میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 08 مهر 1391

مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در پاسخ به این سؤال که آیا امام زمان(عج) هم به مسجد جمکران می‌رود، گفت: یکی از سادات اخیرا نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و مکرر آن حضرت را دیده است که پس از بیرون آمدن از مسجد غایب می‌شود.

به نقل از فارس، آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به سؤالاتی در خصوص مسجد مقدس جمکران پاسخ گفته است که مطالب آن به اختصار برای علاقه‌مندان بیان می‌شود.

1- اگر کسی حاجت و یا مشکلی داشته باشد آیا صحیح است که به مسجد مقدس جمکران برود و در این مکان به امام زمان علیه‌السلام متوسل شود؟

- عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب(عج) سؤال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند، و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را نیز می‌شوند!

آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟!

2- آیا آن حضرت خودشان هم به مسجد مقدس جمکران تشریف می‌آورند؟!

- آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمود: به دل سوخته‌گان ما بگو برای ما دعا کنند! بعد یک مرتبه از نظر غایب شد! نه این که راه برود و کم کم از نظرم غایب شود! همین آقا، هفته قبل از آن هم حضرت را در خواب دیده بود.

یکی از سادات که عمامه هم ندارد و روضه می‌خواند و مسئله می‌گوید، اخیرا هم نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و همان جا زندگی می‌کند، مکرر آن حضرت را دیده که پس از بیرون آمدن از مسجد جمکران غایب می‌شوند.

3- اگر خداوند توفیق داد و به مسجد مقدس جمکران رفتیم از خداوند و امام زمان(ع) چه بخواهیم؟ راهنمایی بفرمائید.

- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند که آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

4- این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) هستم، از حضرتعالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم؟

- زیاد صلوات اهدای وجود مقدسش کنید، مقرون با دعای تعجیل فرجش «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» و زیاد به مسجد جمکران مشرف شوید با ادای نمازهایش.

5- اگر درباره مسجد مقدس جمکران نظری دارید بفرمائید؟

- ما معتقدیم که این مشاهد مبارک و مساجدی مانند جمکران، بی‌نیاز از معرفی‌اند و اگر کسی بگوید: رفتیم و چیزی در آنجا نیافتیم به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است؛ یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است به هر حال بهترین معرّف این مکان‌ها‌، خودشان هستند.



:: بازدید از این مطلب : 2709
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

 

 

1 تفسیر سوره حمد

امام رضا علیه السلام در حدیثی از پدران بزرگوار خود از امیرالمومنین علیه السلام نقل می کند که فرمود از پیامبر(ص) شنیدم که خداوند فرموده است من سوره حمد را میان خود و بنده ­ام تقسیم کرده ­ام نیمی از این سوره برای من و نیمی از آن برای بنده من است. و هر چه بخواهد اجابت می­شود هنگامی که بنده می­گوید: « بسم الله الرحمن الرحیم » خداوند بزرگ می­فرماید بنده ­ام به نام من آغاز کرد و بر من است که کارهای او را کامل نمایم. و برای او در همه حالاتش برکت قرار دهم و هنگامی که می­گوید « الحمدلله ربّ العالمین » خداوند بزرگ می­فرماید بنده ­ام مرا حمد و ستایش نمود و دانست نعمتهایش را که دارد از ناحیه من است و بلاهایی را که از او دور کردم با احسان من بوده است گواه باشید که من نعمتهای سرای آخرت را بر نعمتهای دنیایی او می­ افزایم و بلایی آن جهان را نیز از او دفع می­کنم.

همانگونه که بلاهای دنیا را از او دور کردم و هنگامی که می­گوید « مالک یوم الدّین » خدا می­فرماید : گواه باشید همانگونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از من دانست من در روز حساب، حسابش را آسان می­کنم. اعمال نیکش را می­پذیرم و از بدیهایش صرف نظر می­نمایم و هنگامی که می­گوید: « ایاک نعبد » خداوند بزرگ می گوید بنده ام راست می­گوید تنها مرا پرستش می­کند من شما را گواه می­گیرم که بر عبادتش ثوابی به او بدهم که همه مخالفان عبادت او به حالش حسرت بخورند و هنگامی که می­گوید : « ایاک نستعین » خدا می­گوید بنده ­ام از من یاری خواسته و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در کارهایش کمک می­کنم و در سختیها یاریش می­نمایم و در روز پریشانی دستش را می گیرم و هنگامی که می­گوید « اهدنا الصراط المستقیم » خداوند می­گوید این خواسته بنده­ ام برآورده است و او هر چه می خواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد و آنچه را امید دارد به او می بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنی اش می دهم.[2] علامه طباطبائ4 پس از نقل این روایت می­نویسد : این روایت همانطور که ملاحظه می­نمائید سوره فاتحة الکتاب را تفسیر می­کند و مؤید گفته قبلی ماست که گفتیم این سوره کلام خدای سبحان است امّا به نیابت از طرف بنده­ اش که در مقام عبادت و اظهار عبودیت بیان می­دارد و پروردگار خویش را ستایش می­کند و این سوره در اصل برای عبادت قرار داده شده و در قرآن هیچ سوره­ای نظیر آن دیده نمی شود.[3]

2ـ تفسیر بسم الله

شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرّضا و معانی الاخبار از حضرت رضا علیه السلام روایتی نقل کرده که در معنای جمله بسم الله فرمود:

معنایش این است که من خود را به علامتی از علامتهای خد نشاندار می­کنم.

« تا همه بدانند که من بنده خدا هستم » شخص پرسید ؟ سمه در کلمة بسم الله به چه معناست فرمود : به معنای علامت[4]

نویسنده المیزان، پس از نقل این حدیث می­نویسد : این معنا بر این اساس است که باء برای ابتدای است چون استعانت در سوره حمد ذکر شده و چون بنده خدا، عبادت خود را به علامتی از علامتهای خدا علامت می زند باید نفس خود را هم که عبادتش منشعب به آن است به آن علامت بزند.[5]

در نتیجه گوینده بسم اللّه علاوه بر اینکه در ظاهر کارهای خود را با نام خدا علامت گذاری می­کند، روح و حقیقت و جان خویش را نیز مظهر فناء فی الله قرار می­دهد. چنانکه قرآن کریم می­فرماید : قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله ربّ العالمین.[6]

3 ـ اعجاز عملی قرآن

حسین بن خالد می­گوید از امام ابی الحسن الرضا علیه السلام پرسیدم اینکه خداوند فرموده ( و السّماء ذات الحبک ) « سوگند به آسمان که دارای راههاست » یعنی چه ؟ فرمود : این آسمان راههایی به سوی زمین دارد . حسین بن خالد می­گوید: عرض کردم چگونه می­تواند آسمان راه ارتباطی به زمین داشته باشد در حالی که خداوند می­فرماید: آسمانه بی ستون است امام فرمود : سبحان الله الیس الله یقول بغیر عمد ترونها . قلت بلی فقال : ثمّ عمد ولکن لا ترونها : ایا خداوند می­فرماید بدون ستون است که قابل مشاهده باشد من عرض کردم آری فرمود پس ستونهایی هست ولکن شما آنرا نمی بینید.[7]

یکی از مفسرین پس از نقل این حدیث می­نویسد: این آیه با توجّه به حدیثی که در تفسیر آن وارد شده است پرده از روی یک حقیقت علمی برداشته که در زمان نزول ایات، بر کسی آشکار نبود چرا که در آن زمان هیئت بطلمیوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمی جهان و بر افکار مردم حکومت می­کرد و طبق آن آسمانها به صورت کراتی تو در تو همانند طبقات پیاز روی هم قرار داشتند و طبعاً هیچکدام معلق و بی ستون نبود.بلکه هر کدام بر دیگری تکیه داشت ولی حدود هزار سال بعد از نزول این ایات، علم و دانش بشر به اینجا رسید که افلاک پوست پیازی، به کلّی موهوم است و آنچه واقعیت دارد، این است که کرات آسمان هر کدام در مدار و جایگاه خود، معلّق و ثابت اند، بی آنکه تکیه گاهی داشته باشند و تنها چیزی که آنها را در جای خود ثابت می­دارد، تعادل قوّة جاذبه و دافعه است که یکی ارتباط با جرم این کرات دارد و دیگری مربوط به حرکت آنهاست این تعادل جاذبه و دافعه به صورت یک ستون نامرئی، کرات آسمان را در جای خود نگه داشته است حدیثی که از امیر المؤمنان علیه السلام در این زمینه نقل شده بسیار جالب است طبق این حدیث امام فرمود: « این ستارگانی که در آسمانند، شهرهایی هستند همچون شهرهای روی زمین که هر شهری با شهر دیگر ( هر ستاره­ای با ستاره دیگر ) با ستونی از نور مربوط است.

ایا تعبیری روشن تر و رساتر از ستون نامرئی یا ( ستونی از نور ) در افق ادبیات آن روز برای ذکر امواج جاذبه و تعادل آن با نیروی دافعه پیدا می­شد.[8]

در قرآن کریم از خداوند متعال با صفت « لطیف » یاد شده است.[9]

امام علی ابن موسی الرّضا می­فرماید : اینکه می­گوئیم خداوند لطیف است به خاطر آن است که مخلوقات و آفریدهای لطیف آفرید و بدین جهت است که از اشیاء ظریف و ناپیدا آگاه است ایا آثار صنع او را در گیاهان لطیف و غیر لطیف  نمی­ بینی و آیا نمی ­بینی که مخلوقات و حیوانات کوچک و حشرات ریز و چیزهایی که از آن هم کوچکتر از آثار صنع اوست موجوداتی که به چشم نمی­ایند و به قدری کوچک اند که نر و ماده و تازه و کهنه آنها نیز شناخته نمی شود.[10]

امام علیه السلام در این حدیث با تفسیر معنای لطیف یکی از معجزات علمی قرآن را بیان می­دارد زیرا این حدیث اشاره به میکروبها و حیوانات ذرّه ­بینی نموده که قرنها قبل از پاستور بیان شده است.[11]

 

پی نوشت ها در ادامه مطلب...

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1965
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

ماجرای اول

پس از عملیات «والفجر 8»، دشمن بعثی، موقعیت لشکر «14 امام حسین(ع)» را در شهرک دارخوئین، نرسیده به شهر دارخوئین، در جادة اهواز آبادان شناسایی کرده و چندبار آن را بمباران کرده بود. بنابراین مسئولان لشکر، روبه روی شهرک در آن طرف جاده، موقعیتی درست کردند که به مناسبت شهادت معاون لشکر، شهید «قربان علی عرب»، آن را شهید عرب نامیدند. این موقعیت، مشخصات جالبی داشت که متأسفانه مثل بسیاری از یادگاری های جنگ، بر اثر بی تدبیری مسئولان مربوط از بین رفته است. جاده ای به طول یازده کیلومتر، روبه روی شهرک کشیده شد. به فاصلة هر یک کیلومتر، با فاصلة صدمتر از جادة اصلی، خاکریز دایره ای شکل بسیار بزرگی به قطر تقریباً پانصدمتر زده شد. در هر یک از این خاکریزها، دست کم پانزده سنگر سی نفره درست شد که خاک روی آن ها را پوشانده بود. در مرکز هر خاکریز، مسجدی زیبا با ظرفیت سیصد تا چهارصد نفر با سرویس و حمام ساخته شد. سه وعده نماز جماعت در آن ها خوانده می شد. هر مسجد به نام یکی از گردان ها که عموماً نام یکی از اهل بیت(ع) بود، نام گذاری شد؛ مثلاً مسجد امام علی(ع) در مقر گردان «امام علی(ع)» و مسجد حضرت زهرا(س)، در مقر گردان «یازهرا(س)» بود.

گردان تا دو روز پیش از عملیات که در ادامة عملیات های «کربلای 5» بود صبح ها به تاکتیک و رزم می رفت که معمولاً تا ظهر طول می کشید و پس از نماز، ناهار و استراحت، تا غروب مشغول آماده کردن تجهیزات و تمیز کردن سلاح ها می شد. شب سه شنبه بود. پس از خواندن نماز مغرب و عشا، دعای توسل برگزار شد. با بچه های دسته به سنگر آمدیم. سنگر دستة یک گروهان «ذوالفقار» از گردان «یازهرا(س)». باید تجهیزاتمان را آماده می کردیم و زود می خوابیدیم تا فردا به موقعیت «المهدی(عج)»1 برویم. اسلحة آرپی جی کره ای ام را که پیش از نماز تمیز کرده بودم، بالای سر وسایلم به میخ آویزان کردم. شهردارها2 سفره را پهن کردند، نان خشک ها را وسط سفره گذاشتند و به هر کس یک کاسه عدسی دادند؛ چه غذای دلچسبی بود! سفره را جمع می کردند که «حسین»، تعزیه گردان سنگر گفت: «این دوره هم تمام شد. فردا عازم می شویم تا یک مرحلة دیگر از عملیات کربلای 5 را انجام دهیم و حال صدام را بگیریم. راستی بچه ها! دوست دارید فردا توی عملیات چه بلایی سرتان بیاید؟ شهید، مجروح، مفقود و اسیر شوید یا مثل من، سر و مر و گنده، دوباره به اسلام و مسلمین خدمت کنید؟»

هر کس چیزی گفت، ولی هیچ کس اسارت را طلب نکرد. یکی از بچه ها که چندبار مجروح شده بود و معتقد بود خدا تا پاشنه در، بیش تر راهش نمی دهد، گفت: «بچه ها! من که رکورددار شما هستم، می گویم، آدم مجروح بشود و ببرندش مشهد. آن وقت سه شنبه شب ها با همان لباس های بیمارستان ببرندش حرم. زائران برایش راه باز کنند و او برود جلو و بچسبد به ضریح. چه می شود پسر؟!»

پیش خودم گفتم: «با این اوصاف، مجروحیت هم چیز بدی نیست.»

فردا به موقعیت المهدی(عج) منتقل شدیم و در آن جا مأموریت گردان تشریح شد. معلوم شد که ما سه دستة گروهان ذوالفقار وظیفه داریم، برای تثبیت خط اول، پیش مرگ بقیة گردان شویم. وظیفه عملیات، گرفتن جادة آسفالتی بود که در این طرف اروند قرار داشت و تقریباً روبه رو و مسلط به شهر بصره بود. حدود پانصد متر از این جاده که منتهی به اروند می شد، دست نیروهای ایرانی بود و بقیة جاده به طول چندین کیلومتر در عمق خاک ایران، دست دشمن بود.....

 

بقیه در ادامه مطلب....

 



:: بازدید از این مطلب : 3397
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

 

احترام به کرامت انسان

 

 

در نگاه مکتب، انسان شرافت خاص دارد. حرمت نهادن به جایگاه والای انسان در سیرة اولیای الهی جایگاه خاص دارد. نمونه هایی از سیرة حضرت رضا علیه السلام آورده می شود که این جایگاه را نشان می دهد:

مردی از اهالی بلخ می گوید: در سفر امام رضا به خراسان همراهش بودم. روزی سفرة غذا طلبید و همة خدمتکاران و غلامان را بر سر سفره نشاند. گفتم: جانم به فدایت، کاش برای اینان سفره ای جداگانه قرار می دادی! فرمود: دست بردار! خدا یکی است، پدر و مادر همه نیز یکی است، پاداش قیامت هم بسته به اعمال است.[4]

شبی کسی مهمان حضرت رضا علیه السلام بود و مشغول صحبت بودند که چراغ، خراب و خاموش شد. آن مرد دست دراز کرد که چراغ را درست کند، حضرت نگذاشت و خودش به اصلاح چراغ پرداخت، سپس فرمود: ما قومی هستیم که از مهمان خود کار نمی کشیم.[5]

روزی در مجلس حضرت رضا علیه السلامکه جمع بسیاری بودند و از حلال و حرام و مسائل دیگر می پرسیدند، مردی وارد شد و خود را از دوستان آن حضرت و پدرانش معرفی کرد و اظهار داشت که در بازگشت از حج، نفقه و پولش را گم کرده است و درخواست کمک کرد. پس از رفتن مردم و خلوت شدن مجلس، حضرت به اندرون رفت و پس از مدتی پشت درآمد و دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید: آن مرد خراسانی کجاست؟ گفت: من همینجایم. حضرت دویست دینار به او داد. پس از رفتن وی، یکی از حاضران پرسید:

ای پسر پیامبر! با آنکه هدیة شما زیاد بود، چرا خود را از او پنهان داشتید؟ فرمود: از ترس اینکه مبادا خفّت و خواری سؤال را در چهره اش ببینم![6] و اینگونه آبروی اشخاص را نزد دیگر حفظ می کرد تا آسیبی به شخصیت و کرامت آنان وارد نشود.

ابراهیم بن عباس نقل می کند: هرگز ندیدم حضرت رضا علیه السلامدر کلامش به احدی جفا کند. هیچ وقت سخن کسی را قطع نمی کرد، تا او از کلام خود فارغ شود. هرگز پیش همنشینان پای خود را دراز نمی کرد، تکیه نمی داد، غلامان و خدمتکاران را ناسزا نمی گفت.[7]

گاهی هر سه روز یک بار ختم قرآن می کرد و می فرمود: اگر بخواهم می توانم در مدّتی کمتر ختم کنم، ولی از هیچ ایه ای نمی گذرم مگر اینکه می اندیشم کجا و دربارة چه چیزی نازل شده است.[8]

نماز شب و نماز شفع و وتر و نافلة صبح را هیچ وقت چه در سفر و در چه در حضر ترک نمی کرد.[9]

اخلاق معاشرت

شیوة برخورد مناسب با مردم و داشتن حسن خلق و ادب و احترام و تواضع، از نقاط قوّت و الهام بخش در زندگی معصومین: است. در اینجا نمونه هایی سازنده و تربیتی از سلوک آن حضرت با دیگران آورده می شود:

ابراهیم بن عباس می گوید: هرگز ندیدم که حضرت در گفتارش به کسی جفا کند یا حرف کسی را قطع نماید. در حدّ توان حاجت نیازمند را بر می آورد، خندة بلند و صدادار نمی کرد بلکه لبخند می زد، کار نیک و صدقة پنهانی بخصوص در شب های تاریک زیاد انجام می داد.[10]

روزی وارد حمام شد. یکی از مردم که آن حضرت را نمی شناخت، از او خواست که بر او کیسه بکشد. حضرت رضا علیه السلامنیز پذیرفت و مشغول کیسه کشیدن او شد. مردم آن شخص را متوجه ساختند که این مرد، علی بن موسی الرضا علیه السلاماست. شروع کرد به عذر خواهی. اما حضرت کار خود را ادامه می داد و او را دلداری می داد تا ناراحت نباشد.[11]

برکار خادمان خویش نظارت داشت و اگر خلافی می دید، مشفقانه تذکّر می داد. روزی یکی از غلامان میوه ای را ناقص خورد و به دور انداخت. حضرت فرمود: سبحان الله! اگر شما از آن بی نیازید، کسانی هستند که به آن محتاجند. آن را به کسی بدهید که نیازمند آن است.[12]

یک بار هم هنگام غروب، در میان غلامانش که کار می کردند، سیاه پوستی را دید که به کار مشغول است. پرسید: او کیست؟ گفتند: ما را کمک می کند، ما هم در آخر کار چیزی به او می دهیم. پرسید: ایا اجرت و مزد او را معین کرده اید؟ گفتند: نه، هرچه بدهیم راضی می شود. حضرت با عتاب و عصبانیت فرمود: بارها گفته ام وقتی کسی را به کار می گیرید، قبل مزد و اجرت او را معین کنید و اگر چنین نکنید، سه برابر حقش هم به او بدهید، خیال می کند که کم داده اید.[13]

اخلاق والای آن حضرت سرشار از بزرگواری و کرامت بود. می فرمود: ما خاندان «عفو» را از آل یعقوب به ارث برده ایم، «شکر» را از آل داود و «صبر» را از آل ایوب.[14]

یکی از هاشمیان به نام علی بن عبدالله، خیلی دوست داشت خدمت حضرت برسد و به حضورش سلام عرض کند. اما هیبت و عظمت آن حضرت، سبب می شد اقدام نکند. یک بار حضرت رضا علیه السلاممختصر کسالتی داشت و مردم به عیادتش می رفتند. به علی بن عبدالله گفتند: اگر قصد دیدار و تشرّف داری، اکنون فرصت مناسبی است. وی به عیادت آن حضرت رفت. امام رضا علیه السلام خیلی به او احترام و ملاطفت کرد و خوشحالش نمود. چند وقت پس از آن، علی بن عبدالله مریض شد، حضرت رضا علیه السلامبه عیادت او رفت و آن قدر نشست تا افرادی که در خانة او بودند خارج شدند.[15] و این نهایت ادب و لطف و تکریم او را می رساند.

روزی مأمون به آن حضرت گفت: من فضیلت و علم و پارسایی و عبادت تو را می دانم و تو را به خلافت شایسته تر می شناسم. حضرت فرمود: افتخارم بندگی در آستان خداست، با زهد و پارسایی امید نجات از شرّ دنیا را دارم و با پرهیز از حرام ها به کامیابی و فوز اخروی امید وارم و با تواضع در دنیا، امید به رفعت و بزرگی نزد خداوند دارم.[16]

خادم او یاسر نقل می کند: وقتی حضرت رضا علیه السلام تنها بود (و دور از برنامه های حکومتی و تشریفات) همة همراهان و اطرافیان را از کوچک و بزرگ، دور خود جمع می کرد، با آنان حرف می زد و با ایشان انس می گرفت و همدم آنان می شد و هنگام غذا نیز همة آنان را از کوچک و بزرگ، حتی کار پردازخانه و حجامت کننده و... را هم صدا می کرد و با خودش سر سفره می نشاند و باهم غذا می خوردند.[1علیه السلام ]

به مهمان خویش بسیار عنایت داشت و خدمت می کرد. یکی از اصحابش به نام محمد بن عبیدالله قمی می گوید:

در خدمت حضرت بودم، بسیار تشنه ام بود، ولی نمی خواستم که از آن حضرت آب بطلبم. حضرت خودش آب طلبید و کمی نوشید و به من هم داد و فرمود: ای محمد! بنوش، آب خنک و گوارایی است.[18]

خواب و استراحت

خواب و استراحت اولیای الهی نیز، زمینه ای برای نشاط جهت عبادت و تلاش بود، نه خواب غافلانه و تن پرورانه.

آن حضرت شبها کم می خوابید، بسیار بیداری می کشید و چه بسیار شب ها که تا صبح بیدار بود. شب ها در رختخواب خویش، زیاد تلاوت قرآن می کرد، چون به ایه ای می رسید که در آن یادی از بهشت و دوزخ بود، از خداوند بهشت می طلبید و از دوزخ به او پناه می برد.[19]

رجاء بن ضحاک نقل می کند که در ثلث آخر شب از بستر بر می خاست و به تسبیح و حمد الهی و تکبیر و تهلیل و استغفار می پرداخت.

می فرمود: ما اهل بیت پیامبر، هنگام خواب، ده خصلت و رفتار داریم: با وضو می خوابیم، دست راست را زیر سر و صورت می گذاریم، سی و سه بار سبحان الله، سی و سه بار الحمد الله، سی و چهار بار الله اکبر می گوییم، رو به قبله می خوابیم، فاتحة الکتاب، و ایة الکرسی می خوانیم، ایة )شهد الله انّه لا اله الاّ هو...( می خوانیم نیز سورة توحید یا قدر.[20]

معمّر بن خلاد گوید: حضرت رضا علیه السلام با من کاری داشت. وقتی خدمتش رسیدم، فرمود: حالا برگرد، فردا بیا، آن هم پس از طلوع خورشید، چون من پس از نماز صبح، استراحت می کنم.[21]

این نشان می دهد که آن حضرت، علاوه بر تهجّد شبانه، بین الطلوعین را هم پس از نماز صبح به دعا و ذکر می پرداخته تا خورشید طلوع کند و پس از اندکی استراحت، برای کارهای عادی بر می خاسته است.

سیرة خواب اندک شب و پرداختن به راز و نیاز و انس با معبود، در زندگی حضرت رسول6و امیرمؤمنانعلیه السلام هم بوده و از آنان به نسل طیب و طاهرشان رسیده است.

خوراک و پوشاک

نعمت شناسی و سپاس از یک سو، تواضع و خاکساری از سوی دیگر، حرمت نهادن به بندگان خدا از دیگر سو در سیرة او نسبت به خوردن و نوشیدن و آداب سفره و غذا مشهور بود. هرگاه سر سفرة غذا می نشست، همة غلامان و کارپردازان و دربانان را هم بر سر همان سفره می نشاند و با آنان غذا می خورد.[22]

وقتی غذا برای حضرت می آوردند، یک سینی می طلبید و کنار سفره می گذاشت. آنگاه از بهترین طعام های سفره در آن می گذاشت و دستور می داد که آن را به مساکین بدهند.[23]

یاسر، خادم او نقل می کند: وقتی ما مشغول غذا بودیم، حضرت ما را احضار نمی کرد و در پی کاری نمی فرستاد، تا آنکه از غذا فارغ شویم، یا اگر سراغشان می رفت و سر سفرة غذا بودند، می فرمود: بلند نشوید تا غذایتان تمام شود.[24]

بدون شام، شب را سپری نمی کرد، هرچند خیلی مختصر باشد، می فرمود: این برای قوّت جسم مفید است.[25]

آن حضرت به خرما علاقة زیاد داشت و با اشتیاق می خورد و می فرمود: جدم رسول خدا6و اجداد و نیاکانم همه خرما دوست بودند. شیعیان ما هم چون از سرشت ما آفریده شده اند، خرما دوست دارند.[26]

وقتی از آب زمزم می نوشید، می گفت: بسم الله والحمدلله والشکر لله.

حضرت رضا علیه السلامهمواره لباس را از طرف راست می پوشید و آن را سبب عافیت و وفور نعمت می دانست.[2علیه السلام ]

جامة حضرت، اغلب زبر و خشن بود، اما هنگامی که می خواست نزد مردم اید، خود را آراسته می کرد.[28]

نقش نگین آن حضرت عبارت بود از «ماشاءالله، ولا قوّة الاّ بالله»[29]

نظافت و بهداشت

به روایت معمر بن خلاّد، در دورانی که حضرت در خراسان بود، پس از نماز صبح در مصلای خویش می نشست و به ذکر می پرداخت تا خورشید طلوع کند. آنگاه پارچه ای می آوردند که در آن چند مسواک بود، با یکایک آنها مسواک می کرد، آنگاه برای حضرتش کُندر می آوردند و می جوید، سپس قرآن تلاوت می فرمود.[30]

نظم آن حضرت در این زمینه هم مشهور بود. مسواک دانی داشت که پنج مسواک در آن بود و بر هریک نام یکی از نمازهای پنجگانه نوشته شده بود و هنگام هر نماز با یکی از آنها مسواک می زد.[31]

وقتی در ثلث آخر شب برای نماز شب بر می خاست، پس از ذکر تسبیح و حمد و استغفار، مسواک می زد. و این به خاطر آن است که یکی از مستحبات قبل از وضو، مسواک هنگام سحر است.[32]

آن حضرت شیعیان را به آداب و سننی در روز جمعه فرا می خواند، از جمله شستشوی سر و صورت با خطمی، ناخن گرفتن، کوتاه کردن شارب، عطر زدن.[33]

نهی از منکر

از آنجا که نحوة رفتار و برخورد امام، حجّت است و مورد استناد قرار می گیرد، در مواقع مختلف و متعدد نسبت به ناهنجاری ها و خلاف ها حتی از بستگان نزدیک خویش اعتراض می کرد تا از انتساب به حضرت سوء استفاده نکنند و خلاف های آنان را به حساب او نگذارند.

برادر امام به نام زید بن موسی در مدینه دست به خروج زد و کشتار و آتش سوزی در خانه های عباسیان راه انداخت. او را دستگیر کرده نزد مأمون فرستادند. حضرت رضا هم در برخورد با او زبان به عتاب و ملامت گشود. وقتی زید گفت: من برادر تو و فرزند پدرت هستم. حضرت فرمود: تو تا وقتی برادر منی که در اطاعت خداباشی.[34]

در نوبتی دیگر وقتی دید برادرش زید، به ناروا فخر می فروشد و خود را به خاندان پیامبر منتسب می دارد، فرمود: ای زید! از خدا بترس، ما به هر مقامی که رسیده ایم در سایة تقوا بوده است. هرکس تقوا نداشته باشد و از خداوند پروا و محاسبه نداشته باشد از ما نیست، ما هم از او نیستیم. ای زید! بپرهیز از اینکه به برخی شیعیان ما توهین کنی و خوارشان سازی...[35]

روزی در حضور آن حضرت، سخن از عمویش (محمد بن جعفر) به میان آمد. حضرت فرمود: عهد کرده ام بر من و او سقف خانه سایه نیندازد (یعنی با او دیدار نکنم). عمیر بن یزید می گوید: پیش خود گفتم: او ما را به صلة رحم دعوت می کند، ولی خودش دربارة عمویش چنین می گوید: حضرت که با طن مر خوانده بود، نگاهی به من کرد و فرمود: این از نیکی و «صله» است. اگر با او رفت و آمد داشته باشیم، مردم او را به خاطر این دیدارها تصدیق می کنند و حرف هایش را می پذیرند، ولی اگر پیش من نیاید و من به خانه اش نروم، مردم حرف هایش را نخواهند پذیرفت.[36] این حدیث نشان می دهد که موضع و جایگاه آن شخص نادرست بوده و حضرت با چنین برخوردی نمی خواسته او و حرف هایش را مورد تایید قرار دهد و از ارتباطات او سوء استفاده یا سوء برداشت شود و این هم مرحله ای از نهی از منکر است.

حتی نسبت به رفتار مأمون عباسی هم ایراد می گرفت و اندرز می داد.

شیخ مفید چنین نقل می کند: حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام وقتی که با مأمون خلوت می کرد و کسی در حضورشان نبود. مأمون را بسیار موعظه می کرد و او را از خدا می ترساند و کارهای خلاف او را تقبیح می کرد: «کان الرضا علی بن موسی یکثر وعظ المأمون اذا خلا به و یخوّفه و یقبّحُ له ماکان یرکبُه من خلافه.»[3علیه السلام ]. مأمون نیز گرچه ظاهراً وانمود می کرد که نصایح و تذکرات حضرت را پذیرفته است، اما در دل و باطن ناراحت می شد و سخنان امام بر او سنگین می آمد.

سیره عبادی

امام رضا علیه السلام همچون پدران بزرگوارش با الهام از سیرة حضرت رسول، اهل دعا و نیایش و عبادت و نماز بود و از آن لذّت می برد. حالات عبادی او بر محبوبیتش در دلها می افزود. روزی مأمون از رجاء بن ضحّاک پرسید که حال و رفتار حضرت رضا در طول راه (مدینه تا طوس) چگونه بود؟ وی وقتی به دعاها، عبادت ها و نمازهای حضرت در طول راه اشاره کرد، مأمون گفت: ای پسر ضحاک! او بهترین، داناترین و عابد ترین مردم روی زمین است، مبادا آنچه را در طول راه از او مشاهده کرده ای برای دیگران بازگو کنی، چون می خواهم فضل او جز از زبان من آشکار نشود.[38]

به نقل ابراهیم بن عباس، حضرت رضا شب ها کم می خوابید، بسیار روزه می گرفت و هرگز روزة سه روز در ماه از ایشان فوت نمی شد و می فرمود: این معادل است با روزة همة دهر.[39]

عبدالسلام بن صالح می گوید: در سرخس، سراغ خانه ای رفتم که حضرت رضا در آن ایام در آن محبوس بود. خواستم خدمتش برسم، گفتند: نمی توانی. گفتم: چرا؟ گفته شد: چون وی در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند، ساعتی را در اول روز و قبل از زوال و هنگام غروب به نماز مشغول است. در این ساعات وی در مصلای خویش نشسته و به مناجات با پروردگارش مشغول است. گفتم: در یکی از همین اوقات برایم اذن ورود بگیر. برایم اجازه گرفت. وقتی خدمتش رسیدم، در مصلای خود نشسته و به تفکر مشغول بود.[40]

هنگام تلاوت قرآن، هرگاه به ایه های )یا ایهاالذین آمنوا( می رسید، آهسته می گفت: «اللهم لبیک».[41]

وقتی می خواست وضو بگیرد، نمی گذاشت کسی به او کمک کند یا آب به دستانش بریزد و می فرمود: وضو گرفتن هم عبادت است، دوست ندارم در آن کسی با من مشارکت کند.[42]

چنان خود را در بندگی، خالص ساخته بود و محتاج به عبودیت که قسم خورده بود هرگاه به خیالش خطور کند که بهتر از فلان غلام سیاه است، برده ای آزاد کند و ثروتش را انفاق نماید، مگر آنکه عمل صالحی انجام داده باشد که به خاطر آن برتری بر آن غلام بیابد.[43]

هنگام دعا، نیایش خود را با صلوات بر محمد و آل محمد آغاز می کرد و صلوات بر آن حضرت را مایة رحمت و تقرّب برای خود می دانست. اغلب اوقات او همراه با ذکر خدا بود.[44]

 

پی نوشت ها در ادامه مطلب....




:: بازدید از این مطلب : 2252
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391


  قال الرضا علیه السلام: صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله.
ترجمه : دوست هر کس عقل اوست و دشمن او جهل و نادانی اوست.

 قال الرضا علیه السلام: من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزوجل .
ترجمه: هر کس که پاس نعمت خویش از مخلوق را ندارد، خداوند عزوجل را شکر نکرده است.

 قال الرضا علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لا یزال الشیطان ذعرا من المومن ما حافظ علی الصلوات الخمس؛ فاذا ضیعهن تجرا علیه و اوقعه فی العظائم.


ترجمه: از آن حضرت روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند: شیطان پیوسته از شخص با ایمان که مواظب انجام نمازهای خویش است بیم دارد، تا آن زمانی که آن را ضایع کند و اهمیت به اوقات آن ندهد، در چنین وقت است که او بر وی دست یافته و او را در گناهان می افکند.

 قال الرضا علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها زخ فی النار.
ترجمه: از آن حضرت روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند: مثل اهل بیت من در بین شما مثل کشتی نوح است که هر کس در آن درآمد نجات یافت و هرکس تخلف نمود، در آب غرق و در آتش پرت شد.

 قال الرضا علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: سته من المروّه : ثلاثه منها فی الحضر و ثلاثه منها فی السفر، فامّا التی فی الحضر فتلاوه کتاب الله عزوجل؛ و عماره مساجد الله و اتخاذ الاخوان فی الله، و اما التی فی السفرفبذل الزاد؛ و حسن الخلق و المزاح فی غیر المعاصی.
ترجمه: از آن حضرت روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند: شش چیز از مردانگی و انسانیت است، سه چیز در حضر و سه چیز در سفر اما آن سه که در حضر است : اول تلاوت کتاب خدا (قرآن مجید)، دوم آباد کردن مساجد خدا و سوم یافتن دوستانی در راه خدا ، و اما آن سه چیز که در سفر است عبارتند از اول انفاق کردن از توشه، دوم نیک خلقی و سوم بذله گویی در غیر معاصی.


 قال الرضا علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: یقول الله تبارک و تعالی: یا ابن آدم ما تنصفنی، اتحبب الیک بالنعم و تتمقت الی بالمعاصی، خیری الیک منزل و شرّک الیّ صاعد و لا یزال ملک کریم، یاتینی عنک فی کل یوم و لیله بعمل قبیح منک، یا بن آدم لو سمعت وصفک من غیرک و انت لا تعلم من الموصوف لسارعت الی مقته.
ترجمه: از آن حضرت روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند تبارک و تعالی می فرماید: ای فرزند آدم! تو با من به انصاف رفتار نکردی، من با ارزانی داشتن نعمت بر تو، با تو دوستی کردم و تو به نافرمانی و ارتکاب معصیت با من دشمنی می نمایی؛ خوبی های من به سوی تو سرازیر شد و شر و بدی های تو به سوی من همواره بالا آمد، پی در پی در هر روز و شب، فرشته ای گزارش صدور عمل قبیحی را از تو به من اطلاع می دهد، ای فرزند آدم چنانچه کارهای تو را از دیگری به تو خبر می دادند (که فلانی چه کرده و چه کرده) و تو وی را نمی شناختی، در دشمنی او شتاب می کردی.

 قال الرضا علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لیس منا من غش مسلما او ضره او ما کره.
ترجمه: از آن حضرت روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند: از ما نیست کسی که با مسلمانی به نیرنگ رفتار کند (در معامله خیانت کند یا او را فریب دهد) یا خسارت زند یا به حیله و تزویر عمل نماید.

 قال الرضا علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: قال الله تبارک و تعالی: یا ابن آدم لا یغرنک ذنب الناس عن ذنبک، و لا نعمه الناس عن نعمه الله علیک و لا تقنط الناس من رحمت الله و انت ترجوها لنفسک.
ترجمه: از آن حضرت روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرزند آدم را خطاب کرده و فرموده است: ای پسر آدم! گناه دیگران، تو را بی توجه به گناه خویش نسازد و نیز نعمت های خداداد مردم، تو را از نعمت هایی که بر تو ارزانی داشته غافل ننماید و مردم را از رحمت پروردگار مایوس مکن در حالی که در حق خود بدان امیدواری.

منبع : کتاب "عیون اخبار الرضا "، ابن بابویه، ج



:: بازدید از این مطلب : 2049
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391


حرم مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ نعمت بزرگ و گرانقدرى است كه در اختيار ايرانى هاست، عظمتش را خدا مى داند، به حدّى كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:
« زِيارَةُ أَبى أَفْضَلُ مِنْ زِيارَةِ الْحُسَيْنِ ـ عليه السّلام ـ؛ لأِنَّ الْحُسَيْنَ ـ عليه السّلام ـ يَزُورُهُ الْعامَّةُ وَ الْخاصَّةُ، وَ أَبى لايَزُورُهُ إِلاَّ الْخاصَّةُ. »

زيارت پدرم [امام رضا ـ عليه السّلام ـ] از زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ افضل است، زيرا امام حسين ـ عليه السّلام ـ را عامّه و خاصّه زيارت مى كنند، ولى پدرم را جز خاصّه [شيعيان دوازده امامى] زيارت نمى كنند.(1)

 لذا كرامات از ضريح آن حضرت بيشتر از ضريح امام حسين ـ عليه السّلام ـ ظاهر مى شود. بنابراين، ايرانى ها بايد نعمت حرم حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ را كه زيارت آن برايشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

 

 

 

1. نقل به معنا از روايت. ر.ك: كافى، ج 4، ص 584؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 582؛ تهذيب، ج 6، ص 84؛ وسائل الشيعة، ج 14، ص 562؛ بحار الانوار، ج 99، ص 38؛ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 261؛ كامل الزيارات، ص306.



:: بازدید از این مطلب : 2190
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

ما شيعيان، نعمت بزرگ ولايت، محبّت و مودّت اهل بيت علیهم السلام را داريم، امّا قدر آن را نمي‌دانيم. مواظب باشيم كه مبادا به خاطر ناسپاسي آن را از ما بگيرند. مبادا به سبب حضور در حريم اهل بيت علیهم السلام وجود ايشان براي ما عادي باشد. بايد در زيارت خود تنوّع ايجاد كنيم و هميشه خود را تشنه زيارت نگاه داريم. ارتباط خود را با اهل بيت علیهم السلام  روز افزون كنيم و اين فراز زيارت را دائماً از ايشان طلب كنيم:
«فَلا تَسْلُبْ مِنِّي ما أَنَا فيهِ»؛ َ
پس اين حال را از من سلب نكن.

بايد با دعا و زيارات، انس پيدا كرده و از مقام و مرتبه اهل بيت علیهم السلام  در نزد خدا، درخواست شفاعت نماييم. بدانيم كه شفاعت در قيامت، در گرو هدايت در دنياست. يعني اگر در اين دنيا هدايت شديم، در آخرت به فيض شفاعت خواهيم رسيد. حرم حضرت معصومه سلام الله علیها محلّ آمد و شد ملائكه و حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. عرفا و بزرگان بارها ايشان را در اين حرم زيارت كرده‌اند. اين جا مقام قبر گم شده ي حضرت زهرا سلام الله علیها را دارد. وقتي پدر مرحوم آيت الله مرعشي در تشرّف خود به محضر امام عصر روحی لتراب مقدمه الفدا سراغ قبر مادرشان زهرا سلام الله علیها را از ايشان گرفتند، حضرت به قبر عمّه خود، حضرت معصومه سلام الله علیها اشاره فرمودند. يعني اگر قصد زيارت حضرت زهرا سلام الله علیها را داري، اين جا را زيارت كن. در روايت چنين آمده است كه: گاه به خاطر وجود يكي از اولياي خدا، عذاب از امّت اسلامي برداشته مي‌شود.

ساكنان شهر قم نيز از بركت وجود حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها برخوردارند. وجود ايشان سبب رفع بسياري از مشكلات درسي، خانوادگي، اخلاقي، مادّي، اجتماعي و ... ما مي‌شود.



منبع : حدیث دل سپردن؛ استاد آقاتهرانی



:: بازدید از این مطلب : 1444
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

حضرت معصومه سلام الله علیها بانوی كرامت است و ائمّه علیهم السلام احترام ويژه‌ای برای او قائلند.

چند وقت پيش خانمي به هنگام خروج از حرم برای گرفتن كفشش به كفشداری حرم مراجعه كرد. كفشدار با ديدن شماره گفت: خانم محترم اين شماره مربوط به كفشداری حرم امام رضا علیه السلام است. آن خانم با تعجّب پرسيد مگر اين جا مشهد نيست؟ كفشدار پاسخ داد: اين جا قم است. زن تا اين جواب را شنيد، مضطرب شده و شروع به گريه كرد. خدّام اطرافش را گرفتند و دليل گريه اش را پرسيدند. زن گفت: چند ساعت پيش با شوهرم از نيشابور به زيارت آقا علی بن موسی الرّضا علیه السلام مشرّف شديم. پس از ورود به داخل حرم به آقا گلايه كردم كه من عمری است به زيارت شما می‌آيم. امّا زيارت خواهرتان روزی ام نشده است. شما وسيله رفتن به قم را برايم فراهم كنيد. حالا اينجا هستم. وقتی خادمين حرم با شوهر اين خانم تماس گرفتند، گفت: يك ساعت است در حرم امام رضا علیه السلام منتظر و نگران او هستم.

از زيارت و رفت و آمد مستمر به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها دريغ نكنيد. اين سنّت بزرگان ماست، بزرگاني چون آيت الله بهجت كه زيارت روزانه و تعقيبات يك ساعته ی ايشان در حرم ترك نمي شد ، مرحوم آيت الله مرعشی رحمة الله علیه چندين سال، ساعتی قبل از اذان صبح، پشت درب حرم می‌نشست و اوّلين زائر هر روز حضرت معصومه سلام الله علیها بود. او كم انسانی نيست؛ عالم بزرگی است كه هزاران تأليف و تحقيق و شاگرد دارد و از آغاز جوانی اش به محضر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مشرّف گرديده است.



منبع : حدیث دل سپردن؛ استاد آقاتهرانی



:: بازدید از این مطلب : 1828
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

 

به نقل از فارس، به مناسبت دهه کرامت و در پیش بودن سالروز ولادت هشتمین ستاره آسمان ولایت و امامت حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام بر آن شدیم که به شرح حدیثی از امام رئوف(ع) از زبان مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی بپردازیم که در یکی از شب‌های ولادت این امام همام ایراد فرمودند که در ادامه می‌آید:   

*حدیث

شخصی به امام رضا(ع) عرض کرد: «به خدا سوگند! هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد».

امام رضا(ع) فرمودند: «تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت».

 

 

*شرح حدیث

امام رضا(ع) دراین حدیث می‌فرماید: پدران من را تقوا با شرافت کرد، چرا که امام گناه نمی‌کند و تقوای الهی را پیشه خود می‌سازد.

به عنوان نمونه، امام سجاد(ع) آن قدر عبادت می‌کرد که سالی دو بار پیشانی‌شان را به خاطر اینکه پینه بسته بود، قیچی می‌کردند به خاطر همین لقب «زین‌العابدین» را به ایشان دادند.

امام زین‌العابدین(ع)، با آن عبادت‌هاى فراوان و طولانى، عبادت خود را کوچک‏تر و کمتر از عبادت امام على(ع) قلمداد مى‏کرد، از شگفتى احوال آن حضرت، آن است که شب‌ها به فقرا کمک می‌کرد و روزها نخلستان‌ها را آبیاری می‌کرد و با این حال عبادت‌های طولانی داشته است.

امام رضا(ع) می‌فرماید که بهترین مردم، کسی است که تقوایش بیشتر از من باشد و اطاعت بیشتر از خدا داشته باشد.

* عنایت امام رضا(ع) به آیت‌الله مجتهدی تهرانی

اگر حاجتی داشتی، امام رضا(ع) را سه مرتبه به جان امام جواد(ع) قسم بده که برآورده می‌شود و من خودم حاجتی داشتم و این کار را کردم و در همان شب آیت‌الله سیّد محمّد خوانساری را در خواب دیدم و پاکتی را که محتوای بیست هزار تومان بود به من دادند و ضمن آن احوال طلاب را پرسیدند و فرمودند: پول را بین طلبه ها تقسیم کن و وقتی از خواب بیدار شدم، چون نام ایشان «سیّد محمّد تقی» بود، فهمیدم امام جواد(ع) به ما عنایت کرده‌اند و حاجتم بیشتر از طلبم برآورده شد!

* چگونه به امام رضا(ع) ارادت پیدا کنیم؟

در حرم امام هشتم علیه‌السلام بنشینید، همین که حرم ساعت یک نیمه شب شلوغ است، دو نیمه شب شلوغ است، سرگذشت کسانی را که از امام رضا علیه‌السلام شفا گرفته‌اند بخوانید، ارادت به امام هشتم(ع) پیدا می‌کنید و وقتی که به امام هشتم(ع) ارادت پیدا کردید، خداشناس می‌شوید، اگر امام هشتم علیه‌السلام یک رییس جمهور بود، یک مقام دنیایی بود، آیا ساعت دو نیمه شب هم حرمش شلوغ بود؟!

* رابطه خداشناسی با تماشای حرم رضوی

اگر می‌خواهی خدا را بشناسی، برو به تماشای حرم امام رضا(ع) که هر زمان بروی، دستت به ضریح مبارکش نمی‌رسد.



:: بازدید از این مطلب : 2046
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

به نقل از مهر، آیت‌الله العظمی عبدالله جوادی آملی بعدازظهر چهارشنبه در دیدار حجت‌الاسلام اسکندری رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان قم و مهدی قره‌شیخ‌لو رئیس سازمان دارالقرآن الکریم کشور و مدیران این سازمان اظهار کرد: باید سعی کنیم قرآنی فکر کنیم و اگر این گونه فکر کردیم، قرآن در زندگی ما حضور پیدا می‌کند.

دین در زندگی ما نیست

استاد برجسته حوزه علمیه تصریح کرد: ما قرآن می‌خوانیم، نماز می‌خوانیم و انشاء الله به بهشت می‌رویم اما دین و قرآن در زندگی ما نیست. دین در زندگی برخی‌ها هست ولی ما دین داریم و زندگی هم داریم، یعنی دین در زندگی ما نیست.

این مرجع تقلید با بیان مثالی اظهار کرد: اگر کسی ظرف میوه‌ای برای ما بفرستد ما می‌پرسیم این چیست و چه کسی داد؟ ولی موحد قرآنی این گونه زندگی نمی‌کند. او می‌گوید این ظرف میوه را چه کسی آورد و چه کسی به او داد.

آیت‌الله جوادی آملی تأکید کرد: ما «چه کسی داد» را با «چه کسی آورد» یکی می‌کنیم، در صورتی که این درست نیست. در کلمات ائمه اطهار(ع) و موحدان الهی هرگز نمی‌گویند «چه کسی آورد». این معلوم می‌شود زندگی ما قرآنی نیست.

مفسر قرآن کریم افزود: اگر زندگی ما قرآنی باشد، فکر و حرف ما عوض می‌شود و این تنها حرف نیست. به ما قرآن و روایت آموختند که اینها را «چه کسی آورد» ولی ما می‌گوئیم «چه کسی داد».

این مرجع تقلید تاکید کرد: اگر قرآن در زندگی ما وارد شود، نور بر زندگی ما می‌تابد و زندگی ما جور دیگری می‌شود و دیگر لازم نیست کسی نصیحت یا تبلیغ کند.

آیت‌الله العظمی جوادی آملی با بیان اینکه بشر با سرمایه الهی خلق شد اظهار کرد: اگر بشر بدون سرمایه الهی خلق می‌شد آن وقت ما می‌گفتیم اینها اثر ندارد ولی خداوند می‌فرماید من همه را با سرمایه خلق کردم.

شیطان، نیروی عملی برخی‌ها را فلج کرده است

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه متولی علم و عمل در وجود انسان از یکدیگر جداست تاکید کرد: شیطان در بسیاری از موارد با علم انسان کاری ندارد بلکه عمل آدمی را مورد آسیب قرار می‌دهد که اگر قرآن وارد زندگی روزانه مردم شود آنگاه انسان هم در بخش علم و هم در بخش عمل محفوظ خواهد بود.

آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: این همه مشکلات و اهانت به پیامبر اسلام(ص) و کاریکاتورها به خاطر این است که شیطان نیروی عملی برخی‌ها را فلج کرده است.

این مرجع تقلید خطاب به مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی و دارالقرآن الکریم اظهار کرد: بخش مهم تلاش شما این باشد که قرآن را وارد زندگی مردم کنید و کوشش کنید بخش عمل تحت اسارت شیطان در نیاید.

وی گفت: انسان هم کرسی عملی دارد و هم کرسی علمی و هم دست و پا و چشم و گوش سالم؛ اگر یکی از اینها آسیب ببیند مشکلاتی ایجاد می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی افزود: جامعه را به سمت حیات قرآنی ببرید، یعنی آیات قرآنی را خوب و درست وارد جامعه کنید و مواظب حرف‌هایمان باشیم. دین که وارد زندگی شود انسان سعی می‌کند در بخش علم و عمل پیشرفت کند و جامعه سالم شود، آن وقت نه اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی داریم و نه بیکاری.


کشوری که آب و خاک دارد ولی گندم، برنج و میوه وارد کند از رحمت خدا دور است

این استاد برجسته حوزه با تشریح بخشی از سرمایه‌های عظیم طبیعی و انسانی، بر لزوم بهره‌مندی درست از این سرمایه‌ها تاکید کرد و گفت: سرمایه طبیعی که خداوند به انسان داد را باید به کار گرفت. کشوری که آب و خاک دارد ولی نتواند اقتصادش را آباد کند از رحمت خدا به دور است. کشوری که همه چیز دارد ولی باز هم گندم، برنج و میوه وارد کند از رحمت خدا دور است.

آیت‌الله جوادی آملی مقاومت و ایثارگری‌های رزمندگان انقلاب در طول دوران جنگ تحمیلی و 2 سال درگیری‌های قبل از دفاع مقدس را از سرمایه‌های عظیم سیاسی برشمرد و تاکید کرد: قرآن کریم می‌فرماید هر جا سخن از پیروزی است، این تنها قصه نیست.

قرآن کتاب روز است

وی افزود: قرآن کریم تنها کتاب قصه و سرگذشت انبیا نیست بلکه کتاب روز است و اگر قرآن، کتاب روز شد باید روزانه زندگی کنیم و دین وارد زندگی ما شود.

این مرجع تقلید در پاسخ به سئوال استاد احمد حاجی شریف مسئول نظارت بر چاپ و نشر سازمان دارالقرآن الکریم کشور در خصوص کتابت قرآن به شیوه‌ای که امکان قرائت آن برای مردم آسان‌تر باشد اظهار کرد: باید ادبیات داشته باشیم که با قواعد ما هماهنگ باشد و برای اینکه تهمت تحریف به ما زده نشود باید از طریق نهادهایی همچون تقریب مذاهب، توافق بین‌المللی داشته باشیم.



:: بازدید از این مطلب : 2233
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران