میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 88
:: باردید دیروز : 94
:: بازدید هفته : 3352
:: بازدید ماه : 4966
:: بازدید سال : 5168
:: بازدید کلی : 5168
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 07 مهر 1392
  • پيامبر صلى الله عليه و آله:
  • «اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاُْمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاَْغْنياءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْفُقَراءِ اَحْسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ»

  • عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.

  • نهج الفصاحه، ح 2006


:: بازدید از این مطلب : 1247
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 07 مهر 1392
  • امام رضا عليه‏ السلام:
  • «اَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّه‏ِ فَاِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقولُ اَنا عِنْدَ ظَنِّ عَبدىَ الْمُؤمِنِ بى، اِنْ خَيْرا فَخَيْرا وَ اِنْ شَرّا فَشَرّا»

  • به خداوند خوش گمان باش، زيرا خداى عزوجل مى‏فرمايد من نزد گمان بنده مؤمن خويش هستم، اگر به من خوش گمان باشد، به خوبى با او رفتار مى‏كنم و اگر به من بدگمان باشد، به بدى با او رفتار مى‏كنم.

  • كافى، ج 2، ص 72، ح 3


:: بازدید از این مطلب : 1251
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 07 مهر 1392

امام زمان(عج)-مناجات

 

دل بسته ام مرا ز سر خویش وا مکن

از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن

من با تو پیش از آمدنم آشنا شدم

ای آشنا مفارقت از آشنا مکن

تنها بود به دست تو طومار جرم من

این مشت بسته را به بر خلق وا مکن

درمان درد من نبود غیر درد عشق

این درد را ز لطف بیفزا دوا مکن

در من اگر سعادت ترک خطا نبود

در تو کرامت است تو ترک عطا مکن

خواهی اگر ز لطف به من اعتنا کنی

دیگر به کثرت گنهم اعتنا مکن

نزد کریم فرق ندارند خوب و بد

یکجا قبول کن همگان را سوا مکن

عمری به زخم تیر بلا سینه ام بسوز

آنی به هجر خویش مرا مبتلا مکن

«میثم» اگر ترک تن و ترک جان کنی

ترک محبت علی مرتضی مکن

 



:: بازدید از این مطلب : 1846
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 07 مهر 1392

امیرالمومنین امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه 150 نهج البلاغه فرمودند: بدانيد آن كس از ما (حضرت مهدى (عج)) كه فتنه هاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مى‌نهد، و بر همان سيره و روش پيامبر (ص) و امامان (ع) رفتار مى‌كند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملتهاى اسير را آزاد سازد،جمعيت‌هاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آورى مى‌كند.
حضرت مهدى (عج) سالهاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مى برد آنچنان كه اثرشناسان، اثر قدمش را نمى شناسند، گرچه در يافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان كنند.
سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى‌گردند، و چونان شمشيرها صيقل مى‌خورند، ديده هاشان با قرآن روشنايى گيرد، و در گوشهاشان تفسير طنين افكند، و در صحبگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سر مى‌كشند...

 
متن حدیث: 
 
أَلاَ وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ اَلصَّالِحِينَ لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً وَ يُعْتِقَ رِقّاً وَ يَصْدَعَ شَعْباً وَ يَشْعَبَ صَدْعاً فِي سُتْرَةٍ عَنِ اَلنَّاسِ لاَ يُبْصِرُ اَلْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ ثُمَّ لَيُشْحَذَنَّ فِيهَا قَوْمٌ شَحْذَ اَلْقَيْنِ اَلنَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ  وَ يُرْمَى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسَامِعِهِمْ وَ يُغْبَقُونَ كَأْسَ اَلْحِكْمَةِ بَعْدَ اَلصَّبُوحِ ...
 
 
 
«نهج البلاغه، خطبه 150»


:: بازدید از این مطلب : 1723
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 07 مهر 1392

از آهنگ خوبی که یک مداح دارد کاری برمی آید که از دیگری برنمی‌آید. همین یا حسین و یا عباس را ما در مقاتل می‌خوانیم، گاهی هم ممکن است چشم‌مان تر شود اما وقتی که آقای انسانی می‌خواند، آدم نمی‌تواند خودش را کنترل کند.

پنجشنبه هفته گذشته جمعی از شعرای آیینی مجمع شاعران اهل‌بیت(ع) در شهرستان دماوند با آیت‌الله جوادی آملی دیدار کردند. به گزارش عقیق فرازهای مهمی از دیدگاه‌های آیت الله جوادی آملی در این دیدار به این شرح است:‌

هرچیزی که حق است و می‌گریاند را بگوییم

شعرای عزیز ما بدانند که مسئولیت آن‌ها باز کردن گره انگیزه است. از آن‌ها این کار برمی‌آید. از شعر کاری برمی‌آید که از نثر نمی‌آید. از آهنگ خوبی که یک مداح دارد کاری برمی آید که از دیگری برنمی‌آید. همین یا حسین و یا عباس را ما در کتب مقاتل می‌خوانیم، گاهی هم ممکن است چشم‌مان تر شود اما وقتی که جناب آقای انسانی می‌خواند، آدم نمی‌تواند خودش را کنترل کند. پس آنچه انگیزه را می‌شوراند چیز دیگری است. تنها علم نیست، علم کار اندیشه را تامین می‌کند.

بعضی افراد بخش انگیزه‌شان خیلی قوی است اما اندیشه‌شان ضعیف است. باید بوسیله شعر انگیزه این‌ها را تقویت کرد. هرچیزی که فقط می‌گریاند را نگوییم. هرچیزی که حق است و می‌گریاند را بگوییم. عاطفی سخن نگوییم، معقول و مقبول سخن بگوییم. ممکن است انسان بگریاند، اما گریه بدون ادراک، آن ثمر را ندارد. انگیزه بی اندیشه مثل مقدس بی درک است. هرچه به مقدس بی درک بگویی باور می‌کند، هرچه به او بگویی انجام می‌دهد، اما نمی‌داند که صحیح است یا نه. او مثل نابینایی است که می‌تواند بدود اما نمی‌داند که کدام طرف برود.

انقلاب ما هم حسینی الحدوث است هم حسینی البقاء

بعضی نه عقل نظر دارند که اهل اندیشه باشند، نه عقل عمل دارند که اهل انگیزه باشند. نه جزم عالمانه دارند و نه عزم مومنانه. بنابراین همانطور که اولا در بیرون، یک بخش علمی داریم و یک بخش عملی و ثانیا چهار گروه زیر مجموعه آن هستند. در درون ما هم یک سلسله نیروهایی داریم که مسئول اندیشه‌اند و یک سلسله نیروهایی که مسئول انگیزه‌اند که به چهار گروه تقسیم می‌شوند. عالم عادل داریم، عالم بی عمل داریم، مقدس بی درک داریم و جاهل متهتک که از هر دو جهت محروم است هم داریم.

حالا اصل بحث این است که شعرای عزیز هم شعر خوب بگویند هم خوب شعر بگویند. هم بخش اندیشه را تامین کنند، هم بخش انگیزه را. از چیزی که عاطفی محض است ولی برهانی نیست پرهیز کنند. چیزی که سند دارد را به صورت نظم دربیاوند و اثر ببخشند. اگر شعر هم معقول بود و هم مقبول، هم اندیشه جامعه و هم انگیزه آن را تامین می‌کند. هم عقلا و دانشمندان را می‌گریاند، هم طبقه دیگر را می‌نالاند و اثر دارد.

گذشته از ثواب و هزاران برکتی که برای جریان سیدالشهدا سلام‌الله‌علیه در دنیا و آخرت است، ما باید بدانیم که به این جریان بدهکاریم. گفته‌اند اسلام نبوی الحدوث است و حسینی البقاء. درست هم هست. اما انقلاب ما به برکت خود خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام، بدون تعارف هم حسینی الحدوث است هم حسینی البقاء. آن‌هایی که کاملا انقلاب را درک کرده‌اند می‌دانند، وقتی بختیار بحث حمایت از قانون اساسی را مطرح کرد، یک راهپیمایی چهارصد هزار نفره از ساواکی‌ها و ارتشی‌ها ترتیب داده شد که از خیابان انقلاب می‌گذشتند و چشم پر کن بود. خیال می‌کردند که این می‌تواند علیه انقلاب کارساز باشد. اما ما در برابر این راهپیمایی چهار تا راهپیمایی حسینی داشتیم که کار را یکسره کرد. تاسوعا، عاشورا، اربعین و 28 صفر. راهپیمایی‌هایی که میلیونی بود. ما به جز این چهار تا راهپیمایی، تظاهرات میلیونی نداشتیم. می‌بینید که همه این 4 روز هم برای امام حسین است. پس این انقلاب حسینی الحدوث است.

بعلاوه حسینی البقاء هم هست. برای این که همه ما دیدیم، پنجاه تا پرچم که روی دوش عزیزان ما بود همه اش یا زهرا و یا حسین سلام‌الله‌علیهما بود، یک عدد پرچم سه رنگ هم نبود. درست است که ایران پرچم دارد و مرز پر گهر است، ما برای حفظ این وطن تا مرز شهادت هم می‌رویم، اما دین به ما گفته که این کار را بکن. با این حال اینطور نیست که این پرچم سه رنگ کشور را حفظ کرده باشد. این‌ها که دیگر تاریخ نیست، همه ما با چشم خودمان دیده‌ایم. نظام و کشور ما بدهکارند. مرثیه‌ای که در جبهه‌ها بود یا حسین یا حسین و کربلا کربلا بود، مرز پر گهر نبود. این مرز پر گهر در جنگ جهانی اول نتوانست کار بکند و ما شکست خوردیم. در جنگ جهانی دوم هم نتوانست کار بکند، هرچه گفتند گفتیم چشم، گفتند هفده شهر بدهید، گفتیم چشم، گفتند برده باشید، گفتیم چشم. این مرز پر گهر بود دیگر.

این نهضت باید حفظ شود

شصت سال قبل بنده بیست ساله بودم و در مدرسه مروی تهران درس حوزه می‌خواندم. مرحوم آقای کاشانی رهبری نهضت ملی را برعهده داشت و غالبا طلبه‌ها به احترام ایشان در میتینگ‌ها شرکت می‌کردند. در جریان ملی شدن صنعت نفت، وقتی که مصدق نفت را ملی کرد و انگلیسی‌ها را بیرون کرد، شعار رسمی مردم تهران «مرگ بر شاه» بود. در خیابان مولوی میدانی هست به نام قیام که قبلا میدان شاه بود. 9:30 صبح روز 28 مرداد 32، یک دست فروش یک جعبه گلابی آنجا می‌فروخت و داد می‌زد که «آی، شاه میوه دارم». ریختند و بساطش را به هم زدند که چرا می‌گویی شاه. ساعت 10 شد، کودتا شد و مصدق و باندش به زندان افتاند و زاهدی دولت تشکیل داد. بعد از ظهر همان روز در همان تهران گفتند جاوید شاه! ما کودتای ننگین 28 مرداد را دیدیم.

 شاه برگشت، نفت را دادند به انگلیس و گاز را دادند به شوروی و ما شدیم برده. این‌ ها همان مرز پر گهر بود دیگر. اما وقتی که امام، مرجعیت، روحانیت، حسینیه و مسجد قیام کرد، شانزده شهریور گفتیم مرگ بر شاه، هفده شهریور در میدان شهدا آن همه شهید دادیم و گفتیم مرگ بر شاه، هجده شهریور هم گفتیم مرگ بر شاه. گفتیم تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد و این طور شد. پس این نهضت حسینی الحدوث است و حسینی و البقاء و این باید حفظ شود. این جایزه را خاندان عصمت و طهارت به ابی عبدالله سلام‌الله‌علیه دادند.

گفتند شهریار یک جا اشتباه کرده

این خاندان، خاندان کرم هستند. سائل که می‌آمد در خانه‌شان، در را نیم باز می‌کردند که سائل نبیندشان. یک مطلبی عرض کنم تا مداحان و آن‌هایی که به اهل‌بیت علیهم‌السلام وابسته‌اند، بدانند که مولایشان همیشه غنی و قوی است، اغنی و اقوی. خب می‌دانید که همه کارمندان حقوق بازنشستگی دارند، ولی واعظان و مداحان حق بازنشستگی ندارند. حدود بیست سال قبل بعضی از آقایان به این فکر افتاندند تا یک بودجه‌ای بگیرند تا این‌ها را در دوران سالخوردگی تامین کنند.

 یکی از بزگواران تعریف می‌کرد که ما رفتیم ارومیه منزل یکی از آقایانی که ذاکر اهل‌بیت علیهم‌السلام بود و سالمند شده بود، به او گفتیم که ما آمدیم ببینیم مشکل شما در دوران سالمندی چیست. این آقا جواب داده بود که ما مشکل داریم اما با شما درمیان نمی‌گذاریم. بعد گفته بود از شهریار هم گله داریم. گفتیم از شهریار چطور؟ گفت شهریار در آن شعر معروف «علی ای همای رحمت» یک جا اشتباه کرده، آن هم در آن بیتی که گفته «برو ای گدای مسکین در خانه علی زن/که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را»، شهریار باید می‌گفت «مرو‌ ای گدای مسکین به در سرای مولا/ که علی همیشه می‌زد در خانه گدا را». این علی است. ما بدهکار این‌ها هستیم. اجر همه شما با کسی باشد که خودش در خانه شما را می‌زند و او علی بن ابی طالب است.




:: بازدید از این مطلب : 1698
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 07 مهر 1392
گنبد طلا
بر روی عکس کلیک کنید
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 1777
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 03 مهر 1392

 نمی‌دانم تا به حال به غروب خورشید خیره شده‌اید یا نه؟ حس خاصی به آدم دست می دهد. آفتاب انگار موقع رفتن، حرف‌هایی می‌زند که اهل دل آن را به خوبی درک می‌کنند.

من در رفتار شهدا خیلی دقت می‌کردم. بعضی از کارهای شان به ما می‌فهماند که دیگر ماندنی نیستند. بسیاری از شهدا علاقه عجیبی به تماشای غروب خورشید داشتند. عصرها یک گوشه کز می‌کردند، به آفتاب خیره می‌شدند و در سکوتی پر معنا فرو می‌رفتند. انگار به آفتاب دل بسته بودند که با رفتنش، حس و حال شان عوض می‌شد، اما نه. شهدا و دلبستگی؟!

محمد هم از همین قبیله بود. با این که خیلی دوستش داشتم و همیشه با او شوخی می‌کردم اما غروب وقتی یک گوشه می‌نشست و به شفق خورشید نگاه می‌کرد، دیگر جرأت نزدیک شدن به او را نداشتم.

اگر قسم بخورم که نور صورت محمد را در نیمه شب، در تاریکی سنگر با چشمان خود دیدم، باور خواهید کرد؟

با تمام وجود یقین داشتم که محمدم رفتنی است. به خدا باور داشتم این نوجوان چهارده ساله ی نحیف و مُردنی که با تقلب در شناسنامه، خود را به جبهه رسانده، شیرمرد عاشق و عارفی است که فقط همین چند روز را در میهمانی دنیا می‌گذراند.

به خودش هم گفتم اما می‌گفت:

«من لیاقت شهادت را ندارم.»

یک شب به من گفت که دوست دارد مفقود شود. من از او بزرگ تر بودم. گفتم:

«نه، شهادت بهتر است. چون خون شهید و تشییع پیکر او در خیابان‌ها می‌تواند روی عده‌ای تأثیر بگذارد و ...»

سکوت کرد. چند روزی به عملیات مانده بود. آن شب‌ها با همه ی شب‌ها تفاوت داشت. همه داشتند با خودشان تصفیه حساب می‌کردند. یک شب محمد همین طور که دراز کشیده بود، نگاهش را به بالا دوخت و با صدایی ملایم گفت:

«رضا! دوست دارم موقع شهادت، تیر درست بخورد به قلب ام درست همین جایی که این شعر را نوشته‌ام.»

کنجکاو شدم. سرم را بالا گرفتم. در تاریک روشن سنگر به پیراهنش نگاه کردم. این بیت نوشته بود:

 

 

 آن قدر غمت به جان پذیرم حسین

تا قبر تو را بغل بگیرم حسین


موقع عملیات، ما باید از هم جدا می‌شدیم. والفجر 8 با رمز مقدس یا فاطمه الزهرا(س) آغاز شد. چند روز از عملیات گذشت. در این مدت از فرزندان گمنام این آب و خاک حماسه‌هایی را دیدم که در هیچ شاهنامه‌ای نخوانده بودم.

وقتی به مقر برگشتم، رفتم سراغ بچه‌های امدادگر. دلم برای محمد شور می‌زد. پرسیدم: «آیا کسی نوجوانی به نام محمد مصطفی‌پور را دیده یا نه؟» برای توضیح بیشتر گفتم: «روی سینه اش هم یک بیت شعر نوشته بود.» تا این را گفتم، یکی جواب داد: «آهان دیدمش برادر! او شهید شده...» منتظر جوابی غیر از این نبودم. گفتم: «الحمدالله... محمد هم رفت.»

دوباره پرسیدم: «شهادت او چه طور بود؟»

امدادگر گفت: «تیر خورد روی همان بیتی که روی سینه اش نوشته بود.»

هم تعجب کردم و هم خیال ام راحت شد. محمد آن طور شهید شد که خودش دوست می‌داشت.

* فرازی از وصیت نامه

خدایا ! تو می دانی که من در این بیابان سرد و خموش،  همچنان می گردم و برف های نشسته بر زمین را با دست هایم کنار می زنم تا لاله ای که شهادت است را پیدا کنم و بتوانم راهی به سوی آن پیدا نموده و پایم را از زنجیر زندگی دنیوی آزاد نمایم وحیات اخروی را برای خود بر گزینم...

برادران و خواهران ! شهدا بر اعمال ما ناظرند. نکند خدای نکرده اعمال و رفتار ما باعث افسردگی روح این عزیزان گردد. باید دقت کنیم و در خودمان بیشتر تجدید نظر نماییم. بیاییم خود را از تمامی آنچه که موجب عدم رضایت خداوند و ائمه اطهار و شهیدان خواهد شد شست و شو دهیم و مطیع خالص خداوند باشیم شهدا رفتند و ما باید خودمان را بسازیم تا بتوانم به آنها برسیم...

راوی: رضا دادپور «از رزمندگان لشکر ویژه 25 کربلا»

منبع: ابنا



:: بازدید از این مطلب : 2461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 03 مهر 1392
 حضرت امام موسي كاظم عليه السلام فرمودند: مؤمن هميشه، در همه حالات در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه در سختي قرار گيرد و بندهاي بدنش قطعه قطعه گردد برايش خير و خوشبختي است؛ و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد، نيز برايش خير و سعادت است.
 
متن حدیث:
 
 قالَ الإمام الكاظم عليه السلام : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ كُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَةً أنْمِلَةً كانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّي شَرْقَها وَ غَرْبَها كانَ خَيْراً لَهُ.
 
 
«كتاب التمحيص، صفحه 55،حدیث 109»

 



:: بازدید از این مطلب : 1266
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 مهر 1392

این چنین می گفت یک رزمنده ای

از شهیدی نکته ارزنده ای

روزگاری در میان جبهه ها

خفته بودم  در میان خیمه ها

ناگهان صوتی مرا بیدار کرد

گفتگوهای دلم را زار کرد

گوئیا این گفتگوی پرنفس

اختلافی بود مابین دو کس

یک تن از آنها دلش پر درد بود

شکوه ها ازیاردیگر می نمود

این چنین می گفت با آه ونوا

تو به من بسیار بنمودی جفا

جامه ی ذلت نمودی بر تنم

طوق آتش ساختی بر گردنم

تو مرا کردی اسیر حرف خود

عمر پاکم را نمودی صرف خود

از همان اول تو را نشناختم

با تو من سرمایه ام را باختم

دیگرازجانم چه می خواهی برو

تو مرا دادی به گمراهی برو

الغرض این شکوه ها پایان نداشت

باور این صحنه ها امکان نداشت

آمدم از راه صدق وائتلاف

تا که شاید حل کنم این اختلاف

گوشه آن خیمه را بالا زدم

بر همه پندارهایم پازدم

ناگهان دیدم که یک تن بیش نیست

روی خاک افتاده بود و می گریست

آنکه از دستش شکایت می نمود

نفس بود و نفس بود و نفس بود

دیدمش با خویش نجوا می کند

نفس خود را خوار و رسوا می کند

آری این آئین مردان خداست

نفس را هرشب نمایند بازخواست

این همان سرّ سبکبالان بود

این همان سرچشمه ایمان بود

یادم آمد یک حدیثی پر بها

از امام کاظم آل عباء

از حساب نفس هرکس شد جدا

لیس منا اهل بیت مصطفی

 

شعر از مداح اهل بیت(ع)،حاج رحمان نوازنی



:: بازدید از این مطلب : 3155
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 02 مهر 1392

رهبر انقلاب اسلامی حجاج را به پرهیز از رفتارهای سبک توصیه و خاطرنشان کردند: یکی از این رفتارهای سبک، عطش بازارگردی است که علاوه بر اینکه ارز کشور را برای خرید کالاهای بی‌کیفیت به هدر می‌دهد، فرصت ارزشمند عبادت و بهره‌مندی معنوی در ایام حج را نیز از بین می‌برد.

 

به نقل از باشگاه خبرنگاران، خرید سوغاتی حجاج ایرانی در چند سال اخیر مورد توجه و گوشزد رهبری، مسئولان نظام و مسئولان سازمان حج کشور بوده و همیشه توصیه‌هایی در این راستا به حجاج می‌شود که از خریدهای غیرضروری در ایام حج خودداری کنند.به همین منظور به بازخوانی بخشهایی از سخنان رهبر معظم انقلاب در باب این سفر معنوی و خرید سوغاتی پرداخته ایم که با توجه به آغاز این سفر معنوی خواندن آنها خالی از لطف نیست.

...آوردن هدیه اى از حج براى خانواده، خوبست اما اسراف در این کار و صرف وقت فراوان براى خرید کالا و سوغات، علاوه بر هزینه هنگفت آن، باعث جلوگیرى از توجه کامل به محتواى حقیقى حج مى شود و باید براى آن فکرى کرد.

دیدار با کارگزاران حج در اسفند سال 82

 

... از جمله غفلتهاى احتمالى در حج، یکى این است که کسانى به جاى شرکت در نمازهاى جماعت، به جاى طواف مستحبى، به جاى حضور در فضاى معطر مسجدالحرام یا مسجدالنبى - که از دوران افتخار اسلام و دوران وحى و بعثت، این همه خاطرات در این دو محل وجود دارد - سراغ زرق وبرق هاى بى ارزش و پوچ و بازارها و مغازه ها بروند، براى این که جیب دولتهاى بیگانه ى لاابالى نسبت به منافع مسلمین را پُر کنند؛ جیب کارگر و سرمایه دارِ آنها را با پول ایرانى و با ثروت ملى شان پُر کنند. به جاى شرکت در نمازجماعت، به بازارگردى و دکان گردى بروند و اجناس را تماشا کنند. انسان متأسف مى شود وقتى بشنود هنگامى که جمعیتِ باشکوه در مسجدالحرام یا مسجدالنبى مشغول اقامه ى جماعتند یا به اقامه ى جماعت مى شتابند، تعداد معدودى حاجىِ ایرانى - یا مرد یا زن - سراغ بازارها بروند؛ کیسه ها را زیر بغل بگیرند و اجناسى را که در شهر خودشان گاهى ارزان تر و بهتر از آن جا مى توانند پیدا کنند، بگیرند بیایند. «ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»؛ این بهتر و مفیدتر و مهمتر است که انسان به نماز، به عبادت، به ذکر، به توجه و به حضور در جماعات بپردازد؛ اینها دستاورد واقعى حج است؛ سوغات، اینهاست. سوغات، معنویتى است که شما در خودتان ذخیره مى کنید و مى آورید؛ اخلاق و روحیاتى است که با خودتان مى آورید. ما دیده ایم کسانى را که وقتى از حج برمى گردند، چهره و رفتار و کلام و ظاهر و باطن آنها انسان را موعظه مى کند و تحت تأثیر قرار مى دهد؛ این خوب است؛ این سوغات واقعى است.

دیدار دست اندرکاران مراسم حج (1383/09/30)

 

... «حج و فضاى آن را از انگیزه هاى دنیایى و مادى - تا آن جایى که ممکن است - تخلیه کنند.» این خیلى مهم است؛ چون یکى از شاخصهایى که در حج در نظر گرفته شده است، این است. مى گویند در حج شما حق ندارید بوى خوش استعمال کنید، اگر از جایى گذشتید که بوى ناخوشى هست، حق ندارید بینى تان را بگیرید. البته اینها خیلى معنا دارد. حج جایى است که باید هر چه ممکن است انسان از انگیزه هاى دنیوى و مادى جدا و دور بشود. البته ما نمى خواهیم سفارش کنیم که به حجاج آنجا گرسنگى بدهید یا جاى بد بدهید، نه؛ پذیرایى از حجاج و مسکن و غذا و تأمین آسایش جسمانى شان که بتوانند به مسائل معنوى بپردازند، خود این یکى از کارهاى مهم است؛ این را ما نفى نمى کنیم. اما این انگیزه هاى مادى را تا آنجایى که ممکن است، باید از دلها خارج کرد؛ این انگیزه ى بازارگردى و سوغات خَرى و اینها را باید کم کرد؛ نگاه به حج به صورت یک سفر گردشى یا خداى نکرده با یک اهداف دیگر، که دیگر آنها قابل ذکر هم نیست. ولى این نفس و هواى انسان، انسان را به خیلى جاها مى کشاند. باید اینها را مراقبت و جلوگیرى کرد. این انگیزه هاى مادى باید در حج - چه در حاجى، چه در همراه، چه در کارگزار - دور شود؛ این هم یک نقطه است که اگر بخواهیم از آن ظرفیت عظیم استفاده کنیم، یکى از شرایطش این است.

دیدار کارگزاران سازمان حج و زیارت  (1385/09/01)

 

... من با سوغاتى خریدن مخالف نیستم، اما با این بازارگردى‌ها چرا؛ خیلى بد است. یک عده‌اى عطش بازارگردى دارند؛ اینها ملت شما را، مردم شما را سبک میکند؛ حیف است. میروند یک جنسهائى را میخرند، غالباً هم جنسهاى بى‌کیفیت از کشورهاى دوردستِ سودجو که با همان کمپانى‌هاى داخل آن کشور میزبان بندوبست دارند. براى حجاج جنس بدلى و بى‌کیفیت درست میکنند مى‌آورند توى این بازارها میریزند، شما هم میروید این ارز خودتان را و عِرض خودتان را میریزید براى اینکه این کالاهاى بى‌کیفیت را خریدارى کنید. امروز در کشور ما خوشبختانه کالاهاى داخلى با کیفیت خوب، متنوع، زیبا، ساخته‌شده‌ى دست کارگر ایرانى - برادر خودتان - فراوان است. بعضى‌ها قبل از اینکه سفر مکه بروند، سوغاتى‌هاى سفر را در اینجا میخرند - کار خوبى است - نگه میدارند؛ بعد که برگشتند، همانهائى را که در بازار شهر خودشان تهیه کرده‌اند، به عنوان سوغاتى میدهند. هدیه‌ى سفر است دیگر، خوب است. این کار، خیلى کار خوبى است.

بعضى‌ها به عنوان چیز متبرک، از آنجا سوغاتى مى‌آورند؛ تبرکى ندارد. این جانمازهائى که در سنندج و کردستانِ خودمان میبافند، بمراتب از جانمازهائى که از آنجا مى‌آورند، بهتر است. برادر خودتان را تقویت کنید، ساخت دست او را که هم زیباتر است، هم بهتر است، بخرید و این را به عنوان سوغاتى بدهید. این را آنجا ببرید و به افرادى که دوست دارید، سوغاتى بدهید. همه‌ى اجناس خودمان همین طور است؛ حالا من جانماز را مثال زدم که مقدس‌ترین است. اینها را رعایت کنید.

ما در اسلام همه چیز داریم. نظام اسلامى در درون خود همه چیز دارد. این کالاى مادى است، کالاى معنوى هم داریم. معارف ما، درس ما، قرآن ما، سنت ما، احادیث ائمه‌ى اطهار (علیهم‌السّلام)، اینها همه، سرمایه‌هاى ماست. اگر چنانچه به این سرمایه‌ها توجه کنیم، از آنها استفاده کنیم، خودمان را از آنها محروم نکنیم، پیش میرویم؛ «ان احسنتم احسنتم لأنفسکم»؛ اگر به دست خودمان خود را محروم کردیم، «و ان اسأتم فلها».(٤) «و من اوفى بما عاهد علیه الله»؛ اگر چنانچه به آنچه با خدا معاهده کردیم، عمل کردیم، «فسیؤتیه اجرا عظیما»؛(٥) اگر چنانچه نه، آنچه را که با خداى متعال معاهده کردیم و قرارداد گذاشتیم، شکستیم، «فمن نکث فانّما ینکث على نفسه»،(٦) علیه خودمان کار کرده‌ایم.

دیدار کارگزاران حج‌ (1390/07/11)



:: بازدید از این مطلب : 1639
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران