میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 15
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 363
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2795
:: بازدید ماه : 8926
:: بازدید سال : 15142
:: بازدید کلی : 15142
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 تیر 1393

 

نکاتی از سخنان حجت الاسلام ربیعی را بخوانید؛

_ در روایات هست که به وفور سؤال و جواب هایی از اهل بیت پرسیدند که ما کمک کنیم؟ می گویند که خیر، وقتی زمان کمک را می پرسیم می فرمایند که زمانی که حکومت ما برقرار شد. یعنی با این عمل ما را ترغیب می کنند که همه کارهایمان را کنار بگذاریم و دنبال حکومت اهل بیت برویم.

 _ اگر الان ما حکومت اهل بیت را می خواهیم به خاطر منفعت شخصی است. امام حاجات ما را می دهد و ما هم ایشان را فقط به خاطر همین می خواهیم. همین سود محوری و منفعت طلبی دلیل این است که غیبت آقا طولانی شده است. ما همه به فکر خودمان هستیم و به فکر ایشان نیستیم. وقتی امام زمان تشریف  بیاورند یاران حضرت تلاش می کنند که عموم مردم در راحتی باشند. یاران حضرت حجت شیران روز و راهبان شب هستند.

_ علی ابن ابیطالب در جنگ احد 90 زخم کاری برداشتند. ذوالفقار علی بن ابی طالب در دفاع از پیامبر دو سه مرتبه کج شد. باید مانند علی پای ولایت اهل بیت برویم.این خیلی بحث مهمی است که ما پای کار اهل بیت آمده ایم برای منفعت شخصی است یا خیر؟ امروز ما خودمان می دانیم در لشکر یزید هستیم یا در لشکر امام حسین. مهم این است.

_ هر چیزی را که می خواهیم به دست بیاوریم باید هزینه ی آن را بپردازیم. آیا حاضریم هزینه حکومت حضرت مهدی را بپردازیم.آیا حاضرید هزینه را ما بدهیم و عده ای دیگر بیایند و از آن استفاده کنند. آیا حاضرید دین و امام حسین باشد ولی ما نباشیم؟

_ دغدغه اولیاء الله من و شما و عموم مردم هستیم. این که من ظلم نکنم بس است دیگر نه بلکه این که دیگران هم ظلم نکنند مهم است. امام زمان تشریف بیاورند حال خواص مردم فرقی نمی کند ولی حال من و شما خیلی فرق می کند.

_ وقتی امام زمان تشریف بیاورند و فضای جامعه معنوی شود و ما در آن جامعه رشد کنیم کم کم آدم می شویم. وقتی حکومت دینی می شود خدا به سمت ما می آید و قوانین جامعه طوری می شود که ما رشد کنیم. تمام حاجات را کنار بگذاریم و صبح و شب دعا کنیم که آقا ظهور کند. ما ضعیف هستیم. ضعیف زمانی قوی می شود که به مدرسه برود. مدرسه انسان سازی زمانی ایجاد می شود که آقا تشریف بیاورند. وقتی ایشان تشریف بیاورند همه خوب می شویم. ما می گوییم خوب شویم و امام تشریف بیاورند. این فایده ای ندارد . بلکه باید بگوییم آقا ظهور کنید که ما را خوب کنید. هزینه این که جامعه ما دینی شود را باید هزینه بدهیم تا امام زمان تشریف بیاورند. کسانی که منتظر حضرت هستند اگر در این راه کشته شوند مانند این است که در رکاب ایشان هستند. اگر حتی در دولت امام زمان نباشیم ولی هزینه را بپردازیم مانند این است که در دولت ایشان هستیم. از امشب بیایم دنبال این باشیم که هزینه این که آقا ظهور کنند را بپردازیم.


:: بازدید از این مطلب : 1812
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 تیر 1393

مراسم شب اول ماه مبارک رمضان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) با سخنرانی آیت الله احدی و مناجات خوانی حاج سعید حدادیان و مداحی حاج احمد نیکبختیان برگزار شد.
 
 
نکاتی از سخنان آیت الله احدی؛
 
*علمای قدیم ما طوری بحث  سیر برزخی را آموزش میدادند که زمانی که شاگردان از درس خارج می شدند، میتوانستند مشاهدات خود را بوسیله کد هایی برای یکدیگر بیان کنند.
 
*اگر امروز سطح گناهان و قباحت آن شکسته است بخاطر این است که جوان به مشاهدات غیبی نرسیده، الان شما چه آب را ببینید و چه نبینید هر گاه اسم اب را بشنوید می شناسید، احساس طراوت در وجودمان میکنیم، چرا چون این آب برای ما کشف الیقین است.
 
*حضرت آیت الله بهجت کرارا می فرمودند: شب های ماه مبارک رمضان آسید علی آقای قاضی مارا کنار قبر مبارک امیرالمومنین می بردند و می فرمودند دعای ابوجمزه ثمالی را در قنوت نمازتان بخوانید، حضرت آقا بهجت می فرمودند با جمعی از شاگردان ایشان مشغول بودیم فردی ناشناس در نزدیکی ما بود که بسیار گریه می کرد که تا تمام شد عبادتمان فورا رفتند.
 
*آسید علی اقا برگشتند و فرمودند: آقای بهجت آن آقا را می شناختید؟ آقای بهجت پاسخ دادند: خیر، آسیدعلی اقا فرمودند: ایشان آقا بقیه الله الاعظم بود، از آسید علی آقا پرسیدند چرا بنده نتواستم بشناسم فرمودند: هنوز در تزکیه نفس شما بجایی نرسیده اید که بتوانید خدمت آقا برسید.
 
* هرکس در شبهای مبارک ماه رمضان بخواهد صدای غیبی بشنود، می شنود، حتما این شبها را با کراماتی بشناسید.
 
*برکت مرکب است از دو عنصر، عنصر اول خیر الهی است، یعنی آن چیزی که خداپسند است، عنصر دوم این است که این خیر منشاءی برای خیرات دیگر شود، فرمودند: اگر این دو باهم بیایند مهر برکت بر شما میزنند.
 
*یکی از علما حضرت حجت را در بازار تهران در دکان کفاشی ملاقات کردند از ایشان پرسیدند آقا جان شما چطور به یک کفاش اینقدر سر میزنید مگر او چه ویزگی دارد؟ جضرت پاسخ دادند این سید احمد کفاش در عمر خودش از مکروهات نیز دوری کرد و در کنار کسی که از گناه دوری میکند راحت هستم.


:: بازدید از این مطلب : 1429
|
امتیاز مطلب : 67
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 08 تیر 1393

آیت الله حسینی بوشهری در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما اظهار داشت: همان طور که در رابطه با ورود به مکانهای خاص آداب خاص است در ورود به زمانهای خاص نیز آداب خاصی وجود دارد ماه رمضان نیز عید اولیاء الله است لذا هر چه ادب ورود این ماه را بیشتر رعایت کنیم بهره مندی مان از این ماه بیشتر خواهد شد.
 
وی افزود: اگر ما روی این ماه حساب باز کرده و با توجه وارد این ماه بشویم مسلما از برکاتش نیز بیش از پیش برخوردار خواهیم شد. این ماه مبارک دارای دو قوس می باشد یک قوس، قوس نزول است و یک قوس نیز قوس صعود است قوس نزول همان نزول قرآن می‌باشد و قوس صعود نیز مربوط به صعود و اوج انسان است.
 
این استاد حوزه بیان داشت: اولین سفارشی که در رابطه با ادب ورود به ماه رمضان توصیه شده است بحث توبه است، زیرا اگر فردی آلوده باشد نمی تواند در این ماه رابطه عبد و رب را ایجاد کند در این ماه رب باید عبد را به رسمیت بشناسد و این زمانی صورت خواهد گرفت که عبد خودش را آماده کند و نوعی پاکی در خود ایجاد کرده باشد.
 
وی تأکید کرد: از دیگر مواردی که برای وارد شدن به این ماه عظیم بسیار مهم می‌باشد این است که سعی کنیم حق الناسی بر گردن ما نباشد و اگر از کسی امانتی در دست داریم آن را به صاحبش بازگردانیم از طرفی فراموش نکنیم که اگر می خواهیم خداوند ما را ببخشد و انتظار داریم تا این بخشش بزرگ نصیبمان شود از خطاهای دیگران نیز باید بگذریم ‏ از دیگر مواردی که در این ماه سفارش شده است توکل کردن به خداوند است یعنی توکلمان به حضرت حق را باید افزایش دهیم.   
 
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهارداشت: از پیامبر اکرم(ص) است که اگر بنده می دانست ماه رمضان چیست از خداوند می خواست کل سال ماه رمضان باشد، دعوت به مهمانی، اعمال مقبول، نفس تسبیح، دعای مستجاب، و خواب عبادت جایگاه بلند ماه رمضان را نشان می دهد، اما روزه راستین نیز روزه ای است که در آن مواظب زبانها بوده و چشم هایمان را نیز از گناه بپوشانیم.
 
 وی در پایان سخنانش تصریح کرد: علامه طباطبایی همیشه مقید بودند که نزدیک غروب حرم کریمه اهل بیت حضرت معصومه(س) باشند و وقتی به حرم می رسیدند بر ضریح حضرت بوسه می زدند و پس از آن روزه خود را باز می کردند وقتی از شهید مطهری می پرسند چرا تا این حد به علامه طباطبایی ارادت دارید می گفت چون استاد من استاد خاصی است که روزه اش را با بوسه زدن بر ضریح اهل بیت(ع) باز می کند.

منبع: مهر

:: بازدید از این مطلب : 1337
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 تیر 1393

روزه یکی از ارکان واجب اسلام است که در ماه رمضان بر عموم مسلمانان تکلیف شرعی است،‌ اما خارج از بعد تشریعی و تکلیفی، روزه عبادتی است که در آن انسان با قطع نسبی از عادات روزمره و تمایلات همیشگی نوعی تنبیه و اعراض را در نفس خویش شاهد است و به واسطه همین امر، اندکی بیشتر به سوی معنویت معطوف و مشغول می‌شود.

 
از این رو برای ورود به این ماه، آداب و قوانینی وضع شده که در عین استحباب برای درک بیشتر و بهتر این ماه گرامی مفید و مثمرثمر است.
 
اما علت این امر را می توان در قداست و معنویت تامه این ماه دانست، چرا که به تاکید قرآن در سوره بقره آیه 184 در این ماه است که قرآن از آسمان قدر بر زمین و سینه بی کینه محمدی(ص) نازل می گردد و از سوی دیگر این نزول که در شب های قدر انجام پذیرفته شاهد تتزیل مقامات روحانی و معنوی به امر حق تعالی بر ناسوت است که گویی به جای عروج زمینیان به آسمان، اهل آسمان برای نزدیکی به اهل زمین و توجه دادن ایشان به فلاح و سعادت حقیقی نزول اجلال فرموده اند.
 
از این رو توجه معنوی و باطنی در این ماه باید از هنگام ورود و شروع آن باشد؛ یعنی شخص مسلمان قبل از ورود به ماه مبارک رمضان باید آدابی شرعی (هرچند استحبابی) از جمله غسل و نمازهای مخصوص و اوراد و اذکار توصیه شده در شرع مبین1 را معمول دارد تا برای درک بیشتر و بهتر این ماه و معنویت نهفته در باطن منور آن بهره بگیرد.
 
یکی از ادعیه نورانی برای استقبال از ماه مبارک، دعای مروی از حضرت سیدالساجدین(ع) در صحیفه مبارکه سجادیه است که در آن حضرت سجاد(ع) از این ماه مبارک با نام شهر اسلام یاد می نمایند و از حق تعالی توفیق روزه داری حقیقی با تمام اعضا و جوارح را خواستارند و دخول در جمع عبادت کنندگان حقیقی و پذیرفته شدگان درگاه احدیت را طلب می نمایند.
 
حضرت در این دعا می فرمایند: «بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناسایی برتری آن را (بر ماه های دیگر) و بزرگ داشتن و حرمت و حقش را و دوری گزیدن از آنچه را منع و حرام کرده ای به ما الهام بنما و ما را بر روزه داشتن آن به وسیله بازداشتن اندام از گناهان و به کار بردن آن اندام در آن ماه به آنچه تو را خوشنود می گرداند یاری فرما تا با گوش هامان بیهوده گوش ندهیم و... .» 2
 
این آمادگی و تمهید برای ورود به ماه صیام باعث می گردد فهم انسان از معانی حقیقی و مقصود نهایی روزه داری و امساک بیشتر و عمیق تر گشته و به تبع آن بهره مندی وی از نورانیت معنوی آن بیشتر و موثرتر خواهد بود.
 
ملاصدرا در مبدأ و معاد در منافع بعضی اعمال بر تقرب به سوی حق تعالی می نویسد: «خشوع جوارح و خضوع بدن بعد از تنظیف و نزاهت و تطهیرش همراه با ذکر خداوند تبارک و تعالی با زبان و تحمید و تمجیدش و اعراض از اغراض حسیه و امتناع از آنها به کف حواس و ذکر احوال ملکوت و جبروت و تشبه به آنها و به مقربین از بندگان خالص خداوند موجب عروج قلب و روح به سوی حضرت قدسیه و توجه به حق و مستفیض شدن از عالم انوار [می گردد]».3
 
از این رو مقصود نهایی عبادات از جمله روزه داری معلوم می شود و این که نهایت منظر انسان مومن از تمسک به این ریاضات چیست و مقصدش به کدام افق متوجه است. چنان که مولوی در غزلیات خویش نیز در قالب ابیاتی این گونه به آن اشاره می نماید:
 
می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام / گر تو خواهی تا عجب گردی عجایب دان صیام
 
گر تو را سودای معراج است بر چرخ حیات / دانک اسب تازی تو هست در میدان صیام
 
هیچ طاعت در جهان آن روشنی ندهد تو را / چونک بهر دیده دل کوری ابدان صیام
 
چونک هست این صوم نقصان حیات هر ستور / خاص شد بهر کمال معنی انسان صیام
 
چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود / پس مهیا کرد بهر مطبخ ایشان صیام
 
چیست آن اندر جهان مهلک تر و خون ریزتر / بر دل و جان و جا خون خواره شیطان صیام4
 
پی نوشت ها:
1 ـ رک: مسار الشیعه، شیخ مفید؛ همچنین مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی
2 ـ صحیفه سجادیه، ترجمه و شرح علینقی فیض الاسلام
3 ـ مبدأ و معاد، ملاصدرا، تصحیح و مقدمه محمد ذبیحی و جعفر شاه نظری، بنیاد حکمت اسلامی صدرا 1381
4 ـ تارنمای گنجور
منبع: جام جم آنلاین

:: بازدید از این مطلب : 1390
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 تیر 1393

دنيا در قيافه زنى كبود چشم بر عيسى(ع) نمايان شد. حضرت عيسى(ع)از او پرسيد:  چند شوهر كرده اى؟
پاسخ داد: بسيار!

عيسى(ع): همه شوهرانت تو را طلاق داده اند؟
دنيا: نه ! بلكه همه آنان را كشته ام .
عيسى(ع): واى بر شوهران باقيمانده ات . اگر از سرگذشت شوهران گذشته تو پند نگيرند!

 

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1147
|
امتیاز مطلب : 111
|
تعداد امتیازدهندگان : 25
|
مجموع امتیاز : 25
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 تیر 1393

 امیرالمومنین امام على عليه‌‏السلام فرمودند:

هر گاه ديدى كه خداوند سبحان تو را انيس ياد خود كرده ‏است، بى‏‌گمان دوستت دارد.
و هرگاه ديدى كه تو را با خلقش انيس كرده و از ياد خويش جدايت ساخته است، بى‏‌گمان تو را ناخوش مى‏‌دارد.
 
متن حدیث:
 
قال علی عليه‏‌السلام:
إذا رَأيتَ اللّه‏َ سُبحانَهُ يُؤنِسُكَ بِذِكرِهِ فقد أحَبَّكَ ، إذا رَأيتَ اللّه‏َ يُؤنِسُكَ بِخَلقِهِ ويوحِشُكَ مِن ذِكرِهِ فقد أبغَضَكَ .
 
 
پی نوشت:
«غرر الحكم، حدیث4040 -4041 »

:: بازدید از این مطلب : 1255
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 07 تیر 1393

روایت خسروی‌وفا از ترور نافرجام رهبر معظم انقلاب در ششم تیر

خسروی‌وفا در آن روز در مسجد ابوذر نبود، ولی به او بی‌سیم می‌زدند که وضعیّتِ حافظِ هفت 5050 است. رمزگشایی‌اش بعد سه دهه‌ از زبانِ خسروی‌وفا این می‌شود که وضعیّتِ آقا بحرانی است. حافظِ هفت نام آقا بوده در ارتباط‌های بی‌سیمی بین محافظان.
خبرگزاری فارس-گروه فرهنگی: حوزه‌ی هنری سال‌هاست به شکل ماهانه شبِ خاطره برگزار می‌کند. این ماه هم همین طور. قرار است سه خاطره از سه نفر نقل شود. سوّمی‌اش قرار است آقای خسروی‌وفا باشد که می‌خواهد درباره‌ی 6 تیر 60 صحبت کند.

 

جلسه، طبق اعلام سایت 2 ساعت و نیم مانده به اذان مغرب آغاز می‌شود. به خاطر استمرار و تجربه‌ی بالای برگزاری چنین جلسه‌هایی، جلسه سرِ ساعت آغاز می‌شود. یعنی وقتی پرچم ایران بالا می‌رود تا مردم سرود ملّی را بخوانند دقیقا دو ساعت و نیم مانده به اذان مغرب. تالار اندیشه آرام آرام پر می‌شود و مردم به داخل این تالار می‌آیند. الگوی حضورِ جمعی مردم هم بیش‌تر نماز جمعه‌ای‌ست تا استادیومی. یعنی سه نفره؛ مردِ خانه با خانمش و کوچک‌ترین عضو خانه! مردم بعد از سرود صلوات می‌فرستند به جز دو دختربچه پرانرژی صندلی جلویی که دست می‌زنند و با تبحّری که از شرکت در این دست جلسه‌ها پیدا کرده‌اند آن را تبدیل به صلوات می‌کنند.

 

دو سخنران نخست بحث را طولانی‌تر از وقت معمول کِش می‌دهند و هر چه این‌ها بیش‌تر صبحت می‌کنند یعنی وقت کم‌تری به سخنران آخر می‌رسد. به این دلیل که تهِ برنامه بسته است و قطعا با اذان خاتمه می‌یابد. آقای عابدی هم‌رزمِ ارتشی شهید چمران خیلی حرف دارد برای گفتن. او تند تند و پشت سر هم خاطره تعریف می‌کند و بعد از تذکّر مجری، یکی دو تا خاطره دیگر هم نقل می‌کند. وقتی حرف‌هاش تمام می‌شود، آفتاب کاملا مارِّ افق شده و وقت شرعی مغرب بسیار نزدیک.

 

بعد از سخنرانی عابدی، نماهنگی از صحبت‌های آقا در 6 تیر 60 پخش می‌شود. همان صحبت‌های معروفی که بینش ناگهان صدای مهیبِ انفجار به گوش می‌رسد. صحبت‌های آقا را هم درباره حس و حالشان پس از ترور پخش می‌کنند. این‌جا آقا می‌گویند که حس کرده بودند که انقطاع برای‌شان حاصل شده و احساس پر کاهی را داشتند و حسِّ سبکی به‌شان دست داده بود. آقا می‌گویند که در این حال تضرّع کرده‌اند به درگاهِ الهی و گفتند که دست‌شان خالی‌ست و چقدر محتاج لطف پروردگار هستند. این حرف‌ آقا را می‌برم در دسته‌ی تجربه‌ی نزدیک به مرگ. تجربه‌هایی که بسیار مورد توجّه روان‌شناسان است و طبق آمارها و پژوهش‌های صورت گرفته بیش‌تر کسانی که تجربه‌ی نزدیک به مرگ دارند، پس از آن می‌کوشند در همان مکتب و نظام فکری، زندگی مؤمنانه‌تری را پیش گیرند.

 

خسروی‌وفا فرصت زیادی برای حرف زدن ندارد. او در آن روز در مسجد ابوذر نبود، ولی به او بی‌سیم می‌زدند که وضعیّتِ حافظِ هفت 5050 است. رمزگشایی‌اش بعد سه دهه‌ از زبانِ خسروی‌وفا این می‌شود که وضعیّتِ آقا بحرانی است. رمز‌گشایی حافظِ هفت، کتابِ اکبر صحرایی، هم این‌جا برایم باز می‌شود. حافظِ هفت نام آقا بوده در ارتباط‌های بی‌سیمی بین محافظان. پس از آن‌که انفجار رخ داد، آقا را سراسیمه به یک درمانگاه می‌برند. تشخیص اوّلین پزشکی که آقا را می‌بینند این است که آقا تمام کرده‌اند. شاید هم با توجّه به توصیف خودِ آقا از آن لحظه‌ها، این تشخیص چندان هم بیراه نبوده است. ولی آن‌ها راه می‌افتند سمت بیمارستان بهارلو. خانم پرستار دلسوزی هم با یک کپسول اکسیژن همراه‌شان می‌آید و از امام جمعه‌ی تهران مراقبت می‌کند. در بیمارستان بهارلو، پیش از آن که باقی پزشک‌های سرشناس سربرسند، دکتر محجوب آقا را برمی‌گردانند به دنیا.

 

صورتجلسه تحویل وسایل رهبر انقلاب در بیمارستان

 

خسروی‌وفا می‌گوید به قدری از بدن آقا خون رفته بود که 50 کیسه‌ی خون را از چهار نقطه‌ به تنِ نحیف و زخم‌دیده‌ی آقا تزریق می‌کنند. خسروی‌وفا می‌گوید به قدری از آقا خون رفته بود که شاید 2 درصد از دشداشه‌ی سفیدشان سرخ نبود.

 

خسروی‌وفا می‌گوید وقتی به محلِ کارش برگشت، گروه فرقان نوار سخنرانی آقا را تا آن‌جایی که انفجار رخ می‌دهد برای‌شان می‌فرستد. شاید این گروهک نوار را فرستاده برای تضعیفِ روحیّه‌ی محافظ‌های شخصیّت‌های نظام. خسروی وفا قبل‌تر گفته بود که وسط ضبط منفجر شده در مسجد با ماژیک قرمز نوشته شده بود: اوّلین عیدی فرقان. این هم جالب است که بسیاری فکر می‌کنند که آقا را سازمان مجاهدین خلق زده، ولی ترورِ آقا کارِ همان گروهکی‌ست که شهید مطهّری را در نیمه شب 11 اردیبهشت 58 به شهادت رساند. این گروهک، ترور بعدی‌شان آقا بوده. نشان به این نشانی که امام، آقا را پس از شهید مطهّری، آن روشن‌فکری می‌دانستند که می‌تواند مانند شهید مطهّری به پرسش‌های دانشجویان با بیانی جوانانه و به‌روز پاسخ دهند. این یکی از آن کارهایی‌ست که آقا پس از شهادت شهید مطهّری در جاهایی مانند همین مسجد ابوذر یا مسجد دانشگاه تهران انجام می‌دادند.

 

حال هم که به تاریخ انقلاب نگاه می‌کنیم، یک ویژگی جالب دیگر در این ترور می‌بینیم. آن هم این که این ترور، جزو معدود ترورهای نافرجامی بود که در سال 60 توسطِ گروه‌های مختلف ستیزه‌جوی چپ برنامه‌ریزی و اجرا شده بود.

 

خسروی‌وفا می‌گوید همان روز 6 تیر و در بیمارستان رادیو را به زیر گوش آقا بردند و پیام امام و شهید بهشتی را برای ایشان پخش کرده‌اند. ولی نمی‌دانند که آقا در آن  حالت نیمه جان لحظات پیام امام و شهید بهشتی را توانستند گوش بدهند یا نه. خسروی‌وفا نقل می‌کند اوّلین جمله‌ی که پس از انفجار از آقا شنیدند درباره‌ی همراهانِ آقا بود. آقا گفتند که آیّا همراهان‌شان سالم هستند یا نه. پرسش دوّم آقا هم این بود که می‌توانند تکلّم کنند یا نه. ولی در روزهای نخست، شرایط جسمی‌شان مساعد نبود. چون برنامه‌ی ترور بسیار هدفمند طرّاحی شده بود و مستقیم قلب آقا را نشانه گرفته بود. به قول خسروی‌وفا این خواست خدا بود که محافظ بیاید و ضبط صوت را از سمتِ چپِ بدنِ آقا، به سمت راست ایشان ببرد.

 

خسروی‌وفا در پایان حرف‌هاش، آقا را بزرگ‌ جان‌باز انقلاب خواند و چون وقت اذان بود خداحافظی کرد.

 

بلافاصله پس از سخنرانی رفتم سراغ ایشان و به‌شان گفتم: «عامل ترور را پیدا کردید؟» خسروی‌وفا لبخند زد و گفت: «بعدا عامل ترور شناسایی و اعدام شد.» صورت‌جلسه‌ی همه چیزهایی که هنگام ترور همراه آقا بود را در دست خسروی‌وفا می‌بینم. عرق‌گیر، پیراهن، قبای سفید... و کیف پول. با خنده می‌گویم: «حالا چقدر تویش پول بوده؟» خسروی‌وفا فقط می‌خندد. صدای انتهای اذان به گوش می‌رسد. خسروی‌وفا همین طور که هدیه‌ی حوزه‌ی هنری را می‌گیرد خداحافظی می‌کند و از تالارِ اندیشه‌ی حوزه‌ی هنری بیرون می‌رود.

 

نویسنده: میثم امیری

 


:: بازدید از این مطلب : 1343
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 06 تیر 1393
رئیس دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به تحولات اخیر عراق، گفت: اساس فتنه داعش بعثی‌ها هستند و آنها با وقاحت اعلام کرده‌اند هدف تخریب نمادهای اسلامی را دارند.
 
به گزارش ایسنا منطقه گیلان، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی ‌گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری در همایش بزرگ علما، روحانیون و طلاب استان گیلان که در مصلی رشت برگزار شد، با اشاره به عظمت و برکت ماه رمضان، اظهار کرد: رمضان سید شهور و ماه نزول قرآن است و ائمه اطهار (ع) روایاتی فراوانی در باب استقبال از رمضان دارند؛ لذا خواندن دعای 46 صحیفه سجادیه توصیه می‌شود.
 
وی به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری در مرقد امام(ره) اشاره کرد و افزود: هر ساله هزاران نفر به مناسبت سالگرد ارتحال بنیان‌گذار انقلاب در مرقد امام جمع می‌شوند و این یکی از کرامات امام بزرگوار است که بعد از گذشت 25 سال از رحلت ایشان چنین جمعیت عظیمی از جای جای دنیا برای احترام به این مقام می‌آیند؛ امام خمینی شخصیت بی‌نظیری است که نه نتها در عصر معاصر بلکه در قرون گذشته نیز وجود نداشته؛ امروز نیز وجود مقام معظم رهبری یکی از نعمات بزرگ برای کشور ماست و ایشان علاوه بر سجایای اخلاقی، خطیبی برجسته هستند و مطالبی که بیان می‌نند جلوتر از زمان و فصل‌الخطاب است.
 
رئیس دفتر مقام معظم رهبری با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران را تجلی مردم‌سالاری دینی خواند و تصریح کرد: نظام ما برخاسته از شرع مقدس اسلام و رای مردم است و لذا هرکس مقابل چنین نظامی که بر پایه قرآن، سنت و رای مردم است قد علم کند، قطعا در صف شیطان قرار دارد، جمهوری اسلامی با نزدیک به 100 درصد آرای مردم برپا شده است و همه به جمهوری اسلامی رای دادند؛ امروز دنیا خصوصا سردمداران استعمار و غربی‌ها نمی‌توانند مقابل سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران بیاستند.
 
محمدی‌گلپایگانی با اشاره به تحولات اخیر عراق، تصریح کرد: عده‌ای فتنه‌گر، جلاد، خون‌خوار و وحشی به جان عراق مسلمان افتاده‌اند؛ کسی گمان نکند گروهک تروریستی داعش که این چنین جان و مال و ناموس مردم را مورد تعرض قرار می‌دهند مسلمان هستند؛ تروریست‌های داعش سنی نیستند، بلکه آمریکا و اسرائیل آنها را پرورش داده‌اند تا میان شیعه و سنی اختلاف‌اندازی کنند؛ مانند طالبان که جنایات وحشیانه‌ای علیه مردم افغانستان انجام دادند.
 
وی با بیان اینکه داعش دامن حامیانش می‌گیرد، ادامه داد: اساس فتنه داعش بعثی‌ها هستند و آنها با وقاحت اعلام کرده‌اند هدف تخریب نمادهای اسلامی در نجف، کربلا، سامرا و مشهد را دارند، اما این جانیان نامسلمان بدانند حزب‌الله قدرتمند ایران و لبنان و عراق اجازه نخواهند داد فریاد مظلومیت و غربت امام حسین(ع) بلند شود.
 
رئیس دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به فتوای جهاد با داعش آیت‌الله سیستانی در عراق، خاطرنشان کرد: بیش از 2 میلیون عراقی برای پیوستن به ارتش و دفاع از نمادهای اهل بیت(ع) و جهاد با داعش ثبت نام کردند و این قدرت مرجعیت است؛ امیدواریم این راه شریف به برکت ماه رمضان و شهید محراب این ماه ادامه داشته باشد و قدرت مسلمانان اعم از شیعه و سنی افزون‌تر گردد.

:: بازدید از این مطلب : 1411
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 06 تیر 1393

پس از گمانه زنی های متفاوت پیرامون موسس اصلی شبکه اهل بیت بالاخره «حسن اللهیاری» مدیر این شبکه، در اظهار نظرهای جدیدی، حقایقی را در این خصوص بیان کرد.

به گزارش جام نیوز، پس از گمانه زنی های متفاوت پیرامون موسس اصلی شبکه اهل بیت بالاخره «حسن اللهیاری» مدیر این شبکه، در اظهار نظرهای جدیدی، حقایقی را در این خصوص بیان کرد.

وی با اعتراف به این که شبکه اهل بیت از جانب "آمریکا" تاسیس شده است، به حمایت های بی دریغ از سیاست های غلط آمریکا پرداخته و آنها را توجیه نمود.

اللهیاری در گفته ای عجیب، با بیان این که "آمریکا از کشورهای اسلامی خیلی بهتر است" و با اهانت به تمامی مسلمانان، به مخالفت با دستور قرآن کریم پرداخت:

آیات نورانی قرآن کریم در سوره ممتحنه (آیه 1) می فرماید: «یـا أیـها الذین آمنوا لاتتخذوا عدوى و عدوکم اولیاء تلقون الیـهـم بـالمـودة و قـد کـفـروا بـمـا جـاءکـم مـن الحـق...

اى کسانى که ایمان آورده اید دشمن مرا و دشمن خودتان را دوسـتـان خـود مـگـیـریـد، آیا مراتب دوستى خود را به ایشان تقدیم مى کنید با اینکه به شـریـعـتـى کـه بـراى شـمـا آمـده و حـق اسـت کـفـر مـى ورزنـد»

این "روحانی نما" که پیش از این سابقه اهانت به شیعیان و مردم انقلابی بحرین را دارد، ضمن تمجید از حضور آمریکا در افغانستان و انکار جنایت های این کشور در منطقه، تطهیر چهره استکبار جهانی را نیز به کارنامه عملکرد تفرقه افکنانه و آمریکایی خود افزود.

این شیخ لس آنجلس نشین، که با اهانت های مکرر به مراجع تقلید، ادعای مرجعیت را نیز در پرونده خود دارد، بدون در نظر گرفتن خشونت های نظام آمریکا بر مردم این کشور و فراموشی جریان هایی نظیر وال استریت و آدم سوزی فرقه داوودی ها در آمریکا، به تعریف از عملکرد دولتمردان آمریکا پرداخته و آزادی بیان در این کشور را ستود.

این در حالی است که حسن اللهیاری چغچرانی، هیچ گاه در شبکه خود، تاکنون درمورد توهین های انجام شده در آمریکا نسبت به اسلام همانند قرآن سوزی، اسلام هراسی و... هیچ واکنشی نشان نداده بلکه آن را مسئله ای بی ربط به وظایف دینی خود می داند.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1352
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 06 تیر 1393
 6 ام تیر ماه سال 60 حادثه ای ناگوار رخ داد؛ بمبی دستساز که در رادیوضبطی جاسازی شده بود در محل سخنرانی آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر منفجر شد.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به مناسبت 6 ام تیر سالروز ترور نافرجام  آیت الله سید علی خامنه ای که در سال 1360 انجام شد، توجه شما را به گفت‌گوی دیده نشده با همسر ایشان که  جلب می کنیم. مصاحبه ای که در ان همسر رهبر معظم انقلاب خاطراتی از لحظات پس از حادثه، خاطرات نحوه دستگیری رهبر انقلاب و تبعید به ایران شهر، و چگونگی رفتار ایشان در خانواده را بازگو می کند.
 
این مصاحبه در 5 تیر 1362 در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده است.
 
سوال: خانم خامنه ای با توجه به این که در ابتدای ترور های کور منافقین، اولین ترور در روز ششم تیر بود که طی آن به جان حجه الاسلام خامنه ای سو قصد شد که خوشبختانه ناموفق ماند. لطفا خاطرات خود را از لحظه شنیدن خبر ترور ایشان بیان کنید.
 
پاسخ: قضیه از این قرار بود که روزهای شنبه معمولا آقای خامنه ای در مساجد تهران نماز جماعت می خواندند و مابین نماز ظهر و عصر برای مردم سخنرانی و پاسخ به سوالات داشتند. آن روز هم که شنبه بود نوبت مسجد اباذر بود و به آن جا رفته بودند. ما برای نهار منتظرشان بودیم و دیر کرده بودند. کم کم من نگران می شدم ساعت از دو گذشته بود و چون برق منزل قطع بود ما رادیو نداشتیم و من اخبار را نشنیده بودم و از هیچ جا خبر نداشتم.  ترور ایشان در خلاصه اخبار گفته شده بود، ظاهرا همه غیر از من از حادثه خبر داشتند. در این بین از طرف یکی از دوستانمان تلفن شد که آیا جریان ترور آقای خامنه ای صحت دارد؟ من بدون این که اظهار بی اطلاعی کنم گفتم شما چه خبری دارید؟ من گوشی را گذاشتم و پابرهنه و سراسیمه به طرف در منزل دویدم. متوجه ناراحتی  چند نفر از پاسدارها که در منزل بودند شدم.  اما پاسدارها به ملاحظه من می گفتند معلوم نیست خبر راست باشد . من بی اختیار در خانه را باز کردم دیدم ماشین همسایه حاضر و روشن است.
 
بعد ها فهمیدم که این همسایه های مهربان که قبلا از خبر مطلع شده بودند ماشین خود را حاضر و حتی روشن کرده بودند که وقتی من مطلع شدم، معطلی نداشته باشم. خوشبختانه برادرم تهران بود. سوار شدیم و به بیمارستان راه اهن رفتیم. جمعیت زیادی در آن جا جمع شده بودند. وقتی من وارد سالن شدم سالن تقریبا پر بود. پاسدارهای محافظ ایشان را دیدم که با لباس های غرق خون به شدت نا آرامی می کردند. یکی بر سرش می زد. یکی دیگر گریه می کرد. یکی سرش را به دیوار می کوبید. من به پشت در سالنی رسیدم که اتاق عمل در آن جا قرار داشت. اجازه نمی دادند کسی وارد شود. به مجرد این که در سالن باز شد خود را داخل انداختم.
 
در این بین اقای دکتر منافی را دیدم. به من گفتند چیزی نیست الان عمل تمام می شود.
 
من مضطرب و منتظر خبر بودم. عده زیادی از روحانیون و نمایندگان مجلس و نزدیکان بودند. از دم در بیمارستان  صدای جمعیت می آمد که فریاد می زدند: "مرگ بر آمریکا و مرگ بر منافق" سر و صدای مردم مانع کار پزشکان بود. از طرفی می خواستند آقای خامنه ای را به بیمارستان قلب منتقل کنند. هلی کوپتر هم آورده بودند. ولی ازدحام جمعیت به حدی بود که هیچ گونه نقل و انتقالی امکان نداشت. بلاخره به این نتیجه رسیدند که با تظاهر به این که اقای خامنه ای را منتقل کرده اند، مردم را متفرق کنند.
 
لذا برانکاردی آوردند و شخصی روی آن خوابید. رویش را ملافه کشیدند و او را داخل هلی کوپتر گذاشتند و هلی کوپتر حرکت کرد. مردم شعار  مرگ بر آمریکا مرگ بر بنی صدر می دادند.  
 
بعد از پرواز هلی کوپتر، مردم هم تدریجا متفرق شدند. پزشکان جراح تلاش زیادی می کردند تا بلاخره عمل تمام شد. نمی دانم چه ساعتی بود ولی گویا نزدیک غروب بود. ایشان را به اتاق دیگری بردند. آن وقت به ما اجازه دادند که از پشت شیشه ایشان را ببینیم. حالشان خوب نبود. قدری بعد هلی کوپتری در بیمارستان به زمین نشست. ایشان را  به داخل هلی کوپتر بردند. چند نفر از پزشکان از جمله آقای دکتر منافی و آقای دکتر زرگر همراه با ایشان به بیمارستان قلب رفتند. من با برادرم با سرعت زیاد خود را به بیمارستان قلب رساندیم. در راه موتورسوارهای زیادی در حال سر دادن شعار   مرگ بر آمریکا مرگ بر منافق به سمت بیمارستان قلب می رفتند. وقتی به بیمارستان رسیدیم  ایشان را به آی سی یو برده بودند و  اجازه نمی دادند من جلو بروم.  یکی از آقایان نماینده مجلس اظهار داشت که: "حق ایشان است و بگذارید جلو بروند"
 
من جلو رفتم ایشان بیهوش بود. خونریزی خیلی شدید بود و حال ایشان به هیچ وجه خوب نبود. وقتی آمدم بیرون آقای هاشمی، آقای باهنر، حاج احمد آقا و شهید فیاض بخش و بعضی دیگر از دوستان ایشان را که چند نفرشان شب بعد از آن به شهادت رسیدند، جمع بودند. همه ناراحت بودند. دکترها تلاش می کردند که خونریزی بند بیاید. ولی ممکن نمی شد. دوباره ایشان را به اتاق عمل بردند. پس از پایان عمل یکی از دکترها به اتاقی که من در آن بودم آمد و گفت: " آقای خامنه ای بحمدالله حالشان خوب است"  
 
ترکش های بمبی را که از ریه شان بیرون آورده بودند، به من دادند. چند روزی در آی سی یو بودند و پس ار آن ایشان را به بخش دیگری انتقال دادند. در چند روز اول حال ایشان نامطلوب و نگران کننده بود. با این که در یکی از فواصلی که حالشان اندکی بهتر بود مصاحبه هم کردند، اما بارها وضع ایشان نگران کننده شد تا این که بحمدالله بعد از گذشت سه هفته خطر کمی مرتفع گشت. این بخش کمی از خاطرات آن روزهای من است همه آن نگرانی ها و اضطراب ها نه در یاد ماندنی و نه نوشتنی است.
 
سوال: بعد از ترور حجه الاسلام والمسلمین خامنه ای فرزندانتان چه عکس العملی نشان دادند؟
 
پاسخ: عکس العمل بچه ها دور از انتظار نبود. بچه های کوچک بعد از شنیدن خبر هراسان و وحشت زده با ناراحتی به سمت کوچه دویدند.  مصطفی در آن ساعت با بچه های مدرسه به جهاد سازندگی رفته بود وقتی آمد که من در بیمارستان بودم. به من گفت: "مامان مبادا گریه و جزع کنی خدا قهرش می آید این راهی است که خود ما انتخاب کرده ایم و ادامه راه از این مسایل زیاد دارد" در مجموع روحیه بچه ها خوب بود.
 
سوال: پس از ترور همسرتان قطعا خاطرات زیادی برایتان پیش آمده است اگر ممکن است از آن خاطرات برای ما بگویید.
 
پاسخ: یکی از خاطره ها این که آقای رجایی روز بعد از ترور به بیمارستان  آمدند و لباس مخصوص پوشیدند و داخل آی سی یو شدند. وقتی بیرون آمدند داخل اتاقی که من در آن جا بودم و قدری نشستند و محبت و دلجویی کردند و گفتند: "جریان ترور آقای خامنه ای و آقای هاشمی برای من خیلی سنگین بود و نمی توانم تحمل کنم"
 
ایشان نمی دانستند که شهادت جان گداز شهید بهشتی و 72 تن را در همان شب باید تحمل کنند.  خاطره دیگر این که پس از فاجعه هفتم تیر حاج احمد آقا آمدند بالای سر آقای خامنه ای و گفتند: "نظر شما در رابطه با کسی که به جای شما باید برود نماز چیست؟" نظر آقای خامنه ای آقای بهشتی بود.
 
حاج احمد آقا گفتند: "آقای بهشتی گفته اند وقت ندارند" گزینه بعدی آقای خامنه ای آقای هاشمی بود. آقای خامنه ای از من پرسیدند آقای بهشتی نیامدند؟ من گفتم چرا شما خواب بودید چند بار آمدند. آقای خامنه ای بسیار خوشحال شدند.
 
سوال: می دانیم که حادثه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله بهشتی در وقتی اتفاق افتاد، که همسر شما در بیمارستان بودند، لطفا بفرمائید که ایشان چگونه از حادثه حزب اطلاع پیدا کردند و چه عکس العملی نشان دادند.
 
پاسخ: من در هنگام اطلاع ایشان در بیمارستان نبودم. همین اندازه می دانم بعد از گذشت 10 روز آقای هاشمی و حاج احمد آقا آهسته آهسته مطلب را به ایشان تفهیم کردند.
 
سوال: در رژیم گذشته حجت الاسلام والمسلمین خامنه ای مبارزات بسیاری داشته و بارها به زندان رفته و تبعید شده اند، لطفا خاطرات خود را از آن دوران بیان کنید.
 
پاسخ: خاطره ای دارم از آذر سال 56 که هرگز فراموش نمی کنم. این آخرین دفعه ای بود که ایشان دستگیر شدند. از ساعت 7 شب منزل ما را محاصره کرده بودند. آقای خامنه ای منزل نبودند، ساعت 12 به منزل آمدند. ساعت 3 بعد از نصفه شب مأمورین ساواکی ها اسلحه هایشان را از لای در به داخل آوردند و ایشان را تهدید کردند اما ایشان مقاومت کردند و در را بستند. من خواب بودم. از صدای شکستن شیشه های در و فریاد ساواکی ها که می گفتند: تسلیم، آتش می کنیم، بیدار شدم. دیدم مصطفی توی رختخوابش نشسته و با کمال وحشت زدگی می گوید: مامان بابام را کشتن. آن وقت من متوجه شدم قضیه چیست، از پشت شیشه در دیدم مأمورین دست های ایشان را دست بند زده اند و چند نفری دارند ایشان را کتک می زنند و ایشان هم در همان حال از خودشان دفاع می کردند.
 
من زود چادرم را سرم کردم. مأموری وارد هالی که ما خوابیده بودیم شد و اسلحه اش را روی سر من گرفت و اجازه نمی داد حرکت کنم. در همان حال برادرم که آن شب منزل ما بود از خواب پریده بود و دوید داخل هال و گفت چه خبر شده؟ من گفتم خبری نیست کارهای همیشگی  است. مأمور از حرف من عصبانی شده بود. میثم توی گهواره گریه می کرد. بعد از گذشت مدت زمانی به اتاق کتابخانه که ایشان و مأمورین آن جا بودند، رفتم. آن ها مشغول گشتن کتاب ها بودند، با چند مرتبه رفت و آمد یواشکی کاغذ و نوشته هایی را که ایشان خیلی روی آن ها زحمت کشیده بودند از اتاق بیرون آوردم. اذان صبح شد، ایشان خواستند نماز بخوانند، با مراقبت مأمورین وضو گرفتند و نماز خواندند. بعد آماده رفتن شدند . من بقیه بچه ها را که خواب بودند بیدار کردم و برای اینکه خیلی ناراحت نشوند، گفتم بابا می خواهد به مسافرت برود. ولی وقتی که بچه ها ساواکی ها را با آن اسلحه هایشان دیدند قضیه را فهمیدند. آقای خامنه ای خداحافظی کردند و با مأمورین رفتند. وقتی که هوا روشن تر شد دیدم که روی زمین خون ریخته نفهمیدم چی شده تا اینکه بعد از ظهر همان روز از ژاندارمری تلفن کردند که ایشان را می خواهند ببرند اگر مایلید ایشان را ببینید هر چه زود تر به آن جا بیایید. با بچه ها به همراه یکی از دوستان ایشان به ژاندارمری رفتیم. ایشان را ملاقات کردیم و آن جا من فهمیدم که بر اثر کتک مزدوران ساواک پای ایشان زخمی شده است.
 
روز بعد دوباره به همین ترتیب به ملاقات رفتیم و گفتند: من به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم شده ام. ایشان پس از این که مدتی از محکومیت خود را در ایرانشهر گذراندند به جیرفت کرمان منتقل شدند. که بعد از چندی به علت انقلاب امت اسلامی ایران به مشهد آمدند و مابقی محکومیت خود به خود منتفی شد.
 
سوال: رفتار ایشان در خانه با شما و بچه ها چگونه است و ایشان تا چه حد در تربیت فرزندان با شما همکاری دارند؟
 
پاسخ: رفتار ایشان در منزل بسیار خوب است با اینکه کارشان زیاد و مسئولیتشان سنگین است و اکثرا وقتی به منزل می آیند خسته و به شدت محتاج به استراحت هستند در عین حال به بچه ها روی خوش نشان می دهند و با آنان گرم می گیرند و تا جائی که وقتشان اجازه بدهد سعی می کنند به سئوالات آنان پاسخ بدهند و مشکلاتشان را حل کنند.
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1212
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران