میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 11
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 219
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2651
:: بازدید ماه : 8782
:: بازدید سال : 14998
:: بازدید کلی : 14998
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 25 تیر 1393

حجت‌الاسلام فرحزاد به سیره امام سجاد(ع) در صدقه دادن اشاره کرد و گفت: ایشان وقتی صدقه می‌داد دست فقیر را می‌بوسید و می‌فرمود صدقه به دست خداوند می‌رسد و در حدیث دیگری آمده است که کارهای خیر انسان‌ها از سوی فرشتگان ثبت می‌شود به جز صدقه که خود خداوند آن‌را می‌گیرد.

 حجت‌الاسلام حبیب‌الله فرحزاد، استاد حوزه علمیه قم همزمان با هفدهمین روز از ماه مبارک رمضان در مسجد اعظم قم به تبیین آثار و برکات صدقه دادن پرداخت و گفت: در ماه رجب، شعبان و رمضان اعمالی مشترک وارد شده است مانند صدقه دادن اگر چه به مبلغ ناچیزی باشد. 
 
حجت‌الاسلام فرحزاد اظهار کرد: شخصی نزد پیامبر (ص) به خاطر مشکل‌های مالی شکایت کرد، ایشان فرمودند: پولی را قرض کن و آن را صدقه بده تا مشکل مالی‌ات برطرف شود. 
 
استاد حوزه علمیه قم با بیان این که هر کسی به اندازه مال خود در راه خدا انفاق کند، افزود: کسانی که توان مالی بیشتری دارند اموال بیشتری در راه خدا انفاق کند و کسانی که مال کمتری دارند به اندازه توان مالی خود صدقه بدهند. 
 
حجت‌الاسلام فرحزاد اظهار کرد: در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که رزق و روزی با صدقه دادن زیاد می‌شود و بلاهای آینده را از انسان برطرف می‌کند. 
 
استاد حوزه علمیه قم با بیان این که دعا کردن و صدقه دادن سبب رفع بلاهای آینده می‌شود، گفت: خداوند با کمترین صدقه بزرگ‌ترین بلاها را از انسان برطرف می‌کند. 
 
حجت‌الاسلام فرحزاد تصریح کرد: اگر کسی مالش را در راه حق خرج نکند مجبور می‌شود دو برابر آن را در راه باطل خرج کنند، مال و اموال برای مصرف کردن است و انسان باید اول به معیشت زندگی و خانواده‌اش را برآورده کند و مقداری آن‌را در راه خدا انفاق کند. 
 
وی با بیان این که انفاق در راه خداوند سبب آمرزش گناهان می‌شود، ابراز کرد: عابدی 80 سال عبادت خداوند را کرده بود و در آخر عمر مرتکب گناهی شد و عبادت‌های 80 ساله‌اش از بین رفت، وقتی مشرف به مرگ شد؛ در آن هنگام به سائلی کمک کرد؛ امام صادق(ع) درباره این فرد فرمود خداوند به سبب همین انفاق او را بخشید و ثواب عبادت 80 ساله‌اش را به او برگرداند.
 
استاد حوزه علمیه قم به سیره امام سجاد(ع) در صدقه دادن اشاره کرد و گفت: ایشان وقتی صدقه می‌داد دست فقیر را می‌بوسید و می‌فرمود صدقه به دست خداوند می‌رسد و در حدیث دیگری آمده است که کارهای خیر انسان‌ها از سوی فرشتگان ثبت می‌شود به جز صدقه که خود خداوند آن‌را می‌گیرد.  
 
حجت‌الاسلام فرحزاد بیان کرد: در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که جوانی اهل معصیت ولی اهل بخشش و انفاق است پیش خداوند مقرب‌تر از پیرمرد عابد بخیل و خسیس است که خمس و زکات را نمی‌پردازد. 
 
استاد حوزه علمیه قم ابراز کرد: در سفری با حضرت آیت الله بهاءالدینی بودم، که ایشان بیان داشتند که بلاهایی را می‌بینم که قرار است که بر مردم نازل شود ولی کارهای خیر آن‌ها مانند صدقه دادن و دعا کردن حائلی می‌شود که این بلاها از سر آن‌ها برطرف شود. 
 
استاد حوزه علمیه قم به سیره امام حسن (ع) اشاره کرد و گفت: سفره اکرام ایشان همیشه در مدینه پهن بود و ایشان سه بار اموال خود را به میان فقرا تقسیم کردند، به خاطر همین به کریم اهل بیت معروف شدند؛ حتی وقتی مرد شامی به امام حسن مجتبی(ع) دشنام داد، او را مورد اکرام و احسان قرار دادند و خرج مسافرتش را پرداخت کردند.

منبع:  روضه نیوز

:: بازدید از این مطلب : 1395
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 25 تیر 1393

همین روحیه "خود در معرض‌گذاری" جوانان پس از مدتی منتج به "تنوع‌طلبی افراطی" می شود که بدبختانه بعدها روال ثابت و نظم زندگانی افراد تنوع خواه را تحت‌الشعاع قرار داده و تمامی شئون حیات ایشان من‌جمله بحث تشکیل خانواده و ازدواج را با سوء‌تأثیر مواجه خواهد نمود.

به گزارش گروه اجتماعی مشرق، اگرچه پیش از این در مدح و مذمت چنین موضوعی عریضه‌ ها نوشته شده و سخنان بسیاری رانده شده است اما مع‌الأسف هیچ‌یک از آنها پاسخ شایسته و قانع‌کننده‌ای را در قبال منتقدان عرضه نداشته‌اند.

برای ورود به بحث اولین سوال مرتبطی که با شنیدن اصل تفکیک جنسیت در ذهن تداعی می‌شود، چرایی طرح این مسأله و چیستی مراعات و وجوب جداسازی جنسیت‌ها در بطن اجتماع و به تبع آن در سطح مراکز آموزشی و دانشگاه‌هاست.

همگان بر این حقیقت معترفند که زن و مرد مکمل یکدیگرند به‌طوری‌که برای به فرجام رسانیدن این تکمیل و بر حسب فطرت ذاتی و ضمیر خدادادی، خواهان برقراری ارتباط با جنس مخالف و در نهایت تزویج هستند.

خداوند سبحان نیز در مصحف شریف به زیبایی و شیوایی بدین امر بدیهی و نیاز درونی بنی بشر اشاره می کند: «و از نشانه های او اینکه از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان‌ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد، آری در این برای مردمی که می‌اندیشند قطعاً نشانه‌هایی است. / "سوره روم – آیه21"»

شاید در وهله نخست و با استناد به آیه فوق، اصل روابط بین زن و مرد خالی از اشکال به نظر آید اما می‌باید این نکته مهم را مدنظر داشت که قرآن کریم در آیات دیگری به تعیین حدود و ثغور این قبیل ارتباطات پرداخته و پیش‌شرط‌هایی را در این رابطه ملحوظ داشته است.

آیات 5 و 6 از سوره مؤمنون، در تشریح حد و مرز روابط فی‌ما‌بین ذکور و أناث این چنین بیان می‌دارد: «و کسانی که پاکدامنند و دامان خویش را حفظ می‌کنند مگر در مورد همسران‌شان یا کنیزانی که بدست آورده‌اند، که در این صورت بر آنان نکوهش و سرزنشی نیست.»

غرض از این آیات آنکه اسلام و قرآن، روابط آزاد میان زن و مرد را تنها در ساختار تعریف شده "خانواده" جایز شمرده و برقراری مراودات نامتعارف و خارج از چارچوب معین زندگی زناشویی را مذموم و ناپسند می‌شمارد.

تعیین چنین چارچوب هایی نه تنها به حیطه روابط فیزیکی و لذایذ جسمانی زن و مرد خلاصه نمی‌شود بلکه حوزه روابط دیداری، شنیداری، احساسی و عاطفی را که شاید در نگاهی ساده‌انگارانه، خالی از اشکال به نظر آید را نیز در بر می‌گیرد.

از همین روست که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطابه ای عتاب‌آلود نسبت به یکی از کارگزاران حکومتی خویش چنین می‌فرمایند: «به من خبر رسیده است که زنان شما در بازارها دوشادوش مردان راه می‌روند. آیا غیرت شما به حرکت در نمی‌آید؟! این را بدانید کسی که غیرت ندارد هیچ چیزی در او نیست. / "کنزالعمال - ج3 - ص780"»

با اندکی تأمل و تدقیق پیرامون اوامر گهربار حضرتش می‌توان دریافت، اعمال تفکیک و جداسازی جنسیت‌ها از یکدیگر نه تنها افراط و زیاده‌روی به‌شمار نمی‌رود بلکه عین اعتدال و میانه‌روی‌ست که تعمیم آن به حوزه علم‌آموزی و عرصه دانشگاه نیز بعنوان اقدامی پیشگیرانه از آسیب‌های اجتماعی آتی، راهگشا خواهد بود.

دانشگاه‌های ایران اسلامی عمدتاً از دانشجویانی متشکل است که پس از گذراندن تحصیلات 12 ساله عمومی و به امید دانش‌اندوزی مضاعف، از مدارس منفک شده جنسیتی، راهی کلاس‌های مختلط دانشگاهی می‌شوند.

جالب آنکه این تغییر فضای آموزشی از منفک به مختلط، درست در سنینی صورت می‌پذیرد که بیشترین غلبه احساسات بر عقل آدمی حادث شده و هیجانات سرکش و شور و نشاط جوانی بر انسان مستولی می‌گردد.

در چنین شرایطی جوان تازه راه‌یافته به دانشگاه می‌بایست هم درسش را به درستی و شایستگی بخواند و هم از پس غلبه بر غلیان احساساتش برآید که شاید برای بسیاری تأمین توأمان این دو، امری غیرممکن و ناشدنی بنمایاند.

از اینجاست که به مرور زمان و اندک اندک اُفت تحصیلی خودنمایی می‌کند و مشروطی‌ها یکی پس از دیگری فرا می‌رسند و دانشجوی جوان را به مسائل و مشکلات عاطفی و احساساتی شدیدی مبتلا می‌کند.

حال اگر دانشجویی بتواند با تکیه بر منطق و دیانتش یا با مساعدت خانواده و اطرافیان دلسوزش، از پس غلبه بر چنین معضلات ناخواسته‌ای برآید، شاهکار کرده است؛ اما در غیر این صورت، طلایی‌ترین دوران زندگانی‌اش را در پیش پای احساسات سرکش ولی زودگذر خویش مذبوح می‌سازد!

از دیگر سوی، اختلاط دختران و پسران در کلاس های دانشگاهی موجب تقویت حس تبرّج و خودآرایی و ایضاً تشدید روحیه "خود عرضه‌داری" از طرف هر دو جنس مذکر و مؤنث می‌گردد که علت این امر، تنها و تنها در جذب و البته جلب نظر جنس مخالف تعریف می‌شود.

همین روحیه "خود در معرض‌گذاری" جوانان پس از مدتی منتج به "تنوع‌طلبی افراطی" می شود که بدبختانه بعدها روال ثابت و نظم زندگانی افراد تنوع خواه را تحت‌الشعاع قرار داده و تمامی شئون حیات ایشان من‌جمله بحث تشکیل خانواده و ازدواج را با سوء‌تأثیر مواجه خواهد نمود.

از این روی هنگامی که می‌توان با اعمال و اجرای طرح تفکیک جنسیتی، راندمان و بازدهی مراکز آموزش عالی را ارتقاء داد، چرا کار امروز را به فردا واگذارده و دلایلی واهی همچون مقاومت و مخالفت معدودی از دانشجویان، لجن‌پراکنی معاندان را در حکم بهانه‌هایی به جهت عدم اجرای طرح تفکیک مطرح نموده و بالفعل نمودن این امر اساسی بالقوه را به تأخیر اندازیم؟!

در سالیان اخیر یکی از عمده تأکیدات مؤکد رهبری فرزانه انقلاب اسلامی، موضوع «وحدت حوزه و دانشگاه» و همچنین استفاده از ظرفیت‌ها، تجربیات و پیشرفت‌های متقابل این دو نهاد علمی و معرفتی از یکدیگر بوده است.

در همین راستا، یکی از اولویت‌دارترین موارد در مبحث تشریک مساعی دانشگاه و حوزه‌های علمیه، گرته‌برداری دانشگاه‌های سراسر نظام اسلامی از ابتکار حسنه تفکیک محل تحصیل خواهران و برادران طلبه در حوزه های علمیه کشور است.

جای نیک‌بختی است که برخی از دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی فعال در حوزه علوم انسانی همچون؛ «دانشگاه امام صادق(ع)»، «دانشگاه علامه طباطبایی»، «دانشگاه الزهراء(س)»، «دانشگاه امام حسین(ع)» و ...؛ به‌عنوان پیشگامانی موفق در عرصه جداسازی جنسیتی مطرحند و چه از نظر کیفیت آموزشی و چه از لحاظ حفظ سجایای اخلاقی، در قیاس با دانشگاه‌های مختلط هم‌سنخ خویش، موفق‌تر بوده و از جمله سرآمدان عرصه آموزش عالی جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند.

کوتاه سخن آنکه، شایسته است که با تحقق امر جداسازی و تفکیک محیط آموزشی جنسیت‌ها از یکدیگر، علاوه بر اجرای صحیح الگوی آموزشی ایرانی – اسلامی و جایگزینی آن به‌جای مدل مرسوم و البته منحط غربی، گامی مؤثر در جهت بهبود روند تحصیل و تهذیب نفس دانشجویان و جوانان برومند ایران اسلامی برداریم.

:: بازدید از این مطلب : 1397
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 25 تیر 1393

همه مردم به شوق نشستن پای صحبت‌های دلنشین و پندآموز حاج‌آقا مجتبی تهرانی و با باور به اخلاص و نورانیت مجلس او، از ساعت‌ها قبل از شروع برنامه، از مناطق دور و نزدیک به مسجد جامع بازار تهران می‌آمدند.

گروه فرهنگی مشرق - هر کسی که در مراسم شب‌های قدر مسجد جامع بازار تهران شرکت کرده بود، حیفش می‌آمد شب‌های قدر سال بعد را از دست بدهد. اصلا هر کسی که یک‌بار پای منبر حاج‌آقا مجتبی تهرانی می‌نشست، برنامه ثابتش این می‌شد که شب‌های قدر سال‌ بعد اگر زنده باشد، قرار عاشقی‌اش را همین‌جا بگذارد. همیشه یکی از پر‌رونق‌ترین مساجد در شب‌های قدر، مسجد جامع بازار تهران بود که به برکت حضور حاج‌آقا مجتبی، رزق‌های آسمانی بین مردم دلشکسته تقسیم می‌شد و هر کسی حتی اگر در وسط حیاط مسجد یا در کوچه پس‌کوچه‌های بازار آهنگر‌ها نشسته بود و صدای هق‌هق گریه‌اش با نوای مناجات حاج‌آقا گره خورده بود، اطمینان داشت که دست و دلش در شب‌های قدر خالی نمی‌ماند.

یکجوری نام مسجد جامع بازار تهران با نفس گرم و روحانی آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی‌ پیوند خورده بود و هر سال جمعیت زیادی از گوشه و کنار تهران و شهرهای اطراف در شب‌های قدر به‌سمت بازار تهران می‌رفتند. هر سال هم که می‌گذشت علاقه‌مندان بیشتری- به‌ویژه جوانان- در این مراسم شرکت می‌کردند. اما امسال قرار است حجت‌الاسلام حسین تهرانی، فرزند ارشد حاج‌آقا مجتبی برگزاری مراسم شب‌های قدر را در مسجد جامع بازار تهران به‌عهده بگیرد.

حضور در مسجد از کودکی

حضور حاج‌آقا مجتبی تهرانی در مسجد بازار به حدود 40 سال قبل بر‌می‌گردد. البته پیش از او در دوران حکومت پهلوی اول، پدرش مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالعلی تهرانی که یکی از شاگردان حاج شیخ عبدالکریم حائری بود همراه آیت‌الله شاه‌آبادی، در مسجد جامع بازار تهران اقامه نماز می‌کرد و شب‌های قدر در مسجد مراسم برپا می‌شد. شاید برای همین بود که حاج‌آقا مجتبی از‌‌ همان دوران کودکی تحصیل در علوم دینی و علوم حوزوی را شروع کرد و در این راه در محضر اساتید بزرگی چون امام خمینی‌(ره)، آیت‌الله‌العظمی بروجردی، آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، علامه محمدحسین طباطبایی، آیت‌الله فرید و آیت‌الله داماد بهره برد و در ۲۵ سالگی به درجه اجتهاد رسید. بعد از آن در سال ۵۱ بود که حاج‌آقا مجتبی تهرانی اقامه نماز جماعت در مسجد جامع بازار تهران را به‌عهده گرفت و خیلی زود جلسات اخلاق و تفسیر او مشتاقان زیادی پیدا کرد. همین سال‌ها نیز مراسم احیاء شب‌های قدر با حضور این استاد اخلاق در مسجد جامع بازار تهران برگزار می‌شد و هر سال پذیرای جمع زیادی از شب‌زنده‌داران تهران و شهرهای اطراف بود.

 

قدیمی‌ترین احیاء دسته‌جمعی

برگزاری مراسم احیا و بزرگداشت شب‌های قدر به زمان ورود اسلام به ایران برمی‌گردد. یعنی از‌‌ همان زمان که مردم ایران با اسلام آشنا شدند و آموزه‌های دینی آن را پذیرفتند، تقویم که تاریخ شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان را نشان می‌داد مسلمانان ایرانی ‌همراه سایر مسلمانان جهان، مراسم تعظیم این شب‌ها را اجرا می‌کردند. این مراسم گاهی به‌صورت دسته‌جمعی و گاهی به‌صورت فردی در مساجد، حسینیه‌ها و خانه‌ها برگزار می‌شد. اما تاریخ به دوران حکومت پهلوی که رسید، خفقان و ظلم دستگاه حکومت اجازه اجرای مراسم احیا در شب‌های قدر را به مردم مسلمان نمی‌داد. تهرانی‌ها هم از این قاعده مستثنی نبودند و ناگزیر، مراسم احیا را گاهی به‌صورت فردی یا دسته‌جمعی به شکل پنهانی برگزار می‌کردند.

در‌واقع از‌‌ همان سال ۵۱ که حاج‌آقا مجتبی تهرانی امام جماعت و مسئولیت برگزاری شب‌های قدر را در مسجد جامع بازار تهران به‌عهده داشت، مانند پدرش بار‌ها با مخالفت و مانع‌تراشی دستگاه حکومت مواجه شد اما به‌رسم تعظیم این شب‌های پربرکت، نه‌تنها از برگزاری مراسم احیا کوتاه نیامد بلکه مردم را تشویق می‌کرد تا در این‌گونه مجالس شرکت کنند. بنابراین می‌توان گفت که مراسم احیاء شب‌های قدر در مسجد جامع بازار تهران، یکی از قدیمی‌ترین و باسابقه‌ترین مراسم احیا در تهران و بلکه ایران محسوب می‌شود. آن زمان تعداد افرادی که برای برگزاری مراسم احیاء شب‌های قدر به مسجد جامع بازار تهران می‌آمدند مانند این سال‌ها نبود اما به‌مرور زمان با شناخته شدن اهمیت مراسم احیاء شب‌های قدر به‌صورت دسته‌جمعی در میان مردم تهران و شهرهای دیگر، هر سال بر تعداد شب‌زنده‌داران در این مسجد اضافه شد. تا جایی که در سال گذشته جمعیت حاضر در مراسم احیاء این مسجد به‌اندازه‌ای بود که کوچه‌های بازار آهنگر‌ها و بازار شیرازی مملو از جمعیت شده بود.

شب‌های قدر بدون حاج‌آقا مجتبی

مسجد جامع بازار تهران هفت شبستان دارد. حاج‌آقا مجتبی در شبستان زیر‌زمین می‌نشست. در حالی که بقیه شبستان‌های مسجد می‌توانند پذیرای صد‌ها شب‌زنده‌دار باشند، حیاط و کوچه‌های اطراف نیز پر از ‌جمعیت می‌شوند تا یکی از پر‌جمعیت‌ترین مراسم احیا در شب‌های قدر در این مسجد برگزار شود.

همه مردم به شوق نشستن پای صحبت‌های دلنشین و پندآموز حاج‌آقا مجتبی تهرانی و با باور به اخلاص و نورانیت مجلس او، از ساعت‌ها قبل از شروع برنامه، از مناطق دور و نزدیک به مسجد جامع بازار تهران می‌آمدند. طعم خوش‌بندگی و شب‌زنده‌داری در مراسم احیاء شب‌های قدر در مسجد جامع بازار تهران با حضور حاج‌آقا مجتبی احساسی بود که هر کسی که یک‌بار در آن مراسم شرکت کرده بود، اصلا آن را از یاد نمی‌برد و دیگر پای ثابت منبرهای حاج‌آقا می‌شد. اما امسال برای همه کسانی که سال‌ها شب‌های قدر را با حاج‌آقا‌مجتبی در مسجد صبح کرده بودند سخت می‌گذرد؛ شب‌های قدری‌ که فراق استاد هم به آن اضافه شده است.

پای درس استاد

‌بعضی‌ها می‌پرسند این پیرمرد 75 سالهکه از او با عنوان استاد اخلاق یاد می‌کنند چه می‌کرد و چه می‌گفت که آن همه آدم در شب‌های قدر از گوشه و کنار تهران خودشان را به مسجد جامع بازار می‌رساندند؟ قطعا خواندن این مطلب برای آنهایی که فقط یک‌بار پای منبر او نشسته‌اند سخت است. اینها بخشی از مولفه‌های آقامجتبی در شب‌های قدر است.

*پیامبر اکرم‌(ص) می‌‏فرماید: «أَیُّها النّاسُ إِنَّ مَنْ فِی الدُّنْیا ضَیْفٌ وَ ما فِی أَیْدیهِمْ عَاریَهٌ وَ إِنَّ الضَّیْفَ مُرْتَحِلٌ وَ الْعاریَهَ مَرْدُودَه». در این روایت شریفه، پیامبر اکرم(ص) دیدگاه انسان نسبت به خود و دنیا را در قالب یک مثال بیان فرموده. دیدگاه انسان نسبت به خودش باید مانند میهمانی باشد که از اینجا می‌‎رود و کوچ می‌‎کند اما نسبت به‌دنیا باید مانند مالی عاریه‏ای باشد که باید آن را پس داده و برود و تنها می‌‏تواند از آن استفاده کند. مالکیت انسان در دنیا اصالت ندارد. اصالت آنجاست که انسان مالک آن باشد در حالی که دنیا نزد ما عاریت است.

*اگر می‌‏خواهی دعا کنی، ابتدا در پی این باش که خدا بینش تو را نسبت به‌دنیا تصحیح کند تا دنیا هدف و بزرگ‎‌ترین غصه‌ات نشود. اگر ان‏شاءالله دعایت مستجاب شد، آن ‏وقت برای دنیایت دعا کن. اگر بینشت تصحیح شد، از خدا کفاف بخواه و بیش از آن نخواه. هر‌چه دنیا در پی تو باشد، تو از آن گریزان هستی. چنین فردی صاحب بینشی صحیح در ارتباط با دنیاست.

*از خصوصیات شب‌های قدر که در روایات بیان شده، این است که تمام حجاب‎‌ها برداشته می‌‎شوند و هیچ حجابی از ناحیه خدا نسبت به بنده‌اش وجود ندارد. این تعبیر در روایتی بیان شده بود: «تُفَتَّحُ أَبْوابُ السّماءِ فی لَیْلَهِ الْقَدْر».

شب نوزدهم شب اندازه‎گیری و بررسی امور سال آینده است، شب بیست‏ و یکم شب ثبت و ضبط امور انسان‎‌هاست و شب بیست ‏و سوم نیز طبق روایات شب امضای ولی‏الله ‏الاعظم است.

 

*در شب‌های قدر درخواست ما از پروردگارمان دو چیز است: یکی ترمیم نسبت به گذشته و دیگری ترسیم امور آینده.

*وقتی می‌‏گوییم «أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» و استغفار می‌‏کنیم، به مقام غفاریت خداوند پناه می‌‏بریم. ما امشب از خدا بهترین ترمیم را طلب می‌‏کنیم. یعنی می‌‏گوییم خدایا! این معاصی را از من جدا کن و مرا تطهیر کن. به شاهدان معصیت من نیز بگو یادتان برود که این بنده چه کار کرده. هیچکس نتوانسته این مقامات الهیه را ادراک کند که «غافر الذنب» و «رحمه ‏للعالمین» بودن خداوند به چه معناست. نه مقام رحمت او را کسی درک کرده و نه مقام مغفرت او را. حتی نیازی نیست که بگوییم «أَسْتَغْفِرُ الله». همین ‏که خدا ببیند ما در دلمان پشیمان و خجالت‏زده هستیم، رحمت و غفرانش را شامل حال ما می‌‏کند. 

:: بازدید از این مطلب : 1430
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 25 تیر 1393
- احمد بابایی گفت: اگر تمام دنیا را در قبال شعرم به من بدهند، من آن را با یک تحسین ایشان در واکنش به این شعر عوض نمی‌کنم و به من حق بدهید اگر در زمان شعرخوانی بغض کرده بودم.

 احمد بابایی همان شاعر جوانی است که در دیدار امسال شاعران با رهبر انقلاب شعری درباره درباره فتنه اخیر تکفیری‌ها و جریان تروریستی داعش خواند و شعرش با تشویق مقام معظم رهبری و دیگر شاعران حاضر در جلسه روبرو شد. شعر او این گونه شروع می‌شد:

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست

سیل دل‌شوره و آشوب، سرازیر شده‌ست

سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست

هر که در مدح علی شعر جدید آورده‌ست

گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

شعر این شاعر جوان، همه را به وجد آورد و شور زیادی به جلسه بخشید. آقا هم بارها از آن تعریف کردند و فرمودند جوان‌ها امشب غوغا می‌کنند.

بعد از این جلسه شعر بابایی بارها دست به دست شد و در گروه‌ها و شبکه‌های مجازی، استقبال فراوانی به خود دید. با این شاعر جوان درباره دیدار و شعری که در مراسم خواند گپ و گفتی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید:

**صمیمیت جلسه حیرت انگیز است

آقای بابایی جلسه دیدار شاعران با رهبر انقلاب را چگونه دیدید؟

من این جلسات را در راستای یک سنت تاریخی شیعی می‌بینم. در میان شیعیان رسم بر این است که شیعیان گاه به گاه یا حداقل سالی یک بار دینشان را به مولایشان عرضه می‌کنند، مبادا کج رفته باشند و دینشان را با میزان مولایشان می‌سنجند. شاعران هم در همین راستا، سالانه به دیدار رهبر انقلاب می‌روند. این دیدار سالانه شاعران محفل بسیار بسیار صمیمی است و میزان صمیمیتش برای کسانی که با این فضا آشنا نیستند، حیرت انگیز است و کسانی که برای اولین بار در این جلسات شرکت می‌کنند با حیرت از جلسه بیرون می‌روند. شاعران هر سال در این جلسه شرکت می‌کنند و دست آوردهای فرهنگی و حتی می‌توان گفت دین خود را به ایشان عرضه می‌کنند و این ادامه همان سنت حسنه تاریخی شیعه است.

ایشان هم در سخنانی با جمع بندی‌های حکیمانه‌ای که درباره شعر دارند، نقطه گذاری‌های شعر فارسی را هم جهت با دین تنظیم می‌کنند و هدف گذاری‌های پیش رو شعر را تبیین و راه را پیش روی شاعران نشان می‌دهند.

**حضور در جلسات دیدار با رهبری از رزق‌های خداوند است

اولین بار بود که در این دیدار سالانه نیمه ماه مبارک رمضان شرکت می‌کردید؟

نه. قبلا هم روزی‌ام شده بود تا در این جلسات شرکت کنم. می‌گویم روزی، چون اعتقاد دارد دیدار ولی خدا، رزق است و خداوند آن را نصیب بعضی افراد و شاعران می‌کند و خیلی هم خوشحال هستم که لیاقت حضور در این جلسات را داشته‌ام و این رزق خاص نصیبم شده است. اما امسال اولین سالی بود که توفیق شعرخوانی پیدا کردم.

**زمان سرودن شعر بغض داشتم

از حال و هوای شعرخوانی در این دیدار می‌گویید؟ شما خیلی خوب شعرتان را اجرا می‌کردید و در بخش‌هایی هم، شعرخوانی‌تان همراه با بغض بود و جمع حاضر را هم تحت تاثیر قرار دادید. چه حس و حالی داشتید؟

دو مطلب در این باره وجود دارد. اول اینکه زمان سرودن شعر بغض داشتم و دلیلی که مرا به سرودن این شعر وا داشت خیلی بغض آلود بود. ببینید الان در منطقه یک جنایت و خیانت توسط بنیادگرایی سلفی و تکفیری انجام می‌شود و این کار اتفاقا برای شبیه سازی جمهوری اسلامی و ارائه نسخه بدلی از انقلاب اسلامی است و این بنیادگراها با این حرکت‌های بی‌ارزش و این جنایت‌ها مانند خوارج رفتار می‌کنند تا حرکت اساسی انقلاب و اصل ولایت فقیه را در میان این حرکت‌ها گم و کم رنگ شود. هر کس که در این فضا زندگی می کند می‌داند جمهوری اسلامی حاصل خون شهدا است نه تنها شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بلکه شهدای اسلام از ابتدا تا کنون و این انقلاب نتیجه قرن‌ها مظلومیت شیعه است و این دستاورد کار را به آنجا رسانده که ولایت فقیه را به عنوان راهی برای آزادی خواهی و عدالت خواهی به تمام دنیا معرفی کند. آن وقت در این فضا یک بنیادگرایی پوچ و احمقانه به دنبال این است که کل سیستم ولایت فقیه و این دستاورد را دچار تزلزل کند که البته نمی‌توانند و دست مکر یهود در این توطئه و فتنه آشکار است و من هم در شعرم به این مکر اشاره کرده بودم.

 

**به من حق بدهید اگر بغض کرده بودم

پس یک بخش این بغض به زمان سرودن شعر برمی‌گردد که از دیدن این وضعیت متاثر بودم. درباره زمان شعرخوانی هم باید بگویم در آن زمان من در محضر کسی شعر می‌خواندم که همه دشمنی‌های این جریان را با ایشان می‌دیدم و شعرم هم دقیقا در همین ارتباط بود. خیلی خوشحال شده بودم که شعرم با تحسین ایشان روبرو شده بود و نفس به نفس که شعر می‌خواندم و تایید ایشان را می‌دیدم خدا را شکر می‌کردم که حرف‌هایی که در شعرم آورده‌ام، درست است. اگر تمام دنیا را در قبال شعرم به من بدهند، من آن را با یک تحسین ایشان در واکنش به این شعر عوض نمی‌کنم و به من حق بدهید اگر در زمان شعرخوانی بغض کرده بودم.

خودتان این شعر را برای خواندن در آن جلسه انتخاب کرده بودید؟

نه و در اینجا از محبت دوستانی که امر کردند من آن شعر را در محضر رهبر انقلاب بخوانم تشکر می‌کنم. اگر خودم بودم ترجیح می‌دادم شعری درباره بیداری اسلامی بخوانم اما آقای قزوه و آقای مرزبان و آقای نظری و دیگر دوستان از روی عمد دنبال این بودند که من این شعر را بخوانم که اتفاقا خیلی هم خوب شد و از این راهنماییشان بسیار سپاسگزارم.

**تعریف رهبر انقلاب از شعر مانند سخنان امام (ره) درباره هنر بود

درباره صحبت‌های رهبر انقلاب بعد از شعرخوانی‌ها هم صحبت می‌کنید؟ کدام بخش از صحبت‌های ایشان بیشتر در ذهن شما ماند و اثر ماندگارتری گذاشت؟

ایشان هر سال بیشتر صحبت می‌کردند منتها امسال با کرامت،‌ وقت بیشتر را به شاعران دادند و کمتر صحبت کردند اما در همان صحبت‌ها، دو مطلب خیلی حیاتی بود. اولا ایشان در تعریف شعر، نوع دیگری از تعریف را ارائه کردند؛ درست مثل همان سخنانی که حضرت امام خمینی در تعریف هنر در اواخر سال 67 مطرح کردند و ظلم ستیزی و عدالت محوری را اساس هنر دانستند و گفتند ما هنر برای هنر را قبول نداریم و هنر باید در خدمت و دین و عدالت باشد، در این دیدار هم رهبر انقلاب تعریف بسیار جامعی از شعر ارائه کردند که مانند تعریف امام از هنر بود و در راستای کمک به مظلوم و ظلم ستیزی تعریف می‌شد. نکته دیگری هم که ایشان در سخنانشان به آن اشاره کردند و صراحتا به اهل هنر و خصوصا شعرا آن را یادآوری کردند، این بود که وظیفه خود را به عنوان یک شاعر بشناسیم و بدانیم که شعر چه کارکردها و تاثیرهایی دارد.

 

 

**کاش جلسات سالی دو بار بود

آرزویی درباره این دیدارها دارید که در سال‌های آینده محقق شود؟

من بسیاری از دوستان شاعر را می‌شناسم که شعرهایشان می‌تواند مورد تحسین آقا قرار بگیرد و جایشان در این جلسات خالی است. کاش فرصت بیشتری برای این دیدارها داشتیم. کاش این امکان فراهم می‌شد که شاعران حداقل سالی دوبار به خدمت ایشان برسند و شعر بخوانند. خاک این کشور برای شعر و پرورش شاعر بسیار حاصلخیز است و به قدری ما شاعران خوب داریم که مطمئن هستم اگر تا سال‌های سال شاعران در محضر رهبر انقلاب حاضر شوند و هر سال فقط شعر اولی‌ها و بدون تکرار شعر بخوانند،‌ جریان به گونه‌ای خواهد بود که تا 10 سال شاعران فقط نفری یک بار شعر بخوانند و رهبری شعرهای ایشان را بشنود. من چون خودم طعم شعرخوانی در محضر آقا را چشیده‌ام آرزو می‌کنم چنین شرایطی برای دیگر شاعران هم فراهم شود.

 
منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 1386
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 25 تیر 1393

علی بهجت گفت: از شدت ناراحتی برای اتفاقات دنیای اسلام توان پدر برای درس دادن تحلیل می‌رفت و می‌گفتند سفیانی از حتمیات است این‌ها به اسم می‌کشند. شما چه می‌دانید؟ با این درندگان چه کنیم؟ نمی دانیم، مرددیم دعا کنیم آیا بمانیم تا ظهور؟ 

 

به نقل از تسنیم، حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت فرزند آیت الله بهجت در برنامه ضیافت روز دوشنبه شبکه قرآن و معارف سیما بیان داشت: در طول تاریخ شیعه علمای زیادی بوده اند که زحمت زیادی کشیده اند اما از این میان تعدادی در کنار سیر عملی شان، سیر انفسی داشته اند و مسلماً تنها این افراد توانسته اند که به سیر الی الله و یقین برسند و آیت الله بهجت نیز از این دست علما بودند.

آیت الله بهجت از سن 12 سالگی باطن گناه را می دیدند

وی گفت: همه می گفتند که آیت الله بهجت می توانند ضمائر را ببینند ولی ایشان اصلاً این چیزها برایشان مهم نبود و می گفتند غلط است که کسی دنبال این چیزها برود و بیان می داشتند اگر کسی دنبال گندم برود ممکن است در کنارش کاه هم به او بدهند.

علی بهجت اظهار داشت: ایشان از زمانی که کودکی 12 ساله بود چشمش در عبادت باز شده بود و می توانست باطن گناهان را ببیند و در سن 14 سالگی نیز که در نماز جماعت مرحوم نائینی شرکت می کرد می توانست سیر آفاقی مرحوم نائینی را درک کند. آیت الله بهجت توانسته بود در زندگی اش عصمت کودکی شان را حفظ نماید و در حقیقت به این دلیل آلوده نبودند و می توانست به راحتی پرواز کنند.

آیت الله بهجت از جانب آقای قاضی لقب فاضل گیلانی گرفت

وی عنوان کرد: وی از شاگردان آقای قاضی بود و نحوه آشنایی اش با آقای قاضی نیز بسیار جالب است زیرا علامه طباطبایی خودشان می گفتند که ما بعد از 5، 6سال ماندن در نجف یاد می گرفتیم به محضر آقای قاضی برسیم اما آیت الله بهجت از همان ابتدا به محضر آقای قاضی رسیدند.

فرزند آیت الله بهجت افزود: خود آیت الله بهجت از نحوه آشنایی شان با مرحوم قاضی و اولین باری که نام ایشان را شنیده بودند این گونه می گویند که من در کربلا بودم که یک آقایی شب های پنجشنبه برای زیارت از نجف به کربلا می آمد و در مدرسه ما وضو می گرفت من تعارفش می کردم که به حجره ما بیاید و او نیز دعوت مرا می پذیرفت از طریق این فرد که برادر علامه طباطبایی بود نام آقای قاضی را شنیدم

وی تصریح کرد: در دوران نوجوانی در حوزه نجف، پس از حلّ مشکلی علمی مرحوم قاضی به وی گفت: «أشهد أنّک فاضل» و از آن پس او را «فاضل گیلانی» خطاب می کرد.

فرزند ایت الله بهجت افزود؛هرگز در کلاس آقای قاضی سؤالی نپرسید و هرگز نیز سؤالی نداشت مگر این که استاد پاسخش را می داد گاهی حتی به اسم می گفت این هم در پاسخ سؤال بهجت.

وی بیان داشت: وی در رابطه با آقای قاضی و کلاس هایش می گوید من در همه مدت سؤالی از مرحوم قاضی نکردم ولی در تمام این مدت هم سوالی نبود که در ذهن من باشد الا این که استاد جواب مرا می داد پدر بعد از این که این موضوع را بیان کردند لبخندی زدند و گفتند 2، 3 بار حتی استاد نام مرا بردند و گفتند در پاسخ به سؤال ایشان. به طوری که یک بار کنار دستی من به من نگاه کرد و گفت تو که سؤالی نپرسیده ای چرا استاد می گویند در پاسخ به سؤال تو؟

فرزند این عالم ربانی تأکید کرد: در حقیقت ایشان در محضر استادان خوبی قرار می‎گرفت البته این در حالی بود که خودش به دنبال این نبود تا استاد پیدا کند زیرا اگر انسان در مسیر درست قدم بردارد این خود خداست که استاد را می فرستد در حقیقت این ها به دنبال کسانی بودند که جان مطلب را کف دستشان بگذارد.

علی بهجت اضافه کرد: وی در رابطه با مرحوم قاضی می گفت درس های ایشان قابل نوشتن نبود من یک جلسه درس استاد را قیمت کردم دیدم به اندازه قیمت یک کوچه ای بود به نام صدتومانی یعنی کلاس ایشان این قدر ارزش داشت که هر جلسه اش از آن کوچه صد تومانی هم باارزش تر بود.

وی در رابطه با نظر آقای قوچانی در رابطه با پدر بزرگوارش گفت: مرحوم قوچانی در رابطه با آیت الله بهجت می گوید ایشان 22 سال سن داشت اما بیش از 20 مقام داشت اما حیف که نمی توانم بگویم.

پس از بازگشت از حرم امام رضا(ع) چنان نشاطی داشت که حس می کردی مست شده است

حجت الاسلام بهجت تأکید کرد: وی با نماز جان می داد و با زیارت جان دوباره می گرفت، ایشان 40 سال دو ماه و نیم از سال را به زیارت امام رضا(ع) می رفت اما در طی این 40 سال یک چهل متری برای خودش آن جا تهیه نکرد همیشه 2 ساعت قبل سحر بیدار می شد و به عبادت می پرداخت و نزدیک طلوع آفتاب به حرم می رفت.

وی ادامه داد: قبل از رفتن به حرم به خاطر عبادت زیاد توانشان بسیار کم می شد اما در کمال حیرت وقتی از حرم بر می گشتند انرژی بسیار زیادی پیدا می کردند به طوری که می توان گفت از حرم که بازمی گشتند انگار مست بودند و دوپینگ کرده بودند بنابراین با من شوخی می کردند و سر به سر من می گذاشتند و این انرژی وصف ناپذیر باعث حیرت ما می‎شد.

حجت الاسلام بهجت بیان داشت: در زیارت حضرت معصومه(س) هم همین طور بودند به طوری که از سال 1324 شمسی روزی دو ساعت به حرم حضرت معصومه می رفتند و یک ساعت ایستاده و یک ساعت نشسته زیارت می‎ ردند و دعای جامعه کبیره و چند بار نیز به نیابت، امین الله می خواندند.

نشسته می خوابید و می گفت نشسته بخوابید تا خواب بر شما مسلط نشود

وی تصریح کرد: ایشان در درس جدی و در عبادت نیز بسیار کوشا بودند به طوری که انسان باورش نمی شد که فردی که این چنین عبادت می کند اهل آن چنان درس و علمی باشد و از طرفی جدی بودن در درس هم باعث نمی شد تا از سیر ملکوتی شان کم بگذارند.

وی در رابطه با نظم آقای بهجت گفت: آیت الله بهجت بسیار در کارهایشان نظم داشتند و از همه وقتشان استفاده می کردند به یاد دارم زمانی که می خواستند از این میز به میز دیگر بروند تا کتابی را بردارند اگر در این فاصله کوتاه از ایشان سؤالی می کردی می گفتند الان وقت سؤال است؟ یعنی حتی در بین این راه کوتاه نیز بیکار نمی ماندند.

علی بهجت اضافه کرد: اگر من تیتر روزنامه ها را می خواندم می گفتند وقت اضافه آورده ای که تیتر روزنامه ها را می خوانی و واقعا هم همین بود من در زندگی ام کسانی را دیده ام که بسیار روزنامه مطالعه می کنند اما یادشان نمی آید ماه قبل چه اتفاقی افتاده و کسانی را دیدم که روزنامه نخوانده و تلویزیون ندیده می دانستند ماه های آینده چه اتفاقاتی می افتد.

وی همچنین در رابطه با زمان استراحت ایشان گفت: خواب ایشان بسیار کم بود به طوری که گاهی نشسته می خوابیدند از ایشان که می پرسیدیم چرا نشسته می خوابید می گفتند دراز نمی کشم که خواب بر من مسلط نشود.

مشکلات مردم برایشان مهم بود و اگر ما در پی حل مشکل برنمی آمدیم خودشان آن را انجام می دادند

فرزند آقای بهجت اظهار داشت: در رابطه با خانواده نیز سعی می کردند با تمام مشغله هایشان سر سفره بیشتر غذا خوردن را طول بدهند صله رحمشان نیز در این زمان بود زیرا احوال همه را از من و دیگر اعضا خانواده می پرسیدند.

وی تأکید کرد: حتی به نام می گفتند فلان فرد مشکل داشت آیا حل شد؟ دختر فلان فرد مشکلش برطرف شد؟ و می خواستند که پیگیر مشکلات همه باشیم و اگر زمانی هم ما یادمان می رفت خودشان آن کار را انجام می دادند، از برنج و محصولات میوه هم که جز وجوهات نبود یک سوم را کنار می گذاشتند به طوری که گاهی ما 3،4 ماه سال را بی برنج می ماندیم.

فحش هم می دهید بگویید گل اناری

علی بهجت گفت: پدر هرگز در کودکی به ما اجازه نمی دادند فحش بدهیم من می گفتم نمی شود که عصبانی هستیم فحش ندهیم می گفتند بگویید گل اناری زیرا گل انار مانند انار است اما وقتی سراغش می روی می بینی انار نیست.

گاهی از شدت ناراحتی برای اتفاقات دنیای اسلام انرژی شان در درس دادن تحلیل می رفت

حجت الاسلام بهجت با اشاره به این که ایشان نسبت به اتفاقاتی که در جاهایی مانند بغداد می افتاد از جمله انفجارها به شدت حالت ترحم داشتند افزود:به طوری که از شدت ناراحتی شان احساس می کردید که در آن انفجار برای یکی از اقوامشان اتفاقی افتاده است. در جلسه استفتائات نیز گاهی بعد از جواب به چند سؤال یکدفعه بیان می داشتند هر روز یک انفجار انجام می دهند نمی گذارند راحت باشیم.

وی ادامه داد: حتی از شدت ناراحتی برای این گونه مسائل توانایی و انرژی شان برای درس دادن تحلیل می رفت گاهی یکدفعه به شدت ناراحت می شدند و می گفتند خدایا رحم کن ما از ایشان می پرسیدیم آقا چه شده؟ میگفتند سفیانی از حتمیات است این ها به اسم می کشند. شما چه می دانید؟ با این درندگان چه کنیم؟ نمی دانیم، مرددیم دعا کنیم آیا بمانیم تا ظهور؟

اگر از کرامات ایشان می گفتی به شدت عصبانی می شدند و می گفتند من گدا هستم

وی عنوان کرد: یک موضوعی که به شدت ایشان را عصبانی می کرد این بود که بگویید من فلان کرامت را از شما دیده ام این حرف باعث ناراحتی و عصبانیت ایشان می شد طوری که با ناراحتی می گفتند من چه کاره ام ؟ من کاره ای نیستم من گدا هستم. در صورتی که فرد می دانست این از کرامات آقا بوده است.

علی بهجت با بیان خاطره ای گفت: یک بار فردی به نزد آقا آمد و گفت به تازگی نورسیده ای دارم آقا گفتند نامش را زینب بگذار من گفتم آقا از کجا می دانید دختر است پس شما می دانید که فرزند ایشان دختر است آقا حرف را عوض می کردند و می گفتند من مگر گفتم دختر است. در حقیقت ایشان هرگز دوست نداشتند کسی ایشان را بشناسد.

ایشان تمام نشانه ها را پاره می کرد

فرزند آیت الله بهجت گفت: سیر زندگی آیت الله بهجت بسیار پیچیده بود به طوری که سال ها طول می کشید تا یک سؤالمان در رابطه با ایشان پاسخ داده شود زیرا وی هرگز حاضر نبود از خود چیزی را افشا کند، او واقعا عبد خدا بود و همیشه هم می گفت من هیچ چیز نیستم به همین خاطر ما نیز چیز زیادی از ایشان نمی فهمیدیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: سال 63 بود که علامه جعفری تلنگری به من زد که کارهایت را رها کن و پیش پدرت بیا که ایشان یک فرد خاص و تکی است اما بعد از آن نیز من چیز زیادی در رابطه با پدر متوجه نمی شدم البته گاهی بعضی مطالب را یادداشت می کردم اما این یافته ها تنها مانند پازلی از هم پاشیده بود تمام نشانه ها را پاره می کردند.

 


:: بازدید از این مطلب : 1398
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 24 تیر 1393

مراسم مناجات شب هفدهم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان و مناجات حاج منصور ارضی با حضور پرشور مردم مومن و شب زنده دار در مسجد ارک تهران برگزار گردید. 
 
این مراسم با قرائت قرآن و سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان آغاز گردید، پس از ذکر چهارده صلوات، حاج منصور ارضی به بیان سخنانی در شرح دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه در باب ورود به ماه مبارک رمضان پرداخت و در ادامه به مناجات با خدا و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و روضه خوانی پرداختند و در آخر نیز این مجلس با مداحی و نوحه خوانی توسط حاج حسین سازور به پایان رسید. 
 
درخواست هایی برای ایام پس ازماه رمضان 
 
بعد ازآنکه حضرت زین العابدین علیه السلام دردعای 44 صحیفه، شرایط، حالات و آنچه که انسان را به خدا نزدیک می‌کند بیان می‌دارد؛ به باقی مانده ایام سال می‌پردازد چرا که مومنین با مناجات، شب زنده داری و امساک برای خدا دلشان مانوس شده وآرام گرفته لذا بعد از تمام شدن ماه مبارک رمضان، ناراحت ادامه سال خود هستند . حضرت می‌فرمایند " اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنَا فِی سَائِرِ الشُّهُورِ وَ الْأَیَّامِ کَذَلِکَ مَا عَمَّرْتَنَا" خداوندا ما را در سایر ماه‌های سال و ایام آن ، همان گونه عمر با عزت بده که در این ماه عمرعطا نمودی . 
 
 در خواست بعدی حضرت با " اجعلنا" رنگ بیشتری می‌گیرد،می فرماید:" وَ اجْعَلْنَا مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ " ما را از عباد صالحینت قرار بده، در قنوت نماز عید فطر هم می‌خوانیم: خدایا کاری کن که ما در وادی "عبادک الصالحون" باشیم " اللّهُمَّ اِنِّی اَسْأَلُکَ خَیْرَ ما سَأَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصّالِحُونَ " 
 
توصیف "عباد الصالحین" را حضرت این گونه بیان می‌دارند: " الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ "   عده ای در قیامت صفت خلد برایشان محقق می‌شود به طوری که در بهشت ابدی و جاودان می‌شوند. 
 
 چگونه جزء عباد صالح می‌شویم ؟ 
 
 عباد صالح کسانی هستند که در این دنیا همه نکات دین را رعایت می‌کنند، به حقوق هیچ کس تعدی نمی‌کنند. بعضی‌ها در این دنیا به اندازه یک وضو گرفتن هم رعایت می‌کنند و حقوق کسی را تضیع نمی‌کنند چون کسی که حقوق دیگران به گردنش باشد آن طرف به مشقت وتنگنا دچار می‌شود و مشمول " یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فیها خالِدُونَ " نیست. 
 
 تذکراتی درباره اهمیت صرفه جویی 
 
الان همه مسئولین دائما تذکرمی دهند که ما در مورد مصرف آب و برق رعایت کنیم چون در شرایط سختی  قرار گرفتیم که اگر رعایت نکنیم امسال با بحران مواجه می‌شویم. برای مثال همین وضویی را که می‌گیریم حداکثر با یک لیوان می‌توانیم انجام دهیم ، مرحوم چمنی این نکته را که به بنده گوش زد کردندسعی کردم رعایت کنم. 
 
همین یکی دو ماه را هر کس بتواند مقداری صرفه جویی کند خود کمکی بزرگ است و از طرفی مگر نمی‌خواهیم  "واجعلنا من عبادک الصالحین" باشیم؟ همین تمرین خوبی است. 
 
حالا عده ای هستند به این مطالب کار ندارند اصراف می‌کنند و به تضییع حقوق دیگران می‌پردازند این به گردن مسئولین است که با آنها بر خورد کنند ولی آنچه به گردن ماست بایدانجام دهیم تا ما مدیون دیگران نباشیم . 
 
برای شروع ، همین ماه رمضان زمان خوبی است 
 
بر طبق ادعیه سال با ماه رمضان شروع می‌شود و در دعای وداع ماه رمضان به این نکته اشاره می‌شود حضرت هم همین بیان را دارند برای شروع هم همین ماه رمضان زمان خوبی است که صرفه جویی را شروع کرد. خلاصه تا ماه رمضان شما می‌توانی خود را کنترل کنی و در جایی که مفسده برای شما نداشته باشد امر به معروف و نهی از منکر داشته باشی مثل خانه و خانواده که حداقل اینها که مجلس مناجات می‌آیند صرفه جویی کنند همین که برای آشامیدن و وضو گرفتن یک شیشه آب همراه خود داشته باشیم بهتر از این است که شیر آب را بدون ملاحظه همین طور باز بگذاریم. این رانمی گویم که در وضو حالت وسواس پیدا کنید که از آن طرف به تفریط بیافتید 
 
دوری ازافراط وتفریط 
 
حواسمان به افراط و تفریط باشد یعنی با این بهانه صرفه جویی و... به دام شیطان و شیطان کاری نیافتیم یعنی یک طرف وسواس و تضیع حقوق مردم و از طرفی صرفه جویی به معنی بی توجهی و فقط مصرف نکردن. . درگذشته صاحبکاری داشتم تعریف می‌کرد یک روز در خزینه ، فردی را دیدم که دائم غسل می‌کرد و می‌گفت نشد از اول و...


:: بازدید از این مطلب : 1451
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 24 تیر 1393

مراسم شب شانزدهم ماه رمضان با مناجات خوانی و شب زنده داری در مسجد ارک تهران برگزار شد.

در این مراسم که با سخنرانی حجت الاسلام غلامرضا قاسمیان آغاز شد، حاج منصور ارضی مناجات خواند و حاج حسین سازور و حاج محمدرضا طاهری مداحی کردند.

در ادامه گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان را بخوانید:

* همه ما مبتلای به یک بیماری هستیم، همه ما یک مشکلی داریم و آن مشکل "خود مرکز پنداری" است. همه ما فکر می کنیم در مرکز هستیم. الان ببینید من که در اینجا نشستم می گویم آقا نباید انسان اینقدر افراط بکند، نباید اینقدر تفریط بکند، یعنی چه؟ یعنی من وسط هستم. به شما هم که برسد همین را می گویید، کسی نمی گوید بنده بسیار آدم افراط کاری هستم. هیچ کس قائل نیست افراطی است، هیچ کس قائل نیست تفریطی است، همه قائلند به اینکه ما متعادلیم.

* اعتدال و میانه روی و سرعت میانه، باید سرعتی باشد که کس دیگری در جاده گذاشته است، نه اینکه من خودم روی جاده می گذارم، باید سرعت جاده را تعیین کرده باشند و بگویند تو داری از این سرعت کند می روی و تو تند می روی.

* مفهوم میانه را ببینید خود قرآن چگونه استفاده کرده است، میانه روی به عنوان قدرت مقتصد، قدرت میانه رو، در آیاتی استفاده شده است که برترین آیات ولایت است.

* مفهوم ولایت مفهومی است که همه جای دنیا این مفهوم را دارند، نه تنها دارند، بلکه بر اساسش عمل می کنند، بر اساس مفهوم ولایت عمل می کنند، قرآن می گوید: روز قیامت، روزی است که همه مردم را به اسم امامشان می خوانیم. یعنی چه؟ یعنی همه امام دارند. در سراسر دنیا همه از امامت بهره مندند. امت اگر باشد، امت تعریفش با امامت است.

* سفری تبلیغی و کاری داشتم به ترکیه و در آنجا و بین بچه حزب اللهی ها من بحث امت واحده اسلامی را طرح کردم. که قرآن می برد به سمت امت واحده اسلامی حتی بالاتر، امت واحده جهانی در ادیان توحیدی. در آنجا تا کمی بحث را جلو می بردیم می خورد به اینکه امامت این امت چه کسی می شود؟ آن ها به سرعت می رسیدند به آقای خامنه ای. حتی اهل تسننشان.


:: بازدید از این مطلب : 1270
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 24 تیر 1393

من نسبت به هر پنج بچه ای که دارم روزانه در پنج نمازی که در شبانه روز میخواندم 5 دعا میکردم. میگفتم خدایا سالم باشد صالح باشد خوش روزی باشد خوش قدم باشد. با این 5 دعا دنیا و آخرت را با هم جمع کرده بودم. ضرر هم نکردم. نه در دخترش نه در پسرش الحمدلله. خودم این کار را کردم.

در کتاب خاطرات آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی یکی از نزدیکان ایشان نقل می کند:
 
وقتی تازه میخواستم به بچه دار شدن فکر کنم در محل دفتر مرجعیت خدمتشان رسیدم.
تازه میخواهیم به فکر بچه دارشدن بیفتیم. عرض کردم چه کنیم؟
 
فرمودند: خوب کردی اول آمدی پیش من. بهترین ماههای سال برای انعقاد نطفه ماه رمضان است. نزدیک های نیمه ماه هم از همه بهتر است. چون هر دو روزه گرفتید و هر دو یک حالت تلطیف روحی پیدا کردید.
 
من نسبت به هر پنج بچه ای که دارم روزانه در پنج نمازی که در شبانه روز میخواندم 4 دعا میکردم. میگفتم خدایا سالم باشد صالح باشد خوش روزی باشد خوش قدم باشد. با این 4 دعا دنیا و آخرت را با هم جمع کرده بودم. ضرر هم نکردم. نه در دخترش نه در پسرش الحمدلله. خودم این کار را کردم.
 
از نظر تغذیه مادر وقتی باردار شد هر چیزی نخورد.
 
مسئله توسل خیلی موثر است به خاطر اینکه این خصوصیات پنج گانه که من گفتم در او باشد. یعنی سالم باشد صالح خوش روزی. خوش قدم (چون بعضی از بچه ها بد قدم هستند هیچ تعارف هم ندارد و تردید هم در او نیست.)  و مهمترین چیز هم عاقبت به خیری است.
 
قبل از انعقاد نطفه هم تغذیه خیلی موثر است و در نطفه اثر دارد. این از واضحات است. باید مراعات کنید. من یک چیزی بگویم به تو: در خانه ما از هرجایی هر چیزی بیاید اینها دست نمی زنند. صبر می کنند تا من بیایم جهات شرعی اش را دقت کنم. این در خانه ما سنت شده و از ملکات اینهاست. چون این اثر دارد.
 
فرمودند اگر در ماه رمضان نشد ادامه بدهید فقط قمر در عقرب نباشد. روایات هم در این زمینه داریم. هم عقد در قمر در عقرب نباشد هم عمل آمیزشی و نکاح.
 
 

 


:: بازدید از این مطلب : 1425
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 24 تیر 1393

مراسم روز شانزدهم ماه مبارک رمضان در مسجد حضرت امیر (ع) با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی و حجت الاسلام والمسلمین انصاریان برگزارشد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام انصاریان؛

_ مؤمن وقتی مبتلا می شود خداوند متعال به عوض این ابتلا آمرزش گناه دارد. البته این یک سود مشکلات و سختی ها و رنج ها می باشد. یکی از کاربردهای نهج البلاغه که گوشه ای از دریای بی نهایت امیرالمؤمنین است، اندیشه انسان را نسبت به جریانات اگر انحرافی داشته باشد معالجه می کند. نهج البلاغه نسخه ای است که بعد از خدا و پیامبر بهترین طبیب دلسوز برای جامعه انسانی می باشد. در رابطه با بلاها و مسائل و مشکلات و سختی ها امام نگاه های بسیار عمیقی دارد و برای انسان دچار مشکلات آرامش بخش است.

_ امیرالمؤمنین در بخش حکمت ها در باب بیماری فرمودند که بیماری از پرونده گناهان را می برد. مانند درختی که در پاییز برگهایش می ریزد. با معرفت به این گونه اشارات و لطائف و حقایق زبان گله انسان و حال نارضایتی از بین می رود. چون می بیند که پروردگار عالم چنین معامله ای با او انجام می دهد. معامله محب با محبوب و عاشق با معشوق می باشد.

_ گاهی بلاها و سختی ها مقام انسان را در نزد پروردگار بالا می برد و درجات را بیشتر می کند. یک سود بلا و سختی که در قرآن چند بار ذکر شده این است که با پیش آمدن سختی ها و رنج ها انسان از خواب بیدار می شود و یاد خدا و مرگ و قیامت می افتد.مؤمنی که نور ایمان ولو کم در قلبش روشن است وقتی مبتلا می شود و به بلا دچار می شود، متضرع می شود. یعنی بلا و رنج او را به دایره توبه و انابه و بازگشت به پروردگار می رساند و می تواند تلنگر بیداری باشد.

_ نماز و روزه ای که عشق به امیرالمؤمنین روغنش باشد از بین نمی رود. وقتی انسان از قرآن و روایات می فهمد که بلاها و رنج ها و سختی ها و مشکلات یا فروریزنده گناهان از پرونده یا بالا رفتن درجات است یا رسیدن به مقام خاص است یا زنگ بیدار باش است، شیرین آدم بلاها و رنج ها را قبول می کند.

_  بعضی از رنج ها و بلاها زمان کوتاهی دارد و در همین دنیا تمام می شود و بعدش آسایش و راحتی شروع می شود ولی بعضی از رنج ها و بلاها وصل به از دنیا رفتن انسان می شود مانند حادثه کربلا که زمان معین ندارد. این عسر هست با انسان و به عالم بالا انتقال پیدا می کند.

_در روایاتی اثرات بلا و سختی بیان شده که اولین روایت این است که پیامبر اکرم می فرماید که صف مقدمی که بلاها به طرف آنها جاری می شود، صفی است که بهترین و عاقل ترین و عزیزترین و باکرامت ترین و باارزش ترین -عباد پروردگار است که آنها انبیاء الهی و عباد طاهرین هستند. در روایت دیگری می فرمایند که هر کسی ایمانش سست تر و ضعیف تر و کمتر باشد رویکرد بلا به او کمتر است.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام علوی تهرانی؛

_ شیطان گفته که چند کار است که اگر می خواهی انجام دهی پس تمام تلاشت را بکن که این کار را انجام دهی ، چون من خودم مانع می شوم و نه اصحابم. یکی از آن کارها صدقه دادن است.طبق روایتی از امام باقر(ع) دستی که به جیب می رود برای بیرون آوردن صدقه هفتاد نفر از یاوران ابلیس بعد از شیطان دست طرف را می گیرند تا دست بیرون نیاید.

_ انبیاء قصد می کنند که دین پیشرفت کند. اما شیطان در کارهایشان اخلال می کنند. شیطان یا قلدرها را علیه انبیاء تحریک می کنند یا در اذهان متدینین شبهه ایجاد میکند. پیامبری که حج را آورده است قصدش کمال انسان است. اما شیطان با شبهات در آرزوی پیامبر اخلال ایجاد می کند. شیطان تحریک کننده است.

_ قرآن شیطان را به عنوان موجودی پلید معرفی می کند. در آیه 11 سوره مبارکه انفال می فرماید که پلیدی شیطان را از شما برطرف کرد.

_ قرآن شیطان را موجودی خناس و بسیار پنهان کار معرفی می کند. وسوسه کار اصلی شیطان است. وسوسه القائات پنهانی است که در سوره مبارکه ناس این تعبیر آمده است. شیطان بازدارنده است. در سوره مبارکه عنکبوت آیه 38 می فرماید که شیطان اعمالشان را زینت می دهد و آنها را از راه خدا باز می دارد.

_ گاهی از وسوسه شیطان تعبیر به نذر می کنند. وسوسه ای را نذر می گویند که تو کاری را انجام می دهی و حرکت می کنی. در سوره مبارکه اعراف آیه 200 می فرماید که ای انسان اگر از سوی شیطان وسوسه ای آمد که باعث حرکت تو شد به خدا پناه ببر. این وسوسه تمام می شود. در سوره مبارکه اعراف آیه 201 می فرماید که زنانی که وسوسه چسبنده شیطان به سراغشان می آید با یاد خدا بینا می شوند.

_ خصوصیت بعدی که قرآن برای شیطان بیان می کند این است که شیطان موجودی فتنه گر است. در سوره مبارکه اسراء آیه 52 می فرماید که بگو به بندگان که درست حرف بزنید و نیش دار و دو پهلو حرف نزنید که شیطان فتنه ایجاد می کند.


:: بازدید از این مطلب : 1351
|
امتیاز مطلب : 76
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 24 تیر 1393

سردار باقر زاده در احوالات آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی نقل می کند: 

 

آن موقع تهران گاز کشی نشده بود و مردم از کپسول گاز استفاده می کردند. منزلشان هم در این جایی که الان دفتر حفظ و  نشر آثار ایشان است قرار داشت.

یکی از دوستانم می گفت یک بار که ماشین گاز داخل کوچه ایشان آمد و کم کم داشت می رفت من دیدم که حاج آقا کپسول گاز را دستش گرفته و دارد دنبال ماشین گاز می دود!

اصلا برایشان کسر شان نبود که کارهای مربوط به خودشان را خودشان انجام دهند.


:: بازدید از این مطلب : 1352
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران