میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 16
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 394
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2826
:: بازدید ماه : 8957
:: بازدید سال : 15173
:: بازدید کلی : 15173
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

هرکس در هر اندازه ای که هست باید حرکت کند تا خواست عمومی شکل گیرد، تا یأس ها تبدیل به امیدها شود، تا اندازه ها بزرگتر شود، تا اتحاد در مقام قلب ها رخ دهد و ... انشالله ظهور رخ می دهد.

 

نیمه شعبان به عنوان یکی از ایام الله فرصت خوبی است تا در مورد چرایی انتظار ظهور حضرت هم اندیشه کنیم. سوالاتی همچون وظایف منتظران، خصوصیات منتظران و حتی نشانه های ظهور را باید در همین سوال اساسی که چرا منتظر باشیم؟ جستجو کرد. بنابراین خواسته هایی که امکان دارد برای ظهور امام زمان داشته باشیم چیست؟

-  تلخی وضع موجود از لحاظ اقتصادی، فقر، بی عدالتی و مریضیهای گسترده؛

-  گسترش ناامنی و بی عدالتی در جهان و غفلت دولت ها از مردم در کشمکش های سیاسی داخلی؛

-    حل شدن مسائل علمی، تاریخی و سیاسی؛

-    گشایش در زندگی شیعیان و محبین اهل بیت؛

-    .... 

هر خواسته و انتظاری که ظهور حضرت داشته باشیم برآمده از نگرش ما نسبت به زندگی و حرکت در آن است. که همه نگرش ها در دو وجه کلی ریشه دارد: زندگی برای رسیدن به رفاه دنیا[1] و تلاش برای رسیدن به آخرت و زندگی نامحدود[2]؛ هر دو نگرش می توانند طلب ظهور امام زمان داشته باشند اما برای چه؟ 

آنچه که در نامه های مردم کوفه برای دعوت از امام حسین علیه السلام دیده می شود، گزارشی از احوال دنیاست که در نهایت هم محبین اهل دنیا نه تنها صحنه را خالی نکردند بلکه سیاهی لشگر دشمن در فاجعه کربلا شدند.

 

از این جهت به نظر می رسد اتفاقاً در مورد چرایی انتظار باید بیش از اینها بیاندیشیم... و آنچه که به تفکر در این مورد کمک می کند توجه به احوال مسلمانان در زمان ائمه علیهم السلام و همچنین وضعیت بیداری اسلامی در کشورهای عربی است.

ارزش های جاری در جامعه مدینه بعد از امام حسین علیه السلام وارونه شد و رقاصه ها و آوازه خوانان زن جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کردند زیرا جامعه اسلامی نتوانست ضرورت جلوداری امام و ارزش های اسلامی در جامعه را درک کند لذا دین به چند عمل عبادی تقلیل پیدا کرد. مومنینی که دور امام حسین علیه السلام را خالی کردند، دیگر ضرورت حکومت امام را درک نکرده و نتیجه عدم فهم و یاری مومنین از ضرورت وجود امام در جلوی جامعه کار را به غیبت رساند. هم اکنون نیز تا مسلمانان و مؤمنان ضرورت حاکمیت ارزش های اسلامی را در جامعه درک نکنند غیبت ادامه خواهد داشت.

شاید یکی از مهمترین دلایل انحراف انقلاب مردم مصر، عدم درک همین ضرورت باشد که هنوز اجماع اکثری در مورد وجود آموزه ها و ارزش های اسلامی در حاکمیت به وجود نیامد، بنابراین شورشی علیه همان دموکراسی رخ داد و با شکلی کاملا دیکتاتوری حکومت ارتشی ها روی کار آمد. آن نقطه امیدی که مقام معظم رهبری در سخنرانی 14خرداد 93 در مورد بیداری اسلامی بیان داشتند، همین تنبه و توجه مسلمانان مصر و دیگر کشورهای عربی به جهت گیری و فرآیند انقلاب است.

 

بدون شک اصلی ترین هدف انقلاب اسلامی مردم ایران، حکومت ارزش های اسلامی در جامعه است که در یک حرکت تدریجی قرار دارد. علت حرکت تدریجی هم خواست مردم و فهم ضرورت هاست. شاید آن روایتی که می فرماید تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است، تفکری باشد که این خواست را برای تسلیم امر خدا شدن به وجود می آورد که نهایت آن ظهور و آزادی همه انسان هاست. این همان انتظار از ظهور حضرت حجت علیه السلام است.

ایمان در این دوران سخت است و اجر آن هم بیشتر است اما اهل ایمان از آنجایی که دنبال آزادی همه انسان ها از ظلم نفس و استکبار هستند، در ظهور حضرت تلاش می کنند که تلاش ایشان معطوف به خواست عمومی برای حاکمیت ارزش های اسلام در سراسر دنیاست. در این راه هیچ کس به دیگری نگاه نمی کند، بلکه همه در حرکت اند[3]. اهمیت مبارزه با همه ظلم ها و مفاسد خصوصاً در حکومت اسلامی همه منتظران را به حرکت در می آورد. منتظر ظهور نمی تواند از کنار فساد با بی تفاوتی عبور کند.بی تفاوتی ها سبب تأخیر ظهور می شوند، بی تفاوتی ها به مفسدان جرأت می دهد، بی تفاوتی ها سبب کم جلوه داده شدن مومنین می شود، بی تفاوتی ها سبب زیاد جلوه داده شدند مفسدان می شود.

مؤمن هم امکان دارد به عذاب دردناک دچار شود زیرا فرمود: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمائی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می‌بخشد؟!»[4] و در ادامه برای رهایی از این عذاب می فرماید بی تفاوت نباشید و از هرچیزی که دارید برای حاکمیت دین خدا جهاد کنید: «به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!»[5]

 

بنابراین هرکس در هر اندازه ای که هست [6] باید حرکت کند تا خواست عمومی شکل گیرد، تا یأس ها تبدیل به امیدها شود، تا اندازه ها بزرگتر شود، تا اتحاد در مقام قلب ها رخ دهد و ... انشالله ظهور رخ می دهد.

 

پی نوشت ها:

[1] بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا«الأعلی/16» ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،

[2] َالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى«الأعلی/17» در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!

[3] یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا «التحریم/6» ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛

[4] یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِیكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ«الصف/10»

[5] تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَیرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ«الصف/11»

[6] وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَینَا كِتَابٌ ینْطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ«المؤمنون/62» و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم؛ و...

منبع:فرهنگ


:: بازدید از این مطلب : 2558
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

دانش آموز شهید ˈعلی جرایهˈ از نوجوانان شجاع و آسمانی سرزمین ایلام با حدود 12 سال سن به عنوان کم سن و سال ترین شهید دوران دفاع مقدس شناخته می شود.

شهید جرایه در نخستین روز مهرماه سال 1350 در بخش محروم و غیربرخوردار ˈسرابباغˈ شهرستان آبدانان در جنوب استان ایلام دیده به جهان گشود.
 
وی تحصیلات آغازین خود را در دبستان های شهدا و طالقانی سرابباغ تا اول راهنمایی ادامه داد و در این مدت در میان هم کلاس ها به عنوان یکی از دانش آموزان ممتاز شناخته شده بود.
 
شعله عشق و ارادت به امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی با وجود خردسالی سراسر وجودش را متلاطم کرد و روح ظریف و ملکوتی این نوجوان را به هوای جبهه های نبرد حق علیه باطل لبریز و بی قرار ساخت.
 
فکر دفاع از ناموس و آب و خاک و اسلام آن چنان روان شهید جرایه را به خود مشغول کرده بود که درس و بحث و مشق و مدرسه را رها کرده و با کوله باری از عشق و آرزو رهسپار میدان مقدس دفاع ومبارزه با متجاوزان بعثی شد تا در کنار رزمندگان اسلام به پاسداری از دستاوردهای نهضت بزرگ امام خمینی (ره) و نظام اسلامی مشغول شود.
 
منش الهی، برخورد اسلامی، فروتنی و تواضع در عمل، عبادت خالصانه و ایثار وصف ناپذیر شهید جرایه باعث ارادت فرماندهان به این نوجوان شجاع ایلامی شده بود و آن چنان که همرزمانش بعدها تعریف کردند وجود این شهید کم سن و سال عاملی مهم در تقویت روحیه مقاومت و ایثارگری سپاه اسلام بود.
 
روحیه شهادت طلبی و خلوص وی باعث شد شهید جرایه در اوج نوجوانی به پشت جبهه و کارهای تدارکاتی و خدماتی دل نبندد و عازم خط مقدم جنگ و جبهه حماسه و ایثار و شهادت شود.
 
وی در کسوت رزمنده ای بسیجی و خردسال ترین دانش آموز کشور به گردان 505 محرم تیپ 11 حضرت امیرالمومنین (ع) سپاه پاسداران پیوست و با وجود سن و سال کم و جثه نحیف مردانه علیه بعثی های متجاوز جنگید و حماسه ای ماندگار در تاریخ جنگ ها آفرید.
 
کوچک ترین شهید دوران دفاع مقدس پس از نبردی دلیرانه و نابرابر در مصاف با متجاوزان بعثی سرانجام در تاریخ یکم اسفند سال 1362 در عملیات والفجر پنج در منطقه عملیاتی چنگوله مهران از ناحیه سر مورد اصابت مستقیم گلوله خمپاره قرار گرفت و در سن 12 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد تا نام زیبای خود را به عنوان کم سن و سال ترین شهید دوران هشت سال جنگ رژیم بعث صدام علیه ایران اسلامی در دفتر زرین و سراسر افتخار این نظام الهی به ثبت رساند.
 
شهادت جرایه این نوجوان رزمنده و اسوه شهامت و شجاعت چنان موجی در میان جوانان و هم کلاسی هایش در آموزشگاه های شهرستان آبدانان و حتی استان ایلام به پا کرد که پس از شهادت وی صدها نفر از جوانان و نوجوانان استان برای ادامه راه پر فروغ او عازم جبهه های جنگ حق علیه باطل شدند.
 
این نوجوان فداکار آبدانانی با شهادت خود و پوشیدن جامه شقایق رنگ شهیدان در سن 12 سالگی، انقلابی معنوی در میان دانش آموزان و دانشجویان ایلامی به راه انداخت که تاکنون و بلکه تا همیشه تاریخ نیز ادامه دارد و چراغ راه همه نیک سیرتان رزمنده و مدافعان اسلام و انقلاب اسلامی خواهد بود.
 
شهید جرایه با وجود سن کم و کنار گذاشتن درس و مدرسه در اوان دوره راهنمایی واژه هایی را به عنوان وصیت نامه کنار هم چیده که هر گاه بازخوانی می شود، در باور هیچ کس نمی گنجد که این عبارات عرفانی و اخلاقی متعلق به نوجوانی 12 ساله است.
 
وی در بخشی از وصیت نامه خود که دقایقی پیش از شهادت به نگارش درآمده چنین آورده است: «ای دشمنان اسلام اگر مرا بکشید و بدنم را قطعه قطعه کنید، قطعه های بدنم فریاد بر می آورند و لبیک یا خمینی می گویند.
 
من رفتم اما وصیتم به شما هموطنان عزیز این است که امام را تنها نگذارید و اسلحه مرا بردارید و راه شهیدان را ادامه دهید.
 
اگر قرار باشد من بمیرم، بهتر است میان جبهه و سنگر بمیرم، برای حفظ اسلام و قرآن و در راه پاک رهبرم بمیرم.»
 
این شهید نوجوان خطاب به والدینش نیز این چنین آورده است: «پدر و مادر عزیزم به خدا سوگند تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون که در بدن دارم با دشمنان اسلام می جنگم.»
 
«توصیه ام به شما این است که صبر و استقامت داشته باشید و تقوا پیشه کنید؛ از شما می خواهم که پیرو همیشگی امام عزیز باشید و نگذارید که امام تنها بماند.
 
اگر این سعادت نصیبم شد که در رکاب حسین (ع) زمان به سوی معبودم بشتابم، برای من گریه و زاری نکنید و بدانید با آگاهی کامل این راه را پذیرفتم و چون مسوولیت پاسداری از خون شهدا را بر دوش خود حس کردم به جبهه ها شتافتم تا قسمتی از بار مسوولیت که بر دوشم بود را انجام دهم.»
 
این شهید والامقام اگرچه در خردسالی و اوان نوجوانی به دیار جبهه شتافت و به عنوان خردسال ترین شهید کشور نام خود را در دفتر افتخارهای ملتی حماسه ساز ابدی کرد اما تاکنون نامی و یادی از این شهید سرافراز در عرصه ملی دیده نشده است و همان گونه که در اوج مظلومیت به شهادت رسید نام و یادش نیز سال هاست مظلومانه در غبار زمانه فراموش شده است.
 
ایثار و شهادت این ملت هیچ گاه از خاطر نمی رود زیرا همین فرهنگ بود که دشمن بعثی و حامیان قلدر و گردنکش صدام را زمین گیر کرد و شکست داد پس باید برای پاسداشت یاد و نام جرایه و جرایه ها که کم هم نیستند از جان و دل مایه گذاشت.
 
شهرستان ۵۵ هزار نفری آبدانان در 165 کیلومتری جنوب خاوری ایلام در دوران دفاع مقدس 203 شهید والامقام تقدیم انقلاب و آرمان های نظام جمهوری اسلامی کرده است.
 
استان ایلام با 430 کیلومتر مرز مشترک با عراق در دوران هشت سال جنگ تحمیلی جبهه میانی نبرد و از مهم ترین آوردگاه های رزمندگان اسلام با دشمن بعثی بود.
 
ایلامی ها در دوران دفاع مقدس نزدیک به سه هزار شهید، ۱۰ هزار جانباز و ۳۳۲ آزاده تقدیم اسلام و میهن کردند. 
 
 
منبع: شهدای ایران

:: بازدید از این مطلب : 2671
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

 آیت الله جوادی آملی گفت: با ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) که هم‌اکنون مصداق کامل خلیفه الهی هستند عقل جامعه کامل می‌شود.

 
به گزارش روابط عمومی موسسه اسرا، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق این هفته خود که در محل نمازخانه بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء و با حضور خیل علاقمندان به معارف الهی برگزار شد، با طرح مباحث امام شناسی به وظیفه شیعیان در عصر غیبت اشاره کرد.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه جریان امامت جزء اصول رسمی مذهب ماست، اظهار کرد: امام از برجسته‌ترین خلفای الهی است و این جمله نورانی که خدا فرمود ﴿إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خلیفة﴾ این ﴿جاعِلٌ﴾ صفت مشبهه است و معنای ثبوت و دوام دارد، یعنی من دائماً در عالَم خلیفه دارم.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: کسی که عهده‌دار این کار است انسان کامل معصوم است که در زمان پیامبر خود آن حضرت و در زمان غیبتش جانشینان و ائمه معصوم(ع) است.
 
مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه تعیین خلیفه الهی فقط تربیت جامعه انسانی نیست، تصریح کرد: خداوند که حضرت آدم را آفریده، برای اداره عالم و خلافت عالم کافی نیست تا فرشته‌ها بگویند «نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک»، محور بحث تنها اینکه انسان، مدنی بالطبع است و قانون و رهبر می‌خواهد نیست این ذرّه‌ای از آن مسائل است، اگر محور بحث اینها بود نه ملائکه می‌گفتند ﴿نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ﴾ نه سخن از تعلیم اسما بود نه لازم بود خدا بفرماید ﴿إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ﴾ محور بحث این است که شما که فرشته هستید نمی‌توانید معلّم بشر باشید، بشر اسوه می‌طلبد.
 
وی با ذکر حدیثی از کتاب الحجة اصول کافی اظهار کرد: احدی همتای امام نیست و هرگز عقل امامت و امام را نمی‌شناسد که او را انتخاب کند.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه با ظهور حضرت صاحب الزمان که هم اکنون مصداق کامل خلیفه الهی هستند عقل جامعه کامل می‌شود، بیان کرد: وقتی حضرت با آن جلال و شکوه ظهور می‌کند عقل جامعه کامل می‌شود، مگر با کشتن می‌شود جامعه را اصلاح کرد؟! با عقلانیت، جامعه اداره می‌شود آن وقت اصلاح جامعه خیلی سهل است. عدل عالم را پر می‌کند؛ عقل، عالم را پر می‌کند، اگر بنا بشود جامعه به سمت عقل و عدل حرکت کند هیچ مشکلی در جامعه پیش نمی‌آید ما چنین امامی داریم.
 
وی با تاکید بر اینکه به جای تلاش و اصرار بر دیدن امام معصوم تلاش کنیم تا مورد نظر امام قرار بگیریم عنوان کرد: ما اصرار نکنیم امام را ببینیم تمام تلاش و کوشش ما این باشد که امام، ما را ببیند وگرنه کسانی بودند که مدت‌های مدید پیغمبر(ص) را دیدند، پشت سرش نماز پنج وقت را می‌خواندند، آن هم در مسجدالنبی که بعد از مسجدالحرام بهترین مسجد روی زمین است، اما مشکلشان حل نشد.
 
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه خداوند نسبت به بندگان خود دو نوع نگاه و نظر دارد، بیان کرد: وجود مبارک امام چون خلیفةالله است دو نگاه دارد چون مستخلف‌ عنه‌اش یعنی الله دو نگاه دارد. خدای سبحان یک نگاه عمومی دارد که «والله بکل شیء بصیر» خب همه را می‌بیند و هر کاری ما بکنیم ذات اقدس الهی می‌بیند، اما یک نگاه خصوصی که خدا بعضی‌ها را نگاه نمی‌کند با بعضی‌ها حرف نمی‌زند آن نگاه مهم است.
 
وی با تاکید بر اینکه باید تلاشمان این باشد که ولی خدا به ما نگاه لطف آمیز خود را داشته باشد، افزود: وجود مبارک ولیّ عصر دو نگاه دارد، یک نگاه عمومی است که هر کاری بکنید اعمال را به عرض حضرت می‌رسانند و ایشان می‌بیند ولی عمده آن نگاه تشریفی و فیض و عنایت است. بنابراین تمام تلاش و کوشش ما این باشد که حضرت به ما یک نگاه لطف‌آمیز داشته باشد.
 
آیت الله جوادی آملی در بخش دیگر از سخنان خود با بیان اینکه امام در همه حال ناظر بر اعمال ما است، اظهار کرد: با توجه به اینکه امام معصوم هم نگاه عمومی و هم نگاه خصوصی دارد، معلوم می‌شود ما غایبیم نه امام، مبادا کسی خیال کند حالا حضرت وقتی خواب است نگاه نمی‌کند او که با چشم ظاهری نگاه نمی‌کند.
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود به وظیفه شیعیان در عصر غیبت اشاره کرد و گفت: وقتی زراره از وجود مبارک امام صادق(ع) سئوال کرد وظیفه ما در عصر غیبت چیست؟ حضرت فرمود این دعای نورانی «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی‏» را بخوان؛ این دعایی است که زراره از وجود مبارک حضرت نقل می‌کند و روایت معتبری است و عمیق‌ترین درس امامت‌شناسی را به ما می‌دهد.
 
وی در توضیح این حدیث شریف بیان کرد: امامت از سنخ ولایت است از سنخ وکالت نیست؛ برای اینکه در امام عصمت شرط است، عصمت هم مثل عدالت نیست که با تجربه به دست بیاید عصمت دو عنصر محوری دارد، یکی صیانت از خطای در علم و یکی صیانت از خطیئه در عمل.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم خاطرنشان کرد: اکنون خیلی‌ها سئوال می‌کنند ما در عصر غیبت باید چه کاری انجام دهیم؟ این دعاهای نورانی امام زمان(عج درس باسواد شدن عصر غیبت را می‌دهد ما که در حوزه یا دانشگاه هستیم یک وظیفه داریم و توده مردم که مشغول کشاورزی و دامداری‌ هستند یک حساب دیگری دارند. حالا شاید در قیامت آنها جلوتر از ما باشند، معلوم نیست عاقبت چه خواهد شد آن‌جا چه خواهد شد اما ما وظیفه‌ای داریم و وظیفه ما باسواد شدن است و عمل باسوادی است کار حوزه و دانشگاه این است کار توده مردم هم جای دیگر است.
 
منبع:فردا

:: بازدید از این مطلب : 2530
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

مویی که از زن جدا شده و روی فرش افتاده اگر نامحرم ببیند و دست بزند چه حکمی دارد؟

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

احتیاط واجب آن است که به موى جدا شده نگاه نشود.

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

حرام نیست.

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

در فرض سوال، دست زدن خلاف احتیاط است.
سوال: حدود اسلام در نگاه کردن به نامحرم چیست؟

نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم (چه با قصد لذت و چه بدون قصد لذت) حرام مى ‏باشد [1]

و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد [2] و نگاه کردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و بواسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، ولى بنا بر احتیاط باید جاهایى را که مثل ران و شکم معمولًا مى ‏پوشاند نگاه نکند. [3]

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در پاسخ به این سوال که : نظر کردن به صورت و دستهای زن نامحرم چه صورت دارد و آیا پوشاندن پاها در برابر نامحرم لازم است؟

فرمودند: در فرض سوال اگر نظر همراه با ریبه و لذت باشد و یا صورت و دستها دارای آرایش و زینت باشد جایز نیست. پوشاندن پا در برابر نامحرم لازم است.[4]

و در مورد زنان غیر مسلمان فرموده اند:

" اگر انسان بدون قصد لذّت به صورت و دستهاى زنهاى اهل کتاب مثل زنهاى یهود و نصارا نگاه کند در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد." [5]

و همچنین در پاسخ به این سوال که نگاه کردن به اعضایی که زنان غیر مسلمانان معمولاً آن را نمی پوشانند (غیر از دست و صورت) مثل موها و ... چه حکمی دارد؟، فرموده اند:   نگاه کردن در صورتی که بدون ریبه و مفسده باشد، اشکال ندارد.‏   [6] [7]

 

پی نوشت ها:

[1] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، ص: 485، مسأله 2433.

[2] امام خمینی، تحریر الوسیله، ج2، ص243

[3] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، ص: 485، مسأله 2433.

[4] مسایل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج3 ص111.

[5] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، مسأله 2434.

[6] استفتاء از دفتر معظم له؛ همچنین نک: رساله دانشجویی، سید مجتبی حسینی، پرسش 291.


:: بازدید از این مطلب : 2409
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

 اصلاح کردن امور در بین مردم مفاسد اجتماعی را از بین می‌برد. مراتب اصلاح بین مردم زیاد است و هر چقدر وسیع‌تر باشد، سود آن نیز بیشتر خواهد بود و هر مقدار سریعتر انجام پذیرد مؤثرتر است.

 
در این باره خداوند در آیه 8 سوره انفال می‌فرمایند: روابط خود را با هم اصلاح کنید و روابط سالم داشته باشید و اگر ایمان دارید مطیع خدا و پیامبر خدا (ص) باشید.
 
امام علی (ع) در حدیثی می‌فرمایند: شما و همه فرزندان، خاندانم و هر کس را که این نامه به دست او برسد سفارش می‌کنم، به صلح و آشتی برقرار کردن میان خود، زیرا من از جد شما (خطاب به امام حسن(ع) و امام حسین (ع)) شنیدم که می‌گفت آشتی دادن میان مردم افضل است از همه نمازها و روزه‌ها.
 
امام صادق (ع) فرمودند: صدقه‌ای (عمل صادقانه‌ای) که خداوند آن را دوست می‌دارد، اصلاح میان مردم است، هرگاه رابطه‌ها تیره گردد و نزدیک ساختن مردم به یکدیگر وقتی از هم دوری کنند.
 
امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه دیدید دو تن از شیعیان ما باهم درگیری دارند، از مال من برای برطرف کردن آن درگیری و رفع اختلاف‌های مالی و ایجاد صلح و آشتی مصرف کن.
 
ابوحنیفه (مدیر کاروان حج) می‌گوید: من و دامادم درباره میراثی درگیر شده بودیم که مفضل به ما رسید او ساعتی در کنار ما ایستاد و سپس گفت به منزل من بیایید، ما به منزل او رفتیم او ما را با پرداخت 400 درهم آشتی داد و خودش پول را پرداخت و از هر یک از ما نسبت به دیگری تعهد گرفت که دیگر ادعایی نداشته باشیم آنگاه گفت: بدانید که این پول از مال من نبود بلکه امام صادق (ع) به من دستور داد که هرگاه دو نفر از شیعیان در موضوعی نزاع کردند آنان را آشتی دهم و هرچه لازم بود از مال امام (ع) مایه بگذارم این پول، پول امام صادق (ع) بود.
 
پی نوشت:
سوره انفال
نهج‌البلاغه
اصول کافی
الحیات محمدرضا حکیمی 

:: بازدید از این مطلب : 2232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام زائری را بخوانید؛

_ اعتقاد و باور داریم که زنده بودن حیات و طراوت و شادابی زندگی ما داشتن یک امام و پیشوایی است که از طرف خدا برای هدایت ما آمده است. گفتن این مطلب تا اینجا ساده است. این که این مطلب چه قدر در وجود و باور و اعتقاد ما وجود دارد مهم است. ما دو بحث داریم که یکی بحث در حوزه اندیشه و علم است و یکی بحث در حوزه عمل و عزم است. مشکل از اندیشه و علم ما نیست بلکه مشکل از عمل و عزم ما می باشد.این مسئله در تمام مراحل زندگی انسان و برای همه افراد وجود دارد.

_ اصل مسئله این است که آیا عقل و فهم و درک ما اینقدر جدی است که در مقام عمل و رفتار آینده ما را نجات بدهد یا نه. بعضی چیزها است که همه می فهمند مانند محبت کردن به دیگران یا حتی به حیوان و گل که این محبت را درک می کنند. در روز قیامت خداوند اعمال هر کس را به اندازه چیزی که فهمیده است محاسبه می کند. بر همین اساس سنت های الهی در دنیا برای همه یکسان است. مانند این که اگر کسی با فامیل رابطه صمیمی داشته باشد و صله رحم انجام دهد عمرش طولانی می شود که برای همه یکسان است. یا کسی که به یک یتیمی کمک کند آرامش دل می گیرد. کسی که به اولاد پیامبر و سادات احترام کند در قیامت مانند این است که به پیامبر احترام کرده است که به نیت آدم بستگی دارد.

 _ پیامبر در آخر ماه شعبان خطبه ای خواندند و فرمودند که به بچه های مردم محبت کنید تا به بچه های شما محبت کنند. این یک قاعده در زندگی است. هیچ چیزی در زندگی گم نمی شود که این یک قاعده طلایی در زندگی است. مطمئن باش هر کاری کنی اثر آن روزی به خودت بر می گردد. اعمال ما در زندگی به ما بر می گردد. هر کاری کنیم در دنیا می بینیم.

_ طبق روایات اعمال شیعیان بر امامشان هر هفته دو بار دوشنبه ها و پنجشنبه ها عرضه می شود. پدر واقعی ما امام زمان است. امام زمانمان کارهای ما را می بیند. همه ما این را در ذهن وفکرمان می دانیم اما گاهی در مقام عمل و رفتار یادمان می رود. همه مشکلات ما وقتی است که یادمان می رود. اگر کاری کنیم که چیزی که در اندیشه ما است در رفتار ما هم بیاید اتفاقات خیلی خوبی می افتد.

_ دانستن مهم نیست توانستن مهم است. تعبیری که در زیارت داریم این است که ای امام من یقین دارم و می دانم که شما من را می بینید و صدای من را می شنوید و سلام من را جواب می دهید. مهم نیست که به چه زبانی بگوییم مهم رابطه ای است که برقرار می شود. وقتی فرشتگان به سراغ روح ما می آیند حقیقت و وجود ما را می بینند و سؤال و جواب لفظی نیست و بررسی می کنند.بعضی چیزها در وجود انسان است. 

_سختی دوران نوجوانی و جوانی این است که انسان در معرض گناه می افتد و جلوی خود را می گیرد. هنر این است که موقعیت گناه پیش بیاید و گناه نکند. در روایات داریم که در روز قیامت خیلی کارها تجسم پیدا می کند. خداوند گاهی خیلی از بندگان گنه کارش را به خاطر ترحم و محبتی که در دنیا انجام داده اند، ترحم می کند و می آمرزد. انسان در زندگی درباره همه چیز و همه کس مسئول است. عظمت اسلام در این است.

 

_ امام زمان مانند یک پدر مهربان در لحظه لحظه زندگی ما انسان ها وجود دارند و برای ما دعا می کنند و ما را محافظت می کنند.ایشان همیشه به فکر ما هستند ولی ما یادمان می رود. روز قیامت هر کسی را صدا می زنند و می پرسند که در دنیا چه کسی را دوست داشتی و همراه چه کسی بودی با او برو. کسانی که در دنیا حواسشان به امامشان بوده و به اعمالشان فکر می کردند در روز قیامت هم با امامشان می روند. هر کسی زودتر حواسش را جمع کند در مسابقه زندگی برنده است. و خوشا به حال کسانی که حواسشان را زود جمع می کنند و به فکر اعمال خود هستند. کسی که رفیق امام زمان و امیرالمؤمنین شد قطعاً برنده است. این سخن پیامبر است که می فرماید علی و شیعیانش برنده است. البته به شرطی که در جاده امام علی و امام زمانش حرکت کند چون حرف زدن راحت است. عمل کردن مشکل است.


:: بازدید از این مطلب : 2704
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393
هفدهم شعبان سال 1361 هجری قمری در جوار بارگاه مطهر و منور حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بزرگ عارف شیعی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی دعوت حق را لبیک گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. 
 
به مناسبت سالروز وفات این عارف بالله در ادامه به بازخوانی اجمالی زندگانی شیخ نخودکی همراه با دو نمونه از کرامات ایشان می‌پردازیم: 
 
شیخ حسنعلی فرزند علی‌اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب کرامات فراوان، در سال 1279 در نیمه ماه ذی‌‌القعده در خانواده‌‌ای متدین و متقی چشم به جهان گشود. 
 
پدرش، مرحوم ملاعلی‌اکبر، مردی متقی و پرهیزگار و معاشر و دوستدار اهل علم و ملازم مردان حق و عارفان بزرگی همچون حاج محمدصادق تخت پولادی بود، او بر اثر مشاهده کراماتی از حاج محمدصادق در مورد همسرش و افزایش شیر در سینه او تا آخر عمرش از ارادتمندان ویژه مرحوم حاجی محمدصادق شد و مدت  22 سال در خدمت او بود و شب‌های دوشنبه و جمعه نزد او می‌‌رفت و در تخت پولاد با او به عبادت و ریاضت می‌‌پرداخت. 
 
پدر حسنعلی نیمی از آنچه که از راه کسب و کار به دست می‌‌آورد، در اختیار حاج محمدصادق می‌گذاشت و به همراه او به فقرا و مستمندان کمک می‌رساند. 
 
شیخ حسنعلی اصفهانی، سیر تهذیب روح و روان را از همان کودکی و به همت پدر خویش آغاز کرد، پدرش، ملاعلی‌اکبر، حسنعلی را از همان کودکی در هر سحرگاه بیدار و او را به نماز، دعا، راز و نیاز و یاد خدا آشنا می‌کرد، وی تا یازده سالگی در خدمت حاجی محمدصادق تخت پولادی بود و از او دستور می‌گرفت، آن مرد خدا، او را به نماز، روزه و انجام مستحبات و نوافل شب آشنا کرد. 
 
او بیشتر شب‌ها تا صبح بیدار می‌ماند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را روزه‌دار بود. 
 
*مداوا با فراموشی 
 
یکی از اعیان و ملاکان نقل می‌کند: مدت‌ها به بیماری قند شدیدی مبتلا بودم و گاهگاه ضعف بر من مستولی می‌شد تا آنکه سفری به آستان امام هشتم(ع) کردم و در صحن مطهر به همان ضعف و رخوت شدید دچار شدم. 
 
یکی از خدام آستانه مرا به جناب شیخ هدایت کرد. چون خدمت آن بزرگمرد رسیدم و حال خود را شرح دادم، حبه قندی مرحمت کردند و فرمودند: بخور، بسیاری از امراض است که با فراموشی از میان می‌رود. 
 
قند را خوردم تا سه روز از خاطرم رفت که مبتلا به چنان کسالتی هستم و در آن روز متوجه شدم که دیگر اثری از آن بیماری در من نیست. بهبودی حال خود را به خدمت شیخ عرض کردم. فرمودند: از این واقعه با کسی سخن مگو. 
 
اما من پس از ده سال یک روز در محفلی، ماجرای بهبودی خود را در اثر نفس آن مرد بزرگ بازگو کردم و با کمال تأسف بیماری‌ام عود کرد. 
 
*تو بخور، او مداوا می‌شود 
 
پاسبانی می‌گفت: همسر من مدت‌ها کسالت داشت و سرانجام قریب شش ماه بود که به طور کلی بستری شده بود و قادر به حرکت نبود. بنا به توصیه دوستان خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رفتم و از کسالت همسرم به ایشان شکوه کردم. 
 
خرمایی مرحمت کردند و فرمودند: بخور. عرض کردم: عیالم مریض است. فرمودند: تو خرما را بخور او بهبود می‌یابد. در دلم گذشت که شاید از بهبود همسرم مأیوس هستند ولی نخواسته‌اند که مرا ناامید باز گردانند. 
 
به منزل مراجعت و دق‌الباب کردم، با کمال تعجب، همسر بیمارم در حالی که جارویی در دست داشت، در خانه را بر روی من گشود. پرسیدم: چه شد که از جای خود برخاستی؟ 
 
گفت: ساعتی پیش در بستر افتاده بودم، ناگهان دیدم مثل آنکه چیز سنگینی از روی من برداشته شد. احساس کردم شفا یافته‌ام، برخاستم و به نظافت منزل مشغول شدم. 
 
پاسبان می‌گفت: درست در همان ساعت که من خرمای مرحمتی حاج شیخ را خوردم، همسرم شفا یافته بود. 
 
*توصیه‌های چهارده‌گانه شیخ نخودکی 
 
1- آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آن‌ها به جای آوری. 
 
2- آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می‌توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست،‌ زیرا اگر بنده خدا در راه حق گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود. 
 
3- آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هرچه داری، ‌در راه ایشان خرج و صرف کنی و از فقر در این کار پروا نکنی، اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه‌ای نیست. 
 
4- از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوا و پرهیز پیشه خود ساز. 
 
5- به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وا رهی. 
 
6- بدان ‌که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می‌شود و به عکس، اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می‌بخشد. 
 
7- بدان ‌که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده‌ام، به برکت بیداری شب‌ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به رسول‌اکرم(ص) است. 
 
8- عمده نظر در دو مطلب است: یکی غذای حلال، دوم توجه در نماز و اصلاح آن، اگر این دو درست باشد، باقی درست است. عمده هم حقیر، اصلاح قلب است و ذکر «یا حی و یا قیوم» سحرگاه برای همین است. 
 
9- بین‌الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید: یکی اذکار و تسبیح، دیگر ادعیه، سوم قرائت قرآن و بالاخره فکری در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده‌اید، شکری کنید و اگر خدای نکرده ابتلا به معصیتی یافته‌اید، استغفار کنید. 
 
10- دیگر آنکه هر روز صدقه دهید، ولو به وجه مختصر. شب‌ها قدری در بی‌اعتباری دنیا و انقلاب آن فکر کنید و ملاحظه کنید که دنیا با اهل دنیا چگونه سلوک می‌کند. 
 
11- در مورد ذکر، در آغاز چند صلوات فرستاده و دل را حاضر کنید و بعد مشغول ذکر شوید. 
 
12-برای توفیق تهجد و گشایش در کار؛ هر صبح از تلاوت قرآن مجید مخصوصاً یس غفلت نکن. 
 
13- حرارتی که بر اثر مصاحبت با مردان بد و شرور در مزاج آدمی پدید می‌آید، جز به‌ وسیله سردی و برودت مصاحبت با نیکان و مردم صالح زایل نمی‌شود. 
 
14- بزرگان خیلی بر احتراز از مجالست با منکران تأکید دارند و گفته‌اند ضرری که یک وسوسه به وجود می‌آورد، در طول سال‌های دراز ممکن نیست بتوان آن را رفع کرد. 
 
شیخ حسنعلی نخودکی دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان و فرزندش را از روز مرگش آگاه کرد و حتی یک بار قبل از تاریخ فوت، روح بلندش از بدن خارج شد، اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا(ع)، برای انجام برخی وصایا دوباره حیات ظاهر یافت. 
 
پیکر مطهرش در صحن عتیق، کنار ایوان عباسی در حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) به خاک سپرده شده است.
 
منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 2852
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 25 خرداد 1393

رسول خدا حضرت محمد صلی‌الله‏ عليه‏ و ‏آله فرمود:
خداوند تبارك و تعالى می‌فرمايند: «محبوب‏ترينِ بندگانم نزد من، كسانى هستند كه براى من با
يكديگر دوستى می‌كنند، دل‏بسته مسجدهايند و سحرگاهان به استغفار مشغول.
آنان هستند كه هرگاه بخواهم زمينيان را كيفرى دهم، يادشان می‌كنم و به سبب آنان، كيفر را از زمينيانْ بازمى‏‌دارم».

متن حدیث:

عنه صلى‏‌الله‏ عليه‏ و‏آله:
يَقولُ اللّه‏ُ تَبارَكَ وتَعالى : إنَّ أحَبَّ العِبادِ إلَيَّ المُتَحابّونَ
مِن أجلي ، المُتَعَلِّقَةُ قُلوبُهُم بِالمَساجِدِ، وَالمُستَغِفرونَ بِالأَسحارِ، اُولئِكَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ العُقوبَةَ عَنهُم.



«مكارم الأخلاق، 2 / 375 / 2661- بحارالأنوار؛ 77 / 86 / 3»

:: بازدید از این مطلب : 2283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 24 خرداد 1393

عامل اصلی استحکام استخوان های بدن کلسیم می باشد که در خرما وجود دارد و نیز فسفرِ آن از عناصر اصلی تشکیل دهنده مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگی می باشد و قوه بینایی را نیز می افزاید و همچنین پتاسیم موجود در آن در بهبود زخم معده موثر می باشد و علاوه بر این، خرما از سرطان جلوگیری می نماید، به نحوی که آمار نشان می دهد که در مناطقی که خرمای بیشتری مصرف می شود، ابتلای افراد آن منطقه به سرطان کمتر است، اما جالب است بدانید که ائمه اطهار (ع) نیز بر استفاده از این ماده ی غذایی تاکید فراوانی داشته اند، چنانچه پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند: روزی جبرئیل درباره ی خواص خرما به من خبر داد و گفت در آن چندین ویژگی ممتاز می باشد: 1- بیماری ها (میکروب ها) را از بین می برد. 
2- شنوایی گوش و بینایی چشم را تقویت می نماید.
3- بر قوه جماع انسان می افزاید.
4- در هضم غذا بسیار موثر است. 
5- دهان را خوشبو می سازد.
6- انسان را به رحمت خداوند نزدیک می سازد.
7- انسان را از شیطان دور می نماید.

علاوه بر این در جایی دیگر پیامبر (ص) می فرمایند: باید اولین چیزی که زن پس از تولد نوزاد میل می نماید، رطب باشد.
عرض شد: یا رسول الله؛ اگر فصل رطب تازه نبود، چه باید کرد؟
فرمودند: هفت دانه از خرمای مدینه بخورد و چنانچه آن هم پیدا نشد، هفت دانه از خرمای شهر زندگی خود یا هر شهری که در آن خرما پرورش داده می شود بخورد زیرا خداوند می فرماید: به عزت و جلال و عظتم سوگند، هرگاه زنی به هنگام وضع حمل (و پس از آن) خرما بخورد، فرزندش خواه پسر باشد و خواه دختر، حلیم و بردبار می شود، همچنین امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند:
حَنِکُوا اَولادَکُم بَالتَّمرِ، هکَذا فَعَلَ النَّبیُّ (ص) بِالحَسَنَ وَ الحُسَین (ع)؛ کام فرزندان خود را با خرما بردارید چرا که پیامبر (ص) با امام حسن و امام حسین (ع) چنین کرد و در جای دیگر فرموده اند: به زنان خود پس از زایمان خرما بخورانید تا فرزندانتان زیرک و بردبار شوند.

 

پی نوشت ها:
1- حویزی. تفسیر نورالثقلین، ج3: 330.
2- کلینی. الکافی، ج6: 22، 24.
3- طوسی. تهذیب الاحکام، ج7: 437، 440.
4- شازده احمدی. نهج الطبابه: 113.
5- پورقاسم میانجی. خوراک های حلال و حرام: 66، 68.

 منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 2238
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 24 خرداد 1393

قرآن کریم با آنکه عموماً خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حلال را شرح می‌دهد، برخی از آن‌ها را به طور خاص ذکر می‌کند که مسلماً نشان از اهمیت و برتری آن‌ها بر دیگر خوراکی‌ها دارد.

میوه‌ها
در قرآن چهارده بار کلمه "میوه" ذکر شده است . به جز این اسم عام برخی از میوه‌ها به طور خاص در  آیات مختلفی آورده شده است. میوه‌هایی که قرآن آن‌ها را ذکر کرده است به ترتیب اهمیتی که از محتوای مطالب فهمیده می‌شود، عبارت است از زیتون، انجیر، انگور، رطب تازه، انار، موز، کدو و خیار چنبر.


انجیر و زیتون
خداوند در بین انواع خوراکی‌ها به دو چیز و خوردنی قسم یاد می‌کند. آن دو انجیر و زیتون هستند که می‌تواند به اهمیت فوق‌العاده آن‌ها در سلامت انسان و حتی بهداشت روانی او اشاره داشته باشد.

«والتین و الزیتون»
روایاتی که از خواص زیتون سخن می‌گویند، چنان زیادند که مجال اشاره به آن‌ها نیست تنها بگوییم که فرموده‌اند زیتون بخورید که از درخت مبارکی است.(بحار ،ج3، 181)
از انجیر نیز سخن فراوان است اما انجیر معمولاً در بین ما به اندازه زیتون مورد توجه نیست. از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمود: اگر می‌گفتم میوه‌ای از بهشت نازل شده هر آینه می‌گفتم که آن انجیر است برای اینکه میوه بهشت بدون دانه است، پس آن را بخورید که بواسیر را قطع می‌کند و برای درد نقرس (سیاتیک) سودمند است. (بحار الانوار، ج63، 186)

روغن زیتون نیز در سوره مومنون و نور مورد توجه قرار گرفته است:
« وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَیْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِینَ : و درختى را (نیز ایجاد كردیم) كه (غالبا) از طور سینا بیرون مى‏آید كه (به رویاندن زیتون) روغن و نان خورشى را براى خورندگان مى‏رویاند.»(مۆمنون،20) علاوه بر خواص مادی روغن زیتون، در روایات به تأثیرگذاری این ماده‌ی غذایی در تعادل روح و روان انسان هم اشاره شده است. از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است: «... غم و اندوه را برطرف می‌کند و اخلاق را نیکو می‌نماید.» در بسیاری از روایات نیز فرموده‌اند سرکه و روغن زیتون غذای انبیاء و غذای مورد علاقه‌ی حضرت فاطمه بوده است. (بحارالانوار،48، 117)

  میوه های بهشتی,غذاهای بهشتی

انگور
وَعِنَبًا وَ قَضْبًا : و درخت انگور و سبزیجاتى كه چندین نوبت چیده مى‏شود.(عبس، 28)
انگور یازده بار در قرآن آمده است؛ چه به عنوان میوه‌ی بهشتی و چه به عنوان برگزیده ای از میوه های زمینی. در سوره عبس برای یادآوری نعمت‌هایش وقتی از دانه و باران و... سخن می‌گوید رویش خرما و انگور را منتی بر بندگان و آیتی بر قدرت خود می‌داند.

خرمای تازه
« وَهُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْكِ رُطَبًا جَنِیًّا : و درخت خرما را به سوى خویش حركت ده تا براى تو خرماى تازه چیده فرو ریزد.» (مریم،25)
وقتی حضرت مریم حضرت عیسی را به دنیا آورد در همان لحظات نخستین پس از زایمان به او وحی شد درخت کنارش را تکان دهد و از آن خرمای تازه بخورد. از این رو گفته‌اند که خرمای تازه بهترین غذا برای بانوانی است که تازه وضع حمل کرده‌اند.

  موز
«وَ طَلْحٍ مَّنضُودٍ : و (درخت) موز كه میوه‏هایش روى هم نشسته.» (واقعه،29)
موز را هم به عنوان میوه های بهشتی نام می‌برد و با توصیف درختان موز به توصیف زیبایی‌ها و نعمات بهشتی می‌پردازد. و همین دلیلی بر برتری موز بر دیگر میوه‌ها از منظر قرآن خواهد بود. زیرا در بهشت آنچه راز جاوید ماندن و حیات طیبه است استفاده خواهد شد. هر چند کیفیت آن‌ها با کیفیت میوه های زمین متفاوت باشد.

انار
«فِیهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ : در آن دو (هر نوع درخت) میوه و درخت خرما و انار است.» (الرحمن،68)
از انار سه بار در قرآن یاد شده است. وقتی در سوره الرحمن از دو باغ ویژه بهشتی سخن می‌گوید می‌فرماید: در آن دو باغ میوه‌هاست. سپس دو تا از آن میوه‌ها را از بقیه جدا کرده و عیناً نام می‌برد که انار و خرما هستند.

عسل
«...یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ ... : از درون شكم آنها مواد قابل آشامیدن رنگارنگى بیرون مى‏آید كه در آن براى مردم شفاست ، ...» (النحل،69)
از عسل هم در قرآن یاد شده است و به مهم‌ترین جنبه‌ی عسل یعنی جنبه دارویی آن توجه شده است.
در قرآن دو چیز به عنوان عامل شفا یاد شده است: یکی خود قرآن و دیگری عسل است ؛ به عبارتی در قرآن کریم هم به شفای روح و قلب و هم به شفای جسم توجه شده است. در روایات هم آمده است که نوش عسل (یک قاشق مربا خوری عسل) موجب شفاست. (کافی، ج8، 194)

کدو هم در سوره صافات، آیه 146ذکر شده است. می‌فرماید :
وَأَنبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِّن یَقْطِینٍ : و بر بالاى سر او بوته‏اى از نوع كدو (یا موز یا انجیر) رویانیدیم.
وقتی یونس بیمار در ساحل افکنده شد بر او درخت کدو رویاندیم تا بر او سایه افکند.
پیاز، عدس، سیر، و سبزی هم در آیه 61 سوره بقره به عنوان درخواست بنی اسرائیل از خداوند مطرح شده است. و نان در سوره یوسف آیه 37 آمده است. البته این‌ها به عنوان نقل قول دیگران در قرآن آمده‌اند.

نوشیدنی‌ها در قرآن
شیر و آب خالص دو نوشیدنی هستند که قرآن از فوائد آن برای انسان سخن می‌گوید. گویا با ذکر این دو سخن، درباره ی همه مایعاتی که بدن انسان بدان نیازمند است تمام می‌کند.
شیر، آب خالص، شرابی پاکیزه (و غیر مست کننده) و شربتی از عسل، از نوشیدنی هائی است که در قرآن به عنوان نوشیدنی‌های بهشتی نام برده شده است.

«...فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ... : ... و نهرهایى از شراب كه سراپا لذت است براى نوشندگان، و نهرهایى از عسل تصفیه شده، و براى آنها در آنجا از هر گونه میوه هست ،... » (محمد،15)

گوشت‌ها در قرآن
عبارت لحم به معنای گوشت 12 بار در سوره های بقره، مائده، انعام، و نحل ذکر شده است ؛ چرا که اساس تغذیه انسان و قوت بدن است. لذا اگر چه خوردن گوشت قرمز به صورت مداوم خوب نیست و از آن نهی شده است ، ترک کردن گوشت نیز بسیار بد است . در روایات گوشت را سید غذاها معرفی کرده‌اند و از تأثیر ترک گوشت در اخلاق انسان سخن شده است : «هر کس چهل روز گوشت نخورد، بداخلاق می‌شود.» (کافی ج 1،ص 301)

گوشت پرندگان
«وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ : و گوشت پرنده از هر چه میل نمایند .»‌ (واقعه،21)

گوشت‌های دریایی
«... وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا ... ؛ و اوست كسى كه دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید .... .» (فاطر،12)

 

 منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران