میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 15
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 363
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2795
:: بازدید ماه : 8926
:: بازدید سال : 15142
:: بازدید کلی : 15142
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

 در ادامه طرح برخی مسائل در خصوص مسئله وضو، به چندین سوال  جدید در این باب می پردازیم:

 سؤال: گفته شده هنگام شستن دست‌ها هنگام وضو لابلای انگشتان نیز باید شسته شود، حال اگر كسی به علت ندانستن مسأله دست‌ها را از آرنج تا نوك انگشتان شست ولی لابلای انگشتان را نشست آیا وضوی او اشكال دارد؟ نماز خوانده شده با آن چه حكمی دارد؟

 جواب: اگر می‌داند كه آب وضو به لابلای انگشتان هم می‌رسیده است اگرچه دست به آنها نمی‌مالیده، وضو صحیح است، والا وضو باطل و قضای نمازهایی كه با وضوی باطل خوانده شده واجب است. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س25)

 سؤال: آیا نیت برای وضو واجب است و اگر نماز با وضوی بدون نیت خوانده شود آیا اشكال دارد؟

جواب: بلی ـ نیت برای وضو لازم و واجب است، ولی مگر می‌توان عملی را بدون نیت انجام داد. همین مقدار كه شما تصمیم می‌گیرید كه وضو بگیرید كه با طهارت باشید، نیت است و ذكر نیت به زبان لازم نیست. .(ر.ک تحریر الوسیله امام خمینی(ره), ج 1, ص28 و29, م180)

 سؤال: آیا جوهر خودكار،‌ روغن ماشین و... چرك زیر ناخن آیا مانع در وضو می‌شود و آیا رنگی كه ناخن بر می‌دارد مثلاً گاهی سر ناخن‌ها سیاه می‌شود مانع هست یا نه؟

جواب: اگر رنگ جرمیّت داشته باشد مثل جوهر خودكار و روغن ماشین باید برطرف شود و اگر مثل رنگ حنا یا جوهر خودنویس باشد اشكال ندارد و چرك زیر بیخ ناخن اگر ظاهر نباشد اشكال ندارد و مانع نیست. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س41, 42, 43)

 سؤال: آیا در گرفتن وضو حتماً باید نیت را به زبان آورد و یا همین اندازه كه در دل نیت قربت برای وضو، انجام دهیم كافی است؟

جواب: در تمام موارد مذكور تلفظ نیت به زبان لازم نیست و همان توجه قلبی به انجام وظیفه كافی است. .(ر.ک تحریر الوسیله امام خمینی(ره), ج 1, ص29, م18)

 سئوال: اگر در حین وضو یا بعد از آن مرتكب گناه شویم مثلاً نگاه به نامحرم، فحش، غیبت و... وضو را باطل می‌كند؟

جواب: وضو باطل نیست. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س71)

 سئوال: وضو گرفتن در حالی كه به مژه‌ها ریمل مالیده شود صحیح است؟

جواب: اگر مانع رسیدن آب به مژه باشد باید برطرف شود. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع ج1, ص187, شرط13)

 سئوال: در مسح پا باید عرض مسح، سه انگشت بسته باشد؟

جواب: عرض مسح پا به هر اندازه باشد كافی است البته مسح با سه انگشت و یا تمام كف دست مستحب است. و از نظر برخی از فقها احتیاط مسح با سه انگشت است. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع ج1, م253)

سئوال: اینجانب عینك نامرئی (لنز) می‌زنم و آن وسیله‌ای است كه بر روی عنبیّه قرار می‌گیرد، آیا وضو و غسل با آن اشكال دارد یا نه؟

جواب: اگر در داخل چشم قرار می‌گیرد مانع از صحت وضو و غسل نیست. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س19)

 

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2387
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

در وصیّت و بخشش های مالی دیگر، لازم است جوانب مختلف در نظر گرفته شود؛ مانند این که وصیّت به یک امر پسندیده و از روی خیرخواهی باشد، نه از روى کینه و انتقام و یا مهرورزى‏ هاى بى ‏جا و بى مورد.

سوال: آیا اگر شخصی در زمان حیات خود همه اموال خود را در راه خیر و ترویج دین مصرف کند و برای ورثه چیزی باقی نگذارد، اشکال دارد؟

پاسخ به پرسش مورد نظر، از نکات زیر روشن می شود:

1. از اموری که در آموزه های دینی بسیار بر آن تأکید شده، انجام کارهای خیر و صرف اموال در جهت کارهای سودمند است.

2. در قرآن کریم از اموالی که انسان پس از خود بجا می گذارد، تعبیر به «خیر» شده و سفارش شده است که این اموال با وصیّت تکلیفش روشن شود: «بر شما نوشته شده: هنگامى که یکى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبى [مالى‏] از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیکان، بطور شایسته وصیّت کند!این حقّى است بر پرهیزکاران!».[1]

این آیه شریفه، به روشنی دلالت دارد که اگر انسان مالی از خود بجا گذاشت، با وصیّت به آن، رعایت حال والدین و یا نزدیکان را به طریق شایسته بنماید.

3. گفتنی است وصیّت باید به یک امر پسندیده و از روی خیرخواهی باشد، نه از روى کینه و انتقام و یا مهرورزى‏ هاى بى ‏جا و بى ‏رویّه؛ چون از ارث، تنها بعضى از بستگان بهره ‏مند مى‏ شوند آن هم به مقدار معیّن، لذا اسلام سفارش مى‏ کند اگر در میان فامیل کسانى هستند که از ارث محرومند و یا سهم ارث آنان اندک است، با وصیّت، در مورد توسعه‏ سهمیّه آنان اقدام نمود، ولى اگر کسى در این وصیّت رعایت عدالت نکند و یا ظلمى را روا دارد، گناه کبیره انجام داده است.[2] پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «مرد یا زن شصت سال خدا را عبادت مى ‏کنند و هنگام مرگ در وصیّت به حق رفتار نمى‏ کنند و این کار آنان را جهنّمی می کند».[3]

4. استحباب وصیّت در صورتی است که مال قابل توجّهی، از میّت باقی مانده باشد و بر کسانی که چنین مالی ندارند وصیّت مالی لازم نیست. شخص فقیری به حضور امام علی (علیه السلام) رسید و به حضرت عرض کرد آیا وصیّت نکنم؟ حضرت فرمود: وصیّت به تقوا کن امّا اموالت را برای ورثه ات باقی گذار! سپس به آیه ذکر شده استشهاد نمود و فرمود: تو خیری (مالی) باقی نگذاشتی تا وصیّت کنی.[4]

5. در وصیّت، کسانی که بستگان فقیر دارند، آنان را در اولویت قرار دهند، و در مواردی هم که شخص اموالی دارد، گر چه تا ثلث (یک سوم) اموال خود می تواند وصیّت کند، اما سیره پیشوایان دین به جهت رعایت حال بازماندگان وصیّت به خمس (یک پنجم) اموال را سفارش فرموده اند. همان طور که در روایات آمده:

یک. امام علی (علیه السلام) می فرماید: «مستحب است که وصیّت به خمس اموال شود، چنان که خداوند در واجبات مالی به پرداخت خمس اموال بندگان رضایت داده است» و در ادامه فرمود: «وصیّت به خُمس از مال، میانه روی و به رُبع (یک چهارم)، به زحمت انداختن ورثه و به ثلث، ستم به ورثه است». [5]

دو. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «اگر به ربع (یک چهارم) از مال، وصیّت شود، خوشایندتر برای من از وصیّت به ثلث است».[6]

سه. امام صادق (علیه السلام) به روایت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «پنج خرما، یا پنج تکّه نان یا چند دینار (سکّه طلا) یا درهم (سکّه نقره) که آدمى به دست مى‏ آورد و می خواهد آنها را ببخشد، افرادی که به ترتیب شایسته انفاق هستند، عبارتند از:

اول: پدر و مادر

دوم: خود و خانواده اش

سوم: نزدیکان فقیر

چهارم: همسایگان فقیر

و پنجم: در راه خدا که اجرش از همه کمتر است».[7]

از آنچه بیان شد، روشن می شود که در وصیّت و بخشش های مالی دیگر، لازم است جوانب مختلف در نظر گرفته شود.

سوال: آیا زن می تواند از عرصه(زمین) شوهر ارث ببرد؟

در این مورد بین فقهاء اختلاف است (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2 ،ص 898)، عده ای قائل اند که زن از عرصه(زمین) ارث نمی برد اما نظر مقام معظم رهبری این است که زن اگر چه از اصل زمین ارث نمی برد ولی از قیمت آن ارث می برد. توجه شما را به سوال زیر جلب می کنیم.

سوال: در باب ارث زوجه از قیمت زمین دو فتوى بین فقهاى عظام وجود دارد و شنیده‌ایم که نظر مبارک حضرتعالى این است که زوجه از قیمت زمین ارث مى‌برد. خواهشمند است بفرمایید آیا در این مسأله بین اینکه زوجه از میّت، صاحب فرزند باشد یا خیر تفاوتى وجود دارد؟

جواب: زوجه خواه داراى فرزند از شوهرش باشد یا نباشد از قیمت زمین خواه زمین خانه یا مغازه یا زمین باغ یا مزرعه باشد ارث مى‌برد. (ارث زن از قیمت زمین) امروزه این فتوا در محاکم قضایی مبنای عمل است. (سایت دفتر مطالعات و تحقیقات زنان)

 

پی نوشت ها:

[1]. بقره، 180.

[2]. قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج 1، ص 180

[3]. پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ص 279

[4]. محدث نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 14، ص 94

[5]. همان.

[6]. فقه الرضا (علیه السلام)، ص 298، مۆسسه آل البیت (علیهم السلام)

[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 5، ص 66


:: بازدید از این مطلب : 2264
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

سيد نعمت الله جزائرى در انوار نعمانيه باب احوال بعد از مرگ مى نويسد: كه در اخبار است مرد مستمندى از دنيا رفت و از صبح كه جنازه او را بلند كردند تا به شام از دفنش فارغ نشدند به واسطه كثرت ازدحام و انبوه جمعيت بعدها او را در خواب ديدند. پرسيدند خداوند با تو چه كرد؟ خداوند مرا آمرزيد و نيكى و لطف زيادى درباره من فرمود، ولى حساب دقيقى كرد.

حتى روزى بر در دكان رفيقم كه گندم فروشى داشت نشسته بودم با حال روزه ، هنگام اذان كه شد يك دانه از گندم هاى او را برداشته و با دندان خود دو نيمه كردم ، در اين موقع به خاطرم آمد كه گندم از من نيست آن دانه شكسته را بر روى گندم هاى او افكندم خداوند چنان حسابى كرد كه از حسنات من به اندازه نقص قيمت گندمى كه شكسته بودم گرفت.

و نيز آن دانشمند جليل مى نويسد: كه روايت شده روز قيامت بنده را بر محلى كه مشرف بر مردم است مى آورند و ندا مى كنند هر كس حقى به گردن اين شخص دارد اكنون موقع تصفيه حساب اوست پيش آيد و حق خود را بستاند. سخت ترين پيشامد براى آن بنده اين است كه شخصى را مشاهده كند كه او را مى شناخته ، زيرا در آنحال مى ترسد آن شخص ‍ ادعائى بر او بنمايد، روايت شده در مقابل هر يك ششم از درهم نقره (درهم 18 نخود است ) هفتصد نماز قبول شده مى گيرند و به صاحب حق مى دهند.

 

با خرد دوش در سخن بودم

كشف شد بر دلم مثالى چند

گفتم اى مايه همه دانش

دارم از خدمتت سوالى چند

چيست اين زندگانى دنيا

گفت خوابيست يا خياى چند

گفتم اين ملك و مال دنيا چيست

گفت دردسر و وبالى چند

گفتم او را چه حاصل است بگو

گفتم غم خوردن و مالى چند

گفتم اين بحث اهل دنيا چيست

گفت بيهوده قيل و قالى چند

گفتم اهل زمانه در چه دمند

گفت در بند جمع مالى چند

گفتم اهل ستم چه طايفه اند

گفت گرگ و سگ و شغلى چند

گفتم اين نفس رام كى گردد

گفت چون ديد گوشمالى چند

گفتمش چيست كدخدائى گفت

هفته اى عيش و غصه سالى چند

گفتمش چيست گفته سعدى

گفت پندى است حسب و حالى چند

 

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

در این باره امام صادق(ع) می فرمایند: نگاه حرام تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است و چه زیاد است نگاه هایی که مایه ی حسرت و پشیمانی طولانی شده است، و همچنین ایشان می فرمایند:کسی نیست که بهره ای از زنا نداشته باشد؛ چرا که زنای چشم نگاه و زنای دهان بوسیدن و زنای دست لمس کردن نامحرم می باشد؛ خواه عمل زنا واقع شود و خواه واقع نگردد، و در جایی دیگر بیان می دارند: هر کس برای رضای خداوند از نگاه به نامحرم خودداری نماید، خدا آرامش دل و ایمانی به او اعطا خواهد نمود که طعم آن را خواهد چشید، و از این رو این امام همام فرموده اند: کسی که با زن نامحرمی برخورد نماید و چشم خود را به طرف آسمان برگرداند و یا چشم خود را ببندد، او چشم خود را باز نخواهد نمود، جز آنکه خداوند از حورالعین بهشتی به او تزویج کرده باشد.

در باب عواقب نگاه به نامحرم همچنین از رسول خدا (ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: کسی که در خانه ی همسایه خود نگاه کند و نگاه او به مردی یا مو و یا بدن زنی بیفتد، بر خدا حق است که او را همراه منافقین به دوزخ فرستد و چنین کسی از دنیا نمی رود مگر خداوند او را رسوا نماید و کسی که چشم خود را از نگاه به نامحرم پُر نماید، خداوند در قیامت چشمان او را از میخ های آتشین پُر خواهد نمود و به این حالت خواهد بود تا قیامت تمام شود و سپس او را به سوی آتش خواهند بُرد.

 

 

پی نوشت ها:
1- شیخ حرعاملی. الوسائل الشیعه، ج 14: 138.
2- شیخ صدوق. عقاب الاعمال: 45.
3- حسینی بهارانچی. آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام: 172- 175.


:: بازدید از این مطلب : 1426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

در این باره از حضرت محمد (ص) روایت شده است که ایشان فرموده اند: ثَلاثَةٌ یَفرَحُ بِهِنَّ الجِسمُ ویَربو: الطِّیبُ ، ولِباسُ اللَّیِّنِ، وشُربُ العَسَلِ؛ سه چیز است که تن، به واسطه آنها شاداب مى شود و رشد مى کند: بوى خوش، جامه نرم و نوشیدن عسل، و در جایی دیگر بیان می دارند: الطِّیبُ یَسُرُّ ، والعَسَلُ یَسُرُّ ، وَالنَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ یَسُرُّ ، وَالرُّکُوبُ یَسُرُّ ؛ بوى خوش، شادى مى آورد. عسل، شادى مى آورد. نگریستن به سبزه، شادى مى آورد و سوارى، شادى مى آورد .

همچنین امام صادق (ع) بیان می دارند: هر کس کفش زرد بپوشد، تا هنگامى که آن را کهنه کند، در شادمانی بسر می برد، و نیز امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: هر کس کفش زرد بپوشد ، تا زمانى که آن کفش را داشته باشد ، دلِ خوش دارد.

علاوه بر این امام صادق (علیه السلام) عوامل شادی را در چند چیز بیان میدارند : قدم زدن، سوارى، در آب غوطه خوردن، به سبزه نگریستن، خوردن و آشامیدن، آمیزش جنسى، مسواک زدن، سر را با خَطْمى در حمّام و جز آن شستن و با مردمان هم سخن شدن، و همچنین در الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام آمده است: اگر چیزى موجب افزایش نیرو و نشاطِ بدن باش ، ماساژ دادن بدن و لباس نرم، همچنین بوى خوش و استحمام، جزیى از آن است

 

پی نوشت ها:

1-علامه مجلسی. بحار الأنوار، ج 62 : 295

2-کلینی. الکافی، ج 6 : 466.

3-شیخ صدوق. الخصال: 443.

4- الفقه المنسوب للإمام الرضا (ع) : 346.

5- صحیفة الإمام الرضا (ع): 239.

6- محمّدى رى شهرى. دانشنامه احادیث پزشکی، ج1: 95-96.

 منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1497
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

وبلاگ "ترنم بصیرت" نوشت:

شخصی خدمت امام صادق (ع) آمد و گفت من وارد خانه ام شدم و دیدم که سگی از اتاق خارج شد در حالی که پوزه او آغشته به ماست بود، وقتی داخل اتاق شدم دیدم ظرف ماستی گوشه اتاق قرار دارد و ماست دستخورده شده است، حال تکلیف آن ظرف ماست چه می شود؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند. چون به چشم خود ندیده اید که سگ از آن ظرف ماست استفاده کرده باشد و یقین به این مطلب ندارید، حکم به طهارت آن ماست می شود.
 
ذکر این روایت برای برطرف کردن وسواس نیست بلکه برای متذکر شدن این نکته است که در دلمان در مورد دیگران خیال بد نکنیم و حسن ظن داشته باشیم...حسن ظن ...حسن ظن....حسن ظن ...

:: بازدید از این مطلب : 1412
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

جلسه تفسیر قرآن کریم مانند هفته های گذشته با حضور جمع کثیری از مردم محله شمیرانات و دیگر مناطق تهران برگزار شد.

در این مراسم که با نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت حضرت آیت الله ضیاءآبادی آغاز شد، ایشان پس از دقایقی سخنرانی، به تفسیر آیات 60 و 61 سوره مبارکه یس پرداختند.

در ادامه گزیده ای از تفسیر ایشان را بخوانید:

* مردم اکثرا بنده دنیا هستند و دین هم مثل ظرف غذایی است که بعضی از این مردم فقط بعضی اوقات به آن انگشت می زنند. بخاطر این هم است که خداوند به همین مردم می گوید اکثرهم لا یعقلون.

* این مردم دین دارند بلکه آیین هم دارند ولی دینی که دارند به دلشان نشسته است، بلکه در زبان و... غیره است.

* این مردم زمانی که دین بامالشان کاری ندارد با دین خوب هستند ولی امان از آن روزی که دین با دنیاشان و مالشان کار داشتنه باشد. امان از وقتی که می خواهند خمس و دیگر وجوهات شرعیه را بدهند.

* زنانی هستند که با بی حجابی لگد به پهلوی صدیقه طاهره سلام الله علیها می زنند و بعد سفره فاطمه الزهرا علیها السلام هم می گیرند.

* دنیا برای بیشتر مردم زینت داده شده است. باید دانست که دنیا به ذات زینت نیست بلکه همین مظاهر دنیایی هست که به دنیا زینت دادها بعضی از مردم اسیر این زینت ها هستند.حال اگر کسی فهمید که اشتباه کرده است نباید بگوید که از ما دیگر گذشته بلکه باید همین حال توبه بکند.

* خداوند در قرآن می فرماید: « أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ » ای فرزندان آدم شما با من عهد کردید، من ربّ، شما هستم، شما بنده من هستید، قرآن کریم یک راه بیشتر نگذاشته و آن هم بندگی است، آنچه که گفته انجام بده، انجام بده و آنچه که گفته نکن، انجام نده.بنده باشید، اگر بنده شدی هم امام زمان صلوات الله علیه و هم خدا راضیست.

* ما به عهد خودمان وفادار نیستیم، خدا به ما عقل داده، فطرت داده، وجدان داده، وحی فرستاده، همه کارهای خودش را انجام داده است، به آن عهد وفادار باشیم تا بنده خوب خدا باشیم.

* ما می خواهیم همیشه یک ذکر یا وردی بخوانیم، که بنده خوب خدا بشویم، امام زمانی بشویم، این نمی شود، با ذکر و ورد نه خدا راضی می شود و نه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. فقط بندگی کن.

* شیطانی برای شما نیست جز نفس اماره، نفس اماره شما همان شیطان است، اوست که دعوت می کند به بدی ها، بنده نفس اماره نشوید، بنده من - خدا - باشید، « اَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ »، صراط مستقیم این است که بندگی کنیم، اگر بندگی کنیم، با چشم گناه نمی کنیم، با دست گناه نمی کنیم، با زبان گناه نمی کنیم، با انجام دادن غیر این کارها ممکن نیست امام زمانی بمانیم. آخر عمر تمام می شود و نه امام زمانی می شویم و نه خدایی، نفس اماره می شویم.

* قرآن داد می زند: « اَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ » نه حرف خود را می فهمیم و نه می فهمیم قرآن چه می گوید، بعد هم قرآن می خوانیم نمی فهمیم، نماز می خوانیم نمی فهمیم، تا اخر عمر نفهمیدن خیلی زیان و ضرر است.

* در جوانی باید بندگی کرد، حالا ما که پیر شدیم، کار خودمان را می کنیم، هنر هم این است، در جوانی پاروی نفس نهادن هنر است. در جوانی خداپرست بودن، در جوانی امام زمان ذوست بودن، این هنر است، خدا نشان می دهد و می گوید: او بنده من است. واجبات روشن است، محرمات نیز روشن است.


:: بازدید از این مطلب : 1466
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

یکی از پرتگاه های انسان با ایمان "حرص" است. در روایات بسیاری به این موضوع اشاره شده است. تا جایی که در روایات آمده ریشه بی نیازی در دوری از حرص و ریشه عیب های متعدد و گناهان در حرص است. از طرفی شخص حریص هرچقدر هم مال و اموال بدست بیاورد باز هم از زندگی در دنیا هم لذت نمی برد بر خلاف انسانی که حریص نیست و حتی با کمترین داشته های مادی، از لحظات عمرش بیشترین لذت و بهره می برد.

خداوند متعال در آیه ۹۶ سوره بقره به موضوع حریص بودن یهودیان اشاره می نماید:

«وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى‏ حَياةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ.»

«و يقيناً آنان را حريص‏ترين مردم به زندگى [دراز مدت‏] خواهى يافت و [حتى حريص‏تر] از مشركان. هر يك از آنان آرزومند است كه اى كاش هزار سال عمرش دهند، ولى آن عمر طولانى دور كننده او از عذاب نيست و خدا به آنچه انجام مى‏دهند، بيناست.»

توجه به نکات زیر در خصوص آیه فوق ضروری است:

* عمر طولانی، مال زیاد، شهرت، قدرت و... به تنهایی نه ارزش دارند و نه می توانند انسان را حتی در این دنیای زودگذر یاری دهند. شاید از دور به نظر برسد که برخی افراد دارای زندگی خوب و راحتی هستند ولی غالباً یک صفت هست که آسایش را از هر انسانی خصوصاً از آنها که بهره مادی بیشتری دارند می گیرد و آن صفت "حرص" است. تازه اینها برای دنیاست. اما برای رسیدن به آسایش در آخرت و نجات از آتش چیزهای دیگری نیاز است. ضمن اینکه دوری از دنیادوستی و حرص، آسایش در دنیا را نیز در کنار عاقبت به خیری به دنبال دارد.

** یهودیان حريص در اندوختن مال و ثروت، حريص در قبضه كردن دنيا و حريص در انحصارطلبى بودند. آنها حتى از مشركان كه طبعا مى‏بايست در جمع‏آورى اموال از همه حريصتر باشند و از هر راه بدست آورند باكى نداشته باشند حريصترند!

اما قبلاً هم در آیات مربوط به بنی اسرائیل اشاره شد که هرچند اینگونه آیات به حریص بودن یهودیان اشاره دارد ولی این دلیل مصون بودن ما نمی شود. چرا که یهودیان هم دقیقاً دچار همین اشتباه شدند. در حقیقت هرکه به این صفت دچار شود عاقبتش همانی خواهد شد که در آیه ذکر شده است.

*** در آیه فوق تعبیر "عَلى‏ حَياةٍ" آمده که با توجه به قواعد دستور زبان عربی (چون نکره آمده است) به معنی تحقیر است. یعنی آنها طوری برای دنیا و زندگی در آن حرص می زنند که حاضرند از هر راهی و با هر شرایطی و حتی با پست ترین شکل ممکن در دنیا بمانند و به سرای آخرت کوچ نکنند. البته علت هم مشخص است. آنها می دانند در این دنیا چه کردند، چه حق ها که نخوردند، چه اموالی که از هر راهی بدست نیاوردند، چه فسادها که در زمین نکردند و... پس تعجبی ندارد که با این شرایط از مرگ بهراسند!

ولی در نقطه مقابل آنها که در این دنیا با ایمان و عمل صالح زندگی کردند، به دنیا و مال و منالش دل ندادند، به بهره خویش از دنیا چه کم و چه زیاد، راضی بودند، این افراد از پايان به استقبال مرگ هم می روند که فرموده اند دنیا زندان مؤمن است.

 

منبع:تراز


:: بازدید از این مطلب : 1221
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. آنچه می خوانید بخشی از خاطرات آزاده سیدحمزه اکوانی است:

نظافت و بهداشت وجود نداشت؛ شب ها مجبور بودیم از پنجره ی اتاق ها به عنوان دستشویی استفاده کنیم. بعضی وقت ها ممکن بود مقداری از مدفوع که با دست آن را بیرون پرتاب می کردند وارد گوش و گردن بچه ها که کنار پنجره بودند، شود. بعد از یکی دو روز که آن جا بودیم به هر نفر یک پتو دادند. فضای داخل اتاق بسیار کم و به هم فشرده بودیم به طوری که جای خواب هر نفر یک موزاییک بود.

راننده تریلی 

یک راننده تریلی در مرز آبادان اسیر شده بود که در عالم خواب دنده عوض می کرد و یا ترمز می گرفت شب موقع خواب یک دفعه صدای فریاد بلندی همه را از خواب بیدار می کرد، بعد می دیدیم که هنگام ترمز گرفتن با پا و یا با دست دنده عوض کردنش به سر و صورت بچه ها زده است.

رادیویی اسارت

برای گوش دادن به اخبار در جریان حوادث یک رادیوی کوچک داشتیم که در بالای قاب پنکه سقفی جاسازی شده بود شب ها آن را بیرون می آوردیم و اخبار گوش می کردیم و بعد مجدداً جاسازیش می کردیم.

ماه محرم در اسارت

ماه محرم بچه ها سینه می زدند عراقی ها می آمدند و ممانعت می کردند و می گفتند سینه زدن حرام است و نباید سینه بزنید. هر شب به یک اتاق حمله می کردند و هنگام سینه زنی با چوب و کابل بچه ها را کتک می زدند.

غذای اسارت

در اسارت غذا خیلی کمیاب بود به طوری که هر ده نفر از یک ظرف استفاده می کردند و قریب یک بیل و نصف برنج می ریختند و سهم هر نفر حدود ده قاشق غذاخوری می شد. هر روز ظهر یک نفر از هر گروه به همراه  سرباز عراقی می رفت و غذا می آورد. تعداد زیادی از بچه ها به علت غذا و ظرف های آلوده دچار عفونت های روده ای شده و از بین رفتند

حضور صلیب سرخ

سرانجام پس از گذشت قریب ۶ ماه نماینده صلیب سرخ بین المللی آمد و عراقی ها بچه های زخمی و کتک خورده را پنهان و برای هر نفر یک کارت صادر کردند و یک برگ کاغذ دادند که برای خانواده مان نامه بنویسیم این نامه حدود دو سال طول کشید تا بدست خانواده مان برسد.  وقتی نامه ام به دست خانواده ام رسید که پدرم از شدت ناراحتی و نگرانی از سرنوشت من سکته کرد و دار فانی را وداع گفته و آرزوی دیدن فرزندش که معلوم نبود چه شده است را به گور برد. خداوند روحش را شاد بگرداند.

پس از آمدن نماینده صلیب سرخ وضعیت اسرا نسبت به قبل کمی بهتر شد. در روز چند ساعتی وقت می دادند بیرون برویم اتاق ها نظافت شود داخل هر آسایشگاه یک سطل برای آب خوردن بود، با آن که در منطقه هوا خیلی گرم بود. سرانجام ما را به اردوگاه موصل انتقال دادند (رمادی در جنوب و موصل در شمال شرقی عراق قرار داشت).

اردوگاه ها ی بسیار مستحکم و بزرگ بودند چند اردوگاه در کنار هم در یک منطقه معروف بود به موصل ۱،۲،۳ در دو طبقه و هر اردوگاه حدود۱۴ آسایشگاه داشت و در هر آسایشگاه حدود ۲۵۰ نفر را جای داده بودند البته فقط طبقه همکف و طبقه ی اول نگهبانان عراقی بودند. کیوسک نگهبانی روی پشت بام و بیرون اردوگاه هم سیم خاردار، کانال آب و جاده کشیی وجود داشت. هر چند وقت یک بار افراد را جا به جا می کردند از آسایشگاهی به آسایشگاه دیگر و از یک اردوگاه به اردوگاه دیگر. لازم به ذکر است موصل با قوطی برای دستشویی رفتن دمپایی درست می کردیم. بچه ها گاهی به انباری که در گوشه ی اردوگاه بود و وسایل سربازان عراقی در آن نگهداری می شد می رفتند رادیو و یا وسایل دیگر بردارند.

نماز در اسارت

نماز جماعت در همه ی آسایشگاه ها بر قرار بود و ظهر که می شد از هر ۱۴ نفر یک نفر از آسایشگاه بیرون می رفت و با صدای دل نشینی اذان می گفت. عراقی ها افراد اذان گو را می بردند مورد آزار و اذیت قرار می دادند و روز بعد همین کار تکرار می شد و افسر عراقی می گفت: چه خبر است؟ این جا کعبه است یا کربلا است؟ یک نفر را با بلندگو  خودشان مشخص کردند برای اذان گفتن ولی بعد از اذان گفتن مجدداً افراد می رفتند  و اذان می گفتند و نماز جماعت شروع می شد. تجربه کرده بودیم که هر وقت یک قدم عقب می گذاشتیم عراقی ها چندین قدم به جلو می آمدند.

 

منبع:سایت جامع آزادگان


:: بازدید از این مطلب : 2004
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 02 تیر 1393

1. آیا استفاده از حیوان حرام گوشت به عنوان دارو جایز است؟

2. آیا فروش داروهای مفصل ساز که از خرچنگ تهیه شده با نسخه پزشک در داروخانه اشکال دارد؟

3. آیا تنها با گفتن مسئله به بیمار از گردن داروساز یا فروشنده خارج می‌شود یا نباید مطلقاً دارو را فروخت؟

 

بطور کلی: هیچ یک از موارد سوال جایز نیست، مگر اینکه به تشخیص پزشک حاذق متدین، راه درمان منحصر به استفاده از آن دارو باشد و مصرف این گونه داروها تنها در زمان و به مقدار ضرورت که راه دیگری برای درمان نباشد مانعی ندارد.

بنابراین در صورت اضطرار و انحصار درمان به چنین داروهایی، استفاده، فروش و تجویز آن به بیمار اشکالی ندارد.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:
 

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

1و2. در مقام معالجه به مقدار رفع ضرورت مانعى ندارد.

3. فروختن آن به جهت معالجه فى نفسه مانعى ندارد.


حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

1و2و3. جایز نیست مگر اینکه به تشخیص پزشک حاذق متدین راه منحصر درمان باشد.  مصرف این گونه داروها تنها در زمان و به مقدار ضرورت که راه دیگری برای درمان نباشد مانعی ندارد.

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

در صورت ضرورت ومنحصر بودن شفا به استعمال این درمان به مقدار ضرورت اشکال ندارد.

 

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

1. در فرض سوال، جایز نیست

2. در صورتی که به حد ضرورت و اضطرار نرسد، جایز نیست

3. در فرض سوال، نباید فروخته شود.

 

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2372
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران