میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 13
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 298
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2601
:: بازدید ماه : 8515
:: بازدید سال : 14717
:: بازدید کلی : 14717
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

به نقل از دفاع پرس، در عملیات کربلای 5، «قاسم سلیمانی» فرمانده لشکر 41 ثارالله در محاصره‌ی دشمن گیر می‌کند. با بی‌سیم همراه با داد و فریاد به قرارگاه می‌گوید: «عراقی‌ها ما رو محاصره کردن. تو چند متری‌مون هستن... بعید می‌دونم کسی از ما زنده بمونه... دیدار به قیامت!». سردار اسدی فرمانده لشکر المهدی در محور کناری لشکر ثارالله بی سیم را برمی‌دارد و می‌گوید: «قاسم! قاسم! جعفر!» جواب می‌دهد: «جعفر به گوشم!» می‌گوید: «اشلو رو برات می‌فرستم.» جواب می‌دهد:«هر کاری می‌کنی زودتر جعفر جان!»

مرتضی جاویدی فرمانده گردان فجر لشکر المهدی که معروف به اشلو بود به همراه نیروهایش خود را به پشت نهر جاسم در محدوده‌ی پنج ضلعی می‌رساند. با نیروهای عراقی درگیر می‌شود و می‌تواند محاصره‌ی آن‌ها را بشکند و دشمنان را به عقب براند و بچه‌های لشکر ثارالله از محاصره‌ی دشمن بیرون بیایند.

اشلو

مرتضی جاویدی بین عراقی‌ها معروف شده بود به اشلو! از بس که خودش را به سنگرهایشان می‌رسانده و به عربی باهاشان صحبت می‌کرده و می‌گفته: «اشلونک؟» یعنی حالت چطوره؟! بعد که می‌رفته، می‌فهمیده‌اند از نیروهای ایرانی بوده و خودش را عراقی جا زده که از آن‌ها اطلاعات منطقه را بگیرد. از طرف ستاد فرماندهی جنگ عراق برای سرش جایزه گذاشته بودند. دو سه بار هم به دروغ از رادیوشان اعلام کرده بودند مرتضی جاویدی، مشهور به اشلو، از فرماندهان مهم ارتش دشمن و از مزدوران خمینی امروز توسط دلاورمردان عرب به درک واصل شد! برای همین چیزها بود که هر فرمانده لشکری آرزو داشت فرمانده گردانی چون او داشته باشد.

تنها فرماندهی که امام پیشانی‌اش را بوسید

مرتضی جاویدی همچنین در عملیات والفجر 2 رشادت‌های بسیاری خلق کرد و به همراه نیروهایش در محاصره‌ی دشمن مقاومت جانانه‌ای می‌کند تا به قول خودش احد تکرار نشود.

بعد از عملیات والفجر 2 فرماندهان جنگ به محضر امام می‌روند. محسن رضایی و صیادشیرازی گزارشی از عملیات می‌دهند و به رشادت‌ و قابلیت مرتضی جاویدی و نیروهایش اشاره می‌کنند. امام با شنیدن سخنان صیاد از جا برمی‌خیزد و تمام قد می‌ایستد و شهید جاویدی را در بغل می‌گیرد. همه‌ی نگاه‌ها به امام بود و لب‌های مبارک‌شان که بر پیشانی مرتضی می‌نشیند و مرتضی در حالی که اشک می‌ریخته است شروع به بوسیدن دست و بازو و صورت امام می‌کند.

ادای احترام صیاد شیرازی به اشلو

صیادشیرازی در یکی از سفرهایش به شیراز، سراغ مزار مرتضی را می‌گیرد تا می‌رسد به شهر فسا و بعد روستای جلیان. همراهان صیاد می‌گویند از فاصله‌ی 50 متری مزار، از ماشین پیاده می‌شود. لباسش را مرتب می‌کند و با احترام کامل نظامی با قدم آهسته به سمت مزار می‌رود و آنجا دست راست را به گوشه‌ی کلاه نظامی می‌چسباند و فاتحه می‌خواند و هرچه بچه‌های سپاه فسا که از حضورش خبردار شده بودند از او می‌خواهند ناهار را آنجا بماند، می‌گوید من در ماموریتم و فقط به احترام مردی که امام به پیشانی‌اش بوسه زد، به اینجا آمده‌ام و باید بروم.

اشلو در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.

در رابطه با زندگی این سردار شهید کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» به قلم «اکبر صحرایی» توسط انتشارات ملک اعظم منتشر شده است.

خاطرنشان می‌سازد روایت‌های فوق از دو کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» و «هدایت سوم» خاطرات سردار محمدجعفر اسدی از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آمده است. 


:: بازدید از این مطلب : 1753
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 مرداد 1393

در آیین اسلام، بر خلاف بسیاری از آیین‌های دیگر، بدن آدمی مورد تحقیر نیست. اسلام بدن انسان را چیزی بی‌ارزش نمی‌شمارد، زیرا بدن انسان ابزار تکامل روح است. تحقیر بدن، در حکم تحقیر شخصیت آدمی است و کسی که مرتکب این عمل شود، مستوجب کیفر و قصاص خواهد بود.

بنابراین اسلام برای صحت و سلامتی، ارزش و اهمیت ویژه‌ای قایل بوده و از این رو فقه و سنت اسلامی مملو از مطالب و دستور العمل‌هایی در این زمینه است به همین مناسبت توصیه‌هایی را از مرحوم آیت‌الله بهجت درباره غذاخوردن در ادامه می‌آوریم:

 

وای بر ما اگر در خصوص خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها از حرام اجتناب نکنیم؛ زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان یا کفر ما می‌شود!

یکی از معمرین علمای نجف که حدوداً صد سال از عمرش می‌گذشت، می‌فرمودند: تا این ساعت به طبیب مراجعه نکرده‌ام، عرض شد آقا! چطور می‌شود؟ شما چه برنامه‌ای را در زندگی رعایت کرده‌اید که تاکنون بیمار نشده‌اید؟ فرمودند: فقط تابع شرع مقدس بوده‌ام. یعنی در خوردن غذاها کماً و کیفاً و جهات دیگر فقط به دستور شرع عمل کرده‌ام.

امروزه مردم غذای لذیذ می‌خواهند نه غذای مفید. اصولاً غذاهای سرخ کرده ضرر دارند ولی چون به ذائقه انسان خوش می‌آیند، لذا همه خواهان آن هستند و توجه به ضرر آن ندارند. همچنین ما غذاهای لذیذ را خوب و مفید، و غذاهای غیر لذیذ را بد می‌دانیم، در حالی که چه بسا غذاهایی که با روغن سرخ شده، مضر باشند، ولی غذای آب‌پز نظیر آب گوشت مفید باشد.

خرما، شیر، ماست و روغن زیتون جامع بین غذا و دوا هستند. در مواردی انسان به غذایی میل دارد، ولی مظنون است که موجب مرض است. اخلال در نظم خوردن و هضم آن، و نیز اخلال در نظم خواب و دیگر کارها، موجب تاخیر تأثیر در آن‌هاست.

خوردن غذای شبهه‌ناک و نیز خوردن غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هرچند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم می‌کند و یا سبب سلب توفیق می‌شود.

اعتدال در غذا برای سلامت مزاج خیلی مفید است. اگر انسان همیشه به نان خوردن عادت داشته باشد بهتر است گاهی برنج بخورد، و اگر همیشه برنج می‌خورد بهتر است گاهی نان و یا آش بخورد و تنوع در غذا داشته باشد. شخصی دندانش درد می‌کرد، نزد طبیب رفت که آن را بکشد، طبیب گفت: اگر سردرد گرفتی سرت را هم می‌کشی؟! اعتدال معده، دندادن درد را هم برطرف می‌کند؛ و بالاخره آن‌ آقا دندانش را نکشید!

انسان می‌‌تواند با رعایت آداب شرعی و دستورهای دینی، از اطبا بی‌نیاز شود. آقایی به فرزندانش تذکر می‌داد: سفارشی در فلان دکتر نوشته‌ام و آن این است که هر روز صبح یک عدد سیب میل کنید، و کاری به دکترها نداشته باشید.

آقایی که نود الی صد سال سن داشت، می‌گفت: هر صبح یک سیب رنده می‌کنند و من می‌خورم و می‌توانم از جا بلند شوم، و در طول سال در خانه سیب نگه می‌داریم.

اگر تصمیم دارید که در مشهد در ایام زیارتی بیمار نشوید همواره از آبلیمو در وعده‌های غذایی‌تان استفاده کنید که خواص پیشگیری دارد.

تمام فساد و افساد و غلغله و سروصدایی که در روی زمین بوده و هست و خواهد بود، از همین مأکل و مشرب است؛ زیرا تکالیف، متوجه غضب و شهوت است و تناول غذا و نوشیدنی، موجب آنهاست.

علمای سابق که آن همه در علم و عمل موفق بودند و عمر با برکت داشتند و از انحراف فکری سالم بودند، در اثر خوردن غذای حلال و اجتناب از غذاهای شبهه‌ناک بوده است. بوده‌اند کسانی که اگر معصیت یا خلافی از آنها صادر می‌شد یا غذای ناپاکی می‌خوردند، متوجه می‌شدند و می‌گفتند: تاریک شدیم، حجابی حاصل شد.

از غذای خود از نظر کم و کیف، کم کنید و از خوردن غذاهای محرک بپرهیزید. در هوای آزاد ورزش کنید، خصوصاً شب‌ها و بین‌الطلوعین مقداری قدم بزنید.  و از فکر و نظر در ناظر مهیج خودداری نمایید و برای ازدواج به نحو آسان اقدام کنید و با توبه و تضرع به درگاه خداوند مهربان و توسل به امام عصر(عج) از خداوند بخواهید که شما را از گناه حفظ فرماید.

 
منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 2015
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 مرداد 1393
ابن عباس می‌گوید از پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله در حدیثی نقل شده است كه خداوند به او در شب معراج وحی كرد كه به حضرت علی علیه السلام سفارش كند و نسبت به امامان بعد از او که از فرزندانش هستند آگاهی داد تا آنجا كه فرمود: آخرین مرد از آنها، كسی است كه عیسی بن مریم علیهماالسلام پشت سرش نماز می‌خواند. زمین را پر از عدل و داد می‌كند؛ چنان كه از ستم فراگیر شده است... عرض كردم: خدای من و مولای من! آن (قیام مهدی) كی خواهد بود؟ خداوند به من وحی كرد، هرگاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی ظاهر شود؛ خواندن قرآن زیاد، ولی عمل به قرآن كم شود، و قتل و كشتار فراوان،... فقهاء و هدايت كنندگان واقعي كم شوند؛ علماي فاسق و خيانتكار زياد شوند،...جور و فساد زیاد شود، و منكر آشكار گردد، و  امت تو امر به منكر و نهي از معروف كنند،...



متن حدیث: 

عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِ اللّه‏ِ صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: فِي حَديثٍ اَنَّ اللّه‏َ اَوْحي اِلَيهِ لَيْلَةً اَسْري بِهِ اَنْ يُوصِيَ اِلي عَلِيِّ وَاَخْبَرَهُ بِالْأَئِمّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلي اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ يُصَلّي عِيسَي ابْنُ مَرْيَمَ خَلْفَهُ يَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَورا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهي وَسَيِّدي مَتي يَكُوُنُ ذاكَ؟ فَاَوْحَي اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَيَّ: يَكُوُنُ ذالِكَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَكَثُرَ القِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَكَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاء وَالْهادُونَ وَكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالةِ وَالْخَوْنَةِ... وَكَثُرَ الْجَورُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْكَرُ وَاَمَرَ اُمّتُكَ بِهِ وَنَهي عَنِ الْمَعْروُفِ...؛



«اثباة الهداه، ج7، ص390-کمال الدین ج1 »

:: بازدید از این مطلب : 1983
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 مرداد 1393

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله فرمودند: هر كس كارى او را اندوهگین و به خود مشغول كند و او با اخلاص براى خدا بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم بگوید و با قلبش به سوى او رو كند، یكى از این دو براى او خواهد بود: یا در دنیا به حاجتش مى‏‌رسد و یا حاجتش نزد پروردگار بوده و براى او ذخیره مى‌‏شود و آن براى مؤمنان ماندگارتر است.


متن حدیث:

مَن حَزَنَهُ أَمرٌ تَعاطاهُ فَقالَ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ و هو مُخلِصٌ لِلّهِ بِقَلبِهِ إلَیْهِ لَم یَنفَكَّ مِن إحدَى اثْنَتَینِ إمّا بُلُوغُ حاجَتِهِ فِى الدُّنیا و إمّا یَعدِلُهُ عِندَ رَبِّهِ و یَدَّخِرُ لَدَیهِ و أبقى لِلْمُؤمِنینَ


« التوحید؛ صفحه232»

:: بازدید از این مطلب : 1752
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 مرداد 1393
خبرگزاری فرانسه نوشت: محمد الخزاعی سخنگوی هلال احمر عراق اعلام کرد که گروه تروریستی داعش در تازه ترین جنایت خود بازاری را در استان نینوا برای فروش زنان مسیحی و ایزدی اختصاص داده است و این افراد را پس از ربودن و به اسارت گرفتن به عنوان کنیز می فروشد.

طی روزهای اخیر شبکه های اجتماعی تصاویر زنان در بند و زنجیر را به تصویر کشیده اند که در خیابان های عراق توسط تروریست های داعش فروخته می شوند.

در همین راستا وزارت امور زنان عراق در بیانیه ای از تمامی طرف های ذیربط در بغداد و اربیل و نیز جامعه جهانی خواست که برای مقابله با جنایات داعش در عراق و نجات زنان در این کشور فورا وارد عمل شوند.

 
منبع: مهر

:: بازدید از این مطلب : 1966
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 مرداد 1393

یکی از سفارشات دین مبین اسلام توجه  به مسئله تربیت کودکان است. حال چگونه می توان وجود خداوند متعال را برای کودکان اثبات کرد؟

اگر چشم انسان ضعیف است و قدرت دیدن هر چیزی را ندارد، این ایراد به چشم انسان وارد است؛ نه به چیزی که وجود دارد ولی دیده نمی شود. حال با توجه به این که چشم ما قدرت دیدن خداوند متعال را ندارد، می توان از راه های زیر برای شناساندن خداوند به کودک استفاده کرد. 

اگر کودک قادر به کشیدن نقاشی است، از او بخواهید شکل یک انسان را به صورت کامل بکشد. بعد از او بخواهید که عقل یا روح انسان را هم بکشد و به شما نشان دهد. در این حالت می بینید که او اقرار به وجود عقل دارد، ولی نمی تواند آن را نشان دهد.

یا از او بخواهید شعله های آتش را برای شما نقاشی کند. سپس به او بگویید که عکس گرمای حاصل از شعله های آتش را هم کشیده و به شما نشان دهد.

بنابراین، از این طریق کودک متوجه می شود که اشیاء زیادی در اطراف او هستند که وجود دارند، ولی قابل دیدن نیستند و از آثار آنها می توان پی به وجود آن ها برد. خداوند متعال هم اگر چه با چشم ما قابل مشاهده نمی باشد ولی از طریق آثارش می توانیم پی به وجود او ببریم.

همچنین می توان اسباب بازی های کودک را جلویش گذاشته و به او گفت اسباب بازی هایت خود به خود درست شده اند؛ که یقینا او باور نمی کند و می گوید که حتما آنها توسط کسی ساخته شده اند.

آن گاه می توان از این مثال نتیجه گرفت، همان گونه که انسان برای همه مصنوعات دست خودش که بسیار ضعیف و ناقص هستند خالق و آفریننده ای قائل است، این جهان نیز خالقی حکیم دارد که همان خداوند متعال است.


منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1793
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 مرداد 1393

همیشه دعواها و جنجال‌های علمی و غیر علمی بر سر آن است که بالاخره علائم ظهور، کدامش حتمی است؟ کدامش غیر حتمی؟ چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ زمان ما چقدر به آن زمان نزدیک است؟ و خلاصه، همه مشتاق‌اند جواب‌های آماده و بی‌ اما و اگر تحویل بگیرند.

حجت‌الاسلام جواد اسحاقیان از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت این گونه به این شبهه پاسخ می‌دهد:

اجازه بدهید این بار زیر باران حقایق برویم و چشم‌های غفلت را بشوییم. اگر موافقید، گوش‌های خود را هم کمی بشوییم و از «ندای آسمانی» شروع کنیم که گفته‌اند در شرق و غرب هم آن را می‌شنوند؛ خواب و بیدار، نشسته و ایستاده را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ندای جبرئیل، آغاز کننده آن است.(1) حالا فقط کمی فکر کنیم. آیا بارها و بارها ندای وحی از زبان جبرئیل بر انبیاء و سپس بر مردم نرسیده است و مردم هر زمان، از راه وحی و نبوت و اعجاز، دلایل حقانیت راه الهی را ندیده‌اند و لمس نکرده‌اند؟

ممکن است ندای آسمانی ظهور، در نوع ندا و اتفاقی که پس از آن می‌افتد، متفاوت باشد، اما در رسیدن پیام آسمانی و الهی و اتمام حجت، امر بی‌سابقه‌ای نیست. ندای شیطانی ـ که در برابر ندای آسمانی اتفاق می‌افتد و عده‌ای تمام حقایق را انکار می‌کنند ـ هم مسأله جدیدی نیست؛ چرا که همواره دروغگویان و مدعیان ارتباط با غیبت و ماوراء در لباس‌های سنتی و مدرن ظاهر شده و می‌شوند.

اگر موافقید به مسأله «خروج سفیانی» اشاره کنیم که در کشورهای اسلامی با ظاهر مردم فریب و ذکر «یا رب یا رب» در برابر حجت الهی خروج می‌کند و سرانجام، خود و سپاهش در سرزمین بیداء فرو می‌روند.(2)

«خسف بیداء» نشانه‌ای دیگر است. حالا واقعاً‌ بنگریم؛ آیا در طول تاریخ قارون‌ها، سامری‌ها و بلعم باعوراهایی نبوده‌اند که تحت پوشش ثروت، فناوری، علم و حتی اسم اعظمی که عاریه خدا نزد آن‌ها بود، کم‌کم مغرور شدند و خود را رقیب انبیاء و اولیای الهی دانستند و فتنه‌ها و آشوب‌های اجتماعی و سیاسی را راه انداختند، اما دست قدرت پروردگار سر انجام آن‌ها را با تمام شوکت و عظمتشان یا با معجزه و یا با مرگ خفت بار، در زمین فرو برد؟

چه خسف بیدایی عظیم‌تر از آنکه طاغوت‌ها و متجاوزان و فرعون‌های جدید و قدیم و منطقه‌ای و بین‌المللی ـ که همیشه نمونه‌هایی از آن‌ها را داریم ـ اکنون، اثری از هیبت و خانه عنکبوتی‌شان نیست و حتی منطق و آیین و روش آن‌ها محکوم و مردود ذهن اندیشمندان و تحلیل گران است؟ آری! آن خسف بیداء زمان ظهور، به حکومت جهانی نور منتهی می‌شود؛ اما در طول تاریخ نیز سفیانی‌ها بر زمین‌گرم انتقام الهی زده شده‌اند؛ در عمق زمین فراموشی دفن گشته‌اند و نورانیت حق و ادیان الهی بر آن‌ها غلبه کرده است.

حالا به سراغ «قتل نفس زکیه» برویم که آن هم از نشانه‌های حتمی ظهور خوانده شده است و طی آن، یکی از بهترین و پاک‌ترین افراد، مظلومانه و در مقدس‌ترین مکان‌ها کشته می‌شود و فاصله ریختن خون او تا ظهور حق و حقیقت، بسیار کم است.(3)

باز هم باید گفت درست است که آن نفس زکیه و آن ظهور، مسأله ویژه و منحصر به فردی است و در ابعاد خود، قابل قیاس با حوادث دیگر نیست، اما آیا بارها و بارها، انسان‌های پاک به جرم حق‌طلبی و خدا محوری در بهترین سرزمین‌ها به تیغ ظلم، گرفتار نشده‌اند و پس از آن، به حرمت و جوشش خون پاک آن‌ها حقایق آشکار نشده و قیام‌ها و نهضت‌ها بر پا نشده است؟ بهترین نمونه آن، شهادت سید و سالار شهیدان(ع) در سرزمین کربلاست که در فاصله کوتاهی پس از آن فاجعه خونبار، حقیقت در عرصه عالم ظهور کرد و از آن پس، تمام قیام‌ها و حتی قیام ظهور امام زمان(عج) در امتداد و به نام و یاد آن است.

همین عظمت و حقانیت و نورانیت است که عالمان و عارفان و شهدا و شاعران بزرگی را پرورانده و قلم آن‌ها را به جوشش واداشته و زبان و قلم آن‌ها همواره تزویرهای دجالان و تخت و تاج سفیانی‌ها را در هم شکسته و فرو ریخته است و تیزی قلم آن‌ها به اکتشاف معدن بی‌انتهای خون پاک شهدایی منجر شده است که در راه بصیرت و رفع فتنه‌ها، درخت حقیقت را آبیاری کرده‌اند.

فکر می‌کنم دیگر لازم نباشد به سراغ نشانه‌های غیرحتمی و حوادثی مثل «طلوع خورشید از مغرب»، «قیام خراسانی»، «دابة الارض»، «زلزله‌ها» و... برویم. چون هر چقدر هم که در بررسی اعتبار و صحت و تحلیل آن‌ها بحث کنیم ـ که در جای خود با ارزش است ـ باز هم ارزش آن کمتر از دانستن این مطلب است که نشانه‌های ظهور و رجعت و قیامت، نباید خوراک فیلم‌ها و نرم‌افزارها و هیجانات و احساسات زود گذر شود.

چنانکه در دستگاه‌ هالیوودی از نوع غربی، یا فرهنگ بودایی و هندویی از نوع شرقی شده است. حیف است نشانه‌های ظهور دستاویز فرصت‌طلبان و رفاه‌جویانی قرار گیرد که همه کارها و وظایف را به آن زمان حواله می‌دهند و واگذار می‌کنند؛ بلکه بر عکس، نشانه‌های ظهور می‌تواند آن ‌قدر ظرفیت والا و نورانیتی از خود نشان دهد که تمام عقبه تاریخی ما را روشن کند و علاوه بر آنکه آینده ما را هم تضمین می‌کند، قطب نمای امروز هم باشد.

بله! نشانه‌های ظهور، واقعاً نشانه خود ظهور است. اما نشانه‌ها و آیات الهی همیشه ظاهر است و حتی در دوران غیبت نیز نشانه‌های ظهور حق و نور خاموش نشدنی حجت‌های الهی، پوشیده نیست. خدا نکند که ما هم مثل بنی‌اسرائیل، فقط منتظر باشیم که موسای زمان با عصای اعجازانگیز خود برای ما از زمین و آسمان آب و غذا و رفاه ببارد و بیاورد و خود، یک تنه به فتح سرزمین‌های تحت ظلم برود و ما تنها بگوییم: «إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»!(4)

 

پی‌نوشت‌ها:
1- روایت امام باقر، الغیبة نعمانی، ص 235، ح13. البته بحث انواع ندای آسمانی و زمان‌های آن‌ها در جای خود بحث شده است، ولی در اینجا اجمالاً به بخشی از آن اشاره کرده‌ایم.
2- شیخ صدوق،‌کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص651؛ شیخ طوسی، الغیبة، ص449؛ نعمانی ‌الغیبة، ص 279، ح67؛ کلینی، الکافی، ج8، ص310، ح483.
3- شیخ صدوق، کمال الدین، ج1، ص330، ح16؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص445، ح440؛ کلینی، الکافی، ج8، ص310، ح435.
4-  اشاره به آیه قرآن که به ماجرای بنی اسرائیل اشاره دارد که برای فتح سرزمین اشغالی، گروهی از مردم به حضرت موسی گفتند: «تو و پروردگارت برو و بجنگ. ما اینجا نشسته‌ایم»!
منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1936
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 مرداد 1393

لغزش های مؤمنین را جستجو نکنید زیرا هر که لغزش های برادرش را جستجو کند، خداوند لغزش هایش را دنبال نماید و هر که خدا لغزش هایش را دنبال کند، رسوایش سازد گرچه در درون خانه‌اش باشد.

 

 

یکی از کارهای مذموم در فرهنگ قرآن عیب جویی است که نوع رو در روی آن لمز نام دارد و اگر پشت سر فرد انجام شود همز نام می گیرد.
از این رو است که خطاب به افراد عیب جو می فرماید: "وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ * الَّذی جَمَعَ مالاً وَعَدَدَّه" (همزه، 1 و 2)؛ وای بر هر عیب جوی مسخره کننده‌ای. همان کسی که مال فراوانی جمع آوری و شماره کرده (آنکه مشروع و نامشروع را حساب کند)"
در سخنی از ابن عباس در تفسیر این دو آیه آمده است: آنها کسانی هستند که سخن چینی می کنند، و میان دوستان جدایی می افکنند، و مردم را با عیوب توصیف می کنند. گویا ابن عباس این سخن را از حدیثی که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده استفاده کرده است، آنجا که فرمودند: "آیا شما را از شریرترین افراد خبر دهم؟" گفتند: آری ای رسول خدا! فرمودند: "آنها که بسیار سخن چینی می کنند، در میان دوستان جدایی می افکنند، و برای افراد پاک و بی گناه در جستجوی عیبند."
روایت شده است هنگامی که روز قیامت فرا می رسد، در آن روز رسول خدا (ص) از خدای سبحان درخواست می کند که به وقت حسابرسی خلایق، امت او را در حضور فرشتگان و پیامبران و امت های دیگر محاسبه نکند، تا عیب های امت مسلمان بر ایشان آشکار نشود بلکه به طریقی آنها را محاسبه کند که به جز خدای سبحان و پیغمبر او (ص) هیچ کس دیگر بر عیوب و گناهانشان آگاه نشود. 
وقتی که این درخواست از جانب پیامبر اکرم (ص) مطرح می شود، خداوند در پاسخ آن حضرت (ص) می فرماید: "ای حبیب من، من نسبت به بندگانم از تو مهربانترم، زیرا همچنانکه تو دوست نداری و مایل نیستی که عیب های ایشان نزد غیر تو آشکار شود، من هم دوست ندارم و روا نمی دارم که عیوب آنها حتی بر تو نیز آشکار گردد، به همین خاطر من خود به تنهایی آنان را محاسبه کرده به حسابشان رسیدگی می کنم به طوری که جز من کسی بر عیوب و لغزش های ایشان آگاه نشود."
امیرالمومنین (ع) می فرمایند: " از دیگری به خاطر کاری که خود نیز آن را انجام می دهی خرده مگیر و دیگری را برای گناهی که ارتکاب آن را به خودت اجازه می دهی، کیفر مده."
امام صادق (ع) نیز از رسول اعظم (ص) نقل می کنند: "لغزش های مؤمنین را جستجو نکنید زیرا هر که لغزش های برادرش را جستجو کند، خداوند لغزش هایش را دنبال نماید و هر که خدا لغزش هایش را دنبال کند، رسوایش سازد گرچه در درون خانه‌اش باشد." 
امام محمدباقر (ع) می فرمایند: "براستی که نزدیکترین چیزی که بنده را به کفر می کشاند این است که شخصی با دیگری اخوت دینی برقرار سازد و لغزش های وی را گردآوری نماید که روزی با آنها او را سرزنش کند."
همچنین، امام صادق (ع) فرموده اند: "هر کس درصدد عیب‏جویى برادر مؤمنش برآید، تا با آن روزى او را سرزنش کند، مشمول این آیه است: کسانى که دوست دارند، زشتى‏ها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا کند، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت خواهد بود و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید.

 

پی نوشت ها:
1- اصول کافی
2- میزان الحکمه
3- مستدرک الوسائل
4- وسائل الشیعه
منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1764
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 مرداد 1393

در واقع، باید گفت، شاكله و شخصیت معنوى و سلوك توحیدى استاد سعادت پرور(قدّس سرّه) به طور عمیقى تحت تأثیر سلوك توحیدى و نظام تربیتى و معرفتى حضرت علامه(قدّس سرّه) و بر مبناى قرآن و سنت شكل گرفته است.

عالم ربّانى و عارف زاهد، حضرت آیت الله حاج شیخ على سعادت پرور (پهلوانى تهرانى) (قدّس سرّه)، در سال 1305ش مصادف با سالروز میلاد مولى الموحدین، امیر المؤمنین(علیه السلام) (1346ق)، در خانواده ‏اى متدیّن متولد شدند.

 با توجه به نامناسب بودن فضاى تربیتى و اخلاقى مدارس جدید التأسیس آن زمان تهران، ایشان به مسجد امین الدوله رفته، خدمت مرحوم آقا میرزا ابوالقاسم مكتب دار، به فراگیرى كتب رایج آن دوران، همچون: فرائد الأدب، گلستان سعدى و... پرداختند. همچنین در همین مسجد، قرائت و تجوید قرآن و مقدارى از علم هندسه را فراگرفتند. افزون بر موارد یادشده، ادبیات عرب و كتابهاى: معالم، قوانین و لمعه را در محضر مرحوم آیت الله حاج شیخ على اكبر برهان(قدّس سرّه) آموختند.

 ایشان در نوجوانى با عالم اخلاقى، مرحوم حاج شیخ محمدحسین زاهد(قدّس سرّه) ارتباط برقرار كرده، به حلقه دروس اخلاقى این عالم وارسته پیوستند و از همراهى ایشان بهره هاى اخلاقى و معنوى بسیارى بردند.

شور و اشتیاق زیارت عتبات عالیات، قلب مشتاق ایشان را بى تاب كرده بود؛ تا جایى كه همواره با تضرع و توسل، از خداوند درخواستِ توفیقِ زیارت مى نمودند.

 خداوند (تبارك و تعالى) به این درخواست درونى و اشتیاق قلبى پاسخ گفت و به این ترتیب، ایشان و حدود بیست نفر از طلاب و دوستان به همراه آیت الله برهان (قدّس سرّه) كه توفیق زیارت آل الله(علیهم السلام) را پیدا كرده بودند، راهى دیار محبوب گشتند.

مرحوم آیت الله سعادت پرور(قدّس سرّه) مدتى پس از بازگشت از این سفر معنوى، براى ادامه تحصیل و تهذیب به قم مهاجرت نمودند و در دروس اساتید بزرگى همچون: حضرت امام خمینى(قدّس سرّه)، آیت الله العظمى بروجردى(قدّس سرّه)، آیت الله العظمى نجفى مرعشى(قدّس سرّه)، آیت الله شهید صدوقى(قدّس سرّه) و آیت الله سلطانى(قدّس سرّه) شركت كرده، مراتب علمى خود را به كمال رساندند.

نقطه عطف و سرنوشت ساز معنوى و روحانى ایشان، در آشنایى و ارتباط با عارف كامل و جامع منقول، معقول و مشهود، حضرت علامه طباطبایى(قدّس سرّه) بود. پس از آشنایى و ارتباط با مرحوم علامه(قدّس سرّه)، آمال و آرزوهاى دیرینه معنوى وتوحیدى خود را در این شخصیت كم نظیر دیدند. شوق و اشتیاق و جدّیت ایشان باعث شد، علامه طباطبایى(قدّس سرّه)، بالاخره ایشان را به شاگردى معنوى و روحانى بپذیرند. بدین ترتیب، نفس زكیّه، جان شیفته و قلب طاهر آیت الله پهلوانى تهرانى(قدّس سرّه) تقدیم به این عالم ربّانى، پیر معنوى و مرشد روحانى شد تا جایى كه نفَس كیمیاگر حضرت علامه(قدّس سرّه)، پله به پله این شاگرد مستعد را به منازل توحیدى رهنمون گشته، باعث شد قله‏هایى از معارف حقّه اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) را فتح كند.

 در واقع، باید گفت، شاكله و شخصیت معنوى و سلوك توحیدى استاد سعادت پرور(قدّس سرّه) به طور عمیقى تحت تأثیر سلوك توحیدى و نظام تربیتى و معرفتى حضرت علامه(قدّس سرّه) و بر مبناى قرآن و سنت شكل گرفته است. آیت الله پهلوانى تهرانى(قدّس سرّه) بعد از سالیان طولانى تهذیب نفس و اشتغال به ریاضتهاى علمى و عملى، و استفاده از محضر حضرت علامه(قدّس سرّه)، خود از مشعل داران مكتب تربیتى و تهذیبى این سلسله جلیله شد؛ سلسله‏اى كه در نهایت به مرحوم، عارف كامل و جامع علم و عمل و شهود، مرحوم آخوند ملا حسینقلى همدانى(قدّس سرّه) منتهى گشته، بزرگانى چون حضرات آیات: آقا میرزا جواد ملكى، آقا شیخ محمد بهارى، آقا سید احمد كربلایى، آقا سید على قاضى(رضوان الله تعالى علیهم)، كه با تفقّه و تعمّق جامع در معارف اهل بیت(علیهم السلام) توانستند یك جریان توحیدى و هدایتى بسیار عمیق را در حوزه‏هاى علمیه نجف و قم به یادگار بگذارند؛ به طورى كه هر یك، از درخشان ترین و نام آورترین افراد این سلسله جلیله توحیدى و تهذیبى مى باشند.

دستگیری و تربیت شاگردان سلوكی

حضرت آیت الله سعادت پرور(قدّس سرّه)، از جمله عالمان وارسته و بزرگى بود كه با اشتیاق، همّت و استقامت والا، گام در طریق روحانى و سفر معنوى نهاده و در منزل توحید، تمكّن پیدا كرده بود.

 استاد پهلوانى تهرانى(قدّس سرّه) توجه خاصى به تهذیب نفس و مسائل سیر و سلوكى طلاب داشت و عمر شریف خود را وقف این مسئولیت الهى كرده بود. ایشان در این راه كه راه انبیا و اولیا است، از هیچ تلاش و كوششى فروگذار نمى كرد.

 همّت والاى این عالم وارسته تا جایى بود كه حتى در روزهاى كهولت و بیمارى نیز به هیچ وجه، ارتباط سلوكى، درس و جلسات معنوى و روحانى خود را تعطیل نكرد و تا آخرین روزهاى عمر شریفش با شور و اشتیاق و تعهد الهى، و با مهر و محبت وصف ناشدنى، به تربیت شاگردان خود ادامه داد.

نظام تربیتی

شایان ذكر است كه نظام تربیتى ایشان بنا به پیروى از اساتید بزرگوارشان، تنها در مسائل اخلاقى رایج نبود، بلكه همان گونه كه اشاره شد، روش تربیتى ایشان به واسطه مرحوم علامه طباطبایى (قدّس سرّه)، در نهایت، به مكتب تربیتى وتوحیدى مرحوم آخوند ملا حسینقلى همدانى(قدّس سرّه) كه توحید شهودى و عینى را مدّ نظر داشتند، مى رسد.

 البته این مطالب مهم احتیاج به بسط و بیان كافى در محل دیگرى دارد. آشنایان این گونه مطالب و اسلام شناسان واقعى، باید حدود و ثغور، مبانى و اساس علمى و عملى این مسلك حق و این روش نورانى را در حدّ ممكن براى شیفتگان و علاقه مندان به سیر و سلوك معنوى، به ویژه جوانان مستعد تبیین كنند تا دكان داران و شیطان صفتان اجازه جَوَلان پیدا نكنند.

 در جلسات خصوصى حضرت استاد سعادت پرور(قدّس سرّه)، به طور غالب، شرح و تفسیر احادیث و ادعیه اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) بر مبناى كتابهایى، مثل: بحار الأنوار و اقبال الأعمال، همچنین شرح غزلیات دیوان لسان الغیب، حضرت خواجه حافظ شیرازى(قدّس سرّه) و كلمات اهل معرفت خوانده مى شد، و به مناسبت توسط ایشان مورد شرح و تفسیر قرار مى گرفت.

 در این جلسات نورانى چنان فضایى از عطر معنویت و طهارت ایجاد مى شد كه شركت كنندگان را، از مُلك به ملكوت و از فرش به عرش برده، غبار غفلت را از قلب آنها مى زدود.

 آیت الله پهلوانى تهرانى(قدّس سرّه)، افزون بر تربیت و تهذیب نفوس مستعد، آثار گرانبها و نفیسى را در حوزه معارف عرشى و توحیدى از خود به یادگار گذاشتند كه البته بعضى از آنها به چاپ رسیده است. امیدواریم آثار دیگر ایشان نیز در آینده نزدیك، در دست دوستداران و علاقه مندان به سیر و سلوك و معارف توحیدى قرار گرفته، جان‏ شیفتگان و مشتاقان لقاى حضرت دوست از شراب طهور آنها سیراب گردد.

 گفتنى است، از جمله ارزشمندترین خدمات استاد سعادت پرور(قدّس سرّه) این بود كه با تألیفات ارزشمند خود بخش قابل توجهى از «افادات علمى و سرمایه هاى معنوى و روحانى» و «آموزه هاى عرفانى، تربیتى و سلوكى» استاد خود، علامه طباطبایى(قدّس سرّه) را حفظ كرده و زنده نگه داشتند؛ اهمیت و ارزش كار ایشان آنگاه بیشتر روشن مى شود كه بدانیم، افادات و آموزه هاى حضرت علامه(قدّس سرّه) از جمله میراث معنوى شفاهى شیعه به شمار مى آید.

 در پایان، لازم به یادآورى است، اگرچه حضرت آیت الله پهلوانى تهرانى(قدّس سرّه) به معناى مصطلح امروز، فردى سیاسى نبود و به كارهاى سیاسى و اجرایى اشتغال نداشت، امّا اوّلاً، استحكام و بقاى نظام مقدس جمهورى اسلامى را در استحكام و تثبیت پایه هاى علمى و عملى حوزه هاى علمیه مى دانست و در این راه، از هیچ كوششى فروگذار نمى كرد.

 ثانیاً، ایشان مراتب ارادت و اخلاص و علاقه به استاد و مُراد خود، یعنى حضرت امام خمینى(قدّس سرّه) را همواره یادآورمى شدند و همچنین بعد از رحلت حضرت امام(قدّس سرّه)، ارادت و ارتباط ایشان با مقام معظم رهبرى، حضرت آیت الله خامنه‏اى(مدّ ظلّه العالى) برقرار بود و همواره به پشتیبانى و پیروى از ایشان توصیه و سفارش مى نمودند و مخالفت، بى تفاوتى و تضعیف نظام و رهبرى را به هیچ وجه تحمل نكرده، در مقابل آن سكوت نمى نمودند.

 پرواز به ملكوت

مرحوم آیت الله سعادت پرور(قدّس سرّه) پس از سالیان دراز توجه تام به ذات اقدس الهى، ریاضت علمى و عملى، سحرخیزى و گریه هاى عارفانه، طهارت نفس و زهد، سوز و گداز عاشقانه و همت گماشتن به تألیف و تربیت نفوس، در موعد قرار با محبوب و معشوق ازلى، یعنى سحرگاه پنجشنبه 12 شوال 1425 مطابق با 5 آذر 1383، نداى حق تعالى را لبیك گفت و آنگاه مرغ ملكوتى جانش، مسندنشین صدره طوبى گشته، با اولیاى الهى همنشین شد؛ «سَلامٌ عَلیه یَوم وُلدَ وَیَومَ یَموت وَیَوم یُبعث حیّا».

 پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقاى حاج شیخ حسن آقاى پهلوانى تهرانى (دامت بركاته) با تأسف و تأثر، خبر رحلت برادر بزرگوارتان عالم عامل و عارف پارسا و پرهیزكار مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ على آقا پهلوانى تهرانى را دریافت كردم. آن بزرگوار، عمر طیّب و طاهر و همراه با تلاش مباركى را، در تعلیم و ترویج معارف الهى و توحیدى گذراندند، و نمونه اى از صفا و اخلاص بودند. امید است، لطف و فضلِ الهى، و مغفرت و رحمتى كه به بندگان صالح خود وعده فرموده است، شامل حال این بنده پاك و بى آلایش باشد. اینجانب به جنابعالى و خانواده محترم و مكرم ایشان صمیمانه تسلیت عرض مى كنم.

والسلام علیكم ورحمة الله‏ سید على خامنه‏ اى‏1383/09/07

معرفى آثار مكتوب حضرت آیت الله حاج شیخ على سعادت پرور(قدّس سرّه)

حضرت آیت الله حاج شیخ على سعادت پرور(قدّس سرّه) داراى آثار گوناگونى مى باشند، كه به معرفى آنها پرداخته مى شود:

1. جمال آفتاب و آفتاب هر نظر

این اثر گرانسنگ كه دربردارنده شرح غزلیات حضرت خواجه حافظ(قدّس سرّه) مى باشد، با نگاه به «آیات، روایات و ادعیه» و «تجربیّات و حالات سلوكى مؤلف» و «اقتباس از جلسات مرحوم علامه(قدّس سرّه)» تألیف شده است.

2. راز دل

این كتاب ارزشمند، تقریر بیانات و تفسیر علامه طباطبایى (قدّس سرّه) بر كتاب «گلشن رازِ» عارف محقق، شیخ محمود شبسترى (قدّس سرّه) مى باشد كه در جلسات خصوصى عرفانى و اخلاقى حضرت علامه (قدّس سرّه) ایراد شده است.

3. پاسداران حریم عشق (كلمات عرفا)

این اثر كه طرح نخستین تألیف و جمع آورى آن در محضر مرحوم علامه(قدّس سرّه) و با راهنماییهاى ایشان انجام شده است، مجموعه اى ارزشمند در 10 جلد، شامل سخنان تربیتى و توحیدى اهل معرفت و عارفان سترگ جهان اسلام (از صدر اسلام تا زمان معاصر) مى باشد.

4. نور هدایت

این اثر زیبا و بدیع، شرح بخشهایى مهم از ادعیه، مناجات و زیاراتى مى باشد كه سید اهل مراقبه، حضرت سید بن طاووس (قدّس سرّه)، با عنوان كتاب «إقبال الأعمال» نگاشته است. این اثر گرانسنگ استاد نیز مانند دیگر آثار معظمٌ له، حاوى مسائل دقیق و عمیق توحیدى و تربیتى، و سیر و سلوك عملى مى باشد.

5. سرّ الإسراء

این كتاب نفیس و كم نظیر، شرح حدیث معراج پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى باشد. مؤلف دانشمند آن، در این شرح نفیس، حجم بالایى از معارف توحیدى و مسائل سلوكى، تربیتى و اخلاقى را با بیاناتى عالمانه و مستند به كتاب و روایات اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) گنجانده است. اصل این كتاب، به زبان عربى است كه خوشبختانه توسط حضرت حجت الاسلام والمسلمین، آقاى سید محمدجواد وزیرى(زید عزّه) به فارسى ترجمه شده است.

6. جلوه نور

این اثر در شناخت منزلت و مقام نورانى حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) مى باشد. در این كتاب، گوشه‏اى از مقامات معنوى و روحانى آن حضرت ترسیم شده است.

7. فروغ شهادت

این اثر، پژوهشى بدیع و تحقیقى لطیف در باره آثار هدایتى و توحیدى نهضت جاودان حضرت سید الشهداء، امام حسین(علیه السلام) مى باشد.

8. الشموس المضیئة فى الغیبة والظهور والرجعة

این كتاب كه به زبان عربى نگاشته شده است، در باره حضرت بقیة الله الأعظم امام عصر(عجل الله تعالى فرجه الشریف) مى باشد. در این اثر، مسائل گوناگون مربوط به آن حضرت، وقایع و حوادث دوره هاى مختلف غیبت و ظهور، مسئله رجعت و... مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.

9. ثمرات حیات

مباحث عرشى، نفیس و متنوع این كتاب، گوشه اى دیگر از شخصیت علمى و عرفانى، و عمق و جامعیت مرحوم علامه طباطبایى(قدّس سرّه) در علوم مختلف اسلامى را نمایان مى كند كه شاید در دیگر آثار ایشان مشهود نباشد. مؤلف محترم آن، به نیكویى، اسم كتاب را «ثمرات حیات» نامیده است. 

این كتاب ارزشمند و بى نظیر، حاصل پرسش و پاسخهایى است كه مرحوم علامه طباطبایى(قدّس سرّه) در جلسات خصوصى با بعضى اصحاب معرفتى و یا سلوكى خود داشته اند. محور این جلسات و بیشتر پرسشها و درخواستها، از سوى استاد سعادت پرور(قدّس سرّه) بوده است. به هرحال، این جلسات مبارك و پربار، سالیان دراز ادامه داشته، و پرسشها و پاسخهاى عرفانى، اخلاقى و توحیدى نفیس و ارزشمند این جلسات، به دقت توسط آیت الله پهلوانى تهرانى(قدّس سرّه) جمع آورى، تنظیم و تبویب شده است. این مجموعه معارف اسلامى، به حق، در نوع خود كم نظیر و بسیار ارزشمند مى باشد. امید كه هر چه زودتر با چاپى نفیس در اختیار علاقه مندان و مشتاقان عرفان ناب محمّدى(صلى الله علیه وآله) قرار بگیرد.

10. پندنامه سعادت‏

رساله اى است كه اینك به دوستداران تهذیب نفس و اهل مراقبه تقدیم مى گردد. همان طور كه از سیاق پندنامه سعادت برمى آید، جملگى آنان، برگرفته از كتاب آسمانى قرآن و كلمات هادیان دین، یعنى اهل بیت عصمت(علیهم السلام) مى باشد. این وصایا، افزون بر استناد به كتاب و عترت، حاصل تجربه هاى سلوكى و تهذیبى این پهلوان توحید و زهد به شمار مى رود.

11. رسائل عرفانى‏

این مجموعه نفیس، در بردارنده یازده رساله عرفانى است كه عموماً به قلم حضرت آیت الله سعادت پرور (پهلوانى تهرانى) نگارش یافته و برخى نیز به وسیله آن بزرگوار تحقیق و تصحیح شده و به پانوشتهاى محققانه ایشان و حضرت علامه طباطبایى(قدّس سرّه) آراسته گردیده است. این رساله‏ها عبارت اند از:

رساله سیر و سلوك منسوب به بحر العلوم، رساله نور و وحدت، فرموده هاى حضرت آیت الله بهجت، رساله وصایا، نامه ها، شرح حال آیت الله قاضى، دستور العمل آیت الله میرزا جوادآقا ملكى تبریزى به آیت الله محمدحسین اصفهانى كمپانى، گزیده دیوان ابن فارض، منطق الطیر به ضمیمه داستان شیخ صنعان و تحفه عارفه.

 

 منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2661
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 13 مرداد 1393

در تعالیم ارزشمند بزرگان دینی سعایت و بدگویی از دیگران و تخریب چهره آنها برای مردم از بزرگترین گناهان و باعث عذاب قبر، پرورش کینه ها، زیاد شدن دشمنی ها و زیان در دنیا و آخرت شمرده شده و به شدت از آن نهی شده است. در حدیثی به نقل پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود: بدترین مردم، شخص «مثلِّث» است. عرض شد : اى رسول خدا! مثلّث یعنى چه؟ فرمود: کسى که از برادر خود نزد سلطان بدگویی کردن و بدگویى کند و در نتیجه، هم خودش را به هلاکت افکند، هم برادرش را و هم آن سلطان را.(1)

از بدگویی همدیگر بپرهیزید!
امام رضا علیه السلام ضمن توصیه هایی اخلاقی به عبدالعظیم حسنی می فرماید: ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو شیطان را به دلهای خویش راه ندهند، درگفتار خویش راستگو باشند و امانت را ادا کنند، از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند ، به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است. آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند ، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد ، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.(2)
و در ادامه می فرماید: به ایشان بگو :همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و ازخطای گنهکارانشان درگذشته است ، مگرکسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده ، یا کینه آنها را با دل بگیرد . بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد ، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند ، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه ، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ماخارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد « و اعوذبک من ذلک »(3)

مؤمن، برادر مؤمن است
حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) نقل مى‏کند که امام صادق (ع) فرمود: ان الله یبغض البیت اللحم؛ خداوند خانه‏اى را که در آن گوشت وجود دارد، دشمن مى‏دارد. به امام عرض کردند که ما گوشت را دوست داریم و خانه هایمان از آن خالى نیست. حضرت فرمود: انما البیت اللحم البیت الذى تؤکل فیه لحوم الناس بالغیبه. خانه گوشت، خانه‏اى است که در آن گوشت مردم با غیبت، خورده مى‏شود.
امام رضا علیه السلام همچنین می فرماید: ألمؤمن أخ المؤمن لأبیه و لامه ملعون ملعون من اتهم اخاه، ملعون ملعون من غش أخاه ملعون ملعون من لم ینصح أخاه ملعون ملعون من احتجب أخاه ملعون ملعون من اغتاب أخاه ؛ مؤمن برادر مؤمن، برادر پدری و مادری اوست، آن کس که به برادرش تهمت زند ملعون و از رحمت الهی بدور است . آن کس که به برادرش خیانت کند و دروغ بگوید ملعون است، آن کس که از نصحیت کردن برادرش خودداری کند ملعون است، آن کس که از برادرش رو پنهان کند ملعون است و آن کس که بدگویی برادر خود را کند ملعون است. 

عاقبت بدگویی از اهل بیت(ع)
حمید بن مهران از کسانی بود که نزد مأمون از حضرت رضا علیه السلام بدگویی می‌کرد و امام را ساحر و فرزند ساحر می خواند و به او جسارت فراوان می‌نمود. او روزی از مأمون خواست جلسه ای ترتیب دهد تا با امام به مجادله بپردازد و قدر و شأن او را پایین آورد. 
مأمون گفت:«هیچ چیزی برای من محبوب‌تر از این نیست که بتوانی عظمت مقام علی بن موسی را در نظر مردم بشکنی.» 
بنابراین مجلسی بزرگ تشکیل داد و کارگزاران و قضات و بزرگان شهر را جمع نمود و از حضرت رضا علیه السلام خواست در آن مجلس حاضر شود. مجلس تشکیل شد و امام تشریف آورد. 
حمید بن مهران رو به امام کرد و در کمال بی ادبی و جسارت گفت:« مردم چه حکایت‌ها از شما تعریف می‌کنند و چه نسبت‌ها به شما می‌دهند که خود شما آنها را قبول ندارید. مثلاً می‌گویند به دعای شما باران آمده! باران که هر سال می‌آید. چرا مردم آن را یکی از معجزات شما می‌شمرند و خیال می‌کنند شما در دنیا نظیری ندارید! امیرالمؤمنین مأمون است که مثل و نظیر ندارد و شما را این گونه احترام می‌کند!» 
حضرت رضا علیه السلام در کمال ادب و آرامش فرمود:«من مردم را منع نمی کنم که نعمت‌هایی را که خداوند به من داده بازگو کنند. گر چه من با این نعمت‌ها فخرفروشی نمی‌کنم. اما اینکه گفتی مأمون به من احترام می‌گذارد، این همانند احترام پادشاه مصر نسبت به حضرت یوسف است، و حال آن دو هم روشن است...» 
حمید بن مهران غضبناک شد و گفت:« ای فرزند موسی بن جعفر! تو از حد خودت تجاوز کرده ای و سخنان بیهوده می‌گویی. باریدن بارانی را که وقتش مقدر و معلوم است و عقب و جلو نمی افتد به خود نسبت می‌دهی و به آن فخر می‌کنی؟! گویا معجزه ابراهیم خلیل آورده ای که پرندگان را زنده کرد و آنها پرواز کردند! اگر راست می گویی این دو شیر روی پرده را زنده کن تا مرا بدرند. و الّا دعا کردن و باران آمدن که معجزه نیست!» 
امام رضا علیه السلام به غضب آمد که غضب او غضب خداوند است و با صدای بلند بر آن دو شیر فریاد زد که:« این فاجر و تبهکار را بدرید!» ناگهان نقش‌های آن دو شیر بر روی پرده جان گرفتند و جهیدند و آن ملعون را گرفتند و بلافاصله دریدند و خوردند و کوچکترین اثری از او باقی نگذاشتند. 
سپس امام فرمود:«اکنون به جای خود بازگردید.» شیران رفتند و دوباره نقش روی پرده شدند. مأمون که از این صحنه به شدت ترسیده بود، گفت:« الحمد لله که خداوند ما را از شر حمید بن مهران نجات داد.» سپس گفت:«یا ابن رسول الله! خلافت متعلق به جد شما رسول الله است و بعد از او شما سزاوار آن هستید. اگر می‌خواهید، من اکنون خلافت را به شما واگذار کنم.» 
امام فرمود:«من اگر خلافت را می خواستم، به تو مهلت نمی‌دادم. ولی خداوند به من امر فرموده که تو را به حال خود رها کنم.» (4)

 

پی نوشت ها:
1. میزان الحکمه حدیث شماره 20729
2. الاختصاص، ص247
3. بحارالانوار،ج 71، ص 230
4. بحارالانوار، ج 49، ص 183. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 167-172.

 منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1861
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران