میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2307
:: بازدید ماه : 8221
:: بازدید سال : 14423
:: بازدید کلی : 14423
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

حضرت آیت الله العظمی صافی به پرسشی درباره خرید و فروش پایان نامه‎ پاسخ داده است. متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

بفرمایید حکم گرفتن یا دادن پول برای انجام پایان‌نامه‌های دانشگاهی جهت گرفتن مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری چیست؟

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

امر مذکور در سؤال، در مواردی که موجب تخلّف از مقررات و معرّفی غیر صالح به‌جای صالح باشد، جایز نیست و الله العالم.

 

 

 

 

 

منبع:شفقنا


:: بازدید از این مطلب : 2203
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

24 ذی‌الحجه سال دهم هجری آیه مباهله بر پیامبر اعظم(ص) نازل شد. پس از این آیه بود، رسول‌الله(ص) دست حسنین(ع) را گرفت و همراه با دختر و داماد خود در بیابان حاضر شد تا با سران مسیحی منطقه نجران مباهله کند. مسیحی‌ها که نشانه‌های صحت گفتار پیامبر را دیدند، عقب‌نشینی کردند و پرداخت جزیه را بر مباهله برگزیدند.

 

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم به مناسبت این روز بزرگ یادداشتی نوشته و در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است:

 

*مفهوم‌شناسی مباهله

 

مباهله در اصل به معنی رها کردن از قید و بند و در دعا به معنی تضرع و واگذاری کار، به خداست و از نظر مفهوم متداول در آیه فوق به معنی نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است، افرادی که درباره مسأله مهم مذهبی گفت و گو دارند در یک جا جمع می شوند و به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند. [۱]

 

*مکان مباهله نجران

 

مشهور میان دانشمندان این است که مکان مباهله اطراف «مدینه» و در دامنه صحرا بوده است. [۲]

 

* آغاز جریان مباهله

 

بخش باصفای «نجران» که در مرز حجاز و یمن قرار گرفته، در آغاز طلوع اسلام تنها منطقه مسیحی‌نشین در حجاز (عربستان) بود، پیامبر(ص) به موازات مکاتبه با سران دولت‌های جهان و مراکز مذهبی نامه‌ای به اُسقف نجران (ابو حارثه) نوشت که در آن آمده است: «به نام خدای ابراهیم و اسحق و یعقوب، از محمد، پیامبر و رسول خدا، به اسقف نجران، شما را دعوت می‌کنم که از ولایت و پرستش بندگان، خارج شده و در ولایت و پرستش خداوند وارد شوید وگرنه باید به حکومت اسلامی جزیه (مالیات) بپردازید و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می‌شود».

 

نمایندگان پیامبر، وارد نجران شدند، اسقف برای تصمیم گیری شورا تشکیل داد، «شرجیل» که به عقل و درایت و کاردانی معروف بود، گفت: از پیشوایان مذهبی شنیده‌ایم که نبوت، روزی از نسل سحاق به فرزندان اسماعیل منتقل می‌شود و بعید نیست محمّد که از اولاد اسماعیل است، همان پیغمبر موعود باشد. تصمیم بر این شد که ۶۰ نفر از علمای آنها با پیامبر(ص) از نزدیک گفت‌و‌گو کنند. هیئت نمایندگی در حالی که لباس‌های تجملی ابریشمی بر تن و انگشترهای طلا بر دست و صلیب بر گردن داشتند، به مدینه آمده و وارد مسجد شدند و بر پیامبر سلام کردند. ولی وضع زننده و نامناسب آنها پیامبر را سخت ناراحت کرد، آنها برای فهمیدن علتِ ناراحتی پیامبر به عثمان و عبدالرحمان که سابقه آشنایی با آن دو را داشتند، مراجعه کردند، آن دو گفتند: که حلّ گره به دست علی‌بن ابی‌طالب(ع) است، و علی(ع) فرمود با وضع ساده به حضور حضرت بیایید تا مورد تکریم واقع شوید. آنان چنین کردند، پیامبر هم سلام آنان را پاسخ داد و هدایای آنها را قبول فرمود. [۳]

 

*مذاکره نمایندگان نجران با پیامبر(ص)

 

پیامبر(ص) در مذاکراتی که با نمایندگان نجران داشت، دلایل حقانیت اسلام را بر آنها بیان کرد،‌ اما نمایندگان گفتند: حرف‌های شما ما را قانع نمی‌کند، راهش این است که در وقت مُعینی مباهله کنیم و بر دروغگو نفرین فرستیم و از خدا هلاک او را بخواهیم و این آیه شریفه نازل شد: «فَمَن حاجَّکَ مِنْ بَعدِ ما جائکَ مِنَ الْعِلم فَقُل تَعالُوا نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائَکُم وَ نِسائَنا وَ نِسائَکُم وَ انْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الکاذبین» [۴]؛ «هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به ستیز برخیزند به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را دعوت می‌کنیم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم و شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم».

 

سران نمایندگان نجران پیش از آن که با پیامبر روبرو شوند، به یکدیگر می‌گفتند: هرگاه دیدید که محمّد افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد، معلوم می‌شود در ادعای خود صادق نبوده؛ ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه‌های خود آمد، پیداست که او پیامبر و راستگو است و به قدری به خود ایمان دارد و احساس امنیت می‌کند که عزیزان خود را آورده است، هنوز در این گفت‌و‌گو بودند که ناگهان چهره نورانی پیامبر(ص) ظاهر شد که دست امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را گرفته و حضرت علی(ع) پیش رو و حضرت زهرا(س) پشت سر آن جناب حرکت می‌کردند. نمایندگان همگی با حالت بهت‌زده به یکدیگر نگاه می‌کردند و انگشت تعجب به دندان گرفتند که این مرد به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی قرار نمی‌داد. [۵]

 

اُسقف نجران می‌گفت: با محمّد(ص) چهره‌هایی را می‌بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از خدا بخواهند که بزرگترین کوه‌ها را از جای برکند، فوراً کنده می‌شود، با این چهره‌های نورانی و افراد با فضیلت مباهله صحیح نیست.

 

*انصراف نمایندگان نجران از مباهله

 

نمایندگان با دیدن وضع یاد شده وارد مشورت شدند و به اتفاق آراء تصویب کردند که وارد مباهله نشوند و حاضر شدند هر سال مبلغی به عنوان جزیه (مالیات سالانه) بپردازند و در مقابل، حکومت اسلامی از جان و مال آنها دفاع کند.

 

پیامبر(ص) فرمودند: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می‌شدند صورت انسانی خود را از دست داده و از آتشی که در بیابان برافروخته می‌شد، می‌سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران هم کشیده می ‌شد.

 

* صلح نامه

 

به نام خداوند بخشنده مهربان، این نامه‌ای است از محمّد رسول خدا به ملت نجران و حومه آن، حکم و داوری محمّد درباره تمام املاک و ثروت ملت نجران این شد که اهالی نجران هرسال دو هزار لباس که قیمت هر یک از چهل درهم تجاوز نکند به حکومت اسلامی بپردازند... و جان و مال و سرزمین و معابد ملت نجران در امان خدا و رسول اوست، مشروط بر اینکه از همین حالا از هر نوع ربا خواری خودداری کنند. [۶]

 

*آیه مباهله فضیلت اهل بیت پیامبر اسلام(ص)

 

قرطبی از مفسران اهل سنت می‌نویسد: جریر به مغیره گفت: همه مردمی که قصه نجران را روایت می‌کنند، می‌گویند علی‌بن ابی‌طالب هم آن جا بود (از افرادی که در مباهله شرکت داشت) مغیره گفت: ولی شعبی این را نقل نکرده و سپس چنین می‌گوید: نمی‌دانم به خاطر دشمنی بنی امیه با علی بن ابی‌طالب این کار را کرده است یا این که در حدیث نبوده. [۷]

 

از این مطلب روشن می‌شود که چقدر جو حاکم در پوشاندن واقعیات تاریخی مؤثر بود ولی با این همه در تفاسیر اهل سنت مطالبی در ذیل آیه مباهله نقل شد که بر فضیلت اهل بیت پیامبر اسلام تأکید دارند هر چند همانند شیعه این آیه را دلیل بر حقانیت امیر مؤمنان در جانشینی بلا فصل قبول نکرده‌اند لکن خود این نقل‌ها به طور ضمنی بر حقانیت اهل بیت دلالت کند.

 

مطالبی که در تفاسیری از اهل سنت دیده شده عبارتند از:

 

1. روشن‌شدن اهل بیت پیامبر بر مسلمانان: یکی از شبهاتی که برخی دارند این است که آیه تطهیر را به زنان پیامبر تفسیر می‌کنند؛‌ ولی در ذیل این آیه روشن می‌شود که اهل بیت پیامبر اسلام عبارتند از علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام ؛‌چنانچه فخر رازی و دیگران در ذیل این آیه از عائشه همسر پیامبر نقل کرده اند وقتی آیه مباهله نازل شد و رسول گرامی اسلام، گلیم (یا عبائی) بر دور علی، فاطمه، حسن و حسین پیچاند، خداوند متعال این آیه را نازل نمود: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» [۸] سپس می نویسد این حدیثی است که اهل تفسیر و حدیث به صحت آن اتفاق نظر دارند. [۹]

 

* آیه مباهله بیانگر حقانیت اهل بیت در کتاب‌های حدیث اهل سنت

 

یک) حامد حفتی داود: آیه مباهله دلیل بر فضیلت و مقدم بودن علی بر ابوبکر و عمر است و اگر بخواهیم احادیث دال بر فضل علی بر آن دو را بیان کنیم، از صد تا روایت هم بیشتر است. [۱۰]

 

دو) فتح الدین حنفی: بدان که اهل بیت پیامبر اسلام عبارتند از علی، حسن و حسین ـ و سیده نساء العالمین فاطمه زهرا که روایات مشهور فراوانی در کتب تفسیر و حدیث بر این مطالب دلالت دارد و بالاترین دلیل، آیه تطهیر و آیه مباهله است که بزرگان حدیث از اهل سنت هم چون ترمذی، دولابی، بیهقی، احمد حنبل رئیس مذهب حنبلی اهل سنت، طبرانی و ... این ها را روایت کرده‌اند. [۱۱]

 

سه)‌ مسلم: در صحیح مسلم چنین آمده است: معاویه از سعد بن ابی وقاص سؤال کرد: چرا تو لعن و سبّ علی بن ابی طالب نمی‌کنی؟ سعد در جواب گفت: به خاطر سه امر: حدیث منزلت در جنگ تبوک، داستان پرچم در جنگ خیبر و داستان مباهله، وقتی که آیة «...تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُم...» نازل شد، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی، فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السلام ـ را فراخواند و گفت: بار خدایا! اینها اهل منند (اهل بیت من هستند). [۱۲]

 

 

پی نوشت:

۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ بیست و چهارم، ج 2، ص 437.

۲ . سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پانزدهم، 1377، ج 2، ص 442.

۳. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ، چاپ اول، 1375، ج 7، ص 96.

۴. آل عمران/ 61.

۵. تفسیر نمونه، همان، ص 440.

۶. همان مدرک، منشور جاوید، ص 98.

۷. قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، بی جا، بی نا، بی تا، ج3، ص 211.

۸. احزاب/ 33.

۹. رک: رازی، فخر الدین، مفاتیح الغیب، بی جا، بی نا، بی تا، ج3، ص 247. و رک: زمخشری، محمود. الکشاف عن حقائق التنزیل، بی جا، بی نا، بی تا، ج1، ص 368. ورک : حسکانی، عبید الله، شواهد التنزیل، بی جا، بی نا، بی تا، ج1، ص 161.

۱۰. حفتی، حامد، داود، نظرات فی الکتب الخالده، مصر، قاهره، مطبوعات النجاح، اول، 1399هـ.ق، ص 184.

۱۱. حنفی، فتح الدین علی محمد، فلک النجاة فی الامامة و الصلاة، بی جا، مؤسسه دار الاسلام، دوم، 1418هـ.ق، ص 34.

۱۲. مسلم، صحیح، ج 4، ص 1871.


:: بازدید از این مطلب : 2150
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

امام صادق علیه السلام فرمودند:

اگر کسی پشت سر مؤمنی قضیه‌ای تعریف کند که بخواهد بدنام و بی‌ آبرویش کند

و او را از چشم مردم بیندازد خدا او را از محدودهٔ ولایت خود به ولایت شیطان بیرون می‌اندازد

ولی شیطان هم او را قبول نمی‌کند!

 

 

 

پی نوشت:

 

اصول کافی/ ج2/ ص 358/ باب الروایة علی المؤمن


:: بازدید از این مطلب : 2085
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

از جمله رخداد های امروز ( 24 ذی الحجه) روز خاتم بخشی امیرالمومنین سلام الله علیه در هنگام نماز است.

 

در اين روز اميرالمؤمنين عليه‏ السلام در مسجد پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله انگشتر خود را در حالت ركوع به سائل بخشيد، و آيه 55 سوره مباركه مائده « اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه‏ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيموُنَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعوُنَ ؛ ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى ‏دهند.» در شأن آن حضرت نازل شد.

 

امام صادق عليه ‏السلام درباره معناى اين آيه شريفه از پدرشان از جدّشان عليهم‏ السلام نقل مى‏ كنند كه فرمودند: «يَعْرِفونَ نِعْمَةَ اللّه‏ِ ثُمَّ يُنْكِروُنَها: نعمت خداوند را مى ‏شناسند و سپس آن را انكار مى‏ كنند». حضرت فرمودند: هنگامى كه آيه مباركه «انما وليكم اللّه‏ ...» نازل شد، عده ‏اى از اصحاب پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله در مسجد مدينه جمع شدند. بعضى به بعض ديگر گفتند: درباره اين آيه چه مى ‏گوييد؟ بعضى گفتند: اگر منكر اين آيه بشويم ساير آيات را هم بايد منكر شويم و اگر ايمان به اين آيه بياوريم و قبول كنيم براى ما ذلت است، زيرا على بن ابى ‏طالب [امیرالمومنین عليه ‏السلام] بر ما مسلط مى ‏شود.

 

عده‏ اى از منافقين گفتند: ما مى‏ دانيم كه محمد [صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله] در آنچه مى‏ گويد صادق است. او را به ظاهر دوست داريم، ولى از على( عليه‏السلام) در آنچه امر مى ‏كند اطاعت نمى‏ كنيم.

 

حضرت فرمودند: در اين هنگام اين آيه نازل شد: «يَعرفونَ نعمةَ اللّه‏ِ ثمَّ يُنكِرونَها ...»، يعنى: ولايت على بن ابى ‏طالب عليه ‏السلام را مى ‏شناسند و حال اينكه اكثر آنها كه آن را مى ‏شناسند نسبت به ولايت آن حضرت كافرند.

 

بعضى از مخالفين گفته ‏اند: براى كسى اتفاق نيفتاده كه در يك زمان جمع بين دو عبادت مالى و بدنى بنمايد مگر على بن ابى ‏طالب عليه ‏السلام، و براى احدى نيامده از فضايل مثل آنچه براى على عليه ‏السلام آمده است.

 

 

 

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2288
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

روایات اهل‌سنت

رواياتی که اهل سنت در تفسیر این آیه جمع‌آوری کرده‌اند از حدود چهل طريق، روایت شده‌اند و همه بر اين نکته تأکید می‌کنند که مراد از اهل‌بیت در این آیه پیامبر، امام علی، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین علیهم السلام هستند. در میان راویان اصلی این روایات، به کسانی چون ام سلمه، عايشه، ابو سعيد خدري، ابن عباس و عبداللّه بن جعفر ـ که از روايات موثق و معتبرند ـ می‌توان اشاره کرد.

 

اين روايات در منابع شيعه هم از طريق ائمة‌ هدي ـ عليهم السّلام ـ از بيش از سي طريق نقل شده است. در مجموع بايد گفت: جاي هيچ شک و ترديدي باقي نمي‌ماند که مراد و منظور از "اهل بيت"در آیه تطهیر، رسول مکرم اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ، علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ ، فاطمة‌ زهرا (سلام الله علیها)، امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ و امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي‌باشند.

 

 

 

علامه طباطبايي مي گويد: در اين باره آنچه که از اهل سنت نقل شده است، بيش از آن است که از شيعه نقل شده است.1

 

دکتر تيجاني در کتاب "فسئلوا اهل الذکر"، سي منبع از منابع معتبر اهل سنت را شماره مي‌کند که نزول آيه‌ي تطهير را درباره‌ي این پنج نفر مي‌دانند. وی در پايان اضافه مي‌کند که علمايي از اهل سنت که اين آيه را مربوط به اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌دانند، زيادند و ما به همين مقدار اکتفا مي‌کنيم.2

 

مرحوم بحرانی در تفسير البرهان، ذيل اين آية‌ شريفه، 64 روايت نقل کرده است که 58 روايت آن مربوط به تعيين شأن نزول و مصداق "اهل بيت" مي‌باشد. جالب اين است که روايات نقل شده از طرق مختلف اهل سنت در اين رابطه، بيش از روايات رسيده از طریق شيعه است. صاحب تفسير البرهان 30 روايت را به طرق مختلف از اهل سنت نقل مي‌کند و 28 روايت را از طرق شيعه. مطلب ديگری که در اين باره جلب توجه مي‌کند، اين است که در برخي از اين روايات، بعضي از اصحاب کسا، خود براي اثبات حقانيت خويش به اين آيه استدلال نموده و تمسک جسته‌اند. از جمله روايت شمارة‌ 24 که در این روایت، اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ در ماجرای‌ شوراي شش نفره عمر برای تعيين خليفه پس از خود، براي اثبات حقانيت و فضيلت خويش بر دیگر رقیبان، به اين آيه استدلال فرموده و خطاب به آنان مي‌فرمايد: آيا اين آيه دربارة کسي جز من و همسرم و فرزندانم نازل شده است؟! و آنان در جواب مي‌گويند: خير!3

 

مغنیه در تفسير الکاشف، روايتي را در شأن نزول آية‌ تطهير از صحيح مسلم (القسم الثاني من الجزء الثاني) ص 116، چاپ 1348 هـ. نقل مي‌کند. وی پس از نقل حديث از صحيح مسلم، مي‌گويد: همين روايت با همين سند را ترمذي در صحيح خود و احمد بن حنبل در مسندش و ديگران از علماي اهل سنت، نقل کرده‌اند.4 در کتاب‌هاي حديث و تفسير به چهار دسته روايت در اين باره برمی‌خوريم:

 

1. رواياتي که برخي از همسران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل کرده‌اند و مفاد آن اين است که پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آنان را از شمول آية‌ تطهير خارج کرده است.5

 

2. رواياتي که مربوط به حديث کساء است.6

 

3. رواياتي که مي‌گويند: پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ تا مدتي (شش ماه يا بيش‌تر) پس از نزول آية‌ تطهير در خانة‌ علي و فاطمه و فرزندانش علیهم السلام مي‌ایستاد و مي‌فرمود: "الصلوة! يا اهل البيت! إنما يريد اللّة ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يُطهّرکم تطهيرا"7

 

4. رواياتي که از ابو سعيد خدري نقل شده است و مضمون آن این است که آيه تطهیر دربارة رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ نازل شده است. "نزلت في خمسة؛ في رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله ـ و علي و فاطمه و الحسن و الحسين ـ عليهم السّلام ـ "8

 

روایت عایشه

در اين بخش به روايتي از عايشه همسر پیامبر اشاره مي‌کنيم. عایشه ضمن تصريح به اين امر که مراد از اهل بيت در آیه تطهیر، اهل بيت خاص پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستند، زنان پيامبر ـ از جمله عايشه ـ را از شمول آية‌ تطهير خارج مي‌شمارد.

 

ثعلبي در تفسيرش چنین آورده است: هنگامي که از عايشه دربارة‌ جنگ جمل و دخالتش در آن جنگ ويران‌گر سؤال کردند،گفت: اين يک تقدير الهي بود! هنگامي که درباره‌ي علي ـ عليه السّلام ـ از او پرسیدند، گفت: "تسألني عن أحبّ الناس الي رسول اللّه و زوج احبّ الناس الي رسول اللّه؛ لقد رأيت علياً‌ و فاطمه و حسناً و حسيناً و جمعَ‌ رسول اللّه بثوب عليهم ثم قال: اللّهم هؤلاء اهل‌بيتي و حامتي فأذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا. قالت: فقلتُ يا رسول اللّه أنا من أهلک؟

 فقال: تنخيّ فإنک إلي خيرٍ"9 

 

يعني از من درباره‌ي کسي سؤال مي‌کنيد که محبوب‌ترين مردم نزد پيامبر بود و همسر محبوب‌ترين مردم نزد رسول خدا بود؛ من با چشم خود ديدم علي و فاطمه و حسن و حسين را که پيامبر آن‌ها را در زير پارچه‌اي جمع کرده و فرمود: خداوندا! اينان خاندان و اهل‌بیت من‌اند. رجس و پليدي را از آن‌ها دور کن و از آلودگي‌ها پاکشان فرما! من گفتم: اي رسول خدا! آيا من نيز از آن‌ها هستم؟ فرمود: تو فاصله بگير! تو بر خير و نيکي هستي (اما جزو اين جمع نیستي)!

 

در این جا ممکن است ابهام‌هایی پیدا شود که باید آن‌ها را روشن کرد. به دو نمونه از این ابهام‌ها اشاره کرده و می‌کوشیم آن را روشن سازیم:

 

یکم: با توجه به اين که آية تطهير در ضمن آياتي است که درباره‌ي زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل شده است، چگونه مي‌توان خصوص اين قسمت از آيه را خطاب به اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ دانست و همسران آن حضرت را خارج کرد؟

 

از رواياتي که در شأن نزول اين آيه وارد شده است، به خوبی فهم می‌شود که اين قسمت از آيه، مفرداً‌ و به تنهايي نازل شده است و در ضمن آيات مربوط به همسران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نبوده است و بعدا به عللی در جایگاه فعلی قرار گرفته است. حتي يک روايت هم وجود ندارد که دلالت کند، اين قسمت از آيه در ضمن آيات خطاب به زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل شده است؛ پس آيه تطهیر، بر حسب نزول، جزء آيات زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيست و به آن‌ها ارتباطی ندارد. تنها در مقام تنظيم و ترتيب آيات و يا به دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ يا بعد از رحلت آن حضرت، در ميان آيات گذاشته شده است. از این رو چنانچه آيه‌ي تطهير را از ميان آيات مربوط به زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برداريم، هيچ گونه نقص معنايي در آیه رخ نخواهد داد؛ بنابر این مراد از "اهل بيت" زنان پيامبر نخواهند بود و احتمال اینکه زنان پیامبر مخاطب این آیه باشند و یا اینکه آنان نیز جزو مخاطبان به شمار آیند مقبول نیست.10

 

علامه طباطبايي (قدس سره) در ذيل آيه‌‌ي 3 سوره‌ي مائده مي‌فرمايد: بخشي از اين آيه ("اليوم اکملت لکم دينکم...)، به عنوان جمله‌ي معترضه در اين آيه آمده است و هيچ گونه ارتباطي با صدر و ذيل آيه ندارد و مي‌توان گفت که وقوع آيه در اين جا، يا به دستور پيامبر بوده است يا اين که کساني که پس از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ قرآن را جمع‌آوري کرده‌اند، اين آيه را اين گونه قرار داده‌اند. و گرنه هيچ این قسمت از آیه، هیچ اتصال مفهومی با مطالب پيش و پس از خود ندارد و نزول اين بخش‌ها با همديگر متفاوت است.11

 

علامه پس از نقل يک روايت از يزيد بن حيان،[ با این مضمون که ما نزد زيد بن ارقم بوديم. او گفت: روزي رسول‌خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين گونه فرمود: من دو چيز گران‌بها پس از خودم نزد شما باقي مي‌گذارم، کتاب الهي که هرکس از آن پيروي نمايد، هدايت يافته است و هرکس آن را رها کند، بي‌شک گمراه مي شود و اهل‌بيتم را! خدا را! خدا را! خدا را! درباره اهل‌بیتم در نظر گیرید! سپس راوي مي‌گويد: ما از زيد بن ارقم سؤال کرديم که زنان پيامبر هم جزء اهل بيت اويند؟ زيد بن ارقم گفت: نه! اهل‌بيت به گروهي مي‌گويند که صدقه بر آنان حرام است؛ مانند آل علي و آل عباس و آل جعفر و آل عقيل] در ردّ آن چنين مي‌فرمايد: در اين روايت، "بيت" به معناي "نسب" تفسير شده است؛ همان گونه که در عرف عرب اين گونه بوده و مي‌گفتند: "بيوتات العرب بمعني الانساب" ولي بايد دانست که روايات در اين باره از ام‌سلمه و غير او، اين معنا را ردّ مي‌کند. از نظر روايات، مصداق "اهل بيت"، علي و فاطمه و امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ است.12

 

طبرسي در مجمع البيان مي‌گويد: امت به تمامه بر اين که مراد از اهل بيت در آیه تطهیر، اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستند. ابو سعيد خدري، انس بن مالک، واثلة بن اسقع، عايشه و ام سلمه گفته‌اند که اين آيه مخصوص رسول‌خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ است.13

 

طبرسی تصريح می‌کند که هر چند ابتدای آيه درباره‌ي زنان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است اما ایم امر، دليلی بر اين که آنان هم مخاطب تطهیر باشند، نخواهد بود. فصحاي عرب نيز عادت‌شان بر اين بوده است که در يک کلام، از مطلبي به مطلب ديگر منتقل مي‌شدند و دوباره به موضوع پيشين بر مي‌گشتند. در قرآن از اين گونه خطابات بسيار به چشم مي‌خورد.14

 

برای اطلاعات بیش‌تر می‌توانید به تفسيرنمونه، ج 17 (چاپ دار الکتب الاسلاميه)، چاپ سيزدهم، 1375، صفحه‌ي 297 به بعد مراجعه کنید.

 

چند شاهد روایی

تفسير الميزان به نقل از "الدر المنثور" آورده است: طبراني از ام سلمه نقل مي‌کند که رسول‌خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به فاطمه زهرا (س) فرمود: همسر و فرزندانت را خبر کن تا نزد من بيايند، پس از آمدن اميرالمؤمنين و حسنين ـ عليهم السّلام ـ ، رسول‌خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ پارچه‌اي را بر آنان انداخت و سپس دست خود را بر سر آنان قرار داد و فرمود: "اللّهم إن هؤلاء اهل محمد ـ و في لفظٍ آل محمد ـ فأجعل صلواتک و برکاتک علي آل محمد کما جعلتها علي آل ابراهيم إنک حميد مجيد" خداوندا! اينان خاندان محمد هستند ـ و در روايت دیگری، به جاي اهل، آل آمده است ـ بر آن‌ها درود فرست؛ همان گونه که بر خاندان ابراهيم درود فرستادي. همانا تو ستوده و بزرگ مرتبه‌اي!

 

نیز به نقل از کتاب غاية‌ المرام از عبداللّه بن احمد بن حنبل از پدرش به اسناد خود از ام سلمه نقل مي‌کند که اين آيه ـ آيه تطهير ـ در خانه‌ي من نازل شد و در خانه هفت نفر بودند؛ جبرئيل، ميکائيل و علي و فاطمه و حسن و حسين و من! در نزديک درب خانه نشسته بودم. به رسول‌خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ گفتم: آيا من هم جزء اهل بيت هستم؟ پيامبر فرمود: تو بر راه درست هدايت شده‌اي! تو از زنان پيامبر هستي!

 

هم‌چنین از کتاب غاية‌ المرام نقل می‌کند که اين حديث، از عبداللّه بن احمد بن حنبل به سه طريق از ام‌سلمه و نيز از تفسير ثعلبي نقل شده است.15

 

و در تفسير "الدر المنثور" به نقل از ابن مردويه از ابو سعيد خدري نقل کرده است که پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چهل صبحگاه به در خانه علي و فاطمه (سلام الله علیهم اجمعین) مي‌ایستاد و مي‌فرمود: "السلام عليکم اهل البيت و رحمة اللّه و برکاته. الصلاة. رحمکم اللّه إنما يريد اللّه ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا أنا حرب لمن حاربتم أنا سلم لمن سالمتم."16

 

نیز از طبراني به نقل از ابي حمرا، نقل مي‌کند که پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به مدت شش ماه اين عمل را انجام داد.17 در تفسير مراغي از ابن عباس روایت مي‌کند که پيامبر به مدت نه ماه، هر روز، پنج مرتبه اين عمل را انجام داد.18

 

دلالت شناسی آیه تطهیر بر عصمت اهل‌بیت

آیه تطهیر از چندین واژه و مفهوم کلیدی تشکیل شده است. چینش این مفاهیم در کنار هم به خوبی بر عصمت اهل‌بیت دلالت می‌کند.

الرجس؛ واژه‌ي "رجس" در قرآن دو معنا دارد:

الف: به معناي قذارت و آلودگي ظاهري. واژه رجس در آيه 145 سوره‌ي انعام به همین معنا آمده است: " ...ألّا أن يکون ميتة او دماً مسفوحاً‌ او لحم خنزير فَإنّه رجسٌ؛"...مگر اینکه مرداری باشد یا خون ریخته‌شده یا گوشت خوک، که نجس و پلید است...

ب: به معناي آلودگي معنوي، از قبیل شرک و کفر و آثار گناه و کردارهاي بد؛ مثلا واژه رجس در آيه‌ي 125 سوره توبه به همین معنا اشاره دارد:" و أما الذين في قلوبهم مرض فزادتهم رجسا إلي رجسهم..."؛ و اما کسانی که در دل‌هاشان بیماری است پس (آیات قرآن) پلیدی‌ای بر پلیدی آنان می‌افزاید...

با توجه به اين که در آیه تطهیر، واژه رجس به همراه الف و لام ـ که براي جنس و عموم و شمول است ـ آمده است، معناي آن عام و گسترده و شامل هر نوع رجسی، اعم از ظاهری و باطنی می‌شود. تطهير نیز همین معنا را تأکید کرده و دلالت دارد که اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از هر گونه آلودگی فکری، اخلاق، عاطفی و رفتاری پیراسته و مبرا هستند.

انما؛ از ادات مفید حصر است و معنای کلام را تأکید می‌کند. در فارسی معمولا این کلمه را "جز این نیست" معنا می‌کنند.

 

یرید؛ یعنی اراده می‌کند، چنین می‌خواهد.

یطهرکم؛ فعل مضارع به معنای پیراسته و پاک گرداند. زمان این فعل حال و آینده است.

تطهیرا؛ مفعول مطلق تأکیدی است و مفهوم فعل خود را تأکید می‌کند.

طبرسي در مجمع البيان درباره‌ي دلالت این آیه بر عصمت ائمه ـ عليهم السّلام ـ مي‌گوید: "کلمة إنّما که در ابتداي جمله مورد نظر از آيه ي 33 سوره‌ي احزاب آمده است، براي نشان دادن اين موضوع مهم است که مفاد جمله‌ي بعد از إنّما، محقق است و هيچ شکي در تحقق آن نيست و هم چنين نفي مي‌کند مفهوم مخالف با آن را.

 

نکته‌‌ي ديگر اين که اراده خداوند در این آیه، يک اراده‌ي خاص و ويژه‌اي است نسبت به اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و الّا اگر يک اراده‌ي تشریعی مطلق و همگاني بود، نياز به اين همه تأکيد نداشت! چرا که خداوند از هر مکلفي، ترک گناه و انجام اوامر الهي را خواسته است؛ پس خداوند، يک اراده‌ي تکوینی خاصی نسبت به اهل‌بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ داشته است و اين گونه اراده‌اي، مقتضي مدح و تعظيم است و اگر ما اين اراده را يک اراده همگاني و عمومي بدانيم، مدحي در بر نخواهد داشت. با اثبات اين دو موضوع، مسئله عصمت ثابت مي‌شود؛ یعنی اثبات می‌شود که خداوند تأکيداً و با اراده‌اي خاص، پاکي اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ از هرگونه زشتي و گناه را، اراده کرده است.19

 

 

پي‌نوشت‌ها:

1 . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، چاپ جامعة‌ مدرسين قم، ج 16، ص 311.

2 . تيجاني، محمد، فسئلو اهل الذکر، ص 71.

3 . بحراني، سيد هاشم، البرهان، (چاپ مؤسسة‌ اعلمي للمطبوعات بيروت، سال 1999 م)، ج 6، ص 286 ـ 252.

4 . مغنيه، محمد جواد، التفسير الکاشف (چاپ دار العلم للملايين، بيروت)، 1990 م، ج 6، ص 217 ـ 216.

5 . طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، ج 7 و 8، ص 559؛ و حسکاني، شواهد التنزيل، ج 2، ص 56.

6 . مسلم بن حجاج، صميع، ج 4، ص 1883.

7 . شواهد التنزيل، ج 2، از ص 11 تا ص 15 و ص 92 که به طرق مختلف نقل مي کند.

8 . همان، ج 2، از ص 24 تا ص 27.

9 . طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، ج 7 و 8، ص 559.

10 . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، (چاپ جامعة مدرسين قم)، ج 16، ص 330 ـ 328 (با تلخيص)

11 . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، (چاپ جامعه مدرسين قم)، ج 3، ص 168 ـ 167.

12 . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، (چاپ جامعه مدرسين قم)، ج 16، ص 319.

13 . طبرسي، ابو علي، مجمع البيان، ج 5، (چاپ مؤسسة‌ اعلمي للمطبوعات بيروت)، 1995 م، ص 156.

14 . همان، ص 158.

15 . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 16 (چاپ جامعه مدرسين قم)، ص 318 ـ 316.

16 . همان، ص 318.

17 . همان، ص 319 ـ 318.

18 . مراغي، احمد مصطفي، تفسير المراغي، (چاپ دار الفکر)، ج 8، ص 7.

19 . طبرسی، همان.


:: بازدید از این مطلب : 2112
|
امتیاز مطلب : 31
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

براي بررسی و واکاوی ابعاد این حدیث، گفت‌وگویی داشتیم با حجت الاسلام والمسلمین علی‌اکبر بابایی، محقق و پژوهشگر حوزة علوم قرآن و حدیث که از نظر می‌گذرانید:

 

*در شأن نزول آیۀ تطهیر (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ) چه روایاتی وارد شده است؟ آیا فقط در کتب شیعه نقل شده یا در کتاب های اهل سنت هم آمده است؟ اعتبار آنها چگونه است؟

 

روایات در مورد چگونگی نزول آیة‌ تطهیر بسیار زیاد است و افزون بر علمای شیعه، شمار زیادی از محدثان و مفسران و مورخان اهل تسنن مانند ابن‌ابی‌شیبه(235ق)، احمد بن حنبل(241ق)، ابن ابی عاصم(287ق)، ترمذی(279ق)،کلبی(741ق)، ذهبی(748ق) و بسیاری دیگر این روایات را در تألیفات خود آورده‌اند.

 

کثرت آن روایات به مقداری است که با توجه به آن، قطع به صدور آن روایات پیدا می شود و به بررسی سند آن نیازی نیست، ولی با این حال در میان روایات، روایات صحیح‌السند حتی در نظر دانشمندان اهل تسنن متعدد است. یکی از آنها روایتی است که حاکم نیشابوری با سندی که آن را صحیح دانسته و ذهبی، رجال شناس معروف اهل تسنن، نیز صحت آن را تقریر کرده، از ام سلمه نقل کرده است که گفت: « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ» در خانة من نازل شد. پس رسول خدا(ص) به سراغ علی و فاطمه و حسن و حسین فرستاد و پس از آمدن آنان فرمود اینان، اهل بیت من هستند.

 

 

 

*زمان نزول این آیه در چه تاریخی بوده است؟ آیا معلوم بودن یا نبودن تاریخ نزول آن در فهم معنا و تفسیر آن تأثیر دارد؟

 

تاریخ دقیق نزول آیه معلوم نیست، اما از روایات فراوانی که خبر می دهند در وقت نزول آیه، ‌رسول خدا(ص)؛ امیرالمؤمنان علی(ع) و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام را فراخواند و با اشاره به آنان فرمود: «هؤلاء اهل بیتی؛ اینها اهل بیت من هستند» معلوم می‌شود که این آیه در مدینه بعد از ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و به دنیا آمدن امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام نازل شده است. معلوم نبودن تاریخ دقیق نزول آیه در تفسیر آن تأثیری ندارد، اما معلوم بودن اینکه این آیه در چه مقطعی از حیات رسول خدا(ص) نازل شده، در تفسیر آیه و در اینکه منظور از «اهل بیت» در این آیه چه کسانی هستند؛ مؤثر است. زیرا اگر آیه در مکه یا مدینه در سال اول یا دوم هجری نازل شده بود، با اینکه رسول خدا(ص) در وقت نزول آیه امیرمؤمنان علی و حضرت فاطمه و حضرت حسن و حسین علیهم‌السلام را فراخوانده و با اشاره به آنان اهل البیت در آیه را به خصوص آنان تفسیر کرده باشد، سازگاری نداشت.

 

 

 

*اگر ارادة خدا در آیه شریفه ارادة حتمی است، چرا پیامبر(ص) پس از نزول آیه دعا کرد و همان چیزی را که خدا اراده فرموده است، از خدا خواست؟

 

با توجه به اینکه ارادة حتمی خدای متعال با اختیاری بودن دوری اهل بیت از گناه منافات ندارد و اهل بیت با اختیار خود از هر گناهی دور می مانند و در هر لحظه ممکن است با سلب عنایت خدای متعال، به گناه و خطا و عصیان و نسیان مبتلا شوند، دعای پیامبر می‌تواند برای بقا و استمرار طهارت و عصمت اهل بیت در پرتو عنایت ویژه و ارادة حتمی خدای متعال باشد. چنان که همة مؤمنان حتی پیامبر عظیم‌الشأن دست کم روزی ده بار آیة «اهدنا الصراط المستقیم» را در نماز قرائت می‌کنند و با تکرار آن در پیشگاه خدای متعال بقا و استمرار خود بر صراط مستقیم را از آفریدگار مهربان درخواست می‌کنند و این درخواست با اینکه بر راه مستقیم باشند و بر راه مستقیم بودن پیامبر(ص) حتمی باشد منافات ندارد، به همین صورت دعای پیامبر(ص) پس از نزول آیه نیز با حتمی بودن اراده در این آیه منافات ندارد.

 

 

 

*مهم‌ترین پیام آیه تطهیر چیست؟

 

بیان عنایت ویژة خدای متعال به اهل بیت خاص پیامبر و معرفی اسوه‌ها و سرمشق‌هایی پیراسته از هر پلیدی و مصون از هر گناه و خطا برای مسلمانان و مرجع‌هایی آگاه و مصون از خطا برای فهم معانی و مقاصد قرآن کریم و معارف و احکام دین از مهم‌ترین پیام‌های این آیه است.

 

 

 

*آیا این آیه را می‌توان یکی از دلیل‌های امامت امیرمؤمنان علی(ع) و استمرار امامت در فرزندان آن بزرگوار دانست؟

 

این آیه را یکی از دلیل‌های قرآنی امامت حضرت علی(ع) به شمار آورده‌اند.(نهج‌الحق و کشف‌الصدق،ص173-175) البته روشن است که این آیه به تنهایی نمی‌تواند دلیل امامت آن حضرت باشد، ولی به ضمیمة برخی مقدمات دیگر، بر امامت آن حضرت دلالت دارد و استدلال به آن بر امامت بر حسب مقدمه‌های مختلفی که می‌توان به آن ضمیمه کرد به صورت‌های گوناگون بیان می‌شود:

 

الف. تردیدی نیست که امیرمؤمنان علی(ع) امام و جانشین پیامبر(ص) بوده است و این آیه بر عصمت آن حضرت از گناه و خطا و دروغ دلالت دارد و در نتیجه این آیه یکی از دلیل‌های امامت آن حضرت است.

 

ب: در آیه: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء،59) در ردیف فرمان به اطاعت خدا و پیامبر، به اطاعت مطلق از «اولی‌الامر» نیز فرمان داده است. حال با توجه به اینکه امکان ندارد خدای حکیم به اطاعت مطلق از کسی که معصوم نیست فرمان دهد، از فرمان به اطاعت مطلق از اولی‌الامر در این آیه استفاده می‌شود که از «اولی‌الامر» در این آیه فرد معصوم اراده شده و به اصطلاح می‌توان گفت این آیه بر عصمت «اولی‌الامر» دلالت دارد. برخی مفسران برجستة اهل تسنن مانند فخر رازی و محمد عبده نیز به دلالت آیه بر عصمت «اولی‌الامر» پی برده و آن را به گونه‌ای دیگر بیان کرده‌اند. ولی چون به افراد معصوم اهل بیت پیامبر آگاهی نداشته و در بین امت هیچ کس را به عنوان معصوم نمی‌‌شناخته‌ اند «اولی‌الامر» معصوم را به اهل حل و عقد امت تفسیر کرده‌اند. اینک با توجه به دلالت این آیه بر عصمت اهل بیت و از جملة آنان امیرمؤمنان علی(ع) و یازده نفر از فرزندان آن حضرت، معلوم می‌شود که منظور از «اولی‌الامر» در آیه همین افراد است و می‌توان گفت دلیل امامت امیرمؤمنان علی(ع) و استمرار امامت در یازده نفر از فرزندان معصوم آن حضرت است.

 

 

 

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 2162
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

 24 ذی‌الحجه یادآور نزول آیات مباهله، ولایت و تطهیر بر شخص نبی مکرم اسلام(ص) است، به همین منظور با حجت‌الاسلام محمدحسن شفیعی شاهرودی مؤلف سلسله موضوعات الغدیر (32 جلد) گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید:

 

 

*اصل ماجرای مباهله بر سر چه موضوعی شکل گرفت، نقش و جایگاه امیرالمؤمنین(ع) در این واقعه چگونه بود؟

 

-رسول خدا(ص) بعد از اینکه دعوتشان استوار شد، علمای مسیحیت را به اسلام دعوت کردند، به همین منظور نامه‌ای به نصارای نجران نوشتند-ظاهراً نجران منطقه‌ای مانند واتیکان رم شامل حدود 50 تا 60 روستا بوده است که همه مسیحیت‌نشین بودند- و بزرگان آن‌ها را به اسلام دعوت می‌کنند، پس نزد رسول خدا(ص) می‌آیند و اظهار می‌کنند: آن نشانه‌ای که درباره پیامبر آخرالزمان در کتاب‌های ما آمده است، بر شما تطبیق می‌کند،ولی تنها مشکلی که ما با شما داریم این است که شما مسیح را فرزند خدا نمی‌دانید و چون ما مسیح را فرزند خدا می‌دانیم، نمی‌توانیم به شما ایمان بیاوریم!

 

رسول خدا (ص) در این باره جواب‌هایی می‌دهند، از جمله اینکه اگر مسیح را صرف اینکه مادر داشته و این دلیل شما باشد که او را پسر خدا بدانید! پس حضرت آدم(ع) که نه پدر دارد و نه مادر دارد، اولویت دارد که پسر خدا باشد! در این پرسش و پاسخ‌ها کشیشان مسیحی قانع نشدند و کار به مباهله کشید، یعنی کار به این رسید، همدیگر را نفرین کنند که هر که ناحق است، در دم یک عذابی از جانب خدا بیاید و او نابود شود.

 

قانون مباهله قانون این است که شخص نزدیکان و عزیزانش را بیاورد که بگوید من واهمه‌ و ترسی نداریم، در این رابطه آیه مباهله نازل شد «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ»- البته کار به مباهله نرسید- روز مباهله رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، حسنین(ع) و حضرت صدیقه طاهره(س)، این پنج نفر حاضر شدند، در میان علمای نجران یک حکیمی بود، گفت: این هیأتی که من می‌بینم، اگر بروید و نفرین کنید، همه شما از بین خواهید رفت، به همین خاطر پشیمان شدند و حاضر به مباهله نشدند.

 

در نهایت هر چند به خاطر لجبازی، حب دنیا و ریاست‌طلبی حاضر نشدند مسلمان شوند، در حالی که خودشان اقرار کرده بودند، حق با رسول خدا(ص) است، اما پذیرفتند جزیه پرداخت کنند و در زمره حکومت اسلامی بیایند.

 

در اصل «مباهله» یعنی نفرین کردن، خداوند به پیامبر(ص) امر را کرد که «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ»، ای رسول خدا! به نصارای نجران و علمای مسیح بگو که بیایید فرا بخوانید، «أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ» فرزندانمان را و شما فرزندانتان را-در اینجا شیعه و سنی اتفاق دارند که «أَبْنَاءَنَا» امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هستند که پیامبر(ص) آن‌ها را به میدام مباهله برد- و «وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ» حضرت صدیقه طاهره(س) را به جای نساء برد و «وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ» و بعد نفرین می‌کنند.

 

حالا بحث سر «أَنْفُسَنَا» است که به چه معنا است، ممکن که بعضی‌ها شبهه بیاندازند که «أَنْفُسَنَا» نفس خود پیامبر(ص) است، یعنی خودم می‌آیم، ولی این معنی با لغت جور نیست و با سیاق کلام و متن آیه ناسازگار است، زیرا رسول خدا(ص) می‌گوید: «قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ»؛ فرا بخوانید جان خودمان را، نفرمود: فرا بخوانید خودمان را! آیا معنای جمله این می‌شود که برای خودمان دعوت‌نامه بنویسیم!!

 

«َأَنْفُسَنَا» یعنی کسی که به منزله جان و روح ما است؛ یعنی نزدیک‌ترین فرد بعد از خودمان، در روایت شیعه و سنی دارد که حضرت(ص)، امیرالمؤمنین(ع) را با خودش برد، در اینجا رسول خدا(ص) خودش دعوت کننده است، «نَدْعُ» با شخص رسول خدا(ص)، «أَبْنَاءَنَا» با امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، «نِسَاءَنَا» با حضرت زهرا(س)، «أَنْفُسَنَا» شیعه و سنی تصریح می‌کنند که در این واقعه پیغمبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) را با خودش برد و هیچ یک از علمای اهل سنت نگفتند که نبی خدا(ص) خلیفه اول، دوم و یا سوم را برد، معلوم می‌شود که «أَنْفُسَنَا» شخص امیرالمؤمنین(ع) است.

 

 

*آیا پیامبر(ص) قبل از این واقعه هم از این تعبیر استفاده کرده بودند؟

 

-شاهد مثال ما کلمه «نفس» است، یعنی در احادیث پیامبر(ص) بین شیعه و سنی اتفاق است، به طور مثال پیامبر خدا(ص) فرمودند: «علی نظیری »؛ علی همانند من است، علامه امینی این روایت را در الغدیر بیان کردند، این همان تعبیر است که هر روح و جانی که در کالبد من است، همان روح و جان در جسم امیرالمؤمنین(ع) هم هست.

 

مراد رسول خدا (ص) این نیست که جسم من شبیه جسم امیرالمؤمنین(ع) است، یا ماجرای اخوت هم بیانگر این مطلب است، آن حدیث اخوت که شیعه و سنی هم نقل کردند و علامه امینی در الغدیر از کتاب اهل سنت نقل می‌کند(برگزیده الغدیر صفحه 287 تا 290): بعد از اینکه رسول خدا(ص) بین مهاجران و انصار عقد اخوت بستند، بین کسانی عقد اخوت می‌بندد که خصوصیات اخلاقی‌شان شبیه هم هستند، مثلاً بین ابوبکر و عمر، عثمان و عبدالرحمن بن عوف(شوهر خواهر عثمان)، طلحه و زبیر، عمار و قذیفه یمانی، ابوذر و مقداد، حضرت فاطمه زهرا(س) و ام سلمه و ...

 

پیامبر فرمود: «بِالْحَقِّ مَا اخْتَرْتُکَ إِلَّا لِنَفْسِی فَأَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَ أَنْتَ‏ أَخِی‏ وَ وَارِثِی‏»؛ قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث فرموده، اگر تو را با کسی برادر نکردم، تو را برای خودم ذخیره کرده‌ام، جایگاه تو نسبت به من همانند جایگاه حضرت هارون نسبت به حضرت موسی است، علی جان تو برادر منی، تو شایستگی داری که با من عقد برادری و أخوت برقرار کنی و وارثی تو وارث من هستی.

 

در منابع اهل سنت مانند کتاب مناقب علی‌بن ابیطالب احمد بن حنبل ص 94، الریاض النضرة جلد 3 صفحه 160، تاریخ مدینه الدمشق- با اینکه نویسنده «ابن عساکر» تاریخ دمشق و شام را نوشته است، اما فضیلت امیرالمؤمنین را آنجا آورده است- ج 12 ص 136

 

همان گونه که گفته شد در حدیث اخوت که شیعه و سنی نقل کردند، متوجه می‌شوید، روحیات امیرالمؤمنین(ع) و رسول خدا (ص) یکی بوده است.

 

با این وجود یک روایتی است که شاید خیلی از افراد نشنیده باشند، روایتی از امام رضا(ع) در بحار نقل شده است، قبل از آن متذکر شوم که ابن عباس صحابه رسول خدا(ص) بیان می‌کند که 300 آیه در شأن امام علی(ع) در قرآن کریم نازل شده است و علمای اهل سنت هم از ابن عباس نقل کرده‌اند.

 

روزى مأمون به امام رضا(ع) گفت: بزرگ‌ترین فضیلت امیرمؤمنان على(ع) در قرآن کدام است؟

 

امام رضا(ع) جواب داد: فضیلتى که آیه مباهله بر آن حکایت دارد، خداوند متعال مى فرماید: «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ»، در پى نزول این آیه رسول خدا(ص)، حسن، حسین، فاطمه و امیرالمؤمنین(ع) را فراخواند، آن‌ها به حکم خداوند متعال در جایگاه فرزندان، زنان و نفس ایشان قرار داشتند.

 

مشخص است که هیچ یک از بندگان خداى سبحان برتر و شریف‌تر از رسول خدا(ص)، از همین رو کسى که به حکم خداوند، نفس رسول خدا(ص) است، احدى برتر نباشد.(بحارالانوار ج49 ، صفحه 189)

 

*چرا امام رضا(ع) این آیه را مهم‌ترین آیه درباره جایگاه و منزلت امام علی(ع) معرفی می‌کنند؟

 

-توضیح این مطلب چند مقدمه دارد:

 

مقدمه اول: اینکه مصداق «أَنْفُسَنَا» امیرالمؤمنین(ع) است، چون شیعه و سنی نقل کردند که در جریان مباهله، پنج نفر بیشتر نبودند، امام علی(ع)، حسنین(ع)، صدیقه طاهره(س) و پیامبر اکرم (ص)، پس هیچ اختلافی در این قضیه نیست که مصداق «أَنْفُسَنَا» امیرالمؤمنین(ع) است، در اینکه امیرالمؤمنین(ع) در روز مباهله بودند، هیچ کس اختلافی ندارد.

 

مقدمه دوم: خداوند در این آیه از امیرالمؤمنین(ع) به عنوان جان و روح رسول خدا(ص) ایراد می‌کند.

 

مقدمه سوم: تمام کمالات و فضائل از آن روح، نفس و جان است نه جسم، مثلاً علم، شجاعت، تقوا و اساساً تمام فضائل و کمالات متعلق به روح است، ولایت و امامت یک فضیلتی برای روح است نه جسم.

 

وقتی این مقدمه‌ها را کنار هم بگذاریم:

 

1- مصداق «أَنْفُسَنَا» امیرالمؤمنین(ع) است.

 

2- خدا از امیرالمؤمنین(ع) به جان پیامبر(ص) تعبیر کرده است.

 

3- تمام فضائل برای روح است.

 

نتیجه این می‌شود تمام فضائل و کمالاتی که برای پیامبر(ص) ثابت بوده است، عین آن فضائل و کمالات برای امیرالمؤمنین(ع) هم ثابت است، زیرا خداوند از امیرالمؤمنین(ع) به جان پیامبر(ص) تعبیر می‌کند و نتیجه این می‌شود که با همین کلمه «أَنْفُسَنَا» می‌توان ولایت امام علی(ع) را ثابت کرد، چون جان پیامبر(ص) است، همان گونه که پیامبر ولایت دارد، پس امیرالمؤمنین هم ولایت دارد.

 

هم اعلم بودن امیرالمؤمنین ثابت می‌شود، چون پیامبر اعلم است و امیرالمؤمنین(ع) جان پیامبر یعنی همان روح و جان است، پس امیرالمؤمنین بعد از رسول خدا اعلم است، پیامبر شجاع‌ترین و باتقواترین فرد است، پس همان شجاعت و تقوا در امیرالمؤمنین(ع) است، لذا امام رضا می‌فرماید: کلمه «أَنْفُسَنَا» مهمترین آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) است.

 

مهمتر اینکه پیامبر(ص) بر مؤمنین ولایت دارند، خداوند در سوره احزاب می‌فرماید:‌ «النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ»، پس امیرالمؤمنین(ع) هم ولایت دارد، زیرا همان روح پیامبر(ص) است، اگر بگویند یک آیه درباره اعلم بودن، شجاع‌ترین و باتقواترین و .... امیرالمؤمنین(ع) بخوانید، می‌گوییم: «أَنْفُسَنَا»، می‌خواهم عرض کنم کمال و معرفتی که برای پیامبر(ص) ثابت است، برای امیرالمؤمنین(ع) هم طبق حکم این آیه ثابت است.

 

*در این روز هم آیه ولایت نازل می‌شود، شرح نزول این آیه چیست؟

 

ـ آیه ولایت «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» آیه 55 سوره مائده، در این آیه کلمه «إِنَّمَا» مفید حصر است که بیان می‌کند صفاتی که تنها مختص به امیرالمؤمنین است، درباره این ماجرا شنیدند که یک فقیری مراجعه کرد و دید امیرالمؤمنین(ع) نماز می‌خواند، حضرت اشاره کرد که انگشترش را بر دارد، رسول خدا(ص) در آن لحظه هنوز در مسجد بودند که جبرئیل نازل شد و این آیه را خواند.

 

در این آیه نکاتی نهفته است، اولاً این آیه در سوره مائده است که این سوره، مائده ولایت است، همانطور که ماه ذی‌الحجه، ماه ولایت است، سوره مائده هم سفره ولایت است که خدا برای مردم پهن کرده است، زیرا در این سوره چندین آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع)است:

 

آیه 67 سوره مائده؛ آیه تبلیغ «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ»

 

آیه سوم سوره مائده؛ آیه اکمال «... الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»

 

آیه 55 سوره مائده؛ آیه ولایت «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»

 

هر چند که نام امیرالمؤمنین(ع) در قرآن نیامده است، اما اوصافی که در آیه 55 سوره مائده ذکر شده است، تنها مختصص ایشان است، زیرا لفظ وصف مهمتر از ذکر اسم است، چون اسم امکان کپی‌برداری دارد، یعنی اگر خداوند در این آیه می‌فرمود «ولیکم الله و رسوله و علی بن ابیطالب ...»، ممکن بود بعد از رسول خدا(ص) 10 نفر یا 20 نفر بلند شوند، بگویند اسم ما علی بن ابیطالب هستیم، زیرا کاری ندارد اسم خودشان را علی و اسم پدرشان را ابوطالب می‌گذاشتند.

 

با این وجود آن شخصی که مورد اتفاق شیعه و سنی در این آیه است، حضرت امیرالمؤمنین(ع) است، گفتیم اوصافی که در این آیه آمده است بر امیرالمؤمنین(ع) صدق می‌کند، «َالَّذِینَ آمَنُواْ» امیرالمؤمنین اول مؤمن است، افراد دیگر شاید حدود 50 سال از عمرشان در شرک بودند، اول کسی که اول مؤمن است.

 

«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ» کیفیت نماز امام علی(ع) زبانزد خاص و عام بود تا جایی که در یک شب هزار رکعت می‌خواندند، یعنی واقعاً اقامه نماز به تمام معنا بودند، «وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» آیه می‌گوید، ولی شما کسی است که در حال رکوع صدقه داد، حالا ممکن است ما فکر کنیم این زکات کدام زکات است، زکات واجب(9 چیز: گاو، گوسفند و شتر، گندم و جو، خرما و کشمش و طلا و نقره)، آیا امیرالمؤمنین(ع) زکات واجبش را داد، اینجا مراد از زکات، یعنی حقیقت و باطن زکات که همان هد اعلی دستگیری از فقرا است که امیرالمؤمنین زندگانیش این گونه بوده است.

 

آیه بیان می‌کند شخصی امام شما است که ایمان، اقامه نماز، زکات حد اعلی دستگیری از فقرا داشته باشد که همان ویژگی امیرالمؤمنین(ع) است، امام علی(ع) در دوران خانه نشینی کشاورزی می‌کرد و چاه می‌کند، در یک روایتی دارد که حضرت (می‌خواهم معنای همین حد اعلی دستگیری و حقیقت تام زکات را معنا کنم) وقتی محصولات کشاورزی را چیدند و فروختند، 40 هزار دینار قیمتش بود، یعنی 40 هزار مثقال طلا، یک دینار یک مثقال طلاست، به مجرد اینکه حضرت(ع) پول را گرفتند، همه را میان فقرا تقسیم کردند، شب که منزل رفتند، برای غذا(شام شب) نیازمند شدند که بروند شمشیرشان را فروشند.

 

یکی به حضرت(ع) اعتراض کرد: خب! شما این همه محصولات را فروختید، چه نیازی داشتید که شمشیرتان را بفروشید، حضرت اینگونه جواب داد: اگر من شام شب داشتم، هیچ وقت این شمشیر را نمی‌فروختم، یعنی حضرت این گونه زکات پرداخت می‌کردند، اگر تاریخ را مطالعه کنید در غیر حضرت(ع) صدق نمی‌کند.

 

بنابراین یکی از خصوصیات قرآن این است، به جای نام امیرالمؤمنین ویژگی‌های حضرت(ع) را ذکر می‌کند،یکی از آیات مهمی که در شأن امیرالمومنین(ع) نازل شد، آیه 35 سوره یونس است، آنجا می‌فرماید: «... قُلِ اللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّی إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ».

 

برای اینکه بفهمیم ذکر وصف مهم‌تر از اسم است، یکی از شبهاتی که وهابیت مطرح می‌کند که یک آیه بخوانید که اسم «علی» آمده باشد؟! می‌گوییم آیه 35 سوره یونس را بخوانید که معنای آن چیست، می‌فرماید: آیا کسى که به سوى حق رهبرى مى‏کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمى‏نماید مگر آنکه (خود) هدایت ‏شود، شما را چه شده چگونه داورى مى‏کنید!

 

امام علی(ع) همیشه مردم را هدایت می‌کرد، حتی خلفا سؤالاتشان را از او می‌پرسیدند، خلیفه دوم فقط 100 بار علامه امینی نقل می‌کند که گفت: « لولا علی لهلک عمر» تا امام علی(ع) آن‌ها را هدایت نمی‌کرد بلد نبودند، بنابراین باید از کسی اطاعت کرد که هادی مطلق باشد، هادی مطلق یعنی معصوم است، نه گناه می‌کند و نه خطا می‌کند، اگر کسی گناه می‌کند حتماً نیاز به هادی دارد. پس باید کسی را مولا، امام و ولی خود قرار دهید که هادی الی الحق باشد، این ویژگی‌های امام علی(ع) است که در قرآن و به خصوص در آیه ولایت است.

 

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2221
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

حجت الاسلام الله اکبری، رییس پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت وگویی با اشاره به جریان «مباهله» و علت آن اظهار کرد: در مدینه مسجدی وجود دارد که ساخت آن جریانی دارد. پیامبر(ص) در آن محل که بعدها در آن مسجد ساخته شد،‌نشسته بودند و با کشیشان مسیحی و هیات همراهی که از شهر نجران به سال نهم هجری به مدینه آمده بودند گفت وگو کرد که نهایتا مسیحیان حاضر با وجود شنیدن سخنان پیامبر(ص) او را انکار کردند وخداوند به پیامبر(ص) امر کرد که آنان را به مباهله دعوت کند.

 

وی ادامه داد: این مسجد که امروزه به نام «مسجدالاجابه» شناخته می شود در واقع جایی است که بعد از به نتیجه نرسیدن گفت وگو بنا شد تا کشیشان مسیحی و هیات همراه با طرف دیگر یعنی پیامبر(ص) مباهله کنند یعنی یکدیگر را نفرین کنند، یعنی در یک سو مسیحیان و سه کشیش برجسته و هیات همراه بودند و در سوی دیگر پیامبر(ص) همراه با خانواده اش یعنی حضرت فاطمه(س)، دختر پیامبر، حضرت علی(ع) داماد پیامبر (ص) و حسنین به عنوان نوه های پیامبر(ص) حضور یافتند.

 

رییس پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه ضمن اشاره به علت ایجاد این جریان، گفت: سال نهم هجری زمانی که پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد شهرها و نواحی اطراف آرام آرام مسلمان شدند هرچند تا زمانی که مردم مکه مسلمان نشده بودند قبایل دیگر نیز از مسلمانی استنکاف می کردند اما وقتی مکه مسلمان شد و قریش اسلام را پذیرفت یک مانع بزرگ از سر راه مسلمان شدن سایر مردم برداشته شد و دیگر قبایل عرب نیز مسلمان شده و یا بزرگان قبایل به صورت داوطلبانه با حضور هیات های بزرگ و شاید تا صدنفر از یک قبیله به دیدار پیامبر(ص) می رفتند و با او گفت وگو می کردند.

 

حجت الاسلام «الله اکبری» تصریح کرد: برخی قبایل در این بین مسلمان و برخی نیز با پیامبر(ص) پیمان می بستند بدون اینکه مسلمان شوند و برخی نیز مالیات می دادند و بر دین گذشته خود باقی می مانند، به هرحال این سال یعنی سال نهم هجری به سال «هیات ها» معروف شد چراکه هیاتی نبود که در آن سال به دیدار پیامبر(ص) نیامده باشد.

 

وی افزود: از جمله این هیات ها، هیات «نجران» بود که در واقع از شهری به همین نام در جنوب مکه برای دیدار با پیامبر(ص) آمدند و اکثر مردم این شهر مسیحی بودند، این هیات به مدینه آمدند و با پیامبر (ص) صحبت کردند، از دین خود گفتند و حضرت گفت که من پیامبر هستم اما آنها استدلال های حضرت محمد(ص) را نپذیرفتند و مسلمان نشدند و قرار شد که ادامه این گفت وگو این طور باشند که یکدیگر را نفرین کنند تا ببینند که چه کسی در درگاه خداوند مقرب است.

 

این محقق حوزه تاریخ اسلام ادامه داد: آنها گفتند کسی که حق باشد می ماند و کسی که باطل باشد در این نفرین از میان خواهد رفت، به هرحال فردا شد و سر وعده آمدند، آنها پیامبر(ص) را در حالی دیدند که با اعضای خانواده خود سر قرار می آمد در حالی که خود با تمامی اعضای هیات همراه آمده بودند، آنها با خود گفته بودند اگر محمد با خانواده اش بیاید معلوم است که حق است و اگر با یاران اش آمد بر حق نیست، البته آنها عاقبت مسلمان نشدند و قبول کردند که مالیات بدهند.

 

حجت الاسلام «الله اکبری» در ادامه گفت: بعدها در مکانی که این اتفاق افتاده بود مسجدی بنا کردند، به هرحال اکثر مساجد مکه و مدینه بر اساس یک واقعه ساخته شده اند چنانچه در جریان مباهله مسجدی بنا شد که امروزه به نام مسجد الاجابه شناخته می شود.

 

 

وی افزود: مردم نیز امروز به این امید که روزی پیامبر(ص) در این مسجد بوده است می آیند و در این مسجد دعا می کنند البته در روایات به نماز خواندن در این مسجد توصیه شده است.

 

منیع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 2093
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

مرحوم قاضی(ره) در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست.

 

 

منبع:عرفان


:: بازدید از این مطلب : 2094
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

ضمن تبریک فرا رسیدن روز مباهله معنای مباهله و ما جرای آن بین پیامبر اسلا م و مسیحیان نجران را منتشر می کند

 

مباهله چيست؟

 

در اصل به معني رها كردن از قيد و بند و در دعا به معني تضرع و واگذاري كار، به خداست و از نظر مفهوم متداول در آيه فوق به معني نفرين كردن دو نفر به يكديگر است، افرادي كه درباره مسأله مهم مذهبي گفت و گو دارند در يك جا جمع مي شوند و به درگاه خداوند تضرع مي كنند و از او مي خواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند.[2]

 

زمان و مكان مباهله

 

مشهور ميان دانشمندان اين است كه روز حضور براي مباهله، بيست و پنجم ذي الحجة سال دهم هجرت، و به اتفاق همه مسلمين، مكان مباهله اطراف «مدينه» و در دامنه صحرا بوده است.[3]

 

آغاز جريان مباهله:

 

بخش با صفاي «نجران» كه در مرز حجاز و يمن قرار گرفته، در آغاز طلوع اسلام تنها منطقه مسيحي نشين در حجاز (عربستان) بود، پيامبر(ص) به موازات مكاتبه با سران دولت هاي جهان و مراكز مذهبي نامه اي به اُسقف نجران (ابو حارثه) نوشت كه در آن آمده است: «بنام خداي ابراهيم و اسحق و يعقوب، از محمد، پيامبر و رسول خدا، به اسقف نجران، شما را دعوت مي كنم كه از ولايت و پرستش بندگان، خارج شده و در ولايت و پرستش خداوند وارد شويد وگرنه بايد به حكومت اسلامي جزيه (ماليات) بپردازيد و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مي شود». نمايندگان پيامبر، وارد نجران شدند، اسقف براي تصميم گيري شورا تشكيل داد، «شرجيل» كه به عقل و درايت و كارداني معروف بود گفت: از پيشوايان مذهبي شنيده ايم كه نبوت، روزي از نسل اسحاق به فرزندان اسماعيل منتقل مي شود و بعيد نيست محمّد كه از اولاد اسماعيل است، همان پيغمبر موعود باشد. تصميم بر اين شد كه شصت نفر از علماي آنها با پيامبر(ص) از نزديك گفت و گو كنند. هيئت نمايندگي در حالي كه لباس هاي تجملي ابريشمي بر تن و انگشترهاي طلا بر دست و صليب بر گردن داشتند، به مدينه آمده و وارد مسجد شدند و بر پيامبر(ص) سلام كردند؛ ولي وضع زننده و نامناسب آنها پيامبر را سخت ناراحت كرد، آنها براي فهميدن علتِ ناراحتي پيامبر به عثمان و عبدالرحمان كه سابقه آشنايي با آن دو را داشتند، مراجعه كردند، آن دو گفتند: كه حلّ گره به دست علي بن ابي طالب(ع) است، و علي(ع) فرمود با وضع ساده به حضور حضرت بياييد تا مورد تكريم واقع شويد، آنان چنين كردند، پيامبر(ص) هم سلام آنان را پاسخ داد و هداياي آنها را قبول فرمود.[4]

 

مذاكره نمايندگان نجران با پيامبر(ص): نبی مکرم اسلام(ص) فرمود: شما را به آيين توحيد و يكتاپرستي دعوت مي كنم. نمايندگان گفتند: اگر منظور از اسلام، ايمان به خداي جهان است ما هم ايمان داريم. پيامبر(ص) فرمود: اسلام، نشانه هايي دارد كه برخي اعمال شما نشان مي دهد كه به اسلام واقعي نگرويده ايد؛ مثلا صليب مي پرستيد، گوشت خوك مي خوريد و براي خدا فرزند قايل هستيد.

 

نمايندگان گفتند: او (عيسي(ع)) فرزند خداست چون بدون پدر به دنيا آمده؛ پيامبر اکرم(ص) فرمود: وضع حضرت عيسي(ع) نظير حضرت آدم(ع) است. اگر نداشتن پدر دليل بر فرزند بودن خداوند است، پس حضرت آدم(ع) سزاوارتر است كه فرزند خدا باشد. چون نه پدر داشت نه مادر. نمايندگان گفتند: حرف هاي شما ما را قانع نمي كند، راهش اين است كه در وقت مُعيني مباهله كنيم و بر دروغگو نفرين فرستيم و از خدا هلاك او را بخواهيم (از بعضي كتب معلوم مي شود كه موضوع مباهله را خود پيامبر پيشنهاد كرد و اين آيه شريفه نازل شد: { فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ [5]

 

«هرگاه بعد از علم و دانشي كه (درباره مسيح) به تو رسيده (باز) كساني با تو به ستيز برخيزند به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي كنيم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را دعوت مي كنيم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مي كنيم و شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله مي كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم.

 

قرار شد فرداي آن روز براي مباهله آماده شوند، سران نمايندگان نجران پيش از آن كه با نبی مکرم اسلام(ص) روبرو شوند به يكديگر مي گفتند: هرگاه ديديد كه محمّد افسران و سربازان خود را به ميدان مباهله آورد معلوم مي شود در ادعاي خود صادق نبوده؛ ولي اگر با فرزندان و جگر گوشه هاي خود آمد، پيداست كه او پيامبر و راستگو است و به قدري به خود ايمان دارد و احساس امنيت مي كند كه عزيزان خود را آورده است، هنوز در اين گفت و گو بودند كه ناگهان چهره نوراني پيامبر(ص) ظاهر شد كه دست امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را گرفته و علي(ع) پيش رو و حضرت زهرا(س) پشت سر آن جناب حركت مي كردند. نمايندگان همگي با حالت بهت زده به يكديگر نگاه مي كردند و انگشت تعجب به دندان گرفتند که اين مرد به دعوت و دعاي خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه عزيزان خود را در معرض بلاي آسماني قرار نمي داد.[6]

 

انصراف نمايندگان نجران از مباهله:

 

 نمايندگان با ديدن وضع ياد شده وارد مشورت شدند و به اتفاق آراء تصويب كردند كه وارد مباهله نشوند و حاضر شدند هر سال مبلغي به عنوان جزيه (ماليات سالانه) بپردازند و در مقابل، حكومت اسلامي از جان و مال آنها دفاع كند. پيامبر(ص) هم راضي شدند و فرمودند: عذاب، سايه شوم خود را بر سر نمايندگان نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد مي شدند صورت انساني خود را از دست داده و از آتشي كه در بيابان برافروخته مي شد، مي سوختند و دامنه عذاب به سرزمين نجران هم كشيده مي شد. اُسقف نجران مي گفت: با محمّد(ص) چهره هايي را مي بينم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از خدا بخواهند كه بزرگترين كوهها را از جاي بركند، فوراً كنده مي شود؛ با اين چهره هاي نوراني وافراد با فضيلت مباهله صحيح نيست.

 

صلح نامه

 

به نام خداوند بخشنده مهربان، اين نامه اي است از محمّد رسول خدا به ملت نجران و حومه آن، حكم و داوري محمّد درباره تمام املاك و ثروت ملت نجران اين شد كه اهالي نجران هرسال دو هزار لباس كه قيمت هر يك از چهل درهم تجاوز نكند به حكومت اسلامي بپردازند... و جان و مال و سرزمين و معابد ملت نجران در امان خدا و رسول اوست، مشروط بر اينكه از همين حالا از هر نوع ربا خواري خودداري كنند.[7]

 

بزرگترين فضيلت براي اهل بيت(علیهم السلام): مفسران و محدثان شيعه و اهل سنت تصريح كرده اند كه آيه مباهله (آل عمران: 61) در حق اهل بيت(ع) نازل شده است و پيامبر(ص) تنها فرزندانش امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و دخترش فاطمه(س) و پسر عمويش (دامادش) علي(ع) را به ميعادگاه برد و احاديثي فراوان نقل شده است كه منظور از (ابنائنا) در آيه; حسن(ع) و حسين(ع) و منظور از (نسائنا) فاطمه(س) و منظور از (انفسنا) حضرت علي(ع) مي باشد.[8]

 

خلاصه: مباهله از نظر مفهوم متداول در آيه شريفه به معناي نفرين كردن دو طرف به يكديگر است تا خداوند دروغگو را رسوا كند، دستور به مباهله در قرآن مجيد صريحاً آمده است (آل عمران: 61) مباهله پيامبر(ص) با مسيحي هاي نجران در دامنه صحراي مدينه در بيست و پنجم ذي الحجه سال دهم هجرت بود، وقتي استدلال پيامبر با نمايندگان نجران نتيجه نداد قرار شد مباهله كنند؛ اما قبل از شروع مجلس مباهله نمايندگان نجران منصرف شدند و ماليات را قبول كردند و صلح نامه امضاء شد.

 

واقعه مباهله بزرگترين سند فضيلت براي علي(ع) و فاطمه(س) و فرزندانشان مي باشد.

 

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 1ـ فروغ ابديّت، آيت اللّه جعفر سبحاني. 2ـ منشور جاويد، ج 7، آيت اللّه سبحاني. 3ـ تفسير نمونه، ج 4.

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 [1] . آل عمران/ 61.

 

[2] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ بيست و چهارم، ج 2، ص 437.

 

[3] . سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چاپ پانزدهم، 1377، ج 2، ص 442.

 

[4] . سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، مؤسسه امام صادق ـ عليه السلام ـ ، چاپ اول، 1375، ج 7، ص 96.

 

[5] . آل عمران/ 61.

 

[6] . تفسير نمونه، همان، ص 440.

 

[7] . همان مدرك، منشور جاويد، ص 98.

 

[8] . فخر رازي، تفسير كبير، ج 8، ص 85؛ و زمخشري، الكشاف، ادب الحوزه، ج 1، ص 369.

 

مرکز پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم

 

منبع:حوزه


:: بازدید از این مطلب : 2002
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران