میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 08 شهریور 1392

راهکاری از امام صادق علیه السلام به ابی بصیر از لسان آیت الله مجتهدی رحمة الله علیه

دانلود

 

" یاد مرگ " [بسیار می تواند موثر باشد]. در آیات و روایات و دعاها، به ما دستور داده اند که وقتی خیلی شیطان و نفس فشار می آورد، یکی از قوی ترین کارها، یاد مرگ است.

 " عن ابی بصیر قال شکوت الی ابی عبدالله علیه السلام الوسواس. فقال یا ابا محمد اذکر تقطع اوصالک فی قبرک و رجوع احبائک عنک اذا دفنوک فی حفرتک و خروج بنات الماء من منخریک و اکل الدود لحمک فان ذلک یسلی عنک ما انت فیه. " (کافی ج3 کتاب الجنائز باب النوادر ص255 ح20) ابی بصیر می گوید من به امام صادق علیه السلام از وسواس شکایت کردم. کلام امام صادق علیه السلام است ؛ دستورالعمل چه کسی بهتر از آن حضرت ؟! می فرماید : هر وقت سختی به آن جا کشید، به یاد بیاور که بندبند استخوان هایت از هم جدا    می شود. این دیگر حتمی و قطعی است. و آن لحظه را توجه کن که تو را دوستانت در آن چاله گذاشتند و برگشتند و آن وقت که در قبر افتادی، کم کم می بینی کرم ها از سوراخ های بینی ات رفت و آمد می کنند. چه وضع کثیف و بدترین ذلتی است که آن کرم ها در آن جا عرض اندام می کنند. و به یاد بیاور آن وقتی را که کرم ها گوشت تو را می خورند. چطور می شود که یک گوسفندی را سر می برند و گوشتش را سر سفره می گذاریم یا مرغی را پَر می کَنیم و آن را یک انسانی می خورد که نتیجه آن و قوه آن، علم و کار مفید است. اما پس از این همه، ما در سر سفره کرم هائی هستیم که حتی نگاه کردن به آن ها را هم دوست نداشتیم.

حضرت، درمان و دستوری می دهد. با یک دید عمیق اگر باشد، آن اوضاع و احوال، همه از بین می روند. این برایت آسایش و آرامش خاطر می آورد و در درگیری با دشمن، به کمک ات می رسد.



:: بازدید از این مطلب : 4108
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

 

جهت دریافت این فایل تصویری بر روی عکس کلیک نمایید.



:: بازدید از این مطلب : 2118
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

  

۱- قالَ الاْمامُ سید الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن(عَلَیْه السلام) : 
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبادَهُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبادَهُ الْعَبْیدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبادَهٌ الْأحْرارِ، وَ هِیَ أفْضَلُ الْعِبادَهِ.([۱])
حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که آن یک معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت نوکر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع، عبادت آزادگان است که بهترین عبادات مى باشد.

۲- قالَ(علیه السلام): إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا یَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَه، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.([۲]) 
فرمود: همانا سخاوتمندترین مردم آن کسى است که کمک نماید به کسى که امیدى به وى نداشته است.
و بخشنده ترین افراد آن شخصى است که ـ نسبت به ظلم دیگرى با آن که توان انتقام دارد ـ گذشت نماید.
صله رحم کننده ترین مردم و دید و بازدید کننده نسبت به خویشان، آن کسى ست که صله رحم نماید با کسى که با او قطع رابطه کرده است.
۳- قیلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ (علیه السلام): مُلْکُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قیلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّکَلُّفُ لِما لا یُعنیکَ.([۳]) 
از حضرت سؤال شد کرامت و فضیلت انسان در چیست؟
در پاسخ فرمود: کنترل و در اختیار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چیست؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه که مفید و سودمند نباشد.
۴- قالَ(علیه السلام): النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَ الدّینُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ.([۴]) 
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند و مذهب، بازیچه زبانشان گردیده است و براى إمرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سینه مى زنند ـ .
پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و ریاست، جان، مال، فرزند و موقعیّت، … ـ انسان را تهدید کند، خواهى دید که دین داران واقعى کمیاب خواهند شد.
۵- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ لا یُسىءُ وَ لا یَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ کُلَّ یَوْم یُسىءُ وَ یَعْتَذِرُ.([۵]) 
ضمن فرمایشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و کار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى کند.
ولى فرد منافق هر روز مرتکب خلاف و کارهاى زشت مى گردد و همیشه عذرخواهى مى نماید.
۶- قالَ(علیه السلام): إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل یَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.([۶]) 
فرمود: کارها و أمور خود را همانند کسى تنظیم کن و انجام ده که مى داند و مطمئن است که در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى که کارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.
۷- قالَ(علیه السلام): عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْیا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَیْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.([۷]) 
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهید که همانا قبر، خانه اى است که تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید که غفلت نکنید.
۸- قالَ(علیه السلام): لا تَقُولَنَّ فى أخیکَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْکَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ یَقُولَ فیکَ إذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.([۸]) 
فرمود: سخنى ـ که ناراحت کننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن که دوست داشته باشى که همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
۹- قالَ(علیه السلام): یا بُنَىَّ! إیّاکَ وَظُلْمَ مَنْ لایَجِدُ عَلَیْکَ ناصِراً إلاّ اللهَ.([۹]) 
فرمود: بپرهیز از ظلم و آزار رساندن نسبت به کسى که یاورى غیر از خداوند متعال نمى یابد.
۱۰- قالَ(علیه السلام): إنّی لا أری الْمَوْتَ إلاّ سَعادَه، وَ لاَ الْحَیاهَ مَعَ الظّالِمینَ إلاّ بَرَماً.([۱۰]) 
فرمود: به درستى که من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بینم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.
۱۱- قالَ(علیه السلام): مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یُشْهِرُهُ کَساهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.([۱۱]) 
فرمود: هرکس لباس شهرت – و انگشت نما از هر جهت – بپوشد، خداوند او را در روز قیامت لباسى از آتش مى پوشاند.
۱۲- قالَ(علیه السلام): أنَا قَتیلُ الْعَبَرَهِ، لایَذْکُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ.([۱۲]) 
فرمود: من کشته گریه ها و اشک ها هستم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى کند مگر آن که عبرت گرفته و اشک هایش جارى خواهد شد.
۱۳- قالَ(علیه السلام): لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْیُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِکَ مِنْهُ، وَ ذلِکَ أَنَّ أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ (علیه السلام) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (صلى الله علیه وآله)یَقُولُ: لا یَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.([۱۳]) 
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم که شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذیرم و گذشت مى نمایم، چون که پدرم امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت نمود: کسى که پوزش و عذرخواهى دیگران را نپذیرد، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.
۱۴- قیلَ لِلْحُسَیْنِ بن علىّ(علیه السلام): مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟ 
قالَ: مَنْ لَمْ یُبالِ الدُّنْیا فى یَدَیْ مَنْ کانَتْ.([۱۴])
از حضرت سؤال شد: با شخصیّت ترین افراد چه کسى است؟
در جواب فرمود: آن کسى است که اهمیّت ندهد که دنیا در دست چه کسى مى باشد.
۱۵- قالَ(علیه السلام): مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانیهِ وَ کِفایَتِهِ.([۱۵]) 
فرمود: هرکس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.
۱۶- قالَ(علیه السلام): احْذَرُوا کَثْرَهَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ یَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَه یَجِدُها فی نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَهِ إلى تَصْدیقِ النّاسِ إیّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ فی الْمَنْطِقِ، فَیَتَّخِذُ الاْیْمانَ حَشْواً وَصِلَهً لِکَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَه عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَیَرى أَنَّهُمْ لایَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْیَمینِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَیْرِ تَثْبیت.([۱۶]) 
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانید که همانا انسان به جهت یکى از چهار علّت سوگند یاد مى کند: در خود احساس سستى و کمبود دارد، به طورى که مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم که او را تصدیق و تأیید کنند، سوگند مى خورد.
و یا آن که گفتارش معیوب و به دور از حقیقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقویت و جبران کند.
و یا در بین مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نماید.
و یا آن که سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گوید ـ و زبانش به سوگند عادت کرده است.
۱۷- قالَ(علیه السلام): أیُّما إثْنَیْنِ جَرى بَیْنَهُما کَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، کانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّهِ.([۱۷]) 
فرمود: چنانچه دو نفر با یکدیگر نزاع و اختلاف نمایند و یکى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پیشقدم شود، همان شخص سبقت گیرنده، جلوتر از دیگرى به بهشت وارد مى شود.
۱۸- قالَ(علیه السلام): وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَیْکُمْ، فَلا تَمیلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً.([۱۸]) 
فرمود: توجّه داشته باشید که احتیاج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانید; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
۱۹- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم! اُذْکُرْ مَصْرَعَکَ وَ مَضْجَعَکَ بَیْنَ یَدَی اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُکَ عَلَیْکَ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْأقْدام.([۱۹]) 
فرمود: اى فرزند آدم، بیاد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنین بیاد آور که در پیشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر علیه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى که قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
۲۰- قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ أهْلِ الدِّناءَهِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَهُ أهْلِ الْفِسْقِ ریبَهٌ.([۲۰]) 
فرمود: همنشینى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد یختى خواهد گشت; و همنشینى و مجالست با معصیت کاران موجب شکّ و بدبینى خواهد شد.
۲۱- قالَ(علیه السلام): إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْیا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ.([۲۱]) 
فرمود: به درستى که خداوند متعال دنیا ـ و اموال آن ـ را براى آزمایش افراد آفریده است.
و همچنین موجودات دنیا را جهت فناء ـ و انتقال از این دنیا به جهانى دیگر ـ آفریده است.
۲۲- قالَ(علیه السلام): لا یَأمَنُ یوم الْقِیامَهِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فی الدُّنْیا.([۲۲]) 
فرمود: کسى در روز قیامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن که در دنیا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصیت نگردد ـ .
۲۳- قالَ(علیه السلام): لِکُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.([۲۳]) 
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
۲۴- قالَ(علیه السلام): مَنْ قَرَءَ آیَهً مِنْ کِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، یُکْتَبُ لَهُ بِکُلِّ حَرْف مِأهُ حَسَنَه.([۲۴]) 
فرمود: هرکس آیه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نماید، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن یکصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نماید.
۲۵- قالَ(علیه السلام): سَبْعَهُ أشْیاء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم: فَأوّلُها آدَمُ((علیه السلام))، ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ کَبْشُ إبْراهیم((علیه السلام))، وَ ناقَهُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى ((علیه السلام))، وَ الطَّیْرُالَّذى خَلَقَهُ عیسىَبْنُ مَرْیَم (علیهما السلام).([۲۵]) 
ضمن جواب سؤال هاى پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى که بدون خلقت در رحم مادر، آفریده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم (علیه السلام) و همسرش حوّاء.
و کلاغى که براى راهنمائى دفن هابیل آمد.
و گوسفندى که براى قربانى، به جاى حضرت اسماعیل(علیه السلام) آمد.
و شترى که خداوند براى پیامبرش، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى (علیه السلام).
و هفتمین موجود آن پرنده اى بود که توسّط حضرت عیسى (علیه السلام)آفریده شد.
۲۶- قالَ(علیه السلام): إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّهِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى.([۲۶]) 
فرمود: همانا ـ نامه کردار و ـ أعمال این امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
۲۷- قالَ(علیه السلام): إجْتَنِبُوا الْغِشْیانَ فی اللَّیْلَهِ الَّتى تُریدُون فیها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ کانَ جَوّالَهً.([۲۷])

۲۸- قالَ(علیه السلام): الرّکْنُ الْیَمانی بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّهِ، لَمْ یَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَیْنَ الرُّکْنَیْنِ ـ الأسْوَد وَ الْیَمانی ـ مَلَکٌ یُدْعى هُجَیْرٌ، یُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنینَ.([۲۸]) 
فرمود: رُکن یَمانىِ کعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابین رکن یمانى و حجرالأسود ملک و فرشته اى است که براى استجابت دعاى مؤمنین آمّین مى گوید.
۲۹- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا یَجُولانِ، فَلَقیا التَّوَکُلَّ فَاسْتَوْطَنا.([۲۹]) 
فرمود: عزّت و بى نیازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دویدند، چون به توکّل برخورد کردند، آرامش پیدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
۳۰- قالَ(علیه السلام): مَنْ نَفَّسَ کُرْبَهَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ.([۳۰]) 
فرمود: هرکس گره اى از مشکلات مؤمنى باز کند و مشکلش را برطرف نماید، خداوند متعال مشکلات دنیا و آخرت او را اصلاح مى نماید.
۳۱- قالَ(علیه السلام): مَنْ والانا فَلِجَدّى (صلى الله علیه وآله وسلم) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادى.([۳۱]) 
فرمود: هر که ما را دوست بدارد و پیرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم)مى باشد.
و هرکس با ما دشمن و کینه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) خواهد بود.
۳۲- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ! أُذْکُرْ مَصارِعَ آبائِکَ وَ أبْنائِکَ، کَیْفَ کانُوا، وَ حَیْثُ حَلّوُا، وَ کَأَنَّکَ عَنْ قَلیل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.([۳۲]) 
فرمود: اى فرزند آدم، بیاد آور آن لحظاتى را که پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعیّت و موقعیّتى بودند و سرانجام به کجا منتهى شدند و کجا رفتند.
و بیندیش که تو نیز همانند آن ها به ایشان خواهى پیوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .
۳۳- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أیّامٌ، کُلَّما مَضى یَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُکَ.([۳۳]) 
فرمود: اى فرزند آدم، بدرستى که تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراین لحظات عمرت را غنیمت شمار که جبران ناپذیر است ـ .
۳۴- قالَ(علیه السلام): مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِیَهِ اللهِ کانَ أفْوَتُ لِما یَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجیىءِ ما یَحْذَرُ.([۳۴]) 
فرمود: هرکس از روى نافرمانى و معصیتِ خداوند، کارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سریع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناک و بیمناک مى باشد مبتلا مى گردد.
۳۵- قالَ(علیه السلام): الْبُکاءُ مِنْ خَشْیَهِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُکاءُ الْعُیُونِ، وَ خَشْیَهُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَهِ اللهِ.([۳۵]) 
فرمود: گریان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گریان بودن چشم و خشیت داشتن دل ها یکى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.
۳۶- قالَ(علیه السلام): لا یَکْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.([۳۶]) 
فرمود: بینش و عقل و درک انسان تکمیل نمى گردد مگر آن که ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقایق، تبعیّت و پیروى کند.
۳۷- قالَ(علیه السلام): أَهْلَکَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.([۳۷]) 
فرمود: دو چیز مردم را هلاک و بیچاره گردانده است:
یکى ترس از این که مبادا در آینده فقیر و نیازمند دیگران گردند.
و دیگرى فخر کردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر دیگران است.
۳۸- قالَ(علیه السلام): مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَیْهِ الاْفْضَلَیْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قیلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أیِّ الْجِنانِ شِئْتَ.([۳۸]) 
فرمود: هر شخصى که حقّ والدینش محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ، و علىّ (علیه السلام) را که با شرافت و با فضیلت ترین انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ایشان تبعیّت و اطاعت کند; در قیامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را که خواستار باشى، مى توانى انتخاب کنى و در آن وارد شوى.
۳۹- قالَ(علیه السلام): مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ کَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ.([۳۹]) 
فرمود: هرکس رضایت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نماید گرچه همه افراد از او رنجیده شوند، خداوند مهمّات و مشکلات او را کفایت خواهد نمود.
و کسى که رضایت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور این شخص را به مردم واگذار مى کند.
۴۰- قالَ(علیه السلام): إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.([۴۰]) 
فرمود: شیعیان و پیروان ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ـ آن کسانى هستند که أفکار و درون آن ها از هر گونه حیله و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد.

 

منابع در ادامه مطلب می باشد



:: بازدید از این مطلب : 1772
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

 

برای دریافت وذخیره تصویر(رهبرانقلاب وعلیرضااحمدی روشن) در سایز اصلی برروی آن کلیک نمایید.

 

 

 

اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه
آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه

اي دل دريايي‌ات كشتي نشينان را اميد
اي دو چشم روشنت فانوس درياي همه

خنده‌هاي گاه گاهت خنده خورشيد صبح
شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه

اي پيام دلنشينت بارش باران نور
وي كلام آتشينت آتش ناي همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگي
سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه

گر كسي از من نشاني از تو جويد گويمش
خانه‌اي در كوچه باغ دل،‌ پذيراي همه

لاله‌زار عمر يك دم بي گل رويت مباد
اي گل رويت بهار عالم آراي همه 

حدادعادل 

 



:: بازدید از این مطلب : 2256
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 06 شهریور 1392

رُوِيَ عن عَليٍّ عليه السّلام قال:

اِنَّ سَخاءَ النَّفسِ عَمّا في اَيدِي النّاسِ لَاَفضَلُ مِن سَخاءِ البَذلِ[1]
ترجمه: روایت از علی علیه السلام منقولاست که حضرت فرمودند: گذشت و سخاوت نفس از آنچه را که در دست مردم است هر آینه افضل و بالاتر است از گذشت و سخاوت در بذل و عطا کردن به دیگران .
شرح حدیث
آیت الله مجتبی تهرانی(ره): سخاوت در اصل معنایش گذشت کردن است. شما یک چیزی را به کسی می بخشی، بذل می­کنی، از آن دل می­کنی، گذشت می­کنی می­دهی به او. سخاوت این است.
 
امیرالمؤمنین علیه السلام بر طبق این روایت می­فرمایند: سَخاء نفس یعنی گذشت درونی از آنچه که در دست دیگران است از امور دنیایی. اسم این را گذاشته سخاوت. چرا؟ چون مثل همان گذشت است. این چشم پوشی از آنچه در دست دیگران است فضیلتش بیشتر و بالاتر است از اینکه دست کنی در جیب خودت و پول به کسی بدهی. چرا؟ اگر انسان چشم­داشت داشته باشد نسبت به آنچه که از امور دنیایی در دست دیگران است و چشمش دنبال آن باشد، حداقل منشأ 3 رذیله در انسان می­شود:
 
 1- متوقع می­شوی که او به تو بدهد. توقع اینکه او به تو بدهد از آنچه که دارد این طمع است  و طمع هم از رذائل اخلاقی است.
2- به تو نمی­دهد. اینجا در دلت آرزو می­کنی چون من ندارم خدا از او بگیرد. نگاه کنید گام به گام پیش می­روم. اینها مال نفس است و تودلی است. اول به من بدهد می­شود طمع. بعد می­بینی به تو نمی­دهد. آرزو می­کنی که او هم نداشته باشد و از او هم گرفته شود. این اسمش چیست؟ حسد. این رذیله دوم. نگاه کنید گام به گام پیش می­روم . چند صورت که بیشتر ندارد.
3- نه توقع دارم به من بدهد نه میخواهم که از او گرفته شود. بلکه می­گویم خودم می­روم تلاش می­کنم که هر طور بشود بدست آورم. این چه می­شود؟ خودم را به آب و آتش می زنم. لا ابالی­گری در بدست آوردن مال . نه حرام سرم می­شود دیگر نه حلال. می خواهم مثل او بشوم. ببینید چقدر جمله گویا است.
 
 اِنَّ سَخاءَ النَّفسِ عَمّا في اَيدِي النّاسِ لَاَفضَلُ مِن سَخاءِ البَذلِ چشم پوشی کردن از آنچه را که در دست دیگران است از امور مادی و دنیایی، هر آینه بالاتر است ازاینکه دست کنی در جیبت یک چیزی به کس دیگری بدهی. فهمیدی؟ چون اگر آن چشم پوشی نشود منشأ رذائل اخلاقی است. یا مبتلا به طمع می­شوی یا حسد می­شوی یا لا ابالی­گری در بدست آوردن مال.
یکشنبه 16 اسفند 88 – 20 ربیع الاول 1431
 

.[1] غررالحکم، ص 381، حدیث 8645


:: بازدید از این مطلب : 3695
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 06 شهریور 1392

«یکی از دوستانم کلاس‌های عرفان حلقه را به من معرفی کرد. بیماری پوستی داشتم. به من گفتند جن‌ها به همراه موجودات دیگر در تو رسوخ کرده‌اند! اوایل قصد داشتم دیگر شرکت نکنم؛ چون ترسیده بودم؛ اما دوستم نگذاشت. الآن مدت‌هاست که شب‌ها خواب راحت ندارم. وقتی تنها هستم، صداهایی می‌شنوم. همان اتفاقاتی که گفته بودند، دقیقاً همان‌ها برایم اتفاق می‌افتد! شوهرم می‌گوید این صداها را فقط شماها که دیوانتون کردن می‌شونید! این داستان‌ها برای شماهاست فقط!

دانلود فیلم اول

دانلود فیلم دوم 

حتی چند روز پیش بچه‌ام را به شکل موش بزرگ دیدم و جیغ زدم و پا به فرار گذاشتم و حتی با لباسی نامناسب به وسط کوچه پریدم که همسایه‌ها مرا جمع کردند!

مدتی است شوهرم با من سردی می‌کند و بچه‌هایم هم از من و کارهای من خسته شده‌اند. بعضی‌ها می‌گویند در این کلاس‌ها به آرامش رسیده‌اند، ولی به خدا مثل من زیادترند که صدمه دیده‌اند. در کل کلاس‌های خوبی نیست. قبل از عضویت در عرفان حلقه، نمازهایم را می‌خواندم، ولی حالا اصلاً نمی‌توانم و انگار نمی‌گذارند به نماز نزدیک شوم! شوهرم از این موضوع هم خیلی ناراحت است؛ ولی دست خودم نیست و نمی‌توانم نماز بخوانم.»

 

جملات فوق و جملاتی شبیه به این، اظهارات گرفتاران عرفان حلقه است. معنویت­های مسیحی، یهودی(کابالا)، دالایی لاما، اشو، سای بابا، یوگا، کاستاندا، اکنکار، پائولوکوئلیو، شیطان گرایی، تصوف، عرفان حلقه این روزها هدفگذاری اصلی خود را بر روی جوانان ایرانی قرار داده اند.

عدم آشنایی با معارف اسلام و عرفان های حقیقی و نیاز روزافزون جوانان به معنویت­ و خداگرایی سبب شده تا سودجویان و سوداگران با سواستفاده از پاکی جوانان، دام­های شیطانی خود را در فضای جامعه بگسترانند. گسترش روزافزون این فرقه­های انحرافی، لزوم توجه بیشتر مسئولین و نهادهای فرهنگی را به این مسئله می­طلبد. اهمیت پرداختن به این مسئله در حدی است که رهبر معظم انقلاب در سفر به استان قم در سال 89 دوبار به لزوم توجه به این مسائل پرداخته­اند. ایشان در دیدار طلاب و فضلای حوزه علمیه قم فرموده­اند:

... كسانى كه رشته‌هاى رفتارشناسى عمومى را مطالعه ميكنند و كار ميكنند، اين را تأييد ميكنند. امروز در همه‌ى دنيا اينجور است كه وضع نظام مادى و فشار مادى و ماديت، جوانها را بى‌حوصله ميكند؛ جوانها را افسرده ميكند. در يك چنين وضعى، دستگير جوانها، توجه به معنويت و اخلاق است. علت اينكه مى‌بينيد عرفانهاى كاذب رشد پيدا ميكند و يك عده‌اى طرفشان ميروند، همين است؛ نياز هست.

ایشان همچنین در دیدار اجتماع بزرگ مردم قم هم با اشاره به جنس بدلی عرفان های حقیقی می­فرمایند:

اينكه شما ملاحظه ميكنيد از سالهاى دهه‌ى 60، از دوران حيات بابركت امام، چه دشمنان بيرونى و چه مزدوران يا نوكران بى‌مزد و منت آنها از داخل، مقدسات دينى را، حقايق دينى را، بيّنات اسلامى را مورد ترديد و انكار قرار دادند، اين يك چيز تصادفى نبوده است؛ روى اين تكيه داشته‌اند. اين مسئله از ماجراى سلمان رشدى آغاز شد تا فيلمهاى ضد اسلام هاليوودى، تا كاريكاتورها، تا قرآن‌سوزى، تا حوادث گوناگونى كه عليه اسلام در اين گوشه و آن گوشه اتفاق افتاد، براى اينكه ايمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامى كم كنند. در داخل كشور، از طرق مختلف، پايه‌هاى ايمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل كنند؛ از اشاعه‌ى بى‌بندوبارى و اباحيگرى، تا ترويج عرفانهاى كاذب - جنس بدلى عرفان حقيقى - تا ترويج بهائيت، تا ترويج شبكه‌ى كليساهاى خانگى؛ اينها كارهائى است كه امروز با مطالعه و تدبير و پيش‌بينى دشمنان اسلام دارد انجام ميگيرد؛ هدفش هم اين است كه دين را در جامعه ضعيف كند.

 

این فرقه­های انحرافی عمدتا با دروغ، تقلب و توسل به راه­های شیطانی و سو استفاده از احساسات افراد، به سراغ کسانی می­روند که اطلاعات کمی در مورد عرفان­های حقیقی دارند. در این بین، عرفان حلقه از مهمترین و شایع­ترین نوع عرفان­های کاذب در کشور ما است که متاسفانه تا بحال افراد بسیاری را درگیر کرده­است. فیلم زیر بخشی از جلسه محمدعلی طاهری – سرکرده فرقه انحرافی عرفان حلقه که هم اکنون در زندان به سر می­برد – با شاگردان خود را نشان می­دهد.

 

نرم افزار «پیشوایان گمراهی»

خوشبختانه اخیرا به همت موسسه فرهنگی هنری خاکریز ایمان و اندیشه نرم افزاری آموزشی با عنوان «پیشوایان گمراهی» تولید شده که به بررسی و نقد عرفان­های کاذب می­پردازد. در این نرم‌افزار تلاش شده به جای جمع‌آوری آرشیوی مطالب پراکنده پیرامون فرقه‌های انحرافی و عرفان‌های نوظهور، عملاً یک دوره آموزشی مجازی منسجم همراه با دسته‌بندی و سیری منطقی طراحی شود. همچنین دقت لازم به عمل آمده است تا به جای پرداختن به جنبه‌های ظاهری این فرقه‌ها- که حتی گاهی ضمن تحریک کنجکاوی مخاطب به نوعی ترویج محسوب می‌شود- به شاخص‌های اصلی انحراف آن‌ها و مقایسه با عرفان حقیقی اسلامی پرداخته شود.

مخاطبین «پیشوایان گمراهی» نوجوانان، جوانان و در مجموع کسانی که خود در معرض تهدید از جانب فرقه‌های انحرافی و عرفان‌های نوظهور هستند نمی‌باشد، بلکه این نرم‌افزار آموزشی برای پدران و مادران، مبلغان، معلمان، مربیان و در مجموع کسانی که در یک جمع نقش تربیتی بر عهده دارند، تولید شده است.

 

 

محتوای نرم افزار

این نرم افزار در فصل اول شامل کلیاتی درباره جنبش­های نوپدید دینی (NRM) و شاخصه­های معنویت کاذب و معنویت حقیقی می باشد.

نقد و بررسی شبه معنویت­های مسیحی، یهودی(کابالا)، دالایی لاما، اشو، سای بابا، یوگا، کاستاندا، اکنکار، پائولوکوئلیو، شیطان گرایی، تصوف، عرفان حلقه و فرضیه جذب(راز) مواردی هستند که این مجموعه به آنها پرداخته است. به دلیل تولید محصولات مُتقن و فاخر درباره بهاییت ، وهابیت، فراماسونری و صهیونیزم در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ، در این نرم افزار به این 4 مورد پرداخته نشده است. نرم افزار شامل بیش از  600 دقیقه درسنامه و  130مقاله از برترین اساتید موجود در کشور می باشد.

 پیشوایان گمراهی شامل 15 فصل (در قالب 8 بخش) با سرفصل های مذکور است که در هر فصل مطالب در 6 عنوان زیر ارائه گردیده است:

1-درسنامه: شامل فایل صوتی و فایل ارائه استاد که همزمان با تدریس مطالب بصورت پاور پوینت ارائه می گردد.

2-چکیده درسنامه :چکیده ای از درسنامه استاد بصورت دسته بندی شده

3-پرسش و پاسخ: پرسش های مهم در حوزه مربوطه به همراه جواب بیان شده است.

4-منابع برای مطالعه بیشتر

5-آرشیو تصاویر همراه با توضیحات

6-آرشیو فیلم و مستند برای تعدادی از فصول

 

اساتید و کارشناسان

در این نرم افزار از برترین اساتید موجود در این حوزه استفاده گردیده است که تعدادی از آنها عبارتند از:

استاد حسن رحیم پور ازغدی، دکتر محمد تقی فعالی، حجت الاسلام خسروپناه، حجت الاسلام احمد حسین شریفی، حجت الاسلام مظاهری سیف و...

 

نحوه تهیه

علاقمندان جهت تهیه این نرم افزار می توانند برای تهیه عمده این نرم­افزار با شماره تلفن 66063805-021 تماس بگیرند و یا جهت خرید اینترنتی به سایت موسسه آرمان به آدرس www.armancenter.ir  مراجعه نمایند.

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1921
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 06 شهریور 1392
به گزارش خبرگزاری فارس ، حسن عباسی ظهر امروز در ششمین همایش اندیشه‌های آسمانی در مشهد گفت: امروزه مسجد نمادی از مکان‌های حیات‌بخش است و به انسان روح می‌بخشد.
 
مدیر اندیشکده یقین ادامه داد: مسجد می‌تواند جنبش اصالت در تمدن‌سازی بشر باشد و در ظهور امام زمان (عج) نقش اساسی دارد، همان‌طور که امام خمینی فرمودند: «مسجد سنگر است حفظ این سنگر مهم می‌باشد».
 
استاد دانشگاه تهران دلیل مشکلات امروز جامعه را دوری از مساجد و کارکردهای اصلی آن عنوان کرد و افزود: مردم با قلب‌های خود ایران را محمل انقلاب اسلامی ساختند و این انقلاب حاصل معرفت و اعتقاد دینی مردم است و مسجد کانون جامعه اسلامی
 
است.
 
عباسی به پیوست‌های ایمان در دین اسلام و تفاوت آن با مسحیت و یهودیت اشاره کرد و افزود: در ادیان یهود و مسیحیت مبحث ایمان به خدا مطرح است که این مضمون، لازم ولی ناقص است، در اسلام ایمان به خدا، ایمان به غیب، ایمان به ملائکه، ایمان به انبیا و ایمان به آخرت از جمله این بایستگی‌های پیوست است.
 
وی اظهار داشت: بی‌توجهی به مفاهیم والایی مانند ایمان به خدا، رسالت انبیا و روز جزا، مشکلات فرهنگی و ناهنجاری‌های اجتماعی بسیاری در جامعه به همراه دارد به‌طوری‌که این جامعه عاقبت خوبی نخواهد داشت.
 
مدیر مرکز دکترینال در ادامه به تخریب هدفدار وجهه اسلام در منطقه توسط مزدوران صهیونیست و آمریکا اشاره کرد و ادامه داد: کسانی که امروز انسان‌های بی‌گناه در سوریه، افغانستان،  پاکستان، ترکیه و عراق و مصر را به نام اسلام به قتل می‌رسانند، درپی ناکارآمد جلوه دادن اسلام شیعی و تخریب چهره اسلام هستند.
 
وی به تحولات ترکیه و گروه‌های اسلام‌گرا در این کشور اشاره کرد و گفت: امروزه تجلی اسلام در ترکیه لائیک تنها با پوشش روسری  همسر یکی از دولت‌مردان بروز دارد وگرنه رفتارشان منطبق با اسلام آمریکایی است.
 
استاد دانشگاه تهران یادآوری کرد که 10 سال است از حکومت اسلام‌گرای ترکیه می‌گذرد و از آنجایی که هیچ عالمی پشت سر این حکومت نیست در حال حاضر خود یکی از گردانندگان ناامنی و آشوب در منطقه هستند و بهترین رابطه را با عربستان و اسرائیل دارند و می‌خواهند اسلام موجود در ایران و لبنان را ناکارآمد نشان دهند.
 
وی به ایمان به کتاب و آیات الهی و همچنین ایمان به ملائکه اشاره کرد و آن را مهم دانست و اظهار تاسف کرد که در عصر حاضر اهانت‌های بسیاری علیه ملائک مقرب خداوند و حضرت جبرئیل (ع) شده و فرشتگان با زشت‌ترین چهره در سینمای غرب به تصویر کشیده شده‌اند.
 
مدیر اندیشکده یقین همچنین از اهانت به پیامبر (ص) در فیلم‌های سینمایی اشاره کرد و افزود: جای تاسف دارد پخش انیمیشن پاندای کونگ‌فوکار با قالب انمیشین و تصویری‌سازی مناسب ساخته شده و شما می‌توانید در بیشتر فروشگاه‌های کشور هم آن را بیابید درحالیکه در بخشی از این فیلم به حضرت موسی (ع) اهانت شده است و کودکان ما این نوع اهانت‌ها را می‌بینند و آن وقت انتظار داریم فرزندان ما دیندار و با تقوا باشند.
 
وی تاکید کرد: معارف دین و مفاهیمی مانند حق و باطل باید به وسیله تصویر به نسل امروز شناسانده شود؛ همان‌طورکه به زبان تصویر سعی در تخریب اسلام دارند.
 
عباسی همچنین با اشاره به هشدارهای برخی از مراجع، شیوه بخشی از سیستم اقتصادی بانک‌ها را ربا خواند و افزود: این قضیه با ایمان منافات دارد که اگر با این قضیه جدی برخورد نشود به مبانی اعتقادی و فکری خود پشت کرده‌ایم.
 
وی دراین باره توضیح داد: دلیل شکست اقتصادی در بانک‌های اروپایی همین ربا بوده و این نوع از بانکداری در برخی ساختارهای بانکی ما نیز گاهی به چشم می‌خورد.
 
استاد دانشگاه تهران، دلیل شکست انقلاب مصر را فقدان اصل امامت خواند و خاطرنشان کرد: بسیاری از مبارزان انقلاب اسلامی مانند شهید چمران و شهید نواب صفوی راه و رسم مبارزه را از اخوان الملسمین یاد گرفتند و افسوس که اخوان المسلمین بعد از 90 سال از به قدرت رسیدن در طول یک سال شکست خوردند که این به دلیل عدم شناخت اصل امامت بود.
 
وی در بخشی دیگری از سخنانش به عدم شناخت نظام پزشکی از مبحث روح در اسلام و فقدان روانشناسی دینی یا روانپزشکی مبتنی بر اسلام اشاره کرد و افزود: ترجمه غلط از روانشناسی در ایران و کپی‌داری نگاه غربی به کالبدشناسی رفتار افراد منجر شده به‌طوری‌که در دفاتر روانشناسی از افراد می‌خواهند اعتراف به گناه کنند در صورتی که این با ستار العیوب بودن خدا مغایرت دارد.
 
عباسی، اسلام حقیقی را مشتمل بر پشتیبانی از پنج اصل اساسی برشمرد و گفت: امروزه مسلمانان در صورتی موفق خواهند شد که پشتیبان ولایت فقیه به عنوان یک رکن حیاتی باشند وگرنه مانند مصر شکست می‌خورند.
 
وی افزود: اخوان المسلمین شکست خورد چراکه با دست دادن با استکبار جهانی و عربستان سعودی باعث ناآرامی و آتش‌افروزی در منطقه شدند و تا به امروز حدود 185 هزار انسان بی‌گناه در سوریه کشته و همچنین در خود مصر شیعیان بسیاری قتل عام شدند.


:: بازدید از این مطلب : 2077
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 06 شهریور 1392

ولادت

آیت الله علامه سید علی آقا قاضی طباطبایی تبریزی، فقیه، حکیم و عارف کم نظیر و بزرگ شیعه و اسلام، روز 13 ذی حجه سال 1282 یا 1285 قمری در تبریز به دنیا آمد. پدرش آیت الله سید حسین قاضی طباطبایی از علمای معروف و همواره پناهگاه مردم و عاشقان اهل بیت بود.

تحصیلات

پدرش، او را به مکتب خانه سپرد تا با آموختن قرآن مراحل رشد و ترقی را به خوبی بپیماید. سید علی که از هوشی سرشار برخوردار بود، گوی سبقت را از دیگر هم کلاسی‌هایش می‌رباید و دروس مکتب خانه را به سرعت طی می‌کند؛ از طرف دیگر، پدرش او را با تکالیف الهی آشنا می‌سازد.

سید علی پس از گذراندن مراحل اولیه، جهت سیراب کردن روح تشنه خود به حوزه علمیه تبریز روی می‌آورد و از محضر اساتید آن حوزه بهره‌ها می‌برد.

استادان سید علی قاضی در تبریز

1. میرزا موسی تبریزی؛ وی از شاگردان شیخ انصاری و سید حسین کوه کمره‌ای بوده و کتاب اوثق الوسائل ـ که حاشیه بر رسائل شیخ انصاری است ـ را به نگارش در آورده است.

2. میرزا محمد علی قراچه داغی؛ وی در فقه و اصول تبحر داشته و در علوم تفسیر از تألیفاتی برخوردار بوده است.

3. پدر گرامی‌اش؛ ایشان به سبب علاقه و رغبت خاص، در زمینه علم تفسیر تبحر داشت؛ چنان چه سید علی آقا خود می‌گوید: تفسیر «کشاف» را در خدمت پدرش خوانده است.

4. میرزا محمد تقی تبریزی، معروف به «حجة‌الاسلام» و متخلص به «نیر»؛ سید علی آقا ادبیات عرب و فارسی را پیش این شاعر نامدار یاد گرفته و اشعار زیادی از ایشان نقل کرده است.

هجرت به نجف و استمداد از شاه نجف

روح سید علی که از دانش حوزه علمیه تبریز سیراب نشده بود به جانب حوزه کهن نجف اشرف تمایل پیدا می‌کند و وی با گروهی از اهالی تبریز به نجف اشرف مشرّف می‌شود.

زمانی که سید علی آقا قاضی به شهر نجف می‌رسد، به حرم علوی مشرف شده و از آن حضرت برای رشد و شکوفایی کمک می‌خواهد و خود را به آن امام همام می‌سپارد تا راهی را که رضایت خداوند در آن است، به وی نشان دهد و همیشه در تمام مراحل زندگی همراهی‌اش نماید.

این درخواست، مورد قبول امیر المومنین علیه‌السلام واقع شده و آن حضرت، راه سعادت و خوشبختی را به وی نشان می‌دهد؛ به گونه‌ای که از اساتید بزرگواری استفاده نموده و به درجات بالای علمی و معنوی نائل می‌شود.

استادان علامه قاضی در نجف اشرف

وی در نجف اشرف از محضر اساتید مبارز و زبده‌ای بهره مند شد؛ همانند آیات عظام:

1. محمد کاظم خراسانی (آخوند خراسانی) ؛ نویسنده کفایه الاصول.

2. میرزا فتح الله شریعت اصفهانی (شیخ الشریعه) ؛ این فقیه نام آور بعد از رحلت میرزای شیرازی، رهبری نهضت ضد انگلیسی را به عهده گرفت.

3. میرزا حسین تهرانی؛ وی از علمای عارف بوده و در بین الطلوعین جمعه هنگامی که در مسجد سهله مشغول عبادت بود، به رحمت ایزدی پیوست.

4. شیخ محمد حسن مامقانی؛ ایشان از اساتید برجسته و متبحر علم رجال، درایه، تراجم و نسب به شمار می‌آیند.

5. سید محمد کاظم یزدی؛ یکی از آثار گرانبهای وی کتاب فقهی «عروه الوثقی» است.

6. فاضل شربیانی؛ وی در مکارم اخلاق و صفات پسندیده و دلسوزی به بینوایان، زبانزد مردم کربلا و نجف بود.

7. شیخ محمد بهاری؛ معظم له از اوتاد شاگردان عارف نامدار، ملا حسینقلی همدانی محسوب می‌شود.

8. سید احمد کربلایی؛ وی نیز از شاگردان ممتاز ملا حسینقلی همدانی به شمار می‌آید که در تهذیب نفس و عرفان، از کمالات والایی برخوردار بود.

بیشترین استفاده عرفانی مرحوم قاضی، از این عارف بزرگ بوده است. 

شاگردان علامه سید علی آقا قاضی

علامه قاضی شاگردان بسیار برجسته ای در عرفان و معنویت تربیت کرد که از جمله شاگردان وی عبارتند از:

1. آیت الله شیخ محمد تقی آملی؛ وی یکی از علمای بزرگ حوزه علمیه تهران بود و خود می‌گود که: «علوم ظاهری مرا غنی نکرد و عاقبت گمشده خود را در وجود سید علی قاضی طباطبایی یافتم.»

و آیت الله قاضی در خصوص وی می‌فرمود: «ایشان از جمله کسانی هستند که شرف دیدار با امام زمان علیه‌السلام را داشته است.

2. علامه سید محمد حسین طباطبایی نویسنده تفسیر المیزان؛

شاید بتوان ادعا کرد، مهمترین و زبده‌ترین شاگرد مرحوم قاضی، علامه طباطبایی، فقیه، مفسر، فیلسوف و عارف بزرگ معاصر است.

علامه حسن زاده آملی می‌نویسد: روزی به محضر مبارک آیت اللّه حاج شیخ محمد تقى آملى در تهران مشرف شدم و ایشان فرمودند: «در میان شاگردان مرحوم آقاى قاضى، ایشان- یعنى استاد طباطبائى- و مرحوم سید احمد کربلائى کشمیرى از همه بهتر بودند» (در ادامه علامه حسن زاده آملی می‌‌نویسد: این بنده به حضور استاد آملى عرض کرده است: آقا آیا این سید احمد کربلائى کشمیرى همان سید احمد کربلائى معروف است؟ فرمود ایشان غیر از آن آقا بود. آن آقاى سید احمد کربلائى را اصلا ما ندیده‌‏ایم، که از شاگردان مرحوم ملا حسینقلى همدانى، و از اساتید حاج سید على قاضى بود، امّا این آقا سید احمد کربلائى کشمیرى است و از شاگردان مرحوم قاضى بود و جوان مرگ شده است.)

3. سید محمد حسن الهی طباطبایی؛ برادر علامه طباطبایی

4. محمد تقی بهجت؛

5. سید یوسف حکیم؛

6. سید محمد حسینی همدانی؛

7. شهید محراب، سید عبدالحسین دستغیب شیرازی؛

8. شیخ حسینعلی نجابت شیرازی؛

9. سید محمد هادی میلانی.

10. محمد رضا مظفر؛

11. سید عبدالاعلی سبزواری؛

12. میرزا علی غروی علیاری؛

13. سید شهاب الدین مرعشی نجفی؛

14. سید ابوالقاسم خوئی؛

15. حاج شیخ ابوالفضل خوانساری؛

16. شیخ عبدالحسین حجت انصاری؛

17. شیخ محمد ابراهیم شریفی زابلی؛

18. شیخ عباس قوچانی؛

19. شیخ علی اکبر مرندی؛

20. سید حسن مسقطی؛

21. سید هاشم حداد؛

22. سید عبدالکریم کشمیری؛

و ...

اجتهاد در 27 سالگی

سید علی قاضی در فقه و اصول نیز مجتهد مسلم و برجسته بود و در سن 27 سالگی به درجه اجتهاد رسیده بود.

 

بقیه در ادامه مطلب.........

 



:: بازدید از این مطلب : 4018
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 06 شهریور 1392
رُوِیَ عَنِ الباقِرِ عَلَیه ِالسَّلامُ قالَ:
مَن عَلَّمَ بابَ هُدیً فَلَهُ مِثلُ اَجرِ مَن عَمِلَ بِهِ وَ لا یُنقَصُ اُولئِکَ مِن اُجُورِهِم شَیئاً وَ مَن عَلَّمَ بابَ ضَلالٍ کانَ عَلَیهِ مِثلُ اَوزارِ مَن عَمِلَ بِهِ وَلا یُنقَصُ اُولئِکَ مَن اَوزارِهِم شَیئاً[1]
 
ترجمه حدیث: امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر کسی به شخص و یا اشخاصی عمل نیکی یاد بدهد و یا اینکه او را راهنمایی به کار نیکی بنماید و آن شخص یا اشخاص، به آن عمل نیک عمل نمایند، شخص یاد دهنده، تمام پاداش عمل کنندگان به آن عمل نیک را می­برد، بدون اینکه ذرّه­ای از پاداش آن اشخاص نزد خداوند کم گردد، و هرکس کار زشت و گمراهی را به کسی یا اشخاصی یاد بدهد و یا آنان را به عمل زشتی دعوت و یا راهنمایی کند، تمام گناه عمل کنندگان به آن کار زشت در نامۀ عمل او هم نوشته می­شود. بدون آنکه ذرّه­ای ازگناه عاملان به آن کار زشت کاسته گردد.
 
شرح حدیث: با راهنمایی و یا یاد دادن کار نیک به دیگران و با انجام آن کار نیک، یک دری از هدایت خیر و سعادت به سوی انسان باز می­شود. این تعلیم و یاد دادن، می­تواند زبانی، عملی و یا نوشتنی باشد و یا ممکن است تسلسلی باشد، یعنی این کار نیک را که به دیگری یاد داده است، او هم به دیگری یاد بدهد و همین کار ادامه پیدا کند تا روز قیامت؛ بدون اینکه عمل خیری انجام دهد، پاداش عمل کننده­ها برای او نوشته می­شود.
 برعکس، اگر انسان به دیگری یک راه گمراه، زشت، گناه، شیطنت، خدعه و نیرنگ را یاد بدهد، با انجام آن عمل زشت، دری از ضلالت به سوی او باز می­گردد. حتی ممکن است عمل زشتی را آن شخص انجام ندهد ولی دیگران را به آن عمل راهنمایی کند. در روایت داریم: "الدّالُ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه[2] " و الدّالُ علی الشَّرِکَفَاعِلِه. ثواب و اجر راهنمایی کنده به خیر و نیکی همانند عمل کننده به آن است. و گناه راهنمایی کننده به کار زشت و شر به اندازه انجام دهندۀ آن کار زشت است.
راهنمایی و تعلیم انسان­ها به کار نیک -که پرسودترین تجارت دنیوی و اخروی است- کار انبیاء و اولیاء علیهم السلام است. برای همین هم تربیت فرزند، بستگان، دوستان، جامعه و... بسیار مهم است. انسان باید بداند که بی­توجهی به این امر مهم و به انحراف کشیده شدن نزدیکانش، گناه یا مغفرتش تا روز قیامت برای پدر، مادر، مربّی و... نوشته می­شود.

 


[1] اصول کافی، جلد 1، صفحه 35
 
[2] من لا یحضره الفقیه، جلد 4، صفحه 380


:: بازدید از این مطلب : 2484
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 06 شهریور 1392
فیما اَوصَی بِهِ اَمیرُ المُؤمِنِینَ «علیه السّلام» اِبنَهُ:
یا بُنَیَّ اِنَّ مِنَ البَلاءِ الفاقَةَ وَ اَشَدُّ مِن ذلِکَ مَرَضُ البَدَنِ وَ اَشَدُّ مِن ذلِکَ مَرَضُ القَلبِ وَ اِنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ المالِ وَ اَفضَلُ مِن ذلِکَ صِحَّةُ البَدَنِ وَ اَفضَلُ مِن ذلِکَ تَقوَی القُلُوبِ[1]
 
ترجمه حدیث: در وصیّت­های حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام است که فرمود: ای پسرم! از گرفتاری­ها وبلاهای انسان در دنیا، فقر و تنگ­دستی است، و سخت­تر از آن، بیماری جسمی است، و سخت­تر و بدتر، این است که انسان دلش بیمار باشد. از نعمت­های الهی به انسان در دنیا، داشتن مال و ثروت است و بهتر و بالاتر از آن، بدن صحیح و سالم داشتن است، امّا بالاتر ازآن دارا بودن تقوای قلبی است.
 
شرح حدیث: حضرت علی علیه السلام، گرفتاری­ها و خوشبختی­های انسان را در سه چیز خلاصه کرده و می­فرمایند دو قسمت از گرفتاری­های انسان مربوط به گرفتاری­های مادّی است که انسان مشاهده و حس می­کند؛ اوّل: فقر و تنگ دستی است. به این معنا که انسان از نظر مالی توانایی گذران زندگی خود را نداشته باشد. و دوّم هم بیماری جسمی می­باشد. امّا بخش سوّم گرفتاری انسان که محسوس و مشهود نبوده و از دو بخش قبل سخت­تر است؛ بیماری دل و قلب می­باشد. البته منظور، این قلب که عضوی از اعضای بدن است نیست، بلکه این بخش مربوط به گرفتاری روحی، روانی، درونی، دلی و قلبی او بوده و همان گرفتاری اعتقادی، اخلاقی، گناه ، معصیت و... می­باشد.
نعمت و خوش­بختی انسان هم دو بخش مادّی دارد: اوّل: اینکه به اندازۀ گذران زندگی باشد که محتاج کسی نشود و به آن اندازه از مال دنیا داشته باشد. دوّم: بدنی سالم داشته باشد، زیرا ممکن است انسان پول داشته باشد اما بیمار باشد و پول برای او فایده­ای ندارد.
 بخش سوّم، مربوط به قلب است که دارای ظرافت است. «تقوی القلب» یعنی پرهیز قلب از حبّ دنیا. یعنی این قدر به دنیا نچسبد. زیرا نعمت مال و سلامتی و فقر و بیماری گذرا می­باشد، ولی مرض و بیماری قلبی این طور است که اگر انسانی دارای این بیماری باشد، با این مرض ازدنیا می­رود. حضرت صادق علیه السلام در ذیل آیه"یَومَ لا یَنفَعُ مَالٌ وَ لابَنُونَ إلّا مَن أتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ[2]" می­فرمایند: « هُوَ القَلبُ الَّذی سَلِمَ مِن حُبِّ الدُّنیا[3] » قلب سلیم، دلی است که انسان از حبّ دنیا پرهیز کند. زیرا بیماری قلب تا قیامت با انسان باقی می­ماند. اگر انسان می­خواهد در دنیا و آخرت سعادتمند باشد، با دل سالم در دنیا زندگی کند و با دل سالم از دنیا برود.

 


[1]بحار الانوار، جلد 67، صفحه51
[2]سورۀ مبارکۀ شعرا، آیه 88-89
[3] مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 40


:: بازدید از این مطلب : 2216
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران