میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 11
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 219
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2651
:: بازدید ماه : 8782
:: بازدید سال : 14998
:: بازدید کلی : 14998
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

مراسم شام میلاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) در هیئت رایه العباس برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین عبدالحمید شهاب سخنرانی کرد و حاج محمود کریمی به مدیحه خوانی پرداخت.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام شهاب را بخوانید؛

_ در یک روایت بسیار کوتاه ولی جامع و پرمغز و پرمعنا از شخصیت امام حسن مجتبی که مرحوم مجلسی در بحار نقل می کند که در این روایت سه توقع را امام مجتبی از شیعیانشان طلب کردند که آنچه ملاک است تأمین سطح توقعات شیعه در محضر امام معصومش است.

_ امام مجتبی فرمودند که اولین توقع این است که طلب کنید مرا برای خدا و کاری کنید که خدا از شما راضی باشد. کسی که رضای خدا را طلب کرد اگر چه مردم ابروهایشان درهم رفت، خدا وکیل می شود که او گرفتار مردم نشود. اما کسی که دنبال طلب رضایت مردم بود به این قیمت که خدا از آن ناراضی باشد خدا امورش را به مردم می اندازد و اسیر مردم می کند.دومین توقع امام حسن این است که سطح علم و دانایی تان را بالا ببرید. سومین توقع این است که به خودتان اهلیت بدهید و در سختی ها و مصائب اهل صبر باشید.

_ سلمان یک حرف از پیامبر خدا شنید و نصب العین خود کرد و آویزه گوشش کرد و آن این بود که پیامبر فرمودند که شیعیان ما مثل علی هستند و پا جای پای ما می گذارند و درست برابر عمل ما عمل دارند و تبعیت از آثار ما می کنند و اقتدا به ما می کنند. اگر علی به این جایگاه رسیده برای عملش است و برای تطبیق عملش با عمل من پیامبر است.

_  باید ببینیم توقع امام معصوم ازما چیست. آن موقع این شیعه لفظی نیست و عملیاتی است و دیگر زمین نمی خورد. شیعه مطیع است و ظاهر شیعه گری ملاک نیست.

_ کرامت های بسیاری در مورد امام مجتبی بیان شده است. ایشان برای دوست و دشمن اهل کرم بود. ایشان  علاوه بر اینکه برای دوست هزینه می کنند، برای دشمنانی که می بینند پای کار هستند و شاید برگردند هزینه می کنند. قدر آقا را بدانید.


:: بازدید از این مطلب : 1732
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

حجت الاسلام باقری شاگرد آیت الله خوشوقت گفت: آقای خوشوقت بیان می‌داشت که اگر ترک گناه کنید محال است ائمه معصومین(ع) جواب شما را بدهند و شما نشنوید.

به گزارش مهر، حجت الاسلام و المسلمین باقری در برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما بیان داشت: یک استاد اخلاق و یا یک عالم ربانی که درس اخلاق می‌دهد باید چند ویژگی داشته باشد که این ویژگی‌ها چه در مراجع گذشته و چه مراجع حاضر همیشه مشاهده شده است از اصلی‌ترین ویژگی این‌ افراد این است که هرگز دعوت به خود نمی‌کنند بلکه دعوت به خداوند متعال می‌نمایند.
 
وی افزود: هم و غم این استادان اخلاق سیره پیامبر(ص)، ائمه و اولیای الهی است این افراد در درس‌های خود از قرآن و عترت استفاده می‌کنند و با هوای نفس خود نیز مخالفت می‌کنند، استاد خوشوقت نیز از جمله این استادان بودند.
 
شاگرد آقای خوشوقت تأکید کرد: ما وقتی به ایشان می‌گفتیم شما فلان مطلب را در جلسه گذشته گفته‌اید بیان می‌کردند من این را نگفته‌ام بلکه این مطلب را خداوند بیان داشته و من کسی نیستم، آیت‌الله خوشوقت معتقد بودند استادی که از خودش چیزی بگوید استاد نیست.
 
وی اظهارداشت: آقا همیشه می‌گفتند موضوع اصلی قرآن هدایت است و این هدایت را باید از همان اهدناالصراط المستقیمی فهمید که روزی 10 بار تکرار می‌کنیم و کلید این صراط نیز در سوره یس است که می‌فرماید و أن اعبدونی هـذا صرط مستقیم یعنی لازم نیست به راه متفاوتی بروی بلکه راه راست در عبادت خداوند متعال است.
 
وی گفت: آقا همیشه و در تمام 50 سال تدریس همیشه تأکید بر آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ داشتند و تا آخر نیز بر این آیه بسیار تکیه می‌کردند آیه دیگری که بسیار بیان می‌داشتند یا ایها الذین آمنوا اذکروالله ذِکرا کثیرا بود که می‌گفتند جدای از این ‌که انسان نباید به گناه مبتلا نشود باید بسیار هم خدا را یاد کند.
 
حجت الاسلام باقری تأکید کرد: آقای خوشوفت جلسات ختم صلوات زیادی داشتند که در این جلسات 14000 صلوات ختم می‌شد به این ترتیب که در طول نیم ساعت همه به همراه آقای خوشوقت به صلوات فرستادن می‌پرداختند و هر فردی یک هزار صلوات می فرستاد و نیت صلوات‌ها نیز حل مشکلات مؤمنین بود.
 
وی بیان داشت: بین ختم صلوات و سخنرانی نیز هر بار یک دعا می‌خواندند یک بار زیارت عاشورا، یک بار حدیث کساء و یا هر دعای دیگری و به این ترتیب ارتباط  آقا با ائمه را در بین مردم حفظ می نمودند.
 
وی افزود: حتی در مشهد نیز ایشان در حرم می‌نشستند و ختم صلوات می‌گرفتند و بعد ختم صلوات نیز 5 دقیقه سخنرانی می‌کردند و باقی جلسه به پرسش و پاسخ می‌گذشت. آقا هفته‌ای سه بار ختم صلوات می‌گرفتند و هرجا هم که برای جلسه ختم صلوات وی را دعوت می‌کردند بی هیچ تکلفی دعوت را می‌پذیرفتند.
 
وی با بیان این موضوع که تأکید همیشگی آقای خوشوقت بر ترک گناه بوده تصریح کرد:  خدمت حاج آقا می گفتیم آقا ما مشرف شدیم به مشهد چه کنیم، می‌گفتند بعد از اذن دخول و خواندن زیارت چند دقیقه در سکوت بنشینید و ببینید که در دلتان چه اتفاقی می‌افتد، آقا همیشه بیان می‌داشتند که اگر ترک گناه کنید محال است که معصومین(ع) جواب شما را بدهند و شما متوجه نشوید.
 
وی ادامه داد: آقای خوشوقت بیان بسیار ساده و روانی داشتند به همین دلیل کسانی که پای منبر ایشان می‌آمدند از همه قشر و همه سنی بودند، ایشان مسجد امام حسن مجتبی(ع) واقع در خیابان شریعتی تهران را پایگاه خود قرار داده بود، خادم قدیمی مسجد می‌گفت اوایل در روز تاسوعا و عاشورا تعدادی که در مسجد حاضر می‌شدند به اندازه انگشتان دست هم نمی‌شد اما با حضور آقا رفته رفته طوری شده بود که تمام طبقات کاملا پر می‌شد.
 
وی در پایان سخنانش تصریح کرد: آقا در سال 91 سفری به کربلا داشتند و ما نیز در نجف و کربلا همراه ایشان بودیم، شب جمعه که به زیارت امام حسین(ع) رفتیم در حرم دعای کمیل برگزار کردند و آقا آنجا آن چنان گریه می‌کرد که من واقعا ترسیدم که مبادا حالشان بد شود وقتی دعا تمام شد و مداح داشت از حرم بیرون می‌آمد آقای خوشوقت به او گفت برای ما باید روضه بخوانی خانم‌ها نیز روضه جدید می‌خواهند و بعد دوباره با درخواست ایشان مداح شروع به روضه خواندن کرد.

:: بازدید از این مطلب : 1641
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

رهبر معظم انقلاب فرمودند: مرحوم آقا شیخ محمد بهاری(ره) شخصیت خیلی برجسته ای است. ایشان هم فقیه بزرگی هستند و هم عارفند. ایشان منشأ برکات زیادی بوده است. تذکرة المتقین کتاب خوبی بود. اگر عرفان های صحیح و ناب همچون عرفان شیخ بهاری به خوبی تبیین و معرفی شود، دیگر جوانان دنبال عرفان های دروغین نخواهند بود.

به گزارش رسا، کتاب «میل معشوقان» به قلم حجت الاسلام سید علی اکبر صداقت از سوی انتشارات ایده برتر تهران و بکاء قم درباره ناگفته هایی از احوالات و شرح شیدایی و شیوه سلوک آیت الله شیخ محمد بهاری منتشر شد.
 
از بخش های مهم این کتاب می توان به زندگی نامه، خاطراتی از این عارف، دیدگاه علمای بزرگ درباره این شخصیت، شاگردان بهاری، ادعیه و اوراد بهاری، نمونه ای از احادیث مورد نظر بهاری، متن نامه(طالب قرب الهی) اشاره کرد.
 
در بخشی از این کتاب آمده: حضرت آیت الله حاج شیخ محمد بهاری پس از کسب علم و فیض و معرفت و ادب از محضر علامه ذوفنون، حضرت ملاحسینقلی همدانی از قریب سیصد شاگرد استاد، گوی سبقت ربود و معروف به حکیم اصحاب شد. او در بی تکلفی در دنیا و بی نامی در بین خلق، زیست و با رضایت، ندای «ارجعی الی ربک» سر داد و مزار شریفش زیارتگه عشاق شد.
 
در وصف این شخصیت برجسته و عارف سالک و حکیم اصحاب بسیاری از قدما و فضلا و عرفا سخن ها گفتند، اما کمتر کسی او را شناخت و حقش ادا کرد و به خدمتش ارادت ورزید و از این گوهر یک دانه بهره جست.
 
عارف بالله شیخ محمد بهاری فرزند حاج میرزا محمد که مردی وارسته بود در سال 1265 هجری قمری در شهر بهار چشم به جهان گشود و تاریخ وفات شان را نهم رمضان سال 1325 نوشته اند، پیکر این عالم ربانی در شهر بهار استان همدان آرام گرفته است.
 
ارتباط آیات ملکی تبریزی و بهاری
 
از شاگردان برجسته آخوند ملاحسینقلی، مرحوم بهار و ملکی تبریزی بودند و از نظر روابط انس و همنشینی به هم نزدیک بودند. مرحوم بهاری در سفری که به تبریز داشت مدتی نزد ملکی تبریزی بوده که این مطلب دلالت می کند به این که ارتباط آن ها با یکدیگر صمیمی بوده است.
 
بهاری از دیدگاه بزرگان/ بعد از قبر سلمان فارسی قبری را به نورانیت قبر شیخ محمد بهاری ندیدم
 
رهبر معظم انقلاب درباره این عارف گرانقدر فرمودند «مرحوم آقا شیخ محمد بهاری(ره) شخصیت خیلی برجسته ای است. ایشان هم فقیه بزرگی هستند و هم عارفند. ایشان منشأ برکات زیادی بوده است. تذکرة المتقین کتاب خوبی بود. اگر عرفان های صحیح و ناب همچون عرفان شیخ بهاری به خوبی تبیین و معرفی شود، دیگر جوانان دنبال عرفان های دروغین نخواهند بود.»
 
 استاد ملاحسینقلی همدانی: شیخ محمد بهاری حکیم اصحاب من است.
 
مرحوم آیة الله شیخ جواد انصاری همیشه برای زیارت قبر مرحوم بهاری راه 19 کیلومتری را پیاده طی می کرد و می فرمود «بعد از قبر سلمان فارسی قبری را به نورانیت قبر شیخ محمد بهاری ندیدم»
 
 مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی در کتابش می نویسد: شیخ محمد بهاری بزرگوارتر و بزرگ ترین شاگرد آخوند ملا حسینقلی همدانی بود. تلمیذ اجل و وصی آخوند ملا حسینقلی همدانی، عالم سالک، شیخ محمد بهاری همدانی نجفی، متوفی 9 رمضان 1325 در بهار بود.
 
عالم ربانی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی فرمود: این حقیر فقیر کثیر التقصیر به مرحوم آقا شیخ محمد بهاری مودت و ارادتی خاص داشتم. چنان که چند روز در نجف اشرف در خدمت شان بودم و ایشان نسبت به حقیر مرحمت و لطف ویژه ای عنایت فرمودند. پس از چند روز که حقیر عازم اصفهان شدم، تعلیقه ای به حقیر مرقوم فرمودند که در آن نوشته بود «اگر تو را وصیت کنم، زیره به کرمان بردن است و اگر وصیت از تو بخواهم فالوده پیش هالو نهادن است»؛ پس از اندکی فوت نمودند.
 
 شاگردان شیخ بهاری
 
از شاگردان آیت الله بهاری، شیخ اسماعیل تائب، سید جمال الدین گلپایگانی، شیخ لطیف بهاری، شیخ مرتضی آشتیانی، شیخ علی گنبدی و میرزا مهدی اصفهانی را می توان نام برد.
 
گفتنی است، کتاب «میل معشوقان» در احوال آیت الله بهاری با شمارگان 2000 نسخه و از دو انتشارت «ایده برتر» تهران و «بکاء» قم در 87 صفحه با قیمت2500 تومان منتشر شده است./

:: بازدید از این مطلب : 1740
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

فارس- در شب ولادت امام حسن مجتبی(ع)، جمعی از اهالی فرهنگ، اساتید شعر و ادب فارسی، شاعران جوان و پیشکسوت کشور، و تعدادی از شاعران پارسی‌گو از کشورهای تاجیکستان، هندوستان، افغانستان و پاکستان با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

این پا و آن پا می‌کردم، تا کارت‌های دیدار را نگرفته بودم نگرانی‌ام ادامه داشت که نکند از این قافله شاعران جا بمانم، شده بود سال‌هایی که به قول برخی دوستان دقیقه 90 ناممان حذف شده بود و این دیدار را از دست داده بودیم، اما کارت ویژه مهمان را که دریافت کردیم آرام آرام دلگرم شدیم که مهمان حضرت یار خواهیم شد.

ساعت حدود 18 بود، اما شاعران جوان به جهت ذوق زودتر آمده بودند و با شاعرانی چون سعید بیابانکی و علی داوودی خوش و بشی داشته و در گوشه و کنار صحبت می‌کردند؛ کاملا مشخص بود که همه به نوعی مشعوفند.

شاعران میانسال و یا سالخورده کم کم می‌آمدند، حسین اسرافیلی، عباس براتی‌پور، علی موسوی گرمارودی هم ملحق شدند و ساعت حرکت 18:30 اعلام شد، ولی به واقع زمان که به واسطه ساعت در دستمان بود نمی‌گذشت، حتی گذشت زمان را ثانیه به ثانیه می‌شمردیم اما بازهم همان بود که بود...

برای اولین بار تدارکی دیده شده بود تا خبرنگارانی حضور داشته باشند چرا که این دیدارها اغلب شیرینی و حلاوت توصیف ناپذیری دارد و هر خبرنگاری دوست دارد باشد و بداند که چه می‌گذرد و اینبار نصیب ما هم شد...

تا به ساعت مقرر نزدیک شویم شاعران که اجازه شعرخوانی یافته بودند شعرهای ‌خود را زمزمه می‌کردند، حتی شاعران جوانی به واسطه دوستی با برخی شاعران برجسته در تلاش برای رایزنی جهت شعرخوانی بودند که کم و بیش امید داده می‌شد که در صورت وجود زمان مهلت به شما هم می‌رسد.

ما که شوق دیدار داشتیم کم کم با شاعرانی هم صحبت شدیم، برخی‌ها سال اولی بودند و برخی حتی پنجمین سال حضور را تجربه می‌کردند، شاعران تنها ایرانی نبودند و از روسیه و تاجیکستان و هند هم مدعوینی آمده بودند، آنها هم از شوق شاعران ایرانی متعجب بودند، هم کلام که شدم فهمیدم آنها رهبر انقلاب را می‌شناسند، «خانم آنابرزینا» که در حیاط حوزه هنری ایستاده بود می‌گفت: اولین بار است با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار می‌کنم، تنها می‌توانم بگویم هیجان زده‌ام اما ایشان را می‌شناسم.

این شاعر روس که در دانشگاه هم روابط بین‌الملل تدریس‌ می‌کند در ادامه می‌گفت: می‌دانم رهبر ایران هنر دوست و مهربان است و شعر را می‌شناسد، زمینه‌های مختلف هنر را دوست دارد و...

متعجب شده بودم از این اطلاعات یک بانوی روس، به خوبی از رهبر انقلاب اطلاعات داشت و همواره در تلاش بود آن هیجان خود را به زبان آورد، گرچه شور شاعران جوان کم از او نداشت که هیچ مضاعف هم بود.

محمد افسر رهبین رایزن فرهنگی افغانستان هم در کنجی ایستاده و نظاره‌گر ساعت برای حرکت بود، او نیز در گفت‌وگویی گفت که خوشحال است برای نخستین بار به این دیدار دعوت شده است و می‌تواند رهبری را از نزدیک ملاقات کند، هرچند از برنامه شعرخوانی شاعران افغان اطلاعی نداشت.

کم کم به ساعت 18:15 رسیدیم و تنها زمانی کمی مانده بود حرکت آغاز شود، پیرمردی با کلاه نمدی روی صندلی طبقه سوم حوزه هنری نشسته است، آثار گذشت زمان در مو و چهره‌اش عیان بود، نامش محمد تقی علایی است، می‌گوید ساکن پیشواست، اولین سال است می‌آید اما 4 کتاب شعر چاپ شده دارد، به این نیت آمده بود که دو کتاب به نام‌های «دیوان علایی» و « حماسه عشق» را تقدیم رهبر معظم انقلاب اسلامی کند، با حرارت حرف می‌زد و حتی اشک در چشمانش حلقه داشت، می‌گفت عاشق سید علی است، می‌گفت او را ببینم خواهم گفت من امشب قلب اسلام را زیارت کرده‌ام، می‌گویم آقا: قلب مذهبم را زیارت کرده‌ام، و امشب آرزوی 60 ساله‌ام برآورده شد.

شعری برای رهبرش سروده بود و تاکید داشت در محضر ایشان قرائت کند، اما گفته بودند اجازه دهید فرصت به شاعران جوان برسد، برایم چند بیتش را خواند حقیقتا با ذوق می‌خواند:

چهره خامنه‌ای چهره مهتاب بود

دل او صاف و کلام و سخنش ناب بود

می‌کند با نگهش جام دلم را سیراب

لب او شربت قند و نگهش آب بود

شعر ادامه داشت و وصف رهبری از زبان این پیرمرد عاشق تمام نشدنی..

اینها تنها گوشه‌ و شمایی است از حال و هوای حوزه هنری. سیده تکتم حسینی از شاعرانی است که به او وعده شعرخوانی داده بودند، او از افغانستان است، می‌گوید ساکن قم هستم و برای رهبری بهترین شعرم را خواهم خواند، می‌گفت هیجان زده‌ام، اولین بار است می‌آیم و دوست دارم زمان دیدار زود برسد.

انسیه سادات هاشمی شاعر جوان دیگری بود که می‌گفت سال گذشته از تبار شاعران برای دیار با معظم له جا ماندم،‌ با بغض می‌گفت بارها اسمم در لیست بود اما زمان نهایی شدن همه چیز منتفی می‌شد، ظاهرا امسال رویایم محقق می‌شود، دعوت شدم و آمدم کارت را که گرفتم خیالم راحت شد، خبر حضورم را آقای قزوه داد؛ غیرمنتظره بود، اما بسیار بسیار خوشحالم.

شاعران دیگری هم بودند مثل حسن شعبانی هم شعری در دست داشت، می‌گفت فرصت را به شاعران جوان می‌دهیم؛ اما اینگونه نجوا کرد که:

امام راحل‌مان بارها ستود شما را

همان‌چنان که علی را ستود جد گرامت

اشعار این گونه ناب و زیبا تمامی که ندارد هیچ، بلکه در وصف رهبری سرودن غرور انگیز است و این غرور در هنگام قرائت شاعران به من مخاطب منتقل می‌شد.

موسوی گرمارودی با ماشین شخصی راهی شد، حجت‌الاسلام اخلاقی و انصاری‌نژاد هم همراهی‌اش کردند، اما سیمین‌دخت وحیدی و شهرام شکیبا و رضا رفیع و دیگران همچنان می‌آمدند، سیار بود و میلاد عرفان‌پور، عبدالرحیم سعیدی راد هم در کنار دیگر شاعران بود، همه بودند هر آنکس که شعر را می‌شناخت با دل و جان آمده بود، ناصر فیض هم در کنار سایر مدیران حوزه در تدارک عزم گروه بود.

ساعت را که دیدم فهمیدم باید سوار اتوبوس‌های در نظر گرفته شویم، قرار شده بود همه، شب پس از مراسم با همین اتوبوس‌ها به حوزه بازگردند، تا رفت و آمد سخت نباشد، کم کم حرکت کردیم.

شاعران جوانند دیگر، شیطنت‌های خاص خود را داشتند، شعر می‌خواندند و گاهی برای سلامتی رهبری صلواتی بلند می فرستادند، مدام می‌گفتند ترافیک است و بزودی خواهیم رسید و سرانجام رسیدیم...

کارت‌های شناسایی و دعوت‌ها چک شد به خوبی پذیرایی از درب ورودی آغاز شده بود و همه آماده ضیافت شدند، وارد حیاطی شدیم که صفوف نمازگزاران مرتب می‌شد،‌ باید ابتدا طبق برنامه نماز می‌خواندیم و سپس افطار و بعد هم مهمانی شاعران.

 

سرک می‌کشیدیم تا نظاره‌گر طلوع ورود رهبری باشیم، دیگر هرآنچه داشتیم به ذوق تبدیل شده بود، این موضوع در چهره تک تک حاضران مشهود بود، خواهر احمد عزیزی شاعر آئینی کشورمان گویی دیگر تاب نداشت، شاعرانی نیز از شهرستان آمده بودند آنها هم بیشتر از دیگران، ما هم در جمع چنان مشعوف بودیم که مدام سرک کشی می‌کردیم.

لحظه موعود رسید رهبری با عظمت وصف ناشدنی و لبخندی که خوش‌آمدگویی را به همراه داشت همه را به وجد آورد و صلوات بود که فضا را در هم می‌شکست، عقب بودیم و صحنه‌های صفوف اول را کمتر می‌دیدیم اما آنچه مشخص بود دیدار برخی چهره‌ها و شاعرانی بود که با حضور رهبر انقلاب برای سلام و احوال‌پرسی خدمت ایشان می‌رسیدند. در لحظه آخر ورود رهبر انقلاب غلامعلی حداد عادل هم آمد. او اکثرا در این نشست‌ها و دیدارها حضور می‌یابد دوستدار شعر است و خود شاعری در خور.

کم کم گرد رهبر انقلاب مملو از شاعران مرد شده بود، کتاب و مجموعه‌هاشان را می‌دادند و چفیه هدیه می‌گرفتند، کتاب مشفق کاشانی، مجموعه شعری امیری فیروزکوهی و مجموعه کتاب‌های موسوی گرمارودی و امثالهم تقدیم رهبر انقلاب شد، از نخستین افراد موسوی گرمارودی بود که با معظم له به صحبت پرداخت.

صلای اذان و موذن همه را به صفوف بازگرداند گرچه سخت بود دست کشیدن از زیارت یار. نماز با اقامه رهبر انقلاب طعمی دارد که باید چشیده باشی آنهم در ماه مبارک به ما که چسبید و به قول بچه‌ها روزی‌مان مقدر شده بود نماز را به ایشان اقتدا کنیم.

نماز که تمام شد به سمت فضایی که برای افطار در نظر گرفته شده بود رفتیم، اما همچنان از هر منفذی آقا را دنبال می کردیم تا ببینیمشان و با چشمانمان ثبت لحظات کنیم هرچند زود تمام می‌شود اما باید در دلمان ثبت می‌کردیم.

 

پس از افطار به سمت محل شعر خوانی راهنمایی می شدیم که به این دلیل که در مرتبه نخست فرصت احوالپرسی و گفت‌وشنود با رهبری برای آقایان فراهم شده بود ، ایشان با دقت نظر به سمت بانوان حاضر در محفل که 23 نفر بودند آمدند و آنها را مورد تفقد قراردادند، برخی‌ها اشک شوق می‌ریختند و برخی همانند زینب عزیزی خواهر احمد عزیزی شعر می خواند و برای رهبر انقلاب و عظمت کشور دعا می‌کرد. بارها از جملاتی آهنگین استفاده کرد، واژه‌های مسجع که وزنش همسان بود، این سخنان باعث شد رهبر انقلاب به ایشان عرض کنند، شما به مانند آقای عزیزی هستید و ماشاء‌الله چیزی از ایشان کم ندارید.

در این حین گویی من که منتظر فرصتی بودم، کتاب «عصرانه های ادبی خبرگزاری فارس» را که بزودی منتشر می‌شود و ما آماده کرده بودیم خدمت رهبر انقلاب تقدیم کنیم، خدمت ایشان دادم و توضیح درباره شرح ماوقع هم داده شد. معظم له نیز با تورق در این کتاب فرمودند: در جریان هستم و حتما کتاب‌هایی از این قبیل و آثاری را که شاعران به بنده هدیه می‌دهم مطالعه کرده و بر آن مطلبی می‌نویسم.

برخی چفیه می‌خواستند برخی اشعارشان را می‌دادند و ایشان با سعه صدر همه را دریافت کرده و به دقت با شاعران جوان صحبت می‌کرد.

همه چیز آماده برپایی نشست شعر خوانی در نیمه ماه رمضان بود، نشستی که هرساله برپا می‌شود و ابتدا شاعران شعر می‌خوانند و سپس رهبر انقلاب مواردی را مطرح می‌فرمایند.

اما همه که در جایگاه خود نشستند و در راس آنها رهبر انقلاب به همراه علیرضا قزوه و حجت الاسلام محمدی گلپایگانی قرار گرفتند،‌ قرار شد قرآن قرائت شود. امیری اسفندقه دقایقی در کنار رهبر انقلاب حاضر شد و شروع به صحبتی کرد و با پایان صحبت‌هایش قرآن تلاوت شد.

 

سکوت محض بود همه تلاوت زیبا را می‌شنیدند، ساعت حدودا به 21:50 دقیقه رسید، اجرای برنامه و معرفی شاعران برعهده علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری بود، او ابتدا توضیحی داد که در این مراسم شاعرانی از ایران و برخی کشورهای فارسی زبان همسایه حضور دارند و قرار است شعر بخوانند.

با این توضیحات و معرفی اندک و یادکردی از شاعران درگذشته مراسم از ساعت 22 آغاز شد. قزوه مراعات زمان را می‌کرد متذکر می‌شد که شاعران یک غزل و یا یک سروده بخوانند، تا فرصت به سایرین برسد.

به رسم ادب از شاعران و بزرگان محفل چون گرمارودی، سبزواری، براتی‌پورکه همانند هرسال فرصت را به شاعران جوان می‌دهند تشکر کرد.

شاعران جوان لبخندی زدند و گویی از اینکه زمان بیشتری به آنها داده می‌شود و می‌توانند در حضور رهبری شعر بخوانند خوشحال بودند.

«ظهیر احمد صدیقی» نخستین شاعر از پاکستان بود که به رسم مهمان نوازی از سوی قزوه برای شعر خوانی دعوت شد، اینگونه معرفی شد که حافظ کل قرآن است، شاعری پیشکسوت از پاکستان که البته هدیه‌ای منقش به شعری که خوشنویسی شده بود تقدیم رهبر انقلاب کرد.

او اینگونه خواند: " ای شما ایرانیان "

ای فروغ فکر و فن از نور افکار شما

رونق گلزار ما از رنگ رخسار شما

ثابت و قایم مثال کوه کردار شما

همچو برگ گل لطیف و نرم گفتار شما

ای عزیزان عجم ای صاحبان دین و دل

دیدن خضر و مسیحا هست، دیدار شما

من ز پاکستان بیاوردم درود پرخلوص

صد دعای دوستان پاک نثار شما

پس از قرائت اشعار این شاعر، رهبر انقلاب خطاب به ایشان فرمودند، خیلی خوب بود، هم خوش مضمون،‌خوش لفظ و خوش جهت بود، این مورد از همه مهمتر است، برخی اشعار خوش مضمون و خوش لفظ نیست که این موضوع مهم است.

شاعر هندوستانی با نام «بالرام شکلا» نفر دوم بود، او در دانشگاه دهلی مدرس است، و به تازگی ترجمانی از ترکیب‌بند محتشم را مکتوب کرده است. در این مراسم شعری برای مولا علی‌(ع) خواند. مطلع آن شعر اینگونه است:

به من رساند نسیم سحر سلام علی / برهمنم که شدم چون عجم غلام علی(ع)

من ضعیف چگونه به شعر پردازم / کنار معجزه کامل کلام علی(ع)

چو کودکی که ز مادر آموزد / خوشم که نکته می آموزم از مرام علی(ع)

 

در پایان شعر این شاعر که حاضران بارها قافیه‌ها را همراهی می‌کردند رهبر انقلاب ضمن تنقد فرمودند: خیلی خوب بود، انشاءلله مشمول کمک و توجه آن بزرگوار قرار گیرید.

در ادامه مراسم شاعری پاکستانی شعر خواند‌،قزوه پیش از دعوت او برای شعرخوانی به رهبر انقلاب و حضار گفت: وی فردی است که در دهه 80 میلادی، هنگام سفرش در هیات کمیته صلح شوروی به یکی از کشورهای خلیج فارس در پاسخ به درخواست یکی از امرای عرب برای قرائت شعر آنی، شعری سرود که ردیف آن خلیج فارس بود و در آن مجلس قرائت کرد.

این جسارت شاعر فارسی گوی شوروی سابق، خاطر امرای عرب را تلخ کرد و تا آخر مجلس در سکوت رفتند. پس از این توضیحات مومن قنات اینگونه آغاز به خواندن کرد که؛

از خلیج فارس می‌آید نسیم فارسی

ابر در شیراز می‌بارد چو سیم فارسی

تا شعر به این بیت می‌رسد که : شیخ را سرمست دیدم یک شبی از بوی نفت/ رفت با عطر کفن عطر و شمیم فارسی

پس از این بیت رهبر انقلاب به مزاح فرمودند: مثل امشب! اما خیلی خوب بود، به یاد آقای قزوه هم آوردید که بگوید خلیج فارس.

 

تدارک و چینش به نحوی بود که سه بانوی شاعر از سه کشور ادامه مراسم را به خود اختصاص دادند.

«آنا برزینا» از روسیه یکی از این شاعران بود، پیش از این در سریال شهید بابایی هم نقش آفرینی کرده بود و اکنون در روسیه فارسی تدریس می‌کند، او اینگونه خواند: این خاک گهربار که ایران شده نامش/ شیری است که که در بین دو دریاست کنامش و...

 

رهبر انقلاب بارها در میان شعرخوانی این بانوی روس از واژه آفرین برای تحسین استفاده کردند.

«فرزانه خجندی» از دیگر شاعرانی بود که از فعالان نشر تاجیکستان است، این شاعر سروده اش اینگونه بود، درود ای قاصد فردا شبت خوش باد و روزت خوش ...

رهبر انقلاب با تکرار این مصرع فرمودند موفق باشید.

«سیده تکتم حسینی» از مهاجران افغانستان در ایران شاعر دیگر بود که دعوت به شعرخوانی شد،

نشسته برف پیری روی مویت/ دلم می خواست تا باران بگیرد

تنت از خستگی خرد و خمیر است/ بیا تا خانه بوی نان بگیرد

تا رسید به این بیت که ...

خدا را شکــــر اگر امروز غـــــم هست

حرم هست و حرم هست و حرم هست

خودت گفتی به من امکان ندارد

دل سادات در ایــران بگیرد

رهبر انقلاب تحسین این بخش شعر را تکرار کردند و فرمودند: آفرین خیلی خوب بود.

غزاله شریفیان شعری را در وصف سفر خواند که اینگونه بود، بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند، همین که دور شوی خانه‌ها شبیه هم اند.

آقا در پایان این شعرخوانی فرمودند: خیلی خوب بود دست شما درد نکند.

پیش از شعرخوانی انسیه سادات هاشمی، قزوه به سیمین دخت وحیدی اشاره کرد که شعری بخواند که ایشان بدون کلام زمان را به جوان تذکر داده و مجری برنامه از این حسن نظر تشکر کرد و فرصت شعرخوانی به هاشمی رسید، او آغاز کرد و خواند:

مزه ی عشق به این خوف و رجا هاست رفیق

عشق سرگرمی اش آزار و تسلاست رفیق !

قیمت یک سحر آغوش چشیدن ، صد شب

گریه و بغض و تب و آه و تمناست رفیق !

اما شعر به این حدود رسید که رهبر انقلاب فرمودند از ابتدا مجدد بخوانید، که هاشمی این بار با آرامش بیشتری قرائت کرد و معظم له در پایان فرمودند: آفرین.

حسین عباس‌پور شاعر جوان بود که پیرامون امام حسن مجتبی(ع) شعری خواند، شعری قوی که بیتی از آن در پی می‌آید:

بارها از سفره‌اش با اینکه نان برداشتند/ روز تشییع تنش تیرو کمان برداشتند

رهبر انقلاب هم به تحسین این شاعر کلامی فرمودند و گفتند خیلی خوب بود.

 

«رضا شیبانی» از شاعران آذری زبان شعری خواند فارسی اما در مصرعی از آن نام قالی تبریز آمده بود که رهبر انقلاب در پایان به زبان ترکی فرمودند: شما تبریزی هستید؟ ترویج قالی تبریز می‌کنید مشخص است تبریزی هستید، که شیبانی سخن ایشان را تایید کرد و گفت بله تبریزی هستم.

آقا در ادامه فرمودند: شهریار هم در سن شما بود همین جوری شعر می گفت.

قزوه در ادامه وارد بحث شد و گفت: یعنی ضعیف!

آقا در این حین فرمودند: نه ضعیف نیست، رو به آبادانی دارد، خیال نباید کرد اینجا منزل آخر است، بلکه منزل اول است، فردی که شعر خوبی نمی‌گوید، وارد راه نمی‌شود، اما شما وارد منزل شده‌اید، پیش روید از شهریار هم بالاتر می‌زنید.

همچنان شاعران جوان گوی سبقت را از یکدیگر می‌ربودند، من نیز در کنجی نظاره گر این ماراتن شعرخوانی بودم، اما برایم جالب بود رهبر کشور با این همه مشغله این همه دقیق و ظریف به شعر احاطه دارد و بارها مواردی را با باریک بینی تذکر می‌دهد. نوبت به علی فردوسی رسید، غزلی خواند اینگونه: یک اتفاق ساده مرا بیقرار کرد/ باید نشست و یک غزل تازه کار کرد...

که رهبر انقلاب به این شاعر فرمودند: خیلی خوب بود، آفرین، مضمون و لفظ و جهت و همه چیز خوب بود، اما یکی از کارکردهای سنگ را نگفتید، آنهم اینکه هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت.

علیرضا قنبری از مشهد و پنجره فولاد خواند:

هر چند که درشهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود... خریدار زیاد است

من در به درِپنجره فولادم و دیریست

بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

آنقدر کریمی که بدهکار تو کم نیست

آنقدر کریمی که طلبکار زیاد است!

پاییز رسیدم به حرم با همه گفتم:

اینجا چقدر چادر گلدار زیاد است!

با بار گناه آمده ام مثل همیشه

با بار گناه آمدم این بار زیاد است!

رهبر انقلاب در میانه شعرخوانی به مزاح فرمودند: زیارت از همه چیز بهتر است. که حاضران همه خندیدند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان شعر این شاعر جوان گفتند: آفرین، آفرین، خیلی خوب بود با حال و با مضمون.

«احمد بابایی» از دیگران شاعرانی بود که شعرش انصافا بار داشت و قافیه، مضمون داشت و موضوع، هر چه بخواهم توصیف کنم کم است او شعری خواند که بارها همگان را به تحسین وا داشت.

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست

سیل دلشوره و آشوب، سرازیر شده‌ست

سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست

 

هر که در مدح علی(ع) شعر جدید آورده‌ست

گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

 

روضه‌ی مشک رسیده‌‌ست به بی‌آبی‌ها

خون حق می‌چکد از ابروی محرابی‌ها

باز هم حرمله... سرجوخه‌ی وهابی‌ها

 

کوچه پس‌کوچه‌ی آینده، به خون تر شده است

باز بوزینه‌ی کابوس، به منبر شده‌ است

 

خط و ربط عرب ای کاش که کاشی گردند

تا حرم، همسفر «قافله‌باشی» گردند

لاشه‌خواران سقیفه، متلاشی گردند...

آقا پس از اتمام ابیات فرمودند: آفرین خیلی خوب بود، عالی، زنده باشید، جوان‌ها امشب غوغا کرده‌اند.

«علی سلیمانی» شاعر دیگر بود نامش آشناست بارها در جشنواره‌ها رتبه کسب کرده او نیز 22 ساله است و شعری خواند اینگونه:

نشسته‌ام مثل بچه شیری ، که دل به چشم غزال دارد

بهار گیسوی و چشم سبزی ، که با زمستان جدال دارد

مرام چشمش مرام جادو ، هزار جنگل ، هزار آهو

خزر به گونه ، خزان به گیسو ، به جای ابرو هلال دارد

کشیده نقشی به روی شالش ، چه نقشه هایی ، خوشا به حالش

نشان خون خواهی از جنوب و نشان مهر از شمال دارد

پرنده ام رو به آسمانش ، همیشه دل بسته ام به خوانش

که آروزی من است و این من ، چه آرزویی محال دارد

چه چشم های ترانه سوزی ، چه وزن نابی ، عجب عروضی

شکوه شعر دری ست نامش ، غزل کنارش خیال دارد

در این هنگام رهبر انقلاب خطاب به این شاعر فرمودند: شما پیر هستید؟ حتما از زبان ما گفته‌اید. اگر به جای «پیرم» واژه «طفلم» قرار دهید بهتر است. در این لحظه همه حاضران خندیدند. ایشان فرمودند: جدا از شوخی ، با غم‌های 70 ساله توجیه می‌کنم، یعنی از لحاظ سنی طفلم اما غم 70 ساله‌ها را دارم.

 

«ملکیان» شعری از دفاع مقدس خواند، فرزند جانبازی که حضرت آقا پس از شعرخوانی‌اش پرسیدند: پدر شما جانباز است؟ که این شاعر گفت: بله، معظم له در ادامه تاکید کردند: سلام ما را به پدرتان برسانید.

«میثم داوودی» 18 ساله غزلی تقدیم به امام هادی(ع) کرد. که رهبر انقلاب پس از استماع فرمودند: آفرین خوب بود، انصافا جوان‌ها خیلی خوب شعر می‌گویند.

«مهدی نظارتی» شعری برای کودکان غزه خواند، او پیش از آغاز گفت: شعر سپیدی می‌خوانم برای غزه‌ای که بیش از کودکان در آن کودکی کشته می‌شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صادقانه پس از گوش فرا دادن به این ابیات فرمودند: خیلی خوب بود، طیب‌الله. ما مانوس با شعر سپید نیستیم، اما شعر شما را فهمیدیم. این جمله رهبر انقلاب حاضران را را به وجد آورد.

در این مراسم «موسی عصمتی» شعری با این مطلع که آیا شما نشانه‌ای از من ندیده‌اید، قرائت کرد که رهبر فرهیخته انقلاب به ایشان فرمودند: آفرین خیلی خوب بود، تخیل و لفظ و خیلی چیزها داشت. زنده باشید.

اما تنها شاعری که شعر طنز خواند، «سعید طلاییش» بود، او یادی از ابوالفضل زرویی نصرآباد کرد و از ولی امر مسلیمن تقاضای دعا جهت بهبودی این شاعر را نمود و اینطور قرائت کرد:

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجادۀ زردوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

این ابیات و امور بیان شده در این شعر باعث شد رهبر انقلاب خطاب به شاعر بگویند: در گینس باید ثبت شود. خیلی خوب بود، خدا انشاءلله این نماز را از شما قبول کند.

در این مراسم بلال کمالی شعر ترکی تقدیم به ساحت امام رضا (ع) کرد و در ادامه و پس از او شریف صادقی شاعر پیشکسوت قم پیش از خواندن غزلی در مدح امام زمان خطاب به رهبری گفت: سه سال و نیم قبل زمین خوردم، 5 میلیون تومان خرج کردم، دو سال و نیم در بستر بودم. با هیچ عایدی، نه بیمه‌ای نه چیزی و.. زندگی می‌کردم. اینها را فقط خدمت شما می ‌گویم.

آقا خطاب به این شاعر فرمودند: الحمدالله خدا هست بگرداند. خدا نبود چه می‌کردیم.

نکته حائز اهمیت در این مراسم شعرخوانی این بود که شاعرانی دعوت به شعرخواندن شدند که برای اولین بار در این دیدارها شعر می‌خواندند و این نکته از سوی قزوه بارها تکرار شد و همه شعر اولی بودند.

حجت‌الاسلام سید عبدالله حسینی شاعری بود که پس از 15 سال شعر می‌خواند، او گفته بود تنها 8 بند می خوانم اما اصل سروده ام 50 بیت است، در ادامه گفت: از این میان من تنها خمس ابیات را می خوانم، که رهبر انقلاب به مزاح فرمودند: سهم سادات را خودتان بردارید.

 

اما پس از شعرخوانی این شاعر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که تماما به دقت گوش فرا می‌دادند و من بارها ایشان را نظاره‌گر بودم، فرمودند: این شعر اطلاعات فقهی، اصولی و نحوی و صرفی خوبی داشت، بالاخره شما طعنی به اصحاب عبا زده‌اید، اشکال وارد دارید که چرا به استکبار توجه نمی‌کنید، اما اینها بیش از همه با اسکتبار برخورد می کنند، شما خوب بود نیمه پر لیوان را می‌دیدید که در این دوره نیمه پر بیشتر هم شده است.

حجت‌الاسلام محمد حسین انصاری نژاد شعری قوی و اخلاقی خواند که رهبر انقلاب فرمودند: شعر خیلی خوبی بود آفرین.

 

زمان گذشت، عقربه‌ها دور را تندتر نشان می‌داد، یک ساعت و ربع از نشست گذشته بود بی انکه فردی خسته شود ، مزاح‌ها و شیطنت‌های گاه و بیگاه جوانان فضا را تغییر داده بود و همه با اشتیاق اشعار را دنیال می‌کردند.

حجت الاسلام ذکریا اخلاقی در ادامه به دستور رهبر انقلاب شعری خواند. آقا برای دعوت از این شاعر فرمودند این وقت اضافه است برای شعرخوانی.

علیرضا قزوه زمان را به رهبر انقلاب داد تا ایشان انتخاب کنند که شاعران شعر بخوانند یا خودشان به سخنانی بپردازند که ایشان خطاب به آقای غلامعلی حداد عادل و حجت‌الاسلام گلپایگانی فرمودند: شعر نمی‌خوانید؟ الحمدالله جوان‌ها خیلی خوب بودند، خدا حفظ شان کند، و برکات و جلوه‌های جوانی را در بچه‌های خوب افزایش دهد.

پس از این سخنان حداد عادل ابیاتی را قرائت کرد:

آسمان ابری است ماه پیدا می‌شود/ ماه پنهان است اما گاه پیدا می‌شود

ماه بازی می‌کند با خاکیان از پشت ابر/ گاه پنهان می‌شود ناگاه پیدا می‌شود و....

حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی هم ابیاتی خواند، اما پیش از آن خطاب به رهبری فرمود: چند سالی است که اینجا شعر نمی‌خوانم، اما شعری می‌خوانم که شاید آقا راضی نباشند. از این رو عذر می‌خواهم؛ مطلع این شعر اینگونه بود:

بیا که طالع صبح امید ما اینجاست/ بیا سرای حسین پور مصطفی اینجاست

و...

آقا سپس خطاب به مرتضی امیری اسفدقه فرمودند شما شعر ندارید؟ چیزی بخوانید. که اسفندقه اجابت کرد و خواند: با تو اگر دوباره قراری نداشتیم/ هرگز به کار آئینه کاری نداشتیم و...

 

این شاعر ادامه داد: دو سال پیش خدمت شما قصیده ای خواندم، فرمودید همه اینها را می‌شود در غزلی سرود، در هنگام مراجعه به خانه ناراحت شدم که چرا باعث تکدر خاطر شما شده‌ام، از این رو 4 غزل سرودم.

به محفلی که سخن از لطایف غزل است/ قصیده هر که بخواند خروس بی محل است و...

 

رهبر انقلاب پس از این ابیات و سخنان فرمودند: هرچه می‌توانید از طبعتان استفاده کنید. آن را تقویت کنید. ما دعا می‌کنیم. این چیزها هم دعایی است هم دوایی، آفت انسان‌ها در هر رشته‌ای آن است که فکر می‌کنند هرجایند آنجا منزل آخر است، اما از همانجا سقوط آغاز می‌شود.

ایشان تاکید فرمودند: شاعران خود را با فردوسی، خاقانی و نظامی مقایسه کنند، شاعرانی که تا آخر پیش می رفتند،  شعری پیری و جوانی شان را قیاس کنند، در مواردی هم بهتر بوده است.

بانوان شاعر در ادامه به شعرخوانی زیاد آقایان اعتراض کردند که معظم له خطاب به آنها فرمودند: شما هم شعر کم نخوانده اید. مردها اسمشان به بدی در رفته است، مظلوم تر از خانمها هستند.


:: بازدید از این مطلب : 1948
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

انسان دایماً در خسران است چون عمرش را که تنها سرمایه‌اش است، هر لحظه از کف می‌دهد. اما انسانی که با چهار ویژگی شناخته می‌شود خسران ندارد.


بخش ای از بیانات امام موسی صدر در تفسیر سوره «والعصر»
غایت اصلی از سوگند به موجوداتِ هستی جلب نظر انسان به قداست این اشیاست و مقصود از قداست تربیتِ دینیِ توحیدی است، تا ما آدمیان بدانیم که در مسیر توحید تنها نیستیم، بلکه ما همراهِ کاروان هستی راهِ خود می‌پیماییم و در همایش جهانی که همه موجودات در آن شرکت دارند، در محراب خدا به سر می‌بریم.
 
به سخن دیگر، تنها من و مؤمنان نیستیم که خدا را سجده می‌کنیم و برایش نماز می‌گزاریم، بلکه آسمان و زمین و درختان و کوه‌ها و رعد و امواج دریا و برگ درختان و هر چیزی در این هستی به صورتی این کار را انجام می‌دهد.
 
همه هستی محراب خداوند است و انسان جزئی از این مجموعه است. از این پس به دیده حقارت به موجودات هستی نگاه نکن و گمان مبر که این امور عقل ندارند و جامدند، آنها حرکت می‌کنند ولی تو متوجه آن نیستی. بله، اشیا جامدند، اما حرکت آنها سجده به خداست.
«والعَصرِ إنَّ الإنسانَ لَفی خُسر» انسان در خسران است. علت کاملاً روشن است. زیرا با پایان هر روز یک روز از زندگی آدمی کاسته می‌شود. با سپری شدن هر روزی، صفحه‌ای از حیات آدمی ورق می‌خورد. پس انسان دایماً در خسران است. به سخن دیگر، آدمی عمرش را که تنها سرمایه‌اش است، هر لحظه از کف می‌دهد. هر لحظه و هر روز و هر ماه و هر هفته و هر سال چیزی از دست می‌دهد. این حرف دلیل و برهان دیگری نمی‌خواهد. اما طبعاً مؤمنان چنین نیستند.
 
«إلاّ الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلواالصّالِحاتِ وَتَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ.» انسانی که با چهار ویژگی شناخته می‌شود خسران ندارد. این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: ایمان و عمل صالح و سفارش به حق و سفارش به صبر. تواصی به حق یعنی توصیة متقابل؛ هرکس دیگری را به حق سفارش کند.
 
تواصی به صبر هم یعنی هر کس دیگری را به صبر سفارش کند. اما چرا هر کس این ویژگی‌ها را داشته باشد، در خسران نیست؟ این مسئله را به اختصار توضیح می‌دهم. روشن است کسی که به خدا ایمان دارد و عمل صالح انجام می‌دهد، روزی از عمرش سپری می‌شود. این حرف کاملاً درست است. اما این روز را در راه چیزی گران‌قدرتر صرف کرده است. انسانی که در خسران است و انسانی که هر لحظه از عمرش می‌کاهد، اگر این لحظه‌اش را در راه خیر و عمل صالح صرف کند، خسران ندیده است. بنابراین، ساعتی از عمر را می‌دهد، اما در عوض جاودانگی را می‌گیرد.
«وَتَواصَوا بِالحَقِّ وَتَواصَوا بِالصَّبرِ» گفتیم که آدمی جزئی از مجموعه آدمیان است و اگر با مجموعه هماهنگ باشد و یکدیگر را نصیحت و سفارش کنند، قدرتمند می‌شود و می‌ماند. اما اگر آدمی در میدان تنها بماند، بیم آن وجود دارد که از میان برود. از همین روست که مصلحان می‌کوشند جامعه را اصلاح کنند و اگر در این راه ناکام ماندند، جامعه‌ای کوچک یا دوستانی چند یا حزبی یا گروهی یا جمعیتی یا انجمنی تشکیل می‌دهند، تا در آن زندگی کنند و یکدیگر را نصیحت کنند.
 
در غیر این صورت، آدمی از بین می‌رود و در خسران خواهد بود. در اینجا باز هم به معنای سوم «إنَّ الإنسانَ لَفی خُسرٍ» می‌رسیم.
اگر آدمی تنها باشد، این تنهایی خطری بزرگ و عمیق برای او خواهد بود. اندک‌اند کسانی که می‌توانند از خطرِ تنهایی و فردگرایی بگریزند، زیرا آدمی وقتی تک و تنها باشد، از بین خواهد رفت. انسانِ تنهایی که از او اطاعت می‌شود، در معرض خطر غرور قرار دارد.
 
از همین رو، حاکمی که مشورت نمی‌کند، پند دیگران را نمی‌پذیرد و به حرف دیگران گوش نمی‌دهد، منحرف و مغرور می‌شود. پس سفارش به حق اولاً مانع از بین رفتن است، ثانیاً مانع غرور است و چنان‌که گفتیم غرور انحراف است، زیرا انسان مغرور، احساس بی‌نیازی از دیگران می‌کند و از دیگران پند و کمکی نمی‌گیرد و میان خود و دیگران دیواری می‌کشد.
 
انسانِ مغرور همچون خاک ساختمان ساخته شده، سودی ندارد. انسان مغرور فاسد است و منحرف می‌شود. پس به یکدیگر سفارش کردن به معنای همکاری و زندگی در یک مجموعه است و این عمل یکی از واجبات مؤمن است.
 
 
منبع:شبستان

:: بازدید از این مطلب : 1807
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

مراسم شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) با حضور جمع زیادی از مردم مومن و عاشق اهل بیت(علیهم السلام) با سخنرانی حجت الاسلام ربانی و مولودی خوانی حاج سید مهدی میرداماد و کربلایی قاسم وهاب در هیئت عشاق الحسن(ع) کاشان برگزار شد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام ربانی؛

_ پنج قدم طلایی و اصلی برای گذشتن درست از دوران جوانی لازم می باشد که اولین قدم معنویت است و نگذارید که گناه باعث ناامیدی شود. قدم طلایی دوم زندگی پاک است. سومین قدم رفیق مؤمن است.آن جایی که شک کردی به اندیشه های او رجوع کن. قدم چهارم انتخاب مکتب فکری اصیل است. مکتب های نو ظهور و حرف هایی که از غرب می آید نمی تواند دل تو  بچه شیعه را سیراب کند. 

_امام صادق(ع) می فرماید که به شرق عالم بروید و غرب عالم بروید سررشته تمام علوم را باید از ما اهل بیت بگیرید. یعنی آنهایی که حتی درس هایی دانشگاهی هم خواندید نیم نگاهی به احادیث و روایات بکنید، می بینید که ریشه تمام علوم در روایات اهل بیت هستند. مکتب فکری اصیل انتخاب کنید تا همیشه پشتتان قرص باشد.

_ به قدمی رسیدیم که عیار طلایش از همه بالاتر است. همه قدم ها طلایی هستند ولی این قدم خیلی لذیذتر است. این قدم ها برای این است که بتوانیم از بیست سالگی جوانی که روان شناسان می گویند از بیست سالگی تا چهل سالگی می باشد، به خوبی بگذریم و از آن خوب استفاده کنیم تا فردای قیامت شرمنده نباشیم. 

_  مرحله جوانی بیست سال است که خدا اجازه داده که از زندگی لذت ببرید و کیف کنید. خدا نمی خواهد که بنده اش در این دنیا سختی بکشد. نمی خواهد گرسنه سر سفره رنگارنگ دنیوی بنشیند و نتواند از آن استفاده کند. ولی خدا می فرماید که لذت هایت را مدیریت کن و معتدل کن. منظور افراط و تفریط نداشته باش.

_دیکی از نیازهای جوان رسیدن به آرامش است. خدا برای ما فکر این مسئله را کرده است. خدا می فرماید که من برایت همسر از جنس خودت آفریدم. که بتواند درکت کند و نیازهای تو را پوشش دهد. اگر انتخاب صحیحی داشته باشی با این همسر به آرامش می رسی.

_ قدم طلایی پنجم ازدواج صحیح و عاقلانه است.شعار قرآن این است که ازدواج عاقلانه و زندگی عاشقانه که این با فکر و عقل انجام می پذیرد. که به این معنا است که هر قدمی که برداری باعث می شود قدم های دیگر را راحت تر برداری. خدا به جوان های پاک همسران پاک می دهد. اگر زندگیت را بر اساس گناه چیدی کم کم ازدواجت هم در همان مسیر قرار می گیرد. و اگر زندگی بر اساس تقوا بود خدا از آنجایی که حسابش نمی کنی بهترین همسر را رزق و روزی تو قرار می دهد. همسری که اگر نگاهش کنی مانند همان نگاهی می شود که حضرت علی به خانم فاطمه زهرا می کرد. زندگی آرامش دارد که مسیرش در مسیر اطاعت خدا باشد.

_ ازدواج می کنید که آرامش به دست آورید نه آرامشتان را از دست بدهید. با ازدواج نیمی از دینتان کامل می شود. باید تقوای خدا را در نیمه دیگر داشته باشید. به خدا مطمئن باش ولی به خودت مطمئن نباش.هیچ کس گارانتی و تضمین ندارد.

_ به فتوای همه مراجع جوانی که نتواند جلوی گناه جوانی خودش را بگیرد ازدواج برایش واجب شرعی است. هر چه واجب شد مقدماتش هم واجب می شود. پدر و مادرهای عزیز اینقدر سنگ جلوی پای جوان ها نگذارید.پدرهایی که دختر دارید اهل بیت دو ملاک دادند برای انتخاب همسر برای دخترهایتان که یک این که آیا پسر ایمان دارد یا خیر، باور دارد یا خیر. و دومین ملاک این که ببینید اخلاق چطور است.

_ پیامبر فرمودند که اگر برای ازدواج جوان هایتان سخت گیری کنید جامعه تان به گناهانی مبتلا می شود که نمی توانید جلوی آن را بگیرید. تناسب که بهم بخورد زندگی آدم خنده دار می شود.نباید طوری باشیم که محبت امام حسین را و اهل بیت را داشته باشیم ولی سبک زندگی مان برخلاف این محبت باشد.

_ دین وقتی جوابگوی زندگی ما است که تمام آن را رعایت کنیم. قطعه ها و ابعاد وجودی انسان مانند ابعاد پازل است که حساب شده است و باید دقیقاً درست کنار هم قرار بگیرد تا زندگی آرام و ساکن و با آرامش داشته باشیم. که این ها اثرات زندگی پاک است


:: بازدید از این مطلب : 1667
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری در شب ولادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، جمعی از اهالی فرهنگ، اساتید شعر و ادب فارسی، شاعران جوان و پیشکسوت کشور، و تعدادی از شاعران پارسی‌گو از کشورهای تاجیکستان، هندوستان، افغانستان و پاکستان با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با تبریک ولادت امام حسن مجتبی(ع) و توصیه به بهره‌گیری از نسیم معنوی و قدسی شب‌های قدر، کارکرد اولیه و طبیعی شعر را پاسخگویی به افکار، احساسات و دلتنگی های شاعر خواندند و افزودند: البته کارکرد اصلی شعر، عبارت است از: حضور و اثرگذاری بر خلوت ذهن و دل انسانها و تغذیه فکری مخاطبان.

ایشان با اشاره به تلاش شیاطین برای ورود به این خلوت فکری با هدف تزریق ارزشهای شیطانی، خاطرنشان کردند: شاعر وظیفه دارد همانند شعرای بزرگ تاریخ فارسی، با ورود هنرمندانه به این محدوده، خلوت مخاطبان خود را با معنویات و با دمیدن روحیه امید، نشاط و تحرک و پیشرفت غنی سازد و این عناصر را که سازنده هویت حقیقی ملت هستند، تقویت کند.

رهبر انقلاب اسلامی، اصلاح «ناهنجاری‌های اجتماعی» را در گروی اصلاح درونی انسان‌ها و انگیزه‌مندی و امیدواری و نشاط آنها خواندند و درخصوص کارکرد اجتماعی شعر افزودند: «مشخصه های فرهنگی» و «مزیت‌های فرهنگی»، هویت فرهنگی یک ملت را تشکیل می دهند و شعر نیز باید پاسدار همین هویت ملی باشد و آن را غنی و پاکیزه کند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در بیان اهمیت «هویت فرهنگی»، خاطرنشان کردند: هویت فرهنگی همان «عقلانیت معنوی» و «خرد جمعی» است که اصل و منشأ حیات و امتیازات یک ملت است و انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نیز ساخته و پرداخته همین هویت فرهنگیِ برخاسته از حکمت و اندیشه های والا هستند.

ایشان، وجود انگیزه‌ مهم «پاسداری از هویت فرهنگی» را زمینه ساز احساس وظیفه برای مقابله با تهاجم آشکار دشمن به هویت ملی خواندند و گفتند: اشکال برخی این است که اصل تهاجم گسترده‌ی جبهه سوگند خورده علیه هویت اسلامی و هویت فرهنگی را با وجود نشانه های آشکار آن نمی بینند، اما شاعر با روح هنری و نگاه تیزبین و دغدغه مند خود، به دفاع از این هویت برمی خیزد.

رهبر انقلاب در ادامه با یادآوری واقعیت های تلخ دنیای امروز نظیر دست اندازی قدرت‌ها به «استقلال، ثروت، دین، معنویت، ناموس و اخلاق ملتها» و دگرگون کردن حقایق با سلطه تبلیغاتی، به حوادث دردناک غزه اشاره و خاطرنشان کردند: گاهی برای کشته شدن یک حیوان در گوشه ای از دنیا، چنان جنجال تبلیغاتی براه می اندازند، اما تهاجم اخیر به غزه و کشته شدن بیش از 100 تن که اغلب آنان نیز کودکان معصوم و مظلوم هستند، نه تنها برایشان اهمیتی ندارد بلکه امریکا و انگلیس رسماً از این حملات حمایت می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: واقعیت امروز دنیا، حمایت بی واهمه سلطه گران از هر بدی و پلشتی و فساد و نجاستی است که در خدمت منافعشان باشد و در مقابل، با هر پاکی و قداستی است که با منافعشان سازگاری نداشته باشد، بطور وحشیانه برخورد و معارضه می‌کنند.

ایشان پس از تشریح این واقعیات تلخ، این سؤال را مطرح کردند: شاعرِ برخوردار از «شعور و درک و فهم و قدرت بیان»، چه تکلیفی در قبال این واقعیات و شرایط دارد؟

رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به این سؤال گفتند: شاعر باید با برخورداری از این امتیازات که در واقع نعمت و حجت الهی است، به یاریِ جبهه مظلوم برآید و حق و حقیقت را با شعر خود نشان دهد.

رهبر انقلاب در پایان با اظهار خرسندی از پیشرفتهای کاروان شعر کشور بخصوص شعر شاعران جوان و شعر انقلاب اسلامی، افزودند: شرط اصلی ماندگاری و اثرگذاری شعر، علاوه بر مفهوم و مضمون خوب، برخورداری از ترکیب و شاکله هنری قوی است.

پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، تعدادی از شاعران جوان و پیشکسوت به ارائه اشعار خود پرداختند.


:: بازدید از این مطلب : 1612
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 23 تیر 1393

مراسم جشن با شکوه شب میلاد سبط النبی حضرت امام حسن مجتبی(ع) در هیئت رزمندگان غرب تهران برگزار شد. 

 در این مراسم آیت الله احدی سخنرانی کرد.

جشن میلاد امام حسن المجتبی
نکاتی از سخنان آیت الله احدی را بخوانید؛

 

*فردی از شیعیان خدمتی به امام حسن مجتبی کرد، حضرت به ایشان فرمود: دوست داری من به تو چهارصد دینار بدهم یا اینکه علم و نکته ای به تو یاد بدهم که وقتی برگشتی به شهرت و با آن ناصبی مناظره کردی بر او پیروز شوی؟ فرد گفت: یقینا نکته بگویید یا ابن رسول الله، حضرت نکته ای به او گفت فرد برگشت به شهرش و در مناظره ناصبی را شکست داد، ناصبی گفت: تو در مدینه نزد امام مجتبی رفتی؟ فرد شیعه گفت: آری، ناصبی گفت معلوم است این دفعه هنر مناظره ات فوق العاده است.

*امام حسن مجتبی فرمود: چهار عامل جوان را موفق می کند، یکی از این چهار تا را برداری نقص ایجاد می شود، اول آگاهی، دوم هدف، شناخت بدون هدف اثری ندارد، سوم قدرت، چهارم مسولیت. اگر کسی آگاهی و هدف و قدرت را داشته باشد اما مسولیت را اعمال نکند نمی تواند به موفقیت کامل برسد.

*در سوره ی مبارکه قصص می فرماید: قطعا خداوند هیچ وقت خلف وعده نمی کند، خدا خلف وعید می کند اما خلف وعده خیر، خداوند فرمود: اگر گناه نکنید خودم جام طهور را در دهانتان می گذارم، اگر کسی بالای قله باشد و بخواهد به کسی که پایین قلعه است بگویید بیا بالا در عربی می گویند: تعال، اما اگر هر دو پایین قله باشند و بخواهد بگوید برو بالا می گویند اتلع، خداوند تبارک تعالی به ما نگفت: اتلع، به ما گفت تعال، یعنی نترسید من در افق مبین هستم، کلمه الله هی العلیا.

*امام حسن مجتبی فرمود: هیچ چیزی بهتر از شناخت پر برکت نیست، پرسیدند: شناخت پر برکت چیست؟ فرمودند شناخت آن است که در خانواده ما قرار بگیرید، پرسیدند: چطور در خانواده شما قرار بگیریم؟ فرمودند: فرزندان معنوی ما شوید، وقتی صحبت از معصیت و گناه شد، گناه نکنید اینطور فرزندان معنوی ما می شوید.


:: بازدید از این مطلب : 1764
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 22 تیر 1393

امشب دوباره قصد استغفـار کـردم

یعنی  به کوچک بودنم اقـرار کردم

میخواهم از حالا فقط مـال تـو باشم

شرمنده ام آقا که بـد رفتـار کردم

میدیدم اینکه خار چشمت هستم اما

بیهوده بر این کـارها اصـرار کردم

امشب به جـای گفتـن العفـو العفـو

هفتاد دفعـه یاحسـن تکرار کردم

هرشب کنار سفره در فکـر حسینـم

امشب به یاد مجتبی افطـار کردم

من نذر کردم که غلامت باشم آقا

تا آخـر عمـرم بنـامت باشم آقا

ای اولین فرزند زهرا یا حسن جـان

ای دلبر و دلبنـد زهرا یا حسن جان

تو آمدی زهرا و حیدر شـاد هستند

ای معنی لبخنـد زهرا یا حسن جان

مادر تو را هر لحظه در آغوش دارد

یعنی شدی در بند زهرا یا حسن جان

یارب به حق مجتبی همسایه ها را...

نامت شده سوگند زهرا یا حسن جان

تو آمدی تـا آبروی شهــر باشی

دروازه ی رحمت به سوی شهر باشی

مهر شمـا در سینـه از روز ازل بود

با صلح جنگیـدن نبردی بی بدل بود

ای مـرجع تقلیـد عظمـای مدینه

رفتارتـان حی علی خیـر العمـل بود

ای بهترین  شاگرد دست آموز حیدر

دشمن اسیر ضرب شصتت در جمل بود

با بانگ تکبیرت زمین میلـرزد آقا

انگـار پـای دشمنت روی گسـل بـود

خون تو در رگهای قاسم موج می زد

چون مرگ شیرینتر برایش از عسل بود

تـو روی نـام مـادرت حساس هستی

استاد رزم حضرت حضرت عباس هستی

من خوب میدانم که این آقا کریم است

جای کبوتر بین صحنش یا کریم است

اینجا کسـی با دست خالـی برنگشتـه

آقا شبیـه مـادرش زهـرا کریم است

هر کس به دریا رفت مروارید برداشت

اینها به این معناست که دریا کریم است

باران ببـارد خـوب و بـد فرقـی ندارد

باران بـرای کـل آدمهـا کریـم است

آقا بیا کــه پشت در سائل رسیده

طوفان زده اتگار بر ساحـل رسیده

آقا برایت یک حـرم بایـد بسازیـم

یک پنجره فولاد هم بایـد بسازیـم

پایین پایت میشـود یک باب قاسـم

بالا سرت باب الکـرم بایـد بسازیـم

یک باب صادق ، باب باقر ، باب سجاد

یعنی سه صحن دیگرم باید بسازیـم

بایـد فراخـوان داد بیـن شاعـرانت

ترکیب بنـد محتشـم بایـد بسازیـم

در بین اشعارم شبی آقا به من گفت

صحنی بـرای مـادرم بایـد بسازیـم

ای ناخـدای کشتـی اولاد زهرا

کی میرود از خاطر تو یـاد زهرا

هرگز نشد روزی به فکـر در نیفتی

هر شب به یاد چـادر مادر نیفتـی

اینجا ملائک بال خود را پهن کردند

از روی سجاده شبی با سر نیفتـی

هر روز میفتـی زمین در راه خانـه

مـا آرزو داریـم تـا دیگـر نیفتـی

مـا آرزو داریـم مثـل مـادر خـود

آتش نگیری بیـن خاکستـر نیفتی

این اشک ها یعنی که ما طاقت نداریم

مـا هیچ جایی جز همین هیئت نداریم

 


:: بازدید از این مطلب : 2268
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 22 تیر 1393

گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی  در شب چهاردهم ماه مبارک رمضان را بخوانید؛

-در ادامه دعای چهل و چهار صحیفه، حضرت می‌فرمایند: "وَالْاِغْفالَ لِحُرْمَتِکَ،وَالْاِنْخِداعَ لِعَدُوِّکَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ " به راستی اگر انسان حرمت خدا را رعایت نکند ودر غفلت باشد خیلی بد است. حضرت می‌فرمایند خدایا کاری کن من از این سهل انگاری دور باشم . اگر اغفال و غفلت رادارای یک ریشه ببینیم درست می‌شود مثلا سهل انگاری و فریب خوردن .

چه عللی باعث می‌شود ما حرمت خدا را حفظ نکنیم؟ یک وقت ما حرمتمان را بیشتر از خدا می‌دانیم و اگر کسی به ما توهین کند زود ناراحت می‌شویم و به دیگران می‌گوییم به ما بی حرمتی شده است! ولی وقتی به خدا بی حرمتی می‌شود اصلاً توجهی نداریم حداقل منزجر نمی‌شویم یعنی یک حالت انزجار از خود نشان نمی‌دهیم که نشان دهدما از این رفتار بدمان آمده!

درماه مبارک رمضان باید آمادگی به دست بیاوریم برای جنگیدن با شیطان

چه کسی این اغفال را انجام می‌دهد؟ همان دشمنی که از اول با خدا جنگید پس ازچندهزارسال ذکر و عبادت به جنگ با خداوندپرداخت یعنی اول بی ادبی را به خدا او انجام داد.گفت:"لاغوینهم اجمعین" همه را از رحمت تو دور ومنحرف می‌کنم! و تو به رحمت خود آنها را به بهشت بکشان " الْاِنْخِداعَ لِعَدُوِّکَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ " همه سعی مابایدبراین باشدکه آماده فهم جنگ با شیطان بشویم یعنی این چند ماه رجب ، شعبان و علی الخصوص ماه مبارک رمضان آمادگی به دست بیاوریم برای جنگیدن با شیطان و نفس اماره در طول زندگی مثلاً بعضی‌ها دو تا حرف که از پدرومادر می‌شنوند ناراحت می‌شوند می‌گذارند می‌روندچند روز هم حرف نمی‌زنندحالا این کمترین اتفاق است درصورتی که باید با نفس و شیطان بجنگی وبدان نفس، قوی‌تر از شیطان است. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید " اَعدی عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتِی بِین جَنبیک " ( بحار الانوار جلد 70 باب45) دشمن‌ترین دشمنان نفس توست که درکنار توست .

حضرت هر شب از این ماه با عظمت را برای عفو و بخشش مناسب می‌داند

جالب این جاست حضرت تمام دعا را فصل به فصل کرده و برای جداکردن هر فصل صلواتی آورده است " إِذَا کَانَ لَکَ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ لَیَالِی شَهْرِنَا هَذَا رِقَابٌ یُعْتِقُهَا عَفْوُکَ ..." یعنی؛"هرگاه در هر شب از شبهاى این ماه براى تو بندگانى باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مى‏نماید، یا گذشتت ایشان را مىیبخشد پس ما بندگان را از آن بندگان قرار بده"،حالا یک عده فقط شب احیا می‌آیند و می‌گویند ما را از آتش جهنم آزاد کن ولی حضرت هر شب از این ماه با عظمت را برای عفو و بخشش مناسب می‌داند . البته در روایات هست که خداوند در دهه آخرماه مبارک بیشتر از شبهای دیگر می‌بخشد وآمرزش الهی در شب عید فطر بیشتر از همه شبهای دیگر است.در شب عید فطر که شب آخر و شب وداع با ماه رمضان است واقعا مرد می‌خواهد برای خود جهدی داشته باشد و حسابش را با خدا صاف کند.

یک لحظه فکر کنیم درطول روز چه کردیم ؟

چرا حضرت هر شب از این ماه با عظمت را طلب عفو و بخشش از خدا می‌کند؟ فقط چنددقیقه در فکر فرو برویم که در طول روز چه کارهایی برای خدا انجام دادیم؛ برای خدا دعا خواندیم؟ قرآن خواندیم ؟ خدمت به پدر ومادر کردیم؟ انگار نعوذبالله خدا کارهای طول روزمان را ندیده! امام زمان علیه السلام ندیده! آیاپیغمبر ندیده؟ یک لحظه به فکر فرو برویم حالا روایت می‌گوید " تفکر ساعهً " ولی من می‌گویم این را رقیق‌تر کنیم و یک لحظه الان فکر کنیم درطول روز چه کردیم ؟

بعضی هاعوض اینکه دراین ماه با زن و بچه و خانواده خود رفتارشان بهتر باشد بدتر بر خورد می‌کنند برای همین هم است ماه رمضان تمام می‌شود ولی خیلی‌ها بخشیده نمی‌شوند.

" اَوْیَهَبُها صَفْحُکَ فَاجْعَلْ رِقابَنا مِنْ تِلْکَ‏الرِّقابِ " یعنی یک عده هستند که گذشته آنها را بخشیدی. حضرت هم درخواست دارند که ایشان هم جز آن دسته باشند. ببین چطور دعا می‌کنند! واقعا بترسیم که حضرت برای نجات ما چه در خواستهایی دارند! ،عجیب نیست که صراط مستقیم از روی جهنم عبور می‌کند و همه می‌بینند حالا سرعت داشته باشیم یا آهسته عبور کنیم یا به پایین بیفتیم !

ماه رمضان هم، برای خود یار و طرفدار دارد یعنی عاشق دارد

" وَاجْعَلْنا لِشَهْرِنا مِنْ خَیْرِ اَهْلٍ وَ اَصْحابٍ " و ما را برای ماه رمضان از بهترین اصحاب و یاران قرار بده. معلوم می‌شود خود ماه رمضان هم یاروطرفدار دارد یعنی عاشق دارد. درشبهای آخر ماه رمضان که یک عده نمی‌آیند مناجات و خسته می‌شوند یک عده هم می‌نشینند و زار زار گریه می‌کنند خدایا هر چه امام زین العابدین علیه السلام می‌خواهد به ما هم عطا نما! حضرت آنقدر آقاست که اول برای ما خواسته بعد برای خودشان مثل مادرشان که امام حسن علیه السلام سوال کرد از سر شب تا به حال همه همسایه‌ها را دعا کردی پس ما چی ؟ اگرحضرت زهراسلام الله علیها آن همسایه‌ها را دعا کرد که یکی شان هم خوب نشدند اگر ما همسایه هستیم که ان شا الله خوب شویم.

 


:: بازدید از این مطلب : 1690
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران