میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 128
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2419
:: بازدید ماه : 8173
:: بازدید سال : 14368
:: بازدید کلی : 14368
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 دی 1393

نکاتی از بیانات آیت الله ضیاآبادی را بخوانید؛

_ آیه 51 الی 53 سوره مبارکه کهف راجع به ابلیس است که وقتی دستور رسید که در مقابل آدم سحده کنید. ابلیس که بر اثر عبادات، خدا او  را بالا برده بود و در رده ملائکه قرار داده بود. قبول نکرد که بر اثر این امر جهنمی شد. شیطان هم از راه های مختلف به گمراهی مردم پرداخت.

_ خداوند به آدمیان عقل و اختیار داده که در مقابل شیطان مبارزه کنند و مقابله کنند. آدمیانی که از شیطان تبعیت کنند را خداوند جهنمی می کند. جهنم جایگاه آدمیانی می باشد که رهرو شیطان هستند. کسانی که با شیطان مبارزه کردند و متقی شدند اینان بهشتی هستند.

_کسانی که شیطان و ابلیس را با ذریه اش ولیّ خود قرار دادند و به حرف خداوند گوش فرا ندادند، این افراد جهنمی هستند. افراد جهنمی کسانی هستند که با شیطان و ابلیس و اولادش شریک هستند.

 _شیطان گروهی را هدایت می کند. همه آدمهایی که شیطان را ولیّ خود قرار دادند و شیطان هدایت آنها را برعهده دارند، جهنمی هستند. اینان جان نثار شیطان هستند. اینان تابع شیطان هستند و شریک شیطان هستند.اینان برای قرآن مشرک هستید.

_ مراقب باشید که شیطان شما را هدایت نکند. امامان را ولیّ خود قرار دهید. ولیّ معصوم اشتباه نمی کند. پیامبر و امام زمان ولیّ ما می باشند و خداوند اینان را برای هدایت ما فرستاده است. ولیّ از جانب خدا آمده است. اینان به همه چیز آگاه هستند.

_ خداوند تمام کارهایش را با سبب انجام می دهد. خداوند با آب سیراب می کند و با خورشید گرما می بخشد. پیامبر را خداوند انتخاب کرده تا مردم را هدایت کنند. امام زمان وسیله ای است که از جانب خداوند انتخاب شده که واسطه ای بین مردم و خداوند باشد.


:: بازدید از این مطلب : 2153
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 دی 1393

شهید مهدی نوروزی هنرمند عرصه مجاهدت و سودای جان عاریت با خدا بود... که شهادت هنر مردان خداست... او در دفع قتنه ها مرز نمی شناسد... برای او فتنه داعش در سامرا  و هتاکان به عاشورا در تهرا یکی است. ایرانی و  عراقی و اروپایی ندارد. باید مقابلش ایستاد.

یک روز مغازه‎ها را در خیابان‎های تهران آتش می‎زند، عابرین را برهنه می‎کند و با سنگ و چوب و آهن بر سر و صورتشان می‎زند، و یک روز در بیابان‎های عراق سر از بدن مخالفانش جدا می‎کند، پای این سر بریدن هلهله می‎کند و بعد هم از آن فیلم می‎گیرد و در دنیا منتشر می‎کند. یک روز در خیابان‎های تهران، به عزاداران روز عاشورای سیدالشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و تکیه و هیات‎هایشان را به آتش می‎کشد و یک روز در عراق و کربلا، به زائرین سید‎الشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و خود را در میان آنها منفجر می‎کند تا عزاداری را کم رونق کرده باشد.

* شهید مهدی نوروزی معتقد بود باید مقابل داعش ایستاد...

شهید نوروزی صدها کیلومتر دورتر از سرزمین محل تولدش به شهادت رسید تا اثبات کند که برای او امنیت مردمش آنقدری مهم هست که بخاطر آن ماه‎ها همسر و فرزند یکساله‎اش را تنها بگذارد و در کشوری دیگر اردو بزند، بجنگد و در آخر هم جانش را بدهد و شهید بشود. امنیت مردمش آنقدری مهم هست که نتواند آتش سوزاندن دشمنان این مردم در وسط خیابان‎های تهران 88 را تحمل کند و برای خواباندان غائله، به دل خطر بزند.

شهید نوروزی آنقدری شجاع بود که در میان همرزمانش لقب «شیر سامرا» را به خود گرفته بود. همچنان که آنقدری شجاع بود که یک تنه به دل لانه فتنه در قیطریه بزند و چشم فتنه را کور کند و ضربه‎اش آنقدر کاری باشد که تا سال‎ها عکسش را دست به دست کنند و برای سرش جایزه بگذارند.

* غسل شهادت مهدی و پوشیدن پیراهن مشکی قبل از شهادت

همرزم شهید مهدی نوروزی در آخرین عملیات سامرا در گفتگو با شبکه اطلاع رسانی مرصاد اظهار داشت: رفتار شهید نوروزی در شهب شهادتش عجیب بود زیرا غسل شهادت را انجام داد و پیراهن مشکی که همه ساله برای اقامه عزای ائمه می پوشید را برتن کرد.

حمید صلواتی گفت: مهدی در عملیاتی که شهید شد سکان فرماندهی را برعهده داشت و برایش به نتیجه رسیدنن عملیات خیلی مهم بود. مدام توصیه هایش را فریاد می زد و یک لحظه آرام و قرار نداشت.

وی گفت: چند ساعت مدام با انرژی عجیبی که داشت از این سو به آن سو می رفت و عملیات را هدایت می کرد. تعجب می کردی که چطور حتی لحظه ای به زمین نمی نشیند.

صلواتی ادامه داد: بعد از چند ساعت فریاد های مهدی دیگر به گوش نمی رسید. با چشم دنبال گشتم.با اصابت تیر مستقیم تک تیرانداز های دشمن ایشان به زمین افتاده بود. به سمتش دویدم... کمی که به او نزدیک شدم می دیدم که به شدت خونریزی دارد. تفنگش را نگاه کرد... هنوز فشنگ داشت.

وی گفت: لوله اسلحه را عصا کرد و بلند شد.. با زانو به زمین نشست و تا آنجا که گلوله داشت به سمت دشمن که فاصله زیادی نداشت شلیک کرد... تا آخرین گلوله.

صلواتی گفت: همیشه در چنین لحظاتی چیزی می گفت و لبخندی روی لبش می نشست . اما گلوله دوم هم به او اصابت کرد.

* یاحسین (ع) و یا زهرا (ع) ذکر آخر شهید نوروزی

این همرزم شهید ادامه داد: در لحظه آخر خودمان را به بالین وی رساندیم، من سر ایشان را روی سینه ام گذاشتم و شنیدم که ایشان ذکر یا حسین (ع) و یا زهرا (س) را بر لب داشت و با گفتن یا زهرا (س) به دیدار حق شتافت.

فرمانده سابق سپاه شهرستان کرمانشاه و از نزدیکان شهید نوروزی با بیان اینکه خصلت شجاعت شهید نوروزی اَظهَرُ من الشمس بود گفت: یکی از فرماندهان ارشد عملیات ها علیه گروهک های تکفیری به خاطر  این خلصت شهید نوروزی، وی را برای سخت ترین لحظات در همراهی خودش انتخاب کرده بود.

* مهدی داوطلب میدان های بدون داوطلب بود

سیروس جهانبخشی گفت: این فرمانده ارشد نقل می کردد که خیلی از کسانی که برای این لحظات داوطلب شده بودند یا مهارت کافی را نداشتند یا به محض اطلاع از مناطقی که باید می رفتند از برعهده گرفتن این کار پشیمان می شدند چون بیشتر این برنامه ریزی ها در شهرک صدر عراق که یکی از مناطق استراتژیک و عملیاتی است صورت می گرفت.

جهانبخشی ادامه داد: کسی که با شجاعت داوطلب شد شهید نوروزی بود که مهارت ایشان در کنار شجاعتش از او یک نیروی کارآمد می ساخت.

وی گفت: شهید نوروزی یکی از نیروهایی بود که هنگام دستگیری عبدالمالک ریگی به سیستان و بلوچستان می رود تا در روند ایجاد امنیت و آرامش در شهر نقش را ایفا کند.

وی در پایان گفت: سرداران عملیات های خطیر از ایشان به عنوان یک نیروی شجاع یاد می کنند و معتقدند تنها کسی که به تنهایی و حتی بدون همراه  آماده مقابله با مشکلات بود شهید نوروزی بود.

شهید مهدی نورزی روز گذشته در میان خیل عظیم دلدادگان به ائمه معصومین در کرمانشاه و روی پرنیانی از دستهای عاشقان حسین (ع) تشییع و در گلزار شهدای کرمانشاه به خاک سپرده شد.

منبع: مرصادنیوز


:: بازدید از این مطلب : 2264
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

علی نادری – رجانیوز: «حضور نیروهای حزب‎الله لبنان در تهران برای برخورد با اغتشاشات خیابانی»، خبری بود که از روزهای آغاز فتنه 88 بارها و بارها در شبکه‎های ماهواره‎ای و مجازی به آن اشاره شد. تبلیغی که البته یک پیوست نهایی داشت و آن هم زمیه‎سازی برای این شعار که «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران»!

 

البته استناد ضدانقلاب و افزادی چون امیرفرشاد ابراهیمی برای اثبات ادعای خود، تصاویری از دو جوان حزب‎اللهی در جریان مقابله با اغتشاشات بود که آنها را از فرماندهان اصلی حزب‎الله لبنان در تهران و برادر شهید استشهادی «منیف اشمر» در تهران و خصوصا در جریان مقابله با اغتشاشات 88 ، برخورد با مرکز فتنه قیطریه و مقابله با حرمت شکنان روز عاشورا معرفی کرده بودند.

 

 

 

 اما شب گذشته خبر آمد که همان برادر منیف اشمر و یکی از فرماندهان ارشد ادعایی حزب الله لبنان در تهران!کرمانشاهی بوده و بر خلاف برادرش، اسم و فامیلش مهدی نوروزی بوده و پس از گذشت 5 سال از فتنه 88  برای مقابله با داعش سر از شهر سامرا و جوار حرمین عسگریین علیمها السلام در آورده و همانجا هم در مقابله با داعش به شهادت رسیده است.

 

قطعا شهید مهدی نوروزی، جوان شجاع کرمانشاهی، برادر منیف اشمر لبنانی بود، همانطور که برادر بچه‎های سرایای خراسانی و جناح العسکری بدر عراق و آنچنان که برادر بچه‎های پایگاه بسیج شهید تیموری‌نیا کرمانشاه، و بچه‎های هیات مجانین‎الحسین(ع) تهران و همانگونه که برادر شهید مهدی تقوی در خوزستان.

مگر منیف اشمر چگونه می‎اندیشید؟! منیف اشمر هم برای اعتقاداتش مرزی قائل نبود. مرزش اعتقاداتش بود و برای حفظ  اعتقاداتش جانش را گرو گذاشته بود. همان کاری که مهدی نوروزی کرد.

 

چرا شهید نوروزی باید در کشوری دیگر و کیلومترها دورتر از کرمانشاه، شهر زادگاهش شهید شود!؟ این سوال مهم است و هرچقدر به آن پاسخ دهیم باز هم کم است.

حال که خون شهید نوروزی ریخته است، خیلی راحت‎تر می‎توان این ادعا را اثبات کرد که مجاهدت او برای اعتقاداتش بوده است و نه هیچ چیز دیگر. این اعتقادات آنقدری برایش مهم بوده است که جانش را کف دستش بگیرد و در لانه فتنه قیطریه به دل داعش‎های ایرانی بزند یا یک تنه جلوی داعش‎های یزیدی روز عاشورای سال 88 تهران روی پل حافظ جانفشانی کند و یا به عراق و سامرا برود و مقابل داعش عراقی بایستد.

 

برای نوروزی، داعش داعش است. ایرانی و عراقی و اروپایی نمی شناسد. باید مقابلش ایستاد، چون آمده است تا مرزهای استراتژیک انقلاب اسلامی را جابجا کند و به ایران و منافع استراتژیکش تجاوز کند.

برای شهید نوروزی داعش، داعش است. ایرانی و  عراقی و اروپایی نمی‎شناسد. باید مقابلش ایستاد. یک روز مغازه‎ها را در خیابان‎های تهران آتش می‎زند، عابرین را برهنه می‎کند و با سنگ و چوب و آهن بر سر و صورتشان می‎زند، و یک روز در بیابان‎های عراق سر از بدن مخالفانش جدا می‎کند، پای این سر بریدن هلهله می‎کند و بعد هم از آن فیلم می‎گیرد و در دنیا منتشر می‎کند. یک روز در خیابان‎های تهران، به عزاداران روز عاشورای سیدالشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و تکیه و هیات‎هایشان را به آتش می‎کشد و یک روز در عراق و کربلا، به زائرین سید‎الشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و خود را در میان آنها منفجر می‎کند تا عزاداری را کم رونق کرده باشد.

شهید مهدی نوروزی معتقد بود باید مقابل داعش ایستاد، وطنی باشد یا غیروطنی.

شهید نوروزی صدها کیلومتر دورتر از سرزمین محل تولدش به شهادت رسید تا اثبات کند که برای او امنیت مردمش آنقدری مهم هست که بخاطر آن ماه‎ها همسر و فرزند یکساله‎اش را تنها بگذارد و در کشوری دیگر اردو بزند، بجنگد و در آخر هم جانش را بدهد و شهید بشود. امنیت مردمش آنقدری مهم هست که نتواند آتش سوزاندن دشمنان این مردم در وسط خیابان‎های تهران 88 را تحمل کند و برای خواباندان غائله، به دل خطر بزند.

شهید نوروزی آنقدری شجاع بود که در میان همرزمانش لقب «شیر سامرا» را به خود گرفته بود. همچنان که آنقدری شجاع بود که یک تنه به دل لانه فتنه در قیطریه بزند و چشم فتنه را کور کند و ضربه‎اش آنقدر کاری باشد که تا سال‎ها عکسش را دست به دست کنند و برای سرش جایزه بگذارند.

 

 

 پرونده سازی ضدانقلاب برای شهید نوروزی

داعش‎های ایرانی و عراقی و اروپایی برای سر شهید مهدی نوروزی جایزه گذاشته بودند و او هم کم نگذاشت و سرش را برای آرمانش داد. شهید نوروزی، صداقتش را در دفاع از آرمان و امنیت مردمش، با خون ریخته‎اش شهادت داد، حالا باید سال‎ها بگذرد تا فرزند یکساله‎اش بزرگ شود بداند که پدرش چه شیردلی بوده و بزدلانی چون امیرفرشاد ابراهیمی و نوری‎زاده، علیه پدرش چه دروغ‎هایی که ننوشته‎اند.

 

 تصاویر تشییع پیکر شهید نوروزی در حرم سیدالشهداء علیه السلام

 


:: بازدید از این مطلب : 2355
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393
به گزارش مشرق، سیدمحسن اندرزگو، فرزند شهید سیدعلی اندرزگو، با اشاره به سخنان حاشیه‌ساز علی مطهری درباره مسئله حصر و فتنه 88، با تأکید بر "بنده مدت‌هاست با شنیدن این مواضع آقای علی مطهری افسوس خورده و نگران آینده و اعتبار پدر ایشان هستم" خاطرنشان کرد: از مدت‌ها پیش بر آن بودم تا پاسخی به علی مطهری بدهم، اما همواره به‌احترام پدر بزرگوارشان شهید آیت‌الله مرتضی مطهری سکوت و برای هدایت آقای علی مطهری دعا می‌کردم، اما بعد از اتفاق دیروز در مجلس مصمم شدم تا در این باره سخنانی بگویم، چرا که دیدم به نظامی که حاصل خون پدران بنده و علی مطهری و سایر شهدای انقلاب است، جسارت‌های متعددی صورت گرفت.

وی افزود: اولین حرف من به جناب آقای علی مطهری آن است که برادر عزیز، قطعاً می‌دانید که آنچه امروز موجب شده رسانه‌های ضدانقلاب و برخی رسانه‌های حامی فتنه داخل حرف و عکس شما را به تیتر یک خود تبدیل کنند، نه صرفاً به‌خاطر شخص شما و حرف‌های شما، بلکه انتساب نسبی شما به یکی از بزرگان انقلاب، یعنی شهید آیت‌الله مرتضی مطهری است و حضرت‌عالی به‌یقین می‌دانید که اگر چنین نسبتی در میان نبود، هیچ‌گاه شما و حرف‌های‌تان در رسانه‌های ضدانقلاب و حامی فتنه برجسته نمی‌شدید؛ چه آنکه حتماً خودتان نیز اذعان دارید که حرف‌های شما نه یک سری مطالب مستند و جدید، بلکه ادعاهایی تکراری است که دائماً از سوی رسانه‌ها و عناصر به‌اصطلاح اپوزیسیون نیز مطرح شده است.

فرزند شهید اندرزگو خطاب به علی مطهری ادامه داد: با توجه به آنچه عرض کردم، اولین توصیه برادرانه و خاضعانه بنده به شما آن است که بیایید مصداق حدیث شریفه امام صادق(ع) مبنی بر: کونوا لنا زیناً ولاتکونوا علینا شیناً (زینت و آبروی ما باشید، نه باعث شرمندگی ما) برای پدرانمان (شهید اندرزگو و شهید مرتضی مطهری) زینت باشیم، نه آنکه با مواضع خود که در راستای  مواضع ضدانقلاب و دشمنان قسم‌خورده جمهوری اسلامی بیان می‌شود، آنها را در پیشگاه خداوند متعال و مردم انقلابی ایران شرمگین سازیم.

سیدمحسن اندرزگو، تأکید کرد: جناب آقای علی مطهری، توصیه بعدی من به شما آن است که نگاه کنید و ببینید اینک در کدام جبهه ایستاده‌اید و چه‌کسانی از مطالب شما خوشحال می‌شوند؟ شما درباره حصر از کسانی حمایت می‌کنید که پس از انتخابات سال 88 که به‌جهت مشارکت بی‌نظیر مردمی،‌ می‌رفت تا به اعتبار و حیثیت بی‌نظیری برای ایران میان ملت‌های جهان تبدیل شود، با ادعای دروغ و به خیابان کشاندن مردم، 8 ماه ناآرامی و فتنه را در کشور رقم زدند و موجب خسارات جانی، مالی و اعتباری غیرقابل حسابی برای کشور و ملت بزرگ ایران شدند.

این فرزند شهید اندرزگو افزود: شما (علی مطهری) با برداشت‌های شخصی و تفسیرهای کاملاً‌ غلط و غیرحقوقی از قانون اساسی، درخواست رفع حصر افرادی (موسوی و کروبی) را مطرح می‌کنید که قطعاً با توجه به جنایات آشکار و لطمات فراوانی که اینها به کشور و نظام وارد کردند، "حصر" کمترین اقدامی بود که شورای عالی امنیت ملی می‌توانست برای آنان مدنظر داشته باشد.

وی تصریح کرد: آقای علی مطهری، حتماً با این جمله حضرت امام(ره) که فرمودند: "حفظ نظام اوجب واجبات است" آشنا هستند؛ و قطعاً دیدند که در ماجرای فتنه 88 آقایان موسوی و کروبی با همین نظامی که حفظ آن از اوجب واجبات است، چه کردند و چه اقداماتی انجام دادند. آش آقایان موسوی و کروبی در اقدام علیه نظام آن‌قدر شور شد که سلطنت‌طلبان، منافقان، رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس و جمیع مستکبران تمام‌قد به میدان آمده از فتنه‌انگیزی‌های آنان حمایت کردند.

سیدمحسن اندرزگو با بیان اینکه موسوی و کروبی، با آبروی جمهوری‌ اسلامی‌ ایران بازی کرده آن را به تاراج بردند که شهید بزرگوار مرتضی مطهری و شهدای ایثارگر و گران‌قدری همچون شهید سیدعلی اندرزگو در این راه جان خود را فدا کردند، تأکید کرد: بنده با خیرخواهی و ارادت نسبت به آقای علی مطهری به‌جهت انتساب ایشان به شهید کم‌نظیری مانند شهید مطهری، از ایشان می‌خواهم بار دیگر در روشی که در پیش گرفته تأمل کرده و ببینند در کدام صف ایستاده‌اند.
منبع: تسنیم

:: بازدید از این مطلب : 2199
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393
به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان نوشت:

1-چرا در مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) که همه ساله در سراسر جهان‌اسلام برپا می‌شود و دهها میلیون نفر علیه قاتلان اباعبدالله الحسین(ع) به کوچه و خیابان آمده و جنایت وحشیانه آنان را محکوم می‌کنند، به طرفداران شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و حرمله و... اجازه داده نمی‌شود که در میان توده‌های عظیم و انبوه مردم عزادار حضور یافته و از خود دفاع کنند؟ و مثلا برای مردم توضیح بدهند که چرا در عاشورای سال 61 هجری، خون پاک فرزند رسول‌خدا(ص) و اصحاب و یاران او را برزمین ریخته‌اند؟ و چرا سرهای مطهر آنان را از بدن جدا کرده، خیمه‌ها را به آتش کشیده و زنان و کودکان  را به اسارت برده‌اند؟ شاید آنها برای آنچه در آن روز مرتکب شده بودند، دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشند؟! که اگر فرصت و امکان ارائه دلایل و نظرات خود را پیدا کنند، قضاوت مردم درباره آنها تغییر کند! از کجا معلوم که تقصیر اصلی با اردوگاه امام حسین(ع) نبوده است؟! و یا بخشی از گناه آن جنایت وحشیانه به خاطر برخی از اقدامات در همین اردوگاه نبوده باشد؟!

چرا با خواندن این چند سطر عصبانی شده و با خشم ابرو در هم کشیده‌اید؟! و نگارنده را احمق! و یا دستکم، دیوانه تصور می‌کنید؟! و این احتمال را پیش می‌کشید که شاید طرح‌کننده این سوال با اردوگاه یزید و ابن‌زیاد سر و سرّی داشته باشد؟!
حتما در پاسخ خواهید گفت؛

اولا؛ رذالت و خباثت شمر و یزید و ابن‌سعد به اندازه‌ای آشکار و بدیهی است که کمترین نیازی به اثبات ندارد و نه فقط یک یا دو یا ده یا صد، بلکه هزاران دلیل و سند غیرقابل انکار از جنایت وحشیانه‌ای که یزیدیان نسبت به خاندان رسالت و همه انسان‌ها از عصر عاشورا تا عصر حاضر مرتکب شده‌اند، حکایت می‌کند. به گونه‌ای که جزئی‌ترین ابراز تردید در آن، تنها می‌تواند ناشی از حماقت، دیوانگی و یا مأموریت و وابستگی تردید‌کننده تلقی شود.

ثانیا؛ خواهید گفت؛ که اردوگاه سیدالشهداء علیه‌السلام غیر از سخنان و بیانات حضرت اباعبدالله(ع) و برخی از یارانش که آنهم در همهمه و شیهه اسبان مهمیز خورده گم می‌شد، هیچ تریبون دیگری نداشت ولی در همان حال اردوگاه یزیدیان از تمامی تریبون‌های آن روز برای تبلیغ نظر و ادعای وارونه خود علیه اردوگاه حسینی(ع) برخوردار بود. سگ‌ها را گشاده و سنگ‌ها را بسته بودند.  بنابراین آنچه نیاز به بازخوانی دارد، مظلومیت مولای شهید ما حسین بن علی(ع) است و آنچه نباید به فراموشی سپرده شود- تا فرصت تکرار نیابد-  شرح و تفصیل جنایات وحشیانه یزید و شمر و عمرسعد و ابن‌زیاد و حرمله و... است. مگر آن حرامیان تاریخ، غیر از آنچه با صدای بلند و در همه جهان آن روز اسلام عربده کشیده‌اند، سخن ناگفته دیگری دارند که فرصت گفتن نیافته باشند؟!

ثالثا؛ شاید بگویید؛ مگر تاکنون در هیچیک از مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) شرکت نکرده و در سوگ او حضور نداشته‌ای؟! و مگر نمی‌بینی که در این مراسم فراگیر و در عزای سالار شهیدان، بیشتر از آنچه درباره مظلومیت مولای شهیدمان حسین بن علی(ع)  و علت قیام آن بزرگوار گفته می‌شود، از انگیزه یزیدیان در قتل مولای شهید(ع) و به اصطلاح دلایلی که برای ارتکاب آن جنایت بزرگ تاریخی آورده بودند، سخن در میان است. و تمامی آنچه درباره انگیزه اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام از قیام و انگیزه و چرایی ارتکاب آن جنایت از سوی حرامیان، گفته و نوشته می‌شود، مستند به اسناد غیرقابل خدشه و مکتوب و مضبوط است. بنابراین، چرا تصور می‌کنید و به دروغ حنجره پاره می‌کنید که یزیدیان فرصت اعلام نظر و دفاع از خود را نداشته‌اند و پیروان اباعبدالله الحسین(ع) درباره واقعه عاشورای سال 61 هجری، یکطرفه به قاضی رفته و شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و بقیه حرامیان را محکوم می‌کنند!

بسیار خوب! نگارنده از ادعای کاذب خود دست می‌کشد و استدلال شما را قاطع، غیرقابل خدشه و پذیرفتنی می‌داند. اما آنچه نگارنده، مطرح کرده است، فقط یک ادعای کاذب و سؤال جعلی است که منظور از طرح آن، شنیدن هزارباره استدلال‌ها و نظرات منطقی و مستحکم شما بوده است وگرنه، نگارنده نیز از ژرفای دل با شما عزیزان همراه و هم‌عقیده  است و برای مزید اطلاع شما، این توفیق حداقلی را دارد که با هربار نوشیدن آب، به ساحت مقدس اباعبدالله‌الحسین(ع) سلام و بر قاتلان آن امام مظلوم و شهید لعن و نفرین بفرستد. حتما می‌پرسید، در حالی که پاسخ ادعای کاذب و پرسش جعلی خود را می‌دانی از طرح آن چه انگیزه‌ای داشته‌ای؟! جواب آن است که  دیروز یکی از نمایندگان مجلس که مدعی است هوشمند! و عاقل! و غیروابسته است، سؤال مضحک فوق را که پاسخی بدیهی دارد، برای تبرئه سران فتنه آمریکایی، اسرائیلی 88 و پاک‌کردن داغ ننگ وطن‌فروشی آنان بر زبان آورده و این واقعیت را نادیده گرفته است که اصحاب فتنه نه فقط از دهها رسانه و سایت اینترنتی داخلی برای پمپاژ ادعای دروغ تقلب و تلاش برای براندازی نظام برخوردار بوده‌اند بلکه تمامی‌ رسانه‌های پردامنه دشمنان بیرونی نظیر بی‌بی‌سی‌ فارسی، صدای آمریکا، العربیه فارسی، یورو نیوز فارسی، رادیو زمانه، رادیو و تلویزیون اسرائیل، شبکه‌های تلویزیونی کشورهای عربی و دهها شبکه تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا و اروپا، شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک، توئیتر و... نیز در خدمت همین پادوهای وطن‌فروش بوده است. ضمن آن که آزادانه هر از چند روز بیانیه صادر کرده، مصاحبه می‌کردند و... گفتنی است که «گوگل» بزرگترین و معروفترین موتور جستجوگر، سرویس «ترجمه فارسی- GOOGLE   TRANSLATE -» را اختصاصا و با اعلام قبلی برای حمایت از سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 راه‌اندازی کرده بود و فیس‌بوک به دستور رسمی وزارت خارجه آمریکا تعمیرات سالانه خود را با همین منظور به بعد موکول کرده بود و...

2- چرا مأموران انتظامی در مرزها به قاچاقچیانی که به سوی مرزبانان آتش گشوده بودند، اجازه نمی‌دادند ابتداء درباره انگیزه خود از  حمله به مرزبانان توضیح بدهند و بعد مانع آتش‌افروزی آنان شوند؟! و یا چرا رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بی‌آن که درباره علت حضور نظامیان دشمن در جبهه نبرد توضیح بخواهند به سوی آنها شلیک می‌کردند؟ و یا چرا پلیس بعد از اسارت سارقان مسلح و قاتلان محارب، آنان را بدون محاکمه در زندان نگاه می‌دارد؟! پاسخ این لاطائلات بدیهی‌تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. چرا که افراد یاد شده مرتکب جرم مشهود شده بودند که در حال محاربه مستوجب قتل بوده‌اند و در غیر اینصورت مظلومان را به قتل می‌رساندند - که رساندند- و در حال اسارت محاکمه آنان فقط برای تعیین مجازات بود و نه اثبات جرم.

دیروز آقای علی مطهری، همان نماینده یاد شده از تریبون مجلس و برای چندمین ‌بار اعلام کرد که حصر سران فتنه بدون حکم قضایی بوده و غیرقانونی است! و این واقعیت ملموس را نادیده گرفت که سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 به گواهی صدها سند غیرقابل انکار تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و با هدف براندازی نظام دست به وطن‌فروشی و جنایت زده‌اند و جرایم و جنایات مشهودی نظیر ادعای تقلب در انتخابات - فرمول دیکته شده جرج سوروس صهیونیست به خاتمی و دستورالعمل آشکار ریچارد رورتی به فتنه‌گران- دریافت کمک مالی کلان از ملک‌عبدالله سعودی و چند کشور اروپایی، حمایت آشکار از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، آتش زدن مسجد، آشوب خیابانی، اهانت به ساحت مقدس عاشورای حسینی(ع)، سنگباران نمازگزاران عاشورا، پاره و لگدمال کردن عکس مبارک حضرت امام(ره)، اعلام آشکار محاربه با نظام اسلامی - شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است- و دهها جنایت دیگر فقط بخشی از جرم غیرقابل اغماض آنان است تا آنجا که نتانیاهو از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد و اوباما، حمایت از سران فتنه را با ذکر نام، وظیفه استراتژیک آمریکا دانست و...

آیا سران فتنه فقط به خاطر بخش اندکی از این همه جنایت، مستحق چندین‌ بار اعدام نیستند؟ ضمن آن که قانونی بودن شورای عالی امنیت ملی و ضرورت اجرای تصمیمات آن در قانون اساسی تصریح شده است و رئیس قوه قضائیه که بالاترین مقام قضایی است از جمله اعضای این شورا می‌باشد.
آقای علی مطهری، از قانون سخن می‌گوید و توضیح نمی‌دهد که آیا سران و عوامل فتنه حاضر به پذیرش حکم قانون هستند؟! و اگر بودند، چرا درباره ادعای تقلب- که خود با عمل خویش و در مواردی با بیان صریح آن را تکذیب کرده‌اند- حاضر به پذیرش قانون و طی روال قانونی تصریح و شناخته شده نبودند؟ و...

3- و بالاخره اگرچه دراین‌باره گفتنی بسیار است ولی تنها به نکته‌ای که هوشیاری آقای علی مطهری در اظهارنظر را می‌طلبد، اشاره می‌کنیم و آن، این که، آنچه ایشان هر از چند گاه مطرح می‌کند و مانند اظهارات دیروز وی بلافاصله با استقبال گسترده رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی روبرو شده و با کف و سوت گروههای ضدانقلاب همراهی می‌شود، حاوی هیچ نکته تازه و یا سخن ناگفته‌ای نیست بلکه نظیر آن بارهاوبارها از سوی دیگران مطرح شده و بی‌اعتنایی رسانه‌ها و محافل دشمنان اسلام و انقلاب و نظام را در پی داشته است. بنابراین بدون کمترین تردیدی می‌توان نتیجه گرفت که اظهارات ایشان به خودی خود برای دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر چنین بود، چرا وقتی مشابه همین اظهارات از سوی دیگران مطرح می‌شود، به آن اعتنایی نمی‌کنند؟ پاسخ فقط به فقط در انتساب آقای علی مطهری به بیت شریف استاد بزرگوار، آیت‌الله شهید مطهری است. توضیح آن که رسانه‌ها و محافل بیگانه و ضدانقلابیون وابسته به آنها بدون استثناء در نقل قول از ایشان تاکید می‌کنند، آقای علی مطهری فرزند آیت‌الله مطهری و به سختی می‌توان حتی یک نمونه را یافت که قید یاد شده را نداشته باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که جناب علی مطهری بدون انتساب به پدربزرگوار و شهیدشان نزد رسانه‌ها و محافلی که برای ایشان کف و سوت می‌زنند، اهمیتی ندارد.

و باید از ایشان پرسید که اولا؛ دیدگاه‌ها و نظرات وی چه نسبتی با دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید دارد ثانیا؛ اگر انتساب نسبی وی با استاد شهید نادیده گرفته شود، چه باقی می‌ماند؟!  ثالثا؛ مگر نه اینکه در کلام خدا به صراحت آمده است؛ ان‌اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه «نزدیکترین انسان‌ها به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از آن پیامبر بزرگوار پیروی می‌کنند» و نه کسانی که با آن پیامبر اولوالعزم فقط رابطه نسبی داشته‌اند. و رابعا؛ آیا جناب ایشان به این نکته توجه کرده است که چرا قاتلان استاد شهید مطهری، از اظهارات وی ذوق‌زده شده و برایش کف می‌زنند؟! و خامسا؛ آقای علی مطهری، غیر از مطالعه آثار شهید مطهری- اگر آنها را مطالعه کرده باشند!- چه کانال دیگری برای درک و فهم نظرات آن بزرگوار داشته‌اند؟ چرا که سن ایشان به بهره‌گیری از محضر مستقیم استاد، قد نمی‌دهد بنابراین باید بپذیرند اگر قرار به بهره‌گیری از طریق آثار استاد باشد، دیگران به مراتب از ایشان به دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید نزدیکتر هستند.

:: بازدید از این مطلب : 2064
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

بولتن دانشمندان اتمی در گزارشی به بررسی ترور دانشمندان اتمی ایران پرداخت و نقش این ترور ها را در توقف برنامه اتمی ایران ناکارآمد توصیف کرد. این گزارش ارتباط گرفتن با دانشمندان اتمی ایران را بهترین راهکار برای اطمینان یافتن از برنامه هسته ای ایران عنوان می کند.

این گزارش می نویسد: صبح زود یکی از روزهای ماه نوامبر سال 2010، یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران با همسرش به سمت محل کار خود در تهران می‌رفت. موتور سیکلتی به خودروی وی نزدیک شد و چند ثانیه پس از آن‌که صدای آهسته چسبیدن آهن‌ربا به در کنار راننده به گوش رسید، انفجار بزرگی رخ داد که منجر به کشته شدن او و مجروح شدن همسرش شد. این دانشمند، "مجید شهریاری" بود که در انجام یک پروژه بزرگ برای سازمان انرژی اتمی ایران موفق شده بود. قتل او به هیچ‌وجه، تصادفی نبود.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران

 

دانشمندان هسته‌ای ایران صرفاً به دلیل کار در حوزه تخصص‌شان با خطرها و فشارهایی مواجه می‌شوند که زندگی آن‌ها را شبیه فیلم‌های ژانر وحشت می‌کند، اما موضوع برای آن‌ها واقعاً بحث مرگ و زندگی است. در سال‌‌های اخیر، دست‌کم 5 دانشمند هسته‌ای این کشور هدف ترورهایی قرار گرفته‌اند که اغلب به نهادهای اطلاعاتی اسرائیل منتسب شده‌اند. صرف‌نظر از این‌که منبع این تهدیدات چه کسی است، این‌گونه عملیات‌ها علیه دانشمندان غیرقابل دفاع، متضاد با روح علمی و مخالف با اصل "تبادل آزاد اطلاعات" است که برای پیشرفت بشر ضرورت دارد. این کارها، امنیت جهان را به خطر می‌اندازد و اتفاقاً مقابله با خطر بروز جنگ هسته‌ای را دشوارتر می‌کند نه ساده‌تر.

 

در سال‌‌های اخیر، دانشمندان ایرانی، بهای همکاری با برنامه هسته‌ای این کشور را با زندگی خود پرداخت کرده‌اند. حتی "جامعه فیزیک آمریکا" نیز پس از ترور دانشمندان هسته‌ای ایران در تهران بین سال‌‌های 2010 تا 2013 واکنش شدید به این اتفاقات نشان داد و در نامه‌ای سرگشاده، موج قتل‌ها را محکوم و روی "اعتقاد به این‌که علم می‌تواند برای ترویج صلح بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد" تأکید کرد.

 

دولت ایران با ارائه برخی شواهد گفته کشورهای خارجی در این ترورها دست داشته‌اند و انگشت اتهام را به سوی اسرائیل و آمریکا نشانه رفته است. کتاب "جاسوس‌ها علیه آرماگدون: درون جنگ‌های مخفی اسرائیل" نوشته یک روزنامه‌نگار باتجربه اسرائیلی و همکار آمریکایی‌اش هم ظاهراً گفته‌های ایران را در مورد نقش اسرائیل در این "جنگ مخفی" تأیید می‌کند.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
"مجید شهریاری" یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران که ترور شد

 

از دانشمندانی که با جان خود هزینه همکاری با دولت ایران را پرداخته‌اند، پرونده شهریاری وضعیتی متفاوت دارد، زیرا او به گفته بسیاری، مهم‌ترین فیزیکدان ایرانی بود که در جنگ مخفی اسرائیل علیه ایران کشته شد. منابع داخل دولت ایران او را به عنوان تأثیرگذارترین فرد در توسعه سریع توان ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم در این کشور ستایش می‌کنند. همچنین گفته می‌شود شهریاری نقشی کلیدی در موفقیت نهایی ایران در توقف ویروس بسیار پیچیده استاکس‌نت داشته است، ویروسی که ظاهراً حدود 20 درصد از سانتریفیوژهای ایران را از بین برد.

 

این گزارش می افزاید: "فریدون عباسی" دانشمند دیگر ایرانی بر اثر یک بمب‌گذاری خیابانی دیگر در نوامبر سال 2010 مجروح شد. وی بعدها به پاداش حادثه‌ای که برایش رخ داده بود، رئیس جدید سازمان انرژی اتمی ایران شد و بین سال‌‌های 2011 تا 2013 این منصب را در اختیار داشت. از جمله دیگر دانشمندان برجسته هسته‌ای ایران که در طول این جنگ مخفی هدف ترور قرار گرفته‌اند، عبارتند از "داریوش رضایی‌نژاد" معاون مدیر سازمان انرژی اتمی ایران که ژوئیه 2011 کشته شد، و "مصطفی احمدی روشن" معاون رئیس تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز که ژانویه سال 2012 ترور شد.

 

دولت ایران اعترافات افرادی را که می‌گوید عاملان ترور دانشمندان ایران هستند، منتشر کرده است. رسانه‌های این کشور نیز در قالب فیلم‌های مستندها و با استفاده از کلیپ‌های دوربین‌های امنیتی مخفی و صحنه‌های بازسازی‌شده، نشان داده که ترورها چگونه صورت گرفته‌اند. دولت ایران می‌گوید عوامل ترور از اعضای "مجاهدین خلق" بوده‌اند، گروهی که برای تقریبا سه دهه است با دولت این کشور مبارزه می‌کند و در افشای برخی از جنبه‌های مخفی برنامه هسته‌ای ایران نقش ایفا کرده است. عاملان ترور نیز "اعتراف" کرده‌اند که توسط سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا آموزش دیده و با همکاری آن‌ها دست به ترور دانشمندان ایران زده‌اند.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
"مصطفی احمدی روشن" یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران که ترور شد

 

ایران همچنین معتقد است برخی از کنفرانس‌های علمی بین‌المللی و پروژه‌های همکاری، به ویژه "سزامی" ("نور سینکروترون برای علوم تجربی و کاربردها در خاورمیانه") که به ایجاد یک "مرکز عمده تحقیقات بین‌المللی در خاورمیانه/منطقه مدیترانه با هدف ترویج صلح و درک متقابل از طریق همکاری علمی" اختصاص دارد، انجمن‌هایی هستند که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در آن‌ها عملیات شناسایی انجام می‌دهند تا دانشمندان ارشد ایرانی را شناسایی و سپس برای جلب همکاری آن‌ها تلاش کنند و اگر در این خصوص ناموفق بودند، آن‌ها را به عنوان اهداف ترور انتخاب نمایند.

 

تهدید و ارعاب دانشمندان ایرانی باید موجب طرح سؤالات جدی در جامعه علمی بین‌المللی شود: آیا همکاری با دیگران در سراسر جهان هنوز هم برای دانشمندان کاری ایمن است؟ آیا سفر به خاطر علم امنیت دارد و یا دیپلماسی علمی بیش از حد خطرناک است؟ این سؤال‌ها واقعاً ماهیت بین‌المللی دارد. دانشمندان، پلی بین یک دولت و دولت‌های دیگر هستند و در سراسر جهان نقاط مشترکی مثل زبان علم و احترام به کار دانشمندان دارند. احترام، اعتماد می‌آورد و اعتماد در راه‌حل پیدا کردن برای مشکلات سیاستی مرکزیت دارد، به ویژه مشکلات در عرصه هسته‌ای.

 

دانشمندان در کشورهایی مثل ایران، دقیقاً همان نقاطی هستند که باید برای حل و فصل مسائل پیچیده هسته‌ای با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
"داریوش رضایی‌نژاد" یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران که ترور شد

 

روابط علمی بین دانشمندان آمریکا و روسیه پس از فروپاشی شوروی، به کاهش خطرات عظیم نهفته در زرادخانه هسته‌ای روسیه کمک زیادی کرد. دانشمندان اولین افرادی بودند که اختلافات ایدئولوژیک را کنار گذاشتند و طی همکاری‌های 20 سال بعد، کمک کردند تا هم دارایی‌های هسته‌ای روسیه امن و مطمئن باشد و هم دانشمندان تسلیحات هسته‌ای این کشور نتوانند با کشورهای سرکش برای ساخت مخفیانه سلاح‌های هسته‌ای ارتباط برقرار کنند.

 

هدف قرار دادن و کشتن بزرگان علم هسته‌ای در ایران نتوانسته برنامه هسته‌ای این کشور را متوقف و یا به شکل چشم‌گیری مهار کند. بخش عمده‌ای از پیشرفت‌های ایران در فناوری سانتریفیوژ و تأسیسات هسته‌ای بعد از ترور دانشمندان این کشور آغاز شد.

 

ترور دانشمندان ایران احتمالاً دو هدف را دنبال می‌کرده است: اولاً تلفات وارد کردن به بزرگان هسته‌ای این کشور و دوماً تهدید سایر دانشمندان. این در حالی است که ترس و تیر نه تنها برنامه هسته‌ای کشورها را متوقف نمی‌کند، بلکه باعث ایجاد مخفی‌کاری‌ها و تأسیسات پنهانی بیش‌تر می‌شود. از طرف دیگر، منطق و تبادل ایده‌های علمی کمک خواهد کرد تا جهان مقابل بزرگ‌ترین خطرهای احتمالی ناشی از برنامه‌های هسته‌ای نجات یابد و شفافیتی ایجاد شود که لازمه یک برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای چه ایران و چه در کشورهای دیگر است.


:: بازدید از این مطلب : 2288
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

حجت الاسلام علی کورانی عاملی نامی شناخته شده درمیان کشورهای اسلامی و مسلمانان است آن هم به واسطه تالیف کتاب «عصرظهور» است که آن را حدود 20 سال پیش نوشته وطی این سالها به زبان های مختلف ترجمه شده و البته پرفروش. آنچه علی کورانی و کتاب عصر ظهورش را درکانون توجه شیعیان و حتی مسیحیان قرارداده تلاش او در گردآوری و بررسی احادیث مشترک میان شیعه و سنی درباره نشانه‌های ظهورحضرت مهدی(عج) است که ضمن آن به تفسیروتحلیل این احادیث پرداخته وتصویری کلّی از دوران پیش ازظهورحضرت مهدی(ع) ارائه می‌دهد.
استاد علی کورانی هر چند که متولد منطقه جبل عامل در جنوب لبنان است و از علمای لبنان اما به یک دلیل مهم همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی راهی ایران شده و ساکن شهر قم. دلیل به مهمی عصر ظهور و اعتقادش به اینکه آغازحرکت حضرت مهدی(عج) ازمشرق خواهد بود. واین خود بهانه ای شد برای گفتگوی با وی درباره عصر ظهور و نشانه هایش. نشانه هایی چون ظهور داعش در سوریه و عراق که خیلی ها آن را به قیام سفیانی در سوریه (به عنوان یکی از علائم ظهور) منتسب می کنند. هر چند که کورانی چنین ارتباطی را با قطعیت تمام و با تکیه بر دلایلی رد می کند. در ادامه این گفتگو را بخوانید: 


شما همواره به روایاتی اشاره می کنید که آغاز حرکت ظهور را از مشرق زمین می داند.این موضوع دلیل آمدن شما به ایران بوده است؟
بله، ما اعتقاد داریم به ظهور امام مهدی (عج) و اینکه آغاز حرکت ظهورش از سرزمین مشرق شروع می شود و اعتقاد داریم که این حرکت متصل به ظهور حضرت است و این باعث شد که به ایران بیایم. احادیث وارد شده ازاهل بیت (ع) ، قومی را روایت می کند که ازدیارسلمان هستند و ازمشرق قیام می‌کنند و آنها نخستین زمینه‌سازان ظهورهستند. بنابراین من به عنوان یک شیعه که به این احادیث و روایات اعتقاد دارد، معتقدم که انقلاب اسلامی ایران، ازحرکت های زمینه‌ساز برای ظهورامام مهدی(عج) است.

منظورازمشرق زمین ایران است؟

 بله ، بررسی های مختلفی درباره این موضوع شده واین موضوع حتی در بین علمای اهل سنت نیزمطرح بوده و آنها هم اعتقاد دارند که یاران امام مهدی(عج) اهل پرچم های سیاه و اهل خراسان هستند.این روایت که آغاز حرکت زمینه سازان ظهور امام مهدی(عج) از سرزمین مشرق وازایران خواهد بود و یاران امام مهدی اهل پرچم های سیاه هستند پیش همه علمای مسلمین معروف است. البته مدتی پیش وهابی ها این موضوع را رد کردند و گفتند  که منظور از این نقل ایرانی ها نیستند بلکه صاحبان پرچم های سیاه طالبان هستند و خراسان هم شامل منطقه افغانستان است. وهابی ها با این ادعا های می خواهند از احادیث پیغمبر(ص) فرار کنند. مسئله این است که این حرکت یعنی انقلاب اسلامی ایران فراهم‌کننده زمینه ظهور است. یعنی اتفاقات زمینه‌ساز ظهور امام(ع) با این جنبش آغاز می‌شود. در روایات شیعه آمده است که «امر» امام از مشرق آغاز می‌شود، در روایات سنی آمده است که او از مشرق می‌آید. پس ارزش انقلاب اسلامی به این است که زمینه‌ساز ظهور امام(ع) است.

در روایات مربوط به زمینه سازان ظهور که در منابع مختلف آمده است ازخراسانی ها ،اهل قم  و اهل طالقان نام برده شده است. منظور از این اقوام ایرانی ها هستند یا اهالی همان منطقه خاص است؟ 

سرزمین ایران در روایات گاهی به طالقان یعنی محدوده کوه های البرز، گاهی با نام خراسان ، گاهی به عنوان قوم سلمان ، سرزمین مشرق و اهل قم اسم برده شده است  که منظور از همه اینها ایران است . این روایت مشهور است که عده ای خدمت امام هادی(ع) رسیدند. حضرت پرسیدند اهل کجا هستید. گفتند اهل ری امام فرمودند خیلی خوش آمدید اهل قم . آنها گفتند جانمان به فدای شما، ما اهل ری هستیم . حضرت گفت بله، ولی اهل قم هستید. اهل قم یعنی شیعیان در این سرزمین و کل ایرانی ها . یا اینکه وقتی می گویند سید خراسانی از زمینه سازان ظهور در ایران است، لزوما خراسانی نیست. خراسانی یعنی حاکم ایران .مثل یمانی حاکم یمن وشامی حاکم سوریه.
بنابراین موضع عصر ظهور در میان ایرانی ها از این جهت مورد توجه قرار گرفته که براساس روایات رسیده از اهل بیت(ع)  دارای بشارتی خوشحال کننده برای آنها به عنوان قوم سلمان است. با نگاهی به تاریخ  و سابقه ایرانی ها در اسلام و گرایش آنها به اهل بیت(ع) وبا رقم زدن انقلاب اسلامی نشان داده اند که آنها لیاقت این بشارت را دارند. این بشارت که ایرانی ها مسئولیت و رسالت مهمی در فراهم کردن شرایط برای ظهور دارند و از جایگاهی خاص در میان 313 نفر اصحای خاص امام مهدی(عج) برخوردارهستند.


تحلیل های شما درباره زمینه سازی ایرانیان برای ظهورحضرت (مهدی) درمقطعی باعث  برخی سوء استفاده ها و تطبیق شخصیت ها در ایران شد.نظرشما درباره این تطبیق ها چیست؟

من هموراه این تطبیق ها را رد کرده ام.به این علت که وقتی می گویی فلانی شعیب بن صالح است یا فلانی سید خراسانی است در واقع  داری توقیت می کنی یعنی می گویی که امام زمان(عج) درعمر این آقا ظاهر می شود که این توقیت است که ما را از توقیت نهی کرده اند. وقت گذاری حرام است وقتی ما کسی را با احادیث وارد شده تطبیق می کنیم یعنی وقت گذاری کردیم و این خلاف است.

شما مخالف تطبیق هستید؟

بله، ابدا نمی شود و این کار را نفی کرده ام. البته مقدمات را می شود تطبیق داد. چرا که مقدمات غیر از مسئله هستند.اینکه در روایات آمده زمینه سازان ظهور از مشرق زمین و قوم سلمان هستند را می توان با ایرانی ها تطبیق داد و گفت این نکته به معنی وقت گذاری نیست. چرا که ما به سال مشخصی اشاره نکرده ایم . اگر گفتیم این منطبق می شود با ایرانی ها اشکال ندارد. ولی اگر  انطباق می دادیم و می گفتیم این آقا از یاران امام است ،یعنی امام در زمان این آقا ظاهر می شود اشتباه بود. چرا که وقتی این آقا بمیرد معلوم می شود که ما اشتباه کرده ایم .ائمه هموراه ما را از این تطبیق ها نهی کردند. بعضی ها آمدند و برخی شخصیت های موثر در دوران ظهور را با چهره هایی در زمان حال تطبیق کردند این تطبیق ها را نمی شود قبول کرد. چرا که معنی اش وقت گذاری است  واین یعنی اینکه زمان ظهورحضرت را معین کردن. ما در احادیث صحیح و متواتر اهل بیت(ع) داریم که این کار حرام است.

از جمله نشانه های ظهور قیام سفیانی در شام است. به اعتقاد شما تحولات سوریه و اقدامات گروه های تروریستی در این کشور ارتباطی به قیام سفیانی دارد ؟

در این مورد خیلی از من سوال می کنند و پاسخم به همه منفی است برای اینکه علامت هایش نیامده است.

 کدام علامت ها؟

  قبل ازقیام سفیانی باید خلاء سیاسی درعربستان و جنگ قبیله ای به وجود بیاید .دراین شرایط خود دولت حاکم درعربستان از سفیانی درخواست اعزام نیرو برای حفظ امنیت در مدینه می کند. علامت دیگر وقوع زمین لرزه در دمشق است . زمین در«حرستا»که روستایی در دمشق است ،خسف ( فرومی رود) می شود . بعد از وقوع این نشانه ها یک نفر که صورتش لکه لکه است و معروف به«ابقع» برعلیه «اصهب » قیام می کند. یعنی «اصهب» حاکم آن وقت است و ابقع قیام می کند بر علیه او. بنابراین برای تطبیق باید به نص صریح روایات و علامت ها رجوع کنیم.

امکان تغییر در ترتیب وقوع علامت ها و یا حتی عدم وقوع آنها وجود ندارد؟

خیر، وقتی اهل بیت(ع) با اطمینان ازخروج سفیانی صحبت کرده اند پس وقوع این اتفاق حتمی است و علامت هایش هم حتمی است و باید واقع شود. بدون ظهور این علائم و نشانه ها انقلاب امام زمان(عج) واقع نمی شود و ظهورحضرت مشروط به  تحقق این نشانه است.

 قیام کشورهای عربی نیز ارتباطی با اتفاقات دوره ظهور ندارد؟

 البته اوصافی مانند ورود غربی ها به عراق هست ولی فاصله اش با ظهور امام مهدی(عج)  مشخص نیست. درروایات داریم که درکشورهای عربی مردم مثل اسبانی که ریسمانشان رها می شود به خیابان ها می ریزند و به خروش می آیند، این نشانه ها هست. ولی نمی توانیم بگوییم که انقلاب کشورهای عربی مانند آنچه در مصر اتفاق افتاد جزء حوادث قبل از ظهور است.  علامت های قابل اعتماد آنهایی هستند که از نظر عقلی و علمی متصل به ظهور حضرت باشد.

اقدامات گروه های تروریستی داعش در سوریه و عراق نیز ارتباطی به خروخ سفیانی در شام که جزء علائم ظهور است، ندارد؟

خیر، من درکتاب به موضوع خط سفیانی و خروج سید یمانی به عنوان مهمترین نشانه های قبل از ظهور اشاره کرده ام. بنابراین باید این علامت ها بیاید تا بتوانیم بگوییم که ظهورنزدیک است.

علامت های متصل به ظهور کدام ها هستند؟

 درروایات داریم که  حضرت  15 روز قبل از ظهور جوانی از یارانش را برای ایراد بیانیه خود به مکه می فرستد ؛اما به محض اینکه جوان بعد از نماز پیام حضرت یا فرازهایی از آن را برای مردم  می خواند، به او حمله ور می شوند و او را داخل مسجد الحرام بین رکن و مقام به قتل می رسانند.  15 روز بعد از این واقعه حضرت ظهور می کنند.این واقعه که به قتل نفس زکیه معروف است. به صراحت در روایات آمده و مشخص است و جز علامت های متصل به ظهور حضرت. ولی علامت های مطلق را نمی توانیم بگوییم متصل به ظهور حضرت است.

خیلی ها احتمال می دهند که حوادث سوریه شاید جز نشانه های ظهور سفیانی باشد.

 شاید مقدمات باشد ولی نمی توانیم بگوییم که علامت سفیانی است. خیلی به من اصرار کردند که بگویم این حوادث ربط دارد به قیام سفیانی در شام. باید براساس علامت هایی که اهل بیت(ع) مشخص کردند حرف زد و تایید کرد و همین طوری نیست.

 کدامیک از نشانه های ظهور محقق شده است؟

 از نشانه های محقق شده می توانم ازقیام ایرانی ها که چندین مرحله دارد نام ببرم.  قیام ایرانی ها شش مرحله دارد که دو مرحله اش گذشته و ادامه دارد تا برسد به قیام حضرت. دوم  ورود غربی ها به عراق است.  همچنین برپا شدن دولت اسرائیل و جمع یهودی ها درفلسطین وتشکیل دولتشان وتوجه دنیا به اهل بیت و امام مهدی .این علامت هایی است که می توانیم بگوییم قطعا اتفاق افتاده . علامت هایی که مانده همین خلا سیاسی درعربستان ، ندای آسمانی در ماه مبارک رمضان،حکومت سفیانی که دشمن اهل بیت است  در سوریه و اردن و حکومت  یمانی در یمن که موالی اهل بیت است و جریانات دیگر تا ظهور حضرت.

درباره شش مرحله قیام ایرانی ها  بیشتر توضیح می دهید؟

حدیثی از امام باقر(ع) است که آن راهم سنی ها روایت کردند و هم شیعه ها که مراحل این قیام درآن بیان شده است. امام می فرماید: «انی بقوم قد خرجوا من المشرق یطلبون حق فلا یعطونه » به این معنی که  قومی از مشرق خارج می شوند که حقشان را از جهان می خواهند ولی جهان به آنها نمی دهد. مرحله اول قیام ایرانی ها جنگ تحمیلی بوده. در مرحله دوم مخالفان با آنان دشمنی می‌کنند، ولی اهل مشرق دربرابر دشمنان می‌ایستند و تقاضای به رسمیت شناختن حقوق خود را دارند«یطلبون الحقَّ فلا یعطونه». من اعتقادم این است که ایران الان درمرحله دوم است. یعنی همین دشمنی های جهان برای دستیابی ایران به انرژی هسته ای. در سوم جریان جدیدی از دشمنی مخالفان صورت می‌گیرد، ولی اهل مشرق دومرتبه حقوق خود را مطالبه کرده و می‌خواهند حقوقشان به رسمیت شناخته شود «ثم یطلبون الحقًّ فلایعطون» یعنی به مرحله ای می رسند که می گویند ما سلاح داریم . درمرحله چهارم اهل مشرق سلاح خود را به دوش می‌گیرند «یضعون اَسلحتهُم علی عواتقهِم»، یعنی اعلام آمادگی برای جنگ می کنند. در این مرحله، دشمنان حق آن ها را به صورت مشروط به آنان می‌دهند. تعبیرامام باقر(ع) یا تعبیر پیغمبر(ص)  این است که سلاح به دوش می گیرند. یعنی می گویند ما سلاح داریم  وآن وقت جهان حقشان را به آنها می دهد. درمرحله پنجم ایرانی ها شرط و شروط آن‌ها را نپذیرفته و به کار خود ادامه می دهند. این روند ادامه دارد تا سال ظهور حضرت که قیامی در داخل ایران برای یاری امام مهدی(ع) اتفاق می افتد . در جریان این قیام ایرانی ها دو گروه می شوند. ولی اختلافشان سیاسی و نرم است. من اعتقادم این است که وقتی یمانی ظاهرمی شود و امام زمان(عج) دستور می دهد که ازیمانی اطاعت کنید، مشکل اطاعت ازیمانی برای شیعیان به خصوص درعراق و ایران به وجود می آید.

چطوراین احادیث را این گونه تفسیر و تحلیل می کنید؟

براساس مفهوم متن صحیح احادیث است. اصل قوت هر موضوع در تفسیر تعبیرات پیغمبر(ص) و اهل بیت (ع) است.اینکه  اولا متن صحیح  ومحکم پیدا کنید و بعد اینکه این متن و ابعاد مختلف آن را بفهمید و تفسیر کنید. این طوری احادیث تحلیلی می شود.


:: بازدید از این مطلب : 2125
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

مراسم وداع با مهدی نوروزی شهید مدافع حرم که در درگیری با تروریست های تکفیری در شهر سامرا عراق به شهادت رسید، بعد از ظهر امروز دوشنبه در معراج شهدای تهران برگزار شد.

 

 

 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2392
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

«حجت الاسلام والمسلمین عباد الله خیریان» مدیر مدرسه علمیه مؤمنیه قم سه خاطره جالب زیر را از مقام معظم رهبری بیان کرد:

عنوان دهن پر کن!

ایامی که حضرت آقا نماینده امام(ره) در جنگ بودند، به تبریز تشریف آورند و در دانشگاه تبریز حاضر شدند و بین نماز مغربین سخنرانی کوتاهی کردند. گفتنی است که دانشگاه آن زمان، به محیطی برای حضور احزاب و جریانها، حتی گروههای انحرافی تبدیل شده بود.

پس از سخنان رهبری، ناگهان یکی از دانشجویان که از چریک های فدایی خلق بود، با صدایی بلند گفت "آقای وزیر دفاع! اکنون، جنگ بین ایران و عراق است. بفرمائید که اگر در این جنگ شما پیروز شدید، چه اقدامی انجام می دهید؟".

حضرت آقا در پاسخ فرمودند "این عناوین(وزیر دفاع) برای ما دهن پرکن نیست. قبل از انقلاب که به تجمع دانشجویی میرفتیم، به ما حاج آقا میگفتند و اکنون نیز برای ما همین تعبیر شیرینتر از عنوان یاد شده است. سپس سوره نصر را تلاوت و در پایان فرمودند: جنگ ما به خاطر بندگی خداست. ما میخواهیم در روی زمین، انسانها بنده خدا باشند. در صورت ایجاد بندگی، جنگ ما تمام میشود و این عاقبت کار است".

رهبر واقعی کیست؟

نیک به یاد دارم که در همین سفر مقام معظم رهبری به تبریز، معظم له در "مسجد انگجی ها" تعابیر جالبی از رهبر شایسته بیان نمودند که برای نخستین بار بود که این تعابیر را از ایشان شنیدم که: "رهبری، چیزی نیست که فردی به فردی تفویض کند. رهبر، شخصی است که از زودتر همه دشمن شناس باشد و نسبت به او موضع گیرد. دیرتر از همه بخوابد، از همه زودتر بلند شود. نقشه های دشمن را خوب بخواند و موضعگیری کند".

تواضع نسبت به استاد

در یکی از ملاقات هایی که حدود چهل نفر از بازاری ها و خیرین مدرسه ساز با رهبر معظم انقلاب داشتند، حضور داشتم. در این نشست، «آیت الله بنی فضل» از قم، «آیت الله مروج» از اردبیل و «مرحوم آیت الله فشارکی» استاد معروف کتاب مطول نیز حضور داشتند.

وقتی نوبت به گفتگوی حضرت آقا با مرحوم فشارکی رسید، فرمودند: ایشان، پنجاه سال پیش استاد بنده در مطول بودند. آن هنگام من مکاسب میخواندم که شنیدم ایشان قصد تشرف به مشهد مقدس و ماندن در تابستان آن سال در جوار حرم رضوی را دارند. من هم فرصت را مغتنم شمرده و از ایشان وقت گرفتم و نصف مطول را در تابستان آن سال و نصف پایانی این کتاب را در تابستان سال بعد نزد ایشان فرا گرفتم. معظمله آن چنان از استاد خود تمجید و تعریف نمودند که همه حاضرین از این احترام و تواضع ایشان متأثر شدند.

منبع:ابنا


:: بازدید از این مطلب : 2245
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

چاه معونه در چهار منزلي (حدود ۵۰ يا ۷۰ كيلومتري) مدينه، در منطقه نَجْد قرار داشت و قبايلي چون بني‌عامر و بني‌سُليم پيرامون آن مي‌زيستند. سريه بئر معونه در ماجراي ارتباط پيامبر (ص) با برخي قبايل بيابان‌نشين منطقه نجد رخ داد كه به شهادت گروهي از مسلمانان انجاميد.
درباره علت اين رويداد، گزارش‌ها همساني ندارند. بر پايه گزارش مشهور، سال چهارم ق. ابوبراء بن مالك، رئيس قبيله بني‌عامر، با هدايايي نزد پيامبر (ص) به مدينه آمد. هنگامي كه رسول خدا (ص) پذيرش هدايا را به اسلام آوردن ابوبَراء مشروط كرد، وي بدون رد يا قبول اسلام از او خواست چند تن از مسلمانان را با هدف گسترش اسلام نزد قبيله بني‌عامر در نجد بفرستد و در برابر نگراني پيامبر، امنيت مبلغان مسلمان را تضمين كرد. پس از بازگشت ابوبراء، رسول خدا (ص) ۴۰ تن از مبلغان را به فرماندهي مُنذر بن عمرو انصاري در صفر سال چهارم، چهار ماه پس از اُحد، همراه نامه‌اي خطاب به عامر بن طفيل از بزرگان قبيله بني‌عامر اعزام كرد. برخي منابع از حضور اسد بن معونه برادرزاده براء يا لبيد بن ربيعه عامري به نمايندگي از سوي براء نزد پيامبر (ص) اشاره دارند.
مبلغان پيامبر با راهنمايي يكي از بني‌سُليم به نام مطلب به چاه معونه رسيدند. در آنجا دو تن از مسلمانان به نام عمرو بن اميه ضمري و منذر بن محمد ساعدي براي چرانيدن ستوران از همراهان خود جدا شدند و يك تن نيز به نام حَرام بن ملحان، نامه رسول خدا را نزد عامر بن طُفيل برد. باقيمانده افراد نيز در غاري مشرف بر چاه مستقر شدند. عامر بدون خواندن نامه در رقابت با ابو براء، حامل نامه پيامبر را به شهادت رساند و براي از ميان بردن مبلغان از قبيله‌اش ياري خواست؛ اما آن‌ها به سبب تضمين ابوبراء از ياري او خودداري كردند.
از اين رو، عامر با ياري خواستن از تيره‌هايي از قبيله بني‌سليم چون رِعْل، عُصَيّه و ذَكْوان كه پس از كشته شدن طعيمة بن عدي كه مادرش از بني‌سليم بود، در بدر كينه مسلمانان را در دل داشتند، مبلغان مسلمان را غافلگيرانه به شهادت رساندند. از دو تني كه ستوران را به چرا برده بودند، منذر بن محمد هنگامي كه از شهادت همراهان خود آگاه شد، با ديدن پيكر آن‌ها به رغم ممانعت عمرو بن اميه كه خواهان بازگشت او به مدينه بود، به خون‌خواهي آن‌ها برخاست و در نبرد با مشركان به شهادت رسيد. با شهادت منذر، عمرو بن اميه به عنوان تنها باقيمانده اين رويداد در مسير بازگشت به مدينه به انتقام شهداي بئر معونه بدون آگاهي از هم‌پيماني بني‌عامر با پيامبر، دو تن از آن‌ها را كشت و سپس گزارش شهادت مبلغان را به پيامبر رساند. او مسؤوليت اين كار را بر عهده ابوبراء دانست. حسان بن ثابت در نكوهش ابوبراء شعري سرود كه مايه رنجش وي شد و يكي از پسران ابوبراء را بر آن داشت تا به قصد كشتن عامر‌ بن طفيل به وي حمله ببرد. عامر در اين حمله مجروح شد؛ اما جراحت او به مرگش نينجاميد.
گزارش ديگر اين رويداد از اَنَس بن مالك انصاري است كه بخش‌هايي از آن به صورت پراكنده در منابع گوناگون و با اختلاف فراوان در هدف و مقصد اين اعزام گزارش شده است. بر پايه اين روايت، تيره‌هايي از قبيله بني‌سُلَيم نزد پيامبر (ص) آمدند و از ايشان براي رويارويي با دشمنانشان ياري خواستند. پيامبر (ص) ۷۰ تن را به ياري آن‌ها فرستاد؛ اما آنان خيانت كرده، آن‌ها را كشتند.
شهداي چاه معونه، جواناني از انصار بودند كه به قاري شهرت داشتند و روز‌ها را به خدمت پيامبر و شب‌ها را به آموزش و عبادت سپري مي‌كردند. پيامبر (ص) هنگامي كه گزارش شهادت آن‌ها را شنيد، بسيار اندوهگين شد و قاتلانشان را تا ۳۰ يا ۴۰ روز در قنوت نماز نفرين كرد. برخي منابع نزول آيه (لَيسَ لَكَ مِنَ الأَمر...) را پس از اين رخداد دانسته‌اند كه در آن خداوند پيامبر (ص) را از ادامه لعن آن‌ها بازداشت. اما شماري از مفسران با توجه به نزول اين آيه در اُحد، چنين شأن نزولي را نمي‌پذيرند.
منابع از مهاجراني چون عامر بن فُهيره، حَكَم بن كيسان و نافع بن بُديل خزاعي به عنوان شهداي معونه ياد كرده‌اند. اما در اين منابع نام بسياري از شهداي انصاري اين رويداد ناگفته مانده است. برخي آمار اعزاميان را بيش از ۲۰ نفر و بعضي آن‌ها را ۳۰ تن شامل چهار مهاجر و ۲۶ انصاري دانسته‌اند.


منبع:حج


:: بازدید از این مطلب : 1992
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران