میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 08 دی 1391

سلام آشنایِ دل!

این منم و دلتنگی هایی که بهانه کرده ام  برای گفتنِ التهابِ هرآنچه که بی تو می گذرد....

اوضاعِ ما خوب نیست....بهتر بگویم: دارد وخیم می شود....

آسمان این روزها تنگی نفس گرفته ستبرای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنید

زمین  بی ظهورت فلج شده است

و ما مردمانش، زمینگیرار از قبل به زمین شده ایم

تو را به خدا مخواه،

 مخواه بیش از این تنها شویمُ وبین ما و نگاهت فاصله افتد که منهایِ عشقِ تو هیچ می شویم نزدِ خدا.

امام زمانم! بهترینم! ای که مهربانیت تمام ناشدنیست! پس تو کجایی آقا؟!

شعبان به نیمه رسیدُ صدا زدیم

قدرآمدُ دعا خواندیم

عرفه تکرار شدُ ناله زدیم

و هر هفته به حجمِ جمعه هایِ تقویم اضافه شدُِ و جایِ خالیت را چکه چکه باریدیمُ و نیامدی....

و مانده ام چرا سبدِ بلورینِ دعاهایمان، پُر از استجابت نمی شود؟!

شاید دلمان هرجاییست!! ببخش اگر از آداب دوست داشتن غافلیمُ و تو را با دلی دوست داریم که همه چیز را در آن جا دادیم.

کاش می شد به جُرمِ پاییزِ عاطفه های دعا،قاصدکِ رویا را فوت کردُ و یک کهکشان آرزو که کودک بودیم

آن قدیم تر ها هرچند واژه های دعایِ فرج را درست  ادا نمی کردیم اما درعوض دلمان پــــــــــــــاک بودُ زُلــــــــــــــــال!

بارانِ عدل!

ببین! از خشکیِ ایمان ،داریم  مُچاله می شویمُ و ترک برمی داریم

تو را به حرمتِ مسافرانِ جاده یِ انتظار

به حرمتِ دل هایِ شکستهُ و بغض هایِ در گلومانده

به حرمتِ مروارید اشک ها و چشمانِ بارانیِ عاشق

برماببار....ببار تا خالی از هر چتری زیر پولک های نقره ای رحمت،قدم بداریم و طراوت بگیریم.

شما هم دعا کن...خدا به شما نَه نمی گوید...

حتم دارم فردایی می آییُ و عطرِ نامِ حضورت، فضایِ خاموشِ این شهر را روشن می کند و ما عاشق تر از همیشه با تمام بی قراریُ و چشم انتظاری  به استقبالت می آییم

و این تازه اولِ عشق است.....



:: بازدید از این مطلب : 2181
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 02 دی 1391

به نقل از فارس، هشتم صفر سال 35 هجری، سالروز وفات بزرگ یار ایرانی پیامبر اکرم(ص) سلمان فارسی است، او همان کسی که پیامبر(ص) او را از اهل‌بیت خواند و فرمود: «سلمان منّا اهل البیت».
 
آری! سلمان محمدی پس از رحلت پیامبر اعظم(ص)، جزو معدود کسانی بود که از راه حق منحرف نشد و در شمار معتقدان به امامت حضرت علی(ع) قرار گرفت. او در خلافت عمر بن خطاب به حکومت مدائن منصوب شد، وی هیچ‌گاه از حقوق بیت‌المال برای خود چیزی برنداشت و همه‌ آن را صدقه می‌داد و برای امرار معاش زنبیل می‌بافت.
 
این شیعه راستین علی(ع) و مایه افتخار ایرانیان در شهر مدائن به جوار رحمت الهی پیوست و در همان شهر خاکسپاری شد.

سرگذشت جالب سلمان
 
آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی ذیل تفسیر آیه 62 سوره بقره درباره سرگذشت سراسر حقیقت‌جویانه سلمان محمدی این چنین می‌گوید:
 
«سلمان» اهل جندی‌شاپور بود، با پسر حاکم وقت رفاقت و دوستى محکم و ناگسستنى داشت، روزى با هم براى صید به صحرا رفتند، ناگاه چشم آن‌ها به راهبى افتاد که به خواندن کتابى مشغول بود، از او راجع به کتاب مزبور سؤالاتى کردند، راهب در پاسخ آن‌ها گفت: کتابى است که از جانب خدا نازل شده و در آن فرمان به اطاعت خدا داده و نهى از معصیت و نافرمانى او کرده است، در این کتاب از زنا و گرفتن اموال مردم به ناحق نهى شده است، این همان «انجیل» است که بر عیسى مسیح نازل شده است.
 
گفتار راهب در دل آنان اثر گذاشت و پس از تحقیق بیشتر به دین او گرویدند، به آن‌ها دستور داد که گوشت گوسفندانى که مردم این سرزمین ذبح مى‏کنند، حرام است از آن نخورند.
 
سلمان و فرزند حاکم وقت روزها هم چنان از او مطالب مذهبى می‌آموختند، روز عیدى پیش آمد، حاکم مجلس میهمانى ترتیب داد و از اشراف و بزرگان شهر دعوت کرد، در ضمن از پسرش نیز خواست که در این مهمانى شرکت کند، ولى او نپذیرفت.
 
در این باره به او زیاد اصرار کردند، اما پسر اعلام کرد که غذاى آن‌ها بر او حرام است، پرسیدند این دستور را چه کسى به تو داده است؟ راهب مزبور را معرفى کرد.
 
حاکم راهب را احضار کرد و به او گفت: چون اعدام در نظر ما گران و کار بسیار بدى است، تو را نمى‏کشیم، ولى از محیط ما بیرون برو!  سلمان و دوستش در این موقع راهب را ملاقات کردند، وعده ملاقات در «دیر موصل» گذاشتند.
 
پس از حرکت راهب، سلمان چند روزى منتظر دوست با وفایش بود تا آماده حرکت شود، او هم همچنان سرگرم تهیه مقدمات سفر بود، ولى سلمان بالاخره طاقت نیاورده تنها به راه افتاد.
 
در دیر موصل سلمان بسیار عبادت مى‏کرد، راهب که سرپرست این دیر بود، او را از عبادت زیاد بر حذر داشت، مبادا از کار بیفتد، ولى سلمان پرسید آیا عبادت فراوان فضیلتش بیشتر است یا کم عبادت کردن؟
 
در پاسخ گفت: البته عبادت بیشتر اجر بیشتر دارد.
 
عالم دیر پس از مدتى به قصد بیت‌المقدس حرکت کرد و سلمان را با خود به همراه برد، در آنجا به سلمان دستور داد که روزها در جلسه درس علماى نصارى که در آن مسجد برپا می‌شود، حضور یابد و کسب دانش کند.
 
روزى سلمان را محزون یافت، علت را جویا شد، سلمان در پاسخ گفت: تمام خوبی‌ها نصیب گذشتگان شده که در خدمت پیامبران خدا بوده‏اند، عالم دیر به او بشارت داد که در همین ایام در میان ملت عرب پیامبرى ظهور خواهد کرد که از تمام انبیا برتر است.
 
عالم گفت: من پیر شده‏ام، خیال نمى‏کنم او را درک کنم، ولى تو جوانى امیدوارم او را درک کنى، ولى این را نیز بدان که این پیامبر نشانه‏هایى دارد از جمله نشانه خاصى بر شانه او است، او صدقه نمى‏گیرد، اما هدیه را قبول مى‏کند.
 
در بازگشت آن‌ها به سوى موصل در اثر جریان ناگوارى که پیش آمد سلمان عالم دیر را در بیابان گم کرد. دو مرد عرب از قبیله بنى‌کلب رسیدند، سلمان را اسیر کرده و بر شتر سوار کردند و به مدینه آوردند و او را به زنى از قبیله «جهینه» فروختند!
 
سلمان و غلام دیگر آن زن به نوبت روزها گله او را به چرا مى‏بردند، سلمان در این مدت مبلغى پول جمع‏آورى کرد و انتظار بعثت پیامبر اسلام(ص) را مى‏کشید، در یکى از روزها که مشغول چرانیدن گله بود رفیقش رسید و گفت: خبر دارى امروز شخصى وارد مدینه شده و تصور مى‏کند پیامبر و فرستاده خدا است؟!
 
ماجرای سه امتحانی که سلمان از پیامبر(ص) گرفت
 
سلمان به رفیقش گفت: تو اینجا باش تا من بازگردم، سلمان وارد شهر شد، در جلسه پیامبر حضور پیدا کرد، اطراف پیامبر اسلام مى‏چرخید و منتظر بود پیراهن پیامبر کنار برود و نشانه مخصوص را در شانه او مشاهده کند.
 
پیامبر(ص) متوجه خواسته او شد، لباس را کنار زد، سلمان نشانه مزبور یعنى اولین نشانه را یافت، سپس به بازار رفت، گوسفند و مقدارى نان خرید و خدمت پیامبر آورد، پیامبر فرمود چیست؟ سلمان پاسخ داد: صدقه است، پیامبر فرمود: من به آن‌ها احتیاج ندارم به مسلمانان فقیر ده تا مصرف کنند.
 
سلمان بار دیگر به بازار رفت، مقدارى گوشت و نان خرید و خدمت رسول اکرم آورد، پیامبر پرسید این چیست؟ سلمان پاسخ داد: هدیه است، پیامبر فرمود:
 
بنشین، پیامبر و تمام حضار از آن هدیه خوردند، مطلب بر سلمان آشکارشد، زیرا هر سه نشانه خود را یافته بود.
 
در این میان سلمان راجع به دوستان و رفیق و راهبان دیر موصل سخن به میان آورد و نماز، روزه و ایمان آن‌ها به پیامبر و انتظار کشیدن بعثت وى را شرح داد، کسى از حاضران به سلمان گفت: آن‌ها اهل دوزخند! این سخن بر سلمان گران آمد، زیرا او یقین داشت اگر آنها پیامبر را درک می‌کردند از او پیروى می‌کردند.
 
در اینجا بود که‏ آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏»(2) بر پیامبر نازل شد و اعلام شد آن‌ها که به ادیان حق ایمان حقیقى داشته‏اند و پیغمبر اسلام را درک نکرده‏اند، داراى اجر و پاداش مؤمنان خواهند بود.
 
 
 
*پی‌نوشت‌ها:
 
1- تفسیر نمونه، جلد یک، صفحه 288
 
2-سوره بقره آیه 62



:: بازدید از این مطلب : 2147
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 02 دی 1391

 



:: بازدید از این مطلب : 172
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 02 دی 1391



:: بازدید از این مطلب : 165
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 01 دی 1391

شيراز مأمن امامزادگان بزرگوار بود؛ در هيچ نقطه‌اى از كشور به قدر فارس، مرقدِ امامزاده وجود ندارد. معناى اين حرف اين است كه از هر كجا امامزاده‌ها و فرزندان معصومين، يا از جور خلفا مى‌گريختند و يا به اميدِ كمك مردم حركت مى‌كردند، متوجه شهر شيراز يا شهرهاى ديگر استان فارس مى‌شدند. آن معنويتى كه شخصيتى مثل شهيد بزرگوار مرحوم آيت‌اللَّه دستغيب مظهر آن معنويت بود، از اين خانواده و از اين مركز فياضِ تمام نشدنى اهل بيت (عليهم‌السّلام) سرچشمه گرفته است. اين عمق انگيزه‌ى دينى را نشان مى‌دهد. اين نورانيت، شخصيتى مثل شهيد دستغيب مى‌سازد و مى‌پروراند و نفَس گرم آن شهيد عزيز، در اين منطقه اين همه دل جوان و جوينده را شيداى معنويت مى‌كند؛ دلهاى جوانى كه از همان روزهاى اول به ميدانهاى جنگ رفتند.

من ديروز در جمع نظاميان مستقر در شيراز گفتم: اولِ انقلاب و اوائل جنگ تحميلى، در دورانى كه جبهه‌ها از همه طرف محنت‌بار بود و اكثر خرمشهر زير چكمه‌ى اشغالگران بود، بنده به منطقه‌ى آبادان و اين بخشِ خرمشهر رفتم؛ يك عده جوانِ بااخلاص نورانىِ پرشور، با سلاحهاى ابتدائى به آن‌جا آمده بودند براى اين‌كه بجنگند؛ گفتم: از كجا آمده‌ايد؟ گفتند: از شيراز. در سرتاسر دوران جنگ تحميلى بچه‌هاى استان فارس - چه در لشكر فجر، چه در لشكر المهدى و چه در يگانهاى ارتشى كه در شيراز مستقرند و بسيارى از كاركنان آنها شيرازى يا اهل شهرهاى استان فارسند - وجودشان اثرگذار و نمايان بود. اين نفَس گرمى كه اين همه جوان را در راه دفاع از اسلام، دفاع از استقلال ملى، دفاع از كشور و دفاع از بزرگترين حادثه‌ى تاريخ ما - يعنى انقلاب اسلامى - اين‌جور به ميدان كشانده بود، نفَس گرم مردان بزرگى مانند مرحوم آيت‌اللّه شهيد دستغيب و ديگران، و پشت سر همه و قويتر از همه نفَس گرم امام بود. اين يكى از آن شگفتيهاى بسيار برجسته‌ى انقلاب ماست!
بیانات در دیدار جانبازان و ايثارگران و خانواده‌هاى شهداى استان فارس ۱۳۸۷/۰۲/۱۳



http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21728/002.jpg
 
 



:: بازدید از این مطلب : 2224
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 01 دی 1391

 

 
میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم،ریحان،تعلیق،و شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به محمّد(ص)و آل او می شود. 
 
شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم(ص) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا(س) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.
 
صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:
 
از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد 
 
نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد: 
 
خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت 
دل را تهی زخون دل چند ساله کرد 
 
زینب کشید معجر و آه از جگر کشید
کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد
 

متن كامل شعر:

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد 

و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
 
خونی که خورده در همه عمر از گلو بریخت 
خود را تهی زخون دل چند ساله کرد
 
نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام 
عمریش روزگار همین در پیاله کرد
 
نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش 
ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد
 
زینب درید معجر و آه از جگر کشید 
کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد
 
هر خواهری که بود روان کرد سیل خون 
هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد
 
یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت
 
 


 



:: بازدید از این مطلب : 3170
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 01 دی 1391

 



:: بازدید از این مطلب : 191
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 30 آذر 1391

 نماهنگ تحریم با تدوین رایـــــــة الــــــــهدی



:: بازدید از این مطلب : 2721
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 29 آذر 1391

برخي گويندگان رسانه ملي و مجري مشهور، در جمع دستگيرشدگان/ زنگ هشدار جدي براي توجه بيشتر مديران صدا و سيما

در حالي كه  دادستان عمومی و انقلاب تهران هفته گذشته از دستگيري 28 نفر از مرتبطين با شبكه‌هاي ضد انقلاب توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) خبر داده بود، خبرنگار رجانيوز اطلاعات جديدي از هويت دستگير شدگان به دست آورده است كه مشخص مي‌كند تعدادي از دستگير شدگان اخير جزء گويندگان صدا و سيما بوده‌اند.

به گزارش رجانيوز،  عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران عصر در حاشیه تودیع و معارفه رؤسای سابق و جدید دادسرای ارشاد با اشاره به خبر دستگیری 28 نفر از مرتبطین با شبکه‌های ضد انقلاب توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) گفت: این افراد کسانی بودند که با اجاره 10 ساختمان و تبدیل آنها به دفتر کار با شبکه‌های ضد انقلاب همکاری نزدیکی داشتند.
 
وي افزود : کسانی که شب گذشته دستگیر شدند افرادی بودند که با شبکه‌های ماهواره‌ای و ضد انقلاب همکاری داشته و بعضا در کار دوبله و ترجمه بودند. این افراد با سازماندهی در 10 ساختمان در پایتخت متمرکز بوده و اسناد نشان می دهد با سیستم بهائیت هم همکاری داشته اند.
 
در همين زمينه خبرنگار رجانيوز اطلاعات جديدي از هويت برخي دستيگرشدگان در اين عمليات دست يافته است. بر اين اساس، دستگيرشدگان اخير، به دليل همكاري با شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضد انقلاب و دوبله فيلم‌ها و سريال‌هاي غيراخلاقي براي اين شبكه‌هاي ماهواره‌اي دستگير شده‌اند.
 
اين در حالي است كه در ميان دستگيرشدگان برخي از گويندگان صدا و سيما نيز به حضور دارند كه نام يكي از مجريان مشهور رسانه ملي هم در ميان آنها به چشم مي‌خورد.
 
گفتني است اين 28 نفر  شبکه گسترده‌ای از عوامل همراهی کننده با شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه، ضدانقلاب، شبکه‌های مارک‌دار وابسته به سرویس‌های جاسوسی دشمنان ملت ایران و متصل به فرقه ضاله جهانی بهائیت را ایجاد كرده بودند که با دریافت وجوه کلان، آن هم از مجاری و روش‌های موسوم به «پولشوئی» و با اغفال تعدادی از افراد ساده‌لوح، به تامین برنامه‌ برای شبکه‌های ضدانقلاب، مبتذل و ضداسلامی می‌پرداختند و خطوط قرمز اخلاقی، اعتقادی و فرهنگی جامعه را زیر پا گذاشته‌اند.
 
اين درحالي است كه با توجه به پیچیدگی اقدامات این تیم‌های زیرزمینی که با رعایت حداکثر ملاحظات حفاظتی و به شکل کاملا دستوری ـ تشکیلاتی عمل می‌کردند، به ناگزیر دستگاه امنیتی کشور تصمیم به ورود به این پرونده را گرفت و پس از انجام شناسایی دقیق، به سرعت با همکاری دستگاه قضایی، موفق به اقدام همزمان و بازداشت متهمین شد.
 
با وجود همكاري برخي گويندگان رسانه ملي با اين شبكه گسترده توليد محتوا براي شبكه‌هاي ضد انقلاب و در حالي كه اين جريان فرهنگي به دنبال كمرنگ كردن خطوط قرمز فرهنگي حاكم بر جامعه بوده است، مشخص نيست مديران رسانه ملي، با چه توجيهي از چنين عواملي در تهييه برنامه‌هاي خود استفاده مي‌كنند و اساسا چرا توجه و نظارتي به فعاليت‌هاي اينچنيني عوامل برنامه ساز در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران وجود ندارد.
 
به نظر مي‌رسد پس از فرار برخي از مجريان و گويندگان مشهور رسانه ملي به خارج از كشور و همكاري بارسانه‌هاي ماهواره‌اي و ضد انقلاب، دستگيري شبكه اخير زنگ هشداري جدي به مديران ارشد صدا و سيما براي افزايش نظارت بر همكاران خود در توليد برنامه‌هاي رسانه ملي باشد.

 



:: بازدید از این مطلب : 2710
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 29 آذر 1391

به گزارش مشرق حجت الاسلام و المسلمین جاودان درباره شب یلدا فرموده‌اند: ایرانیان باستان معتقد بودند که چون از فردای شب یلدا روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور آفتاب فزونی می‌یابد،آن روز روز زایش خورشید است.
اولین شب زمستان، که شبِ چنین روزی است؛ شبِ زایش خورشید بوده و به همین دلیل برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شده است.

میترا یا مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد. و  در دین کنونی زرتشت، مهر در جایگاه یکی از ایزدان اهورایی قرار گرفته است. و یکی از بخشهای اوستای کنونی به نام مهر یا خورشید نامیده شده است.
در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن « باز زاییده‌ شدن خورشید»، مصادف با شب يلدا، برگزار می‌شده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌ کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌ چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانه ي پایان سال و آغاز سال نو بوده‌ است.
در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بوده‌ است و آن را "خورشید شکست ناپذیرم" ، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشه ي کلمه ي ناتال به معنای، میلاد و تولد است، گرفته شده است. ریشه‌ های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
در هر صورت این افسانه، افسانه ای ریشه گرفته از مذاهب شرک آلود باستانی است و به هیچ وجه در اسلام تایید نشده و مقبول نیست و شایسته است مسلمانان از مراسم این شب به عنوان یک جشن پرهیز کنند



:: بازدید از این مطلب : 2740
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران