ترجمه حدیث: امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر کسی به شخص و یا اشخاصی عمل نیکی یاد بدهد و یا اینکه او را راهنمایی به کار نیکی بنماید و آن شخص یا اشخاص، به آن عمل نیک عمل نمایند، شخص یاد دهنده، تمام پاداش عمل کنندگان به آن عمل نیک را میبرد، بدون اینکه ذرّهای از پاداش آن اشخاص نزد خداوند کم گردد، و هرکس کار زشت و گمراهی را به کسی یا اشخاصی یاد بدهد و یا آنان را به عمل زشتی دعوت و یا راهنمایی کند، تمام گناه عمل کنندگان به آن کار زشت در نامۀ عمل او هم نوشته میشود. بدون آنکه ذرّهای ازگناه عاملان به آن کار زشت کاسته گردد.
شرح حدیث: با راهنمایی و یا یاد دادن کار نیک به دیگران و با انجام آن کار نیک، یک دری از هدایت خیر و سعادت به سوی انسان باز میشود. این تعلیم و یاد دادن، میتواند زبانی، عملی و یا نوشتنی باشد و یا ممکن است تسلسلی باشد، یعنی این کار نیک را که به دیگری یاد داده است، او هم به دیگری یاد بدهد و همین کار ادامه پیدا کند تا روز قیامت؛ بدون اینکه عمل خیری انجام دهد، پاداش عمل کنندهها برای او نوشته میشود.
برعکس، اگر انسان به دیگری یک راه گمراه، زشت، گناه، شیطنت، خدعه و نیرنگ را یاد بدهد، با انجام آن عمل زشت، دری از ضلالت به سوی او باز میگردد. حتی ممکن است عمل زشتی را آن شخص انجام ندهد ولی دیگران را به آن عمل راهنمایی کند. در روایت داریم: "الدّالُ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه[2] " و الدّالُ علی الشَّرِکَفَاعِلِه. ثواب و اجر راهنمایی کنده به خیر و نیکی همانند عمل کننده به آن است. و گناه راهنمایی کننده به کار زشت و شر به اندازه انجام دهندۀ آن کار زشت است.
راهنمایی و تعلیم انسانها به کار نیک -که پرسودترین تجارت دنیوی و اخروی است- کار انبیاء و اولیاء علیهم السلام است. برای همین هم تربیت فرزند، بستگان، دوستان، جامعه و... بسیار مهم است. انسان باید بداند که بیتوجهی به این امر مهم و به انحراف کشیده شدن نزدیکانش، گناه یا مغفرتش تا روز قیامت برای پدر، مادر، مربّی و... نوشته میشود.
ترجمه حدیث: در وصیّتهای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام است که فرمود: ای پسرم! از گرفتاریها وبلاهای انسان در دنیا، فقر و تنگدستی است، و سختتر از آن، بیماری جسمی است، و سختتر و بدتر، این است که انسان دلش بیمار باشد. از نعمتهای الهی به انسان در دنیا، داشتن مال و ثروت است و بهتر و بالاتر از آن، بدن صحیح و سالم داشتن است، امّا بالاتر ازآن دارا بودن تقوای قلبی است.
شرح حدیث: حضرت علی علیه السلام، گرفتاریها و خوشبختیهای انسان را در سه چیز خلاصه کرده و میفرمایند دو قسمت از گرفتاریهای انسان مربوط به گرفتاریهای مادّی است که انسان مشاهده و حس میکند؛ اوّل: فقر و تنگ دستی است. به این معنا که انسان از نظر مالی توانایی گذران زندگی خود را نداشته باشد. و دوّم هم بیماری جسمی میباشد. امّا بخش سوّم گرفتاری انسان که محسوس و مشهود نبوده و از دو بخش قبل سختتر است؛ بیماری دل و قلب میباشد. البته منظور، این قلب که عضوی از اعضای بدن است نیست، بلکه این بخش مربوط به گرفتاری روحی، روانی، درونی، دلی و قلبی او بوده و همان گرفتاری اعتقادی، اخلاقی، گناه ، معصیت و... میباشد.
نعمت و خوشبختی انسان هم دو بخش مادّی دارد: اوّل: اینکه به اندازۀ گذران زندگی باشد که محتاج کسی نشود و به آن اندازه از مال دنیا داشته باشد. دوّم: بدنی سالم داشته باشد، زیرا ممکن است انسان پول داشته باشد اما بیمار باشد و پول برای او فایدهای ندارد.
بخش سوّم، مربوط به قلب است که دارای ظرافت است. «تقوی القلب» یعنی پرهیز قلب از حبّ دنیا. یعنی این قدر به دنیا نچسبد. زیرا نعمت مال و سلامتی و فقر و بیماری گذرا میباشد، ولی مرض و بیماری قلبی این طور است که اگر انسانی دارای این بیماری باشد، با این مرض ازدنیا میرود. حضرت صادق علیه السلام در ذیل آیه"یَومَ لا یَنفَعُ مَالٌ وَ لابَنُونَ إلّا مَن أتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ[2]" میفرمایند: « هُوَ القَلبُ الَّذی سَلِمَ مِن حُبِّ الدُّنیا[3] » قلب سلیم، دلی است که انسان از حبّ دنیا پرهیز کند. زیرا بیماری قلب تا قیامت با انسان باقی میماند. اگر انسان میخواهد در دنیا و آخرت سعادتمند باشد، با دل سالم در دنیا زندگی کند و با دل سالم از دنیا برود.
روایتی از امام زین العابدین(صلواتاللهعلیه) منقول است که حضرت فرمودند: مؤمن پنج نشانه دارد.[1] اوّل؛ «الْوَرَعُ فِي الْخَلْوَةِ»، مؤمن حالت کنارهگیری از گناه دارد، آن هم در موقعی که غیر از خدا حاضر و ناظری نیست. اگر کسی در عَلَن معصیتی را ترک کند، مثلاً شرب خمر نکند یا نعوذ بالله با نامحرم نامشروع برقرار نکند، خوب است، امّا این ترک گناه در عَلَن، گویای این نیست که این فرد بهاصطلاح ایمان قوی داشته باشد.
اگر در جایی که جز خدا کسی نبود، گناه را ترک کرد، آنجا معلوم میشود که ایمان در قلب او رسوخ کرده است و به تعبیر اهلش اعتقاد، از واردات قلبیّه او شده است، چون جز خدا هیچکس را حاضر و ناظر نمیبیند و خودش را در محضر الهی میبیند؛ لذا این ترک گناه خیلی ارزشمند است.
دوم؛ «وَ الصَّدَقَةُ فِي الْقِلَّةِ»؛ وقتی مؤمن تنگ دست است، به مقدار توانش در راه خدا انفاق میکند و صدقه میدهد. این مورد نیز گویای این است که وابستگی مؤمن به خدا از نظر درونی قوی است. چون آن کسی که دستش خالی نیست بلکه از امور مادّی پر است و فراوان دارد، اگر چهار سنّار هم به این و آن کمک کند، خوب است، امّا خیلی هنر نکرده است. چرا؟ چون دستش پر است. اگر کمکی هم کند، چیزی از او کم نمیشود. اگر آنجایی که میبینی از تو کم میشود و نسبت به امور دنیایی تعلّق داری، آنجا انفاق کردی ارزش دارد، «وَ الصَّدَقَةُ فِي الْقِلَّةِ».
سوم؛ «وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ»، آنگاه که مصیبتی متوجّه مؤمن میشود، صبر میکند، تحمّل میکند، نعوذبالله زبان به شکایت از خداوند نمیگشاید. این صبر کاشف از این است که رابطه اش باخدا رابطهای معنوی و قوی است، «وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ»، این عمل ارزشمند است.
چهارم؛ «وَ الْحِلْمُ عِنْدَ الْغَضَبِ»، حلم یعنی بردباری، آنگاه که نیروی خشمش برانگیخته میشود و عصبانی میشود، خودش را کنترل میکند و این حلم و بردباری کشف از ایمان او میکند. مؤمن هنگام خشم جلوی خودش را میگیرد تا خشم و غضبش افسار گسیخته نباشد. این هم یکی از نشانههای مؤمن بود.
پنجم؛ «وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ»، معمولاً کسانیکه مبتلا به دروغگویی میشوند، به خاطر یکی از این دو چیز است: یا جلب منفعت است یا دفع ضرر، ریشة دروغگویی ایندو هستند. شخص چون میترسد که منفعتی را از دست بدهد، دروغ میگوید. مثلاً مشتری آمده، برای آنکه نکند از دستش بدهد به او دروغ می گوی ، از خوف اینکه منفعتی را از دست بدهد دروغ میگوید، یا از آنطرف، از اینکه ضرری متوجّهاش شود، بیم دارد. آنجا خوف از دست رفتن منفعت بود، این یکی خوف از جلب ضرر است، لذا دفع ضرر هم علّت متوسّل شدن به دروغ میباشد. اوّلی جلب منفعت بود، دوّمی دفع ضرر. «وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ». آنجایی که مؤمن بیم دارد نفعی از دستش برود یا ضرری متوجّهاش شود، بازهم راست میگوید.
لذا حضرت پنج مورد از نشانههای خیلی مهمّی مؤمن را فرمودند و اگر انسان واقعاً دارای این خصلتها باشد، از نظر ایمانی بهترینِ افراد است.
بحار الانوار ج64 ص293
چهار شنبه 21 تیر 91 – 21 شعبان 1433
[1] . ما راجع به نشانه های مؤمن و علامات مؤمن روایات بسیار داریم و تعداد زیادی هم در آن شمارش شده. در این روایت حضرت پنجتایش را مطرح می فرماید.
ترميم گذشته؛ به اين معنا كه ما بد كرديم و اين قابل انكار نيست. سال گذشته اينقدر گناه و خطا كرديم كه خودمان نميتوانيم خطاهايمان را بشماريم پس اوّلين چيزي كه ميخواهيم درخواست كنيم ترميم گذشته است و آن اینكه: خدايا عفو كن! به تعبيري كه در قرآن هم وجود دارد، «صفح جميل» کن. خيلي ساده بگويم: خدایا! نديده بگير؛ امشب اينطور با ما برخورد كن. صحيفۀ اعمالِ ما را كه «نعوذبالله»، به خطاهايمان آلوده شده است پاك و تميز كن، تا روی اینکه برای سال آینده تقاضا کنیم را داشته باشیم. اوّل بايد تقاضاي ترميم گذشته را داشته باشیم؛ همان تعبيري كه در روايات و از پیغمبراکرم برای لیلۀ قدر وجود دارد: از خدا طلب عفو كنيد و به تعبير اهل معرفت ستّاريّتِ ناشي از غفّاريّتِ خدا را بخواهيم. به طوري كه هيچگونه تبعاتي نسبت به خطاهاي گذشتهمان براي ما نباشد.
چه مقدار از گناهانم بخشیده میشود؟
بعد آنوقت سراغ ترسيم ميآييم. به این معنا كه: خدايا! سال آينده را سال خوبي براي ما ترسيم كن، يعني امر كن كه سال خوبي باشد. در اينجا مطلب مهمّی است و به ذهن همهمان ميآيد كه: ما ترميم را از خدا تقاضا ميكنيم و طلب عفو ميكنيم؛ حالا سؤال پیش میآید: چون من يك موجود كوچك و محدود و كوته نظر هستم، پس تا چه حد خدا عفو ميكند؟ بنابراین اوّل سؤال اين است كه آيا عفو ميكند يا نه؟ و دوّم هم چقدر؟
سؤال: چرا خدا به دعا پاسخ نمیدهد؟
روايتی است كه عثمانبنعيسي از امام صادق(عليهالسّلام) نقل ميكند.[2] راوي ميگويد: «قُلتُ»؛ يعني به حضرت عرض كردم: «آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا»؛ دو آيه در قرآن است که میخواهم ببينم مصداقي در خارج دارند يا ندارند؟ گشتم و مصداقي هم پیدا نکردم، «قَالَ وَ مَا هُمَا»؛ حضرت به او ميگويد: آن دو آيه كدام است؟ در نقلي است كه، «لا اَدري ما تَأويلُه»؛ نميدانم که تأويل اين دو آيه چيست؟ «وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ این آیه که من را بخوانيد، از من درخواست كنيد و من جوابگوي درخواست شما هستم، «فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً»؛ از خدا حاجت ميخواهم امّا از اجابت خبري نيست و به تعبير ما ميخوانم ولی پاسخي نيست. امامصادق(عليهالسّلام) فرمود: «قالَ(عليهالسّلام) أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ»؛ تو فكر ميكني كه خدا خلف وعده ميكند؟ يعني وعده ميكند و بعد به آن عمل نميكند؟ «قُلْتُ لَا»، نه! چنين چيزي نيست، «قَالَ فَمِمَ ذَلِكَ»؛ بگو پس چهطور شده كه ميخواهي و بعد هم ميبيني به اجابت نرسید و میگویی چنين چيزي نيست؟ علّت آن چيست؟ حضرت به او ميگويد: من علّت آن را به تو ميگويم. «قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ»؛ به تو خبر ميدهم.
استجابت دعای مطیعین
در اينجا حضرت انسانها را دو گروه ميكند، «مطيعها» و «عاصيها». گروه اوّل: «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ»؛ حضرت فرمودند: كسي كه خدا را در آن امری كه كرده اطاعت كند و بعد از خدا در آن جهتي كه با او هم سو باشد تقاضا كند، خدا جوابش را ميدهد. «قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ»؛ امّا جهت دعا چيست؟
برای اجابت دعا چه کنیم؟
حضرت در اينجا مطيعين را كنار ميگذارد و آن چيزي را كه مبتلا به همه است و مربوط به عاصين است وسط ميكشد. حضرت ميفرمايد: «تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ»؛ ابتدا نسبت به نعمتهايي كه به تو عنايت كرده ثناگو باش، «ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ(صَلّیاللهعلیهوآلهوسلّم)»؛ از خدا نسبت به نعمتهايش تشكّر كن و به پيغمبر درود بفرست، «ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ». مهم اینجا است. سراغ گناهاني كه كردي برو، «فَتُقِرُّ بِهَا»؛ اعتراف كن. بگو: خدا! بد كرد. تکتکِ معصيتها را در ذهن خود بياور، «ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا»؛ پس با اين خطاهايت به خدا پناه ببر، «فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ». بعد دارد: «تَعْتَرِفُ بِذُنُوبِكَ»؛ تکتکِ گناهاني كه به يادت ميآيد، «أَوْ بِمَا ذَكَرْتَ مِنْهَا»؛ هر چقدر كه يادت آمد، «وَ تُجْمِلُ مَا خَفِيَ عَلَيْكَ مِنْهَا»؛ و اجمالاً آنهايي كه در نظرت نيست، «فَتَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَعَاصِيكَ»؛ و بعد هم از تمام گناهانت توبه كن.
گناهانت را به ذهن بیاور نه زبان!
«وَ أَنْتَ تَنْوِي أَلَّا تَعُودَ»؛ گناهاني كه كردهاي و يادت است به ذهن بياور، نه اینکه به زبانت بياوری و بعد در مورد آنهايي هم كه يادت نيامد بگو: خدايا! همۀ خطاهايم را در نظر بیاور و بعد در مقابل خدا بنا را بر این بگذار كه ديگر اين كارها را نكني. «وَ أَنْتَ تَنْوِي أَلَّا تَعُودَ»؛ نيّت كن كه ديگر اين كارها را نميكنم، «وَ تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهَا بِنَدَامَةٍ»؛ از گناهانت به خاطر پشيماني واقعيات پوزش بطلب. «وَ صِدْقِ نِيَّةٍ وَ خَوْفٍ وَ رَجَاءٍ وَ يَكُونُ مِنْ قَوْلِكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ فَأَعِنِّي عَلَى طَاعَتِكَ».[3]
دیگر اشتباه نمیکنم!
«ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ معنايش درست بر جای خود است، امّا اين در صورتي است كه جهت دعا هم فراموش نشود. يعني چه؟ يعني وقتی ميخواهي از خدا تقاضا كني، نگاهی هم به سوابق گذشتهات بكن. اگر اشتباه کردهای، اوّل معذرت خواهي بكن و بگو: خدایا! من را ببخش و بعد هم وقتی كه ميگويي بد كردهام، نيّتت اين باشد كه ديگر خطایی مرتکب نشوی و بعد با صدق نيّت، استغفار كن.
خدا از دل من آگاه است
خدا ميفهمد که من از ته دل طلب بخشش میکنم یا نه؟ او شرمندگي من را بهتر از خودم درك ميكند. حتّي در روايت است که وقتی هنوز استغفار نكردي هم تو را ميآمرزد. مهم اين است که امشب خدا به دل من و تو نگاه ميكند. اين متن روايت است كه: هنوز که استغفرلله را نگفتهای، صحيفه را پاك و تطهيرمان ميكند. خدا اين است.
پذیرش آنی توبه در ماه رمضان
امّا باید اشاره کنم امتیازهای بسيار مثبت دیگری براي جوابگويي خداوند نسبت به غفران گناهانمان يعني ترميم گذشته و ترسيم خوب آينده هم داریم. چند روايت را ميخوانم. يكي از آنها را شب نوزدهم خواندم که این امتيازها را در امشب هم است. اوّل: روايتي از پيغمبراكرم كه: «يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي كُلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِيَهُ سُؤْلَهُ»؛ هر شب از ماه رمضان خدا سه بار ميفرمايد: آيا كسي هست که از من درخواستي كند تا به او بدهم؟ «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ»؛ آيا كسي هست توبه و رجوع به من بكند تا بپذيرم؟ «هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛[4] كسي هست که از من پوزش طلبد؟ اینکه لااقل بگويد: خدايا! من بد كردم. همين که بگويد بد كردم، بلافاصله ميآمرزد.
خداوند از هيچچيز فروگذار نميكند
امتياز ديگري كه بهخصوص براي امشب داريم اینکه شبِ جمعه است. نسبت به شب جمعه مسائل خاص خود را دارد. از امام باقر(عليهالسّلام) است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُنَادِي كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى آخِرِهِ» امام باقر(عليهالسّلام) فرمودند: خداوند متعال، خودش، هر شبِ جمعه از فوق عرش، از اوّل شب تا آخر ندا ميدهد، «أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونِي لِدِينِهِ أَوْ دُنْيَاهُ»؛ آيا عبد و بندۀ مؤمني كه به من ايمان دارد وجود دارد تا از من براي دين و دنياي خود درخواست كند كه من جوابش را بدهم؟ «قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِيبَهُ»، اگر تا وقتی که طلوع فجر نشده از من درخواست كند، من هم جوابش را میدهم. چه براي دنيايش بخواهد و چه براي آخرتش. خداوند هيچ چيزي فروگذار نميكند. «أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَتُوبُ إِلَيَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ» آيا بندۀ مؤمني هست كه تا قبل از طلوع فجر توبه كند و من توبهاش را قبول كنم؟ روايت مفصّل است تا اينجا كه: «فَلَا يَزَالُ يُنَادِي بِهَذَا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ»؛[5] يعني از سر شب تا طلوع فجر خدا اين ندا را ميدهد.
حجت الاسلام حسینی قمی در برنامه سمت خدا در مورد اسامی قیامت نکاتی گفت که گزیده ای از سخنان ایشان را می خوانید:
*بعضی پرسیده اند که اگر ما گناهی از دیگری دیدیم آیا می توانیم آنرا به خانواده و دوستانش بازگو کنیم؟ ما حق نداریم گناهی که انجام داده ایم به احدی بگوییم، حالا چطور حق داریم که در مورد گناهان دیگران صحبت کنیم؟ فردی که مرتکب گناه می شود حتی نمی تواند آنرا برای امام زمانش بازگو کند. پس وقتی ما نمی توانیم اسرار خودمان را آشکار کنیم، حتما هم اجازه نداریم اسرار دیگران را آشکار کنیم.
*درکتاب کافی کلینی داریم: فردی نزد امام علی (ع) آمد و گفت :من عمل خلافی مرتکب شده ام، حد الهی را بر من جاری کن. امام چهار بار روی از او برگرداند و خشمگین شدند و فرمودند: چقدر زشت است که انسان گناهش را نزد دیگران بگوید. چرا گناهت را به من می گویی مگر بین خود و خدایت توبه نکرده ای؟ حضرت فرمود: به خدا قسم اگر او بین خود و خدا توبه می کرد بالاتر از این بود که پیش من اعتراف کند و من حّد را بر او جاری کنم. این فکر اشتباه است که با اعتراف به گناهان سبک می شویم. ما باید با توبه کردن نزد خدا سبک بشویم.
*ممکن است خانم یا آقایی، قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج رابطه ی نامشروعی داشته است. آنها حق ندارند که این مطلب را بگویند و اگر بگویند حرام است. نباید راحت گناهان خودمان یا دیگران را بیان کنیم. روایت داریم که پیامبر(ص) از خدا تقاضا کرد که خودش به حساب امتش برسد ولی خداوند قبول نکرد و فرمود: من نسبت به بندگانم مهربانتر هستم و خودم به حساب آنها رسیدگی می کنم. با این روایت، یوم تبلی السرائر چه معنایی دارد؟ قرآن می فرماید که در قیامت خداوند باطن ها را آشکار می کند. اگر در دنیا از کار دیگران پرده پوشی کنیم خداوند هم در قیامت از کار ما پرده پوشی می کند. اما اگر اسرار دیگران را آشکار کنیم در قیامت خداوند همه ی سِّرهای ما را به دیگران نشان می دهد. اگر مردم در دنیا از نیش زبان یا قلم ما در امان نباشند، مطمئن باشیم که در قیامت خداوند کارهای ما را پرده پوشی نمی کند.
*از آقایی پرسیدم که برادرتان کجاست؟ او گفت: برادرم به فلان اتهام در زندان است. من ناراحت شدم و می خواستم بگویم که چرا به من گفتی که برادرت در زندان است. من نباید براحتی خبر زندان شدن دوستم را بگویم. در کافی روایتی از امام صادق(ع) داریم :اگر کسی خبر مومنی را پخش کند که آبروی او را ببرد یا از چشم مردم بیندازد، خداوند او را به ولایت شیطان منتقل می کند و شیطان هم او را نمی پذیرد.
*گاهی ما می خواهیم در مناسک حج به شیطان سنگ بزنیم ولی می بینیم که ما خودمان از شیطان هستیم. در بعضی مواقع شیطان هم ما را نمی پذیرد. آیا چنین شخصی می تواند انتظار داشته باشد که خداوند در قیامت کارهای او را پرده پوشی کند؟ آیا او آبروی کسی را حفظ کرده است که در قیامت خداوند آبرویش را حفظ کند؟
*مرحوم شوشتری دارد که امام حسین (ع)در برابر نیزه نفرین نمی کردند ولی وقتی زخم زبان می زدند، نفرین می کردند. زخم شمشیر خوب می شود ولی زخم زبان به آسانی خوب نمی شود. سعی کنیم که زخم زبان نزنیم و دل کسی را نشکنیم. ممکن است که فردی خطا کند آیا باید آن را همه جا پخش کرد؟ مثلا پیامک یا بولوتوثی به شما می رسد که فلانی کار خطایی انجام داده است آیا شما باید آنرا برای همه بفرستید؟ بعضی ها دنبال این پیامک ها می گردند.
*شیخ بهایی دارد که امام صادق(ع) یکی از یارانش را دید که چیزی دستش بود. امام پرسید چه چیزی خریده ای؟ گفت: شیر خریده ام و به خانه می برم. او شراب خریده بود ولی نمی توانست به امام بگوید. امام گفت: مقداری از این شیر را در کف دست من بریز. وقتی او ظرف را سرازیر کرد، در دست امام شیر آمد. درحالیکه طرف فکر می کرد الان شراب به دست امام می آید. پس امام از تصرف ولایی خودش استفاده کرده و شراب را به شیر تبدیل کرد تا آبروی فردی حفظ شود. ما گاهی شیر مردم را تبدیل به شراب می کنیم.
*ممکن است که فردی خلاف کند و بعد توبه کند. ولی وقتی کار خلاف او پخش شد، با خودش می گوید: حالا که همه فهمیدند ما خلاف کردیم، پس کار از کار گذشته است و به کار خلاف خودش ادامه بدهد. پخش کننده این خبر در گناه فرد سهیم است. گاهی ما به این کارها عادت کرده ایم و منظوری هم نداریم. مثلا گناه غیبت و تهمت چه لذتی دارد؟ مثلا کسی کار خلافی می کند، توبه می کند و به مسجد می آید ولی وقتی ما گناه آنها را پخش می کنیم او از ما دور می شود. پس پرده پوشی خداوند برای کسانی است که در دنیا پرده پوشی می کنند. تمام فرد فرد ما باید جانشین خدا روی زمین باشیم. آیا خدا آبروی کسی را می برد؟ بعضی ها زبانشان در اتهام زدن و آبرو بردن خیلی دراز است و بعد آن را توجیه می کنند و می گویند که وظیفه ی شرعی ماست که اینها را بگوییم.
نیمه شعبان سال 90 بود که حاج محمود کریمی یک قطعه جدید در مدح امام زمان(عج) خواند. شعری که برای اولین بار خوانده می شد به دلیل گیرایی و قوت شعر، توجه خیلی ها را به خودش جلب کرد.
شاعر شعر که به « شعر امام زمان(عج)» معروف شد، مجتبی روشن روان بود؛ یکی از مداحان اهل بیت(ع) که تا به حال اشعار زیادی در مدح ائمه اطهار(ع) سروده و با محمود کریمی هم ارتباط شعری زیادی دارد. این شعر جدید در قالب بحر طویل سروده شده بود و روایت سریع و زنجیره وار آن که از ویژگی های این قالب است و زبان ساده و همه فهمش، یکی دیگر از دلایلی بود که این بحر طویل را سر زبان بچه هیأتی ها انداخت.
بعد از پخش نسخه مداحی حاج محمود کریمی، یکی از افرادی که تحت تأثیر آن قرار گرفت، « علی فانی» بود. فانی از خواننده های جوانی است که دغدغه موسیقی مذهبی دارد و قطعه هایی در این زمینه از او روی اینترنت منتشر شده، سال 91 بود که علی فانی این شعر را به صورت یک قطعه موسیقیایی خوانده و در دسترس مخاطبان قرار داد. نسخه ای که فانی با نام« چشم امید» ارائه داد، شکل جوان پسندتری نسبت به مداحی کریمی داشت. تنظیم موسیقیای اش به روز بود و به همین خاطر آنقدر دست به دست گشت تا مسؤولان صدا وسیما را هم مجبور کرد آن را از رسانه ملی پخش کنند.
پخش تلویزیونی این اثر هم با استقبال مردمی مواجه شد وباعث شد بیش از قبل مورد توجه قرار بگیرد. پخش قطعه علی فانی این روزها با نام«به طاها، به یاسین» بین علاقمندان معروف شده. این آهنگ یکی از قطعه های آلبوم«عرش فرشیان» این خواننده جوان است که اگر از وزارت ارشاد مجوز بگیرد، محرم امسال وارد بازار می شود. آلبومی که در آن قطعه های دیگری در قالب بحر طویل هم وجود دارد.
« بحر طویل» چی هست؟
خیلی از نوحه هایی که در مراسم عزاداری یا میلاد ائمه اطهار(ع) و تعزیه خوانی ها می شنویم، در دسته همین بحر طویل جای می گیرند. اما اصلاً بحر طویل چیست؟ بحر طویل نوعی شعر یا نثر موزون است با این ویژگی که بر خلاف بقیه قالب های شعر سنتی فارسی، مصراع های مساوی و بیت در آن وجود ندارد و به علاوه شعر بدون هیچ محدودیت طولی سروده شده و از یک یا چند قسمت به نام بند تشکیل می شود.
اگر هم دلتان می خواهد کمی تخصصی تر در مورد این قالب بدانید، در هر بند یکی از دو رکن عروضی سالم« فاعلاتن» یا «فاعیلن» به هر تعداد که دلخواه شاعر است تکرار می شود. هر بند به بخش های هماهنگ که گاهی مسجع و هم قافیه هستند تقسیم می شود. معمولاً پایان بندها را قافیه و ردیفی که در پایان همه بندهای دیگر هم تکرار شده مشخص می کند. البته بحر طویل به جز قافیه پایانی می تواند در میانه مصراع ها هم قافیه داشته باشد.
قالب«بحر طویل» از دوره صفویه به بعد مرسوم شد. قدیمی ترین نمونه بحر طویل نامه منثوری است که اواخر قرن نهم هجری در کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» اثر سید ظهیر الدین بن سید نصیرالدین مرعشی چاپ شده و از نظر شکل و ورن، بحر طویل محسوب می شود. «هدهد نامه» اثر «ابوالقاسم حالت» هم مجموعه ای از بحر طویل هاست. این کتاب تنها مجموعه قابل توجه بحر طویل در ادبیات فارسی محسوب می شود. « صامت بروجردی» هم یکی دیگر از شعرایی است که در این قالب شعر گفته؛ با این تفاوت که بحر طویل او از شاخه « بحر طویل منظم» است که در آن تساوی مصراع ها رعایت شده. البته بحر طویل منظم نسبت به نوع نامنظم اش طرفداران کمتری دارد. این روزها به خاطر ویژگی هایی مثل موزون بودن آزادی عمل در بلند و کوتاه کردن مصرع ها و قافیه ها و طنز و رجزخوانی که در بحر طویل وجود دارد، اسم« رپ فارسی» را هم روی این قالب گذاشته اند.
متن اصلی بحر طویل میلاد امام زمان
چشم امید
نسخه ای که محمود کریمی از این بحر طویل خوانده، طولانی تر و کامل تر از کار علی فانی است که در تلویزیون پخش می شود. قسمت هایی که داخل پرانتز هستند، بخش هایی از شعر هستند که توسط علی فانی خوانده نشده است.
اجرای اصلی حاج محمود کریمی
به طاها به یاسین، به معراج احمد، به قدر و به کوثر، به وحی الهی، به قرآن جاری، به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی، چو باشد گدای گدایان زهرا؛ چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما، همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
(دوباره بساط طرب شد مهیا، دوباره رسیده شب شور و غوغا؛شب می فروشی،شب باده نوشی، شب لب نهادن به لب های صهبا
شب هو کشیدن، گریبان دریدن، شب پر کشیدن، پریدن به بالا؛ چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما، همه شیعه گردیم و بی تاب مولا)
**
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما؛ مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل دل ای دل، بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد، به دوری ز اولاد زهرا نیرزد، و این زندگانی فانی، جوانی، خوشی های امروز و اینجا، به افسوس بسیار فردا نیرزد.
اگر عاشقانه هوادار یاری، اگر مخلصانه گرفتار یاری؛ اگر آبرو می گذاری به پایش، یقیناً یقیناً خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی زخوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟ به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی، برای سپاهش تو سردار یاری؛ به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟ چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست، اگر بی قراری، بدان یار یاری؛ و پایان این بی قراری بهشت است، بهشتی که سرخوش زدیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته، و باران رحمت چکیدن گرفته؛ مبادا بدوزی نگاه دلت را، به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد، شدیداً گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی، به زلف سیاه و پریشان مهدی، به دست کریم و نگاه رحیمش، به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش، به سبحان سبحان سبحان مهدی؛ به برق نگاه و به خال سیاهش، به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش، به جاه جمیلش، به صوت حجازی قرآن مهدی، به صبح عراق و شبانگاه شامش، به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش، به شهد شهود شهیدان مهدی؛ مرا دائم الاشیاقش بگردان، مرا سینه چاک فراقش بگران؛ تفضل بفرما بر این بنده بی سراپا،مرا همدم و محرم و هم رکاب سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان ...
**
( ندیدم شهی در دل آرایی تو، به قربان اخلاق مولایی تو؛ تو خورشیدی و ذره پرتوترینی،فدای سجایای زهرایی تو
نداری خمایری به مشتاقی من، ندیدم نگاهی به صهبایی تو، نداری خرابی به بی تابی من، ندیدم سبویی به مینایی تو
نداری مریضی به بدحالی من، ندیدم دمی چون مسیحایی تو؛ نداری غلامی به تنهایی من، ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من، ندیدم کسی را به آقایی تو.
امید غریبانِ تنها کجایی؟ چراغ سرِ قبر زهرا کجایی؟ تجلی طاها، گل اشک مولا، دل آشفته داغ آن کوچه غم، گرفتار گودال خونین، دل افکار غم های زینب، سیه پوش قاسم، عزادار اکبر گل باغ لیلا، پریشان دست علم گیر سقا، نفس های سجاد، نواهای باقر، دعاهای صادق، کس بی کسی های شب های کاظم، حبیب رضا و انیس غریب جوادالائمه، تمنای عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی ... کجایی؟)
**
( دلم جز هوایت هوایی ندارد، لبت غیر نامت نوایی ندارد؛ وضو و اذان و نماز و قنوتم، بدون ولایت صفایی ندارد
دلی که نشد خانه یاس نرگس، خراب است و ویران، بهایی ندارد؛ مرا در کمندت بیفکن که دیگر، گرفتار عشقت رهایی ندارد
خوشا آنکه غیر از ظهورت نگارا، شب قدر دیگر دعایی ندارد؛ یداللهی و حق به جز دست مشکل گشای تو مشگل گشایی ندارد
غلام تو از ازل تا قیامت که این بندگی انتهایی ندارد؛ بیا تا جوانم بده رخ نشانم، که این زندگانی وفایی ندارد
نگارا نگاهی که جز نوش لعلت، دل زخم خورده دوایی ندارد؛ بیا تا نمردم به فکر دوا باش، به فکر علاج دل بی نوا باش
کریما! رحیما! رئوفا! عطوفا! نگارا! بهارا! بیا جان مولا، بیا جان زهرا، بیا جان زینب، بیا جان سقا
سحر خیز مکه، سحر خیز کوفه، سحر خیز مشهد، سحر خیز کرب و بلا و مدینه، سحر یاد ما باش... سحر یاد ما باش...!)
یک گپ کوتاه با شاعر قطعه « به طاها، به یاسین»
در عرض چند ساعت شعر را گفتم!
شاعر این قطعه حاج مجتبی روشن روان از مداحان اهل بیت است. این شاعر همدانی علاوه بر مداحی، مسئوولیت های دیگری از جمله دبیری محفل شعرا و مداحان استان همدان و دبیری همایش های زیبایی شناسی مداحی را هم بر عهده دارد.
_ فکر می کردید این شعرتان این قدر مورد توجه قرار بگیرد؟
به راستش، مدتی قبل از نیمه شعبان سال 90 سرودن قصیده ای در مورد امام زمان(عج) را شروع کرده بودم و دو سه ماه هم رویش وقت گذاشته بودم. صبح روز نیمه شعبان که از خواب بیدار شدم، ناگهان این شعر به ذهنم رسید. در عرض چند ساعت شعر کامل شد و بلافاصله آن را به محمود کریمی رساندم و او هم همان روز شعر را در یک مجلس خواند. فکرش را نمی کردم این شعرم نسبت به آن یکی که چند ماه وقت برایش صرف کرده بودم، این قدر با استقبال روبه رو شود.
_ چرا قالب« بحر طویل» را انتخاب کردید؟
قضیه کاملاً خود جوش بود؛ یعنی من تصمیم نگرفته بودم بحر طویل بگویم، اما حین سرودن پیش آمد. البته ابیاتی که اول هر بند هستند در قالب غزل هستند و ادامه اش بحر طویل است.
_ در نسخه ای که حاج محمود کریمی خوانده و نسخه ای که علی فانی خوانده، علاوه بر طول شعر، یک اختلاف دیگر هم هست. شروع شعر در این دو نسخه با هم متفاوت است.
آقای فانی خودشان آن قسمت اول «به طاها، به یاسین به معراج احمد» را اضافه کرده اند و شعر هم البته به همین نام مشهور شده.
_ با شما هماهنگ کرده بودند؟
نه. کلا در مورد خواندن این شعر با من صحبتی نکردند. البته همین که لایه هایی از جامعه با این نسخه موسیقیایی از شعر من ارتباط برقرار کرده اند و بخشی از جوان ها با آن به امام زمان(عج) متوسل شده اند،برای من کافی است.
_تحصیلات شما در زمینه ادبیات است؟
نه. من 18 سال در حوزه بوده ام و تا پایه دهم هم در حوزه درس خوانده ام.
_ باز خورد خاصی هم بعد از خوانده شدن شعرتان داشته اید؟
بازخورد خاصی که همین استقبال جوان ها از قطعه بود. اما یک بار یک بچه 8_9 ساله شعر را از حفظ جلوی محمود کریمی خوانده بود. همین که بچه ای به این سن هم به شعر من علاقمند شده بود، برایم ارزشمند و خوشحال کننده بود.
* حضرت عبدالعظيم حسني، در سن 79 سالگي بطور گمنام در شهر ري از دنيا رفت. وي به دليل شرايط آن زمان و لزوم زندگي غير آشكار چنان ناشناخته و مخفي زندگي مي كرد كه هنگام غسل دادن بدنش در جيب لباسش كاغذي پيدا كردند كه روي آن نوشته شده بود "من عبدالعظيم حسني هستم" و آن موقع مردم در جريان از دنيا رفتن ايشان قرار گرفتند.
* حمزه بن عبدالمطلب شخصيتي بود كه پيامبر اسلام(ص) در مورد ايشان فرمود "روز قيامت عمويم حمزه به عنوان سيدالشهدا خوانده مي شود." وي دو سال از پيامبر بزرگتر و داراي 2 فرزند پسر و 4 فرزند دختر بود كه همگي در دوران عمر خود اين بزرگوار از دنيا رفتند و همسر ايشان نيز بعد از مدتي وفات پيدا كرد. حمزه سيدالشهدا(س) تا آخر عمر تنها زندگي كرد و در سن 59 سالگي در جنگ احد شهيد شد.
* بزرگترين صفتي كه از اين شخصيت والا مقام مي توان در كتاب هايي چون "اعيان الشيعه" و ديگر كتب معتبر نام برد غيرت ديني است. غيرت ديني يعني بروز قاطعيت در جهت اظهار حق بر مبناي دين و دريافت هاي ديني و اين ويژگي در حضرت حمزه نمايان بود.
** دلت پاك باشد، مصيبت اين روزهاي جامعه ماست
* خيلي از آحاد مردم متدين هستند اما غيرت ديني ندارند. يك مصيبتي كه امروز گريبان جامعه ما را گرفته است اين است كه تا به فرد در مورد كارش ايرادي مي گيري، مي گويد دلت(قلبت) پاك باشد! به جوان مي گويي وضع نمازت چطور است، مي خواني يا نه مي گويد قلبت پاك باشد. پاسخ آن دختر جواني كه حجابش را نيز حفظ نمي كند هم بعضا همين است. امكان ندارد كسي قلب پاك داشته باشد و در ظاهر خلاف آن عمل كند. قلب پاك بايد مظهر پاكي در جامعه باشد نه اينكه با حركات و رفتارش در بين مردم زلزله ايجاد كند. اسلام مي گويد هم باطن پاك و هم ظاهر پاك.
* غيرت ديني يعني، يقين داشته باشيم كه دين ما را نجات مي دهد و تنها راه خوشبختي و سعادت است. اگر در جامعه ديني، غيرت ديني از بين برود تمام ارزش هاي اسلام لگدمال شده واقعه كربلا تكرار مي شود. اگر غيرت ديني از بين برود، صداي اذان از بين مي رود، حجاب به سخره گرفته مي شود و افراد ديندار مورد تمسخر واقع مي شوند.
** حمزه سيدالشهدا، پيش مرگ اميرالمومنين(ع) شد
* بنده سخني در مورد حضرت حمزه و اميرالمومنين(ع) دارم كه تا به حال هيچ جا بيان نشده و آن هم اينكه حضرت حمزه پيش مرگ اميرالمومنين علي(ع) شد. دليل اين مدعي من هم اين است كه وحشي(لعنت الله عليه) از طرف مولاي خود براي ضربه زدن به سه تن مامور شده بود، حضرت رسول(ص)، اميرالمومنين(ع) و حضرت حمزه عموي پيامبر. دسترسي به پيامبر و حضرت امير در آن جنگ براي ضربه كاري وارد كردن به آن ها سخت بود و وحشي گزينه آخر يعني حضرت حمزه سيدالشهدا(س) را انتخاب كرد. حمزه مظهر خط حق بوده و شهيد اين راه شد.
امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند: نيازخواهي( طلب و خواهش از دیگران)،
زبان سخنوران را تضعيف ميكند، قلب شجاعان را ميشكند، آزاده عزيز را در جايگاه بنده ی خوار مينشاند، آبروي شخص را ميبرد و روزي او را نابود ميسازد.
متن حدیث:
السّؤال يضعف لسان المتكلّم و يكسر قلب الشّجاع، و يوقف الحرّ العزيز موقف العبد الذليل، و يذهب بهاء الوجه، و يمحق الرّزق.
یکی از همسایهها گفت: «برونسی از زن و بچهاش سیر شده، میره جبهه!» وقتی به عبدالحسین گفتم، گفت: «باید یک صندلی توی کوچه بگذارم و همسایهها را جمع کنم و بعد به همهشون بگم که بابا! من زن و بچهام را خیلی دوست دارم اما جبهه واجبتره».
به گزارش فارس، احساس وظیفه کرده بودند، کاری با حرفهای دور از منطق مردم نداشتند که دربارهشان چه فکری میکنند؛ چون هدفشان را با معرفت دنبال میکردند. شهید «عبدالحسینن برونسی» نمونهای از همین افراد بود که احساس وظیفه کرد و با داشتن خانوادهای نسبتاً پرجمعیت به فکر مردمی که بود در مرزها امنیت نداشتند.
«معصومه سبکخیر» همسر این شهید در آن ایام علاوه بر دوری از مرد زندگیاش حرفهای مردم را هم تحمل میکرد، که خاطره او را در این رابطه میخوانیم.
***
تا بعد از شهادتش هیچ وقت نفهمیدم توی جبهه مسئولیت مهمی دارد؛ خیلی از فامیل و در و همسایه هم نفهمیدند؛ گاهی که صحبت منطقه رفتن او پیش میآمد، بعضی از آشناها میگفتند: «این شوهر تو از جبهه چی میخواد که این قدر میره؟».
یک بار توی همسایهها صحبت همین حرفها بود؛ یکی از زنها گفت: «من که میگم آقای برونسی از زن و بچهاش سیر شده که میره جبهه و پیش اونا نمیمونه». هیچ کس تحویلش نگرفت، تا دست و پای بیشتری بزند اما ادامه داد: «آخه آدم اگه از زن و زندگیش محبت ببینه، بالاخره ملاحظه اونا را هم حتماً میکنه، دیگه».
حرفش به دلم سنگینی کرد؛ نمیدانم غرض داشت یا مرض یا هر دو را باهم؟! هر چه بود چیزی نگفتم؛ سرم را انداختم پایین و با ناراحتی آمدم خانه.
همان موقع عبدالحسین در مرخصی بود؛ حرف آن زن را بهاش گفتم؛ فهمید که خیلی ناراحت شدهام؛ شاید برای طبیعی جلوه دادن موضوع، خندید و گفت: «میدونی من باید چه کار کنم؟» گفتم: «نه» گفت: «باید یک صندلی توی کوچه بگذارم و همسایهها را جمع کنم و بعد به همهشون بگم که بابا! من زن و بچهام را دوست دارم، خیلی هم دوست دارم اما جبهه واجبتره».
خنده از لبش رفت؛ توی چشمهام نگاه کرد؛ پی حرفش را گرفت و گفت: «اون خانمی که این حرف رو به تو زده، لابد نمیدونه زن و بچه من در اینجا در امن و امان هستند؛ ولی توی مرزها خیلیها هستن که خونه و همه چیزشون از بین رفته و اصلاً امنیت ندارند».
سازمان زنان انقلاب اسلامی از سال 1390 فعالیت خود را در راستای برنامههای مساجد و با ساماندهی و توسعه بیشتر آغاز کرده است. منیره نوبخت مدیریت این سازمان را برعهده دارد و سیاست این سازمان ترویج فرهنگ ناب محمدی(ص) است.
پیش از ظهر امروز (دوشنبه 4 شهریور) دبیران کانونهای قرآنی سازمان زنان انقلاب اسلامی گردهم آمدند تا با هماهنگی بیشتر در راستای ترویج فرهنگ قرآنی بکوشند. این مراسم در مسجد موسیبن جعفر واقع در بلوار کشاورز، خیابان کبگانیان برگزار شد.
* بینماز در طبقه چهارم جهنم و سبکشمارنده نماز در طبقه هفتم آن است
در بخشی از این گردهمایی، حجتالاسلام محمد کاظمی کارشناس مرکز تخصصی نماز پیرامون شیوههای دعوت به نماز به ویژه نماز جماعت صحبت کرد.
وی با اشاره به کتاب «صلاة الخاشعین» شهید دستغیب گفت: کسی که نماز را سبک بشمرد جایگاهش سَقَر است (طبقه هفتم جهنم درک) اما کسی که نماز نخواند جایگاهش «ویل» است (طبقه چهارم جهنم). این نشان میدهد که سبکشمردن نماز تا چه اندازه بد است. کسی که خودش اهل نماز باشد اما نسبت به نماز اطرافیان بیتفاوت باشد، جزء مستخفین نماز است.
این کارشناس مرکز تخصصی نماز افزود: 24 حس پناهجویی، رازگویی، سپاسگزاری، کوچکی، بزرگی، ترس، شوق، ستایشگری و ... باید در نماز همراه ما باشد، بنابراین نباید به نماز با دید سطحی نگاه کرد.
کاظمی خطاب به مربیان قرآن حاضر در گردهمایی گفت: اولین مهد کودک کنار مسجد را پیامبر اعظم (ص) راهاندازی کرد و مربی آن نیز «اسماء» بود. این موضوع زمانی رخ داد که مسجد هنوز سقف و فرش نداشت و نشاندهنده اهمیت موضوع است، چون حضور کودک غیر ممیز در مسجد مکروه است، البته پیامبر (ص) کودکان 7 سال به بالا را که قدرت تشخیص دارند، برای حضور در نماز تشویق میکردند.
* حضور زن بیرون از خانه چگونه باید باشد؟
به گزارش فارس، در ادامه این گردهمایی، حجتالاسلام محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور و معلم پیشکسوت قرآن مطالبی را خطاب به مربیان قرآنی یادآور شد.
وی با اشاره به حد و مرز فعالیتهای بانوان در اجتماع با اشاره به آیه 33 سوره احزاب گفت: اسلام بین «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ» و «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ» جمع کرده است، یعنی اینکه زن تا میتواند از خانه بیرون نیاید اما اگر لازم شد بیرون بیاید، کاری نکند که توجه آدمهای هرزه و هوسران را به خود جلب کند. «وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَى فِی بُیُوتِکُنَّ» یعنی هم باید دانشمند شد، هم از خانه بیرون آمد، هم اگر لازم بود در خانه ماند.
*آیین همسرداری
حجتالاسلام قرائتی ضمن استخراج آیین همسرداری با استفاده از مفاهیم قرآنی گفت: «لایحزن» یعنی مرد کاری نکنند که خانم غصه بخورد. «یرضین» یعنی خانم باید راضی باشد. «تقر اعینهن» یعنی چشم او به جمال مردش روش باشد و «عاشروهن بالمعروف»یعنی زندگیشان عرفی باشد.
* آیا زن ناقصالعقل است؟
قرائتی ادامه داد: همه ما شنیدهایم که میگویند زن «ناقص العقل» است، آیا واقعا اینچنین است؟ قرآن میفرماید «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» (همان کسى که هر چیزى را که آفریده است نیکو آفریده/ آیه 7 سوره سجده)، بنابراین امکان ندارد زن ناقص العقل آفریده شده باشد. پس این جمله حضرت علی(ع) یعنی چه؟ پاسخ این است که «نقص» در اینجا به معنای «تفاوت» است؛ تفاوت یعنی اینکه انگشت شست از اکثر انگشتها کوتاهتر است اما وجودش از بقیه ضروریتر است.
*چرا دیه زن نصف مرد است؟
معلم درسهایی از قرآن افزود: عدهای میگویند چرا دیه زن نصف مرد است؟ من میگویم اتفاقاً این به نفع زن است! اگر کسی مرا بکشد، پول 100 شتر در جیب خانم میرود اما اگر کسی خانم را بکشد، پول 50 شتر گیر من میآید. مرد برابر با اقتصاد است، برای همین دیهاش هم بیشتر است.
* جلسات مفید 20 دقیقه است نه بیشتر
رئیس ستاد اقامه نماز خطاب به حاضران گفت: اگر میخواهید معلم قرآن خوبی باشید، باید یک دور قرآن را با تفسیر بخوانید و مباحثه کنید. جلساتتان بیشتر از 20 دقیقه طول نکشد. در جلسات خود یک مسئله فقهی بگویید، مسئلهای که مورد نیاز است و کمتر از یک دقیقه وقت میگیرد. میتوانید از کتاب احکام نوجوانان حجتالاسلام فلاحزاده را تهیه کنید.
* با لباس رنگ شاد نماز بخوانید
وی درباره شیوههای آموزش نماز گفت: در مستحب مستحب یاد ندهید! با رنگ شاد نماز بخوانید، چادر سیاه برای خیابان خوب است، در کلاسی که نامحرم نیست، باید رنگ شاد تن کنید، البته طبیعی باشد که حواس کسی پرت شود.
وی در پاسخ به پرسش یکی از حاضران گفت: جایی تأکید بر آموزش قرآن قبل از هفت سال ندیدم! اسلام میگوید بچه را تا هفت سالگی آزاد بگذارید.
* خاطرهای از سفر به کره شمالی
به گزارش فارس، حجتالاسلام قرائتی در پایان به خاطرهای از سفر خود به کره شمالی در زمان «کیم جونگ ایل» رهبر فقید این کشور اشاره کرد و گفت: رفته بودیم کره شمالی، جالب اینکه آنها هر چه به خدا میگوییم آنها به رهبرشان میگفتند، کسی که در عمرش سوار هواپیما نشد، چون میترسید. پشت گردنش یک غده داشت، از عمل جراحی میترسید، برای اینکه کسی زشتی غدهاش را نبیند هیچ وقت پشتش را به مهمانان نمیکرد و از روبرو میآمد و میرفت.
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد...........................
....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../
اللّهم عجّل لولیّک الفرج........
...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که
"""برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد.
سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.