میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 73
:: باردید دیروز : 167
:: بازدید هفته : 2111
:: بازدید ماه : 6086
:: بازدید سال : 12189
:: بازدید کلی : 12189
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396
 امام صادق (ع) فرمودند:
 
ثُلاثَ مَن أَتَی اللهَ بِوَاحِدَةٍ مِنهُنَّ أوجَبَ اللهُ لَهُ الجَنَّةَ: الإنفاقُ مِن إقتارٍ وَ البِشرُ لِجَمیعِ العَالَمِ وَ الإنصافُ مِن نَفسِهِ.
 
سه خصلت است که اگر کسی با یکی از آنها نزد خدا رود، خداوند بهشت را بر او واجب گرداند:
 
 انفاق کردن با وجود تنگدستی، گشاده رویی با همگان، منصفانه برخورد کردن با دیگران.
 
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 103

:: بازدید از این مطلب : 1156
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396

فضائل امام جواد ـ عليه السّلام ـ را مي توان به دو دسته تقسيم کرد: 

1. فضائل علمي 

2. فضائل اخلاقي


1. فضائل علمي

 امام ـ عليه السّلام ـ : امام جواد ـ عليه السّلام ـ از دو جهت به مناظرات علمي کشانده مي شد.
نخست: از طرف شيعيان خود که با توجه به سن کم آن حضرت مي خواستند علم الهي را دريابند.
دوم: از طرف حکومت، به ويژه مأمون و معتصم، دو خليفه معاصر آن حضرت. خلفا مي کوشيدند با تشکيل مناظره، شيعيان را رو در روي برخي از دانشمندان بنام زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخي از پرسشها درمانده شوند و شيعيان از اين رهگذر، در اعتقاد خود (وجود علم الهي نزد ائمه اهل بيت عليهم السلام) دچار مشکل شده و از پيروي آنها دست بردارند ولي در همه اين بحثها و مناظرات علمي، حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ با پاسخهاي قاطع و روشنگر، اعتقاد و اطمينان کامل شيعيان به امامت آن حضرت را تثبيت کرد و ابرهاي تيره ابهام و شبهه را از فضاي فکر و ذهن آنان کنار زد و خورشيد حقيقت را آشکار ساخت.
از جمله مناظرات آن حضرت به مناظره با يحيي بن اکثم[1] اشاره مي کنيم:
«با حضور عباسيان و مأمون، يحيي بن اکثم از حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ پرسيد: مُحرِمي که حيواني را کشته، وظيفه اش چيست؟ امام در جواب از وي پرسيد: آيا فرد مُحرِم، صيد را در حرم کشته يا بيرون از آن؟ آيا مُحرِم جاهل به حکم بوده يا عالم به حکم؟ آيا عمداً آن را کشته يا به خطا؟ آيا مُحرِم آزاد بوده يا برده؟ آيا بالغ بوده يا نابالغ؟ هنگام رفتن به مکه آن را کشته يا در موقع بازگشت؟ صيد از پرندگان بوده يا غير از آن؟ صيد کوچک بوده يا بزرگ؟ مُحرِم اصرار بر عمل خود دارد يا از کرده خود پشيمان است؟ در شب صيد را کشته يا در روز؟ مُحرِم در حال عمره بوده يا حج؟»[2]
با اين فروضي که امام جواد ـ عليه السّلام ـ براي مسأله طرح کرد، يحيي حيرت زده و درمانده شد تا جايي که همه حضار از رنگ باختن چهره اش شکست او را به وضوح دريافتند. آنگاه امام از يحيي بن اکثم پرسيد: مرا از مردي خبر بده که زني در اوايل صبح بر او حرام بود، روز که بالا آمد آن زن بر وي حلال شد و در هنگام ظهر دوباره بر او حرام گرديد و در موقع عصر حلال شد و در موقع عشاء حلال و در نيمه شب باز بر او حرام و در هنگام طلوع آفتاب حلال شد؛ مسأله اين زن چيست؟ و چگونه بر او حلال و حرام مي شود؟ - يحيي گفت: به خدا سوگند که من جواب اين مسأله را نمي دانم شما بفرماييد تا ياد بگيرم.
حضرت فرمود: اين زن کنيز شخص ديگري بوده که بر اين مرد حرام بود، روز که بالا آمد کنيز را از صاحبش خريداري کرد و حلال شد. ظهر او را آزاد کرد و بدين جهت بر او حرام شد. عصر با او ازدواج کرد و حلال شد. هنگام غروب او را ظهار[3] کرد و در نتيجه بر او حرام شد و در وقت عشاء کفاره ظهار داد و دوباره بر وي حلال شد، نيمه شب او را طلاق داد و به اين علت حرام شد؛ صبح رجوع کرد و دوباره بر او حلال شد.
مأمون بار ديگر در مقابل دانش امام اظهار شگفتي کرد و گفت: کمي سن مانع از کمال عقل براي اين خاندان نمي شود».[4]
علم امام جواد ـ عليه السّلام ـ به قصد و نيت اشخاص
«محمد بن حمزه از محمد بن علي هاشمي نقل کرده که او گفت: صبح روز ازدواج امام جواد ـ عليه السّلام ـ با ام الفضل بر او وارد شدم و به علت دارويي که شب قبل خورده بودم عطش مرا فرا گرفته بود ولي از حضرت خجالت کشيدم آب طلب کنم، امام به صورتم نگاهي کرد و فرمود: خيلي تشنه اي درست است؟ گفتم: بله حضرت به غلامش فرمود آب بياور من با خودم فکر کردم الان برايم آب زهرآلود مي آورد، غلام آب را آورد حضرت لبخندي زد پس آب را از غلام گرفت و مقداري نوشيد سپس به من داد و من نوشيدم، مدت زيادي نزد حضرت ماندم، دوباره تشنه ام شد حضرت بار ديگر آب طلبيد و همان کاري را که دفعه اول انجام داده بود انجام داد. محمد بن حمزه گفت که محمد بن علي هاشمي به من گفت: به خدا سوگند ابو جعفر ـ عليه السّلام ـ آنچه را در دلها باشد مي داند همچنانکه شيعيان مي گويند».[5]
فضائل اخلاقي امام جواد ـ عليه السّلام ـ:
از ميان القاب امام جواد عليه اسلام دو لقب «التقي و الجواد» مشهورترين القاب است که خود دليل بر اين است که آن حضرت در دوران نوجواني و دوران پذيرش مسئوليت امامت و جوان بودن در هنگام شهادت، به صفت پارسايي آراسته بوده و خدمت رساني و سخاوتمندي نسبت به مردم و اطرافيان کار هميشگي او بوده است.
کارنامه امام در سه سال حاضر نبودن پدر در مدينه و ارجاع امور ديني و اجتماعي و خانوادگي توسط امام هشتم به وي، گواه کارداني و جامعيت و فضيلت امام نهم مي باشد.
«امام هشتم به آن حضرت توصيه کرد ورود و خروج تو از درب بزرگ باشد، به همراه خود طلا و نقره داشته باش و کمتر از پنجاه دينار به عموهاي خود عطا نکن، انفاق کن و از فقر هراسناک مباش که قدرت الهي با تو است و امام جواد ـ عليه السّلام ـ طبق توصيه پدر بزرگوارش عمل مي کرد».[6]
بهره‎گيري از فرصت براي رفع مشکلات مردم و گره گشايي ازکار آنان از مسلمات سيره امام جواد ـ عليه السّلام ـ است؛ چنان که «مردي از اهالي سجستان خراسان در سفر حج به محضر امام رسيد و از بدهي خود در ديوان والي شهر خود صحبت کرد و اعلام داشت که والي سرزمين ما، شما خاندان پيامبر را دوست دارد، با نامه اي از وي بخواهيد در خراج (ماليات) به من احسان نمايد حضرت کاغذي گرفت و مکتوب نمود «رساننده نامه مدعي است شما عقيده شايسته اي داريد، پس به وي احسان‎نما» با ورود به سجستان، والي به دليل اطلاع از نامه امام به استقبال وي آمد و پس از پرسش از مشکل او، ماليات را بخشيد و کمک مناسبي نيز به او کرد».[7]
نمونه هايي از معجزات و کرامات حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ:
1. «هنگامي که امام جواد ـ عليه السّلام ـ با ام الفضل همسر خود از بغداد به مدينه مراجعت مي فرمود در کوفه به خانه مسيّب رسيد و آن هنگام غروب آفتاب بود پس حضرت داخل مسجد شد و در صحن مسجد درخت سدري بود که ميوه نمي داد، حضرت کوزه آبي طلبيد و در زير آن درخت وضو گرفت و نماز مغرب را به صورت جماعت به جا آورد... سپس وقتي که مردم کنار درخت آمدند و ديدند که ميوه بسيار خوبي دارد تعجب کردند و از سدر آن خوردند، ديدند که شيرين است و دانه ندارد، سپس مردم با آن حضرت وداع کردند و ايشان به مدينه تشريف بردند».[8]
2. از حسين مکاري نقل شده که گفت زمانيکه امام محمد تقي ــ عليه السّلام ــ در بغداد بود وارد بغداد شدم، ديدم که حضرت نزد خليفه در نهايت جلالت است با خودم گفتم که حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ با اين مقام و مرتبه اي که اينجا دارد و از حيث جلال و طعام هاي لذيذي که در اختيار دارد، ديگر به مدينه بر نخواهد گشت، همين که اين خيال در خاطر من گذشت ديدم آن جناب سر به زير افکند، سپس سر بلند کرد در حالي که رنگ مبارکش زرد شده بود فرمود: اي حسين نان جو با نمک نيم کوب در حرم رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نزد من بهتر است از آن چه که در اينجا مشاهده مي کني».[9]
3. «از اسماعيل بن عباس هاشمي نقل شده که گفت: روز عيدي خدمت حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ رفتم و از تنگي معاش خود نزد حضرت شکايت کردم، آن حضرت از محل نماز خود يک مشت خاک برداشت، خاک به برکت دست آن حضرت پاره طلايي گداخته شد پس آن را به من عطا کرد و من به بازار بردم که 16 مثقال بود».[10]
درباره فضائل و مناقب و کرامات امام جواد ـ عليه السّلام ــ کتابهاي زيادي نوشته شده است و به تعداد بيشتري اشاره گرديده که در اين نوشته مجال ذکر آنها نيست، براي اطلاع بيشتر به کتب تاريخي مراجعه شود.

 

.....................................................

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ منتهي الآمال، شيخ عباس قمي(ره) ج2.
2ـ سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي.
3ـ الامام الجواد من المهد الي الحد، محمد کاظم قزويني.

 

 

 


--------------------------------------------------------------------------------
[1] . يحيي يکي از دانشمندان نامدار زمان مأمون، خليفه عباسي، بود که شهرت علمي او در رشته هاي گوناگون علوم آن زمان زبانزد خاص و عام بود.
[2] . شيخ مفيد، الارشاد، کنگره جهاني شيخ مفيد، چاپ اول، 1413ق، ج2، ص283.
[3] . ظهار عبارت از اين است که مردي به زن خود بگويد: پشت تو براي من مانند پشت مادرم يا خواهرم يا دخترم است، در اين صورت بايد کفاره ظهار بدهد تا همسرش مجدداً بر او حلال گردد.
[4] . فضل بن حسن طبرسي، إعلام الوري، قم، دارالکتب الاسلاميه، چاپ سوم، ص353.
[5] . شيخ مفيد، الارشاد، چاپ کنگره جهاني شيخ مفيد، چاپ اول، 1413ق، ج2، ص291.
[6] . محمد بن يعقوب کليني، الکافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1365ش، ج4، ص43.
[7] . همان، ج5، ص111.
[8] . علي بن عيسي إربلي، کشف النعمه، تبريز، مکتبه بني هاشمي، 1381ش، ج2، ص357.
[9] . قطب الدين راوندي، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدي(عج)، چاپ اول، 1409ق، ج1، ص383.
[10] . همان.


:: بازدید از این مطلب : 1351
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: هفت چيز است که بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود؛

1) كسى كه درختى بكارد
2) يا چاهى حفر کند
3) يا نهرى جارى كند
4) يا مسجدى بنا كند
5) يا قرانى بنويسد و بگذارد
6) يا علمى از خود باقى گذارد
7) يا فرزند صالحى بعد از خود داشته باشد كه از براى او استغفار كند.

 

«تنبیه الخواطر، جلد 2، صفحه 110- معدن الجواهر،صفحه 59»


:: بازدید از این مطلب : 1347
|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396

 ما در بین اذکار دو ذکر داریم که اینها سرآمد اذکار هستند. و آن دو عبارت از «صلوات» و «استغفار» است. این دو ذکر کاربرد گره‏ گشایی دارند.


دنبال این نباشیم که در صلوات رقم و عدد بیاوریم


حتی من این را می خواستم اشاره کنم که گاهی هم اگر سقفی برای صلوات می گذارند، خیال نکنید که رعایت آن سقف عددی‏اش، ‌مدخلیّت زیادی داشته باشد. نه!‌ این‏گونه نیست. من این را از بزرگان به یادگار دارم که دنبال این نباشیم که در صلوات رقم و عدد بیاوریم.


بله رقم‏ها و سقف‏هایی که گذاشته شده سر جای خودش درست است؛ امّا خود این ذکر صلوات فی‏ نفسه گره ‏گشایی دارد و سوای حسنه بودنش، از آن طرف ذکر صلوات از نظر گره گشایی‏ اش در کارهای انسان اثر وضعی دارد. ذکر صلوات یک چنین کاربردی دارد.


:: بازدید از این مطلب : 1187
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396
تعداد بسياري از احاديث اهل بيت عصمت(سلام الله عليهم) ترک نماز را، يکي از گناهان کبيره که موجب عذاب سخت جهنم است، شمرده و بلکه آن را گناهي معادل کفر معرفي نموده اند و دوباره عواقب زيانبار، آن مطالبي گفته اند:
 
حضرت پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) فرمودند: « ميان ايمان وکفر فاصله اي جز ترک نماز وجود ندارد.»
حضرت صديقه کبري(سلام الله عليها) از پدر بزرگوارش پرسيد: « مجازات کسي که به نماز اهميت نمي دهد، چيست ؟» حضرتش در پاسخ فرمودند: « خداوند کسي را که به نماز جود اهميت نمي هد به 15 خصلت مجازات مي کند، که 6تا از آنها در دنيا و 3تا هنگام مرگ و 3تا در قبر و 3تا در روز قيامت است.
 
و آن شش تا که در دنيا است اين است:
 
 
برکت از عمر او و همچنين از مال او برداشته مي شود
 
 
و آثار صالحان از قيافه و سيماي او محو مي گردد،
 
 
به اعمال نيک ديگر او نيز اجر کامل داده نمي شود،
 
دعاهاي او مستجاب نمي شود
 
 
و از دعاهاي صالحان بهره اي به او نمي رسد.
 
و آن سه تا که با هنگام مرگ او ارتباط دارد اين است:
 
 
با ذلت و گرسنگي و تشنگي مورد قبض روح واقع مي شود.
 
و آن سه تا که در قبر او است اين است:
 
 
خداوند فرشته اي را مي گمارد که در قبر او را عذاب کند
 
و به تنگي و تاريکي قبر نيز محکوم مي گردد.
 
و آن سه تا که در قيامت است اين است:
 
که هنگام خروج قبر فرشته اي او را به رو، در روي زمين مي کشد
 
و به اين ترتيب محشور مي شود و با شدت به حساب او رسيدگي مي شود
 
و خداوند هرگز نظر لطف بر او نمي افکند
 
و سر انجام به عذاب جهنم گرفتار مي گردد.

:: بازدید از این مطلب : 2111
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396
جلسه هفتگی  حسینیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها با سخنرانی حجت الاسلام مصطفی کرمی و مداحی حاج سعید حدادیان  و کربلایی محمد حسین حدادیان به یاد شهید مدافع حرم ،محسن حججی برگزار شد.
 
نزدیکترین راه برای رسیدن به کمال  این است که انسان به امور دیگران توجه داشته باشد.
 
در ادامه خبر متن سخنرانی را می خوانید:
 
قال علی بن موسی الرضا علیه السلام :
نشان دهگانه ی عقل لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ.  ثُمَّ قالَ عليه السلام: أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ عليه السلام: لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى.1
وجود مقدس امام هشتم علیه السلام فرمودند :که مومن ،مسلم ،عقلش تمام نمی شود.انسان در ساحت روحش دو حوزه دارد.که کارکرد اینها کاملا متفاوت و مختلف است.یک حوزه عقل است که امام صادق علیه السلام فرمودند:
مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ2  عقل آن چیزی  است که انسان با آن بهشت را کسب می کند. 
و یک مورد هم حوزه قلب انسان است که محل حب و بغض است.جذبه های انسانی،گرایش ها،تمایلات،بغض و نفرت همه جایشان در قلب است.و ای نهم نقش بسیار مهمی دارد. حضرت  فرمودند: هل الدین الا الحب آیا دین به جز محبت و بغض است؟ 
قوه عاقله برای انسان موضوع سازی می کند.کارش تشخیص است.مثال :اگر فرض بفرمایید دریک بیابان تاریکی یک ماشینی بخواهد حرکت کند اگر وجو انسان را به یک ماشین تشبیه کنیم ،یک چراغ می خواهد و یک موتور. موتور قلب است و چراغ عقل است. اگر انسان زندگی دینی دارد باید زندگی اش با عقل باشد. مباحث در حوزه عقل مختلف است .اجالتا قوه عاقله انسان ،تمام نخواهد شد.
علامت های عقل
1-أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ: از او اميد خير باشد. 
عاقل کسی است که به خیرش عمل و آرزو می رود.
2ـ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ: مردم از بدى او در امان باشند.
انسان عاقل کسی است که مردم از شر او در امان هستند.بعضی ها دائما احتیاج به مراقبت دارند،غافل شوید می زنند.یک عده ای هستند شر از آنها می بارد.آدم عاقل یعنی مومنان دیگر از شر او در امان باشند.
 3ـ يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ :خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
بعضی ها کریم النفس هستند.ولی بعضی ها هستند،دنیای محبت به آنها کنید،و یا خیلی کار برای آنها انجام دادید،یک کار را نتوانید انجام دهید،و یک نه به آنها بگویید،نمکدان را می شکنند.ناسپاسی می کنند. بعضی ها هم هستند یک کار کوچک برای آنها انجام دهید،تا آخر عمر سپاسگزار هستند.اینقدر که کار دیگران به چشم اینان می آید.
 4ـ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ :خير بسيار خود را اندك شمارد.
فرد خیلی هم کار خیر انجام بدهد به چشم خودش نمی آید. هرچقدر نماز بخواند،زیارت برود،خوبی کند، در چشم خودش نمی آید.اگر خدا بخواهد لطف  و کرم را در حق کسی تمام کند و چیزی برای او کم نگذارد،کاری می کند که کارهای خیر و نیک خودش به چشم انسان نیاید.چون ضد این خسیسه عُجب می شود.عجب یعنی خودفریفتگی و خودشیفتگی؛ انسان یک کاری کند به چشمش می آید که من این کار را برای یک نفر انجام دادم،من زیارت رفتم ،بعضی ها دو رکعت نماز می خوانند طلبکار می شوند.
امیرالمومنین علیه السلام وقتی خودشان را در دعای کمیل معرفی می کنند و ما گاهی این دعا را زمزمه می کنیم،مشاهده می کنیم،فقراتی در این دعا است که میلیاردها سال نوری از ساحت قدس و مقام عصمت علی بن ابی طالب علیه السلام به دور است. ما فعلته فی خلواتی من سوء فعلی و اسائتی .... این حرفهایی که امیرالمومنین علیه السلام می زند،نه اینکه می خواهد به ما دعا تعلیم کند،یقینا امیرالمومنین علیه السلام معصوم از سهو و خطر و عصیان هستند.همه ی این دعا را امیرالمومنین علیه السلام با اعتقاد بیان کردند زیرا یک لحظه ی آنها خالی از توجه مطلق به حضرت حقتعالی نبود و نیست.اما انسانی که درجه ای از آن عظمت را دارد و به آن مرتبه ای از معرفت رسیده است ،وقتی خشوع قلبی پیدا کرد و خضوع ظاهری پیدا شود،قهرا و لاجرم خودش را در حضیض می بیند،جوری که  هر کاری کند،جبران آن عظمت نمی شود.ماهیت امکان وقتی خودش را در مقابل واجب می بیند،همه ی وجودش می شود نفس در مقابل آن موجودی که همه ی وجودش کمال است.
5ـ لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
در تمام نظام آفرینش هیچ کاری از مقربات و از اموری که تامین سعادت می کند،و از اموری که انسان را به 
کمال می رساند،هیچ کدام از اینها به اندازه ی خدمت  به خلق نیست.در اسلام اینقدر که به این مسئله توجه شده است، رتق و فتق، رفع و رجوع  امور ارباب حاجت،هیچ مقربی و هیچ مستحبی و هیچ عمل مورد توجهی در نظام  ارزشی اسلام به پایه خدمت به خلق نخواهد رسید.کارهایی که ما انجام می دهیم دو جور است.یعضی از کارها خیرش فقط به خود انسان می رسد.مانند نماز،روزه،خمس  ؛ اما یک کارهایی هست که خیر متعدی و متجاوز است،غیر از اینکه من منفعت می برم،یک نفع دنیوی هم از این کار من کسی دیگر برد.مانند انفاق ؛اگر من یک کاری انجام بدهم که نفعش به خلق و جامعه برسد،هیچ کاری از این بالاتر نیست.
 تمام تعالیم الهی،تمام آموزه های انبیاء ،تمام فروعات فقهی ما برای این است که انسان از خودش بیرون بیاید.یکی از راه های مبارزه با هوا پرستی و خود پرستی و توجه به خود کردن ،این است که انسان به دیگران توجه کند.وقتی به نیاز و عواطف دیگران توجه کردم ،به اسباب ظاهری دنیای دیگران توجه کردم،که کم نداشته باشند،این یکی از راه های نزدیک و بهترین وسیله برای کوتاه کردن راه انسان به خداست.
نزدیکترین راه برای رسیدن به کمال و رسیدن به ذات اقدس احدیت این است که انسان به امور دیگران توجه داشته باشد.
حضرت موسی علیه السلام در کوه طور وقتی می خواستند بعد از مناجات برگردند،از خدا سوالی پرسیدند:خدایا تو اگر مثل من بنده بودی،و یک خدایی مثل خودت داشتی،چه کار می کردی که خدا از تو راضی باشد؟خدا فرمود:اگر من مثل تو بنده بودم و می خواستم رضایت خالق را کسب کنم ،راه می افتادم در کره زمین ببینم چه کسی گرفتار است و چه مشکلی دارد و چطور می شود آن مشکل را حل کرد.این قدری که بتوانی یک دلی را شاد کنی.
فردی آمد محضر امام صادق علیه السلام و گفت یابن رسول الله من یک گرفتاری بسیار عظیمی داشتم.چند روز روزه و مراقبه و ذکر گرفتم .این گره من باز شد اما نمی دانم اثر کدام ذکر و دعا بود،شما که امام هستید می دانید گره کار من از کجا باز شده است.برای کدام ذکر است؟امام فرمودند هیچ کدام !گفت پس از کجا درست شده است.؟حضرت فرمودند:یک زن وشوهری بودند که اختلاف داشتند،زن خانواده قهر کرده بود و بچه ها پیش مادر بود،تو پا درمیانی کردی و این دو نفر را به هم نزدیک کردی،اینها که باهام آشتی کردند،این بچه که پدر و مادرش را کنار هم دید بسیار خوشحال شد،این دل که شاد شد و لب خندان شد،گره کار تو باز شد.
گاهی باز شدن گره در سجاده و نماز و دعا و تسبیح نیست،بلکه با باز کردن گره ای از مشکلات دیگران است.
 
__
پی نوشت:
1 تحف العقول، صفحه 443
2 الکافی (ط - الاسلامیه) - جلد 1

:: بازدید از این مطلب : 1190
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396
نزدیکترین راه برای رسیدن به کمال و رسیدن به ذات اقدس احدیت این است که انسان به امور دیگران توجه داشته باشد.
 
 
حضرت موسی علیه السلام در کوه طور وقتی می خواستند بعد از مناجات برگردند،از خدا سوالی پرسیدند:خدایا تو اگر مثل من بنده بودی،و یک خدایی مثل خودت داشتی،چه کار می کردی که خدا از تو راضی باشد؟خدا فرمود:اگر من مثل تو بنده بودم و می خواستم رضایت خالق را کسب کنم ،راه می افتادم در کره زمین ببینم چه کسی گرفتار است و چه مشکلی دارد و چطور می شود آن مشکل را حل کرد.این قدری که بتوانی یک دلی را شاد کنی.
 
 
فردی آمد محضر امام صادق علیه السلام و گفت یابن رسول الله من یک گرفتاری بسیار عظیمی داشتم.چند روز روزه و مراقبه و ذکر گرفتم .این گره من باز شد اما نمی دانم اثر کدام ذکر و دعا بود،شما که امام هستید می دانید گره کار من از کجا باز شده است.برای کدام ذکر است؟امام فرمودند هیچ کدام !گفت پس از کجا درست شده است.؟حضرت فرمودند:یک زن وشوهری بودند که اختلاف داشتند،زن خانواده قهر کرده بود و بچه ها پیش مادر بود،تو پا درمیانی کردی و این دو نفر را به هم نزدیک کردی،اینها که باهام آشتی کردند،این بچه که پدر و مادرش را کنار هم دید بسیار خوشحال شد،این دل که شاد شد و لب خندان شد،گره کار تو باز شد.
گاهی باز شدن گره در سجاده و نماز و دعا و تسبیح نیست،بلکه با باز کردن گره ای از مشکلات دیگران است.
 
__
پی نوشت:
تحف العقول، صفحه 443
 الکافی (ط - الاسلامیه) - جلد 1

:: بازدید از این مطلب : 1569
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396

جلسه ماهانه سائلین الزهرا سلام الله علیها در حسینیه  بیت الاحزان با سخنرانی حجت الاسلام سید محمد مهدی علوی / مداحی : حاج سید مهدی میرداماد و دیگر ذاکرین اهل بیت علیهم السلام برگزار شد.

در ادامه خبر متن سخنرانی را می خوانید:

 

اهل معرفت و سالکان طریق الی الله سنتی دارند به نام اربعین یا همان  چله گیری. یعنی خود را چهل روز با اعمال خاصی برای خدا خالص می کنند و زنگار گناه از قلب می شویند تا به درگاه او یگانه شوند. بهترین آب و هوای معنوی برای این چله گیری را از ابتدای ذی القعده تا دهم ذی الحجه دانسته اند.

وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ 1 

و با موسى سى شب وعده کردیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم، و وعده پروردگارش چهل شب تمام شد موسى به برادر خویش هارون گفت: میان قوم من جانشین من باش و به اصلاح کارشان پرداز و طریقه مفسدین را پیروى مکن.

حضرت علامه طباطبایی ذیل این آیه در تفسیر شریف المیزان چنین فرموده است: « برگشت معناى آیه به این است که خداى تعالى موسى (علیه السلام ) را براى مدت سى شب به درگاه خود و براى گفتگوى با وى نزدیک ساخته و ده شب دیگر براى اتمام آن گفتگوها بر آن مدت افزوده و در نتیجه میقات پروردگارش چهل شب تمام شده است، و اگر حساب را بر روى شب‏ها برده نه روزها و حال آنکه در این مدت موسى روزها هم در میقات بسر برده و معمولا در اینگونه موارد حساب روى روزها برده مى‏شود نه شب‏ها، شاید براى این است که غرض از این میقات تقرب به درگاه خدا و مناجات با او است که شب‏ها اختصاص بیشترى براى این کار داشته و حواس انسان جمع‏تر و نفس براى انس گرفتن آماده‏تر است، آن هم در چنین مناجاتى که در آن تورات نازل شده است.

رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:

مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعینَ صَباحا ظَهَرَت ینابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ2.

هر کس چهل روز خود را براى خدا خالص کند چشمه‏ هاى حکمت از قلب وى بر زبانش جارى مى ‏شود.

منابع علم و حکمت را از قلبت به زبانت جاری می کند.درس نخوانده عالم می شوید.کسی که چله می نشیند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالْفَجْرِ وَلَيَالٍ عَشْرٍ  وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ  منظور از از ولیال عشر ،ده شب اول ماه ذی الحجه است.بعد خدا قسم می خورد به جفت و تاق .تاق اشاره است به روز نهم ذی الحجه  روز عرفه که اعمال خاصی دارد.یک اعمال خاصی مومنین انجام می دهند.جفت هم عید قربان دهم ذی الحجه است.

 

البته یادتان باشد که دلیل متقن داریم. امام صادق علیه السلام  در یک بیانی فرمودند: این ده شب،دهه اول ماه محرم است.تاق می شود روز تاسوعا روز نهم محرم و جفت :روز عاشورا روز دهم محرم  است. هر دو قول مستند است.

بیا تا برآریم دستی ز دل که بیرون نیاییم فردا ز گِل

اینقدر ماه ها بیاید و برود که ما در خواب باشیم و زیر خروارها خاک دفن شده باشیم.اینقدر این محرم ها و ذی الحجه ها بیاید و ما نباشیم.پس یک حرکتی کنید،خودتان را به خدا نزدیک کنید.

 

خدا قسم می خورد : وَالْعَصْرِ  سوگند به عصر (غلبه حق بر باطل)، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ همه ی انسان ها در خسران و زیان هستند.هر روز که می گذرد ما پیرتر می شویم ،عمرمان کم می شود. پس هر روز ما داریم ضرر می دهیم.هر روز به قبرمان نزدیک می شویم.این است که خدا قسم می خورد همه در ضرر هستند. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند. ایمان تنها کافی نیست بلکه ایمان کنار عمل باید باشد.

همه ی ما روز به  روز به مرگ نزدیک تر می شویم.بیایید یک امسال حرکتی کنید که خودتان  را به خدا نزدیک کنید.کار سختی نیست،خداوند سریع الرضاست،غفارالذنوب است.هرچه گناه کرده باشید و یکبار بیایید بگویید خدا،می بخشد.الرحمن الراحمین  است. در قرآن به پیغمبر صلوات الله علیه می گوید:

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ3

بگو اى بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته‏ايد، از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همه گناهان را مى‏بخشد، كه او آمرزگار مهربان است.

اگر می خواهی نزد خدا آبرو پیدا کنی ،لازمه اش ترک گناه است.

یک داستانی را مولوی در مثنوی نقل می کند. یک آقایی بود که گندم جمع می کرد..غافل از اینکه یک موش کیسه گندم را سوراخ می کرد و گندم ها را می برد،آخر کار دید هیچ گندمی  ندارد.حکایت ما است،که عبادت می کنیم،ذکر می گوییم،پس انداز می کنیم برای قبر و قیامتمان که خداوند توجهی به ما کند.از آن طرف یک موشی در وجود ما است به نام نفس اماره که عبادات ما را با یک گناه از بین می برد.یک ماه روزه می گیریم ،روز عید فطر بایک گناه همه ی اعمالم را از بین می بریم. این که می گویند گندم  چهل ساله کو؟ از موش وجودت(نفس اماره )غفلت نکنید.اگر  می خواهید نزد خداوند آبرو داشته باشید و نزدیک شوید،ذکر خدا را که می گویید در ترک گناه هم تلاش و همت کنید.

مهم ترین گناه ما انسان ها ،غیبت است که هفتاد سال عبادات ما را از بین می برنند.

مولوی در مثنوی می گوید:یک نفر به نام آقا عبدالله که فرد مومنی بود،ایشون توریست و گردشگر بود و شهرها را یکی یکی بازدید می کرد.رفت و تمام شهرهای هند را دید،وقتی خواست برگردد یک نفر گفت که آن طرف دریا هم شهری است که آثار باستانی زیادی دارد،آنجا را هم ببین.آمد کنار ساحل سوار کشتی شد.وسط دریا یک دفعه طوفان شد و مسافر ها همه دست بر دعا داشتند که خدایا مارا نجات بده،یک از نفر از مسافران گفت اگر می خواهید نجات پیدا کنید،نذر کنید. در اینجا عرض می کنیم که تا می توانی نذر نکنید و اگر هم نذر می کنید حتما ادا کنید.نذر در فقه ایقاع است.ایقاع عقد است،عقد پیمان بین دونفر را می گویند.یکی دهنده است و یکی گیرنده ،ایقاع پیمانی است یک طرفه که دهنده دارد و گیرنده ندارد.مثل نذر،مثلا می گوییم این فرش را وقف کردم ،لازم نیست خدا بگوید قبول کردم ،همینکه گفتید کافی است. ادامه داستان.. هرکس یک نذری کرد،یک نفر به عبدالله گفت تو چه چیزی نذر کردی؟گفت من خودم می دانم و خدای خودم ،آن شخص باز پرسید که چه نذر کردی؟عبدالله گفت نذر کردم و به دلم افتاد که خدایا اگر نجات پیدا کردم،تا زنده ام گوشت فیل نخورم.همه خندیدند که این چه نذری است؟یک موج بلند آمد و کشتی را تکه تکه کرد و همه ی اسباب و وسایل مسافرها غرق شد و مسافرها تکه های چوب را گرفتند که غرق نشوند.همه از غرق شدن نجات پیدا کردند و رسیدند به خشکی .حال رسیدند به خشکی و چیزی نداشتند بخورند.عبدالله مقداری برگ و علف کند و خورد و خودش را سیر کرد.ولی باقی مسافرها خوش گذران بودند.دیدند یک بچه فیل لابه لای درختان می آید،یک نفر دوید و گفت روزی من رسید و بچه فیل را گرفتند و تکه تکه کردند و خوردند،هرچقدر به عبدالله گفتند بیا تو هم بخور،گفت من نذر کردم تا زنده ام گوشت فیل نخورم .همه پر خوری کردند و خوابیدند.عبدالله به دلیل اینکه گرسنه بود نمی توانست بخوابد،یک دفعه نیمه شب صدای پایی شنید که دید مادر بچه فیل دنبال بچه اش می گردد و عبدالله خودش را به خواب زد.فیل دید که خرطوم و سر بچه اش آنجا افتاده است.متوجه شد که فرزندش را اینها خورده اند.حیوان آرام خرطومش را کنار دهان آنها برد و بو می کرد و هر کدام که بوی کبای می داد سرش را زیر پایش له می کرد.عبدالله می گوید سه دفعه دهانم را بو کرد و دید دهان من بوی کباب نمی دهد.تمام آن آدم هایی که از غرق شدن نجات پیدا کردند،زیر پای فیل له شدند.الا عبدالله که فیل دید دهانش بوی کباب نمی دهد،خرطومش را دور کمر عبدالله پیچید و گذاشت روی کمرش و عبدالله را تا شهر آورد. وقتی به شهر رسید،قصه را برای هرکس می گفت همه می گفتند از لب دریا تا اینجا هشت روز راه است ،چطور آمدی؟می گفت مادر بچه فیل من را آورد.مردم می خندیدند و باور نمی کردند.

 این قصه مثنوی چه می خواهد به ما بگوید؟

یک حدیث معروف داریم،پیغمبر صلوات الله علیه فرمودند: : الخَلقُ عِيالُ اللّه ِ ، فَأَحَبُّ الخَلقِ إلَى اللّه ِ مَن نَفَعَ عِيالَ اللّه ِ ، وأدخَلَ عَلى أهلِ بَيتٍ سُرورا

خلق ، نانخور خدايند ، از اين رو محبوب ترينِ خلق در نزد خدا ، كسى است كه به نانخوران خدا سودى برساند و خانواده اى را شادمان كند .

اگر خدا را دوست داری،خلق خدا را که حکم زن و بچه خدا هستند را دوست بدارید.

 ___________________

پی نوشت:

1 اعراف 142

2نهج الفصاحه، ح 2836

3 زمر آیه 53


:: بازدید از این مطلب : 1317
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396

مرحوم حاج آقا حسین قمی، استاد من بود. پنج شش سال پیش ایشان درس خواندم. مرد بزرگوارى بود. به عزرائیل باج می‌داد. یعنى وقتى حرم می‌رفت، براى عزرائیل، نیابت می‌کرد. عن جناب عزرائیل: «السّلام علیک یا علىّ بن موسى».

 
می‌فرمود: این‌ها جلو چشم عزرائیل را می‌گیرد. (سخنرانی‌های مسجد ملک، روز بیست و دوم ماه رمضان، ۱۳۸۲ قمری)

 
مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین قمی، مرد خیلی شیرینی بود و هم متدیّن و متّقی و‌تر و تازه. ملاّ خوب است‌تر و تازه و شیرین و ملیح باشد، و ایشان، این طوری بود. 
 
آن مرحوم وقتی به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرّف می‌شد، یک زیارتِ مختصر برای خودش می‌خواند، بعد شروع می‌کرد به نیابت، «نیابةً عن ابی»، به نیابت پدرش می‌گفت: «سلام الله علیک یا ابالحسن یا علیَّ بنَ موسی الرّضا». به نیایت مادرش، به نیابت معلّمش، به نیابت همسایه اش، نیم ساعت می‌نشست و به نیابت این و آن، آن وقت به نیابت حضرت عزرائیل می‌گفت: «سلامُ اللهِ عَلَیکَ یا ابالحسن». 
‌ 
می‌پرسیدند برای حضرت عزرائیل هم نیابت می‌کنید؟ می‌فرمود: بله! ما با او سر و کار داریم. یک روزی، ریش ما به دست او است. از حالا باید او را مدیون کنیم. این زیارت‌ِ نیابتی جلوی چشم او را می‌گیرد، موقع مرگ، بر ما سهل و آسان می‌گیرد. 
 
این حرف خیلی اساسی است، شوخی نگیرید.» (سخنرانی‌های مسجد جامع زاهدان، روز سوم ماه رمضان ۱۳۹۰ قمری) 
 
درسی از استاد: مرحوم آیت الله تولاّیی خراسانی 

منبع:فردا


:: بازدید از این مطلب : 1178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 30 مرداد 1396

سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران طی سخنانی در پانزدهمین اجلاس روز جهانی مسجد که در تهران برگزار شد، با اشاره به ماجرای شهادت شهید محسن حججی به دست تروریست‌های داعش، این شهید بزرگوار را نتیجه و تربیت یافته مسجد دانست و اظهار داشت: همه دعوای ما با عالم غرب و در عالم اسلام، بر سر مسجد است، بر سر مسجد الاقصی و مسجد الحرام.

وی با بیان اینکه مسجد، حیات دینی و سیاسی و اجتماعی عالم اسلامی است، خاطرنشان کرد: ما در عالم اسلام با 3 نوع مسجد و ثمره های آن روبرو هستیم که این مساجد در کشور ما هم وجود دارند.

فرمانده نیروی قدس اضافه کرد: یکی از آنها، مسجدی است که آگاه سازی و تربیت کرده و در بعد فرهنگی و دینی از اسلام دفاع می‌کند و در حال مقابله با تهاجم فرهنگی است که وسیع‌تر و ناپیداتر از گذشته شده است.

وی تصریح کرد: این مسجد هم مدافع فرهنگی تربیت می کند و هم ایثارگر و فداکار برای دفاع از مظلوم است. این کار در دولت و پارلمان و وزارتخانه ها عملی نیست و در مساجد صورت می‌گیرد.

سلیمانی افزود: یک مسجد دیگر، بذر بی‌تفاوتی و بی‌انگیزگی را در جامعه می‌کارد که در کشور ما و شهر تهران هم وجود دارد. این مساجد هم در میان شیعیان است هم اهل سنت.

فرمانده نیروی قدس گفت: مسجد دیگر که وظیفه اش انفجار ماشین اسلام است، مسجدی است که ائمه تکفیری بر آن سوارند و ثمره‌اش داعش و جبهه‌النصره است.

وی اظهار داشت: ما امروز با دو خطر مواجهیم. یک خطر داخلی که فتنه مذهبی است و دیگری خطر خارجی که تهاجم علیه جهان اسلام است.

سلیمانی تصریح کرد: در اردن و مصر مساجد زیادی وجود دارد اما بی‌خبر و بی‌تفاوت نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی هستند. این الازهری که الان وجود دارد، الازهر حکومتی است و ای کاش نبود تا نبینیم نسبت به جنایات غزه بی تفاوت باشد.

فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: خدمات امام(ره) در جهان اسلام قابل مقایسه با هیچکدام از مراجع و مراکز نیست و امروز مقام معظم رهبری با تمام توان از آن دفاع می‌کند.

وی افزود: چه کسی امروز مسئول رشد الحاد و لاابالی‌گری در کشور است؟ آیا همه ما به وظایف خود عمل کرده‌ایم؟

سردار سلیمانی خاطرنشان کرد: وقتی من را مسئول حفظ یک پل می‌گذارند، باید بدانم که وظیفه‌ام فقط حفظ همین پل نیست بلکه این پل یک محیطی دارد اگر آن محیط سقوط کرد، پل هم سقوط خواهد کرد.

فرمانده نیروی قدس سپاه افزود: مسجد مانند یک قرارگاه است و بر تمام جامعه اثر می‌گذارد نه فقط بر محیط خود. اگر مقیاس ما فقط محیط خود مسجد باشد، باخته‌ایم.

وی اضافه کرد: کسی که نتواند سربازانش را حفظ کند، خطش سقوط کرده و اگر جوانانی از مسجد رفتند، خط آن امام جماعت شکسته و سقوط کرده است.

سردار سلیمانی گفت: وقتی یک برادر چند شغله و خسته را امام جماعت یک مسجد کنیم، این فرد چطور می‌خواهد محیط مسجد را حفظ کند؟

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: اینکه در جامعه مدام بگوییم او بی حجاب و این باحجاب است یا اصلاح طلب و اصولگراست، پس چه کسی می‌ماند؟ اینا همه مردم ما هستند. آیا همه بچه های شما متدین‌اند؟ آیا همه مثل هم هستند؟ نه. اما پدر، همه اینها را جذب می‌کند و جامعه هم خانواده شماست.

وی تصریح کرد: اینکه بگوییم من هستم و بچه های حزب اللهی خودم، اینکه نمی‌شود حفظ انقلاب. امام جماعت باید بتواند با حجاب و بی حجاب را با هم جذب کند.

سردار سلیمانی خاطرنشان کرد: انقلاب بستگی به مساجد دارد البته تعداد مساجد هم مهم است. برای مثال وقتی با هواپیما از بالای دمشق می‌رویم و مناره ها را می‌بینیم و بعد از بالای تهران چیز دیگری می‌بینیم، حالمان عوض می‌شود.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع شهادت شهید حججی اشاره کرد و اظهار داشت: ما خیلی شهید داریم که برخی هم ذبح شده اند اما خداوند گاهی برای عظمت دادن به یک موضوعی، یک حادثه می‌آفریند و شهید حججی، برای عظمت دادن به همه بزرگی‌های مدافعان حرم بود.

فرمانده نیروی قدس سپاه افزود: ما بنا نداریم هر اقدامی را تبلیغ کنیم که دوستان ما دچار مشکل یا دشمنان تحریک شوند. برخی از تبلیغات در کشور ما موثر نیست.


سلیمانی گفت: ما وقتی وارد عراق شدیم، بین منافع خودمان و عراق تفاوتی قایل نشدیم و دنبال چاه نفت و تصرف شهری مثل موصل و کرکوک نبودیم. دنبال مطالبات ارزی هم نبوده و نیستیم.

وی افزود: ما بخاطر منافع شیعی به فلسطین کمک نمی‌کنیم بلکه اصلا اگر کسی اظهار شیعی کند، با او کار نمی‌کنیم چون
٩٩.٩٩ درصد فلسطین اهل تسنن هستند و ما از آنها دفاع می‌کنیم.

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: قدرت داعش از قدرت مغول که کشور ما را تاراج کرد خیلی بزرگتر بود. اینها گروهی هستند که روزی صد انتحاری به میدان می‌فرستند.

سلیمانی تاکید کرد: ایران هیچوقت بحران ساز و پرورش‌دهنده تکفیر نیست چون اصالت دارد و امروز منشا ثبات شده است.

وی خاطرنشان کرد: سعودی، جیش الاسلام، جیش الحر و گروهای دیگر را علیه ما ساخت، اما ایران منشا ثبات سوریه شد. ما با مذهب جلوی جنگ مذهبی آنها را گرفتیم نه با قدرت نظامی. امروز جمهوری اسلامی در منطقه از یک قدرت فائقه حقیقی و غیرقابل خدشه بهره مند است.

فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: وقتی یک نظام می تواند مسایل قومی و زبانی حل کند، این باعث ثبات است و اساس دستیابی به این فضا، رهبری بود.

سردار سلیمانی اظهار داشت: دوستانی در سطوح عالی داخل و خارج کشور بودند که می‌گفتند وارد موضوع سوریه و عراق نشوید و محترمانه از انقلاب دفاع کنید. یک نفر گفت یعنی ما برویم از دیکتاتور دفاع کنیم؟ که رهبری فرمودند وقتی به کشورهایی که با آنها ارتباط داریم نگاه می‌کنیم چه کسی دیکتاتور است و چه کسی نیست؟ ما مصالح را نگاه می‌کنیم.

وی گفت: رهبری با حکمت و جسارت، این انقلاب و دفاع از انقلاب را هدایت کردند.

فرمانده نیروی قدس سپاه آقای هاشمی حرف درستی درباره آمریکایی‌ها زد که گفت عقل گنجشک را در کله دایناسور می‌گذارند.

سردار سلیمانی اظهار داشت: امروز اگر می‌گوییم خدایا از عمر ما کم و به عمر رهبری بیفزا، این یک ضرورت است.


:: بازدید از این مطلب : 1182
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران