میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 412
:: باردید دیروز : 231
:: بازدید هفته : 2457
:: بازدید ماه : 6656
:: بازدید سال : 12759
:: بازدید کلی : 12759
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395

امیرمحسن شیخان

یکی از زیباترین و قوی‌ترین تعابیری که توسط زینب (س) در ماجرای کربلای امام حسین (ع) بیان شد، «ما رأیت الا جمیلا» است. به راستی این تعبیری است که امروزه پس از گذشت هزار و اندی سال، هیچ کسی نتواسنته است تبیین و مفهوم صحیحی از آن ارائه دهد و صرفاً نظرات شخصی و ذوقی در این باره مطرح شده است. این در حالی است که تبیین و مفهوم‌یابی این تعبیر حضرت از بزرگان دین که سال‌ها به مطالعه در این عرصه پرداخته‌اند، توقع زیادی نیست. به عبارت دیگر، نه تنها مردم آن زمان نفهمیدند که حضرت زینب (س) چه کلامی فرمودند، بلکه امروزه نیز به اوج قله کلام ایشان کسی دست نیافته است.

اینکه حضرت زینب (س) در کاخ دشمن و در آن فضای خاص که برادر و فرزندانشان را کشته شده دیدند، فرمودند «ما رأیت الا جمیلا»، با هیچ منطق و استدلالی قابل فهم نیست، جز با منطق نور و نگاه آسمانی به ابعاد مختلف ماجرای امام حسین (ع). نگاهی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است و بیشتر به جنبه‌های دیگری چون کشتار، خون و شمشیر ... توجه شده است. ایشان با کلامی نورانی دشمن را در کاخ خود تحقیر کردند و چنان داغی بر دل بر آنان گذاشتند که بعد از گذشت هزار و اندی سال از گذشت آن ماجرا، همه از مجاهدت عزت‌مندانه آن حضرت می‌گویند و افتخار می‌کنند.

کلام حضرت زینب (س) در حقیقت توصیف نحوۀ حرکت دادن کاروانیان امام حسین (ع) است و این همان چیزی است که امروزه شیعه به آن نیاز دارد. شیعه باید می‌دانست که برای حسینی شدن باید چون کاروانیان حسینی روحیه اطاعت و تبعیت یعنی جا پای جای امام گذاشتن را یاد بگیرد، شیعه باید آنقدر رشد کند که در اندک زمان به عالی‌ترین جایگاه‌ها رسانده شود، همچنان که اصحاب امام حسین (ع) در 32 به اعلی‌علیین رسانده شدند. شیعیان و مومنان باید طوری رشد کنند که مصداق این جمله امام حسین (ع) یعنی «رأیهم رأیی و أمرهم أمری» قرار گیرند. به راستی چه توفیقی بالاتر از این وجود دارد؟

حضرت زینب (س) چه چیز دیدند که چنین فرمودند؟ ایشان دیدند که چگونه اصحاب در کاروانی با قالفه‌سالاری امام حسین (ع) رشد کردند، ایشان هنرنمایی امام (ع) را در تعلیم و تربیت اصحاب دیدند، ایشان نمود و ثمره تربیت اصحاب را در صحنه آزمون در عصر عاشورا دیدند که چگونه نزد امامشان درس پس دادند، اینجاست که باید گفت حضرت زینب (س) زیبایی را در بُعد مادی و دنیایی آن حادثه ندیدند و یقیناً زیبایی مدنظر ایشان متعلق به آسمانهاست.

به نظر می‌رسد این کلام حضرت زینب (س) باید به عنوان یک رمز و راز باقی می‌‌ماند و اصلاً شاید نباید این راز در طول تاریخ آشکار می‌‌شد، چراکه با گشایش این رمز، بسیاری از معارف شیعیان تبیین می‌شود. امروزه با گذشت زمان و با برپایی انقلاب اسلامی گویا راه آسمان به زمین بازتر از گذشته شده است و نور آسمان دارد تأثیر بر زمینیان می‌گذارد و به مرور این رمز را آشکار می‌سازد.

شاهدمان برای این کلام جریان «اربعین حسینی» است که چند سالی است رنگ و بوی دیگری نسبت به گذشته پیدا کرده است. در اربعین حسینی فضایی سرشار از نور، محبت، ایثار و عشق وجود دارد و به تبع همین مسئله، زیباترین رفتارها را از مردم شاهدیم، وقتی آدمی در راهپیمایی اربعین حسینی توفیق حضور پیدا می‌کند، نمی‌تواند کلامی به غیر از «ما رایت الا جمیلا» بر لب براند. به عبارت دیگر، در فضای اربعین است که باید این جمله حضرت زینب (س) را به عنوان رمز فهم عاشورا مورد توجه قرار دهیم.

وقتی با چنین نگاهی یعنی از پنجره «ما رأیت الا جمیلا» به ماجرای عاشورا می‌نگریم، برکات و ثمرات زیادی نصیبمان می‌شود و این هنر حضرت زینب (س) است که کلید مرجع ورود مؤمنان و شیعیان به تفکر و درک ماجرای عاشورا را بیان فرمودند.

منبع:تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 1765
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395

متن حدیث را از کتاب معاني الأخبار منتشر می کند.

قَالَ النَّبِيُّ (ص): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا زَبْرَ لَهُ وَ قَالَ هُوَ الَّذِي لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند تبارك و تعالى مؤمن ضعيفى را كه هيبت و صلابت ندارد دشمن مى دارد. آن حضرت فرمود: او كسى است كه نهى از منكر نمى كند.

 

پی نوشت:

معاني الأخبار، النص، ص: 344.


:: بازدید از این مطلب : 1727
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395

پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 نقطه عطفی در تاریخ ایران و جهان در قرن حاضر به شمار می‌‌آید که منجر شده تا صاحب‌نظران و کارشناسان بسیاری در حوزه‌های مختلف به این رویداد بپردازد و در باب و باره آن سخن بگویند. 

هرچند وقوع جنگ تحمیلی در زمانی نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد تا تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از زمانی دیرتر از تاریخ شفاهی دفاع مقدس شروع به کار کرد و از این نظر، ضعف‌هایی دارد، اما تاکنون کتاب‌های متعددی منتشر شده‌اند که پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش‌‌های مردم برای به ثمر نشستن آرمان‌، آرزو و آلامشان را از زبان مسئولان، فعالان و مبارزان در گروه‌های مختلف و مردم بیان می‌کنند. در واقع، کتاب‌های منتشر شده انقلاب را از زبان کسانی نقل کرده‌اند که خود ارتباطی مستقیم و تأثیرگذار بر این جریان داشته‌اند؛ از اعضای گروه‌ها و نحله‌های مختلف گرفته تا مردم عادی که تمام آرزویشان در دیدن روی امام(ره) خلاصه می‌شد.

کتاب «کالک‌های خاکی» نوشته گلعلی بابایی و حسین بهزاد از جمله آثار حوزه خاطرات است که از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر خاطرات سردار عزیز جعفری، فرمانده سپاه را روایت می‌کند. راوی در این اثر که جلد نخست خاطرات او به شمار می‌آید، عمده خاطرات پیش از انقلاب و حوادث ابتدای انقلاب و جنگ را روایت می‌کند. کتاب از توصیفی با خانواده راوی از زبان او آغاز می‌شود، سپس در ادامه ورود او به دانشگاه آغاز می‌شود و سپس در ادامه،‌ تلاش دانشجویان خط امام و مردم برای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی روایت شده است. یکی از نقاط قوت این کتاب، بیان جزئیات حوادث مختلف مانند درج یک مقاله در روزنامه و واکنش مردمی به آن و ... است که نشان‌دهنده اشراف راوی بر ارزش این خاطرات است.

یکی از بخش‌های خواندنی کتاب، روز 12 بهمن‌ماه، دغدغه مردم برای ورود امام(ره) به ایران و تلاش برای محافظت از ایشان است. در این بخش می‌خوانیم:

سرانجام، دولت غیر قانونی شاهپور بختیار در مقابل صلابت انقلابی توده‌های محروم به زانو درآمد. از طریق دوستانمان، در کمیتة استقبال مردمی، مطلع شدیم قرار است حضرت امام روز 12 بهمن‌ماه 1357 به تهران مراجعت کنند.

گرگ و میش غروب 11 بهمن‌ماه 1357، گروه بیست نفره ما دوباره در منزل من جمع شدیم. سحرگاه 12 بهمن‌ماه 1357، قبل از اذان صبح، راه افتادیم به سمت بهشت‌زهرا(س). چنان‌ که قبلاً هم اشاره کردم، وظیفة گروه حفاظت از جایگاه سخنرانی امام در بهشت‌زهرا(س) بود. در مکانی نزدیک جایگاه مستقر شدیم. سوز سرمای زمستانی سحرگاه، آن هم در بیابانی درندشت، مثل شلّاق بر بدنمان می‌نشست؛ اما، آن‌قدر تشنة دیدار امام بودیم که هیچ سرمایی را احساس نمی‌کردیم. نماز صبح را همان‌جا خواندیم.

با روشن شدن هوا سرِ پست‌های خودمان مستقر شدیم و منتظر ماندیم تا امام تشریف بیاورند. هم‌زمان، گروه‌گروه مردم مشتاق، به عشق دیدار امام و شنیدن صحبت‌های ایشان، اطراف جایگاه مستقر شدند. هیجان و التهاب ناشی از انتظار مانع آن می‌شد که گذر زمان را احساس کنیم. هنگامی که هلی‌کوپتر ترابری S.T.214 حامل امام خمینی در حال فرود آمدن در نزدیکی جایگاه برای پیاده کردن ایشان بود، ابراز احساسات مردم به اوج رسید.

جایی که من پست می‌دادم با محل استقرار و سخنرانی امام حدود هشتاد متر فاصله داشت. از آنجا کاملاً می‌توانستم افراد داخل جایگاه را ببینم. آقایان صدوقی، مطهری، مفتح، و ناطق‌نوری از افراد حاضر در جایگاه بودند. بعد از جلوس امام خمینی در جایگاه، آیت‌الله صدوقی بیشتر از بقیة افراد مردم را به نظم و آرامش دعوت می‌کرد. ایشان با لهجة شیرین یزدی از مردم می‌خواست سرِ جای خودشان بنشینند تا امام هر چه زودتر بتواند سخنرانی‌اش را شروع کند. بعد از صحبت‌های آقای صدوقی، آقایان مفتح و مطهری هم پشت میکروفن، خطاب به انبوه جماعت، تذکراتی دادند و بعد سخنرانی امام شروع شد ...».

هرچند تحلیل‌های فرمانده سپاه در بیان خاطرات کمتر به چشم می‌خورد و این خود یکی از نقاط قوت آثار در حوزه تاریخ شفاهی محسوب می‌شود، اما موضع وی در قبال حوادث مختلف نیز خالی از لطف نیست. سردار جعفری در ادامه این خاطرات، به سخنرانی تاریخی امام(ره) می‌پردازد و فضای کلی جامعه را پس از ورود امام به کشور توصیف می‌کند:

«سخنرانی آتشین امام خمینی(ره) در بهشت‌ زهرا و کنار مزار شهیدان انقلاب، به‌خصوص آنجا که فرمود: «... من دولت تعیین می‌کنم. من توی دهن این دولت می‌زنم.» دولتِ غیر قانونی شاهپور بختیار را چنان در منگنه قرار داد که قدرت تصمیم‌گیری از او و حامیانش به‌کلی سلب شد. برعکس، در جبهه انقلاب، با استقرار امام خمینی در مدرسه علوی تهران و سازمان‌دهی دقیق‌تر نیروهای انقلابی، روال امور در مسیر بهتری قرار گرفت.

چند روز به همین منوال گذشت تا اینکه فرمانداری نظامی تهران و حومه روز یک‌شنبه، 21 بهمن‌ماه 1357، با صدور اعلامیه‌ای، که در ساعت 2 بعد از ظهر از اخبار سراسری رادیو پخش شد،‌ مقررات منع عبور و مرور را به جای 9 شب تا 5 صبح، از 4:30 بعد از ظهر تا 5 بامداد اعلام کرد. این مانور غیر منتظره بقایای رژیم سلطنتی، که از آن بوی توطئه‌ای شوم به مشام می‌رسید، خیلی زود و به فاصله کمتر از یک ساعت از زمان پخش آن خبر به وسیلة امام خمینی بی‌اثر شد. ساعت 4 بعد از ظهر همان روز خبردار شدیم امام، با انتشار اعلامیه‌ای خطاب به اهالی پایتخت، اولاً حکومت نظامی را غیر قانونی اعلام کرده و ثانیاً از مردم خواسته به جای نشستن در منازلشان به خیابان‌ها بریزند و مقررات منع آمد و شد را نادیده بگیرند.

حوالی غروب روز یک‌شنبه، 21 بهمن‌ماه، بعد از صدور اعلامیه امام خمینی، با خودم گفتم با این فرمان امام دیگر ماندن در دانشگاه و منزل حرام است و باید مثل بقیه مردم کف خیابان‌ها باشم. با چند نفر از رفقای دانشجو مشورت کردم. آن‌ها هم، ضمن تأیید حرف‌های من،‌ گفتند: «این اطلاعیه فرمانداری نظامی بوی خیر نمی‌دهد.» بعد از سرنگونی رژیم و دستیابی انقلابیون به اسناد ساواک، ماهیت واقعی این حرکت مشکوک رژیم در آن روز برملا شد.

... حوالی بعد از ظهر روز دوشنبه، 22 بهمن‌ماه 1357، از آخرین بازداشتی بداقبالی که به جمع ما ملحق شد وضعیت بیرون را جویا شدیم. او گفت: «نگران نباشید. کار این‌ها تمام است. کل رژیم در حال سرنگونی است.»

ساعت 5 بعد از ظهر، هر چه نگهبان‌ها را صدا زدیم هیچ‌کس جوابمان را نداد. فهمیدیم همه زندانبان‌های ما از آنجا فرار کرده‌اند و ما مانده‌ایم و خودمان و لاغیر! ناچار با همان دست‌های بسته شروع کردیم به شکستن در سلول. با دردسر بسیار بالاخره موفق شدیم از بازداشتگاه‌ خارج شویم. حین جست‌وجوی ساختمان، تعدادی اسلحه پیدا کردیم و به همان تفنگ‌ها مسلح شدیم.

در گوشه و کنار پادگان هنوز نظامیانی بودند که مقاومت می‌کردند. تعدادی هم، گیج و سردرگم،‌ نمی‌دانستند چه کاری باید انجام بدهند. همه آن نظامی‌ها را، که حدود صد نفر می‌‌شدند، یک ‌جا جمع کردیم و به آن‌ها گفتیم: «چرا بیهوده دارید مقاومت می‌کنید؟ فرماندهان کله‌گنده شما فرار کرده‌اند. شما هم بهتر است به مردم ملحق بشوید.» بعد از یک ساعت صحبت، آن‌ها کوتاه آمدند و سلاحشان را زمین گذاشتند و تسلیم شدند. در این فاصله تعدادی جوان مسلح انقلابی به داخل پادگان رخنه کردند. ما، وقتی دیدیم نظامی‌ها تسلیم شده‌اند، به جوان‌‌هایی که داخل پادگان آمده بودند، گفتیم: «این نظامی‌ها داوطلبانه تسلیم شده‌اند. شما با آن‌ها کاری نداشته باشید.»

خیلی دوست داشتم بدانم خارج از محوطه بسته آن پادگان چه خبر است. برای همین سریع از پادگان بیرون زدم و با مشاهده اولین تاکسی، که از آنجا رد می‌شد، به راننده‌ گفتم: «آقا، میدان 24 اسفند؟» راننده تاکسی بی‌درنگ گفت: «بپر بالا داش!» با اسلحه‌ای که همراهم بود سوار تاکسی شدم. از راننده پرسیدم: «چه خبر از شهر؟» شنگول و سرحال جواب داد: «همه‌چیز تمام شده. ممددماغ رفت بَرِ دستِ کورش و داریوش جونش!»

حال و هوای خیابان‌های پایتخت هم همین واقعیت را نشان می‌داد. مردم، از زن و مرد و پیر و جوان، خوشحال و سرمست، مسلح و غیر مسلح، مشغول جشن و پایکوبی بودند ...».

علاقه‌مندان به تهیه و مطالعه این اثر می‌توانند به فروشگاه‌های انتشارات سوره مهر یا سوره مهر الکترونیک مراجعه کنند.

منبع:تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 1630
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395

آن چه در نماز وی برای بسیاری قابل توجه بنظر رسید عباراتی بود که در نماز به صورت مستحبی و خارج از روال معمول قرائت شد. عباراتی که مضمون آن یک روایت از پیامبر مکرم اسلام(ص) بود.

آیت‌الله امامی کاشانی در نماز خود با اشک این عبارات را خواند: «اللهم انّ المروی عن رسولک الصادق المصدق: سوی القتل فی سبیل الله الحرق شهید، صاحب الحریق شهید، الذی یموته النار شهید. اللهم الحقهم بالمقتلولین فی سبیلک.» اما ماجرای روایتی که امام نماز دیروز شهدای آتش‌نشان به آن اشاره کرد چیست؟

 


در مسند احمد، سنن ابی داوود، موطا مالک و سنن نسائی که از جمله کتب معتبر و صحاح سته اهل سنت هستند این‌گونه آمده است: عن جَابِرَ بْنَ عَتِیکٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آله و سَلَّمَ قَالَ: مَا تَعُدُّونَ الشَّهَادَةَ؟ قَالُوا: الْقَتْلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ تَعَالَى . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آله و سَلَّمَ: الشَّهَادَةُ سَبْعٌ سِوَى الْقَتْلِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. الْمَطْعُونُ شَهِیدٌ، وَ الْغَرِقُ شَهِیدٌ، وَ صَاحِبُ ذَاتِ الْجَنْبِ شَهِیدٌ، وَ الْمَبْطُونُ شَهِیدٌ، وَ صَاحِبُ الْحَرِیقِ شَهِیدٌ، وَ الَّذِی یَمُوتُ تَحْتَ الْهَدْمِ شَهِیدٌ، وَ الْمَرْأَةُ تَمُوتُ بِجُمْعٍ شَهِیدٌ.

از جابر بن عتیک روایت شده است که پیامبر خدا(ص) فرمود: شهادت را چه چیزی می شمارید؟ اصحاب پاسخ دادند: کشته شدن در راه خداوند متعال. پیامبر خدا(ص) در پاسخ فرمود: به جز کشته شدن در راه خدا، هفت نوع دیگر شهادت وجود دارد. کسی که بر اثر طاعون بمیرد، شهید است؛ کسی که غرق شود، شهید است؛ کسی که بر اثر بیماری ذات‌الجنب (نوعی زخم عفونی در پهلو) بمیرد شهید است؛ آن که بر اثر بیماری گوارشی بمیرد شهید است، کسی که بر اثر آتش بمیرد شهید است، کسی که زیر آوار بمیرد شهید است و زنی که بخاطر بارداری از دنیا برود شهید است.

البته مشخص است که در منظور در این حدیث اولا آن است که فرد با ایمان از دنیا برود و ثانیا این افراد اجر شهید در آخرت دارند اما در دنیا احکام شهید (مانند عدم نیاز به غسل و کفن) فقط به شهید جهاد در راه خدا اختصاص دارد.

منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 1937
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) در یکی از سخنرانی های خود در مورد راهکارهای تمرکز در نماز و داشتن حضور قلب می گوید: اگر می خواهیم در نمازهایمان حضور قلب پیدا کنیم، بهتر است در حال قیام به مهر نگاه کنیم، در سجود به دو قسمت پا و در قنوت به کف دستهایمان نگاه کنیم تا تمرکز داشته باشیم و دلمان به سمت خود او باشد.

 
 سپس آیت الله مجتهدی(ره)در مورد استغفار در نماز می گوید: گناهکاران باید از گناهشان استغفار کنند و عابدان از عبادتهایشان، ممکن است درست به جا نیاورده اند طلب استغفار نمایند. همیشه نباید فقط از گناهان استغفار کرد. بسیاری از افراد نماز می خوانند، اما در نمازهایشان حضور قلب ندارند و حتی برای آن هم باید استغفار کنند.
 
حاج آقا مجتهدی (ره)همچنین در مورد تعجب خداوند در مورد رفتار برخی انسان ها در نماز می گوید:خداوند تعجب می کند از بنده ای که نماز می خواند و می داند در مقابل چه خدای بزرگ و خوبی ایستاده است،اما باز هم نمازش را بدون حضور قلب می خواند.

پی نوشت:
سخنرانی آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)

:: بازدید از این مطلب : 1747
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 10 بهمن 1395

 نماهنگ سکانس آخر تقدیم به شهدای آتش نشان با صدای میلاد حیدری

 

نماهنگ 

 

نماهنگ با کیفیت معمولی حجم 27 مگابایت

 

نماهنگ با کیفیت پایین حجم 16 مگابایت

 

آهنگ

دانلود آهنگ با کیفیت 320

دانلود آهنگ با کیفیت 128

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1626
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 03 بهمن 1395

هیئت هفتگی احرار الحسین (ع) با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی ، مداحی حاج حیدر خمسه ، حاج کاظم غفار نژاد ، حاج عبدالرضا هلالی ، حاج روح الله بهمنی در حسینیه صنف پیراهن دوزان خیابان سعدی شمالی برگزار شد .

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

  • جوانی آمد خدمت حضرت رسول(ص) گفت: یا رسول الله گرفتارم، پیامبر(ص) فرمودند: برو به مادرت بگو برایت دعا کند، جوان گفت: مادرم در قید حیات نیست، فرمود: برو سر قبرش و بخواه تا برایت دعا کند.
  • وقتی که  گرفتاری برایت پیش می آید ، یک تلفن بزنید به پدر و مادر بگویید برایتان دعا کنند. نگاه محبت آمیز به پدر و مادر، احترام گذاشتن به این عزیزان، هم در زندگی هم در آخرت انسان را به قله های بلند و عزت می کشاند.
  • دعای پدر و مادر چه کارهایی که می کند برای انسان.  کسی که به این دو خدمت کنند قطعا به در دنیا درمانده نمی شود. پدر نامه نوشت نمی خواهم بروی سر درس آیت الله قاضی، تا پدر زنده بود نرفت سر درس آیت الله قاضی به خاطر اینکه به حرف پدر گوش کرد شد آیت الله بهجت.
  • هرکس به هرکجایی رسیده از احترام به پدر و مادر رسیده است.
  • حرم فاطمه معصومه(س) ،  حرم همه معصومین است. هروقت نمی توانی به زیارت ائمه بروید ،  بروید قم. این حرم، حرم همه اهل بیت(ع) است. امام رضا(ع) فرمودند: بروید به خواهرم بگویید اینکه به ما دادید از ما نگیرید. اینجا حرم همه اهل بیت(ع) است.

:: بازدید از این مطلب : 1705
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 03 بهمن 1395

آیت الله «محمد علی جاودان» از اساتید اخلاق در جلسه هفتگی که چهارشنبه 22 دی ماه در حسینیه شیخ مرتضی زاهد(ره) برگزار شد، مباحثی را درباره  راه ورود به ولایت الهی و دوری از ولایت شیطان بیان کردند که مشروح بیانات  را در ادامه می خوانید.

 وجود انسان به تعبیری، 3 طبقه است؛ اعمال، صفات و اعتقادات که صفات از اعمال بالاتر و اعتقادات از هر دو بالاتر است و البته 3 طبقه با هم پیوستگی دارند. انسان می‌تواند ساختمان وجودش را عوض کند؛ می‌تواند صفت بد خود را تبدیل به صفت خوب کند.

ما معمولا با صفات بد خود می‌سازیم؛ نتیجه این می‌شود که در آخرت از اول مرگ تا قیامت، انسان با آن صفت که شاید مثل یک گرگ باشد زندگی می‌کند مگر این‌که مؤمن باشد و در برزخ، که پادشاه برزخ امیرالمؤمنین(ع) است، او را اصلاح کند، البته اگر این امکان وجود داشت وگرنه باید در آتش جهنم اصلاح شود؛ این امتیاز به خاطر ایمان است و البته اگر صفت بد قوت یابد ممکن است ایمان را بگیرد.

دستورات اصلاح اخلاق است که قدم بزرگی برای اصلاح آدمی است؛ ائمه فرمایش سختی دارند که شما به شکل آدمیزاد بیایید که دستتان را بگیریم.
انسان تا زنده است، می‌تواند خودش را اصلاح کند؛ مسکویه رازی از اساتید اخلاق و اولین کسی است که کتاب فلسفه‌ی اخلاق را نوشته و کتاب او کتاب درسی بوده‌ است، ایشان گفته من دیر بیدار شدم؛ اما مجاهدت عظیم کردم برای رفع مشکلات اخلاقی.

عرض شد ائمه فرمودند که به ولایت الهی یا به ولایت ما نمی‌رسید جز با ورع؛ اگر ولایت را به معنی دوستی بگیریم، نتیجه این می‌شود که نمی‌شود امام حسین علیه‌السلام را دوست داشت ولی آلوده بود و اگر ولایت را به معنی سرپرستی بگیریم، یعنی کسی برای شما دلسوزی و سرپرستی و مراقبت نمی‌کند اگر آلوده باشی و مراعات نکنی. اگر کسی دلش برای خودش نسوزد، به طور طبیعی کسی دلسوزش نیست. 

در مقابل این ولایت، ولایت شیطان است که انسان تا قدم به گناه می‌گذارد، سایه‌ی شیطان بر سرش می‌افتد و تا جایی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند گناهی را ترک کند. این به خاطر ولایت شیطان است و شیطان در این راه کمکش می‌کند!

تعریف کردن، کار خوب را از بین می برد!

امام صادق (ع) فرمودند: « تو را به تقوای الهی  و ورع و اجتهاد (کوشش) سفارش می‌کنم و بدان که اجتهادی که در آن ورع نباشد، سودی ندارد» احادیث بسیاری با این مضمون داریم؛ مثلا ما یک کار خوب می‌کنیم و بعد آن را تعریف می‌کنیم! خب این تعریف کردن، آن کار خوب را از بین می‌برد.
امام باقر (ع) فرمودند: «ما را با ورع یاری کنید،  پس هر کسی از شما که خدا را با ورع ملاقات کند، نزد خدا برای او گشایش است.

(یعنی ما می‌خواهیم شما را برداریم و پیش خودمان ببریم، پس برای این کار ما را کمک کنید!؛ در آن صورت هیچ جا گیر نمی‌کند. آن‌جا هزارتا گیر است؛ ولی او گیر نمی‌کند.)»


:: بازدید از این مطلب : 1684
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 03 بهمن 1395

مراسم اولین سالگرد شهید مدافع حرم امیر علی محمدیان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی کربلایی سید رضا نریمانی در مسجد امام حسن مجتبی (ع) شهرک شهید بروجردی برگزار شد .

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

نعمت بالایی که خداوند به انسان عطا داشته عبارت است از نعمت عقل و در میان تمام سرمایه ها این نعمت از اهمیت بالایی برخوردار است. امام صادق(ع) می فرماید: آن ملکه ای که در وجود انسان، انسان را به سمت خداوند سوق می دهد عبارت است از عقل، و هرچیزی که انسان را به هواهای نفسانی سوق می دهد عبارت است از جهل. انسان باید عقل خودش را بسیار تقویت کند.

تقویت قوه و شریان عقل انسان را به سوی خداوند و خوبی ها سوق می دهد. خیلی ها می دانند که جهل انسان را به نابودی می کشد اما باز هم به دنبال تقویت جهل خود هستند، اینها کسانی هستند که از عقل محروم هستند. این جهل انسان را به سمت دنیا و تعلقات می کشاند و مسیری که به انسان نشان می دهد مسیر گمراهی است.

این شهدای مدافع حرم عاقل ترین انسان ها هستند. کسانی هستند که در مسیر عبودیت و بندگی قرار گرفتند. اینها کسانی هستند که حقیقت بندگی را درک کردند. اینها جز خدا چیزی در دلشان نبودند. در زندگی‌شان بسیار موثر بودند اما دست از دنیا کشیدند و به سمت خداوند رفتند.

امام حسن مجتبی(ع) می فرماید: اگر کسی ما را با قلبش دوست داشته باشد، و ما را با دست و لسانش یاری بکند او با ما است، بعد می فرماید: ما در منزلی که هستیم اینها هم با ما هستند و این دقیقا مصداقش شهدای مدافع حرم است. اینها کسانی هستند که کمترین دلبستگی را به دنیا برایشان ندارند.

حقیقت عبودیت در سه چیز است

امام صادق(ع) فرمودند : حقیقت عبودیت در سه چیز است. یک: فرد در دنیا از آنچه که خدا به او داده است اصلا ملکیتی برای خودش نداند و هرچیزی که خداوند داده است برای خداوند بداند. انسان هایی که مصلحت اندیشند انسان هایی که برای مصلحت خود کار می کنند اینها از عبودیت خدا چیزی یاد نگرفته اند. یک موقعی است انسان باید مالش را بدهد، یک موقع باید جانش را بدهد یک موقع آبرویش را بدهد. حضرت می فرماید: همه چیز برای خداوند است. هرجا لازم باشد باید خرجش کنیم.

 

نکته دوم: تمام تدبیر کارش را به خداوند واگذار می کند. هرچیز که خدا بخواهد. هرچیز که رضای خدا باشد. الان دشمن تمام هدفش رسیدن به مملکت اسلامی است. الان بچه هایی که می روند آنجا می روند تا اینها به مملکت ما نرسند. تقدیر امر را به خداوند واگذار می کنند. همه چیز را به خدا واگذار می کنند. اینها می دانند که هرکاری برای خداوند باشد از بین نمی رود. چون تدبیر را به خدا سپرده اند. اینها زن و بچه شان را به خدا سپرده اند و خودشان را هم به خدا سپرده اند.

سومین نکته: جوان عزیزان آمدید در یادواره شهدا، این شهدا در بندگی خدا به اوج رسیده اند، از کجا به اینجا رسیده اند، تمام اشتغال اینها در دنیا برای خداوند بود. اینها نسبت به گناه بیگانه بوده اند. حتی مادر یکی از اینها می گفتند: فرزندش حتی کار مکروه هم نمی کرد. اینها نسبت به نماز، نسبت به اجتناب از محرمات مقید هستند . برای همین خداوند به اینها این مقام را داده است. من کسانی را می بینم در سر قبر مدافع حرم که اصلا به آنها نمی خورد که اهل این حرف ها باشند وقتی با آنها صحبت کردم می گفتند که حاج آقا ما می آییم پیش اینها آرامش پیدا می کنیم. اینها پیش خداوند خیلی آبرو دارند. اینها از جوانی و لذت هایشان برای خداوند گذشتند.

امام صادق(ع) می فرماید: اگر این سه مطلب در کسی متجلی شد، دیگر گرفتاری ها و سختی ها برایش سخت نمی شود. اگر کسی تمام هم و غمش برای خداوند باشد کارش به جایی نمی رسد که فخر بفروشد به مردم. بیان نورانی مقام معظم رهبری را ببینید درباره تسلیت حضرت آیت الله هاشمی این پیام در اوج تواضع و فروتنی است. نظر شخصی ام است و یقینا این پیام با توسل به امام زمان(عج) نوشته شده است. بعضی‌ها پیام تسلیت فرستادند اصلا انگار قسم خوردند که نیش بزنند به انقلاب حالا پیام آقا را ببینید، کلمه به کلمه دقیق، یک ذره شما غرور نمی بینید، اوج تواضع در پیام ایشان مشهود است.

کسی که در تکبر و غرور قرار بگیرد از بندگی خداوند فاصله گرفته است. حضرت می فرماید: اگر خدا این سه نکته را که گفتیم به کسی بدهد دنیا برایش راحت می شود. آقا فرمودند: این اتفاق برای همه مسئولین نظام می‌‌افتد، هرکسی باشی آخر باید بروی آنجا. صداقت در عمل و گفتار را نباید فراموش کنیم.

 


:: بازدید از این مطلب : 1918
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 دی 1395

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: در راه، گناهانت را هم نبین. چشم بپوشان. غَضو اُاَبصارَ هُم عَما حَّرمَ اللهُ. تذکرِ گناه، گناه است، ولو اینکه برای نفس خودت باشد. چرا این قدر متذکر بشوی؟ معصیتی که چهل سال پیش کرده است، می‌خواهد مدام آن را نگهدارد مبادا یادش برود. هر شب هم استغفار می‌کند. این چه استغفاری است که باز هم آن را نگه می‌دارد؟ هر وقت دیدی چشم بپوشان. غَضو اُاَبصارَ هُم عَما حَّرمَ اللهُ. غضّ بصر کن از آن چیزی که خدا حرام کرده است. خدا خود ستّار است و به عیب ما نگاه نمی‌کند، ما خود ول کن نیستیم.
گفت خدایا می‌دانم تو مرا بخشیده‌ای ولی من خودم خود را نمی‌بخشم. گفت: خیلی انصاف داری. آنقدر فشارت می‌دهم تا خودت هم خودت را ببخشی. در تنگنا می‌اندازمت. از کسی از خلق بدت می‌آید، خدا او را جلویت می‌آورد. می‌گوید او را ببخش. اذیتت کرده است، می‌گویی استغفر الله، دیگر او را نبینیم که حالمان به هم بخورد. خدا او را سرِ آفتاب درِ حیاطت، سرکوچه وا می‌دارد. بیچاره می‌خواهد برود باز آنجا ایستاده است و سرگردان است. می‌بینی جلوی روی توست. یعنی او را ببخش و عفو کن. قدیمی‌ها می‌گفتند مثل تیغ، سر راه‌مان می‌روید. می‌خواهیم او را نبینیم، اما هر وقت که از در حیاط بیرون می‌آییم سر راه ماست. خوب! برای او استغفار کن. اگر خودت را از او طلبکار می‌دانی او را ببخش. راهت را باز کن. این را بخشیدی، آن را رها کردی، دیگری را صرف نظر کردیف غضّ بصر کردی، غضّ بصر یعنی چشم پوشیدن از عیوب ناس. آخر سر، خودت را هم جزء ناس حساب کن. رها کن، قشنگ را بگیر، آقا را بگیر، مولایت را بگیرد.
می‌دانی چرا نگاه را حرام کرده است؟ یعنی غیر مرا نگاه نکن. غَضو اَبصارَ هُم عَما حَّرمَ اللهُ. آخرش به جایی می‌رسد که می‌گوید غیر من را نگاه نکن و غیر اولیاء مرا نگاه نکن. راحتت کرد و جایی را نشان داد که برای نگاه کردن آزاد باشی. گفت از همه چیز غضّ بصر کن. گفت: آنقدر جمالش زیباست که هم از غذای دنیا سیر شدم هم از نام دنیا سیر شدم. از خلقِ عالم، سیر شدم. نه اینکه بدم آمد، سیر شدم جمال او سیرم کرد.

 

پی نوشت:

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 147
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

 


:: بازدید از این مطلب : 1851
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران