میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 272
:: باردید دیروز : 179
:: بازدید هفته : 2575
:: بازدید ماه : 8489
:: بازدید سال : 14691
:: بازدید کلی : 14691
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

بر اساس آیه 8 سوره منافقون « ولله العزه و لرسوله و للمومنین » عزّت مخصوص خداوند و پیامبرش و مؤمنین است و از این رو در سر تا سر زندگی اولیاء حق و بندگان صالح و مؤمنین هیچ عملی که کمترین شائبه « ذلت » در آن باشد، دیده نمی شود.

یکی از ویژگیهای مهم حضرت زین العابدین علیه السلام نیز عزّت نفس و دوری از هر عملی بود که شائبه «ذلّت» در برابر دیگران داشته باشد.

ابو حمزه ثمالی از امام چهارم نقل می کند که فرمود:« حاضر نیستم در مقابل ذلّت نفس، گران‌ترین شترهای سرخ مو را نیز در اختیار داشته باشم.»

امام سجاد در هنگام اسارت در چنگال امویان در کربلا و کوفه و کاخ عبیدالله و سفر شام و نزد یزید با پاسخ های کوبنده به آنان و سرفرونیاوردن در برابرشان، اوج عزت نفس انسانی را از خود نشان داده است.


پی نوشت ها:

بحارالانوار، ج 46، ص 100، حدیث 23

کشف الغمه    ج 45، ص 115 الی 117 و ص 167

 منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2389
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

آیت‌الله العظمی حاج سیدحسین بروجردی از محضر آخوند خراسانی، علامه یزدی، آقا شریعت اصفهانی کسب فیض کرد و در علوم عقلی و نقلی به اجتهاد دست یافت و خود در ردیف بزرگترین اساتید زمان قرار گرفت، در زمان مرجعیت این بزرگ مرد، ایران با دسیسه‌های داخلی و خارجی مختلفی روبرو بود که ایشان توانست حوزه علمیه مسلمین را هدایت کند. آیت‌الله بروجردی در سن 90 سالگی در سیزدهم شوال 1380 هجری قمری رحلت کرد و در مسجد اعظم قم به خاک سپرده شد.

در ادامه به برخی از زوایای سبک زندگی آیت‌الله سیدحسین بروجردی اشاره می‌شود:

*بیرونی آقا

با توجه به موقعیت علمی و اجتماعی حضرت آیت‌الله بروجردی و آمد و رفت بزرگان و عامه مردم ایشان هیچ‌گاه دستور نمی‌داد، چای که تنها وسیله پذیرایی بود بیاورند، اما در اندرونی دستور می‌فرمود، زیرا که مخارج اندرون از پول شخصی‌اش بود نه از بیت‌المال.

*افطاری و کیسه حنایی رنگ

پول‌های شخصی‌اش را داخل کیسه حنایی که همراه داشت، می‌گذاشت و به این صورت از پول‌‌های بیت‌المال جدا می‌کرد، حاج احمد (خادم ایشان) نقل می‌کرد: دو ساعت به غروب ماه رمضان بود و آقا مشغول وضو گرفتن، به من فرمود: حاج احمد، برای افطار چه چیزی تهیه کرده‌ای؟ جواب دادم: از 14 تومان، 25 قران باقی مانده است.

فرمود: به همان نسبت، برای افطار چیزی تهیه کنید.

عرض کردم: اجازه می‌دهید گوشت تهیه کنم؟

فرمود: فردا که می‌آید، حساب جداگانه‌ای دارد، برای امروز به اندازه 25 ریال چیزی بخر! برای تهیه افطار رفتم، طولی نکشید که صدای آقا بلند شد، وقتی خدمتش رفتم فرمود: حاج احمد بوی کباب می‌آید، شما تهیه کرده‌اید؟

پاسخ دادم. خیر.

فرمود: تحقیق کنید.

گفتم: از خانه همسایه است

دستور داد تا (برای افطار) کاله ‌وش درست کنیم.

آیت‌الله بروجردی هرگز از سهم مبارک امام استفاده نکرد و از درآمد املاکی که داشت، روزگارش را می‌گذراند.

*بوی کبابی که آیت‌الله بروجردی را ناراحت کرد

نوع لباس‌هایش متوسط بود و غذایش به قدری ساده بود که کارکنان درب منزل که اغلب اوقات هم‌سفره حضرت آیت‌الله بودند، حاضر نمی‌شدند از آن غذا بخورند، هر گاه اهل منزل می‌گفتند: برای شما غذای بهتر و مقوی‌تری تهیه کنیم، می‌فرمود: کسی که در بیرونی منزل و پشت خانه‌اش حدود 100 نفر فقیر نشسته‌اند، چگونه غذای لذیذ بخورد؟!

روزی بوی کباب به مشامش رسید، از شدت ناراحتی در حیاط قدم می‌زدند، اما کسی دلیل ناراحتی‌اش را نمی‌دانست، تا اینکه یکی از نزدیکان علت ناراحتی را سؤال کرد، آیت‌الله بروجردی با کمال تأثر فرمود: «اگر در منزل من کباب طبخ شود و بوی آن به مشام فقرایی که در امر معاش خود معطل هستند، برسد، بر آنها چه می‌گذرد؟!

خدمتکار خانه به حضور ایشان آمد و گفت: در خانه کباب نپخته‌ام و این بو از خانه همسایه است.

*واکنش آیت‌الله بروجردی به دو جعبه انار!

هر ماه نزدیک به یک میلیون تومان به دست ایشان تقسیم می‌شد، اما خود همیشه مقید بود از سهم سادات و سهم امام(ع) مصرف نکند، نویسنده «منهاج الدموع» می‌نویسد: سالی از ساوه دو جعبه انار از بابت سهم حضور ایشان آوردم، قبول نفرمودند و پس از اصرار که برگرداندن آن مناسب نیست، فرمودند: من آن‌ها را می‌خرم و وجه آن را از سهم می‌گذارم که به مصرف طلاب برسد و پس از رحلتشان که خواستند به وجوه موجودی نزد ایشان رسیدگی کنند، دیدند مرحوم آیت‌الله بروجردی کیسه‌های گوناگون تهیه کرده‌اند و روی هر یک نوشته شده پول این کیسه متعلق به فلان جهت است که مبادا وجهی به غیر مورد خود مصرف شود.

برای شهریه طلاب و امور خیریه دیگر 150 هزار تومان بدهکار بودند و وصیت کرده بودند که وجوه دست گردانی که گرفته نشده، مربوط به مرجع بعد از من است، نه اینکه ورثه من به آن حقی داشته باشند، وی تا آنجا در سهم مبارک امام (ع) احتیاط می‌کردند که در زمان طولانی مرجعیت خانه مسکونی تهیه نکردند.

*غذای آیت‌الله بروجردی

یکی از نزدیکان آیت‌الله بروجردی می‌گفتند: هرگز غذای خصوصی برای ایشان تهیه نمی‌شد و امر می‌فرمود برای تمام اهل منزل و خدمتکاران یک نوع غذا ترتیب دهند، خدمتکارانش بر سر همان سفره‌ای که ایشان غذا تناول می‌کردند، می‌نشستند.

*معیشت آیت‌الله بروجردی

با اینکه اموال پدری بسیاری داشت، هیچ گاه تغییری در برنامه زندگی و خوراک و پوشاک پیدا نشد، لباس‌هایش همه وطنی و ساده و غذایش اغلب از سبزیجات و لبنیات بود.

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2208
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393
عبدالوهاب فراتی عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به پرسش نقش تاریخی آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم اظهار داشت:‌ آیت‌الله بروجردی در بازسازی حوزه علمیه قم نقش برجسته‌ای داشته است.

وی افزود: برای بررسی نقش آیت‌الله بروجردی در تحول حوزه علمیه قم باید تحولات قبل از مرجعیت ایشان بررسی شود.

فراتی با اشاره به تاریخچه تاسیس و رونق مجدد حوزه علمیه قم در سال 1300 هجری خورشیدی در زمان آیت‌الله شیخ عبد‌الکریم حائری یزدی تاکید کرد: اما در نتیجه سیاست ضد دینی رضا خان طلاب‌ها جذب سایر نهادها شده‌اند و حوزه علمیه خالی از طلاب جوان شد.

فراتی گفت: بر اساس سیاست ضد دینی رضاخان بسیاری از طلاب از حوزه علمیه خارج شدند و جذب وزارت عدلیه شدند بنابراین حوزه در این سال‌ها به شدت تضعیف شد و هیچ تعاملی با مسائل آنروز زندگی ایرانیان نداشت در واقع یک حوزه نیمه جانی از آن سال‌ها باقی ماند و حتی بعد از رحلت آقای حائری و مرجعیت ثلاثه حوزه نتوانست از رکورد خارج شود.

وی ادامه داد: تا اینکه حوزه به زعامت آیت‌الله بروجردی رسید. آیت‌الله بروجردی توانست نقش تاریخی و مدنی حوزه علمیه را برگرداند و به این ترتیب حوزه علمیه که در حال تضعیف بود دوباره احیا شد.

وی افزود: حاج مهدی سراج و محمدعلی دهکردی از فعالان فرهنگی آن دوره که از نزدیک تحولات حوزه علمیه را در دوره آیت‌الله بروجردی مشاهده کردند تاکید داشتند که با تلاش آیت‌الله بروجردی شاهد نسلی از طلاب جوان هستیم که به نوعی روشن فکری حوزوی نامگذاری می‌شوند.

فراتی ادامه داد: آیت‌الله بروجردی اقتدار علمی را به حوزه علمیه برگرداند. در ضمن اینکه از حمایت اقوام لر و بختیاری برخوردار بود و چنان حوزه علمیه را به اقتدار رساند که محمدرضا شاه نسبت به آیت‌الله بروجردی تواضع می‌کرد حتی زمانی که شاه به دیدار آیت‌الله بروجردی می‌رفت آیت‌الله بروجردی پا نمی‌شد.

وی افزود: بسیار از مورخان بر این عقیده هستند که اگر جنبش فرهنگی آیت الله بروجردی راه‌اندازی کرد شکل نمی‌گرفت نسلی که به جنبش سیاسی امام پیوستند جذب امام نمی‌شد.



منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2193
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

:بعد از رحلت آیت‌الله حائری مؤسس حوزه علمیه قم در سال 1315 هجری شمسی، حضرات آیات سیدمحمد حجّت، سید محمدتقی خوانساری و سید صدرالدین صدر، مسئولیت اداره حوزه علمیه قم را به عهده گرفتند، در این زمان امام خمینی با کم‌تر از 40 سال سن از چهره‌های سرشناس و مدرّسان به نام حوزه علمیه قم بود.

این سه شخصیت بزرگ دینی که به فقهای ثلاثه شهرت داشتند، تا سال 1324 که آیت‌الله العظمی بروجردی به واسطه عارضه کسالت، از بروجرد به قصد معالجه به تهران عزیمت کرد و سپس برای ادای نذر خود به قم وارد شد، حوزه علمیه قم را اداره کردند تا اینکه پس از ماندگار شدن آیت‌الله بروجردی در قم، مرجع مطلق جهان تشیع شد و حوزه علمیه رونق فوق‌العاد‌ه‌ای یافت.(1)

علیرضا متولّی در کتاب «شهاب سبز» چنین می‌نویسد: حاج آقا روح الله با اینکه خودش فقه و اصول تدریس می‌نمودند و فقیه برجسته‌ای بودند، برای تقویت موقعیت و کلاس‌های آیت‌الله بروجردی، در کلاس‌های ایشان شرکت می‌کردند. آیت‌الله بروجردی هم برای حاج آقا روح‌الله احترام ویژه‌ای قائل بودند و در اکثر مجالس، ایشان را نزد خود جای می‌دادند.(2)

اما با وجود این رابطه صمیمی و پیوند قلبی عمیق، امام خمینی(ره) در تشییع پیکر استادش در روز سیزدهم شوال 1380 هجری قمری (دهم فروردین سال 1340) شرکت نکرد، چرا که آینده‌نگری و هوشمندی ایشان افق‌های پیش رو را می‌دید.

حجت‌الاسلام حاج شیخ محمدرضا توسلی رئیس دفتر حضرت امام(ره) ماجرا را این گونه نقل می‌کند: «بعد از فوت مرحوم آیت‌الله بروجردی درصدد شدیم که در تشییع جنازه آقای بروجردی از امام خمینی رحمة‌الله تجلیل کنیم و به این طریق در عمل بفهمانیم که عده کثیری از طلاب حوزه علمیه طرف‌دار مرجعیت امام هستند. شاگردان مترصد بودند که امام در تشییع جنازه هر جا باشند، اطراف ایشان را بگیرند و سلام و صلوات راه بیندازند و به این طریق ارادت قلبی خودشان را به ایشان ابراز کنند و ایشان را هم به مردم معرفی کنند. متأسفانه هرچه در تشییع جنازه گشتیم، ایشان را پیدا نکردیم. بعد از چند روز معلوم شد که اصلاً امام به تشییع جنازه نیامده بود!

پس از چند روز یکی از آقایان در محضر امام از یکی از دوستان امام شکایت کرد که ایشان به عنوان تجلیل از شما به من توهین کرده است. امام پاسخ فرمود: «من راضی نیستم کسانی که به من علاقه دارند، علاقه‌شان از قلبشان تجاوز کند و آن را ابراز نمایند. هرکسی که به من علاقه دارد، بگذارد در همان محدوده قلبش بماند. کسی برای ریاست من، حتی یک وجب هم قدم برندارد.» بعد این جمله را فرمود: «من که به تشییع جنازه آقای بروجردی رحمةالله نیامدم، برای این نبود که کسالتم آن قدر شدید بود که نمی‌توانستم به تشییع بیایم. نیامدنم برای این بود که دیدم تشییع جنازه تبعاتی دارد، آنجا مسائلی مطرح خواهد شد و من برای خاطر آنکه از آن مسائل دور بمانم و کنار باشم، از تشییع جنازه صرف نظر کردم».

ناگفته نماند که ایشان به آیت‌الله بروجردی خیلی معتقد بود. در همان روزهای فوت ایشان بود که دیدم در یکی از نوشته‌ها امام از ایشان به عنوان آیت‌الله العظمی نام برده بود و همیشه می‌فرمود: «آقای بروجردی رحمة الله برای عالم اسلام و جامعه مدرسین دیوار بلندی بود که فرو ریخت» و خیلی به ایشان علاقه‌مند بود. با وجود این، به تشییع جنازه ایشان حاضر نشد که مبادا برای مرجعیت ایشان اقدامی شود».(2)


پی‌نوشت‌ها:
1- علی دوانی، امام خمینی در آئینه خاطره‌ها، چاپ اول، تهران، نشر مطهّر، 1373، صص14 و 15.
2- علیرضا متولّی، شهاب سبز (حکایت زندگی امام روح الله موسوی خمینی)، چاپ اوّل، تهران، کتاب‌های قاصدک، 1379، صص 35، 36.
3- میرستار مهدی‌زاده، داستان‌های مبارزه با نفس، چاپ اول 1388، قم، ناشر: دفتر عقل نوبت، تهیه‌کننده: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.
منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2174
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

یک از مسائلی که مطرح است اینکه چرا باید در زمان های خاص نماز بخوانیم؟

پاسخ

حسن بن عبد اللَّه به نقل از پدرش از جدّش حسن بن علی بن ابی طالب علیهما السّلام در ضمن حدیث طولانیکه در بردارنده پرسش های یهود از پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله از امور مهمّ است، روایت نموده که آنان از حضرت صلّی اللَّه علیه و آله از علّت اوقات نمازها پرسیدند به این صورت که یکی از آنان عرض کرد: ای محمّد، مرا از ناحیه خداوند- عزّ و جلّ- خبر ده که علّت وجوب نمازهای پنجگانه در پنج وقت بر امّتت در ساعتهای شبانه روز چیست؟

پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: «وقتیکه آفتاب به نقطه زوال می رسد؛ حلقه ای دارد که در آن وارد می شود و هنگامیکه در آن داخل شد؛ وقت ظهر و زوال می شود و همه اشیاء مادون عرش در برابر اسماء و صفات پروردگارم تسبیح می گویند و آن همان ساعتی است که پروردگارم بر من درود و رحمت می فرستد، لذا خداوند- عزّ و جلّ- نمازگزاردن در آن هنگام را بر من و امّتم واجب نموده و فرموده است:أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوک الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیلِ؛ از وقت زوال آفتاب تا تاریکی شب نماز بپا دار.(اسراء، 78) 

و آن همان ساعتی است که جهنّم را در روز قیامت می آورند. پس هر مؤمنی که در آن ساعت موفّق به سجده یا رکوع یا قیام شده باشد؛ خداوند بدن او را بر آتش جهنّم حرام می کند.

و وقت نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم علیه السّلام از میوه درخت بهشتی تناول نمود و در نتیجه خداوند او را از بهشت بیرون راند. لذا خداوند به فرزندانش دستور داده که این نماز را تا روزقیامت بخوانند و آن را برای امّت من برگزید و آن نماز از محبوب ترین نمازها در نزد خداوندعزّ و جلّ است و خداوند به من سفارش فرموده که به خصوص آن را از میان دیگر نمازها پاس بدارم.

و وقت نماز مغرب، همان ساعتی است که خداوند توبه حضرت آدم علیه السّلام)را پذیرفت و فاصله بین تناول میوه درخت بهشتی و پذیرش توبه اش، سیصد سال از روزهای دنیا، نسبت به روزهای آخرت بود.که هر روز از آن مانند هزار سال از سالهای دنیا می باشد.یعنی از وقت عصر شرعی تا شام و مغرب می باشد.

پس حضرت آدم علیه السّلام سه رکعت نماز خواند.یک رکعت برای ترک اولی و خطای خود، و یک رکعت به خاطر خطیئه حوّا، و یک رکعت برای توبه اش. لذا خداوندعزّ و جلّ این سه رکعت را بر امّتم واجب فرمود و آن همان ساعتی است که دعا در آن مستجاب می شود. و پروردگارم وعده داده که هر کس از امّتم در آن ساعت دعا کند؛ دعایش را مستجاب نماید و این همان نمازی است که خداوند عزّ و جلّ به من دستور داد و فرمود: فَسُبْحانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ، وَ حِینَ  تُصْبِحُونَ؛ «پاک و منزّه است خداوند هنگامیکه شب می کنید و آن هنگام که صبح می کنید»(روم، 17) 

امّا وقت نماز عشا، به راستی که قبر، تاریکی و ظلمتی دارد و روز قیامت را تاریکی و ظلمتی است. لذا خداوند به من و امّتم دستور داده که این نماز را در این هنگام بخوانیم تا بدین وسیله قبرهای امّتم راروشن و بر پل صراط به آنان نور و روشنایی عنایت شود. هر گامیکه برای خواندن نماز عشا برداشته می شود؛ خداوند بدن صاحب آن گام را بر آتش جهنّم حرام می گرداند و این همان نمازی است که خداوند برای فرستادگان پیش از من برگزیده بود.

و امّا وقت نماز صبح، هنگامیکه خورشید طلوع می کند؛ بر شاخهای شیطان طلوع می کند و خداوندعزّ و جلّ به من دستور داده که نماز صبح را پیش از دمیدن آفتاب و پیش از آنکه کافر آفتاب پرست بر آن سجده می کند؛بخوانم و امّتم برای خدا سجده و کرنش نمایند. و زود خواندن آن در نزد من محبوبتر است و آن همان نمازی است که فرشتگان شب و ملائکه روز آن را مشاهده می کنند.یهودی گفت: راست گفتی ای محمّد.

 

پی نوشت :

ابن طاوس الحلی، سید علی، فلاح السائل، ص 125

 منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2222
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393
والی داعش در تکریت پس از دستگیری به خبرنگار شبکه "العراقیه" گفت: "ابو حنیفه امام بدعت در اسلام است، و اهل سنت و شیعیان همگی کافرند، مگر آنکه توبه و با خلیفه ابوبکر بغدادی بیعت کنند."

وی افزود: "سنی ها، شیعیان، مسیحیان، مندائی ها، لیبرالها و ملی گرایان همگی باید بمیرند مگر آنکه با خلیفه مسلمانان بیعت کنند."

سایت خبری "وردنا" به نقل از این تروریست داعشی خاطرنشان کرد: "ما می خواهیم دولت خلافت به پایتختی بغداد ایجاد کنیم."

این تروریست همچنین تأکید کرد که این گروه تروریستی قصد دارد همه حسینیه ها، مساجد و کلیساها را تخریب کند.
 

 منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 2022
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

تازه‌ترین سخنرانی محمد شجاعی از اساتید حوزه مهدویت با محوریت موضوع «خانواده آسمانی» در مؤسسه فرهنگی هنری منتظران منجی تقدیم علاقه‌مندان می‌شود.

لزوم وحدت و پرهیز از اختلاف از نگاه قرآن و معصومین(ع)

قرآن کریم در آیات متعددی به همگان اعلام می‌دارد که در هنگام رویارویی با اختلافات به خداوند، رسول و صاحبان امر رجوع نموده و از آنها برای حل اختلافات و رفع مشکلات یاری بجویند. اگر همه‌ انسان‌ها از یک مرجع واحد تبعیت کنند، دیگر فرصتی برای به هم خوردن وحدتشان وجود ندارد. تعداد این آیات و روایات بسیار زیاد است که در این مبحث مجالِ برشمردن همه آنها نیست، اما این نکته مهم در تمام این منابع مستتر است؛ رجوع به مراجع تخصصیِ معصوم، حافظ وحدت میان انسانها و مانع تفرقه‌ها، درگیری‌ها و اختلافاتِ میان آنان است.

به حدیث معتبر و مُسنّدِ غدیر توجه کنید؛

«انّی تارکٌ فیکُم الثَّقَلَین، کتاب الله و عترتی، ما إن تمسکتم بهما، لن تضلّوا بَعدی أبدا، لن یفترقا حتی یَردا علیَّ الحوض»

پیامبر اکرم (ص) در این حدیث قرآن و معصومین علیهم‌السلام را به عنوان دو عامل هدایت انسانها معرفی نموده و اعلام می‌دارند که این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند، تا اینکه به حوض کوثر، بر پیامبر (ص) وارد شوند.

همه‌ اختلافات و انحرافاتِ میان مسلمانان درست از زمانی آغاز شد که آنان به یکی از این دو متمسک شده و دیگری را رها نمودند، حال آن‌که رسولِ خدا (ص) تمسّکِ همزمان به هر دوی این عوامل را عامل سعادت و هدایت انسان‌ها می‌داند. و اساساً منشأ تمام اختلافات سیاسی- علمی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و ... نیز چیزی جز این نیست.

اگر انسان‌ها همواره حرمتِ قرآن و رسول و عترتِ او را نگه می‌داشتند، هرگز جهان اسلام به این حجم عظیم از گرفتاری‌ها، فتنه‌ها، اختلافات مبتلا نمی‌شد.

طبق اصل اصالت تخصص، همه انسان‌ها در تمام طول تاریخ، برای بهره‌برداری از هر سیستمی به سازنده آن سیستم و متخصصینی که از سوی سازنده‌ آن، دارای نمایندگی مجاز است، مراجعه می‌کنند. اما نکته‌ عجیب در این موضوع آن است که همین انسان‌ها، در هنگام برخورد با خودشان به عنوان اشرفِ مخلوقات و در ارتباط با انسان‌های دیگر، به سراغ سازنده و منابع تخصصی اعلام شده از سوی این سازنده نمی‌گردند تا مهارت‌های لازم را برای ارتباط با این موجود پیچیده و عظیم بیاموزند. و اساسِ محاکمه‌ قیامت نیز، چیزی جز اصل اصالت تخصص و عدم مراجعه‌ بشر به منابع تخصصیِ لازم در برخورد با خودِ حقیقیِ‌شان نیست.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «نحن حبل الله الذی قال؛ و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقّوا؛ ما آن ریسمان محکم الهی هستیم که خداوند فرمود؛ به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و از آن متفرق نشوید.»

آیا بشر از این منبع تخصصیِ قدرتمند و معتبر الهی، برای تنظیم ارتباطات و کسب مهارت‌های لازم استفاده نموده است؟

گرفتاری‌ها و مشکلات بشر، ریشه‌ای جز عدمِ شناخت معصومین(ع) و مراجعه به آنان ندارد.

اختلاف و درگیری؛ نوعی از عذاب‌های الهی

 

در سوره‌ انعام، آیه 65 خداوند مصادیق انواع عذاب‌ها را برای انسان‌ها، برمی‌شمرد؛

«قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَی أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ؛ بگو، خداوند تواناست تا بر شما عذاب و بلایی از آسمان و زمین فرستد و یا شما را به اختلافات و پراکندگی در افکند و بعضی را به عذاب بعضی دیگر گرفتار کند. بنگر چگونه‌ ما آیاتِ خود را به طُرقِ مختلف بیان می‌کنیم باشد که مردم چیزی را درک کنند.»

در این آیه تفرقه به عنوان نوعی از عذاب‌های الهی معرفی شده است. بنابراین تفرقه در هر جایی (خانواده، جامعه، میان کشورها و ملت‌های گوناگون، میان مذاهب و ادیان مختلف و ...) به سبب تولید ناآرامی‌های روانی و آثار متعدد و زیانبارش، خود یکی از عذاب‌های الهی به شمار می‌رود، به‌گونه‌ای که هرگاه مردم از خدا و رسول و اطاعت آنان فاصله گرفتند، حاکمان ظالم بر آنها مسلط شده و تا می‌توانستند بر آنان ستم روا می‌داشتند.

امام باقر(ع)، مفهوم عبارت «یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً» را پراکندگی در دین و اَنگ زدن آنان به یکدیگر معرفی می‌کند. و این همان چیزی است که امروزه در جهان به وضوح دیده می‌شود.

سفارش اکید ائمه (ع)، پرهیز از هر گونه اختلاف در میان مسلمانان و حتی میان مسلمانان و مذاهب و ادیان دیگر است.

به طوری که توصیه می‌کنند «با اتکا به کوچکترین نقاط مشترک میان خودتان» از تفرقه و اختلاف جلوگیری کنید.

اما با نهایت تأسف، امروزه شاهد اختلاف روزافزون گروهی از شیعیان و اهل تسنن هستیم، که بسیار جاهلانه و با بی‌توجهی به فرمایشات معصومین علیهم‌السلام به اختلافات و درگیری‌ها دامن زده‌اند.

پرهیز از اختلاف به خاطر حفظ متانت و وقار اسلام

حضرت علی (ع) در ضرورت وحدت فرمایشی دارند که توجهِ عمیق به این سفارش، حتماً انسان را به ترک هر نوع اختلافی (خانوادگی، شغلی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی و...) موفق خواهد نمود. لطفاً کمی با دقت بیشتری به این سفارش دل بسپارید:

باید که اسلام و متانتِ آن، شما را از ستمگری و یاوه‌گویی نسبت به یکدیگر باز دارد، و یک سخن و متحد شوید به دین خدا، که هیچ دینی جز آن از کسی پذیرفته نمی‌شود، و به کلمه‌ اخلاص، که جان‌مایه و اساسِ دین است ملتزم شوید.

امیرالمؤمنین (ع) به واسطه‌ی این کلامِ کاملاً سنجیده می‌خواهند قدرتی در انسان‌ها تولید کنند تا به واسطه‌ آن از اختلافات و درگیری‌ها بپرهیزند. اگر کسی به چنین قدرتی دست یابد، به یقین به سرچشمه‌ خیراتِ عظیمی دست یافته است.

و این قدرتِ بازدارنده، همان حرمتِ اسلام، وقار اسلام و آبروی اسلام است. علی (ع) از ما می‌خواهد به خاطر حفظ آبرو و متانت اسلام با یکدیگر درگیر نشده و در موردِ هم، یاوه‌گویی نکنیم. امیرالمؤمنین که خود پرچمدار وحدت در جامعه است، به مردم توصیه می‌کند که به‌خاطر آبروی اسلام در جامعه اختلاف ایجاد نکنید.

ما به حرمت پدر و مادر زمینی خود و حفظ آبروی آنان از بسیاری از کارها پرهیز می‌کنیم. آیا برای حفظ حُرمت اسلام و آبروی خانواده‌ آسمانی‌مان، حاضریم از یاوه‌گویی و اختلاف‌ها دوری کنیم؟

امیرالمؤمنین(ع)، التزام به کلمه‌ اخلاص را نیز محورِ اتحاد میان انسان‌ها می‌داند. اگر همه‌ انسان‌ها به حقیقت «لا اله الا الله» پایبند بوده و دلبرهای محدود را به این اِله بی‌نهایت ترجیح نمی‌دادند، مَحال بود به جنگ و درگیری دچار شوند. حرکت همه‌ انسان‌ها به سمت اِله نامحدود و مشترک، جای هیچ اختلافی را در جوامع بشری باقی نمی‌گذارد.

 

خودشیفتگی، ریشه مشترک تمام اختلافات و درگیری‌ها

تمام انسان‌ها موظفند، روح خویش را از صفتِ دریدن دیگران و حمله‌ به آنان رها و آزاد کنند. اصولاً اختلافات میان انسان‌ها در میان کسانی به درگیری می‌انجامد که بی‌ایمان و یا سست ایمان بوده و تنها خود را با عیوب دیگران مشغول می‌دارند، اما تحمل شنیدن یک عیب از عیوب خود را نیز ندارند. چنین انسان‌هایی را شهوت‌های گوناگون (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ...) به گونه‌ای احاطه نموده است که حتی یک ساعت نیز تحملِ تنهایی و خلوتِ با خدا را ندارند و همیشه از خویش به جمع پناه می‌برند، زیرا از روبه رو شدن با خودِ حقیقی‌شان و از تنها ماندنِ با الله می‌هراسند.

اختلافات و درگیری‌های سیاسی، جناحی و... که رسانه‌ها و روزنامه‌ها به آنها دامن می‌زنند، آرامش را از جامعه سلب می‌کند. اما فراموش نکنیم که آرامش و شادی حق طبیعی و مسلّمِ مسلمانان در یک جامعه اسلامی است و اساساً هر نوع اختلافی، این حقِ طبیعی را از جوامع اسلامی خواهد ربود.

اما یک نکته مهم که در تمام اختلافات و درگیری‌ها مشترک است، آن است که ریشه‌ تمام اختلافات، خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های انسانهاست. جهنم «خود» جهنم بسیار عمیقی است که منشأ تمام ناآرامی‌های انسان‌هاست که در این مبحث، فرصتِ اشاره به مصادیق متعدد آن وجود ندارد.

تمرین برای درمان خودشیفتگی

برای حذف خودشیفتگی از نفس، صرفِ موعظه شنیدن کافی نیست، بلکه، نیاز به تمرین و تلاشِ مستمر و جدی دارد. همانگونه که در جلسات گذشته برای رسیدن به خیال پاک و ارتباط با غیب تمارینی را آموختیم، باید با تمرین‌های مربوط به حذف خودخواهی و خودشیفتگی نیز آشنا شویم.

برای این منظور باید کلام خویش را کنترل کنیم. قبل از اَدای هر سخنی، با خود فکر کنیم که آیا می‌توانیم این جمله را نگوییم؟ آیا واقعاً ایرادِ این کلام ضروری است؟ اگر پاسخمان منفی بود، از گفتنِ آن کلام بپرهیزیم.

با این تمرین، باید هر روزی که می‌گذرد از تعداد کلماتِ مورد استفاده هر روز ما، کاسته گردد. باید کلام خود را به گونه‌ای کنترل کنیم که در هیچ بحثی که ضروری نیست و یا در آن تخصصی نداریم، ورود نکنیم.

«ما یلفظ من قولٍ الاّ لدیه رقیبٌ عتید؛ سخنی بر زبان نیاورده جز آنکه هماندم فرشتگان مراقب و آماده آن را می‌نگارند.» (سوره ق، آیه 18)

طبق این آیه، به محض اَدای کلامی از انسان، فرشته‌های نگهبان آن را ثبت خواهند نمود. پس کمی جدّی‌تر از زبانمان مراقبت کنیم!

جمع‌های خانوادگی باید گرم و پرمحبت باشند، سعی کنیم آن را با مباحث بیهوده و درگیری‌های سیاسی آلوده ننماییم. باید مراقب باشیم تا هرگز یک طرف از طرفینِ دعواها و درگیری‌ها، ما نباشیم!

هرگز فراموش نکنیم که پاسخ بسیاری از کلمات، سکوت است؛ «رُبَّ کلامٍ جوابُهُ السّکوت»

قبل از پاسخ‌ به هر کلامی، ابتدا فکر کنیم که آیا این کلام، واقعاً پاسخی می‌طلبد یا اینکه می‌توان سکوت کرد و چیزی نگفت.

نصف شخصیت یک عاقل «تحمل» و نیم دیگر آن «تغافل» (خود را به غفلت زدن) است. مُچ‌گیری از دیگران، پاسخ دادن به هر کلامی و شرکت کردن در هر مباحثه‌ای نشان‌دهنده‌ی ضعف ایمان انسان است.

خوب است بدانیم که زشت‌ترین چهره‌ی نفس انسان، درست در حالتی است که با دیگران به درگیری و مشاجره می‌پردازد.

حیا کنیم از اینکه، زبانمان، شمشیرِ بُرنده‌ جان دیگران شود.

نافرمانی خداوند = از دست رفتن قدرت و استحکام = اختلاف و تفرقه

«وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ؛ و همگی با روح وحدت پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع را نپویید، زیرا در اثر تفرقه عظمتِ شما نابود می‌شود (سست می‌شوید) و خاصیت خود را از دست می‌دهید. صبور باشید که خدا همیشه با صابران است». 

توجه به این آیه نشان می‌دهد که اگر انسان‌ها واقعاً مطیع خدا و پیامبرش بودند، این همه اختلاف در میان آنان دیده نمی‌شد، بنابراین اول باید نافرمانیِ خدا و رسول را کرد، تا بتوان به انسان درّنده و درگیر شونده‌ای تبدیل شد.

اختلافات و درگیری‌ها باعث سست شدن و پراکنده شدن شیعیان شد تا جایی که کشته شدن 11 امام را دیدند و حرکتی از خود به خرج ندادند. امروز همین اختلافات شیعیان است که 1180 سال امام زمان «علیه السلام» را در غربت و آوارگی نگه داشته است. کاش به خاطر تنهایی امام زمان هم شده، از کشمکش‌ها و اختلاف‌ها دوری کنیم.

هرگونه نافرمانی خدا و رسول، چه در نظام خانواده و چه در نظام جامعه، سبب عدم استحکام آن خانواده و یا اجتماع می‌شود. به گونه‌ای که این خانواده و یا جامعه خاصیت و قدرت خود را از دست داده و به خوراکِ مناسبی برای دشمنان تبدیل می‌شود.

اتحاد مسلمانان، خنده‌ آسمان را برمی‌انگیزد و تمام مغفرت و رحمتِ خداوند را جلب می‌کند. مسلمانان باید آگاه به زمان خود بوده و موقعیت‌شناس باشند و در هیچ شرایطی اتحاد خویش را از دست ندهند.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «العالمُ بزمانِهِ، لا تهجمُ علیه اللوابث؛ کسی که زمان خود را خوب می‌شناسد، خطرات و انحرافات، هرگز به او هجوم نمی‌آورند.»

خوب است بدانیم که خداوند گناهکارانی را که اهل اتحادِ اجتماعیِ مسلمانان‌اند، می‌آمرزد، اما اهل عبادتی را که به اتحاد اجتماعی مسلمانان احترام نمی‌گذارد، به خواری و ذلّت می‌کشاند.

 

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2181
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

ما دائما رضای خدا را در دعا می‌خواهیم؛ آیا چون هزاران بار وصدها هزار بار دعا کرده‌ایم و رضا و بخشش خدا را خواسته‌ایم، پس حتما باید برسم؟ نه؛ هیچ حتمی وجود ندارد.

حجت‌الاسلام محمدعلی جاودان از اساتید برجسته اخلاق هستند که در طی دوران زندگی و تحصیل حوزویشان از محضر اساتید برجسته‌ای از جمله آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی، آیت‌الله خوانساری، آیت‌الله حق‌شناس و علامه عسکری بهره‌مند شده‌اند.

فکر ما باید تصحیح شود

روایت از حضرت باقر (ع) است؛ «قالَ قالَ رَسُولُ الله» ایشان از رسول خدا نقل می‌کند؛ رسول خدا از خدای تبارک و تعالی نقل می کند یعنی حدیث قدسی است؛ خدای تبارک و تعالی فرمود:« لا یَتَّکِلُ العامِلُونَ عَلَی أعمالِهِمُ الَّتی یَعمَلُونَ حالِ ثَوابِی آنهایی که کار می کنند، برای بهره از ثواب من و برای رضای من کار می کنند؛ آنها هیچ وقت بر عملی که انجام می دهند، تکیه نکنند.

«فَإنَّهُم لَوِ اجتَهِدُوا وَ أتعَبُوا أنفُسَهُم» اگر اینها بکوشند و خودشان را به زحمت بیندازند و تمام عمر در عبادت من به زحمت بیفتند، باز هم «كانُوا مُقَصِّرّين» مگر می تواند حق عبادت من را عمل کند؛ یعنی می خواهم بگویم که فکر ما باید تصحیح شود.

یک موجود ضعیف کوچک می‌تواند حق خدای بی‌نهایت را به جا آورد؟

مثلا کسی تمام عمر نمازهایش را به جماعت خوانده است؛ سعی کرده نمازهایش را اول وقت بخواند؛ تا توانسته اینگونه بوده است؛ من طلبکارم؟ نه؛ گفتند اگر تمام عمر هم این کار را کرده باشد، باز مقصر است؛ اگر تمام عمر خودش را به رنج و زحمت انداخته باشد و به عبادت من گذرانده باشد باز هم مقصر است؛ حق عمل نکرده؛ حق عبادت مرا به جا نیاورده است؛ به حق عبادت من نرسیده است.

نمی توانسته برسد؛ ببینید چه کسی می تواند؟ یک موجود ضعیف کوچک می تواند حق خدای بی نهایت را به جا آورد؟ می گوید مگر تو کرامت های مرا نمی خواهی؟ نماز اول وقت خواندی که چه بشود؟ که به رضای من برسی؛ مگر اینگونه نبوده؟ اگر ثواب مرا خواسته باشد، اگر کرامت مرا خواسته باشد، تمام آن عالم کرامت خداست.

در پناه خدا بودن جزء برترین ثواب‌هایی است که یک بنده به آن می‌رسد

من می خواهم به کرامت خدا دست پیدا کنم که زحمت کشیده ام؛ در پناه خدا بودن جزء برترین ثواب هایی است که یک بنده به آن می رسد؛ اگر آن را می خواستی، با این عبادت ها نمی شود؛ قرآن در آیه 133 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ» بهشت به پهنای آسمان ها و زمین است؛ سرزمین بهشتی یک نفر به پهنای آسمان ها و زمین است.

می فرماید تو یک چنین چیزی را می خواهی؛ خب انسان از کدام نماز به این می رسد؟ بر فرض تمام روز نماز خواندید؛ چقدر می خوانید؟ اگر اینها اجتهاد کنند، یعنی کوشش کنند و خودشان را به زحمت بیندازند و تمام عمر را در عبادت من صرف کنند، مقصر هستند و به حدی که باید نمی رسند.

«غِيرُ بالِغِينَ فِى عِبادَتِهِم كُنهَ عِبادَتى به کنه» عبادت و به حق عبادت من نمی رسند؛ چرا؟ «فِيما يَطلُبُونَ عِندى مِن كِرامَتى» مگر او کرامت مرا درخواست نمی کند؟ مگر با این بندگی کرامت مرا نمی خواهد؟ کرامت من آنقدر بزرگ است که هرکاری بکنند و همه عالم هم جمع شوند و فرضا عبادت هایشان را به یک نفر هم بدهند نمی شود و او نمی رسد.

به رحمت خداوند دل ببندید نه این که کار نکنید

پس ما چکار کنیم خدایا؟ اگر تمام عمر هم خودمان را بکشیم، لازم نمی شود که یک گناه ما را ببخشی؛ تمام عمر به بندگی بگذرانیم، حق تو را ادا نکرده ایم؛ اگر یک برگ از درخت آن بهشت را بکنند و به ما بدهند، از زحمت تمام عمر ما بیشتر است.

می‌گویند یک عابدی عرض کرد که خدایا من نمی خواهم با فضلت با من رفتار کنی؛ با عدالت با من رفتار کن؛ می گویند یک درخت اناری در کنار غار او بود؛ خب انار هم یک مدت دارد؛ در آن مدت او روزی یک دانه انار از آن درخت می خورد؛ فرمودند خب یک دانه از آن انارها را در یک سوی ترازو بگذار و عبادت هفتاد ساله ات را هم آن سوی ترازو؛ وزن آن انار بیشتر شد.

وقتی به رحمت و فضل من امیدوار شدند، رحمت من شامل حالشان می‌شود

«وَلكِن بِرَحمَتى فَليَثِقُوا» به رحمت من دل ببندند؛ نه اینکه کار نکنندها؛ کار بکنند، اما امیدشان به فضل خدا باشد؛ «وَ إلَى حُسنِ الظَّنِّ بِى لِيَطمَئِنُوا» اگر به من حسن ظن دارند، به آن مطمئن باشند؛ حسن ظن کار می کند؛ دلبستگی به رحمت و فضل خدا کار می‌کند.

«فَإنَّ رَحمَتى عِندَ ذلِكَ تُدرِكهُم» آن وقتی که به رحمت و فضل من امیدوار شدند، آن وقت است که رحمت من شامل حالشان می شود؛ رِضوانى از جانب من است که من او را به رضای خودم می رسانم؛ از رحمت من و از جانب خود من مشمول رضای من می‌شود؛ ما دائما رضای خدا را در دعا می خواهیم؛ آیا چون هزاران بار و صدها هزار بار دعا کرده‌ایم و رضا و بخشش خدا را خواسته ایم، پس حتما باید برسم؟ نه؛ هیچ حتمی وجود ندارد.

باز اگر چیزی شود، مِنّى از جانب خداست؛ رِضوانى از جانب من است که او به رضای من می‌رسد؛ آن وقت مغفرت من شامل حالشان می‌شود؛ همه چیز از جانب من می‌شود؛ «فَإنّى أنَا اللهُ الرَّحمن الرَّحيم وَ بِذلِكَ تَسَمَّيتَ» نام من خدای رحمان و رحیم است؛ او برای شماها کار می‌کند.



منبع:دانشجو

:: بازدید از این مطلب : 2522
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

پایگاه خبری المسله گزارش داد: یک مقام امنیتی در استان صلاح الدین عراق  از سقوط 4 خمپاره در حرم امامین عسکریین خبر داد. تروریست ها هم چنین مسجد جامع موصل را هدف قرار داده بودند.

این پایگاه در خبری در ادامه نوشت: این اقدام تروریستی در هتک حرمت مرقد مطهر باعث تخریب یکی از رواق های حرم انجامید ولی تلفات جانی  به همراه  نداشت.

 


:: بازدید از این مطلب : 1951
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 20 مرداد 1393

مال و ثروت چیزی است که خیلی ها مقابلش نقطه ضعف دارند،آنقدر زیاد که حاضرند برای رسیدن به آن هر کاری بکنند ، از حرام خوری گرفته تا قتل و غارت .

خود ما هم ممکن است خیلی حسرت بخوریم که چرا فلان قدر ثروت نداریم ، اگر در معامله ای ضرر کنیم روزها و شب ها غصه میخوریم و خود و دیگران را لعنت می کنیم ، اگر سود ببریم از خوشحالی سرمست می شویم و به طمع می افتیم که بیشتر و بیشتر سود کنیم.

و این ها به خاطر طمع ما نسبت به مال دنیاست ولی نمی دانیم که حرص و طمع دنیا و آخرت ما را به باد می دهد

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَقَرَّ عَینُكَ وَ تَنَالَ خَیرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ فَاقْطَعِ الطَّمَعَ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس‏

از امام صادق علیه السّلام روایت شده كه فرمودند اگر می خواهى دیدگان شما روشن گردد و به خیر دنیا و آخرت برسید طمع نداشته باشید و از مردم قطع امید نمائید.( ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار ج‏2 ص 129)

در روایات دیگر آمده است : «إِیّاكُم وَالشُّحَّ فَإِنَّما هَلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم بِالشُّحِّ اَمَرَهُم بِالبُخلِ فَبَخِلوا وَأَمَرَ هُم بِالقَطیعَةِ فَقَطَعوا وَأَمَرَهُم بِالفُجورِ فَفَجَروا» ؛از حرص بپرهیزید كه پیشینیان شما در نتیجه حرص هلاک شدند، حرص آنها را به بخل وادار كرد و بخیل شدند. به قطع رحم وادار كرد و قطع رابطه كردند با خویشاوندان. به بدى وادارشان كرد و بدكار شدند.(غررالحكم، ج2، ص 460، ح3295)

حرص و طمع عاقبت صاحبش را به حرام خواری می اندازد برای ارضای حس بیشتر و بیشتر داشتن چاره ای به جز حق را ناحق کردن نمی بیند و  برای انباشت مال دنیا آخرت خود را می دهد .

کسی که با طمع و حرام چیزی را به دست می آورد در بذل و بخشش آن هم ابا دارد ، و گمان می کند تا ابد در دنیا خواهد ماند ، تا اینکه دست مرگ یقه او را می گیرد و از خواب خیال خوشش بیدارش می کند.

و آنجاست که تازه می فهمد برای هیچ خود را به عذاب دنیا و آخرت گرفتار کرده است و چه دیر است برای حسرت خوردن و  پشیمانی. 
حضرت امیرمومنان علی(علیه السلام) در نهج‌البلاغه بزرگترین حسرت انسان در روز قیامت را بیان فرموده‌‌اند.

قال امیرالمومنین علیٌّ علیه‏ السلام:

«إنَّ أعْظَمَ الحَسَراتِ یَومَ القِیامَةِ، حَسْرَةُ رجُلٍ كَسَبَ مالاً فی غَیرِ طاعَةِ اللّه، فوَرِثَةُ رجُلٌ فأنْفَقَهُ فی طاعةِ اللّه سُبحانَهُ، فدَخَلَ بهِ الجَنّةَ، ودَخَلَ الأوَّلُ بهِ النّارَ .»

امام على علیه‏السلام: «بزرگترین حسرت در روز قیامت، حسرت مردى است كه مالى را در غیر رضای خداوند گرد آورده و آن را براى كسى بر جاى گذاشته که وارث آن را در راه طاعت خداى سبحان خرج كرده باشد و به این سبب به بهشت برود اما نفر اول به دوزخ می‌رود.» (نهج البلاغة؛ الحكمة 429)

و چه زیباست این روایت

امام على علیه السلام:

اَعجَبُ ما فِى النسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِكمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَكَهُ الحِرصُ وَ اِن مَلَكَهُ الیَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَكُلُّ تَقصیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛

شگفت ترین عضو انسان قلب اوست و قلب مایه هایى از حكمت و ضد حكمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش مى گرداند و اگر طمع در آن سر بركشد، حرص نابودش مى كند و اگر ناامیدى بر آن مسلّط شود، اندوه، او را مى كُشد... هر كوتاهى برایش زیانبار است و هر زیاده روى برایش تباهى آفرین. (علل الشرایع، ص 109، ح 7) 

قیامت را یوم الحسرة می گویند در آن دیار خیلی چیزها هست که ما بابتش غصه دار و در حسرت باشیم ، ولی پر حسرت ترین ما آن کسی است که آخرت خود را برای دنیای دیگران فروخت .

یادمان باشد آن خانه و ماشین هایی که دیگران دارند و ما نداریم و هر وقت می بینیم آه از نهادمان بلند می شود روزی چنان آه از نهاد صاحبانشان بلند کند که آن آه تمام دنیایشان را بسوزاند .

اگر کمی عاقبت اندیش باشیم از خداوند روزی حلال و به صلاحمان طلب می کنیم ، روزی ای که خیر دنیا و آخرت در آن باشد نه آنچه که دیگران دارند و ما باطنش نمی دانیم و  طلب کنیم .

 

منبع:تبیان


:: بازدید از این مطلب : 2093
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران