میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 3
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 128
:: باردید دیروز : 253
:: بازدید هفته : 2419
:: بازدید ماه : 8173
:: بازدید سال : 14368
:: بازدید کلی : 14368
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

دين مبين اسلام پيوسته به حسن خلق با برادران ديني تاكيد دارد تا آنجا كه امام حسين (ع) خلق نيكو را با عبادت برابر داسته و فرمودند: خوش اخلاقى عبادت است.

در حديثي از حضرت امام صادق (ع) آمده است: چهار مورد است كه هر كه آنها را دارد، ايمانش كامل است و اگر از فرق سر تا پايش پر از گناه باشد، او را نكاهد، فرمود: آنها راستگويي و رد امانت و حيا و حسن خلق است.

و در حديث ديگري خلق شايسته را كليد راهيابي به بهشت مي‌دانند و مي‌فرمايند: بيشتر وسيله اي كه بدان امتم در بهشت درآيند تقوي وحسن خلق است.

در حديثي از اسحاق بن عمارنقل است كه امام صادق (ع) فرمودند: به راستي خلق خوب بخشش خدا است، خدا عزوجل آن را به خلق خود بخشش مي‌كند، برخي از آن منش است و برخي به تصميم و كسب است، من گفتم: كدام از اين دو بهتر است، فرمودند: آنكه طبع و منش او است بر آن واداشته است نمي‌تواند جز آن كند و آنكه به قصد و كسب خوش خلقي كند بايد به خوبي بر طاعت صبر كند و رنج كشد، پس او بهتر اين دو است.

همان حضرت در حديثي ديكر خلق نيكو را با جهاد در راه خدا برابر مي‌داند و مي‌فرمايند: به راستي خدا تبارك و تعالي همان ثواب را به بندهٔ خوش خلق مي‌دهد كه به مجاهد در راه خدا مي‌دهد در بامداد و پسين (يعني مجاهدي كه هميشه در جهاد است.)

خداوندا به ما توفيق خوش خلقي با بندگانت را عنايت فرما و با اين عمل گناهان ما را ببخش و بيامرز چنان كه امام صادق (ع) فرمودند: خلق خوش، گناه را آب كند چنانچه خورشيد يخ را.



پی نوشت:
كنزالعمال
نهج البلاغه
اصول كافي
منبع:حج


:: بازدید از این مطلب : 2010
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

در «تفسیر جوان» آمده است كه: چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد؛ به معنی طلب رحمت است.۱
معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می‌گوییم: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»، از خداوند خواسته‌ایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟
در قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود و سلام بفرستند: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) درود می‌فرستند؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید».۲
مقام پیامبر(ص) آن‌قدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان بر او درود و سلام می‌فرستند و بهتر است مؤمنان هم در این آهنگ كلّی هم‌نوا و هماهنگ شوند.
علاوه بر آن، صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است.

طلب كردن رحمت برای بندگان
ناگفته نماند كه فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) از طرف مؤمنان در حقیقت طلب كردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر(ص) و ائمّه(ع) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم كرده‌ایم.
درود بر پیامبر(ص) سبب پاكی اعمال و نیز قبولی آنها می‌شود، همچنین باعث اجابت دعاها، كفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا كردن به بهشت می‌شود.
در زیارت جامعه كبیره آمده:
«و جعل صلواتنا علیكم و ما خصّنا به من ولایتكم، طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكیه لنا و كفاره لذنوبنا ...؛
و قرار داد درودهای ما را بر شما و آنچه را مخصوص گردانید، به ما از دوستی و محبّت شما به خاطر پاك گردانیدن خلقت ما و پاكیزگی برای جان‌های ما و جهت پاكی روح ما و كفّاره گناهان ما».
شخصی از پیامبر(ص) پرسید: صلوات فرستادن امّت، ارسال تحفه‌ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه‌ای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امّت بر من، تحفه‌ای است از ایشان برای من و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»

صلوات در آینه قرآن و كلام معصوم(ع)
در سوره احزاب، آیه ۵۶ خداوند می‌فرماید:
«خدا و فرشتگان او بر پیامبر اكرم(ص) درود می‌فرستند، شما هم ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او صلوات بفرستید و آن طور كه باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این آیه تأكید می‌كند كه ابتدا من و ملائكه بر پیامبر(ص) صلوات می‌فرستیم و به پیروی از ما شما انسان‌ها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
در حكمت ۱۶۳ «نهج ‌البلاغه» آمده است: «هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اكرم(ص) درود بفرست. سپس حاجت خود را بخوان؛ زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را بر آورده و دیگری را باز دارد.»
تمام دعاهای «صحیفه سجّادیه» نیز با صلوات آغاز یا پایان می‌یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است؛ زیرا ائمّه(ع) معتقدند صلوات، ذكر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی كه صلوات فرستاده شود، اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
امام سجّاد(ع) در دعای ۴۴ به كرّات صلوات را تكرار كرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسئلت می‌كنند.
در قسمتی از این دعا می‌فرمایند: «بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، به شمار درودهایی كه بر هر كس نثار فرموده‌ای و چندین برابر آن به چندین برابر كه هیچ كس جز تو شمار آن نداند كه تو هر چه خواهی، كنی».
امام صادق(ع) نیز در باب اهمّیت صلوات می‌فرمایند:
«كسی كه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد كه حضرت محمّد(ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می‌شود.»۳

كیفيّت صلوات بر پیامبر اكرم(ص)
در مورد كیفيّت صلوات، روایات فراوانی است كه درود و سلام بر پیامبر(ص) را همراه با آلش، مقبول می‌دانند.
این نوع كیفيّت صلوات از منابع شیعه و سنّی قابل اثبات است.
از حضرت علی(ع) نیز روایت است كه ایشان فرمودند:
«اصحاب گفتند: ای رسول خدا! چگونه بر شما صلوات فرستیم كه فرمود: «بگویید خداوندا! بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست،‌ همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی كه تو ستوده و والایی و بر محمّد و آل محمّد فزونی بخش، همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، به راستی كه تو پسندیده و عظمایی.»۴

بركات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات، روایات فراوانی است كه تأكید می‌كند كه صلوات ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و بركت و لطف و كرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تكبیر خداست، ارتقای درجه به همراه دارد، معادل سبحان ‌الله و الحمد‌الله و لا اله الّا ‌الله و الله اكبر است.
صلوات بركات فراوانی را برای شخص به دنبال دارد. بركات صلوات را می‌توان به بركت‌های دنیوی و اخروی تقسیم كرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال،‌ رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درك امام قائم(ع) می‌باشد.
برای اثبات برخی از موارد ذكر شده، به كلام ائمّه(ع) استناد می‌كنیم.
حضرت رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف می‌كند.»
از دیگر بركات حائز اهمّیت صلوات، از بین رفتن گناهان است؛ چنان‌كه امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «الصّلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنّفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می‌برد.»
و امّا بركات اخروی صلوات را می‌توان به پنج مرحله تقسیم كرد: ۱. عالم برزخ، ۲. قیامت، ۳. پل صراط، ۴. جهنّم، ۵. بهشت.
قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود بفرستید: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می‌فرستند. ای كسانی كه ایمان آورده‌‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید.»

۱. عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می‌كند، ظلمت گناه را از بین می‌برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می‌كند، ثواب صلوات سنگین‌تر از گناهان است، صلوات، فریادرس انسان در قبر است،‌ چهره او را در برزخ نورانی و جان كندن را راحت می‌كند.
پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند: «هر كس بر من صلوات زیاد بفرستد، از تلخی مرگ و جان كندن ایمن گردد.»

۲. قیامت
از ائمّه(ع) آمده كه هر كس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد، خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می‌شود.در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات‌ فرستنده را در روز قیامت نزدیك‌‌ترین فرد به پیامبر(ص) قرار می‌دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می‌تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می‌كند و او را در زیر عرش الهی قرار می‌دهد، همچنین این صلوات‌ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می‌شود و ذخیره‌ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می‌آید.
از پیغمبر(ص) نقل است كه فرمودند: «سه كس در روز رستاخیز، آن روزی كه سایه‌ای جز سایه خداوند نخواهد بود، در زیر عرش الهی خواهند بود». عرض شد: یا رسول الله آنها چه كسانی هستند؟
فرمود: «آن كس كه اندازه‌ای از غم امّت من را برطرف سازد و كسی كه سنّت مرا زنده نماید و آن كس كه فراوان بر من صلوات فرستد».

۳. پل صراط
صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است كه راه را بر او روشن می‌كند؛ چنان‌كه
رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «بر من بسیار درود بفرستید؛ زیرا درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»

۴. جهنّم
صلوات انسان را از گرمای جهنّم مصون می‌دارد و مانعی است برای او در ورود به آتش جهنّم.
رسول خدا(ص) فرمودند: «آن كس كه بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر كس درود فرستادن بر من را فراموش كند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»

۵. بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می‌شود، دوست پیامبر(ص) در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می‌كنند، شراب سلسبیل می‌نوشند و در زمره خواصّ پیامبر(ص) وارد بهشت می‌كردند.


پی‌نوشت‌ها:

۱. تفسیر جوان، ج ۷۱، ص ۶۲۳.
۲. سوره احزاب (۳۳)، آیه ۵۶.
۳. ثواب الاعمال، ۳۲.
۴. كنزل العمّال.
بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۴۷ به بعد.
مفاتیح الجنان، زیارت جامعه كبیره.
منبع:سایت پرسمان.


:: بازدید از این مطلب : 1976
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

مرحوم حاج محمد باقر خیری از بازاری های خوشنام شهرستان دامغان بود که در انصاف و صداقت شهره عام و خاص بود. او از مریدان حضرت امام (ره) بود که هم در دوران مبارزه و هم دفاع مقدس خوش درخشید. سابقه 7 سال حضور حبیب وار در جبهه و یگان های پشتیبانی که در برهه هایی به اتفاق همسر و فرزندانش بود، از او مجاهدی پارسا و بی ادعا ساخته بود. این انسان با فضیلت و خداترس از حجت های خداوند در کسب روزی حلال برای زن و فرزندان در روزگار ما بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

دریافت


:: بازدید از این مطلب : 2131
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

امام علی (ع) درحدیثی سه حالت رابرای انسان مومن بیان نموده اند.

وَ مِنْ كَلَامِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع  كُلُّ قَوْلٍ لَيْسَ لِلَّهِ فِيهِ ذِكْرٌ فَلَغْوٌ- وَ كُلُّ صَمْتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرٌ فَسَهْوٌ- وَ كُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَلَهْوٌ حضرت امیر المومنین ع  می فرماید:هر سخنى كه  ذکر خدا در آن نباشد بيهوده است وهر سكوتى كه در آن انديشه‏اى نباشد سهو است و هر نگاهى كه در آن عبرت نباشد  لهو است    

امام علی ع دراین حدیث ترسیم مهمی ازیک انسان مومن وآگاه  نموده که دارای سه حالت است یا متکلم است یا ساکت ویا نظر به چیزی درخارج می کند، در این سه حالت باید سه برنامه داشته باشد، اگر سخن می گوید  ذکری ازخدا  دراو باشد، و اگر سکوت می کند سکوتش آمیخته با تفکرباشد و اگر نگاه می کند نگاهش عبرت باشد


پی نوشت:
بحارالانوارج 74


:: بازدید از این مطلب : 2081
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

حجت‌الاسلام محمدجواد حاج علی‌اکبری رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد عصر روز گذشته (دوشنبه 22 دی‌ماه) در ادامه سلسله جلسات شرح صحیفه سجادیه که در مسجد 72 تن مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار می‌شود، گفت: امام سجاد(ع) این گونه دعا می‌کند: «درخواست انسان به خدا باید این‌ گونه باشد که خدایا! آن چیزی را که خودت برای من می‌پسندی در تقدیرم قرار بده؛ یعنی آن چیزی که خدا برای ما پسندیده می‌تواند سلامتی باشد، می‌تواند مریضی هم باشد. چون آن چیزی که برای من می‌پسندی همان باعث سعادتمندی من است. پس من همان چیزی را که تو برای من می‌پسندی من هم همان را می‌پسندم، اگر فرد چیزی را که خدا برایش می‌پسندد نخواهد، انسان حقیری خواهد بود، اگر انسان رضای خدا را خواست و قبول کرد، کرامت پیدا می‌کند و اگر به کراهت پذیرفت، برایش بد خواهد شد».

وی ضمن بیان این نکته که خداوند هم هر جوری که بنده اش او را بشناسد و از خدا بخواهد با او رفتار می‌کند، به ترجمه بخش‌های دیگر از این دعای شریفه پرداخت: حضرت در ادامه می‌فرماید: «بارخدایا! بر محمد و آلش درود فرست (که همه دعاها به همین دعای صلوات ختم می‌شود)، و آنچه را برایم پسندیده‏اى درنظرم محبوب ساز، و تحمل آنچه را برمن وارد نموده‌‏اى‏ آسان کن، و مرا از آلودگى اعمال گذشته پاک کن، و شر اعمال گذشته‏‌ام را از من بزداى، و از لذت عافیت کامیابم فرما، تو آن خدایی هستی که احسانت یک طرفه است و برای لطف کردنت به من و گناهانم نگاه نمی‌کنی، احسان تو بدون نگاه کردن به بنده است، اگر این‌جوری نبود، من چطور می‌توانستم این در خواست‌ها را داشته باشم؟! اما تو خدایی هستی که شرط برایت وجود ندارد».

رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد با اشاره به معنای عبارت پایانی دعا یعنی «الوهاب الکریم» عنوان کرد: خداوند هبه پشت هبه می‌کند، هر چه از سوی او می‌رسد باعث رشد ما می‌شود و تازه این را به رخ ما هم نمی‌کشد، هم خودش همه چیز را به ما می‌دهد، هم بزرگمان می‌کند، چرا که ذوالجلال و الاکرام است، خیلی بزرگ و صاحب جلال، این ذکر که در منازل توحیدی بسیار انسان را پیش می‌برد، توصیه شده که مؤمن آن را زیاد بخواند و بگویید یا ذالجلال و الاکرام.

حاج علی اکبری با اشاره به برخی از نعمت‌هایی که در اثر بیماری شامل انسان می‌شود، اظهار داشت: روایت است «آه» از اسماء الله است، با آه کشیدن یعنی داری خدا را صدا می‌زنی، کاری که انسان در زمان بیماری زیاد انجام می‌دهد، روایت است وقتی ناله که می‌کنید دارید تسبیح خدا را می‌گویید، خواب بیمار هم عبادت است، از دیگر ویژگی‌های بیماری آن است که در حالت اضطرار و بیماری، دعا مستجاب می‌شود، وقتی توصیه می‌کنند به عیادت از بیمار، یعنی ما را فرستاده‌اند پیش کسی که مستجاب الدعوه است، پس تا وقتی بیماری سخت نشده و قابل تحمل است لازم نیست سراغ دکتر بروی، درد قابل تحمل خوب است، باعث می‌شود خدایت را بیشتر صدا بزنی، البته یک مریضی‌هایی هست که اگر کهنه شود خطرناک است، برای آن امراض باید سریع به طبیب مراجعه کرد.


منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2046
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

عقیق/ حمید محمدی محمدی: لابد بارها و بارها درباره پیمودن ره صد ساله در یک شب چیزهای زیادی شنیده‌اید، اما هیچ وقت کسی از پیمایش یک راه دراز در فرصت کوتاه برای مداح شدن، حرفی نزده است؛ چون کم‌تر کسی فکر می‌کند که می‌شود برای مداح شدن از راه‌های کوتاه استفاده کرد.

راستش را بخواهید، هرچند کسی در این باره نگفته و ننوشته، اما خیلی‌ها هستند که تجربه یک شبه مداح شدن را آزموده‌اند. ماه محرم که از راه می‌رسد، هزاران بنر، پارچه نوشته و اطلاعیه مقابل دیدگان مردم نصب می‌شود و در آن، کسانی به عنوان مداح معرفی می‌شوند که قبلاً هیچ نام و نشانی در میان مردم نداشته‌اند. لازم نیست طرف، حاجی باشد. همین که یک سفر کربلا رفته باشد، می‌شود کربلایی فلان و میکروفون هیئت را می‌دهند دستش!

خیلی از اینها آن دسته افرادی هستند که یک شبه مداح شده‌اند و اسمشان در اطلاعیه‌ها جاگیر شده است. یعنی کسانی که راه طولانی و دراز مداحی را با بیراهه و به اصطلاح خودشان میان‌بر اشتباه گرفته‌اند. اما من می‌خواهم به واسطه چند سال تجربه همزیستی با مداحان پیشکسوت، راهی نه خیلی کوتاه، اما مطمئن برای مداح شدن را پیشنهاد کنم. البته ادعا ندارم که این راه‌ها و روش‌ها ابتکاری و عجیب و غریب است، بلکه همه آنها قبلاً تجربه شده‌اند.

1. تقلید، خیلی هم بد نیست: اینکه یک نفر شکل حاج محمود کریمی بخواند یا نوع خواندن محمدرضا طاهری را پیاده کند، چیز بدی نیست. بدی ماجرا آنجاست که یک مقلد بی‌کم و کاست باشیم و این تقلید را تا آنجا پیش ببریم که فقط ادای مداحان نامدار و موفق را در آوریم. طبیعی است که مخاطب شما می‌رود دنبال اصلش و به شما احتیاجی نخواهد داشت. برای اینکه خودتان را راه بیندازید، هم در مجالس مطرح و پای منبر مداحان بنشینید و هم صدای آنها را گوش کنید. اینکه تأکید می‌کنم صدا، به این دلیل است که ویدئوی مداحی بیشتر شما را با رفتارها و حرکات یک مداح آشنا می‌کند که تقلید کردن از آنها بسیار بی‌ارزش است و شما را از اصل کار غافل می‌کند. صوت مداحی کسانی را بیش‌تر گوش کنید که به اشعار خوب تکیه فراوان‌تری دارند.

2. تا می‌توانید شعر خوب جمع کنید: قدیمی‌ها برای گرفتن یک شعر خوب، گاهی یک سفر دراز را تحمل می‌کردند، اما الآن تا دلتان بخواهد شعر مناسب در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تلفن همراه به اشتراک گذاشته می‌شود. شعر را از سرمنشأ خود بگیرید و سعی کنید با چند شاعر ارتباط بگیرید که سروده‌های دست اولشان را به شما بدهند. در هر شهر هم انجمن‌هایی هست که شاعران به آنجا رفت و آمد می‌کنند. از طریق آن انجمن‌ها شاعر و شعر خوب پیدا کنید.

3. صدایتان را دائم ضبط کنید: الآن همه گوشی‌های تلفن همراه، مجهز به ضبط صدا هستند. برای اینکه روی شعرهای انتخابی‌تان سبک بگذارید، صدایتان را مرتب ضبط و چند بار آن را گوش کنید. اگر رویتان نمی‌شود در حضور یک استاد مداحی بخوانید، صدا و نحوه مداحی‌تان را در اختیار یک مداح باتجربه و دلسوز بگذارید تا درباره آن نظر بدهد و ایرادهای شما را بگیرد.

4. در جلسات مداحان شهر خود شرکت کنید: شهرهای بزرگ، دارای تشکل‌هایی با عنوان جامعه مداحان یا ذاکران هستند که به طور معمول، هفته‌ای یک بار تشکیل جلسه می‌دهند. مهم‌ترین فعالیت و کارکرد این جلسات، خواندن مداحان پیشکسوت است که در مجلس‌داری آنها، هزاران نکته آموزشی نهفته است. شرکت در این جلسات به عنوان یک مستمع آزاد و معمولی باعث می‌شود یک مداح جوان، راه و رسم مداحی را به صورت عملی بیاموزد و آن را در کار خود اجرا کند. در تهران، این جلسات در همه روزهای هفته و در نواحی مختلف شرق، غرب، مرکز و جنوب تهران برگزار می‌شود. علاوه بر آن، خانه مداحان اهل بیت (ع) هر چهارشنبه صبح، جلساتی دارد که بسیار آموزنده است.

5. همه محتوای مداحی‌تان را با یک ذاکر باتجربه در میان بگذارید: برای یک مداح، علاوه بر شعر و صدا، چند چیز دیگر اهمیت دارد که مجموعه آنها محتوای مداحی قلمداد می‌شود. اینکه از چه مقتلی استفاده کنید، اینکه در خواندن مدح و منقبت، قصیده یا نوحه چه لحنی داشته باشید و چگونه موسیقی شعرها را تنظیم کنید، خود هنر بزرگی است که باید مجموعه آنها را به تأیید یک مداح خوب و خوشنام برسانید. اینکه شما را شاگرد او بدانند، چیزی از شما کم نخواهد کرد، بلکه اگر استاد خود را به درستی انتخاب کنید، شاگردی او موجب افتخار و آبروی شما خواهد بود.

6. همیشه حین مداحی، باوضو باشید: وضو داشتن نه تنها انسان را رعایت‌مند و مؤدب به آداب و اخلاق اسلامی می‌کند، بلکه موجب افزایش اعتماد به نفس یک مداح می‌شود. قدیمی‌ها می‌گفتند که پاکیزه بودن یک مداح او را از به زبان آوردن هر کلام و شعری باز می‌دارد.

7. از هر فرصتی برای خواندن استفاده کنید: هیئت‌های خانگی، مراسم مذهبی در مسجد، مهمانی‌های خانوادگی، سفر با دوستان و ... همه و همه مجالی برای خواندن یک مداح است. خجالت را کنار بگذارید و از این فرصت‌ها فراوان استفاده کنید. اگر خجالتی و بسیار مأخوذ به حیا باشید و به اصطلاح، روی لازم را برای خواندن در جمع نداشته باشید، هیچ وقت یک مداح خوب نخواهید شد. اگر اعتماد به نفس کافی ندارید، برای به دست آوردنش تمرین کنید. استاد غلامرضا سازگار به «زهیر» فرزندش در ابتدای آموزش مداحی به او گفته است: «یک چوب خشک جلوی دهانت بگیر. فکر کن میکروفون هیئت است و کلی جمعیت چشمشان به دهان توست.»

8. در ابتدای منبر، چند آیه قرآن قرائت کنید: قرائت قرآن از آداب اصلی و اولیه منبر یک مداح بوده که امروز این سنت به فراموشی سپرده شده است، اما قرائت قرآن باعث می‌شود که ورودی بهتر و دقیق‌تر به شعرخوانی داشته باشید. متأسفانه این سنت را فقط یکی از مداحان قدیمی به نام «استاد صمصام» در ابتدای مداحی‌اش اجرا می‌کند.

این هشت روش، حتماً شما را از سرگردانی نجات خواهند داد و با انجام آنها خواهید دید که راه مداحی، با توجه به گسترش رسانه‌های اجتماعی، آنقدرها هم طولانی و پردردسر نیست. به خودتان اعتماد کنید و به خدا توکل! بسم‌الله.


:: بازدید از این مطلب : 1955
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

صوت مراسم را بشنوید؛

مراسم سخنرانی و قرائت زیارت عاشورا در ماه ربیع الاول سه شنبه گذشته توسط حاج منصور ارضی در حسینیه صنف لباسفروشهای تهران برگزار شد.


 سخنان حاج منصور ارضی در مراسم زیارت عاشورا 16 دی 93 را بخوانید؛

برائت بهترین هدیه‌ی خداست که در هر قلبی، خداوند قرارش داد آن قلب زنده شد و محبتش نیز جاری گشت. محبت بدون برائت از دشمنان خدا ذره ای تحریک نشده و حرکتی ندارد به خاطر همین، محبت که بماند خرج دیگر افراد می‌شودیعنی خرج غیر از خدا و اهل بیت علیهم السلام می‌شود منتهی اینکه عاشورا اینطور بیان کرده دائم خط رانشان داده یعنی هر زمان که رسیدی اینگونه برائت بجوی.برائت جستن از آنهایی که در خط دشمنان اهل بیت علیهم السلام هستند یکی ازآنها همین داعشی‌ها هستند یکی دیگر این سعودی هاکه دیگر بدتر از این سعودی‌ها نداریم. امام راحل به ظاهر از تمام دشمنی‌های بعثی‌ها و عراقی‌ها گذشت ولی برائت ازاین ملعونین دردلش بود تا جان داد.بزرگان دین اینگونه هستندلذا ریشه را ببینید چه اثری گذاشت! عراق تغییر کرد. نگاه کنید این سعودی‌ها چه جنایاتی دارند انجام می‌دهند!دعا کنید همان بلایی راکه بر سر مسلمانان درآوردند برسر  خودشان هم بیاید!

 

گوهرهای درخشان اهل بیت علیهم السلام

وقتی در این هیاهو‌ها  یک بزرگی را هم از دست بدهید نشان می‌دهد امتحانات دارد سخت‌تر می‌شود. بایددعا بیشتر بخوانیم.این عالم بزرگوار؛ مرحوم انصاری از بزرگانی بود که آدم‌های فهمیده‌ی در قم به او افتخار می‌کردند علما به او افتخار می‌کردند.کم کسی نبودش! خیلی عجیب بود! ذره ای هم خود نمایی نمی‌کرد. می‌بینی یک لیسانس گرفته یا یک دوره ای از حوزه را خوانده چه ادعا هایی می‌کند! می‌خواهم به شمابگویم کسی که ظرف نداشته باشددائماًبه بیرونش می‌نازد! به ظرفیتش که توجه ندارد.این بزرگان هر چه بیشتر خدا بهشان می‌داد خضوع و خشوعشان بیشتر می‌شد دعا کنید به اینها ارتجاع کنیم که اینها واقعا گوهرهای درخشان اهل بیت علیهم السلام هستند.

 

دشمنان، ما را از فقها دور کردند!

در انتهای مفاتیح هایی که حاشیه هادرمتن آمده،دعای بیست ونهم ازدعاهای موجزی که برای حوائج دنیاوآخرت آمده؛حضرت صادق علیه السلام به ابوبصیر می‌فرمایدکه اینگونه بخواند؛«اللهم انّی اسئلکَ قَول التوّابین وَ عَملهُم...» یک یک می‌آیی تادر اواسط دعا می‌رسی  به این فراز؛« وَ حُکم الفقها وسیرتهم» یعنی قسم می‌دهی خدا راکه حکم فقیهان وروش آنان رابه توعطاکندیعنی برای قسم دادن هم فقها برای ما ارزش دارند بگذریم از یک مشت اراذل و اوباش که اصلا کاری با علما و فقها و دین و دیانت ندارند!واقعا آلوده شده اند مخصوصا که دائم شبکه‌ها و سیستم‌های مختلف مانندوایبر و .. داردفراگیرمی شود. دشمن داردکار می‌کند ولی ما کار نمی‌کنیم.هیئت‌ها کار نمی‌کنند، مجامع فرهنگی کار نمی‌کنندهمه اش هم دارند شعار می‌دهند.اگر یکی هم بخواهد کار کند مثلا می‌گویند آقا آمرین به معروف و ناهیان از منکر زیر پوشش و حمایت نیروهای انتظامی هستند به شرطی که حرکتی نکنند! همه چی را هم می‌دانید الحمدالله داریم مسئولین راهم بهترمی شناسیم دیگربنده حرف نمی‌زنم برای اینکه همه مطالب  را می‌شنوید! همه  را هم پخش می‌کنند.عقایدشان ، نیش زدن‌های به دین و... همه‌ی چیزرا دارید می‌بینید. مسائل اصلی رابنده به شما عرض می‌کنم.ما را از فقها دور کردنداینجاست که نفهمیدیم! اصلا حکم چیست؟ مباح چیست؟ حرام چیست؟ نفهمیدیم دیگر! می‌گوید  فلانی را می‌گویی ببین , فلانی برای این ضد آقا شده که آقا حکم کرده سینه اینطوری نزنی اینها می‌زنند!می گوییم شما اصلا می‌دانی حکم فقها چیست؟ بعضی هانمی فهمند دیگر!.وقتی نمی‌فهمد اینطوری می‌شود.

 

برای مصون ماندن ازابتلائات باید دعا زیاد بخوانیم!

 روایات زیادی درباب استعمال بوی خوش و حنا گذاشتن در ماه ربیع مخصوصا روز تاج گذاری امام زمان علیه السلام داریم اصلاً حنا گذاشتن در هر فصلی مستحب است اما بعضی‌ها برداشت‌های نادرستی می‌کنندودراین سایت‌ها وگوشی‌های همراه هم که گویا مخاطبین خودرابدون فهم وشعورفرض کردند هرچه دلشان می‌خواهدمی گویند!خلاصه اش اینکه با دین ما دارند بازی می‌کنند.مواظب باشیم! برای مصون ماندن ازابتلائات باید دعا زیاد بخوانیم.این دعاهای صبح را بخوان!چه آنهایی که در ابتدای مفاتیح است وچه آنهایی که درحاشیه یاآخرآنست.

قرآن هم جزء 24 رابخوانید چون یک هفته تعطیل بود 2 جزءباید می‌خواندید. قرآن اثر مثبتی دارد در کنارش دعا را که می‌خوانی یک معجونی برای حفظ دین، سلامتی  و حفظ خودوزن و بچه ات می‌شود.  خدا به حق امام زمان علیه السلام ما رااز اهل بیت(ع) جدا نکند


:: بازدید از این مطلب : 1978
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393
آقا مهدى رو تو داروخانه اتفاقى ديدم ، عرض كردم شما اينجا كارهاى بسيار مهمى در دست داشتى كه همه اين كارها خدمت به انقلاب و باعث خشنودى دل حضرت اقاست ، اگر ميشه شما نرو ...

حاج محمد رضا طاهری با انتشار عکسی از شهید مهدی نوروزی که دیروز در دفاع از حرمین عسکریین به دست تکفیری ها به شهادت رسید  نوشته است:

ديشب تو جمع بعضى از رفقا صحبت از دلاوريهاى اقا مهدى بود ، به دوستان گفتم مهدى تو اين دنيا نميمونه ، دل كنده است و ارزو داره تو اين مسير شهيد بشه ، امروز ساعت ١٠/٥ صبح حاج اقا مجتبى توسلى خبر شهادت اقا مهدى رو بهم داد ، اصلاً تعجب نكردم انگار اماده ى شنيدن اين خبر بودم ، اخه چند ماه پيش اقا مهدى رو تو داروخانه اتفاقى ديدم ، عرض كردم شما اينجا كارهاى بسيار مهمى در دست داشتى كه همه اين كارها خدمت به انقلاب و باعث خشنودى دل حضرت اقاست ، اگر ميشه شما نرو و اين كارها رو به سرانجام برسون ، اقا مهدى با يه خنده ى پر معنا گفت حاجى اين سفره ى شهادت هم مثل سفره اى كه در ايام دفاع مقدس پهن بود ، جمع ميشه و حسرتش برامون ميمونه ، ميرم به تكليفم عمل كنم ، شايد سر اين سفره خداوند متعال شهادت را نصيبم كنه .

اقا مهدى عزيز و نازنين كه لقبِ شير سامرا را گرفته بود در دفاع از حرمين عسکريین عليهماالسلام، به خيل شهداء پيوست و به ارزوى ديرينه اش رسيد ، امشب يكى از همرزمانش در تماسى كه از عراق داشتند ميگفت : اقا مهدى تا لحظه هاى اخرش صدا ميزد يا حسين ، يا حسين .... خدا كند ما نيز رهرو راه اين عزيزان باشيم


:: بازدید از این مطلب : 2781
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 23 دی 1393

عطا الله اسماعیلی: اتفاقا اینجا برعکس است. حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا زائری آدمی نیست که بیرون گود بایستد و بگوید لنگش کن. وسط میدان است. می‌نویسد. ایده می‌دهد. مشاوره می‌دهد. مجموعه فرهنگی بزرگی را مدیدیت می‌کند. سخنرانی می‌کند. نقد می‌کند و رسالت طلبگی‌اش را هم فراموش نکرده و منبر می‌رود. تجربه چند سال زندگی در لبنان و ارتباط با مسیحیان را دارد و حاصل این رابطه کتاب ارزشمند «کتاب مقدس» است که اتفاقا درباره نگاه شاعران و اندیشمندان مسیحی به پیامبر گرامی اسلام است.

در مجموعه فرهنگی سرچشمه با این روحانی فعال درباره سیما و سیره پیامبر و بایدها و نبایدهای تبلیغ دین، به گفت‌و گو نشستیم؛

 _ الان و پس از گذشت قرن‌ها از میلاد و بعثت نبی مکرم اسلام، نسبت ما به عنوان یک مسلمان با پیامبر اکرم چیست؟ ما چقدر توانستیم این نسبت را واقعاً داشته باشیم و نشان بدهیم؟

اتفاقاً امروز بیشتر از هر زمان دیگر احتیاج داریم که در جستجوی پیامبر اکرم باشیم و می‌توان از دو زاویه به این قصه نگاه کرد؛ یکی از طریق معرفی صحیح شخصیت و سیره پیامبر اکرم که متأسفانه در این زمینه خلأ و نقصان بسیار زیادی داریم. به دلایل مختلف، نتوانستیم چهره رحمانی و چهره روحانی پیامبر اکرم را به عنوان بزرگ‌ترین نعمت خدا و بزرگ‌ترین منّت خدا بر بشر نشان بدهیم. ما در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم که بالا‌ترین عطیه‌ای که خداوند می‌توانسته به بشر بدهد وجود پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) بوده است. پیامبر اکرم مسیر بشر را به سوی سعادت عوض کرده است. ایشان بشریت را تا قیامت مدیون خودش کرده است. اگر رسول اکرم و اولادش این همه بلا و سختی را تحمل کردند، فقط برای این است که غل و زنجیر را از پای من و شما بردارند. اگر رسول اکرم نبود قطعاً مسیر بشر و تاریخ عوض می‌شد و ظلالت و گمراهی چیزی برای هدایت برای بشر باقی نمی‌گذاشت.  اما ما نتوانستیم ایشان را درست معرفی کنیم. حتی شما گاهی می‌بینید به دلیل کوتاهی ما، بسیاری در دنیا نه تنها پیامبر(ص) را هم نمی‌شناسند، بلکه تصور و ذهنیتی که از پیامبر اکرم دارند، تصوری منفی است.

حتی قبل از این رفتار داعش که پرچم مشکی را به نام پیامبر و با لوگو و امضای پیامبر جعل کنند که این جعل امضا به نظر من بزرگ‌تر از آدم کشی‌ها و جنایتاتشان است، حتی قبل از این اتفاقات، سخنرانی معروف پاپ بندیکت شانزدهم درباره پیامبر(ص) را می‌شنوید، این ذهنیت نادرست بسیاری از مردم و حتی نخبگان دنیاست. به خاطر اینکه ما نتوانستیم ایشان را درست معرفی کنیم. با یک خانمی که به خیال خودش مسیحی شده بود صحبت می‌کردیم، حرفش این بود که چیزی که در مسیحیت من را جذب کرد، مهربانی و محبت بود که در اسلام چنین چیزی نمی‌دیدم! به دلیل اینکه ما نتوانستیم اسلام را معرفی کنیم. این کوتاهی بزرگ و تقصیر ماست. تجربه نشان داده که جاهایی که این چهره درست معرفی شده اثر گذاشته است. مثلا ما مسیحی داریم که اسم بچه‌اش را محمّد گذاشته است. یکی از نخبگان و اندیشمندان لبنانی می‌گوید که وقتی بچه‌ام بیماری سختی گرفت، من متوسل به پیامبر اسلام شدم و گفتم مگر چند نفر مسیحی هم نام شما هستند؟ این بچه من به اسم شماست و دارد در بیماری و تب از بین می‌رود. می‌گوید که بچه‌ام شفا پیدا کرد. نمونه‌های درخشان این طوری داریم که فراوان است. یکی دیگر از اندیشمندان مسیحی می‌گوید که من ارادتم به پیامبر به خاطر این تعبیر است: «بهشت زیر قدم‌های مادران است.» که من بزرگ‌تر و درخشان‌تر از این تعبیر در مورد مادر در تاریخ بشر پیدا نکردم و هر بار که به مادرم نگاه کردم، به یاد این سخن پیامبر اسلام افتادم.

 -ضعف در عدم معرفی درست نبی مکرم اسلام را همه قبول داریم ولی آیا همه‌اش همین است؟

نکته دومی هم هست و آن رفتار و کردار ماست. مخصوصاً رفتار  کسانی که به نوعی مدعی مکتب پیامبر(ص) هستند، یعنی روحانیت. در واقع مردم انتظار دارند جلوه‌ای از پیامبر را در رفتار این‌ها ببینند. باید ببینیم رفتار و کردار ما با رفتار پیامبر اکرم چقدر نسبت دارد. مردم امروز که دست‌شان به دامن پیامبر نمی‌رسد و نمی‌توانند پیامبر را ببینند. پس باید پیامبر را در رفتار ما ببینند. شیر را بچه همی ماند بدو / تو به پیغمبر چه می‌مانی بگو.

اگر قرار است منِ روحانی از پیغمبر حرف بزنم، اگر مردم این لباس را لباس پیامبر می‌دانند، باید در رفتار من هم رفتار پیامبر را ببینند. همان طور که روحانی بار مردم را سبک می‌کند و خمس ازشان می‌گیرد، به‌‌ همان نسبت هم روحانی قرار است که جلوه‌ای از چهره پیامبر را به آن‌ها نشان بدهد.

 -بالاخره ایشان فرستاده خداوند و معصوم بودند و کسی نمی‌تواند ادعا کند که می‌تواند کاملا شبیه ایشان بشود.

 طبیعتاً ما این را می‌فهمیم. برای همین هم نمی‌گوییم که روحانی باید عین پیغمبر باشد، اما می‌گوییم که روحانیت باید بوی پیغمبر(ص) بدهد. ما دیده‌ایم جاهایی که مردم یک همچین روحانی را دیده‌اند، شیفته‌اش شده‌اند و دورش جمع شده‌اند. مردم به خودی خود هیچ موضعی ندارند. نه مثبت و نه نفی، بلکه با دیدن رفتار موضع می‌گیرند. به قول فردوسی:

فریدون فرّخ فرشته نبود / زمشک و زعنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت این نیکوی / تو داد و دهش کن فریدون تویی

هر کسی آن رفتار را به مردم نشان بدهد، مردم شیفته‌اش می‌شوند. طرف می‌آمد به پیامبر(ص) اهانت می‌کرد، بعد وقتی مریض می‌شد، پیامبر سراغش را می‌گرفتند. مردم این‌ها را می‌دیدند که شیفته می‌شدند. پیامبر اکرم در سختی‌ها به داد مردم می‌رسید. امروز باید سر سوزنی از آن رفتار را در رفتار من، در زندگی روزمره من ببینند تا جذب بشوند. من نمی‌توانم فقط با سخنرانی مردم را جذب کنم.

وقتی من لباس پیغمبر را پوشیدم باید رفتارم طوری باشد که شبیه رفتار پیغمبر باشد. البته این عبا و عمامه برای من است و برای پیغمبر نیست، اما شباهت دارد. این رفتار هم قطعاً رفتار پیامبر نیست، بلکه باید شباهت داشته باشد.

پارسال در خبر‌ها آمده بود که یک نفر در عربستان سعودی دخترش را زنده به گور کرده است. من به دوستان می‌گفتم که وقتی سال ۲۰۱۳ یک همچین اتفاقی می‌افتد شما تصور کنید در آن زمان پیامبر(ص) با چه کسانی طرف بوده است. اما با همین‌ها می‌آید بنیان یک تمدن بزرگ را می‌گذارد. پیامبر از بین همین‌ها ابوذر و مقداد می‌سازد و با رفتار و کردار خودش این کار را می‌کند.

شما نگاه کنید پیامبر اکرم می‌فرمایند که به طول رکوع و سجود افراد نکنید، ببینید چقدر راست می‌گوید. ببینید چقدر امانت دار است. این گمشده بشر امروز است. هر جایی که مردم این رفتار را ببینند، چه در آفریقا و چه در آمریکا و چه در سال ۲۰۱۴ و چه سه هزار سال قبل از میلاد، مردم بر اساس فطرت‌شان به این گرایش پیدا می‌کنند.

 

 -البته این وسط مشکلی هم وجود دارد. با توجه به نفوذ و گستردگی رسانه‌ها و بلندگوهای تبلیغاتی، مردم این روزگار به این سادگی‌ها جذب کسی نمی‌شوند و حرف کسی را نمی‌پذیرند.

بله. پیامبر اکرم هم چهل سال زحمت ‌کشید. ایشان چرا در بیست سالگی مبعوث نشد؟ چرا در ده سالگی مبعوث نشد؟ پیامبر اکرم وجود قدسی است که بیست سالگی ایشان با شصت سالگی‌شان فرقی نمی‌کند. ولی چرا چهل سالگی؟ برای اینکه پیامبر هم در چهارچوب زندگی طبیعی بشر رسالت خودش را انجام می‌دهد. یک سنت‌ها و قوانینی در زندگی پیامبر جاری است. پیامبر هم اگر امین دانسته نشود نمی‌تواند رسالت الهی را ابلاغ کند. چهل سال طول می‌کشد که مردم به پیامبر «امین» بگویند. بعد از همه این‌ها ایشان می‌فرماید «قولوا لااله الا الله تفلحوا». نمی‌توان توقع داشت که یک روحانی، از روز اولی که به مسجد و محلی می‌رود، بدون اینکه مردم رفتارش را ببینند، شیفته‌اش شوند و دستش را ببوسند.

حالا من نمی‌گویم که چهل سال، بلکه بیست سال، ده سال، چهار سال. مردم در محله‌ها، شهر‌ها و روستا‌ها اگر شیفته یک نفر می‌شوند به خاطر این است که رفتار و زندگی روزمره‌اش دیده‌اند. با آن‌ها غذا خورده، با آن‌ها نشسته، با آن‌ها بدهکار شده، با آن‌ها گرفتار شده، با آن‌ها گرسنه مانده، با آن‌ها سیر شده تا به او اعتقاد پیدا کرده‌اند. روحانی ما امروز باید اول توسط مردم پذیرفته بشود و مورد علاقه و قبول مردم قرار بگیرد. نظام خلقت حتی برای پیامبر هم ثابت است چه برسد به من.

 اگر روحانی بزرگ‌ترین عالم زمان هم باشد اما مردم او را دوست نداشته باشند و نپسندند، مانند منبری است که بالای منبرش بنشیند و کسی پای منبرش نباشد. به تعبیر امام موسی صدر ادیان در خدمت انسان هستند. اگر انسان نبود، لازم نبود که خدا دینی بفرستد. اگر بشر نبود پیامبری لازم نبود. خدا همه این‌ها را به خاطر انسان‌ها فرستاده است. تمام دین و کارکرد دین برای انسان‌هاست.

 -اینجا یک مسئله‌ای هم گاهی پیش می‌آید و گاهی برخی سوء استفاده‌ها از این محبوبیت می‌شود و باعث از بین رفتن اعتماد مردم می‌شود. که این هم از طرف دیگر لطمه می‌زند.

اتفاقاً روحانی فلش و تابلویی است که باید مردم را به آن سمت هدایت کند. قرار نیست منِ روحانی مردم را به سمت خودم دعوت کنم. اگر جایی یک روحانی مردم را به سمت خودش دعوت کرد، دکان و دستگاه و مرید بازی می‌شود و انحراف و کاسبی است. نمونه‌ این خطرات و انحرافات را در طول تاریخ مفصل داشته‌ایم. اما اگر روحانی گفت من فقط یک فلش راهنما هستم، آن وقت منِ تابلو راهنما باید محبوب و مقبول مردم هم باشم. چون اگر من را دوست داشتند پیامبر را دوست خواهند داشت. اگر به من و این لباس پیامبر اعتماد کردند به او اعتماد خواهند داشت.

امام صادق(ع) در جایی می‌فرمایند: «شما به ما منسوب هستید و شما را به اسم ما می‌شناسند، پس باعث زینت ما باشید. با مردم به زیبایی سخن بگویید. زبان‌های خود را از گفتار ناپسند بازدارید. حرف اضافه و زشت بر زبان نیاورید. به سوی خوبی‌ها دعوت کنید. برگ و گل بی‌خار باشید. با رفتارتان مردم را به خدا و اسلام دعوت کنید. باعث بی‌دین شدن آن‌ها نشوید. تقوا و پرهیزگاری داشته باشید. برای خدا بکوشید. راستگو باشید. امانت دار باشید. سجده طولانی داشته باشید. همسایه داری کنید. پیامبر اسلام برای این‌ها آمده است. هنگامی که یکی از شما در دین خود پرهیزگار باشد و راست بگوید و امانت داری کند و با مردم خوش اخلاق باشد خواهند گفت ببین این شخص شیعه جعفری است و این من را خوشحال می‌کند. مردم خواهند گفت این رفتار حاصل تعلیم و تربیت جعفر است. جعفر شیعیان خود را چنین آموزش داده است. اما اگر برعکس باشد ننگ و عارش به من می‌چسبد و مردم خواهند گفت این منش و رفتار جعفر است.»

مردم باید در رفتار منِ آخوند، پیغمبر(ص) را ببینند و احساس کنند پیغمبر این طوری بوده است. لذا نه تنها عیب ندارد که شخص روحانی و آخوند برای محبوبیت خودش کار کند، بلکه خودشان هم دستور داده‌اند، البته اگر الهی باشد و فلش و تابلوی راهنما باشد و دکان و دستگاه نباشد. اینجا روحانی وسیله و واسطه می‌شود. در دوران غیبت به خاطر چه می‌گویند که یک روحانی کفیل ایتام آل محمد(ص) است. برای اینکه این‌ها یتیم هستند. پدر وقتی بالای سر بچه‌هایش نباشد، ممکن بچه سر از کانون اصلاح و تربیت در بیاورد. روایاتی که مخصوصاً در دوره امام حسن عسگری(ص) در این‌باره آمده خیلی عجیب است. چون نزدیک شروع دوران غیبت بود و امام حسن عسگری(ص) می‌خواستند زمینه سازی ‌کنند. دائم تذکر می‌دهند که مواظب و مراقب باشید، این‌ها یتیم هستند. این‌ها بی‌کس و بی سرپرست هستند. مردم تعارف ندارند. تجربه نشان داده آنجایی که این رفتار و کردار را دیدند حتی بد‌ترین و معاند‌ترین افراد هم کوتاه آمدند.

-در باطن و حقیقت امر، چه دلیلی از آن طرف برای کوتاه آمدن معاند و مخالف وجود دارد؟

برای اینکه اولاً فطرتشان آن‌ها را به این سمت دعوت می‌کند و گرایش فطری دارند و ثانیاً این رفتار، رفتاری است که همه در مقابلش خاضع هستند. نمونه‌های متعددی از بعضی از روحانیون در سال‌های قبل داریم. می‌گویند در دوران جنگ بچه‌های محله‌ای سربه سر یک روحانی گذاشتند و توهین کردند و با توپ زدند و عمامه ایشان را انداختند. ایشان به جای اینکه با کسی که این کار را کرده بود درگیر شود، چیزی نگفت و رفت. از فردا صبح این روحانی دو تا نان سنگگ در خانه این جوان می‌داد و می‌رفت. می‌گفت این جوان را صبح بیدار نکنید که نان بگیرد، من به جایش نان می‌گیرم. می‌گویند بعد از چند روز کار به جایی رسید که آن جوان خودش شرمنده شد و با گریه سراغ آن روحانی رفت. ایشان گفت که من از دست تو ناراحت نیستم و می‌خواهیم با هم رفیق شویم. می‌گویند طوری شد که آن جوان، مسجدی شد و به جبهه رفت و شهید شد. جنازه‌اش را که به محل آوردند، همین حاج آقا نمازش را خواند. پیامبر آمده بود که مردم را اصلاح کند. این روحانی هم همین کار را انجام داد. پیامبر آمده بود که «طبیبٌ دوارٌ بطبّه» باشد.

در احوالات آیت الله بهاءالدینی نقل می‌کنند که ایشان در قم روزی از کوچه‌ای رد می‌شدند و بچه‌ها با چوب بازی می‌کردند و از اتفاق چوب به پای ایشان خورد و زخم شد و خون آمد. بچه‌ها تا چند روز می‌ترسیدند که ایشان را ببیند. بعد از چند روز یک جعبه شیرینی گرفتند و پیش ایشان رفتند که عذرخواهی کنند. ایشان گفتند که نه تنها من ناراحت نیستم بلکه از آن روز به بعد راهم را عوض کردم که مزاحم بازی شما نشوم. این‌ها از آن روز به بعد شیفته و مرید آقای بهاءالدینی شدند. اگر امروز دین باقی است، نظام روحانیت باقی است، اگر حوزه‌های علمیه باقی است، علیرغم همه تهدید‌ها و توطئه‌هایی که در طول تاریخ بر علیه روحانیت و دین مردم بوده، به این دلیل است که مردم در رفتار روزمره با روحانیت این رفتار‌ها را دیده بودند. آن وقتی که روحانی می‌آید با مردم از در محبت و خدمت و نشان دادن این جلوه‌های رحمانی رفتار می‌کند، خیلی چیزها درست می‌شود. در طول تاریخ نقش روحانی نقش قاضی هست، نقش پلیس هست، نقش پدر هست، نقش دادگاه خانواده هست. اگر مردم احساس کنند این تنها بویی از پیامبر(ص) است، می‌گویند که خودش دیگر چقدر بزرگوار است؟ شیفه پیامبر می‌شوند.

 

 _ در این بین جای بحث‌های علمی و کلامی کجاست؟ بالاخره بخش مهمی از معارف ما در این حوزه است.

پیامبر اکرم برای تبلیغ اسلام در میان توده مردم، با کسی بحث علمی نمی‌کرد که اینگونه او را جذب کند. البته بحث‌های علمی و کلامی در جای خودش لازم است و در واقع برای مخاطب خاص خودش قطعاً ضرورت دارد. اما متأسفانه ما از این طرف عمل می‌کنیم. شما نگاه کنید تمام رفتارهای دینی و تبلیغات دینی ما متمرکز بر شبهات علمی است. در حالی که مشکل مردم این است که در زندگی روزمره کمتر از آن دین بویی دریافت کرده‌اند. در طول تاریخ چالش‌های تئوریک و نظری بحث را به جایی برده که دین قوام و قدرت پیدا کند. اما چیزی که مسلم است این است که جذب توده مردم به دین و ایجاد علاقه و محبت نسبت به دین لازمه‌اش بحث‌های علمی و تخصصی نیست بلکه رفتار واقعی و عینی در زندگی روزمره است. چیزی که مردم در بیرون با آن ارتباط برقرار ‌کنند و آن را لمس کنند.

 _این شیوه برای تبلیغ دین در بین غیر مسلمان‌ها یا برای تبلیغ در خارج از کشور هم جواب می‌دهد؟

اتفاقا یک روحانی که ظاهراً در یکی از مراکز اسلامی در اروپا فعالیت می‌کرده می‌گفت که یک بار سوار تاکسی شده بودم و وقت پیاده شدن، راننده باقیمانده پول من را اضافه پرداخت کرد. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که شاید من اشتباه کرده‌ام و مثلا کرایه همین‌قدر است و بقیه پول را بر نگردانم و پول را در راهی دیگر خرج کنم. دوباره با خودم گفتم که چه کاری است، بهتر است پول مردم را برگردانم. تا پول را برگرداندم و گفتم که پول اضافه دادی، گفت من عمداً اضافه دادم. برای اینکه مدتی است که راجع به اسلام تحقیق می‌کنم. گفتم که بهتر است بعد از این همه مطالعه، یک مسلمان را هم امتحان کنم که رفتارش چه طوری است. گفتم اگر اسلام دین درستی باشد، باید پیروان خودش را تربیت کرده باشد. حالا که پول را برگرداندی خیالم از حقانیت اسلام راحت شد. ایشان می‌گوید که راننده تاکسی رفت و من دیگر نتوانستم راه بروم و‌‌ همان کنار خیابان نشستم. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که اگر آن اشتباه را می‌کردم، زندگی یک انسان و چه بسا سعادت یک نسل نابود می‌شد. فرقی نمی‌کند، مردم از همه جای دنیا باید رفتار درست را ببینند.

 تمام دعوای ما بر سر این موضوع است که آیا مردم باید به سراغ روحانی بروند یا روحانی به سراغ مردم برود. اگر به این نتیجه‌ رسیدیم که نقش روحانیت نقش درمانگری است، در آن صورت درمانگر باید به سراغ مردم برود. چه در مرحله پیشگیری از بیماری و چه در مرحله درمان. اگر در خانه نشستم و منتظر بودم که مردم به سراغم بیاید، همین وضعیتی که امروز اتفاق افتاده می‌شود.

 -نظر شما درباره اینکه روحانی کار اجرایی بکند یا در مناصب دولتی قرار بگیرد چیست؟ این مسئولیت‌ها با وظیفه اصلی‌اش که همان هدایت مردم است منافات دارد؟

 اتفاقاً این هم یکی از مسئولیت‌ها است. پدر در خانواده هم باید داد بزند و هم پول بدهد و هم بچه مریض را به بیمارستان ببرد. اگر فقط یکی از این مسئولیت‌ها را انجام بدهد، پدر کاملی نیست. روحانیت مسئولیت اجرایی‌اش سر جای خود، خطبه‌های نماز جمعه سر جای خود، فعالیت سیاسی سر جای خود، همه این‌ها هست، اما او باید همه مسئولیت‌های پدری را در جامعه باید ایفا کند. بچه زمانی از تنبیه توسط پدرش ناراحت نمی‌شود که شب قبل و هنگان بیماری و گرفتاری، پدر تا صبح بر سر بالین فرزندش نشسته باشد. در آن صورت وقتی پدر فرزند را تنبیه کرد، دست پدر را می‌بوسد. چون وقتی مریض بود بالای سرش بود، وقتی مسابقه داشت کنار زمین تشویقش می‌کرد، زمانی که در مدرسه می‌خواستند به او جایزه بدهند حضور داشت، در همه این عرصه‌ها پدر بود، اینجا هم هست و حق دارد تنبیه کند. اما اگر من پدری باشم که فقط توی گوش فرزندم بزنم و مسئولیت‌های دیگر را نادیده بگیرم، بچه از خانه فرار خواهد کرد. مردم این را می‌فهمند. روحانی ما باید با مهربانیش، محبتش، پدری‌اش، رأفتش، اخلاق، رفتار، کردارش جلوه‌هایی از آن رحمت و مهربانی و رأفت و کرامت پیامبر(ص) را مردم در رفتارش ببینند. حالا می‌تواند یک تابلو و فلشی باشد که مردم را به سمت آن حقیقت ببرد. بگوید من نمونه و اشتانتیون هستم، اصلش جای دیگر است. اگر این نمونه را تست کردی و خوب بود، حالا برو دنبال اصلش. آن وقت مردم به سمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) شیفته می‌شوند.


:: بازدید از این مطلب : 2094
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 آذر 1393

استاد حسن رحیم پور ازغدی در سالگرد قبول قطعنامه 598، سلسله مقالاتی را با عنوان "محاجه ای برای امروز" در سال 1371 در روزنامه کیهان منتشر کرده بود، که به جهت قلم زیبا و احساسی ایشان، در پاسداشت هفته بسیج، مشرق اقدام به باز نشر آن مقالات نموده است که متن آن را از نظر می گذرانید:

بسیجی شهید شد تا میلیاردر به فقیر نخندد// اماده انتشارآن بسیجی که ما از او سخن گفتیم و فردا
همیشه دل شوریدگان تاریخ و همه آن‌ها که بویی از انسانیت برده و دمی چشم در چشم انسان خیره شده باشند، از وی سخن خواهند گفت که مدام آستین لباسش را پایین می‌کشد تا جای بوسه امام بر بازوانش را نامحرمان نبینند، همو که هرگاه "سفره آتش" پهن شد، معرکه‌دار بود و وقتی‌که "سفره آش" پهن است و دوران رجزخوانی نامزدهاست، سر را به زیر افکنده و راه خود را می‌رود و حال و حوصله معرکه‌گیری ندارد و همان "بی‌نامی" را ترجیح می‌دهد و به جامعه و ارتباطات اجتماعی، نه به چشم طعمه و نان‌دانی بلکه به چشم زمینه‌هایی برای اصلاح انسان و موضوع‌هایی برای تکلیف می‌نگرد. آن بسیجی که با چنان آرامشی از بدن خویش فاصله می‌گرفت که ما از لباس‌هایمان، آری او هم‌اکنون نیز در میان ماست.

همان بچه‌های سر به آسمان سوده که به نام مادرشان زهرا (س) شبانه جشن خون و آتش بپا می‌کردند، راه‌های جبهه‌ها را از خانه‌های خویش در کوچه‌پس‌کوچه‌های جنوب شهر، بهتر می‌شناختند و جبهه وطن دوم آنان و تفنگ جزئی از پیکرشان شده بود.

آن‌ها که بالش سرشان قنداقه تفنگ و تشک زیرشان خاک بیابان، لحافشان، آسمان پرستاره خدا بود. آری همان بچه‌ها امروز هم در همین جامعه و در همین شهرها زندگی می‌کنند و همان قلب‌ها در سینه‌هایشان می‌تپد.

این جامعه پیش چشم کسانی است که برای اصلاح آن از آنچه در رگ‌هایشان می‌دوید، مایه گذاشتند، سیاست خارجی آن، سمت‌وسوی حرکت اقتصادی آن، اوضاع سیاست، جامعه و همه ریز و درشت آنچه می‌گذرد، در دیدرس دیده‌بانان دیروز جبهه‌هاست.

اوضاع فرهنگی و آداب اجتماعی و اخلاقی مردم نیز روند عمومی تبلیغات و رسانه‌های گروهی، در داخل و خارج کشور را می‌فهمند و اخلاقیات و عملکرد تک‌تک مسئولین بالا و پایین را در تهران و شهرستان‌ها لحاظ می‌کنند. این بچه‌ها که بی‌سر و صداترین جوانان این قرن‌اند، بااحساس‌ترین آن‌هایند.

از فاهمه‌ای قوی، شامه‌ای تیز و ایمانی لایزال برخوردارند، زود می‌فهمند اما در عکس‌العمل خوددارند؛ آنان می‌دانند چه وقت باید چه چیز را چگونه گفت یا نگفت؛ اما این را نیز می‌دانند که بدون تصمیم‌های بزرگ، بدون دست زدن به ریسک‌های بزرگ، آری بدون عزم جدی برای در هم ریختن بنیادهای اقتصادی موجود در کشور و نیز در همه جهان به تکلیف عمل‌نکرده‌ایم.

بسیجی شهید شد تا در یک شهر خانواده‌هایی با صرف میلیون‌ها تومان در روز به ریش خانواده‌هایی که از ابتدایی‌ترین نیازهای یک زندگی محروم است، نخندد.

بسیجی برای آب‌ونان نجنگید و کیست که این را نداند؟ بسیجی برای سهمیه سیاسی نجنگید. برای مشتی خاک و سرود ملی و یا کینه‌های تاریخی نجنگید و چنانچه خود در سرخ‌ترین مقاطع جنگ گفت، برای نگاه‌های متوقعانه رسول‌الله (ص)، برای آرمان‌های علی (ع) و دردهای بی‌صدای فاطمه (س) زهرا جنگید، برای بهشت، برای تطهیر زمین و برای حریم حسنات جنگید.

بسیجی جنگیده است تا در این کشور تقوی و جهاد ملاک اصلی باشد و دیگر "سرمایه " و "رابطه " حرف آخر را نزند.

بسیجی برای دنیا نجنگید، برای "خود " و یا آرمان‌های پست مادی دست به سلاح نبرد و گام در کام آتش ننهاد، او به براندازی فسق علنی و فساد اجتماعی می‌اندیشید.

بسیجی جنگید تا در مملکت امام زمان احتکار، غصب و تکدی برچیده شود، رشوه ندهند و رشوه نگیرند، از اموال بیت‌المال استفاده شخصی نشود، ساده زیستی یک افتخار اجتماعی و نه یک ننگ اجتماعی، تلقی شود.

آری اما بسیجی می‌داند جامعه ایده آل محمدی(ص)، تقدیم شدنی نیست، به دست آوردنی است و آنچه علیرغم ناگواری‌های اجتماعی به فرزندان شهادت‌طلب امام خمینی(ره) تسکین و امید می‌دهد، این است که نظام ما نیز یک نظام بسیجی است.

رهبری آن به دست باکفایت بسیجی جانباز، "سید علی خامنه‌ای (دام‌ظله)" است که زندگی‌اش و روحیاتش بوی بسیجی می‌دهد و زبانش زبان بسیجی است و هیچ‌گاه از شهادت به سبک بسیجی فاصله نگرفته است.

آری چنین نظامی همان گوهری است که بسیجی‌های ترکش‌خورده و بی‌خانمان و خودسوز ما، آن شهدای زنده که قلب اجتماع‌اند، تقریباً و همگی از میان فقرا و محرومین برخاسته‌اند، باید همچنان شب‌ها بیدار بمانند و در نبرد الهی فقر و غنا، کشیک بدهند.


:: بازدید از این مطلب : 2293
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران