میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 22
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 82
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2605
:: بازدید ماه : 9208
:: بازدید سال : 15428
:: بازدید کلی : 15428
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

جهت مشاهده وذخیره تصاویر در سایز اصلی بر روی آنها کلیک نمایید

 


:: بازدید از این مطلب : 2015
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

 به نقل از تسنیم، در روزگار کنونی که شعر آیینی به عنوان یکی از گونه‌های ادبی زیرشاخه‌های فراوان یافته و در ابعاد بسیاری گسترش یافته است، دیگر امروز نمی‌توان ادعا کرد که شعر آیینی تنها در شعر علوی،‌  عاشورایی و یا فاطمی خلاصه می‌شود،‌ پیروزی انقلاب و معطوف شدن توجه شاعران به شعر آیین یموجب شد تا این شاخه از ادبیات فارسی به صورت تخصصی رشد کرده و شاعران در همه زمینه‌های ممکن در این حوزه طبع‌آزمایی کنند.

گرچه ممکن است ابعادی از این کرانه وسیع دریای عصمت و طهارت کمتر دیده شده و یا از آن غفلت شده باشد‌، اما با توجه به رشد آگاهی‌ها در این عرصه و تأکیدات شاعران پیشکسوت و فرزانه انقلاب و در رأس همه آن‌ها رهبر فرزانه انقلاب اسلامی‌، هستند شاعرانی که تلاش کرده‌اند تا همه ابعاد این کرانه وسیع را با نگاهی جامع درنوردیده و تلاش کنند تا دیگر شاخه‌های شعر آیینی نیز رشد یابد. البته این مهم در میان شاعران پیشکسوت و مکتبی آیینی بیشتر دیده شده است.

امام صادق(ع) به دلیل تأثیراتی که در گسترش و توسعه اسلام و فقه شیعه داشته‌اند،‌ از جایگاه ویژه‌ای در میان شیعیان برخوردارند،‌ اگرچه شناخت از این امام همام آن‌چنان که باید و شاید در میان شیعیان وجود ندارد‌، اما در سال‌های اخیر شاعران و اندیشمندان تلاش کرده‌اند،‌ تا هر یک به فراخور ظرفیت گامی کوچ برای ارائه این شناخت به مخاطب بردارند.

غلامرضا سازگار از شاعران مداحی است که اشعار پرشماری درباره امام صادق دارد،‌  شعر ذیل یکی از این اشعار است که ارادت شاعر را به ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت نشان میدهد:

 

 ای پیر خرد طفل دبستان کمالت

ارباب بصیر همه مبهوت جلالت

دیدار الهی به تماشای جمالت

خلق دو جهان تشنۀ دریای زلالت

وجه‌اللهی و نیست نه پایان نه زوالت

وصف تو فزون است ز توصیف و ز گفتار

****

ای گشته صداقت همه جا دور سر تو

روییده گل معرفت از خاک در تو

شب منتظر زمزمه‌های سحر تو

وحی است سراسر سخن چون گهر تو

عالم چو کف دست به پیش نظر تو

ای چشـم خـدای احـد قــادر دادار

تو ماه و تلامیذ تو دور تو ستاره

گفتار حکیمانه‌ات افزون ز شماره

هر روز... نه! هر لحظه بود بر تو هزاره

علم تو روان‌بخش کمال است هماره

دو مطلع الانوار تو حمران و زراره

یک جابر حیان تو و آن همه آثار

              ****
 

چون مهر که پیوسته کند جود خود انفاق

چون نور که سر برکشد از سینۀ آفاق

علم تو عیان است در اوراد و در اوراق

عقل و خرد و علم و فضلیت به تو مشتاق

در علم و ادب مؤمن طاقت همه جا طاق

هارون تو گل داد برون از شرر نار

                    ****

در کوی تو بر جنت اعلا چه نیاز است؟

با نور تو بر مهر دل‌آرا چه نیاز است؟

با قطرۀ جود تو به دریا چه نیاز است؟

با خاک تو بر وسعت دنیا چه نیاز است؟

با درس تو بر علم اروپا چه نیاز است؟

ای عبد تو بر لشکر دانش سر و سردار

                      ****

ای کرسی درس تو تجلای قیامت

آویزۀ گوش همه تا حشر، کلامت نوشیده همه

کوثر توحید ز جامت

در ملک خدا وحی خداوند، پیامت

بر قلب عدو تیر بلا نطق هشامت

گویی سخن اوست همه تیغ شرربار

                 ****

جز راه شما راه دگر سوی خدا نیست

در ملک خدا نور به جز نور شما نیست

جز خط شما مشی شما مذهب ما نیست

این است و جز این نیست درست است و خطا نیست

درس تو کم از نهضت شاه شهدا نیست

آن نهضت پاینده از این درس دهد بار

خلقت، نه فقط خالق منان به تو نازد

مؤمن نه، خدا داند ایمان به تو نازد

فضل و ادب و دانش و عرفان به تو نازد

زهرا و علی، احمد و قرآن به تو نازد

والله قسم شاه شهیدان به تو نازد

کز هر سخنت نهضت دیگر شده تکرار

                      ****

تنها نه فقط زهر شرربار، تو را کشت

هر لحظه غمی آمد و صدبار تو را کشت

بیداد عدو نیمه شب تار تو را کشت

گه یاد فشار در و دیوار تو را کشت

بیش از همه منصور ستمکار تو را کشت

هر روز از او شد به تن و جان تو آزار

                 ****

گه برد سوی قتلگهت پای پیاده

گه لب به جسارت به حضور تو گشاده

گه کرد ز بیداد، به قتل تو اراده

با هر سخنش بر جگرت زخم نهاده

او بر روی تخت و تو سر پای ستاده

حرمت نگرفت از تو و از احمد مختار

                     ****
 

ای ماه فلک شمع شب تار بقیعت

صد قافله دل آمده زوار بقیعت

مرغ دل من گشته گرفتار بقیعت

هرچند که ویران شده آثار بقیعت

باشد که شبی در پی دیدار بقیعت

«میثم» ز ره دور نهد چهره به دیوار

:: بازدید از این مطلب : 1489
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

 به نقل از مهر، شاگرد ایرانی مکتب امام صادق(ع) که پدر علم شیمی شد. «جابربن حیان» شاید یکی از معروف ترین شاگردان  امام صادق(ع) باشد. دانشمندی که در میان ۴هزار شاگرد پیشوای ششم شیعیان و در دوران شکوفایی علمی و کلاس های درس پرشمار امام صادق(ع) در علم کیمیاگری چهره شد و حالا سالهاست که از او به عنوان «پدر علم شیمی» یاد می شود. چهره ای که یکی از مشهورترین دانشمندان ایرانی نیز به شمار می رود.شهرت جابر نه تنها به جهان اسلام محدود نمیشود و غربیها او را تحت عنوان «گبر» می شناسند.

پدر ایرانی شیمی

بوموسی جابر بن حیان، کیمیاگر برجستهٔ ایرانی، در سال ۱۰۰هجری شمسی در شهر توس از توابع خراسان متولد شد. پدر او  یک داروساز شناخته شده و از پیرو ان اهل بیت (ع) بود که به دلیل تلاش در بر اندازی حکومت بنی امیه دستگیر شد و به قتل رسید. جابر در زمان قتل پدرش کمتر از یک سال سن داشت. علاقه مندی جابر به حرفه و نوشته های باقی مانده از پدرش، سبب شد تا او نیز به داروسازی پرداخته و البته همزمان با ان، به یادگیری علوم دیگر هم بپردازد. برای همین، ایران را به مقصد عراق ترک کرد تا در کوفه، تحقیقات خود را دنبال کند.

 به همین دلیل به او صفت «کوفی» داده اند که البته اشاره به زادگاه او نیست.جابر، علاوه بر علم داروسازی، از کیمیاگران و فیلسوفان بنام عصر خود بود و البته بیشتر این شهرت را مرهون شاگردی پیشوای ششم شیعیان می دانست. ذبیح الله منصوری در کتاب ترجمه شده «امام صادق مغز متفكر شيعه» از قول جابر می نویسد: «همه این علم (شیمی یا کیمیاگری) را از محضر مولايم جعفر بن محمد(ع) آموخته ام.»  «برتلو» شیمیدان فرانسوی که به «پدر شیمی سنتز» مشهور است هم، سخت تحت تاثیر جابر واقع شده و می گوید: «جابر در علم شیمی همان مقام و پایه را داشت که ارسطو در منطق .» جورج سارتون می گوید: «جابر را باید بزرگترین دانشمند در صحنه علوم در قرون وسطی دانست.»

جابر نخستین شیمیدان ایرانی است. اواولین کسی است که به علم شیمی شهرت و آوازه بخشید و بی‌تردید نخستین مسلمانی است که شایستگی کسب عنوان شیمیدان را دارد.

شهرت جابر نه تنها به جهان اسلام محدود نمیشود و غربیها او را تحت عنوان «گبر» میشناسند.ابن خلدون درباره جابر گفته است: «جابربن حیان پیشوای تدوین کنندگان فن کیمیاگری است. »

شاگرد، دوست و همراه امام ششم

جابربن حیان ، کتابی مشتمل بر هزار برگ و  ۵۰۰ رساله ، تالیف کرده است. جابر شاگرد و دوست امام صادق (ع) بود و امام را شخصی والا و مهربان یافت؛ بطوری که نمیتوانست از او جدا ولی بی نیاز بماند. جابر میکوشید تا با راهنمایی استادش ، علم شیمی را از بند افسانه‌های کهن مکاتب اسکندریه برهاند و در این کار تا اندازه‌ای به هدف خود رسید. برخی از کتابهایی که جابر در زمینه شیمی نوشته عبارتند از : الزیبق ، کتاب نارالحجر ، خواص اکسیرالذهب ، الخواص ، الریاض و ... .

وی به آزمایش بسیار علاقه مند بود. از این رو ، می توان گفت نخستین دانشمند اسلامی است که علم شیمی را بر پایه آزمایش بنا نهاد. جابر نخستین کسی است که اسید سولفوریک یا گوگرد را از تکلیس زاج سبز و حل گازهای حاصل در آب بدست آورد و آن را زینت الزاح نامید. جابر اسید نیتریک یا جوهر شوره را نیز نخستین بار از تقطیر آمیزه‌ای از زاج سبز ، نیترات پتاسیم و زاج سفید بدست آورد.

جابر سرانجام در سال 194 هجری شمسی در کوفه درگذشت


:: بازدید از این مطلب : 1579
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

 مالک بن انس از علمای مشهور اهل سنت می‌گوید: هرگاه نزد جعفر بن محمد علیه السلام می‌رفتم او با احترام با مکن رفتار می‌کرد و تکیه گاه تقدیم من می کرد و می‌فرمود: ای مالک من تو را دست دارم. من از این سخن خشنود می‌شدم و خداوند را سپاس می‌گفتم.
او مردی بود که دائم مشغول یکی از این سه خصلت بود: یا روزه می گرفت یا نماز می خواند و یا در حال ذکر بود. او از بزرگان عباد و اکابر زهاد بود که از خدای عزوجل می‌ترسند.
ایشان بسیار حدیث می‌گفت. مجالست با او دل نشین و همراهی‌شان پر فایده بود.

از آدابش این بود که وقتی اسم پیغمبر صلی الله علیه و آله را در حضورش می بردیم رنگ چهره ایشان تغییر می کرد.

در یک سفر با امام با هم به مکه مشرف می شدیم، از مدینه خارج شدیم و به مسجد الشجره رسیدیم، لباس احرام پوشیده بودیم و می خواستیم لبیک بگوییم و رسما محرم شویم. همان طور سواره داشتیم محرم می شدیم، ما همه لبیک گفتیم، من نگاه کردم دیدم امام می خواهد لبیک بگوید اما چنان رنگش متغیر شده و آنچنان می لرزد که نزدیک است از روی مرکبش به روی زمین بیفتد، از خوف خدا.
من نزدیک شدم و عرض کردم: یا بن رسول الله! بالاخره بفرمایید، چاره ای نیست، باید گفت. به من گفت: من چه بگویم؟! به کی بگویم لبیک؟! اگر در جواب من گفته شود: «لا لبیک» آن وقت من چه کنم؟!


متن حدیث:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل ره قالحدثنا علي بن الحسين السعدآبادي عن أحمدبن محمد بن خالد عن أبيه قال حدثنا أبوأحمد محمد بن زياد الأزدي قال سمعت مالك بنأنس فقيه المدينة يقول كنت أدخل إلى الصادق جعفر بن محمد (ع) فيقدم لي مخدة و يعرف لي قدرا و يقول لي يا مالك إني أحبك فكنت أسر بذلك و أحمد الله عليه قال و كان(ع) رجلا لا يخلو من إحدى ثلاث خصال إماصائما و إما قائما و إما ذاكرا و كان منعظماء العباد و أكابر الزهاد الذين يخشونالله عز و جل و كان كثير الحديث طيب المجالسة كثير الفوائد فإذا قال قال رسولالله (ص) اخضر مرة و اصفر أخرى حتى ينكره منكان يعرفه و لقد حججت معه سنة فلما استوتبه راحلته عند الإحرام كان كلما همبالتلبية انقطع الصوت في حلقه و كاد أن يخرمن راحلته فقلت قل يا ابن رسول الله و لا بدلك من أن تقول فقال يا ابن أبي عامر كيفأجسر أن أقول لبيك اللهم لبيك و أخشى أنيقول عز و جل لا لبيك و لا سعديك.


«امالی صدوق، صفحه 169»
 

:: بازدید از این مطلب : 1796
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

به نقل از مهر، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در جمع عزاداران صادق آل محمد(ع) که دیروز دوشنبه 11 شهریور همزمان با سالروز شهادت امام صادق(ع) در میدان فلسطین تهران برگزار شد گفت: ابومسلم خراسانی به اسم اهل بیت قیام کرد اما دستورات اهل بیت(ع) را در مسیر قیام خود عمل نمی کرد. او علیه بنی امیه و بنی مروان قیام کرد و نتیجه قیامش حکومت بنی عباس بود که البته بنی عباس کمتر از بنی امیه به ائمه ظلم نکردند.

وی افزود: ابومسلم نامه ای به امام صادق نوشت و در آن بیان کرد که ما داریم قیام برای شما می کنیم و داریم عرصه را برای شما فراهم می کنیم. امام در جواب فرمود تو آدم من نیستی و زمانه، زمانه من نیست.

وی تصریح کرد: این جواب امام نشان می دهد که امام نگاه به پاکی قدرت دارند. امام با این جواب به او می گویند که تو تقوی در شمشیر زدن نداری اگرچه به ظاهر برای ما شمسیر می زنی.

حجت الاسلام پناهیان تأکید کرد: با اینکه ابومسلم شعارهای اهل بیتی می داد و مردم را از دست سفاکان بنی مروان نجات می داد ولی حضرت می گوید تو آدم من نیستی و من تو را انتخاب نکرده ام. یعنی اهل بیت به هر قیمتی حاضر نیست که قدرت را در اختیار بگیرد و به دست آورد.

وی تصریح کرد: با اینکه امام صادق در آستانه تصاحب قدرت قرار داشت اما حضرت یاری افرادی چون ابومسلم را قبول نکرد و فرمودند یاری شما ظاهری است و شما باید پای تمام دین بایستید.

این محقق علوم دینی افزود: در تاریخ نقل شده که امام صادق 4 هزار شاگرد داشته است و شمار زیادی نیز شیعه ایشان بودند اما امام می گوید که اگر 17 نفر آدم داشتم قیام می کردم. این نشان می دهد که استاندارد امام صادق بالاست و هر خدمتی را از هر کسی نمی پذیرند.

وی افزود: در قسمت دوم جواب امام صادق به ابومسلم آمده که زمانه، زمانه من نیست. منظور امام این است که ما در زمانی حکومت می کنیم که مردم عمیقاً ما را فهمیده باشند و ما را بخواهند. یعنی حضرت برای فهم و درک مردم احترام قائل بودند. این نشان می دهد که ائمه چه میزان برای فهم و درک مردم احترام قائل بودند.

حجت الاسلام پناهیان تأکید کرد: این چیزی است که در دموکراسی های غربی به هیچ عنوان وجود ندارد. برای نمونه غرب با اینکه می داند هیچ احمقی باور نمی کند که دولت سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده اما برای فهم مردم اهمیت و ارزشی قائل نیست. دموکراسی یک فریب و یک اشرافیت مدرن است.

وی تصریح کرد: نمونه دیگر از رفتار امام صادق را نزد علی(ع) می بینیم و زمانی که مردم برای حکومت نزد حضرت آمدند او مردم را به نزد زبیر برد و به زبیر گفت من با تو بیعت می کنم. در واقع حضرت می دانست که مردم احساسی شده اند. البته این به معنای زهدفروشی حضرت نیست چرا که ائمه به دنبال زهدفروشی نبودند.

وی یادآور شد: در واقع حضرت وقتی مجبور می شود حکومت را می پذیرد و گرنه حضرت نیز قائل بود که زمانه، زمانه او نیست و می بینیم همان طلحه و زبیری که یار امام بودند مخالف حضرت شدند.

حجت الاسلام پناهیان تأکید کرد: لذا باید توجه داشت که حکومت دینی وابسته به معرفت حقیقی مردم است. ولی اگر حکومت دینی ایجاد شد وقتی کسانی چون خوارج و طلحه و زبیر مخالفت کردند و سد ایجاد کردند حضرت آنها را از دم شمشیر گذراند.

وی افزود: امام صادق با اینکه حکومت نکرد ولی نحوه حکومت را به ما نشان داد. امامان شیعه چنان بزرگوار هستند که چیزی را به مردم تحمیل نکردند. این عدم تحمیل فقط از جنبه اجتماعی و سیاسی نیست بلکه از جنبه فردی نیز هست. آنها افراد را به تبعیت و خدمتگزاری وادار نکردند.

پناهیان در پایان تصریح کرد: امام صادق افتخار احترام به حقوق انسانها و فهم و درک انسانهاست و همه مذاهب و روسای مذاهب به ایشان احترام می گذارند.


:: بازدید از این مطلب : 1872
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

 


دانلود


:: بازدید از این مطلب : 2812
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392



دانلود کنید


:: بازدید از این مطلب : 2622
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

 

جهت مشاهده و ذخیره تصاویر در سایز اصلی برروی آنها کلیک نمایید.


:: بازدید از این مطلب : 1879
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 12 شهریور 1392

منطقه سيده زينب اين روزها به همت شيربچه هاي شيعه امن است. تقريبا همه محافظين حرم، خانواده هايشان در همان هتل ها زندگي مي کنند. در خيابان حرم، هميشه رزمنده هايي را مي بينم که اسلحه بر دوش، گرد و خاک جنگ گرفته، نان و سبزي و خرت و پرت خريده اند و به خانه مي روند، که تا نوبت بعدي پاسشان، استراحت کنند و کار کنند و خرج زندگي در بياورند.

 همان روزهاي اول درگيري در سوريه، مسلحين شبانه نزديک حرم حضرت زينب شدند و روي ديوار نوشتند "تساقطي مع النظام" يعني همزمان با نظام، فرو خواهي ريخت. همين شد که بچه شيعه ها از همه جا خودشان را رساندند به منطقه سيده زينب، و با اهالي منطقه همقسم شدند که از حرم و منطقه دفاع کنند. يادم هست با جواني صحبت کردم که مي گفت «ما به ارتش مراجعه کرديم اما جواب درستي نگرفتيم، خودمان رفتيم از بازار سياه با پولي که از مردم جمع کرده بوديم 50 قبضه اسلحه خريديم و شروع کرديم به نوبت کشيک دادن اطراف حرم».

هسته‌هاي اوليه مقاومت مردمي در مقابل فتنه سوريه در همين منطقه شکل گرفت. با جدي تر شدن بحران، و نا آرام شدن مسير فرودگاه و غوطه شرقي -که منطقه سيده زينب هم در همان منطقه قرار دارد، نظام سوريه توجه بيشتري به ماجراي مقاومت مردمي نشان داد و پس از مدتي، سازمان دفاع وطني در سوريه رسميت يافت.

بحران که در سوريه بزرگتر مي شد، محور قطر - عربستان تلاش بي پاياني براي شيعي-سني نشان دادن جنگ انجام مي‌دادند. آن ها از همان ابتدا نظام سوريه را يک نظام شيعي، در پيوند با نظام شيعي ايران و سازمان شيعي حزب الله جلوه مي دادند، و تلاش مي کردند قاطبه اهل سنت جهان را عليه اين محور تحريک کنند. در واقع در اين جنگ شيعيان زيادي به خاک و خون کشيده شده اند؛ اما تنها گروه مورد تعرض نبوده اند. سلفي هاي تکفيري که در قالب جبهه النصره القاعده درگير جنگ با نظام هستند، همه را مي کشند. براي آنها فرقي بين سني و شيعه و مسيحي وجود ندارد. آنها هرکس را آنطرف لوله تفنگشان ببينند مي کشند. حتي جايي خواندم که در موردي در اطراف حلب، آنها تعدادي از زنان تونسي که به فتواي علماي سلفي براي ارايه خدمات جنسي به خود القاعده به سوريه آمده بودند را به جرم فساد به رگبار بسته بودند.

شواهد اين همه گير بودن کشتار را در منطقه سيده زينب مي شود به وضوح ديد. از ابتداي درگيري ها خانواده هاي زيادي از مذاهب مختلف شيعه و سني، از همه جاي سوريه به اين منطقه پناهنده شده اند. مدير يکي از جمعيت هاي انسان‌دوستانه به من گفت «اين منطقه پيش از بحران حدود 2000 نفر سکنه داشت اما الان بيشتر از 30000 نفر در آن ساکن شده اند». اين خانواده هاي آواره، در هتل هاي اطراف حرم -که پيشتر پذيراي زوار ايراني عتبات سوريه بودند، زندگي مي کنند. يادم هست يک خانواده 8 نفره که دو شهيد هم داده بودند، در يک سوييت 30 متري زندگي مي کردند. پناه آوردن سني ها به منطقه تحت کنترل شيعه ها چه معني ديگري مي توانست داشته باشد؟ جز اينکه مسلحين تکفيري فقط ادعاي جنگ با شيعيان داشتند و در عمل همه را از دم تيغ مي گذراندند؟ 

منطقه سيده زينب اين روزها به همت شيربچه هاي شيعه امن است. تقريبا همه محافظين حرم، خانواده هايشان در همان هتل ها زندگي مي کنند. در خيابان حرم، هميشه رزمنده هايي را مي بينم که اسلحه بر دوش، گرد و خاک جنگ گرفته، نان و سبزي و خرت و پرت خريده اند و به خانه مي روند، که تا نوبت بعدي پاسشان، استراحت کنند و کار کنند و خرج زندگي در بياورند. يک بار فروشنده يک مغازه لباس زنانه، از من که خريدم طول کشيده بود عذر خواست و رفت توي پرو، تعجب کردم، اما وقتي با لباس نظامي آمد بيرون متوجه شدم. دوباره عذر خواست و گفت نوبت پاسش نزديک است و بايد به فلان جا برود. بيرونم کرد و در مغازه را بست و رفت.

پيشتر خط درگيري به خود حرم نزديک بود و مسلحين روزي چند بار به سمت حرم شليک مي کردند. يک بار يک موشک آرپي جي به يکي از گلدسته ها خورد، يک بار هم يک خمپاره آمد و خورد وسط حياط، کنار آن باغچه کوچکي که درخت پرتقال دارد و سه تا سنگ قبر هم وسطش هست. بعدتر که رفتم، بچه ها عمليات کرده بودند و خط را جلوتر برده بودند و ديگر گلوله ها به حرم نمي رسيد. گاهي البته هنوز هم خمپاره هاي دوربردتر مي زنند، که معمولا به سقف ساختمان هاي بلند مي خورد، تک و توکي هم به کف خيايان مي رسد که شهيد مي گيرد و مجروح مي گيرد.

بين اين شهيدها و زخمي ها از زن حامله و کودک چهار ماهه ديده ام تا پيرهاي سر سفيد. مردم اما جوري که به نوعي عادي شده باشد، دود و گرد انفجار که مي نشيند، جمع مي شوند و آوار جابجا مي کنند و زخمي و شهيد بيرون مي آورند، سر دستشان مي گيرند، و عموما يک چيز را بيشتر مي گويند:
"هيهات منا الذله"

اين شعارها را جاهاي مختلف دنيا شنيده ام، از مراکز مهم تشيع تا وسط پاريس. و بيشتر شيعه هايي که ديده ام، با غيرت بوده اند. غيرت مي خواهد که به هزار سختي خودت را برساني کنار حرم نوه پيغمبر، دختر علي، جانت را سپر گلوله کني که آسيبي به شعائر تشيع نخورد. حرم براي بچه هاي مدافع، يک چهارديواري آيينه کاري و کاشيکاري شده نيست، حتي از مکان هم فراتر رفته است. الان خانه عمه بزرگ، براي بچه شيعه ها نماد همه اهل البيت است. تا حالا، که شايد هر روز سنگرهاي بچه هاي خطوط پيشاني گلوله باران شده و مسلحين بارها به خطشان زده اند، حتي يکبار هم کسي فرار نکرده است. 

همه اين هايي که گفتم، معني اين نمي دهد که جنگ شيعه و سني است در سوريه. اهميت دارد که تاکيد کنم آن طرف خط تکفيري ها هستند. تکفيري ها ادعاي سنت دارند، اما عملکردشان هيچ سنخيتي با اسلام اهل سنت ندارد. آن ها بي محابا آدم مي کشند و جلوي دوربين سينه اش را مي شکافند و جگرش را مي خورند. آن طرف خط سلفي ها اسلحه هاي مدرن آمريکايي و اسراييلي دارند، و فرياد مي زنند ما تا آخرين شيعه را خواهيم کشت. شيعه ها هم هرجا باشند، ذلت نمي پذيرند. اسلحه برمي دارند و دفاع مي کنند. و با افتخار روي پيراهنشان مي نويسند "کلنا عباسک يا زينب" يعني همه ما عباس تو هستيم زينب.

***سید علی فاطمی

:: بازدید از این مطلب : 2191
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 11 شهریور 1392

 پنجمین اجتماع «مدافعان حرم»، در شب شهادت امام جعفر صادق (ع) در حسینیه موسی‌ابن‌جعفر (ع) میدان خراسان برگزار شد. در این مراسم پس از سخنرانی حجت‌الاسلام سیدابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضائیه، حمید علیمی،‌ مداح اهل بیت(ع) سخنرانی کوتاهی برای حضار کرد.

حمید علیمی با تاکید بر اینکه پیامک‌هایی که در مورد محاصره حرم شریف حضرت زینب(س) و حرم شریف حضرت رقیه(س) برای مخاطبان ارسال می‌شود، همگی دروغ است گفت: حرم حضرت زینب (س) در وسط شهر قرار دارد و غیر قابل محاصره است. از حرم حضرت رقیه (س) نیز به شدت محافظت می‌شود. حتی خمپاره‌ای که چندی پیش به مسجدی در کنار این حرم اصابت کرد، دست‌ساز و غیر قابل پیش‌بینی بود و خرابی آن بسیار کم بود و سریع ترمیم شد.

وی افزود: اما شرایط زینبیه متفاوت است. در یک طرف زینبیه زندگی جریان دارد و در طرف دیگر جنگ است. به دلیل بافت شهری آنجا که دارای خانه‌های تو در توست جنگ بسیار سخت است. بیشتر مدافعان حرم کسانی هستند که در همان محل زندگی می‌کردند. مدافعان حرم برادران افغانی‌ شیعه هستند که در سوریه به دنیا آمده‌اند. هرکدام از مدافعین برای خود شیرمرد و یل هستند. چندی پیش در جنگی که در شهر اتفاق افتاد 60 نفر از این شیعیان توانستند 700 نفر از تروریست‌ها را بکشند. این در حالی بود که تنها دو نفر از نیروهای حزب‌الله شهید شدند.

این مداح اهل بیت(ع) با تاکید بر اینکه نباید به هر طریقی خود را به سوریه رساند گفت: دفعه اولی که من به سوریه رفتم، از خاک لبنان وارد این کشور شدم. من آشناهای سوری و لبنانی زیادی داشتم. نمی‌توان به راحتی وارد خاک سوریه شد، مخصوصا الان که مجاهدین خلق با تکفیری‌ها و ارتش آزاد همکاری می‌کنند. آنها ایرانی‌هایی را که به لبنان سفر می‌کنند را به تروریست‌ها تحویل می‌دهند و جایزه‌های کلانی می‌گیرند.

علیمی اضافه کرد: بدون حساب کتاب رفتن به سوریه اصلا درست نیست. این کار یا موجب شهادت بدون مبارزه و یا اسیر شدن می‌شود. در صورت اسارت هر ایرانی با 20 یا 30 نفر از تکفیری‌ها یا مبلغ کلانی پول معاوضه می‌شود که این به نفع دشمن است. در سوریه فقط کسانی را در جهاد شرکت می‌دهند که با موقعیت‌ جنگ در آنجا آشنا باشند. حتی لبنانی‌هایی که مسلط به زبان عربی هستند و دوره‌های حزب‌الله را دیده‌اند اجازه جنگ در سوریه را ندارند. آنجا همه چیز با حساب و کتاب است.

وی افزود: در آنجا من در یک گروه 35 نفره بودم. بعضی وقت ها این افراد به من می‌گفتند حتی تا یک هفته و 10 روز باید در خانه بمانم. عکس‌هایی که از من در سوریه منتشر شده توسط این دوستان گرفته شده است. دشمنان اسلام حتی از سایه ما شیعیان می‌ترسند. الان تبعه‌های 50 کشور مختلف در جبهه کفر در حال مبارزه هستند. جنایتی که در اینترنت شاهد آنها هستیم تنها بخش کوچکی از جنایت آنهاست. آنها حتی به پسربچه‌های 4 ماهه هم رحم نمی‌کنند و سر آنها را می‌برند.


:: بازدید از این مطلب : 2823
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران