میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 13
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 261
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2693
:: بازدید ماه : 8824
:: بازدید سال : 15040
:: بازدید کلی : 15040
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 20 تیر 1393
مراسم هفتگی هیئت الزهرا با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین یوسف ربیعی و مداحی حاج محسن عرب خالقی و حاج احد قدمی برگزار شد.


نکاتی از سخنان حجت الاسلام ربیعی را بخوانید؛
 

*اگر فرزند ما کلاس زبان بدی برود و بیاید پیش ما شکایت که این کلاس معلمش خوب نبود ما او را از زبان خواندن منع نمی کنیم بلکه او را می بریم و یک آموزشگاه دیگر ثبت نام می کنیم، ولی اگر فرزند ما یک روز به مسجدی برود و از روحانی مسجد بدی ببیند، می گوید حالا که اینطور است پس دیگر من هم مسجد نمی روم!

*برای علم و سواد فرزندمان تا می توانیم تلاش می کنیم ولی برای دین آنها اصلا به فکر نیستیم، اگر فرزندمان را مدرسه غیرانتفاعی ثبت نام کنیم و در آن مدرسه هزار تا فسق و فجور انجام شود به هیچ کسی بر نمی خورد با خودمان می گوییم این ها علم دانش آموزان را بالا می برند.

* وقتی تزکیه نباشد علم نزد افراد مثل این می ماند که چاقو را دست زنگی مست داده باشیم.

*امیرالمومنین می فرماید: من به چهار جهت علم خودمان را به کس دیگری انتقال نخواهم داد و بعد من با من دفن خواهد شد، یکی از دلایلی که امیرالمومنین می فرماید این است که آدم باهوش و زرنگ پیدا می کنم اما می ترسم علمم را به او انتقال بدهم چون اگر به او بدهم این را وسیله دنیا مداری می کند.

*مهم ترین نکته و اصل، ولایت است، نماز و روزه به اندازه ی ولایت اهمیت ندارد، این کسی که می گوید من علی ابن ابیطالب را دوست دارم این  محبت است نه ولایت، دعوای ما سر ولایت است و نه محبت، ولایت یعنی اینکه بعد از پیامبر علی و اولاد علی هستند و الان هم حق ولایت با امام زمان است، اما الان ولایت را غصب کرده اند، الان چه کسی دارد در جهان حکومت می کند؟ او غاضب است! منظورمان حکومت بر کل دنیاست، امریکا الان دارد حکومت می کند و غاصب است، الحمدالله شمه ای از ولایت امیرالمومنین در ایران هست، یکی از نکات کلیدی که رهبری بر آن تاکیید دارد عدم حکومت آمریکا بر کشورها است، مطمئن باشید این یکی از اصولی است که امام زمان هم بر آن تاکیید خواهد کرد.


:: بازدید از این مطلب : 1529
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 20 تیر 1393
گفتگو با حاج محمود ژولیده

زبان شعر مناجاتی باید به زبان ادعیه نزدیک باشد/ سایتها و مراکز خبری منتظر موضع گیری حاج منصور هستند/ توصیه رهبر انقلاب به حاج سعید حدادیان

از ویژگی‌ها و بر جستگیهای مجالس حاج آقا سینه زنی است که به قول ایشان نمک مناجات و شب زنده داری شبهای ارک همین روضه و سینه زنی هایش است.
عقیق: گفتگو با حاج محمود ژولیده، که سالهاست برای اهل بیت شعر می گوید و با حاج منصور ارضی انس دیرینه دارد.

 سئوال: از چه زمان باحاج منصور آقای ارضی و مجالسشان آشنا شدید؟

پاسخ:از سال 61 درمسجدجامع بازار تا به الان خدا این لطف را به ما داشته که در ملازمت حاج آقا بودیم البته بعد از دوران جانبازی یعنی سال 68 از نزدیک همراه حاج آقا بوده ایم. ماه مبارک رمضان سال 70 بود که به مسجد ارک آمدیم البته قبل از مسجد ارک در مسجد محله پا چنار در هیئت محبان الزهرا در آن جا مجلس برپا بود و قبل از آن زمانی که آسیدعلی میرهادی رحمة الله علیه زنده بودند در مسجد شب زنده داران یعنی مسجد آیة الله حق شناس رحمة الله علیه بودیم آن زمان قبل از جانبازی اگر تهران بودیم می‌رفتیم یک گوشه کناری استفاده می‌کردیم.

 

- جاذبه‌های مجالس مناجات حاج آقا چیست؟

 - بنده از جوانی در مجالس و محافل مذهبی بزرگ شدم و مداح‌ها و خواننده‌های مذهبی زیادی را دیدم ولی هیچ کدام را مثل حاج منصور ندیدم . سوز و صفایی که داشت بادیگران فرق می‌کرد. طبعاً بنده هم بین مداحانی که دیدم اگر جذب مناجات حاج منصور شدم به خاطر همین است که عرض کردم چرا که بین ده‌ها مداح و مناجات خوان که بنده دیدم ایشان یک برجستگی هایی دارد که امام حسین علیه السلام داده البته ایشان هم ادعایی ندارد ولی ما هم به همین خاطر جذب ایشان شدیم یعنی در واقع ممتاز بودن مناجات است که مستمعین را بیشتر جذب میکند .

حال و هوای مجلس مناجات حاج آقا ، حتی محاوره‌های ایشان در مناجات ، تفسیر و شرح و ترجمه تحت اللفظی فرازهای دعا واقعاً جاذبه والایی دارد . محبوبیت حاج آقا و صادقانه حرف زدن ایشان با خدا بسیار دل نشین است یعنی همان طور که ائمه علیهم السلام دستور دادند حاج آقا اجرا می‌کند یعنی بدون تکلفات و ظاهرسازی . حاج منصورخودش می‌سوزد و مناجات می‌کند و مردم هم با دل سوخته به دنبال او می‌روند. همان طور که امام معصوم با خدا مناجات داشته بعد هم که با روضه و امام حسین و ائمه اطهار  آمیخته می‌شود جلوه آن صدچندان می‌شود.

از علمای طراز اول تا آدم‌های کوچه بازاری و معمولی می‌آیند می‌نشیند وازاین مجلس فیض می‌برند.دردیداری که چندین سال پیش همراه حاج آقاوتعدادی ازدوستان بابرخی ازعلما ومراجع داشتیم یادم هست آیت الله بهجت به حاج آقا فرمود:" شما منصور ارضی نه! منصور عرشی هستید." 

 

 

- شعرهایی که حاج آقا این ایام استفاده می‌کنند باقدیم چه تفاوتهایی پیدا کرده است؟

 - طبعاً زبان در زمانهای مختلف تفاوت پیدا می‌کند . زبان روز شعر با زبان شعری که ما بیست و هفت هشت سال قبل که شروع کردیم؛ زمان مرحوم آرام دل ، مرحوم خرازی ، حاج احمد صالح و دیگر شعرا همین طور که به سالهای اخیر می‌رسیم می‌بینیم زبان شعر بسیار متفاوت شده و اقبال مستمع و منبری‌های جوان حاج آقا هم زبان روز را می‌پسندند. نسل دوم و سوم به بعد زبان روز خود را می‌پسندند و ماهم سعی می‌کنیم به سلیقه و پسند مردم توجه داشته باشیم ولی هر کس برای اهل بیت شعر می‌گویداجرش را می‌برد به قول مرحوم آرام می‌گفت : "هر کسی را اهل بیت سر یک معدن گذاشته اند" ، در کار شعر اینطوری است که زبان شاعر بین دیگر شاعران مشخص است. کسی که اهلش باشد  می فهمد این زبان کدام شاعر است یا این زبان برای فلان شاعر گذشته است بنابراین ما را هم اهل بیت بر سر یک معدنی گذاشتند و ما هم عطایی از اهل بیت داریم واز خودمان چیزی نداریم همان طور که طبع شعر را می‌دهند زبان شعر را هم می‌دهند و البته یک سری کار‌های اکتسابی و جانبی دارد که جای خودش بایدبه آنهاپرداخته شود.

ولی ویژگی شعر حاج آقا به خاطر مناجاتی بودن مجلس،زبان صحبت کردن و مناجات با خداست هر چند زبان مناجات در ادعیه زبان خاصی است و عده ای با آن به سادگی بر خورد می‌کنند ولی زبان شعر مناجاتی باید نزدیک به زبان مناجات ادعیه و زیارات باشد والا ممکن است در شعر، زبانها و سلایق مختلفی وجود داشته باشد که به درد این مجالس نمی‌خورند .

 

- نظرتان در مورد سینه زنی‌های مجلس مناجات چیست؟

 - امام خمینی رحمةالله علیه جمله ای دارند که ما از زمان جبهه تا به حالا با این جمله زندگی کردیم و برای ما خیلی مهم بوده, معظم له فرمودند:" هر مکتبی تاپایش سینه زن نباشدتاپایش گریه کن نباشد تاپایش سروسینه زن نباشد حفظ نمی‌شود."می بینید حضرت امام این سینه زنی را در جملات و اشکال مختلف اشاره می‌کنند و جوانهای زمان جبهه و  جوانان انقلابی ما این را خوب درک می‌کنند و بعد از امام در زمان حضرت آقا هم همین طور است مجالسی که آقا بر پا می‌کنند و بزرگان بر پا می‌کنندهمینطوراست تا می‌آییم برسیم به مجلس حاج آقا که حالا به حمدالله سر آمد مجالسی است که ما در تهران می‌بینیم و از ویژگی‌ها و بر جستگیهای مجالس حاج آقا سینه زنی مجلس است که به قول حاج آقا نمک مناجات و شب زنده داری شبهای ارک همین روضه و سینه زنی هایش است .

 

- نظرتان در مورد صحبتهای پیش از مناجات حاج منصور چیست؟

- چندین سال قبل دریکی از مانورهای بسیج که مقام معظم رهبری  هم حضور داشتند بعدازآنکه حاج سعید حدادیان زیارت عاشورا خواندن، درآن مجلس حضرت آقا با حاج سعید صحبتی داشتند که طی این صحبتها چند نکته به ایشان گوشزد کرده بودند؛ یکی از آن موارد این بود که چرا شما برای این جمعیت که این جا نشسته بودند صحبت نکردید؟ نزدیک به پنجاه هزار بسیجی این جا نشستند؟ منتظرند شما یک نکته و موضوعی را بیان کنید.

 از امتیازات حاج منصور و استثنائات ایشان در مداح‌ها و مخصوصاً مناجات خوان‌ها این است که قبل از مناجات فضای مناجات را فراهم می‌کند . اگر دقت کنید می‌بینید برای شروع مناجات ایشان سعی می‌کنند در فرازهای مناجات و ادعیه مرتبط با آیات قرآن یک غور داشته باشندتا مستمع خود را آماده مناجات کنند بعد ببرند به سوی مناجات  ، این یک کار معرفتی است ولی در این کار بشکل کاملاً مهارتی و حرفه ای حاج آقا استادند و هنگام مناجات می‌بینیم که خود مستمع آمادگی دارد و صاحب حالی می‌شود در واقع بخشی از آمادگی مناجات مستمع برای همین صحبتهای حاج آقا است ، و شما می‌بینید در این خلال صحبتها چقدر زوایا و نکاتی پیرامون مسائل مختلف زندگی اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و حتی اقتصادی جامعه بیان می‌شود که نه تنها در جلسه و افرادی که اینجا هستند موثر است بلکه وقتی شما توجه داشته باشید می‌بینید صحبتهای حاج آقا در سراسر کشور تبدیل به جریانی شده است که در هر مناسبت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی حتی موضوعات جهانی خیلی از سایتها و مراکز خبری منتظر یک موضع گیری حاج اقا هستند معلوم است که  این مطلب در جامعه  جا افتاده است.

 


:: بازدید از این مطلب : 1527
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 20 تیر 1393

در جامعه اسلامی حتی اگر کسی به دلیلی شرعی از روزه داری نیز معاف باشد، به حرمت این ماه و برای رعایت احوال روزه داران، از روزه‌خواری عیان حذر می‌کند و در ظاهر با روزه داران همراه می‌شود.

ماه مبارک رمضان فرصت تأمل در سنتهای زیبای آن برای احیای سبک زندگی اسلامی است.

در ماه مبارک رمضان، سنتهای زیبایی در میان خانواده های مسلمان ظهور و بروز می یابد که می توان در خلال آن نشانه های روشنی از صفای دینی و صمیمیت انسانی و حقیقت آموزه های زیبا و هستی بخش اسلامی را به مشاهده نشست.

نشانه های روشن رستگاری

این ماه، ماه دوستی و محبت، مهر و وفا، یاری و امداد، توجه به فقرا و دستگیری از مستمندان، انفاق و سخاوتمندی و... و هزار و یک سنت زیبای اسلامی است که در بزم میهمانی خدا، به نقاشی لطیف و تابنده ای منتهی می گردد که رمضانش می خوانند:

سنتهای اسلامی در ماه مبارک رمضان سنت‌هایی زیبایی هستند که از دل آموزه های ایمانی برمی خیزند و انسان را به ملکوت اعلی می برند.

باشد که در این روزها و شبهای زیبای رمضانی با استعانت از آیات ربانی و آموزه های عرفانی، به سنت های اصیل و ناب انسانی و اسلامی مان دلبندیم و در مسیر احیای این کمالات و زیبایی ها و خوبیهای تام و تمام، از جان و دل و با یقین کامل بکوشیم!

از روزه داری تا روزه خواری

ماه رمضان فرا می‌رسد، چهره آدمهای جامعه و به تبع آن چهره شهر و جامعه اسلامی عوض می شود.

چیزی شبیه نسیم بهشتی امن و رضا، در کالبد جامعه تزریق می گردد و نوعی امنیت خاطر و آرامش ظاهر و صلابت باطن، جامة جان روزه داران مسلمان را در برمی گیرد.

عن الصادق علیه السلام فی قول الله عزوجل «واستعینوا بالصبر و الصلوة » قال: الصبر الصوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل که فرموده است: از صبر و نماز کمک بگیرید، صبر، روزه است. (وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3)

و این صبر در سیمای روزه دار، نوری الهی برمی افشاند و از جسم و جامه اش عطری بهشتی برمی تراود.

اما نکته اینجاست که حتی اگر کسی به دلیلی شرعی از روزه داری نیز معاف باشد، به حرمت این ماه و برای رعایت احوال روزه داران، از روزه خواری عیان و هویدا حذر می کند و در ظاهر با روزه داران همراه می شود.

این همان نکته معرفتی و ارزش اجتماعی است که ماه رمضان و زیبایی یکرنگی و همراهی مومنان در آن و سیمای یگانه شهر در عبادت حضرت حق، انسان را به خود فرامی خواند و او را بدین سو رهنمون می سازد.

حال اگر در این آوردگاه حیا و حرمت، کسی به روزه خواری روی آورد و حریم حرمت این ماه خدا را بشکند، چه بد کرده است در حق خود و خدای خود و جامعه خود.

قال الصادق (علیه السلام)

من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه

امام صادق (علیه السلام)فرمود:

هر کس یک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا می شود

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

آری؛ ماه رمضان که فرامی رسد چهره آدمهای جامعه و به تبع آن چهره شهر و جامعه اسلامی عوض می شود.

چیزی شبیه نسیم بهشتی امن و رضا، در کالبد جامعه تزریق می گردد و نوعی امنیت خاطر و آرامش ظاهر و صلابت باطن، جامة جان روزه داران مسلمان را در برمی گیرد.

و این حکایت زیبا و مومنانه و صبورانه ماست از روزه داری تا روزه خواری و شرح همان مسیری که از بهشت صبر و رضا و وصل به دوزخ عصیان و فریب و فصل امتداد می یابد.

باشد که همه ما در یک‌رنگی و یکپارچگی، چهره شهرمان در تدارک نقاشی زیبای صبر و صوم و رضا، دست در دست هم، گرد آییم و خدایی شویم.

 

منبع:حوزه

:: بازدید از این مطلب : 1402
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 20 تیر 1393

مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه گفت: گاهی طلاب برای مشورت می‌آیند که مثلاً عروسی کذایی هست و این کار حرام یا وضع خانم‌ها نامناسب است؛ وقتی که شرکت نمی‌کنیم، مورد شماتت و ملامت خانواده قرار می‌گیریم، چه کار باید انجام دهیم؟!

 

 

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آغاز ماه مهمانی خدا بر آن شدیم که پای درس اخلاق آیت‌الله محمدمهدی شب‌زنده‌دار بنشینیم که بخش هشتم آن با موضوع «ضرورت شناخت و درمان امراض نفسانی» در ادامه می‌آید:

*«غفلت» علت اصلی فساد باطن

در این بحث، نکات آخر را درباره موعظه‌ قرآنی که در آیه 77 از سوره مبارکه قصص و روایت ذیل آن ذکر شده است، مطرح می‌کنیم. «وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»

منشأ فساد، چه فسادهای درونی انسانی و رذایل اخلاقی و چه فسادهای بیرونی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و هر طور فسادی که تصور می‌شود، غفلت از خداوند و فراموشی نعمت‌‌های الهی است، در حدیث شریفی در ذیل این آیه بیان شده است که منشأ فسادی که از انسان‌ها سر می‌زند، فساد باطن است و فساد باطن از عللی نشأت می‌گیرد که جامع آن علل، غفلت از خدای تبارک و تعالی است. «و کل ذلک یجتمع بحسب الغفلة عن الله»

این بیماری، یک بیماری گسترده است و همگان با شدت و ضعف مراتب، مبتلای به آن هستند، این غفلت‌ها معمولاً در همه افراد هست. بحث‌های ما هم ولو اینکه در  طریق الی‌الله و در طریق ترویج و تبیین شریعت است،‌ اما اگر انسان این کارها را با توجه انجام ندهد، خود این‌ها موجب غفلت از خداوند می‌شود. این غور در مباحث و مطالب علمی، گفتن، نوشتن، فکر کردن، اگر رنگ و لعاب الهی پیدا نکند، این مشکل را دارد و آن را تعمیق می‌کند. خب،‌ باید چه کرد؟

امام صادق(ع) به حسب این روایت، علاج‌هایی برای برطرف کردن آن بیان فرموده‌اند. حضرت(ع) 9 راهکار بیان می‌فرمایند که بعد از انجام و توجه به این 9 راهکار، نتایج بسیار باشکوهی به انسان ارزانی می‌شود. بخشی از این راهکارها را در جلسات قبل عرض کردیم که حضرت (ع) فرمودند: «وَ عِلَاجُ ذَلِکَ الْفِرَارُ مِنَ النَّاسِ وَ رَفْضُ الدُّنْیَا وَ طَلَاقُ الرَّاحَةِ وَ الِانْقِطَاعُ عَنِ الْعَادَاتِ وَ قَطْعُ عُرُوقِ مَنَابِتِ الشَّهَوَاتِ»

*ملازم طاعت خداباش

حضرت(ع) در ادامه فرمودند: «وَلُزومِ الطّاعَةِ لَهُ»، همیشه سعی کنید که در هر کاری - کوچک و بزرگ، شخصی و اجتماعی - ملازم طاعت و فرمانبرداری خداوند باشید. ببینید خدا چه می‌خواهد و امر و نهی خدا در اینجا چیست؟ هر جوری شده، خودت را وادار کن که ملازم طاعت خدا باشی که این ملازمت باعث می‌شود در هر حادثه و واقعه‌ای و در هر نشست و برخاستی و در هر موضع‌گیری و موقفی، قهراً از خداوند غافل نباشی.

اگر انسان خودش را وادار کند که ملازم با اطاعت خدا باشد، لازمه قهری آن این است که غفلت از خداوند تبارک و تعالی پیدا نمی‌کند و وقتی غفلت از خداوند پیدا نکرد، قهراً به خداوند و نعمت‌های الهی توجه می‌‌کند.

*تحمل جفای خلق

بعد فرمودند: «وَاحْتِمالِ جَفاءِ الْخَلْقِ»، برای سالک الی الله و کسی که درصدد تهذیب نفس است، رعایت این نکته بسیار مهم است که تحمل جفای خلق را داشته باشد و در مقابل آن صبور باشد. آدم متدین در معاشرت‌هایش - چه با اقربا و چه با دیگران- گاهی توقعاتی از او هست و این شخص چون می‌خواهد در راه خدا گام بردارد، نمی‌تواند آن همراهی‌ها را داشته باشد که این موجب جفا و نامهربانی به او یا گاهی متارکه و توبیخ او می‌شود و گاهی او را به القاب و خصوصیات خاصی ملقب می‌کنند.

حضرت(ع) می‌فرمایند که انسان باید این ظرفیت را در خودش ایجاد کند که تحمل کند؛ نه سروصدا، نه داد و فریاد، نه جنگ و ستیز. تحمل اگر از روی معرفت و از روی انجام دستورالعمل مربی واقعی امام صادق(ع) باشد هیچ اثر منفی نخواهد داشت، این لاطائلات که برخی از روان‌شناس‌ها می‌گویند که اگر بخواهی مثلاً تحمل کنی، روانی و عقده‌ای می‌شوی، برای این است که معرفت ندارند تحمل برای آن‌ها یک امر تحمیلی است، اما اگر از روی معرفت و خواست خداوند باشد، این تحمل‌ها به ظرفیت‌های انسان اضافه می‌کند.

*جواب عالمانه به پزشک

والد ما دام‌ظله مدتی ناراحتی عصبی داشتند و برای درمان پیش یک پزشک در تهران رفتیم. می‌گفت آقا! شما که این حالت را پیدا کردید، در اثر این است که حرف‌ها را فرو می‌بردید و تحمل شما زیاد است. ایشان در جواب پزشک گفتند که علتش این نیست، چون من به خدا و قیامت ایمان دارم، این‌ها منشأ آن نیست.این‌ها که شما می‌گویید، برای کسی است که خدا را نمی‌شناسد و به قیامت ایمان ندارد من اگر تحمل کردم، إطاعة الله کرده‌ام؛ چون خدا خواسته و خدا دستور داده، روی این جهت بوده و این باعث آن جهاتی که شما می‌گویید، نمی‌شود.

*راهکاری برای در امان ماندن از جفای خلق

حضرت(ع) در ادامه می‌فرمایند: «وَمَلامَةِ الْقُرْبى وَشَماتَةِ الْعَدُوِّ مِنَ الاَْهْلِ وَالْوَلَدِ وَالْقَرابَةِ»، البته در بحار الانوار این گونه نقل شده، انسان باید ملامت نزدیکان و خویشان و اقوام را تحمل کند. گاهی طلاب محترمی برای مشورت و سؤال می‌آیند که مثلاً عروسی کذایی هست و این کار حرام و صدای حرام در آن هست و یا وضع خانم‌ها نامناسب است؛ وقتی که شرکت نمی‌کنیم، مورد شماتت و ملامت خانواده قرار می‌گیریم. البته گاهی بدسلیقگی‌هایی هم باعث می‌شود که انسان جوری عمل می‌کند که درست نیست. انسان تا آنجایی که می‌تواند، باید راه صحیح از انتخاب کند و با برنامه‌ریزی درست، جلوی این مشکلات را بگیرد. باید راه صحیح را انتخاب کند و با برنامه‌ریزی درست، جلوی این مشکلات را بگیرد. مثلاً انسان می‌تواند مسافرتی از قبل ترتیب بدهد که لازمه آن شرکت نکردن محترمانه در آن جلسات است.

اگر راه منحصر شد در اینکه آدم‌ مرتکب حرام شود، اینجاست که حضرت(ع) می‌فرمایند: اگر از فساد می‌خواهی دور باشی، باید این ملامت‌ها را تحمل کنی، بعد فرمودند: «وَشَماتَةِ الْعَدُوِّ مِنَ الاَْهْلِ وَالْوَلَدِ وَالْقَرابَةِ» گاهی این عدو از اهل و عیال و أقربا است. ما خدا را شکر می‌کنیم که گرفتار این طور چیزها نیستیم، ولی بعضی‌ها گرفتارند؛ چرا که گاهی نزدیکان انسان با انسان دشمن‌اند و از روحانی بدشان می‌آید. این آقا رفته طلبه شده و حالا لباسی پوشیده، اما اصلاً چشم اینکه این طلبه را ببیند، ندارند. کسی که می‌خواهد در راه صحیح باشد، باید این شماتت‌ها را از اهل قرابت تحمل کند.

*نتایج درخشان علاج‌های نهگانه

حالا اگر انسان این علاج‌های نهگانه را به کار گرفت، حضرت(ع) نتایج درخشانی برای آن بیان فرموده‌اند، «فَاِذا فَعَلْتَ ذلِکَ فَقَدْ فَتَحْتَ عَلَیْکَ بابَ عَطْفِ اللّهِ وَحُسْنِ نَظَرِهِ اِلَیْکَ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ»، اگر این کار را کردی، باب توجه الهی را به سوی خودت گشوده‌ای، چه چیزهای برای صلاح ما بالاتر از رحمت خدای متعال و حسن نظر اوست.

«وَخَرَجْتَ مَنْ جُمْلَةِ الْغافِلینَ وَفَکَکْتَ قَلْبَکَ مِنْ اَسْرِ الشَّیْطانِ»، اگر کسی باشی که این امور 9 گانه را مراعات می‌کند، از زمره‌ غافلین و از غفلتی که منشأ همه این فسادها بود، خارج می‌شوی و فساد از تو رخت بر می‌بندد و دیگر قلبت در اسارت شیطان نخواهد بود.

«وَقَدِمْتَ بابَ اللّهِ فى مَعْشَرِ الْوارِدینَ اِلَیْهِ وَسَلَکْتَ مَسْلَکًا رَجَوْتَ الاِْذْنَ بِالدُّخولِ عَلَى الْمَلِکِ الْکَریمِ الْجَوادِ الرَّحیمِ»، در باب الهی در زمره کسانی که بر حضرت حق وارد می‌شوند، گام می‌گذاری. راهی را پیموده‌ای امید است به تو اذن بدهند که به بارگاه حضرت حق وارد شوی.

«وَاسْتیطاءِ بِساطِهِ عَلى شَرْطِ الاِْذْنِ وَمَنْ وَطِى‏ءَ بِساطَ الْمَلِکِ عَلى شَرْطِ الاِْذْنِ لایُحْرَمُ سَلامَتَهُ وَکَرامَتَهُ»، مسلکی را پیموده‌ای که امید است که گام بگذاری بر بساطی که در بارگاه حضرت حق پهن شده است. علتش چیست؟ «لاَِنَّهُ الْمَلِکُ الْکَریمُ وَالْجَوادُ الرَّحیمُ»، زیرا او کریم و جواد و مهربان است.

کسی که به سوی خداوند گام برمی‌دارد، معلوم است که او از افاضه فیض و رحمت‌های بی‌کران دریغ نمی‌ورزد. این راهکارهایی بود که حضرت(ع)‌ برای اصلاح نفس و اینکه انسان مبتلا به فساد نشود، بیان فرمودند.

*سخنان حکیمانه‌ امام سجاد(ع) به عبدالملک

روایتی در کتاب بحارالانوار در احوالات امام زین العابدین(ع) هست که مناسب با همین مضامینی است که روایات مورد بحث به آن توجه می‌داد. امام سجاد(ع)‌ که از احوالات و از القاب مبارک‌شان روشن است. در عبادت و به خصوص در سجده، در عالم من الأولین و الاخرین از امتیاز خاص و ویژه‌ای برخوردارند. ایشان به حسب این نقل با عبدالملک ملاقاتی دارند. وقتی که ایشان مشرف کردند عبدالملک نامشرف و ناشریف را به حضور خودشان، این آثار سجده که در پیشانی مبارکشان بود، خیلی پیش عبدالملک بزرگ آمد، عبدالملک گفت: آثار اجتهاد و جد و کوشش در اطاعت خدا و سجده در برابر خدای متعال خیلی بر شما آشکار شده است و هر کسی که به شما نگاه می‌کند، می‌فهمد که در چه تاب و تعبی هستید، در حالی که شما فرزند رسول خدا(ص) هستید و یک ارتباط خیلی نزدیکی با آن بزرگوار دارید.

از همه معاصران خودت و از همه آل رسول(ص) با فضیلت‌تر هستید، با تمام این وسایل اطمینان که از عقوبت الهی و از نار جحیم برای شما حاصل است، این همه خود را در تب و تاب عبادت قرار دادن، برای چیست؟ هیچ کس این فضایلی که شما دارید، ندارد و قبل از شما هم نداشته‌اند. همین‌ طور تعاریف زیادی خدمت حضرت(ع) عرض می‌کرد، که این تعاریف درست و بجا و صحیح بود و چه خوب که از لسان اعداء شنیده شود. این‌ها مقر به فضایل این بزرگواران بودند. خب، همه این حرف‌ها را که زد، حالا ببینید جواب امام سجاد(ع) چیست؟ همه این حرف‌ها را که زدی، من نمی‌گویم نیست، ولی همه این‌ها، از فضل خداوند سبحان و تأییدات و توفیقات اوست، پس من نباید شکر این‌ها را می‌کردم؟ بعد حضرت (ع) فرمودند: رسول خدا(ص) به نماز می‌ایستاد تا پاهای مبارکش ورم می‌کرد و در موقع روزه‌داری آن‌چنان تشنه می‌شدند که آب‌دهان مبارکش خشک می‌شد.

شبیه همین اشکالی که عبدالملک به حضرت(ع) کرد، دیگران هم به پیامبر(ص) می‌کردند که این همه نماز و این جور روزه گرفتن در این هوای گرم با اینکه می‌دانی که خداوند متعال فرموده که شما را بخشیده است، برای چیست؟

حضرت(ع) فرمودند: «أفلا أکون عبدا شکورا. الحمد لله علی ما أولی، و أبلی، و له الحمد فی الآخرة و الأولی»، سپس حضرت سجاد(ع)‌ به حسب این نقل می‌فرمایند: «و الله لو تقطعت أعضائی، وسالت مقلتای علی صدری»، به خدا سوگند که اگر بند از بندم جدا کنند و اشک از دیدگان به سینه‌‏ام جاری شود،«لن أقوم لله جل جلاله بشکر عشر العشیر من نعمة واحدة من جمیع نعمه التی لا یحصیها العادون، و لا یبلغ أحد نعمة منها، علی جمیع حمد الحامدین»، اگر من عبادت کنم که این آثار عجیب در بدنم ظاهر شود، شکر یک دهم از یکی از نعمت‌های الهی را هم نمی‌توانم به جای بیاورم.

خب، این چه معرفتی است؟ آیا ما دنبال این معرفت‌ها هستیم؟ سعی کنیم این معرفت‌ها را در کنار معرفت‌های فقیه و اصولی و رجالی و علوم دیگر در خودمان ایجاد کنیم. این‌ها فکر و تأمل و تدبر و وقت‌ گذاشتن می‌خواهد که ما این معرفت‌ها را هم بفهمیم و هم برای خودمان ایجاد کنیم.

بعد فرمودند: «لا والله أویرانی الله لا یشغلنی شی‏ء عن شکره و ذکره فی لیل و لا نهار، و لا سر و لا علانیة»، حضرت(ع) قسم یاد کردند به خدا که من ترک نمی‌کنم این نحو عبادت و اجتهاد حتی «یرانی الله»، که هیچ‌کاری من را از شکرگزاری او مشغول نمی‌کند،‌ هیچ چیزی مانع این نمی‌شود که من شکر خداوند را فراموش و از او غفلت کنم. سپس حضرت(ع) فرمودند: «لولا أن لأهلی علی حقا، و لسائر الناس من خاصهم و عامهم علی حقوقا» تازه اینکه از من می‌بینی، برای این است که من در یک تزاحم هستم اگر این تزاحم نبود، آن وقت عمل من غیر از این بود که می‌بینی. اهل خودم بر من حقوقی دارند؛ مردم، عوام و خواص بر من حقوقی دارند.

«لا یسعنی الا القیام بها حسب الوسع و الطاقة حتی أؤدیها الیهم»، وظیفه‌ام این است که حقوق ‌آن‌ها را به آن‌ها ادا کنم من در تزاحم هستم و اگر این تزاحم و این جهت نبود، «رمیت بطرفی الی السماء، و بقلبی الی الله»، دلم را فقط به طرف خدا می‌کردم و مشغول هیچ چیز دیگری نمی‌کردم. الان ادای حقوقی برعهده‌ام هست و در قبال دیگران وظایفی دارم اگر این نبود، آن وقت این عبادت و خشوع و سجده‌ی من غیر از این چیزی بود که تو می‌بینی.

«ثم لم أردهما حتی یقضی الله علی نفسی و هو خیر الحاکمین»، چشمانم و قلبم را برنمی‌گذاردم، دائم الحضور بودم، بعد در حدیث هست که: «و بکی و بکی عبدالملک»، حضرت گریه کردند و او هم تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: چقدر فرق است بین کسی که آخرت را طلب کرده است و برای آن کوشش می‌کند و می‌خواهد آنجا را آباد کند (که علی بن الحسین(ع)‌ مصداق آن است) و بین کسی که طالب دنیاست (که عبدالملک مصداق آن است).

خب! این سیره امامان عظیم‌الشأن و معصوم و عزیز ماست که الگوهای واقعی راه صلاح و سداد و الگوهای واقعی برای سالکان الی الله تعالی هستند. خدای متعال همه ما را از شیعیان و موالیان و رهروان واقعی این انوار طیبه قرار دهد و همه ما را جزو شاکران نعمت‌های خودش محسوب فرماید و ما را از برخورداری از این معرفت‌ها محروم نفرماید و در کنار توفیق در علوم رسمی که این‌ها هم واجب‌اند و ترویج شریعت هم وابسته به آن‌ها است، ما را به این علوم الهی که آخرت و عاقبت‌ ما وابسته به آن‌هاست، موفق بفرماید.

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

نامهای زیادی به علل گوناگون و مختلف برای قیامت ذکر کرده اند و علت نام گذاری هر یک هم متفاوت است.

 یکی از نامهای روز قیامت یوم الفزع است. چرا قیامت را فزع اکبر نامیده اند.

فزع یعنی روزی که هر کس در آسمان‏ها و زمین است به هراس می ‏افتد: «و یوم یُنفَخُ فی الصّور فَفزِع من فی السَّموات و مَن فی الأرض إلّا من شاء الله و کلٌّ أتوه داخِرین»[1] [و روزی که در صور دمیده شود، پس هر که در آسمان‏ها و زمین است به هراس افتد مگر کسی که خدا بخواهد و جملگی با زبونی رو به سوی او آورند].

 اما بهترین دلیل برای نام گذاری قیامت به این اسم (فزع اکبر) که همان وحشت بزرگ در روز قیامت است، آیات سوره تکویر می باشد که در احوالات و وقایع روز قیامت آمده. البته آیاتی که در مورد روز قیامت بیان شده بسیار است که فقط به فرمایشات خداوند تبارک و تعالی در سوره تکویر بسنده می کنیم:

در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود، (1)

و در آن هنگام که ستارگان بی‏فروغ شوند، (2)

و در آن هنگام که کوه‏ها به حرکت درآیند، (3)

و در آن هنگام که با ارزش‏ترین اموال به دست فراموشی سپرده شود، (4)

و در آن هنگام که وحوش جمع شوند، (5)

و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند، (6)

و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد، (7)

و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود: (8)

به کدامین گناه کشته شدند؟! (9)

و در آن هنگام که نامه ‏های اعمال گشوده شود، (10)

و در آن هنگام که پرده از روی آسمان برگرفته شود، (11)

و در آن هنگام که دوزخ شعله‏ ور گردد، (12)

این وقایع و اتفاقاتی که در روز قیامت رخ می دهد همه باعث وحشت و فزع انسانها می گردد و این وحشت و فزع است که باعث شده روز قیامت را به فزع اکبر نام گذاری کنند.

در این میان انسان‏های کامل، هراس و اندوهی ندارند: «لا یحزنهم الفزع الأکبر»[2] [دلهرة بزرگ، آنان را غمگین نمی‏کند].

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «إنّ علیّاً و شیعته یوم القیامة علی کثبان المسک الأوفر، یفزع النّاس و لا یفزعون و یحزن النّاس و لا یحزنون و هو قول الله عزّوجلّ: «لا یحزنهم الفزع الأکبر» [3] [به حقیقت، علی و پیروانش در روز قیامت بر تپه ‏ای از مشک که بوی خوشش فضا را عطرآگین می‏کند قرار دارند. مردم فزع می‏کنند و آن‏ها هراسی ندارند. مردم اندوهگین ‏اند و آنان اندوهی ندارند و این معنای قول پروردگار عزّوجلّ است که فرمود: «لا یحزنهم»[4].

 

پی نوشت ها:

[1] . نمل/ 87.

[2] . انبیاء/ 103.

[3] . تفسیر برهان 3/ 74.

[4] . برگرفته از سایت پاسخگو وابسته به نهاد مقام معظم رهبری.


:: بازدید از این مطلب : 1525
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: آيا شما را از چيزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنيد،شيطان از شما دور شود، چندان كه مشرق از مغرب دور است؟ عرض كردند: آری. فرمودند: روزه روى شيطان را سياه مى‌‏كند، صدقه پشت او را مى‏‌شكند، دوست داشتن براى خدا و هميارى در كار نيك، ريشه او را مى‏‌كند و استغفار شاهرگش را مى‏‌زند.

متن حدیث:

اَلا اُخْبِرُكُمْ بِشَىْ‏ءٍ اِنْ اَنـْتُمْ فَعَلْتُموهُ تَباعَدَ الشَّيْطانُ مِنْـكُمْ كَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟ قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّوْمُ يُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـكْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِى اللّه‏ِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ يَقْطَعانِ دابِرَهُ وَ الاْسْتِغْفارُ يَقْطَعُ وَ تينَهُ؛

 

پی نوشت:

«ميراث حديث شيعه، جلد 2، صفحه 20، حدیث 18»


:: بازدید از این مطلب : 1443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

اگر چه روزه ماه مبارک رمضان واجب است اما مراجع عظام تقلید شیعه حکم افرادی که به دلیل ضعف جسمانی قادر به ادامه روزه‌داری نیستند را بیان کرده‌اند تا این واجب، باعث ارتکاب فعل حرام یعنی به ضرر افتادن سلامتی کسی نشود.

 اگر چه روزه ماه مبارک رمضان واجب است اما مراجع عظام تقلید شیعه حکم افرادی که به دلیل ضعف جسمانی قادر به ادامه روزه‌داری نیستند را بیان کرده‌اند تا این واجب، باعث ارتکاب فعل حرام یعنی به ضرر افتادن سلامتی کسی نشود.
 
مراجع عظام تقلید شیعه حکم افرادی که به دلیل ضعف جسمانی قادر به ادامه روزه‌داری نیستند را بیان کرده‌اند.
 
آیا به جهت ضعف می‌توان از روزه گرفتن خودداری کرد؟
 
حضرات آیات امام خمینی، خوئی، تبریزی، فاضل، سیستانی، نوری: انسان نمی‌تواند برای ضعف روزه را بخورد؛ ولی اگر ضعف به قدری است که معمولاً‌ نمی‌شود آن را تحمل کرد، خوردن روزه اشکال ندارد.
 
حضرت آیت‌الله مکارم: اگر ضعف به قدری است که تحمل آن بسیار مشکل است، می‌تواند روزه را بخورد و همچنین اگر خوف بیماری داشته باشد (می‌تواند روزه را بخورد).
 
حضرت آیت‌الله وحید: اگر ضعف به قدری است که برای روزه‌دار عرفاً‌قابل تحمل نباشد خودرن روزه اشکال ندارد.
 
آیا کارگران، کشاورزان به جهت گرمای زیاد می‌توانند روزه نگیرند؟
 
امام خمینی(ره): نمی‌توانند روزه بخورند و باید روزه بگیرند؛ ولی در بین روزه، اگر به حرج افتادند، افطار نمایند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: اگر روزه را تا حدی ادامه دهد که تشنگی و گرسنگی برای او حرجی شود، افطار کند، فقط قضا دارد.
 
آیا افراد تازه بالغ به جهت ضعف شدید می‌توانند روزه نگیرند؟
 
حضرت امام خمینی(ره): دختر تازه‌بالغی که توان روزه گرفتن را ندارد و تا رمضان سال بعد نیز نمی‌تواند قضا کند، هروقت توانست روزه بگیرد و برای تأخیر هر روز، تا رمضان سال بعد یک مد طعام به فقیر بدهد؛ مگر آنکه در تأخیر معذور باشد که چیزی بر او نیست.( خمینی، استفتائات، پیشین، ج1، ص333، س88)
 
حضرت آیت‌الله صافی: در صورتی که روزه موجب حرج یا بیماری گردد، گرفتن آن جایز نیست و قضا دارد.
 
حضرت آیت‌الله گلپایگانی(ره): در صورتی که روزه برای دختر 9ساله حرجی (است) و مشقت دارد، افطار کند و در صورت تمکن (از گرفتن روزه)، به احتیاط لازم (آن را) قضا کند.
 
حضرت آیت‌الله بهجت: بر پسر و دختر تازه‌بالغ که قدرت بر روزه گرفتن ندارد، روزه واجب نیست و کفاره هم ندارد؛ ولی قضا دارد.
 
حضرت آیت‌الله فاضل(ره): اگر روزه گرفتن برای دختر تازه بالغ، موجب ضعف غیرقابل تحمل و مشقت و حرج باشد، روزه نگیرد و بعداً در صورت قدت قضا کند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: مجرد ضعف و عدم قدرت افراد تازه‌بالغ بر روزه گرفتن، موجب سقوط قضای روزه نمی‌شود؛ بلکه قضای روزها‌ی ماه رمضان که از او فوت شده، بر وی واجب است و اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برای آنان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار جایز است.
 
حضرت آیت‌الله مکارم: دختری که به سن بلوغ رسیده و به جهت ضعف جسمی توان روزه گرفتن را ندارد و بعد از رمضان هم تا سال بعد نمی‌تواند روزه بگیرد، باید برای هر روز، 750 گرم گندم و مانند آن به فقیر بدهد و قضای این روزه‌ها بر او واجب نیست.
 
 
منبع:حوزه

:: بازدید از این مطلب : 1265
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

فرزند آیت الله مرعشی نجفی گفت: آقای بهجت می گفت فردی از امام زمان(عج) درباره آیت‌الله مرعشی نجفی می پرسند و آقا در پاسخ می فرمایند مرعشی نجفی از خود ماست.

حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمود مرعشی، فرزند آیت الله مرعشی نجفی در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما بیان داشت: مرحوم والد بزرگوارم دقیقا در روز اربعین حسینی در نجف اشرف به دنیا آمد مادرشان زنی مؤمن بودند که در طول 9 ماه بارداری تلاش داشتند هرگز غیبتی نکنند تا اثر بد بر روی فرزند و تربیت او نداشته باشد از طرفی بیان شده که ایشان در تمام مدت با وضو به فرزند تازه به دنیا آمده‌اش شیر می‌داده است.
 
آیت الله مرعشی نجفی در جوانی به درجه اجتهاد رسیدند
 
وی گفت: وقتی والد بنده به دنیا می‌آیند پدرشان ابتدا این نوزاد را به حرم امام علی(ع) می‌برد و با چسباندن به ضریح مطهر وی را متبرک می‌کنند و بعد سوره حمد را خوانده و در صورت ایشان می‌دمند برای نامگذاری نیز به نزد مراجع آن زمان رفته بودند.
 
حجت الاسلام مرعشی اظهار داشت: پدر خواندن قرآن را از مادربرزگشان می‌آموزند و بعد درس جدید خوانده و پس از چند سال وارد حوزه شده و ملبس می‌شوند، ایشان از معدود مراجعینی بودند که در زمان جوانی و در سن 23 سالگی به درجه اجتهاد رسیدند.
 
وی ادامه داد: بعد از اینکه ایشان به ایران می‌آیند و به قم نیز می‌روند در قم مرحوم شیخ عبدالکریم حائری از پدر می‌خواهند که قم بمانند و در حوزه علمیه مشغول به تدریس شوند ابتدا پدر قبول نمی‌کند اما شیخ حائری به ایشان تکلیف می‌کنند و می‌گویند رضاخان بسیار در تلاش است تا حوزه را تضعیف کند و بنابراین شما باید کمک کنید تا این اتفاق نیفتد و این چنین می‌شود که پدر در قم می‌مانند و شروع به تدریس می‌کنند.
 
آیت الله مرعشی نجفی در ائمه فانی بودند
 
حجت الاسلام مرعشی تأکید کرد: پدر در قم از همان روز اول نزدیک به 12 ساعت تدریس داشته‌اند و هر روز نیز با همین مشغله‌ای که داشتند روزی سه بار به پابوس حضرت معصومه(س) می‌رفتند.
 
وی گفت: ایشان در ائمه فانی بودند یک روز مرحوم فلسفی فرزند شیخ تنکابنی بالای منبر رفته بودند اما در پایان روضه نخوانده بودند پدر به من گفتند که با آقای فلسفی تماس بگیر من تماس گرفتم و ایشان با مرحوم فلسفی صحبت کردند و با عصبانیت گفتند شما مگر نمی دانید ما هرچه داریم از ائمه داریم پس چرا روضه نخواندید؟ این‌ها نقشه دارند که این روضه‌ها را از ما بگیرند.
 
وی تصریح کرد: پدربه شدت به عزاداری ائمه حساس بودند، ایشان در روز عاشورا از صبح تا دم ظهر دم در می‌نشستند و گونه‌هایشان غرق اشک بود، شب‌های عاشورا نیز لباس و شلوار سیاه می‌پوشیدند و تمام سر و لباس خود را گل می‌مالیدند و پابرهنه بدون اینکه کسی ایشان را بشناسد به تکایا و حسینیه‌ها می رفتند و سینه زنی کرده و عزاداری می‌کردند.
 
فرازهایی از وصیت نامه آیت الله مرعشی نجفی
 
فرزند آیت الله مرعشی نجفی اظهار داشت: به دلیل ارادت به اباعبدالله الحسین(ع) بود که در وصیت نامه خود سفارش کرده بودند که جنازه مرا رو به روی مرقد مطهر بی بی فاطمه معصومه (سلام الله علیها) قرار داده و در این حال یک سر عمامه ام را ضریح و سر دیگر را به تابوت بسته به عنوان دخیل و در این هنگام مصیبت و داع مولای من حسین مظلوم(ع) و اهل بیت طاهرینش را بخوانند.
 
وی گفت: در ادامه وصیت نامه‌شان نیز آمده است که، سفارش می کنم که جنازه مرا در حسینیه ای که برای عزای جدم تاسیس کرده ام قرار داده و همین عمل بستن عمامه را تکرار کنند. بدین ترتیب که یک سرآن را به منبر سیدالشهدا(علیه السلام) و سر دیگر با به تابوت بسته و همان گونه مصیبت وداع را بخوانند.
 
محمود مرعشی بیان داشت: پدر در وصیت نامه خود خواستند تا دستمالی را که با آن اشک‌هایشان برای اباعبدالله الحسین(ع) را پاک کرده بودند و سجاده‌شان که بر روی آن 70 سال نماز شب می‌خواندند و پیراهن سیاهشان برای عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) را همراه ایشان دفن کنند.
 
پدر هرگز محافظ قبول نمی کردند
 
وی تصریح کرد: تهجد ایشان در نیمه شب به قدری سوزناک بود که حس می‌کردید همین الان بر سر پل صراط قرار دارید و دارند ایشان را محاکمه می‌کنند آن چنان گریه‌ای می کردند که انسان حس می‌کرد در و دیوار نیز از گریه ایشان اشک می ریزند.
 
وی ادامه داد: مردم همیشه به نزد پدر می‌آمدند و با ایشان درد دل می‌کردند یک خصوصیت ایشان این بود که هرگز محافظ قبول نمی‌کردند و از صبح سحر نیز درب خانه را باز می‌گذاشتند و می گفتند توکلم به خداست، خودشان درباره مشکلات مردم می‌گفتند سینه من صندوقچه اسرار مردم است.
 
گل بخر و به نزد همسرت برو
 
محمود مرعشی گفت: به یاد دارم روزی سرهنگی به نزد پدر آمد و خواست تا با ایشان تنها صحبت کند، پدر از من خواستند که بیرون بروم، بعد مدتی دیدم که آن سرهنگ با چشمانی پر از اشک از اتاق بیرون آمد و رفت. پدر از دیدار آن روز هیچ چیز نگفتند، بعد از فوت ایشان در مراسم مردی جلو آمد و به من گفت مرا می‌شناسی گفتم نه.گفت من همان سرهنگی هستم که فلان روز به دیدار پدرت آمدم.
 
وی ادامه داد: وی از من پرسید که پدرت جریان مرا به شما گفتند؟ گفتم نه! و بعد خودش برایم جریان آن روز را تعریف کرد و گفت من به همسرم و همکارم شک داشتم برای همین یک شب قصد کردم تا فرزندانم و همسرم را بکشم و بعد هم به سراغ همکارم بروم و او را بکشم. آن شب پشیمان شدم اما تصمیم داشتم که این کار را انجام دهم اما گفتم قبل از آن به نزد آیت‌الله مرعشی نجفی بیایم و موضوع را با ایشان درمیان بگذارم، به نزد ایشان آمدم و موضوع را به آقا گفتم، آقا گفتند دچار وسوسه شده‌اید و این از وسوسه‌های شیطان است، گل و شیرینی بگیرید و به نزد همسر خود بروید.
 
وی بیان داشت: آن سرهنگ می گفت بعد از صحبتهای آقا من همان کار را کردم و با گل و شیرینی به خانه رفتم و در خانه نیز با استقبال روبه رو شدم و بعد من و همسرم هر دو شروع کردیم به گریه کردن و من متوجه شدم که دچار وسوسه شده بودم و حالا نیز زندگی‌ام را مدیون آیت‌الله مرعشی نجفی هستم.
 
هرگز نگذار کسی دستت را ببوسد
 
محمود مرعشی گفت: یکی از خصوصیات دیگر پدر که به من هم بسیار تأکید می‌کردند این بود که هرگز نگذار کسی دستت را ببوسد، یک بار تاجری به نزد آقا آمد و به دست و پای ایشان افتاد و با التماس از پدر خواست که فقط یک بار هم شده به خانه او برود. پدر با ناراحتی ایشان را از بوسیدن دست منع کردند و به دلیل اصرار ایشان پذیرفتند به خانه او بروند.
 
وی افزود: آقا همان شب خواب می‌بینند که به منزل این تاجر رفته اند اما او نشسته و سر مردم را می‌برد و شکمشان را پاره می کند، قلبشان را از سینه خارج می کند و خونشان را در ظرفی می ریزد و می نوشد، با دیدن این خواب صبح فردا از ما خواستند که تحقیق کنیم این تاجر کیست. تحقیق کردیم و فهمیدیم او فردی رباخوار است که از مردم ربا می‌گیرد و می‌خواسته که با رفتن آقا به خانه‌اش اعتباری کسب کند.
 
مرد مستی که با روضه اباعبدلله(ع) توبه می کند
 
وی بیان داشت: یک بار پدر برای خواندن خطبه عقدی به مراسمی رفته بودند که مراسم کمی خارج از شهر بوده و کمی نیز طول می‌کشد موقع بازگشت به پدر می‌گویند اجازه بدهید شما را برسانیم پدر قبول نمی کنند و به تنهایی بازمی‌گردند که در کوچه ای متوجه می‌شوند که یک فرد مست به سمت ایشان می‌آید.
 
وی اضافه کرد: پدر آرام جلو می رود و آن فرد مست جلوی پدر را می‌گیرد و به پدر می‌گوید که سید باید برایم روضه بخوانی آقا می‌گوید اینجا که نمی توان روضه خواند فرد خم می شود و می گوید بیا پشت من بنشین و روضه بخوان و گرنه با تیغم تو را می کشم. پدر بر روی مرد می نشیند و شروع می کند به خواندن روضه امام حسین(ع).
 
محمود مرعشی گفت: همان طور که او روضه می خواند آن مرد مست نیز گریه می کند به طوری که پشتشش از شدت گریه می لرزد بعد که روضه تمام می شود با اصرار پدر را تا دم خانه می رساند. بعد از دو هفته یک روز پدر در محراب بوده اند که آن فرد به نزد آقا می‌آید و می گوید آقا من توبه کرده ام از من درگذر. آقا به او می گویند باید توبه ات حقیقی باشد چون حق الناس نیست خداوند نیز از تو می گذرد.
 
وی تأکید کرد: بعد از آن این مرد همیشه در صف اول نماز جماعت بود و وقتی هم که فوت کرد آن چنان اعتباری داشت که جمعیت کثیری برای عزداری در مراسم تدفینش حاضر شدند.
 
امام زمان(عج) آیت الله مرعشی نجفی را  از خود می دانستند
 
 حجت الاسلام مرعشی نجفی اظهار داشت: یک بار آقای بهجت به من فرمودند که یک فردی در پشت پرده به نزد امام زمان(عج) می رسند و به ایشان متوسل می شوند تا نظرشان را درباره چند نفر از جمله آقای مرعشی نجفی بدانند این فرد تنها صدای آقا را می شنیده و وقتی درباره آقای مرعشی نجفی از امام زمان(عج) می پرسند آقا می فرمایند ایشان از خود ما هستند، بار دیگر آن فرد از آقا می پرسد و امام زمان بار دیگر جواب می دهند ایشان از خود ما هستند.
 
فرزند آیت الله مرعشی نجفی در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: پس از بیان این ماجرا آقای بهجت به من گفتند خوش به حال شما که چنین پدری داشتید، بعدها فهمیدیم آن فردی که آقای بهجت می فرمودند که نزد امام زمان(عج) رسیده است خود ایشان بوده اند.


منبع:مهر

 


:: بازدید از این مطلب : 1204
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393

مجموعه احکام روزه، برگرفته از استفتائات آیت‌الله خامنه‌ای؛

 
فرو رفتن غذاى باقى مانده بین دندانها
 
سوال: در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندان هایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقى مانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خود به خود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟
 
جواب: اگر علم به وجود باقى مانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نیست.
 
خلال کردن دندان
 
سوال: خلال کردن دندان بعد از خوردن غذا براى کسى که فردایش قصد گرفتن روزه را دارد، چه حکمى دارد؟
 
جواب: خلال کردن بعد از غذا براى کسى که قصد روزه دارد واجب نیست حتى اگر احتمال دهد که خلال نکردن موجب داخل شدن غذاى لابلاى دندانها به حلق مى شود؛ و اگر بعد از آن سهواً هم غذا داخل حلق شد، روزه اش باطل نمى شود؛ بله اگر یقین داشته باشد که ترک آن باعث داخل شدن غذا به حلق مى شود واجب است خلال کند و اگر نکرد، با فرض داخل شدن غذا به حلق بلکه مطلقاً (بنا بر احتیاط واجب) روزه اش باطل مى شود.
 
مسواک با خمیر دندان
 
سوال: آیا مسواک کردن با خمیر دندان، در حال روزه اشکال دارد؟
 
جواب: اشکال ندارد؛ ولى باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیرى شود.
 
استفاده از نخ دندان
سوال: حکم استفاده از نخ دندان که فلوراید و طعم نعنا دارد در حال روزه چیست؟
جواب: اگر آب دهان را فرو نبرد، اشکال ندارد.
 
جویدن آدامس و مکیدن کندر
سوال: جویدن آدامس و مکیدن کندر براى روزه دار چه حکمى دارد؟
 
جواب: اگر چیزى وارد حلق نمى شود مانعى ندارد، ولى مکیدن کُندر روزه را باطل می کند.
 
ضرورت نوشیدن آب براى خلبان و مهماندار روزه دار
سوال: اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانى در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما براى حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفّاره و قضاى روزه بر آنها واجب مى شود؟
 
جواب: اگر روزه براى آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضاى آن را به جا آورند و در این حالت کفّاره بر آنها واجب نیست.
 
مضمضه و غرغره آب در حال روزه
سوال: اگر روزه دار آب را به قصد رفع عطش در دهان گردانده و بیرون بریزد به طورى که هیچ مقدارى از آب پایین نرود چه حکمى دارد؟
 
جواب: در فرض سؤال اشکال ندارد.
سوال: آیا بعد از مضمضه کردن ـ چه براى وضو و چه غیرآن ـ در حال روزه ماه رمضان واجب است روزه دار سه مرتبه آب دهانش را بیرون بریزد؟
 
جواب: چنین کارى واجب نیست. آنچه واجب است خارج کردن آب از دهان است و اگر یقین پیدا کرده که آب خارج شده چیز دیگرى بر او واجب نیست.

 


:: بازدید از این مطلب : 2296
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 19 تیر 1393
: مراسم مناجات و توسل در شب دوزادهم رمضان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.



این مراسم با سخنرانی آیت الله احدی آغاز شد و با مناجات خوانی و مداحی حاج سعید حدادیان و حاج رضا پور احمد ادامه یافت.


نکاتی از سخنان آیت الله احدی را بخوانید؛

*دو نوع تناسخ داریم، اول تناسخ ملکی، دوم تناسخ ملکوتی، بعضی از چهره های علمی جهان قائل به تناسخ روحی و ملکی بودند، تناسخ ملکی این است که وقتی انسان بمیرد روح او منتقل به کودک دیگری منتقل می شود، مثلا اگر آدم بدی است روحش منتقل می شود به سگ، اگر آدم خوبی است به کودک یا گوسفند منتقل می شود، این را تناسخ ملکی می گویند، وقتی بدن از روح فاصله گرفت می شود تناسخ.

*شعار تناسخ ملکی حتی در مسیحیت فراوان است، آنها برای بدن بعد از مرگ هم احترام ویژه ای قائل هستند لذا گورستان زیبا و تابوت های زینتی دارند، در حالی که این عقیده از نظرما مردود است، دلیل اول این است که اگر من مردم روح بنده به حیوانی منتقل شد پس چرا بعدا من را خواب می بینند، ما الان مردگان را می توانیم خواب ببینیم اگر روحش جای دیگری می رود پس چرا خواب آنها را می بینیم.

* آنها چون تفکر مادی دارند نمی توانند بدن برزخی را هضم کنند.

*دلیل دوم این است که اگر مثلا روح علامه طباطبایی به بدن یک آدم دیگر وارد شود او باید فیلسوف شود در حالی که این طور نیست.

*ما قائل به تناسخ ملکوتی هستیم، یعنی انسان آنطوری که در دنیا با نفس و روح خود برخورد می کند به همان سبک محشور می شود، منسوخ بودن ملکوتی این است که انسان ارزش های باطنی را از دست بدهد، کسی که شعور باطنی ندارد قطعا این شخص در همین دنیا مبتلا به تناسخ ملکوتی می شود.

*شیخ محمد تقی آملی در تناسخ ملکوتی، چهار مرحله وارد می شود و با یک مثال بسیار عالی اتخاذ می کند، من یک وقتی در برابر آیینه قرار می گیرم و می بینم تصویر مرا نشان نمی دهد، علت آن این است که پشت این آیینه جیوه ندارد، بسیاری از کسانی که نمی توانند برزخ و صراط و...بفهمند دلیلش این است که آیینه دل و قلب آنها جیوه ندارد، جیوه ی آیینه دل ایمان است.


:: بازدید از این مطلب : 1410
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران