میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 125
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2416
:: بازدید ماه : 8170
:: بازدید سال : 14365
:: بازدید کلی : 14365
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393
انسان باید مدام تلاش کند و حتّی اگر به خاطر همین تلاش، نخوابد، ارزش دارد. آن‌قدر انسان در قبر بخوابد تا آن روزی که دیگر نفخ صور شود. حیف است انسان عمرش را به بطالت و به شرّ بگذراند، لذا فرمودند: خواب هم نداشته باشید.
آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) در دویست و نوزدهمین جلسه درس اخلاق خود در محل مهدیه القائم المنتظر(عج) به موضوع ثمرات کارهای خیر پرداخت که بخشی از آن در ادامه می‌آید:

*خیر کثیر و فاعل قلیل!

جلسه گذشته، جنود عقل، جنود جهل و آن روایت شریفه را عرض کردیم، بیان شد اوّل مطلبی که عقلای عالم دارند این است که اهل خیر هستند، پروردگار عالم می‌فرماید: «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ»، روزی که هر کسی کارهای خوب و کارهای بد خود را در برابر خودش حاضر می‌بیند. در آن روز فقط اهل خیر و خوبی‌ها شادند.

امّا یک عدّه بیان می‌کنند: «تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً» ای کاش بین آن‌ها و عملشان فاصله زیادی بود «أَمَداً بَعیداً»، «وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ» خدا شما را از این مطالب بر حذر داشت تا مواظب باشید امّا با این حال «وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» خدا رئوف است.

آن‌قدر خوبی مهم است و آن‌قدر دور شدن از شرّ در زندگی انسان اثرات دارد که به فضل الهی وقتی به باب شرّ رسیدیم، عرض می‌کنیم که گاه یک شرّ، همه خوبی‌ها را از بین می‌برد.

پیغمبر اکرم(ص) فرموده‌اند: همه‌ عمر خود را جویای خوبی باشید و تا می‌توانید از آتش جهنّم بر حذر باشید که جوینده‌ بهشت و گریزنده از آتش، خواب ندارد.

یعنی انسان باید مدام تلاش کند و حتّی اگر به خاطر همین تلاش، نخوابد، ارزش دارد. آن‌قدر انسان در قبر بخوابد تا آن روزی که دیگر نفخ صور شود. حیف است انسان عمرش را به بطالت و به شرّ بگذراند، لذا فرمودند: خواب هم نداشته باشید.

نبیّ مکرّم(ص) فرمودند: اتّفاقاً خدا در انجام کارهای خوب، خیلی آسان یاری می‌کند، شما یک کار خوب انجام بده، ببین خدا چگونه یاریتان می‌کند. فکر نکنیم اگر کار خوب را مدّنظر گرفتیم، خوبی سخت است. خوبی آسان است امّا کُننده می‌خواهد.

فرمودند: «الْخَیْرُ کَثِیرٌ وَ فَاعِلُهُ قَلِیلُ» خوبی‌ها زیاد هستند، امّا انجام‌دهنده آن‌ها کم هستند. این نفس امّاره، وسوسه شیاطین جنّ و انس، وسواس الخنّاس، مِن الجنه والنّاس، کارشان این است که عامل برای شرّ می‌شوند.

ادامه دارد

منبع: فارس

 


:: بازدید از این مطلب : 1949
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

آیت‌الله روح‌الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت ماه رمضان، به شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد که قسمت بیست‌و یکم آن در پی می‌آید.

پروردگار عالم به قدری بندگانش را دوست دارد که ولو به لحظه های جدایی انسان از خودش را نمی‌پسندد و حسب روایات شریفه و آنچه اولیاء الهی تبیین کردند، گناه یعنی دور شدن از حبّ پروردگار عالم و جواب منفی دادن به آن.

پروردگار عالم به قدری به بندگانش عشق دارد که بالاترین مسندی را که متعلّق به ذات احدیّت است، به انسان تقدیم کرد و آن سجده است. طوری که ملائکه متعجّب شدند ولی اطاعت کردند امّا ابلیس که شش هزار سال عبادت کرده بود، متحیّر ماند.

لذا اولیاء خدا در باب سجده اینطور بیان کردند که سجده بر انسان؛ دلالت بر حبّ شدید نسبت به بندهاش هست. امّا مع‌الأسف این انسان علیرغم این که سجده متعلّق به او شد و پروردگار عالم او را خلیفه خود خطاب کرد «إنّی جاعل فی الارض خلیفة»؛ از خدا دور شد.

علّت بشیر و نذیر بودن انبیاء عظام، حبّ پروردگار عالم به انسان

پروردگار عالم به انحاء مختلف به انسان هشدار داد و فرمود: ای انسان! مواظب باش! مراقب باش! حتّی برای این که او را از دوری خودش بترساند، فرمود: شیطان دشمن من و دشمن شماست «عدوی و عدوکم». انذارها و بشارت‌ها را از طریق انبیاء عظام و کتب الهی‌اش به انسان‌ها تبیین فرمود. 

بعضی از عرفای عظیم‌الشّأن یک تعبیر بسیار عالی و زیبایی را نسبت به بشیر و نذیر بودن انبیاء عظام بیان فرمودند. می‌فرمایند: این که پروردگار عالم به انبیا خود عنوان بشیر و نذیر داده است، به خاطر یک مطلب است که انسان‌ها بدانند خدا به واسطه انذار و بشارتش می‌خواهد اعلان کند: ای انسان! من تو را دوست دارم. ای انسان! من تو را یله و رها نگذاشتم.

کما این که همان بدو هبوط حضرت آدم اینگونه بیان فرمود: «قلنا اهبطوا منها جمیعا فإمّا یأتیّنکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون»، صورت ظاهر هبوط پدر و مادر ماست امّا به واسطه هبوط آن دو بزرگوار، هبوط همه انسانهاست.

فرمودند: من شما را یله و رها نمی‌گذارم، برای شما هادی می‌فرستم امّا اگر شما از هدایتگر تبعیّت کردید، خوف و حزنی بر شما نیست.

انسان؛ تنها دردانه خلقت که متعلّق به احدیّت است

لذا آن هادیان الهی را بشیر و نذیر قرار داده است تا انسان‌ها از خودش دور نگردند. چون تنها ما هستیم که متعلّق به خودش هستیم، در حدیث قدسی فرمود: «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی»؛ همه اشیاء را، عرشم را، فرشم را، هر آنچه را که بین زمین و آسمان هست، برای تو خلق کردم امّا تو را برای خودم!

تنها دردانه خلقت که متعلّق به احدیّت است، انسان است. حتّی ملائکه هم متعلّق به ذوالجلال و الاکرام نیستند.

شب قدر و هبوط فوج فوج آسمانیان به زمین

ملائکه هم متعلّق به انسان هستند. دلیلش همین شب قدر است، «تنزل الملائکة و الروح». این ملائکه و روح نازل می‌شوند. یکی از علل آن این است که زمین، مرکز نور می‌گردد «لیلة القدر» و همه مقدّرات خلقت، به دست حجّت خدا رقم می‌خورد و امضاء می‌گردد و ملائکه هم باید مقدّراتشان به دست حجّت خدا رقم بخورد.

امشب زمین غوغایی است! غوغا! محشر است! فوج فوج ملک! فوج فوج آسمانیان هبوط به زمین پیدا می‌کنند. امشب نور است! نورٌ فوق کلّ نور! آن نوری که همه چیز از زمین نشأت گرفته می‌شود. چون حجّت خدا و خلیفه‌الله بر روی زمین است.

شرط تعلّق تمام اشیاء به انسان

لذا ملک هم متعلّق به انسان است، هر شیئی متعلّق به انسان است. ذوالجلال و الاکرام بی‌نیاز مطلق است، اگر بگوییم: ملک نبود نعوذبالله، نستجیربالله، کار ذوالجلال و الاکرام پیش نمی‌رفت؛ این با احدیّت و صمدیّت خدا به هیچ عنوان سازگاری ندارد. خدا، آن خدایی است که خود فرمود: «کن فیکون»، بشو، می‌شود.

تازه اولیاء خدا فرمودند - که صحیح هم فرمودند - : تمثیل «کن فیکون» برای این است که ما بفهمیم و إلّا اراده ذوالجلال و الاکرام، اراده حکمتیّه هست و بلافاصله آن اراده، خلق است. خلقت در اراده است و نیاز به «کن فیکون» نیست. امّا «کن فیکون» برای تفهیم به انسان است.

او نیازی به ملک ندارد که ملک بخواهد امور آسمان‌ها را بگذراند. همه متعلّق به انسان است. آن شوکت جلالیّه ذوالجلال و الاکرام برای این است که به انسان بگوید: ای انسان! این همه شوکت، جلال، جبروت و عظمت من را ببین، همه در اختیار توست؛ چرا؟ چون تو خلیفه من هستی، «إنّی جاعل فی الارض خلیفة».

همه این شوکت، جلال، جبروت و عظمت در اختیار توست، به شرط آن که تو انسان باشی؛ همان انسانی که فرمود: «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم». اگر در همان «احسن تقویم» باشی، تو همان کسی هستی که خلیفه منی.

ای احسن! تو اسفل شدی

وقتی انسان هبوط پیدا کرد، مع‌الأسف مقام اصلی خودش (انسانیّت) را گم کرد. نفس امّاره، این نفس دون با شیطان بیرونی، ابلیس ملعون که خود فرمود: «عدوی و عدوکم» و لشکریانش که باز خود فرمود: «من الجنة و النّاس»، همه و همه کاری کردند که انسان از مقام خودش پایین آمد. تا چه حد پایین آمد؟

درد است! درد! درد! «ثم رددناه اسفل السافلین»، او که احسن بود، باب افعل التّفضیل است؛ یعنی برترین بود، آنقدر پایین آمد که پست‌ترین شد! طوری که قرآن کریم و مجید الهی بیان فرمود: می‌خواهید بگویم اسفل تا کجاست؟ «کالانعام بل هم اضلّ». ای انسانی که خلیفه‌الله بودی! تو اسفل شدی، ای احسن! تا جایی که مع‌الأسف تو چون چهارپایان شدی.

اولیاء گفتند: خداوند این کاف تشبیهیّه را در «کالانعام بل هم اضلّ» قرار داد تا اهانت به حیوان نشود!!!

محبوب ترین بندگان در نزد خدا

حالا خدا می‌خواهد این را برگرداند. به واسطه حبّی که به انسان دارد، حتّی از او که «کالانعام بل هم اضلّ» شده هم دست بر نمی‌دارد. لذا مواقعی را قرار می‌دهد که او را برگرداند.

از جمله خودش به لسان خاتم رسل، محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) بیان فرمود: «یَقُولُ اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى: إِنَّ أَحَبَّ الْعِبادِ إِلَىَّ الْمُتَحابُّونَ مِنْ أَجْلى، الْمُتَعَلِّقَةُ قُلُوبُهُمْ بِالْمَساجِدِ وَ الْمُسْتَغْفِروُنَ بِالاسْحارِ أُولئِکَ إِذا أَرَدْتُ بِأَهْلِ الْأَرْضِ عُقُوْبَةً ذَکَرْتُهُمْ فَصَرَفْتُ الْعُقُوبَةَ عَنْهُمْ»، پروردگار عالم می‌فرمایند: محبوبترین بندگان من ...

1. آن کسانی هستند که به خاطر من به دیگران حبّ بورزند. لذا اوّلین مورد دوستی و رفات بین بندگان است تا از خون و خونریزی که کار ابلیس ملعون است، جلوگیری شود. پس آنهایی که مثل یهود و صهیونیسم جهانی در عالم خونریزی می‌کنند؛ طبق فرمایش خود خدا، دشمن خدا هستند.

2. آن کسانی هستند که قلبهای‌شان برای مساجد و جایگاههای سجده است؛ یعنی به خدا و عبادت عشق می‌ورزند.

3. آن کسانی هستند که در سحرگاهان به استغفار خدا مشغول هستند.

حال، اینها چه کسانی هستند؟ اینها کسانی هستند که اگر من برای اهل زمین به واسطه گناهانشان، عقوبتی را اراده کنم و بخواهم آنها را عذاب کنم؛ وقتی به یاد آنها می‌افتم، عذاب را برطرف می‌کنم - کسانی که باورشان نمی‌شود یک عدّه اولیاء خدا هستند که خداوند به واسطه آنها عذاب را برمی‌دارد، به این روایت شریفه خوب دقّت کنند -

علّت حضور انسان ها در مراسم لیالی قدر

خدا، آن مرد الهی، حاج شیخ جعفر مجتهدی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. آیت‌الله سیّد عباس ابوترابی، پدر مرحوم سیّد علی‌اکبر ابوترابی، آن مرد مبارز و آن آزاده بسیار معظّم که هر دو با هم غریق رحمت الهی شدند، به نقل از ایشان بیان می‌کردند: حاج شیخ جعفر می‌فرمود: پروردگار عالم سحرگاهان را چون عنوان حبّ قرار داد و می‌خواهد بندگانش همین حال را پیدا کنند، شب قدر همه بندگان را  به ‌انهای می‌کشاند.

لذا می‌بینید یک عدّه امکان دارد که در طیّ سال مع‌الأسف در مسجد و مجالس دعا و ذکر نیایند امّا شب قدر می‌گویند: هر طوری هست باید برویم، امشب مقدّرات رقم می‌خورد. لذا می‌آیند و عبادت و دعا می‌کنند.

ایشان فرموده بود: پروردگار عالم می‌خواهد که بندگانش بیایند تا اگر عذابهایی مقدّر است، به واسطه این دست بردن به سوی آسمان و اشک و ناله و انابه و توبه و استغفار، آن عذاب‌ها را بردارد.

چون خدا محبّین خود را به واسطه استغفار می‌شناسد و می‌خواهد حبّش را به بندگان دیگرش هم اعلان کند که ای بنده من! هم من تو را دوست دارم و هم تو، من را؛ لذا دل شب، آن هم سحرگاهان لیله‌القدر انسان‌ها را می‌کشاند تا آنها بیایند ناله، استغفار و دعا کنند. برای همین اصلاً معلوم نکرد که شب قدر چه موقع است.

شب قدر و آمرزش گناهانی به عدد ستارگان و به سنگینی کوه ها و به وسعت دریاها

حضرت امام محمّد باقر(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «مَنْ أحْیا لَیْلَةَ القَدْرِ غُفِرَتْ لَهُ ذُنوبُهُ ولَوْ کانَتْ ذُنوبُهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّماءِ ومَثاقِیلَ الجِبالِ ومَکایِیلَ البِحارِ»، کسی که شب قدر را احیا بگیرد و زنده نگاه دارد گناهانش آمرزیده می‌شود. اگر چه گناهانش به عدد ستارگان آسمان و به سنگینی کوهها و به وسعت دریاها باشد.

- نامش هم احیاء است امّا مع‌الأسف بعضی‌ها اینگونه تبلیغ می‌کنند که در اوّل شب قرآنی بر سر بگذارند و بعد بخوابند. در حالی که اصلاً احیاء و شب زنده‌داری «حتّی مطلع الفجر» است و چقدر هم خدا، جمعیّت را دوست دارد. اصلاً خدا به انبیا خودش گفته که هر وقت می‌خواهد عذابی نازل کند، همه بیرون بیایند و با حالت زار گریه کنند - از حضرت امام محمّد باقر(صلوات اللّه و سلامه علیه) سؤال کردند: چرا سه شب به عنوان شب قدر قرار داده شده است؟ حضرت فرمودند: به خاطر این که پروردگار عالم بندگانش را دوست دارد، او حبّ را اراده می‌کند و حبّ در دل شب است.

حضور بیماران در مراسم لیالی قدر

شیخ طوسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن آیت عظمی روایتی را نقل می‌کند که «کَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَرِیضاً مُدْنِفاً فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ إِلَى مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَکَانَ فِیهِ حَتَّى أَصْبَحَ لَیْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَان»، حضرت به شدّت مریض بودند ولی با این حال تا صبح شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در مسجد بودند. به نظر این روایت می‌خواهد بیان کند: حضرت از شب نوزدهم تا صبح شب بیست و سوم به حالت اعتکاف در مسجد بودند با این که سخت مریض بودند.

لذا ای کاش مریضانی را هم که در بیمارستان‌ها هستند و خیلی وضع بدی ندارند، به مراسم لیالی قدر بیاورند.

تعیین مقدّرات به واسطه خود انسان

خدا اینطور دوست دارد حبّش را به بندگانش نشان دهد و می‌خواهد تعیین مقدّرات انسان را در دل شب به واسطه خود انسان قرار دهد.

خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرین»، این کتاب مبین را در شبی پربرکت نازل کردیم - اصلاً این شب را مبارک قرار داده است - و ما همواره انذار کننده بودیم.

همانطور که عرض کردم خدا این انذار خود را به طرق مختلف بیان کرده است که بندگان من! مواظبت کنید، هشیار باشید، نکند از من دور شوید!

«فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم» در آن شب هر امری بر طبق حکمت پروردگار عالم تنظیم می‌گردد.

برخی از مفسّرین، ذیل این آیه شریفه بیان فرمودند: این که در اینجا می‌فرماید در شب قدر قرار داده شده و روایات هم می‌فرمایند در دل شب احیا بگیرد، برای این است که خدا می‌خواهد بگوید: بنده من! مقدّراتت را هم به دست خودت قرار دادم.

شقی‌ترین افراد

لذا آن عارف بزرگوار، ملاحسینقلی همدانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: شقی‌ترین افراد، آن کسی است که شبهای قدر را هم نعوذبالله، نستجیربالله به غفلت و گناه بگذراند.

خدا دعوت می‌کند و می‌خواهد او هم باشد، امّا او حتّی این شب را هم غافل باشد و گناه کند، وامصیبتا!

شب تقدیر، شب قضا و شب امضاء

حضرت صادق القول والفعل، امام جعفر صادق فرمودند: «فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ التَّقْدِیرُ»، شب نوزدهم همه امور و مقدّرات رقم می‌خورد، «وَ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ الْقَضَاءُ»، در شب بیست و یکم آن قضای الهی برای انسان ترسیم می‌شود. «وَ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ إِبْرَامُ مَا یَکُونُ فِی السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ أَنْ یَفْعَلَ مَا یَشَاءُ فِی خَلْقِه»، امّا در شب بیست و سوم شب امضاء و توقیع است. این توقیع و امضاء هم به دست حجّت خدا و خلیفهالله است که شب بیست و سوم مهمتر از دیگر شبهاست.

راه نزدیک کردن فاصله انسان تا جنّت

وجود مقّدس ثامن الحجج، قبله ایران، آقا علی‌بن موسی‌الرضا(صلوات اللّه و سلامه علیه) می‌فرمایند: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَکُونُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ أَکْثَرُ مِمَّا بَیْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لِکَثْرَةِ ذُنُوبِهِ»، بین انسان و جنّت، به خاطر کثرت گناهانش، فاصلهای به اندازه فرش تا عرش می‌افتد.

اینقدر گناه می‌کند که خدا او را از بهشت دور می‌کند، فقط یک چیز، او را نزدیک می‌کند، آن چیست؟ «فَمَا هُوَ إِلَّا أَنْ یَبْکِیَ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَدَماً عَلَیْهَا حَتَّى یَصِیرَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا أَقْرَبُ مِنْ جَفْنِهِ إِلَى مُقْلَتِه»، انسان از ترس خدا گریه کند.

اولیاء خدا می‌گویند: «خَشْیَةِ اللَّهِ» به معنی این نیست که کسی از خدا بترسد، بلکه یعنی این که انسان بترسد که دیگر به خدا نزدیک نشود. یعنی بترسد که خدا او را دیگر راه ندهد و از گردونه بندگی خارج کند.

لذا می‌فرمایند راه نزدیک کردن آن فاصلهای که به خاطر گناه افتاده این است که انسان از ترس دور شدن از خدا و به خاطر پشیمانی و ندامت، طوری گریه کند که اشکش جاری شود. دیگر جنّت خدا حتّی از سیاهی داخل چشم به او نزدیکتر می‌شود.

خدا می‌گوید: انسان بیا، ناله کن، اشک بریز تا من تو را بخرم و این دوری را با ناله و سحرخیزی و اشک نزدیک کن.

تنها زمان آشتی با دل خدا در دل شب و راه آشتی کردن، ندبه و فغان و اشک و ندامت و اظهار عجز در سحرگاهان است.

آمدن ما در دل شب و به خصوص لیالی قدر برای این است که بگوییم: خدا! ما جاهل بودیم، ما که دشمن نیستیم، از روی جهل، گناه کردیم. حالا هم آمدیم بگوییم پشیمانیم. هم پیش شما خجلیم و هم پیش آقا جانمان، امام زمان. مدام صدا می‌زنیم: «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج» امّا وقتی اعمالمان را می‌بینیم شرمندهایم! لذا امشب آمدیم این ندامت را با این ناله و فغانها اعلان کنیم.

عزیز من! امشب در خودت باش، به یاد امام زمان باش، صدقهای کنار بگذار و فکر نکن رفیقت کنارت هست، اگر احساس خجالت میکنی به جای دیگری برو ولی در جمعیّت باش و دستت را بالا بیاور و ناله و فغان کن.

الآن ملائکه فوج فوج می‌آیند و جایی هم بیشتر می‌آیند که اشک و ناله و فغان بیشتر باشد. ملائکه می‌آیند بالهایشان را به این اشکها می‌مالند. چه در این اشک نفهته شده که این‌قدر نورانیّت و شفا و قدرت دارد؟!

 

منبع: فارس

 

:: بازدید از این مطلب : 1805
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

قالَ عَلِی  (علیه السلام): خادِع نَفسَک فی العِبادَةِ وَ ارفَق بِها وَ لاتَقهَرها وَ خُذ عَفوَها وَ نِشاطَها، إِلاّ ما کانَ مَکتوباً عَلَیک مِنَ الفَریضَةِ فَإِنَّهُ لا بُدَّ مِن قَضائِها وَ تَعاهُدِها عِندَ مَحَلِّها.

در عبادت و بندگی، نفس خود را بفریب. با او مدارا نما و مقهورش مدار  (تکلیف سخت به او مکن) و هنگام فراغت و نشاطش آن را دریاب  (به طاعت و بندگی وادار) مگر آن‏چه بر تو واجب است که از بجا آوردن آن و مراعات نمودن آن در وقتش چاره‏ای نیست.  
قالَ عَلِی(علیه السلام): إِنَّ لِلقُلوبِ إِقبالاً وَ إِدباراً فَإِذا أَقبَلَت فَاحمِلوها عَلَی النَّوافِلِ وَ إِذا أَدبَرَت فَاقتَصِروا بِها عَلَی الفَرائِضِ

برای دل ها اشتیاق و اعراض(آمادگی و ماندگی) است. پس هرگاه رو کرد آن را به انجام مستحبات وادارید و هرگاه رو برگرداند به انجام واجبات اکتفا کنید .

چند ساعت مطالعة پیاپی - حتی اگر به سردرد و پریشانی نرسد - چون به تکلف و تحمیل، انجام گرفته، طراوت و نشاط و رغبت ما را به مطالعه کتاب از بین می‏برد. اما توزیع همین چند ساعت بر زمان، امید استمرار آن را افزایش می‏بخشد و نشاط و علاقة ما را حفظ می‏کند.

بزرگان اخلاق می‏فرمایند: اگر علاقه به اقامة 10 رکعت نماز مستحبی دارید 12 رکعت نخوانید؛ زیرا دو رکعت پایانی که به تحمیل و با فشار و بی‏حوصلگی انجام گرفته، خاطرة ناخوشایندی از خود در ذهن ما باقی می‏گذارد. همین تصویر نامبارک و آزاردهنده، انگیزه و اشتیاق و طلب ما را برای تکرار عمل کم می‏کند. اما اگر هشت رکعت خوانده شود، لذتی که از این عملِ زنده و پرطراوت تجربه می‏شود دو نتیجه در پی دارد .

اول: پیدایش تصویری دل‏انگیز و خاطره‏ای شیرین در ذهن.

دوم: پایداری شوق و عطش و تقاضا برای تکرار عمل در دل.

این توصیه شبیه توصیه به دست برداشتن از غذا قبل از سیر شدن است و علاوه بر عبادت در برنامه‏ های دیگر نیز باید رعایت شود.  

در احادیث از امام حسن عسکری علیه السلام نیز نقل شده است که : «اذا نَشَطَتِ القُلوب فَاَودِعوها، و اذا نَفَرَت فَوَدِّعوها.» یعنی: «هنگامی که قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپارید؛ و وقتی که گریزان اند آنها را وا گذارید.» (بحارالانوار، ج 75، ص 377)
در این احادیث و احادیث دیگر به یکی دیگر از آداب قلبی عبادات اشاره شده است که از آداب مهم در سیر و سلوک الی الله است و آن عبارت از «مراعات» است. «مراعات»، یعنی سالک در هر مرتبه ای که هست، در حال مجاهدت علمی یا نفسانی یا عملی، مراعات حال خود را بکند و با رفق و مدارا با نفس رفتار نماید و چیزی بیش از طاقت و حالت خود بر خود تحمیل نکند.

«مراعات» خصوصاً برای جوان ها و تازه کارها بسیار مهم است زیرا ممکن است اگر جوان ها با رفق و مدارا با نفس رفتار نکنند و نیازهای طبیعی نفس را به اندازه ی احتیاج آن و از طریق حلال ادا نکنند، گرفتار خطر عظیمی شوند که قابل جبران نباشد. آن خطر این است که گاهی نفس به دلیل سخت گیری فوق العاده، عنان گسیخته می شود و زمام اختیار را از دست انسان می گیرد و نیازهای طبیعی که متراکم شد و خصوصاً آتش تیز شهوت که بیش از حد تحت فشار قرار گرفت ناگهان محترق شده و مملکت وجود را می سوزاند. و اگر خدای نخواسته سالکی عنان گسیخته شود یا زاهدی بی اختیار گردد چنان در پرتگاه می افتد که روی نجات را هم نخواهد دید و دیگر هرگز به راه سعادت و رستگاری باز نخواهد گشت.

روح انسان از لطافت بالایی برخوردار است و اگر فشاری بر آن وارد شود عکس العمل نشان داده و ممکن است از آن عمل به کلی دوری نماید. از این روست که رسول الله (صلی الله علیه و آله) خطاب به اصحاب خویش می‌فرمایند: «خُذوا مِنَ العِبادَةِ ما تُطیقونَ؛ فإنَّ اللّه‏ لا یَسأمُ حتّى تَسأموا»؛ «از عبادت به اندازه‏اى که توان دارید، برگیرید؛ زیرا خداوند خسته نمى‏شود تا اینکه شما خسته شوید» (کنزالعمال، ح 5301)


پی نوشت:
سایت عرفان
پاتوق بچه شیعه ها
سایت آیت الله مصباح یزدی
تبیان
منبع:روضه


:: بازدید از این مطلب : 1923
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که کسی در کنار شما قرار بگیرد و به خاطر برخورد خوبتان، قفل ارتباط را بشکند و باب صحبت را باز کند و این، مقدمه ی خیلی از درد دل ها یا یک دوستی طولانی شود. برای من که زیاد اتفاق افتاده. مثلاً یک بار داشتم کنار خیابانی، وارد سوپرمارکتی می شدم. دیدم عده ای جوان جویای جام (!) دور هم ایستاده اند و حسابی سرخوشند. به همه شان سلام کردم و وارد مغازه شدم.

یکی از آن ها که بهره‌ای از جمال داشت و سر و وضعش بیش تر از بقیه، مطابق مُد بود؛ پشت سر من وارد مغازه شد.

مغازه دار که گویا با آن جوان رفاقتی داشت؛ به شوخی به او گفت: «زود بیا کارت را بگو و خرید کن و برو که برای حاج آقا مزاحمتی ایجاد نشه!»

فوراً سرم را از لای اجناس بالا آوردم و گفتم: «نه آقای گل، منتظر من نباش. وقت شما بیش‌تر از من می‌ارزد!»

آن‌ها که بدشان نمی‌آمد سر به سر بگذارند؛ رو به من گفتند: «آخه حاج آقا! بعضی ها، در کنار ما جوان ها راحت نیستند. ظاهرِ ما، اذیتشون میکنه.»

خندیدم و گفتم: «بقیه رو نمی دونم. ولی از نظر من، ظاهر شما مشکلی نداره! اگر هم مشکلی داشت، من به خودم این اجازه رو نمی‌دم که از بودن در کنار جوانی مثل شما اکراه داشته باشم.»

هنوز خیلی از مغازه فاصله ای نداشتم که صدای همان جوان، مرا نگه داشت.

ـ آقا شما با همه فرق داری!

ـ با همه که نه! فقط با اونائی که دین رو ارثِ آباء و اجدادی شون می دونن!

و مدت طولانی با هم صحبت کردیم. بعد از خداحافظی، در فکر شده بودم که دل این جوان ها، عجب زمین صافی است که ما، گاه با کمباین به جانش می‌افتیم! ای کاش همه‌ی ما، زمین شناس بودیم!

همین چند وقت پیش بود که در مشهد، کارت دعوتی به دستم رسید. می توانستم به آدرس آن کارت مراجعه کنم و از آن جا، قدری شله‌ نذری بگیرم. بنده هم با این که عادت به این کارها ندارم ولی احترام قائل شدم و به طرف آدرس حرکت کردم.

جلوی حسینیه‌ی مقصد، صف کوتاهی بود و چند نفر خانم با حجاب نصفه نیمه، جلوی من بودند. نوبت که به آن‌ها رسید با کمال تعجب دیدم دو پیرمردی که مسئول دیگ بودند؛ با این دو خانم برخورد تندی کردند و جلوی همه داد زدند: «حالا که پوشش مناسبی ندارید، شله نمیدهیم!» و درگیری لفظی کوتاهی پیش آمد و آن دو خانم، شرمسار و عصبی راه خود را گرفتند و رفتند. صرف نظر از برخوردی که من آن‌جا انجام دادم؛ دیدن آن صحنه‌ی تأسّف‌انگیز، تا مدت‌ها ذهنم را به خود مشغول کرده بود. تا این که روزی روایتی جالب و تکان دهنده از حضرت عسکری علیه‌السلام دیدم. ببینید امام علیه‌السلام، در موردی مشابه ـ بلکه بسیار بدترـ چه عکس العملی نشان دادند:

در زمان حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام، اتفاق عجیبی افتاد و آن این بود که یکی از شیعیان سرشناس ایشان، به نام سید ابوالحسن بن حسن بن جعفر، شرابی نوشید. دوباره هم این کار را تکرار کرد. کار به جایی رسید که گاه او را، کف به لب آورده، گوشه‌ی کوی و برزن‌ها می‌دیدند. خبر کم‌کم داشت بین مردم، سر باز می‌کرد.

سید ابوالحسن، آدم کمی نبود. از مشایخ «قم» بود. همه او را می‌شناختند و همین باعث می‌شد که لغزش سنگین او، دهان به دهان بپیچد. او، در عین وابستگی به شراب، روز به روز فقیرتر هم می‌شد تا این که روزی از سر عسرت، به سمت خانه وکیل امام عسکری علیه السلام رفت و دقّ الباب کرد.

وکیل امام عسکری علیه السلام، جناب احمد بن اسحاق، که خبرها به او رسیده بود؛ وقتی فهمید سید پشت در است، راهش نداد؛ و سید، غمین و افسرده، راه برگشت در پیش گرفت.

مدتی گذشت. وکیل حضرت، طبق عادت هر ساله، بعد از ایام حج، راه سامرا را در پیش گرفت تا خدمت امام علیه السلام، برسد و نامه‌ها و وجوهات را به خدمت حضرتش تسلیم کند.

بله، احمد بن اسحاق خدمت حضرت رسید و در کمال ناباوری، حضرت هم او را راه نداد.

احمد بن اسحاق، با تمامِ جلالت شأنش پشت در خانه ی حضرت نشست و آن قدر حضرت را التماس کرد تا این که از طرف حضرت پیغام آمد: «داخل بیا!»

احمدبن اسحاق، اشک چشمانش را پاک کرد و داخل دوید.

ـ یابن‌ رسول ‌الله! من از عاشقان کویَت هستم. آیا از شیفته‌ات، خطائی سر زده است که این خسته‌ی راه را، این‌گونه عقوبت می کنی؟!

ـ بله یا احمد. یادت هست آن روز، آن شیعه‌ی مسکین را در خانه ات راه ندادی؟!

ـ یابن رسول الله! من جانم را فدای اولاد رسول می‌کنم. ولی به خدا قسم، سید ابوالحسن را به ‌خاطر شرب خمر، از در خانه‌ی خود راندم.

ـ او فرزند رسول خدا بود. چرا حرمت نگاه نداشتی؟!

ـ یابن رسول الله! به ‌خدا، خبرِ کف‌های دهانش همه‌ جا رسید! مگر جدّتان رسول الله صلی الله علیه و آله نفرمودند: «شفاعت من، به شارب خمر نمی‌رسد.» مگر جدتان امام صادق علیه‌السلام، نفرمود: «شراب ام الخبائث است. با شراب‌خوار دوستی نکنید، به او زن ندهید، او را عیادت نکنید، تشییع نکنید...»

ـ پسر اسحاق! و الله همه این روایات، از اجداد من رسیده است! اما چه کنم که سید ابوالحسن، به ما منتسب است. چاره‌ای نیست. او شیعه‌ی ماست. تو حق نداشتی او را از خود برانی.»

من مدت‌ها به این روایت فکر می‌کردم... . درست است که آن سید خاطی، فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله بود ولی «شیعه» هم بود. و به نظر من «شیعه بودنِ» او از «سید بودن»ش مهم‌تر بود. زیرا بنی عباسِ زمان امام عسکری علیه‌السلام هم سید بودند ولی امام، هرگز چنین ارزشی برای آن‌ها قائل نبود.

در واقع، شیعه بودن او در کنار انتسابش به رسول خدا صلی الله علیه و آله، باعث شد حضرت از گناه سنگینِ «شرب خمر» او صرف نظر کند! برای این‌که او بماند. برای این‌که او عوض شود و برای این‌که او برگردد. اگر امیدی به بازگشت باشد، باید با گناه‌کار ملاطفت کرد. باید! و الّا پشت در خانه‌ی امام می مانی!

آه که چقدر وظیفه سنگین است!

خلاصه، وکیل امام به قم بازگشت. همه به دیدن او آمدند. در میان مردم، سید ابوالحسن هم با سری شرمسار و اندوهگین و شاید از شدّت نیاز، به خوان کرم احمد بن اسحاق وارد شد. جناب احمد هم تا او را دید، برخواست و به استقبالش دوید و او را در صدر مجلس نشاند!

سید در عین ناباوری، علت را پرسید و آن قدر اصرار کرد تا وکیل امام، ماجرا را گفت. شنیدن ماجرا همانا و توبه و اشک و بازگشت سید ابوالحسن همان.

به منزل برگشت و تمام جام‌ها و قدح‌ها را شکست و بعد از آن، همیشه او را گوشه‌ی مسجدی، معتکف می‌دیدند. بعد از وفات هم، افتخار همسایگی بانوی دو عالم، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام نصیبش شد.

آه که چقدر وظیفه سنگین است!

منبع:فرهنگ


:: بازدید از این مطلب : 1922
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

امام حسن عسکری(ع) چشمه‌سار عبادت و تضرع به درگاه حضرت حق بود و چه بسیار گمراهانی که با مشاهده عبادت‌ها و مناجات‌های خالصانه حضرت، به یاد خدا افتادند. مانند سنگ‌دل‌ترین و خشن‌ترین مأموران شکنجه که گفتند؛ ما با دیدن فردی که دائم در حال عبادت و راز و نیاز با معبود خویش است، نه سخن می‌گوید و نه به چیزی سرگرم می‌گردد، لرزه بر اندام‌مان می‌افت و آن‌چنان منقلب می‌گردیم که نمی‌توانیم خود را از عبادت و تضرع به آستان ربوبیت نگه داریم.

و در عین عبودیت چه زیبا فرمود: عبادت، به نماز و روزه بسیار نیست؛ بلکه عبادت، به تعبد بسیار و اندیشیدن در کار خدا و تفکر در امر پروردگار می‌باشد.

در زادروز پدر آخرین منجی  با جانی خسته از رنج انتظار و اندک نفس باقیمانده از کمیل‌های تنها مانده در کویر گناه به عزیزترین حاضر غایب ازچشم خواهیم گفت؛ عزیزا، دگر چه حد صبر و تاب؟ بتاب ای بلند آفتاب ... زمین مسخ و همه عهد و آئین‌ها فسخ شد؟

و آن زمان که نسیم وحی در حرمین عسکرین برای هدایت پیروانش زیارت عاشورا زمزه می‌کند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می‌کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می‌سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود.

خشم و غضب، کلید هر بدی است. بدخواه و کینه‌توز، کم‌ترین آسایشی را دارند. قلب احمق بر زبان اوست و زبان خردمند در پس قلب اوست. خوشحالی کردن در نزد شخص غم زده، از بی ادبی است.

بهترین برادران تو، کسانی هستند که بدی هایت را فراموش می کنند، ولی نیکی هایت را همواره به یاد دارند. آنکه از مردم پروانداشته باشد، از خدا نیز نمی‌ترسد. خنده بیجا، نشانه جهل است. جدال مکن که آبرو و هیبت تو زایل می‌گردد و شوخی مکن که بر تو دلیر می‌شوند.

شرک در میان مردم، از حرکت مورچه بر جاده ای سیاه در شبی تیره، پنهان‌تر است. تربیت نادان و بازداشتن انسان از کاری که بدان عادت کرده، به معجزه می‌ماند. حَسودان، ناآسوده ترین مردمان‌اند.

منبع:ایکنا


:: بازدید از این مطلب : 1821
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 602789546
|
مجموع امتیاز : 602789546
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

امام حسن عسکری(ع) در حدیثی گران‌بها معیار انسانهای مکتبی در دوستی و دشمنی را بیان فرموده‌اند.
 امام حسن عسکری(ع) فرمودند:
محبت خوبان با یکدیگر برای خوبان پاداش است. محبت تبهکاران نسبت به خوبان، برای خوبان فضیلت است.
دشمنی تبهکاران با خوبان، زینت است برای خوبان. و دشمنی نیکان با تبهکاران مایه خواری و رسوایی تبهکاران است.
 

متن حدیث:

حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضیلَهٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَیْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.


پی نوشت:
«بحارالانوار،جلد78، صفحه 372»


:: بازدید از این مطلب : 1866
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

آیت الله محسن فقیهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  در گفت گو با «حوزه» فعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و توصیه های اخلاقی و عرفانی امام حسن عسکری (ع) به شیعیان را تشریح کرد.

امام حسن عسکری(ع)، در طول دوران امامت شش ساله خود با سه خلیفه عباسی (المعتز، المهتدی و المعتمد) هم عصر بود و از سخت ترین دوران حیات آن امام معصوم (ع)و شیعیان به حساب می آمد. خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت ‏به ‏امامان دریغ نمی کردند و این فشارها در عصر امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و خصوصا امام حسن عسکری(ع) در سامراء به اوج خود رسید.

فشار و اختناق بر امام حسن عسکری(ع) فوق العاده شدید بود. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بودند تا جایی که امام(ره) را وادار کردند هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود. و به همین مقدار هم بسنده نکردند، بلکه «معتز» امام را زندانی کرد و حتی به سعید حاجب‏، دستور داد که امام را به طرف کوفه ببرد و در راه او را به قتل برساند. اما به فضل الهی خود او به قتل رسید. پس از او «مهتدی‏» نیز امام را حبس کرد و تصمیم به قتل حضرت داشت که خداوند مهلت نداد و او هم به قتل رسید. اما امام عسکری(ع)، با وجود همه این فشارها، کنترلها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی فعالیت های سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی چشم گیری انجام دادند که به صورت خلاصه عرض می کنم:

الف- در دفاع از آیین اسلام و پاسخ به شبهات مخالفان، و در تبیین و ترویج اسلام ناب خدمات بزرگی انجام دادند.گرچه امام(ع) همیشه در فشار و خفقان بود، اما شاگردانی تربیت کردند که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات نقش مؤثری داشتند.

شیخ طوسی، شاگردان حضرت را بیش از صد نفر ثبت کرده است  که در میان آنان چهره‏های برجسته ای مانند: ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، ابو عمرو عثمان بن سعید عمری، احمد بن اسحاق اشعری قمی، علی بن جعفر، عبد الله بن جعفر حمیری و محمد بن حسن صفار به چشم می‏خورند.

ب- با تعیین نمایندگان ‏و اعزام پیک ها و ارسال پیامها، یک شبکه ارتباطی مهمی با شیعیان مناطق مختلف  ایجاد کردند.

ج- علی رغم تمامی کنترل ها و مراقبتهای شدید، هیچ  وقت دست از فعالیتهای سری سیاسی، حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، تقویت رجال سیاسی و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات بر نداشتند.

چرا امام  حسن عسکری(ع) نظام وکالتی را تاسیس کردند؟

نظام وکالت به قبل از دوران امامت امام عسکری(ع) باز می گردد. در حقیقت از زمانی که روابط امامان معصوم(ع) با مردم  توسط دستگاه حکومتی  مورد کنترل قرار گرفت و آن  بزرگواران را زندانی کردند، روش نوین ارتباط وکالتی و نمایندگی توسط امامان معصوم(ع) ایجاد شد.

پس از شهادت امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) نیز نظام وکالتی را همچنان ادامه داد، اما با توجه به گسترش و پراکندگی شیعیان در شهرهای گوناگونی مانند،کوفه، مدائن، یمن، بغداد، ری، آذربایجان، نیشابور، قم، سامرا، بصره و گرگان، امام(ع) برای حفظ شیعیان این مناطق، شبکه ارتباطی قویتری ایجاد کرد؛ زیرا گستردگی و پراکندگی مراکز تجمعِ شیعیان، ایجاب می کرد تا با یک سازمان ارتباطی منطقی، شیعیان را با حوزه امامت پیوند دهد و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری کنند، لذا نمایندگانی، از چهره های درخشان و شخصیت های برجسته شیعه را در بلاد مختلف  منصوب کرد تا اینکه توانست از این طریق با شیعیان ارتباط منظم و دقیقی برقرار کند؛ از جمله این نمایندگان: ابراهیم بن عبده، نماینده امام در نیشابور و احمدبن اسحاق بن عبدالله قمی اشعری در قم بودند.

البته امامان معصوم(ع) با ایجاد نظام وکالتی، اهداف والایی چون؛ حراست از نظام تشیع، گسترش آموزه های شیعه در قالب کلام و حدیث، دفع افکار انحرافی از بین شیعیان، ایجاد آمادگی در جامعه شیعی برای آغاز غیبت صغری، وصول واجبات مالی شیعیان و رساندن آنها به امامان معصوم(ع) را دنبال می کردند که بسیاری از این اهداف در غیر نظام وکالت قابل دست یابی نبود.

روش های تبلیغی امام حسن عسكري(ع) باتوجه به خفقان حاکم

وظیفه اصلی و خطیر تمام امامان شیعه(ع)، رهبری و هدایت امت پیامبر(ص) است. البته شرایط و مقتضیات زمان هر امامی، می تواند با امام دیگر متفاوت باشد. لذا امام حسن عسکری(ع) با توجه به كنترل بي‌وقفة حكومت و جوّ خفقان آن زمان، فعاليت‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و علمي خود را بسيار هوشيارانه و با تدابير امنيتي خاص انجام مي‌دادند.

ازمهم ‌ترین فعالیت‌های علمی و تبلیغی امام حسن عسکری(ع): شبهه‌زدایی و تربيت شاگردانی بود که هر یک سهم عظیمی در گسترش معارف ناب تشیع و رفع شبهات داشتند.

و از ديگر شیوه‌های مهم در سیرة تبلیغی امام عسکری(ع): بیان و احیای سنّت‌های متروک، مبارزه با گروه‌های منحرف و جریان‌های فکری كژانديش، تشویق نويسندگان و صاحبان فكر و قلم بود، مثلا وقتی يونس آل‌يقطين كتاب «يوم و ليله» را نگاشت، امام عسكري(ع) از مؤلفش قدرداني نمود و ‌فرمود: خداوند در برابر هر حرف آن، نوري در قيامت به او عطا مي‌كند. بر اثر همين تشويق‌هاي امام بود كه 16 تن از شاگردان حضرت دست به تاليف برده و 118 عنوان كتاب را به ثمر نشاندند. براي نمونه، علي‌‌بن‌حسن فضال، 36 كتاب، محمّدبن‌حسن صفار، 35 كتاب، عبدالله‌بن‌جعفر حميري، 19 كتاب، احمد‌بن‌ابراهيم، 7 كتاب و هارون‌بن‌مسلم، 6 كتاب براي پيروان امام به يادگار گذاشتند.

برخورد امام حسن عسکری(ع) با فرقه های کلامی و مکاتب انحرافی

امام حسن عسکری(ع)، در عصری زندگی می کرد که گروه های مختلفی از غُلات، صوفیه و ثنویه، بسیار فعال بودند به نحوی که هرکدام به اندازۀ خود، انحرافی عظیم، در دین ایجاد می کردند؛ به حدی که برخی از شیعیان، در امامت امام حسن عسکری(ع) دچار تردید شدند، تا آنجا که امام(ع) فرموند: «مَا مُنِيَ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي بِمِثْلِ مَا مُنِيتُ بِهِ مِنْ شَكِّ هَذِهِ الْعِصَابَةِ فِيَّ فَإِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ أَمْراً اعْتَقَدْتُمُوهُ وَ دِنْتُمْ بِهِ إِلَى وَقْتٍ ثُمَّ يَنْقَطِعُ فَلِلشَّكِّ مَوْضِعٌ وَ إِنْ كَانَ مُتَّصِلًا مَا اتَّصَلَتْ أُمُورُ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى هَذَا الشَّك ؛ هیچ یک از پدرانم، آن گونه که من گرفتار تردیدِ گروهی ازشیعیان خود شدم، مورد تردید واقع نشدند. اگر این موضوع امامت که شما به آن معتقد و پایبندید موقت و منقطع بود، جای شک و تردید داشت، و اگر امامت امری پیوسته و مستمر است که چنین است و تا زمانی که امور الهی جریان دارد پا برجاست، دیگر این شک و تردید چه معنایی دارد؟.

 از این رو حضرت، برای عبور از این بحران و برخورد با این گونه انحرافات برنامه های منسجمی مانند، تلاش های وسیع علمی، پرورش شاگردان، معرفی جانشین، توجیه و راهنمایی بزرگان، روشنگری و افشاگری را، در جهت مبارزه با غلات، صوفیان و ثنویه در رأس کارهای خود قرار دادند.

مثلاً: وقتی متوجه شد که اسحاق کندی در عراق، کتابی درباره تناقضات قرآن نوشته و درباره قرآن شبهه ایجاد کرده، به بعضی از شاگردان او، فرمودند: آیا در میان شما فرد فاضلی نیست که پاسخ کندی را بدهد؟ یکی گفت: او استاد ماست، ما چگونه به او انتقاد کنیم؟ امام فرمودند: اگر من نکته ای به تو بگویم، به اسحاق کندی منتقل می کنی؟ گفت: آری، آن گاه امام، دلایلی در ردّ شبهه افکنی های اسحاق به شاگرد او آموخت و حتی شیوه بحث و برخورد با او را هم بیان کرد. وقتی اسحاق آن حرف ها را شنید، به اشتباه خود پی برد و تمام نوشته ها را سوزاند.

به هر حال، امام نیز بنا به وظیفه خویش، به شبهه زدایی و تبیین عقاید حق و راستین می پرداختند. و با ازبین بردن ترديد، ذهن مسلمانان را به سوي حقيقت رهنمون مي ساخت و مي كوشيد با جلوگيري از فرقه سازي و يا گسترش آن، وحدت را درميان مسلمانان حفظ و تقويت كنند. و با حفظ اصول اساسي دين (توحيد، نبوت، معاد و قرآن و كعبه) هیچوقت به مطالب و مسائل اختلافي و جزيي دامن نمی زدند. و با درايت خود توانست امت را به ويژه شيعيان را به صورت جمعي حفظ كند و روز به روز برقدرت و شمار آنان بيفزايد.

بهترین توصیه اخلاقی و عرفانی امام حسن عسکری(ع) برای شیعیان

وصاياي و رهنمودهاي امام عسكري (ع) به شيعيان، تماما ضامن رشد و تكامل و پيشرفت  همه بشریت است، برای نمونه متن کامل یک نمونه وصایای امام حسن عسکری(ع) که به ابن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) مرقوم داشته اند و درمناقب ابن شهر آشوب ذکر شده است را عرض می کنم .

بسم الله الرحمن الرحيم

 حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است، و عاقبت نيك براي پرهيزكاران مي باشد، و بهشت براي يكتا پرستان، و آتش دوزخ براي منكران است، و عدواني جز بر ستگمران نيست، و معبودي جز خداي يكتا وجود ندارد، كه برترين آفريدگار است، درود بر بهترين خلقش محمد(ص) و عترت پاكش.

اما بعد اوصيک يا شَيخيِ و مْعًتَمُدي و فَقيهي اَبُالْحُسُنِ عُليِ بًنِ الحْسًينِ قُمي…؛ سفارش مي كنم تو را اي شيخ و مورد اعتماد و فقيه من، ابوالحسن، علي بن الحسين قمي، خداوند تو را بر آنچه مورد خشنودي او است موفق بدارد، و در پرتو رحمتش فرزندان شايسته در نسل تو قرار دهد.(سفارش مي كنم تو را) به تقوا و پرهيزكاري و برپا داري نماز و دادن زكات، زيرا نماز از كسي كه زكات نمي دهد قبول نمي شود، و تو را سفارش مي كنم به بخشيدن لغزش هاي ديگران، فرو بردن خشم هنگام غضب، صله رحم، ايثار و همكاري با برادران ديني، و كوشش در تأمين نيازهاي آن ها در هنگام سختي و آساني، تعقل و خردمندي در زمان جهل و ناداني.

دين شناسي و استواري در امور، و فراگيري قرآن و پيوند معنوي با آن، خوش اخلاقي و امر به معروف و نهي از منكر كه خداوند مي فرمايد:

"لا خَيْرَ فِي كَثِير مِنْ نَجْواهُمْ اِلا مَنْ اَمَرَ بصَدَقهٍ اَوْ مَعْروُفٍ، اَوْ اِصْلاحٍ بَيْنَ الناس؛

از بسياري از درِ گوشي(و جلسات محرمانه) آنها(منافقان و منكران) خير و سودي نيسيت، مگر كسي كه(به اين وسيله) امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند، و هر كس براي خشنودي خداوند چنين كند، پاداش بزرگي به او خواهيم داد. و دوري از همه زشتي ها. و بر تو باد به نماز شب، همانا پيامبر(ص) به  حضرت علي(ع) چنين وصيت كرد:"يا عليٌ عَلَيْكَ بِصَلوهِ اللَيلِ، عَلَيْكَ بِصَلوهِ اللَيلِ و مَنْ اسْتَخَفَ بِصَلوهِ اللَيلِ فَلَيْسَ مِنا؛

اي علي بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، و كسي كه نماز شب را سبك بشمرد از ما نيست. به سفارش ما عمل كن، و آنچه را به تو امر كردم، به همه شيعيانم امر كن تا به آن عمل كنند. و بر تو باد به صبر انتظار فرج(امام مهدي(ع) همانا پيامبر(ص) فرموند: بهترين اعمال امت من، انتظار فرج است، و همواره شيعيان ما در اندوه هستند، تا پسر من آشكار گردد، همان كه پيامبر(ص) در مورد او چنين مژده داد: او سراسر زمين را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد كند، اي شيخ من! و اي مورد اعتماد من ابوالحسن! صبر كن و همه شيعيانم را به صبر و استقامت امر كن؛"اِنَ الْاَرْضَ لِلهِ يُورِثُها مِنْ عِبادِهِ، وَالْعاقِبَهُ لِلْمُتَقينَ؛ همانا سراسر زمين از آن خدا است، و آن را به هر كس بخواهد(و شايسته بداند) واگذار مي كند، و سرانجام(نيك) براي پرهيزكاران است.

و سلام بر تو و همه شيعيان ما، و رحمت و بركات خدا بر آنها، و خداي براي ما كافي و نگهبان، و مولاي نيك و ياور نيكو مي باشد.


:: بازدید از این مطلب : 2063
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

حمید محمدی محمدی: تا چند وقت قبل به خودم این جرأت را نمی‌دادم که به او بگویم: «پیرمرد» اما حالا که آن قامت بلند و استوار، روی تخت بیماری افتاده و صدای پرتحکمش به سختی از حنجره بیرون می‌آید، می‌توانیم بگوییم که حاج علی آهی به روزگار پیری رسیده است.


 
حاج میرزا علی آهی، که بیش‌تر به اختصار، همان علی آهی شناخته می‌شود، بعد از درگذشت کوچکترین فرزندش در شهریور امسال، چنان از پا افتاد که حالا با واکر و ویلچر و یا با کمک دیگران قدم از قدم برمی‌دارد. در حالی که تا قبل از تابستان امسال، جز در چند مورد بیماری، حسابی قبراق و سرحال بود و قامت رعنای این مرد 86 ساله، استواری امام راحل را تداعی می‌کرد. به گونه‌ای که حتی به دلیل شباهت‌های مختلف او با بنیانگذار جمهوری اسلامی، برخی از مذهبیون، او را امام مداحان می‌دانستند. چنین لقبی، سخت برازنده آهی است که در همه سال‌های گذشته، رهبری و سیادت طیف وسیعی از مداحان و ذاکران را بر عهده داشته و آنان را چون معلمی سخت‌گیر و پروسواس در زمینه شعر،‌ مقتل و ترویج عقاید ناب شیعی راهنمایی کرده است.

حاجی آهی را جمعه گذشته در خانه‌اش در جوار مسجد امیرالمومنین (ع) در محله احمدیه تهران ملاقات کردم. او این مسجد را خودش بازسازی کرد و نام آن را از «مسجد آهی» ـ‌ که یادگار پدرش بود ـ به نام نامی حضرت بوتراب تغییر داد. روی تشکچه‌ای مواج نشسته بود و یک پتوی نازک گل‌گلی، نیمی از آن قامت را پوشانده بود.
وقتی قرار شد دوربین‌ها،‌ تصویری از او بگیرند و مصاحبه‌ای به مناسبت نکوداشت این شخصیت بزرگ تهیه شود، اشاره کرد که عبایش را بیاورند. هرچند از آن پالتوی بلند طوسی که در همه عکس‌های قدیمی می‌شود بر تن او مشاهده کرد، خبری نبود. عبا را انداخت و آن را خوب جفت و جور کرد روی تن و بدن.

صدایش اما شنیده نمی‌شد و تنها جوهره‌ای از صدا از پیچ و تاب سیم‌های نازک عبور می‌کرد و به گوش فیلمبردارها می‌رسید. آنها نمی‌توانستند بگویند:‌ «لطفا بلندتر!» چون واقعاً چنین خواسته‌ای، انتظار نامعقول به نظر می‌رسید و آهی، از هر سه کلمه‌ای که می‌گفت، یکی‌ شاید شنیده می‌شد.

حافظه‌اش اما خوب یاری می‌کرد. یادش می‌آمد که روزی در محضر امام (ره) در قم با مرحوم مهدی عراقی رفع کدورت کرده و وقتی فرزندش حسن، او را به یاد روضه‌خوانی در بیت آیت‌الله میلانی انداخت، خاطرات شیرین دیگری هم از آنجا نقل کرد؛ هرچند شکسته و بسته با صدای ضعیف و بی‌رمق.
یکی ـ دو ساعتی مهمان پیر فرزانه ستایشگران بودیم، اما این دیدار، بیش از آن که دربرگیرنده یک مصاحبه تلویزیونی باشد، عیادت و پرسش حال مردی بود که مرگ فرزند 40 ساله‌اش، چنان او را رنجور و ناتوان کرد که گویی در همین 5 ماه گذشته، سال‌ها پیرتر و آسیب‌پذیرتر شده است.

 
 
آن طور که از بنیاد دعبل شنیده می‌شود، قرار است برای حاج علی آهی، شاعر، مداح و تنها بازمانده شاگردان آقاشیخ جواد خراسانی، به زودی آیین نکوداشتی برگزار شود، اما در جایی که او چند جلسه از جلسات هفتگی چهارشنبه‌های خانه مداحان را غایب بوده است، نمی‌شود حدس زد که مراسم نکوداشت آهی با حضور یا بدون حضورش برگزار می‌شود.

حالا می‌شود گفت که آهی،‌ همان مرد استوار صحنه‌های انقلاب، یار امام (ره) و مرشد و بزرگ مداحان در سال‌های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، عنصر اتحاد شیعه و سنی در زمان تصدی مسئولیت نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان، شاعر آئینی، استوانه اصلی و اساسی تشکیل مجامع مداحی کشور و پیگیری کننده مسائل صنفی ذاکران پیشکسوت اباعبدالله (ع) واقعاً پیر شده است.

برای سلامتی این مرد بزرگ، دست به دعا برمی‌داریم.


:: بازدید از این مطلب : 1789
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

نکاتی از سخنان حجت الاسلام نقویان را بخوانید؛

_ دین داری قبل از پاسخ دین داران در قیامت باید یک جواب نقد و یک اجر حاضری برای دین مداران داشته باشد و اگر کسانی دین را این طور تفسیر کنند که دین یعنی یک سری محدودیت ها و زحمات و قید و بندهایی که بعدا قرار است که به شما جواب بدهد و قرار باشد که در کاسه دنیایی ما چیزی نگذارد و فقط دلخوش به این باشیم که به بهشت می رویم شاید این حرف درستی نباشد.

_ انقلاب ما یک انقلاب دینی بود و در آموزه های دینی دنیا حساب و لحاظ شده است. خدا در سوره هود می فرماید که خدا شما را از زمین آفرید و از شما خواست که زمین را آباد کنید. در سطر اول عهد نامه مالک در نهج البلاغه می بینیم که حضرت می فرماید مالک تو برای چهار کار رفتی که اول این است که چون حکومت دینی پول می خواهد باید از مردم مالیات بگیرید. دوم این که اگر کسی بخواهد با چشم خصومت و دشمنی به مردم نگاه کند با او می جنگیم که همان امنیت جهادی و فرهنگی و اقتصادی است. و سومین مورد این است که مردم باید در یک آرامش روحی و روانی به سر ببرند و چهارم مورد این است که شهرهایشان باید آباد شود.

_ این حرف صحیحی نیست که دین به دنیای شما کاری ندارد. دنیا و آخرت به هم گره خورده است. دنیا است که می تواند آخرت را بسازد. حضرت امیر می فرماید که دنیا محل تجارت برای مؤمنین است. در روایت دیگری است که یکی از بهترین کمک های بهشت این است که در دنیا انسان وضعش خوب باشد.

_ دین باید دنیا را آباد کند. حضرت امیرالمؤمنین به مردم کوفه می فرماید که هیچ کس نیست که از سه نعمت برخوردار نباشند. این سه نعمت آب آشامیدنی سالم، سر پناه و نان گندم است که این یعنی که وضعیت شما در زیر سایه حکومت من خوب شده است.

_ دین باید به مردم در دنیا یک علی الحساب نقدی بدهد. بازار تجاری بازار رقابت است و اگر امروز از رقیب عقب بمانید کارتان خراب است. در دنیا امروزی ما می خواهیم دلال دین باشیم. دین داری واقعی یعنی این که جمع دین و دنیا باید با هم باشد.

_ دین به ما در ابتدا آرامش می دهد. هر نقاشی که کشیدم همان را در روز قیامت خداوند به ما می دهد. کسانی هستند که از چهره خود گرگ می کشند. ما در عمر همیشه در حال نقاشی هستیم. فقط خداوند یک لطفی که به ما کرده این است که به ما پاک کن هم داده و گفته که هر جا که اشتباه کردید آن را پاک کنید. البته الگو هم به ما داده که یک چهره امیرالمؤمنین است و سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا می باشد.

_ ابتدا باید دلت آرام باشد تا بتوانی که یک نقاشی زیبا در آن بکشی که دین این آرامش را به تو می دهد که این اجرت نقد دین است. هر کجا دیدید که دنیایتان مضطرب است بدانید که دین داریتان خراب است و باید دین خود را درست کنید. و هر جا که احساس آرامش کردید بدانید که دین داریتان درست است. دین داری تخصص می خواهد. دین داری اولین چیزی که می آورد امنیت و آرامش است.


:: بازدید از این مطلب : 1947
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 19 بهمن 1393

سخنان حاج منصور ارضی در مراسم زیارت عاشورا 14 بهمن

در دعای 29 حوائج دنیا و آخرت بحث  اعمال یک سری از اولیاء خدا مورد نظر حضرت صادق علیه السلام هست . به اینجا رسیدیم : " وَ نُورَ الاْنبِیاَّءِ وَ صِدْقَهُمْ" هم نور انبیا موجب هدایت است و هم صدق آنها .  در اثر اعمال دشمنان انبیا را مسخره کردند و آنان را به شهادت رساندند . مسجد الحرام که می‌روی زیارت می‌کنی حدود دویست نبی در آنجا دفن شده است . اگر تاریخ را نگاه کنید می‌بینید که خیلی انبیا را اذیت کردند از اول تا خاتم و ما باید از صبر انبیا در امور خودمان درس بگیریم .اگر مصائبی که انبیا متحمل شدند را بدانیم همه‌ی مشکلاتمان را فراموش می‌کنیم و می‌گوییم خدا فقط من را از خودت جدا نکن . حتی انبیا هم بیمار می‌شدند و هرچه که اذیت می‌شدند بر صدق گفتار، صدق اعمال و صدق رفتارشان در جامعه تاثیری نمی‌گذاشت . لذا در این دعا می‌گوید " وَ نُورَ الاْنبِیاَّءِ وَ صِدْقَهُمْ" . ما هرچه الان داریم فیض می‌بریم و از نورش زندگیمان می‌چرخد از صدق پیغمبر اکرم صلوات الله علیه ،صدق امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها است . در ایام دهه فاطمیه خدمتتون عرض خواهم کرد که در یک دعا فقط صدق بی بی را بیان می‌کند و خطبه حضرت را که بررسی می‌کنی می‌بینی که چه مقامی را برای انبیا قرار می‌دهد و بعد پدر بزرگوارش را می‌گوید . این خطبه فدکیه را بخوانید که خیلی روی انسان اثر می‌گذارد .

ارزش عمل مجاهدین

"وَ نَجاةَ الْمُجاهِدینَ وَ ثَوابَهُمْ" توجه کنید بعضی‌ها که برای انقلاب کار کردند و فراموش شدند اما در کلام امام صادق علیه السلام فراموش شده نیستند . ما فراموش کردیم و می‌گوییم 36 سال گذشت . هم می‌خواهیم زیر بار حرف زور نرویم و هم سختی نکشیم . وقتی هم که به همدیگر می‌رسیم فقط گله می‌کنیم و از مسائل مادی و صحبت می‌کنیم . واقعا خدا نجات داد مجاهدین را . بعضی‌ها برای این انقلاب بدون هیاهو کار کردند و در همین ایام دهه فجر توسط یک سری نامرد به شهادت رسیدند و گمنام ماندند . به یادشان باشید و بدانید که اینها برای کلام امام رحمه الله علیه ارزش قائل بودند . حالا چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و در زمان جنگ و ارزش عملشان برای امام خیلی با ارزش است .

ایام دهه فجر را ارج نهید

 حالا ما باید چه کار کنیم ؟ ما باید ارج بنهمیم همانند عاشقان انقلاب که وقتی 12 بهمن می‌شود هم یاد امام می‌کنند هم تمام شهدا و کسانی که برای این انقلاب زحمت کشیده اند . امام آنقدر بر نفسش مسلط بود که وقتی آمد و رهبری جامعه را به عهده گرفت فرمود این نتیجه زحمات مردم است . فرمود به پشتوانه‌ی مردم من دولت تعیین می‌کنم یعنی این انقلاب نتیجه مجاهدت این مردم است . الان هم باید همین گونه  باشد . همه شعار امر به معروف و نهی از منکر می‌دهند و قانون هم تصویب می‌کنند اما عمل نمی‌شود . می‌گویند آمران به معروف و ناهیان از منکر در مصونیت هستند اما در عمل اتفاق دیگری می‌افتد . هر وقت که این ملت اراده کنند در صورت همکاری مسئولین یقینا می‌توانند فساد را ریشه کن کنند . این ایام را واقعا گرامی بدارید مخصوصا شما هیئتی‌ها . گرامی داشتن هم یعنی اینکه برای مسئولین دعا کنید اوضاع بهتر شود و ما دشمن شاد نشویم و به روح ملکوتی امام راحل و تمامی شهدایی که برای این انقلاب ساده و بی سر و صدا جان دادند سلام و صلوات بفرستید . انشاءالله که این دهه فجر برای شما هم نورانی باشد قدر این ایام را بدانید و از این شبها برای بیداری استفاده کنید و اصل بیداری یعنی دعا کردن . و برای همه دعا کنید و مانند خدا شوید که همه بدی‌های ما را می‌بیند ولی باز به ما احسان می‌کند .

از ماست که بر ماست

 اگر این هیئتها نبود مردم خیلی زودتر بی دین می‌شدند . هنوز از مسجد و هیئت صدای یا الله بلند می‌شود . بدانید خیلی از مشکلتمان از خودمان است . از درست عمل نکردن مسئولین خودمان است . در روایت اشاره شده امام صادق(ع) فرموده است:"و اذا جار الحکام فى القضاء امسک القطر من‏السماء" هر گاه زمامداران و حاکمان، در دادرسى ستم کنند، باران‏ از آسمان قطع مى‏شود (من لایحضر، ج 1، ص 524) . اگر مسولین درست عمل کنند این همه دزدی نمی‌شود . پس خود عمل نجات دادن مجاهد کبیر مانند حضرت امام و دیگر مجاهدین که به خاطر اسلام قدم برداشتند و ثوابش برای امام صادق علیه السلام آنقدر با ارزش است که به آن قسم می‌خورد انشاءالله خبر نابودی تمام دشمنان اسلام به زودی برسد و مطمئن باشید این دعاها بدون اثر نمی‌ماند و انشاءالله نتیجه این بی احترامی به ساحت مقدس پیامبر اعظم را خواهند دید . همان طور که همه را دعا می‌کنید دشمنان را هم نفرین کنید . این 70 استغفار صبح را هر روز بگویید . خیلی از حرف‌ها وکارها استغفار می‌خواهد . قرائت جز 28 قرآن را فراموش نکنید .


:: بازدید از این مطلب : 1541
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران