیک دارد؛ والّا هیچ‌کس با آن ضرب ورزش نمى‌کند. من خودم چند سال زورخانه رفته‌ام؛ اصلاً این ضرب، ضربى نیست که بشود با آن ورزش کرد؛ مخلوطى از ضرب‌هاى مختلف است که مردم فقط آن را گوش مى‌کنند؛ این غیر از دستورالعمل آن ورزشِ نرمشِ فرنگى است. پس این برنامه نمى‌تواند اصل باشد؛ اصل، اذان و دعاست.

 



:: بازدید از این مطلب : 2549
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 06 خرداد 1392

ایشان یک عمر تمام انرژی خود را صرف تحصیل انواع علوم کرده است. من بین سالهای 50 و 60 بود که حساب می‌کردم، دیدم ایشان در 17 رشته فوق تخصص داشت و مسلط بود. آن موقع ظاهر ایشان سالم نشان می‌داد ولی باطن ایشان، همه نیروهایش مصرف شده بود.

غروب یکشنبه، 27 اردیبهشت سال 1388، وقتی خبر رحلت بهجت‌العرفا آیت‌الله محمدتقی بهجت در شهر قم پیچید، بهت و حیرت و ناله و شیون شهر را فرا گرفت و به دنبال آن سیل مشتاقان و شیفتگان فقاهت و مرجعیت به سوی قم سرازیر شد.

قم سراسر سیه پوشید و ازدحام جمعیت عزادار، یادآور تشییع تاریخی آیت‌الله بروجردی شد، از عامی و عارف، از فاضل و کاسب و از همه طبقات مردم در تشییع پیکر مردی حاضر شدند که سینه‌اش مالامال از عشق و شیفتگی بود و یادگاری مقدس از خود بر جای گذاشت و سرانجام پیکر مطهر آن پیر راحل در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) در مسجد بالاسر در خاک مشک بوی عصمت آرمید.

به مناسبت برگزاری چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله بهجت، دیداری با فرزند این عارف بالله حجت‌الاسلام و‌المسلمین علی بهجت داشتیم و در آن جلسه، دیدگا‌ه‌های مرحوم آیت‌الله بهجت را درباره فلسفه و عرفان جویا شدیم.


مشروح این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد:


*دیدگاه آیت‌الله العظمی بهجت در مورد فلسفه چه بود؟ بعضی‌ها تلاش می‌کنند ایشان را مخالف فلسفه و یا دست‌کم غیر موافق با فلسفه نشان دهند.

آیت‌الله بهجت به مبانی عقلی محض بسیار علاقمند بود و در بین کتب فلسفه، اشارات ابن سینا را که خیلی کوتاه و برهانی و مستدل هست، می‌پسندید.

این پسند ایشان چنان توسعه و ادامه داشت که ریشه مبانی فقهی یا مبانی و ادله تشریعی احکام الهی را هم گرفته بود و تا آنجا دامنه علاقه ایشان به مسائل عقلی و عقلی بودن مسائل کشیده شده بود.

علما معمولا در بیان تمام مبانی مذهبی استناد می‌‌کنند که این حکم چون حکم و دستور است، ما باید به عنوان یک بنده بپذیریم و تعبیر به احکام تعبدی می‌کنند که دلیل و برهان آن فقط عندالله است و ما فقط باید این حکم را بپذیریم. غالبا این موضوع را در تمام احکام تسری می‌دهند و می‌گویند همه احکام الهی این خصیصه را دارند که چون دستورند باید اطاعت شوند؛ پس دلیلی به جز دستور ندارد.

تمام این احکامی که خدا حکم کرده را عقل یک انسان کامل نیز حکم می‌کند

حضرت آیت‌الله بهجت در این زمینه مبنای خاصی داشت و بعضی از علمای گذشته نیز بر این نظریه بودند ولی ایشان خیلی این قضیه را سرایت می‌داد و می‌فرمود: همه احکام الهی ارشادی است. تمام این احکامی که خدا حکم کرده را عقل یک انسان کامل نیز حکم می‌کند.

حضرت آیت‌الله بهجت این موضوع را تسری به همه احکام می‌دادند. ایشان می‌گفتند خداوند متعال و پیغمبر (ص) و قرآن و ائمه (ع) که این احکام را فرمودند، دارند به همان حکم عقل ما، ما را ارشاد می‌کنند و عقل ما همین احکام را حکم می‌کند.

این نظریه ایشان در فقه خیلی ممتاز بود که این احکام عقلی است نه تعبدی.


*دیدگاه حضرت آیت‌الله بهجت(ره) در مورد عرفان چه بود؟

در مورد مسائلی که مربوط به عرفان می‌شود، باید گفت عرفان دو دسته است. یکی بعد علمی عرفان و دیگری بعد عملی عرفان است.

بعد علمی عرفان این است که مسائلی ذوقی را یک عارف در مقام کشف آن بر می‌آید و فرمولی را که می‌یابد و حس می‌کند و و یا به او اشراق می‌شود را طبق مبانی کلامی و عقیدتی درست می‌کنند و برای آن دلیل می‌آورند و این می‌شود عرفان علمی.

مثلا اگر عارفی در مقام وحدت هستی چیزی را دریافت کرده، حالا ما چرا بپذیریم؟ او که پیغمبر خدا نبوده و در اینجاست که در عرفان علمی می‌آیند و حرف این عارف را مستدل می‌کنند و طبق ادله خودشان با برهان و استدلال نظریه او را تطبیق می‌دهند و این عرفان علمی است. کتبی نیز در این زمینه هست که این مسائل را تدریس می‌کند.

نوع دیگر عرفان، عرفان عملی است که  انسان چه کار کند که مرحله به مرحله بتواند خودش را از خصائص و بدی‌های نفس و سوء تقاضاهای نفس نجات دهد و این مشتهیات نفس انسان که حیوانیست را کنار بزند.

نفس انسان با حیوانات مشترک است و چون نفس انسان نفسی حیوانیست، پس تقاضاهای حیوانی دارد. منیّت دارد، برتری جوست و می‌خواهد بزند و بگیرد و اول باشد و همه چیز مال خودش باشد. درست مثل حیوانات که منطقه تقسیم دارند، منطقه نفوذ دارند و هرکدام می‌خواهند هرچه هست مال خودشان باشد.

این خصائص حیوانیست و برنامه‌ای وجود دارد تا انسان یکی یکی این خصائص نفس حیوانی را کنار بگذارد و از این خصایص و رذایل اخلاقی پاک شود. وقتی انسان این خصائص را رد کرد و پاک شد، برای پذیرش صفات نیکو آماده می‌شود و انسانیت به تمام معنا در او شکل می‌گیرد.

انسان باید به این استعداد برسد تا خدا این مرحله را به او عطا کند. خداوند تعبیر دارد که اگر شما یک قدم بردارید، من ده قدم می‌آیم. خداوند به انسان می‌فرماید تو قابلیت و استعدادت را بروز بده و بیا تا من ده برابر تو بیایم و کمک کنم تا این قوه تو به فعلیت برسد.

خاطراتی از ساده زیستی حضرت آیت‌الله بهجت(ره)

عارف به جایی می‌رسد که دیگر منیتی وجود ندارد و همه اوست. هدف هستی همین است.

منیّت‌ها از بین می‌رود. من یادم هست سالها پیش در منزل قبلی ما یک آقایی به دیدن پدرم آمد. ما در اتاقمان پرده‌هایی بود که اینها توسط سه میخ به دیوار متصل شده بودند. این آقا به پدرم گفت تمام منزل صد و چند متری شما با صد تومان چوب پرده‌هایش تأمین می‌شود. چوب پرده متری بیست و پنج ریال بود.

آن آقا گفت شما چرا برای این کار به خاطر صد تا تک تومنی مضایقه می‌کنید؟ آیت‌الله بهجت فرمود چوب پرده برای چه؟ آن آقا گفت برای اینکه این پرده به دیوار بماند. پدرم نگاهی به پرده‌ها کرد و گفت حالا هم این پرده ایستاده دیگر!

آن آقا که متوجه زشتی صحبتش شده بود به پدرم گفت آقا حداقل شما یک حرکتی انجام دهید که ما هم بتوانیم زندگی کنیم.

زندگی شما یک خط بطلان روی زندگی ماست و شما حداقل به فکر ما نیز باشید. پدرم فرمود بله مثلا بنده جهنم بروم که شما بتوانید اینطور زندگی کنید. بیچاره آن آقا ماند چه بگوید. این چیزها پوسته زندگی است و مغز آن چیز دیگریست.

بعد هم که به این منزل آمدیم، من می‌خواستم موکت برای اینجا تهیه کنم. موکت متری 300 تومان بود و من دیدم نمی‌شود و پدرم نیز نمی‌پذیرد که این مبلغ را برای موکت بدهیم.

به اطرافیان گفتم ببینید موکت خوب دست دوم می‌توانید پیدا کنید. معمار منزل گفت از قضا من خانه‌ای را برای یک لبنانی خریدم که همه موکتهایش را کنده‌اند و گفته‌اند اینها ایرانی است و می‌خواهیم خارجی بگذاریم. اتفاقا موکت‌ها را گوشه زیر زمین انبار کرده‌اند و راه ما را نیز گرفته‌اند. می‌خواهی برایت بگیرم؟ گفتم نگیر، بخر!

آن معمار رفت و موکت‌ها را متری 30 تومان یعنی یک دهم موکت نو خرید. این موکت‌ها را دادیم شستند و خلاصه کلا این موکت‌ها متری 40 تومان برای ما هزینه برداشت.

موضوع را برای پدرم تعریف کردم و گفتم  قیمت موکت اینقدر بود و من اینها را که دست دوم هست با قیمت یک دهم خریدم و پولش را هم از پولی که مال شما نیست توسط آقای دیگری پرداخت کردیم.

پدرم در جواب گفت این کار را بیخود کردی. گفتم پس چه کنم؟ گفت قسمتی از هر اتاق را با همان فرشهایی که داشتیم فرش می‌کردید و بقیه‌اش خود به خود پر می‌شد.

اصلا تفکر پدرم این بود که برای زندگی دنیا همین قدر کافیست و اصلا زندگی برایش هدف نبود. بعدا هم که ایشان زانویش درد گرفت و نمی‌توانست روی زمین بنشیند ما این چند صندلی را دوباره به شکل دست دوم اضافه کردیم که آن هم داستان دارد.

همین پرده‌هایی که شما می‌بینید را من همان موقع متری 35 تومان خریدم. اینها را برایتان تعریف می‌کنم که ببینید یک زاهد در دنیا چه مصرف می‌کند و به دنیا چگونه می‌نگرد. پدرم برای اینکه از کار من مطمئن شود به خانم من گفته بود که شما این پرده‌ها را قیمت کن و به فلانی هم نگو و پرده‌هایی که در منزل قبلی داشتیم را نیز قیمت کن و به من اطلاع بده.

در این فاصله هم چند بار پیگیری کرده بود. کلا پدرم وقتی به کاری دستور می‌داد مرتب پیگیری می‌کرد و فراموش نمی‌کرد.

خانم من پس از چند روزی قیمت گرفته بود و به پدرم گفته بود آقا این پرده‌ها متری 35  تومان است و پرده‌های خانه قبلی متری 110 تومان است.

پدرم گفته بود اشتباه نکردی؟ خانم من گفته بود نه آقا آن پرده‌های قبلی نخ بود، پنبه بود و اصالت دارد ولی اینها از جنس پلاستیک است و ارزشی ندارد و سبک است. آن وقت پدرم آرامش پیدا کرده بود که فرزندش پا را فراتر از ایشان نگذاشته است.

تا این اندازه کنترل می‌کرد با اینکه ما به بیت‌المال و یا پول شخصی ایشان دست نمی‌زدیم. چون خیلی‌ها به من می‌گفتند هرچه لازم دارید بگویید تا ما فراهم کنیم. با این حال کنترل می‌کرد تا ما از حد خودمان تجاوز نکنیم.

ایشان بعد عرفان عملی را نتیجه هستی هر انسان می‌دانست و می‌گفت انسان باید به آن هدف اصلی برسد.

معرفت مقدمه پرواز هر انسان است. انسان تا نیمه هستی را طی کرده از خدا به خاک و از خاک سر برآورده و نیمه دیگر را باید خودش پرواز کند. ایشان می‌فرمود هدف هستی همین است و اگر این هدف را نداشته باشیم، عمر را باخته‌‌ایم.

آیت‌الله بهجت عرفان را هدف اصلی و فلسفه را نیز مقدمه آن می‌‌دانستو


*آیت‌الله العظمی بهجت راجع به فلسفه خواندن فرزندشان چه نظری داشتند؟

- درباره فلسفه خواندن ما حرفی نمی‌زد. حتی ما به حد افراط هم می‌خواندیم. تمام دوره اسفار را که 9 جلد است خواندم و 14 سال طول کشید.

فلسفه را نزد علامه حسن‌زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی و مرحوم شهید مطهری خواندم. با این حال که به صورت افراط هم می‌خواندم ایشان فقط از اینکه من دنبال کلام دیگران باشم، یکبار اظهار نظر کرد.

ولی مخالفتی با این کارها نداشت. کلا با دانستن علم مخالفتی نداشت. من ریاضیات و ستاره شناسی می‌‌خواندم و ایشان مخالفتی نداشت. بسیار از دانستن و علم، خوشش می‌آمد. 

رشته اصلی و تخصصی من فلسفه و عرفان بود. 18 سال فلسفه و حدود 8 سال عرفان خواندم. پدرم تنها مطلبی که درمورد تحصیل من در این رشته می‌فرمود این بود که چرا اینقدر عمر صرف می‌کنی که دیگران چه گفته‌اند؟ خودت چه می‌‌گویی؟

من زمانی که در این زمینه صرف می‌کردم، چند برابر هم کلاسی‌هایم بود تا همه علومی را که در این کتب هست، در حضور استاد بگذرانم. لذا پدرم فقط به خاطر اینکه خیلی از وقتم را برای این موضوع صرف می‌کردم، اعتراض داشت.

پدرم یک‌سوم من، وقت صرف فلسفه کرده بود ولی هرگاه مشکلی داشتم برطرف می‌کرد

حضرت آیت ‌الله بهجت، شاید نسبت به من یک سوم وقت، صرف این موضوع کرده بود ولی چون هدفمند بود، اشکالات بنده را که سه برابر ایشان وقت صرف کرده بودم را جواب می‌داد.

هرگاه مشکلی داشتم، ایشان حل می‌کرد و در مقام نظریه پردازی نیز خیلی قوی‌تر از من بود.

چنین افرادی چون هدفمند کار انجام می‌دهند، قوی‌تر شده و زودتر به نتیجه می‌رسند.

خداوند به انسان می‌فرماید: بشر تو خیلی به دنبال علم هستی ولی همه اینهایی که تو داری فرضیه است و صد در صد علم به دست تو نیامده؛ «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً ... » و هنوز خیلی کم داری. چیزی به دست نیاورده‌ای. اگر علم می‌خواهی، در اتصال به من بدست می‌آوری.

چطور اگر این لامپ را خاموش کنیم دیگر نه خود لامپ روشن است و نه می‌تواند به ما روشنایی دهد، چون کلید اتصالی که ما قطع کرده‌ایم، ارتباط لامپ را از منبع تولید الکتریسیته قطع کرده است.

وقتی به آن منبع متصل است، نور پیدا می‌کند و نه تنها نور پیدا می‌کند بلکه منور هم می‌شود و نور هم می‌دهد.

ما نیز اگر به مبدأ هستی متصل شویم، نه تنها برای خودمان بلکه برای دیگران نیز می‌توانیم مفید باشیم. چنین افرادی سعی کرده‌اند که خودشان را به آن حقیقت وصل کنند لذا در اتصال به آن حقیقت، علم بیشتری به آنها افاضه می‌شود.

خداوند می‌فرماید ما حکمت را به لقمان آموختیم. یعنی لقمان سر کلاس رفت و چیزی آموخت؟ خیر. بلکه در اثر اتصال به مبدأ اصلی، منوهایش باز شد و علم را گرفت.


کلام علامه جعفری درباره حضرت آیت الله بهجت

علامه جعفری سال 63 با همان لهجه ترکی غلیظ به من گفت پدرت تا هست نه می‌شناسی‌اش و نه می‌گذارد که بشناسی. وقتی از تو گرفتند، آن وقت می‌فهمی.

وقتی پدرم از دنیا رفت تازه برایم بابی باز شد. بعد از رحلت ایشان یکی از بزرگان صدایم کرد و فکر کردم که می‌خواهد تسلیت بگوید.

من بعد از رحلت حضرت آیت‌الله بهجت عصبی شده بودم و تارهای صوتی‌ام مشکل پیدا کرده بود و نمی‌توانستم حرف بزنم. به آرامی به ایشان گفتم آقا صدا نیست فقط تصویر هست آن هم ممکن است بعد از رفتن پدرم برود. ایشان اشاره کرد نزدیکش شدم و گفت رازی از پدرت پیش من هست بگذار تا دفن نشده آن را به تو بگویم.

50 سال قبل در نجف، استاد بزرگ، مرحوم قوچانی به من گفت سرّ اینکه آقای بهجت از همه هم کلاسی‌هایش فاصله گرفت و ممتاز شد یک چیز بود. همه تازه شروع کرده‌‌اند ولی آقای بهجت سالها قبل از اینکه به سن بلوغ برسد، کار کرده بود. ایشان در اثر عبادت سالها قبل از بلوغ چشمش باز شده بود و معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد.

او دوران قبل از بلوغ را که معصیت برای انسان نوشته نمی‌شود و تکلیفی نیست، به سلامت گذرانده بود. این دوران را با عصمت و پاکی گذرانده بود و در دوران نوجوانی حفظ کرده و ادامه داده بود. لذا معصوم بود و معصوم ماند. همه پله به پله می‌رفتند و او چون سبکبال بود، پرواز کرده بود.

معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد. این دیدن معصیت را ما نمی‌فهمیم چون درکی از آن نداریم و باید با علم شهودی به آن رسید. پدرم در خودش فرو می‌رفت و این در خود فرو رفتن‌ها مقدمه بسیار بزرگی برای پرواز انسان است. اما الآن همه خودشان را سرگرم می‌کنند و یک ساعت بیکار نمی‌مانند که فکر کنند.

*نظر شما درباره مخالفان فلسفه و عرفان چیست؟

ـ در حوزه‌ها برای کوبیدن فلسفه و عرفان، چکش‌های متفاوتی دست می‌گیرند. انحرافات گوناگونی را که در بعضی چیزها پدید آمده را به فلسفه و عرفان نسبت می‌دهند. مثلا نسبت‌های متفاوتی مثل کفر و ...  می‌دادند و موافقان فلسفه اینقدر محکوم می‌شدند.

این ضربه‌های متفاوتی که به اینها می‌زدند، باعث می‌شد که این افراد یا خیلی قوی و محکم شوند و با لشگر به میدان بیایند که اینها اغلب اگر عارف بودند، کمتر این کار را می‌کردند. یا باید این افراد در لاک خود فرو می‌رفتند که این لاک‌ها نیز متفاوت بود و آقای قاضی در شدیدترین آنها بود و حتی در تاریکی خارج از شهر درس می‌داد.

حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمود: کسی نزد یکی از علمای نجف رفته و گفته بود که من شاگرد مرحوم غروی کمپانی هستم. آن عالم در جواب گفته بود آن درویش را می‌گویی؟! با اینکه فلسفه خواندن با درویشی از زمین تا آسمان فرق دارد. آن استاد با شنیدن این حرف گفته بود از درویشی چیزی به من نمی‌چسبد مگر همین درس فلسفه‌ای که می‌دهم.

تلاش آیت‌الله بهجت برای ادا کردن حق یک کتاب فلسفه

پدرم از همان درسی که ایشان در فلسفه داده بوده، جزوه‌ای دست شوهر خواهر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیده بود و این شوهر خواهر آیت‌الله خامنه‌ای بسیار خوش استعداد بوده و قبل از اینکه فرزندی داشته باشد، جوان مرگ می‌شود.

ایشان این جزوه را از یکی از شاگردان استاد گرفته بود. 

پدرم خیلی آن جزوه را پسندیده بود که فرمول همه مطالب در آن به تمامیت مطرح شده بود.

این عبارت حضرت آیت‌الله بهجت بود که می‌فرمود: کتاب منظومه حاج ملا هادی سبزواری را مثل اشارات ابن سینا، با برهان و دلیل و بسیار قابل استفاده آورده بود و خیلی تعریف می‌‌کرد.

پدرم خیلی به دنبال آن جزوه گشت ولی مثل اینکه در حمله‌ای که عراقی‌ها کرده بودند، از بین رفته بود و آثاری نمانده بود و خیلی برای پدرم ناراحت کننده بود.

حتی در بین کتابهای خود آن مرحوم نیز گشتند و پیدا نشد. یعنی حضرت آیت‌الله بهجت این‌قدر علاقه داشت که کسی حق این کتاب فلسفه را ادا کند ولی تظاهر نمی‌توانست بکند. با این حال دست بردار نبود.

*به عنوان آخرین سؤال، درباره علامه حسن زاده آملی که در درس فلسفه ایشان شرکت کرده‌اید، صحبتی دارید؟

ایشان یک عمر تمام انرژی خود را صرف تحصیل انواع علوم کرده است. من بین سالهای 50 و 60 بود که حساب می‌کردم، دیدم ایشان در 17 رشته فوق تخصص داشت و مسلط بود. آن موقع ظاهر ایشان سالم نشان می‌داد ولی باطن ایشان، همه نیروهایش مصرف شده بود.

ایشان خودش هم اظهار می‌کرد که من رعایت این تن را نکردم و این بدن، دیگر همراهی نمی‌کند. 

ایشان می‌گفت ما با پول مختصری که داشتیم، مقداری از این حلواهای بی‌کیفیت تهیه می‌کردیم و می‌خوردیم و این غذای ما بود. فقط درس می‌خواندیم و نیروها از دست رفته است.

علامه حسن زاده آملی از این جهت بی‌نظیر هستند. کسی مانند ایشان که عمر را در انواع علوم و در این تعداد رشته صرف کند، نداشتیم.

منبع: فارس



:: بازدید از این مطلب : 2976
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 05 خرداد 1392

آیت‌الله محمدعلی جاودان به مناسبت آغاز مراسم معنوی اعتکاف، دیداری با متولیان و فعالان عرصه اعتکاف داشت و به سخنرانی پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:

فکر کردم که درمورد خودمان حرف بزنیم و به چیز دیگری نپردازیم بهتر است. این خود که عرض می‌کنم خود حقیقی ماست؛ که ما با آن درگیر هستیم. حالا من عرض می‌کنم ببینید واقعا همین طور هست یا نه. 

آیت‌الله حق‌شناس: اگر کسی گفت به فلانی سلام برسان و تو نرساندی، مانعی برای تو در زندگی به شمار می‌رود

می‌دانید که حضرت موسی(ع) مامور شد به دیدار حضرت خضر(ع) برود و نکاتی را از ایشان بیاموزد این کلام را از یکی از بزرگان اخلاق شنیدم، فرمود که چرا حضرت موسی(ع) با آن مقام ماموریت یافت خدمت حضرت خضر(ع) برسد؛ حرفی که ما شاید صد بار از حاج آقای حق‌شناس می‌شنیدیم این بود که حضرت خضر بیشتر به دنبال رفع مانع بود. حضرت موسی(ع) بیشتر تلاشش در ایجاد مقتضی بود. حضرت خضر(ع) می‌کوشید مانع را برطرف کند و حضرت موسی(ع) بیشتر می‌کوشید مقتضی ایجاد کند و برتری خضر(ع) به همین دلیل بود. از این رو ما نیز موانعی در زندگی داریم.

من برای دوستان مثال زدم و گفتم فرض بفرمایید در دوران دبستان یا راهنمایی، یعنی زمانی که سن انسان کمتر است و کمتر به این مسائل توجه دارد به دوست کنار دستش می‌گوید آقا خودکارت را بده و بعد هم می‌گیرد و مقداری با آن می‌نویسد. اگر او مکلف نباشد باید از پدرش اجازه بگیرد و این خوش یک مانع است. گاهی هم از خاطرش می‌رود. یکی یادش می‌رود خودکار را پس دهد و یکی یادش می‌رود پس بگیرد. خودکار می‌رود داخل کیف او و حالا یا مصرف می‌شود یا گم می‌شود. اینجا خودکار، یک مانع ایجاد کرد. این را در نظر داشته باشید.

در مورد موانع، حاج آقای حق‌شناس می‌فرمودند: اگر کسی به شما گفت سلام مرا به فلانی برسان و تو گفتی چشم، اگر رساندی که رساندی اگر نرساندی این یک مانع می‌شود. اگر تعارفات معمول مثل سلامت باشی را کردی و نرساندی موردی ندارد اما اگر گفتی چشم باید برسانی. یک قول دادی و باید عمل کنی. حالا اینها یک نمونه‌هایی کوچک است. نمی‌دانم از این کوچک‌تر هم هست یا نه.

اگر انسان می‌توانست کمی ‌دور و اطرافش را بنگرد می‌دید که صد تا زنجیر مانع است. تا می‌رسد به اینکه وقتی اوقاتمان از کسی تلخ می‌شود یک چیزهایی بدی می‌گوییم بدجوری مانع می‌شود. از این بالاتر هم این است که آدم بخیل باشد. این یک مانع عظیم است.

امیرالمومنین یک فرمایشی دارند که می‌فرمایند: «حَتّی دَقَّ جَلیلُه وَ لَطُفَ غَلیظُه»  وقتی گندم را آرد می‌کنیم به آن «دقیق» می‌گویند و جلیل یعنی بزرگ که این کوه‌های بزرگ را خاک کرده است. آدم یک غلظت‌هایی دارد. همان بخل یک غلظت است. من نمی‌توانم از غلظت خودم عبور کنم. اگر تکبر داشته باشم مرا می‌کشد. نمی‌توانم جلوی پایشان بلند شوم. مرا می‌کشد. بخواهم پیش‌سلام شوم، آن تکبر مرا خفه می‌کند. یک سلام خفه‌ام می‌کند. اینها می‌شوند مانع. مانع چه؟

به سرعت و به زودی و به خوبی خودش را در نماز نشان می‌دهد. برای همه خودش را در نماز نشان می‌دهد. وقتی من گشتم دیدم روایات متعددی داریم که می‌فرمایند: «الصَّلاهُ میزانٌ» نماز، میزان است. اخلاق من خوب باشد در نماز دیده می‌شود. اگر با مردم مشکل داشته باشم، در نماز دیده می‌شود. همه مشکلات در نماز دیده می‌شود. اگر شما نماز را شروع کردید و «الله اکبر» گفتید و هیچ چیز در خاطرتان نگذشت و فقط نماز بود، معلوم می‌شود، هیچ مشکلی وجود ندارد. هرچه آمد نشان دهنده مشکل است. حالا برای من که عددش از حد نهایت گذشته. آنچه که در نماز به خاطر می‌گذرد.

 

برخورد آیت‌الله حق‌شناس با شیطان

یک دفعه من تصمیم گرفتم عیب‌های خودم را بشمارم. دیدم نمی‌شود جمعش کرد. زود گذاشتم در جیبم و ماند. آقای قرائتی در همین جلسه‌های عمومی ‌یک بار فرمودند یک کسی از من پرسید آقا نماز، چگونه یک نماز، نماز حقیقی می‌شود گفتم یک نفر را پیدا کنید دو نفری برویم پیشش.

یک داستانی از حاج آقای حق شناس در خاطرم هست که در شرح احوالشان هم نوشته‌ام. یک دم غروب رفتیم خدمت حاج آقای حق شناس، می‌خواستیم برای نماز برویم خدمتشان. آن زمان یک غده‌ای در دهانشان دیده شده بود و رفته بودند بیمارستان و درآورده بودند و غده برای آزمایش رفته بود و ایشان در منزل بودند و برای نماز به مسجد نمی‌آمدند.

بنابراین ما می‌رفتیم نزد ایشان. در اتاق ایشان دو سه تا کمد داشت که قاعدتا داخلش کتاب‌هایشان بود و میزی بود. به محض اینکه ما وارد شدیم و سلام و علیک کردیم، ایشان بدون هیچ مقدمه‌ای با همان لحن پیرمردی خودشان فرمودند: این خبیث امروز دو سه بار به سراغ من آمده بود. فهمیدیم چه می‌گویند. منظورشان شیطان بود. آن روز دو سه بار به سراغشان آمده بود. بعد فرمودند اگر دعاهایی که صبح می‌خوانم نبود شاید توانسته بود کاری از پیش ببرد.

«اعتکاف» فرصت مغتنمی است که سود بردن از آن اندک است 

باید اینهایی که به مسجد می‌آیند برای اعتکاف حتما یک چیزی گیرشان بیاید و بعد بروند. اگر ما برایشان شعر بخوانیم. آن شعر ممکن است به آنی به باد برود. دعا می‌خوانیم. خب اگر دعا  بود و حالی هم کرد. اما از در که بیرون رفت و اولین سیمای از یک نامحرم را که دید؛ آن حال از یادش می‌رود و الی آخر.

در این سال‌های اخیر این موضوع به نظرم رسید که یک کاری کنیم این بچه‌هایی که به اعتکاف می‌آیند نمازشان درست شود و بروند. فرصت هم هست. تقریبا سه روز تمام اینها دست ما هستند و سه روزه می‌توانیم نمازشان را درست کنیم. یک نفر جلویشان وضوی صحیح بگیرد و همه وضوی صحیح را ببینید. بعد هم با ده بیست نفر تمرین کنند. چون با دیدن آدم یاد می‌گیرد اما ممکن است در عمل نتواند. باید وضویشان را درست کنیم. یک نفر در مسجد از روی لباس غسل کند. غسل کردن را بیاموزند. بنابراین سعی می‌کنیم همه یک وضو بگیریم. آنها که بلد هستند که خوشا به حالشان. آنهایی هم که به طور نیمه می‌دانند، آن را دقیق و صحیح یاد می‌گیرند و بعد هم نمازشان درست می‌شود. ده بیست نفر دور هم می‌نشینند و شروع می‌کنند به حمد و سوره خواندن و حمد و سوره آموختن. تعلیم حمد و سوره. آقا اینها از این در که رفتند همه حمد و سوره و نمازشان را یاد گرفته‌اند. ما برده‌ایم. چون هیچ وقت دیگری نمی‌توانید مردم را نگاه دارید.

اگر بتوانیم چنین کاری انجام دهیم، کار بزرگی کرده‌ایم. ما با یک خلاء بزرگ روبه رو هستیم. یک عالم و روحانی باید در هر مسجدی وقف باشد و از همان ساعت اول در مراسم اعتکاف شرکت کند و شب ها هم نخوابد و روزها هم کاری نکند و سه شبانه روزش را وقف این بچه‌ها باشد. یک ذره می‌شود کار کرد. حالا اگر تعداد آدم‌های اینگونه در مسجد بیشتر شود که بهتر است. مثلا بعضی از مساجد هست که سه چهار تا از دوستان طلبه ما هستند.

فرصت فوق‌العاده مغتنم است و امکان سود بردن از آن کم است. ببینید تقریبا حدود پانزده سال پیش که آیت‌الله مکارم این درجه از مرجعیت را نداشتند و سرشان آنقدر شلوغ نبود، ما با دوستمان یک وقتی گرفتیم و خدمت ایشان رفتیم. عرض کردیم آقا در عالم وقتی به ما نگاه می‌کنند؛ نمی‌دانند این اسلام چیست که اینها بر اساسش انقلاب کرده‌اند. گفتیم آقا شما لطف کنید یک کتاب بنویسید در مور اینکه اسلام چیست. البته ایشان گفتند فکر خوبی است. بعد فرمودند شما به من کمک کنید تا کتابی بنویسیم و به جهانیان بگوییم که اسلام و تشیع چیست. 

«چهل حدیث» امام(ره) یکی از بهترین، کتاب‌های اخلاقی ما است. کتاب خوب و بی‌نظیری است. یک ثانی هم پیدا کرده که این سال‌های اخیر من آن را نگاه می‌کردم می‌دیدم آن هم کتاب بسیار خوبی است. کتاب آقای آیت‌الله محمد شجاعی است که به نام مقالات چاپ شده است.

ماجرای شفا یافتن دختر نابینا توسط حضرت زهرا(س)

یک مطلب دیگر هم می‌خواستم عرض کنم. زیارت ششم امیرالمومنین خیلی زیارت خوبی است. یک کمی‌طولانی است و مثلا سه ربع ساعت طول می‌کشد. اگر شما بخواهید زیارت عاشورا را با صد لعن و سلامش بخوانید یک ساعت و نیم طول می‌کشد. اما این نه. سه ربع ساعت تمام می‌شود. اگر همه با اخلاص این دعا را بخوانند شاید یک تغییری در سرنوشت کشور پیش بیاید.

یک خانم مسنی یک دختر شانزده هفده ساله داشت. دخترش نابینا بود. گفت خدایا من این دختر نابینا را چه کار کنم؟ آمد خدمت حضرت ابوالفضل(ع). قاعدتا عراقی هم بود. ضجه زد و ... هیچ خبری نشد. رفت خدمت امام حسین(ع) هیچ خبری نشد. آمد خدمت امیرالمومنین(ع) و خدمت حضرت مسلم و ... هیچ خبری نشد. گفت اینها مرد هستند و نمی‌دانند من چه دردی دارم. البته اینگونه نگفت. حالا به زبان بنده.

گفت من دست به دامان حضرت صدیقه طاهره(ع) می‌شوم. ایشان بهتر می‌داند که من چه دردی دارم. ضجه زد و ضجه زد تا خوابید. بعد حضرت صدیقه را در خواب دید که فرمودند که مقدّر است. نمی‌شود کاری کرد. باز فردایش گفت یعنی چه؟ تقدیر در دست شما موم است. نمی‌شود یعنی چه؟ برای شما نمی‌شود وجود ندارد. باز فردا شب گریه و ضجه و ناله. دو مرتبه فردا شب به خوابشان آمد. در خواب فرمودند که آخر نمی‌شود. مقدر است. باز گفت من این چیزها را نمی‌دانم. شب سوم ایشان فرمود من چه کار کنم. مقدر است. اما حالا که تو از در خانه ما دست برنمی‌داری ما یک کاری می‌کنیم که این بدون چشم ببیند. چشم ندارد اما می‌بیند. مانند آدم چشم‌دار. می‌تواند؟ بله می‌تواند. آدم بی‌چشم اگر خدا بخواهد می‌تواند ببیند. نصف شب بیدار شد و گفت مادر سوزن بده می‌خواهم برایت کلاه ببافم.

«حسن ظن» آیت‌الله حق‌شناس در سرنوشت کشور اثر گذار بود

زمانی که آمریکا به عراق حمله کرده بود. خب ما هم نگران بودیم، دوستان به حاج آقای حق شناس می‌گفتند. ایشان می‌فرمودند به امام زمان(عج) حسن ظن داشته باشید. چندین بار فرمودند حسن ظن داشته باشید. امیدوار باشید. از آن آدم ها دیگر نیست. حسن ظنش در سرنوشت کشور و جهان تاثیر می‌گذاشت.



منبع:فارس

 



:: بازدید از این مطلب : 2678
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 05 خرداد 1392

دارد از روز ازل دیده بینا زینب
عشق را کرده به نه کنگره معنا زینب
اولین صابره ارض و سما باشدو بس
علم پیغمبری آموخت ز طاها زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
مکتب صبر را در این عالم
غیر تو نیست مقتدا زینب
زآنکه آموختی هزاران درس
در برِ دُختِ مصطفی، زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
هر که از راه تو جدا گشته
گشته از راه دین جدا، زینب
ای که در سایه سار خطبه ی تو
کربلا گشته کربلا زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

حق اخت الحسین بودن را
خوب آورده ای به جا زینب
نهضتی کز حسین شد آغاز
تو رساندی به انتها زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ما گرفتار بلای زینبیم
ما حسینی از عطای زینبیم
تا خدا بر ما عنایت می کند
ماگدای هر گدای زینبیم

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
بر گل نرگس قسم در روضه ها
سائل مهرو وفای زینبیم
ما برای دین به سینه می زنیم
شیعیانِ درسهای زینبیم

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

سینه عریان حسین بی کفن
رخ کبودان عزای زینبیم
آخر مجلس به وقت شور عشق
سوی مقتل در قفای زینبیم

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
شمع جان سوخته بزم وفايى زينب
گل نيلوفر گلزار ولايى زينب
تو جگر سوخته‏اى صابره دشت بلا
اى كه از عرش نشينان وفايى زينب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
خمسه طيّبه را وارثى اى مظلومه
يادگار حرم اهل كسايى زينب
تا گشودى تو پر و بال مصيبت ديدى
در سپهر غم و اندوه هُمايى زينب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

سِرِّ نى در نينوا مى مانْد، اگر زينب نبود
كربلا در كربلا مى ماند، اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفانِ رنگ
پشت ابرى از ريا مى ماند، اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
غرق گل شد کربلا، چون رهگذار زينب است
يا که خونين مقتل يار و تبار زينب است
قامت موزون اکبر، سرو ناز کربلاست
چشمة اين باغ، چشم اشکبار زينب است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
در بلاغت چون علي در فصاحت چون حسن
د ر شهامت چون حسين و در حيا چون مادر است
از كمال علم و تقوي شد عقيله نام او
همچو زهرا از همه زنهاي عالم برتر است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
صبح از طليعه ايام زينب است
پاينده تا به شام ابد نام زينب است
در راه دين لباس شهامت چو دوختند
زيبنده آن لباس بر اندام زينب است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زينب خدای عشق و جان عالمين است
ذکر طپشهای دل زينب حسين است
چون طينت او از ازل شد نينوايی
روحش حسينی است و قلبش کربلايی

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

چشمه فرياد مظلوميّتِ لب تشنگان
در كوير تَفْته جامى ماند، اگر زينب نبود
زخمه زخمى ترين فرياد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وامى ماند، اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
از کربلا تا شام غم احرام بسته
در حج خونينش سر از محمل شکسته
در سينه زينب که مجنون حسين است
دل نيست قلبش مشتی از خون حسين است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ز آتش محنت و غم سوزد و ریزد به نشیب
وه اگر یاد کند رنج و ملال زینب
یک زن و این همه اندوه و غم و درد و الم
آب گردد جگر سنگ به حال زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

آن که بد گوهر دریای حیا زینب بود
در حیا نایبه خیر نساء زینب بود
آن که دانشگده سینه زهرا پیمود
گشت علامه شد انگشت نما زینب بود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آن که مبهوت زصبرش شده ایوب صبور
معدن صبر به صحرای بلا زینب بود
آن که بعد از شه لب تشنه بهه هنگام بلا
قد علم کرد به میدان وفا زینب بود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
چون قافله ی عشق رسیدند زراه
برتربت شاه دین بصد ناله و آه
زینب بسر قبر برادر می گفت
لاحول ولا قوه الا باالله

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آن که همدست حسین گشته و بر خلق رساند
صورت و معنی قرآن خدا زینب بود
آن که بر اهل جهان موی به مو کرد اعلان
اصل منظور شه کرب و بلا زینب بود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ذوالجناح دادخواهى، بى سوار و بى لگام
در بيابان ها رها مى ماند، اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه ها مى ماند، اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

دل در گرو ولای زینب
جان باد همی فدای زینب
از عشق حسینی‏اش چه گویم
شرمنده کند وفای زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زينب كه نماينده بود زهرا را
بگرفته بدست رشته ي دلها را
از صبر خدائي است كه با آن همه غم
شيرازه كند كتاب عاشورا را

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه
یک محمد یک علی یک فاطمه

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
تمام زمین و زمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(سلام الله علیها)

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
کربلا در کربلا می ماند اگر زينب نبود
شيعه می پژمرد اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
در جهان مهر حقیقت زینب(س) است
مشعل صبح هدایت زینب(س) است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !آه از دل زینب !

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زینب کبری(س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور خویش شرمسار کند.

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
عشق با زینب(س) تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست عشق دلبریت، عشق او
صبر زانو می زند در پیش او

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
به دوران اسارت با یتیمان
نوازشها به مهر مادری کرد

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ای به مقام و عزت و جاهت سلام ما
ای به صبوری بعد امامان امام ما
اسوه ما، در صبر و ثبات و قیام ما
خط تو باشد ایده و مشی و مرام ما

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد



:: بازدید از این مطلب : 3145
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران