میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 170
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2461
:: بازدید ماه : 8215
:: بازدید سال : 14410
:: بازدید کلی : 14410
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 آبان 1393

 پنجمین جلسه از «درس‌نامه رزق حلال» نوشته حجت‌الاسلام علی اصغر ملک‌احمدی پیرامون «آثار حلال‌خواری» در زندگی انسان را منتشر می کند.

* زمینه‌ساز عمل صالح و نیک

قال‌الله الحکیم:«يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا»(مومنون آیه 51)

ای فرستادگان! از غذاهای پاک بخورید و عمل صالح انجام دهید

از ترتیب دو جلمه «از غذاهای پاکیزه بخورید» و «عمل صالح انجام دهید» به دست می‌آید که غذای حلال زمینه را برای اعمال صالحه مهیا می‌نماید.

تقویت دین‌داری

امام صادق‌(ع) می‌فرمایند:«لا تَدَعْ طَلَبَ الِّرزْقِ مِنَ الحَلالِ، فَاِنَّهُ وَ عَوْنٌ لَکَ عَلي دينکَ ».(الحیاة، ج4، ص650)

طلب روزی حلال را فرونگذار، که روزی حلال، تو را در دین‌داری کمک می‌کند.

از این روایت به دست می‌آید، کسانی که در اعتقاداتشان سست شده‌اند و در بسیاری از دستورات دینی سهل‌انگاری می‌کنند، این حالت ریشه در رزق و روزی آنان دارد، چنانچه اگر روزی، حلال ‌بود انسان را بر فرامین الهی یاری می‌نمود.

نورانیت قلب

از جمله چیزهایی که قلب را نورانی می‌کند و چه بسا چشم بصیرت انسان را نیز باز می‌نماید استفاده از روزی حلال می‌باشد.

قال النبی‌(ص): «من اکل الحلال اربعین یوما نوَّرالله قلبه»(بحارالانوار، ج53، ص326)

هر کس چهل روز از مال حلال استفاده کند، خداوند قلب او را روشن می‌کند.

قال علی‌(ع): «ضياء القلب من اكل الحلال»(نثر اللالی، ص82)

روشنایی دل از خوردن حلال است.

* داستانی شگفت از اثر حلال خواری

مرحوم علامه طهرانی می‌گوید: دوستی داشتم از اهل شیراز به نام حاج «مومن» که به رحمت ایزدی واصل شده است، مرد بسیار روشن‌دل , با ایمان و با تقوایی بود و با او عقد اخوت بسته بودم .

می‌گفت؛ مکرر خدمت حضرت حجت‌بن الحسن‌العسکری‌(عج) رسیده‌ام و مطالب بسیاری را ازایشان نقل می‌کرد و از بعضی هم ابا می‌نمود.از جمله این که می‌گفت: یکی از ائمه‌ جماعات شیراز روزی به من گفت؛ بیا با هم به زیارت حضرت علی‌بن موسی‌الرضا‌(ع) برویم، یک ماشین دربست اجاره کرد و برخی از تجار نیزدر معیت او بودند، حرکت نموده به شهر قم رسیدیم و در آنجا یکی دو شب برای زیارت حضرت معصومه‌(س) توقف کردیم و برای من حالات عجیبی پیدا می‌شد و ادراک بسیاری از حقایق را می‌نمودم، یک روز عصر در صحن مطهر آن حضرت به یک شخص بزرگی برخورد کردم و وعده‌هایی به من داد.

به تهران رسیدیم و سپس به طرف مشهد مقدس راه افتادیم از نیشابور که گذشتیم، دیدیم مردی عامی در حالی‌که فقط یک خورجین داشت از کنار جاده به طرف مشهد می‌رود، اهل ماشین گفتند، این مرد را سوار کنیم ثواب دارد.

ماشین توقف کرده من و چند تن از دوستانم پیاده شدیم و از او خواهش کردیم سوار ماشین ما شود، قبول نمی‌کرد تا بالاخره پس از اصرار زیاد حاضر شد سوار شود، به شرط آن‌که کنار من بنشیند و هر چه بگوید مخالفت نکنم.

سوار شد و کنار من نشست در تمام راه برای من صحبت می‌کرد و از وقایع بسیاری خبر می‌داد و آنچه را که در آینده تا زمان مرگم برایم پیش می‌آید گفت؛ من از اندرزهای او بسیار لذت می‌بردم و آشنایی با چنین شخصی را از موهبت‌ پروردگار و ضیافت حضرت رضا‌(ع) دانستم، کم‌کم رسیدیم به قدم‌گاه به موضعی که شاگرد شوفر از مسافرین گنبدنما می‌گرفتند.

* رنگ و طعم غذای حلال و حرام

همه پیاده شدیم، موقع ظهر بود خواستم بروم و با رفقای شیرازی خود، مثل گذشته بر سر یک سفره ناهار بخورم گفت؛ آنجا مرو، بیا با هم غذا بخوریم، من خجالت کشیدم که پیش رفقای شیرازی نروم، زیرا پیوسته در کنارهم غذا می‌خوردیم، ولی چون ملزم شده بودم از حرف‌های او سرپیچی نکنم، به ناچار با آن مرد موافقت کردم، گوشه‌ای رفتیم و نشستیم از خرجین خود، سفره‌ای بیرون آورد، نان تازه در آن بود با کشمش سبز ، شروع به خوردن کردیم برایم آن نان و کشمش بسیار لذت‌بخش بود،‌پس از این‌که هر دو سیر شدیم گفت؛ حالا می‌خواهی به رفقای خود سربزنی و تفقدی کنی عیبی ندارد, من برخاستم و به سراغ آنها رفتم و دیدم کاسه‌ای که مشترکاً از آن غذا می‌خورند، پر از خون است و دست و دهان آنها به خون آلوده شده و خود اصلا متوجه نیستند که چه می‌خورند، هیچ نگفتم چون مامور به سکوت در همه احوال بودم نزد آن مرد بازگشتم گفت؛ بنشین دیدی رفقایت چه می‌خورند؟

تو هم از شیراز تا اینجا غذایت از همین چیزها بوده، اما تا به حال نمی‌دانستی، غذای حرام و مشتبه چنین رنگ و طعمی دارد در مهمانسرا و آشپزخانه‌های بین راه غذا مخور، غذای بازار کراهت دارد.

درادامه گفت:حاج مومن وقت مرگ من رسیده، من از این تپه بالا می‌روم و آنجا می میرم، این دستمال بسته را بگیر،‌در آن پول است،‌صرف غسل و کفنم کن، و هر جا که آقا سید هاشم صلاح بداند (آقای سید هاشم همان امام جماعت شیرازی بود که در معیت او به مشهد آمده بودند) همانجا دفن کن. گفتم: ای وای! تو می‌خواهی بمیری! گفت: ساکت باش من می‌میرم و این را به کسی نگو.

سپس رو به مرقد مطهر حضرت رضا(ع) ایستاد و سلام عرض کرد و بسیار گریه کرد و گفت: تا اینجا به پابوس آمدم، ولی سعادت بیش از این نبود که به کنار مرقد مطهرت مشرف شوم.

از تپه بالا رفت و من حیرت‌زده و مدهوش بودم، گویی زنجیر فکر و اختیار از کفم بیرون رفته بود، به دنبال او از تپه بالا رفتم دیدم به پشت خوابیده و پاهایش را رو به قبله دراز کرده و با لبخند جان داده است، گویی هزار سال است که مرده است.

از تپه پایین آمدم و به سرعت رفتم پیش آقای سید هاشم و سایر رفقا و داستان را گفتم، خیلی تاسف خوردند و مرا مواخذه کردند که چرا به ما نگفتی و از این اتفاقات مطلع ننمودی؟

گفتم: خودش دستور داده بود و اگر می‌دانستم که بعد از مردنش نیز راضی نیست، حالا هم نمی‌گفتم راننده ماشین و شاگرد حضرت آقا و سایر همراهان تاسف خوردند و همه با هم به بالای تپه آمدیم و جنازه او را پایین آورده و داخل ماشین قرار دادیم، و به سمت مشهد رهسپار شدیم.

حضرت آقا می‌فرمودند: حقاً این مرد یکی از اولیای خدا بود که خدا مشرب صحبتش را نصیب تو کرد و باید جنازه‌اش با احترام دفن شود.

وارد مشهد شدیم، حضرت آقا مستقیم به حضور یکی از علما رفت و این واقعه را توضیح داد، آن مرد عالم با جماعتی بسیار آمدند، جنازه را غسل داده و کفن نمودند و بر او نماز خواندند و در گوشه‌ای از صحن مطهر دفن کردند و من مخارج را از دستمال می‌دادم، چون از دفن فارغ شدیم،‌پول دستمال نیز تمام شد، نه یک شاهی کم و نه یک شاهی زیاد، مجموع پول آن د ستمال دوازده تومان بود.»

(معادشناسی، ج1،ص100تا 104)

کسب روزی حلال بسان یک مجاهد

پیامبر مکرم اسلام(ص) می فرمایند

قال النبی‌(ص) « الشَّاخِصُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ الْحَلَالِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه » (بحارالانوار، ج100، ص17)

کسی که به خاطر خداوند در جستجوی روزی حلال از مکانی به مکان دیگر مسافرت می‌کند مانند رزمنده‌ای است که در راه خدا جهاد می‌کند.

راز استجابت دعا

مردی خدمت پیامبر‌(ص) آمد و عرض کرد دوست دارم دعایم مستجاب شود،‌حضرت فرمودند:«طَهّرْ مَأکَلَکَ وَ لا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ »(وسایل الشیعه، ج14، باب 467)

غذای خود را پاک کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز

توفیق کارهای بزرگ

قال الصادق‌(ع):«ان قریشا فی الجاهلیه هدموا البیت فلما ارادوا بناءَهُ حیل بینهم و بینه و القی فی روعهم الرعب حتی قال قائل منهم لیاتی کل رجل منکم باطیب ماله و لا تاتوا بمال اکتسبتموه من قطیعة رحم او حرام، ففعلوا فخلی بینهم و بین بنائه فنبوه»(الفروع من الکافی، ج4، ص217)

حضرت امام صادق(ع) می فرمایند

به راستی در زمان جاهلیت طایفه قریش برای بازسازی، خانه کعبه را خراب نمودند، ولی وقتی خواستند آنرا بسازند حالتی پیدا کردند که از انجام آن احساس ناتوانی نمودند، یکی از آنان پیشنهاد کرد که برای ساختن خانه کعبه باید هر کس از پاکیزه‌ترین مالش انتخاب کرده بیاورد و از اموری که با رسیدگی نکردن به ارحام و بستگان و یا از حرام به دست آمده است اجتناب شود، پس این کار را کردند و به ساختن کعبه موفق شدند.

* عارفی روشن ضمیر حاصل حلال خواری

درباره عبدالله مبارک چنین گفته‌اند که پدرش باغبان بود روزی صاحب باغ آمد و به مبارک گفت: فوری مقداری انار شیرین بیاور تا بخوریم.

مبارک چند عدد انار آورد و صاحب باغ چشید و گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور، چند مرتبه مبارک انار اورد و صاحب باغ بعد از چشیدن می‌گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور.

بالاخره صاحب باغ ناراحت شد و رو به مبارک کرد و گفت؛ تو هنوز بعد از مدتی که در این باغ هستی درخت انار ترش را از شیرین تمیز نمی‌دهی؟

مبارک در جواب گفت: درست است که مدتی است، من در این باغ هستم، اما هنوز از انار این باغ نخورده‌ام که بدانم کدام درخت انارش ترش و کدام شیرین است، چون شما فقط نگهبانی و آبیاری باغ را به عهده من واگذار کرده‌اید و از شما اجازه نگرفتم که از میوه‌های باغ استفاده کنم.

صاحب باغ تعجب کرد، به همین سبب او را امتحان نمود و فهمید که مبارک راست می‌گوید از آن پس به او علاقمند شد و دخترش را به ازدواج او درآورد، خداوند هم بر اثر پاکی و صداقت او از این ازدواج فرزندی به او عطا می‌کند به نام عبدالله که هنوز نامش بر سر زبان‌ها است و این طفل از عارفان معروف می‌شود و به جایی می‌رسد که در احوالات او می‌گویند؛ شخصی به او گفت:«خواب دیدم یک سال از عمر تو بیشتر نمانده است» عبدالله در جوابش گفت:«روزگار دراز پیش ما نهادی، یک سال دیگر ما را اندوه هجران می‌یابد کشید و تلخی فراق می‌باید چشید.»(مفاسد مال و لقمه حرام ص34)

* استغفار فرشته ها برای حلال خواران

قال رسول‌الله‌(ص) «من مَنْ أَكَلَ الْحَلَالَ قَامَ عَلَى رَأْسِهِ مَلَكٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَفْرُغَ‏ مِنْ أَكْلِهِ »(بحار، ج3، ص314)

رسول خدا‌(ص) می‌فرمایند:«کسی که از مال حلال می‌خورد فرشته‌ای بالاسر او می‌ایستد و برای او استغفار می‌کند تا وقتی که فارغ از خوردن شود.

 

منبع: خبرگزاری «حوزه»


:: بازدید از این مطلب : 1992
|
امتیاز مطلب : 29
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 آبان 1393

امام علی علیه السلام فرمودند: جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ عَمَل ثَواباً وَ لِکُلِّ شَىْء حِساباً؛ خداوند حکیم براى هر عمل نیکى ثواب و براى هر چیزى حساب قرار داده است(1).

شرح حدیث:


مسأله «محاسبه» رستاخیز یکى از ضروریّات دین ماست. بدین جهت یکى از نام هاى فراوان روز قیامت(2)، «روز حساب رسى» مى باشد.
جمله ترکیبات بدن انسان است! تمام این ها طبق حساب معیّنى است که اگر کم یا زیاد شود انسان بیمار مى شود. بنابراین بیمارى بر اثر بر هم ریختن حساب است. نه تنها ترکیبات شیمیایى بدن انسان حساب و کتاب دارد، بلکه حرکات فیزیکى بدن نیز حساب دارد; یعنى مثلا مشخّص است که ضربان یک قلب سالم در هر سنّ و سالى به هنگام خواب چقدر و در هنگام بیدارى چقدر، به هنگام راه رفتن چقدر و به هنگام دویدن چه مقدار!


ضربان نبض آن قدر روى حساب و کتاب است که دکترهاى قدیم از طریق آن، انواع بیمارى ها را تشخیص مى دادند. از این مهم تر، طبیبى مى گفت: «مى توانم تمام بیمارى ها را از نگاه به چشم بیمار متوجّه شوم، چشم آینه تمام بیمارى هاى انسان است!». این ها همه نشانه حساب دقیق در سراسر عالم آفرینش است. اگر این را باور کنیم، یقین پیدا مى کنیم که در شریعت نیز، همانند طبیعت، حساب خاصّى حاکم است.
حضرت على (علیه السلام) در حدیث فوق به همین مطلب اشاره دارند: «هر عمل خیرى ثواب و هر کار بدى حساب دارد». باید بدانیم که تمام حوادث بزرگ و کوچک معلول علّت هایى است; هر چند به بسیارى از آن ها پى نمى بریم و انسان موفّق کسى است که علّت هر حادثه اى را بیابد و از آن عبرت بگیرد.


مرحوم علاّمه مجلسى در بحارالانوار نقل مى کند که: «به حضرت على (علیه السلام) خبر دادند مار یکى از یاران شما را گزیده و بسیار ناراحت است و بى تابى مى کند.
حضرت فرمودند: او را به خانه اش ببرید، به این زودى خوب نمى شود، او دارد کیفر یک عمل بد خود را پس مى دهد!
دو ماه طول کشید تا این فرد خوب شد، پس از بهبودى خدمت امام رسید و از حضرتش توضیح خواست.


حضرت فرمودند: تو نزد فلان حاکم ظالم بودى، قنبر وارد شد، تو به احترام قنبر تمام قامت برخواستى، آن حاکم پرسید: چرا جلوى این مرد بلند شدى؟ تو در جواب گفتى: آیا شما قنبر را نمى شناسید؟! او کسى است که ملائکه آسمان پر و بال خویش را بر سر راهش پهن مى کنند تا او از روى آن عبور کند! حاکم عصبانى شد و قنبر را کتک زد. به خاطر آن تعریف نابجاى تو، که باعث آزار قنبر شد، مار تو را گزید!»(3).
اگر حساب ها این قدر دقیق است، پس باید بیش تر مواظب اعمال خویش باشیم و در سلب توفیق ها، از بین رفتن نشاط عبادت ها، گرفتارى ها، مشکلات و امور دیگر، طبق این قانون به دنبال علّت آن باشیم.

 

پی نوشت ها:
1. غرر الحکم، حدیث شماره 4779.
2. در تفسیر پیام قرآن، جلد 5، صفحه 49 به بعد، هفتاد نام براى روز قیامت ذکر شده است.
3. بحار الانوار، جلد 26، صفحه 237.

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1865
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 آبان 1393

به نقل از مرکز خبر حوزه، آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دست‌اندرکاران همایش «ابعاد وجودی انسان در قرآن کریم، سنت و آراء اندیشمندان مسلمان» که  در محل بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد، در سخنانی به تبیین جایگاه منحصر به فرد انسان در میان دیگر مخلوقات خداوند پرداخت و اظهار کرد: انسان خلیفه خداوند در زمین است و خلیفه ناگزیر به انجام خواسته‌های مستخلف‌عنه است و از آنجا که خداوند اکرم است، طبق آیه شریفه سوره مبارکه علق انسان را به حضور در کلاس درس کرامت فراخوانده، در نتیجه خداوند که اکرم است انسان را که خلیفه او در زمین بوده کریم آفریده است.

مرجع تقلید شیعیان در ادامه تنها راه نجات بشریت را پیمودن مسیر انبیاء دانست و گفت: بزرگترین دشمن که لحظه‌ای از فکر نابودی انسان غافل نمی‌شود، در درون خود انسان است؛ شیطان مانند دشمنان خارجی انسان نیست؛ چرا که انسان با دشمن بیرونی می‌تواند مدارا و صلح کند و یا ممکن است در جنگ با او کشته شود، اما با شیطان لحظه‌ای نمی‌توان مدارا کرد و از طرفی شیطان انسان را نمی‌کشد، بلکه انسان را اسیر می‌کند و از او سواری می‌کشد و آبروی انسان که بزرگترین سرمایه او است را از بین می‌برد. ما نباید لحظه‌ای از خود و نفسمان غافل شویم.

همایش «ابعاد وجودی انسان در قرآن کریم، سنت و آراء اندیشمندان مسلمان» 29 ـ 28 مهر ماه 1393 با محورهای قرآن کریم  (انسان در تفاسیرشیعی، انسان در تفاسیر اهل سنت)، محور سنت (انسان در روایات شیعی، انسان در روایات اهل سنّت)، محور علوم اسلامی، محور انسان در آرای اندیشمندان معاصر اسلامی از جمله دیدگاه‌های آیت‌الله جوادی آملی در دانشکده الهیّات و معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می شود.


:: بازدید از این مطلب : 2029
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 آبان 1393

قرار بود با حاج سعید حدادیان گپ و گفتی جامع از کودکی، جوانی، سالهای خون و حماسه، دانشگاه تهران و .. داشته باشیم؛ اما همین که در اولین سالگرد پدرشان در منزلش حاضر شدیم، از دغدغه های مهمتری سخن گفت که حتما باید در طلیعه محرم الحرام مطرح می شد. لذا پای حرفهای او نشستیم. حرفهایی که به قول خودش برای الان نیست و مدتهاست منتظر فرصتی بوده تا آنها را مطرح کند. او در صحبت های خود -به جز یکی دو مورد- وارد مصادیق نشد و کلی سخن گفت. آنچه مقابل دیده گان شماست، گفتگو با این مداح دلسوخته اهل بیت(ع) است.

در حوزه تبلیغات و رسانه در چند سال اخیر با رشد خیره کننده ای مواجه بودیم

در دو دهه اخیر، به ویژه در 10 سال اخیر، رشد رسانه ای جامعه بشری به حدی رسیده که، آنچه در پستوهای مردم می گذرد، به یکباره در آنتن جهانی پخش می‌شود. چندی پیش بود که در یکی از میادین شمال غرب تهران، دو نفر با هم دعوا کردند که یکی دیگری را کشت، ساعتی نگذشته بود که دیدیم این اتفاق در خارج از کشور بازتاب پیدا کرد.

حال مسئله ای پیش می آید و آن این است که برخی از روش ها در عزاداری و برخی از نمادهای عزاداری، در قومیت و بومیت و در یک جغرافیای ویژه تعریف خود را دارد و مجموعه این ها فرایندی است که مملو از جذابیت هاست؛ اما وقتی قرار شد این مطلب در عرصه جهان اسلام و عرصه جهان بشریت پخش شود، در اینجا الزاماتی را برای ما به وجود خواهد آورد.

 

ممکن است برخی مطالب در جامعه ما تعریف واحدی داشته باشد؛ اما همین مطلب در یک جامعه و جغرافیای دیگر که صاحب تاریخچه دیگری است و فرهنگ دیگری دارد، تعریف دیگری پیدا کند. وای بر آن زمانی که تعریف معکوس پیدا کند. 

من یک مثال می گویم که مصداق آن کاملا روشن است، آن هم مسئله قمه زنی است، اشخاصی که قمه می زدند، در ذهن خودشان قمه زدن را حرکت مثبتی در عزاداری می دانستند، این طور نبود که تعریف جامعی را از آن نداشته باشند. آنها این حرکت را یک مانور نظامی می دانستند. کسی که قمه می زد و با نگاه مثبت این کار را می کرد، اعتقاد داشت که با حرکت خود اعلام می کند که من این قمه را می زنم که اعلام کنم برای امام حسین (ع) چیزی به عنوان درد در عرصه رزم برای امام حسین(ع) نداریم؛ این برای آن فضاست که یک فرد قمه می زند و می گوید که درد برای من مهم نیست.

 

اما برادر من، امروز این تعریف از قمه زنی شما در جهان بشریت موضوعیت ندارد، بلکه عکس این است و یک تعریف معکوس است. بدین معنی که جریان اسلام ستیزی راه انداختند. از طالبان گرفته و القاعده تا به داعش رسیده اند. چرا جامعه به اینجا رسیده است؟ چرا زمان شاه این اتفاقات رخ نداده بود؟ چون در جهان حالت انقلاب به این شکل نمی دیدیم.

بعد از انقلاب اسلامی، جهان به این نتیجه رسیده است که دستگاه امام حسین (ع) انقلاب آفرین است. مقام معظم رهبری و امام خمینی (ره) قرار ملاقاتشان با مردم همیشه در حسینیه بوده است. از این حسینی‌تر چه چیزی می خواهید. مردم هر زمان خواستند که امام خمینی(ره) را ببینند، گفتند که به خانه امام حسین(ع) برویم و امام خمینی(ره) را ببینیم. در رابطه با مقام معظم رهبری هم به همین شکل بوده است. زندگی مقام معظم رهبری در حسینیه است، صدور پیام ایشان از حسینیه است، من گاهی اوقات غمگین می شدم و می گفتم که حدیث از سید الشهدا (ع) کم است، بعد با خودم گفتم این ها شاگردان امام حسین(ره) هستند، و منبعث از سیدالشهدا صحبت کردند، اگر حسین بن علی غریب بود، و حدیث کمی از ایشان رسیده است، انقلاب ما عرصه ای به این شکل گذاشته است. از حسینیه جماران و حسینیه امام خمینی، چه مقدار زمینه انقلابات اسلامی و بیداری اسلامی فراهم آمده است. 
وقتی در اینترنت شیعه را جستجو می کنیم نتیجه فقط قمه زنی است
بچه ها می گفتند که ما وقتی در اینترنت شیعه را جستجو می کنیم نتیجه فقط قمه زنی است. ولی وقتی اهل سنت را وارد می کنیم، عکس های نماز می آید، به نظر من این یک جریان است.  
این که می بینیم در اتحاد جماهیر شوروی تمام تظاهرات و تجمعات غیر از قمه زنی ممنوع بود، بدون دلیل نیست. آن ها می دانستند که اگر این افراد بیایند و قمه بزنند، مردم مدرن به این نگاه کنند، چون حال و هوای قمه زنی را نمی دانند. آنها برای امام حسین گریه می کنند و رجز می خوانند و قمه می زنند، ولی کسی که این صحنه را می بیند، فقط خون را می بیند و مشمئز می شود.

تازه می فهمیم که حضرت آقا در قضیه قمه‌زنی تا کجا را دیده بودند

چند نفر مرد سراغ دارید که با دیدن خون حال آن ها دگرگون می شود، درصد کمی از خود شیعه ها در عزاداری ها اهل قمه زنی بودند و درصد قابل ملاحظه ای با این کار مخالف هستند؛ لذا برخی هم اگر این کار را می کنند در خفا انجام می دهند تا مشکلی پیش نیاید، در مکانی خلوت و نه در ملاء عام. حضرت آقا این کار را نفی کردند و مراجع هم تایید فرمودند، و ما هر مقدار که می گذرد می فهمیم که حضرت آقا تا کجا را دیده بود. چون دشمنان می خواستند از قمه زنی ما برای اسلام ستیزی سوء استفاده کنند، تولید اسلام هراسی کنند به جای جذب به اسلام.

 

سید محسن امین گفته بود که "قمه‌زنی حرام است"، برخی از علما در نجف ناراحت شده بودند، برخی گفتند که ما با او کاری نداریم و برخی گفتند که می خواهند او را ببینند و با او صحبت کنند. او هم رفته بود و توضیح داده بود "من یکسال روی مسیحیت کار می کنم آنها هم به شیعه تمایل پیدا می کنند؛ ولی نزدیک عاشورا و قمه زنی که می شود دیگر آنها رها می کنند."

شما فکر می کنید ماموریت داعش چیست، ماموریت آن ها این است که کاری کنند که مردم از اسلام متنفر شوند. ما باید جهان اسلام را ببینیم، شما نمی توانید بگویید که من در فلان نقطه شهر زندگی می کنم و با کسی کار ندارم، اینطور نیست، برنامه شما در چشم دنیا است، دنیا در حال مشاهده است، برای آن چه حرفی دارید.

حال اگر حرف های خوب شما در آن جا تعریف معکوس دارد باید از بعضی از حرف ها چشم پوشی کنید، ما می خواهیم این را بگوییم. از این منظر که بنگریم باید به جذابیت ها بیفزاییم و از دافعه ها بکاهیم. برخی از اعمال ما ممکن است در جامعه بشریت و جهان اسلام دافعه داشته باشد، باید این ها را حذف کنیم. برخی با این استراتژی که گفتم به جای این که خوبی ها را حفظ کنند و بدی ها را حذف کنند، می‌خواهند از ریشه قطع کنند.
عده‌ای به ظاهر روشنفکر اما تیره‌دل با اصل سیدالشهدا(ع) مخالف هستند
همیشه ما عده ای به ظاهر روشنفکر تیره دل داریم، که با اصل و اساس و وجود سیدالشهدا(ع) مخالف هستند، آن ها می خواهند بزنند، برای این کار و برای این مطلب خود من خیلی کار کردم، من قائل بر این معنا هستم که بخشی از جامعه توده ها هستند، یک بخشی از جامعه فرهیخته ها هستند.

باید مراقب عزاداری های قومی و بومی باشیم. عزاداری های بومی - قومی و هنرهای مقدسی دست به دست هم داده تا این سبک به وجود بیاید. نباشد که قومیت ما را خدشه دار کنند. نکند که تبر به اصل و ریشه ی عزاداری های قومی ما بزنند. از سالهای قبل و حتی قبل از انقلاب سینه زنی در بوشهر و آبادان و خرمشهر و تنگستان، مدل سینه زنی یک شکل مخصوصی است، حال اگر شخصی بر این سینه زنی اسم گذارد و بگوید که این رقص است یا سینه زنی، با این توهم جلو بیاید، این فرد می خواهد اصل و اصول و ریشه این منطقه را بزند. این نیست که شما بگویید که هیچ کس حق ندارد مانند بوشهری ها سینه بزند، خدا به این کارها راضی نیست.

به طور مثال برخی از اقوام در عزا و عروسی کِل می کشند. فرض کنید ما  الان جشن گرفتیم - با توجه به اینکه حضرت آقا می فرمایند که مولودی های شما مانند عزاداری هایتان است، به این معنی که آن را طرب انگیز کنید- حال می خواهیم این کار را انجام دهیم، موسیقی که جزو ابزار کار ما نیست، بلکه ما می توانیم از همین شعرها و سرودها استفاده کنیم، حال شخصی کِل هم می کشد، همین کِل کشیدن که ما در عروسی و جشن های خود داریم. به محض اینکه این کار انجام می شود دوباره عده ای انتقاد می کنند که چرا در جشن کِل می کشید. در ایران و کشورهای عربی کِل کشیدن در جشن ها بوده است، ما شادی خود را با کِل کشیدن نشان می دهیم.

 

 خود من هم این کار را بلد نیستم، من یک ضربه که به سینه ام می زنم دچار مشکل می شوم، صدایم می گیرد، من اصلا نمی توانم سینه بزنم، لذا مجالسی که سینه زنی دارد بر شخص من مصداق پیدا نمی کند، می خواهم بدانید این موضوع، مشکل من نیست، ما در دنیایی هستیم که لحظه به لحظه اتفاق رسانه ای جدیدی در آن رخ می دهد، این مطلبی که به شما می گویم طوری نیست که با مشورت سایر مداحان حل شود، باید به آن یک نگاه کلی کرد. این کار باید انجام شود، اما منجر به حذف هنرهای قدسی و بومی عزاداری ما نشود، اصالت ها و سنت ها تخریب نشود، ما باید کاملتر شویم، نه به سمت نقصان برویم.

برخی مدام بر طبل اختلاف روحانیون و علما با مداحان می کوبند
یکی از مهمترین توطئه ها این است که همواره برآنند که بین طبقه مداحان با طبقه خیلی بالاتر از آن ها یعنی علما اختلاف بیندازند. درشت بنویسید که ما نوکر علما هستیم. جایگاه ما جایگاه تعارض با علما نیست. ما سرباز علما هستیم. هیچ کدام از افرادی که من به عنوان ذاکر اهل بیت شناختم، هیچ کدام نه تنها تعارضی با ساحت عزیز سلسله روحانیت ندارند، بلکه تمام این ها عاشق این سلسله هستند و هر کسی از علما با تقواتر و نورانی تر بوده او را بیشتر دوست داشتند. این یک توطئه است. مگر ما در حال حاضر چند مداح داریم که مجلس دارند که آن هم لطف خدا به آن هاست. این در مقایسه با منابر عظیم علما خیلی نیست، چون ما در حال حاضر علمایی داریم که در حد 50 نفر هستند، وقتی بالای منبر می روند جمعیت های کلان نزد ایشان می آیند، ضمن این که ما بیش از 100 نماز جمعه داریم، کجا برنامه هفتگی ما به اندازه یک نماز جمعه شهر کوچک جمعیت دارد، این ها توطئه است، جمعیت ما به پای هیچ نماز جمعه ای نمی رسد، جمعیت ما به پای منبر علمای بزرگ نمی رسد، اگر هم روزی برسد، یقین بدانید که در خواندن ما علم علما تزریق شده که این جمعیت آمده اند.

ما بدون علما نمی توانیم زندگی کنیم، راه را بلد نیستیم و اصلا کور هستیم، هادی ما علما هستند، این ها صالح هستند که لباس پیامبر را بر تن کرده اند، وگرنه من گناهکارم، ما به علما چسبیده ایم، تا کور شود هر آن که نتواند دید.

 نمی توانند رابطه بین ما و این بزرگان را خراب کنند، وقتی می توانند بین دو نفر دشمنی ایجاد کنند که آن ها با هم مساوی باشند، ولی ما کی با آن ها مساوی هستیم، ما خاک پای علما هم نیستیم، ما سرباز علما هستیم. این حرف هایی را که می زنم از روی چاپلوسی نمی گویم، ما به آن ها عشق می ورزیم؛ این در وجود ماست. من در وصیتنامه خود در جنگ نوشتم، آرزو داشتم تا طلبه شوم، آرزو داشتم تا فرزندانم طلبه شوند. ما گرد نعلین طلبگی را با عالم عوض نمی کنیم. درست است که امام(ره) فرمودند، ای کاش که من پاسدار و بسیجی بودم، اما از این طرف هم هست، همه بسیجی ها و همه پاسدارها خاک نعلین پای امام خمینی(ره) را با عالم عوض نمی کنند؛ چون امام خمینی(ره) به ما امام حسین (ع) را نشان داد و ما آثار و برکات آن را هم دیدیم.

 

در برخی مجالس از علما استفاده نمی شود!
اصلا این طور نیست، شما در جلسات ما و علما را توجه کنید، ما همیشه زیر سایه علما بوده ایم. حتی در نسل بعد ما هم این نکته صادق است، به طور مثال آقای هلالی، یک هفته در درب منزل یک عالم می نشیند تا او را به مجلس خود دعوت کند، سایرین هم همینطور هستند، که چه کسانی را دعوت می کنند، گاهی مجتهدین را دعوت می کنند، من نمی دانم این صحبت ها از کجا به وجود می آید. اگر یک روحانی برجسته مداح را قابل بداند و به او قول دهد، مداح بسیار خوشحال می شود.

اصلا مسئله چیز دیگری است. ما واعظ به تعداد کافی نداریم. به قدر لازم هم نداریم. برخی از حرف ها را نمی توانیم جواب دهیم. نماز در جمهوری اسلامی ایران فوق العاده پیشرفت کرده است، فوق العاده از کمیت و کیفیت برخوردار شده است. به جز مساجد، تمام ادارات و مدارس امام جماعت می خواهند، سر ظهر که می شود امام جماعت نیست، من در نهاد رهبری بودم، رئیس کل نهاد رهبری به من گفت که من 400 روحانی کم دارم، دانشگاه های ما برای نماز و اقامه 400 روحانی کم دارند، یعنی روحانی و منبری کم داریم.
شما اگر خوب نگاه کنید، روحانی که به مجلسی قول نداده باشد پیدا نخواهید کرد، ما روحانی کم داریم. ما در محله های مختلف چندین و چند هیات داریم، از کجا برای آن ها روحانی پیدا کنیم، این هیات ها مداح هم ندارند. البته اشتباهی وجود دارد و این است که هر کسی که بلندگو به دست می گیرد، مداح خطاب می شود، به این شکل نیست، بالاخره همانطور که وقتی بزرگان عمامه بر سر طلاب می گذارند، مداح هم باید تحت تعلیم چند بزرگتر قرار گیرد، و بعد بخواند. همین افراد هستند که مشکل ساز شده اند، در هر محله ای هر کسی که صدای خوبی دارد، چند خط شعر از مداحی بر می دارد که ممکن است اشتباه هم کند، این کار مردمی است، ما توقع نداریم که در هر کوچه ای یک مداح حرفه ای باشد، کمااینکه توقع نداریم در هر محله ای بتوانیم یک روحانی خبره و اهل فن پیدا کنیم. وگرنه روحانی معزز و بزرگ که ما در سایه آن رشد پیدا کردیم و به امید خدا به فضل رسیده ایم، آقایان بزرگواری بودند از نسل گذشته مانند آقای شجاعی، آقای انصاریان، آقای صالحی خوانساری، آقای حق شناس، آقای خوشوقت، آقا مجتبی تهرانی و ...برای مثال آقا مجتبی تهرانی منبر هم داشتند، ما به آن جلسات می رفتیم. بیش از 40 جلسه ایشان راجع به مرگ صحبت می کردند، مردم از این جلسات و منابع استفاده می کردند، جمعیت زیادی در مسجد جامع برای گوش دادن به صحبت های ایشان می آمدند.

می‌خواهند انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را از مداحان بگیرند
اما برخی از افراد مغرض و دشمن مداح ها را هدف گرفته‌اند، علت آن هم این است که آن ها در فتنه رفوزه نداشتند، انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را می خواهند از مداحان بگیرند، این افراد از جایگاه خود حرفشان را مستقیم نمی زنند، به کسانی که کنار ما و بالاتر از ما هستند تزریق می کنند، اتفاقا با این که حرف ضعیفی دارند ولی قلم های آن ها قوی است.

 

 

شنیدم آقای شریعتی در اواخر عمر خود در یکی از کشورهای خارجی قصد داشت تا روشن فکران را دور هم جمع کند، هر مقدار که سعی کرد این اتفاق رخ نداد؛ ولی شما نگاه کنید یک پرچم سیاه افراشته می‌شود، همه مردم جمع می شوند،. الان شما بخواهید همایشی راه بیندازید و پول غذا بخواهید آن را به شما نمی پردازند، ولی اگر بخواهید برای امام حسین (ع) روضه ای بگیرید، به شما پول خواهند داد. آقای شریعتی می گوید، اسم امام حسین (ع) که به میان می آید، معجزه می شود، او در اواخر عمر خود به این شکل بود. آقای شریعتی می گوید "ما بیهوده با این مسائل مخالفت می کردیم، نام امام حسین (ع) که می آید مردم دور هم جمع می شوند."

گفتند که طاهری ها و حدادیان ها، جوان ها را بردند
جالب است بدانید در سالی که متجاوز از 100 هزار نفر در شب 21 ماه مبارک رمضان به فضل خداوند، به خیابان آزادی[مهدیه امام حسن(ع)] آمده بودند و جلسه داشتند، در آن زمان در یکی از کانون های به اصطلاح روشنفکری، 60 نفر در شب 21 ماه رمضان جمع شدند، خودشان گفتند که طاهری ها و حدادیان ها، جوان ها را بردند. البته ما نبردیم، امام حسین (ع) برد، ما چه کسی هستیم که بخواهیم این کار را انجام دهیم، دستگاه امام حسین (ع) است و مردم عاشق ایشان هستند.

سالی یک بار 22 بهمن در کشور راهپیمایی برگزار می شود. کل دنیا به ما چشم دوخته، دنبال این هستند که چند نفر از پارسال کمتر باشند، که آن را رسانه ای کنند، ولی به فضل خداوند سال به سال به تعداد شرکت کنندگان افزوده می شود، و کمتر نمی شود، مادر 22 بهمن، عاشوراست، مادر جبهه های ما همین روز عاشوراست.

چرا مردم برای برگزاری همایش ها و سمینارهای سیاسی و فرهنگی پول نمی دهند، ولی برای مجلس امام حسین (ع) برنج می خرند، هزینه می کنند، سطح مردم خیلی بیشتر از این آقایان به اصطلاح روشنفکر است. من این را به همه علما عرض می کنم، که بزرگان ما هستند، جریان به اصطلاح روشنفکر که تیره دل هستند، کمر به قتل دستگاه سیدالشهدا(ع) بستند، با ایشان نیستم، ولی بدانید و آگاه باشید که دشمنان به دنبال ریشه کن کردن این دستگاه هستند، گریه برای امام حسین (ع) را نمی خواهند، وقتی مردم به امام حسین (ع) عشق نشان می دهند آن ها را آزار می دهد، مردم با شما چه کار دارند.

چندی پیش یکی از این آقایان روشنفکر راجع به عزاداری ها و نذر دادن های مردم سخنانی را گفته بود که البته بعداً عذرخواهی کرد. بنده خطاب به این اقایان می گویم این همه حماسه و معرفت و عشق و از جان گذشتگی در نوحه ها موج می زند، چرا به آن ها گوش فرا نمی دهید، شما این را ندیدید، این که صغیر و کبیر با هم آمدند این را هم ندیدید، فکر کردید که این افراد از کجا آمده اند، این ها خواهران و برادران شما هستند، چرا چنین حرفی را می زنید. 

 

مواظب باشیم که وسوسه خناس باعث ایجاد تفرقه نشود

در بعضی از امور باید زرنگی بخرج دهیم و تفرقه ایجاد نکنیم، اگر در برخی از موارد حضرت آقا نظر شخصی دارند و هم نظر فقهی برای من و امثال من نظر شخصی ایشان نظر فقهی است، برای امثال من شخصیت ایشان دو نفر نیست، هر دو موضوعیت دارد.

زمانی که پیامبر اکرم (ص) از دنیا رفت، امیر المومنین (ع)، همه دنیا و خلافت را رها کرد و کنار پیکر مقدس پیامبر ماند، این بدن برای ایشان موضوعیت دارد، حال ایشان معصوم است و عصمت تام دارد، ما در رده های پایین که به این فضاها می رسیم یا به طور مثال به یک پدر که می رسیم، شان پدر موضوعیت دارد. شان ولی فقیه برای ما موضوعیت دارد؛ اما این برای من و برای هم اندیشان من است.
گروهی ممکن است بگویند که ما می خواهیم گناه نکنیم و تقوای ما همین مقدار است، چون شرعا اشکال ندارد، ما می خواهیم این طور زندگی کنیم، نظر شما راجع به این افراد چیست، من یک جمله عرض می کنم، می گویم شما و ما دنبال این هستیم که اهل فحشا و منکرات یا مریض های فساد های سیاسی و یا حتی مذاهب و مکاتب و دین های دیگر را به پای دستگاه امام حسین بیاوریم، در این صورت نباید با اندک حرفی، کسی که از کودکی در دستگاه امام حسین (ع) بوده است را طرد کنیم، یکی از آن ها را هم نباید گذاشت تا بروند، باید مدارا کرد.

یعنی شما مراقبت از این معنا را انجام دهید، که قطعا مقام معظم رهبری راضی به تفرقه نیست، قطعا این سنگر، سنگری بوده که خیلی بیش از سنگرهای دیگر مدافع ولایت بود، هست و خواهد بود، مواظب باشید که وسوسه خناس باعث ایجاد تفرقه نشود.  

 

منبع:مشرق


:: بازدید از این مطلب : 2829
|
امتیاز مطلب : 500
|
تعداد امتیازدهندگان : 154
|
مجموع امتیاز : 154
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 03 آبان 1393

به نقل از KHAMENEI.IR، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌ است که در ادامه متن پاسخ‌ به این سوالات ارائه می‌شود.

*یک عزاداری مورد رضایت اهل بیت (ع) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

در جواب باید عرض کنیم عزاداری دو حیث دارد: یک حیث محتوایی است و مطالبی که گفته می‌شود، یک حیث قالب و شیوه عزاداری است. از نظر محتوا آنچه که گفته می‌شود نباید مطالب حرام و خلاف شرعی باشد، یعنی دروغ نباشد، غلو نباشد، موجب وهن به مذهب نباشد، موجب تنقیص مقام اباعبدالله (ع) و معصومین (ع) نباشد و همچنین موجب پایین آمدن مقام خود مومنین و عزاداران هم نباشد؛ یعنی از نظر محتوا یعنی مطالب مستند باشد، خلاف عقاید مکتب اهل بیت نباشد، خلاف مرام اهل بیت نباشد الی آخر که توضیح داده شد. نسبت به شیوه عزادارای اولا همراه با کار حرام نباشد مثل موسیقی حرام و امثال اینها، و موجب وهن مذهب هم نباشد، یعنی کاری نکنند که سوژه به دست دشمنان بیافتد و با این شیوه عزاداری که داریم، آنها علیه مکتب اهل بیت و پیروان مکتب اهل بیت تبلیغ سو داشته باشند. اجمالا این را می‌توانیم ویژگی‌های عزاداری مناسب مورد رضایت اهل بیت برشماریم.

 *توجه به اطعام‌هایی که در ایام محرم داده می‌شود و انسان به حلال بودن آنها یقین ندارد، آیا خوردن آنها اشکال دارد؟ لطفا هم از نظر فقهی و هم از نظر اخلاقی پاسخ فرمایید. اگر نذری کسی که خمس نمی‌دهد را بخوریم چطور؟

در مواردی که انسان غذایی را یقین ندارد به حرام بودنش، اطعام می‌کنند عزاداران را، غذایی پختند در این ایام برای شما می‌آورند یا فردی مثلا نذری می‌دهد و شما یقین دارید که خمس نمی‌دهد، به نظر حضرت آقا خوردن آن غذا، چون یقین به حرام بودن یا مخلوط به حرام بودن ندارید، یعنی یقین ندارید این غذا حرام است، یقین ندارید که متعلق خمس است، یعنی خمس در این غذا است، خوردنش اشکال ندارد. اما از نظر اخلاقی - چون پرسیدند - بعضی‌ها می‌گویند اگر باشد ممکن است اثر وضعی داشته باشد. خب اگر بتوانید احتیاط کنید خوب است؛ به این معنا که اگر تبعات سویی ندارد نخورید، قبول نکنید، یا اینکه اگر مثلا متعلق خمس هست - نه به این معنا که حتما متعلق به خمس است یعنی شبه دارید - خودتان خمسش را بپردازید یا اگر موردی هست که ممکن است از باب شبهه حرام، یعنی مال مردم مثلا باشد، به عنوان رد مظالم بپردازید؛ گرچه واجب نیست. حکم اولی که گفتیم شما یقین ندارید غذا از حرام است یا مخلوط به حرام است، خوردنش اشکالی ندارد. بنابراین در مجالس عزا که شرکت می‌کنید و اطعام می‌کنند غذا می‌دهند طعام برای شما می‌آورند و امثال اینها، خوردنش اشکال ندارد، از نظر فقهی حرام نیست. اما اگر کسی بخواهد - خلاصه به قول معروف جز اولیای الهی باشد - پرهیز بیشتری داشته باشد احتیاط خوب است.

*پرسیدند نظر آقا در مورد برهنه شدن در عزاداری چیست؟ اگر فیلمبرداری نشود و زنان نیز نبینند چطور؟ آیا از نظر فقهی، ایشان حرام میدانند این کار را؟

در پاسخ به این سوال باید عرض کنیم حضرت آقا توصیه فرمودند به برخی از مداحان که در عزاداری‌ها برهنه نشوند. اما این به عنوان یک فتوای فقهی نیست که ما بگوییم حرام است. خب اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئله سویی بر آن مترتب نیست، دشمنان سواستفاده نمی‌کند خب ممکن است بگوییم حرام هم نباشد؛ مثلا یک جمع محدودی هستند فیلمبرداری هم نمی‌کنند، فقط مردان هستند حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه می‌زنند؛ اما به طور کلی توصیه ایشان این هست - به عنوان یک توصیه - که در عزاداری‌های مردها برهنه نشوند. چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله سوءاستفاده کنند برای تبلیغ علیه مکتب اهل بیت.

*اگر شخصی در روضه‌ها به صورتش دست بزند تا جایی که صورتش زخم شود، حتی کبود شود، آیا این عمل مشکلی دارد؟

در پاسخ باید عرض کنیم در حد کبود شدن که حالا ممکن است با زنجیر زدن با سینه زدن بدن کبود شود، اگر ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد به نظر حضرت آقا اشکالی ندارد. اما کارهایی فراتر از اینها که ممکن است دشمنان سواستفاده کنند، مثل مجروح کردن خود، مثلا بدن را زخم کردن مثل قمه زدن، مثل عبور از روی آتش و امثال اینها که در بعضی جاها برخی از افراد انجام می‌دهند، چون به هر حال اینها اعمال مستندی نیست، در عزاداری‌ها نه وارد شده است، نه سیره بر این بوده است و امروزه هم دشمنان از اینگونه اعمال علیه مکتب اهل بیت و پیروان اهل بیت سواستفاده می‌کنند، اگر در آن حد باشد بله اشکال دارد. اما اگر در همین حد که متعارف است سینه میزنند زنجیر می‌زنند بدنشان ممکن است سرخ شود کبود شود، در حد متعارفش که ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد، اشکالی ندارد.

*آیا هروله کردن در عزاداری اشکال دارد؟
اگر موجب وهن مذهب نباشد، یعنی دیگران سواستفاده نکنند علیه مکتب اهل بیت، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی توصیه این هست که از اینگونه اعمال در عزاداری ها پرهیز کنند.
در پاسخ سوال‌هایی که معمولا در مورد شیوه ی عزاداری و برخی از کارهایی که در عزاداری صورت میگیرد و اشکال شرعی هم ندارد مثل تعزیه‌خوانی و امثال اینها، وقتی سوال شده است، ضمن تایید آن عزاداری‌های متعارف و متعادلی که از دیرباز بین مومنین مرسوم بوده اضافه فرمودند: "بهتر آن است که مجلس ذکر مصیبت برپا کنند". پس معلوم است که اینگونه کارهای متعارف مثل هیئت‌های عزاداری مثل سینه‌زنی و زنجیرزنی به طور متعارف اینها اشکالی ندارد و جز شعائر دینی ما الان محسوب می‌شود. اما یک کارهایی که موجب وهن مذهب است در شان مومن نیست این کارها را انجام دهد، دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب تشیع، آن کارها جایز نیست.

*در برخی هیئت‌ها به علت استقبال پرشور جوانان و تراکم جمعیت و کمبود جا در حسینیه‌ها، خیابان‌های اطراف بسته شده یا تردد در آنها با مشکل مواجه می‌شود. آیا این کار اشکال دارد؟ یا اینکه صدای عزاداری خیلی بلند باشد، اگر موجب آزار و اذیت نشود چطور؟ و اگر اشکال دارد، آیا شرکت در این مجالس با علم به اینکه داخل حسینیه نمیتوان حضور پیدا کرد اشکال دارد؟
اولا بدانیم که عزاداری حضرت اباعبدالله حسین از افضل قربات است. تاثیر بسیار زیادی و آثار و برکات بسیار زیادی دارد و همچنان باید این مراسم عزاداری اباعبدالله حسین (ع) زنده بماند و تاکید بر آن هست. خود سیره مقام معظم رهبری هم بر این است که در برخی از ایام سال مجلس عزا برپا می‌کنند، ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی می‌شود در محضر ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت‌های عزاداری و دسته‌ها اینها جز شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا. خب به طور طبیعی برخی از خیابان‌ها بسته می‌شود برخی از راه‌ها بسته می‌شود گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند که به طور بسته نشود بهتر است. اما مثل راهپیمایی روز قدس راهپیمایی 22 بهمن مثل تاسوعا عاشورا امثال اینها طبیعی است که اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع که شخصی در حسینیه‌ای یا در منزل خودش مجلس عزایی برپا کرده است ولو عزاداری سید و سالار شهیدان باشد، خلاف مقررات نظام باشد یعنی بستن راه‌ها، یا راه را بر مردم ببندند به خاطر مجلس عزاداری شخصی - گرچه عرض کردم حساب تاسوعا عاشورا جداست و اصلا خروج این هیئت‌ها و دسته‌ها جز شعائر دینی محسوب می‌شود و به طور طبیعی خیلی راه‌ها بسته می‌شود مردم هم مطلع هستند و قالب مردم هم در این مراسم شرکت دارند - اما در غیر این مواقع مومنین باید مراعات کنند، راه بر مردم بسته نشود و صدای بلندگوها آزاردهنده نباشد و مردم را اذیت نکند، همچنین صدای طبل و امثال اینها و کارهای دیگری که جانبی است - مثل ایستگاه‌های صلواتی که برپا می‌کنند - خوب است؛ ولی یک جایی باشد که هم راه مردم بسته نشود، ایجاد مزاحمت نشود و نظافت خیابان ها حفظ بماند. اما پرسیدند آیا شرکت در چنین مجلسی اشکال دارد؟ نه، شرکت در آن مجلس ولو جا هم نباشد اشکالی ندارد، ولی شما مزاحمت ایجاد نکنید و راه را نبندید.

 

*آیا گفتن ذکر حسین (ع) در سینه‌زنی و به اصطلاح شور تند و پشت سر هم، بی احترامی است و اشکال شرعی دارد؟ آیا این مصداق غنای روضه‌خوانی است؟

ظاهرا مصداق غنا نباشد، اما باز یک توصیه‌ای رهبر انقلاب داشتند به برخی از مداحان که این تکرار این الفاظ ثمره چندانی ندارد و عین عبارت این بود که فرمودند: «این مداحی شما، نوحه‌خوانی شما باید حکم یک منبر آموزنده را داشته باشد». یعنی قصیده‌هایی را بخوانید مطالبی را داشته باشد که مردم بر معرفت‌شان نسبت به ائمه اطهار و تاریخی که گذشته است، وقایعی که در عاشورا اتفاق افتاده است اطلاع بیشتری پیدا کنند؛ باید یک منبر آموزنده باشد. و می‌فرمودند که تکرار این الفاظ ثمره‌ای ندارد. البته نمی‌توانیم به طور کلی بگوییم حرام است؛ نه حرام نیست و به عنوان یک فتوا نیست. به عنوان یک توصیه که به جای تکرار این الفاظ مطالبی گفته شود که برای مخاطبین ضمن اینکه عزاداری هست مفید هم باشد و بر معرفت آنها بیافزاید و چیز یاد بگیرند

 

*به تازگی یک مغازه‌ای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتری‌ها در منطقه ما بیشتر می‌شود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، می‌خواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟

مومنین در ایام عزای معصومین (ع) از یکسری کارها پرهیز می‌کنند: مثلا مجلس شادی ندارند اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد. معمولا کارها را تعطیل می‌کنند که در این مراسمی که جز شعائر مذهبی شناخته می‌شود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به ایاعبدالله حسین، بله این اشکال دارد. اما اگر یک مغازه‌ای است که چند ساعتی باز می‌کند که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را می‌بیندید و هیچ از آن برداشت نشود که بی‌‌احترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین (ع) است، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر می‌کشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین (ع) شرکت میکنند.

*راجع به قمه‌زنی نظر حضرت آقا را پرسیدند که به نظر ایشان چه حکمی دارد؟ آیا مقلدین سایر مراجع هم باید از این دستور تبعیت کنند؟ و نکته دوم اینکه آیا مخفیانه بودن یا مخفیانه نبودن آن با هم فرقی دارد؟

خب نظر آقا را در مورد قمه‌زنی، شاید همه شنیده باشید که ایشان این کار را در وضعیت فعلی حرام می‌دانند. تعبیر ایشان این بود که نه سابقه‌ای دارد - این کار حالا ممکن است یک سابقه‌ای داشته باشد اما در گذشته‌های دور یک چنین کارهایی مثل قمه‌زنی سابقه‌ای بین مومنین نداشته است - افزون بر اینکه امروزه از این عمل دارد علیه مکتب اهل بیت و علیه شیعیان سواستفاده می‌شود. شما اگر مراجعه کنید به برخی از سایت‌ها و کلمه شیعه را بزنید، همین تصویر قمه‌زنی دیده می‌شود. فلذا بله این کار به نظر حضرت آقا حرام است و باید از این کار پرهیز شود و فراتر از فتوا، ایشان تعبیرشان این بوده که قمه نزنند و حتی تعبیری داشتند که این عزاداری نیست، بلکه تخریب عزاداری است. بنابراین همه مومنین و مقلدین سایر مراجع با کمال احترام به مراجع معظم تقلید، از این دستور باید تبعیت کنند و از اینگونه کارها در عزاداری که اینها عزاداری نیست، بلکه به ضرر مکتب اهل بیت هست پرهیز کنند. و فرقی هم بین قمه‌زنی مخفیانه یا علنی نگذاشتند؛ بنابراین حتی جداگانه هم سوال شده است در مورد اینکه مخفیانه بروند قمه بزنند، فرمودند نه این کار را هم نباید بکنند و منع کردند.

*لعن برخی از دشمنان اهل بیت در مکان‌های عمومی یا خصوصی چه حکمی دارد؟

این هم از جمله سوال‌هایی است که بارها پاسخش را شاید همه شما از خود حضرت آقا شنیده باشید و همین اواخر بیشتر تاکید داشتند. به خاطر این فتنه‌هایی که در جهان اسلام پیش آمده است و برادرکشی و مسلمان کشی بین برخی از مسلمانان و ضرری برای جهان اسلام دارد و سودش را استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل می‌برد. بارها شنیدید که ایشان فرموده‌اند به مقدسات سایر مذاهب توهین نکنید و توهین به مقدسات سایر مذاهب را حرام دانستند. به علاوه هر عملی که موجب تفرقه بین مسلمانان شود، ایشان آن را منع کردند و حرام دانستند. بنابراین مومنین از کارهایی که به هر حال سودی ندارد، بلکه ضرر دارد و موجب اختلاف بین مسلمان‌ها می‌شود و موجب برادرکشی بین مسلمانان می‌شود یا موجب وهن مذهب هست یا به نحوی توهین به مقدسات سایر مذاهب اسلامی است انشالله بپرهیزند که این عمل جایز نیست.

سوالی دومی که در اینجا مطرح شده این است که در این مجالس می‌شود شرکت کرد یا نه یک وقت هست شما شرکت می‌کنید آن منبری را یا آن مداح را از این کار خودش باز می‌دارید حالا با تذکر محترمانه که از این گفته‌های تفرقه‌انگیز بپرهیزد این گاهی وقت‌ها لازم و واجب است اما اگر نه شرکت شما این اثر را ندارد بلکه تقویت می‌شود او مجلس چنین افرادی که تفرقه می‌اندازند تقویت می‌شود بله گاهی وقت ها شرکت در چنین مجالسی جایز نیست و باید پرهیز شود.

*نظر حضرت آقا در مورد الفاظی که در عزاداری‌ها و نوحه‌ها استفاده میشود و در شأن یک مسلمان و حتی انسان نیست و نسبت دادن یکسری الفاظ رکیک به خود چه حکمی دارد؟

کلا در عزاداری آن نزاکت و سنگینی و وزانت عزاداری باید حفظ شود. در پاسخ یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم که هم باید از مطالبی که حرام است - مثل کذب مثل غلو نسبت به ائمه اطهار - پرهیز شود و هم باید از مطالبی که دون شان یک مسلمان است، پرهیز شود. اصلا اسلام پیروان خودش را وزین سنگین و باوقار و مستقل می‌پسندد. شما نگاه کنید از جمله لباس‌های حرام، لباس شهرت است و لباس شهرت یعنی لباس سبک، لباسی که در شان یک مسلمان نیست، لباسی که از نظر رنگ دوخت یا کیفیت پوشیدن یا حتی اندراس به گونه‌ای است که اگر طرف بپوشد در جامعه انگشت‌نما می‌شود، این در شان یک مسلمان نیست. لذا در تعابیری که خوانده می‌شود در نوحه‌ها ولو حالا در مقام اظهار ارادت به معصومین یا به اباعبدالله باشد، اما در شان یک مومن نیست چنین الفاظی به کار ببرد، آنها هم شایسته نیست در عزاداری و از آن پرهیز شود.

*در مواقعی ایام عزاداری با مناسبت‌های دیگر همچون شب یلدا و عید نوروز همزمان می‌شود. پذیرایی از مهمان‌ها با شیرینی و آجیل چه حکمی دارد؟

همه می‌دانیم که مومنان و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت مخصوصا اباعبدالله حسین (ع) در ایام عزای آن حضرت، یکسری کارهای شاد و شادی‌آفرین را کنار می‌گذارند. حتی لباس شاد نمی‌پوشند و مجلس شادی برگزار نمی‌کنند - حالا ممکن است عقدی خوانده شود به عنوان سنت پیغمبر و ازدواجی صورت بگیرد - اما مجلس شادی برپا نمی‌کنند چرا؟ به خاطر مراعات احترام حضرت اباعبدالله و همچنین ایام عزای ایشان. و لذا شایسته نیست که در مناسبت‌هایی مانند مناسبت ملی که با ایام عزای اباعبدالله حسین یا پیامبر اعظم یا ائمه دیگر تلاقی دارد و همزمان شده است، شایسته یک مومن نیست که به شادی بپردازد. من یک توضیح مختصری خدمت شما عرض کنم: اگر ما خودمان را واقعا عزادار اباعبدالله حسین می‌دانیم و عزادار پیامبر می‌دانیم یا در عزای سایر ائمه خودمان را عزادار می‌دانیم، آیا شخص عزادار که عزیزی را از دست داده، پدری را از دست داده، فرزندی را از دست داده، مجلس شادی برگزار می‌کند؟ گاهی وقت‌ها اقوام بستگان آشنایان به خاطر مرگ یک نفر از خاندان، مدت‌ها دیگر مجلس شادی برپا نمی‌کنند. برای چی؟ برای اینکه خودشان را عزادار میدانند و لذا از نظر حکم فقهی نمی‌توانیم بگوییم حرام است، اما شایسته نیست. مگر اینکه بله در آن ایام اگر کسی مجلس شادی برپا کند یا در آن شب‌ها، به نحوی اهانت و توهین به صاحب آن ایام باشد، به پیامبر اعظم سایر ائمه به اباعبدالله؛ اگر توهین تلقی شود یا قصد خدای ناکرده توهین و جسارت داشته باشد این حرام است و باید پرهیز شود.

*پرسیدند آیا انسان می‌تواند در هنگام سخن گفتن و توسل کردن به ائمه دستان خود را مانند دعا به سمت آسمان بگیرد؟

همه می‌دانند که ما دعا را از خدا می‌خواهیم؛ یعنی درخواست حاجت از خداوند است و ائمه اطهار را واسطه فیض الهی می‌دانیم و به آنها توسل می‌جوییم به عنوان حجج خداوند، به عنوان اولیای الهی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارند آنها را واسطه قرار می‌دهیم. وابتغوا الیه الوسیله؛ این دستور قرآن است. بنابراین توسل به آنها به عنوان وسیله و شفیع و کسی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارد و اصل حاجت را از خداوند می‌خواهیم. بنابراین اگر دست به دعا برداشتند و خدا را قسم دادند - مثلا به امام حسین، به پیامبر اعظم و سایر اولیای الهی - دعایی داشتند و حاجتی خواستند، این اشکالی ندارد. همه می‌دانند که ما اعتقادمان بر این هست که شخص پیامبر و ائمه اطهار، عباد الهی هستند، بندگان واقعی خدا هستند. ما در تشهد می‌خوانیم اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له، اول شهادت به وحدانیت خداوند، بعد از آن می‌خوانیم و اشهد ان محمد عبده و رسوله؛ یعنی حتی پیامبر را به عنوان عبد و بنده خدا و فرستاده خدا می-دانیم. همه مراجع معظم تقلید و حضرت آقا فتوای‌شان بر این است که اگر کسی به حرم مشرف شد و برای صاحب حرم، حتی امام، سجده کند آن سجده حرام است؛ سجده فقط برای خدا. سجده شکر به عنوان شکر الهی جهت زیارتی که نصیبش شده این اشکالی ندارد، اما سجده برای امام نیست اگر ضریح بوسیده می‌شود اگر در و دیوار بوسیده می‌شود به خاطر شدت ارادت به صاحب آن خانه است، نه اینکه اینها علاقمند به آهن و فولاد و سنگ و آجر باشند، مثل بوسیدن پیراهن حضرت یوسف است که پیامبر خدا حضرت یعقوب بوسید و بر چشم خود گذاشت.

*منظور مقام معظم رهبری در خصوص عدم شرکت زنان در دسته‌جات عزاداری چیست؟ لطف نظر مبارک ایشان را تبیین فرمایید. چرا که در ایام شهادت ائمه بسیاری از هیئات مذهبی اقدام به راه‌اندازی دسته‌جات مذهبی می‌نمایند و زنان نیز پشت سر مردان حضور دارند. آیا این حضور زنان در پشت سر مردان در دسته‌جات اشکال دارد؟

اولا اگر مصداق اختلاط محرم و نامحرم باشد که حرام است که دیگر حدودی برای این مسئله مشخص شده است و همین جا توصیه میکنیم در هیئت‌ها و در مجالس عزا، همه جا باید این رعایت شود و خانم‌ها حجاب‌شان را مراعات کنند و همه نگاه‌شان را نگه دارند؛ نگاه به نامحرم. اما در خصوص اینکه خانم‌ها هم دنبال دسته عزا راه بیافتند و دسته عزاداری راه بیاندازند گفتند این شایسته نیست که خانم‌ها هیئت عزاداری و دسته عزاداری داشته باشند؛ حتی دنبال دسته‌های عزاداری راه بیافتند. شیوه عزاداری از قدیم‌الایام مرسوم بوده و خانم‌ها هم در مجلس عزا شرکت می‌کردند با مراعات حدود و ثغور شرعی و حجاب و عفاف.

*اکثر هیئت‌های محلی که به مدت ده روز برگزار می‌شود، جهت چراغانی جلوی تکیه یا هیئت از برق اصلی شهر انشعاب گرفته و استفاده می‌کنند. حکم شرعی چیست؟

اگر با مجوز شرعی باشد اشکالی ندارد؛ اگر تازه با مجوز قانونی باشد ولی آن وجه برق را باید پرداخته شود، باید بپردازند. اما اگر بدون مجوز باشد، اصل کار خلاف است و موجب ضمان هم هست یعنی هزینه برق مصرفی را باید بپردازند. عزادار سید و سالار شهیدان به هر حال قانون نظام اسلامی را رعایت می‌کند و نسبت به این حقوق عمومی و بیت‌المال هم مواظبت دارد.

*آیا پوشیدن لباس مشکی در ایام عزای سید و سالار شهیدان اباعبدالله حسین کراهت ندارد؟ با توجه به حکم کلی که پوشیدن لباس سیاه کراهت دارد و در نماز نیز مکروه است. و اگر کسی نذر کرده باشد آیا نذر او صحیح است؟

ما یک حکم کلی داریم در خصوص پوشیدن لباس تیره مشکی که کراهت دارد و نماز خواندن با آن هم ثواب نماز را کم می‌کند؛ این فتوای حضرت آقا هم هست. اما تبصره هم دارد نسبت به عبا عمامه و کفش استثنا شده و اگر مشکی باشد کراهت ندارد. و همچنین یک حکم کلی نسبت به عزادار داریم که صاحب عزا خوب است به گونه‌ای باشد که معلوم باشد عزادار هست و این لباس مشکی پوشیدن عزادار هنگام سوگواری امام حسین و ائمه بزرگوار، امروزه نشانه این هست که طرف می‌خواهد نشان دهد من عزادار هستم. بنابراین حکم کراهت را ندارد. بنابراین اگر کسی نذر کرده باشد با شرایط نذر شرعی، طبق نذرش هم اگر بتواند باید عمل کند.

اما توجه داشته باشید به هر حال عزادار بودن شیوه‌های مختلفی دارد. حالا ممکن است با پوشیدن لباس مشکی باشد یا با پرهیز از افعال و کارهای شاد یا با گریه کردن و گریستن و شیوه‌های مختلف دیگر. به هر حال ما امیدوار هستیم بتوانیم این حالت عزاداری را در این ایام سوگواری مراعات کنیم.

* پدرم مبلغی را به عنوان رد مظالم وصیت نموده. نظر مقام معظم رهبری در مورد اینکه این مبلغ صرف امور فرهنگی هیئت‌ها و عزاداری امام حسین (ع) و اطعام قرار گیرد چیست؟

مظالم عباد که اصطلاحا می‌گویند رد مظالم مصرفش فقرا هستند و بنابر احتیاط باید با اجازه باشد، یعنی با دفتر حضرت آقا تماس بگیرند بعد به مصرف فقرا برسانند. نگاه گنید بودجه‌ها در بیت‌المال مصارفش مشخص است. مثلا زکات مصارف خاص خودش را دارد خمس مصارف خاص خودش را دارد کفارات مصارفش فقرا هستند و مظلم عباد همچنین. اینها مشخص شده باید نظام‌مند و هدفمند باشد و در جای خودش مصرف شود. مصرف مظالم عباد، فقرا هستند باید هم با اجازه باشد؛ بنابراین نه در عزاداری می‌شود خرج کرد نه در امور فرهنگی عزاداری مظالم عباد را می‌شود خرج کرد. در امور اطعام، اگر اجازه گرفته باشید اولا که موافق احتیاط است، ثانیا کسانی که اطعام می‌کنید فقیر باشند اشکالی ندارند. اما اگر عموم عزاداران فقیر نباشند، نمی‌توانید به عنوان مظالم عباد بپردازید؛ حالا طرف وصیت کرده باشد یا خودتان می‌خواهید بپردازید یا در اختیار شما قرار دادند مظالم عباد را به اینگونه مصارف نمی‌شود رساند و خرج کرد. بلکه باید اجازه گرفته شود و به فقرا داده شود.

*آیا می‌شود اضافه خرج ایام فاطمیه را در محرم خرج کرد؟

اگر مردم آنچه را که به دست اندرکاران هیئت داده‌اند برای ایام فاطمیه، در محرم نمی‌توان خرج کرد. ولی اگر داده باشند برای عزاداری به طور مطلق، یعنی معلوم باشد برای عزاداری دادند چه ایام فاطمیه چه ایام محرم اشکالی ندارد. یا اینکه افرادی که دریافت کردند این مبالغ را اجازه گرفتند یا وکالت تام گرفتند برای مخارج عمومی عمومی عزاداری در ایام مختلف، آن هم اشکالی ندارد. اما اگر مشخص نباشد یعنی اجازه نگرفته باشند یا مردم دادند برای عزاداری ایام فاطمیه، نمی‌شود در ایام محرم خرج کرد و عکس مطلب هم همین است.

*با سلام ضمن تشکر از این اقدام خوب و به موقع. سوال من این است چهل روز روضه نذر کرده‌ام اما شرایط خانه‌ام طوری نیست که همه چهل روز را روضه‌خوانی داشته باشم. چکار کنم؟

در احکام نذر آمده است که اگر نذر با شرایط شرعی باشد که عمل به آن الزام آور است و واجب است، در صورتی که شخص دیگر توانایی عمل به نذر را نداشته باشد و نتواند عمل کند، وجوبش ساقط است. بنابراین اگر توانایی عمل به نذر را ندارید و نذرتان هم مقید بوده که در خانه باشد و الان هم در خانه نمی‌توانید به آن عمل کنید دیگر واجب نیست. اما اگر نذر مطلق بوده و در خانه این مراسم را برگزار می-کردید و الان جای دیگر بتوانید مراسم را برپا کنید عمل به نذر واجب است. بنابراین خلاصه پاسخ سوال این شد که اگر کسی نذری کرده که با شرایط صحیح بوده و بر او واجب شده و الان دیگر توانایی عمل به آن نذر را ندارد یا از نظر مالی یا از نظر توانایی بدنی یا از جهات دیگر، الان عمل به نذر ساقط است و دیگر واجب نیست.

* آیا تغییر نذر از محلی به محل دیگر یا از نوعی به نوع دیگر به ضرورت آیا جایز است؟ مثلا نذر داشته به عزاداران شربت بدهد و حالا چون هوا سرد شده حالا شیر گرم بدهد.

اگر نذر با شرایط شرعی باشد که از جمله آنها خواندن صیغه نذر است که در نذر حتما باید صیغه خوانده شود، این جمله باید گفته شود یا به صورت عربی که لله علی که چنین کاری انجام دهم، یا به زبان فارسی مثلا گفته شود برای خداست به عهده من که چنین کاری را انجام دهم - حالا ممکن است شرطی هم داشته باشد که اگر بیمارم خوب شد صاحب خانه شدم اگر مثلا در فلان آزمون موفق شدن و امثال اینها – که اگر شرط محقق شده عمل به نذر واجب می‌شود. اگر نذر واجب شد دیگر تغییر در آن ممکن نیست. اگر عمل به آن نذر موضوع دیگر ندارد، یعنی مثلا نذر کرده بوده شربت بدهد دیگر هوا سرد است و عمل به آن نذر واجب نیست. اما اگر به جایش شیر گرم داد به مردم و عزاداران اشکال دارد؟ نه اشکال ندارد. ثواب آن را هم میبرد اما از نظر حکم شرعی که آیا واجب است یا نه؟ نظر حضرت آقا این است که اگر به هر حال موضوع منتفی شد و نمی‌شود به این نظر عمل کرد که در حقیقت در مورد خودش خرج نمی‌شود به آن عمل نمی‌شود، عمل به آن واجب نیست. حالا اگر دلش بخواهد ثوابی ببرد اشکالی ندارد، مثلا به جای شربت شیر گرم به عزاداران بدهد.

 *یک مداح باید چگونه باشد و چگونه رفتار کند؟

خوب ظاهرا از اوصاف نفسانی او نمی‌پرسند و از سایر اعمال عبادی او هم سوال نشده است. از سوال فهمیده می‌شود در خصوص کار مداحی است. در خصوص یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم آنچه که در منبرها گفته می‌شود به عنوان موعظه مردم یا نقل تاریخ عاشورا و امثال اینها یا ذکر مصیبت. اولا باید دروغ نباشد، ثانیا غلو نسبت به معصومین نباشد، یعنی زیاده از حد. مقام آنها خیلی بالاست اما به هر حال در مقام عصمت و امامت، یا پیامبر در مقام نبوت هستند، دیگر بالاتر از آن نیست، دیگر خودشان نهی فرمودند که نسبت به ما غلو نداشته باشید زیاده‌روی نداشته باشید. همچنین مطالب خلاف و حرام که خدای ناکرده مثل غیبت دیگران، تنقیص مومن، تحقیر مومن، و مطالبی که در شان معصومین نیست، مطالبی که در شان مومنین نیست که چنین مطالبی را بگویند الفاظ زشت و رکیک اینها را نباید بگویند در مداحی‌ها در مطالبی که ارائه می‌شود. و همچنین از آن طرف مداحی‌ها مطالب بدی نیست، اما به گونه‌ای ارائه می‌شود که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب اهل بیت یا پیروان مکتب اهل بیت، آن هم باید مراعات شود. ضمن اینکه آن مداح باید کارش اولا خالصا لله باشد، یعنی برای خدا باشد به دور از ریا و خودنمایی. حالا ممکن است مزدی هم بدهند مزدی هم بگیرد، اما برای مزد نباشد به هر حال برای اینکه اجر و ثواب عزاداری را ببرند. همچنین آموزنده باشد. من یاد دارم و حضور داشتم که حضرت آقا به دو نفر از مداحان معروف کشور که در دو جلسه جداگانه بعد از مراسمی که داشتند در حضور آقا و مجلس عزایی که آقا برپا می‌کنند، بعد از اینکه خدمت آقا رسیدند من از نزدیک می‌شنیدم که حضرت آقا فرمودند این مداحی شما باید منبر آموزنده باشد. بعد توصیه کردند قصیده‌هایی را بگردید پیدا کنید و یادم هست از دیوان صائب هم نام بردند که فرمودند در دیوان صائب هست از این قصیده‌های پرمغز و پرمحتوا که می‌توانید استفاده کنید و مداحی شما باید یک منبر آموزنده باشد که مخاطبان شما مطلب یاد بگیرند و بر معرفت‌شان افزوده شود. مطالب تاریخی مربوط به ائمه اطهار، مصائبی که بر آنها وارد شده است، جنایاتی که دشمنان آنها مرتکب شده‌اند، اینها در مداحی باشد ان‌شاءالله.

*آیا گرفتن پول برای روضه‌خوانی اشکال دارد؟

هر چند تعیین نرخ برای این کارها مناسب نیست، شایسته نیست. اما گرفتن وجه، حالا بنده خدا منبری رفته مثلا مداحی داشته مزدی میدهند وجهی می‌دهند پاکتی می‌دهند گرفتن آنها اشکالی ندارد و پیشتر هم ما گفتیم که به هر حال مجالسی که برای عزای معصومین و اباعبدالله حسین (ع) برپا می‌شود چه سخنران و چه روضه‌خوان یا به اصطلاح مداح، غرض اصلی‌اش این چیزها نباید باشد تا آن اجر و ثواب عزاداری اباعبدالله - که به تعبیر حضرت آقا و امام راحل از افضل قربات است و آدم‌ساز است - انشالله محفوظ بماند و بهرمند باشند.

 * پرسیدند اگر منبری خلاف وحدت شیعه و تسنن صحبت کند، ما در آن مجلس چه وظیفه‌ای داریم؟

بارها این توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی را و در گذشته امام راحل را شنیده‌اید و یاد دارید که چقدر تاکید داشتند بر وحدت مسلمین. چون امروزه ما دشمنان مشترکی داریم: استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی؛ که آنها نه فکر شیعه هستند نه سنی؛ با دیانت شما مخالف هستند. بنابراین توصیه موکد شده است و از نظر حکم شرعی هم به نظر حضرت آقا چه در سخنرانی‌ها و چه در مداحی‌ها و چه در کارهای دیگر اعمالی که امروزه موجب تفرقه بین مسلمان‌ها شود و این وحدتی که مورد نیاز مسلمین است برهم زده شود و دشمن از آن سواستفاده کند، جایز نیست و حرام است و باید از آن پرهیز شود.

*پرسیدند حکم گِل مال کردن خود به عنوان عزادار جایز است؟

کیفیت گِل یا خاک به بدن مالیدن یا بعضی جاها کاه روی سر می‌ریزند فرق می‌کند. بعضی جاها روز عاشورا گلی بر سر می‌مالند یا کاه بر سر می‌ریزند که نشان دهند عزادار هستند. اما اگر به حدی برسد که سخیف باشد یا زشت باشد و طرف انگشت نما شود یا اینکه دشمنان از همین اعمال علیه مکتب اهل بیت پیروان مکتب اهل بیت سوءاستفاده کنند، موجب وهن باشد بله حرام است. بنابراین اگر در حد ساده‌ای باشد که به آن مراتب نرسد و طرف صرفا خود را عزادار نشان دهد این اشکالی ندارد. اما اگر در حدی باشد که طرف یا انگشت نما میشود و زشت و سبک است یا موجب وهن باشد، این جایز نیست.

*پرسیدند اگر نامحرم صدای نوحه‌خوانی یا گریه یا ناله‌زدن زنان را بشنود اشکال دارد؟

اگر موجب جلب توجه نامحرم باشد یا مفسده‌ای بر آن مترتب باشد اشکال دارد. اما اگر در ان حد نباشد، حرام نیست به نظر حضرت آقا، اما شایسته هم نیست که صدای گریه و ناله و ضجه و عزاداری خانم‌ها را مردان نامحرم بشنوند.

*توصیه کلی به عزاداران و نحوه‌ی عزاداری

یک مطلبی را می‌خواهم اضافه کنیم در همین برنامه‌هایی که عزاداران دارند ضمن احترام به همه آنها غالبا یکسری کارهایی که انجام میدهند از روی عزاداری است و از روی عشق به اباعبدالله است. گرچه کسانی هم جمله‌ای به کار می‌برند می‌گویند مجلس عزاداری اباعبدالله حسین از روی عشق است نه فقه؛ یعنی اینها فراتر می‌روند و می‌گویند این احکام فقهی، این باید و نبایدهای دینی، آنجا جاری نیست. گرچه ما قبول داریم که خیلی مقام عزادار بالا است و عزاداری هم به تعبیر حضرت آقا از افضل قربات است و این سنت دیرینه عزاداری با همان روش متداول و سنتی که وجود داشته و به دور از خرافات و کارهای ناشایست، باید محفوظ بماند. اما انسانی که می‌خواهد با عزاداری اجر و ثواب ببرد، اول باید بداند که احکام فقهی تعطیل‌بردار نیست. چگونه خود اباعبدالله ظهر عاشورا در محاصره دشمن زیر تیرباران دشمن، نماز را اول وقت خواندند و آن هم به جماعت خواندند. یعنی دارند به ما نشان می‌دهند که این باید و نبایدها و این تکالیف شرعی تعطیل‌بردار نیست حتی در سخت‌ترین وضعیت. تا آخرین لحظات توصیه‌های‌شان این بود که خانم‌ها از خیمه‌ها بیرون نیایند و حتی دشمن این را فهمیده بود که آن حمله به خیام است که اباعبدالله را از پا در می‌آورد. یعنی آنجا دیگر نمی‌تواند تحمل کند. یعنی مسائل محرم و نامحرم. بنابراین این حرفی که از روی عشق است و فقه جاری نیست، کاملا باطل است و احکام فقهی همه جا جاری است در همه وضعیت‌ها. باید توجه شود مراعات شود که خدای ناکرده عزاداری سبب انجام کارهای حرام مثل اختلاط محرم و نامحرم نباشد، حقوق مردم تضییع نشود و موجب اذیت و آزار عمومی نباشد. به علاوه ترک واجب نباشد، نماز ترک نشود، نماز صبح قضا نشود. نکته پایانی این است معمولا عزاداران در مجلس عزا شرکت می‌کنند و نوحه می‌خوانند، سینه می‌زنند زنجیر می‌زنند برای چه؟ برای اینکه ثواب ببرند. اگر یک عملی را ما شبهه داشتیم یعنی معلوم نبود ثواب دارد یا ندارد آدم عاقل چکار می‌کند؟ آن موردی را که شبه دارد کنار می‌گذارد می‌رود سراغ کاری که قطعا ثواب دارد. بنابراین در عزاداری‌های‌تان به طور کلی توصیه مراجع معظم تقلید، توصیه حضرت آقا مقام معظم رهبری را بشنوید و از کارهای سخیف سبک و مبتذل و از کارهایی که موجب وهن مذهب است، کارهایی که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند اعمالی که موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمانان می‌شود پرهیز کنید و عزاداری وزین و سنگینی که در شان خودتان و در شان آن بزرگواران اباعبدالله و ائمه اطهار بپردازید و مطمئن باشید که اجر و ثواب می‌برید. و از کارهایی که قطعا حرام است و کارهایی که شبهه دارد یعنی یا شبهه حرمت دارد یا شبهه اینکه اصلا ثواب دارد یا نه استصواب دارد یا نه انشالله در عزاداری‌ها بپرهیزید. از خدا می‌خواهیم به همه ما توفیق عزاداری بامعرفت را عنایت بفرماید.


:: بازدید از این مطلب : 2009
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 02 آبان 1393

مراسم سیاه پوشان و استقبال از محرم با حضور جمعی از محبین اهل بیت(ع) در مسجد حضرت علی(ع) قصرالدشت برگزار شد.

به گزارش عقیق دراین مراسم حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق سخنرانی کرد و در ادامه حاج حسن خلج و حاج محسن عرب خالقی به مداحی پرداختند.

نکاتی از سحنان حجت الاسلام موسوی مطلق را بخوانید؛

_ وجود مقدس امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب باغ های زیادی را آباد کردند و چاه های زیادی کندند. نوبت به سیدالشهدا رسید و چون زمان به آن خورده بود امام حسین این بوستان خراب را آباد کرد. در عالم این طور است که دل های خراب جاهای خراب را آباد می کند.

_ این قدر امام حسین این باغ را آباد کرد که مروان بن حکم طمع این باغ را پیدا کرد. اما امام حسین جواب دندان شکنی به مروان داد و گفت که فقیر نیستی که این باغ را به تو بدهیم، به پولت همه نیاز نداریم که این باغ را به تو بفروشیم، دوستت هم نداریم که این باغ را به تو هدیه کنیم، زورت هم زیاد نیست که این باغ را به زور از ما بگیری.تمام راه ها را بر مروان بست. کینه امام حسین را بر دل گرفت.

_ یکی از صفات دشمنان اهل بیت کینه داشتن است. ما باید از صفات و اخلاق دشمنان جدا شویم. یکی از ویژگی های اهل بیت و یکی از دستورات مهم دین ما گره گشایی از کار مردم است. یکی از کارهایی که در محرم وصفر انجام بدهیم این باشد که گره از کار مردم باز کنیم. گره در کار مردم انداختن صفت دشمن است.

_ خلاصه و چکیده افراد در وصیت نامه جمع می شود. همیشه باید سعی کنیم که دل به دست بیاوریم. وقتی می خواهیم که وارد محرم شویم با بر تن کردن سیاهی باید اخلاق سیاه را از دل بیرون کنیم. یکی از خروجی های سیاهی های اباعبدالله این است که رذائل می رود و یکی دیگر از آثارش این است که انسان خدمت می کند.

_ اهل بیت در خدمت به خلق خدا خیلی تأکید داشتند. ابا عبدالله دو روز در هفته در باغ می نشستند و به کار مردم رسیدگی می کردند. ما از بچگی به مجالس امام حسین آمده ایم و از سرحادثه به این مکان ها نیامده ایم. باید برای این موضوع شکرگزار مادرهایمان باشیم.

_ راه و روش ائمه معصومین کرم است. یکی از کارهای بد و خلاف اخلاق این است که پیش یک نفر صاحب فن از یک صاحب فن دیگری صحبت کنیم. حالا همین را ببینید که پیش امام حسین از حاتم طایی صحبت کردند و گفتند که حاتم طایی خیلی بخشنده است.

_ امام حسین فرمود که سخاوت مند کسی است که اگر گدایی به درخانه اش آمد چنان به او بدهد که احتیاجی به زدن در دوم نداشته باشد. امام فرمود که ما اهل بیت این طور هستیم. امام حسن فرمودند که هر وقت همین که فکر کردید که آبرویتان در خطر است به در خانه ما بیایید. اهل بیت باب الله هستند. کرم اهل بیت کرم خداوند است.


:: بازدید از این مطلب : 1852
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که چون دشوار شود بر تو کارى دو رکعت نماز بگذار وقت زوال.

 

بخوان در رکعت اوّل فاتحه و قُلْ هُوَاللَّهُ وَ اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً تا وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزیزاً و در رکعت دوّم فاتحه و قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد وَ اَلَمْ نَشْرَحْ و این نماز به تجربه رسیده است.

 

منبع:مفاتیح الجنان


:: بازدید از این مطلب : 2242
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَرْبَعَةٌ مِنْ كُنُوزِ الْبِرِّ كِتْمَانُ الْحَاجَةِ وَ كِتْمَانُ الصَّدَقَةِ وَ كِتْمَانُ الْمَرَضِ وَ كِتْمَانُ الْمُصِيبَة

 

رسول خدا (ص) فرمود: چهار چيز از ذخائر نيكي‌هاست: پنهان داشتن حاجت و نياز، پنهان داشتن صدقه، و پنهان داشتن بيمارى، و پنهان داشتن مصيبت و گرفتارى. 

 

 

 

پی نوشت:

 

  امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، متن، ص: 20

 

 منبع:حوزه


:: بازدید از این مطلب : 2205
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

منظور از قبر، قبر ظاهری افراد نیست؛ زیرا در مکانی که میت دفن می شود هیچ تغییری ایجاد نمی شود، علاوه بر این که عده ای به گونه ای می میرند که جسد آنان از بین می رود و یا هرگز دفن نمی شوند تا آن که بدن شان از بین برود.

 

عوامل متعددی که سبب از بین رفتن فشار قبر می شود در روایات بر شمرده شده است که از آن جمله می توان به مداومت بر قرائت برخی از سوره های قرآن؛ مانند سوره زخرف و سوره یاسین اشاره کرد. همچنین چهار بار انجام حج و زیارت امام حسین (ع) نیز سبب از بین رفتن فشار قبر می شود. دیگر موارد را می توانید در جواب تفصیلی ببینید.

 

فشار قبر یکی از حقایقی است که مؤمنان به آن اعتقاد دارند. منظور از قبر، قبر ظاهری افراد نیست؛ زیرا در مکانی که میت دفن می شود هیچ تغییری ایجاد نمی شود، علاوه بر این که عده ای به گونه ای می میرند که جسد آنان از بین می رود و یا هرگز دفن نمی شوند تا آن که بدن شان از بین می رود. در روایتی از امام صادق (ع) از حال شخصی پرسیده می شود که بعد از کشته شدن همچنان بدنش بر "دار" باقی است، آیا چنین شخصی عذاب قبر دارد؟ حضرت فرمود: بله. [1]

 

بنابراین فشار قبر برای هر نوع مردنی قابل تصور است.

 

در مورد فشار قبر، برخی از اعمال است که باعث فشار قبر می شود و برخی از اعمال است که فشار قبر را از بین می برد، که به هر دو مورد اشاره می شود.

 

عوامل ایجاد فشار قبر

 

در روایات وارد شده است که بیشترین علتی که انسان به عذاب قبر مبتلا می شود؛ به دلیل سخن‏چینى و بدخلقى و بی مبالاتى به نجاست بول (ادرار) است. [2] ‏ در روایت دیگر از رسول خدا (ص) نقل شده است: «عذاب قبر به سزاى سخن چینى، غیبت و دروغ است». [3]

 

عوامل از بین رفتن فشار قبر

 

1. امام صادق (ع): هر چیزى قلبى دارد و قلب قرآن سوره یاسین است‏. کسی که آن را قرائت کند از فشار قبر ایمن خواهد بود،و ... . [4]

 

2. امام باقر (ع): کسى که بر تلاوت سوره زخرف مداومت نماید، خداوند در قبر، او را از حشرات و حیوانات سمى زمین و فشار قبر ایمن مى‏نماید تا زمانى که در پیشگاه خداوند حاضر شود. [5]

 

3. امام صادق (ع): کسى که بین ظهر پنج‏شنبه تا ظهر جمعه از دنیا برود، خداوند او را از فشار قبر ایمن مى‏گرداند. [6]

 

4. منصور بن حازم گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم پاداش کسى که چهار بار حج بجا آورده چیست؟ فرمود: اى منصور کسى که چهار بار حج بجاى آورد هرگز فشار قبر نبیند. [7]

 

5. امیر المؤمنین (ع) فرمودند: کسى که در هر جمعه سوره نساء را بخواند از فشار قبر ایمن خواهد بود. [8]

 

6. امام باقر (ع) در ضمن بیان اثرات زیارت امام حسین (ع) می فرمایند: زیارت امام حسین باعث ایمن بودن زائر از عذاب قبر می شود. [9]

 

7. پیامبر اسلام (ص) فرمود: سه طایفه از زن ها هستند که عذاب قبر از آنها برداشته شود و با حضرت فاطمه دختر حضرت محمّد (ص) محشور می شوند؛ زنى که بر غیرت شوهرش صبر کند، زنى که با شوهر بد اخلاق بسازد و زنى که مهریه ‏اش را ببخشد. [10]

 

8. از رسول خدا روایت شده است که صدقه دادن مؤمن از او آفت هاى دنیا و عذاب قبر و عذاب روز قیامت را برطرف می کند. [11]

 

در پایان یادآور می شویم که اگر چه عذاب قبر بسیار رنج آور و سخت است، ولی همین فشار و عذاب قبر، کفاره گناه مؤمنان است تا در قیامت و هنگام رسیدگی به اعمال، از گناهان آنان کاسته شده باشد. در روایات متعددی به این حقیقت اشاره شده است؛ سکونى از امام صادق (ع) و ایشان از پدرش و از پدرانش، از امیر مؤمنان (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: فشار قبر براى مؤمن کفّاره نعمت هایى است که تباه کرده است. [12]

 

پی نوشت:

1.کلینی،محمد بن یعقوب،کافی، ج 3، ص 241، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ش.

2.صدوق، محمد بن علی، اعتقادات(ترجمه حسنى)، ص 69، انتشارات اسلامیه، تهران، 1371ش.

3.مجلسی، محمد باقر، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار(ترجمه محمد باقر کمره ای) ، ج‏2، ص162، انتشارات اسلامیه، تهران، 1364ش.

4.صدوق، محمد بن علی،ثواب الاعمال(ترجمه بندرریگى)، ص 223، انتشارات اخلاق، قم،1379ش.

5. همان، ص 243.

6.همان،ص419.

7.صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 217، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413ق.

8. همان،ص 223.

9. محدث نوری، مستدرک‏الوسائل، ج 10، ص 309، انتشارات موسسه آل البیت، قم، 1408ق.

10. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب (ترجمه رضایى)، ج‏1، ص 413، انتشارات اسلامیه، تهران، 1377ش.

11. همان،ج‏1، ص 444.

12.ثواب الاعمال، (ترجمه بندرریگى)، ص 425.

منبع:باشگاه خبرنگاران


:: بازدید از این مطلب : 2096
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 28 مهر 1393

مباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر (ص)طی نامه‌ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند آنها خدمت پیامبر(ص) شرفیاب شدند، هرچه پیامبر(ص) دلیل و برهان آورد آنان قبول نکردند و امر به مباهله واگذار شد، جبرئیل نازل شد و آیه مباهله را آورد و پیامبر (ص) آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد.

 

آیه مباهله در قرآن

 

فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلی الْکذِبِینَ

 

یعنی به آنان (مسیحیان نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌کنیم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم شما نیز از نفوس خود؛ آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.

 

روز بعد مسیحیان نجران که صحنه آمدن بی پیرایه پیامبر(ص) به صحنه مباهله را دیدند، همگی با بهت و حیرت به چهره یکدیگر نگاه کردند و از اینکه او فرزندان معصوم و بی‌گناه و یگانه دختر و یادگار خود و داماد و پسرعمویش را به صحنه مباهله آورده، انگشت تعجب به دندان گرفتند ‌است. آنان دریافتند که پیامبر(ص)، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یک فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی‌دهد و وقتی دیدند وی به قدری مطمئن است که تنها نزدیکترین خویشانش را با خود آورده، بیمناک شدند و پذیرفتند که جزیه بپردازند و از مباهله خودداری کردند و از ایشان خواستند تا پیامبر (ص) اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

 

درس‌هایی که از واقعه مباهله می‌گیریم:

 

1. از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.

 

2. پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.

 

3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.

 

4. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.

 

5. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).

 

6. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).

 

7. علی بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)

 

8. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

 

9. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.

 

10. استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

 

11. اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.

 

12. قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند. 

 

منبع:باشگاه خبرنگاران


:: بازدید از این مطلب : 2200
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران