میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 267
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2699
:: بازدید ماه : 8830
:: بازدید سال : 15046
:: بازدید کلی : 15046
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

از رسول خدا صلی الله علیه واله پرسیدند: چرا پیش از نماز اذان و اقامه مستحب است، ولی در مورد عبادات دیگر چنین نیست؟

حضرت فرمود: به خاطر این که نماز، شبیه حالتهای مختلف انسان در قیامت است. اذان به «نفخه ی اوّل» شباهت دارد که با نفخه ی اوّل (و دمیدن اسرافیل در صور) همه ی مردم می میرند و از همین جاست که نشستن و سجده کردن بعد از اذان، مستحب است، (سجده اشاره به مرگ و بازگشت انسان به خاک و زمین است) و اقامه ی نماز، شبیه «نفخه ی دوّم» است (که با دمیدن اسرافیل در صور، در مرتبه ی دوّم، مردگان زنده می شوند) که خدای متعال فرمود: «وَاستَمِع یَومَ یُنادِ المُنادِ مِن مَّکانٍ قَرِیبٍ»1 و گوش فراده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد.

و قیام در نماز مانند برخاستن مردم از قبرهاست چنانکه فرمود: «یَومَ یَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمین»2 روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند.

و بلند کردن دستها هنگام گفتن تکبیرة الاحرام، شبیه دست دراز کردن برای گرفتن نامه ی اعمال در قیامت است، که خدای بزرگ فرمود: «إِقرأ کِتابَکَ کَفی بِنَفسِکَ الیَومَ عَلَیکَ حَسیباً»3 (و به او می گویی) کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی.

و رکوع نماز، به خضوع خلایق در پیشگاه خالق شباهت دارد؛ چنانکه فرمود: «وَ عَنَتِ الوُجُوهُ لِلحَیِّ القَیُّومِ»4 و (در آن روز) همه ی چهره ها در برابر خداوند حیّ قیّوم، خاضع می شود.

و سجودِ نماز، شبیه سجود بندگان برای خدای جهان (در قیامت) است که فرمود: «یَومَ یُکشَفُ عَن ساقٍ وَ یُدعَونَ اِلَی السُّجُودِ» 5 (به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه می گردد و دعوت به سجود می شوند.

و تشهّدِ نماز شباهت دارد به زانو زدن خلایق در پیشگاه خدای متعال در روز قیامت.

 

منبع: تهرانی،عبدالحسین،اسرارالصلوه،ص40-41

پی نوشت ها:

1- ق (50)، آیه 41.

2- مُطفّفین (83)، آیه 6.

3- اسراء (17)، آیه 14.

4- طه (20)، آیه 111.

5- قلم (68)، آیه 42.


:: بازدید از این مطلب : 2275
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

 

الان شما به عنوان یک شاعر مهمترین مأموریت شعر آیینی را چه می دانید.

من مهمترین مأموریت شعر آیینی را بیان درست معارف و معرفت افزایی می دانم.

به نظر شما شعر آیینی در این مسیر در حال حرکت است؟

حرکت خیلی ضعیف و کندی دارد.بعضی وقت ها به یک کج راه هایی هم می رود.ما باید جلوی آن را بگیریم. ما اگر باب نقدی به روی خودمان را باز نکنیم، کسان دیگری که با اصل این دستگاه مشکل دارند باب نقد را باز می کنند.روشن فکرهایی که اصل عزاداری، اصل اشک گرفتن برای امام حسین را قبول ندارند.در این صورت ریشه این مسئله را می زنند. پس اگر ما خودمان به این سمت برویم که مثلاً شعر آیینی را نقد کنیم، به نظر من جلوی خیلی از خطرات را خواهیم گرفت.


 
بیشترین تأکید آقا در دیدار مداحان بحث انتخاب شعر و کامل شدن شعر آیینی است. شما فرمودید که رغبتی نمی کنید که شعر شما در محافل خوانده بشود.البته این یک نظر شخصی است. فکر نمی کنید که این باعث فاصله افتادن بین شعر خوب و مداح باشد؟
بستگی دارد که رغبت را شما چگونه تفسیر کنید. من تلاش می کنم که شعرم ویژگی یک شعر خوب شیعی را داشته باشد.خب حالا آن مداح است که باید بیاید از این استفاده کند.رغبت را اگر این طور معنا کنیم که من بروم بگردم ببینم مردم چه می پسندد، یعنی به پسند مردم و پسند مخاطب شعر بگویم نه من هیچ وقت این کار را نمی کنم. فردای قیامت باید جواب پس بدهم.ما کجای دین داریم که به پسند مردم کار کنیم.پس رسالت ما چه می شود. ما آموزه های دینی را داریم و باید مردم را بر اساس آن رشد بدهیم.
اگر به سراغ مداحان برویم آسیب را از طرف شعرا می بینند و شما هم می گویید آسیب کار از جانب مداحان است. یعنی همیشه در زمین مقابل توپ را می اندازند.
اشکالی ندارد. من همیشه یکی از پیشنهادهایم این بوده که یک جلسات مشترکی بین مداح و شاعر درست بشود و بنشینند و رایزنی و فکر کنند.
شما پیگیری کردید که درست شود؟
بله در حد خودمان با بعضی از مداحان قم جلساتی تشکیل داده ایم.
می توانم بپرسم با چه کسانی؟
مثلاً آقای سلحشور،جلسات هم اندیشی داشتیم با بعضی از شعرا و ایشان هم بودند و حتی راجع به بعضی نوحه هایی که ایشان خوانده بودند بحث کردیم و دوستان هم هر خدمتی که توانستند انجام دادند. ما که نمی خواهیم به جنگ برخیزیم.ولی من شاعر می توانم به مداح بگویم که شعر من بر اساس این منطق ها شعر خوبی است و موازین اخلاقی را دارد. مداح هم می تواند شعر شما را نقد کند. اشکالی ندارد.نه اینکه بگوید این شعر به درد ما نمی خورد.یا اینکه نمی شود این را در هیئت خواند. این نمی شود را از کجا آورده ایم. یا اینکه من یک شعری می خواهم که مردم خودشان را در بیت اولش بزنند.بعضی از شعرها زبان حال است و بعضی زبان حال هم نیست وساختگی است در واقع روضه سازی است. بعضی شعرهای قدیمی بوده که به مداحی دادم می گوید من حوصله ندارم چون اولش باید یک مقدمه ای بچینیم و مثلاً شب پنجم محرم فصل این مقدمه چینی ها نیست.آقا می فرمودند که در قدیم که ما مشهد منبر می رفتیم، بعضی از هیئت دارها می گفتند که روزعاشورا شما منبر به آن معنا نروید، بیشتر ذکر مصائب باشد و روضه و مقتل بخوانید. بعد ایشان می فرمودند که من تأسف می خوردم که شیعه یک همایش بزرگ در سال دارد که آن هم روز عاشورا است. مهمترین حرفهایش را باید جمع کند و روز عاشورا بزند.من خودم یک پوشه جدا دارم برای شب عاشورا، روز عاشورا، شب تاسوعا و روز تاسوعا و هر مطلب خوبی را در سال پیدا می کنم آن را به پوشه منتقل می کنم. چون مهم است. چون بعضی ها هم که نماز نمی خوانند درآن روزها هیئت می آیند.در آن روز به جای گفتن حرفهای مهم،از اول تا آخر روضه می خوانیم که این همان مداحی پاکستانی است.با گفتن عباراتی مانند امروز در حال خودمان نیستیم به سمت ادبیات جنون مندی پیش می رویم.همان طوری که امام حسین حرفهای مهم اش را در روزعاشورا زد ما هم باید حرفهای مهم را در این روز بزنیم.اگر دوست داریم که این طوری عزاداری کنیم می توانیم فردای عاشورا در یک جلسه خصوصی به این صورت عزاداری کنیم.که این منافاتی ندارد.
معمولاً صحبت های که از جانب حضرت آقا مطرح می شود، جریان ساز می شود. یکی از بانیان جلسه شعر آیینی بیت رهبری شمایید. طرح این برنامه از کجا بوده است.اصلاً علت طرح این فضا چه بوده است؟
احساس ما این بود که امروز شعر آیینی یک نیاز مبرم است و شاید تأثیرگذارترین جنبه های شعر است. بعضی وقت ها شعر مکتوب است ، مانند شعر عاشقانه و شعر دفاع مقدس که بعضی از این مجموعه های شعر منتشر می شودبا تیراژ 3000 که این هم معمولا خود شعرا مجموعه های شعری همدیگر را می خرند.یعنی شعر در جامعه وارد نمی شود برای این که وارد جامعه شود باید دست کم تیراژ 100000باشد.وقتی تیراژ سه هزار تا است یعنی سه هزار اهالی ادب و علما و شعرا و معدود دوستاران شعر مخاطبند. اما در شعر آیینی این طور نیست. چون مکتوب است. یک وقتی یک غزل را یک مداح در مهدیه تهران می خواند با پنج هزار مخاطب و سی دی این وارد بازار می شود و ممکن است که هزاران نفر را تحت تأثبر قرار بدهد. این است که در واقع به نظرم آمد که نیاز به یک سیاست گذاری است و باید از رهنمودهای آقا هم استفاده شود و ایشان بعد از شنیدن دلایلمان پذیرفتند و دیدار شکل گرفت.
مجمع شاعران اهل بیت محصول این جلسه بود یا کلنگش قبلاً زده شده بود؟
محصول این جلسه بود خیلی از تشکل های شاعران بیشتر بعد از این دیدار یا مقارن با این دیدار و یا تقویت آنها بعد از این دیدار بود.
نگاه شما به مجمع شاعران اهل بیت بیشتر نگاه سازکاری و هویتی صنفی بوده یا جهت دیگری را دنبال می کردید؟
نگاه اول این بود که مجمع محلی باشد که بتواند فعالیت هایی که در عرصه شعر آیینی و شعر اهل بیت در کشور رخ می دهد سامان دهی کند و بیشتر کار ستادی کند تا کار صفی.
 
شکلی از مهارت ادامه پیدا کرده از گذشته و الان متمایز شده که آن هم این است که شاعران مداح و مداحان شاعر.هویت اجتماعی بین اهل محافل مذهبی شکل گرفته است. شاعری که مداح خوبی است و مداحی که شعر خوب می گوید. ظهور این به چه صورت است؟
از قدیم هم بوده. کسانی که هم صدای خوبی داشته اند و هم شعر می گفتند.بعضی از آنها ابتدا شعر می گفتند و بعد وارد مداحی شدند به طوری که می گفتند با نیمچه صدایی که داریم شعر را خودمان بخوانیم و عواید مادی و معنوی آن به خودمان برگردد. ولی بعضی از آنها ابتدا مداح بودند و بعد شعر می گفتند و آنها می گفتند که به جای اینکه از این شاعرها شعر بگیریم خودمان هم می توانیم چند بیتی را بگوییم. و بعضی از آنها موفق هم بودند.انگیزه ها متفاوت بوده است.
به نظر شما این اتفاق خوشایندی است در عرصه شعر.
خب این اتفاق تازه ای نیست و از قبل بوده است.
ادامه این قصه به کجا می رسد؟تبلیغ این فضا مؤثر است؟
این محافل جنبه های مردمی دارد و نمی شود محدود کرد و بگوییم شعرا از این به بعد کمتر به این سمت بروند و با دستورالعمل نیست. اما هیجان مداحی برای خیلی از شعرای ما زیاد است.من معتقدم که هر کدام از اینها می توانند خدمت کنند و منافاتی ندارد که کسی بتواند در دو عرصه خدمت بکند.ولی امروزه به دلیل تخصصی شدن موضوعات اگر در یک عرصه فعالیت کنند رشد دوچندانی پیدا می کنند.
 شعرهای شما جوششی است؟
نه خیلی از آنها کوششی است. خیلی قائل به تقسیم بندی جوششی و کوششی نیستم.یک وقت هایی در محیط قرار می گیرم و شعر بیشتر می گویم.ولی زمانی کمتر در فضا هستم و کمتر.
معمولاً برای خودتان آنی درست می کنید و شعر می گویید یا نه؟
نه. من چون بحث و درس طلبگی دارم، خیلی وقت ها با کمی فرصت مواجه هستم.شاید اگر صرفاً به شعر می پرداختم رشد بیشتری داشتم.خب طلبگی هم اقتضاعاتی دارد. به همین دلیل شعر بیشتر جنبی بوده است.
در شعر آیینی در شعبه هایی که تقسیم کردید مرثیه، شعر روز، علما و مراجع ، اصحاب، تابعین و غیره ، خودتان بیشتر دوست دارید در چه زمینه ای شعر بگویید؟
بیشتر مدح و مرثیه است.
بیشتر برای کدام معصوم؟
اغلب برای حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه و عاشورا در شعرهایم پررنگ است.
خودتان شعرهایتان را زمزمه می کنید؟
نه حافظه خوبی ندارم و معمولاً شعرهایم را حفظ نیستم.

:: بازدید از این مطلب : 2224
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

مراسم سومین اجتماع «مدافعان حرم» در حسینیه موسی بن جعفر (ع) هیئت‌الرضا واقع در میدان خراسان برگزار شد.


در ابتدای این مراسم حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان به سخنرانی پرداخت و گفت: شما اینجا جمع نشدید تا خود را برای یک نبرد بزرگ آماده کنید، شما الان در خط مقدم یک نبرد بزرگ و سرنوشت ساز حضور دارید، شما اینجا جمع نشدید تا از نظر فکری یا روحی خود را آماده کنید تا در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) اسلحه به دست بگیرید و بر علیه بنیان‌های کفر و نفاق شلیک کنید، بلکه شما همین الان مشغول شلیک به کفار هستید.

وی افزود: شلیک اراده‌ها و نیت‌های شما نسبت به برقراری حق در عالم همین الان در جهان موثر است و سنگرهای کفر و شرک را فرو می‌ریزد. شما وقتی در زمان ظهور حضرت حجت (عج) اسلحه به دست بگیرید و به میدان بروید می‌فهمید آن روزی که سینه می‌زدید و غیرت‌مندانه برای دفاع از حرم زینب کبری فریاد می‌کشیدید موثرتر از اسلحه هایی است که پای رکاب حضرت به دست می‌گیرید و به میدان می‌روید.

* اشک خالص مثل سیل پایه‌های نفاق را ریشه کن می‌کند

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد:‌ چرا جنگیدن شما در راه خدا به اندازه اشک شما برای اباعبدالله الحسین قیمت ندارد، چون اشک خالص بامعرفت برای اباعبدالله سیلی است که پایه‌های کفر و نفاق را ریشه کن می‌کند.

وی در ادامه با اشاره به روایات متعدد درباره حرکت امام زمان به سمت سرزمین‌های کفر گفت: وقتی سربازان حضرت برای فتح منطقه‌ای حرکت می‌کنند قبل از اینکه منطقه‌ای را فتح کنند ترس از سربازان حضرت آن منطقه را از لوس وجود کفار پاک می‌کند. این ترس و رعب اسلحه اساسی سربازان حضرت حجت (عج) است که در دعای ندبه نیز خوانده می‌شود.

 

 

* دشمنان ما از احمق‌ها هستند

  پناهیان در ادامه این مراسم با اشاره به تحرکات دشمنان گفت: دشمنان ما خیلی احمق و بی‌شعور هستند، 8 سال تمام جهان تجهیز کردند تا صدام ما را بمباران کند حالا ما یک کربلا و یک امام حسین داشتیم، بچه‌ها در سنگرها یک حسین (ع) و یک یا زهرا(س) داشتند که ما با همین یا حسین‌ها و یا زهراها به جلو پیش می‌رفتیم. احدی نمی‌تواند امام حسین (ع) را به عنوان رونق جنگ انکار کند.

 * صدام جرات نمی‌کرد به حرم‌ها بی احترامی کند

وی عنوان کرد: دشمنان ما چقدر احمق هستند و شعور این را ندارند که اگر کسی بخواهد به حرمی از حرم‌های اهل بیت (ع) بی احترامی کند ما در جهان چه خواهیم کرد. آن زمان صدام جرات نمی‌کرد به حرم ها بی احترامی کند و می‌گفت با حرم ها کاری نداشته باشید اما حالا یک عده احمق پیدا شدند و مستقیم به حرم‌ها بی احترامی می‌کنند.

 * تمامی مراکز قدرت کفر نابود خواهند شد

پناهیان تاکید کرد: اگر این موضوع ادامه داشته باشد دیگر ما مثل دفاع مقدس عمل نخواهیم کرد، اگر کوچک‌ترین بی احترامی به حرم‌ها شود قطعا دشمن را تا قعر کاخ سفید نابود خواهیم کرد و کسی هم نمی‌تواند جلوی این کار را بگیرد چون تل‌آویو با خاک یکسان خواهد شد. تمام مراکز قدرت کفر که پشت سر این اهانت‌ها و بی احترامی‌ها هستند نابود خواهند شد و این را در تاریخ خواهید دید. 

در ادامه این مراسم سومین بیانیه «مدافعان حرم» توسط عبدالرضا هلالی قرائت شد که متن کامل آن به شرح ذیل است: 

سومین گردهمایی مدافعین حرم، تجدید بیعتی است میان جوانان مسلمان ایرانی با عمه سادات، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها). بیعتی که رنگ حسینی دارد و بوی اباالفضلی. چرا که گِل شیعه را با غیرت سرشته اند و شعورش را با شور درآمیخته اند. به قول رهبر مقاوم عربی، سید حسن نصرالله، برای جوان شیعه، دفاع از حرم زینب(س) دلیل نمی خواهد. راهنمایش دل است و بهانه اش دل. و دفاع از حرم بی بی، چیزی فراتر از حسابهای این دنیایی است. رشته ای است که سرش در دست بانوی دیگری است...

سومین گردهمایی مدافعین حرم، باز هم به عطر شهیدان معطر است. بزرگی از منتظران یوسف زهرا(س)، شهید حسن شحاته. شهیدی که برای جشن نیمه شعبان، دیوارها و کف کوچه های روستایش را، با خون خود و یارانش، خضاب کرد و بر این انتظار زنده شد که لبخند رضایت را بر لبان شیرین مولایش ببیند.

خون شهیدان مسلمان، از مدافعان حرم حضرت زینب گرفته تا سرهای بریده مسلمان مصر و پاکستان و عراق و افغانستان و ...، بار دیگر جهان اسلام را در فرازی تاریخی، دست گیری کرده. مکر دشمنان خدا و دوستان دشمنان خدا، در سوریه، به خودشان بازگشته و به دست خودشان، حامیان جگرخواران القاعده، این بنی اسرائیل خون ریز، یکی یکی گرفتار گشته اند. اردوغان اسیر مخالفان داخلی خودش گشته و مرسی در ناکجاآبادی از قدرت خلع گشته. ام الفتنه، امیر قطر، کنار رفته و انتظارها برای به درک واصل شدن ابوالفتنه، عبدالله سعودی، نزدیک است.

اما در جبهه ای دیگر، جوانان حزب الله و شیعیان غیور عراق و لبنان و ایران، سجده شکر به جا می آوردند که آزمون غیرت شیعه، به پایان خوش خود نزدیک است و سپاه شامی که برای جنگ جهانی علیه محور مقاومت تدارک دیده شده بود، در حال از هم پاشیدن است.

ما شرکت کنندگان در سومین گردهمایی مدافعین حرم، خداوند را شکر می گوییم و این بار که جهاد در راه او به مال و بازوی ما بیش از خون ما احتیاج دارد، اعلام می داریم اینک که کمکهای نقدی و غیرنقدی ما به مدافعین حرم واجبتر از حضور خود ما در این جبهه جهاد است، آماده ایم با بسیج خود و خویشان و نزدیکان خود، جلوه ای دیگر از غیرت شیعیان برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) را به تصویر بکشیم و حماسه ای دیگر را خلق کنیم.

هرچه داریم از اوست.

لا حول و لا قوة الا بالله.

در پایان این مراسم عبدالرضا هلالی، روح الله بهمنی و جواد مقدم به ذکر مصائب آل الله (ص) پرداختند.

 


منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 2104
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

ای کاش این عزیزانی که شعر خواندند یک مقدار هم شعر مناجاتی می خواندند! چرا؟ چون وقتی دلها با مناجات شیرین می شود زودتر به حسین علیه السلام می رسد...

 

به گزارش عقیق، اجتماع بزرگ مداحان، شاعران و خادمان هیئات مذهبی در مسجد ارک تهران و با سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان و حاج منصور ارضی و همچنین شعرخوانی شاعران اهل بیت علیهم السلام برگزار شد.
این مراسم پس از قرائت آیاتی از کلام الله مجید و همچنین قرائت زیارت عاشورا توسط برادر افشاری آغاز شد.
در ادامه، محسن عرب خالقی، شاعر و مداح اهل بیت (ع) مراسم را با قطعه شعری آغاز نمود. پس از وی، محمد رسولی، قاسم صرافان و حسن لطفی به شعر خوانی پرداختند.
گزیده سخنان حاج منصور ارضی در این مراسم را بخوانید:
*از پارسال تا حالا شعر ها خیلی فرق کرده و بهتر شده است. و این مسئله را در جلسه ای که در خدمت بعضی از شعرا بودیم عرض کردم و این مهم است که بدانید.
*شعرا باید امین الله را سر مشق زندگی خود قرار دهند. اگر اینگونه شد به هیچ چیزی نیاز نداریم ما باید دشمن را تحریم کنیم تا دشمن ما را. به این معنی که سبک ها و سلیقه هایی که بوی غیر امیرالمومنین و فرزندانشان می دهد را از خودمان دور کنیم.
*کاری که ما باید در ماه رمضان انجام دهیم اینست که اول باید بگوییم که مردم فقیر مناجاتند و فقیر روضه صحیح اهل بیت علیهم السلام هستند. خط روضه از حسین تا خداست. خط مناجات هم همینطور.
*شما باید با دعا مانوس باشید. چرا دشمن از هیئات ها و وعاظ و مداحان میترسد؟ چون شما دعوت می کنید مردم را به خدا و از شیطان دور می کنید.
*ای کاش این عزیزانی که شعر خواندند یک مقدار هم شعر مناجاتی می خواندند! چرا؟ چون وقتی دلها با مناجات شیرین می شود زودتر به حسین علیه السلام می رسد. این دعاها خودشان مقتل هستند. مثل دعای عرفه، دعای جوشن صغیر و دعاها و زیاراتی که برای اهل بیت آمده است. دعای سوم شعبان، دعای نیمه شعبان.
*این مسئله را بارها گفته ام و از این حرفم کوتاه نمی آیم! حافظ و سعدی بهترین شعرا بودند، استفاده هم بردیم ولی اگر اینها مقتدایتان باشند خطرناک است. نباید این ها مقتدای شاعر شوند. مقتدای ما کسی دیگر است. تربیت شده دستگاه اهل بیت علیهم السلام باید شعرش با دیگران فرق کند. نیاز نیست برای جنگیدن با دیگر شعرا همچون آنها شعر بگوییم! ما باید وصف خاندان اهل بیت علیهم السلام را بگوییم و بس!
*همیشه به مداحان نزدیک خودم عرض میکنم، وقتی می خوانید، برای خودتان بخوانید! اگر برای خودتان خلوت کنید این مسیر خودسازی و خود شناسی و خدا شناسی است و همین کار تمام مجلست را بهم میریزد! ما هم دنبال همین هستیم دیگر!
*مراقب باشید! کسی از شهرت کاذب به جایی نمی رسد! مردم فقیر مناجاتند. فقر روضه حقیقی اهل بیتند. به من می گویند، روضه باز بخوانیم؟ یعنی چی؟ بالاخره اتفاق افتاده یا نیفتاده؟ چرا مقام معظم رهبری در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) فرمودند هیچ کدام از شما روضه خوان نیستید من روضه خوانم. شما مداحید! یعنی چی؟ این یعنی ما هنوز درس روضه یاد نگرفتیم. روضه خواندن که به شعر خواندن نیست! باید بروی و زانو بزنی، باید کمک بگیری، باید از سودای دل ناله بزنی، باید دعاهای آمده را بخوانی در هر صبح و ظهر و شب! باید مناجات کنی. باید با شب مانوس باشی، کمتر بخور، کمتر بخواب تا به یه جایی برسی تا مردم را به جایی برسانی!
*دشمن کار کرده! اینترنت، موبایل و ماهواره و ...! اگر بعضی از اخلاق ها را از خودت دور نکنی، اگر بعضی از ارتباطاتت را کنسل نکنی، اگر مواظبت و مراقبت نکنی مداح نمی شوی! اگر می بینی مرحوم فیض کاشانی، مرحوم آیت الله قاضی و ... وقتی داستان زندگیشان را تعریف می کنند متعجب می شوی برای این است که اینها یکسری مراقبت ها داشتند مواظبت ها داشتند! هر مجلسی را نمی رفتند! در ماه رمضان اگر خواستی روضه بخوانی قبلش مناجات بخوان! اگر دیدی مردم گریه نکردند، خودت را اذیت نکن! پاشو و مجلس را ترک کن!
*خواهش من از شعرا این است که شعر مناجاتی بگویند. سبک هایی که در آن زمزمه داشته باشد بسرایند! در مناجات نمی شود هر شعری را خواند، شعر باید زمزمه داشته باشد. در دعا ها همه جوره به ما یاد داده اند که چگونه مناجات و زمزمه کنیم.
 
 
حاج آقای افشاری
 
شاعر و مداح اهل بیت محسن عرب خالقی
 
 
 
شاعر اهل بیت قاسم صرافان
 
حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان
حاج منصور ارضی
 
 
 
 
 
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2496
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

 قرآن کریم، ناامیدی از رحمت الهی را گمراهی می‌داند و می‌فرماید: «چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید می‌شود؟» همچنین در جایی دیگر نومیدی از رحمت خداوند را فقط شایسته کافران می‌داند و می‌فرماید: «همانا جز گروه کافران، کسی از رحمت خدا ناامید نمی‌شود.»(1)


در کلام معصومین(ع) نیز درباره اهمیت و ارزش امید و پرهیز از هرگونه ناامیدی سخن گفته شده است.

امام علی(ع) فرمودند: «بزرگترین بلا، ناامیدی است.»(2)

آن حضرت همچنین می‌فرمایند: «در شگفتم از کسی که ناامید می‌شود، در حالی که استغفار را با خود دارد.»(3)

امام صادق (ع) در توصیف شرایط و ویژگی‌های یک انسان امیدوار و ناامید فرمود: « طوری به خدا امید داشته باش که امیدت تو را بر ارتکاب گناهان جرات نبخشد و به گونه‌ای از خدا بترس که ترست تو را ناامید از رحمت الهی نکند.»(4)

همچنین مولای متقیان علی(ع)، نومیدی، را موجب تفریط و تقصیر عنوان فرمودند.»(5)

امام ششم شیعیان همچنین نومیدی از رحمت خدا، را سردتر از زمهریر دانستند و فرمودند: «آساینده‌ترین آسایش، ناامیدی از مردم است.»(6)

پیامبر مکرم اسلام(ص) در روایتی می‌فرمایند:«خدای تبارک و تعالی فرمود: ای فرزند آدم! ... مردم را از رحمت خدای متعال نومید مگردان، در حالی که خودت به او امید داری.»(7)

ایشان همچنین فرمودند:« روز قیامت، خداوند نومید کنندگانِ (از رحمت حق) را در حالی بر می‌انگیزد که سیاهی چهره‌شان بر سفیدی آن غالب است، پس به آنها گفته می‌شود: آنان نومید کنندگانِ از رحمت خدا هستند.»(8)

امام علی(ع) در باره اوصاف شخص ناامید این چنین فرمود: ناامیدی، صاحب خود را می‌کشد. هر ناامیدی، ناکام است.

امام حسن عسگری(ع) نیز در این باره فرمودند: « خدا همان است که در هنگام نیازمندی‌ها و سختی‌ها، توسط هر کس که امیدش از غیر او قطع شده است، مورد توجّه قرار می‌گیرد.»(10)

 

پی نوشت ها:

1_(یوسف، آیه 87)
2_(«غرر الحکم، ح 2860»)
3_(«نهج البلاغه، حکمت 87»)
4_(«بحار الأنوار، ج 70، ص 384»)
5_(«بحار الأنوار، ج 77، ص 211»)
6_(«بحار الأنوار، ج 72، ص 338»)
7_(«صحیفة الرضا - علیه السلام -، ص 43، ح 14»)
8_(«بحار الأنوار، ج 2، ص 55»)
9_(«غرر الحکم، ح 6842»)
10_(«بحار الأنوار، ج 3، ص 41»)
منبع: ایسنا

:: بازدید از این مطلب : 2250
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

1- بدست آوردن آنچنان معرفتى كه دنیا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هیچ كار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

2 - توجه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولا مانع تمركز حواس است و هر قدر انسان، توفیق پیدا كند كه مشغله هاى مشوش و پراكنده را كم كند به حضور قلب در عبادات خود كمك كرده است.

3 - انتخاب محل و مكان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مكروه است و همچنین در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آیینه و عكس و مانند اینها، به همین دلیل مساجد مسلمین هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا كه به حضور قلب كمك مى كند.

4 - پرهیز از گناه نیز عامل مؤ ثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى سازد و از حضور قلب مى كاهد.

5 - آشنایى با معنى نماز و فلسفه افعال و اذكار آن، عامل مؤ ثر دیگرى است.

6 - انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز كمك مؤثرى به این امر مى كند.

7 - از همه اینها گذشته این كار، مانند هر كار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پیگیرى دارد، بسیار مى شود كه در آغاز انسان در تمام نماز یك لحظه كوتاه قدرت تمركز فكر پیدا مى كند، اما با ادامه این كار و پیگیرى و تداوم آنچنان قدرت نفس پیدا مى كند كه مى تواند به هنگام نماز دریچه هاى فكر خود را بر غیر معبود مطلقا ببندد.


"برگرفته از تفسیر نمونه"


:: بازدید از این مطلب : 2191
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 16 تیر 1392

 حجت الاسلام و المسلمین نقویان، استاد حوزه و دانشگاه، در جمع هزاران نفر از زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی به سخنرانی پرداخت و گفت: برای انسان در انجام اعمال روزانه سه انگیزه وجود دارد. گاهی انگیزه‌ها از ناحیه انجام تکلیف است، بدین معنا که انسان آن کار را وظیفه خود می داند و این انگیزه ممکن است سخت و سنگین باشد.

 
وی خاطرنشان کرد: در چنین انگیزه ای، ممکن است فشارهای متعددی بر انسان وارد شود و انسان نیز گاهی اوقات از سر سختی، مشکلات و دردها مجبور به انجام آن باشد. به عنوان مثال فردی که نمازش را از سر تکلیف می خواند، هنگامی که به علت خواب‌آلودگی نتواند نماز صبحش را اقامه کند، دغدغه و ناراحتی از این غفلتش نخواهد داشت.
 
وی ادامه داد: بنابراین اگر کاری از سر تکلیف انجام شود، فرد آن را با سختی، کسالت و روحیه بسیار ناراحت کننده انجام می دهد و البته عده بسیاری از انسان ها اینگونه کار می کنند.
 
تأکید قرآن بر انجام کارها با انگیزه عاقلانه

این استاد دانشگاه تهران در ادامه به تبیین و تشریح انگیزه‌های عاقلانه به عنوان دومین انگیزه اعمال آدمیان پرداخت و تصریح کرد: گروه دیگری از انسان ها انگیزه عاقلانه دارند، یعنی انسان به درجه ای می رسد که احساس می کند اگر فلان کار را انجام دهد به برتری هایی دست می یابد، بنابراین اعمالش را از سر تعقل انجام می دهد. مثلا فردی که چادر سرش می کند اگر انگیزه عاقلانه داشته باشد، بر این باور است که حجاب بهتر از بدحجابی است، زیرا جامعه آرامش بیشتری پیدا می کند و فساد کاهش پیدا می کند.
 
وی متذکر شد: خداوند متعال در قرآن کریم بر انسان ها تأکید کرده است که عاقلانه کار کنند و در این خصوص می فرماید «وقتی می خواهید کاری را انجام دهید، اگر عقل شما پاسخگوی آن نیست، در خصوص آن مشورت کنید» به عنوان نمونه برخی از خانم ها وقتی با پوشیدن برخی از لباس های خاص در جامعه حضور پیدا می کنند، مشخص می شود که عقل آن ها درک صحیحی از لباس مناسب ندارد و پیرامون لباس پوشیدن مناسب با کسی مشورت نکرده اند.
 
وی با اشاره به شکل گیری اختلافات خانوادگی به جهت عدم تعقل در انجام کارها، اظهار داشت: گاهی اوقات برخی از اتفاقات و رویدادهایی که در خانواده ها بر اثر دخالت های خانواده پیش می آید، از سر عقل و خرد نیست و این عوامل بی خردی موجب طلاق و جدایی اعضای یک خانواده می شود. بنابراین بسیاری از زندگی هایی که امروز به تلخی منجر می شود به جهت نابلدی و برخورد ناشیانه بزرگترها است، از این رو باید در برخورد های حاکمانه، عقل را علامت حاکم بزرگ بدانیم.
 
حجت الاسلام و المسلمین نقویان سپس نتیجه گرفت: انسانی که در زندگی خود عاقلانه و مدبرانه تصمیم گیری نماید، اگر مسأله ای را نداند با افراد صالح مشورت می کند.
 
اهل بیت به دنبال کار عاشقانه‌اند

انگیزه عاشقانه در انجام کارها، سومین انگیزه ای بود که حجت الاسلام نقویان به توصیف ویژگی‌های آن پرداخت و گفت: اصلی ترین انگیزه، انگیزه عاشقانه است و اگر کسی خود را از انگیزه تکلیف مدار به انگیزه عاقلانه و سپس به انگیزه عاشقانه رساند، به موفقیت های بسیار بزرگی دست خواهد یافت.
این استاد حوزه با بیان این که پیامبر گرامی اسلام کارهای خود را عاشقانه انجام می دادند و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به دنبال کارهای عاشقانه بودند، ابراز داشت: اگر انسان عاشقانه نماز بخواند، نمازش ارزشمند خواهد شد و این نوع شیوه ملاقات با خدا بسیار پسندیده و مبارک است، چرا که انسان عاشق، افعالش را بی مزد انجام می دهد و این اعمال و افعال او قابل تقدیر است.
 
وی در مثالی بیان کرد: خانم آرین که سال ها در آمریکا زندگی می کرد، وقتی مسلمان شد عاشق چادر بود و از چادر به عنوان تاج بندگی یاد می کرد و چادر را به عنوان کرامت می داند، بنابراین این انگیزه برای چادر پوشیدن قابل تقدیر است. اگر مادری به چادر احترام کند آنگاه دختر آن خانواده با لذت و عاشقانه چادر می پوشند.
 
حجت الاسلام و المسلمین نقویان یادآور شد: گاهی اوقات برخی مسائل در زندگی انسان جای دارد ولی جایگاه ندارد، اگر نماز و روزه انسان در زندگی اش جایگاه نداشته باشد، اعضای خانواده به آن احترام نمی گذارند. اگر ما جایگاه مسائل دینی را در خانواده حفظ کنیم، تمام اعضای خانواده ما برای آنان ارزش قائل می شوند.
 
وی با ذکر این که اگر انسان عاشقانه کار کند، دیگر دچار خستگی، دشواری، خلوت و جلوت نمی شود، اذعان داشت: اگر بتوانیم خود را از سطوح کودک مأب بودن و کوچک فکر کردن ارتقاء دهیم، در انجام همه امور زندگی اخروی و دنیوی به موفقیت های بزرگی دست خواهیم یافت. به عنوان مثال مردی که عاشقانه به خانواده اش خدمت کند، اعضای خانواده ویژگی های مطلوب آن فرد را نا خودآگاه متوجه می شوند و از او تقدیر می کنند.
 
 
گزارش: سید امیر حسین ارشادی نیا/مشهد

:: بازدید از این مطلب : 3361
|
امتیاز مطلب : 137
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 15 تیر 1392

 
می‌روم شفایش را بگیریم

 بالاخره پس از چند هفته تلاش، حاج‌خانم گوشی را برمی‌دارد:« بفرمایید!» او‌‌ همان نوزادی است که با استغاثه پدرش از حضرت اباالفضل(ع) شفا گرفت. پدرش یکی از سرشناس‌ترین مداحان زمان خودش بود؛ حاج‌اکبر ناظم که برای هیاتی‌ها کاملا شناخته شده است. البته این تمام خصوصیات او نیست. حرمت این پیرغلام اهل بیت تا اندازه‌ای بود که حضرت اباالفضل(ع) کودکش را كه همه فكر مي‌كردند مرده‌، زنده کرد. شاید شما هم زنده شدن کودک مرده حاج‌اکبر سركي (ناظم) را شنیده باشید اما شاید شنيدن این داستان از زبان‌‌ همان کودک که ۵۵ سال قبل در اثر معجزه شفا گرفته جالب‌تر باشد. معصومه سرکی(ناظم)بار‌ها داستان شفاگرفتنش را از پدر و مادرش شنیده. برای همین، طوری از آن روز برایمان تعریف می‌کند که انگار خودش هم یکی از شاهدان ماجرا بوده.

 
ماجرا چه بود؟
محرم سال ۱۳۳۶ که شروع شد، معصومه کودک 7 ماهه حاج‌اکبر به‌شدت بیمار بود. كودك بی‌تابی می‌کرد و پدر و مادر دل‌نگران و مضطرب به هر دری می‌زدند تا شاید بچه بیمارشان خوب شود اما فایده‌ای نداشت. هر قدر به پزشکان مراجعه می‌کردند تا کودکشان را درمان کنند فایده نداشت و روزبه‌روز حال او بد‌تر می‌شد.
 
می‌روم شفایش را بگیریم
روز تاسوعا بود و معصومه از شدت بیماری دیگر نای شیر خوردن هم نداشت. چشمانش بسته بودند و گاهی اوقات ناله ضعیفي از او به گوش می‌رسید. معصومه حالت احتضار داشت. چند نفری از بستگان در خانه حاج‌اکبر بودند و به همسرش دلداری می‌دادند. کودک را روبه‌قبله خواباندند. اما معصومه هنوز نفس می‌کشید. حاج‌اکبر آمد و مدتی بالای سر دختر کوچکش نشست. صبور بود اما به‌راحتی می‌شد غم از دست دادن فرزند را در چهره‌اش خواند. مدتی گذشت. حاج‌اکبر از اتاق بیرون رفت و بعد از وضو گرفتن، عبای مداحی را روی دوشش انداخت و آماده شد تا از خانه بیرون برود. همسر و آشنایان دورش را گرفتند و گفتند حاج‌آقا! کجا می‌روید. این بچه در حال مرگ است او را به حال خودش‌‌ رها نکنید.
حاج‌اکبر خیلی محکم جواب داد: «می‌روم تا شفایش را بگیرم». دقایقی از رفتن حاج‌‌اكبر نمی‌گذشت که نفس‌های کودک به شماره افتاد و مدتی بعد قلب کوچکش از تپش ایستاد. اطرافیان مادر بی‌تاب را از اتاق بیرون بردند و پارچه سفید را روی صورت فرزندش كشيدند. حاج‌اكبر هنوز به هیات نرسیده بود که خبر دادند معصومه فوت کرده و از او خواستند برگردد. اما او کفش‌هایش را در‌آورد و راه بازار تهران را پیش گرفت. به بازار که رسید، پیشاپیش جمعیت عزادار حضرت سیدالشهدا‌(ع) قرار گرفت. اما قبل از اینکه مدیحه‌سرایی را شروع کند، گفت: «از دو نفر دو کار برمی‌آید. از حاج‌اکبر ناظم‌ روضه خواندن برمی‌آید و از حضرت اباالفضل‌ زنده کردن مرده‌ها». شروع کرد به مداحی سقای دشت کربلا: شد کشته شاه اولیا، اباالفضل، اباالفضل... . يکی دو ساعت نوحه خواند و جمعیت عزادار حسینی پابه‌پايش سینه زدند.
 
مرده زنده شد
دو سه ساعتی از رفتن حاج‌اكبر از خانه می‌گذشت. هر کس مشغول کاری بود تا مراسم كفن و دفن معصومه به‌خوبی برگزار شود. مادر بی‌تاب دوباره وارد اتاقی شد که معصومه آنجا بود. ناگهان صحنه حیرت‌انگیزی دید. دست و پای کودکش حرکت مي‌كردند. باورش نمی‌شد. اول فکر می‌کرد به نظرش می‌آید ولي اين طور نبود. معصومه ناگهان سرفه‌ای کرد و دهانش را در جست‌و‌جوی غذا باز کرد. مادر فریادی از سر شوق کشید و کودکش را در آغوش كشيد. همه اهل خانه وارد اتاق شدند. هیچکس باورش نمی‌شد.‌‌ همان موقع یک نفر به سمت هیات حاج‌اکبر رفت و خودش را با زحمت به او رساند. وقتی به حاج‌اکبر رسید در حالی که گریه می‌گرد، گفت: «حاج‌آقا! معجزه شده، معصومه زنده شد». با این اتفاق بود که هیاتی‌ها همگی به‌سمت منزل حاج‌اکبر هجوم آوردند تا معجزه حضرت اباالفضل(ع) را به چشم ببینند.
معصومه‌سادات به اینجای داستان که می‌رسد، بعضش می‌ترکد و اشکش سرازیر می‌شود؛ « خدا به حرمت پدرم و آبرویش نزد اهل بیت مرا شفا داد تا اکنون به ۵۵ سالگی برسم».
 
در برابر مردم خاضع بود
معصومه سركي اجازه عکس گرفتن را به ما نمی‌دهد و تاکید می‌کند: «عکس بابا را چاپ کنید. حاج‌آقا ارادت خاصی به ائمه به‌ویژه امام حسین و حضرت اباالفضل(علیهماالسلام) داشت. پدرم يك شیعه واقعی بود. هرچه از او بگويم، کم گفته‌ام. او آنقدر خاضعانه با مردم رفتار می‌کرد که همه به حرفش گوش می‌کردند. به پیشنهاد حاج‌آقا روز هفتم محرم بازاری‌ها کسب و کار را تعطیل می‌کردند و آماده عزاداری می‌شدند. بابا هم در این روز‌ها لباس بلند عربی می‌پوشيد و با پاي برهنه راه می‌افتاد سمت بازار. نه گرمای هوا مانعش بود و نه سرما. برادرانم هم در این ایام پشت سر پدر راهی هیات می‌شدند. همه اعضاي خانواده لباس سیاه مي‌پوشيدند و دل‌هایشان داغدار سیدالشهدا‌(ع) بود».
 
شفا گرفتن حاج‌اکبر
در کتاب «غایت حضور» که زندگینامه حاج‌اکبر ناظم است یک داستان شگفت‌انگیز منتشر شده. گویا شفا گرفتن کودک 7 ماهه در خانواده حاج‌اکبر سرکی اتفاق تازه‌ای نبود چراكه خود حاج‌اکبر هم یک‌بار در دوران نوجوانی مورد لطف اهل بیت(علیهم‌السلام) قرار گرفته بود. او 13 ساله بود که بیمار شد. هرچه مادرش از حکیم و داروهای گوناگون استفاده کرد، فایده نداشت. تا جایی که او را رو به قبله خواباندند. حکیم گفته بود اگر امروز و امشب را بگذراند، زنده می‌ماند. حاج‌اکبر در زمان حیات، ماجرای شفا گرفتنش را این‌گونه برای اطرافیانش تعریف کرده بود؛ «فکر می‌کنم نزدیک ظهر بود. من در رختخواب بودم. مادر چندین بار پاشویه‌ام کرد تا تبم پايين بيايد. خوابم برد. دیدم زیر پایم باز شد و وارد کانالی شدم که انتهای آن به باغی می‌رسید! مات و مبهوت از اینکه چرا من قبلا از این باغ خبر نداشتم، سرگرم تماشای پرواز پرندگان، سرسبزی درختان و هوای مه‌آلود آنجا بودم. همین‌طور که گردش می‌کردم، رسیدم به رودخانه‌ای زلال و خروشان. با حیرت چشم دوخته بودم به رود که دیدم آقا امام حسین(ع) آن طرف رودخانه ایستاده‌اند. چنان شوقی در وجودم به‌وجود آمد که می‌خواستم از رودخانه رد شوم. دیدم آقا دست‌شان را بالا بردند که يعني بایست. اصرار کردم که آقا! اجازه دهيد بیایم خدمت‌تان. ايشان فرمودند مادرت خیلی استغاثه می‌کند و تو را از ما می‌خواهد. برگرد! ما با تو کار داریم. از‌‌ همان راهی که رفته بودم برگشتم. چشم که باز کردم ديدم در رختخوابم. مادرم را دیدم که لبخند می‌زند. او از من پرسید امام حسین(ع) شفایت داد؟ با سر جواب مثبت دادم و بعد از هوش رفتم».
 
حاج‌اکبر ناظم که بود؟
مادر حاج‌اکبر نسبت به ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و مخصوصا امام حسین(ع) ارادت بسیاری داشت. برای همین زمانی که حاج‌اکبر در دوران جوانی دنبال جمع‌آوری مال دنیا و کسب و کار بود به او گفت؛ «پسرم! نمی‌خواهم تو میلیونر باشی. می‌خواهم خادم امام حسین باشی». برای همین حاج‌اکبر از آن به بعد شب‌های جمعه با دوستانش دور هم جمع می‌شدند و عزاداری می‌کردند. اسم هیاتشان را هم گذاشته بودند «هیات نوباوگان».
حاج‌اکبر سرکی در ابتدای تشکیل هیات میاندار بود و در هیات به میاندار «ناظم» می‌گفتند. ظاهرا یک شب جمعه مداح هیات نمی‌آيد؛ اطرافیان به حاج‌اکبر مي‌گويند خودش بخواند. آن شب زانو‌هایش می‌لرزید اما او بعد از چند شب دیگر نوحه‌خوان هیات شده بود و به او حاج‌اکبر ناظم مي‌گفتند.
آن طور که دختر حاج‌اکبر تعریف می‌کند، بعد از کودتای رضاخان و کشف حجاب، وقتی عزاداری‌ها ممنوع مي‌شود، هیاتي‌ها مخفیانه به عزاداری می‌پرداختند. هیات نوباوگان بیشتر در امامزاده علی(ع)، سیده ملک خاتون، بی‌بی زبیده، امامزاده داود(ع) و بی‌بی شهربانو عزاداری می‌کرد. اما شهریور سال ۱۳۲۰ رضاخان رفت و مردم تهران با خیال راحت در بازار به عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع) پرداختند. آیت‌الله بروجردی هم امور هيات را به‌عهده داشت. معصومه سركي به نقل از پدرش در مورد آن روزها مي‌گويد: «آن روز‌ها محبت آیت‌الله بروجردی در قلب من لحظه به لحظه بیشتر می‌شد؛ طوری که هر وقت فرصت می‌کردم به محضرش در قم می‌رفتم. زمانی که مسجد اعظم را ساختند و برای افتتاح آن 10 شب در آنجا عزاداری کردند، بخشی از مداحی آنجا برعهده من بود».

:: بازدید از این مطلب : 2154
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 12 تیر 1392

 

 به نقل از ایسنا، متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید در این زمینه به شرح ذیل است:

«آیا موسیقی‏‌های عرفانی یا اشعار عارفانه می‏‌تواند ما را به خدا نزدیک‏‌تر کند؟

انسان دارای بینش و گرایش است. از نظر بینش و علم، بسیاری از افراد، امکان ترقی دارند؛ یعنی این استعداد که خوب و بد را بفهمیم، در ما وجود دارد و با درس و بحث شکوفاتر می‏‌شود. همه ما در مسئله فهم خوب و بد، در یک مرز مشترک قرار داریم؛ یعنی هم بدها و همه خوب‌ها را به درستی تشخیص می‏‌دهیم .

اما در حوزه گرایش، ما انسان‌ها در برابر بد و خوب، گرایش یکسانی نداریم؛ ما به کارهای خوب گرایش کامل داریم، به کارهای بد هیچ گرایشی نداریم، پس بینش ما نسبت به بد و خوب یکسان است؛ اما گرایش ما به آنها این‏گونه نیست؛ برای مثال ما غذای خوب و بد یا سودمند و زیانبار را به صورت یکسان تشخیص می‏‌دهیم که تشخیص ما درباره هر دو یکسان است؛ اما گرایش دستگاه گوارش ما به هر دو یکسان نیست؛ دستگاه گوارش، غذای خوب را به راحتی هضم می‏‌کند؛ امّا غذای مسموم را تحمل نکرده، با تهوع پس می‏‌زند. این رفتار در روح انسان هم وجود دارد.

روح اخلاق خوب و بد، عدل و ظلم، امانت و خیانت، و صدق و کذب را به صورت یکسان تشخیص می‏‌دهد؛ اما به همه اینها گرایش یکسان ندارد؛ یعنی به عدل، امانت و صدق گرایش دارد، بنابراین، وقتی کودکی برای نخستین بار دروغ می‏‌گوید، بدنش می‏‌لرزد؛ ولی هنگام راستگویی با شجاعت حرف می‏‌زند.

برای تنظیم دستگاه بینش و دانش (عقل نظری)، باید راه‌های برهانی، نظیر فلسفه، حکمت، کلام و عرفان را بپیماییم و برای تنظیم گرایش (عقل عملی)، باید کارهای عملی را پی‏ بگیریم.

«عقل عملی»، همه تصمیم‏‌گیری‌های گرایشی انسان را بر عهده داشته و کارهایی نظیر عزم، اراده، محبت، اخلاق، نیت و... را مدیریت می‏‌کند. اگر این مدیر به درستی تربیت شود، در برابر فتواهای عقل نظری خضوع می‏‌کند؛ یعنی برای انجام هر کار از عقل نظری فتوا می‏‌گیرد؛ ولی اگر این مدیر به درستی تربیت نشود، خودسری کرده، از مرکز فرهنگی خود که عقل نظری و دانش است، استفتا نمی‏‌کند و به عکس، از زیرمجموعه خود که شهوت و غضب است، نظر می‏‌خواهد و بر اساس میل آنها عمل می‏‌کند.

بدین ترتیب، عقل عملی دیگر مدیر نیست، بلکه شیطان است. برای آنکه این مدیر هدایت شود، راه‌های فراوانی وجود دارد. یکی از راههای هدایت، چنان که در دعای شریف کمیل آمده است: «وسلاحه البکاء»، اشک، آه و گریه است که اسلحه درونی مؤمن است.

بنابراین، اگر باطن مؤمن به سلاح اشک و ناله مسلح باشد، در مقابل خواسته‏‌های غضب و شهوت ایستاده و از آنها پیروی نمی‏‌کند، در غیر این صورت، طبق میل خشم و شهوت تصمیم می‏‌گیرد. برخی می‏‌گویند: من هر کار بخواهم انجام می‏‌دهم و به کسی کاری ندارم؛ یعنی این انسان از مرکز فرهنگی روح پیروی نمی‏‌کند و در پی ارضای خواسته‏‌های شهوت و غضب است.

اگر عقل عملی کسی با دعا، مناجات و گریه سر و کار داشته باشد، نرمش صادق می‏‌یابد و از عقل نظر پیروی کرده و بر خلاف رضای خدا، کاری انجام نمی‏‌دهد. خواندن و گفتن شعرها یا نثرهای دلپذیر، در نرمی عقل عملی بسیار مؤثر است. ما باید بکوشیم از نواختن، به خواندن اشعار، منتقل شویم، چون نواختن، نرمش و اشک کاذب به وجود می‏‌آورد.

همان‏طور که خنده صادق و کاذب وجود دارد، گریه صادق و کاذب هم وجود دارد: گاه انسان با یک طنز ادبی ظریف می‏‌خندد که خنده‏‌ای صادق است. گاهی هم با قلقلک می‏‌خندد که کاذب و بی‏‌ارزش است. گریه هم این‏گونه است: گاه انسان برای مظلومیت امام حسین(علیه‌السلام) گریه می‏‌کند. گاهی هم با مارش عزا، بی‏ آنکه متوفا را بشناسد، اشک می‏‌ریزد که اشکی کاذب است.

موسیقی ممکن است چنین خطری داشته باشد؛ یعنی اشکی کاذب به همراه بیاورد و ما خیال کنیم که در عقل عملی ما نرمش ایجاد کرده است. این مشکل موسیقی‏‌های «به اصطلاح» عرفانی است. سایر موسیقی‏‌ها نیز (مسلما)ً مخرب و مخدراند و باعث نافرمانی عقل عملی، از عقل نظری، شده و انسان را در دام گناه می‏‌افکنند.

مرحوم الهی قمشه‏‌ای می‏‌فرمود: من شعری درباره نَیازُردن مور سرودم که برخی آن را از شعر جناب فردوسی ظریف‏تر می‏‌دانند. فردوسی فرموده است:

میازار موری که دانه کش است ٭٭٭٭ که جان دارد و جان شیرین خوش است

و مرحوم الهی قمشه‏‌ای می‏‌فرماید:

هرکس که دلی دارد یک مور نیازارد ٭٭٭٭ کان مور هم از دلبر، دارد اثری بر دل

سپس فرمود: زمانی به خراسان رفته بودم و در آنجا با انجمن ادبی خراسان ملاقاتی داشتم، در آن دیدار دو غزل از خود به آنها تقدیم کردم تا در این باره (که کدام غزل از جوانی و کدام یک در پیری سروده شده)، داوری کنند و آنها کاملاً وارونه داوری کردند.

گفتند: پس چرا شور و عشق در سروده ایام پیری شما بیشتر است. گفتم: باید به همین صورت باشد. شاعر هرچه پیرتر شود، عاشق‏‌تر می‏‌شود. انسان در جوانی، شور و عشقی خام دارد و در پیری می‏‌فهمد که معشوق حقیقی کیست.

انسان هرچه بالاتر می‏‌رود، سخنانش عاشقانه‏‌تر و شورانگیزتر می‏‌شود. آن‏گاه که در قدم نخست، نواختن را رها کرد، در گام بعدی خواندن را نیز کنار می‏‌نهد. البته خواندن، اگر غنا نباشد، از بهترین نعمت‌ها است. اگر می‏‌خواهید در بهشت از صوت خوش داود(علیه‌السلام) (قاری بهشت) بهره‏‌مند شوید، باید از گوش خود مواظبت کنید تا هر چیزی را نشنود و در آخر، در گام سوم، به جایی می‏‌رسید که وقتی اشعار یا مطالب اخلاقی- عرفانی را مطالعه می‏‌کنید، اشک از دیدگانتان جاری می‏‌شود.»

:: بازدید از این مطلب : 3259
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 11 تیر 1392

جلسه شعراي اهل بيت علیهم السلام در آستانه ماه مبارك رمضان در موسسه فرهنگي قديم الاحسان با حضور حاج منصور ارضي و برخی از شعرای آیینی برگزار شد.

در اين جلسه كه شعرا، مداحان و دوستداران شعر اهل بيت(ع) حضور داشتند، سيد محمد جوادي، مهدي عظيمي، جواد پرچمي، محمد علي بياباني، مصطفي متولي، محمد فردوسي، علي شريف از كاشان و نصرآبادي به خواندن اشعار خود پرداختند.
 
حاج منصور ارضي، حاج محمود ژوليده و حاج محسن عرب خالقي از جمله افراد ديگر حاضر در اين جلسه بودند.
 
پس از اتمام شعر خوانی برخی از شاعران حاضر در جلسه، حاج منصور ارضي به بيان نكاتي در ارتباط با حداقل هاي شعر، شعرا و ويژگي هاي مطلوب و مورد نظر شاعران جوان پرداخته و نكاتي در ارتباط با نحوه سرودن شعر و همچنین نحوه ادامه اینگونه جلسات را به دوستان متذكر شد.
 
وي آفت دوران حاضر را رو آوردن به سمت وهم و خيال توسط برخي شاعران دانسته و افراط و تفريط به وجود آمده در برخي مجالس را مذموم تلقي كرد.
 
در حاشیه این جلسه حاج منصور ارضی از حاضران خواست برای شفای مادر آقای جواد حیدری از نوکران و شاعران اهل بیت که در جلسه غایب بود حمدی قرائت نمایند.

 
 گزارش کامل این جلسه شامل اشعار خوانده شده توسط شعرا و همچنين سخنان حاج منصور ارضي را به زودی منتشر می شود.
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 2158
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران