میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 11
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 193
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2625
:: بازدید ماه : 8756
:: بازدید سال : 14972
:: بازدید کلی : 14972
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 تیر 1392

به نقل از مهر، حجت‌الاسلام محسن قرائتی عصر چهارشنبه در گردهمايی مفسران قرآن كريم كه با محوريت تفسير سوره حجرات ويژه ماه مبارك رمضان در سازمان تبليغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: در قرآن چندين ويژگی برای سياسيون بيان شده است ایمان ،‌ تقوا، جهاد، هجرت، مسابقه،‌ امانت‌داری از ويژگی‌های لازم  برای رجال سياسی است.

وی با بيان اينكه متاسفانه در شب قدر كه شب نزول قرآن است، ‌تفسير جايگاهی ندارد، بیان كرد: در اين شب ارزشمند دعاهای بسياری خوانده می‌شود كه مناسب است، اما بايد زمان و جايگاهی را هم به تفسير قرآن اختصاص داد و به اين كتاب زندگی اهمیت داد.

وی با اشاره به اینکه اهميت كفايه خواندن در ميان حوزويان ما ارزش بيشتری نسبت به گذراندن يك دوره تفسير قرآن دارد افزود: متاسفانه قرآن را علم نمی‌دانيم که اين امر سبب عقب ماندن ما شده است، از این رو بايد از ابتدا راه حركت در مسير معارف قرآنی را شروع كنيم و در نظرات و ديدگاه‌های خود تجديد نظر كنيم.

حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه بايد از پيشگاه خداوند عذرخواهی كنيم كه كتاب قرآن در پيش ما عزيز نبوده است افزود: در حالی‌که قرآن کریم قداست دارد و ما بعد از اين عذرخواهی باید به دنبال عمل به قرآن برويم.

وی با بیان اینکه كلمه به كلمه قرآن پايان‌‌نامه و تحقيق است و جای جستجو، بررسی و تدبر بسيار دارد، تاکید کرد: بيان تفسير سوره حجرات در ماه رمضان يك بیان حداقلی از قرآن است كه برای اين ماه مبارك انتخاب شده است، لذا بايد همه شما مبلغان يك دوره كامل تفسير ببينيد، به گونه‌ای كه اگر از یک روحانی از هر جای قرآن از او سوال شود، بتواند به راحتی و با تسلط كامل پاسخگو باشید.

رئيس ستاد اقامه نماز كشور، با اشاره به اينكه نماز خواندن بايد عاشقانه باشد و گرنه شيطان هم نماز می‌خواند گفت: بسياری از پژوهش‌هايی كه در حوزه معارف دينی انجام می‌شود، خروجی مفيد و لازم را ندارد لذا بايد كنار گذاشته شود.

وی خطاب به مبلغان شركت‌كننده در جلسه، گفت: شما باید به صورت جدی تصميم گرفته و يك سال درس‌های عادی حوزه را رها كرده و تفسير قرآن و نهج‌البلاغه را فراگيريد، البته نباید از توجه به دعاهای رسيده از ائمه(ع) كه مضامين بلندی دارند و برای هر كدام می‌توان ساعت‌ها و جلسه‌ها تفسير گفت‌ و مفاهيم آن را تبيين كرد، غفلت نكنيد.

وی با اشاره به اينكه اگر عوامل سقوط جامعه را از كارشناسان خبره جامعه‌شناسی بپرسيم و همه پژوهش‌های صورت گرفته در اين عرصه را بررسی كنيم به دعای امام سجاد(ع) در اين زمينه می‌رسيم، اضافه كرد: امام سجاد(ع) در صفحه آخر دعای ابوحمزه ثمالی دلايل سقوط جامعه را به طور كامل معرفی می‌كنند و اين در حالی است كه ما دعا را ساده گرفتيم و از نقش تربيتی و مضامين اخلاقی آن غفلت كرديم، لذا همين دعاها نيز نياز به تفسير دارند.

وی با اشاره به آيه 36 سوره نساء افزود: 20 نكته مهم از اين كلمه ساده استخراج كرديم و به همين شيوه می‌توان تفسير کرد، بايد يك انقلاب فكری انجام دهيم تا آنچه را كه می‌خوانيم و روی منبر می‌گوييم، مفيد باشد.

وی با بيان اينكه تمام قرآن سبك زندگی است، افزود: قالوا، قولوا و لا تقل‌هايی كه در قرآن آمده همه سبك زندگی و گفت‌وگو است، لذا برخی از گفت‌گو‌ی تمدن‌ها، سازندگی و پيشرفت سخن می‌گويند در صورتی كه قرآن ذی‌القرنين را سردار سازندگی معرفی می‌كند و ما از اين مسئله غفلت می‌كنيم و اين در صورتی است كه قرآن می‌گويد هر عملی كه می‌خواهيد انجام دهيد باید لحظه لحظه آن هدف‌مند باشد.

قرائتی با بيان اينكه عده‌ای به بهانه جدايی دين از سياست، آيات سياسی قرآن را حذف و بيان نمی‌كنند، ‌افزود: در قرآن آيه 29 سوره فتح اول شدت و مقابله با دشمن آمده و سپس عبادت بيان شده، لذا مومنان با گفتن مرگ بر آمريكا كه نماد كفر و دشمنی است، برائت از دشمنان و ظالمان و توجه نسبت به رزمندگان اسلام را به عنوان نمونه‌ای از فعاليت‌های سياسی در نظر بگيرند.

وی با اشاره به اينكه در قرآن چندين ويژگی برای سياسيون بيان شده است، گفت: ايمان،‌ تقوا، جهاد، هجرت، مسابقه،‌ امانت‌داری از جمله اين ويژگی‌ها برای رجال سياسی است.

قرائتی با اشاره به اينكه رسول اكرم(ص) در قيامت از مهجوريت قرآن در ميان مسلمانان شكايت می‌كنند، اضافه كرد: اين يك شكايت ساده نيست، زيرا پيامبر(ص) رحمت‌للعالمين هستند و شكايت چنين فردی از كم‌كاری در مورد قرآن است و مهجوريت قرآن بيشتر از مظلوميت اهل بيت(ع)، پيامبر (ص) را می‌سوزاند.

رئيس ستاد اقامه نماز كشور با اشاره به اينكه ما در مورد قرآن به فعاليت‌های حاشيه‌ای مشغول شده‌ايم، اظهار كرد: در مورد پرداختن به قرآن و توجه به علوم تحدی و علوم تحريفی كه آيا اين كتاب آسمانی تحريف شده يا نه، مناسب و بجا است.

اين مفسر قرآن كريم تهيه محتوای مناسب و متناسب برای كودكان و نوجوانان را مهم و لازم دانست و ادامه داد: برای آنكه كار جدی و ماندگار توسط شما طلاب و مبلغان انجام شود، بايد خودتان يك تصميم جدی از درون بگيريد و در اين راه زحمت كشيده و بسوزيد، در اين صورت تلاش شما اثرگذار و ماندنی می‌شود.

وی با بيان اينكه در جلسات تفسير بايد به نياز مخاطب توجه شود، افزود: نياز نيست آيات را به شكل ترتيبی تفسير كرده و آيه آيه جلو برويد، زيرا گاهی مخاطب مناسب برای توجه و فهم تفسير و محتوای آيه وجود ندارد و لازم است كه به آيات ديگر بپردازيد.

قرائتی تصريح كرد: در پای منبر از خواب، شعر، قصه و تاريخ كمتر استفاده كنيد و بيشتر به تفسير قرآن بپردازيد و برنامه ملاقات خصوصی با افراد به ويژه جوانان را برای برقراری ارتباط بيشتر و رفع مسائلی كه دارند، حتما در نظر بگيريد.

وی با بيان اينكه ارتباط با نسل نو را از آن جهت كه بسيار در معرض خطر هستند را فراموش نكنيد، خاطرنشان كرد: فقط بيان كننده تفسير قرآن نبوده بلكه خودتان هم از آن جهت كه عالم هستيد فكر و تدبير كرده و نكات جديدی را به كتاب‌های تفسير نور اضافه كنيد تا با نام خودتان به چاپ برسد.


:: بازدید از این مطلب : 2169
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 تیر 1392

امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند:

مردم! شما را به يادآورى مرگ، سفارش مى كنم، از مرگ كمتر غفلت كنيد، چگونه مرگ را فراموش مى كنيد در حالى كه او شما را فراموش نمى كند؟
و چگونه طمع مى ورزيد كه به شما مهلت نمى دهد؟

مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است، آنها را به گورشان حمل كردند، بى آن كه بر مركبى سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بى آن كه خود فرود آيند، چنان از ياد رفتند گويا از آبادكنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه اشان بود، آن چه را وطن خود مى دانستند از آن رميدند، و از آنجا كه مى رميدند، آرام گرفتند، و چيزهايى كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند.

اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دورى كنند، و نه مى توانند عمل نيكى بر نيكى هاى خود بيفزايند، به دنيايى انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند سرانجام مغلوبشان نمود.


متن حدیث:


وَاءُوصِيكُمْ بِذِكْرِ الْمَوْتِ وَإِقْلاَ لِ الْغَفْلَةِ عَنْهُ. وَكَيْفَ غَفْلَتُكُمْ عَمَّا لَيْسَ يُغْفِلُكُمْ، وَطَمَعُكُمْ فِيمَنْ لَيْسَ يُمْهِلُكُمْ! فَكَفَى وَاعِظا بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ، حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاكِبِينَ، وَاءُنْزِلُوا فِيها غَيْرَ نَازِلِينَ، فَكَاءَنَّهُمْ لَمْ يَكُونُوا لِلدُّنْيَا عُمَّارا، وَكَاءَنَّ الاَّْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ دَارا.
اءَوْحَشُوا مَا كَانُوا يُوطِنُونَ، وَاءَوْطَنُوا مَا كَانُوا يُوحِشُونَ، وَاشْتَغَلُوا بِمَا فَارَقُوا، وَاءَضَاعُوا مَا إِلَيْهِ انْتَقَلُوا. لاَ عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقَالا، وَلاَ فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِيَادا. اءَنِسُوا بِالدُّنْيَا فَغَرَّتْهُمْ، وَوَثِقُوا بِهَا فَصَرَعَتْهُمْ.




«نهج البلاغه، خطبه 188»

:: بازدید از این مطلب : 2628
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 تیر 1392

مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند:

سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.
بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.
"برگرفته از کتاب « امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ ص30

:: بازدید از این مطلب : 2122
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 تیر 1392

مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی

در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازة پـینه‏ دوزی هم در بازار داشت. حتّی ایشان می‏‌گفت: گاهی آقا شب‏های جمعه یک‏ دفعه می‏ آیند، می‏‌فرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا می‏‌روم کربلا و بر می‏‌گردم. این‏ها خواب و قصّه و داستان نیست. 
مرحوم والد ما می‏‌گفت: آقا تشریف می‏‌آورند پیش ایشان، نه این، خدمت آقا برود. پدرم گفت که از او پرسیدم: فلانی! گفت: بله! گفتم: چه شده است که ایشان تشریف می‏‌آورند آنجا پیش تو؟! گفت: اتّفاقاً خودم همین سؤال را از آقا پرسیدم که چطور شده که شما می‏‌آیید اینجا پیش من احوالم را می‏‌گیرید؟ ایشان به من فرمودند: برای خاطر اینکه در تو هیچ هوای نفس نیست. وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم دستت را می‌گیرند..
مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکره‌اش را گرفته باشد، می‌تواند خدمت امام زمان«صلوات الله علیه»، برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟!...

:: بازدید از این مطلب : 2028
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 تیر 1392

«اَعوذ باللّه من الشیطان الرجیم»
«بسم اللّه الرحمن الرحیم»


«والحمد الله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّدٍ و آله الطّیبین الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین»

ایّام ولادت قطب عالم امکان، جوهره ممکنات، امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) است. به ذهنم آمد بحثی بسیار کوتاه در مورد مسئله امامت داشته باشم.
دسته بندی گروهی از روایات در باب مسئله امام:
1- وجود امام در هر عصر
روایات متعددّی در باب مسئله امام وارد شده است. یک دسته از روایات در باب مسئله وجود امام در هر عصر است به این مضمون که اگر حجّت الهی نباشد، زمین و آنچه بر روی زمین است از بین می‌روند. بیش از پنجاه روایت با این مضمون در بحار موجود است. «لولا الحجّه لَساخت الارضُ باهلها».
 در روایت دیگری محمد‌بن‌فُضِیل می‌گوید: به امام هشتم(صلوات‌الله‌علیه)  عرض کردم: «أَ تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ»، آیا می‌شود زمین بدون امام باقی بماند؟! «فَقَالَ لَا»، حضرت فرمودند: خیر، نمی‌شود. «قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)[1]، حضرت فرمودند: این روایت اشتباه است. اگر امام روی زمین نباشد، زمینی نمی‌ماند که خداوند بخواهد اهلش را مورد خشم قرار دهد.»، عرض کردم: از جدّ بزرگوار شما امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) نقل شده که فرموده‏اند: «أَنَّهَا لَا تَبْقَى‏ بِغَيْرِ إِمَامٍ»، زمین بدون امام باقی نمی‌ماند. بعد به حضرت عرض می‏کند: «إِلَّا أَنْ يَسْخَطَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَى الْعِبَادِ»، برای ما روایت کرده‌اند که: اگر امام روی زمین نباشد، خداوند اهل زمین و بندگان را را مورد سخط و خشم قرار می‌دهد. « فَقَالَ لَا لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ »
در روایت دیگری از امام باقر (صلوات‌الله‌علیه) نقل شده است که حضرت فرمودند:
« لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً »، بر فرض محال اگر امام حتّی لحظه‏ای از زمین برداشته شود؛ صحبت لحظه است نه یکی، دو روز، « لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا كَمَا يَمُوجُ‏ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ »، همه اهل زمین در هم کوبیده می‏شوند و از بین می‌روند.[2]
2- معرفت نسبت به امام
دسته دیگری از روایات در باب معرفت نسبت به امام است که اگر کسی نسبت به امام زمانش حتّي به اندازه یک شب معرفت نداشته باشد، «مَاتَ‏ مِيتَةً جَاهِلِيَّة[3]»، به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است. دسته دیگری از روایات به این مضمون‏اند که: اگر بنا شود همه از بین بروند و فقط یک نفر روی زمین باقی بماند، آن یک نفر باید امام باشد.
دسته بندی نظرات سه علم در باب امام:
برای توضیح روایات ذکر شده، می‏خواهم بحث عمیقی را مطرح کنم:
سه دسته از علما ذیل این مسئله، بحث‏های پیچیده‏ای دارند که ساده‏ شده آن را می‏گویم:
1- فلاسفه
دسته اوّل؛ فلاسفه. برخی عالمان فیلسوف می‏گویند:
ما واجب الوجود، ممکن الوجود، قدیم و حادث را می‌فهمیم و می‏دانیم که خدا قدیم است و ما حادث. سؤال این است که نقطه اتّصال و رابط بین حادث و قدیم چیست؟ حلقه‌ای که ممکن را به واجب متصّل می‌کند چیست؟ اگر بگویی آن حلقه اتّصال از سنخ واجب است، یک سری اشکالات پیش می‌آید و اگر بگویی از سنخ ممکن است اشکالات دیگر پیش می‌آید؟ بحث، خیلی دقیق، ظریف و پیچیده است.
2- عرفان
دسته دوم؛ عرفا. اهل معرفت نیز در باب غایت و هدف خلقت انسان بحثِ عرفانیِ بسیار مهمّی دارند که از آیات قرآن و روایات استخراج کرده‏اند. اهل معرفت می‏گویند: هدف از خلقت انسان، معرفت‏الله، به معنای شهودالله، فنای ‏فی‏الله و لقاءالله است و بحث در این است که انسان چگونه می‏تواند به این مرتبه برسد. فلاسفه ‏ علمی است و از نظر مفاهیم بحث مي‏كنند، امّا این بحث معرفتی است.
3- اخلاق
دسته سوم؛ علمای اخلاق. این دسته از بزرگان می‏گویند: بیشتر مباحث اخلاقی، دستوری است، حال از نظر عملی برای رسیدن به هدف از خلقت چه باید کرد؟ انسان چگونه می‏تواند وادی سیر و سلوک را طیّ کند؟
لذا بحث‌های معرفتی و اخلاقی یک رابطه تنگاتنگ با هم دارند؛ چون هدایت دو نوع است: «ارائه طریق» و «ایصال به مطلوب». ارائه طریق که به معنای نشان دادن است توسّط علمای اخلاق صورت می‏گیرد، امّا در ایصال به مطلوب که بحثی معرفتی است، رساندن به مقصود است نه فقط نشان دادن راه. اگر از کسی آدرسی را بپرسی، یک وقت می‌گوید: از اینجا برو، یک وقت ایصال به مطلوب می‏کند؛ یعنی دستت را می‌گیرد و به مقصد می‏رساند.
لذا به طور خلاصه در اخلاق به دنبال ارائه طریق و دستورالعمل هستیم، در عرفان به دنبال کسی هستیم که دست ما را بگیرد و به هدف برساند و در فلسفه به دنبال حلقه اتّصال ممکن و واجب هستیم. هر سه به دنبال یک گمشده هستند که آن هم وجود مقدّس امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) است و غیر ایشان راهی نیست.
تطبیق نظرات با روایات شریفه:
ابن‌سلم در روایتی از امام صادق(صلوات‌الله‌علیه)  نقل می‌کند که حضرت فرموده‏اند: «الْإِمَامُ عَلَمٌ‏ بَيْنَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ»، امام رابط بین ممکن و واجب، حادث و قدیم و نشان دهنده راه الهی است. علم سه معنا دارد: نشانه برای شناخت راه، فاصله بین دو زمین و مهتر و جلودار. لذا حضرت گمشده هر سه علم اخلاق، عرفان و فلسفه را معرّفی فرموده‏اند. در واقع حضرت فرموده‏اند: امام کسی است که ارائه طریق می‏کند؛ نشانه برای شناخت راه است، امام حلقه اتّصال بین واجب و ممکن است؛ فاصله بین خدا و خلق است، امام کسی است که ایصال به مطلوب می‏کند؛جلودار و مهتر است. در ادامه حضرت می‏فرمایند: «فَمَنْ عَرَفَهُ كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْكَرَهُ كَانَ كَافِراً»[4]، پس هر کس او را بشناسد مؤمن است و هر کس منکر او شود کافر است.
در روایتی دیگر امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) می‏فرمایند: «خَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَال‏»، روزی امام حسین(صلوات‌الله‌علیه) به اصحابشان فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ‏ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوه‏»، ای مردم! خداوند بندگان را جز برای معرفت پیداکردن خلق نفرمود. در اینجا معرفت، شناسایی مفهومی نیست، بلکه شناخت شهودی و عرفانی است؛ «فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوه‏»، عبادت وقتی محقّق می‏شود که عبد خدا را شهود کند و در دل عظمت خدا را ادراک نماید و عبادت بدون معرفت پوسته بدون مغزی است[5]؛ «فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاه‏» وقتی خدا را پرستش کرد، به سبب همین پرستش، از پرستش غیر او بی نیاز می‌شوند و دیگر موجودی را عبادت، یعنی کُرنش درونی، نمی‌کنند. «فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ‏» شخصی به حضرت عرض می‌کند: «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ»، ای پسر پیغمبر! پدر و مادرم فدایت! معرفت الهی چیست؟ «قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُم‏» حضرت می‌فرمایند: معرفتِ خدا، معرفتِ امام زمان است. یعنی وجود مقدس امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) حلقه‌ی ارتباطیِ حادث و قدیم و برزخ بین واجب و ممکن است و به تعبیر ادعیه مجرای فیض الهی است و اگر او را شناختی، بدون اینکه تقاضا کنی، خدا را به تو می‏شناساند. نه می‌توانی بگویی خدا است نه می‌توانی بگویی مخلوق است. در روایتی است که: «نزّلونا عن‏ الرّبوبيّة و قولوا فينا ما شئتم.[6]» غیر از ربوبیّت هر چه می‏خواهید درباره فضائل ما بگویید.
تا اینجا حضرت بُعد فلسفی، یعنی وجود و هستی را فرمودند، امّا در ادامه به بُعد اخلاقی و ارائه طریق اشاره می‏فرمایند. «الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ»، اگر آن موجودی که تو را ایصال به مطلوب میکند، شناختی، باید از او اطاعت کنی و هر چه می‌گوید عمل کنی؛ چون او است که ایصال به مطلوب و ارائه طریق می‌کند.
چگونگی بهره‏مندی از امام غائب:
حال سؤال می‏‌شود: چگونه از امام بهره ببریم در حالی‏که امام زمان در غیبت هستند؟
جواب به این سؤال در هرسه بعد باید پاسخ داده شود،
1- ارائه طریق؛ در باب مباحث اخلاقی تمام دستورات ازطریق‌ پیامبر اکرم و ائمه طاهرین (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) به ما رسیده است و در این باب کمبود نداریم.
2- مباحث فلسفی؛ در روایتی است که امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) در زمان غیبت مثل خورشید پشت ابر هستند؛ یعنی همان‏طور حیات جانداران به خورشید وابسته است چه پشت ابر باشد و چه نباشد، بدون امام زمان هم حیاتی نیست چه غائب باشند، چه ظاهر چون ایشان رابط بین ممکن و واجب و قدیم و حادث‏اند و اگر رابط نباشد، هیچ چیزی وجود نخواهد داشت.
3- ایصال به مطلوب؛ در این مورد آیا باید حضرت را شهود کنیم؟ برخی به دنبال زیارت حضرت هستند و خیلی دعا می‌کنند، اگر درون کسی غیر این حالت وجود داشته باشد، خلل و کمبود دارد، باید این‏گونه بود، امّا از این نکته ‌نباید  غفلت کرد که آیا باید تقاضای شهود داشته باشیم یا قابلیّت شهود؟ تقاضای شهود لازمه ایمان است، امّا انسان باید قابلیّت شهود را در خود ایجاد کند و بزرگانی امثال مقدّس‏اردبیلی و سیّدبحرالعلوم چون قابلیّت شهود را در خود ایجاد کرده بودند، خدمت امام زمان (صلوات‌الله‌علیه)می‏رسیدند.
حتّی اختصاص به اهل کرامت هم ندارد؛ در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازه پینه‏دوزی هم در بازار داشت. حتّی ایشان می‏گفت: گاهی آقا شب‏های جمعه یک‏دفعه می‏آیند، می‏فرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا می‏روم کربلا و بر می‏گردم. این‏ها خواب و قصّه و داستان نیست. مرحوم والد ما می‏گفت: آقا تشریف می‏آورند پیش ایشان، نه این، خدمت آقا برود. پدرم گفت، که از او پرسیدم: فلانی! گفت: بله! گفتم: چه شده است که ایشان تشریف می‏آورند آنجا پیش تو؟! گفت: اتّفاقاً خودم همین سؤال را از آقا پرسیدم که چطور شده که شما می‏آیید اینجا پیش من احوالم را می‏گیرید؟ ایشان به من فرمودند: برای خاطر اینکه در تو هیچ هوای نفس نیست. وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم دستت را می‌گیرند؛ مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکره‌اش را گرفته باشد، می‌تواند خدمت امام زمان«صلوات الله علیه»، برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟!
لذا در باب انتظار فرج که روایات بسیار داریم که افضل اعمال است، چه کسی می‌تواند منتظر باشد؟ کسی که حبّ دنیا دارد؟ اگر امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) تشریف بیاورند، حاضرم دست از همه چیز بردارم و هر امر فرمودند بگویم: چشم؟ اگر این‏چنین شویم، بی برو برگرد دستمان را خواهد گرفت، چه چشم ظاهری ببیند، چه نبیند. اینجا است که عبادات‌ روح می‏گیرند و طاعات‌ مغز پیدا می‌کنند و از پوست بودن خارج می‏شوند.
 اگر کسی این حالت در آن نباشد، منحرف است. زیرا این‏گونه بودن طبق موازین است، لذا در روایات متعدّد داریم که اگر کسی امام زمانش را نشناسد، « مَاتَ‏ مِيتَةً جَاهِلِيَّة[7]»، به مرگ جاهلیّت مرده است.
خدایا بحقّ مهدی موعودت؛ یعنی موجودی که الآن محبوبترین موجودات نزد تو است، دست ما را از دامن او کوتاه مکن!


[1]. بحار الأنوار ؛ ج‏23 ؛ ص3
[2]. بحار الأنوار ؛ ج‏23 ؛ ص34
3] . بحار الأنوار ؛ ج‏32 ؛ ص321
4] . بحار الأنوار ؛ ج‏23 ؛ ص88
[5] البتّه اشتباه نشود! باید مدتی عبادت کند تا به مغز آن برسد.
[6] . منهاج النجاح في ترجمه مفتاح الفلاح ص33
[7] . بحار الأنوار ؛ ج‏32 ؛ ص321

 


:: بازدید از این مطلب : 6845
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 06 تیر 1392

 

 گلچینی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداء

حقيقت اين است كه شيعيان وقتى منتظر مهدى موعودند، منتظر آن دست نجات‏بخش هستند و در عالم ذهنيات غوطه نميخورند؛ يك واقعيتى را جستجو ميكنند كه اين واقعيت وجود دارد. حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى ميكند؛ مردم را مى‏بيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس ميكند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى ميكند. اين، خصوصيتِ عقيده‏ى ما شيعيان است.
اين، آينده‌ى قطعى شماست
ملت ايران به فضل پروردگار، با هدايت الهى، با كمكهاى معنوى غيبى و با ادعيه‌ى زاكيه و هدايتهاى معنوى ولى‌الله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار ديگر در عالم سربلند كند و كاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نمايد. اين، آينده‌ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى اين حركت عظيم آماده كنند. نيروهاى مؤمن و مخلص، اين را هدف قرار دهند.
ديدار ايثارگران 29/05/1376 
قبل از فرج، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست!
قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است.
دیدار با مردم قم 30/11/1370
 
حقیقت انتظار
انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطه‌ى مقابل آن چيزى است كه دشمن مى‌خواهد به وجود بياورد.
ما آن وقتى مى‌توانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسيله‌ى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است؛
ديدار به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عج) 25/09/1376
 
بايد زمينه را آماده كنى
مسأله‌ى ولادت حضرت مهدى عليه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالى‌فرجه‌الشّريف، از اين جهت هم حائز اهميت است كه مسأله‌ى انتظار و دوران موعود را كه در مذهب ما، بلكه در دين مقدّس اسلام ترسيم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدويت - ما به ياد بياوريم، روى آن تكيه كنيم و بر روى آن مطالعه و دقّت و بحثهاى مفيدى انجام گیرد. شما بايد زمينه را آماده كنى، تا آن بزرگوار بتواند بيايد و در آن زمينه‌ى آماده، اقدام فرمايد. از صفر كه نمى‌شود شروع كرد! جامعه‌اى مى‌تواند پذيراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد كه در آن آمادگى و قابليت باشد، والّا مثل انبيا و اولياى طول تاريخ مى‌شود
در ديدار با پاسداران 10/12/1368
 
 دنيا را از عدل و داد پر مى‌كند و ظلم را ريشه‌كن مى‌سازد
خصوصيت مهدى موعود(عجل‌الله‌تعالى‌فرجه‌وارواحنافداه) در نظر مسلمانان اين است كه: «يملأالله به‌الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بين بردن ظلم از سطح زمين، خصوصيت مهدى موعود است. ... بشر به سمت آن چيزى حركت مى‌كند كه مظهر آن، وجود مقدس مهدى(عليه‌الصلاةوالسلام‌و عجل‌الله‌تعالى‌فرجه‌الشريف) باشد و او كسى است كه در احاديث متواتر وارد شده كه دنيا را از عدل و داد پر مى‌كند و ظلم را ريشه‌كن مى‌سازد.
سخنرانى در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368

بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم
ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتى كه حكومت امام زمان(عليه الاف التحية و الثناء و عجل‌الله تعالى فرجه) تشكيل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازيم و بنا كنيم. البته، ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم آن گونه بنايى را كه اولياى الهى ساختند يا خواهند ساخت، بنا كنيم؛ اما بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم. مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و مى‌دانيم كه بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليه‌الصّلاةوالسّلام) - كه در دعاها و زيارات و روايات آمده است - عدالت مى‌باشد: «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». رابطه‌ى قلبى و معنوى بين آحاد مردم و امام زمان(عج) يك امر مستحسن، بلكه لازم و داراى آثارى است؛ زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مى‌دارد.
ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمه‌ی شعبان 27/05/1387

 
مصداق وعده‌ی الهی
ما همين‌قدر مى‌دانيم كه وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده‌ى الهى است. همين‌قدر مى‌دانيم كه اين بازمانده‌ى خاندان وحى و رسالت، علم سرافراز خدا در زمين است. «السلام عليك ايها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غير مكذوب».
...حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى ميكند؛ مردم را مى‌بيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس ميكند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى ميكند. اين، خصوصيت عقيده‌ى ما شيعيان است.
سخنرانى در سالروز ميلاد امام عصر(عج) 11/12/1369
 
 خواهد رسید...
دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره‌ى حق، همه‌ى قله‌هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم‌انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است.
دیدار با مردم قم 30/11/1370 
 
 پيام انقلاب ما
بشريت كه با عطش تمام منتظر امام زمان عج‌الله تعالى فرجه الشريف است و مى‌خواهد مهدى موعود بيايد و چشم انتظار آن حضرت است، براى اين است كه او بيايد تا دنيا را از عدل و داد پر كند. اين است آن پيامى كه انقلاب اسلامى براى دنيا دارد و خودش هم متعهد و متكفل آن است.
ديدار با كارگزاران 17/10/1371
 
 اميدى در دل بنى‌آدم
امام زمان عليه سلام‌الله، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمين است. به همين جهت است كه همه‌ى بشريت، به شكلى انتظار ظهور آن حضرت را مى‌كشند. ...موضوع امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف، با اين ديد، نه مخصوص شيعه و نه حتى مخصوص مسلمين است. بلكه انتظارى در دل همه‌ى قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. اميدى است در دل بنى‌آدم؛ كه تاريخ بشريت به سمت صلاح حركت مى‌كند. اين اميد، به بازوان قوت مى‌بخشد، به دلها نور مى‌دهد و معلوم مى‌كند كه هر حركت عدالتخواهانه‌اى، در جهت قانون و گردش طبيعى اين عالم و تاريخ بشر است.
ديدار مهمانان خارجى دهه‌ى فجر در روز نيمه شعبان 18/11/1371

تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت
ملتى كه به خدا معتقد و مؤمن و متكى است و به آينده اميدوار است و با پرده نشينان غيب در ارتباط است؛ ملتى كه در دلش خورشيد اميد به آينده و زندگى و لطف و مدد الهى مى‌درخشد، هرگز تسليم و مرعوب نمى‌شود و با اين حرفها، از ميدان خارج نمى‌گردد. اين، خصوصيت اعتقاد به آن معنويت مهدى عليه آلاف التحية والثناء است. عقيده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حركت اجتماع و هم در حال و آينده، چنين تأثير عظيمى دارد. اين را بايد قدر دانست.
دیدار در روز ميلاد پربركت حضرت ولى عصر(عج) 17/10/1374 
 
زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است!
دنياى سرشار از عدالت و پاكى و راستى و معرفت و محبت، دنياى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگى حقيقى انسان در اين عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است كه خدا مى‌داند بشر در آن‌جا به چه عظمتهايى نايل خواهد شد.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 26/01/1379
 
روز تحقق شعارها
شعارهايى كه امام زمان عليه‌الصلاةوالسلام‌وعجل‌الله‌تعالى‌فرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد كرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى يك كشور و يك دولت است. ... اين شعارها يك روز تحقق پيدا خواهد كرد.
بيانات در سالروز ميلاد خجسته‌ى امام زمان (عج) 22/08/1379
 
فقط نشستن و اشك ریختن فایده ندارد!
امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تكيه بر توانايى‌اى كه ايمان والاى خود او و ايمان پيروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت كرده است، گريبان ستمگران عالم را مى‌گيرد و كاخهاى ستم را ويران مى‌كند.
درس ديگر اعتقاد به مهدويت و جشنهاى نيمه‌ى شعبان براى من و شما اين است كه هر چند اعتقاد به حضرت مهدى ارواحنافداه يك آرمان والاست و در آن هيچ شكى نيست؛... اما اين آرمانى است كه بايد به دنبال آن عمل بيايد. انتظارى كه از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشك ريختن نيست.
ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم
انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم.. سربازى منجى بزرگى كه مى‌خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين‌المللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بينى دارد... ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفه‌اى نداريم؛ نه، بعكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گيرى نيست. ...امروز اگر ما مى‌بينيم در هر نقطه‌ى دنيا ظلم و بى‌عدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مى‌آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم.
ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

بزرگترين وظيفه‌ى منتظران
بزرگترين وظيفه‌ى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مى‌كردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند؛ اينها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‌هاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.
ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

 
يك حكومت صددرصد مردمى
...حكومت آينده‌ى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمى‌كند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مى‌دهد
ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

 
ناظر است و مى‌بيند!
امام زمان ناظر است و مى‌بيند. انتخابات شما را امام زمان ديد؛ اعتكاف شما را امام زمان ديد؛ تلاش شما جوان‌ها را براى آذين‌بندى نيمه‌ى شعبان، امام زمان ديد؛ حضور شما زن و مرد را در ميدان‌هاى گوناگون، امام زمان ديده است و مى‌بيند؛ حركت دولتمردان ما را در ميدان‌هاى مختلف، امام زمان مى‌بيند و امام زمان از هر آنچه كه نشانه‌ى مسلمانى و نشانه‌ى عزم راسخ ايمانى در آن هست و از ما سر مى‌زند، خرسند مى‌شود. اگر خداى نكرده عكس اين عمل بكنيم، امام زمان را ناخرسند مى‌كنيم. ببينيد، چه عامل بزرگى است.
ديدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نيمه‌ى شعبان 29/06/1384

 
اين معنى انتظار فرج است
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بيت(عليهم السلام) وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر ميشناسد... امام زمان (عليه الصلاة و السلام) براى اينكه فرج براى همه‌ى بشريت به وجود بياورد، ظهور ميكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعه‌ى بشريت را نجات بدهد؛ بلكه تاريخ آينده‌ى بشر را نجات بدهد. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است.
ديدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نيمه‌ى شعبان 29/06/1384
 
 دست قاهر قدرتمند الهى
...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطره‌ى ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بنده‌ى واقعى خدا بكند. بايد براى اين كار آماده بود... انتظار معنايش اين است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. ...انتظار فرج يعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (عليه الصلاة والسلام) براى آن هدف قيام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاريخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ايجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبوديت خدا؛ اين معناى انتظار فرج است.
ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمه‌ی شعبان 27/05/1387

:: بازدید از این مطلب : 2063
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 04 تیر 1392

گزیده بیانات:

*علامه طباطبايي همين طور كه نشسته بودند اگر آقايان سؤالي داشتند راجع به فلسفه، عرفان، اخلاقيات، سيروسلوك، تفسير و عقايد سؤال ميكردند و ايشان جواب ميفرمودند بعد به محض اينكه جواب تمام ميشد، باز شروع ميكردند به ذكر گفتن، هيچ صحبت نميكرد تا مادامي كه صحبت ديگر لازم باشد.

*«قلبُ المؤمن حرمُ الله » قلب مؤمن حرم خداست، بايد خدا در او باشد. پاك كردن دل از غير خدا نهايت پاكي دل است.

*جواني كه تمام غرايزش مشتعل و شعله ور است، يك تصميم قاطع ميگيرد كه من نمي كنم. من برخلاف مقررات شرع هيچ عملي انجام نميدهم. هرچقدر هم بدهيد نميكنم. خب اين قلب منوّر ميشود، وآمادگي پيدا ميكند براي پذيرش علم يقيني

*جدّ آقاي جاودان گفت من يك حاجتي داشتم، و يك كاغذ وعريضه اي به محضر امام زمان نوشتم. ديدم من اين وقت را ندارم كه بروم مثلاً بيندازم در آن چاه هايي كه در امامزاده أبوالحسن است. يا كسي در دسترسشان نبوده است كه آن كاغذ را بگيرد، ودر حرم ثامن الحجج عليه السلام بيندازد. يك نهري بود در همين بازار حلبي سازها كه دهانه اش هم هنوز باز است، من رفتم، وآنجا عريضه را انداختم، وتمنا كردم كه هرچه زودتر از حضرت صاحب الامر پاسخي برسد. عصر همان روز، جواب نامه آمد، و حاجت برآورده شد.

متن کامل:

اعوذ بالله من الشیطان رجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

بايد به استقبال نيمه شعبان رفت. اين شب بسياربزرگ است و در ضمن تعلق به امام زمان (صلوات الله وسلامه عليه) دارد، و ما همه مي گوييم منتظرامام زمان هستيم. اگر كسي مسافري داشته باشد وانتظار بازگشت او را بکشد، انتظار وقتي صدق مي كند كه براي آمدن مسافر خود، كاري بكند. كسي مثلا به مكه رفته وميخواهد مراجعت بكند، شخصي كه منتظر اوست فرشها و پرده ها وشكل ظاهري خانه را درست و منظم ميكند، شربت مي جوشاند، شيريني مي گذارد، وسايل را كماهو فراهم ميكند.

حضرت امام باقر(عليه الصلاة والسلام) مي فرمايند: چنانچه شما انتظار امامتان را مي كشيد، مي بايست رفتارتان در واجبات، و در ترك محرمات، و تخلق به اخلاق حسنه در آن حد كه توان داريد باشد. بايد كوشش كنيد، بايد در حد توان كوشش كنيد كه مورد پسند و رضاي آن حضرت باشيد.

در دعاي امشب است كه مي فرمايد:« الهي تعرّضَ لك في هذاالليل المتعرّضُون» اين دعا را مرحوم نراقي شرح كرده است كه بايد شرحش را بخوانيم. « وقصَدَك القاصدون وأمّل فضلك ومَعروفك الطالبون» الهي در اين شب متعرضان، خويش را در معرض رحمت تو قرار دادند و قصدكنندگان، قصد تو كردند و طالبان، آرزوي بدست آوردن فضل و نيكي هاي تو را داشتند. و بعد مي فرمايد: « ولك في هذاالليل نفحَاتٌ» در اين شب برای تو نفحات است. نفحات جمع نـَـفـْحه است كه بايد معنا بشود « و جوايزٌ و عطايا و مواهب تمُنّ بها علي مَن تشاء مِن عبادك و تـمْـنعُها» و براي تو در اين شب نفحه هاست كه منت مي گذاري آن را بر آن كس كه مي خواهي و منع ميكني آن را. تمنعُهاهم دارد. يعني هر كسي قابليت براي پوشش اين لباس گران مايه را ندارد، بلكه بايد صفات و خصوصياتي داشته باشد تا لياقت پيدا كند. اگر واقعاً آن صفات حسنه اي كه منظور اهل بيت است واجد باشد، مورد اين جوايز است، واگر نباشد نيست. بعضيها از سه ماه پيش خالص مي كردند اعمالشان را كه بتوانند اين شب را درك بكنند.

مرحوم نراقي درشرح اين دعا میفرماید مقصود از نفحات همان چیزی است که رسول خدا صلی الله علیه وآله میفرمود« كما أشار صلي الله عليه وآله وسلّم» که برای شما در دوران عمرتان نفحه ها از جانب خداوند است بکوشید خود را در معرض آن قرار دهید « إنّ لِـرَبّـكم في أيّام دَهْركم نفحات ألا فـتـَعرّضوا لها» معنا مي فرمايند كه اين نفحه چيست؟ نفحه آن افاضات معنويه و ربانيه است. « المُراد من النـّـفحات هي الإفاضات المعنويّة» إفاضات هم جمع إفاضه است. إفاضه ريزش است، ريزش آن روحیات و حالات معنويه و یقین و اطمینان و امید به قلب شماست. البته اين قلب بايد تصفيه شده باشد تا امکان این ریزش پیدا بشود. در آن كبر نباشد. عُجب نباشد. بخل نباشد. بلكه جميع مكارم اخلاق را در حدّ توان واجد باشد، واگر ندارد از پروردگار درخواست بكند، و براي آن به درگاه او تضرع كند.

حضرت آيت الله بروجردي(قدس سرّه الشريف) مي فرمودند: مراد از اين نفحه وإ‌فاضه اين است كه قلب ما در معرض وزش نسيمهاي رحمت الهي قرار ميگيرد. نراقی در ادامه تعرض به نفحات را معنا میکند:« فإنّ التّعرّض إنّما هو بتَطهيرالقُلوب مِن الكُدورات الحاصِلةِ مِن الأخلاق الرّذيلَة». اين تعرض چيست؟ متعرضون چه كساني هستند؟ تعرض يعني اين كه قلب را از اخلاق بد خالي كني، ومتعرض كسي است كه دل را از بديها پاك كرده باشد. او فقط در اين صورت خود را درمعرض وزش نسيم رحمت قرار داده است.

جاي دلدار است دل ني جاي اغيار است دل

« قلبُ المؤمن حرمُ الله » قلب مؤمن حرم خداست، بايد خدا در او باشد. پاك كردن دل از غير خدا نهايت پاكي دل است.


وقتي از رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) سؤال ميكنند يا رسول الله أين الله؟: خدا كجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب تو؛ البته حضرت حق إحاطه قيومي دارد. آن نفس ناطقه اي كه از بالا آمده است با اين قلب صنوبري گوشتي رابطه دارد، وپروردگار با آن إحاطه قيّوميه اش، باآن إحاطه علميش، بردل محيط است اين بجاي خود امّا

اگرچه ذات پاكش لامَكان است / چو نيكو بنگري در دل نهان است

دل صاحبدلان اينقدر توسعه داردكه فرمود جاي من درسماء نيست در أرض نيست.

دلي در سینه ی صاحب دلان است/ كه آن دل جاي آن آرام جان است

جاي پروردگار در آن دلي است كه از اغيار خالي باشد. اي رفقاي عزيز إن شاءالله كوشا باشيد كه همين ساعت، ازهمين جا شروع كنيد. تصميم بگيريد. جوان تصميمش هم جوان است، قاطع است، قاطعيت دارد. تصميم ميگيرد كه من بايد از إ‌فاضات آن شب برخوردار بشوم.

«فكلّ إقبال ٍعلي طاعةٍ» يعني هر روآوردي به بندگي« وإعْراض عَن سيّئةٍ يوجبُ جَلا ئاً ونوراً للقلب» وهر رو گرداندن از معصيت يك قدم است براي برخورداري از إفاضات نيمه شعبان.


خدايا من تا حالا بخيل بودم، من تا به حالا حسود بودم، من تا به حالا بدعمل بوده ام، محض استقبال اين شب و اين روز خودم را مهيّا ميكنم. اين إقبال به طاعت و اين إعراض از معصيت، قلب را جلا ميدهد و منوّر ميكند.

جواني كه تمام غرايزش مشتعل و شعله ور است، يك تصميم قاطع ميگيرد كه من نمي كنم. من برخلاف مقررات شرع هيچ عملي انجام نميدهم. هرچقدر هم بدهيد نميكنم. خب اين قلب منوّر ميشود، وآمادگي پيدا ميكند براي پذيرش علم يقيني « يستعدّ لإفاضة علم يقيني» يعني نه آن علمي كه از روي استدلال درست شده باشد، كه يكي تا تشكيك بكند، علم شما برود وشك پيدا بشود، خير! علم يقيني يعني به او علم شهودي ميدهند، ولذا قال سبحانه وتعالي « والذين جاهَدوا فينا لنَهدينّهم سُبُلنا»اگر گيوه ها را ور كشيدي، اگر حركت كردي، اگرمجاهده كردي، طرُق و راههايي كه به خدا ميرسد برايت باز ميشود. نگو من اين همه زحمت كشيدم، هنوز راه درست را پيدا نكرده ام. چون درتحت رهبري استاد خبير نبوده است، اينطور شده است. وقتي كه شخصي زحمت لازم را تحت نظر استاد خبير كشيد، آن وقت پروردگار« لنهدينّهم سُبُلنا»البته راهها را به او نشان مي دهد.

بايد زحمت بكشي. حضرت يونس دردهان ماهي به زندان رفت من هم در زندان چاه طبيعت گرفتارم « فلولا أنه كان مِن المُسَبّحين»اگر تسبيح ما را نمي كرد « للبثَ في بَطنِه إلي يوم يُبْعَثون»تا روز قيامت درشكم ماهي مانده بود. شماهم بايد زحمت بكشي، داداش جان عزيز من، خودت را از چاه درآوري.

هستي اسير چاه طبيعت چگونه باز / قرب ومقام موسي ِعِمرانت آرزوست

بايد زحمت بكشي. ببين باز در اين حاشيه نوشته ام، خدا محتاج به تسبيح من نيست اما من بايد زحمت بكشم. زياد زحمت بكشم. زحمتها تحت نظر استاد خبير باشد. آن حرفهاي ديگر بيخود است. بايد خودت جديت بكني، دعاي سحرخيزان هم درعقب سر تو باشد.

همّت حافظ و أنفاس سحرخيزان بود/ كـه ز بنـد غـم أيـّام نجاتـم دادند

يعني هم خودم همت كردم، و زحمت كشيدم به توفيق پروردگار، وهم دعاي سحرخيزان در عقب سر من بود.

حالا برويم سراغ يادداشتهاي كتابچه ي دوم، البته روايت را خوانده ام؛ اما ما طلبه ها معتقدمان اين است كه كلام وفرمايش اهل بيت، خواندنش يك حلاوت ديگري دارد، تا بعد معنا ومفهومش را براي شما بيان كنم، روايت دركتاب الاحتجاج (ج2 ص50 چاپ نجف1386) وكتاب بحار آمده است. از أبي حمزه است. از حضرت علي بن الحسين زين العابدين(عليهم الصلاة والسلام) : « فإنّ أهلَ غيبتِه»اهل غيبت مثل ماها كه درزمان غيبت واقع شده ايم « القائلونَ بإمامتِه المُنتَظرونَ لِظهوره»امام عليه السلام موقعيت شما را بيان فرموده اند. يعني آن اشخاصي كه اهل غيبت اند، يعني درزمان غيبت امام زمان واقع شده اند وقائل به امامت آن ولي امر هستند، ومنتظر ظهورش هستند،« أفضلُ أهل ِكلّ زمان ٍ» اينها از اشخاصي هستند كه از اهل همه زمانهاي ديگر برترند. حالا ببين چقدر بايد شما موقعيت خودتان را قدرداني كنيد. بعد هم دليل آن را توضيح ميدهد:« لأنّ الله تعالي ذكره، أعطاهُم مِن العُقول والأفهام والمعرفة» يعني اينقدر به اينها عقل ميدهد ومعرفت، وشناخت به ولي امر را مرحمت ميكند« ماصارتْ به الغيبة عندهم بمَنزلةِالمُشاهدة» كه اصلاً غيبت برايشان مفهوم ندارد. غيبت براي آنها معنا ندارد.

عرض كردم درآن هفته هاي قبل، خدارحمت كند مرحوم آقا حاج شيخ مرتضي(رضوان الله تبارك وتعالي عليه) جدّ آقاي جاودان گفت من يك حاجتي داشتم، و يك كاغذ وعريضه اي به محضر امام زمان نوشتم. ديدم من اين وقت را ندارم كه بروم مثلاً بيندازم در آن چاه هايي كه در امامزاده أبوالحسن است. يا كسي در دسترسشان نبوده است كه آن كاغذ را بگيرد، ودر حرم ثامن الحجج عليه السلام بيندازد. يك نهري بود در همين بازار حلبي سازها كه دهانه اش هم هنوز باز است، من رفتم، وآنجا عريضه را انداختم، وتمنا كردم كه هرچه زودتر از حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالي فرجه الشريف)پاسخي برسد. عصر همان روز، جواب نامه آمد، و حاجت برآورده شد.


حالا واقعاً ما بايد اين مسئله را تحليل بكنيم . بعضي از اين جوانها مي آيند در همين عريضه ها ونامه هايي كه روي كاغذ، چاپ شده، حاجت مينويسند. امام پدر امّت است. جوان حاجتش را برميدارد مينويسد، يك دفعه، دو دفعه، إن شاءالله الرحمان دفعه سوم جواب مي آيد. امام عصر ولي امر است. حيّ وحاضر است.

«وجعَلهُم في ذلك الزّمان بمَنزلةِ المُجاهِدين بينَ يَديْ رسول الله بالسّيف»اين مردمان را پروردگار قرار داده است در آن زمان به منزله مجاهدين در پيشروي رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم)، يعني مقام ومعنويتشان به درجه اي است كه هر كدام مثل اشخاصي هستند كه در ركاب رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم) جهاد مي كردند، به همراه پيغمبر به جهاد مي رفتند. امام مبالغه گويي نمي كند. قول وفعل ائمه حجت است. فرمايشات ايشان براي ما حجت است. مي فرمايد: « اولئك المُخلصون حقّاً» واقعاً اين اشخاص كساني هستند كه به مقام اخلاص رسيده اند، و إلّا مورد نظرآن سرور واقع نمي شدند « وشيعَتُنا صِدقاً والدّعاة إلي دين الله عزّوجلّ سِرّاً وجَهراً»اينها شيعيان واقعي هستند، واينها كساني هستند كه مردم را حقيقتاً دعوت ميكنند در سرّ وعَلن، درخفا وظاهر به دين پروردگار؛ پس حالا بايد چقدر قدر بدانيم.


امام أبوجعفرباقر عليه السلام فرمود:« يأتي علي النّاس زمانٌ يَغيبُ عنْهُم إمامُهم فيا طوُبي لِلثابتينَ علي أمْرنا في ذلك الزمان » خوشابه حال اشخاصي كه ثابت قدم هستند در زماني كه امام زمانشان در غيبت است:« طوبي لهُم! طوبي لهُم! طوبي للثابتين علي أمرنا في ذلك الزمان»خوشا به حال آن اشخاصي كه در زماني كه امام (عليه الصلاه والسلام).درپس پرده غيبت است، استقامت در دينشان دارند، وغيرممكن است خلافي عمداً - خدانكند إن شاءالله – از آنها سربزند اين آخر عرض بنده است در اين حديث. مثل اين كه تقريبا بيست دقيقه شده است « وإنّ أدني مايَكونُ لهُم مِن الثواب» كمت رثوابي كه براي آنها هست« أنْ يُناديهِم الباري عبادي» هميشه شما مورد اين خطاب هستيد.

باري تعالي ميفرمايد: اي بندگان من « عبادي آمَنتمْ بسِرّي»آنها ايمانشان به غيب است يعني همان« والذين يؤمنون بالغيب»وتصديق امام زمان را ميكنند كه درپس پرده غيبت است. «وصَدّقتم بغيبي فأبْشِروا بحُسن الثواب مِنّي »

بشارت باد شما را البته من پاداش واجرشمارا به أعلي درجه خواهم داد«فأنتم عبادي وإمائي حقاً». تقديم ما حَقّه التأخير يُفيدُ الحَصر. يعني شما جزو عباد اختصاصي من هستيد چه مردان، وچه آن بانوهاي محترمه كه خودشان را پابست اسلام كرده اند « مِنكم أتقبّلُ»از شما قبول ميكنم اعمال را، از شماعفو ميكنم گناهان گذشته را، هرچه كه باشد إن شاءالله « ولكم أغفرُ» وشمارا مي آمرزم « وبكُم أسْقي عبادي الغيثَ» شما اشخاصي كه فرمان بردار من هستيد و در زمان غيبت به اين بين الدفتين كتاب بين دوجلد يعني قرآن ايمان آورده ايد، من به سبب شما بلا را از ساير مردم رفع و دفع ميكنم« ولولاكُم »اگر وجود شما ثابتين دردين نبود « لأنزَلتُ عليْهم العذابَ »البته عذابم را بر اينها نازل مي كردم.

« قال جابر:يابن رسول الله ماأفضل ما يسْتعْمِلهُ المؤمن في ذلك الزمان؟» چه عملي بهترين اعمال است درآن زمان؟ حضرت فرمود: زبانشان را حفظ بكنند. خدا ميداند من با بعضي از اين آقايان كه در حال مراقبه هستند صحبت ميكنم خيلي جواب من را با تأنّي ميدهند. گفتم: چرا جواب مرا به اين شكل ميدهيد؟ گفت: آقا من بايد فكر كنم كه جوابي كه به شما ميدهم، برخورد با كسي نداشته باشد، مذمتي نباشد، درست صحبت بكنم، درست برخورد بكنم. پس اول حضرت فرمود زبان را بايد درهمانجا كه پروردگار قرارداده غل وزنجيربکنند.


« حفظ اللّسان» و لزوم بيت يعني ماندن درخانه دارد. اما لزوم بيت را معنا فرموده اند كه يعني باب معاشرت را توسعه ندهيد. خدا رحمت كند حضرت آيت الله العظمي بروجردي (قدس سره الشريف)ميفرمود: « المَرءُ لنفسِه مالمْ يُعْرفْ فإذا عُرف صارَ لغيْره» همين كه شناخته شدي نه به تحصيلاتت ميرسي، نه به امور زندگيت ميرسي. قانون معاشرت وحق معاشرت در حد اختصار به اين شكل است كه بايد به خانواده برسي. حقوق مردم را هم بدهي. كارهايت را هم بكني. آن اندازه اي كه زياد مي آيد إن شاءالله براي خودت نسبت به معاشرتت با أبناء نوع قراربدهي.


خوب فهميديد رفقا بايد زبانتان را حفظ بكنيد زبانتان را. فردا برميخوريد به عيد نوروز ودر اين مجلس ودرآن مجلس خواهيدرفت. ديگران نوعاً زبانشان آزاد است ولي« إذا تمّ العقلُ نقصَ الكلامُ »اميرالمؤمنين فرمود علامت كمال عقل اين است كه كم حرف ميزند. عرض نكردم لقمان حكيم كه بايد دائماً صحبت بكند « ساكتاً سكّيتاً » ساكت بود، بسيارسكوت ميكرد. فقط در موقع لزوم سخن ميگفت. خدا رحمت كند علامه طباطبايي( رضوان الله تعالي عليه)همين طور كه نشسته بودند اگر آقايان سؤالي داشتند راجع به فلسفه، عرفان، اخلاقيات، سيروسلوك، تفسير و عقايد سؤال ميكردند و ايشان جواب ميفرمودند بعد به محض اينكه جواب تمام ميشد، باز شروع ميكردند به ذكر گفتن، هيچ صحبت نميكرد تا مادامي كه صحبت ديگر لازم باشد


:: بازدید از این مطلب : 2525
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

سرویس فرهنگی مشرق- علي پسر بزرگ حسين(ع)هر چند سرور جوانان دوره خودش بود، هر چند بهترين داشته هاي عقبايی و دنياي حسين(ع)بود، هر چند تاريخ زندگاني علي اکبر(ع) در نور پرفروغ خورشيد زندگاني حضرت اميرالمؤمنين(ع)، امام حسن(ع)و امام حسين(ع)کمي ناپيداست اما آنچه که پيداست اينکه همين ها که از تاريخ مانده، نظر به بزرگي و بزرگواري و جوانمردي جوان حسين(ع)دارد.چه او به شهادت پدرش شبيه ترين بود به پيامبر(ع)در آفرينش و منش و گويش و شايد اگر غوري کنيد در زندگي او، قبول کنيد روز خوبي است روز ولادت حضرت علي اکبر براي روز جوان.


اولين پسر حسين، به دنيا آمد؛ يازدهم ماه شعبان ؛ ماه پيامبر(ص).شايد به همين خاطر اين قدر شبيه پيامبر(ص)بود.بچه را گذاشتند توي دامان پدربزرگش، علي(ع).پرسيد اسمش را چه گذاشتيد؟ حسين(ع)سرش را انداخت پايين و گفت اگر هزار پسر داشته باشم، اسم همه را علي مي گذارم.

پيامبر(ص)که رفت پيش خدا همه ناراحت شدند.اما بي تابي حسين(ع)که کودکي بيشتر نبود، چيز ديگري بود.بغض و گريه هايش آتش مي زد به زمين و آسمان.شايد به همين خاطر خدا پيامبري کوچک تر به او داد، علي اکبر تا زخم دوري پيامبر(ص)را دوا کند.

نوشته حاضر گذری بر فصل جوانی از نگاه قرآن و علما و نگاهی اجمالی بر زندگی جوانمرد و الگوی غیرت و ایثار، شیر جوان کربلا حضرت علی اکبر(ع) که سرمشق همه آزاد مردان و جوانانی است که در پی حق و حقیقت هستند می‌باشد:


جوان در قرآن
قرآن درياى ژرفى از حقايق و معارف است كه هيچ غواصى را ياراى دستيابى به عمق و ژرفاى آن نيست مگر پيامبران الهى و امامان معصوم (ع). و مجموعه اى گرانبها از برنامه ها و درس ها وعبرت هاى زندگى ساز است كه هركس به قدر ظرفيت وجودى خويش و آمادگى روحى اش از آن بهره مى گيرد و عطش كمال خواهى خود را با آب حيات آيات آن فرو مى نشاند.

براى آشنايى با يكى از درهاى ارزشمند درياى ژرف قرآن بررسى كوتاهى پيرامون «جوان» در قرآن در زير مى آيد،

در آيات قرآن مجيد، ۱۰ بار به «جوان» اشاره شده كه در همه آن ها كلمه «فتى» و مشتقات آن «به معنى جوانمرد» به كار رفته است. اين تعبير به نوبه خود درس و تذكر مهمى براى ما است كه «جوان» در فرهنگ قرآن «جوانمرد» است و بايد اصول جوانمردى يعنى پاكى، گذشت، شهامت و رشادت را رعايت كند.

كلمه «فتى» و مشتقات آن در قرآن درباره اشخاص و افراد گوناگونى به كار رفته كه شامل موارد زير است:

۱- حضرت ابراهيم (انبياء / ۶۰)

۲ و ۳- دوست و رفيق حضرت موسى (كهف / ۶۰و۶۲)

۴- حضرت يوسف (يوسف/۳)

۵-همراهان حضرت يوسف در زندان (يوسف/۳۶)

۶و۷- اصحاب كهف (كهف /۱۰و ۱۳)

۸-خدمتگزاران حضرت يوسف در زمان پادشاهى (يوسف /۶۲)

۹و۱۰- كنيزان مومن (نساء / ۲۵) و (نور/۳۳)

قرآن درباره حضرت ابراهيم مى فرمايد: «قالوا سمعنا فتى يذكر هم يقال له ابراهيم»  «آنان گفتند ما جوانى ابراهيم نام را شنيده ايم كه بت ها را به بدى و زشتى ياد مى كرد»

طبق بعضى از روايات حضرت ابراهيم در آن هنگام ۱۶ سال داشت. با اين حال تمام ويژگى هاى جوانمردان يعنى شجاعت، شهامت، صراحت و قاطعيت در وجودش جمع بود.

اصحاب كهف يكى از داستان هاى بسيار جالب و آموزنده قرآن است كه در دو مورد، از آن ها به «جوان» تعبير شده است: «اذاوى افتية الى الكهف فقالوا ربنا اتنا من لدنك رحمة و هيئ لنامن امرنا رشدا»

«آنگاه كه جوانان در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسألت كردند، پروردگارا در حق ما به لطف خاص خود رحمتى فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتى كامل فراهم گردان»

در روايتى از امام صادق(ع) وارد شده كه فرمودند: تمام اصحاب كهف پير و مسن بودند و خداوند به علت ايمانشان آن ها را «جوان» ناميد. كسى كه به خدا ايمان آورد و تقوا پيشه نمايد «جوان» و «جوانمرد» است.



***نظر رهبر انقلاب درباره جوان

** توصیه من به شما جوانان عزیز چه دختران و چه پسران این است که شما در صحنه فعالیت های جوانانه، فعالیت علمی، فعالیت تحصیلی، فعالیت تحقیقی، فعالیت سیاسی، فعالیت های اجتماعی گوناگون، کار فرهنگی، مطبوعاتی، هنری، ورزشی و امثال اینها با همه نشاط و با همه قدرت حضور داشته باشید و طهارت، تقوا، ایمان، اخلاص و صفایتان را -که حقا و انصافا در بین جوانان دنیا، شما از این جهات نمونه اید- حفظ کنید. اگر این تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بین بخصوص جوانان ما و در بین بقیه ی آحاد ملت هم –هرکدام به سهم خودشان- وجود داشته باشد استکبار در مبارزه ی خود با ملت ایران قطعا و یقینا، نه یکبار، بلکه بارها به زانو درخواهد آمد و شکست خواهد خورد. «مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و دانش آموزان 10/8/75»

 ** اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوانان چه می خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر می کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند. تحصیل اعم از تحقیق و کارهای علمی هم است. چون این نیرو در جوانان هست، بایستی در کار تحصیل خیلی تلاش کنند. هر کاری هم بخواهید بکنید، در دوران جوانی می شود کرد، یعنی در هر سه زمینه –هم زمینه ی علمی، هم در زمینه ی تهذیب نفس، هم در زمینه ی ورزش –باید در دوره ی جوانی کار کنید. البته همه می دانند که در دوره ی پیری، ورزش این قدر تأثیری که در دوره ی جوانی دارد، ندارد. اما غالبا تهذیب نفس را نمی دانند، خیال می کنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند. در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل است، و گاهی محال است. در دوره ی پیری، تهذیب نفس سخت است، اما در دوره ی شما- در دوره ی جوانی- تهذیب نفس خیلی آسان است. به هر حال جوانان این سه کار را باید جدی بگیرند.«مقام معظم رهبریدر دیدار با دانشجویان، هنرمندان و نخبگان المپیادها 7/2/77»

** جوانان، چون پرچمدار، بدنه و عقبه ی نظام هستند، باید همیشه در صحنه باشند. تربیت شوند آموزش ببینند و مبارزه کنند.
علمی و عملی دانش بیندوزند به تخصصهای مختلف دست پیدا کنند تا کشورمان بی نیاز شود، مستقل بماند، وابسته نباشد، خود کفا شود، جوانان آینده سازان این دیارند امیدوار و پرتلاش باید به آنها اعتماد کرد، اعتقاد داشت و هدایت کرد. جوان مؤمن و معتقد و مخلص هیچ چیزی نمی خواهد جیز میدانی برای مجاهدت و مبارزه در راه خدا و سازندگی.«مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج9، ص 175.»


***مروري بر زندگي حضرت علي اکبر(ع)
حضرت علی اكبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان، سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

 با آمنه گوئید عروست پسر آورد                            سر تا بقدم مثل تو پیغامبر آورد
 در ظلمت شب مرغ سحر خوش خبری کرد           خورشید حسین بن علی جلوه گری کرد


پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است. او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد .

درباره شخصیت علی اكبر(ع) گفته شد، كه وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. 

فرزند لافتی که به جزاین نمی‌شود

شاگرد مجتبی که به جز این نمی‌شود

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود.  

مقبره حضرت علی اكبر(ع)  در كربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است.

آيا حضرت على اکبر(ع) داراى خانواده و فرزندانى بوده است يا نه، مطلبی گفته می‌شود که با توجه به زیارت نامه های حضرت به نظر می رسد که ایشان نیز دارای عهد و عیال بوده اند.

زیارت نامه ایشان عبارت است از: "صلى الله عليک و على عترتک و اهل بيتک و آبائک و ابنائک." همچنين سفارش امام صادق (ع) به ابو حمزه ثمالى که فرمود: "چون به قبر حضرت رسيدي، ضع خدک على القبر! و قل: صلى الله عليک يا ابا الحسن! " که با توجه به این فراز، ایشان فرزندى به نام "حسن" داشته است.

به علاوه طبق برخى روايات، نظير روايت "احمد بن نصر بزنطي"، حضرت على اکبر(ع)، ام ولد (کنیز) داشته است و از او صاحب فرزند بوده است.

گرچه برخى از علماى انساب تصريح کرده‌اند که از آن بزرگوار اولادى نمانده و نسل امام حسين (ع) تنها از طريق امام چهارم حضرت سجاد(ع) ادامه پيدا کرده است.



***اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

او در ويژگى‌هاى معنوى و فضايل علمى و اخلاقي، رشد جسمى و اجتماعى و کمالات روحى و مناقب نفسانى و سجاياى ملکوتى در ميان تمام بنى هاشم و ياران پدر بزرگوارش امام حسين بن علی(ع) کم نظير بود. اين روحيه قوي و صفات شايسته، چنان ابهت و عظمت به علي اكبر داده بود كه افزون بردوستان، دشمنان اهل بیت نيز به برتري‏هايش اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف مي‏‌كردند.

روزی معاویه از اطرافيانش پرسيد: "چه كسي در اين زمان براي خلافت مسلمانان برديگران برتري دارد و براي حكمراني بر مردم از ديگران سزاوارتر است؟" اطرافیان متملق به ستايش خليفه پرداختند و او را لايق اين منصب معرفي كردند. ولی معاويه گفت: "نه چنين نيست، «اولي الناس بهذا الامرعلي بن الحسين بن علي، جدّه رسول اللّه و فيه شجاعة بني‏هاشم و سخاه بني اميه و رهو ثقيف» شايسته ‏ترين افراد براي امر حكومت، علي اكبر فرزند حسين است كه جدّش رسول خدا است و شجاعت بني‏هاشم، سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع كرده است."

حضرت علی اکبر (ع) در کلام امام خمینی (ره)

حضرت امام خمينی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: تمام مدايح و گفتار اهل بيت (ع) خصوصاً حضرت اباعبدالله (ع) در مورد حضرت علی اکبر (ع) حاکی از اين است که اگر علی اکبر (ع) در کربلا به شهادت نمی رسيد، خود، امام « مفترض الطاعه » می بود. «يعنی امامی که اطاعت او واجب است» . در اين مختصر بهتر است به يک نمونه از کرامات ايشان بپردازيم:

فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، يکی از سه پزشک معروف کربلا مي برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گويد و خطاب می کند که:اسمت خيلی بزرگ است ولی در معالجه از تو سودی نديديم. بعد بدون خداحافظی می رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می شود و يک دفعه شفا می يابد. نزد حافظ الصحه می رود و عذر خواهی می کند.

طبيب می گويد: بنشين تا برايت بگويم. من بعد از سخنان تو خيلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (ع) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسين (ع) تو را به حق پدرت قسم می دهم که شفای اين مريض را از خدا بخواه. ديدی چگونه به من توهين کرد؟ بسيار گريه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (ع) شرف ياب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مريض را از خدا خواستم و از هاتفی شنيدم که « اين مريض مردنی است و تا نه روز ديگر مي‌ميرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همين ساعت او را شفا داديم.» آن مرد سی سال ديگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصيت کرد پيکرش را پايين پای حضرت علی اکبر (ع) دفن کنند.

 


:: بازدید از این مطلب : 2532
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 30 خرداد 1392

به نقل از تسنیم، مقام معظم رهبری در دیداری با شاعران آئینی، محتوائى قرار دادن شعر را به شاعران توصیه کرده‌اند تا مخاطب استفاده کند؛ و فرموده‌اند: یک منقبت قابل فهمى، یا یک فضیلت برانگیزاننده‌اى از اهل‌بیت(ع) را در شعرهایتان قرار دهید که اعتقاد و ایمان انسان را محکم کند. شما ببینید مداحان اهل‌بیت(ع) در دوران حیات معصومین(ع) بر روى چه چیزهائى تکیه می‌کردند.

باید توجه کرد که شعر دعبل، شعر کمیت، شعر فرزدق - این شعرهائى که ائمه(ع) اینها را تشویق کردند - بر روى چه چیزهائى تکیه می‌کردند. ببینید محتواى این اشعار عبارت است از اثبات حقانیت اهل‌بیت با دلیل، با استدلال - استدلالى که در کسوت زیبا و لطیف شعر خودش را نشان می‌دهد. به مناسبت 11 شعبان و میلاد حضرت علی‌اکبر(ع) و روز جوان چند سروده از «علی‌اکبر لطیفیان» تقدیم دوستداران ائمه اطهار(ع) می‌شود:

(1)

پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی

خورشید بود جلوه طوری که داشتی

شب‌زنده‌دار بودی و ذوب خدا شدی

در بندگی گذشت حضوری که داشتی

هر شب نصیب سفره شهرمدینه شد

در کنج خانه نان تنوری که داشتی

ای سر به زیر از همگان سر بلندتر

تسکین عمه بود غروری که داشتی

خلقاً و منطقا همه شکل رسول بود

در کوچه‌های شهر، عبوری که داشتی

این آفتاب توست که خورشیدمان شده

یا که پیمبر است دوباره جوان شده

چشمان تو همین که نهان می‌شود علی

عمه برای تو نگران می‌شود علی

دنیای ما اگر به جمال تو رو کند

هر روز سال، روز جوان می‌شود علی

بی اختیار یاد صدای تو می‌کنم

هرلحظه‌ای که وقت اذان می‌شود علی

روزی سه بار پشت بلندای ماذنه

آقایی تو اشهد ما می‌شود علی

ما کیستیم تازه مسلمان حنجرت

الله اکبر از تو از الله اکبرت

باید برای طور کلیمی درست کرد

یک گوشه‌ای نشست و گلیمی درست کرد

باید در ازدحام گدا و کمی جا

جائی برای مرد کریمی درست کرد

باید قسم به نور دو عین حسین داد

تا از خدا، خدای رحیمی درست کرد

مجنون شهر بودم و لیلا نداشتم

اکبر اگر نبود من آقا نداشتم

یک فرصتی کنار بزن این نقاب را

بیچاره کن به صبحدم آفتاب را

امشب خودی نشان بده تا سجده‌ات کنم

از من مگیر فرصت این انتخاب را

نور جبین نیمه شب در تهجدٌت

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

آباد باد خانه‌ات ای زلف پر گره

من از تو دارم این دل خانه خراب را

دستار را ببند و کنارم قدم بزن

شاید کمی نظاره کنم بوتراب را

هنگام روبرو شدن کارزار شد

کار تمام لشکریان با تو زار شد

وقتی رکاب رزم تو آماده می‌شود

باید برای مقدم تو خاکسار شد

نامت علی، شان تو شمشیر ساده نیست

باید برای هیبت تو ذوالفقار شد

حیدر شدی و ضجه لشکر بلند شد

این چه مصیبتی است که کوفه دچار شد

از میمنه گرفته تا پشت میسره

یک لشکری قدم به قدم تار و مار شد

فرزند لافتی که به جزاین نمی‌شود

شاگرد مجتبی که به جز این نمی‌شود

ای آفتاب روشن شب‌های کربلا

پیغمبر دوباره صحرای کربلا

ای از تمام آدمیان برگزیده‌تر

نوح و خلیل و آدم و موسای کربلا

یک کاروان به عشق نگاهت اسیر شد

گیسو کمند خوش قد و بالای کربلا

آب فرات و علقمه و کنبد حسین

یا تل زینبیه و هر جای کربلا

هر چند دیدنی است ولی دیدنی‌تر است

پایین پای مرقد آقای کربلا

نزدیک‌تر به مرقد آقاست جای تو

پایین پایی و همه پایین پای تو

حالا که می‌روی جگرم را نگاه کن

این چشمان محتضرم را نگاه کن

در این لباس‌ها چقدر دیدنی شدی

زینب بیا بیا پسرم را نگاه کن

من پیر و تو جوان کمی آهسته‌تر برو

افتادگی بال و پرم را نگاه کن

باور نمی‌کنی که علی پیرتر شدم

پیشم بیا و موی سرم را نگاه کن

بعد از تو فصل فصل دلم بی‌بهار شد

بعد از تو خاک بر سر این روزگار شد

(2)

هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست
هر جا تب عشق است، دل در به دری هست

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند
هر جا که شلوغ است یقینا خبری هست

اجداد من از دیر زمان عاشق عشق‌اند
دیدید که در طینت ما هم هنری هست

بازار مرا با قدمت گرم نکردی
یک چند غلامی که بیایی ببری هست

در غیبت شه روی به شهزاده می‌آرند
صد شکر که در خانه آقا پسری هست

هر جا قد وبالای رشیدی است، یقینا
دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

یا حضرت ارباب،دمت گرم و دلت شاد
یا حضرت ارباب کرم، خانه ات آباد

داریم همه محضر تو عرض سلامی
تو شاهی و ما نیز هر آنچه تو بنامی

تا خانه آباد شما بنده پذیر است
نامردترینم نکنم میل غلامی

ای قامت قد قامت تو عین قیامت
قربان قدت صد قد و بالای گرامی

تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی
پس لطف بفرما و بفرما که کدامی؟

تو مفترض الطاعه‌ترین واجب مایی
هر چند امامت نکنی، باز امامی

هر کس که هوای پدری داشته باشد
خوب است که همچین پسری داشته باشد

انگار رسول است، نمایی که تو داری
انگار بتول است، صدایی که تو داری

بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی
با این قد انگشت نمایی که تو داری

باید که برای تو کرم خانه بسازند
از بس که زیاد است گدایی که تو داری

از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است
از سفره پر جود و سخایی که تو داری

تو آنقدر از خویشتن خویش گذشتی
که منتظر توست، خدایی که تو داری

کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند
بگذار که عشاق به پای تو بمیرند

ای سیر کمالات همه تا سر کویت
ای آب فرات لب من آب وضویت

ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی
مانند حسن جود بود عادت و خویت

عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند
مات‌اند ابوالفضل و حسین از گل رویت

پایین قدم‌های حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت

اینقدر مزن آب به سرخی لب خود
حیف است که پیچیده شود اینهمه بویت

حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند
باید که مرا عبد ِ غلامان تو خوانند

ای زاده زهرا جگرت می‌رود از دست
امروز که دارد پسرت می‌رود از دست

(3)

تو از نور خورشید پیداتری

من از نور مهتاب پنهان‌ترم

کویرم ولی از کرامات تو

من از عطر گل‌های باران، ترم

تو لیلایی و بلکه لیلاترین

من از آهوان تو حیران ترم

اگر روی تو قبله گاه من است

من از هر مسلمان مسلمان‌ترم

تو موسایی و رود نیلت منم

شرار غمی و خلیلت منم

فدای دو چشمان شهلایتان

به قربان این قدّ و بالایتان

مگر از کدامین جهت آمدی

مَلَک می چکد از سراپایتان

نگاه تو کرده است مجنونمان

خدای تو کرده است لیلایتان

اسیران زلف تو را چاره نیست

به قربان طرح معمایتان

تو آنی که روح القدس می شود

گدای نسیم نفس هایتان

جمال تو پیغمبر اکرمی ست

اسیری زلف تو هم عالمی ست

تو در سینه ی ما حرم می زنی

برای دلم حرف غم می زنی

تو آنی که در قله ی ماذنه

قدم می زنی و علم می زنی

سحر با اذان سحرگاهیت

سکوت دلم را به هم می زنی

تو در محضر ماه ام البنین

ادب می کنی حرف کم می زنی

نبودی اگر نامی از گُل نبود

ترنم نبود و تغزل نبود

تو شه زاده ای و علی اکبری

علی اکبری یا که پیغمبری؟!

درِ خانه ات ازدحام گداست

ولی خم به ابرو نمی آوری

تو آنی که در بین گهواره ات

به نازی دل عمه را می بری

مرا از مناجات شب بهتر است

دو رکعت نماز علی اکبری

برای اذان گفتن کربلا

تو از هر کسِ دیگری بهتری

نمازت نیاز شب کربلاست

گرفتار تو زینب کربلاست

خدایی ترین جلوهٔ بی نیاز

موذن ترینِ زمینِ حجاز

غلامی کوی تو را کرده ام

اگر آبرومندم و سرفراز

ندیدم در این کوچه های کَرم

کسی را شبیه تو مهمان نواز

کنار خرابات گهواره ات

اذانی بگو تا بخوانم نماز

بیا از بقایای خاکسترم

حسینیّه‌ام لیلا بساز

مرا تا بهشت نگاهت ببر

به پابوسی قتلگاهت ببر

مرا وصل دریا شدن بهتر است

گرفتار لیلا شدن بهتر است

کنار حریم کریمانه ات

مرا مردن از پا شدن بهتر است

به پای رکاب تو له له زدن

مرا از مسیحا شدن بهتر است

تو ممسوس حقّی و جذب خدا

تو را ارباً اربا شدن بهتر است

فراقت توان پدر را گرفت

کنار تو پس تا شدن بهتر است

 


:: بازدید از این مطلب : 2967
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 29 خرداد 1392

قسمت‌های مختلف گیاه مسواک به علت دارا بودن تانن، ترکیبات گوگردی و ترکیبات ایزوتیوسیانات دارای اثر ضدمیکروبی قوی و گسترده بر روی انواع میکروارگانیسم‌ها است.
 

بیش از دویست تحقیق مختلف بر روی مواد و اثرات جالب چوب مسواک انجام گرفته که از خواص منحصر به فرد آن خبر می‌دهد. پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم)، اولین معرف و توصیه کنندهٔ این چوب در جهت بهداشت دهان و دندان بوده‌اند؛ در حالی که قبل از آن مسواکی وجود نداشته است و این بسیار جالب است.

درخت مسواک در حقیقت درختچه ای است به ارتفاع متوسط 3 متری که شاخه‌های زیادی دارد و این شاخه‌ها به سمت زمین خمیده هستند و دارای پوستی نسبتاً شفاف، به رنگ سبز کمرنگ تا تقریباً سفید می‌باشند.

مناطق مهم رویش گیاه در جهان جنوب آسیا، ایران، مصر، هندوستان و حبشه می‌باشد و مهم‌ترین نواحی رویش آن در ایران لار، بندرعباس، میناب، مکران و چاه بهار است.

* ترکیبات مهم

مهم‌ترین ترکیبات ریشه، ساقه و برگ گیاه شامل فلاوونوئیدها، ساپونین، تانن، ترکیبات گوگردی، بنزیل ایزوتیوسیانات، ترکیبات کلراید، فلوراید، کلسیم و سیلیسیم می‌باشد.

اثرات مهم

* اثرات ضد میکروب

قسمت‌های مختلف گیاه مسواک به علت دارا بودن تانن، ترکیبات گوگردی و ترکیبات ایزوتیوسیانات دارای اثر ضدمیکروبی قوی و گسترده بر روی انواع میکروارگانیسم‌ها است. ده‌ها تحقیق در جهان نشان داده است که این اثرات به خصوص در مورد میکروارگانیسم‌های غیر هوازی مانند استرپتوکوکوس موتانس، که باعث پوسیدگی دندان می‌باشد، انتخابی و ایده آل است. 

چوب اراک بصورت مسواک های امروزی

* اثر ضد زخم

اثر ضد زخم چوب مسواک مربوط به وجود فلاوونوئیدها و تانن‌های موجود در آن است. گرچه ترکیبات دیگری در این مورد دخالت دارند و مسلماً موثر می‌باشند، ولی دو دسته مواد مذکور که اثر ضد زخم آن‌ها قوی می‌باشد، علت اصلی این خاصیت هستند.

 

* اثر دترجنت (پاک‌کنندگی و ضد جرم دندان)

کلراید قابل توجه موجود در چوب مسواک به عنوان یک دتر جنت قوی عمل نموده و از ایجاد جرم روی دندان‌ها جلوگیری می‌کند؛ به همین دلیل افرادی که به طور طولانی از چوب مسواک استفاده می‌کنند (بعضی کشورهای عربی مانند عربستان سعودی) اصولاً دندان‌های سفیدی دارند.

 

* اثر ضد پوسیدگی دندان

فلوراید قابل توجه به همراه ترکیبات گوگردی، تاننی و ایزوتیوسیاناید موجود در گیاه مسواک باعث خاصیت قوی ضد پوسیدگی دندان در ساقه‌های گیاه شده است. کلیهٔ اثرات ذکر شده با مکانیسم‌های مربوطه پس از تحقیقات زیادی که در نقاط مختلف جهان صورت گرفته تایید شده که خلاصه ای از آن‌ها به شرح زیر است.

تحقیق یکی از دانشمندان انگلیسی بر روی افراد مسن عربستان سعودی نشان داد که اکثر آن‌ها از دندان‌هایی سالم و سفید برخوردارند و دارای کمترین بیماری‌های دهان و دندان می‌باشند. این افراد از کودکی از چوب مسواک استفاده کرده بودند؛ بنابراین احتمالاً استفاده از چوب مسواک و موضوع مذکور قوت گرفت.

برای بررسی بیشتر و اثبات قطعی این مسئله دو گروه از دانش آموزان دو شهر عربستان که در یکی از چوب مسواک استفاده چندانی نمی‌کردند و اکثراً خمیر دندان‌های خوب و استاندارد مصرف می‌کردند و در دومین شهر که نسبت به استفاده از چوب مسواک تعصب داشتند، مورد مطالعه قرار گرفتند.

تحقیق در مورد دندان‌های سالم، تعداد دندان‌های پوسیده و پیوره و یا مشکلات دیگر دهان و دندان در آن‌ها نشان داد دانش آموزانی که از چوب مسواک استفاده می‌کنند دارای وضعیت کاملاً بهتری از هر نظر نسبت به شهر دیگر داشتند. این بررسی نشان داد که مصرف چوب مسواک به خصوص در طولانی مدت می‌تواند در بهداشت دهان و دندان اثرات ایده آلی داشته باشد.

اثر ضد زخم چوب مسواک مربوط به وجود فلاوونوئیدها و تانن‌های موجود در آن است. گرچه ترکیبات دیگری در این مورد دخالت دارند و مسلماً موثر می‌باشند، ولی دو دسته مواد مذکور که اثر ضد زخم آن‌ها قوی می‌باشد، علت اصلی این خاصیت هستند.

تحقیق جالب دیگری در این زمینه انجام شد؛ به این نحو که در یک گروه چوب مسواک به مدت چند دقیقه در دهان قرار گرفت و در گروهی دیگر از لاستیک‌های بی اثر استفاده گردید. پس از حدود 5 دقیقه بزاق دهان هر دو گروه جمع آوری شد و با روش HPLC به طور دقیق مورد مطالعه قرار گرفت.

نتایج نشان داد که ترکیبات بزاق دو گروه کاملاً متفاوت است؛ به این معنا که در بزاق دهان افرادی که چوب مسواک داشتند تعدادی از مواد، املاح و یون‌های بسیار با ارزش که می‌توانند با چندین مکانیسم آثار بسیار جالب و مثبتی در جهت جلوگیری از بیماری دهان و دندان بر جای گذارند، و جود داشت. این تحقیق نشان داد که مواد موجود در چوب مسواک به راحتی و در زمان بسیار کوتاه در بزاق حل می‌شوند، در حالی که مواد موثر بسیاری از گیاهان نمی‌توانند به این سرعت در بزاق دهان حل شوند.

حتی یک آزمایش ساده می‌تواند این مسئله را تایید کند. در صورتی که پوست چوب مسواک را برداریم و آن را در یک استکان آب قرار دهیم، می‌بینیم در مدت کوتاهی موادی از ساقه در آب حل شده و آب کاملاً کدر می‌شود. اگر به ته استکان نگاه کنیم املاح حل شده از چوب مسواک را مشاهده می‌کنیم. تجزیهٔ این مواد، ترکیبات ارزشمندی را که در بزاق حل می‌شوند، نشان می‌دهد.

تحقیق دیگری در مورد اثر ضد میکروبی و ضدعفونی کنندهٔ چوب مسواک در مقایسه یا خمیردندان‌های خوب دنیا انجام شد؛ به این صورت که در تعدادی از افراد قدرت ضدمیکروبی و ضدعفونی کنندهٔ بزاق پس از استفاده از خمیر دندان در زمان‌های مختلف اندازه گیری شد. در تحقیق جداگانه ای گروه دیگری که از چوب مسواک استفاده کرده بودند، مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج آزمایش‌ها نشان داد که خاصیت ضدمیکروبی چوب مسواک از لحظهٔ ورود به دهان شروع می‌شود و به مدت طولانی دوام دارد؛ در حالی که دوام خمیر دندان‌ها بسیار کوتاه بوده و قابل مقایسه با چوب مسواک نیست.

یک تحقیق بسیار ارزشمند و جالب در مورد مادهٔ موثر چوب مسواک به نام بنزیل ایزوتیوسیاناید نشان داد که این جسم پس از ورود چوب مسواک به دهان در بزاق حل می‌شود. این ماده با یک اتم اکسیژن هیدروژن پراکسید (H2 O2) که از فعالیت میکروارگانیسم‌های دهان حاصل می‌شود ترکیب شده و تولید آب معمولی و ترکیب جدید اکسید بنزیل ایزوتیوسیاناید می‌کند. در این عمل اضافهٔ آب اکسیژنه (هیدروژن پراکساید) موجود در بزاق خنثی شده و آسیب به بافت‌های مخاطی دهان را کاهش می‌دهد.

همزمان ترکیب جدید اکسید بنزیل ایزوسیاناید تولید می‌شود که قدرت ضدعفونی کنندهٔ آن از بنزیل ایزوتیوسیاناید قوی‌تر است. دانشمندان قبلاً به این نتیجه رسیده بودند که ترکیب بنزیل ایزوتیوسیاناید به مقدار کم و به طور طبیعی توسط غدد بزاقی در دهان ترشح می‌شود و این یکی از اعجازهای درخت مسواک می‌باشد که در نوع خود منحصر به فرد است.

بیش از دویست تحقیق مختلف بر روی مواد و اثرات جالب چوب مسواک انجام گرفته که از خواص منحصر به فرد آن خبر می‌دهد. پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم)، اولین معرف و توصیه کنندهٔ این چوب در جهت بهداشت دهان و دندان بوده‌اند؛ در حالی که قبل از آن مسواکی وجود نداشته است و این بسیار جالب است.

کلراید قابل توجه موجود در چوب مسواک به عنوان یک دتر جنت قوی عمل نموده و از ایجاد جرم روی دندان‌ها جلوگیری می‌کند.

 

* طریقه مصرف

در کشور عربستان سعودی و بعضی کشورهای عربی دیگر قطعات حدوداً 10 سانتی متری با قطر حدود یک سانتی متر از ساقه‌های گیاه به صورت بسته‌های 50 تا 100 عددی به وفور به فروش می‌رسد که هر قطعه از آن به مدت یک روز در آب قرار گرفته و سپس پوست همان قسمت جدا می‌شود. به این ترتیب فیبرهای طولی این ساقه به شکل مسواک در می‌آید که آن را به آرامی بر روی دندان‌ها می‌کشند. با این عمل ضمن مسواک شدن دندان‌ها مواد مختلف این چوب در بزاق حل شده و آثار مختلف آن در دهان، لثه و دندان‌ها اعمال می‌شود. هم چنین از فیبرهای نازک ساقه جهت خلال کردن دندان استفاده می‌گردد.

لازم به ذکر است که برای ما ایرانیان که از کودکی به این کار عادت نکرده ایم، این کار ممکن است صدماتی به دهان وارد کند؛ از این رو ضمن سال‌ها تحقیق نگارنده در مورد استفاده از خواص اعجاب انگیز چوب مسواک در بهداشت دهان و دندان، دهان‌شویه ای فرموله گردیده که ماده اصلی آن عصاره چوب مسواک می‌باشد و می‌تواند خواصی مشابه با چوب مسواک در دهان و دندان ایجاد کند. این دهان‌شویه به افتخار نام ایران و با استفاده از نام علمی گیاه «پرسیکا» نام‌گذاری شد.

منبع:انقلاب نیوز



:: بازدید از این مطلب : 2704
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران