میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 26 مهر 1399

 یکی از رویدادهای مهم در تاریخ زندگانی اهل‌بیت علیهم‌السلام مربوط به ماجرای مصالحه امام حسن (ع) با معاویه بود. پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی امر خلافت مسلمین به امام حسن (ع) رسید، معاویه بر آشفت و خود را در مقام مبارزه با آن حضرت قرار داد و به این ترتیب آرایش نظامی به خود گرفت. در نهایت با تطمیع و تهدید برخی یاران نزدیک امام(ع) و با استفاده از جنگ روانی، اطرافیان آن حضرت را پراکنده کرد.

او حتی با استفاده از افراد نفوذی، سبب هرج و مرج بین سپاهیان امام مجتبی شد. امام که وضعیت را اینگونه دید و سست‌عنصریِ یاران برای همگان آشکار شد، از نبرد با معاویه دست کشید، این در حالی بود که سپاهیان تا مدائن پیشروی کرده بودند. منافقان از این فرصت استفاده کرده، شروع به شایعه‌پراکنی کردند که حسن با معاویه صلح کرده است. این فتنه حتی صحابه و نزدیکان حضرت را سردرگم کرد. یکی از خوارج به نام «جراح بن سنان اسدی» از فرصت استفاده کرد و در حالی که فریاد می‌کشید که تو همانند پدرت علی کافر شده‌ای، با خنجری به آن حضرت حمله برد و رانش را زخمی کرد که از آن خون بسیاری رفت. او توسط یکی از یاران امام حسن کشته شد.

امام حسن مجتبی (ع) نیز به مصحلت الهی، تن به معاهده و مصالحه با معاویه داد و این برای امت اسلامی که اینچنین دچار ریزش در عقاید و ایمان شده بود، بهترین راهکار بود، تا هم جان آنها حفظ شود و هم معاویه بیشتر در کنترل امام باشد. این قرارداد چند شرط داشت که از مهم‌ترین آنها، عمل بر اساس کتاب خدا و سنت نبوی، ترک سبّ بر امیرالمؤمنین، منع معاویه از تعیین جانشین پس از خود، خودداری از توطئه علیه امام حسن (ع) و حفظ جان مسلمانان بود. با این حال، معاویه به هیچ‌یک از شرط‌ها عمل نکرد. او نه در دوران حکومت، بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر خدا، عمل کرد و نه پس از خود، زمام امر را به شورا و یا صاحب واقعى آن سپرد؛ نه دشنام و ناسزا به امیرالمؤمنین را موقوف کرد و تقدس منبر را از این بدعت ننگین مصون داشت و نه خراج تعهد کرده را پرداخت و نه مسلمانان متعهد و یاران امیرالمؤمنین را از آسیب حملات ناجوانمردانه‌‏اش مصون داشت.

پس از انجام صلحنامه، برخی از یاران، امام را ملامت کردند که چرا با معاویه صلح کردی. حضرت فرمود: وای بر شما، نمی‌دانید مقصود من چه بود؟ صلح من با معاویه از آن چه آفتاب بر آن می‌تابد و غروب می‌کند، برای شیعیانم بهتر است. نمی‌دانید که من امام شما هستم و اطاعت از فرمانم برای شما واجب است و به فرمودۀ رسول خدا(ص) یکی از دو آقای اهل بهشت هستم؟ گفتند: می‌دانیم. وَیْحَکُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِی عَمِلْتُ خَیْرٌ لِشِیعَتِی مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِی إِمَامُکُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَیْکُمْ وَ أَحَدُ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَی‏َّ.

فرمود: آیا نمی‌دانید، چون خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و آن بچه را به قتل رسانید و دیوار را استوار کرد، باعث خشم موسی بن عمران(ع) شد، زیرا که حکمت آن کار بر او پوشیده بود؛ اما نزد خداوند، عمل خضر کار حکمت آمیز و درستی بود؟ آیا نمی‌دانید [چنین مقدر شده است] که هر یک از ما ائمه سازش با سلطان زمانش را به گردن می‌گیرد، جز قائم ما که عیسی روح الله پشت سر او نماز می‌گزارد و خداوند، ولادت او را از مردم پوشیده می‌دارد و خود وی از نظر ها پنهان خواهد شد تا چون ظهور کند بیعت هیچ کس در گردن وی نماند [و مجبور نشود در برابر سلاطین زمانش سکوت و با آنها بیعت و سازش کند]. او نهمین فرزند برادرم، حسین پسر فاطمه بانوی بانوان است. خداوند در طول غیبت، عمر او را طولانی کند، آنگاه با قدرت کاملۀ خود به صورت جوانی که کمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر کند. این برای اینست که همه بدانند خداوند بر همه چیز توانا است؛ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ کَانَ ذَلِکَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِیَ عَلَیْهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ حِکْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یَقَعُ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یُصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِکَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِی الْحُسَیْنِ ابْنِ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطِیلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِی صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِینَ سَنَةً ذَلِکَ لِیُعْلَمَ‏ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. (کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق، ج‏1، ص316)

 

منبع:تسنیم



:: بازدید از این مطلب : 1600
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 26 مهر 1399

شهید لاجوردی اصرار داشت که روی منافقین کار فرهنگی صورت گیرد و در این باره از من کمک خواست. من معتقد بودم علاوه بر سخنرانی، برگزاری دعای کمیل هم بسیار مناسب است و اثر زیادی دارد. جلسات چندی در زندان اوین و قزل حصار برگزار شد. این فعالیت‌های فرهنگی در روح و جان آن افراد گول خورده اثر عمیقی برجای گذاست و بسیاری موفق به توبه و بازگشت به صراط مستقیم شدند و از زندان خلاص یافتند.



:: بازدید از این مطلب : 1606
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 26 مهر 1399
 
 

عنایت امام رضا (ع) به تازه‌ مسلمان ساکن آمریکامحمد عرب یکی از مستبصرانی است که به لطف و عنایت امام رضا علیه السلام هدایت و به دین اسلام مشرف شده و سبک زندگی اسلامی را برگزیده است. او مانند تمام شیعیان و مردم آزاده خوی جهان، امام رضا علیه السلام را به عنوان امام مهربان می‌شناسد. هر بار که از آن حضرت یاد می‌کند از مهربانی‌هایش می‌گوید.

محمد عرب، جوانی است که در خانواده مسلمان به دنیا آمد اما سال‌ها زندگی در ایالت متحده امریکا و در میان مردمی که یادی از خدا در گفتار و کردارشان نبود، موجب شد که او هم فاصله زیادی از دین اسلام بگیرد و هیچ آموزه‌ای از اسلام دریافت نکند. اما یک اتفاق و تلنگری در سفری که به برزیل داشت، او را به یگانگی خدا و زیبایی‌های مذهب تشیع راهنمایی کرد.

این تازه‌مسلمان در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم می‌گوید: وقتی بعد از دوباره مسلمان شدن به ایران سفر کردم، چندین مرتبه به زیارت امام رضا علیه السلام رفتم تا روح و جانم را در بارگاه آن حضرت شست‌وشو بدهم. می‌دانستم امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است و به خواست خدا بر هر خیری تواناست، به همین دلیل از آن حضرت می‌خواستم تا من را در این مسیر راهنمایی و هدایت کند.

ماجرای لطف‌های امام رضا علیه السلام در حق این مستبصر ایرانی به همین‌جا ختم نمی‌شود. نمونه‌ای از این الطاف را می‌توان در داستان ازدواج او پیدا کرد. محمد عرب از دختر ایرانی مسلمان و محجبه‌ای از خانواده‌ای اصیل که در امریکا زندگی می‌کردند، درخواست ازدواج کرد. اما رضایت دختر چند سالی طول کشید.

حالا همسر محمد عرب در این باره می‌گوید: ازدواج ما هم به لطف و راهنمایی امام رضا علیه السلام صورت گرفت. ماجرا از این قرار بود که به دلیل اینکه همسرم را در دوره قبل از ازدواج نمی‌شناختم، راضی به ازدواج با او نبودم. این در حالی بود که پدرم به او علاقه داشت و ایمان و اخلاق او را پسندیده بود.

او ادامه می‌دهد: حدود چهار سال گذشت و من هنوز قلب مطمئنی برای این ازدواج نداشتم. همراه مادر و اقوامم به ایران آمده بودیم. به راهنمایی یکی از علمای دینی به امام رضا علیه السلام متوسل شدم تا من را در این انتخاب یاری کند. به مشهد و حرم امام رضا علیه السلام رفتم و از آن حضرت درخواست کردم تا راه صحیح را به من نشان بدهد.

همسر محمد عرب توضیح می‌دهد: در میان همین دعاها و توسلات بود که نور امیدی از جانب آن حضرت به قلبم تابید و من در میان بهت و ناباوری دیگران از اینکه چهار سال جواب مثبت به این جوان نداده بودم، راضی به ازدواج شدم. حقیقت این بود که امام رضا علیه السلام امکان ازدواج ما را فراهم کرد و قلب من را برای این تصمیم مهم، مطمئن و راضی کرد. راضی شدم به رضای او و این ازدواج به خوبی انجام شد.

محمد عرب، حرف‌های همسرش را این طور به پایان می‌رساند که: هنوز هم هر زمان گرفتاری و مشکلی برایم ایجاد می‌شود به آن حضرت متوسل می‌شوم و حتی اگر در امریکا باشم، خودم را به مشهد می‌رسانم و به زیارتش می‌روم.

 

منبع:تسنیم



:: بازدید از این مطلب : 1610
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 26 مهر 1399

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَن لم یَقدِرْ على ما یُکَفِّرُ بهِ ذُنوبَهُ فَلْیُکثِرْ مِنَ الصَّلاةِ على محمّدٍ وآلِهِ فإنّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً.

هر که نمى تواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد؛ زیرا صلوات گناهان را ریشه کن مى کند.

الأمالی شیخ صدوق: ۱۳۱/۱۲۳

 

منبع:باشگاه خبرنگاران



:: بازدید از این مطلب : 1565
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 26 مهر 1399

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل و موضوعاتی که نقش بسیار مهم و چشمگیری در سعادت و خوشبختی انسان دارد، انتخاب الگو و اسوه نمونه است. افرادی که در حیات مادی و دنیوی خود توانسته‌اند با درایت و هوشمندی اسوه‌های برتر خوشبختی را شناسایی کرده و سبک و سیاق زندگی آن‌ها را چراغ راه زندگی خود قرار دهند، به خوبی توانسته‌اند خود را به قله‌های سعادت و خوشبختی نزدیک کنند.

زیباترین و برترین اسوه زندگی در دنیای مدرن

در دنیایی که بسیاری سعی دارند در قالب‌هایی همچون سلبریتی (Celebrity) خود را الگو و نماد برتر زندگی موفق و نمونه معرفی کنند، بیش از ۱۴۰۰ سال قبل خدای متعال آب پاکی را روی دست همه انسان‌ها ریخته و پرده از چهره‌ای برداشت که تبعیت و پیروی از سبک و سیاق زندگی او ضامن سعادت، کمال و خوشبختی در حیات دنیوی و اخروی است. خدای متعال در قرآن کریم این شخصیت ممتاز و نمونه را این چنین به همگان معرفی می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً»؛(۱) مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آن‌ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‌کنند.

جلوه‌ای از ویژگی‌های برترین الگوی زندگی

۱ـ عبودیت و بندگی حق تعالی

یکی از بهترین و زیباترین ویژگی پیامبر مهربانی‌ها، که موجب لزوم پیروی از ایشان شده شاخص عبودیت و بندگی ایشان است. پیامبراکرم (ص) به معنای واقعی عبد باری تعالی به شمار می‌آید و عبودیت و بندگی حق تعالی را در زندگی خود آشکار کرده است. در دنیایی که انسان‌ها روی زمین تنها بت‌ها و مستکبران عالم را شایسته پرستش می‌پنداشتند، رسول مهربانی‌ها خط بطلان روی این تفکر جاهلی کشیده و حق تعالی را یگانه معبود عالم هستی معرفی کرده و او را شایسته پرستش می‌دانستند:

«قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمینَ»؛(۲) بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است. همتایى براى او نیست و به همین مأمور شده‌‏ام و من نخستین مسلمانم!

۲ـ بهره‌مندی از مدل اخلاق‌مداری

در دنیایی که سلبریتی‌ها در فضای مجازی و حقیقی به رنگ و لعاب‌های مادی و دنیوی خود می‌نازند و هر چهره‌ای به خاطر داشتن موقعیت‌هایی همچون ثروت، مقام و جایگاه دنیوی، خود را شایسته برتری و الگو بودن معرفی می‌کند، خدای متعال برترین الگوی زندگی را با چهره اخلاق‌مداری به جامعه انسانی معرفی می‌فرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»؛(۳) و تو اخلاق عظیم و برجسته‌‌اى دارى‏.

به واقع گمشده مهم دنیوی امروزی نیز عنصر اخلاق‌مداری در دنیای مدرن است؛ موضوعی که اگر جامعه بشری می‌توانست آن را پیدا کرده و در زندگی فردی و اجتماعی خود آن را به کار ببندد، هیچ حقی در بین مردم مورد اجحاف و دست درازی قرار نمی‌گرفت و انسان‌ها طعم شیرین عدالت و آسایش را به معنای واقعی تجربه می‌کردند.

۳ـ دلسوز و مهربان نسبت به جامعه انسانی

بسیاری از افراد در جامعه نسبت به نجات دیگران بی‌تفاوت و خنثی هستند و رستگاری دیگران برایشان هیچگونه اهمیتی ندارد. این در حالی است که دغدغه نجات جامعه انسانی از جهالت و نادانی یکی مهم‌ترین خصوصیات ممتاز و طلایی پیامبر گرامی اسلام به شمار می‌آید. ایشان با دلسوزی و مهربانی تمام، به دنبال نجات جامعه انسانی بودند تا اینکه جامعه بشری در مسیر هدایت و رستگاری قرار گیرد.

حضرت محمد (ص) در این مسیر بیشترین سختی‌ها و مشقت را متحمل شدند تا اینکه افراد از تاریکی جهالت و نادانی نجات پیدا کنند و به جاده سعادت و خوشبختی پای بگذارند: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ»؛(۴) به یقین، رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.

۴ـ خوشخو و خوش‌برخورد

یکی از عناصر موفقیت و پیروزی پیامبر گرامی اسلام در امر تبلیغ، بهره‌مندی از ویژگی نرم‌خویی بود. خدای متعال در قرآن کریم این چنین از این ویژگی ممتاز پیامبر می‌گوید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»‏؛(۵) به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان (مردم‏) نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏‌شدند.

«فظ» در لغت به معنى کسى است که سخنانش تند و خشن است و غلیظ القلب به کسى می‌گویند که سنگدل است و عملاً انعطاف و محبتى نشان نمى‏‌دهد. بنابراین، این دو کلمه گرچه هر دو به معنى خشونت است، اما یکى غالباً در مورد خشونت در سخن و دیگرى در مورد خشونت در عمل به کار مى‏‌رود و به این ترتیب و با سلب این موارد خداوند اشاره به نرمش کامل پیامبر (ص) و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهکار می‌کند.

۵ـ صبر و استقامت

انسان برای دستیابی به قله‌های رفیع سعادت و خوشبختی در تمام ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نوعاً با مشکلات، موانع و سختی های فراوانی مواجه می‌شود. از این رو بدون بهره‌مندی از عناصری همچون صبر و استقامت نمی‌تواند به موفقیت مورد انتظار دست یابد.

این عنصر ارزشمند همواره در زندگی قرآنی پیامبر گرامی اسلام نمودار بوده است، در اهمیت و ارزش این ویژگی ممتاز همین بس که یکی از سفارش‌های مهم خدای متعال همین موضوع است: «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ»(۶) پس همان‏گونه که فرمان یافته‌‌اى، استقامت کن و همچنین کسانى که با تو به سوى خدا آمده‌‏اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند آنچه را انجام مى‌‌دهید، مى‌‏بیند.

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ سوره احزاب، آیه ۲۱.
۲ـ سوره انعام، آیات۱۶۲ و۱۶۳.
۳ـ سوره قلم، آیه ۴.
۴ـ سوره توبه، آیه ۱۲۸.
۵ـ سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
۶ـ سوره هود، آیه ۱۱۲.

 

منبع:فارس



:: بازدید از این مطلب : 1550
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 26 مهر 1399

متن سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم و عضو کجلس خبرگان رهبری را ملاحظه می کنید.

یاری خداوند به نبی اکرم در توطئه همسران حضرت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد. و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. بحث در جلسات گذشته در باب طرحی بود که جبهه نفاق و کفر و دشمنان حضرت در مقابل وجود مقدس نبی اکرم دارند. حضرت یک نقشه بزرگ و یک طرح با عظمتی برای اداره یک امت دارند و خدای متعال ایشان را برای ایجاد و ساخت یک امت بزرگ مبعوث کرده است «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَة»(جمعه/2) یعنی رسولی را از بین امیین برانگیخته است و کار این رسول تعلیم کتاب و حکمت است و دنبال این است که تجمع و یوم الجمعه ای باشد و مردم جمع بشوند و به ذکر الهی برسند و از آنجا جامعه و امت ساخته بشود.

جبهه مقابل هم در مقابل حضرت طرح هایی دارد. بعضی از نقشه های جبهه مقابل را عرض کردیم. یکی از سوره هایی که در قرآن مورد توجه مفسرین هم بوده و در آنجا بعضی از طرح ها و نقشه های دشمن ذکر شده سوره مبارکه تحریم است. بعضی آیاتی که در آغاز سوره مبارکه تحریم است از ابهام برخوردار است و گویا اصلاً خصوصیات ماجرا را قرآن نمی‏خواسته توضیح بدهد و به هر دلیل در صدد توضیح خصوصیات داستان نبوده است؛ ولی یک داستانی است که خدای متعال به آن اشاره و از آن عبور می‏کند.

«أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّـهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ پیغمبر»(تحریم/1) ای رسول ما! چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده بر خودت حرام می‏کنی و به دنبال راضی کردن همسرانتان هستی؛ خدای متعال بخشنده و آمرزنده و صاحب رحمت است؛ هم می‏بخشد و هم رحمتش را بر شما نازل می‏کند. کأنه نبی اکرم اسلام یک مطلبی را که برای خودشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی خانواده بر خودشان تحریم کردند؛ از ناحیه داخل خانه به حضرت یک امری تحمیل شده بود و حضرت هم این بار را روی دوش خودشان گذاشتند و حلال خودشان را برای خودشان حرام کردند و خودشان را در سختی انداختند برای این که مسائل داخلی شان را اداره بکنند و همسرانشان راضی باشند. خدای متعال کأنه با لسان توبیخ که البته توبیخ حضرت نیست و توبیخ همسران است، می­فرماید که چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده به خاطر رضایت آنها بر خودت حرام می‏کنی؛ جایی ندارند و شما لازم نیست مراعات آنها را بکنید. خدای متعال برای شما جبران می‏کند؛ اینکه مسئله چه بوده را قرآن توضیح نمی‏دهد و پیداست که مسئله مهم نبوده و لازم نیست آدم خیلی دنبال کند؛ یک مسئله ای پیش آمده که حضرت به خاطر جلب رضایت همسران خودشان یک امری که برای شان حلال بوده حرام کردند.

چطور حلال، حرام می‏شود؟! یکی این است که انسان یک عهد و یمینی داشته باشد و قسم بخورد. آدم می‏تواند با قسم بعضی از حلالها را برای خودش حرام کند؛ مثلاً قسم می‏خورد که این کار را انجام ندهد و اگر قسم خوردید دیگر برای شما جایز نیست. پیداست حضرت از این جنس بوده و قسم خورده بودند که یک امری را به خاطر همسرانشان ترک و مراعات کنند، آنها این امر را بر حضرت تحمیل کرده بودند. خدای متعال می‏فرماید: که شما چرا این کار را کردید و بعد هم در آیه دوم می‏فرماید «قَدْ فَرَضَ اللَّـهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمَانِکُمْ وَ اللَّـهُ مَوْلَاکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ»(تحریم/2) ، خدای متعال با این حکم بر شما جایز کرده و می‏توانید قسم های خودتان را باز بکنید. او شما را براساس علم و حکمت اداره می‏کند و اجازه داده در مواردی شما حل قسم بکنید. کأنه حضرت یک قسمی خورده بودند که بعضی از اموری که بر ایشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی و خانوادگی شان را ترک بکنند و خدای متعال می‏فرماید که لزومی ندارد و به شما اجازه دادیم کفاره بدهید و حل یمین کنید و لازم نیست به این قسمتان عمل کنید. آنها به حضرت تحمیل کردند و فشار آوردند و حضرت هم می‏خواستند رضایت آنها را جلب کنند اما کار به یک نقطه ای رسیده که خدای متعال به میدان آمده و مسئله را علنی می‏کند و وقتی قرآن نازل شد دیگر همه پیگیری می­کنند که چه اتفاقی افتاده است. این نقل های متفاوت هم برای آن پیگیری ها است.(1)

نقلهایی شده و بعضی ها هم مجعولات است؛ برای این که مسئله را پنهان کنند. خیلی جاها اینگونه است که شأن نزولهایی که در بعضی از مجامع و کتب تفسیری است شأن نزول های مجعولی است که دنبال گم کردن ردپای اصل مسئله بودند؛ چون یک مسئله جدی بوده برای این که آن مسئله گم بشود یک شأن نزولهایی درست کردند؛ البته نه آن که در روایات اهل بیت است بلکه آنچه را دیگران درست می‏کنند.

به عنوان مثال در داستان منافقین هرکجا یک مسئله مهمی است خدای متعال منافقین را توبیخ می‏کند؛ فوری عبدالله بن ابی را که در مدینه و جزو سرکرده منافقین بوده را نام می­برند و رد پاها را گم می‏کنند. به این مساله حتماً توجه داشته باشید و مواظب باشید که گرفتار نشوید. این شأن نزول هایی که خیلی ها می‏گویند برای رد گم کردن داستانی است که در آیه دنبال می‏شده است.

در اینجا هم یک شأن نزول هایی گفتند که برای گم کردن ردپای داستان است. اصل ماجرا این است که خدای متعال می‏فرماید: پیغمبر ما! شما برای رعایت حال خانواده و همسران خودتان، حلال خدا را بر خودتان حرام می‏کنید؛ البته تشریع نیست؛ بلکه با یمین و قسم بر ترک یک حلال آن حلال بر آدم حرام می‏شود؛ یعنی اگر کسی قسم خورد و نکته ای در این قسم واقع شد نباید دیگر این کار را نجام بدهد. خدای متعال به عنوان مولای نبی اکرم اعمال ولایت می‏کنند و می‏گویند که شما حل قسم کنید.

اصل ماجرای توطئه و افشای سر رسول نسبت به خلافت

بعد می­فرماید «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَی بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّـهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ»(تحریم/3) بعضی از عناوینی که در احادیث مربوطه آمده است، شاید یک مقداری می‏خواهد داستان را ادامه بدهد و کمی هم باز می‏کند که پیامبر گرامی اسلام با بعضی از همسران خودش یک مطلبی را در سر و خلوت گفتند؛ چون محیط خانه است و ممکن است خیلی اسرار گفته بشود؛ اینکه چرا گفتند را هم باز قرآن توضیح نداده است. این همسر حضرت رفتند و مسئله را فاش کردند و با دیگری در میان گذاشتند؛ یعنی یک مسئله ای را حضرت به عنوان سر به او گفتند و او به دیگری گفته است. خدای متعال هم مسئله را برای پیامبر واضح و آشکار کردند. یک بخشی از آن مطلب و سری را که افشا کرده بود حضرت به او گفتند اما قسمت دوم ماجرا را که شما رفتید و این مطلب دوم را هم گفتید را نگفتند. این ها هم لطایفی دارد که چرا حضرت نفرمود که شما دو مسئله را افشا کردی در حالی­که بنا نبود بگویی.

مفسرین اینطور معنا کردند که وقتی حضرت او را با خبر کردند که تو رفتی این مسئله را افشا کردی او گفته است «فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَـذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ»(تحریم/3) یعنی این همسر حضرت عرض کرده که منبع این خبر از کجاست و از کجا این مطلب به شما رسیده است. فرمودند که خدایی که هم عالم است و هم اسرار امور را می‏داند من را با خبر کرد. پیداست یک مسئله کاملاً جدی است که همین که آنها می‏روند و بحث را افشا می‏کنند، خدای متعال هم از این طرف وارد میدان می‏شود و به پیامبر خبر می‏دهد و بعد هم به صورت وحی نازل می‏شود.

داستان آن منازعه و اختلاف چه بود که حضرت حلال را بر خودشان با قسم حرام کرده بودند و خدای متعال هم بر علیه همسران حضرت وارد میدان شد و فرمود که حل قسم کنید و حلال را بیخودی بر خودتان حرام نکنید. بعضی روایات دارد که اینها نگران اوضاع بعد از رحلت حضرت بودند، چون حضرت از هیچ کدام از اینها فرزند نداشت و فقط از حضرت خدیجه فرزند داشتند و از ماریه قبطیه هم فرزند داشتند که در زمان حیات حضرت فوت کرد. از هیچ کدام از اینها فرزند نداشتند. بعد از حضرت هیچ امکاناتی هم برایشان باقی نمی‏ماند و تمام امکاناتشان یک اتاقی بود که در آن زندگی می‏کردند؛ گلایه کرده بودند که بعد از حیات شما چه می‏شود و ناراحت بودند. بعضی نقلها این است که حضرت به یکی از اینها فرمودند: شما وضعتان خوب می‏شود و پدران شما رئیس می‏شوند.(2)

تقریباً مفسرین متفق هستند و عامه و خاصه هم دارند که این دو نفری که در این آیات از آنها صحبت است چه کسانی هستند. یکی از ازواج پیامبر که بعد به دیگری هم گفته و بعد هم طرح توطئه ریختند. خدای متعال می‏فرماید «إِن تَتُوبَا إِلَی اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ»(تحریم/4) اگر توبه کنید، بعید است و اگر هم توبه هم نکنید و پشت به پشت با حضرت بجنگید، خدای متعال و ملائکه و صالح المومنین و جبرئیل پشتوانه نبی اکرم هستند. یعنی این صف آرایی که دارد اتفاق می‏افتد در توطئه دو نفر از همسران حضرت است و تقریباً همه قبول دارند که این دو نفر حفصه و عایشه هستند و محل خلاف نیست که این دو طرحی ریختند.(3)

پیامبر یک مطلب سری را به یکی از اینها گفت و او هم به دیگری گفت. مثلاً حضرت به عایشه فرمودند که شما بعداً به ریاست می‏رسید و بعد از رحلت من پدر شما موقعیت پیدا می‏کند و وضع شما خوب می‏شود، نگران اوضاع اقتصادی تان نباشید، این هم رفت و به دیگری گفت. حال بر چه اساسی حضرت این مطلب را گفتند، نمی‏دانم.

یکی دختر اولی و دیگری دختر دومی است، که رفت به او گفت که یک چنین خبری را پیامبر به من دادند و فرمود که پدران شما بعداً به موقعیت می‏رسند. در یک نقلی است که این مسئله به پدرانشان منتقل شد و بعد جدی شد؛ حضرت فرمودند که شما چرا مسئله را افشا کردید؟! خدای متعال به من خبر داده که شما مسئله را افشا کردید و بخشی از مطلب را هم حضرت فرمودند اما مابقی خبر که دست به دست و بعد به یک طرح توطئه تبدیل شد را حضرت افشا نکردند.

این آیات را باید به دقت باز کرد. من قصدم تفسیر نیست و فقط می‏خواهم آن مسیر طراحی دشمن را اجمالاً اشاره بکنم. پیداست یک جریانی در خانه پیامبر گرامی اسلام و بین همسران حضرت اتفاق افتاده و در این ماجرا سر پیامبر افشا شده است و به دنبال این سر یک توطئه ای شکل گرفته است.

حضرت به خاطر تأمین رضایت آنها امری را بر خودشان حرام کردند بعد هم آنها به جای این که قدر این کار را بدانند حضرت را تحت فشار قرار دادند و سر حضرت را افشا کردند و این به یک طرح توطئه تبدیل شد. خدای متعال هم به نفع حضرت به میدان آمده و فرمود «إِن تَتُوبَا إِلَی اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ»(تحریم/4) که دیگر اصلاً رعایت اینها را نکنید و لازم نیست بر خودتان سخت گیری کنید و طرح توطئه آنها را هم افشا کرده و می‏فرماید که اگر توبه کنید به محضر خدای متعال که البته قلوب شما منحرف شده و خیلی بعید است که بتوانید توبه کنید و از توطئه تان برگردید؛ اما اگر به توطئه تان ادامه بدهید و شما دو همسر بر علیه وجود مقدس نبی اکرم پشت به پشت هم بدهید، در این صف آرایی خدای متعال و وجود مقدس امیرالمومنین و ملائکه هم پشتیبان نبی اکرم و حامی او هستند.

بنابراین این مسئله به یک توطئه بزرگ و یک صف آرایی تبدیل شده که در این صف آرایی عظیم یک طرف حضرت و یک طرف آنها هستند. شبیه این در ماجرای وحی است که قوم یهود معتقد بودند که وحی باید به آنها می‏رسید و یکی از آنها پیامبر می‏شدند. خدای متعال می‏فرماید: اینطور نیست و اگر شما خیال می‏کنید که جبرئیل این کار را کرده اینطور نیست بلکه دستور من و صف آرایی من است و آن صف آرایی را توضیح می‏دهند. این جا هم پیداست یک مسئله مهمی است. آنجا مسئله وحی و نبوت است که تبدیل به صف آرایی می‏شود، اینجا یک مسئله دیگری است که تبدیل به صف آرایی شده است. شبیه این عبارات آنجا هم هست. آنجا بین یهود و حضرت در مسئله نبوت نزاع بود و خدای متعال یک صف آرایی را معین می‏کند.

اینجا هم یک مسئله مهم و یک طرح توطئه ای است که به یک صف آرایی بزرگ تبدیل شده است. بعد هم خدای متعال یک تهدیدی نسبت به همسران حضرت می‏کند و می­فرماید «عَسَی رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکَارًا»(تحریم/5) اگر یک موقعی شما را طلاق بدهد خدای متعال بهتر از شما روزی اش می‏کند و به عنوان کنایه نسبت به این همسران خصوصیات آنها را می‏گوید که مسلمات مومنات و بهتر از شما هستند؛ گویا کأنه می‏خواهد بفرماید که شما اسلامتان هم محل تردید است. خدای متعال بهتر از شما نصیبش می‏کند و چندین صفت فوق العاده بیان می­کند. نبی اکرم با شما می‏سازد اما خیال نکنید او محتاج شما است.

بنابراین خدای متعال این همسران را توبیخ می‏کند و می‏گوید شما و بخصوص این دو نفر اینطور نیستید و حضرت با شما زندگی می‏کند؛ اگر شما توطئه کنید حضرت این قرارها را بهم می‏زند و همسرانی از این جنس خدای متعال برای او فراهم می‏کند که شأن حضرت است. همسران حضرت باید «مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکَارًا» باشند و شما اینگونه نیستید و این هم یک کنایه ای نسبت به بعضی دیگرشان است.

جایگاه اهل بیت و همسران نبی اکرم در برنامه حضرت

سپس مسیر عوض می‏شود و می­فرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ»(تحریم/6) یعنی یک توطئه بزرگی واقع می‏شود؛ شما باید خودتان را حفظ کنید. اینها یک آتشی به پا کرده اند که بنزین و آتش­گیرانه آن خود آدم ها هستند. شما مواظب باشید در این آتش نیافتید؛ خودتان را جمع کنید؛ چون یک توطئه بزرگ اجتماعی است. یک جهنمی به پا می‏شود مواظب باشید شما در این جهنم نیافتید.

حضرت یک جریان اهل بیت دارند یک جریان همسران که از هر دو در قرآن صحبت شده است. حضرت می‏خواهند یک کاری را در عالم با اهل بیتشان جلو ببرند که در آیه مباهله و آیه تطهیر و جاهای دیگر آمده است. یک طرحی هم دارند که آن طرح را می‏خواهند با همسرانشان جلو ببرند و این دو طرح فرق می‏کند. این همسران حضرت آدم های فوق العاده ای نیستند و مکرر کارشان با پیامبر به اختلاف کشیده شده است که در سوره احزاب توضیح داده شده؛ ولی اهل بیت فوق العاده هستند و این از خود قرآن فهمیده می‏شود.

در سوره احزاب در آیه بیست و هفت به بعد در چند آیه قرآن همسران حضرت را توبیخ می‏کند و می‏فرماید «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا»(احزاب/28) یعنی به این همسرانت بگو شما دنبال حیات دنیا و زینت هستید، این پیامبر یک کار بزرگ در عالم می‏کند و خودش دنبال حیات دنیا نیست. حضرت می‏خواهد عالم را هم از حیات دنیا عبور بدهد و دیگران را هم رشید و بزرگ کند. برنامه حضرت بیش از حیات دنیاست و حالا شما یکی از حلقات نزدیک به حضرت هستید که حضرت می‏خواهد برای عبور دادن عالم از طرح حیات دنیا که طرح شیاطین است از شما همسران هم یک استفاده ای بکند و با شما یک برنامه ریزی دارد. پیامبر «کَافَّةً لِّلنَّاسِ»(سبا/28) است و آمده که عالم را اداره کند؛ لذا ازدواج حضرت هم مثل ازدواج ما نیست؛ حالا این خیلی بیان زشتی است اما دیدید این گروهکی ها که ازدواج های حزبی می‏کردند ازدواجشان برای این بود که بتوانند مبارزات خودشان را جلو ببرند. قبل از انقلاب این گروهک ها بودند و ازدواجشان در مسیر مبارزاتشان بود و نوع خانواده ای که تشکیل می‏دادند جزئی از مبارزاتشان بود. آدمی که وارد یک میدان مبارزه جدی می­شود در این مبارزه خانواده ای درست می‏کند که متناسب با اهداف مبارزاتیش است.

وجود مقدس نبی اکرم برای اداره کل عالم آمده اند و در فرصت کوتاه بیست و سه ساله بعثتشان سنگ بنای یک جامعه و یک امت بزرگ توحیدی را گذاشتند؛ آیا اینکه ایشان بخش عمده ای از زندگی شان را خرج یک زندگی عادی ‏کنند اصلاً معنی دارد؟ نمی‏گویم موحدین اما شما بزرگان سیاسی عالم را ببینید که اصلاً نوع تشکیل خانواده و اهداف و آرمان های بزرگ اجتماعی شان با هم گره خورده است. تشکیل خانواده پیامبر و این نوع ازدواج هم در مسیر آن اهداف بزرگ است و باید دنبال کرد که حضرت کدام هدف را برای عبور عالم از حیات دنیا و ایجاد یک امت الهی دنبال می­کنند.

در مقابل هم دستگاه شیطان است که می‏خواهد یک امتی حول لهو ولعب و دنیا بسازد که حتی ازدواج ها هم برای لهو و لعب باشد؛ چنانچه دشمن یک طرحی دارد از جمله اینکه مفهوم خانواده را عوض می‏کند. خانواده ای که آنها درست می‏کنند متناسب با مقاصد دنیایی شان است که یک روزی خانواده یک مفهومی دارد و یک روز هم متناسب با مقصدشان اصلاً چیزی به نام خانواده و بنیان های خانوادگی در تمدن مادی غرب باقی نمی‏ماند.

به عکس در برنامه حضرت یکی از نقطه های سلولی و کانونی جامعه و امتشان خانواده است و یکی از نقطه های مبارزه بین این دو طرح در معنی خانواده است. در دستگاه شیطان اصلاً خانواده آن معنایی را که در دستگاه نبی اکرم دارد، ندارد و یکی از اصلی ترین موضوعات درگیری حضرت با جبهه نفاق و کفر بر سرخانواده است. بنیان های خانواده و روابط خانوادگی در امت حضرت یک معنی دارند و خانواده یک هدفی برای مقاصد تربیتی دارد؛ ولی در دستگاه شیطان اصلاً خانواده برای آن مقاصد نیست و شکل آن هم تبدیل به خانواده سلولی و خانواده تک عضوی می‏شود. یکی از اصلی ترین کانون های مبارزه حضرت در طرح خانواده است.

در امتی که حضرت می­سازند، به خلاف امت مقابل خانواده یک نقش ویژه دارد؛ و حضرت یک قسمت این طرح ویژه را از طریق خانواده و اهل بیت و همسران خودشان می‏خواهند جلو ببرند. اتفاقاً از قرآن استفاده می‏شود که بر خلاف حرفهایی که زده می‏شود اصلاً آدم های فوق العاده ای نیستند؛ دو نفر از آنها که می‏بینید خدای متعال این طور توبیخشان می‏کند و طرح توطئه سنگینی بر علیه حضرت دارند. البته حضرت خدیجه سلام الله علیها حسابشان جدا است و وقتی حضرت در سن بیست و پنج سالی ازدواج کردند، بیست و پنج سال از عمرشان که جوانی شان است با حضرت خدیجه بودند و در جزیره العرب با آن فضا همین یک همسر را داشتند. در دوران مدینه هم که تقریباً یازده سال است و حضرت ازدواج های متعدد در این دوران کردند که از هیچ کدام هم فرزند ندارند. این ها تصادف نیست بلکه مشخص می­شود که قصد از این تشکیل خانواده فرزند نیست، یک مقصد دیگری است که کاملاً واضح است.

قرآن خطاب به همسران پیامبر می­فرماید «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلا»(احزاب/28) یعنی اگر دنبال دنیا هستید بیایید، مهریه تان را می‏دهم و بدون آزار شما را رها می‏کنم و متمتع تان می‏کنم و امکانات هم بیش از آن چه حق شماست می­دهم و بسیار زیبا و جمیل شما آزاد هستید تا بروید. اگر نمی‏خواهید با من همکاری کنید و دنبال دنیا هستید، من خودم دنبال دنیا نیستم اشکالی ندارد که بروید.

«وَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّـهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا»(احزاب/29) اما اگر واقعاً در کنار پیامبر و به دنبال دارالآخرت هستید و قصدتان حضرت حق است و خود حضرت برای شما موضوعیت دارد و دار آخرت مقصدتان است - که حالا یا عالم آخرت است و یا آن دارالآخره ای است که حضرت در مقابل دار دنیا می‏خواهند بسازند؛ یعنی یک دار دنیایی هست که سردمداران تمدن یا جوامع و امت های مادی دارند و یک دار آخرتی هم حضرت در مقابل آنها دارند - اگر شما هم دنبال آن دار هستید و می‏خواهید آن کار به انجام برسد و حاضر هستید کنار پیامبر بایستید و سختی راه را تحمل کنید که یک امتی ساخته بشود، خدای متعال برای محسنات تان اجر عظیم در نظر گرفته اما باید تحمل کنید که پشتوانه آن اجر عظیم است.

بعد می‏فرماید «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَ کَانَ ذَلِکَ عَلَی اللَّـهِ یَسِیرًا»(احزاب/30) این توبیخ است و خیلی واضح است که اینها اهل عصمت نبودند؛ می­فرماید ای همسران حضرت، اگر یک موقعی یک فاحشه علنی از شما سر زد عذابتان مضاعف و دو برابر می‏شود؛ و البته مقصود دو برابری ریاضی نیست، بلکه یعنی اضافه می‏شود؛ زیرا شما وقتی به پیامبر گره می‏خورید جرم تان یک جرم دیگری است؛ یک زمان، یک جرم خصوصی دارید و علنی نمی‏شود که اینجا گناهتان مضاعف نیست؛ اما فاحشه مبینه یعنی آنجایی که گناه و خطایتان آشکار می‏شود، چون شما به حضرت وابسته هستید جرم تان مضاعف می‏شود و این کار هم بر خداوند متعال آسان است که بسنجد این جرم چقدر سنگین است و به اندازه سنگینی آن شما را مجازات کند. سنگینی جرم شما با کسی که با پیامبر مرتبط نیست فرق می­کند.

«و مَن یَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّـهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِیمًا»(احزاب/31)؛ یعنی اگر در مقابل خدا و رسول متواضع باشید و عمل صالح هم انجام بدهید مزدتان هم دو برابر می‏شود و برای شما یک رزق کریم آماده می‏کنیم که خیلی فوق العاده و با بقیه متفاوت است. بنابراین اگر خطای علنی بکنید مجازات تان مضاعف و سنگین است زیرا کار شما اثر بیشتری دارد و اگر هم کار خوب انجام بدهید و در کنار حضرت ایشان را یاری بکنید، مزدتان هم مزد مضاعف است و اجرتان با بقیه فرق می‏کند و رزقتان هم متفاوت است.

«یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32)؛ خطاب بعدی این است که اگر اهل تقوا باشید، مثل بقیه نخواهید بود زیرا این باری که بر می‏دارید و کنار حضرت ایستاده اید و در این طرح حضرت را کمک می‏کنید، مثل دیگران نیست؛ چون دیگران این کار را نمی‏کنند؛ دیگران تشکیل خانواده می‏دهند وآن خانواده هم در طرح حضرت است؛ ولی آنها مستقیم نمی‏خواهند حضرت را کمک کنند و به خاطر برنامه ای که حضرت دارند و طبق آن زندگی تشکیل ‏دهند؛ اما خود حضرت در تشکیل زندگی اش دنبال یک کار بزرگی است و شما اگر در این کار بزرگ کنار حضرت ایستادید با بقیه متفاوت هستید.

چه کسی می‏فهمد پیامبر برای چه ازدواج می­کنند و خانواده تشکیل می‏دهند. پیامبری که در وصف ایشان است «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان» و حتی جبرئیل را جا می‏گذارند و بالا می‏روند، ایشان چه کار با این همسران دارد.

مرحوم علامه طباطبایی فرموده بودند که استاد ما به ما یک دستوری دادند و فرمودند: مشغول ذکر که هستید به حوادثی که برایتان پیش می‏آید، اعتنا نکنید. بعد خود ایشان فرمودند: مشغول ذکر بودم یک حوریه ای از جانب راست با یک جام آمد و من روی خودم را برگرداندم و او رفت و از طرف چپ آمد باز هم برگرداندم؛ او ذائقه اش تلخ شد و رفت؛ من هنوز آن تلخی یادم هست.

اگر علامه طباطبایی اینطور هستند، پیغمبر خدا که کاری در عالم می‏کند و فرصتش خیلی کوتاه است چطور باید باشند؟! تمام فرصت مدینه یازده سال است که در این مدت هم هشتاد غزوه و سریه و بعد دعواهای داخلی و جبهه نفاق بود؛ مگر حضرت بیکار بودند؛ و اصلاً این تلقی راجع به نبی اکرم تلقی اشتباهی است که می­گفتند: چرا حضرت اینها را اسیر می‏کند، حضرت می‏گوید که اگر دنبال دنیا هستید من نمی‏خواهم اسیر کنم؛ و اگر می‏خواهید به طرح من کمک کنید و در کنار من باشید رزقتان رزق کریم است. آن کسی که کنار حضرت کمک می‏کند، رزقش با بقیه متفاوت است.

بعد هم می‏فرماید «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32) شما اگر با تقوا هستید، پسندیده حرف بزنید و با تواضع و طنازی در مقابل نامحرم حرف نزنید. پس پیداست همسران حضرت، عصمت و این فوق العادگی که برای آنها درست کردند ندارند؛ چون مخاطب قرآن همه آنها هستند زیرا سر یک ماجرایی حتی ظاهراً خوب هایشان هم فریب خوردند و حضرت هم یک ماه آنها را تحریم کردند که این آیات نازل شد.

«وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»(احزاب/33) شما که می‏خواهید در طرح حضرت باشید مثل زمان جاهلیت تبرج نکنید. در این طرح حضرت با همسرانش یک روابطی در جامعه بین زن و مرد بوده و حضرت می‏خواهد این روابط را از طریق خانواده خودش کنترل کند و بعد هم می‏فرماید شما اگر نمی‏خواهید کنار من بایستید، من اصراری ندارم و خیلی به زیبایی شما را رها می‏کنم و نام بد روی شما نمی‏گذارم و کاملاً آبروی شما محفوظ می‏ماند؛ ولی اگر می‏خواهید کنار من بمانید مثل زنان جاهلیت اولی تبرج نکنید. پیداست یک جاهلیت اولی است و یک جاهلیت دومی هم می‏آید که در آن هم تبرج است. حضرت می‏گویند که مثل آن جاهلیت تبرج نکنید. «وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آتِینَ الزَّکَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ»(احزاب/33) اگر می‏خواهید کنار من باشید باید اهل اقامه صلات و ایتاء زکات باشد.

تفاوت طرح و جایگاه اهل بیت علیهم السلام و همسران پیامبر

در وسط صحبت با همسران و توبیخ آنها و خط کشی با آنها که مجبور نیستید در طرح کنار من بایستید و اگر کنار من می‏ایستید باید حواستان جمع باشد و گناهتان مضاعف است و اگر در این طرح به من کمک کنید ثوابتان هم مضاعف است و گناهتان به طرح من ضربه می‏زند و مواظب باشید اگر کنار من می‏ایستید نباید تبرج و تظاهرات مثل زنان جاهلی بکنید، یک دفعه لحن برمی­گردد و می­فرماید «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»(احزاب/33)، لسان عوض می­شود و در وسط گفتگوی با زنان نمی‏گوید که خدا می‏خواهد شما زنها را تطهیر بکند بلکه خطاب و لحن عوض می‏شود.

خطاب به همسران این است که شما معصوم نیستید. شما همسرانی هستید که ممکن است بلغزید و البته اگر بلغزید عذابتان مضاعف است و اگر هم کنار حضرت بایستید، ثوابتان مضاعف است و رزق کریم پیدا می‏کنید. مواظب باشید که تبرج نکنید، اقامه صلات بکنید و زکات بدهید؛ این که با عصمت سر و کار ندارد.

بعد می‏فرماید که یک اهل بیتی خدای متعال دارد که آنها را خدا معصوم قرار داده است. پس دو کار حضرت می‏کند: یک اهل بیت دارد و یک کارهایی را با اهل بیت جلو می‏برد؛ یک همسران دارد و یک طرحی را هم با همسران که فوق العاده نیستند، جلو می­برد. از این آیات استفاده می‏شود و احتیاج به قرائن بیرونی ندارد که بعضی از آنها خوب هستند ولی فوق العادگی در کار نیست. منهای حضرت خدیجه که جزو آن چهار زن معروف عالم هستند؛ در ما بقی آنها فوق العادگی ای نیست.

طرحی که با همسران جلو می‏برند غیر از طرحی است که با اهل بیت جلو می‏برند. حضرت می‏خواهد یک بیتی درست کند؛ اهل البیت و بیت النبوه دارد. و می‏خواهد یک بیت نبوت در عالم ایجاد کند و این ها اهل بیت نبوت هستند. همسران اهل بیت نبوت نیستند و فقط در خانواده حضرت هستند. حضرت یک برنامه ای دارند و برای جامعه ای که می‏سازند، خانواده اینجا جایی دارد و آن طرح را می‏خواهند با این همسران جلو ببرند؛ البته اینها تحمل همینقدر را هم ندارند و همین قدر را هم تحمل نمی‏کنند و آنقدر گلایه می‏کنند که خدای متعال این آیات را نازل می‏کند.

یک کار بزرگی را هم با اهل بیت می‏خواهند جلو ببرند؛ و یک باری را روی دوش آنها بگذارند و مثل عاشورا و احراق بیت را روی دوش وجود مقدس امیرالمومنین و حضرت زهرا و حسنین گذاشتند که بار امت سازی و ایجاد بیت النبوه است. آنها باید مطهر و معصوم باشند  چون می‏خواهند که بیت النبوه بر مدار آنها شکل بگیرد. آنقدر هم این بار پیدا شدن بیت النبوه در عالم و آمدن مردم در بیت نبوت سنگین است که کاری مثل عاشورا و آدمی مثل سیدالشهداء می‏خواهد. حضرت می­خواهند که یک امتی را بیاورند در این بیت زندگی بکنند. حال این به آن تکلیفی که خدا از همسران حضرت خواسته، چه ربطی دارد؟!

اصلاً همراهی پیامبر برای آنها شرافتی بود و حضرت اگر اینها را رها می‏کرد کسی با اینها کاری نداشت. کنار حضرت بودن غنیمت آنها بود نه غرامت آنها؛ چنانچه اصحاب سیدالشهداء شهادت در رکاب حضرت و سختی های روز عاشورا را غنیمت می‏دانستند و التماس می‏کردند. آنها که آن سختی ها را هم ندارند؛ البته حضرت، پیغمبر خداست و در خانواده او آمدن یک سختی هایی دارد. حضرت یک کار بزرگی می­خواهند انجام دهند و ازدواجشان هم در مسیر همان کار است. زندگی بعضی از این غربی ها و سرمایه دارها را ببینید، مثلاً یکی از کارخانه دارهای بزرگ فرانسه و صاحب کارخانه اتومبیل می‏گوید که من بیست و پنج سال است ازدواج کردم اما یک مسافرت خانوادگی نرفتم. آنها اینطوری هستند؛ یعنی برای این که یک کارخانه را اداره کند و ثروتش را افزایش بدهد و موفق باشد می‏گوید من بیست و پنج سال است یک سفر خانوادگی نرفتم؛ و زندگی خانوادگی شان را با کار اجتماعی شان گره می‏زنند؛ حالا کار اجتماعیش این است که می‏خواهد یک فعالیت اقتصادی موفق داشته باشد.

حالا نبی اکرم خانواده درست می‏کند آیا العیاذبالله مثل ماست و دنبال بازی و دنبال عواطفش و غرایضش است؟! قطعاً این نیست؛ ایشان پیغمبر خداست و بار عالم روی دوش او است. بخشی از این کار را می‏خواهد روی دوش خانواده خود بگذارد و یک کاری را با اینها جلو ببرد؛ البته اصراری هم ندارد و می­فرماید «إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا» اگر تحمل نمی‏کنید شما معصوم نیستید و همسران معمولی هستید؛ اگر دنبال دنیا هستید، بیایید من به شما امکانات بدهم و بروید؛ اما اگر می‏خواهید کنار من بایستید، حواستان باشد که خطایتان مضاعف و ثوابتان هم مضاعف است. نباید اهل تبرج باشید؛ بلکه اهل اقامه صلات باشید. اینها دستورهایی است که به آنها داده می‏شود.

یک کار دیگری را هم با اهل بیت می‏خواهم جلو ببرم که آنها غیر از شما هستند و کار هم کار دیگری است لذا «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» آنها باید معصوم باشند. چون می‏خواهند محور بیت النبوه باشند و حقایق وحی به آنها عطا بشود و بعداً این وحی را به مردم برسانند لذا داستان متفاوت است.

منبع:مشرق



:: بازدید از این مطلب : 1609
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 شهریور 1399

حجت‌الاسلام مسعود عالی استاد حوزه علمیه قم و کارشناس مسائل دینی در مراسمی که به مناسبت ایام عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام برگزار شد، گفت: در شهر کربلا عالِمی بود، شب جمعه‌ای خواب دید همین الان جوانی وارد صحن امام حسین شد و جلوی ضریح حضرت ایستاده است، امام حسین هم از داخل بیرون آمد، این جوان سلام کرد و امام حسین هم با لبخند جواب سلام او را داد، او از لبخند امام حسین نیز تبسّم کرد.

وی افزود: این عالِم از خواب بلند شد و فهمید این رؤیا صادقه است و همین الان در صحن حضرت خبری باید باشد. به سرعت به صحن امام حسین علیه‌السلام آمد و گوشه‌ای نشست، منتظر بود ببیند چه می‌شود. چند دقیقه بعد دید جوانی از یکی از درب‌ها بیرون آمد، دقت کرد و دید همان جوانی است که در خواب دیده است.

«دید آن جوان درست آمد جلوی ضریح در حیات ایستاد؛ اما در بیداری دیگر امام حسین را نمی‌بیند که به استقبال او می‌آید و فقط آن جوان را می‌بیند. آن جوان سلام داد و بعد تبسّم کرد؛ فهمید خواب کاملاً درست است. نزد آن جوان رفت و گفت: تو چه کرده‌ای که امام حسین علیه‌السلام به استقبالت می‌آید و به تو لبخند می‌زند؟ آن جوان گفت: ما در روستاها و قبیله‌های اطراف کربلا زندگی می‌کنیم، از چند ماه قبل با پدر و مادر پیرم قرار گذاشتم هر هفته یکی از آنها را به زیارت بیاورم؛ مرکبی داریم که ضعیف است و نمی‌توانم دو نفر را با خود ببرم.»

حجت‌الاسلام عالی خاطرنشان کرد: یکبار که نوبت پدرم بود و داشتیم حرکت می‌کردیم به سمت حرم، دیدم مادرم گوشه‌ای نشسته، ما را نگاه می‌کند و می‌گرید، جلو رفتم و گفتم مادرجان چرا گریه می‌کنی؟ گفت: دلم هوای زیارت کرده، گفتم: مادرجان نوبت شما هفته بعد و این هفته نوبت پدر است، گفت: می‌دانم اما شاید هفته بعد من زنده نباشم؛ گفتم: مادرجان روی سرم شما را می‌برم.

وی اضافه کرد: او را روی دوشم گذاشتم، یک مقدار که رفتیم، نفسم بند آمد و نشستم، وقتی به صحن حضرت رسیدیم، همینطور که مادرم روی دوشم و سرم پایین بود، رفتم داخل و روبروی ضریح ایستادم، دیدم امام حسین علیه‌السلام به استقبالم آمد، سلام کردم و ایشان نیز با لبخندی جواب سلامم را دادند.

«الان دو سه ماه است که پدر و مادرم هر دو از دنیا رفته‌اند، اما هر وقت به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌آیم، ایشان هر بار به استقبالم می‌آید و جواب سلامم را با همین لبخند می‌دهد.»



:: بازدید از این مطلب : 1629
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 21 شهریور 1399

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه شب گذشته در برنامه «روایت هیأت» که به همت جامعه ایمانی مشعر از شبکه افق پخش شد، طی سخنانی اقامه عزای امام حسین(ع) را اقامه امر اهل‌بیت(ع) دانست و عنوان کرد: محرم امسال هیأت‌های مذهبی به شیوه مطلوب، توانستند دستورالعمل‌های بهداشتی را رعایت کنند و جلوه‌های متفاوتی را به نمایش گذارند، هر چند نسبت به این دستورالعمل‌ها انتقاداتی وجود دارد.

وی با اشاره به اینکه در شب‌های قدر نیز شاهد برخی از سخت‌گیری‌ها بوده‌ایم، گفت: ممنوعیت استفاده از تبل، سنج، و برپایی دسته‌های عزا، سخت‌گیری اضافه بود، هر چند ما متخصص این حوزه نیستیم اما نظر کارشناسان حوزه سلامت و درمان را بازگو می‌کنیم.

حجت‌الاسلام پناهیان از دیر اعلام شدن و تغییر در برخی از دستورالعمل‌های محرم امسال گلایه کرد و گفت: اگر زودتر از محرم، شرایط را اعلام می‌کردند، می‌توانستیم مجالس مطلوب‌تری را برای میزبانی از عزاداران برپا کنیم هر چند برپایی محافل عزاداری در فضاهای باز و کنار مزار شهدا نیز آثار و جلوه مطلوبی نیز به دنبال داشته است.

وی ضمن تقدیر از تلاش هیأت‌های مذهبی برای رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی و رعایت نظم در برپایی مجالس عزاداری افزود: رزمایشی برگزار کردن مجالس، وجه رزمی و نظامی هیأت‌های مذهبی را برای همگان به نمایش گذاشت و امسال هیأت‌ها توانستند الگوهای مطلوبی در این حوزه ارائه دهند.

اگر اربعین کربلا نرفتیم، موکب‌ها در شهرها برپا شود

وی نسبت به باز شدن مسیر اربعین امسال ابراز امیدواری کرد و گفت: اگر اربعین امسال در کربلا برپا نشود باید در شهرهای مختلف کشور با همان شکوه رقم زده شود و اگر هم محدودیت‌های ناشی از شیوع کرونا اجازه برگزاری تجمع‌های گسترده را نداد موکب‌ها باید برپا اقامه عزا را در فضاهای باز دنبال کنند.

حجت‌الاسلام پناهیان منبر هیأت را محل برانگیختن اندیشه، احساس و رفتار عزادار دانست و عنوان کرد: یادآوری شهادت‌ها و ایثارهای کربلا منجر به تغییر در افراد می‌شود، حکمت‌ها و آموزه‌های کربلا نیز باید احساس افراد را برانگیزد و اندیشه عزاداران نیز باید با ایجاد سئوال‌ها و پرسش‌ها برانگیخته شود.

وی با بیان اینکه افشاگری رسالت یک سخنران نیست، گفت: امکان دارد ما در یک منبر محرم به نمونه‌هایی اشاره کنیم تا مشخص شود که ما امام حسینی و به دنبال رفع دغدغه‌های مردم هستیم. سخنرانان باید به نگاه تمدنی رهبر معظم انقلاب اسلامی توجه و موضوعات کلیدی را از سخنرانی‌های ایشان استخراج و به تشریح آن‌ها بپردازند.

حجت‌الاسلام پناهیان با بیان اینکه سخنرانان هیأت‌های مذهبی باید به نقش‌آفرینی‌های یک عزادار در حوزه‌های اجتماعی توجه داشته باشند، گفت: طی سخنرانی‌هایی که در دهه اول محرم داشتم برخی گلایه کردند که چرا از موضوع عدالت‌خواهی عبور کردید، ما شعار عدالت خواهی را به شیوه مطلوب در جامعه ترویج کرده‌ایم و اکنون باید به شعارهایی از جمله مواسات که منجر به تحقق عدالت‌خواهی می‌شود، بپردازیم.

«تا زمانی که مسئولان کشور اهل مواسات نباشند عدالت‌خواهی تحقق نخواهد یافت؛ ما که از مسئولان انتقاد می‌کنیم که چرا باید تامین آب یک روستا به این میزان به تاخیر بیافتد، یکی دو سال قبل رفته و پول جمع کرده و مواسات و کمک مؤمنانه را در قالب پویش یا ساقی العطاشا رقم زده‌ایم.»

او با تأکید بر اینکه کشور قرار نیست فقط با کمک مؤمنانه اداره شود، تصریح کرد: مسئولان باید مدیریت امور کشور و رفع مشکلات مردم را دنبال کنند و یک هیأتی فقط باید در کنار مسئولان مشارکت داشته باشد نه اینکه رسالت اصلی را بر عهده گیرد، اکنون هم هیأت‌ها جبران کم‌کاری مسئولان را دنبال می‌کنند.

وی با اشاره به لزوم محاکمه کردن مسئولانی که آب و نان را به مردم نمی‌رسانند، گفت: آب‌رسانی هیچ ربطی به دین و مکتب ندارد، یعنی امکان دارد برخی در نقاط دور دست کشور مذهبی غیر از شیعه داشته باشند اما آب رساندن به آن‌ها اهمیت بسیاری دارد. هیأت الگوی تمدن اسلامی برای اداره کشور است و این هیأت نیز به یک مواسات محدود نمی‌شود و مواسات نیز فقط به یک کمک خیریه محدود نمی‌شود. 

حجت‌الاسلام پناهیان با بیان اینکه الگوی مدیریت هیأت الگوی مناسبی برای مدیریت کشور در برخی از عرصه‌ها است، خاطرنشان کرد: جوانانی که در آینده قرار است، پرچم مدیریت کشور را به دست گیرند از اکنون باید تمرین هیأت‌داری کنند.



:: بازدید از این مطلب : 1608
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 13 اردیبهشت 1399

حاج سعید حدادیان مداح اهل بیت (ع) در گفت‌وگویی اظهار داشت: در ابتدای شیوع ویروس کرونا که هنوز برخی از کادردرمانی با این بیماری آشنا نبودند، جمعی از هیأتی‌ها مانند رزمندگان خط‌شکن دوران دفاع مقدس به بیمارستان‌ها رفتند و شروع به خدمت‌رسانی کردند و این ابتکار عمل است.

هیأتی‌ها در هر شرایطی باید تهدید را به فرصت تبدیل کنند

وی با اشاره به اینکه ابتکار عمل همواره باید دست پیروان حضرت زینب (س) باشد و مانند ایشان بحران را تبدیل به فرصت کنند، تصریح کرد: ایشان در مجلس یزید که بنا بود جشن پیروزی برپا شود و سفرا آمده بودند تا تبریک بگویند، ورق را با یک خطبه برگرداند. در این بحران نیز هیأتی‌ها وارد عمل شدند تا جایی که پزشکان اعلام کردند که این افراد هم به ما و هم به بیماران روحیه دادند و کمک این‌ها موجب شد تا ما ارتقای کمی و کیفی در رسیدگی به بیماران داشته باشیم و برخی از همکاران خودمان نیز که در مرخصی بودند، خود را به خیل خدمت‌رسان‌ها اضافه کنند.

زیبا نیست مسئولان بعد از ماه رمضان از کنترل بیماری با تعطیلی مساجد گزارش دهند

حدادیان با بیان اینکه در ماه رمضان که ماه محافل انس با قرآن و اهل بیت (ع) و ذکر دعا و مناجات است، باید پیشتاز باشیم و براساس پروتکل‌های وزارت بهداشت برنامه‌ها را برگزار کنیم، گفت: برخی از مسئولین وزارت بهداشت مانند آقای حریرچی جزو افرادی است که در صف اول نماز دانشگاه تهران حاضر بود، سجده شکرش اشک داشته و تا صدای صلی الله علیک یا اباعبدالله را می‌شنید هم اشک می‌ریخت. بنابراین قصد جسارت و توهین به مسئولین را نداریم زیرا آن‌ها نیز بزرگ‌شده مکتب سیدالشهدا (ع) هستند و شاید براساس اخبار و اطلاعاتی این تصمیمات را در خصوص حرم‌ها و مجالس می‌گیرند، اما به آن‌ها تذکر می‌دهم از جایگاه وعظ و نصیحت خودم تذکر می‌دهم که زیبا نیست آخر ماه رمضان اعلام کنید به حمدالله موفق شدیم ۳ هزار مسجد تهران را در شب‌های احیا تعطیل کنیم.

برگزار نشدن جلسات شب‌های قدر لطمه روحی برای مردم دارد

این مداح اهل بیت (ع) افزود: برگزار نشدن مجالس به خصوص در شب‌های قدر و مانند جلسه دانشگاه تهران لطمه روحی برای جوانان است. این مسئولان اعلام می‌کنند پروتکل ارائه کنید، خودتان ارائه کنید و کمک دهید تا این مشکل برطرف شود.

فرصت ۲ هفته‌ای تا شب‌های قدر را مغتنم شمارید

وی افزود: علما اهل ورع و تقوا و نماز اول وقت هستند. ما چرا پشت سر آن‌ها نماز می‌خوانیم؟ دلیل آن است که وقتی امام حسین (ع) آنان را می‌خرد ما نیز پشت سرشان باشیم و به این وسیله خریداری شویم. ما از سفره بزرگان و علما داریم محروم می‌شویم و هنوز شب‌های اول ماه رمضان است و حدود ۲ هفته تا اولین شب قدر فرصت داریم و می‌توان تمهید و برنامه‌ای برای برگزاری مراسم‌ها اندیشید. من شنیدم کلیساها در کشورهای غربی به همین سبک پارکینگی که مراسم «شب‌های دلتنگی» در حال برگزاری است، مراسم برگزار کرده‌اند.

مسئولین در تصمیم برای حرم‌ها و مساجد خود را بری‌الذمه کنند

حدادیان اضافه کرد: من نمی‌خواهم بار ناشدنی روی دوش مسؤلان بگذارم. اگر نشد و مقدور نیست لااقل تلاش کنید تا در آن زمان میان خود و خدا و امام زمان (عج) بری‌الذمه باشید؛ زیرا اگر راهی وجود داشته باشد و با استفاده از علم و تجهیزات و قدرت جوانان بتوان این مشکل را برطرف کرد و نکنیم، خطاست.

تعطیلی نماز جماعت مقام معظم رهبری و مراجع در رمضان یک درد است

این مداح اهل بیت (ع) با اشاره به اینکه درد اول مسئولین ما باید مسجد باشد که البته اینگونه هم هست، تصریح کرد: اگر مسئولین جزء و کل کشور مسجدی باشند، در این ایام قطعاً دلشان خواهد سوخت. نباید دست کم گرفته شود که نماز جماعت مراجع عظام تقلید و بالاتر مقام معظم رهبری در این ماه رمضان برگزار نمی‌شود. این‌ها درد است. مسئولین را مقصر نمی‌دانیم اما وظیفه دارند تا اندیشه کنند تا این مشکل برطرف شود.

جلسات را می‌توان با جمیعت کمتر برگزار کرد

وی افزود: من بنا ندارم تعیین تکلیف کنم؛ بلکه مکلف هستیم تا حضرت آقا امر کنند و ما عمل کنیم، اما درد را دارم بیان می‌کنم. می‌توان جلسات و نماز جماعت‌ها را با جمعیت‌های کمتری برگزار کرد و سریع سراغ تعطیلی نرویم.

حدادیان گفت: بلا برای همه است که برای کافر کیفر و برای مومن امتحان و ارتقا است، اما می‌توان جلسات مذهبی و حرم‌ها را با تمهیداتی مثل کنترل حضور مردم با تب سنج و ... و یا مدیریت کردن جمعیت با روش‌هایی که اگر جلسه‌ای با ۵ هزار نفر جمعیت بود، امسال با ۵۰۰ نفر باشد که بتوان جلسات را برگزار کرد.

 

منبع:فارس



:: بازدید از این مطلب : 1862
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 13 اردیبهشت 1399

از مباحث جدی و جنجال‌ساز مجلس شورای بازنگری قانون اساسی،  این بود که آیا می‌توان برای رهبری, مدت تعیین کرد یا خیر؟ به این نکته، در مجلس تدوین قانون اساسی توجهی نشده بود و بینش سنتی ولایت فقیه چنان بود که (فقیه) تا وقتی که دارای شرایط باشد، ولایت او پا برجاست و امکان برکناری و یا تحدید به مدت خاص نیست. اما در مجلس شورای بازنگری ۲ دیدگاه مطرح شد:

دیدگاه نخست: گروهی از نمایندگان مجلس بر این نکته تأکید داشتند که «جعل توقیت» تعیین محدوده زمانی، نادرست است. این گروه از زوایای گوناگون به مخالفت با تعیین زمان برای رهبری پرداخته‌اند. از جمله:

۱ـ تعیین زمان برای رهبری، اعتبار مردمی مقام ولایت و رهبری را از بین می‌برد. به این نکته، چند تن از مخالفان استناد کرده‌اند. از جمله آیت‌الله طاهری خرم آبادی گفته است:

«مقام ولایت و رهبری، یک مقام دولتی اسلامی است. قضاوت مردم، در مورد رهبری این است که این به جای ولی عصر نشسته است. نایب امام زمان است و مردم با یک عشق و علاقه و محبتی به رهبر نظر می‌کنند و یکی از امتیازات مسأله رهبری ما، همین است که اطاعتشان از رهبر، بر اساس همین عشق و علاقه است ... ولی همین قدر که در بین مردم, الان منعکس و گفته شود که این آقا را برای ۱۰ سال به رهبری انتخاب کرده‌اند! ۱۰ سال نایب امام زمان است! بعد از ۱۰ سال از نیابت می‌افتد،‌ این، ولو از نظر قانون خشکی که ما داریم روی آن بحث می‌کنیم ... هیچ اشکالی نداشته باشد ... در بین مردم نسبت به رهبری یک نوع تزلزل ایجاد می‌شود». (مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی ص ۱۲۱۰)

روشن است که ایشان از باب مفاسدی که توقیت ولایت فقیه به دنبال دارد به مخالفت برخاسته است و به اصطلاح فقیه در ناحیه امتثال و انجام یک حکم شرعی قرار گرفته و چون انجام این حکم، مفاسدی به دنبال دارد، از آن صرف نظر شده است.

ریاست مجلس شورای بازنگری، آقای مشکینی نیز از همین زاویه به مخالفت برخاسته و گفته است: «در بین مردم هم انعکاس عجیبی پیدا می‌کند. حال همین قانون را که تصویب کردید، فردا انعکاسش را شما باید جواب بدهید».

اساساً اینکه این دقت‌های اینچنینی مدنظر فقها قرار گرفته است، به لحاظ منهج فقهی بسیار مغتنم است. 

۲ـ تعیین مدت برای رهبری با ادله ولایت فقیه سازگاری ندارد. این نکته، چشم‌انداز دیگری از سخن و بحث بود. از جمله آیت‌الله مشکینی گفته است: «مقام رهبری و مرجعیت از آن مقام‌های والا و بس مقدس است و نیابت انبیا و ائمه (ع) است و عرض کردم به اینکه: لم نر نبیاً به اینکه عزل عن مقامه یا ولیاً عزل عن مقامه.(یعنی ما هیچ نبی یا ولی‌ای را ندیدیم که از مقام خود عزل شود).(همان)

همچنین آقای مهدوی‌کنی از همین زاویه مخالفت کرد: «من اعتقادم این است: اصلاً توقیت خلاف شرع است... به خاطر اینکه ما با کسی بیعت کردیم و صلاحیت داشت... وقتی یک کسی صلاحیت دارد، با او بیعت کردیم تا مادامی که صلاحیت دارد، او اولی الامر است.(همان،ص ۱۲۷۹)

۳ـ گروهی دیگر از مخالفان بر روی این نکته تأکید داشته‌اند که رهبری در مدت سالیان زعامت، کاردان‌تر و در اداره جامعه قوت بیشتری خواهد یافت. بنابراین تا زمانی که فاقد شرایط رهبری نشده است، ما با جعل و تعیین مدت، جامعه را از وجود رهبری که قوت و کاردانی بیشتر یافته، محروم نسازیم.(همان، ص ۶۸۱)

همزمان با طرح بحث‌های تعیین محدوده زمانی برای رهبری، نامه‌ای از جامعه مدرسین به امضای آقای فاضل لنکرانی به مجلس شورای بازنگری ارسال می‌شود و با جعل مدت، مخالفت می‌شود. در بخشی از این نامه آمده است: «امید است که اعضای محترم شورا، مسأله ولایت فقیه را که منصبی است الهی و ادامه ولایت ائمه معصومین (ع) است، محدود به زمان نکنند که بدون تردید، محدودیت، موجب تضعیف مقام ولایت فقیه خواهد بود.(همان،ص ۱۲۴۷)

دیدگاه دوم، گروهی دیگر از نمایندگان مجلس شورای بازنگری به گونه‌ای جدی و پیگیر از مسأله محدوده زمانی مدت رهبری جانبداری می‌کردند و با سخنان و تعبیرهای گوناگون حمایت خود را از آن ابراز می‌داشتند. از جمله می‌توان به زوایای نگاه زیر اشاره داشت:

۱ـ مرحوم آیت‌الله امینی به این مطلب, اشاره داشته و گفته است: «شما یک کسی را انتخاب کردید به عنوان ولی فقیه رهبر، خوب مدتش را معلوم نکردید. ممکن است این بیست سال، سی سال، کم و زیاد ... در طول این مدت یک افرادی پیدا بشوند بسیار بهتر، مقبول‌تر، دارای شرایط بهتری, آن وقت بگوییم که همه آن‌ها بمانند. اما اینکه انتخاب شده تا آخر بماند؟ (همان،۶۵۷)

۲ـ ایشان در ادامه و از منظر فقهی تلاش کردند که توقیت ولایت را بر مبنای فقهی استدلال کنند: «ما نمی توانیم بگوییم که تمام مجتهدان واجد شرایط، ولایت بالفعل دارند. چون در این صورت، بایستی صدتا رهبر و ولی فقیه داشت و در نتیجه هرج و مرج پدید خواهد آمد. بنابراین ولایت فقیه برای فقهای واجد شرایط, از طریق خبرگان (که کانالی برای بیعت مردم است) صورت می‌گیرد و در نتیجه، ولایت برای فرد خاص فعلیت پیدا می‌کند؛ از این روی، فعلیت ولایت مشروط به تصدی و یا انتخاب خواهد بود و با توجه بدین مبانی، (بیعت) مختلف است. گاه برای همیشه بیعت صورت می‌گیرد و گاه به گونه موقت... و خبرگان می‌توانند بیعت موقت را انجام بدهند. از سوی دیگر نمی‌توان مورد ولایت فقیه را به ولایت معصوم قیاس کرد. زیرا ولایت معصوم, برخاسته از لیاقت ذاتی است و تنها برای اجرا، احتیاج به کمک مردم دارد. اما در مورد فقیه، فعلیت ولایت، متکی به (بیعت) است و در بیعت، جعل حدود و شرایط و از جمله شروط زمانی، مشروع و ممکن است.(همان،ص۱۲۵۳)

بحث دامنه‌دار جایگاه اراده مردم در مشروعیت ولی فقیه را ایشان مطرح کرده‌اند که یکی از جدی‌ترین مباحث فقهی ما در دوران بعد از انقلاب است که دامنه آن از این یادداشت فراتر است. 

حسین کاظم‌زاده

 

منبع:فارس



:: بازدید از این مطلب : 1838
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران