میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 13
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 261
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2693
:: بازدید ماه : 8824
:: بازدید سال : 15040
:: بازدید کلی : 15040
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

در این باره آمده است: روزی شخصی به عبدالله بن عباس عرض کرد: می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم.
ابن عباس پرسید: شروع کرده ای؟
آن مرد گفت: تصمیم دارم که شروع نمایم و از این رو مرا توصیه ای بنما.
پس ابن عباس بیان داشت: اشکالی ندارد؛ اما مواظب باش که سه آیه تو را رسوا نسازد!
آن شخص پرسید: کدام سه آیه؟

ابن عباس گفت: یکی آن که می گوید:أَتَامَرُونَ النّاسَ بِالبِرِّ وَ تَنسَونَ أَنفُسَکُم؛ آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید، اما خودتان را فراموش می کنید؟ (بقره: 44) و دیگر آن که: لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفعَلُونَ کَبُرَ مَقتاً عَندَاللهِ أَن تَقُولُوا ما لاتَفعُلُون؛ (ای کسانی که ایمان آورده اید) چرا سخنی می گوید که به آن عمل نمی کنید؟همانا مورد خشم خداوند واقع می شود کسی که سخنی بگوید ولی خود به آن عمل نمی کند. (صف: آیات 2- 3)؛ و دیگر آن که: وَ ما أُریدَ أَن أُخالِفَکُم إلی ما أَنهاکُم عَنهُ: من هرگز چیزی را که شما را از آن بازمی دارم، خود مرتکب نمی گردم.

پس ابن عباس بیان داشت: آیا این سه آیه در مورد تو صدق می نماید؟
آن مرد پاسخ داد: خیر! و ابن عباس عرض کرد: پس اول از خودت شروع کن و آنگاه به نصیحت کردن دیگران بپردازد.

 

پی نوشت ها:
1- راغب اصفهانی. محاضرات الادبآء، ج 1: 132.
2- محمدی. هزار و یک حکایت اخلاقی: 44.

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1416
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

 

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، چون روزه‏اش را مي گشود، می فرمود:
خدايا براى تو روزه داشتيم، و با رزق تو افطار كرديم، پس آن را از ما بپذير.
تشنگى از ما بر طرف شد، و رگها رطوبت يافت، و اجر و ثواب به جاى ماند.

و ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود:
در هر شب از شب هاى ماه رمضان تا آخر آن به هنگام افطار مي گوئى:  
«خدائى را ستايش و سپاس كه ما را يارى كرد، تا روزه داشتيم، و روزى عطا كرد تا افطار كرديم.
خدايا از ما بپذير، و ما را بر ادامه آن يارى فرماى، و در اين ماه از كليه آفاتمان به سلامت دار، و عباداتمان را به سهولت و عافيتى از جانب خود پذيرا باش.
خدائى را ستايش و سپاس كه ما را به انجام روزه روزى از روزهاى ماه رمضان موفّق داشت.»

و آن امام عليه السّلام فرمود: دعاى روزه دار به هنگام افطار مستجاب مى ‏شود.

  

 

پی نوشت:

 

من لا يحضره الفقيه / ترجمه غفارى، على اكبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر، ج‏۲، ص435

 


:: بازدید از این مطلب : 1361
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

علامه طباطبایی فرمودند برادرشان سیدحسن الهی برای او نامه‌ای نوشته که یک نفر برای خواندن فلسفه پیش من آمده که احضار ارواح می‌کند، بنابراین من می‌خواستم فلسفه بخوانم، روح ارسطو را احضار کردم و به ایشان گفتم: چه کتابی بخوانم؟

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آغاز ماه مهمانی، پای درس اخلاق آیت‌الله محمدمهدی شب‌زنده‌دار می‌نشینیم که بخش نهم آن با موضوع «شاخصه‌های مهم رشد معرفتی» در ادامه می‌آید:
 
*اهتمام به حفظ چهل حدیث
 
روایات فراوانی داریم که در آن‌ها تحریض زیادی بر حفظ چهل حدیث شده است که هم انسان آن چهل حدیث را در خودش پیاده کند و هم آن را برای امت حفظ کند. یکی از طرق حفظ این است که انسان این گفته‌ها را با بیان، توضیح، تبیین، تبلیغ و ترویج به مردم منتقل کند یا اینکه بنویسد. ثمره‌ این کار چیست؟ اول ثمره‌اش را عرض می‌کنم در پایان این حدیث شریف این طور آمده است:
 
«فهذه اربعون حدیثا من استقام علیها و حفظها عنی من امتی»؛ کسی که بر این چهل حدیث (سخن) استقامت داشته باشد؛ یعنی در راه تحلّی به این‌ها شکیبایی و استقامت بورزد تا بتواند آن‌ها را در خودش پیاده کند، ثمره‌ای بسیار عالی دارد. البته تعبیر «من امتی» یعنی شرط اینکه این آثار را داشته باشد، این است که از امتم باشد؛ پس اگر خارج از امت، کسی این کارها را انجام بدهد، فایده‌ای ندارد.
 
«دخل الجنة برحمة‌ الله» این چه وعد بسیار بزرگی است. اخبار من بلغ علی المعروف و المهشور، شامل این حدیث هم می‌شود، «و کان من افضل الناس و احبهم الی الله عزوجل بعد النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقاً»، چه آینده‌ درخشان و امیدبخشی در انتظار اوست. از این بالاتر بعید است کسی آرزویی داشته باشد. اما خود روایت را توضیح دهیم.
 
«عن اسماعیل بن الفضل الهاشمی و اسماعیل بن ابی زیاد جمیعاً عن جعفر بن محمد عن أبیه محمد بن علی عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه الحسین بن علی(ع) قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله أَوْصَى إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ کَانَ فِیمَا أَوْصَى بِهِ أَنْ قَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً یَطْلُبُ بِذَلِکَ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَعَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً، فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام یَا رَسُولَ اللَّهِ أَخْبِرْنِی مَا هَذِهِ الْأَحَادِیثُ».
 
این یک برنامه‌ خوبی است، هم برای تبلیغ انسان که در این مکتب خودسازی کند و هم اینکه این‌ها، موضوعات تبلیغ و ارشادش باشد، این مطالبی که رسول خدا(ص) به حسب این حدیث فرموده‌اند، سه دسته‌اند: یک دسته حلال و حرام الهی، یک دسته معارف و یک دسته اخلاقیات هستند.
 
«فَقَالَ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ تَعْبُدَهُ وَ لَا تَعْبُدَ غَیْرَهُ وَ تُقِیمَ الصَّلَاةَ بِوُضُوءٍ سَابِغٍ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ لَا تُؤَخِّرَهَا فَإِنَّ فِی تَأْخِیرِهَا مِنْ غَیْرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»، این مواقیت، همان وقت موسّع و واجب نماز است که نباید از آن تأخیر انداخت. من این قسمت فقهی‌اش را با سرعت عرض می‌کنم.
 
«وَ تُؤَدِّیَ الزَّکَاةَ وَ تَصُومَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ تَحُجَّ الْبَیْتَ إِذَا کَانَ لَکَ مَالٌ وَ کُنْتَ مُسْتَطِیعاً وَ أَنْ لَا تَعُقَّ وَالِدَیْکَ»، نافرمانی از پدر، ترک شفقت و مهربانی به ایشان، ترک احسان و استخفاف به ایشان، معنای عقوق والدین است. همچنین گفته شده : اصل «العقوق، القطع، یقال عقّ الرحم کمال یقال قطعها»
 
حالا این کار فقها است که بالاخره عقوق والدین اگر به معنای اول باشد که دامنه‌اش وسیع‌تر است. اگر به معنای دوم باشد، نباید قطع ارتباط کند، به هر حال، محققانی مثل محقق خویی همان موارد ایذاء را فتوا داده‌اند. این هم یک امر فقهی است، ولی خیلی مهم است. احترام به والد و والده، هم در اسلام مهم شمرده شده است و هم در موفقیت انسان نقش اساسی دارد. این داستان را به سند صحیح و معتبر عرض می‌کنم.
 
*حکایت خواندنی از مرحوم علامه‌ طباطبایی
 
والد ما از مرحوم علامه طباطبایی شنیدند و برای ما نقل کردند که مرحوم علامه فرمودند که برادرشان مرحوم آقا سیدحسن الهی (رضوان‌الله علیه) برای او نامه‌ای نوشته که یک نفر برای خواندن فلسفه پیش من آمده که احضار ارواح می‌کند، ایشان گفته است که من می‌خواستم فلسفه بخوانم؛ روح ارسطو را احضار کردم و به ایشان گفتم چه کتابی بخوانم و در محضر چه کسی بخوانم؟ گفتند: اسفار، پیش آقا سیدحسن الهی! آقای الهی هم مرد زرنگی بوده و خود مرحوم آقای طباطبایی جاهایی فرمودند که آدم چیز فهمی بود. خود آقا سیدحسن الهی فرموده بود که من مشکلات کتب فلسفی را توسط همین آقا از اصحاب آن کتب می‌پرسیدم، مثلاً مشکلات کتب ابن سینا را به او می‌گفتم؛ او را احضار می‌کرد، سؤال می‌کردم و جواب می‌گرفتم؛ اگر چه خود این واسطه نمی‌فهمید جواب چیست، ولی من استفاده می‌کردم. ایشان واسطه‌ ما بود.
 
بعد برای مرحوم علامه طباطبایی نوشته بود که ما توسط همین آقا پدرمان را احضار کردیم و پدر از شما ناراضی بودند و وجه عدم رضایت این بود که می‌فرمودند که این محمدحسین، من را در ثواب تفسیر المیزان شریک نکرده، از این جهت از شما ناراضی بودند.
 
علامه طباطبایی فرموده بودند: من که ایشان را شریک نکردم، برای این بود که اصلاً ارزشی برای این عملم نزد خداوند قائل نبودم که بخواهم پدرم را شریک کنم.
 
این در حالی است که بیست سال طول کشیده است و چقدر در نوشتن و اتمام آن اهتمام داشتند. از مرحوم آقای قدوسی - که داماد مرحوم آقای طباطبایی بودند- شنیدم که وقتی مرحوم علامه ورقه‌های تفسیر را برای چاپ به ما می‌دادند، نقطه‌های کلمات تفسیر المیزان را نمی‌گذاشتند، می‌فرمودند که حساب کردم که هر صفحه‌ای را اگر نقطه بگذارم، سه دقیقه بیشتر طول می‌کشد. حالا با این همه وقتی که گذاشته بودند، می‌فرمایند من برای این عمل ارزشی قائل نیستم؛ برخلاف برخی از ماها که تا اندک کاری انجام می‌دهیم، فکر می‌کنیم چه شد و چقدر عالم را تحت تأثیر قرار داد. اما یک نفر که یک خدمت عظیم قرآنی انجام داده، مثل تفسیر المیزان - تفسیری که از روز اولی که منتشر شد، تفسیر مورد اعتنایی شد و در عالم اسلام صدا کرد- می‌گوید من برای این عمل ارزشی قائل نیستم.
 
علامه می‌فرمایند: وقتی که این نامه آمد، عرض کردم: خدایا! اگر برای نوشتن این تفسیر به من ثوابی می‌دهی، پدرم را هم در آن شریک کردم؛ حالا شاید والده‌شان را هم شریک کرده باشند.
 
نامه‌ی بعدی را که اخوی ایشان فرستاده بود، نوشته بود که بله، پدر از شما راضی شدند. این واقعاً مطلب مهمی است که انسان این جور به امر پدرش اهتمام داشته باشد. دعای آن‌ها بدون شک در موفقیت انسان بسیار مؤثر است.
 
*ایثار برای خدمت به پدر
 
یکی از جهات موفقیت رهبر معظم انقلاب همین است که خودشان هم بعضاً ذکر کرده‌اند زمانی که ایشان در قم بودند، وقتی پدر بزرگوارشان به دلیل ناراحتی چشم ایشان را احضار می‌کند، می‌فرمایند سنگ پرش من در آن موقع یا قم یا نجف بود، اما وقتی با کسی مشورت می‌کنند، می‌گوید که اگر پدرت به شما می‌گوید بیا، باید بروی و ایشان هم به مشهد برمی‌گردند. از این رو، خداوند این عزت و این موفقیت را نصیب ایشان کرد. وقتی که کسی این طور روی صفا و صدق عمل می‌کند، خدای متعال این جور دستگیری می‌کند و به او عظمت می‌دهد: «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً»
 
اما ادامه‌ روایت: «وَ لَا تَأْکُلَ مَالَ الْیَتِیمِ ظُلْماً وَ لَا تَأْکُلَ الرِّبَا وَ لَا تَشْرَبَ الْخَمْرَ وَ لَا شَیْئاً مِنَ الْأَشْرِبَةِ الْمُسْکِرَةِ وَ لَا تَزْنِیَ وَ لَا تَلُوطَ وَ لَا تَمْشِیَ بِالنَّمِیمَةِ وَ لَا تَحْلِفَ بِاللَّهِ کَاذِباً وَ لَا تَسْرِقَ وَ لَا تَشْهَدَ شَهَادَةَ الزُّورِ لِأَحَدٍ قَرِیباً کَانَ أَوْ بَعِیداً»، این مسائل که خیلی روشن است. معمولا کسی که طلبه است، این‌ها را رعایت می‌کند.
 
*نقدپذیری
 
«وَ أَنْ تَقْبَلَ الْحَقَّ مِمَّنْ جَاءَ بِهِ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً»، این هم خیلی مهم است. در بحث‌ها و مباحثه‌ها و درس گفتن‌ها، کسی معرفی را زده و خیلی هم روی آن مانور داده و مطالبی را مطرح کرده است، بعد حالا کسی اشکال درستی می‌کند. اگر این شخص تربیت شده باشد، به راحتی می‌پذیرد. یکی از خصوصیات مرحوم آقای شیخ مرتضی حائری همین بود و خود مرحوم علامه طباطبایی هم همین‌طور بودند.
 
«وَ أَنْ لَا تَرْکَنَ إِلَى ظَالِمٍ وَ إِنْ کَانَ حَمِیماً قَرِیباً»، ظالم اگر چه خویشاوندی نزدیکی با انسان داشته باشد، اما رکون به او نباید بشود.
 
«وَ أَنْ لَا تَعْمَلَ بِالْهَوَى»،‌ روی هوا و هوس عمل نکند.
 
«وَ لَا تَقْذِفَ الْمُحْصَنَةَ وَ لَا تُرَائِیَ فَإِنَّ أَیْسَرَ الرِّیَاءِ شِرْکٌ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»، کمترین ریاها شرک به خداست، معلوم می‌شود که شخص ریاکار روی غیر خداوند حساب باز می‌کند که می‌خواهد عملش را به آن‌ها نشان بدهد.
 
«وَ أَنْ لَا تَقُولَ لِقَصِیرٍ یَا قَصِیرُ وَ لَا لِطَوِیلٍ یَا طَوِیلُ تُرِیدُ بِذَلِکَ عَیْبَهُ»،‌ ممکن است کسی یک نقص خلقتی دارد که حالا کوتاه قد یا خیلی بلند قد است و از حد متعارف خارج است. حالا به قصد عیب گرفتن از او و اظهار عیب او، می‌گویی که یا قصیر یا طویل. خیلی وقت‌ها در شوخی‌ها هم این طوری هست که انسان گاهی با یک گروهی دوست و رفیق است، ولی متوجه نیست روی رفاقت ممکن است در جمع عیب او را بگوید که تو فلان صفت یا عیب را داری و حال آنکه او دوست ندارد گفته شود؛ حتی گاهی فرزند انسان هم همین طور است و مثلاً نسبت به چیزی حساس است و دوست ندارد که گفته شود. مثلا نمره‌ مدرسه‌اش کم شده است؛ حالا والدینش جلوی همه به او بگویند که فلانی نمره‌هایش کم شده است، برای اینکه عیب او را آشکار کنند.
 
«وَ أَنْ لَا تَسْخَرَ مِنْ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ»، معنای «مِنْ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ» این است که انسان حق ندارد حق فاسقان و منافقان و کفار را مسخره کند.
 
«وَ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى الْبَلَاءِ وَ الْمُصِیبَةِ وَ أَنْ تَشْکُرَ نِعَمَ اللَّهِ الَّتِی أَنْعَمَ بِهَا عَلَیْکَ وَ أَنْ لَا تَأْمَنَ عِقَابَ اللَّهِ عَلَى ذَنْبٍ تُصِیبُهُ»، امن از عقاب خدا نداشته باشد؛ یعنی که خودش را در حاشیه‌ امن از عذاب الهی ببیند که خیلی خطرناک است؛ حتی وقتی توبه می‌کند.
 
«وَ أَنْ لَا تَقْنَطَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ»، انسان هیچ‌گاه نباید از رحمت خدا در هیچ سنی از سنین و هیچ وقتی از اوقات مأیوس باشد، ولو گناهکار باشد. رحمت الهی واسع است. او رحمان و رحیم است و بندگان را خلق کرده است برای اینکه به مقامات عالیه برسند. خداوند به هر بهانه‌ای که شود، دستگیری می‌کند و انسان باید صادق باشد.
 
«وَ أَنْ تَتُوبَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذُنُوبِکَ فَإِنَّ التَّائِبَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ»، ببینید این روایت همه‌اش خطاب است. تتوب، تصلی، یعنی خودت اول عمل بکن.
 
حفظ این موارد برای همین است؛ یعنی اول در خودت پیاده کنی، نه فقط به مردم بگویی یعنی این چهل تا را در خودت پیاده کنی. وقتی انسان چهل تا حدیث را مثل این حدیث که صغریاتش هم بیان شده است. در خودش پیاده می‌کند، گویا این زمینه برای تحلی به بقیه‌ احکام، اخلاقیات و معارف در او پیدا می‌شود و آن‌ها هم به واسطه این‌ها اکتساب می‌شوند. این سرمایه‌ای می‌شود که بقیه‌ صفات خوب هم بیایند.
 
«وَ أَنْ لَا تُصِرَّ عَلَى الذُّنُوبِ مَعَ الِاسْتِغْفَارِ فَتَکُونَ کَالْمُسْتَهْزِئِ بِاللَّهِ وَ آیَاتِهِ وَ رُسُلِهِ»، خدای نکرده انسان حالتی داشته باشد که گناهی را انجام می‌دهد، مرتباً استغفار می‌کند، ولی دوباره انجام می‌دهد و مرتکب می‌شود و می‌گوید که باز استغفار می‌کنیم، این مثل کسی است که خدای متعال و آیات و رسل الهی را مسخره می‌کند.
 
خداوند ان‌شاء‌الله همه‌ ما را عامل به این فرمایش‌های نورانی قرار دهد.
 
 
منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 1297
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

یک عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) نشست پیروی از ولایت از منظر قرآن اظهار کرد: «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ» نشان دهنده زنجیره ولایت در بین مسلمانان است.

 نشست پیروی از ولایت از منظر قرآن با حضور طیب صحرایی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم برگزار شد.
 
صحرایی در این نشست با اشاره به دو ویژگی دین مبین اسلام اظهار کرد: اسلام آخرین دین الهی برای بشریت است، بنابراین پیامبر اسلام(ص) خاتم الانبیاء است؛ همچنین اسلام دین جامعی است، به این معنا که نیازهای انسان را در همه ابعاد برطرف ساخته و در همه صحنه ها هدایت می کند.
 
وی با بیان اینکه اگر از آموزه های اسلام استفاده کنیم رضایت و سعادت را برای ما به همراه خواهد داشت، گفت: اینکه ما در جهان چند میلیارد مسلمان داریم دردی را دوا نخواهد کرد، چرا که همه این افراد لزوما مسلمان واقعی نیستند.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) گفت: در این دین خدایی وجود دارد که ویژگیهایی دارد؛ از جمله اینکه عالم و خالق است. بنابراین ما را عبث نیافریده و از خلقت ما هدفی داشته است.
 
وی به اختیار انسانها برای انتخاب مسیر پیش رو و اهداف نهایی خود گفت: خداوند در برابر انسانها دو صف قرار داده که هر یک مسیری را می روند و انسان مختار است که یکی از این مسیرها را انتخاب کند اما آثار و عقوبت آنها را باید مورد توجه قرار دهد. برای اینکه انسان یکی از این صفوف را انتخاب کند باید به جریانی که در سر صف قرار گرفته توجه کند چرا که قرار است پشت سر او حرکت کند.
 
وی با بیان اینکه ولی یعنی پشت سر هم رفتن و دنبال کردن، گفت: ولایت یعنی پشت سر هم قرار گرفتن و حرکت کردن؛ با توجه به دو مسیری که در برابر انسان قرار گرفته، بنابراین ولایت نیز دو نوع است؛ ممکن است سر صف کسی باشد که در همه ابعاد می توان آن را پذیرفت اما ممکن است در سوی دیگر نتوان به کسی که سر صف ایستاده اعتماد و حرکت کرد.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) گفت: سر صف انسانهای درست خدا ایستاده، چرا که در آیة الکرسی خداوند خود را ولی کسانی معرفی می کند که ایمان آورده اند؛ اما در آن سو سر صف طاغوت ایستاده است.
 
وی اظهارکرد: خداوند برای اینکه انسان ها را در همان مسیر درست هدایت کند، پیامبر را پیش روی انسان های مؤمن قرار داده است چرا که به گفته خداوند، پیامبر کسی است که نه دروغ می گوید، نه خطا می رود و نه لغزشی دارد و حرف هایش از سوی خداست. نفر بعد از پیامبر نیز اولیای الهی هستند که در این صف حضور دارند و به صورت منسجم و منظم حرکت می کنند.
 
صحرایی پشت سر هم حرکت کردن را ولایت عنوان کرد و افزود: اینکه در قرآن آمده است «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ» نشاندهنده همین واقعیت است که در بین مسلمانان عده ای از دیگران ولایت می پذیرند و عده ای نیز ولی دیگران هستند و این زنجیره ولایت را نشان می دهد.
 
 
منبع:مهر

:: بازدید از این مطلب : 1351
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه گفت: اهل احضار ارواح گفته‌اند که اصلاً ابن طاووس را نمی‌شود احضار کرد. چرا؟ چون به فرموده شیخ بهایی، ایشان همیشه در عالم برزخ همراه امیرالمؤمنین(ع) است و از آن مقام نزول نمی‌کند.

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آغاز ماه مهمانی خدا بر آن شدیم که پای درس اخلاق آیت‌الله محمدمهدی شب‌زنده‌دار بنشینیم که بخش هفتم آن با موضوع «ضرورت شناخت و درمان امراض نفسانی» در ادامه می‌آید:
 
*منشاء فسادی که از انسان سر می‌زند
 
بحث ما درباره موعظه‌ قرآنی بود که در آیه 77 سوره مبارکه قصص ذکر شده است و به بخش آخر آیه رسیده بودیم: «وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»
 
در ذیل این آیه‌ مبارکه حدیث شریفی است که در آن بیان شده منشاء فسادی که از انسان‌ها سر می‌زند، فساد باطن است و فساد باطن از عللی نشأت می‌گیرد که جامع آن علل، غفلت از خدای تبارک و تعالی است. به حسب این نقل، امام صادق(ع) در مقام علاج این منشاء فساد بر آمدند که چه کنیم این غفلت که منشاء رذایل و مفاسد باطنی است، علاج شود، بعضی از علاج‌هایی که حضرت(ع) بیان فرموده‌اند، باعث تصفیه‌ باطن از آن رذایل و منشاء غفلت از خداوند تبارک و تعالی می‌شود، ولی بعض از آن‌ها ممکن است تصفیه‌ باطن نکند، اما فایده‌اش یا ایجاد مانع سر راه آن مقتضی‌ها یا اعدام شرط است.
 
رذایلی مثل حسادت و بخل که در نفس وجود دارند، باعث می‌شوند که در ظاهر هم انسان بخیل و حسود باشد و از پرداخت واجبات مالی یا غیر مالی یا مستحبات و یا دستگیری از مستمندان امتناع داشته باشد، اگر کسی موفق شود ریشه‌های حسادت و بخل را از نفس خودش پاک کند، این مرتبه‌ای بسیار عالی است، اما اگر انسان موفق به این کار نشد، حداقل بتواند جلوی تاثیر آن صفات رذیله را بگیرد، که این هم کار بسیار مهمی است.
 
*حکایتی از مرحوم علامه حلی
 
در احوالات مرحوم علامه حلی هست که روزی شاگردان، ایشان را بشاش و شاداب دیدند و سؤال کردند که وجه این خوشحالی شما چیست؟ فرمودند: امروز وقتی در باطن خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ حالت حسادتی به کسی ندارم و من امروز نتیجه‌ زحمت 25 ساله‌ام را گرفتم. انسان‌هایی که به فکر خودشان هستند، واقعاً این گونه خواهند شد.
 
درمان این رذایل خیلی مشکل و زمان‌بر است. شاید انسان نتواند در زمان کوتاهی ریشه‌ این رذایل را قطع کند، ولی می‌تواند از راهکارهایی استفاده کند که از بروز و ظهور این رذایل جلوگیری کند، راهکارهایی را حضرت صادق(ع) بیان فرموده‌اند که در جلسات قبل به برخی از آن‌ها اشاره شد و در این جلسه برخی دیگر را ذکر می‌کنیم:
 
عادات به دو قسمت تقسیم می‌شود، عادات نیکو و آنچه که انسان به آن‌ها در خیرات عادت می‌کند. مثلاً عادت می‌کند که همیشه نماز را در اول وقت بخواند یا عادت دارد که همیشه از دیگران دستگیری کند. این عادات خیر است. انقطاع از این‌ها که مقصود نیست، بلکه انقطاع عن‌الخیر باعث انقطاع نعم‌ الهی و باعث حبس دعا می‌شود. ترک عادات حسنه خودش مذموم است.
 
*یکی از عادات بسیار زشت نزد اهل تقوا
 
«وَ عِلَاجُ ذَلِکَ الْفِرَارُ مِنَ النَّاسِ وَ رَفْضُ الدُّنْیَا وَ طَلَاقُ الرَّاحَةِ وَ الِانْقِطَاعُ عَنِ الْعَادَاتِ وَ قَطْعُ عُرُوقِ مَنَابِتِ الشَّهَوَاتِ»
 
این ترک عاداتی که در روایت ذکر شده، عادات ناروا و ناپسند است. مثلاً کسی عادت کرده است که بعد از نماز صبح بین الطلوعین بخوابد. این یکی از عادات بسیار زشت نزد اهل تقوا و اهل سلوک است، چون بین‌‌الطلوعین یک وقت بسیار ویژه برای عنایات الهی است. اصلاً خوابیدن بین‌الطلوعین سیره‌ اولیای خدا و انسان‌های وارسته و سالک الی‌الله نبوده است. این از امثال ما که تحت تربیت روایات اهل بیت(ع) و منتسب به آن‌ها هستیم، بسیار زشت و ناروا است، به خصوص که این عادت از عاداتی است که سرایت هم می‌کند.
 
پس باید این را ترک کرد و ترک عادت هم کمی مشکل است. مثلاً اگر بعد از نماز صبح داخل اتاق بنشینید، خوابتان می‌گیرد. برای جلوگیری از آن، قدم بزن و به حرم یا زیارت اهل قبور برو که روایاتی هست که در بین‌الطلوعین اموات متوجه می‌شوند. از این رو بود که اعلام بزرگ در نجف اشرف بین‌الطلوعین به سمت وادی‌السلام مشرف می‌شدند، به این وسیله می‌توان مانع از خوابیدن بین‌الطلوعین شد.
 
هر کاری مدیریت و اقدام می‌خواهد، انسان با اقدام درست می‌تواند این حالات و عادت ناپسند را از خودش دفع و رفع کند، مثلاً کسی عادت کرده از بچگی زیاد می‌خورد و حتی از حد سیر شدن هم می‌گذراند. این یک عادت بسیار بدی است که هم اشکالات جسمی و هم اشکالات روحی برای انسان ایجاد می‌کند.
 
*اسباب ایجاد شهوات
 
بعد فرمودند: «و قلع عروق منابت الشهوات»، شهواتی که انسان دارد، دارای دامنه گسترده‌ای هستند.
 
برخی از شهوات جنسی است، اما شهوت‌های دیگری هم مثل شهوت ریاست و شهرت و آقایی هست و همه این‌ها از اقسام شهوت هستند. در سنین مختلف ممکن است که فرق کند. این شهوات منابتی دارد که از آنجا می‌جوشد و سرچشمه می‌گیرد. آن منابت باعث می‌شود که این شهوات شاخ و برگ پیدا کنند. هر درختی را که شما شاخ و برگ هایش را بزنید و حرس کنید، گاهی این کار باعث تنومندتر شدن آن می‌شود. اگر بخواهید این درخت خشک شود، منابت و عروقش را باید از بین ببرید. حضرت(ع) می‌فرمایند کسی که می‌خواهد این رذایل را پاک کند و یا حداقل نگذارد آثارش در او پیدا شود، باید «قلع عروق منابت الشهوات» کند. این فراز از آن جاهایی است فقط این جور نیست که مانعی ایجاد کند و یا شرط را از بین ببرد، بلکه اصلاح نفس کرده و نفس را پاک می کند.
 
یکی از عروق شهوات، عبارت از خود چشم و نظر کردن است. در روایات هم هست که خود نگاه کردن باعث می‌شود که شهوت در وجود انسان رشد کند. وقتی چشم دید، کار مشکل می‌شود. لذا بعضی از اهل توجه حتی به جاهایی که زرق و برق‌های دنیا زیاد هست - مثل بعضی پاساژ‌ها، مغازه‌ها، بعضی بازارها- ورود و خروج پیدا نمی‌کنند؛ نه اینکه این‌ها دل ندارند، بلکه مقاصد عالی‌تری را دنبال می‌کند. آن‌ها خیلی خوب فهمیده‌اند که دنیا چیست و آخرت چیست.
 
فهمیده‌اند که عین حماقت است که انسان برای این دارفانی و مشحون به همه جور ناکامی‌ها و مشکلات، آن آخرت زیبا و آن دار بقا و آن ابدیت را از دست بدهد. بعد آنجا هم که می‌روند، خیلی مراتب دارد. چقدر فرق است بین کسی مثل سید‌ بن طاووس که جالس همیشگی امیرالمؤمنین(ع) است، با دیگرانی که بهشت می‌روند.
 
اهل احضار ارواح گفته‌اند که اصلاً ابن طاووس را نمی‌شود احضار کرد. چرا؟ در یک جریان معتبری نقل است ایشان را خواسته‌اند احضار کنند؛ به شخص احضار‌کننده گفته بودند مرحوم شیخ بهایی فرموده‌اند که ایشان همیشه در عالم برزخ همراه امیرالمؤمنین(ع) است و از آن مقام نزول نمی‌کند.
 
بعد حضرت(ع) فرمودند: «و قلع عروق منابت الشهوات بدوام ذکر الله و لزوم الطاعه له»
 
*نتایج ذکر قلبی و لسانی
 
دائم‌الذکر بودن، انسان را موفق می‌کند و باعث می‌شود که آن عروق خشکانده شود. توجه به خدای متعال و توجه ذهن به او، باعث می‌‌شود که انسان به شهوات و به منشاء شهوات بی‌رغبت شود. این بی‌رغبتی‌ها کم کم آن‌ها را ازاله می‌کند. نظیر وسواس که می‌گویند اگر می‌خواهی خوب شوی، باید به آن بی‌اعتنا باشی و خلاف آن را عمل کنی.
 
وقتی انسان دوام ذکر داشت -که البته بیشتر منظور توجه و ذکر قلبی است؛ البته لسانی هم توصیه شده است- و توجه قلبی و لسانی برای انسان محقق شد، باعث می‌شود که شهوات در وجود انسان ریشه‌کن شود. امیدواریم خداوند به ما توفیق مداومت بر ذکر قلبی و زبانی را عنایت فرماید.
 
 
منبع:فارس

 


:: بازدید از این مطلب : 1423
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

فعالان فلسطینی، تصویری از وداع یک دختر با پیکر نامزدش که در حملات هوایی ارتش اسرائیل به غزه شهید شده بود منتشر کرده‌اند.

به گزارش تسنیم، فعالان فلسطینی عکسی را بر روی صفحات خود بر روی توییتر قرار داده‌اند که در این تصویر یک دختر فلسطینی با پیکر نامزدش که در حمله هوایی ارتش رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده بود، وداع می‌کند.
 
به گفته فعالان فلسطینی قرار بود تا یک ماه دیگر آن دو با هم ازدواج کنند ولی اکنون با پیکر بی جان وی وداع می‌کند.
 
بر اثر دو روز حملات هوایی رژیم صهیونیستی به نوار غزه تاکنون بیش از ۴۰ فلسطینی شهید شده اند که ۲۰ تن از آنها کودک و زن بودند.
 

:: بازدید از این مطلب : 1388
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

نمایشگاه قرآن که چندروزی است در استان قم شروع به کار کرده است این بار شاهد حضور کتبی از صادق شیرازی، روحانی منحرفی است که تلاش ها و فتواهای زیادی در جهت انحراف شیعه و اختلاف افکنی میان شیعه وسنی از خود به یادگار گذاشته است.

شبکه اطلاع رسانی دانا نوشت: این روزها در حالی دومین نمایشگاه قرآن  و عترت در ساختمان ناشران قم در حال فعالیت است که در عین ناباوری شاهد عرضه پررنگ کتاب های صادق شیرازی از سوی غرفه داران این نمایشگاه هستیم که به نظر می آید با رسالت اصلی این نمایشگاه فاصله های زیادی دارد.
 
صادق شیرازی که رهبری جریان انحرافی را بر عهده دارد علاوه بر رفتار و مواضع تند نسبت به انقلاب با فتواهای انحرافی باعث مخدوش شدن چهره شیعیان در جهان و اختلاف شیعه و سنی شده است، البته نگاه باز و به اصطلاح آزاداندیشی مسئولان وزرات فرهنگ و ارشاد به همین جا ختم نمی شود به طوری که در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیز مشابه این اتفاق رخ داده بود و مرکز نشر فرقه انحرافی شیرازی حضور پر رنگ در آن داشت.
 
جای بسی تاسف است که در نمایشگاه قرآن آن هم در مرکز تشیع جهان اسلام چنین کتب منحرفی به معرض نمایش و عرضه در آید و باعث تحکیم روند ورود کتب انحرافی به مراکز شیعه شوند.
 

 


:: بازدید از این مطلب : 1330
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه گفت: یک جمله از مرحوم حضرت امام(ره) دیدم که می‌فرمایند بعضی افراد هستند که من به حالشان غبطه می‌خورم، آدم خداشناس و مؤمن و بی‌هوا، در حالی که کسی هم ایشان را نمی‌شناسد.

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آغاز ماه مهمانی خدا بر آن شدیم که پای درس اخلاق آیت‌الله محمدمهدی شب‌زنده‌دار بنشینیم که بخش ششم آن با موضوع «ضرورت شناخت و درمان امراض نفسانی» در ادامه می‌آید:
 
*بالاترین فساد
 
در خدمت موعظه‌ای قرآنی بودیم و به این فراز مبارک رسیدیم: «وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»
 
این فراز، فراز بسیار مهمی در زندگی هر انسان محسوب می‌شود، عید سعید غدیر و عیدالله اکبر یکی از مواردی است که این ابتغاء فساد در ارض باعث مظلومیت شگفت‌آور آن شده؛ امر بسیار مهمی که اتمام دین و اکمال نعمت بر پایه‌ آن استوار است و شخص رسول خدا(ص) از روزهای آغازین تبلیغ اسلام بر آن پای فشرده، در مواضع و مواقف متعدد آن را تذکر دادند و بیان فرمودند. اما ابتغاء فساد در عده‌ای باعث شد که این راه قدیم و این صراط مستقیم به این نحو که می‌بینیم، به این بلیه‌ ناگوار مبتلا شود و تا روزی که إن‌شاءالله جهان به فروغ ظهور مولایمان منور شود، این فساد هر روز جلوه‌هایی از تأثر و تأسف را در جوامع اسلامی و بلکه بشری به وجود می آورد.
 
قطعاً این فساد، فساد اعظم است. فساد اعوجاج در دین، اضلال عباد، راه خدا را منحرف کردن و اولیای خدا را خانه‌نشین کردن و راه کمال را بر روی مردم بستن، از هر فسادی بالاتر است. در زندگی همه‌ ما این مطلب بسیار اهمیت دارد.
 
یک روحانی، یک عالم دین، کسی که اسوه‌ مردم شناخته می‌شود و مردم، دیانت و تقوا و خداپرستی خودشان را از او اتخاذ می‌کنند و در مواقف مختلف مردم، نقش مؤثر دارد؛ اگر خدای ناکرده فاسد شد و دنبال هواها و هوس‌ها بود، بنابر تعبیر روایات «اذا فسد العالِم فسد العالَم»، ضررهایش خیلی زیاد است.
 
برای همه‌ ما در همین عمرهایی که داریم، نمونه‌هایش مشهود است. فساد هم دارای انواع و اقسام و مراتبی است. بسیار انتباه و توجه و حتی ریاضت می‌خواهد که انسان از این مهلکه‌ بزرگ محفوظ بماند.
 
*شناخت منشأ مفاسد
 
در ذیل همین آیه‌ مبارکه، روایت شریفی است که دو مطلب در آن توضیح داده شده است. مطلب اول را در جلسات گذشته گفتیم و آن این است که سر اینکه این حالت در بعضی‌ها پیدا می‌شود که دنبال فسادند، در چیست؟ و شناخت این سر برای کسی که در مقام تربیت و تهذیب خودش هست، بسیار لازم است. انسان تا منشأ مفاسد و رذایل را نشناسد، ممکن است تلاش‌های او روبنایی و زودگذر باشد و چون علل واقعی‌اش از بین نرفته است، با اندک غفلتی و یا در شرایط خاصی، آن علل بروز و ظهور کند.
 
*غفلت از خدای متعال و آثار سوء آن
 
در روایتی که در ذیل این موعظه‌ قرآنی بیان شده، امام صادق(ع) علل فساد را بیان کردند و فرمودند: تمام این‌ها زیر مجموعه‌ غفلت از خداوند تبارک و تعالی است. غفلت از خدای متعال باعث می‌شود که مفاسد درونی انسان فراوان شوند و مفاسد درونی، علل بروز مفاسد بیرونی باشند.
 
غفلت از خدای متعال، سبب می‌‌شود که غفلت‌های دیگر هم دامنگیر انسان شود. کسی که از خدا غافل شد، قهراً از معاد هم غافل می‌شود و کسی که از معاد غافل شد، از حساب و کتاب و عاقبت و آینده‌ خودش هم غافل می‌شود. این‌ها زمینه‌های فساد را در انسان هموار می‌کند؛ فسادهایی که دامن دیگران را هم می‌گیرد و دیگران را هم به اضلال و افساد می‌کشاند.
 
*راه درمان فسادهای باطنی
 
مطلب دوم که این هم امر بسیار مهمی است که در این حدیث شریف به آن پرداخته شده، راهکار اصلاح این امر باطنی است که امام صادق(ع) ارائه فرموده‌اند. برای درمان این فسادهای باطنی که منشاء فساد ظاهری است، چه راهکارهایی وجود دارد؟ حقیقت سیر و سلوک همین است که انسان در پرتو تعلیمات انوار طیبه‌ چهارده نوری که خدای متعال آن‌ها را ضیاء و فرقان و هادی قرار داده، مفاسد باطنی را بشناسد و راهکارهایی را که این بزرگواران برای اصلاح ارائه داده‌اند، به کار گیرد.
 
راهکارهایی که در روایات بیان شده، مختلف هستند. بعضی راهکارهای بسیار عمیقی هستند که جهات فساد را به کلی از بین می‌برند و انسان را مصفا و مهذب می‌کنند. باید توجه داشت که عمل به برخی از این راهکارها این‌گونه نیست که انسان را از وجود آن رذایل منزه کند، ولی موانعی بر سر راه آن‌ها ایجاد می‌کند که با وجود آن موانع، رذایل دیگر نمی‌توانند مقتضیات خودشان را در وجود انسان به وجود بیاورند.
 
مرحوم علامه مجلسی در باب الفساد، این روایت را مورد بحث قرار داده‌اند. در این جلسه برخی از راهکارهایی را که امام(ع) به حسب این نقل فرموده‌اند، متذکر می‌شویم.
 
*عزلت از مردم
 
حضرت(ع) فرمودند: «وَ عِلَاجُ ذَلِکَ الْفِرَارُ مِنَ النَّاسِ وَ رَفْضُ الدُّنْیَا»، یکی از راه‌های علاج آن مفاسد باطنی، دوری گزیدن و اعتزال از مردم است. در حدیث دیگری حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «و فر من الناس فرارک من الاسد و الافعى»، این آموزه به طور مکرر و با تعابیر مختلف در بیانات ائمه(ع) به حسب نقل‌ها آمده است که بعضی از آن‌ها را عرض می‌کنم.
 
*وظایف انسان در اجتماع
 
بابی در روایت داریم به نام باب العُزله که انسان از مردم اعتزال بجوید، أباعبدالله(ع) فرمودند: «اگر توانستی از خانه‌ات بیرون نیایی، این کار را انجام بده»، البته منظور این نیست که برای درس و مباحثه و برای تبلیغ و ارشاد و حضور در نماز جماعت از منزل خارج نشوید. منظور روایت این است که بیهوده و بی‌هدف از منزل بیرون نیایید. چون وقتی از خانه بیرون می‌آیید، وظایف فراوانی بر دوش تو قرار می‌گیرد.
 
«فان علیک فی خروجک ان لاتغتاب و لاتکذب و لاتحسد ولاترائی»، وقتی از منزل خارج می‌شوی، بر تو لازم است که غیبت نکنی و دروغ نگویی و اهل حسادت و ریا هم نباشی.
 
«ولا تتصنع»، یعنی انسان نباید ظاهر خودش را زیبا و حسن جلوه دهد؛ در حالی که واقعیت ندارد، چون این نفاق است. گاهی بعضی افراد این‌گونه هستند و بنده بعضی‌ها را دیده‌ام که وقتی از منزل بیرون می‌آیند، اگرچه اهل ذکر و زهد و تقوا نیستند، ولی حالتی به خودشان می‌گیرند که مردم خیال می‌کنند این گونه هستند. اخیراً بعضی از افرادی را که صداوسیما نشان داد که مبتلای به بعضی از فسادها شده بودند، خودشان تصریح کردند و گفتند: ما دوست داشتیم و لذت می‌بردیم که مردم و جوان‌ها اطرافمان جمع شوند و ما مثلاً ادعا کنیم که با امام زمان(عج) رابطه داریم.
 
«و لا تداهن»، اهل مسامحه نباش، اگر مسأله‌ امر به معروف و نهی از منکر پیش آمد، باید برای خدا غضب کنی و اهل مسامحه و مداهنه نباشی. وقتی در خانه هستی، سالبه به انتفاء موضوع است، اما وقتی بیرون آمدی، این وظایف به عهده‌ات می‌آید.
 
بعد فرمودند: «إِنْ قَدَرْتَ عَلَى أَنْ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ فَافْعَلْ»، اگر قدرت داشتی که شناخته نشوی و کسی تو را نشناسد، این‌گونه عمل کن، روشن است که این‌ها مقیدند به آن مواردی که انسان وظیفه‌ الهی نداشته باشد که شناخته شود.
 
امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ای می‌فرمایند: «لا یَنْجُو فیهِ اِلاّ کُلُّ مُؤْمِنِ نُوَمَةٍ»، زمان‌هایی پیش می‌آید که نجات پیدا نمی‌کند، مگر مؤمنی که کامل‌الذکر است و کسی او را نمی‌شناسد. «ان شهد لم یعرف»، اگر در جامعه حاضر باشد، کسی او را نمی‌شناسد.
 
یک جمله از مرحوم حضرت امام(ره) دیدم که می‌فرمایند بعضی افراد هستند که من به حالشان غبطه می‌خورم، آدم خداشناس و مؤمن و بی هوا (و هوس)، در حالی که کسی هم ایشان را نمی‌شناسد.
 
«وَإِنْ غَابَ لَمْ یُفْتَقَدْ»، اگر در مجامع هم حاضر نشود، آن‌ قدر بی نام و نشان است که کسی متوجه نمی‌شود و کسی هم نمی‌پرسد که فلانی کجاست، نه حضورت معلوم است و نه غیابش برای افراد معلوم می‌شود، او متصل به خدا و مأنوس با خدای متعال است. اگر در جامعه حاضر می‌شود، برای ادای تکالیف و وظایفش است و گرنه اصلاً داعیه‌ای برای حضور ندارد. این حضورهای بی وجه، دور هم جمع شدن‌های بدون دلیل و حرف‌های بی حساب و کتاب، انسان را به غیبت و تحقیر و انتشار حرف‌های بی‌خود و تضییع اوقات می‌کشاند.
 
شخصی خدمت امام صادق(ع) عرض کرد: «أوصِنی یا ابن رسول الله»، «قال أقلل معارفک»، توصیه‌ حضرت(ع) به این شخص این بود که آشنایانت را کم کن.
 
*خواب‌ پندآموز
 
یک بار آقای مؤسسه آمد و به بنده اصرار کرد که می‌خواهیم برنامه‌ای در تلویزیون راجع به سیر فقه و فقاهت داشته باشیم. بنده ایشان را به آقای دیگری ارجاع دادم. رفت و برگشت؛ گفت آن آقا حاضر نشد. سپس کس دیگری را معرفی کردم؛ ایشان هم حاضر به قبول این کار نشد. خلاصه، آن قدر پیش بنده آمده و اصرار کرد که قبول کردم. می‌گفت که باید بیایید مدرسه‌ فیضیه و آنجا مثلاً راه برویم و من سؤالاتی راجع به فقه و فقاهت طرح کنم و شما هم جواب بدهید که ضبط و بعد پخش شود. این چیزها خیلی با روحیه‌ام سازگار نیست؛ علاوه بر اینکه آن مباحث هم بلدی می‌خواهد.
 
قبل از انجام این برنامه، خواب دیدم آیت‌الله بهاءالدینی نشسته‌اند؛ مثل زمانی که زنده بودند که وقتی داخل باغی می‌رفتند، دو تا قالی انداخته می‌شد با شاگردان می‌نشستند و بحث‌های مختلفی مطرح می‌شد. به همان شکل در خواب دیدم. بنده از آنجا رد شدم و نرفتم در آن جمع بنشینم. چند گامی که رد شدم، دیدم از آن طرف مقابل آیت‌الله جوادی آملی تشریف می‌آورند و به من فرمودند برگرد برویم در آن جلسه شرکت کنیم. بنده هم قبول کردم و برگشتیم، وقتی آمدیم، آقای بهاءالدینی به بنده فرمودند: بیا در بحث توحید شرکت کن، در فیلم و این حرف‌ها خبری نیست، بعد از دیدن این خواب فهمیدم که نباید در این برنامه شرکت کنم و به صلاح بنده نیست.
 
بعد این آقایی که قرار بود برنامه را انجام بدهد، تشریف آورد، وقتی خواب را برای ایشان تعریف کردم، حاضر شد که دست از سر ما بردارد و ما در این برنامه شرکت نکنیم.
 
*حکایتی از مرحوم شیخ غلامحسین شرعی
 
بعد حضرت فرمودند: «و طلاق الراحه»، آسایش‌هایی هست که برای اهل سیر و سلوک توجه به آن‌ها صحیح نیست. بنده شنیدم که جد مادری ما مرحوم آقای حاج شیخ غلامحسین شرعی که مرد واقعاً خداترسی بود، پنج سال که برای تحصیل نجف مشرف شده بود، مادرشان یک لحاف و تشکی نو برای ایشان به نجف برده بود. وقتی ایشان برگشت، همان لحاف و تشک نو را برگرداند و اصلاً از آن‌ها استفاده نکرده و گفته بود اگر من شب‌ها روی این‌ها می‌خوابیدم، خوابم سنگین می‌شد و برای نماز شب و تهجد بیدار نمی‌شدم. بعضی راحتی‌هایی هست که حرام نیست، اما مناسبت نیست برای کسی که در صدد است در این فرصت کوتاهی که خدای متعال در این مزرعه‌ آخرت در اختیارش گذاشته است، بهترین استفاده‌ها را برای ساختن آخرت و زندگی ابدی‌اش انجام دهد. آدم عاقل باید توجه به این امور داشته باشد. یک قسم از راحتی‌هایی را که بدن را تنبل و عزم و اراده‌ انسان را تضعیف می‌کند، باید کنار گذاشت.
 
خدای متعالی به حق مولا امیرالمؤمنین(ع) به همه‌ ما توفیق اصلاح نفس و تهذیب و به کارگیری راهکارهایی که ارائه فرموده‌اند، عنایت بفرماید.

منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 1335
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه گفت: مرحوم آخوند خراسانی شخصیت کمی نبود و در عصر خود خیلی عظمت داشته‌اند. در احوالات ایشان هست که طلبه‌ای نیمه‌های شب درب منزلش رفت، برای اینکه خانواده‌ او وضع حمل داشته و نیاز به کمک داشته است.

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آغاز ماه مهمانی، پای درس اخلاق آیت‌الله محمدمهدی شب‌زنده‌دار می‌نشینیم که بخش دهم آن با موضوع «نقش اخلاق در تبلیغ دین» در ادامه می‌آید:

 
*نقش رضایت خداوند در مصونیت انسان
 
در جلسه‌ گذشته به حدیثی اشاره کردیم که دارای چهل فراز مهم و ارزشمند بود. غایت قصوایی که همه طالب وصول به آن مرحله هستند، در این حدیث شریف نوید داده شده است. اگر کسی به این چهل نکته که از بین همه آموزه‌های الهی بیان شده، پایبند باشد، إن‌شاءالله به مقصد خواهد رسید. اکنون ادامه روایت را عرض می‌کنیم:
 
«وَ أَنْ لَا تَطْلُبَ سَخَطَ الْخَالِقِ بِرِضَا الْمَخْلُوقِ»، این مسأله، یکی از امور کلیدی سالم ماندن انسان در کشاکش روزگار است. خیلی جاها بین سخط خالق و رضای مخلوق تعارض پیدا می‌شود. برای انسان‌‌های عادی کمتر شاید پیش بیاید و آن‌ها خیلی در معرض این جور تعارضات و تزاحمات نیستند و اگر هم باشند، برای آن‌ها آسان است که رضایت خالق را مقدم بدارند. اما برای اهل علم خیلی مشکل است و انسان در این میدان بسیار مشکل، فقط هنگامی می‌تواند با توکل به خدای متعال پیروز باشد، که جداً از زمان‌های قبل خودش را تربیت کرده باشد و در همه قضایا همین طور است.
 
رسول خدا (ص) به حسب این نقل، این توصیه را به امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند، امیرالمؤمنین(ع)‌ در قله این کمالات هستند و زندگانی آن بزرگوار نشان می‌دهد که اگر ایشان رضای مخلوق را بر رضای خالق مقدم می‌داشتند، خیلی از مشکلات برای ایشان پیش نمی‌آمد. شاید اهل محاسبات ظاهری هم این پیشنهادها را به امیرالمؤمنین(ع) داشته‌اند، ولی ایشان رضای خالق را مقدم می‌داشتند.
 
این حالتی است که در همه اقشار و همه افراد پیدا می‌شود، انسان از آغاز دوران طلبگی‌اش که مشغول درس و بحث هست و شهرتی پیدا نکرده و هنوز در معرض آزمایش‌های مهم قرار نگرفته است، اگر مسائلی رخ بدهد که رضایت خانواده و اقوام و دوستان با رضایت خالق در تعارض باشد، مقدم داشتن رضای خالق کار مشکلی نیست و اگر بخواهد رضایت الهی را مقدم بدارد، تمام حیثیت و آبرو و جایگاه و مقام خویش را در خطر ببیند، اینجا کار مشکل است. البته با توکل به خدای متعال و با تهذیب نفس می‌تواند موفق شود.
 
*روش تربیتی امیرالمؤمنین(ع)
 
بنابراین، همین مطلب که «وَ أَنْ لَا تَطْلُبَ سَخَطَ الْخَالِقِ بِرِضَا الْمَخْلُوقِ» چه پشتوانه‌‌های عقیدتی مهمی دارد. چه معرفتی از خدا باید در دل انسان باشد؟ چه خداشناسی عمیقی می‌خواهد؟ این‌ها معارف بلندی است و تمام ادیان الهی برای همین مسأله است که ما این‌ها را درست درک کنیم. این از امور زیربنایی است و پشتوانه‌ها و زیربناهای محکمی لازم دارد. اول باید روی آن‌ها کار کرد که در دل انسانت، نهاد انسانت، قلب انسان و باور انسان، خدا عظمت داشته باشد و این چیزی است که روش تربیتی امیرالمؤمنین(ع) است، اگر شما کلمات ایشان را تتبع و استقراء کنید، می‌بینید که برای تربیت جامعه و مردم روی این موارد خیلی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
 
«عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِم‏»، وقتی «عَظُمَ الْخَالِقُ» شد، هیچ وقت رضای او را به سخط مادونه نمی‌فروشد؛ هرکس می‌خواهد باشد، این یک فراز و مسأله مهم که در توصیه نبی مکرم اسلام(ص) به امیرالمؤمنین(ع) و به همه انسان‌هاست.
 
*مقدم نداشتن دنیا بر آخرت
 
«وَ أَنْ لَا تُؤْثِرَ الدُّنْیَا عَلَى الْآخِرَةِ لِأَنَّ الدُّنْیَا فَانِیَةٌ وَ الْآخِرَةَ الْبَاقِیَةُ»، مسأله دوم این است که انسان بالاخره درزندگی دو راه مقابلش قرار دارد، دنیا و آخرت که معمولاً با هم جمع نمی‌شوند. مطلب مهم این است که انسان باید این طور باشد که آخرت را بر دنیا مقدم بدارد؛ وجه آن هم خیلی روشن است، زیرا دنیا فانی و آخرت باقی است، ولی مصیبت این است که نفس زیر بار آن نمی‌رود.
 
*دنیا فقط پول و مقام نیست
 
در ادعیه وارد شده از معصومین(ع) هست که فرموده‌اند به جِدّ همیشه از خدای متعال درخواست کنید و بخواهید که بزرگ‌ترین هَمّ ما را دنیای ما قرار ندهد: «وَلا تَجْعلِ الدُّنْیَا أکبَرَ همِّنا»، دنیا فقط پول و مقام نیست؛ خیلی چیزها دنیاست. هر چه رنگ خدایی نداشته باشد، دنیا و فانی است و از آن نمی‌توان بهره‌برداری کرد.
 
برخی از کارهای علمی ما هم رنگ دنیا دارد. مثلاً عالمی ادعا کند که من می‌خواهم موشکافی‌های علمی داشته باشم که تاکنون به ذهن احدی خطور نکرده باشد و بدرخشم یا در ابواب فقه و اصول حرف‌هایی بزنم که تا حالا نزده‌اند، این دنیاست اما اگر مقصود این است که اقامه حق شود، جهل‌ها زدوده و حق بهتر روشن شود؛ به طوری که اگر کس دیگری به جای من این کار را بکند، خوشحال بشوم و بگویم که الحمدلله حق روشن شد، این ممدوح است. این‌ها همه مشکلاتی است که بر سر راه اهل علم است؛ چه علوم حوزوی و الهی و چه علوم غیر الهی. مرحوم امام می‌فرمودند که گاهی علم توحید و علم خداشناسی، همان دنیاست.
 
آقای حاج شیخ مرتضی حائری(ره) فرموده بودند، وقتی که مسأله کشف حجاب پیش آمد، رفتم فلان مسجد و بلندگو را برداشتم و سخنرانی کوبنده‌ای بر ضد این مسأله کردم. بعد در نوشته‌هایشان نوشته‌اند من نمی‌گویم این کار برای خدا بود؛ شاید برای تعصب دینی خودم بود که خیلی ناراحت شده بودم؛ یعنی محاسبه‌ خیلی مشکل و دقیق و رقیقی است. این شبیه فرمایشی است که از پیامبر(ص) نقل شده که فرمودند: «الشرک فی امتی اخفی من دبیب النملة السوداء علی الصخرة الصماء فی اللیله الظلماء»، یک مورچه سیاه، روی یک سنگ سیاه و در یک شب سیاه ظلمانی را چطور می‌توان تشخیص داد؟ گاهی انسان وقتی لایه‌های مختلف یک عمل را کنار می‌زند، در آخر می‌بیند که گاهی عمل انسان تا آسمان چندم بالا می‌رود؛ یعنی آن‌ قدر این عمل خالص نشان داده می‌شود که از فیلترها هم می‌گذرد، اما بالاتر که می‌رود، ناخالصی‌اش روشن می‌شود و دیگر نمی‌تواند صعود کند.
 
در روایت هست که از آسمان چندم هم عبور می‌کند، ولی باز برمی‌گردانند. خب بالا رفته و صعود کرده، اما این جور نبوده که تا «إِلَیهِ یصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیبُ» برود، لذا کار خیلی مشکل است، اما این مشکل بودن کار نباید ما را مأیوس کند، چون چاره‌ای جز این نداریم این جور نیست که بگوییم حالا که کار مشکل است، دیگر رهایش کنیم. خب اگر رهایش کنیم، آخر کار پاداش کارمان چه می‌شود؟ ابدیت و عبودیت ما چه می‌شود؟ لذا این مسأله‌ای نیست که بگوییم مشکل است و رهایش کنیم.
 
*برنامه‌ای برای تربیت نفس
 
بنابراین، آدم باید یک تصمیم جدی بگیرد و بنشیند با خودش محاسباتی انجام دهد. این محاسبه‌ها نباید در زندگی ما فراموش شود. هر روز و هر شب قبل از خوابیدن، همان‌جور که وظیفه‌مان این است که درس‌هایمان را مطالعه کنیم و بیندیشیم و بنویسیم، همان‌طور وظیفه داریم که درباره این چیزها کمی مطالعه و فکر کنیم؛ این فکرها خیلی اثر دارد. انسان، نفس چموشی دارد که کم‌کم با این برنامه‌ها تربیت می‌شود.
 
*فضیلت اخلاقی بزرگ
 
«وَ أَنْ لَا تَبْخَلَ عَلَى إِخْوَانِکَ بِمَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ»، این یک فضیلت اخلاقی بزرگ است که انسان در حد مقدور از فریادرسی به برادران دینی خودش کوتاهی نکند.
 
مرحوم آخوند خراسانی شخصیت کمی نبود و در عصر خود خیلی عظمت داشته‌اند. گاهی اوقات علمای بزرگ اهل سنت به دلیل عظمت علمی که مرحوم آخوند داشتند، در درس ایشان شرکت می‌کردند. در احوالات مرحوم آخوند(ره) هست که طلبه‌ای نیمه‌های شب درب منزل آقای آخوند رفته بود، برای اینکه خانواده‌ او وضع حمل داشته و نیاز به کمک داشته است، مرحوم آقای آخوند تا این را می‌فهمند، لباس می‌پوشند و در نیمه شب همراه با این طلبه سراغ فلان قابله برای وضع حمل این خانم محترم می‌روند. حالا ببینی اگر عالم دین این طوری باشد، چه اثری دارد.
 
*نقش اخلاق در تبلیغ دین
 
اگر یک روحانی محترم در محله‌ای یا شهری همین حالت را داشته باشند و مردم این کارهای خالصانه را از او ببینند، آثار ارزنده‌ای دارد و دل‌ها را به خدا و به اهل بیت (ع) متصل می‌کند. این‌ها از علم بیشتر کارایی دارد نمی‌گویم علم لازم نیست؛ لازم است، اما این اخلاقیات، دین را بیشتر در دل‌ها وارد می‌کند. خدای متعال به حق معصومین(ع) که این راه‌ها را جلوی ما ترسیم کرده‌اند، به همه ما توفیق درک این مسائل و عمل خالصانه را عنایت بفرماید.
 
منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 1427
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

چگونه بعضی‌ها تغییر پیدا می‌کنند و خطشان عوض می‌شود؟ همه بزرگان به اتفاق فرمودند از خوراک است چه خوراک فکری وروحی چه خوراک جسمی...

مراسم مناجات شب یازدهم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام مومنی و مناجات حاج منصور ارضی و حاج سعید حدایان با حضور پرشور مردم مومن و شب زنده دار در مسجد ارک تهران برگزار گردید.


گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛

انسان مومن هنگام دعا و مناجات باید اهل تضرع و گریه باشدحالا این کار را مقداری درجمع ومقداری درخلوت انجام می‌دهد.در مقدمه روایاتی درباره مقام گریه کنندگان(ازکتاب شریف عده الداعی) از امام معصوم علیه السلام که فرموده اند: بین بهشت و جهنم گردنه ای ست که غیر از گریه کنندگان از ترس خداوند هیچ کس نمی‌تواند از آنجا عبورکند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی فرموده اند : پروردگارم به من خبر داد؛که به عزت و جلالم سوگند، هرگز آنچه را که گریه کنندگان نزد من دریافت می‌دارند عابدان دریافت نخواهند کرد . من در مقامات بالا برای ایشان قصری بنا می‌کنم که دیگران با آنان شریک نخواهند بود .

خداوندبه موسی علی نبینا وآله و علیه السلام وحی فرمود : تا وقتی که در دنیا هستی برخودت گریه کن ، از چیزهایی که موجب آتش و هلاکت می‌شودبترس و مبادا زینت و زیبایی زندگانی دنیا تو را بفریبد .

خداوند به عیسی بن مریم علی نبینا وآله و علیهما السلام فرمود:ای عیسی، بر خودت گریه کن مانند گریۀ کسی که می‌خواهد با خانواده اش خداحافظی و وداع کند . دنیا را رها و آن را برای اهلش ترک نما .

رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمودند : حضرت موسی علی نبینا وآله و علیه السلام درمیان راه،یکی از یارانش را دید که در سجده است . از آنجا عبور کرد ، و پس ازمدتی دوباره بازگشت ، دید هنوز در سجده مانده است . حضرت فرمود: اگر حاجت تو در دست من بود آن را برآورده می‌ساختم . خداوند عزوجل ، به او وحی فرستاد ؛که ای موسی! اگر آنقدر سجده کند تا گردنش قطع شود او را نخواهم پذیرفت ، مگر آنکه دست از کارهای زشتش بردارد و به اعمالی که من  دوست دارم رو نماید .

همچنین در روایتی دیگرآمده : حضرت موسی علیه السلام مردی را بر سر راهی دید که درحال گریه است پس ازبازگشت نیزاورادرهمان حال مشاهده نمود.حضرت به خداوندعرض کرد : خدایا این بندۀ تو از ترس توست که دارد اشک می‌ریزد حضرت حق فرمودند :ای موسی اگر این فرد آنقدر گریه کند تا مغز سرش به همراه اشکش از چشمانش خارج شود تا وقتی که دنیا را دوست دارد او را نخواهم آمرزید!

ادامه دعای چهل وچهارصحیفه سجادیه

دشمن می‌خواهدیک رفاه کاذب برای ما درست کند ولو آنکه زیر بارظلم باشیم

عرض کردیم که حضرت فرمودند:خدایا کمک کن من با آنهایی که به من ستم کردند با انصاف بر خورد نمایم و همچنین آنهایی که از من دوری گزیدند از هر طبقه ای که باشند با آنها بپیوندم ودوست شوم. اما یک شرط وجود دارد؛ یعنی حضرت، با توجه به خفقان حکومتی دوره خود، برائت را در این قالب بیان می‌کند. " وَ اَنْ نُسالِمَ مَنْ عادانا، حاشى‏ مَنْ عُودِىَ فیکَ وَ لَکَ " می‌فرماید:خدایا من با آنهایی که به خاطر دشمنی با تو با آنها دشمنی کردم اصلاً رفیق نمی‌شوم " وَ الْحِزْبُ الَّذى لانُصافیهِ" یعنی:هیچ گاه سخن ازدوستی نگوییم وهمدل نشویم. " وَ الْحِزْبُ الَّذى لانُصافیهِ " یعنی کسانی که واقعا نمی‌شود با آنها دوستی کرد. کسانی که هنوز که هنوز است صدای مردم را در می‌آورند، باعث آزار فکری مردم می‌شوند. تا جایی که حضرت آقا تذکر می‌دهند و می‌فرمایند روزنامه‌ها با تیتر هایشان باعث تشویش خاطر مردم نشوندوبه قول معروف روی اعصاب مردم راه نروند.

بعضی‌ها در بین مسئولین و غیر مسئولین رویه شان این است که می‌گویند هر گروه و حزب که باشند شایدبشود یک جوری مسالمت آمیز با او کنارآمد.می گویند مگر طرف چه کرده؟ حالایک حرفی هم در فتنه 88 زده!کاری ندارندکه چقدر افراد را منحرف کردند. چقدر ما امتیاز به دشمن دادیم. که اگرنبود عنایت خداوندومعصومین علیهم السلام،رهنمودهای مقام معظم رهبری ومردم پای کار وکسانی که اگر اتفاقی برای کشور بیافتد باز همین‌ها می‌آیند.معلوم نبودچه بلایی برسراین انقلاب اسلامی آمد!

رهبر معظم انقلاب هم دردیدار اخیربامسئولین فرمودند: "ما باید بدانیم دشمن کیست و دشمن شناسیمان زیاد باشد." اگر ما خط سیردشمن را از اول تاریخ تا الان به طورمشخص بدانیم حواسمان باید جمع باشدکه شکلها و مدل آن عوض شده، شور وشیرینش فرق کرده او می‌خواهد یک رفاه کاذب برای تو درست کند. حالا تو زیر ظلم هم باشی فرقی برایش نمی‌کند. نمی‌خواهد با سختی نان در بیاوری بر عکس اقتصاد مقاومتی ! حالا بعضی‌ها با آنکه همه جور درآمد داشتند خوشحال شدند باز دوباره برای گرفتن یارانه اسم نوشتند!

چگونه بعضی‌ها تغییر پیدا می‌کنندوخطشان عوض می‌شود؟

دشمن برای آنکه مومنان حزب اللهی با هم در گیر بشوند کاری می‌کند تا ارتباط با او را دوست بدارند ! برعکس آنچه در زیارت عاشورا می‌خوانیم:"انی سلم لمن سالمکم"به صورت انی سلم لمن حاربکم عمل نمایند.یعنی دوستیشان با دشمن شماست و دشمنیشان با دوستدار شماست این عملکرد "اسلام آمریکایی" است این خطرناک است! چه دشمن درون یعنی نفس اماره و شیاطین وچه دشمنان بیرونی اینها همه شان در یک خط هستند.اهل باطل دریک چیز اتفاق دارندآنهم برای ضربه زدن و نرسیدن ما به خدا و اهل بیت علیهم السلام.

چگونه بعضی‌ها تغییر پیدا می‌کنندوخطشان عوض می‌شود؟ همه بزرگان به اتفاق فرمودند از خوراک است چه خوراک فکری وروحی چه خوراک جسمی یا به تعبیری دیگر چه خوراک معنوی چه خوراک مادی ! اگر مواظبت نکنی مشکل پیدا می‌کنی آرام آرام می‌بینی تو که اصلاً عادت به فحش نداری راحت شروع به فحش دادن می‌کنی ، عادت به غیبت نداری می‌بینی شروع کردی به غیبت ، عجیب است بعضی بیماری‌ها هم در ماه رمضان گل می‌کند. تو را به خدا هر جا افطار کردید زودبلندشوید خدا حافظی کنید اگربنشینید،مزاح و خنده ای که اصلاً هیچ زمینه دینی ندارد راه می‌افتاد.اگر خانه کسی هم که متشرع نیست می‌روید (از حیث استحباب واحتیاط) مبلغی را به عنوان رد مظالم پرداخت کنید !

گریه به درگاه الهی و برای مصیبت اهل بیت علیهم السلام دو بالی است که برای تقرب نیاز داریم

" وَ اَنْ نَتَقَرَّبَ اِلَیْکَ فیهِ مِنَ الْاَعْمالِ الزّاکِیَةِ بِما تُطَهِّرُنا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ ..." خدایا ما را توفیق این گونه تقرب عنایت نما، خود تقرب هم توفیق می‌خواهد. می‌فرماید  من از خدا تقرب می‌خواهم با اعمالی که نزدیک شوم به کردارهایی که من را از گناهان پاکیزه می‌کند. یک عصمتی به من بده که من بتوانم خود را به تقوا برسانم. چون کمی دوری از گناه هم باید پیدا کنی که بتوانی به تقرب برسی ازگناهی که یک وقتی جزء اعمالت بوده بایدبتوانی صرف نظر کنی.

 شکلهای تقرب هم فرق می‌کند مثلا در "زیارت جامعه ائمه المومنین " ملائکه " تَوَاتُرِ الْبُکَاءِ عَلَى مُصَابِکُمْ "داریم یعنی شبانه روز برای شما(اهل بیت علیهم السلام) وبرای تقرب به خدا گریه می‌کنند و بعد برای شیعیان شما استغفار می‌کنند. گریه به درگاه الهی و برای مصیبت اهل بیت علیهم السلام دو بالی است که برای تقرب نیاز داریم ! حالابعضی‌ها می‌گویند چقدر گریه ! برو قهوه خانه، ارذل و اوباش نشستن در قیافه‌های مذهبی ، برو پی این جور کارها بعد هم یک پرده خوان می‌آید برایت پرده خوانی می‌کند نهایتش هم همین است دیگر! از قدیم که من یادم هست چندجا محل تجمع بود زور خانه‌ها ، قهوه خانه‌ها ، مساجد که قدیم خیلی خلوت بود ولی حالا شلوغ‌تر است چون امروز مردم وخصوصا جوانان می‌فهمند اینجا خانه ای است که اگر دق الباب کنی چیزی بهت می‌دهند.

مقام اهل بیت علیهم السلام از ملائکه بالاتر بوده وملائکه از اینها سر مشق می‌گرفتند

 آن وقت جالب اینجاست که می‌فرماید " حَتّى‏ لایُورِدَ عَلَیْکَ اَحَدٌ مِنْ مَلائِکَتِکَ اِلاَّ دُونَ ما. نُورِدُ مِنْ اَبْوابِ الطَّاعَةِ لَکَ " می‌فرماید یک قربی به من عطاکن که حتی ملائکه هم به من نرسند ! ببین چقدر زیبا می‌خواهد، کسی که شاگرد امام چهارم(ع)باشد و قربان صدقه امام برود همانطورکه در"زیارت جامعه کبیره" می‌گوید: " بابی انتم و امی " یعنی نه تنها خودم که پدر و مادرم هم به قربان شما و برای احترام هم اول پدر را می‌گوید بعدمی گوید: "و نفسی واهلی ومالی و عسرتی" حالا می‌فرماید " الا دون ما نولد ..من ابواب الطاعه لک " من نمی‌توانم در طاعت و بندگی تو از آنها(ملائکه) پایین‌تر باشم همین جا حضرت خود را معرفی می‌کند و می‌فرماید من نمی‌توانم از ملائکه پایین‌تر باشم پس معلوم می‌شود مقام ایشان از ملائکه بالاتر بوده وملائکه از اینها سر مشق می‌گرفتند.

سائل بودن یکی از ارکان و حقوق این ماه است

 و عنوان تقرب به سوی او " اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الشَّهْرِ " می‌فرماید به حق این ماه ، یعنی سائل بودن یکی از ارکان و حقوق این ماه است. نگویی خدا که می‌داند من چرا به زبان جاری کنم؟ می‌گوید به حق این ماه بزرگ که معلوم می‌شود برای ائمه(ع) این ماه خیلی بزرگ وعزیز بوده سپس این مطلب رااینگونه باز می‌کند: " وَ بِحَقّ مَنْتَعَبّدَ لَکَ فِیهِ مِنِ ابْتِدَائِهِ إِلَى وَقْتِ فَنَائِهِ " به حق کسی که در آغاز و تا به انجام در آن عبودیت و بندگی برای تو کوشیده است.واقعا غیر از ائمه(ع) و بزرگان دین چه کسانی هستند؟ دریکی ازشبکه‌های سیما نزدیک افطار سرگذشت برخی بزرگان وعلمارا نشان می‌دهدخیلی برنامه خوبی است در مورد حالات و حرفهایشان مطالبی را عنوان می‌کنند چه شیوه و سبک زندگی داشتند؟ اینها برای ما که روزه می‌گیریم مفیداست. این چیزها را باید بیاموزیم.


:: بازدید از این مطلب : 1362
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران