میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 344
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2647
:: بازدید ماه : 8561
:: بازدید سال : 14763
:: بازدید کلی : 14763
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی جاودان، استاد عالی اخلاق تهران در جلسه هفتگی اخلاق در حسینیه شیخ محمدحسین زاهد گفت: قرآن یک مقدمه در مورد اینکه کسانی که به امامت رسیده اند، فرموده اند: ابتلا به ابراهیم ربه بکلمات فعتهن قال انی جاعلک لناس اماما، آیه 124 سوره مبارکه بقره.

وی ادامه داد: اخرین امتحان حضرت ابراهیم(ع) ذبح فرزندش یعنی سربریدن حضرت اسماعیل بود.

استاد جاودان با اشاره به اینکه حضرت ابراهیم (ع) دقیقا به دستور الهی عمل کرد، گفت: وقتی دستور را عمل کرد و هیچ کم نگذاشت تیغ نبرید و گفتند امتحان شما همین بود، ما خواستیم امتحان کنیم و نمی خواستیم سر اسماعیل بریده شود.

وی افزود: به حضرت ابراهیم(ع) گفته شد که ما می خواستیم متوجه شویم که چرا از حضرت اسماعیل یعنی عزیزترین فرد نزد خود می گذرید که در نتیجه امتحان مطمئن شدیم تو برای عمل به دستور الهی از عزیزترین شخصت نیز خواهی گذشت.

سخنران این جلسه اخلاقی با اشاره به اینکه پس از قبولی حضرت ابراهیم(ع) در این امتحان خدای متعال مقام امامت به او مرحمت کرد، گفت: این یک قانون کلی است و همه کسانی که به مقام امامت رسیده اند این راه را رفته اند.

حجت الاسلام والمسلمین جاودان در بخش دیگری از سخنانش خاطرنشان کرد: در آیه 24 سوره سجده یکی از نشانه های امامت صبر بیان شده است.

وی ادامه داد: کلاس صبر مقدمه ای برای مقام امامت است و همه کسانی که به مقامات عالیه انسانی رسیده اند، صبر پیشه کرده اند.

استاد جاودان با بیان اینکه حضرت ابراهیم(ع) در 16 سالگی به مقام نبوت و رسالت رسیدند، گفت: ایشان 60 یا 70 سال در کلاس یقین صبر کرده تا اینکه به مقام امامت رسیدند.

وی ادامه داد: حضرت ابراهیم(ع) مبارزه را از خانه اش شروع کرد و ابتدا با خانواده اش جنگید، سپس به کوچه و بازار رفته و با مردم شهرش که ستاره پرست، ماه پرست و خورشیدپرست بودند، مقابله کرد و سرانجام به مقابله با نمرود رفت.

استاد عالی اخلاق حوزه تهران در همین ارتباط خاطرنشان کرد: نتیجه جنگ حضرت ابراهیم(ع) با نمرود این بود که او را زندانی کرده و به آتش انداختند اما باید دانست همه اینها مربوط به سنین جوانی آن حضرت است یعنی ایشان به مقام یقین رسیده بودند که توانستند این کار بزرگ را انجام دهند، یک نفر در مقابل یک امت.

حجت الاسلام والمسلمین جاودان با بیان اینکه این کاری است که پیغمبر ما نیز انجام داد، گفت: ایشان نیز یک نفره حرکت کرد و به مقابله کل جهان رفت و ابتدا از خانواده، قوم و قبیله اش شروع کرد و سپس مردم شهر و بعد مردم کشورش و سرانجام مردم جهان.

وی ادامه داد: دلیل اینکه یک نفر به مقابله با یک جهان می رود این است که توانایی یقین به انسان می دهد، حرف ندارد لذا هر جا کم آوردیم به خاطر کمبود ایمان و یقین است.

استاد جاودان با تاکید بر اینکه اگر ایمان و یقین آدم در حد معیار باشد هیچ جا کم نمی آورد، تصریح کرد: چنین آدمی را هیچ گناهی ناتوان نمی کند و هیچ جا کم نخواهد آورد و هیچ جا نخواهد ترسید.

استاد جاودان در بخش پایانی سخنانش اشاره کرد: حضرت ابراهیم(ع) سخت ترین امتحانات ممکن را دید و به خوبی امتحانات را گذرانید. وی ادامه داد: وقتی او به خوبی امتحان را گذرانید خداوند متعال او را به مقام امامت رساند.

استاد جاودان در همین ارتباط افزود: می گویند اینجا این امامت چیزی نیست که آدم خودش به دست آورد یا زحمتش را کشیده بلکه باید خداوند پسندیده باشد. حجت الاسلام جاودان خاطرنشان کرد: از پیامبر(ص) پرسیدند رضای خدا چگونه است گفتند وقتی نفس انسان از آدم دلخور می شود آن وقتی است که خدا از آدم راضی است.

وی در همین ارتباط گفت: می گویند فردی خیلی کله پاچه دوست داشت و رفت شاگرد کله پاچه ای شد اما در پی 30 سال شاگردی حتی یک بار هم به کله پاچه لب نزد لذا در اینجا یقینا خدا راضی است، به عبارت دیگر جایی که انسان مخالف هوا و هوس خودش قیام کند مورد رضای خداوند خواهد بود.

وی در پایان با اشاره به اینکه اگر شما امر به معروف می کنید خدا از شما راضی می شود، گفت: در ماجرای ذبح حضرت اسماعیل هم حضرت ابراهیم(ع) هم حضرت اسماعیل(ع) هر دو تسلیم شدند.

منبع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 1757
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

حجت الاسلام والمسلمین حسین انصاریان، استاد حوزه و نویسنده فعال حوزه دین در جمع صدها تن از مردم متدین در حسینیه هدایت تهران گفت: امروز 2 پشتوانه داریم، اول امام باقر (ع) که از سویی فرزند امام سجاد(ع) هستند و از سوی دیگر مادرشان دختر امام حسن مجتبی (ع) هستند و دیگری خانم فاطمه زهرا (س).

وی ادامه داد: امام صادق (ع) فرمودند هر جا که جمعیتی از شیعیان ما جمع شوند و برای حسین(ع) گریه کنند مادرم زهرا(س) در آن مجلس حاضر شده و برای گریه کن امام حسین (ع) دعا می کنند.

استاد حوزه با بیان اینکه خداوند متعال همواره پرده بر گناهان بندگانش می گذارد، گفت: حضرت محمد(ص) از جبرییل پرسید اگر خدا شما را به صورت آدمیزاد درآورد چه می کنید که جبرییل ملک پاسخ داد اول کاری که می کنم سیر کردن تشنه است.

وی ادامه داد: باید در این روزها برای نزول باران بسیار دعا کرد.

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان در ادامه به بیان حکایتی پرداخت: جوانی 20 سال عبادت کرد و سپس 20 سال مشغول گناه شد تا اینکه روزی خود را در آینه دید و به خدا گفت می شود مرا عفو کنی که خداوند جواب داد 20 سال گناه کردی اما حتی یک تلنگر به تو نزدم، 20 سال مرا رها کردی و رزقت را به موقع دادم الان نیز توبه کن که تو را خواهم بخشید.

استاد انصاریان ادامه داد: روز پیامبر گرامی اسلام با چند نفر در بیابان مشغول حرکت بودند که به ناگاه متوجه شدند بچه ای که هنوز توان حرکت را ندارد روی ریگ های گرم افتاده و دست و پا می زند که بلافاصله خانمی از چادری بیرون آمد او را بغل کرده به سینه اش چسباند و این ذکر را مدام می گفت پسرم، پسرم.

وی ادامه داد: کربلا نیز امام حسین (ع) جوانی را در آغوش گرفت و مدام می گفت پسرم پسرم پسرم اما جوان اباعبدالله قطعه قطعه شده بود لذا پدر نمی توانست او را در آغوش بکشد.

استاد برجسته حوزه افزود: امام علی (ع) فرمودند وقتی شما دعا می کنید ما آمین می گوییم و هر گاه شما دعا نکنید ما خودمان دعا می کنیم و آمین نیز می گوییم.

خطیب این مجلس ادامه داد: از امام صادق (ع) پرسیدند امام حسین کجا هستند که ایشان فرمودند امام همواره به زایران و گریه کنانشان نگاه می کنند و از جد، پدر، مادر، خواهر و برادرشان می خواهند که برای آنان دعا کنند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در روایت است که خداوند ناله بنده اش را دوست دارد لذا حاجت بنده را دیر روا می کند که اگر حاجت بنده زود روا شود خداوند را فراموش خواهد کرد.

منبع:شبستان


:: بازدید از این مطلب : 1878
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

آیت الله مظاهری در فصل دوم کتاب ارتباط عاطفی با خداوند مطالبی بیان نموده که این متن در پی می آید.

ضرورت برقراری ارتباط‌ عاطفی با خداوند

یکی از اموری که باید در زندگی همه، مخصوصاً جوانان باشد، رابطۀ‌ عاطفی با خداوند متعال است. همه بايد در مقابل خداي خود تضرع و زاری داشته باشند، در پیشگاه او اظهار قصور و تقصیر کنند و در نهایت مانند عبد در مقابل مولا، همیشه احساس ذلت در مقابل خدا داشته باشند. معلوم است چنین رابطۀ‌ عاطفی ثواب فراوانی دارد. به فرمودۀ‌ قرآن کريم، «مقام محمود» مرهون همین رابطۀ‌ عاطفی با خداست:«وَ مِنَ الليْلِ فَتَهَجدْ بِهِ نافِلةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبكَ مَقاماً مَحْمُوداً»[1]مقام محمود یعنی مقام عبودیت؛ یعنی مقامی که در روز قیامت يا در همین دنیا، دیگران غبطۀ‌ آن مقام را می‌خورند. پر واضح است که رسیدن به این مقام خیلی ثواب دارد، اما چیزی که باید توجه به آن داشته باشیم، ثواب آن نیست؛ بلکه معنویت و کاربرد آن است.

ارتباط با خداوند یا انجام وظایف روزانه؟

نکتۀ‌ مهم اين است که غفلت از وظايف زندگی و غفلت از رابطۀ‌ عاطفي با خداوند، هر دو مذموم است. بايد اميرالمؤمنين«ع» را اسوه قرار دهيم؛ يعني «رُهبانٌ بِالليْل، أسدٌ بِالنهَار»[2]؛ راهبان شب و شیران روز باشيم. آن حضرت در طول بیست و پنج سال، بیست و شش مزرعه به دست مبارک خود آباد کرد. اما همین امیرالمؤمنین، هنگامي که نخلستان را برای فقرا آبياري می‌کرد، پای هر درختي دو رکعت نماز در دل شب مي‌خواند و آن‌قدر با‌ خداي خويش مناجات و راز و نياز مي‌کرد که مدهوش می‌شد، از خود بی‌خود می‌شد، در آن لحظات فقط و فقط به‌ خداوند سبحان توجه مي‌نمود و به هيچ کس و هيچ چيز ديگري توجه نداشت. اگر تیر هم از پای ايشان در می‌آوردند، متوجه نمي‌شد.

«تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِما رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ! فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»[3]
یعنی نمی‌دانی در دل شب برای اهل نماز شب چه لذتی است؛ «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ»؛ این لذت مربوط به آخرت نیست. آنجا معلوم است بالاتر از اینهاست. آن لذت، لذت رابطۀ‌ عاطفي و صميمانه با خداوند مهربان است. مناجات اهل دل در دل شب، آنان را مدهوش مي‌کند. از اين جهت اولياي الهي تمام عالم وجود را با دو رکعت نماز در دل شب معاوضه نمي‌کنند و براي اين نماز، به همۀ‌ عالم پشت پا می‌زنند. اين همه به خاطر آن لذتی است که در نماز شب دارند.
«لَرَكْعَتَانِ فِي جَوْفِ الليْلِ أَحَب إِلَي مِنَ الدنْيَا وَ مَا فِيهَا»[4]

حالات معنوی، متأثر از ارتباط عاطفی

رابطۀ‌ عاطفي اهل معرفت را مدهوش می‌کند. بعضی اوقات حالت خشیت براي آنان پديد مي‌آورد و در برخي موارد، حالت رحمت و در هر دو صورت آنان را در دل شب مدهوش مي‌کند. وقتي چنين شد، هیچ توجهي به هيچ‌کس و هيچ‌جا ندارند، به جز معاشقه و مکالمه با خداوند منان؛ يعني همان رابطۀ‌ عاطفي؛ يعني همان که قرآن کريم می‌فرماید:«تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً»گاهی ظهور حقیقت در دل این افراد با خشیت است و گاهی با طمع، امیدواری و رحمت، ظهور حقيقت را در دل خويش به نظاره مي‌نشينند. و در هر دو صورت، نماز شب آنان را مدهوش می‌کند. هر دو حالت خشيت و رحمت را دارند و هيچ کدام اين حالات نيز بر ديگري نمی‌چربد.

«يَدْعُونَ رَبهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً»

امیرالمؤمنین علي«ع» در دل شب جداً چنين حالاتي داشته است. گاهی تجلی خداوند بر دل او با صفت خشیت صورت مي‌گرفته است و گاهی با صفت رحمت؛ گاهی ظهور رحمت بوده است و گاهی ظهور خشیت و هر دو برای اهل معرفت و سالکان الی الله، لذت دارد. وقتی که ظهور خشیت باشد، گریه و فغان و ناله، امان نمي‌دهد. اين گريه و زاري‌ها براي معصيت و گناه نيست، بلکه نشانۀ‌ معاشقه است. هم‌چنانکه در آن وقتی که رحمت بر دل او استیلا پیدا می‌کند، در حال معاشقه با خداوند است. هم خشيت دارد و هم رحمت و هر دو نوعي معاشقه با خداوند است.

«يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ هُوَ يَقُولُ... آهِ مِنْ قِلةِ الزادِ وَ طُولِ الطرِيقِ وَ بُعْدِ السفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ» [5]

چون مار گزيده به خود می ‏پيچيد و چون اندوهگينى می ‏گريست، و می گفت:«... آه از توشۀ‌ اندك و درازى راه و دورى منزل و عظمت روز قيامت!»

درک و وصف حالات معنوی

ما معنای اين حالات را خیلی نمی‌فهمیم، اما می‌دانیم وجود دارد. اين حالات «یدرک و لا یوصف» است. علمی نیست، یابیدنی است. فقط بايد درک شود و توصيف آن امکان ندارد؛ چون علم هر چه توسعه یابد، باز حصولی است. تصویری است که از خارج برداشت می‌کنند. آن علم کاربرد ندارد و به قول شیخ الرئیس ابوعلي سينا که از افلاطون هم نقل می‌کند: «معلومم شد که هیچ معلوم نشد». بزرگان می‌گویند: از اين جمله بر مي‌آيد که شیخ‌الرئیس خیلی دانا بوده که فهمیده است هیچ نمي‌داند. لذا دانستنی‌ها در اين خصوص به کار نمي‌آيد. ما یک یابیدنی‌هايي داریم که تا وقتي به آن يابيدني‌ها نرسيم، حقیقت آن را درک نمی‌کنیم. درک هم که بکنیم، نمی‌توانیم آن را برای دیگران توصیف کنیم. هرکس باید خود بیابد. همه مي‌دانند که آب، آدم را سیراب می‌کند. حال چه کسي مي‌تواند اين سيراب شدن را وصف کند؟ نمی‌شود آن را وصف کرد. به قول حاجی سبزواری ولو «من ابده البديهيات» است، اما «کنهه فی غایة الخفا»ست و وصف آن غير ممکن، به قول بزرگان می‌گویند: «باید از این نمد کلاهی داشته باشد». اگر بیابد و شباهتی به امیرالمؤمنین«ع» در دل شب داشته باشد، آن وقت می‌فهمد که این «يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السلِيمِ؛ چون مار گزيده به خود می ‏پيچيد» براي معصومي مثل اميرالمومنين«ع»یعنی چه؟

امیرالمؤمنین در وقتی که مقام خشیت برای او پديدار می‌شد، دعای کمیل می‌خواند. با آن همه نسبت گناه که به خودش مي‌داد، اما در همان دعای کمیل وقتی که مقام رحمت بر دلش جلوه‌گر می‌شد، با خدا معاشقه مي‌کرد و مي‌گفت: «خدایا اگر مرا به جهنم ببری، فرياد می‌زنم که من بندۀ‌ خدا بودم، خدا مرا به جهنم برد».  یک معاشقه‌های عجیبی، نظیر دو نفر عاشق و معشوق که دارند با هم حرف می‌زنند، در سيرۀ‌ آن حضرت بوده است.

اگر اين‌گونه رابطه‌ها و معاشقه‌ها بين بنده و خدا نباشد، زندگی تکرار مکررات است و اين زندگي خیلی خسارت دارد. انسان يک عمر عبادت کند، ولي مقبول درگاه پروردگار متعال واقع نشود، خسران عظيمي است.

امام صادق«ع» می‌فرماید:«لَيَأْتِي عَلَى الرجُلِ خَمْسُونَ سَنَةً وَ مَا قَبِلَ اللهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً فَأَي شَيْ‏ءٍ أَشَد مِنْ هَذَا»[6]چه بسا يک نفر پنجاه سال نماز بخواند، اما يک نماز مقبول نداشته باشد. بدتر از اين چيست؟ پیامبراکرم«ص» نيز از اين معاشقه‌ها فراوان داشته‌اند. ام سلمه مي‌گويد: در دل شب صورت مبارک خويش را روي خاک مي‌گذاشتند و گریه مي‌کردند و مرتب مي‌گفتند:«اللهم وَ لَاتَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا»[7]این مکالمه و معاشقۀ‌ پیامبراکرم«ص» با مولاي خود چه لذتي دارد! همچنين وقتي پيامبر«ص»با آن مقام عصمت مي‌فرمايد:«إِنهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِني لَأَسْتَغْفِرُ اللهَ فِي كُل يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرةً»[8]

اين مطلب ساده نیست، صرفاً زبانی نیست؛ واقعاً پيامبر اکرم«ص» استغفار داشته‌اند. در حالي که بنابر آيۀ‌ تطهير، مافوق عصمت است و اساساً نمي‌شود گناهي براي ايشان تصور کرد. پس استغفار ايشان برای چیست؟ نمی‌دانیم. اما یک چیز می‌دانیم و آن این است که هر که عصمتش بیشتر باشد، به عبارت دیگر هر که معرفتش بیشتر باشد، مقام خضوع و خشوع او بیشتر است. مقام خضوع از ادب ظاهری سرچشمه می‌گیرد و مقام خشوع یعنی دل، ذلیل در مقابل خداوند باشد. و اين همان رابطۀ‌ عاطفي و عاشقانه با خداوند تبارک و تعالي است.

اين حرف‌ها بر زبان جاري مي‌شود. من مي‌گويم و شما مي‌شنويد، اما واقعیت آن را نمی‌توان درک کرد. آن اندازه که می‌توانیم درک کنیم این است که خود ما باید این مقام خشوع را در زندگی داشته باشیم. به‌دست آوردن چنين مقامي نيز مشکل است.اهل دلي می‌گفت: در مدت عمرم، دو رکعت نماز نخوانده‌ام؛ يعني دو رکعت نماز که به کار بيايد، نخوانده‌ام. خیلی مشکل است، اما خیلی لازم است. مقام خشوع فقط مخصوص نماز و نماز شب هم نيست؛ در همۀ‌ امور زندگي بايد باشد. در انفاق هم بايد در نظر گرفته شود. علماي علم اخلاق انفاقي را که فقط براي خدا نباشد، مقبول نمي‌دانند.

مرحوم شهید ثانی می‌گوید: اگر کسي انفاق کند برای اینکه دل ديگران را خوش بکند، برای اینکه ثواب ببرد و به بهشت برود، انفاق او باطل است. پس براي چه انفاق کند؟ فقط خدا، و مقام خشوع نزد اهل معرفت همين معنا را دارد. لذا این مقام خشوع باید نمک آش ما باشد. اعمال ما بايد رنگ خدايي داشته باشد. و به‌راستی اگر کسي بخواهد یک مرجع دینی شود و براي حوزه‌ها و برای اسلام عزيز، مفید و مؤثر واقع شود، بايد به مقام خشوع برسد و رسيدن به اين مقام از برقراري رابطۀ‌ عاطفي با پروردگار متعال نشأت مي‌گيرد.خوشا به حال کسانی که می‌توانند به همۀ‌ امور زندگي رنگ خدايي بدهند؛ حتی به خوردن و آشامیدن و حتی به اعمال زناشويي.

موانع برقراری رابطۀ‌ عاطفی با خداوند
کسی که نماز اول وقت و نماز شب در زندگي او نباشد، در واقع رابطۀ‌ صميمانه و عاطفي با خداوند ندارد و علاوه بر اينکه ننگ بزرگي براي او محسوب مي‌شود، به جايي هم نخواهد رسيد. اگر هم مثلاً طلبه باشد و از حيث علمي به درجاتي برسد، علم او برکت ندارد. ناگهان مشاهده مي‌کنيم عالم است، ولي در ضمن درس غیبت مي‌کند. بیچاره طلبه‌هايي که بايد از درس او استفاده کنند. گناه، مانع بزرگي براي نماز شب و ارتباط معنوي با خداوند است. يک گناه در روز، توفيق نماز شب را از انسان سلب مي‌کند. «ما لا يعني» هم، يعني کردار و گفتار بيهوده که نه نتيجه در دنيا دارد و نه نتيجه در آخرت، توفيق نماز شب را از آدمي مي‌گيرد. حرف‌هاي لغو و بيهوده اثرات سوئي در سير معنوي انسان دارد.

غذای شبهه‌ناک و غذای حرام که پر واضح است باعث افت معنوي مي‌شود و رابطۀ‌ عاطفي بين انسان و معبود خويش را از بين مي‌برد. به دست آوردن غذاي حلال هم بسيار مشکل است. امام صادق«ع» مي‌فرمايند: «مجَادَلَةُ السيُوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ»[9]کسب روزي حلال، از جنگيدن در خط مقدم جبهه سخت‌تر است، اما لازم است، وگرنه ارتباطات معنوي نابود مي‌شود. به تجربه هم اثبات شده است و بزرگان اهل دل در اين زمينه مطالبي بيان کرده‌اند که گناه و غذاي شبهه‌ناک، سير معنوي انسان را متوقف مي‌کند و توفيق معاشقه با خداوند را از وي سلب مي‌نمايد. نمی‌توان غیر از این بود، نمي‌توان در مدت عمر دو رکعت نماز با حضور قلب نخواند، وگرنه علم بي‌برکت نصيب ما مي‌شود. بايد خشیت خداوند بر دل ما حکم‌فرما باشد. آن عاطفۀ‌ رحمانی و آن رابطۀ‌ عاطفی حتماً بايد باشد. با خدا حرف‌هاي خودماني بزنيم و خدا خدا خدا کنيم، تا او هم بگوید «لبیک لبیک لبیک».

رسیدن به حالات معنوی و عرفانی، مشکل، اما شدنی است

نگویيد نمی‌شود؛ حتماً مي‌شود. یک بزرگی به من می‌گفت: هنگامي که در نماز می‌گویم: «السلام علیک ایها النبی»، تا وقتي جواب از پیامبر«ص» نشنوم، جملۀ‌ بعدي را نمی‌گويم. هنگامي که می‌گویم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین»، تا وقتي حضرت ولي‌عصر «ارواحناه‌فداه» جوابم را ندهند، جلو نمی‌روم. و در آن وقتی که می‌گویم: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»، به همۀ‌ موجودات و به عالم وجود سلام می‌کنم و تا جواب نشنوم، تعقیب نماز را شروع نمی‌کنم.خیال نکنید نمی‌شود. باید بخواهیم و این خواستن البته مشکل است. اما اگر از من بپرسند، برای همه مخصوصاً برای طلاب و فضلا اوجب واجبات چیست؟ می‌گویم: این رابطۀ‌ عاطفی با خداوند متعال.

مرحوم شهید اول می‌گوید: روزی هفت هشت مرتبه به یاد مرگ باشيد؛ یعنی راز و نیاز با خدا داشته باشيد و با اين مناجات و راز و نياز، کدورت‌های دل خود را بزداييد. مخصوصاً در دل شب مي‌توان پليدي‌ها و کدورت‌هايي را که بر دل نشسته است، زدود.از همه‌ تقاضا دارم به این روابط عاطفی با خداوند خیلی اهمیت بدهند. همین اعتکافی که الحمدلله در جمهوری اسلامی جا افتاده و شهرتي پيدا کرده است، خیلی خوب است، اما یک شرط دارد و آن اينکه در این دو سه روزه گناه نشود. در اين صورت خودشان یک حال خوشي مخصوصاً در روز آخر می‌دهند. 

آن کسانی که نماز شب می‌خوانند هم بايد هیچ چیز و هیچ کس بر دلشان حکم‌فرما نباشد، جز خداوند تعالي.خوشا به حال اين افراد. لذت یعنی همین که از بهشت هم لذتش بالاتر است؛ یعنی همین که مقام عنداللهی است. گاهی در عالم آخرت است، خیلی خوب است که مقام عنداللهی برایش پیدا می‌شود. دیگر بهشت برایش کوچک است. حتي بهشت عدن و رضوان برایش کوچک است.

«يا­ أَيتُهَا النفْسُ الْمُطْمَئِنةُ ­! ­ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبكِ راضِيَةً مَرْضِيةً ­! ­فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي ­! ­وَ ادْخُلي‏ جَنتي»[10]اما فراموش نکنيد که در همين دنيا نيز مي‌توانيم اين آیه را تطبیق دهيم. مصداق اين آيۀ‌ شريفه در دنيا وجود دارد. یعنی بنده‌هایی هستند که در دل شب می‌رسند به مقام عنداللهی، مقامي که در آن، بهشت براي انسان کوچک است و چنين مقامي براي اهل دل در دل شب و هنگامي که با خداي خويش رابطۀ‌ عاطفي برقرار مي‌کنند، پديد مي‌آيد. لذت واقعي دنیا همین است و الا مابقی تکرار مکررات است.

خدا را قسمش می‌دهم به حق آن کسانی که آن حالات را در دل شب دارند، آن حالات را ولو مرتبۀ‌ ضعیفش را که از اوجب واجبات است، به همه عنایت بفرماید.


پی‌نوشت‌ها:
[1]. اسراء، 79: «و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله‏اى باشد، اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.»
2 بخشی از سخنان پیامبراکرم«ص»خطاب به امیرالمؤمنین«ع»در توصیف مؤمن: الکافی، ج­2، ص 232.
3. سجده، 16و 17: «پهلوهايشان از خوابگاه‌ها جدا مى‏گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع می ‏خوانند و از آنچه روزيشان داده‏ايم، انفاق می ‏كنند. هيچ كس نمى‏داند چه چيز از آنچه روشنی ‏بخش ديدگان است به [پاداش‏] آنچه انجام مى‏دادند براى آنان پنهان شده است.»
4 علل‏الشرائع، ج2، ص363. دو رکعت نماز در دل شب نزد من از دنیا و هر آنچه در دنیاست، محبوب‌تر است.
5. نهج ‏البلاغة، حکمت 77.
6. الکافي، ج 3، ص 269.
7. تفسیر القمی، ج 2، ص 75؛ «كَانَ رَسُولُ اللهِ«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم» فِي بَيْتِ أُم سَلَمَةَ فِي لَيْلَتِهَا فَفَقَدَتْهُ مِنَ الْفِرَاشِ فَدَخَلَهَا فِي ذَلِكَ مَا يَدْخُلُ النسَاءَ فَقَامَتْ
تَطْلُبُهُ فِي جَوَانِبِ الْبَيْتِ حَتى انْتَهَتْ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي جَانِبٍ مِنَ الْبَيْتِ قَائِمٌ رَافِعٌ يَدَيْهِ يَبْكِي وَ هُوَ يَقُولُ اللهُم لَا تَنْزِعْ مِني صَالِحَ مَا أَعْطَيْتَنِي أَبَداً اللهُم لَا تُشْمِتْ بِي عَدُواً وَ لَا حَاسِداً أَبَداً اللهُم وَ لَا تَرُدنِي فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِي مِنْهُ أَبَداً اللهُم وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا»
8. مستدرک‌الوسائل، ج 5، ص 320.
9. الكافي، ج 5، ص 161.
10. فجر، 27 تا 30: «اى نفس مطمئنه،  خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد و در ميان بندگان من درآى و در بهشت من داخل شو.»
منبع:مهر


:: بازدید از این مطلب : 1566
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

آیت الله صافی گلپایگانی به پرسشی در رابطه با «حکم انتساب به سلسله سادات از ناحیه مادر» پاسخ داده است.

متن پرسش مطرح شده و پاسخ این مرجع تقلید شیعیان به این شرح است:

سوال:  نظر به احترام بسیار زیاد ذریّه رسول اکرم (ص) در میان مؤمنین و اهمیت رعایت احکام سادات نظیر حرمت دریافت زکات و یا جواز دریافت خمس، آیا صرفا افرادی که از ناحیه پدر نسب به سلسله سیادت می برند، جزو سادات محسوب می شوند و یا با توجه به جایگاه دخت گرامی نبی اکرم حضرت محمد(ص) در سلسله سادات، افرادی که از ناحیه مادر نیز به این سلسله منور نسب می برند جزو سادات محسوب می گردند و احکام و حرمت سادات شامل حال ایشان نیز می شود؟

اگر این افراد به واسطه سیادت مادر جزو سادات محسوب می گردند آیا سیادت به فرزندان ایشان نیز منتقل می گردد و احکام و حرمت سادات شامل فرزندان ایشان نیز می شود؟



پاسخ معظم له؛

بسم الله الرحمن الرحیم

به طور کلی هر منتسب به حضرت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله دارای شرافت ومشمول افتخار «کل حسب و نسب منقطع یوم القیامه الاحسبی ونسبی»  و مورد افتخار احترام همگان می باشد و خود  نیز باید قداست این انتساب شریف را با تعهد دینی واسلامی حفظ نماید.

البته کسانی که از طرف مادر سیدند گرچه از این جهت دارای امتیاز وشرافت ومنسوب به ائمه علیهم السلام هستند. لکن احکام خاص سادات رامانند استحقاق سهم سادات وغیره ندارند و آنها مربوط به کسانی است که از طرف پدر سیدند و چون در زمان حاضر پیشوند سید نشانه سیادت از طرف پدر است واحکام سادات را در حق  او جاری می دانند، برای اشخاص مذکور استفاده از کلمه مزبور جایز نیست و تبعات زیادی دارد  و الله العالم.

منبع:پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه


:: بازدید از این مطلب : 1656
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

اینسؤال برای خیلی ها مطرح است که آیا منبر رفتن شغل هست يا نه؟البته نه معنای لغوی شغل که مشغولیت معنا کرده اند بلکه معنای اصطلاحی یعنی منبع درآمد،آیا منبر رفتن یک شغل است؟

منبر يک وظيفه است. شغل يعني چي؟ يعني چيزي که درآمدزا است، چيزي که تأمين معاش مي‌‌کند. چيزي که مثلاً زندگي ما و مخارجمان را پوشش مي‌دهد،اگر اين‌ها منظورتان است، نه، به نظر من هدف اصلي منبر اين نيست. منبر يک وظيفه است و نخستين مبلّغ هم خود پيغمبر اسلام بود که فرمود: بعثتُ مبلغاً. من مبلّغ مبعوث شدم. و الشيطان مزيناً؛ شيطان مزين است.يعني زشتي‌ها را زيبا جلوه مي‌دهد. قرآن هم مي‌فرمايد که «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ». اين همان تبليغ يا رساندن پيام است. و لذا اين وظيفه هر کسي است که توان رساندن پيام را دارد. و طبعاً هم مراجع‌مان و هم علماء و بزرگانمان به پیروی از ائمه تبليغ دين مي‌کرده و میکنند.هرگز اين برای آنها به  عنوان يک شغل محسوب نمي‌شده است. الان هم عزيزاني که منبر مي‌روند اغلب يا مدرس هستند يا نويسنده‌ ، يا حتي بعضاً کارهاي اجرايي مشغول هستند.يک بخشي از کارشان هم اختصاص دارد به منبر رفتن. البته طبيعتاً هر کاري که براي آن وقت گذاشته مي‌شود، يک ما به ازاي مالي هم مي‌تواند داشته باشد. فرض کنيد که بنده براي يک منبر خوب ممکن است ده ساعت وقت بگذارم. خدا رحمت کند مرحوم آقاي فلسفي مي‌فرمودند هشت ساعت، ده ساعت براي يک منبر مطالعه مي‌کنم. خب حالا کسي که ده ساعت منبر مطالعه مي‌کند طبيعتاً ده ساعت تدريس نمي‌کند، ده ساعت کار اجرايي نمي‌کند، ده ساعت مثلاً اگر يک مسؤوليت قضاوت دارد سر کار نمي‌رود. اين ده ساعت را مي‌گذارد براي منبر. طبيعتاً براي اين فرصت يک ما به ازايي باید تعيين شده باشد و این از گذشته هم معمول بوده است.يعني شما ببينيد مثلاً شعرايي مثل فرزدق، مثل دعبل وقتي اشعارشان را مي‌خوانند امام رضا يا امام سجاد به نحو خيلي عالي هم آنها را تشویق مي‌کنند. حتي آن‌ها بعضي‌هاي‌شان مي‌گويند آقا ما براي پول نخوانديم. امام مي‌گويد مي‌دانم براي پول نخوانديد ولي من دوست دارم اين مبلغ را به شما بدهم.تازه گاهي عذرخواهي هم مي‌کنند و مي‌گويند کم است.

اين‌ها را کنار هم که مي‌گذاريم دو سه تا نتيجه مي‌گيريم.اول اینکه منبر يک وظيفه است.دوم اینکه وظيفه همه کساني است که توانش را دارند و اين وظيفه نبايد تعريف بشود در يک قشر خاصي. اين غلط است که ما بياييم بگوييم منبري و مثلاً غير منبري.البته همان طور که سبقه‌اي در يک نفر پررنگ مي‌شود، ممکن است منبر هم در يک کسي پررنگ بشود. کما اين که مثلاً يک مدرس حوزه مي‌تواند در مدرس بودن پررنگ بشود اما اين مانع از اين نيست که ايشان دهه محرم منبر نرود. مثل همين بحث را ما توي مدارس هم داريم. مي‌گويند آيا کار تربيتي کار دبير ديني است، کار مربي پرورشي است؟ نه. کار دبير فيزيک هم هست. کي گفته دبير فيزيک و شيمي نمي‌تواند کار تربيتي کند. تربيت کار همه است. حالا اگر اين عنوان را دادند به مربي تربيتي و پرورشي براي اين است که بيشتر بتواند اين نقش را ايفا کند.

 

پس اين جوري نگاه ما به پاکت هم بايد عوض بشود؟

حتماً بايد عوض بشود.نگاه به پاکت در واقع يک نگاه جنبي و عارضي بايد باشد. و البته با آن توضيحي که دادم آن وقتي را که يک فردي مي‌گذارد براي مثلاً رفت و آمد و جدا شدن از زن و بچه، مطالعه و...طبعاً بايد از سوی صاحبان مساجد يک جوري تقدير شود. يک چيز معقول و منطقي هم باشد. خداي نکرده يک بازار رقابت و چشم و هم چشمي به وجود نیاید.

 

بنابر این بایدزمانی که برای یک منبر گذاشته می شود را هم لحاظ کرد.

بله دقیقا مثل يک پزشک. شما فرصت دو دقيقه‌اي که او نسخه می نویسد را نگاه نمي‌کنيد. يک عقبه گسترده علمي‌اش را هم مي‌بينيد.

 

چقدر پول دادن و چقدر پول گرفتن را چطور باید نظام مند کرد؟

بنده بيش از 25 سال است منبر مي‌روم و الله العظيم تا به حال ياد ندارم يک جايي سخن از پاکت يا نرخ گفته باشم.يا اگر چيزي دادند بگويم کم است. يا اگر ندادند بعداً پيگيري کنم.اصلاً ياد ندارم چنين مسائلي را و موافق هم نيستم. از طرفي هم نباید زرنگي در صاحبان مجالس باشد که کسی را دعوت کنند پنج شب، ده شب برای سخنرانی، بعد هم بگویند خدا حافظ شما. این درست نیست. طبيعتاً بايد تقدير بشود، تشکر بشود. اما تعيين نرخ، پول به حساب ريختن، رقابت و چشم و هم‌چشمي، تعطيل کردن يک مجلس به خاطر يک باني برتر تمام اين‌ها را آفات منبر مي‌دانم و با شدت با آن مخالفم.

 

چه طور شد که شما از میان اين همه علاقه‌مندي منبر را انتخاب کرديد. تصادفي بود يا انتخاب خودتان؟

عرض مي‌کنم که اولاً منبر کار من نيست. گرچه حالا معروف به سخنراني شده ام. من بيشتر کارم تدريس و تأليف است و به اصطلاح هيأت علمي هستم. بيش از پانزده سال است هيأت علمي دانشگاه و مراکز آموزش عالي هستم. من ممحض در منبر نيستم. ولي از اول طلبگی تا امروز که حدود30 سال شده است، مرتب منبر رفته ام و اعتقادم اين بوده که منبر رسانه تأثيرگذار بر مردم است. عامه مردم در درس‌هاي ما حاضر نمی شوند،کتاب‌هاي ما را خيلي نمي‌خوانند.اعتقادم اين هست که منبر عرصه تأثير بر مردم است. نکته دوم اين که اعتقاد داشتم این عرصه به خصوص در سال های 60 تا 75 در حال فدا شدن است.

 

فداي چه مي‌شد؟

فدايی و قرباني جلسات صوري و به طور کلی مطالب صحيح.البته در اين دهه اخير منبر يک اوجي پيدا کرده است. بزرگان و شخصیت هایی به صحنه آمدند.اما در آن سالها اینطور نبود لذا من بر آن شدم که منبر پژوهشي بروم. يعني منبر علمي و آموزشي، منبري که فقط اقناع مخاطب نيست بلکه در آن آموزش هم مي‌بيند. به همين جهت بود که دو جلد کتاب هم نوشتم به نام گفتار رفيع که عنوانش منابر پژوهشي است. منبر بايد پژوهشي باشد مثل منبرهای مرحوم آقاي فلسفي که در عین تأثيرگذاري فضاي علمي مخاطب را بالا می برد. مخاطب پاي منبر، تفسير، احکام، حديث و کلام ياد بگيرد و اعتقاداتش هم قوي بشود. همين قدر که فقط بگوييم دروغ و غیبت بد است، کافی نیست.من با اين نگاه منبر رفتم و در اين دو سه دهه هم سعي کردم اين سطح را پايين نياورم. گرچه نوسان داشته اما بناي من بر اين بوده که اين بُعد پژوهشي در منبر لطمه نبيند.

 

شما به نکته یی اشاره کرديد، خوب است پیرامون آن کمی گفتگو کنیم.آیا شما در این دوران هنوز هم منبر را داراي کارکرد مي‌دانيد،اینکه يک نفر حرف بزند و بقيه بشنوند؟

در جلسه‌اي که نخبگان حوزه خدمت مقام معظم رهبري بودند قرار شد،هر کسي 5، 6 دقيقه صحبت کند من هم پیرامون موضوع تبليغ صحبت کردم .در آن جا گفتم که من هم چنان منبر را رسانه بي‌بديل مي‌دانم. چیزی که نه تئاتر، نه فيلم و نه موارد دیگر هنوز نتوانسته جای آن را بگيرد.بعد از عرايض بنده حضرت آقا ضمن فرمايشات‌‌شان فرمودند اين حرف‌هايي که ايشان گفتند درست است و بعد خود ایشان هم مکرر فرمودند منبر هنوز رسانه بي‌بديل است. ما کجا داريم چنین چیزی را که فرض کنيد شب 21 رمضان در مشهد يک ميليون جمعيت پاي منبر جمع می شوند.با کدام نمايشي و تئاتری می توانید چنین جمعیتی را در یک جا جمع کنید؟

 

پس تجمع خودش موضوعيت دارد؟

بله موضوعيت دارد. تجمع خودش حفظ شعائر است. البته سخيف‌ترين و ضعيف‌ترين برنامه های تلويزيون هم يکي دو ميليون بيننده دارد.ممکن است يک برنامه ميليون‌ها مخاطب داشته باشد در حالی که جمع کردن مخاطب به هر قيمتي هم هنر نيست. شما ممکن است يک هنرپيشه معروف یا يک برنامه را بياوريد توي يک شهر اجرا کنيد و به هواي آن برنامه جمعيت زيادی هم بيايد اما اين که صبح زود این جمعیت بیایند پاي منبر و حرف دين را گوش بدهد،اين خيلي ارزش دارد ، لذا من اين رسانه را بي‌بديل مي‌دانم. اگرچه معتقدم تبديل شدن اين فضا به فضاي پرسش و پاسخ، بيشتر و بهتر می تواند نياز مخاطب را تأمين مي‌کند. ما نتیجه این را دیده ایم که مثلا اگر توي يک سخنراني يک ربع وقت گذاشتيم براي پرسش و پاسخ نياز مخاطب را بيشتر جواب داده است. مخاطب شناسي حرف اول را توي تبليغ مي‌زند.

 

شما چه طور مخاطب را انتخاب مي‌کنيد؟

ما مخاطب را انتخاب نمي‌کنيم بلکه فقط شناسایی می کنیم. ما دو جور مخاطب داريم. مخاطب عام و مخاطب خاص.سخنرانی برای مخاطب خاص راحت است. شما مي‌خواهيد براي دانشجوهاي فني دانشگاه تهران یا برای اعضاي هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي یا یک دبيرستان دخترانه صحبت کنيد.اين روشن است. اما در خصوص مخاطب عام مثلا مخاطب ظهرِ مسجد اعظم قم یا مخاطب شب بيست و يکم احياي مشهد امام رضا.این خيلي مشکل است. اين جا به نظرم بايد رفت روي آن محورهایي که مبتلابه بيشتر جمعيت است صحبت کرد. اين هنر است.

 

موضوع سخنرانی را چه طور پيدا مي‌کنيد؟

موضوع‌شناسي براساس مخاطب است. يعني مثلاً فرض کنيد در جامعه جوان ما عرفان‌هاي کاذب زياد شده است.یا در میان خانواده ها موضوع ناسازگاري بين زن و شوهرها  شایع است.مثلا روزنامه‌ها نوشته اند سال گذشته بيست هزار زنداني مهريه داشتيم. معلوم است که روابط اجتماعي خانواده‌ها ضعيف است. پس محور را مي‌بريم روي اين مسئله. یا مثلا افسردگی در جامعه زیاد شده است بنابر این پیرامون شادابي و نشاط گفتگو می کنیم، من براي سخنرانی شب 21 رمضان سال گذشته در حرم امام رضا  بدون اغراق شايد نزديک بيست ساعت فکر کرده بودم.چيزي هم روي کاغذ نياورده بودم. فقط بیست ساعت به دنبال انتخاب موضوع بودم. توبه،مباحث اجتماعی و خیلی از موضوعات دیگر را بررسی کردم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که بحث عزم و اراده را مطرح کنم. گفتم بالاخره همه اين‌ مشکلات ناشي مي‌شود از ضعف اراده که مثلا یک نفر نمي‌تواند گناه را کنار بگذارد لذا بحث عزم آمد وسط.

 

این که مخاطب چه چیزی نیاز دارد را از کجا می شود تشخیص داد؟

به نظرم کار مي‌خواهد. يک کسي از اين منبري‌های نسبتاً مشهور مي‌گفت من از زمانی که اعلام صلوات می کنند تا وقتی که روی منبر ،قرار بگیرم روی موضوع فکر می کنم.خوب این فایده ندارد که من در عرض چند دقیقه فکر کنم که چه می خواهم بگویم. منبر يک پشتوانه چند ساعته مطالعاتي مي‌خواهد.

 

برگردیم به ادامه همان بحث پیرامون رابطه منبر و رسانه. به نظر شما این درست است که رسانه رقیب منبر است؟

مثل این است که شما بگوييد کالاي خارجي رقيب کالاي ما هست یا نه؟ بله هست. اما نه به اين معنا که شما تولید کالاي‌تان را تعطيل کنيد.بلکه به این معنا که کالاي خوب دست مشتری بدهيد.من رسانه را مروج منبر مي‌دانم. تلويزيون باعث شده است که در شهرهاي مختلف به منبری ها اقبال شود. رقابتي که منبر را حذف کند نيست. رقيب به اين معنا هست که مثلاً‌‌ بزرگواري مي‌گفت که در ماه رمضان بعد از نماز ظهر کسی پاي منبر ما توي روستا نمي‌نشست همه مي‌گفتند سخنران های تلويزيون بهتر و حرف‌هايشان علمي‌تر و منطقي‌تر است، من به ايشان گفتم پس شما بايد خودتان را بالا بکشيد.

 

برای سؤال آخر،کمی از آفاتی که در این فضا هست بفرمایید.

حتماً توصيه مي‌کنم دوستان کتاب تبليغ در قرآن و حديث را بخوانند. آن جا يک مطلبی هست با عنوان نبايدهاي تبليغ و آسيب‌ها. افتادن منبر توي چالش‌هاي مالي از آسيب‌هاي جدي است. چشم و هم‌چشمي روي دعوت منبري‌ها و مداح‌ها از آسيب‌هاي طبيعتاً جدي است که نبايد منبر دچار اين چيزها بشود. جايگزيني مطالب سخيف به جاي آيات و روايات اين از آسيب‌هاي جدي منبر است


:: بازدید از این مطلب : 1484
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

نکاتی از سخنان حجت الاسلام میرباقری را بخوانید؛

_ در حدیثی امام جواد می فرمایند مؤمن برای رسیدن به سعادت سه وسیله مهم نیاز دارد که عبارتند از اینکه خداوند به او توفیق بدهد و او را موفق کند. دومین مورد عبادت است و اینکه یک واعظ و موعظه کننده ای از دورن داشته باشد. اگر واعظ درونی وجود نداشته باشد واعظ بیرونی هیچ کاری برای تو نمی تواند بکند. واعظ درونی نفس است که انسان را نگه می دارد. سومین وسیله ای که مؤمن نیاز دارد این است که اگر کسی نصیحتی را به ما کرد نصیحتش را بپذیریم. که زندگی و مماشات و تحصیلات و آمد و شد با مردم همه بستگی به این سه وسیله دارد.

_ معنای توفیق این است که گام اول را که در زندگی برمی داری گام های بعدی خود به خود هموار می شود. گاهی خدا می خواهد انسان را آزمایش کند. این مسئله دیگری است. این جلساتی که شما در آن شرکت می کنید در نوع خود توفیق است. نماز اول وقت توفیق است.

_توفیق دست خداست و به هر کسی بخواهد می دهد و به هر کسی نخواهد نمی دهد که البته همه این ها بستگی به خود انسان دارد. خداوند عادل است و عدلش همه عالم را فرا گرفته است. مهم ترین عامل و یا مانعی که توفیق را از انسان می گیرد این یک کلمه است و آن گناه می باشد. گناه اجازه نمی دهد انسان بالا برود. بعضی از گناهان مانند حق الناس مانند سنگی است که به پای انسان بسته شده و سبکبالی را از انسان می گیرد.

_ گاهی یک کلمه که از دهان انسان بیرون می آید که آن یک کلمه شاید توفیقی را از انسان سلب کند و باعث گرفتاری در زندگی انسان شود. بسیاری از زمین خوردن ها در زندگی و شکست ها معلول گناهی است که انسان در زندگی انجام داده است. البته بعضی از مشکلات و شکست ها امتحان الهی است.

_ اگر می خواهید در زندگی موفق بشوید و توفیق داشته باشید رمز بالارفتن و رسیدن به عرش ترک گناه است. نفرین پدر از لبه تیز شمشیر تیزتر است و کاربرد آن بیشتر است. نفرین مادر باعث به زمین خوردن در زندگی می شود.

_ ما دو امام داریم که در خانه خودشان غریب بودند و در خانه خود به شهادت رسیدند. یکی میوه دل فاطمه زهرا امام حسن مجتبی است و دیگری امام جواد است که هر دو به دست همسران خود به شهادت رسیدند. این دو امام خیلی غریب بودند


:: بازدید از این مطلب : 1474
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

عقیق: همزمان با هفته دفاع مقدس مراسم گرامیداشت سال های حماسه و دفاع به همت هیات رزمندگان اسلام در مسجد امام صادق(ع) برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام پناهیان سخنرانی کرد و در ادامه حاج محسن طاهری به مداحی پرداخت.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام پناهیان را بخوانید؛

_ تشکیل خانواده یعنی قرار گرفتن در یک فضای جدید برای مبارزه با هوای نفس و تشکیل ندادن خانواده یعنی تلاش مذبوحانه برای فرار از مبارزه با هوای نفس.

_ انسان هیچ وقت به چیزی که دوست دارد نمی رسد، بهتر است که انسان انتخاب گر باشد و مبارزه با هواهای نفس را انتخاب کند.

_کسانی که خدمت حضرت امام می رفتند که خطبه عقدشان را ایشان بخوانند بعد از عقد حضرت امام نصیحتی که می فرمودند این بود که با هم بسازید و با سازش امکان زندگی وجود دارد. این یک نوع مبارزه با هوای نفس است.

_ کسی نباید در مورد ازدواج احمقانه فکر کند. یعنی خیال پردازانه و زیادی خوش و خرم ازدواج را دیدن و بی تاب و بی طاقت شدن در کوچکترین مسائل. بسیاری از طلاق هایی که در جامعه است به این دلیل است که مردم اصلاً تلقی صحیح از ازدواج ندارند.

_افراد هواپرست در مرحله اول از ازدواج فرار می کند و بعد که درگیر ازدواج می شوند در مرحله بعد از بچه داری فرار می کنند.ازدواج و بچه دار شدن مغایر با هواپرستی است و لذا خانواده محل جهاد با هوا پرستی و مبارزه با هوای نفس خواهد بود.

_ نگاه ما به خانواده و ازدواج این است که باید عاقلانه یک سلسله از مشکلات معقول را پذیرفت و اعلام کرد من مردانه پای مشکلات می ایستم. ازدواج دلیری می خواهد. انسان در مشکلات است. راحت طلبی که حاضر نیست خود را در سختی های معقول قرار بدهد برابر با حیوان است.

_ استقبال از یک سختی معقول و منطقی و تعالی بخش و زیبا بچه دارشدن است. استقبال از سختی معقول علامت انسانیت در درجه اول و بعد علامت ایمان و معنویت است.

_صریحاً در مورد بانوان محترم بحث جهاد اکبر مطرح می شود. زن در خانه به جهاد اکبر می پردازد و جهاد اصغر هم همان جاست. مرد در خانواده فقط جهاد اکبر دارد. زبان زن را تحمل می کند و فقر را برای خودش تحمل می کند و به خاطر پول رساندن به خانواده و روزی رساندن سختی را تحمل می کند. این جهاد اکبر است و جهاد اصغر این که بیرون از خانه و خانواده بجنگد. اما زن مرد را تحمل می کند و سختی های بچه ها را تحمل می کند جهاد اکبر و جهاد اصغر است.

_ جهاد اکبر عبادت الاخری مبارزه با نفس است. خانواده محل هواپرستی نیست و محل خودداری است. مردی که خانواده از میل او غذا بخورند نشانه نفاق او است. از علائم ایمان در مرد این است که او به میل خانواده غذا بخورد.

_ بسیاری از افراد مشکلات را غیر طبیعی می دانند و نمی توانند تحمل کنند. در مورد آقایان بسیاری از مشکلات است که باید تحمل کنند. یکی از این مشکلات بدزبانی برخی زن ها می باشد و به دستور پیامبر مردها باید تحمل کنند.


:: بازدید از این مطلب : 1597
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

عقیق: حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی منبری معروف و محبوبی است که شغل اصلی اش استادی دانشگاه است. سخنرانی های طراحی شده و مستند و استاندارد او خیلی ها را پای تلویزیون یا منبر میخکوب می کند.

با دکتر رفیعی که معمولا یکی از شبهای قدر در حرم امام رضا علیه السلام سخنرانی می کند درباره منبر و جایگاه آن در جامعه امروز و مهارتهای لازم برای منبر رفتن به گفتگو نشستیم.

 

شما اولين منبرتان را يادتان هست؟

بله. اولين منبرم سال 63 در مريوان براي بچه های سپاه بود.در پايگاهي به نام سرو آباد.

 

چند سال‌تان بود؟

تقريباً نوزده سال. به من گفتند برو منبر.من هم يک حديثي را از خصال صدوق نگاه کرده بودم با این مضمون که «علامة الشقاوة اربعة» چهار چيز نشانه بدبختي است. همين را خواندم و معنا کردم آنها هم خيلي خوش‌شان آمد. خیلی ها بعد از منبر آمدند گفتند دوباره بگویید تا يادداشت کنيم. من ديدم منبر گرفت و اين هم روال خوبي است.برای اين که دسته‌بندي شده بود، ادبي بود و منظم بود. همين را پايه گذاشتم برای منبرهای بعد.

 

فرموديد نوزده سالگي. این يک دغدغه‌اي است براي طلاب جوان که بالاخره سن تبليغ چه زمانی است؟ از پايه چندم؟

به نظرم حداقل باید رسائل مکاسب تمام شده باشد.

 

اين شرط است؟

بله.شرط است. یعنی حداقل و پايه را باید این قرار داد.

 

اين را براي محتوا مي‌گوييد يا براي روحيه؟

اين را براي محتوا مي‌گويم. ممکن است کسی پنجاه سال درس خارج خوانده باشد اما روحیه منبر رفتن نداشته باشد. تمرين منبر زودتر هم مي‌تواند باشد. ولي براي منبري که توي آن غلط املايي نباشد، غلط ادبياتي نباشد حداقل اتمام رسائل و مکاسب و ورود به کفايه است.ضمن اين که يکي از ضعف‌هاي حوزه اين است که ما منبر ياد نمي‌گيريم. منبر را بايد جداگانه بروند کار کنند. ولي فکر مي‌کنم اين حداقل لازم است.

 

در هفته چند تا منبر مي‌رويد ؟

من زياد منبر نمي‌روم. من يک منبري حرفه‌اي نيستم. چون هيأت علمي هستم، تدريس دارم، کار اجرايي دارم.من الان به طور طبيعي شايد هفته‌اي يک يا دو منبر بروم. اين هفته مثلاً من يک شب جمکران بودم. يک شب هم حرم. در مناسبت‌ها مثل دهه محرم هم غالباً دو منبر در روز بيشتر نمي‌روم.

 

شخص خاصي در جريان تقویت منبر شما نقش داشت؟

به طور خاص کسی را به یاد نمی آورم ولي به هر حال يکي از کساني که از عمق ،علمي بودن مطالب و طرز بيانش گرچه شايد تأثير مستقيم هم نپذيرفته باشم ولی همواره می پسندیدم آقاي نظري منفرد بود.بین سال‌هاي 63 تا هفتاد خيلي منبرهاي ايشان را گوش مي‌کردم. پاي منبر هم زياد رفتم. زياد منبر ديدم. ولي در ميان اهل منبر مطالب ايشان را براي پرورش و پايه قرار دادن جهت سخنراني مطالب خوبي مي‌د‌يدم.

 

از لحاظ محتوايي؟

بله.زیرا شيوه من با شيوه ايشان متفاوت است.اما محتواي ايشان را محتواي خوبي مي‌دانم.

 

راهکارهایی را که برای تقویت منبر پیشنهاد می کنید چیست؟

من در مقدمه«گفتار رفيع» چهل نکته را تحت عنوان نکات تبليغي نوشته ام.

 

نکات پیرامون محتواست يا شکل؟

هر دو.آموزش شکل هم جلساتي مي‌خواهد. ما بيشتر روي محتوا تأکيد داريم من خودم چند جلسه‌اي روي محتوا سازي صحبت کرده ام فکر مي‌کنم سي‌دي آن توي بازار هم باشد. محتوا سازي و شيوه القاء حتماً نياز به دوره آموزشي دارد.

 

پس اگر لطف کنید دو سه تا از آن چهل نکته را بگویید.

نکاتي را که آن جا گفتم روي سه محور مخاطب شناسي، موضوع شناسي و محتوا است. اینها به ترتیب است یعنی اول مخاطب شناسی است.بعد موضوع آفريني و بعد هم محتوا سازي.من اگر بدانم مخاطب من در يک شهری مبتلاي به گناهان اقتصادي است نياز است در آنجا مباحث اقتصادي مثل رشوه، ربا، لقمه حلال مورد بحث قرار بگیرد. بعد می رویم به دنبال محتوا.نحوه القاء هم خيلي مهم است. بسياري از سخنران‌هاي ما نحوه القاء را بلد نيستند. يعني شکل را نمی دانند.

 

یعنی ساده مي‌گويند؟

اصلاً شکل ارائه مطلب را نمي‌داند. کجا تاريخ بگويند، کجا يک داستان بگويند، کجا يک تشر بزنند.یعنی بعضي از اهل منبر براي بلندگو صحبت مي‌کنند. اصلاً مخاطب دست‌شان نيست. در صورتي که مثلاً خود بنده اگر يک نفر بلند بشود حساس هستم. نگاه به ساعتش کند یا سرش را بالا کند. مي‌فهمم اين مخاطب دارد از دست من خارج مي‌شود.

 

اگر بخواهيم برای يک منبر موفق چند ويژگي بگوييم کدام است؟

اولاً اخلاص جزو شرايط اصلي است . قرآن کريم هم مي‌فرمايد که: «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّه».

نکته دوم اين که مطالبش مطالب استوار باشد. علامه طباطبايي ذيل آيه هفتاد سوره احزاب مي‌فرمايد اگر مطالب استوار باشد تمام اعمال انسان درست مي‌شود. گناه‌هاي آدم آمرزيده مي‌شود.البته ايشان از قرآن برداشت مي‌کند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَديداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُم‏....»مطالب خواب و یا اینکه فلان شخص فلان جا چیزی ديده فایده ندارد. در درجه نخست از قرآن و روايات بهره بگیرد. من نمي‌گويم از تجربيات بزرگان، علما، عرفا استفاده نشود. ولي اساس و محور نشود. آيات قرآن، تفسير قرآن و روايات اهل بيت اساس باشد. خودشان فرمودند اگر مردم محاسن کلام ما را بدانند از ما تبعيت مي‌کنند. پس يک منبر دو شرط اصلی دارد:يکي اخلاص و يکي قول سديد، که قول سديد را معنا کردند به آيات، روايات، تفاسيرو مطالبي که محکم و استوار است. و نکته سوم تأثيرگذاري روي مخاطب است. يک آقايي مي‌گفت ده شب جايي بوديم موضوع سخنرانی شخصی این بود که ولايت حضرت زهرا بالاتر است يا ولايت حضرت علي(ع). ثم ماذا؟ اين چه مشکلي از جهان اسلام حل مي‌کند. همه‌شان ولي‌ّ الله هستند.همه‌شان اولياء خدا هستند.. من هميشه اين دغدغه را داشتم که منبرهایم روي مخاطب مؤثر واقع شده باشد. ادامه دارد...


:: بازدید از این مطلب : 1438
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

اردوی آموزشی زیارتی شاعران اهل بیت علیهم السلام در مشهد مقدس برگزار شد . به گزارش عقیق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجمع شاعران اهل بیت (ع) این اردو در دومین روز خود برنامه ها و جلسات خود را با شعر خوانی شاعران اهل بیت (ع) و سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور آغاز کرد.

موضوع سخنرانی روز دوم اختصاص به حضرت جواد الائمه علیه السلام داشت. حجت الاسلام  مهدی پور ضمن اشاره به خصایل و کرامات حضرت به ارتباط قوی و پیوند ناگسستنی حضرت رضا علیه السلام و فرزندشان اشاره کرد . در ادامه مراسم شعرخوانی ها آغاز شد که در بخش اول شاعران چون رحمان نوزانی، سید جواد هاشمی، سید محمد حسینی و غلامرضا فاتحی  شعرخوانی کردند و پس از آنان شاعر و ذاکر اهل بیت (ع) جناب علی زمانیان با اشعاری در مدح امام هشتم علیه السلام به نغمه سرایی پرداخت.

در بخش دوم نیز شاعرانی چون سعید بیابانکی، حجت الاسلام و المسلمین شیخ رضا جعفری، سید محمد رستگار و استاد کلامی زنجانی با قرائت اشعار خود حاضران را بهره مند ساختند. گفتنی است این برنامه با حضور شاعران ، ذاکران و اساتیدی چون استاد حاج منصور ارضی، استاد محمدعلی مجاهدی، استاد احد ده بزرگی، استاد اکبر زاده، استاد خوش چهره، حجت الاسلام و المسلمین جواد محمد زمانی و حاج جواد حیدری همراه بود.

دومین برنامه روز چهارشنبه کارگاه آموزشی شعر بود که با حضور استاد سیدمهدی حسینی برگزار شد. در این جلسه که از ساعت 18:30 آغاز شد، ابتدا تعدادی از شاعران جوان حاضر به شعرخوانی پرداختند و سپس بحث پیرامون زبان شعر هیئت با حضور جناب حسینی پی گرفته شد.

حسینی ضمن اشاره به لزوم یک دستی و پرهیز از چندگانگی زبان شعر هیئت، شعری را در فضای هیئات مذهبی موفق دانست که عامه فهم و خواص پسند باشد.

وی تعامل شاعر با مداح را لازم شمرد و اشاره کرد:گاه خوب است شاعر علاوه بر ارائه شعر به مداح، برای او فضاسازی نیز انجام دهد و پاره ای موارد را به او گوشزد نماید.

حسینی راهکار نجات بخش شعر هیئت را خلاقیت در زبان دانست و این مهم را از طریق کشف زوایای تازه در شعر و آشنایی زدایی ممکن شمرد.

 


:: بازدید از این مطلب : 1394
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 20 مهر 1393

نکاتی از سخنان حجت الاسلام کرمی را بخوانید:

_ در مورد روز عرفه وجود مقدس امام صادق فرمودند که اگر کسی را خداوند در ماه مبارک رمضان نیامرزید و نامش در طومار مرحومین در ماه مبارک رمضان نبود امید به آمرزش او نخواهد بود مگر توفیق پیدا کند در روز عرفه در صحرای عرفات خودش را واصل کند و آنجا امید به آمرزش داشته باشد.

_ تمام دعای عرفه را اباعبدالله سرپا و یک نفس انشاء کردند. آن هم در هیئت عجیبی که زن و بچه دور حضرت را فرا گرفته بودند و مانند جوجه ی لرزان حضرت را نگاه می کردند و به حالت بکاء حضرت گریه می کردند.

_ اگر کسی اهل عبرت و درس گرفتن از تاریخ باشد موارد عجیبی در این برهه حضور حضرت مسلم در کوفه موجود است که انصافاً انسان اگر قابلیت داشته باشد می تواند از این درس ها بهره ببرد. مردم کوفه تدارک شرایط نسیم را دیده بودند و برای طوفان تربیت نشده بودند. آنها دوست داشتند که اباعبدالله به کوفه بیایند. ولی معامله ای که مردم کوفه را با امامشان کردند، مردم در جاهلیت با هیچ حیوان درنده ای نکردند.

_ یکی از هنرهای ما باید این باشد که عیار خود و استعداد خود را محک بزنیم. ما در یک جاهایی احساسات کاذبی داریم و در قضاوت و نمره دادن به خود دچار سوءتفاهم می شویم.باید شرایط امتحان و ابتلا برای انسان پیش بیاید تا این سوءتفاهم ها از بین برود.

_ اولین پله، دوستی با امام زمان است و اشک و سینه و حضور در مجالس اهل بیت باید باشد و ضروری است.

_ ما سه نوع رفیق داریم هر کسی باید جای خود را در این سه طبقه باید پیدا کند. یک عده رفقا، زبانی اند. زبانی اعم از احساسی و عاطفی و روانی است. که برای امام زمان سینه می زند و گریه می کند و اشک می ریزد. این اول کار است. کسی به درد امام زمان می خورد که تکلیف خودش با خود روشن باشد.

_ امام زمان کسی را می خواهد که در هر لحظه آماده باشد. امام زمان یاری می خواهد که هر وقت لازم شد برایش شاهرگ پاره کند. تا کجا پای کار امام زمان هستیم؟ گریه و زاری برای امام حسین لازم است. تا کلاس اول را قبول نشیم نمی توانیم کلاس بالاتر برویم.


:: بازدید از این مطلب : 1348
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران