میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 272
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2575
:: بازدید ماه : 8489
:: بازدید سال : 14691
:: بازدید کلی : 14691
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

أعظَمُ الناسِ قَدراً مَن لَم يَرَ الدُّنيا خَطَراً لِنَفسِهِ؛

پربهاترين فرد كسى است كه دنيا را بهاى خود نداند.

 

الكافي: ج ۱ ص ۱۹ ح ۱۲ / چشم تماشا: ج1 ص146.

 

 

 

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1691
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

مرحوم آیت الله مرعشی نجفی که تشرفات مکرری از او به محضر امام زمان(عج) نقل شده و دیگر خصائص و کمالات او زبانزد خاص و عام است، زمانی فرمودند وقتی که در نجف بودیم، روزی هنگام ظهر، مادرم به من گفت: برو پدرت را صدا بزن؛ تا برای صرف نهار بیاید.

 

من به طبقه بالا رفتم و دیدم که پدرم، در حال مطالعه خوابیده است.

 

نمی دانستم چه کنم؟

از طرفی باید امر مادر را اطاعت می کردم و از طرفی، می ترسیدم با بیدار کردن پدر، باعث رنجش خاطر او گردم.

 

خم شدم و لبهایم را کف پای پدر گذاشتم و چندین بوسه زدم، تا اینکه در اثر قلقلک پا، پدرم از خواب بیدار شد و دید من هستم.

وقتی این ادب و احترام را از من دید، گفت: شهاب الدین تو هستی؟ عرض کردم: بله آقا.

 

دو دستش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «پسرم، خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمین اهل بیت قرار دهد».

 

و من هر چه دارم از برکت همان دعای پدرم است که در حق من نمود و به مرحله اجابت رسید.

 

 

 

منبع:افسران


:: بازدید از این مطلب : 1931
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

آیت‌الله مصباح‌یزدی در همایش مداحان بسیجی که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم برگزار شد، با اشاره به تعریف مداح و فلسفه وجودی آن، بیان کرد: کسانی که پیشه آن‌ها مدیحه‌سرایی اهل‌بیت(ع) است را مداح می‌گویند و افتخار بزرگی است که نصیب کسی می‌شود که لیاقت آن را داشته باشد.

 

این عضو مجلس خبرگان با اشاره به انتظارات از مداح و نقشی که می‌تواند در جامعه ایفا کند، گفت: در واقع مداح، هنرمندی است که معارف اسلام و اهل‌بیت(ع) را شناسایی کرده و در قالب اشعار و نظم و بیانات هنرمندانه به مردم القا می‌کند تا آشنایی مردم با معارف اهل بیت(ع) بیشتر شود تا نقشی در آشنا کردن مردم با خدا و اهل‌بیت(ع) داشته باشند.

 

به گزارش ایسنا به نقل از حوزه‌نیوز، وی با بیان این‌که «برای هر کار هنری استعداد خدادادی و مهارت اکتسابی لازم است» تصریح کرد: مداح باید از سلیقه و ذوق و استعداد در جلب توجه شنونده برخوردار باشد که یک موهبت خدادادی است.

 

مصباح‌یزدی با بیان این‌که «قالب و محتوا در مداحی بسیار مهم است» گفت: علاوه بر قالب و نحوه بیان در مداحی، نوع مطالبی که بیان می‌شود نیز بسیار مهم است و باید مطالبی را بیان کند که آموزنده و موجب شوق انسان به معارف اهل‌بیت(ع) شود و نباید هرچه به ذهنش رسید برای گریاندن مردم بیان کرد.

 

وی بیان مطالب صحیح در مداحی را مورد توجه قرار داد و گفت: ما در معارف خود مطالبی بسیار داریم که اگر درست بیان شود، اشک‌آور است و ثواب آن نیز فراوان است.

 

این عضو مجلس خبرگان، بکار بردن الفاظ متشابه در بعضی مداحی‌ها را مورد توجه قرار داد و گفت: گاهی این الفاظ بوی شرک می‌دهد، برای مثال عباراتی مانند "حسین اللهی بودن" که گاهی بیان می‌شود، دشمنان می‌توانند به عنوان شرک علیه شیعه از آن استفاده کنند.

 

وی تاکید کرد: اظهار ارادت کردن به اهل‌بیت(ع) را بهتر می‌توان انجام داد که بوی شرک ندهد و دشمنان نیز سوء استفاده نکنند.

 

مصباح‌یزدی با بیان این‌که «اشعار خوب و فاخری داریم که بزرگان ما سروده‌اند» گفت: نباید چیزهایی که سبک است و موجب خجالت شود را در قالب شعر در وصف امام حسین(ع) گفت.

 

وی با اشاره به این‌که «تجربه نشان می‌دهد که غیر از اسباب ظاهر برای تأثیر مداحی، اخلاص و صفای خود مداح نیز مهم است» بیان کرد: گاهی مداح شعری می‌خواند که زیاد بر اسباب ظاهری توجه نمی‌کند، ولی با توجه به اخلاصی که خودش دارد، بسیار تأثیرگذار است.

 

رئیس موسسه امام خمینی(ره) با بیان این‌که «یک کار علمی و تحقیقی برای پیشرفت کار و حسن تأثیر و ایجاد تحول در شنوده نیاز است» افزود: در دو جهت باید مطالعه صورت گیرد که اولاً موجب اثربخشی بیشتر شود و ثانیاً آسیب‌هایی که ممکن است اثر معکوس ایجاد کند مورد بررسی قرار گیرد.

 

وی با اشاره به این‌که «عوامل دیگری هست که باید آنها را مورد توجه قرار داد» بیان کرد: اولین مورد داشتن اخلاص در مداحی است و باید درک کنیم که مداحی یک حرفه و کاسبی نیست، بلکه یک خدمت بزرگ به اسلام، تشیع، سیدالشهدا(ع)، امام زمان(عج) شهدا و علما است و چیزی نیست که با مشاغل دیگر مقایسه شود.

 

مصباح یزدی با بیان این‌که «گاهی شعری که مداحی می‌خواند، آدم را منقلب می‌کند» گفت: افتخاری است که خداوند نصیب برخی بندگان شایسته‌اش کرده که چنین توفیق و سلیقه‌ای دارند که بتوانند چنین رابطه‌ای را ایجاد کنند.

 

وی با بیان این‌که «اگر همه کارها را برای خداوند انجام دهیم ارزش بسیار بالایی دارد» اظهار کرد: اگر شما برای خدا کار کنید می‌توانید با حرفه‌ای که دارید گنج بسیاری را ذخیره کنید؛ باید سعی کنید که کاری را که می‌شود برای خداوند انجام داد با نیت پاک تنها برای خداوند باشد و چیزی بگویید که فکر می‌کنید خداوند دوست دارد و موجب خشنودیش شود.

 

این عضو مجلس خبرگان افزود: مهم‌ترین عاملی که ارزش کار را بالاتر می‌برد این است که کار کاملاً برای خدا باشد.

 

وی با اشاره به این‌که «یکی از بزرگترین وظایف ما این است که هر آنچه می‌توانیم از مقام ولایت حمایت کنیم» گفت: امروز در نعمت‌های اجتماعی نعمتی بالاتر از نعمت مقام معظم رهبری در زیر آسمان وجود ندارد.

 

مصباح‌یزدی با بیان این‌که «یکی از کسانی که می‌تواند از مقام ولایت حمایت کند، مداحان هستند» گفت: کمتر کسی می‌تواند این نقش را به خوبی ایفا کند.

 

 

 

 

 

منبع:ایسنا


:: بازدید از این مطلب : 1936
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

این مرجع تقلید در دیدار جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دست اندرکاران همایش "ابعاد وجودی انسان در قرآن کریم، سنت و آراء اندیشمندان مسلمان" که در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزارشد، در سخنانی به تبیین جایگاه منحصر به فرد انسان در میان دیگر مخلوقات خداوند پرداختند و اظهارداشتند: انسان خلیفه خداوند در زمین است و خلیفه ناگزیر به انجام خواسته های مستخلف عنه است و از آنجا که خداوند اکرم است ، طبق آیه شریفه سوره مبارکه علق انسان را به حضور در کلاس درس کرامت فراخوانده، در نتیجه خداوند که اکرم است انسان را که خلیفه او در زمین می باشد را کریم آفریده است.

 

ایشان در ادامه تنها راه نجات بشریت را پیمودن مسیر انبیاء دانستند و گفتند: بزرگترین دشمن انسان که لحظه ای از فکر نابودی انسان غافل نمی شود، در درون خود انسان است؛ شیطان مانند دشمنان خارجی انسان نیست. چرا که انسان با دشمن بیرونی می تواند مدارا و صلح کند و یا ممکن است در جنگ با او کشته شود، اما با شیطان لحظه ای نمی توان مدارا کرد و از طرفی شیطان انسان را نمی کشد، بلکه انسان را اسیر می کند و از او سواری می کشد و آبروی انسان که بزرگترین سرمایه او است را از بین می برد. لذا ما نباید لحظه ای از خود و نفس مان غافل شویم.

 

خاطرنشان می شود: همایش "ابعاد وجودی انسان در قرآن کریم، سنت و آراء اندیشمندان مسلمان" 29ـ 28 مهر ماه 1393 با محورهای قرآن کریم ( انسان در تفاسیرشیعی، انسان در تفاسیراهل سنت)، محور سنت(انسان در روایات شیعی، انسان در روایات اهل سنّت)،محورعلوم اسلامی، محورانسان در آرای اندیشمندان معاصر اسلامی از جمله دیدگاه های حضرت آیت الله جوادی آملی در دانشکده الهیّات و معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار خواهد شد.

 

منبع:حوزه


:: بازدید از این مطلب : 1832
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

چه ضرورتی داشت امام حسین (علیه السلام) در این سفر، خانواده را همراه خود ببرد؟ چه اشکالی پیش می آمد که آنان را در مکه باقی گذارد تا در جوار خانه خدا عبادت کنند یا آنان را به همراه عبدالله بن عباس به مدینه بفرستد؟

آمدن زن و بچه همراه امام حسین (علیه السلام) هیچ گونه نقش منفی در نهضت امام و به پیروزی رسیدن آن نداشته است. آنچه مهم است اینکه آیا همراهی آنان با امام تأثیر مثبتی برای اسلام یا برای خود آنان داشته است یا خیر؟

 

اگر فرض شود همراهی خانواده امام با وی هیچ نقش مثبتی در اسلام، نهضت و… نداشته باشد باز بردن آنان به همراه خود، قابل توجیه است، زیرا که آنان خودشان خواستار همراهی با حضرت بودند و چندین بار که در طول مسیر اعلام کرد که هرکس می خواهد برگردد هیچ یک از آنان چنین خواسته ای را مطرح نکرد بلکه اگر در جاهایی امام می فرمود که همراهی آنان لازم نیست و می توانند برگردند آنان ناراحت می شدند. و حتی در کربلا و پس از آن هیچ یک نمی گفتند ای کاش به چنین سفری نمی رفتیم.

 

بنابراین بر فرضی که همراهی آنان با امام حسین (علیه السلام) هیچ نفع و ضرری نداشته باشد، باز رفتن آنان به همراه امام خواست شخصی آنان بوده و خودشان بر چنین مسافرت و چنین رنج و درد کشیدن هایی راضی و بلکه خوشحال بوده اند و ما نباید افراد را بر کاری که به دلخواه خود انجام داده اند و پدر به عنوان رئیس خانواده آنان را در خواستشان آزاد گذاشته و ضرر و زیانی برای دیگران نداشته، توبیخ یا محاکمه کنیم. بلکه باید از امام حسین (علیه السلام) درس مهربانی و مدیریت بیاموزیم که چنان با خانواده و کودکان مهربانی کرده که حتی در سخت ترین شرایط، حاضر نیستند او را تنها بگذارند.

 

اوج عشق خانواده به امام حسین (علیه السلام) را می توان از کلام «جون» غلام ابوذر فهمید. او که غلامی سیاه و هدیه ابوذر به امام حسین (علیه السلام) بود وقتی حضرت او را مرخص کرد تا برود و زنده بماند و به جای اینکه از آزادی خود خوشحال شود گریه افتاد و گفت: … سوگند به خدا شما را رها نمی سازم تا خون سیاهم به خون های شما در آمیزد.( موسوعه کلمات الامام الحسین، 452)

 

وقتی که یک غلام که همیشه خواستار آزادی است این چنین باشد، حساب دیگران و عشق و علاقه شان به امام روشن است. چنانکه عبدالله بن حسن که نوجوان بود و برای دفاع از عمویش از خیمه فرار کرد و وقتی شمشیری حواله امام حسین (علیه السلام) شد دست خود را جلو برد تا به این وسیله از امام دفاع کند و دستش قطع شد(همان، ص 507)

 

 فواید همراهی خانواده با امام

1- مسلم است که اگر امام بدون زن و فرزند بلکه با هفتاد یا صد یا پانصد مرد جنگی از مکه به سوی کوفه رهسپار می شد، به راحتی ممکن بود که به آنان برچسب یاغی، مفسد، خارجی و… بزنند و در همان اولین برخورد در بیرون کوفه آنان را به عنوان خارجی و حَروُری از بین ببرند که در این صورت کشته می شدند و اثری از آنان در صفحه آن روز یا هر روز تاریخ باقی نمی ماند.

 

2- بعید نبود که حکومتیان به عنوان لشکر فاتح به مکه یا مدینه حمله کنند و برای درس عبرت گرفتن به دیگران هر جنایتی فجیعی را درباره زن و فرزند امام مرتکب شوند، همان گونه که در واقعه حره با اهل مدینه چنین کردند.

 

3- خانواده امام حسین (علیه السلام) توانستند پیام رسان حادثه کربلا باشند و در کوفه، شام، مدینه و بین راه، تنها کافی بود که خود را معرفی سازند که نوه ها و فرزندان نوه های پیامبرند و لااقل شامیان بفهمند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، خویشاوندانی نزدیک تر از معاویه و یزید دارد که به فرمان یزید کشته و اسیر گشته اند.

 

4- مقاومت خانواده امام بر انجام واجبات الهی درباره احکامی را که می رفت تا مندرس شود، زنده ساخت که از جمله آنها می توان اصرار آنان بر حفظ حجاب، حفظ خود از نامحرمان، جلوگیری از مورد دید واقع شدن، جلوگیری از اختلاط زن و مرد نام برد.( ر.ک: تاریخ الطبری، 4/367 تا 379)

 

5- نشان دادن راه مبارزه به تمامی مبارزان، که اگر خانواده خوب تربیت شد و خوب آموزش دید، در بحبوحه کار، همراه، همگام و هماهنگ با نهضت است، سخنان زنان در تقویت مردان برای دفاع از امام حسین (علیه السلام) و برای دفاع از اهل بیت، نشان می دهد که کار کردن بر روی خانواده و تربیت آنان اثر مهمی در پیشرفت کار دارد.

 

بی جهت نبوده که خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «و انذر عشیرتک الاقربین»( سوره شعراء، آیه 214. و خویشان نزدیکت را هشدار ده) و به اهل ایمان دستور داده است: «قوا انفسک و اهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجارة».( سوره تحریم، آیه 6، خود و خانواده تان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگ است حفظ کنید)

 

به هر حال امام(علیه السلام) نشان داد که در دوران فراغت باید به انسان سازی پرداخت تا در روز حادثه آن انسان ها با مقاومت و فداکاری انسان را در راه هدف یاری دهند.

 

6- نشان دادن قدرت روحی امام که حتی در بحبوحه جنگ، فشار دشمن، جراحت های زیاد، تشنگی و… از زن و فرزند خود غافل نمی شود و این نشانگر اوج روحی و کمال روحی امام است، که باید در چنان صحنه هایی بروز کند.

 

زیاد دیده شده که در تصادفات و غیره، فرد از خانواده و فرزندانش غافل می-شود و در لحظاتی تمام فکرش به خودش و نجات خودش معطوف است و گاهی حتی با نابودی آنان به دست خود، راه نجات خود را می پوید نشان دادن روحیه ای برعکس، حتی در آخرین لحظات آن گونه که در رجزهای امام حسین (علیه السلام) و کلماتش ظاهر است اوج روحیه او را می رساند نظیر: «من حسین بن علی هستم، سوگند خورده ام که سر تسلیم فرو نیاورم، از خانواده پدرم دفاع کنم، بر دین پیامبر حرکت می نمایم.»( ر.ک: موسوعه کلمات الامام الحسین، 499. انا الحسین بن علی آلیت ان لا أنثنی احمی عیالات ابی امضی علی دین النبی)

 

یا کلام معروف امام حسین (علیه السلام) که خطاب به آن فرمود: اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید در این دنیایتان آزادمرد باشید … من با شما می جنگم و شما با من می جنگید و زنان گناهی ندارند، تا من زنده ام سرکشان، یاغیان و جاهلانتان را از تعرض به خانواده ام باز دارید. با این کلمات نشان داد که غیرت و مردانگی در هر حالی ولو آخرین لحظه حیات باشد، خوب است، اگر زن و فرزند همراه او نبودند چنین پیامی را نمی توانست به این زیبایی بیان کند.

 

7- آموزش اینکه دفاع از کیان اسلام و دفاع از عقیده و آرمان زن و مرد نمی شناسد و هرکس در حد توان خود می تواند در این امر مهم شریک باشد.

 

8- نمایاندن چهره واقعی دشمن، که در راه رسیدن به مقام، حتی ناجوانمردانه ترین شیوه ها را به کار می برد و زن و کودکان که از تعرض مصونند و در جنگ ها نباید مورد آزار و اذیت یا کمبود امکانات قرار گیرند را در معرض شدیدترین تضییقات قرار داد و حتی آنان را از آب منع کرد و علاوه بر مردان که تشنه جان دادند زنان نیز در حالت تشنگی شدید به سر می بردند.

 

منبع:باشگاه خبرنگاران


:: بازدید از این مطلب : 1770
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام در فرازی از خطبه خود فرمودند: شما را برحذر مى‌دارم از دگرگونى در خلق و خوى و از نفاق. 

همواره زبان را يكى كنيد. هركس بايد كه زبان خود نگه دارد. بسا شود كه زبان سركشى كند.

به خدا سوگند، نديده‌ام بنده‌اى را كه پرهيزگارى كند و پرهيزگاريش ‍ او را سودمند افتد، مگر آنكه زبان خود نگه دارد.

هر آينه زبان مؤمن در پس قلب اوست و قلب منافق در پس زبان او. زيرا، مؤمن هنگامى كه آهنگ گفتن كند، نخست در درون خود در آن بينديشد، اگر نيك بود بر زبان آرد و اگر بد بود پنهانش دارد. منافق هر سخن كه بر زبانش آيد بگويد و نداند چه به سود اوست و چه بر زيان او.

 

رسول الله (صلى الله عليه و آله ) فرمود: "ايمان هيچ بنده‌اى استقامت نپذيرد مگر آنگاه كه دلش استقامت پذيرد و دلش استقامت نپذيرد، مگر آنگاه كه زبانش استقامت پذيرد." پس هر يك شما بتواند خداى تعالى را ديدار كند، در حالى كه، دستش از خون و مال مسلمانان پاك باشد و زبانش به عرض و آبروى كسى زيان نرسانيده باشد، بايد چنان كند.

بدانيد، اى بندگان خدا، كه مؤمن حلال مى‌شمارد در اين سال چيزى را كه در نخستين سال حلال مى‌شمرد و حرام مى‌داند در اين سال چيزى را كه در نخستين سال حرام مى‌دانست. 

بدعتهايى كه مردم در دين نهاده‌اند، حرامى را بر شما حلال نمى‌كند، بلكه ، حلال همان است كه خدا حلال كرده و حرام همان است كه خدا حرام كرده است.

 

متن حدیث:

 

ثُمَّ إِيَّاكُمْ وَ تَهْزِيعَ الْاءَخْلاقِ وَ تَصْرِيفَها، وَاجْعَلُوا اللِّسانَ وَاحِدا وَلْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسانَهُ، فَإِنَّ هَذَا اللِّسانَ جَمُوحٌ بِصاحِبِهِ، وَاللَّهِ ما اءَرَى عَبْدا يَتَّقِي تَقْوى تَنْفَعُهُ حَتَّى يَخْزُنَ لِسانَهُ، وَ إِنَّ لِسانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَراءِ قَلْبِهِ، وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنافِقِ مِنْ وَراءِ لِسانِهِ، لِاءَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذا اءَرادَ اءَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ، فَإِنْ كانَ خَيْرا اءَبْدَاهُ، وَ إِنْ كانَ شَرّا واراهُ، وَ إِنَّ الْمُنافِقَ يَتَكَلَّمُ بِما اءَتَى عَلى لِسانِهِ، لا يَدْرِي ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَيْهِ، وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه : ((لا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ، وَ لا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ)) فَمَنِ اسْتَطاعَ مِنْكُمْ اءَنْ يَلْقَى اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ هُوَ نَقِيُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِماءِ الْمُسْلِمِينَ وَ اءَمْوالِهِمْ، سَلِيمُ اللِّسانِ مِنْ اءَعْراضِهِمْ فَلْيَفْعَلْ.

وَاعْلَمُوا عِبادَ اللَّهِ، اءَنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْتَحِلُّ الْعامَ ما اسْتَحَلَّ عَاما اءَوَّلَ، وَ يُحَرِّمُ الْعامَ ما حَرَّمَ عَاما اءَوَّلَ، وَ اءَنَّ ما اءَحْدَثَ النَّاسُ لا يُحِلُّ لَكُمْ شَيْئا مِمَّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ، وَ لَكِنَّ الْحَلالَ مَا اءَحَلَّ اللَّهُ، وَالْحَرامَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ.

 

«نهج البلاغه، خطبه175»

 


:: بازدید از این مطلب : 1664
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

حضرت امام محمد باقر(ع) می ‌فرمایند: روز قیامت، چون جماعتی را از کنار حوض کوثر دور می ‌کنند، حضرت رسول(ص) می‌ گریند و می ‌فرمایند: چگونه نگریم بر جماعتى که از شیعیان على‌ بن ‌ابى ‌طالب بوده و به سوی دوزخ روان می‌شوند؟!

 

در کتاب «بشارة المصطفى» و «مجالس» شیخ مفید و «أمالى» شیخ طوسى روایت کرده ‏اند از شیخ مفید، از ابن قولویه، از حسین بن محمد بن عامر، از مُعَلّى بن محمد، از محمد بن جمهور عَمِّى، از ابن محبوب، از أبو محمّد وابِشى، از أبو وَرْد که گفت: از حضرت امام محمّد باقر علیه‌السلام شنیدم که مى‏ گفت: چون روز قیامت بر پا شود، خداوند همه مردم را عریان و پا برهنه در زمین هموارى جمع می ‌کند؛ و آنها را در راه محشر به قدرى متوقف می ‌دارند که همگى عرق بسیارى مى‏ کنند و نفَس‏هاى آنان به شدت میزند، و به قدرى که خداوند اراده کرده است درنگ مى‏ کنند؛ و این است معناى گفتار خداوند تعالى: «فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا؛ و در آن وقت (اى پیامبر) نمى‏ شنوى مگر صداى آرام و بدون صوت را.»

 

در این حال منادى از عرش ندا می ‌کند: کجاست پیامبر امّى؟ خلایق می ‌گویند: این صداى تو به همه رسید و همه شنیدند، آن پیامبر را با اسمش صدا کن!

 

منادى ندا می ‌دهد: کجاست پیامبر رحمت: محمد بن عبدالله؟ رسول‌الله صلّى الله علیه و آله و سلّم بر پا مى‏ ایستد، و از همه مردم جلوتر مى ‏آید تا اینکه مى ‏رسد به حوضى که طول آن به قدر مسافت ما بین أیْلَة و صَنْعَاء است، و در کنار حوض مى‏ ایستد. و پس از آن صاحب شما را ندا مى‏ کنند؛ او هم به جلو مى ‏آید، و در برابر مردم با رسول الله(ص) وقوف مى‏ کند.

 

سپس به مردم اجازه داده مى‏ شود و آنان به حرکت در مى ‏آیند. و در آن وقت، مردم به دو دسته تقسیم مى ‏شوند: جماعتى در حوض وارد مى ‏شوند، و جماعتى را از حوض دور مى‏ کنند و چون رسول ‌الله صلّى الله علیه و آله و سلّم ببیند که از محبان ما اهل ‌بیت کسى را از حوض دور کنند گریه می ‌کند و می ‌گوید: اى پروردگار من! شیعه على! اى پروردگار من! شیعه على!

 

در این حال خداوند فرشته ‌اى را مى‏ گمارد که از آن حضرت بپرسد: اى محمد! سبب گریه شما چیست؟! رسول الله می ‌گوید: چگونه نگریم بر جماعتى که از شیعیان برادرم علىّ بن ابى طالب هستند، و من آنان را مى ‏نگرم که از حوض دورشان کرده ‏اند، و به جانب أصحاب دوزخ روان ساخته ‏اند!؟

 

خداوند عز و جل می‌گوید: اى محمد! من از گناهان آنها گذشتم، و همه را به تو بخشیدم. و من آنان را به تو و به کسانى که از ذریه تو هستند، و آنان آن ذرّیه را دوست دارند و ولایت آنها را برعهده گرفته ‏اند، ملحق ساختم، و آنها را از زمره و جمعیت تو قرار دادم و در حوض تو وارد کردم و شفاعت تو را درباره آنان پذیرفتم و به همین دلیل تو را مکرم و گرامى داشتم.

 

و حضرت باقر علیه ‌السلام گفتند: در آن روز چه بسیار از مردان و زنان گریه کننده‌اى که چون این جریان را ببینند، فریاد مى ‏زنند: یامحمداه! و هیچ یک از موالیان ما و از محبان ما نمى‏ ماند مگر آنکه در حزب ما قرار مى‏ گیرد و با ما وارد در حوض ما مى ‏شود.

 

 

 

 پی نوشت:

 

منتهی الامال

 

 منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1659
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

استاد محسن امیری، قاری برجسته و پیشکسوت کشورمان در جلسه آموزش هفتگی خود با اشاره به لزوم توجه و تشویق جوانان به انس با آیاتد الهی گفت: بی تفاوتی نسبت به زندگی دیگران در مکتب اسلام وجود ندارد. مسلمانان باید نسبت به هم کیشان خود احساس مسئولیت کنند از این روست که همه باید نسبت به انس جوانان با قرآن کریم احساس وظیفه کرده و جلسات آموزش قرآن را پرشور برگزار کنند.

 

وی افزود: باید جوانانی که با آیات الهی انس دارند قدر این نعمت بزرگ را دانسته و دیگران را هم به این امر مهم تشویق کنند.

 

امیری تصریح کرد: خوشبختانه نظام جمهوری اسلامی ایران مفتخر به رهبری شخصیتی است که علاقه مند به قرآن کریم بوده لذا باید سایر مسئولان کشور نیز در راستای انس و الفت هرچه بیشتر آحاد جامعه کار کنند.

 

این استاد برجسته قرآن عنوان کرد: مهمترین وظیفه ما بزرگترها تشویق جوانان به سمت قرآن است. قطعا هیچ هدیه مادی جوابگوی کار بزرگ آنها نیست ولی ما باید در کار خیر پیشی بگیریم و از قاریان و حافظان جوان تقدیر کنیم.

 

وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به نقش الحان و تلاوت های ناب در انتقال مفاهیم قرآنی گفت: اجرای درست الحان و تلاوت قران که منطبق با معنا باشد انسان را از خود بیخود می کند. وقتی انسان می شنود استاد عبدالباسط با تلاوت خود جمعیتی را مسلمان کرده، تعجب آور نیست.

 

امیری اظهار کرد: یکی از تلاوت های ناب استاد عبدالباسط سوره مبارکه مائده است. این استاد وقتی به آیه ای که می رسد که قابیل برادر خود را کشته و از درمانگی حیران و سرگشته است با ظرافت و زیبایی لحنی این حالت را به درستی در گوش شنونده القا می کند. این استاد در کلمه "یاویلتی" دربه دری قابیل را با صوت خود نشان می دهد. 

 

استاد امیری با اشاره به آیه 219 سوره بقره گفت: خداوند در این آیه به گناه بزرگ شرابخواری و قمار اشاره می کند و می فرماید: يَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ کَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ يَسْئَلُونَکَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآياتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ یعنی: از تو درباره شراب و قمار می پرسند ، بگو: در ارتکاب آن دو گناهی است بزرگ و سودهایی ( مادی ) برای مردم ، و گناه آنها بزرگتر از سودشان است.

 

وی خاطرنشان کرد: ما قرآنیان از منظر امر به معروف و نهی از منکر لازم است تا اگر کسی به این گناهان مبتلاست این آیه را به آنها نشان دهیم. نشان دادن خود آیه قرآن بسیار تاثیرگذارتر از صحبت کردن خواهد بود آیات قرآن نوری است که تاثیرش از کلام فراتر است.

 

 

منبع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 1567
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

من در كوفه ثروتمند شده بودم و از این رو از برادران دينى بسيار نزد من مى آمدند و چون ترسيدم در ميان مردم شرمنده شوم به غلام خود دستور دادم هرگاه يكى از برادران دينى آمد و مرا خواست بگو ايشان اينجا نيست .

در همان سال به مكه رفتم. خدمت امام صادق (عليه السلام) رسيدم و سلام كردم حضرت با سنگينى و گرفته خاطر، جواب سلام مرا دادند.

 

عرض کردم :فدايت شوم؛ چرا از من روى گردانىید و به من كم لطف هستيد؟

فرمودند: به خاطر اين كه تو روش خود را نسبت به مؤمنان تغيير داده ای.

 

عرض کردم: فدايت گردم؛ از اين كه زياد مشهور شوم، ترسيدم و چنين كارى كردم. خدا مى داند به آنها شديدا علاقمندم .

 

حضرت فرمودند: اى اسحاق؛ از زيادى مراجعه مؤمنان هرگز ناراحت نباش! زيرا هرگاه دو نفر مؤمن با يكديگر ملاقات كرده و دست بدهند، خداوند يكصد رحمت در ميان دو انگشتانشان قرار مى دهد كه نود و نه رحمت از آن مخصوص كسى است كه برادر دينى خود را بيشتر دوست مى دارد و هر كدام نسبت به رفيقش بيشتر محبت كند او بيشتر مورد توجه الهى قرار مى گيرد و هرگاه براى رضاى خدا همديگر را به آغوش گيرند رحمت خداوند آنان را مى پوشاند و به آنان گفته مى شود: شما آمرزيده شديد و هرگاه بخواهند صحبت كنند، فرشتگان به يكديگر گويند از اين دو نفر دور شويم شايد راز دلى دارند و خداوند نمى خواهد از راز دل آنها باخبر شويم .

 

 

پی نوشت ها:

 

1- علامه مجلسی. بحارالانوار، ج76: 21.

 

2-ناصري، محمود. داستانهاي بحار الانوار، ج5: 213.

 

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1405
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 27 مهر 1393

آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم درباره «مقامات رسول خاتم(ص)» به بیان برخی نکات پرداخته است که در ادامه به آن اشاره می‌شود:

*پیامبر(ص) بشری هستند که به وجودشان وحی می‌شود

خدای متعال به این وجود مقدس می‌فرماید: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیّ»، من بشری هستم مثل شما با این تفاوت که به من وحی می‌شود، خود این قسمت از آیه دو بخش دارد که یکی از آن جنبه بشریتی حضرت است و دوم اینکه حضرت در لباس بشر آمده‌اند، همنشین بشر هستند و خصوصیات بشری دارند؛ اما بشری هستند که «یُوحى‏ إِلَیَّ» به وجودشان وحی می‌شود و حقیقت وحی به سمت ایشان جاری است.

*راه رسیدن به لقای الهی

می‌فرماید: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ»، ذکر فا در اینجا یعنی که آیه مترتب بر گذشته است، گویا آیه می‌فرماید اگر کسی ایشان را شناخت و وحی را درک کرد، این امید در وجودش زنده می‌شود که می‌شود به لقاء الله رسید. بعد حضرت دستورالعملی می‌دهند و می‌فرماید: «فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»، باید عمل صالح انجام بدهد و در عبادت پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد؛ یعنی در عبادت اخلاص داشته باشد. پس عمل صالح همراه با اخلاص در عبادت، راه لقاء الله است.

*آنچه باعث تمایز پیامبر اکرم(ص) شده است

نکته مهم این است که اگر ما حضرت را در قالب بشر شناختیم، دیگر نمی‌توانیم راه خودمان را با ایشان ادامه بدهیم و متوقف می‌شویم، وقتی می‌توانیم با ایشان سلوک کنیم که آن نقطه امتیاز ایشان را که او را پیامبر و مرجع قرار داده و به ایشان اولویت داده را «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم» بشناسیم. قرآن این جنبه را در این بیان نورانی این گونه مطرح کرده است «یُوحى‏ إِلَیّ»، پیامبر بشری است که به او وحی می شود.

*تنها مرحله‌ای که مختص رسول خاتم(ص) بود

حضرت به مقامی رسید که هیچ حجابی در کار نبود، همه سماوات را پشت سر گذاشتند، همه انبیاء و حتی جبرئیل را پشت سر گذاشتند و در آنجا وحیی به پیامبر(ص) شد که هیچ واسطه‌ای در آن در کار نبود. یکی از آیاتی که وحی حضرت را توضیح می‌دهد آیه ای است در سوره مبارکه شوری که می‌فرماید: «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ»، هیچ بشری این بهره را ندارد که خداوند با او صحبت کند مگر از سه راه؛ بنابراین می‌تواند بشری مورد تکلم خداوند قرار گیرد کما اینکه «کَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَکْلیماً»(نساء/164)، خداوند متعال تکلم خاصی با حضرت موسی(ع) داشت که به خاطر همین ایشان به کلیم الله شناخته می‌شوند.

*سه راهی که خداوند با بشر تکلم می‌کند

سه راهی که خداوند از این طریق با بشر تکلم می کند عبارتند از: «وَحْیاً» وحی، «أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ» یا از طریق حجاب، یعنی کلام الهی را از طریق واسطه ای دریافت می کند، مثل حضرت موسی که کلام خدا را از طریق درختی می شنیدند، «أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ» یا اینکه واسطه‌ای را می فرستند و کلام الهی از طریق این واسطه به بشر می‌رسد، مثل خیلی از وحی‌هایی که به انبیاء می‌شده، این وحی‌ها به این صورت بود که حضرت جبرئیل کلام الهی را تلقّی می‌کردند و کلام الهی را به پیامبران می‌رساندند. از این تقسیم استفاده می‌شود که نوع وحی غیر از آنجایی است که واسطه‌ای در کار است یا حجابی وجود دارد.

*روایتی از علوم خاص پیامبر و اهل بیت

در کافی نقل کرده که از امام صادق(ع) سؤال کردند: «این علومی که در اختیار شماست از کتابی رسیده یا معلم خاصی به شما تعلیم می‌کند که ما از آن بی‌خبر هستیم؟ حضرت(ع) فرمود: امر از این خیلی مهم‌تر است، بعد حضرت همین آیه را خواند «کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا»، آن روح در اختیار نبی اکرم بوده و بعد هم با ما ائمه است.

البته در روایات داریم که همه انبیاء مؤید به روح‌القدس هستند، ولی شعاعی از آن روح القدس همراه با انبیاء است، حقیقت روح‌القدس پیامبر گرامی ماست که حتی وقتی پیامبر لباس بشر پوشید، او ایشان را همراهی می کند. این موجود مقدسی است که اعظم از همه ملائکه است، پس کلمه‌ای که به حضرت القا شد و خدا با آن با ایشان تکلم کرد، کلمه روح بود؛ یعنی همه حقایق علوم و معارف کتاب و همچنین همه حقایق ایمان در این روح بدون حجاب به پیامبر القا شد، این کلمه روح مشتمل بر همه علوم و معارف است «ما کُنْتَ تَدْری مَا الْکِتابُ وَ لاَ الْإیمان» و همه مراتب ایمان و همه حقایق کتاب که «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ» است.

*نور وجود مقدس حضرت خاتم(ص) چه زمانی خلق شد+پاسخ امیرالمؤمنین(ع)

روایتی در بحارالانوار از امیرالمؤمنین نقل کرده که حضرت فرمود: خداوند 424 هزار سال قبل از خلقت همه عوالم -عرش و لوح و کرسی و قلم و همه عوالم مهم دیگر- نور وجود مقدس نبی اکرم(ص) و حبیبش را آفرید، بعد به او فرمود: «أَنْتَ‏ الْمُرَادُ وَ أَنَا الْمُرِیدِ وَ أَنْتَ خِیَرَتِی مِنْ خَلْقِی» و سپس نور ایشان تلؤلؤیی کرد و خداوند از نور ایشان 12 حجاب را آفرید و به حضرت فرمود: وارد این حجب شو، در روایت آمده که هر یک از این حجب ذکر و عبادت خاصی داشت.

همچنین از حضرت سؤال کردند: که شما قبل از خلقت حضرت آدم(ع) کجا بودید؟ ایشان فرمود: حول عرش الهی طواف می‌کردیم و در اجساد نوری بودیم؛ یعنی در اجساد نوریشان با عالم انوار که عالم ملائکه است ارتباط داشتند و معلم آن‌ها بودند. در آن روایت آمده که حضرت در هر حجابی دوازده هزار سال توقف می‌کردند و ذکری داشتند که آن عالم را با ذکر خودش نورانی می‌کردند؛ یعنی سیر در حجب داشتند و آن حجب را به طرف خدای متعال سیر می‌دادند.

*دو ویژگی خاص آخرین آیه سوره کهف

خواندن آیه آخر سوره کهف دو تا خاصیت دارد: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»، اگر کسی این آیه را قبل از خواب بخواند، هر وقت که اراده کند بیدار می‌شود، تلقی من این است که اگر کسی بخواهد بر خواب خودش کنترل پیدا کند که مقام خیل مهمی است، از طریق سلوک و انس و شفاعت این آیه می‌تواند این کار را کند، دیگر اینکه اگر کسی این آیه را وقتی در بستر قرار می‌گیرد بخواند، خداوند نوری بین او و مسجد الحرام ساطع می‌کند که اطراف آن ملائکه‌ای هستند که تا صبح برای او استغفار می‌کنند.



:: بازدید از این مطلب : 1681
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران