میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 412
:: باردید دیروز : 231
:: بازدید هفته : 2457
:: بازدید ماه : 6656
:: بازدید سال : 12759
:: بازدید کلی : 12759
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 مرداد 1396

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

 

المُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ، وَالمُنافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ

 

مؤمن شوخ و شنگ است، و منافق اخمو و عصبانى.

 
پی نوشت:
(تحف العقول، ص 49 )


:: بازدید از این مطلب : 987
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 مرداد 1396

حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی در دیدار با خانواده شهید حججی اظهار داشت: اگر تربیت اسلامی مادری مؤمن، نان حلال و تربیت صحیح پدری با دیانت و همسری فداکار و متدین نبود، قطعاً شهید حججی به این سعادت و عزت نمی‌رسید.

وی با اشاره به اینکه تکفیری‌های داعشی سربازان رسمی صهیونیسم و استکبار هستند گفت: شهادت شهید حججی موجی از توجه به خدا و ارزش‌های دینی، ایثارگری، دشمن‌ستیزی و نفرت از دشمن را در میان آحاد جامعه ایجاد کرده است.

تولیت آستان قدس رضوی بیان کرد: پیام‌هایی که از سوی خانواده این شهید به جامعه انتقال داده شد، امید و آگاهی‌بخشی، بصیرت‌آفرینی، مقاومت و انتخاب راه حقیقت با چشمان باز بود.

رئیسی افزود: وقایع اخیر ثابت می‌کند که عاشورا همچنان برای جهاد با دشمنان خدا، شهادت در راه دین و صبر برای حفظ ارزش‌ها ادامه دارد. نسل سوم و چهارم انقلاب، انقلابی‌تر از جوانان روزگار اول انقلاب هستند.


منبع:تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 1169
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 21 مرداد 1396

قَالَ عَلِيٌّ ع إِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ ثَلَاثَةَ أَخِلَّاءَ فَخَلِيلٌ يَقُولُ أَنَا مَعَكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ هُوَ عَمَلُهُ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى بَابِ قَبْرِكَ ثُمَّ أُخَلِّيكَ وَ هُوَ وَلَدُهُ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى أَنْ تَمُوتَ وَ هُوَ مَالُهُ فَإِذَا مَاتَ صَارَ لِلْوَارِثِ.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: هر مسلمان سه دوست دارد؛ یکی از این دوست ها می گوید من در زندگی و پس از مرگ با تو هستم و آن عمل او است. یک دوست می گوید من تا بالای قبرت با تو هستم و سپس تو را تنها می گذارم و آن فرزند او است و دوست دیگری می گوید من تا زمان مرگ با تو هستم و آن ثروت او است که هرگاه بمیرد ثروتش به وارثان می رسد.

 

پی نوشت:

خصال شیخ صدوق، ج1، ص114.


:: بازدید از این مطلب : 1239
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 21 مرداد 1396

حالا کسی نمانده که این عکس را ندیده باشد، کسی نمانده که ماجرای سربریده شهید مدافع حرم محسن حججی را نشنیده باشد؛جوانی که تیرماه 1370 در اصفهان به‌دنیا آمد و مردادماه 1396 در سوریه به شهادت رسید. حالا همه جا پر است از قصه رشادت جوانی دهه هفتادی که ایمان و عشق روئین‌تن‌اش کرده ؛جوانی که آرزویش شهادت بوده. آرزویی که حالا یک طور خاص، یک شکل غریب، رنگ حقیقت گرفته؛ محسن سرش را داده و بال درآورده و پرواز کرده سمت آسمان.

ما با « زهرا عباسی» همسر این شهید مدافع حرم، به بهانه شهادت همسرجوانش به‌گفتگو نشسته‌ایم. شیرزنی که تمام قد پشت همسرش ایستاده و می‌گوید:« شهادت محسن افتخارخانواده ‌ماست.

خانم عباسی چطور با شهید حججی آشنا شدید؟

اگر ماجرای آشنایی ما را کسی از محسن می‌پرسید می‌گفت ما بواسطه شهدا باهم آشناشدیم، حالا من هم همان رامی‌گویم: ما بواسطه شهدا آشنا شدیم. من در یک نمایشگاه که مربوط به دفاع مقدس و بزرگداشت شهدای این دوران بود کار می‌کردم، همسرم هم در یک دوره‌ای آنجا با ما همکار شد، همدیگر را دیدیم و به قول ‌محسن، این شهدای دفاع مقدس بودند که واسطه آشنایی ما شدند.

چه خصوصیتی در ایشان دیدید که فکر کردید می‌تواند شریک زندگی‌تان باشد؟

من همیشه از خدا می‌خواستم که کسی را در مسیر زندگی ‌من بگذارد که حضرت زهرا(س) تائیدش کرده باشد، این آرزوی قلبی‌ام بود و وقتی محسن را دیدم، با تمام وجودم حس کردم که دلش یک جور خاصی با اهل بیت است، حس کردم اگر یک نفر باشد که حضرت زهرا(س) در این دوره و زمانه بخواهد تائیدش کند،‌ همین محسن است، همین طور هم شد حالا می‌بینم که حضرت زهرا (س) هم ایشان را تایید کرد.

چند وقت با همدیگر زیر یک سقف زندگی کردید؟

ما 11 آبان 91 عقد کردیم؛ 9 مرداد 93 ازدواج کردیم و زیر یک سقف رفتیم. تنها فرزندمان علی، هم 24 فروردین 95 به‌ دنیا آمد.

در این چند روز تصاویر زیادی از همسر شما منتشر شده که نشان می‌دهد درکار جهادی خیلی فعال بوده.

بله همین طور است. محسن از همان نوجوانی در کارهای فرهنگی فعال بود، همیشه در اردوهای جهادی شرکت می‌کرد. یکی از اعضای فعال موسسه شهیدحاج احمد کاظمی بود و کلا فعالیت‌های جهادی‌اش را از همینجا شروع کرد و حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم حتی مسیر زندگی‌اش را هم ازهمین موسسه پیدا کرد و ادامه داد. محسن همیشه در پایگاه بسیج فعال بود، این اواخر در فضای مجازی از نظر فرهنگی بسیار فعال بود، می‌گفت مقام معظم رهبری وقتی که فرموده‌اند : «جواب کار فرهنگی باطل ، کار فرهنگی حق است.» تکلیف ما را در انجام کار فرهنگی روشن کرده‌اند و ما نباید این عرصه فرهنگی را خالی بگذاریم و واقعا دغدغه اش کار فرهنگی بود. محسن خیلی خیلی زیاد کتاب می‌خواند، هروقت هم جایی به مشکل می‌خورد و گیر می‌کرد، می‌گفت حتما کتاب کم خواندم که اینجوری شده.

 

چطور شد که مدافع حرم شد؟

قضیه‌اش طولانی است...محسن همیشه فعالیت‌های‌ جهادی و فرهنگی داشت اما موقعی که به‌ خواستگاری من آمد هنوز عضو سپاه نبود، یعنی بحث مبارزه و... هنوز در زندگی‌اش مطرح نشده بود، با این حال علاقه زیادی به شهادت داشت. یادم است سر سفره عقد که نشسته ‌بودیم، به من گفت :« الان فقط من و تو ، توی این آینه مشخص هستیم، از تو می‌خواهم که کمک کنی من به سعادت و شهادت برسم.» من هم همانجا قول دادم که در این مسیر کمکش‌ کنم. در این چند سال هم همیشه همه تلاشم این بود که این خواسته‌ای را که سر سفره عقد از من داشت، انجام بدهم. حتی خودم از او خواستم که اگر امکان دارد، عضو سپاه بشود. گفتم خیلی دوست دارم همسرم سپاهی باشد. محسن چون خودش هم علاقه داشت، از این پیشنهاد استقبال کرد فقط گفت: «زهرا اگر من این مسئولیت را قبول کنم، هرجایی که اسمی از اسلام بیاید، می‌روم و از اسلام دفاع می‌کنم،چه مرزهای کشورخودمان باشد، چه یک کشور دیگر... تو با این قضیه مشکلی نداری؟» گفتم نه...مشکلی ندارم.

واقعاَ نداشتید؟

نه، واقعا نداشتم. چون این راهی بود که محسن انتخاب کرده ‌بود، راهی بود که او را به آرزویش می‌رساند. بعد هم محسن با توجه به سوابق فعالیت‌های جهادی‌اش و خصوصیاتی که داشت توانست به عضویت سپاه دربیاید و ازهمان موقع که محسن عضو سپاه شد، بحث مدافعان حرم پیش آمد و تنها آرزوی همسرم این بود که اعزام به سوریه قسمت او هم بشود.

چرا این آرزو را داشت؟

می‌گفت اگر ما 1400سال پیش نبودیم که یار و یاور اهل بیت باشیم، حالا این فرصتی است که به ما داده شده و نباید این فرصت را از دست بدهیم. حتی دفعه اولی که می‌خواست اعزام شود، من باردار بودم، محسن آمد با خوشحالی گفت که بالاخره با کلی خواهش، اسم من درآمده و با اعزامم موافقت شده،‌می‌خواهم بروم سوریه اما تو به کسی نگو که بارداری که مخالفت نکنند. من هم همین‌کار را کردم و محسن چند روز قبل ازمحرم 94 اعزام شد و بعد از اربعین 94 به خانه برگشت.

می‌دانستید، در کدام منطقه مشغول عملیات است؟

در ماموریت اولش بیشتر در حلب و لاذقیه عملیات داشتند.

بعد از اینکه از سوریه برگشت، چه حال و هوایی داشت؟

هم خوشحال بود هم یک حسرت عجیب داشت. دلیل خوشحالی‌اش این بود که می‌گفت فرصتی برایش فراهم شده که به وظیفه‌اش که دفاع از اسلام بوده عمل کند ، همین‌طور چون سردار سلیمانی را ملاقات کرده بود خیلی خوشحال بود،‌ چون از قبل آرزو داشت که یک روزی ایشان را از نزدیک ببیند. نسبت به سردارسلیمانی یک ارادت خاصی داشت و همیشه‌می‌گفت الگویش در زندگی سردار سلیمانی است. این دفعه دوم هم که رفت می‌گفت زهرا دعا کن من دوباره سردار را ببینم، می‌خواهم از او بخواهم کاری بکند که من همانجا در سوریه بمانم و تا تمام نشدن جنگ برنگردم ایران.

حسرتش برای چه بود؟

می‌گفت من در هر عملیاتی که داشتم، هر آن شهادت را می‌دیدم که به طرفم می‌آید اما نصیبم نمی‌شود. می‌گفت تیر به سمتم شلیک می‌شد اما از کنار سرم رد می‌شد، ترکش می‌آمد اما ترکش‌ها سرد بودند عمل نمی‌کردند، خمپاره بغلم زمین می‌خورد اما منفجر نمی‌شد... حتی یک بار وقتی داخل تانک بودم ، تانک را زدند، همه گفتند که حتما شهید شدم اما من حتی یک خراش هم برنداشتم. بعد می‌گفت زهرا، لابد من یک جای کارم می لنگد ، یک جای کارم اشکال دارد که شهید نمی‌شوم. گله می‌کرد که چرا من شهادت را می‌بینم اما شهادت به سمتم نمی‌آید... آن موقع من هنوز باردار بودم ،می‌گفتم غصه نخور، صبر کن، حتما باید شرایطش مهیا باشد. محسن هم می‌گفت: من یک سقف بالای سر تو و این بچه درست کنم،‌انشالله دیگر همه چیز حل می شود و می‌دانم که کارم حل است و همین طور هم شد روزی که سقف خانه ما را زدند و کار سقف تمام شد،‌ من خبر اسارت محسن را شنیدم.

این دفعه دوم کی اعزام شد به سوریه؟

27 تیرماه اعزام شد.

این بار خداحافظی برایش سخت‌تر نبود؟ بالاخره علی به دنیا آمده بود و بعنوان یک پدر و یک همسر وابستگی محسن به خانواده‌اش قطعا بیشتر شده بود.

شاید باورتان نشود اما محسن واقعا راحت از من و فرزندمان دل کند. چون عشق اصلی‌اش خدایی بود. همه می‌دانستند که چقدر من ومحسن به همدیگر علاقه داشتیم، همه غبطه می‌خوردند به عشق بین من و شوهرم. اما او همیشه می‌گفت زهرا درعشق من به خودت و پسرمان علی شک نکن ولی وقتی که پای حضرت زینب(س) بیاید وسط، زهرا جان من شماها را می‌گذارم و می‌روم.

خود شما چطور؟ این دفعه دوم ، حتی ته دل‌تان هم مخالف رفتنش نبودید؟

نه نبودم...چون آرزوی قلبی‌اش را می‌دانستم. به‌خاطر همین هیچوقت کاری نمی‌کردم که ناراحت باشد،‌دوست داشتم از جانب من و علی خیالش راحت باشد و با خیال راحت برود. حتی یک بار همین اواخر که سوریه بود و زنگ زد گفتم محسن جان من اینجا کلاس معرفت نفس می‌روم ، به من گفته‌اند که اگر از هر شهیدی بعد از شهادت بپرسند که شما برای چه آمدی و شهید شدی و او بگوید که آمدم از حرم دفاع کنم، این قبول نیست. گفتم محسن تو را به خدا نیتت را فقط برای خدا بکن. فقط و فقط برای خدا بجنگ. بگو خدایا من آمده‌ام از حرمین دفاع کنم برای رضایت تو... محسن این را که شنید گفت: زهرا ، چقدر دلم را آرامتر کردی...حالا با خیال راحت اینجا هستم.

 

از اسارت محسن چطور باخبر شدید؟

سه شنبه بود که عکس محسن را در تلگرام دیدم.

همان عکس معروفی را که محسن را اسیر داعشی‌ها نشان می‌دهد؟

بله همان عکس را دیدم. من تلگرام محسن را روی گوشی خودم نصب کرده بودم، یک دفعه دیدم دریکی از گروه‌هایی که با دوستانش داشت، عکسی را فرستادند و گفتند برای آزادی این اسیر دعا کنید. من عکس را باز کردم و این اسیر محسن من است.

چه حالی داشتید؟

انتظار اسارتش را نداشتم به‌خاطر همین شوکه شدم اما چون محسن از من خواسته بود کمک کنم در مسیر شهادت باشد، آرزو کردم که به همان هدفش برسد . من می‌دانستم که اگر محسن الان هم شهید نشود،‌اول و آخر شهید می‌شود،‌چون مسیرش شهادت بود و با تمام وجودش شهادت را می‌خواست.

 

 

 

 

همسر شما در این عکسی که منتشر شده،‌ آرامش عجیبی دارد،‌ آنقدر که این آرامشش نظر همه را جلب کرده و در این چند روز خیلی ها از اسیری می‌گویند که بدون ذره‌ای ترس مقابل داعشی‌ها ایستاده. خودتان محسن را در این عکس چطور دیدید؟

همان طور که بود دیدم. شما این عکس را نگاه کنید، انگار نه انگار که شوهر من تیر خورده و اسیر دست داعشی هاست، عکس طوری است که انگار محسن، آن نیروی داعشی را اسیر گرفته . به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلا ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، ‌محسن توی این عکس مثل کوه است، با صلابت است. بگذارید یک خاطره‌دیگر برایتان تعریف کنم،من امسال به مناسبت روز مرد، یک انگشتر دُر نجف برای محسن هدیه خریدم ، روی این انگشتر «یازهرا» حکاکی شده بود. وقتی محسن می‌خواست برای بار دوم اعزام شود، همه انگشترهایش را درآورد، الا این یکی. گفت من این یکی را با خودم می‌برم، من از اینها به‌خاطر حضرت زهرا(س) کینه دارم،‌من تا لحظه آخر باید نشان بدهم که شیعه امیرالمومنین (ع) هستم. بعد من در این تصاویری که بعد از شهادت محسن از پیکر بی‌سرش منتشر شده،دقت کردم دیدم این انگشتر دستش نبود. مطمئتنم که داعشی‌ها انگشتر او را از دستش درآورده‌اند چون اسم حضرت زهرا(س) رویش حک شده بود.

خبر شهادت محسن را کی شنیدید؟

ساعت سه بامداد چهارشنبه... من اصلا خواب به چشمم نمی‌آمد، بعد از اینکه عکس اسارتش را دیده بودم مدام فکر می‌کردم که الان محسن در چه حالی است، یک دفعه دیدم در گروه های تلگرامی زدند که شهید بی‌سر،شهادتت مبارک... دیدم این شهید بی‌سر، محسن من است. همان موقع فهمیدم که محسن به آرزویش رسید. من افتخار کردم که محسن شهید شده ،‌گفتم خدایا شکرت که محسن به آرزویش رسید. همان موقع فکرکردم که چقدر شوهرمن پیش اهل بیت عزیز بود که از هرکدام یک نشانه‌گرفت و شهید شد. دیدم دشمن برای امام علی(ع) خنجر کشید، برای همسر من هم خنجر کشید، سر شوهرمن را مثل امام حسین(ع) ازتن جدا کردند، محسن مثل علی اکبر جوان بود، مثل حضرت زینب(س) اسارت کشید... دیدم ارادت شوهر من به اهل بیت آنقدر زیاد بود که از هرکدام یک نشانه گرفت و شهید شد.

یعنی تصویر پیکر بی‌سر همسرتان را هم بعد از شهادت دیدید؟

بلهز من تصویر بدن بی‌سرش را دیدم، خیلی‌ها به من گفتند که این عکس را نبین، گفتند تو همان عکسی را ببین که محسن استوار ایستاده و اسیر شده، این یکی را نگاه نکن. اما من گفتم نه اینطور نگویید، مگر حضرت زینب(س) در مجلس یزید نفرمودند که «ما رعیت الا جمیلا.» من هم هیچ چیز جز زیبایی در این مسیر، در این عکس نمی‌بینم.

فکر می کنید وقتی علی بزرگ شد و این عکس را دید چه احساسی نسبت به این عکس داشته باشد؟

اگر علی آن جوری که من دوست دارم، تربیت شود و بزرگ شود،‌ قطعا به این عکس افتخار می‌کند و قطعا همین مسیر را انتخاب می‌کند و انشالله مثل پدرش شهادت نصیب او هم می‌شود. علی با همین دوتا عکس یعنی اسارت و شهادت پدرش می‌فهد که او چقدر شجاع بوده، چقدرمرد بوده،‌با غیرت بوده،‌ با ایمان بوده.

حال وهوای شهر شما بعد از شهادت محسن چطور است؟ خبر را دیگر همه شنیده‌اند؟

نجف‌آباد الان عزادار محسن است. تا الان کسی نمانده که به خانه ما نیامده باشد، همه منتظرند که مراسم‌های محسن شروع شود. الان به ما گفته‌اند که تا دوشنبه صبر کنید،‌تا معلوم شود که آیا پیکرش برمی‌گردد یا نه،‌بعد برایش مراسم بگیرید

 

.

 

دوست دارید پیکر همسرتان برگردد؟

جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را بخشیدم به حضرت زینب(س) محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد، می‌دانم که تا مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد،‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدرو مادرش دوست دارم که پیکرش برگردد.

در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبردار شدید؟

بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند که محسن تیر خورده و اسیر شده. بعد هم شنیدم که محسن را تیرباران کرده‌اند بعد هم سر از بدنش جدا کرده‌اند. اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم. به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف‌دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید، ‌برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود

دوست دارید پیکر همسرتان برگردد؟

جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را بخشیدم به حضرت زینب(س) محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد، می‌دانم که تا مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد،‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدرو مادرش دوست دارم که پیکرش برگردد.

در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبردار شدید؟

بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند که محسن تیر خورده و اسیر شده. بعد هم شنیدم که محسن را تیرباران کرده‌اند بعد هم سر از بدنش جدا کرده‌اند. اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم. به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف‌دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید، ‌برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود

دوست دارید پیکر همسرتان برگردد؟

جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را بخشیدم به حضرت زینب(س) محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد، می‌دانم که تا مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد،‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدرو مادرش دوست دارم که پیکرش برگردد.

در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبردار شدید؟

بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند که محسن تیر خورده و اسیر شده. بعد هم شنیدم که محسن را تیرباران کرده‌اند بعد هم سر از بدنش جدا کرده‌اند. اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم. به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف‌دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید، ‌برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود

دوست دارید پیکر همسرتان برگردد؟

جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را بخشیدم به حضرت زینب(س) محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد، می‌دانم که تا مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد،‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدرو مادرش دوست دارم که پیکرش برگردد.

در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبردار شدید؟

بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند که محسن تیر خورده و اسیر شده. بعد هم شنیدم که محسن را تیرباران کرده‌اند بعد هم سر از بدنش جدا کرده‌اند. اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم. به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف‌دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید، ‌برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود.

 

منبع:جام جم آنلاین


:: بازدید از این مطلب : 1456
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 12 مرداد 1396

 

دانلود با کیفیت 128

دانلود با کیفیت 320

 

اگه من ای خدا خوبم و یا بد 
عشق یارم توی سینه ام نداره حد

کربلا اگه نمی تونم برم من 
اما دلتنگ که می شم میرم به مشهد

توی مشهدش دلم به شور و شینه 
اما باز دل توی بین الحرمینه

به امام رضا می گم گنبدت آقا 
شبیه گنبد طلائیه حسینه

خودتم مثل همون گنبد زردت طلایی 
واسه ما ایرانیا خودت یه پا کربلایی
همیشه سرت شلوغه بسکه مهمون نوازی 
یکی شونم نمیره از در خونه ات ناراضی

اگه من از تموم دنیا سیرم 
اگه می بینی به رضا هم اسیرم

واسه اینه که میخوام آقا یه روزی 
کربلا تو از امام رضا بگیرم

هرکی دل شکسته تر شما بهش امید میدی
دهنشو وا نکرده همینجور ندید میدی

صدای نقاره خونه ات زائر و تکون میده
انگاری که جبرئیل بالای بوم اذون میده

پنجره فولاد تو بیمار را آورده است
تو جوابش را بده دکتر جوابش کرده است


:: بازدید از این مطلب : 1468
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 03 مرداد 1396

 

دانلود با کیفیت 128

دانلود با کیفیت 320 

 

 

در دياري كه در او نيست كسي يار كسي
كاش يارب كه نيفتد به كسي ، كار كسي
هر كس آزار منِ زار پسنديدولي
نپسنديد دلِ زار من آزارِ كسي
آخرش محنت جانكاه به چاه اندازد
هر كه چون ماه برافروخت شبِ تارِ كسي
سودش اين بس كه به هيچش بفروشند چو من
هر كه باقيمت جان بود خريدار كسي
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نكوشيد پس گرمي بازار كسي
غير آزار نديدم چو گرفتارم ديد
كس مبادا چو من زار گرفتار كسي
تا شدم خار تو رشكم به عزيزان آيد
با الها ! كه عزيزي نشود خوار كسي
آنكه خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزي است هوادار كسي
لطف حق يار كسي باد كه در دورة ما
نشود يار كسي تا نشود باركسي
گر كسي را نفكنديم بسر سايه چو گل
شكر ايزد كه نبوديم به پا خار كسي
شهريارا سرمن زير پس كاخ ستم
به كه بر سرفتدم ساية ديوار كسي


:: بازدید از این مطلب : 1616
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 31 تیر 1396

مقصود از حضور قلب در نماز این است که قلب را خالى گرداند از غیر چیزى که بآن تکلم می نماید یعنى دلش و فکرش مشغول به نماز باشد و حواسش متوجه بکلمات  باشد و هر گاه دید فکرش جاى دیگر سیر می کند توجه به نماز کند.

 

آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسیر رضاى خدا است، کاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاکید می کند منافات با حضور قلب ندارد.

 

بزرگان ما براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، راه های متعددی همچون: تحصیل معرفت والا به خدا و دنیا، عدم توجه به کارهاى پراکنده و مختلف ، انتخاب محل و مکان خاص برای نماز و سایر عبادات ، پرهیز از گناه، آشنایی به معنی نماز و فلسفه افعال و اذکار آن ، انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص و مراقبت و تمرین حضور قلب را بیان نموده اند.

 

از این روی استاد حجت الاسلام والمسلمین سید عبداللّه فاطمی نیا به نقل از عالم ربانی فیض کاشانی می فرماید: «اگر کسی یک چیز شیرینی خورده است و در اطراف دهان او از ذرّات آن شیرینی باقی مانده و دهانش را نشسته است، در این حال مگس ها می آیند و در اطراف دهان او می نشینند ؛ و هر چه او با دست آنها را دور می کند، دو مرتبه باز می گردند. آن شخص باید دهانش را بشوید تا شیرینی کاملا از بین برود و مگس ها دفع شوند. !»

 

ایشان می فرماید : «این افکار و خیالات ، مانند همان مگس ها هستند. چون ما با دلهای آلوده به محبت دنیا و زر و زیور آن وارد نماز می شویم، تمام افکار و اندیشه های فراوان که منشا آنها دوستی دنیا و شئون آن است ، بر دل ما هجوم می آورند.»

 

 

منبع:باشگاه خبرنگاران


:: بازدید از این مطلب : 1238
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 31 خرداد 1396

شیخ زکراکی با جذبه، متانت و رفتارش، قریب به بیست میلیون را شیعه کرد. در همان نیجریه، پسر یکی از اهل جماعت، گفته بود: می‌خواهم پیش شیخ زکزاکی بروم. گفته بود: نرو، می‌گویند: یک چای دارد که هر کس آن را بخورد، شیعه می‌شود. گفته بود: پدر خبر نداری، من آن چای را خوردم و کار از کار گذشته است.

 

حالا این چای که از باب مثال است، ببینید چه کسی بوده، چه مقامی داشته، چه جذبه‌ای داشته و چگونه رفتار کرده است. شوخی نیست من و شما در عمرمان توانستیم یکی دو نفر را شیعه کنیم؟! زده نکرده باشیم خوب است، نمی‌خواهد شیعه کنیم. ما گاهی با رفتار و کردارمان همه را زده می‌کنیم. ایشان بیست میلیون را شیعه کرد، طوری که وهابیّت ملعون طاقت نیاورد و دیدید که چه کردند.

 

یکی از عرفای عظیم‌الشّأن فرمودند: مقام ایشان را دیدم، همان که پیامبر به امیرالمؤمنین فرمودند: «شیعتک فی منابر نور و هم جیرانی»، یکی از آن‌ها ایشان بود. پس خدا نگاه نمی‌کند که چه کسی چه شکلی است، زیباست، سیاه است، سفید است و ... .

 

کما این که بیان کردم وقتی ما از آسمان بالا برویم، دیگر عنوان روز و شب معنا ندارد. این هم همین حالت را برای خدا دارد و فقط عمل، ملاک است.

 

لذا آن‌هایی که ایمان دارند، اگر خطایی کنند، پروردگار عالم عذابشان را در همین دنیا قرار داده است.


:: بازدید از این مطلب : 1425
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 29 اسفند 1395

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در سالروز ولادت باسعادت حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) در دیدار جمعی از مداحان و ذاکران اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، سیره و حرکت آن بانوی بزرگوار اسلام در نقش یک رهبر حقیقی و همچنین یک همسر و مادر نمونه را «الگویی کامل برای زن مسلمان» خواندند و تأکید کردند: شاعران خوش‌ذوق و مداحان خوش‌بیان اهل‌بیت باید متناسب با نیاز و وظایف امروز، افکار و جهت‌گیری‌های آن بزرگواران را به گفتمانی رایج در جامعه تبدیل کنند.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مقامات معنوی و الهیِ سیده‌ی زنان عالَم را خارج از درک و فهم بشر دانستند و افزودند: در موقعیت بسیار دشوار و غیرقابل توصیف بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و در شرایطی که حتی بزرگان و خواصِ از صحابه (به‌جز تعداد معدودی) از حق امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دفاع نکردند، حضرت زهرای اطهر(سلام‌الله‌علیها) به مسجد آمد و آن خطبه‌ی غرّاء را در دفاع از حق بیان کرد.

 

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: حرکت عظیم حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در دفاع از ولایت و در نقش یک رهبر واقعی، قابل مقایسه با هیچ فداکاری دیگری نیست و بر اساس همین عظمت است که فردی همچون امام بزرگوار ما -که خود عالم، فقیه و عارف بود- می‌گوید اگر حضرت صدیقه‌ی کبری مَرد بود، پیغمبر می‌شد.

 

ایشان، حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) را مصداق کامل «زنِ اسلام» و در بالاترین تراز «زنِ اسلامی» یعنی در حدّ یک رهبر خواندند و با تأکید بر اهمیت شناخت جایگاه زنِ مسلمان، گفتند: با وجود آن عظمت و مقامات خارج از فهم و تصور بشر، یکی از شئون و مشاغل حضرت فاطمه‌ی زهرا، نقش «مادری، همسری و خانه‌داری» است.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از برخی افراد که با به رُخ کشیدن حرف‌های ناقص و پوچ غرب درخصوص نگاه اسلام به زن خدشه وارد می‌کنند، افزودند: این فریفتگان غافل، خانه‌داریِ زن را تحقیر می‌کنند، درحالی‌که خانه‌داری یعنی تربیتِ انسان، و تولید والاترین محصول و متاع عالم وجود یعنی بشر.

 

رهبر انقلاب اسلامی، بیان برخی مطالب به‌عنوان دفاع از حقوق زن را در واقع تضعیف زن دانستند و خاطرنشان کردند: قرار دادن زن به‌صورت متاع و ابزار التذاذ در دنیای غرب، به احتمال زیاد جزو توطئه‌های صهیونیست‌ها با هدف نابود کردن جامعه‌ی بشری است اما متأسفانه گاهی در داخل کشور و برخی محیط‌های اسلامی نیز وظایف و انتظاراتی درخصوص زن مطرح می‌شود که در حقیقت، کوچک کردن و تحقیر زن است.

 

ایشان با اشاره به برخی شباهت‌ها و تفاوت‌های نهاده‌شده در مرد و زن از جانب خداوند متعال، گفتند: مرد و زن از جهاتی همچون «عروج به مقامات معنوی»، «قدرت رهبری» و «توانایی هدایت بشر»، تفاوتی با هم ندارند اما از جنبه‌ای همچون «وظایف در اداره‌ی زندگی» با هم متفاوتند و نمونه‌ی همه‌ی این موارد، حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) است.

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ترویج مفاهیمی همچون «عدالت جنسیتی» و «برابری جنسیتی» در غرب، گفتند: عدالت یعنی شناخت ظرفیت‌های خدادادی و پرورش آن‌ها.

 

ایشان خاطرنشان کردند: امروز اندیشمندان غربی و افرادی که مسائلی همچون برابری جنسیتی را دنبال می‌کردند، از کار خود به‌دلیل مفاسد ناشی از آن پشیمان هستند و امیدواریم منظور کسانی که در داخل کشور، چنین مباحثی را مطرح می‌کنند، همان مفهوم نادرست غربی نباشد.

 

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، مداحی و ستایشگری اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را «پدیده‌ای انسانی، ایمانی و هنری» خواندند و افزودند: به این فکر کنید که چگونه این پدیده‌ی کم‌نظیر کاملاً به نفع اسلام و مسلمین و در مسیر رضای الهی باشد، زیرا دنیا و تحسین و تمجیدهای دنیوی ارزشی ندارد.

 

ایشان، قالب مداحی را یک شیوه‌ی هنریِ مخصوص خواندند و با تأکید بر پاسداری از نعمت صوت خوش و حنجره‌ی گرم و گیرا، گفتند: نباید قالب مداحی با شیوه‌های هنری دیگر مخلوط شود و مثلاً شعری در مصیبت یا مدح اهل‌بیت در قالب ترانه‌‌ی فردی دور از دین و معنویت و غرق در فساد و مادیات خوانده شود.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، وظیفه و نقش «محتوا» در مداحی را «معرفت‌افزایی به اهل‌بیت علیهم‌السلام» و «آشنا کردن مردم با وظایف دینی» دانستند و افزودند: جامعه‌ی مداح باید بتواند با نگاه به دنیای روز و متناسب با نیاز زمان و وظایف و جبهه‌بندی‌ها، گفتمان‌سازی کند.

 

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نقش‌آفرینی مؤثر شاعران و مداحان مذهبی در دوران دفاع مقدس و آماده کردن مردم برای دفاع از کشور، گفتند: با گذشت حدود ۳۰ سال از دفاع مقدس همچنان یاد فکه و شلمچه زنده است زیرا استقلال، آزادی، عزت، هویت، محفوظ ماندن ناموس مردم و ناتوانی دشمن در تسلط بر کشور به‌دلیل همان فکه و شلمچه و فداکاری‌هاست.

 

ایشان هر برهه از زمان را نیازمند فکر و گفتمانی متناسب با آن خواندند و با اشاره به پیشرفت‌های خوب شعر مذهبی خاطرنشان کردند: باید از این فرصت استفاده و با آسیب‌شناسی، از انحراف‌ها جلوگیری کرد.

رهبر انقلاب اسلامی، نوکری واقعی برای اهل‌بیت علیهم‌السلام را «تلاش برای گسترش روزافزون افکار، خط‌مشی و جهت‌گیری آن بزرگواران در جامعه» دانستند و خاطرنشان کردند: این حرکت، کشور و نظام و مردم را عزتمند و پابرجا و مشکلات را برطرف خواهد کرد و اگر ما جامعه‌ای باثبات و برخوردار از مدیریت خوب، استقلال و آزادی داشته باشیم، بهترین تبلیغ برای اسلام خواهد بود.

 

در ابتدای این دیدار، تعدادی از مداحان به مدیحه‌سرایی در فضائل و مناقب حضرت صدیقه‌ی کبری (سلام‌الله‌علیها) پرداختند

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1577
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 18 اسفند 1395
آهنگ ایرانی ام ایرانی میخرم 
 
با صدای میلاد حیدری
 
 
میلاد حیدری
 
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1804
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران