میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 14
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 341
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2773
:: بازدید ماه : 8904
:: بازدید سال : 15120
:: بازدید کلی : 15120
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 تیر 1393
روایت آمریکایی از سقوط هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو وینسنس/ نقد مستند نشنال جئوگرافی درباره پرواز 655

 

گروه بین الملل - رجانیوز: درباره جنايت آشکار و تعمدي آمريکا نسبت به شليک هواپيماي مسافربري ايران در دوازدهم تيرماه سال ۱۳۶۷،برابر با سوم ژوئيه ۱۹۸۸ مطالب و تحليل هاي بسياري ارايه شده است.  انتشار تصاویر اجساد مسافران پرواز 655 از سوی تلویزیون ایران و انعکاس آن در رسانه های جهانی خشم و انزجار عمومی مردم را در پی داشت . پنتاگون براي کاستن از خشم و انزجار افکار عمومي دستور باز سازي و توليد فيلم مستندي رو به سازمان نشنال جئوگرافي سفارش داده و از آن‌ها خواست با ايجاد ترفندهاي بصري، جنايت آشکار فرمانده و خدمه ناو   " وينسنس" را " تشخيص اشتباه " عنوان کنند ! در نهايت مستند فوق بعد از تهيه و ساخت از شبکه هاي معتبر دنيا بار ها به روي انتن رفت ! 

آنچه می خوانید روایت آمریکایی از کشتار 290 انسان بی گناه است که در ویژه‌نامه «سرو» خبرگزاری دفاع مقدس منشر شده است:

روز سوم ژوئن ۱۹۸۸ با حوادث خونيني قرار است رقم بخورد .. ويل راجرز گزارشی از حمله به نفتكش ها دريافت مي كند .. علي رغم تاكيد فرمانده ارشد در بحرين مبني بر عدم درگيري ، او به استناد اين گزارش ها ، مجوز گشودن اتش به روي قايق ها رو بدست مي آورد  !

 وي سريع دستور حركت به سمت تنگه هرمز و شمال خليج فارس رو صادر مي كند .

ويل راجرز علي رغم تاكيد فرمانده ارشد خود ، كه دستور عدم درگيري و نزديك شدن به نيروهاي ايراني رو صادر كرده بود ، عاقبت بدون كسب اجازه از مافوق خود با هدف درگيري به راه مي افتد !  

 ويل راجرز با اعلام موقعيت هدف هاي شناور متخاصم به افسران تحت امر خود ، عملآ موقعيت جنگي گرفته و شليك اتش رو اغاز مي كند ..

 ساعت ۹:۴۳ دقيقه بامداد ، صداي رگبار گلوله دل خليج فارس رو مي شكافد .. ! و بدين ترتيب پروژه روز خونين در خليج فارس رقم مي خورد .. 

" مارك نيلسون " يكي از شاهدان عيني حاضر در ناو است كه در باره شليك مي محابا سربازان مي گويد .. براي سربازان و پرسنل گروه اتش ، اين نخستين مانور واقعي براي آن ها محسوب مي شد !

ساعاتي بعد ناوشكن وينسنس به ناو مونتگمري پيوسته و در كنار آن به حركت در مي آيد !  

در همين هنگام كاپيتان " محسن رضائيان " خلبان ايرباس پرواز ۶۵۵ در فرودگاه بندرعباس با تاخير مواجه شده است .. ظاهرآ تعدادي از مسافران هواپیما با مشكل نقص رواديد مواجه شده بودند .. او به همراه كمك خلبان خود " كامران تيموري " و مهندس پروازش " محمد رضا اميني " منتظر اجازه پرواز هستند .

كاپيتان رضائيان بعد از اين كه متوجه شد مشكلات مسافران برطرف شده است ، رآس ساعت ۱۰:۰۵ دقيقه بامداد از برج مراقبت پرواز اجازه استارت و خزش رو دريافت می کند  ..

دقايقي بعد هواپيماي ايرباس آ- ۳۰۰ هواپيمايي ملي ايران به شماره پرواز ۶۵۵ به نرمي به سمت ابتداي باند به حركت در امد ... همه چيز عادي و طبعي به نظر مي رسيد ..  

هواپيما راس ساعت ۱۰:۱۷ دقيقه فرودگاه بندرعباس رو به مقصد دوبي ترك كرد ..

طبق اعلام سازمان نشنال جئوگرافي  هواپيماي ايرباس رآس ساعت ۰۹:۴۷ دقيقه بامداد به پرواز در آمده است (

لحظاتي بعد از تيك آف پرواز شماره ۶۵۵ ، در صفحه مانيتور ناو وينسنس لكه اي كوچك نوراني كه نشاندهنده حضور جسمي پرنده در آسمان است ، به نمايش در می آید ! (عکس شماره 1)

با به نمايش در امدن حركت جسمي پرنده در اسكوپ رادار ،  افسر كشيك نتوانست نوع و اندازه هواپيما رو تشخيص دهد.

" اندرسن " سوپروایزر کشیک رادار براي شناسايي هواپيماي ناشناس در گام نخست به سراغ سيستم تشخيص دوست از دشمن ناو ( IFF ) مي رود .

اندرسن براي تشخيص دقيق دگمه انتشار امواج رو فشار مي دهد. 

 او سپس با حركت دادن " ماوس " دايره تمركز هدف را بر روي مختصات هواپيماي ناشناس قرار داده و آن را اصطلاحآ قفل مي كند .. و بدين ترتيپ موقعيت هواپيما را در صفحه مانيتورش مشخص مي نمايد . 

با فعال كردن دگمه ، امواج الكترونيكي در جهات مختلف ناو در اتمسفر فضا منتشر مي شود . 

اين امواج بعد از برخورد با هر جسم پرنده اي در آسمان ، آن را مجددآ به سنسور هاي گيرنده ناو منتقل مي كند . كه پس از آناليز مشخص مي شود هدف دوست است يا دشمن !؟ به عبارتي سيستم اتوماتيك موجود در هواپيما ( كروسپاندر ) اطلاعات و كد هاي خود رو منتشر مي كند .  ( به طور كلي همه هواپيماهاي مسافربري كد هاي شناخته شده اي دارند كه ان ها رو با هواپيما هاي نظامي متمايز مي سازد . اما اين كه چرا اندرسن در روز سوم ژوئن تشخيص نداد ، موضوعي است كه مفصلآ بايد در باره آن بحث كرد  

 در عکس شماره دو چهار رديف نمايش دهنده ارقام را مشاهده مي كنيد كه اولين رقم دست چپ شماره هر كد اختصاصي است .  (كد هاي شماره يك ، دو  و چهار مخصوص هواپيماهاي نظامي است . تنها كد سه براي هواپيماهاي غير نظامي استفاده مي شود . ايرباس ايراني هم در كد سه تقسيم بندي قرار گرفته بود ! اما...)

" اندرسن " (سوپروایزر کشیک رادار) بعد از اين كه موفق نشد هويت صحيح هواپيما رو از روي كد ها بدرستي تشخيص دهد كه آيا هواپيما نظامي است يا مسافربري ، براي برطرف كردن شك و شبهه اش در گام بعدي به سراغ ليست پرواز هاي مسافربري رفت كه در آن ساعت از فرودگاه بندرعباس قرار بود پرواز كنند .. !

گفتنی است تمام پرواز هايي كه قرار است از مرز كشور خارج شوند ، قبلآ از سوي سازمان هاي مسئول از جمله وزارت امور خارجه مشخصات پرواز ، نوع هواپيما و ساير اطلاعات مورد نياز به كشور مقصد و حتي كشور هايي كه در مسير پرواز قرار دارند و از فراز آسمان آن ها عبور مي كنند ، مجوز { كليرنس} دريافت مي كنند.

اندرسن با چك كردن آن ليست، هيچ مشخصاتي دال بر تيك آف هواپيماي غير نظامي در ان ساعت از فرودگاه بندرعباس  نشد! 

بعد از اين كه اندرسن موفق نشد از طريق كديابي دوست يا دشمن هويت هواپيماي ايراني رو تشخيص دهد ، مسئول رادار به روي فركانس "نظامي" رفته و با لحن تهديد آميزي هواپيماي ناشناس رو چنين مخاطب قرار داد ... " هواپيماي ناشناخته ايراني كه در مسير ۲۰۳ درجه با سرعت ۳۰۳ ناتيكال مايل در ارتفاع۴۰۰۰ پايي پرواز مي كني .. شما در حال اپروچ به منطقه جنگي ناو وينسنس آمريكايي در آبراه بين المللي هستيد .. "

اما هيچ پاسخي از سوي هواپيماي ناشناخته ! دريافت نكرد .. 

كاپيتان رضائيان فارغ از اتفاقاتي كه در شرف وقوع بود، در حال انجام مقدمات بعد از پرواز بود.

ناو عظيم وينسنس با آن همه تجهيزات مدرني كه دارد، فاقد بهر گيري از امكانات راديويي براي دريافت فركانس هاي مراكز كنترل ترافيك هواپيماهاي مسافربري است.  

اين بار نوبت به يكي ديگر از افسران ارتباطات راديويي ناو  مي رسد كه با همان لحن به هواپيماي ناشناس ايراني اخطار دهد .. ! اما همچنان هيچ پاسخي دريافت نمي شود .. ! 

اندرسن حالا با نزديك شدن هواپيماي ناشناخته ايراني كه در هر دقيقه هشت كيلومتر به ناو وينسنس نزديك و نزديك تر مي شود ، به دنبال تشخيص و شناسايي آن است ..

افسر مسئول اين بار براي تشخيص هويت هواپيماي ناشناس به كتابچه كد هايش مراجعه مي كند . او با توجه به ارتفاع يازده هزار پا ، اين مختصات را به هواپيماي اف - ۱۴ نسبت مي دهد !   

و سپس خوشنود از كشف خود ، آن را با صداي بلند به ساير همكارانش در اتاق فرمان اطلاع مي دهد كه مكالمات پخش شده بر روي فركانس هاي نظامي مربوط به اف - ۱۴ است !!  

با شنيده شدن نام شكاري قدرتمند اف - ۱۴ ( تامكت ) ، در اتاق فرمان جنب و جوش خاصي پديدار شده و همه چشم به مانيتور هاي بزرگ مي دوزند .. ! اندرسن دليل كشف خود را صحبت هاي خلبان بر روي  كد هاي رديف دو و سه  اعلام مي كند ... !!

و بدين ترتيب برچسب " اف - ۱۴ " به مختصات هواپيماي ناشناس اطلاق مي شود ! و از اين لحظه به بعد حركت رو به جلوي ايرباس پرواز ۶۵۵ بر روي مانيتور با نام اف - ۱۴ ناميده مي شود ! (عکس شماره 3)

اين وضعيت در حالي اتفاق مي افتد كه چهل و هشت كيلومتر دور تر از محل استقرار ناو آمريكايي هواپيماي مسافربري ايرباس با ۲۹۰ نفر مسافر در كاليدور رسمي بين المللي در حال پرواز است .  

با نزديك تر شدن اف - ۱۴ ستوان لوسي افسر هماهنگ كننده ارتباطات به دستور كاپيتان ويل راجرز با  ستاد مركزي بار ديگر ارتباط برقرار كرده و اجازه گشودن اتش را در صورت نزديك تر شدن هواپيماي دشمن كسب مي نمايد .. !

ستوان لوسي به راجرز اعلام مي كند كه شكاري به ۲۰ مايلي ناو رسيده است و هنوز مسير خود را تغير نداده است .. ! چه دستور مي فرماييد ..!!؟؟

به دستور راجرز به پرسنل و خدمه ناو  اعلام وضعيت اضطراري اعلام مي شود . در اين حالت همه حالت دفاعي به خود گرفته و در حالت اماده قرار مي گيرند ..

با اعلام وضعيت اضطراري و به صدا در امدن آژير خطر از بلندگو هاي عرشه ،ناو حالت تدافعي به خود گرفته و در اولين اقدام طبق دستور العمل هاي دفاعي به حالت چرخشي حركت دايره وارش رو آغاز مي كند !

اما در سوی دیگر كاپيتان رضائيان قبل از رسيدن به ارتفاع چهارده هزار پا ضمن ارتباط با مركز كنترل ترافيك ، از برج مراقبت بندرعباس خداحافظي مي كند .. مسئول برج از او مي پرسد : تآئيد كنيد كه بر روي فركانس ۶۷۶۰قرار داريد ؟ كاپيتان با نيم نگاهي مجدد ، پاسخ مثبت به برج مي دهد .  

  همان گونه كه در تصوير شماره 4 مي بينيد ، هواپيماي مسافربري ايرباس روي فركانس ۶۷۶۰ قرار گرفته بود . اين فركانس نشاندهنده كد ( آي اف اف ) هواپيماهاي غير نظامي است .  تا به راحتي در هر راداري قابل تشخيص باشد .

در مركز اطلاعات ناو ،  راجرز با خيره شدن به فركانس ۶۷۶۰ تشخيص دوست از دشمن ( آي اف اف ) بر روي كد شماره سه ، ترديد دارد كه هواپيماي مربوطه  ممكنه نظامي باشد .. !  

 وقتي هواپيماي ايرباس پرواز ۶۵۵ كه با برچسب اف - ۱۴ شناسايي شده است ، به ۳۷ كيلومتري ناو مي رسد بار ديگر از سوي افسران رادار و ارتباطات مورد هشدار هاي جدي قرار مي گيرد ..   

در اين هنگام يكي از افسران رادار در حالي كه به صفحه مانتيور اشاره مي كند ، فرياد زنان اعلام مي كند كه هواپيما در حال كاهش ارتفاع است ،يعني قصد حمله به ناو را دارد! (عکس شماره 5) 

همان گونه كه در تصوير مشاهده مي كنيد .. سرعت ، ارتفاع و رنج پرواز همه حاكي از پروازي عادي براي هواپيماي مسافربري است .. اما به دلايلي كه بعدآ مشخص خواهد شد ، به دروغ اعلام شد كه هواپيما در حال كاهش ارتفاع به سمت ناو است!

آخرين هشدار ها از سوي افسر رادار به هواپيماي ايراني داده مي شود .. لحظات به كندي مي گذرد . اما كاپيتان راجرز هنوز دستور حمله را صادر نكرده است .. !

در اين لحظه كاپيتان رضائيان اخرين تماس خود را با بندر عباس برقرار كرده و با ارزوي روزي خوب براي همه  از مسئول برج خداحافظي مي كند ...

" ويل راجرز " بعد ها در مقابل دوربين نشنال جئوگرافي با قيافه حق به جانبه اعلام مي كند كه .. من ان روز علي رغم هشدار همكارانم كه وخيم بودن اوضاع رو ياداوري مي كردند ، تا نزديك شدن به ده مايلي ناو هيچ اقدامي انجام ندادم !

راجرز به اين اميد كه در واپسين لحظات هواپيماي ايراني به هشدار ها پاسخ دهد .. اما وقتي مي شنود در حال كاهش ارتفاع است ، تصميم نهايي رو مي گيرد و بلافاصله كليد گارد شليك آتش رو فعال مي كند .

با فعال شدن كليد هاي اتش ، به طور اتوماتيك سيستم موشكي ناو ، تغذيه شده و دو موشك كروز رو اماده شليك نگه مي دارد ( عکس شماره 6)

 

 

سایز اصلی

او از يكي از افسران مي خواهد كه دستور آتش رو صادر كند!

فشردن دگمه شليك مجاز كه فقط افسران ارشد مجاز به فشردن آن هستند ، اخرين مرحله آغاز تراژدي خونباري است كه در آب هاي خليج فارس رقم مي خورد ...

بلافاصله دو موشك به فاصله كم تر از چند ثانيه به سمت هدف تعين شده شليك مي شود ..

در مانيتور هاي مركز اطلاعات ناو ، مسير حركت دو موشك كروز به خوبي مشخص است . (عکس شماره 7)

موشك ها هر لحظه به هدف  تعين شده نزديك و نزديك تر مي شود.

عاقبت در ساعت ۹:۵۴:۴۳ دقيقه موشك ها به هواپيماي مسافربري اصابت مي كند . و ۲۹۰ مسافر بي گناه رو به كام مرگ مي كشاند (عکس شماره 8)

بعد از تآئيد اصابت هر دو موشك به هواپيماي ايراني ، خدمه ناو جنگي امريكا با تبريك به يك ديگر شادماني خود رو بروز مي دهند ..  

اما در حقيقت راجرز يك جت مسافربري رو با ۲۹۰ مسافر و گروه پروازي در كريدور شناخته شده و بين المللي  سرنگون كرده بود ! ساعاتي بعد تلويزيون جمهوري اسلامي ايران تصاوير هولناك مسافران بي گناه رو كه مظلومانه در گوشه كنار دريا پراكنده شده بودند ، به نمايش گذاشت ..   

اجساد قربانيان در ميان اشگ و آه مردم از آب گرفته شده و در مقابل دوربين هاي تلويزيوني به افكار عمومي جهان نمايش داده شد .

حکم دادگاه آمریکایی چه بود؟

بعد از فشار افكار عمومي و مردم جهان و پرسش هاي فراوان در باره سرنگوني هواپيماي مسافربري كه در مسير قانوني و طبيعي در يكي از كاليدورهاي هوايي پرواز مي كرد .. يك دادگاه نظامي ظاهرآ براي كشف واقعيت تشكيل شد ..

  افسران رادار به همراه ويل راجرز مورد بازجويي و كالبد شكافي ماجرا پرداختند!

بعد از ساعت ها كنكاش مشخص شد كه مسئول كنترل فركانس ها به طور دقيق ليست پرواز هايي كه از فرودگاه بندر عباس تيك آف مي كردند رو به دقت بررسي نكرده است .. چون در پائين همان ليست شماره پرواز و نوع هواپيما به همراه مقصدش مشخص شده بود !

مسئول مربوطه پذيرفت كه در تطبيق ساعت هاي بين المللي با وقت محلي دچار اشتباه شده بود !

در اين دادگاه همچنين مشخص شد كه زنده ياد رضائيان هرگز اخطار هاي هشدار دهنده مسئولان ناو رو نمي شنيده است .. چون به طور كلي فركانس هواپيماهاي شخصي و مسافربري با نظامي ها تفاوت دارد . و مسئولان ناو بر روي فركانس هاي نظامي آن ها را صدا مي زدند .. !!  

با وجود مشخص شدن قصور ويل راجرز و همكاران او ، بعد از مدتي به وي مدال شجاعت اهدا شد!

  در سال ۱۹۹۰ آقای چارلز بعد از تحقيق بر روي حادثه ايرباس متوجه شد كه بر خلاف ادعاي مسئولان امريكايي ، ناو وينسنس در لحظه شليك بيش از چهار كيلومتر در آبراه كشور ايران قرار داشت . و به عبارتي با شكستن حريم مجاز دريايي ، قوانين رو زير پا گذاشته بود .(عکس شماره 9)

در بررسي هاي بيشتر مشخص شد كه هرگز هواپيماي ايرباس پرواز شماره ۶۵۵ در مسير پرواز ارتفاع خود رو كاهش نداده بود !

سرعت هاي اعلام شده از سوي افسران رادار مبني بر نظامي بودن هواپيما واقعيت نداشته است.

 هنگام بازگشت ناو وينسس به سواحل سان ديه گو از كاپيتان راجرز و خدمه همراهش همانند قهرمانان جنگ استقبال شد !

 

 

چرا ادعای اشتباه راجرز غیرقابل باور است؟

سازمان نشنال جئوگرافي در اين فيلم سعي بسیاری كرد از چهره خشن و قدرت طلب " ويل راجرز " كاسته و با افزودن صحنه هايي او را بي گناه جلو دهد. اما كم تر كسي است که با مطالعه اخبار و اطلاعاتي كه از سوي خود كارمندان ناو منتشر شده ، به خود سري این فرمانده آمریکایی پي نبرد .

نشنال جئوگرافیک سعی کرده به صورت مستند واقعه سقوط هواپیمایی ایرباس را بازخوانی کند البته نکته ای که در این مستند نباید فراموش کرد هدف سازندگان آن است.

نشننال جئوگرافی در این فیلم هر چند مشخص می کند که ایران هیچ برخورد نظامی با ناو وینسنس نداشته و تاکید می کند که خلبان ایرانی هشدارهای این ناو را نمی شنیده است با این حال سعی دارد علت بروز این جنایت را به بروز سلسله  اشتباهاتی از سوی فرمانده و خدمه ناو وینسس تقلیل دهد.

اما بزک کردن چهره هولناک یک جنایت از سوی نشنال جئوگرافی باورپذیر نیست چرا که :

اول از همه نیروهای پدافندی و راداری با مشاهده تحرکات یک پرنده به راحتی می توانند نوع هدف و متخاصم بودن آن را تشخیص دهند.

 جنگنده ای که برای شکار یک ناو به پرواز درمی آید هیچ گاه از ارتفاع بالا برای پرواز استفاده نمی کند مخصوصا" این که اگر بخواهد با موشک هارپون (موشک مورد استفاده در هواپیمای اف-14) به شکار ناو برود اصلا" نیازی به ارتفاع بالا ندارد. پس توجیه فرمانده و خدمه ناو و همچنین نشنال جئوگرافیک در خصوص اشتباه در تشخیص هدف کاملا" غیر منطقی و احمقانه است.
نکته دوم اینکه، برای رهگیری و سرنگونی یک هدف پروازی مولفه هایی وجود دارد. این مولفه ها عبارتند از اینکه آیا آن هدف، تهدید است؟ آیا هدف مذکور برای کشور دشمن است؟ آیا هدف متخاصم است و قصد به آسیب رساندن به تجهیزات را دارد؟ آیا یک هدف مرتکب خطا در ورود به مرز ها شده و بسیاری از مولفه های دیگر که شلیک به یک هدف ناشناس را دشوار و غیر ممکن می کند.

با این حال بر پایه اطلاعات ارائه شده در این مستند، اشتباهات راجرز در این بوده که اولا" در آب های سرزمین ایران قرار داشته دوم آنکه در یک کریدور پرواز بین الملی به طور عجیبی نتوانسته تشخیص بدهد که هدف غیر نظامی است. با توجه به این نکته که کردیور بین المللی محل عبور و مرور هواپیماهای مسافربری و باری  می باشند.

 با توجه به مولفه های مورد نظر و همچنین عدم هشداری که مشخص شود خلیان هواپیما این هشدار را دریافت کرده و همچنین عدم اسکورت هدف، ثابت می شود این فرمانده آمریکایی قصدی جزء رقم زدن یک جنایت را نداشته است.

علاوه بر این سیستم های ضد حمله ناو های آمریکایی به راحتی می توانند نوع و میزان خطر را تشخیص بدهند. در قدیمی ترین سیستم به کار گرفته شده در ناوهای آمریکیای یعنی سامانه «کنترل آتش هاک» وقتی هدف تهدید موثری برای ناو نباشد سریع یک هدف پرخطر دیگر را برای انهدام انتخاب میکند و آن هدف را تا زمان عدم خطر از ذنج شلیک خارج می کند، اما شلیک دو موشک ضد هوایی استاندارد مارک 60 برای انهدام یک هدف غیر موثر هدفی جزء کشتار ندارد.

از سوی دیگر خدمه ناو می توانستند با شلیک توپ های ضد هوایی برد بلند یا همان خط آتش محافظت از حریم ناو، هواپیمای مسافربری ایران را متوجه حضور در حریمشان کنند تا خلبان با آگاهی از خطر درگیری نظامی به بندر عباس مراجعت می کرد، اما فرمانده این ناو که قصد سرنگونی یک هواپیمای غیرنظامی را داشت این اقدام را انجام نداد.

با حداقلی آشنایی درباره اصول پدافند مشخص می شود که این مستند قصد توجیه جنایت آمریکایی ها را دارد و این واقعه جزء یک کشتار عمدی نبوده است.

اما نکته ای که مستند نشنال جئوگرافیک هم نتوانسته آن را توجیه کند، اهدا مدال شجاعت به فرمانده ناو وینسنس آن هم پس از آنکه مشخص شد وی یک هواپیمایی مسافربری را مورد هدف قرار داده است.

حتی اگر روایت آمریکایی ها درباره علت انهدام هواپیمایی شماره 655 را بپذیریم و این اقدام را «غیرعمدی» بدانیم آیا فرماندهی که با سلسله اشتباهات فنی و نظامی و تشخیص اشتباه جان 290 را گرفته است، شایسته تقدیر است؟


:: بازدید از این مطلب : 1720
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 تیر 1393

حکومت آینده حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمىِ به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متّکی به ایمانها و اراده‌ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یکحکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدّعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردم‌سالاری را روی آن گذاشته‌اند، همان دیکتاتوریهای قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بین گروههاست و مردم در این میان هیچکاره‌اند. یک گروه به قدرت دست پیدا میکند و در سایه قدرت سیاسی ای که همه زمامهای امور را در کشور در اختیار او میگذارد و با سوءاستفاده از این قدرت، ثروت و پول و سرمایه به نفع خود گردآوری میکند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره قدرت مصرف میکند. دمکراسیهای امروز دنیا بر پایه تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست. امروز در دنیا هرجا شعار دمکراسی میدهند، شما ببینید برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار میکنند! پول خرج میکنند. دمکراسی در پنجه اقتدار پول اسیر است. مردم‌سالاری امام زمان -یعنی مردم‌سالاری دینی - با این روش، به‌کلّی متفاوت است.15


:: بازدید از این مطلب : 1652
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 تیر 1393

ویژگی های امام مهدی (عج)

حاکم مستضعفان

«واژه «مستضعف» ازماده «ضعف» است، اما چون به باب استفعال برده شده به معنی کسی است که اورا به ضعف کشانده اند و دربند و زنجیر کرده اند. به تعبیر دیگر مستضعف کسی نیست که ضعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد.

مستضعف کسی است که نیروهای بالفعل و بالقوه دارد، اما از ناحیه ظالمان و جباران سخت در فشار قرار گرفته، ولی با این حال در برابر بند و زنجیر که به دست و پای او نهاده اند ساکت و تسلیم نیست و پیوسته تلاش می کند که زنجیرها را بشکند و آزاد شود، دست جباران و ستمگران را کوتاه سازد و آئین حق و عدالت را برپا کند.

همچنین اگر بشر به وظیفه خود در قبال امامت عمل نکند، پدیده «استضعاف امامت» پیش می آید. 
استضعاف امامت یعنی تضعیف امامت و بی یاور گذاشتن آن. آنگاه که جامعه ای جریان امامت را تنها گذارد و منطق آن را نپذیرد و آن را در اقلیت قرار دهد و به انزوا سوق دهد، گفته می شود که امامت را تضعیف کرده اند. استضعاف امامت، کاهش نقش آن در جامعه و به طور مشخص کنار گذاشتن آن از جریان حکومت و حاکمیت می باشد.

ره آورد استضعاف امامت دو چیز بوده است: اول «خانه نشینی امام» و دوم «غیبت امام» بر همین اساس می توان این مقطع از تاریخ امامت را به دو دوره خانه نشینی و غیبت تقسیم کرد. دوره اول یعنی خانه نشینی امام، تا پیش از آخرین امام است و دوره غیبت، مربوط به امام آخرین. در مکتب اسلام تعداد امام، معین و محدود است، از این رو در آخرین امام، پدیده خانه نشینی که نهایت آن شهادت است رخ نمی دهد، بلکه برای وضعیت آخرین امام، تدبیر خداوند متعال غیبت و سپس ظهور است.»2

با ظهور حضرت حجت علیه السلام طبق وعده ی الهی، مستضعفان حاکمیت و حکومت را بر دست خواهند گرفت. و حاکم مستضعفان امامی خواهد بود که به امر الهی قرنها در پرده غیبت و منتظر اجرای احکام و اوامر الهی برای تحقق حکومت مستضعفان است.

اسلام و مستضعفان

«اسلام هيچ‌گاه روى خوش به مستكبران و طاغوتيان نشان نداده است، چنان‌كه در آغاز، حامى پيش برندۀ اسلام افراد مستضعفى همچون بلال، سلمان، جويبر، خبّاب، عمّار، سميّه و ... بوده‌اند.

پيامبر خدا صلى اللّه عليه و اله به اين گروه از افراد توجّه خاصّى داشت، حتى همۀ اموال همسرش خديجه عليها السّلام را در اين راه مصرف نمود و خود عملا همچون مستضعفان مى‌زيست و بيشتر با آنها محشور بود.»3

«در دوران حكومت عدل محمدى «ص» و علوى «ع» نظام ارزشى و حقوقيى حاكم گرديد كه در قانون و اجرا و انديشه و عمل، جانبدار محرومان و تحقق‌بخش حاكميت آنان بود، و همۀ ارزشهاى اشرافيگرى و نظام حقوقى طبقاتى توانگران و زراندوزان را زير پا گذاشت، و همۀ امتيازات طبقات بالا را كنار زد، و اميران و شاهان و سرمايه‌داران و توانگران و قارونان جامعه را با بردگان و بينوايان و فرودستان يكسان ديد، و در برابر قوانين، همسان به حساب آورد، و در برابر هرگونه باج خواهى و امتيازطلبى استوار و قاطع ايستاد، و تعاليمى ارزنده و زندگى‌ساز در اين زمينه‌ها به توده‌هاى مردم آموخت.

در تفسير اين آيه: «وَ اِصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ اَلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ اَلْعَشِيِّ4: خويشتن را به همراهى با كسانى شكيبا ساز، كه صبح و شام پروردگار خويش را مى‌خوانند. . .» ، رسيده است: كسانى (از قريش) كه پيامبر «ص» از آنان به منظور تمايل يافتن به اسلام دلجويى ميكرد (مؤلفة قلوب) ، نزد او آمدند. . . و گفتند: اى پيامبر خدا! اگر در صدر مجلس بنشينى و اين بينوايان و بوى گند ايشان را از ما دور كنى-و آن بينوايان جبه‌هايى پشمين (و ژنده) بر تن داشتند-ما در كنار تو خواهيم نشست، و به سخنان تو گوش فراخواهيم داد، هيچ‌چيز جز اينان مانع درآمدن ما نيست، پس چون آيۀ يادشده نازل شد، پيامبر «ص» برخاست و به جستجوى ايشان (يعنى آن بينوايان و مستضعفان) برآمد، و در پايين مسجد به ايشان رسيد، كه ذكر خدا مى‌كردند، چون آنان را ديد گفت: سپاس خداى را كه مرا از جهان نبرد تا آنكه فرمان داد كه خويشتن را به نشستن با مردانى از امتم شكيبا سازم (و عادت دهم) ، زيستن من با شما است و مردن من با شما خواهد بود.بارى چنين دوره‌هاى درخشانى در طول تاريخ تحقق يافت، و روزگارانى-اگرچه محدود-آيين عدل و حق بر جامعه‌هايى پرتو افكند، و آسايش و آرامش و امنيت واقعى را براى انسانها به ارمغان آورد، ليكن اين دوره‌ها پايدار نماند و پس از درگذشت رهبران راستين، بظاهر مغلوب باطل گرديد، و روزگار سياه ستم و بيداد و تجاوز و تبعيض، به دست طاغوتان سياسى و اقتصادى و نظامى سايه گسترد، و راحت و آسايش و امنيت را از مردمان بگرفت، و مستضعفان را در چنگال اهريمنى خود بفشرد، و راه تنفس را بر آنان ببست. و بدينسان روزگاران سياه تاريخ انسان، در بيشتر دوره‌ها رقم خورد، و زندگى مستضعفان با اين رنجها و اندوهها و فشارها بگذشت.

اكنون پس از دوران طولانى ستم‌سالارى و بيدادگرى و حاكميتهاى ستم بنياد طبقاتى و اشرافيگرى، تاريخ به پيش مى‌رود تا ديگربار به دوران حاكميت مستضعفان و امامت عدل مهدوى «ع» گام گذارد، و به‌طور كامل زمام امور جامعه را به دست فرودستان مظلوم بسپارد و همۀ آباديها را از طاغوتان و قارونان و سركشان و سلطه‌طلبان تصفيه كند.»5

مستضعفان در قرآن

وَ أَوْرَثْنَا اَلْقَوْمَ اَلَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا اَلَّتِي بارَكْنا فِيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ اَلْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ6

-خاوران و باختران زمين را، كه به آنها بركت داده بوديم، ميراث قومى قرار داديم كه فرودست (مستضعف) نگاهداشته مى‌شدند؛ و وعدۀ نيكوى پروردگار به بنى اسرائيل-به سبب صبرى كه كرده بودند-انجام يافت؛ ما آنچه را فرعون و قومش مى‌ساختند و آنچه برمى‌افراشتند، ويران كرديم.

اين آيه دربارۀ زوال حاكميت طاغوتى فرعون و تأسيس حكومت مستضعفان به دست پيامبر بزرگوار حضرت موسى «ع» است.

قرآن كريم:

وَ اُذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي اَلْأَرْضِ، تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ اَلنّاسُ، فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ، وَ رَزَقَكُمْ مِنَ اَلطَّيِّباتِ، لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.7

-زمانى را به ياد آوريد كه شمارى اندك بوديد (در ميان دشمنان بسيار) و شما را در زمين (مكه) فرودست (مستضعف) مى‌شمردند، و بيم آن داشتيد كه با يك هجوم كارتان را بسازند، در آن حال، خداوند پناهتان داد، و ياريتان كرد، و روزيهاى پاكيزه بخشيد، تا مگر سپاس داريد.

اين آيۀ كريمه دربارۀ تأسيس دولت محمدى «ص» و نجات مستضعفان جزيرة العرب به دست پيامبر مستضعفان حضرت محمد «ص» است. اين دولت پس از پيامبر اكرم «ص» در مدت زمان امامت امام على «ع» نيز ادامه يافت، و روح اصلى آن‌كه مستضعف‌گرايى و حمايت از محرومان و پابرهنگان و طرد و نفى مستكبران و زراندوزان و طاغوتان بود كاملا پايدار ماند، و آخرين روزهاى حكومت عدل علوى، آخرين روزگار حاكميت اين خط اصيل اسلامى بود.  

*وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً...8

- خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند وعده داد كه بيقين در روى زمين ايشان را خليفه كند، همچنان‌كه مردمى را كه پيش از آنها بودند خليفه ساخت. و دينشان را-كه خود براى ايشان برگزيده بود- استوار سازد، و وحشتشان را به امنيت بدل كند و آنان مرا مى‌پرستند و هيچ چيز را با من شريك نمى‌كنند. . .

منظور از صالحان مؤمن كه در آيه ياد شده‌اند به جهاتى چند مستضعفانند:

١ - نخست اينكه «صالحان مؤمن» عموما در طول تاريخ از طبقۀ محرومان بوده‌اند.

و طبق آيات فراوان قرآن كريم، طبقات اشراف و مترفان و مسرفان و مستكبران نوعا فاسد و منحرف و مخالف حق و عدل بوده‌اند. در قرآن كريم آمده است:

*وَ ذَرْنِي وَ اَلْمُكَذِّبِينَ أُولِي اَلنَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلاً.9

- تكذيب‌كنندگان صاحب نعمت را به من واگذار. و اندكى مهلتشان ده.

 ٢ - در اين آيه از تمكين و استوارى و استقرار دين خدا سخن رفته است، و استوارى و استقرار دين در اجتماعى امكان دارد كه جامعه داراى طبقات و تشكيل شده از دو طبقۀ مستكبر و مستضعف (زير سلطه و سلطه‌طلب) نباشد. و اين‌چنين اجتماعى بى‌ترديد جامعۀ فرودستان و مستضعفان است، كه از طبقات زر به دست و زورمدار و مستكبر تصفيه شده است.

 ٣ -در فرازهاى آخر آيۀ شريفه، از امنيت اجتماعى و رخت بربستن ترسها و دلهره‌ها و بيمها سخن رفته است. روشن است كه انواع ترسها و بيمها و دلهره‌ها از سوى چه كسانى بر توده‌هاى مردم تحميل مى‌شود. اين سلطه‌طلبان و قدرتمندان مالى و سياسى و نظامى هستند كه توده‌هاى مردم را مى‌ترسانند و با شيوه‌هاى ارعاب و ايجاد نگرانى و دلهره حاكميت و سلطه خود را تداوم مى‌بخشند. و اين طبقۀ فرودست و ناتوان (طبقۀ بيم‌پذير) است كه چاره‌اى جز تسليم و بيم‌پذيرى ندارد.

بنابراين، آيه يادشده كه دربارۀ حاكميت فراگير قرآنى، در جامعه‌هاى بشرى سخن مى‌گويد، حاكميت محرومان و مستضعفان را در نظر دارد.

شيخ طبرسى در تفسير اين آيه مى‌گويد:

«از امامان اهل بيت روايت شده است كه اين آيه، دربارۀ مهدى آل محمد«ص» است. شيخ ابو النضر عيّاشى، با اسناد خود، از حضرت امام زين العابدين «ع» روايت كرده است كه اين آيه را خواند و فرمود: «اينان به خدا سوگند شيعۀ ما هستند، خدا اين كار را در حق آنان به دست مردى از ما خواهد كرد. و اين مرد مهدى اين امت است. . .» و چنين مطلبى دربارۀ اين آيه، از امام محمد باقر «ع» و امام جعفر صادق «ع» نيز روايت شده است»10

وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ، وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً، وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ.11

-ما مى‌خواهيم به مستضعفان زمين نيكى كنيم، يعنى: آنان را پيشوايان سازيم و وارثان زمين.

اين آيه بصراحت، از امامت مستضعفان سخن گفته است، و فرودستان و مستضعفان را ميراث بر آن زمين معرفى كرده است، دربارۀ دوران ظهور و رستاخيز قيام مهدى آل محمد «ص» است، كه به دست آن منجى بزرگ اين وعدۀ خدايى تحقق مى‌پذيرد.

امام على علیه‌السلام:

هم آل محمد، يبعث اللّه مهديّهم بعد جهدهم، فيعزّهم و يذلّ عدوّهم. 12

- ايشان (مستضعفان ميراث بر زمين)، خاندان پيامبرند، كه خداوند پس از سختيها، مهدى ايشان را برانگيزد، و به آنان عزّت بخشد و دشمنانشان را خوار سازد.

و واضح است كه حكومت آل محمد «ص» يعنى همان حكومت مردم مستضعف و رسيدن محرومان به حق خود.

از نظر ديگر نيز براى اجراى عدالت راستين، حاكميت فرودستان محروم ضرورت دارد، زيرا كه در تمامى دوران گذشتۀ تاريخ مورد اصلى ظلم و بى‌عدالتى، طبقات محروم بوده‌اند و سرانجام بايد پديدۀ ناهنجار و ضد بشرى «استضعاف» -كه تعبيرى از همۀ ظلمها و ستمهاست-از ميان برود، و انسان از زير بار سنگين و شكننده آزاد شود.

در اين راستا و براى اين امر مهم، مبارزه با علل اصلى استضعاف ضرورتى اجتناب ناپذير است. روشن است كه زورمندان و زر به دستان، دو عامل اصلى استضعاف بخشهاى عظيم انسانى در گذشته و اكنون بوده‌اند و هستند. هرظلم و ستمى كه به محرومان و بى‌پناهان شده است، يا مستقيم به دست حكومتهاى اشرافى و مرفّه انجام گرفته است، و يا به دست طبقات اشراف و سرمايه‌داران و قارونانى كه در زير چتر حمايت حكومتهاى مستكبر قرار داشتند و با حمايت قانونى و عملى آنها راه ظلم و تحميل و استثمار را هموار مى‌ساختند. اين نظامها و جريانهاى ضد بشرى هنگامى پايان مى‌يابد كه حكومت و قدرت سياسى و نظامى جامعه فقط و فقط به دست طبقات محروم و مستضعف سپرده شود. دفاع از حقوق پايمال‌شدۀ فرودستان و مستضعفان آنگاه امكان دارد كه حاكميت به دست آنان سپرده شود. هرحكومتى هرچه صالح باشد نمى‌تواند حقوق محرومان را به آنان بازگرداند، مگر اينكه خود از اين طبقه باشد و دردهاى اين طبقه را با تمام وجود خويش لمس كرده باشد. و اين چگونگى تحقق نمى‌پذيرد مگر اينكه طبقۀ حاكم از مستضعفان باشند. تنها و تنها در اين صورت است كه مى‌توان اميد داشت در قانون و اجرا، و در تئورى و عمل، جانب محرومان رعايت گردد، و پايگاههاى استكبار و قدرت و سلطه واژگون شود، و پديدۀ «استضعاف» از سرزمين زندگى محو گردد. در غير اين صورت، ادعاهايى فريبكارانه است كه گوش تاريخ را پر كرده است.

از اينرو، حاكميت مستضعفان، از شاخه‌هاى اصلى اجراى عدالت مطلق است.

اگر عدالت‌گسترى و دادگرى جهت اصلى حركت يك تحول و انقلاب اجتماعى بود، دفاع از محرومان و حاكميت بينوايان و فرودستان ركن و پايۀ آن است، زيرا ديگر طبقات اجتماعى كه حال و هواى محروميت و استضعاف را لمس نكرده باشند، هركس باشند نمى‌توانند-چنانكه بايد-در انديشۀ مستضعفان باشند، و گردونۀ اقتصاد و سياست و فرهنگ و ديگر منافع جامعه را به سود آنان بچرخانند. و اين امرى است كه تجربه آن را به اثبات رسانيده است.13

امام خمینی(ره) و انتظار انقلاب مستضعفان جهان

ما امیدواریم، ما امید آن داریم که همۀ اقشار ملتهای مستضعف به هم بپیوندند. ما از خدای تبارک و تعالی می‏خواهیم که مسلمین در تمام اقطار عالم بیدار شوند؛ مسلمین از تفرق، از اختلاف، دست بردارند...

باید این نهضت در تمام عالم ـ نهضت مستضعف در مقابل مستکبر ـ در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدأ، و نقطۀ اول و الگو برای همۀ ملتهای مستضعف[باشد]. ملتهای مستضعف ببینند که ایران با دست خالی و با قدرت ایمان و با وحدت کلمۀ تمسک به اسلام، در مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد و قدرتهای بزرگ را شکست داد. سایر اقشار ملتها به این رمز اسلامی، به این رمز ایمانی، اقتدا کنند. در تمام اقشار عالم، مسلمین بپاخیزند؛ بلکه مستضعفین بپاخیزند. وعدۀ الهی که مستضعفین را شامل است، و می‏فرماید که ما منت بر مستضعفین می‏گذاریم که آنها امام بشوند در دنیا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است، وراثت از مستضعفین است؛ مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارج بشوند.14.


:: بازدید از این مطلب : 1736
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 تیر 1393

تنها در این شهر می‌شود حقیقت دنیا را دید، و شیرینی آخرت را چشید. آدم قبل از ورود به این شهر، باور نمی‌کند که زندگی بدون دست آلودن به دنیا چگونه می‌تواند این‌همه دلچسب باشد.

به گزارش مشرق، «شهر خدا فرصتی است که وقتی نسیم ملایمش می‌آید و تو را در برمی‌گیرد، فکر می‌کنی برای همیشه با تو خواهد بود، ولی به ناگاه مانند یک رؤیا تو را تنها می‌گذارد و می‌رود و تنها خیال روی ماهش باقی می‌ماند و در روزمرّگی‌ها پنهان می‌شود. شب وصالش بسیار کوتاه است و روز فراقش بس طولانی...»

***

    (بخش اول)شیرینی مهمانی خدا را بچشیم-1چه احساسی نسبت به رمضان داشته باشیم؟
    (بخش دوم)پناهیان: نگرانی‌ها و شیرینی‌های ورود به ماه رمضان

کتاب «شهر خدا؛ رمضان و رازهای روزه‌داری» اثر حجت الاسلام پناهیان که انتشارات «بیان معنوی» چاپ هشتم آن را روانۀ بازار نشر کرده است، حاوی نکات و نگاهی نو و کاربردی برای بهره‌برداری بهتر از ماه مبارک رمضان است. به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان با برگزیده‌‌ای از این کتاب به استقبال روزها و شب‌های قشنگ ماه مبارک رمضان می‌رویم.
بخش سوم و چهارم از گزیده‌ها از بخشی از کتاب انتخاب شده است که با قلمی متفاوت به نگرش درآمده و فضای متفاوتی را برای تقویت ارتباط روحی با این ماه و کسب آمادگی روحی برای استفاده از برکات آن ایجاد می‌کند. گزیدۀ سوم را در ادامه می‌خوانید:

*** خدا در عالم، شهری دارد ...

قال رسول‌الله(ص) : أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ ... (1)

این رسول خدا(ص) است که ندا می‌دهد: آی مردم، شهر خدا با (دستانی پر از) برکت و رحمت و مغفرت به شما رو کرده است ...
شهرها همه در ظرف مکان جای ندارند. خداوند مهربان در عالم شهری دارد، که در ظرف زمان قرار یافته است. شهر خدا که در زمانی معلوم و با گنجایشی نامحدود، همه ساله محل اقامت مهمانان خدای بزرگ می‌شود، همان خانۀ ملکوتی خداست و ضیافت‌خانۀ ملک پادشاهی پروردگار رحمان است؛ که با عظمتی بی‌نظیر مانند قلعه‌ای با برج و باروهای بلند بر روی تپه‌ای از باغستان بهشت بنا شده است. شهری که در آن این‌بار ملائکه به دور ساکنان خانۀ خدا طواف می‌کنند، و برای پذیرایی از مهمانان خدا مُحرِم می‌شوند.

این شهر باستانی که قدمت آن به ابتدای خلقت می‌رسد(2) و در جای‌جای آن اثر قدم‌های پاک اولیاء الهی پیداست، در ابتدا مهمان‌خانۀ پیامبران خدا بوده است و هم اکنون آن‌قدر وسعت یافته است که تمام امت آخرین پیامبر می‌توانند به آن راه یابند. کوچه پس کوچه‌های این شهر قدیمی، همه به خود خدا منتهی می‌شوند.

با آنکه شهر بسیار بزرگ و پهناور است، اما مسیرها همه کوتاه هستند و سفرها به سرعت انجام می‌گیرد. کوچه باغ‌های شهر گرچه قدیمی‌اند اما فرسوده نیستند. کوچه‌ها آب و جارو شده با درختانی سرسبز که سایه‌های پر مهر خود را بدون تاریکی بر رهروان گسترانیده‌اند، برای پذیرایی از مهمانان خدا آماده‌اند. در خم هر کوچه‌ای نمای دلنشین خانه‌ای از خانه‌های اولیاء خدا با نوای دلکشی از تلاوت، توجه تو را به آیه‌های خدای رحمان جلب می‌کند.

هزاران فرشتۀ زیبای الهی که هیچ همهمه‌ای ندارند و جایی را اشغال نمی‌کنند، در حال پذیرائی‌اند. با لب‌هایشان به تسبیح خدا مأمورند و با نگاه مهربانشان به تحسین مهمانان مشغول.

مهمانان این شهر گویا مقیم این خانه‌اند که احساس غریبی نمی‌کنند و آشنایی با زیر و روی شهر از سر و رویشان می‌بارد. هر کدام برای خود جایی دارند و مقامی؛ و هر کس صحنی دارد و سرایی. محل اقامت مهمانان از قبل معیّن شده، و قدر و منزلت آدم‌ها مثل روز قیامت، ولی به صورت نامحسوس، معلوم است.

بعضی‌ها طبق معمول با خدا فاصله‌ای ندارند. ولی بعضی‌ها چند کوچه آن‌طرف‌تر همسایۀ خدا هستند. به هر حال در درون همۀ خانه‌ها، همیشه و بیش از همۀ اوقات دنیا، حضور خدا احساس می‌شود. دست‌ها را به سوی خدا دراز می‌کنند، ولی خدا را نزدیک‌تر از همیشه در آغوش مناجات خود می‌یابند و مدهوش ملاقاتش می‌شوند.

تشنگی و گرسنگی بر زیبایی نگاه پرتمنّای دوستان خدا افزوده است. حالت عاشقی و دلدادگی در دست به سوی سفرۀ نان دراز نکردن مهمانان، و ضعف و بی‌رمقی بدن‌هایشان دیدنی است. انگار همه عاشقند که آب در اختیار دارند ولی لب تر نمی‌کنند و دیوانه‌اند که خوردنی در اختیار دارند ولی به روی خود نمی‌آورند. همه از حال هم خبر دارند، ولی در حالی که به هم عشق می‌ورزند و غمخوار یکدیگرند، روزها بر گرسنگی هم صبر می‌کنند. اما شب‌ها برای اطعام یکدیگر سبقت می‌جویند.

*** تنها در این شهر می‌شود حقیقت دنیا را دید، و شیرینی آخرت را چشید

تنها در این شهر می‌شود حقیقت دنیا را دید، و شیرینی آخرت را چشید. آدم قبل از ورود به این شهر، باور نمی‌کند که زندگی بدون دست آلودن به دنیا چگونه می‌تواند این‌همه دلچسب باشد. تازه آنجا می‌شود فهمید در زندگی هرچه از دنیا بهره‌مند شوی، کمتر از لذت حیات برخوردار می‌شوی. از حداقل خورد و خوراک گذشتن، تو را قوی می‌کند و دنیا را ضعیف و حقیر. در این شهر می‌شود دید که دنیا چگونه اسیر آدمی است و هرگز نمی‌تواند بر او سلطه یابد.

شاید کسی باور نکند اهالی این شهر که به عشق خدا زنده‌اند، و به آرزوی وصال او به این مهمانی آمده‌اند، خودِ خدا، به آنها امر کرده است که گرسنه بمانند و تشنگی بکشند. اما جالب این است که هیچ‌کس شکایت ندارد و همه با رضایت به امر میزبان تن می‌دهند. گویا می‌خواهند در نمایش مباهات معشوق شرکت کنند، و دلیل برازندگی او برای معبود بودن باشند. دوست دارند نشانۀ حکومت او بر همۀ عالم باشند و قبل از قیامت، در همین دنیا به فرمان او قیام کنند.
واقع مطلب آن است که در این شهر آنچه مهم است، رابطۀ مهمانان با میزبان است. و آن‌قدر این امر مهم است که اگر گرسنگی کشیدن، آن رابطه را نزدیک می‌کند، همه با کمال رضایت آن را می‌پذیرند.

*** نمایش پادشاهی خدا در قیامتی زودهنگام

در این شهر قیامتی بر پاست. اگرچه «الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ لِلَّه»(3) دربارۀ روز معاد نازل شده است شما می‌توانید بسیار زودتر از قیامت در این شهر محشری که برپاست مشاهده کنید. اینجا هم پادشاهی فقط از آن خداست و به حکم «لا یَتَکَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَ قَالَ صَوَاباً»(4) هیچ کس جز به اذن خدا سخن نمی‌گوید و اگر کسی حرفی بزند، کلام ناصواب بر زبان جاری نمی‌کند. شاید هم صاحب خانه با روزه دادن، رمقی برای گفت‌وگوهای زائد باقی نگذاشته است.

به هر حال اهالی این شهر از بس قیامت را باور دارند، با آنکه کسی آنان را سرپا نگه نداشته است، گویی دائم ایستاده زندگی می‌کنند، و روز و شب ایّام صیام را در قیام به سر می‌برند. همه خود به حساب خود می‌رسند، و هنوز کسی آنها را محاکمه نکرده خود را محکوم می‌کنند و در مناجات‌ها از پای دار مجازاتی که برای خود خیال می‌کنند، تمنّای عفو و بخشش می‌نمایند. انگار اینجا قیامت است، و پایان راه. چه اشک‌ها می‌ریزند.

در هر نماز، گویا آخرین راز و نیازشان است و دارند با سجّاده خداحافظی می‌کنند، و برای آخرین بار با خدا حرف می‌زنند. و هر بار که توفیق مناجاتی دیگر می‌یابند، انگار برای اولین بار است که به محضر خدا می‌رسند، و هرگز به یاد نمی‌آورند که تاکنون بارها از خدا عذرخواهی کرده‌اند.

هر بار که صدای گریه‌شان را می‌شنوی، احساس می‌کنی انگار خدا به آنها گفته است که نه دیگر هرگز نمی‌بخشمتان. و بعد آن‌قدر ناله‌های جگرسوز سر می‌دهند تا او را راضی کنند. در حالی که وقتی خوب نگاه می‌کنی، خدا دارد آنها را گرم در آغوش قرب خود می‌فشارد و نوازششان می‌کند.

یکی از مشخصات مناجات‌هایشان در این شهر آن است که هیچ‌گاه درست نمی‌فهمی، بالاخره از سر محبت با خدا حرف می‌زنند و گریه می‌کنند یا از سر خوف و خشیت او است که ناله می‌کنند. با آنکه از او می‌ترسند، هیچ‌گاه از او فرار نمی‌کنند. و با اینکه همیشه به سمت او می‌روند و به او هم می‌رسند، اما این رسیدن هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد.

*** اوصاف مهمانان

مهمانان شهر اگر تنبلی نمی‌کنند، هنر نکرده‌اند، چون سبک‌بالند، و اگر بی‌کار نمی‌مانند کار فوق العاده‌ای نکرده‌اند، چون هیچ وقت خسته نمی‌شوند. اگر دقت در اعمال دارند، به این دلیل است که کار دیگری در دیده ندارند، و اگر رقّت در احوال دارند، به این دلیل است که بار دیگری در دل ندارند. اگر خوبی فردا را می‌بینند، چون امروز را ندیده گرفته‌اند و اگر بدی دیروز را می‌بینند، چون فردا را دیده‌اند.

اگر پرواز می‌کنند، چون زمین گنجایش آنان را ندارد و اگر به فکر عروجند چون پرواز را دوست دارند. اگر خاکی‌اند، چون جا در افلاک دارند و از چند صباح خاک‌نشینی ملال ندارند و اگر دیده‌هایشان بارانی است، چون دل‌هایشان بهاری است و ابرها از اقیانوس حزن زیبای طوفانی‌شان برآمده است. خلاصه هیچ هنری نکرده‌اند اگر خیلی خوبند، ولی زیبا و ستودنی‌اند.

طوری عبادت و طاعت می‌کنند که گویی تاکنون همۀ عمر را به بطالت گذرانده‌اند و اکنون می‌خواهند گذشته را جبران کنند، و به قدری از معصیت می‌ترسند که انگار این آخرین گناهی است که اگر انجام دهند دیگر عاقبت به خیر نخواهند شد و روی سعادت را هم نخواهند دید. در دفترچه‌های حساب خود فقط آمار گناهانشان را می‌نویسند و وقت خود را برای یادداشت کارهای خوبشان تلف نمی‌کنند.

*** سخت‌گیری با خود، مهربانی با دیگران

عطر عاطفه و بوی بهشت، فضای این شهر را پر کرده است. اهالی این شهر هر چقدر با خود سخت گیرند با دیگران مهربانند. بعضی وقت‌ها آدم احساس می‌کند خودشان را با فرشته‌های الهی که مأمور پذیرایی و خدمتند، اشتباه می‌گیرند. انگار به همه بدهکارند و از خدا هم هیچ طلبی ندارند.

همیشه لبخند می‌زنند و با همه مهربان و به طور یکسان برخورد می‌کنند، به حدی که آدم خودش را با یکی از رفقای دیرین آنها اشتباه می‌گیرد. با اینکه همواره به خودشان سخت می‌گیرند، ولی نمی‌دانم چرا آدم پیش آنها احساس راحتی می‌کند.

هر چقدر گرسنه‌تر باشند، بیشتر برای سیر کردن دیگران تلاش می‌کنند و اگر سیر باشند، انگار از آدم خجالت می‌کشند. با آنکه خودشان مهمانند ولی وقتی مهمان برایشان بیاید با تمام وجود احساس خوشبختی می‌کنند. و از اطعام بیشتر از طعام لذت می‌برند.

*** محلّۀ مرکزی شهر

به این شهر سفر نکنید که اگر به آن قلعۀ نور که در محلۀ مرکزی شهر قرار دارد برسید، دیگر برای دیدن دیگران کور می‌شوید و چشم دیدن کسی را غیرِ آن مستور نخواهید داشت و همه، شما را برای همیشه با چشمان اشک‌بار ملاقات خواهند کرد.

آنجا محل مرتفع شهر است. نام گذر اصلی آن، کوچۀ بنی‌هاشم است. باید به گوش شما خورده باشد. نگران نشوید. در این شهرِ آسمانی هیچگاه این کوچه مورد تعرّض نااهلان قرار نگرفته است. سایه‌بان بیت‌الاحزان که این بار بیت‌الاحرار است پابرجاست. بوی دستان مادری که برای پختن نانش، ملائک آسیابش را می‌چرخانند، هنوز به مشام می‌رسد. جای قدم‌های اهالی آن محله بوسه‌گاه اولیاء خداست.

اگر از جان خود سیر شده‌اید، از این خانۀ مرکزی شهر بیشتر برایتان بگویم. خانۀ علی(ع) که در مرکز شهر در آن محلۀ پرنور قرار دارد، از دور پیداست. خانه‌اش بیت رسول خدا(ص) را احاطه کرده است و مدینه‌ای در این مدینه برپا ساخته است.

هرکس می‌خواهد به خانۀ رسول خدا(ص) راه یابد، باید از خانۀ علی(ع) عبور کند و هرکس درب خانۀ علی(ع) را به صدا در می‌آورد، معمولاً از اندرونی صدای فاطمه(س) را می‌شنود. او تمام مراجعان را می‌شناسد و با صدای نازنین خود، مادرانه تو را با نام می‌خواند. اگر به سوی آن خانه که تمام اعتبار انبیا و اولیا از آنجاست قدم برداری، می‌ترسم از دیدن پروانۀ خانۀ علی(ع) روحت به آسمان پر بکشد.

*** احرام قبل از دیدار، و رؤیایی پس از فراق

به‌خاطر تمام هدایای این شهر و شهر خدایی که به تو هدیه داده شده است، باید روی ماه رمضان را بوسید، و گل نازنین وجودش را بویید. باید شب وجود را با نور او روشن کرد و در مهتابی نورش راه‌های آسمان‌ها را پیدا کرد. باید با وضو وارد شهر خدا شد و با تمام وجود به خاکش سجود کرد. شهر خدا را باید مانند خانۀ خدا گرامی داشت و برای ورود به آن باید مُحرم شد. شهر پرمهری که مهد معرفت است و ماه خوب‌رویان عالم است.

شهر خدا فرصتی است که وقتی نسیم ملایمش می‌آید و تو را در برمی‌گیرد، فکر می‌کنی برای همیشه با تو خواهد بود، ولی به ناگاه مانند یک رؤیا تو را تنها می‌گذارد و می‌رود و تنها خیال روی ماهش باقی می‌ماند و در روزمرّگی‌ها پنهان می‌شود. شب وصالش بسیار کوتاه است و روز فراقش بس طولانی...

پی نوشت:
(1) عیون اخبار الرضا(ع)، ج1، ص295، باب 28، ح53(: حدیث شماره 53)؛ همچنین: مفاتیح الجنان، در فضیلت ماه مبارک رمضان، معروف به «خطبۀ شعبانیه».
(2)«عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَال: اِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ. فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَان؛ امام صادق(ع)  در تفسیر آیه 36 از سورۀ توبه که می‌فرماید: «تعداد ماه‏ها نزد خداوند در کتاب الهى، از آن روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است.»، فرمودند: «پس گلِ سر سبد ماه‌ها، ماه خدا است، و آن ماه رمضان است». الکافی، (8جلدی)، ج4، ص66، باب فضل شهر رمضان، ح1.
(3)فرمانروایی در آن روز فقط از آن خداست. سورۀ حج، آیۀ 56.
(4)سورۀ نبأ، آیۀ 38.
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1319
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 13 تیر 1393

در درگیری‌های روز گذشته میان نیروهای امنیتی و هواداران «سیدمحمود حسنی صرخی» از روحانیان مخالف دولت عراق در کربلا، 125 نفر از هواداران صرخی کشته و ۳۵۰ تن زخمی شدند.

پلیس استان کربلا با اعلام این خبر افزود: در این درگیری‌ها همچنین 3نیروی امنیتی شهید و 35 نفر دیگر مجروح شدند.

منبع اعلام خبر افزود روز گذشته در کربلای معلی منع آمد و شد اعلام شد و امروز پس از پایان فتنه‌ی صرخی حکومت نظامی به جز در دو منطقه لغو شده است.

طرفداران مسلح صرخی دیروز با استقرار در اماکن مختلف شهر کربلا موجب اختشاشات و درگیری‌هایی در این شهر مقدس شدند.

نیروهای امنیتی پس از محاصره منزل صرخی، بالگردهای ارتش اقدام به گلوله باران مقر وی کردند.

منابع خبری عراق اعلام کردند که نیروهای امنیتی ارتش عراق صرخی را در هنگام فرار از دفترش در منطقه "سیف سعد" به همراه 30 هوادارش دستگیر کرده‌اند.

 

 

سیدمحمود صرخی کیست؟

سید محمد بن عبدالرضا بن محمد الصرخی پس از سقوط صدام برای اولین بار با لباس روحانیت در ملاعام ظاهر و ضمن اعلام مرجعیت مدعی ارتباط با امام زمان شد.

بررسی های انجام شده در مورد کتاب ها، تالیفات و دست نوشته های "الصرخی" نشان می دهد که او نه تنها برای اعلم بودن در مرجعیت دارای علم بالایی نیست بلکه از کمترین اطلاعات در زمینه علوم دینی برخوردار است، زیرا بررسی نوشته های وی نشان می دهد که او بسیاری از مطالبش را به طور کامل و صد درصد از کتب دیگر علما و مراجع به ویژه حضرت آیت الله خوئی(ره) به سرقت برده است.

الصرخی که همواره ادعای اسلامگرایی دارد، در انتخابات های گذشته عراق همواره از نامزدها و احزاب غیر اسلامی و غیر دینی به ویژه حزب کمونیست عراق حمایت کرده است.

بر اساس برخی اطلاعات به دست آمده منبع درآمدی وی از سوی سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی تامین می‌شود .

گروهک "الصرخی" در دو سال گذشته بیش از 10 مسجد، حسینیه و مرکز وابسته به آیت الله العظمی سیستانی و نمایندگانش را به آتش کشیده‌اند.

 
منبع: ابنا

:: بازدید از این مطلب : 1221
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 12 تیر 1393

مراسم سومین شب ذکر توسل و مناجات خوانی در مسجد ارک برگزار شد. 
 

 
نکاتی از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛  
 
*شهر رمضان، شهر الصیام و شهر الاسلام، در این ماه آنهایی که مطیع هستند نمایان می‌شوند. معنای تسلیم همین است! جلوۀ اطاعت در انسانها عیان می‌شود .در این صورت اگر ماه را اینطوری ببینیم باید اعمال خود را بسنجیم که ما چقدر مطیع اوامر خدا و اولیاء او هستیم . 
 
*بحثی را عرض کردم مبنی بر اینکه بزرگان دین ما بحث امامت را انجام نمی‌دهند، یعنی بحث امام شناسی دارند ولی امامت و راهنمایی که برای ما زحمت کشیدند را نمی‌کنند و برداشت این است که امامانِ قبل و بعد از زندگی ما کار را انجام دادند ، دستورات را نوشتند و راه را به ما نشان دادند و هیچ کدام کم نگذاشتند ، برای مثال بعضی می‌گویند امیرالمومنین (ع) که چهار سال خلافتشان فقط در جنگ بود بقیه هم که احوالاتشان معلوم است ، اما نه اینطور نیست ، این تخریب است ، ( امامت به معنای پیروی مردم از امام فقط در دستورات دین نیست ، بلکه در تمام شئون زندگی ، اعمّ از فعل و کلام و ... است ) اگر این گونه نبود این خطبه‌های نهج البلاغۀ حضرت امیر (ع) و نامه‌های ایشان از کجا رسیده ؟ 
 
 *مکتوبات نهج البلاغه فقط مختص دوران خلافت ایشان است. در این چندین سال هر طور می‌شده امامت کردند .زمانه و مردم روزگار هر طور بودند و یا هر سختی پیش روی امامان بوده ، امامت کرده اند. امیرالمومنین (ع)، امام حسن مجتبی (ع)، امام صادق (ع) و دیگر ائمه معصومین هر چه که باید می‌گفتند را گفته اند . 
 
 *امامت این نیست که بر تخت سلطنت بنشینند ، این بزرگواران هر لحظه به فکر ما بودند ولی ما لحظه ای به فکر آنها نیستیم ! ماه رمضان ماه فرمانبری و اطاعت است . 
 
 *این کسی که دینش دین آمریکایی است یعنی فرمانبر اهل بیت(ع)نیست آنچه که خودش میخواهد آن را قبول دارد ، حتی در اصول دین و فروع دین در تفسیر سوره کافرون آمده است ما نمی‌توانیم به سوی دشمن برویم و حتی حرفش را گوش بدهیم . 
 
 *گمان نکنید که اگر بگویید: من حرف دشمن را گوش نمی‌دهم ، کار درست می‌شود ، نه ! حتی به میل دشمن هم نباید رفتار داشته باشیم . 
 
*آمار طلاق در جامعه‌ی ما زیاد شده است، با این هجومِ اشاعۀ فرهنگ غربی و روی آوردن مردم به خرید ماهواره و دیدن سریال‌ها و برنامه‌های ضد اسلامی و خانه برانداز، تازه برنامه سازان یا برخی کارشناسان ادّعا می‌کنند اثری بر روی خانواده‌های ما نداشته! 
 
 *من اینجا گریه‌های شما را و نشست و برخاستهای شما را و رفتارهای شما را می‌بینم ، گر چه بر روی منابر وعّاظ و سخنرانان محترم ادب می‌کنند و چیزی نمی‌گویند ، ولی بنده که می‌دانم حال کنونی شما با حال قبل از آمدنتان برای نشستن و گریه کردن در مجلس چقدر متفاوت است . 
 
*اگر خودت نتوانی برای روضه‌ی امشب خودت را آماده کنی من که نمی‌توانم تو را آماده‌ی روضه کنم . 
 
* من چطور می‌توانم مسیر تو را برگردانم سمت اهل بیت (ع) وقتی خودت نمی‌خواهی به سمت اهل بیت بروی ؟ 
 
*حالا من دل تو را بِبَرم ، گوش تو را بِبَرم ، دیگر چشمانت را نمی‌توانم بِبَرم ! دست هایت را نمی‌توانم بگیرم و بِبَرم ؟ وقتی خودت نمی‌خواiهی ، من چه کار می‌توانم بکنم. 
 
*در همین مناجات هم می‌خوانیم وقتی سه رکن ( سمع و بصر و قلب ) همخوانی نداشته باشند ، یعنی از پایه و ریشه اشکال وجود دارد ، حالا هر چه هم بگویی خوبم من بالعکس آن را می‌گویم کاری که باید کرد این است این سه رکن را یک دست کنیم . 
 
*کنار این شهر الاسلام می‌فرماید شهر الطهور ، وقتی ما با تسلیم برسیم می‌توانیم پاک شویم ، البته باید توجه داشته باشیم اینجا تجلی حضرت زهرا (س) است که طهور است و هر چیزی به واسطه ایشان پاک می‌شود ما اگر بخواهیم می‌توانیم تغییر کنیم و اگر نخواهیم نمی‌شود ... 
 
* من می‌بینم که مستمع تا آخر دعا مشغول صحبت است، این فرد دیگر قدر چنین محافلی را نخواهد دانست . 
 
*پدر بزرگ بنده می‌گفت : من که زیاد می‌آیم در این هیئت‌ها و مساجد بارَم سنگین می‌شود . انچه را خدا به من عنایت داشته به عنوان واجب و مستحب من فهمیده ام و در ادمه می‌ گفت:  من تعجب میکنم ، شما این همه مسجد و هیئت می‌روید بارتان سنگین می‌شود !؟ من نمی‌گویم به مسجد و مجالس مناجات نیایید ، حرف من این است که با آمدن به مجالس مناجات از رذایل اخلاقی که در وجودت هست پاک شوی . 
 
 *در جوانی می‌شود دل از دنیا کند چون به سن امثال من برسید دیگر نمی‌شود کاری کرد ، مگر اینکه معجزه شود ! 
 
 *خدایا می‌شود ما هم تسلیم و پاک شویم ؟ 
 
*خدایا می‌شود ما هم تسلیم و پاک شویم ؟ خدایا اگر تا الان پاک نشدیم باید صبر کنیم تا لیله القدر ؟! ما فرق نمی‌کنیم با دیگران ، چطور لیله القدر یک عده می‌ایند پاک می‌شوند می‌روند ؟  چطور می‌شود یک عده ای تغییر می‌کنند و ما از شب اوّل آمدیم  ... 
 
گر جملۀ کائنات کافر گردند /  بر دامنه کبریای ننشیند گرد 
 
*اما خدایا به تو که ضرر و نقصانی نمی‌رسد ولی ما نگرانیم خیلی از دوستانمان همین شبهای اول ماه رمضان از دنیا رفتند و به آخر ماه رمضان نرسیدند ! خدایا اگر می‌خواهی کاری برای ما انجام بدهی برای شبهای لیله القدر نگذار ، من نگران این هستم


:: بازدید از این مطلب : 1393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 12 تیر 1393

فی الکافی و التهذیب عن الصادق (ع) کان فی وصیه ­النبی (ص) لعلیّ (ع): و السادسه: الاخذ بسنتی فی صلاتی و صومی و صدقتی. أما الصلاه فالخمسون رکعه و أما الصیام فثلاثه ایام فی الشهر، اول و وسط و آخر. الخمیس فی اوله و الاربعاء فی وسطه و الخمیس فی آخره و أما الصدقه فجهدک حتی تقول قد أسرفت و لم‌تسرف.[1]

ترجمه:

در کتاب کافی و تهذیب از امام صادق (ع) نقل شده است که پیامبر در وصیت خود به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «ششم، گرفتن طریقه من است در نماز و روزه و صدقه‏ ام: اما نماز پنجاه رکعت، اما روزه پس سه روز در ماه: پنجشنبه در اول، و چهارشنبه در وسط، و پنجشنبه در آخر آن، و اما صدقه به قدر طاقت خود تا آنکه گویى اسراف کردم و حال آنکه اسراف نکردی.»

شرح:

یکی از مؤثرترین علاج‌های قلبیِ انسان در وصیت پیامبر به امیرالمؤمنین(ع)ششمین وصیت از وصایای نبیّ مکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) این است که: طبق سنت من در این سه چیز عمل کنید! احدی و خمسون، نمازهای نوافل و فرائض پنجاه و یک رکعت است در شبانه روز، به حضرت امیرالمؤمنین (ع) توصیه می‌کنند که حتما نوافل بخوانی! نوافل، حفاظ‌های فرائضند، آنچه برای انسان در فریضه لازم است که همان حضور قلب و توجه به خدای متعال و تقرّب الی الله است، اگر کمبودی در آنها پیدا شد، نوافل آنرا جبران می‌کنند. روزه هم در ماه سه روزِ پنجشنبه اول، پنجشنبه آخر و چهارشنبه وسط است. 

صدقه را هم به هر اندازه می‌توانی، تا آنجایی که انسان به حسب میل و رغبتی که به اموال خود دارد، می‌گوید: زیادی دادم! در حالی که نه، زیادی نداده است. نمی‌فرماید: باید اسراف کنید! چون در صدقه، حتما زیاده‌روی، ممدوح و مطلوب نیست؛ «لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لاتبسطها کل البسط.» اینطور نیست که انسان هر چه دارد، در راه خدا باید بدهد، خودش را، خانواده‌اش را، دچار احتیاج بکند. این، مراد نیست، بلکه مراد این است که بالاخره به قدر وُسِعت، به قدر جُهِدت صدقه را بده، هرچه می‌توانی! یکی از مؤثرترین علاج‌های شحّ قلبیِ انسان، دادنِ صدقه است. انسان به مال علاقه دارد، وقتی توانست بر این علاقه خود فائق بیاید، بخشی از این پول را در راه خدا بدهد، این مبارزۀ عملی است با این حالت شحّی که فرمود: «و من یوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون.» ترکیبی از حالت حرص و بخل، شحّ است، همۀ ما کم و بیش ابتلا داریم! همینطور انسان دلش می‌خواهد بدست بیاورد، بدست بیاورد، بگیرد. این بیماری خطرناک را صدقه‌دادن، انفاق در راه خدا علاج می‌کند.[2]

 

 

[1] - الشافی، ص 829.

[2] - 15/12/1391


:: بازدید از این مطلب : 1733
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 12 تیر 1393

حدیث:

کان فی وصیة النبی (صلی‌الله علیه و آله وسلم) لعلی (علیه‌السلام)َ: و عَلَيْكَ بِصَلوَةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوَةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوَةِ اللَّيْلِ و عَلَيْكَ بِصَلوَةِ الزَّوَالِ، و عَلَيْكَ بِصَلوَةِ الزَّوَالِ و عَلَيْكَ بِصَلوَةِ الزَّوَالِ[1]

 

ترچمه حدیث:

در وصیت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) آمده است: بر تو باد كه به نماز شب قيام نمایی و بر تو باد كه به نماز شب قيام نمایی و بر تو باد كه به نماز شب قيام نمایی، و سه مرتبه ديگر گفتند كه بر تو باد كه به نماز زوال مبادرت نمایی و بر تو باد كه به نماز زوال مبادرت نمایی و بر تو باد كه به نماز زوال مبادرت نمایی.

شرح:

فقراتی از وصیت نبی مکرم به امیرالمؤمنینّ (علیه‌السلام) را قبلا خواندیم، در ادامه حضرت سه مرتبه این جمله را تکرار می‌فرمایند: نافلۀ شب را بجا بیاور! معلوم می‌شود خصوصیاتی در بلندشدن در نیمه شب، سحرخیزی و عبادن کردن وجود دارد که در هیچ‌یک از نمازهای بیست و چهار ساعت دیگر، این خصوصیات وجود ندارد؛ لذاست که بر آن تأکید شد است.

دنیا و آخرت می‌خواهید نماز شب بخوانیدنقل قولی را از مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی (رضوان‌الله علیه) نقل کردند: اوائلی که مرحوم آقای طباطبایی به نجف رفته و با ایشان آشنا شده‌ بودند، ایشان می‌گفتند: در بین راه، به آقای قاضی برخورد کرد، ایشان به آقای طباطبایی اینطور توصیه می‌کنند: پسرم! اگر دنیا می‌خواهی، نماز شب بخوان! اگر آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان! یعنی اولین توصیه مرحوم میرزا علی آقای قاضی به این شاگردِ برگزیده برجسته همین نماز شب بود، دوستان بخصوص افرادی که بنیه جوانی دارند، این سفارش بسیار مهم را رعایت کنند، نگذارند نماز شب ترک بشود.

یعنی رفتار با نماز شب باید مثل نماز فریضه باشد، مادامی که قادرید و می‌توانید و محذور ندارید، اضطراری ندارید، حتما مقید باشید که نماز شب را بجا بیاورید. این را بایستی همه رعایت کنند. سپس فرمودند: علیکبِصَلوَةِ‌ الزوال، این را هم سه مرتبه فرمودند؛ به نظر می‌رسد، به قرینه صَلوَةِ‌ اللیل که قبل فرمودند، نافله ظهر است نه نماز ظهر.

نماز ظهر، فریضه است، این تأکید مربوط به نافله ظهر است. اینجاهم مرحوم آقای قاضی (رضوان‌الله علیه) در یکی از مکتوباتی که به بعضی از تلامذه خودشان دارند، بر نافله ظهر خیلی تکیه می‌کنند، می‌فرمایند: اینصَلوَةِ الأوابین است. تعبیر مرحوم آقای قاضی است که نافله ظهر، صَلوَةِ الأوابین است. این هم جزو نوافل بسیار مهم است.[2]

 

 

 



[1] - الشافی، صفحه 829

[2] - 18/1/1392

 


:: بازدید از این مطلب : 1600
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 12 تیر 1393

فی الکافی، عن الصادق (علیه‌السلام)  قال لحُِمران بن أعین، (برادر بزرگ جناب زراره)، یَا حُمْرَانُ! انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ فِی الْمَقْدُرَةِ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ فِی الْمَقْدُرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَقْنَعُ لَكَ بِمَا قُسِمَ لَكَ وَ أَحْرَى أَنْ تَسْتَوْجِبَ الزِّیَادَةَ مِنْ رَبِّكَ عَزَّ وَ جَلَّ[1]

ترجمه:

امام صادق (علیه‌السلام)، اى حمران به كسانى كه پائیین‏‌تر از تو هستند و توانائى آنها از شما كمتر می‌باشد توجه كنید و به بالاتر از خود هرگز توجه نداشته باشید، اگر چنان كنى به آنچه در دست دارى قناعت خواهى كرد. در این صورت شایستگى زیادت از سوی خداوند، پیدا خواهى كرد.

شرح:

این روایت معروفی است، در آن، کم تدبّر می‌شود! بهتر است بگوییم به آن، کم عمل می‌شود! فرمود: ایحمران !به کسی که در امکانات دنیوی پایین تراز توست، نگاه کن !اگر نگاه ما به کسانی باشد که از ما برتر،بالاتر، راحت‌تر، مرفّه‌تر و برخوردارتر و سالم‌ترند، اوّلاً :زندگی تلخ خواهد شد؛ ثانیاً :انسان تشویق خواهد شدبه اینکه بر زخارف دنیاییِ خودش بیفزاید. 

این یک دستور حکیمانه‌ای است که تودۀ مردم بهآن توجه نمی‌کنند! فرد نگاه می‌کند، می‌بیند فلانکس اینطور خانه‌ای، اینطور امکاناتی، اینطورخودروئی دارد، دل او هم به دنبال چنین وضعیاست، قناعت به وضعِ خودش از او گرفته می‌شود.

این، آفتِ بزرگی است، علاجش همین است کهنگاه کنید به کسی که پایین‌تر از شماست. اگرمی‌ینید کسانی درآمدشان چند برابرِ شماست، شما نگاه کنید به آن کسی که درآمد او بسیارکمتر از شماست؛ شما خانه دارید، خودرو دارید،وسائل زندگی دارید، به راحتی از مهمان پذیرائیمی کنید، او چنین امکاناتی ندارد، حتّی توانائیپذیرائی از مهمان نیز برایش نیست.

عین همین دیدگاه، در مورد مسائل جسمی،سلامت و بیماری وجود دارد، تا انسان بیماریجزئی‌ای پیدا می‌کند، اعتراض می‌کند، گاهیناشکری می‌کند!

ببینید کسانی را که از شما ناتوان‌ترند، مریض‌ترند،شما نسبت به آنها خوبید؛ به آن کسی که کمتر ازتو دارد، به او نگاه کن! اگر جملۀ دوم را حضرت نمی‌فرمود، شاید از مفاد جملۀ اوّل این معنا فهمیده می‌شد،لکن تأکیداً ذکر فرمود برای اینکه در ذهن من و شما جا بگیرد؛ به پایینِ دست خودت نگاه کن، و به بالادستِخودت نگاه نکن! نظر به بالادست، هوس تو را، حرص تو را بیشتر می‌کند، قناعت تو را کم می‌کند، تو را واداربه ناشکری و ناسپاسی خدای متعال می‌کند. اگر نگاه تو به مادون بود نه به مافوق، این، نافع‌تر است برایاینکه به آنچه قسمت تو شده است، قانع باشی.

 

قناعت که کَنزٌ لایَفنَی، واقعاً چیز خوبی است، وقتی قناعت کردی، به آنچه داری شکر کردی، خود این موجبمی‌شود که مستوجب لطف و زیادۀ از جانب پروردگار باشید، لإن شکرتم لأزیدنّکم، خود شکر موجب افزایشنعمت الهی است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 850

[2] - 23/2/1392


:: بازدید از این مطلب : 1532
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 12 تیر 1393

امام جعفر صادق عليه‏‌السلام فرمودند:
خداوند عز و جل به داود پيامبر علیه‌السلام وحى كرد: اى داود! هرگاه بنده مؤمن من گناهى كند و سپس از آن گناه برگردد و توبه نمايد و به هنگام ياد كردن از آن گناه از من شرم كند او را بيامرزم و آن گناه را از ياد فرشتگان نگهبان اعمال ببرم و آن را به نيكى بدل كنم. و از اين كار مرا باكى نيست كه من مهربانترين مهربانانم.

متن حدیث:

الإمامُ الصّادقُ عليه‌‏السلام:
أوحى اللّه‏ُ عز و جل إلى داودَ النَّبيِّ على نبيّنا وآلهِ وعلَيهِ السّلامُ : يا داودُ ، إنّ عَبديَ المؤمنَ إذا أذْنَبَ ذَنبا ثُمّ رَجعَ وتابَ مِن ذلكَ الذَّنبِ واسْتَحيى مِنّي عندَ ذِكْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ ، وأنسَيْتُهُ الحَفَظَةَ وأبْدَلْتُهُ الحسَنَةَ ، ولا اُبالي وأنا أرْحَمُ الرّاحِمينَ.



«بحار الأنوار ، جلد6 ، صفحه 28»

:: بازدید از این مطلب : 1256
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران