میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 23
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 177
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2700
:: بازدید ماه : 9303
:: بازدید سال : 15523
:: بازدید کلی : 15523
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 شهریور 1392

 

 

زهد به معناي اعراض است، از آن مقدار كه لازم نيست ما در زندگي مادي داشته باشيم از آن مقدار اعراض كنيم.

 

اما يك مقدارش واجب شرعي است. بايد دنبالش بدويم، اين واجب است. پول در بياوريم، نان در بياوريم، اجاره خانه بدهيم، ساير نيازها را تأمين كنيم. اين واجب است، نمي‌­شود از اين زهد ورزيد. اما اضافه‌­اش قابل اعراض است. چه كسي گفته شما اضافه بر هشت ساعت، هشت ساعت ديگر هم كار كني؟ شب تا صبح هم كار كني، با موبايل هم كار كني، با اينترنت هم كار كني،‌ دائماً كار كني كه نمي‌­شود. از اين بايد اعراض كني. اگر نكني عمر تلف شده و گرفتاري‌هاي زيادي پيش مي‌­آيد.

 

پرسش و پاسخ از سالک الی الله حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه

مدرسه علمیه حضرت صاحب الأمر عجل الله فرجه

1390/7/7

 

 


:: بازدید از این مطلب : 3031
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 شهریور 1392

جريمه­ اي بهتر، معتدل ­تر، مؤثرتر از اجراي فرمان خدا برای نفس وجود ندارد.

واجب را پياده كن حرام را هم ترك كن، اين بزرگترين رياضت و جريمه برای نفس است.

نمي­ خواهد شما نذر كني که پاي پياده مكه بروی. نه،  همين­که تصميم بگيری نماز بخوانی، روزه بگيری، واجبات را انجام بدهی اين بهترين رياضت است. انسان را تربيت مي­ كند. ايمان بالا مي ­رود، ايمان که بالا رفت همه­ ی داخل انسان اصلاح  مي­ شود.

كساني كه نذر سنگين و شاق مي­ كنند اما پاره­ اي از واجبات را انجام نمي­ دهند یا پاره­ اي از محرمات را مرتكب مي­ شوند تا آخر هم موفق نمي ­شوند. چون گناه كارش تخريب است. گناه را نبايد بغل عبادت بگذاري.

 

قسمتی از سخنرانی حضرت آیت الله خوشوقت تهرانی اعلی الله مقامه

در تاریخ 90/3/9


:: بازدید از این مطلب : 3703
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 شهریور 1392

خداوند كليد ورود به صراط مستقيم را تقوا و عمل به فرمان خودش قرار داد....

در ادامه چند تا حديث از امام صادق و امام باقر صلوات الله و سلامه عليهما مي­‌خواهيم بخوانيم كه حجت بر ما تمام شود تا نظر خدا، نظر پيغمبراكرم، نظر حضرات معصومين علیهم السلام درباره تقوا و اطاعت فرمان خدا را شنيده باشيم و ديگر هيچ عذري در ترك بندگي و اطاعت فرمان خدا نداشته باشيم و به اندازه‌اي كه آن‌ها براي تقوا و عبوديت در برابر پروردگار متعال ارزش قائلند ما هم همان مقدار ارزش قائل باشيم نه كمتر...

 

اختلاف نظر ما با خدا يعني ما خرابيم، معنايش اين است. خدا كه طوريش نيست. اگر ما نظرمان با خدا اختلاف پيدا كرد گناه گردن ماست نه خدای متعال.

 

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين، يكي از ابوابي كه در كتاب كافي شريف مرحوم كليني باز كرده است «باب الطاعة و التقوي» است، یعنی اطاعت فرمان خدا و به كار بستن تقوا.

 

«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَا تَذْهَبْ بِكُمُ الْمَذَاهِبُ‏ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» [1]

اين طرف و آن طرف نرويد، شيعيان ما كساني هستند كه مطيع فرمان خدا هستند. هر كسي گوش به حرف خدا بدهد شيعه ماست. آن كه گوش به حرف ندهد شيعه نيست. كمال تشيّع را ندارد. خُب ديديم كه حقّانيت راه و مذهب را منوط به اطاعت فرمان خدا كرده است.

 

دوباره از ابي‌جعفر امام باقر صلوات الله و سلامه عليه حديث نقل كرده ايشان فرمود:

«قَالَ قَالَ لِي‏ يَا جَابِرُ أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ‏ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ» [2] آيا كافي است كسي كه نسبت تشيع به خودش مي‌­دهد مي‌گويد من شيعه‌ام، مي‌گويد فقط اهل بيت را دوست دارم كافي است؟

فرمودند: «فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ»[2]

شيعه ما كساني هستند كه در برابر فرمان خدا تقوا را مراعات كنند و اطاعت كنند اين شيعه ماست...

 

«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ »[3]

(سوال کردم از امام صادق) آدم باورع كيست؟ فرمودند: آن آدمي كه از كار حرام اجتناب مي كند و خودش را كنار نگه مي­‌دارد.

 

درس اخلاق عارف بالله حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه

در مدرسه علمیه حضرت صاحب الأمر عجل الله فرجه

1383/7/23

 

[1] - كافي ج‏2 ؛ ص73

 

[2] - كافي ج‏2ص74

 

[3] - كافي ج‏2 77


:: بازدید از این مطلب : 2623
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 شهریور 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قال علي عليه السلام «أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ خَلَّتَانِ‏ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ‏ الْأَمَلِ‏ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ‏ الْأَمَلِ‏ فَيُنْسِي الْآخِرَةَ» (1).

 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند كه دو چيز است كه خيلي من مي ترسم از اينكه شما دچار آن دو چيز بشويد؛

 

یكي به دنبال خواسته های نفس رفتن؛ يعني متابعت هوي.

آدم هر چه دلش  مي خواهد دنبالش برود. لباس خوب، غذاي خوب، خانه خوب، زن خوب، آن خوبهايي كه آدم دلش مي خواهد. خُب در اين خوبها گاهي هم حرام هست، اگر از حرام نتوانيم بگذريم آن وقت نگذشتن در انسان قوي تر مي شود. بعد ديگر عاجز مي شود و از دَم حرام و حلال را درو مي كند و جلو مي رود.

این مظنه ترس است، هم دنيا را خراب مي كند و هم آخرت را، و هم صفات بد در انسان توليد  مي كند و هم گرفتاري عقوبت در آخرت را.

خداي متعال بحث متابعت هوي را در قرآن آورده است «وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى»(2) اگر از هواي حرام خودداري كرديم بهشت جايگاه ما خواهد بود. اينقدر مسأله مهم است. غالباً افراد نمي توانند. عادت محكم شده است فشار زياد مي آید آدم نمي تواند و گرفتار مي شود روز به روز هم فشار سنگين تر مي شود ديگر آدم از كار مي افتد.

 

مسأله دوم هم «طول امل» است.

هر وقت آدم خلوت پيدا كرد در فكر مي رود که فلان جا خانه بخرم شصت سال ديگر قیمت آن آن گونه مي شود ، آن كار را بكنم پنجاه سال ديگر اين جوري مي شود. هيچ چيز از این فکرها در نمي آید و دچار خستگی مي شود، فردا مي افتد مي ميرد و عمرش هم تلف شده و زمينها به قيمت نرسيده است.

لذا خطرناك است، اگر انسان مي خواهد سالم زندگي كند بايد هم از هواي حرام اجتناب كند و هم از آرزوهاي طول و درازي كه در عمر ما نمي گنجد.

قسمتی از سخنرانی حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه

در تاریخ 22 / 2/1391  

 

1) عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله ثُمَّ قَالَ أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ خَلَّتَانِ‏ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ‏ الْأَمَلِ‏ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ‏ الْأَمَلِ‏ فَيُنْسِي الْآخِرَةَ ...الخبر - کتاب كافي ج‏8 ص 58.
2) وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى - سوره مبارکه نازعات آیات 40 و 41.


:: بازدید از این مطلب : 1721
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 20 شهریور 1392

همه چيز خدا نزديك متقين است، علمش، قدرتش؛

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ»[1]،

معيّت خدا، نصرت خدا، ياري خدا، تفضّلات خدا، احسان‌ های خدا، نزديك به متقين است يعني آدم ‌هایی كه گوش به حرف خدا مي‌دهند.

 

طبعاً این (تفضّلات) از آدم‌های ديگر دور خواهد بود و اگر ما گناه بكنيم و انتظار رحمت داشته باشيم بايد بنشينيم! معني­اش اين است.

 

رحمت خدا همه جا را پر كرده است، اما معاصي مانع مي‌شوند، اگر ما معصيت نكنيم رحمت خدا از همه چيز به ما نزديكتر است اما اگر گناه كرديم همچنان محروم خواهيم بود.

 

درس اخلاق عارف بالله حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه  1390/1/18

[1] - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ سوره مبارکه توبه آیه 123

 


:: بازدید از این مطلب : 2204
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 19 شهریور 1392

 منبع:«کرامات امام رضا(ع)» به قلم حسین صبوری 

*ضامن ایران

(این داستان مربوط به هشت دهه پیش است که از زبان میرزا مهدی آشتیانی نقل می‌شود)

بدجوری دلم گرفته بود. مریضی از یک طرف، بدهکاری هم از طرفی دیگر و از همه بدتر جوشی که برای از بین رفتن دین در ایران می‌زدم، حوالی عصر بود و نسیم خنکی توی حیاط می‌وزید و آب‌های زلال داخل حوض را موج‌دار می‌کرد، قرآن را برداشتم و رو به قبله ایستادم، چند تا صلوات فرستادم و آیه «و عنده مفاتح الغیب» را خواندم و لای قرآن را باز کردم. «بسم الله الرحمن الرحیم» سوره «محمد(ص)» آمد، جواب استخاره، بسیار عالی بود.

با اینکه وضو داشتم به سمت حوض رفتم و دوباره وضو گرفتم، همه ماهی طلایی‌های داخل حوض جمع شده بودند آنجایی که آب وضو روی آب‌ها می‌ریخت! خانه خلوت بود و کسی در منزل نبود، جانماز حصیری‌ام را آوردم و روی گلیمی که گوشه حیاط انداختم، توی سایه پهن بود و قامت بستم، دو رکعت نماز حاجت خواندم و ثوابش را به روح پاک رسول‌الله(ص) اهدا کردم.

می‌خواستم بگویم «یا رسول‌الله(ص)»، ولی نمی‌توانستم. غلتیدن دو قطره اشک گرم بر روی گونه‌هایم را که به سوی انبوه ریش‌هایم در حرکت بود حس کردم. بعدش هم بغضم ترکید و های‌های زدم زیر گریه، پرده‌ای از اشک جلوی چشمانم را پوشانده بود و به خوبی، پیش رویم را نمی‌دیدم. ناگاه از لابه‌لای همان پرده، چشمم افتاد به آقای بلند بالایی که مقابلم ایستاده بود؛ «خدایا! چه می‌بینم؟ ‌نکند خیالاتی شده‌ام؟! بله، حتماً خیالاتی شده‌ام»!

با پشت دست‌هایم، چشمانم را مالیدم، اشک‌هایم را پس زدم و با دقت نگاه کردم. نه! خیالاتی نشده بودم. آقای بلند بالا در برابرم ایستاده بود که مثل خورشید می‌درخشید و بوی خوشی که از وجودش برمی‌خاست، فضا را پر کرده و هوش از سرم برده بود. بی‌اختیار از جا جستم و مؤدبانه در برابرش ایستادم و عرض کردم: «السلام علیک یا رسول‌الله(ص)» نمی‌دانم از کجا فهمیدم که رسول‌الله(ص) است! آقا با مهربانی جواب سلامم را داد و پرسید: تو را چه شده است میرزا مهدی؟ من هم که دل پُری داشتم، از خدا خواسته، سفره دلم را باز کردم: آقاجان! این روزها بدجوری دلم گرفته و گیج و منگ شده‌ام، بی‌پولی و بدهکاری از یک طرف و بیماری و ناخوشی هم از طرف دیگر، چنگ به گلویم انداخته‌اند و دارند خفه‌ام می‌کنند، حالا اینها به کنار، هر طوری شده تحمل می‌کنم. اما چیزی که برایم قابل تحمل نیست این است که شاهد از بین رفتن دین و ایمان در این مملکت باشم، این روزها، دینداری و خداپرستی دارد جایش را به بی‌دینی و ماده ‌پرستی می‌دهد. جوان‌های ما دارند کمونیست می‌شوند و این «تقی ارانی» هم که شده بلندگوی شیطان. می‌ترسم آخر این مرد، ایران را هم مثل روسیه، بی دین کند...

حرف‌هایم که به اینجا رسید، آقا لبخندی زد و فرمود: ما امور ایران را به فرزندمان «رضا» واگذار کرده‌ایم، تا خواستم چیزی بگویم دیدم از آقا خبری نست. اما آن بوی خوش، مدت‌ها در فضا منزل باقی ماند. بویی که هرگز همانندش را حس نکرده بودم و تاکنون نیز حس نکرده‌ام. مدتی به این طرف و آن طرف دویدم، به مطبخ و اتاق‌ها و حتی کوچه هم سر زدم ولی از آقا خبری نبود که نبود! این بود که بار سفر را بستم و راه مشهد‌الرضا(ع) را در پیش گرفتم...

پیش روی مبارک حضرت ایستاده بودم و در حالی که اشک می‌ریختم، با توجه کامل، زیارتنامه امام رضا(ع) را می‌خواندم: «اشهد انک تشهد مقامی وتسمع کلامی وترد سلامی وانت حی عند ربک مرزوق...»؛ شهادت می‌دهم که تو مرا می‌بینی و سخنم را می‌شنوی و جواب سلامم را می‌دهی ‌و زنده‌ای و نزد پروردگارت روزی می‌خوری ...

به اینجای زیارتنامه که رسیدم دیدم آقایی نورانی و ماه رخسار، بر روی تختی از نور، بر فراز ضریح نشسته است و از جمعیت زائران خبری نیست! آقا در جواب سلام من، فرمود: وعلیک السلام! ای میرزا مهدی! از ما چه می‌خواهی؟‌

من از سیر تا پیاز حرف‌هایی را که به رسول‌الله(ص) عرض کرده بودم، خدمت آقا امام رضا(ع) هم عرض کردم. آقا در جوابم فرمود: اما قرض‌هایت، ادا خواهد شد و این بیماری‌ات جزو قضا و قدر حتمی الهی است که در نهایت به نفع شما هست، ولی در عین حال عمری طولانی خواهی داشت و اما از بابت تقی ارانی نگران نباش، زیرا من ضامن کشور ایران هستم و این کشور زیر نظر من است.

با شنیدن این سخنان، آرامش و اطمینان، سرزمین وجودم را تسخیر کرد و گذشت زمان صحت این دو مکاشفه را به اثبات رسانید.


:: بازدید از این مطلب : 2395
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 18 شهریور 1392

به نقل از مهر، یک عروس و داماد انقلابی.«محبوبه» و «حسن» نامزد کرده بودند و قرار بود عروسی بگیرند و بروند زیر یک سقف. اما مبارزه، آنها را از هم جدا کرد و حدود ۳ سال بعدف دوباره عروس و داماد را به هم رساند. حتی این بار پیشوند اسم هردوتایشان هم، یک کلمه شده بود:«شهید.»

حالا انقلاب اسلامی ایران، نامشان را در تاریخ خود ثبت کرده است. یکی به عنوان اولین زن شهید قیام ۱۷ شهریور و یکی دیگر به عنوان یکی از شهدای انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر

«محبوبه دانش آشتیانی» متولد سال ۱۳۴۰ در تهران بود. خانواده محبوبه از جمله خانواده های مذهبی تهران بودند. پدرش روحانی بود و محبوبه هم یکی از فعالان مذهبی محله. شاید به همین خاطر بود که پدر، او را در یکی از مذهبی ترین و معروف ترین مدارس تهران یعنی مدرسه «رفاه» ثبت نام کرد تا دخترش، دوره ابتدایی و راهنمایی را در آنجا بگذراند. تحصیل محبوبه در مدرسه رفاه، همزمان با اوج گرفتن مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی، او را تحت تاثیر فضای مدرسه و معلمانش، به یک مبارز انقلابی تبدیل کرد. نوجوان ۱۷ ساله خانواده دانش آشتیانی، ان قدر به کار و هدفش اعتقاد داشت که اداره یک کتابخانه مردمی در حوالی خیابان سیروس تهران را بر عهده گرفت و درکنار آن برای بچه های محروم جنوب شهر کتاب می برد. برای آنها یک برنامه مطالعاتی دقیق را قرار داده بود، برایشان داستان های اسلامی را تعریف می کرد تا کاملا بی سروصدا اما دقیق و عمیق، هدف ها و اندیشه های انقلاب اسلامی را درمیان کوچکترها هم رواج دهد.

در کنار این حرکت های فرهنگی، محبوبه یک مبارز انقلابی تمام عیار هم بود. در همه تجمع ها و راهپیمایی ها شرکت می کرد و اطرافیانش را هم به قیام برای براندازی حکومت پهلوی تشویق می کرد. سال دوم دبيرستان آخرين سال تحصيلي بود كه نام محبوبه، در بین دانش آموزان دبیرستان هشترودی تهران دیده می شد. او صبح جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ با حضور در جمع مردم تظاهركننده در ميدان ژاله (شهدا) شرکت کرد و نامش را به عنوان اولین زن شهید این فاجعه خونین ثبت کرد.

محبوبه اما قبل از شهادت، مراسم نامزدی برگزار کرده بود. با حسن. «حسن اجاره دار» قرار بود داماد خانواده دانش آشتیانی شود. اما ۱۷ شهریور ۵۷، عروس آسمانی شد و داماد ماند. تا کمتر از ۳ سال بعد، داماد هم مهمان عروس شود.
۷ تیر ۱۳۶۰، وقتی دفتر حزب جمهوری اسلامی با انفجار یک بمب، به قتلگاه شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش منجر شد، نام دونفر در لیست شهدای این واقعه، برای خانواده دانش آشتیانی آشنا تر از بقیه بود. حجت الاسلام «غلامرشا دانش آشتیانی» و «حسن اجاره دار» در میان شهدای واقعه هفتم تیر بودند. پدر اولین زن شهید واقعه ۱۷ شهریور که به همراه دامادش در دفتر حزب جمهوری اسلامی حضور داشتند، در انفجار هفتم تیر به شادت رسیدند تا نام خانواده دانش آشتیانی و عروس و داماد جوان این خانواده برای همیشه در خاطره انقلاب اسلامی بماند.

خانواده ای که نامشان در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده است. 


:: بازدید از این مطلب : 3000
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 18 شهریور 1392

به گزارش نوید شاهد استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی وخدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و. کار محبت همین است.

10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.


13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2328
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 18 شهریور 1392

 


:: بازدید از این مطلب : 2104
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
دوشنبه 18 شهریور 1392

 

 حجت الاسلام و المسلمين پناهيان در هيات محبین امیرالمومنین(ع) به بيان نكاتي پيرامون نحوه نگرش انسان نسبت به نفس، خطر پيروي از نفس و راه هاي مبارزه با آن پرداخت كه در ادامه گزيده اي از آن را مي خوانيد:

* پيرو جلسات گذشته بايد دوباره متذكر شوم كه نگرش ما به نفس بايد منفي باشد. ما بايد نسبت به نفس تنفر داشته و آن را خطرناك و زشت بدانيم؛ اين اولين قدم است. بايد براي خودمان اين مطلب را جا بيندازيم كه نفس دشمن ماست.

* حيا يعني اينكه بر روي خواسته هاي نفساني خود دري قرار دهيم. مثالي از دوران دفاع نقدس مي زنم؛ در آن دوران اغلب رزمندگان مي گفتند كه شهيد و مجروح بشويم اما دست بعثي ها نيفتيم. دليلش هم اين بود كه آن ها انسان را بسيار آزار مي داند. حال روح ما همينطور است و نبايد اسير دشمن (نفس) شود.

** فالوده اي كه حضرت امير(ع) از آن ميل نكرد

* فالوده اي نزد حضرت امير(ع) آوردند و ايشان مقداري از آن فالوده را چشيد و فرمود خوشمزه است اما ببريد، من نمي خورم. براي اطرافيان سوال پيش آمد كه آيا اين فالوده مشكلي دارد يا حرام است كه شما ميل نمي فرماييد كه حضرت در پاسخ فرمود: خير؛ من نفسم را عادت نمي دهم به اين نوع غذاها. اگر نفسم را به اين نوع غذاها عادت دهم احتمال دارد در آينده از من چيزهاي بيشتري طلب كند. اين يعني حضرت امير(ع) از اينكه اسير نفس شود به شدت دوري مي كرد.

* از آقاي بهجت سوال كردند كه علاج سوء ظن چيست؟ كه ايشان در پاسخ گفت بايد به خودت سوء ظن داشته باشي. اگر انسان به خودش سوء ظن داشته باشد ديگر به دنبال عيوب ديگران نمي رود و مشغول خودش مي شود.

** ما شمر بالقوه هستيم

* ما بايد نفس خود را كنترل كرده و از اسير شدن به دستش دوري كنيم. آيت الله بهجت مي فرمود ما شمر بالقوه هستيم؛ يعني اصلا بعيد نيست كه نفس، ما را به جايي برساند كه پست ترين انسان ها شويم و براي دوري از اين حالات بايد با نفس در تقابل بود.

* بعد از اولين قدم كه داشتن حس تنفر نسبت به نفس است به دومين قدم يعني بناي مبارزه با نفس مي رسيم. داشتن بناي مبارزه با نفس بسيار مهم است. اگر كسي اين بنا را داشت و بعضا در ميانه راه زمين هم خورد، خداوند دستش را مي گيرد. ما در روايت داريم كه مومن بناي مبارزه با نفس را دارد و ممكن است در اين مسير زمين هم بخورد و مرتكب گناهاني هم بشود اما خداوند او را ياري داده و او مي تواند بر مبارزه خود با نفس ادامه دهد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1848
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران