میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 19
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 223
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2746
:: بازدید ماه : 9349
:: بازدید سال : 15569
:: بازدید کلی : 15569
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

 

 باید غبار صحن تو را توتیا کنند

«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
 
هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
 
بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
 
«هر گز نمیرد آنکه دلش» جَلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
 
هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند
 
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاهِ گوشه چشمت دوا کنند
 
از آن حریم قدسی‌ات آقای مهربان!
«آیا شود که گوشهٔ چشمی به ما کنند»
 
سید حسن رستگار
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2373
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

حاج محمود کریمی شب گذشته به مناسبت ولادت امام رضا(ع) در حسینیه حضرت علی اکبر چیذر به مدیحه سرایی پرداخت.

 

لینک دانلود شعرخوانی حاج محمود کریمی

 

لینک دانلود سرود ولادت امام رضا(ع)

 

لینک دانلود دکلمه خوانی حاج محمود کریمی

 

لینک دانلود سرود ولادت امام رضا(ع)


:: بازدید از این مطلب : 2646
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392
 امام هشتم حضرت رضا عليه السلام فرمودند: به خداوند خوشبين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمان خـوش او همراه است و هر كه به رزق و روزى اندك خشنود باشد، خـداوند به كردار اندك او خشنود باشد.
و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشـد، بارش سبك و خانـواده اش در نعمت باشد و خـداوند او را به دنيا و دوايـش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسلام بهشت مي رساند.
 
 
متن حدیث:
 
عن الرّضا عليه السلام : أحسـن الظّن بالله فانّ مَن حسـن ظنّه بالله كان عنـد ظنّه وَ مَن رَضى باْلقَليل مِنَ الرّزق قُبلَ مِنه اليَسير مِن العمل وَ مَن رَضى باليَسير مِن الحلال خفّت مؤونته و نعم اهلهوَ بصّره الله دار الدّنـيا وَ دَواءهـا وَ أخـرَجه منها سـالِماً إلى دارالسّلام .
 
 
«تحف العقول، صفحه 449» 

:: بازدید از این مطلب : 2328
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

به نقل از تسنیم، هر انسانی به تفریح نیاز دارد و طبیعتا اگر شادی از مرز افراط فراتر نرود و انسان را مرتکب حرام ننماید زندگی را برای انسان لذت بخش خواهد نمود .

امام رضا علیه السلام در گفتاری با اشاره به جایگاه تفریح می فرمایند:

از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راههای مشروع بر آورید.تفریح و سرگرمی های لذت بخش ،شما را در اداره زندگی یاری می کند و با کمک آن بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد

ایشان در بخشی دیگر توصیه می کنند شبانه روز را به چهار قسمت تقسیم کنید:

ساعتی برای مناجات با خدا

ساعتی برای کار و زندگانی

ساعتی بررای معاشرت با برادران و معتمدان که عیب های شما را به شما بفهمانند و در درون با شما پاکدل باشند

و ساعتی هم که در آن برای لذت های غیر حرام خلوت کنید وبدین ساعت برای انجام دادن امور آن سه ساعت دیگر ،توانایی یابید. 


:: بازدید از این مطلب : 2276
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

انتقام گیری امام زمان (عج) مفهومی است که در متون دینی مکرر ذکر شده است. در حدیثی قدسی بیان شده که: مهدى آخر امامان، كسى است كه دین مرا نصرت مى ‏دهد و دولت مرا در میان مردم مستقر مى ‏سازد و من بوسیله او از دشمنانم انتقام مى‏ كشم.[1]

و در بعضی از متون ذکر شده که این انتقام گیری، از دشمنان و قاتلان امام حسین (ع) نیز می باشد. از جمله در زیارت عاشورا (فاسأل الله… أن یرزقنی طلب ثارک مع إمامٍ منصورٍ - و اسئله… أن یرزقنی طلب ثاری [کم] مع امامٍ مهدیٍّ) و در دعای ندبه (أین الطّالبُ بِدَمِ المَقتولُ بکربلا).

و درباره کیفیت این انتقام گیری باید گفت که اگر منظور انتقام گرفتن از قاتلان امام حسین (ع)، انتقام از کسانی است که در کربلا حاضر بوده اند، این انتقام تنها با رجعت محقق می شود. یعنی مردگان زنده شده و در نزاع حق و باطل، اصحاب کفر سرکوب می شوند.  و رجعت مطلبی حق است که آیات قرآنی نیز آن را تائید می کند. و از مسلمات عقیده شیعه است.

ر.ک:
آیا به مسأله رجعت درقرآن اشاره شده است؟
رجعت چیست؟

اما با توجه به اینکه بین رجعت و ظهور فاصله است، منظور از انتقام امام زمان (عج) از قاتلان امام حسین (ع) در این نوع انتقام نیست. که مردگان از قبر بیرون آیند و قصاص شوند.

بلکه انتقام امام زمان (عج)، انتقام از یزیدیان و سیره و منش آنهاست که در طی تاریخ استمرار داشته و در مقابل حق، صف آرائی کرده است.

و حدیثی از امام رضا (ع) نیز این مطلب را تائید می کند. عبد السّلام بن صالح هروىّ گوید: به حضرت رضا علیه السّلام عرض كردم: نظرتان در باره این حدیث كه از امام صادق علیه السّلام روایت شده است، چیست، كه حضرت فرموده‏اند: زمانى كه قائم علیه السّلام قیام كند فرزندان قاتلان حسین علیه السّلام را بخاطر كردار پدرانشان خواهد كشت؟ حضرت فرمودند: همین طور است،

عرض كردم پس معنى این آیه چیست: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏[انعام/164] هیچ كس بار گناه دیگرى را به دوش نخواهد كشید؟»

 فرمودند: خداوند در تمام گفتارهایش درست گفته است، لكن فرزندان قاتلان حسین علیه السّلام از كردار پدرانشان راضى هستند و به آن افتخار مى ‏كنند و هر كس از كارى راضى باشد مثل كسى است كه آن را انجام داده، و اگر كسى در مشرق كشته شود و دیگرى در مغرب از این قتل راضى باشد، نزد خدا با قاتل شریك خواهد بود، و قائم علیه السّلام در هنگام قیام خود، بخاطر رضایتشان از كردار پدران، ایشان را خواهد كشت.[2]

[1]. الجواهر السنیة-كلیات حدیث قدسى، ص 429 ، الباب الثانی عشر.
[2]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص: 273.


:: بازدید از این مطلب : 3064
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

ابتدا باید در نظر داشت که در اسلام فضائل به جنسیت ربطی ندارد. و این مطلب در آیات متعدد قرآن مشهود است.
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ[نحل/97] هر كس كار شایسته ‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حیاتى پاك زنده مى ‏داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام مى‏ دادند، خواهیم داد.»

زنان برجسته بسیاری نیز در طول تاریخ وجود داشته اند که خدای متعال در قرآن کریم زندگی آنان را نقل کرده و حتی آنان را به عنوان الگویی برای تمام مومنین معرفی می کند.[1]

بنابراین هر کس به وظایف خویش عمل کند، از حیات طیب الهی بهره مند شده و اجرش در نزد خدای متعال محفوظ است و در این میان فرقی بین زن و مرد وجود ندارد.

هر چند ممکن است نقش ها متفاوت باشد. به عنوان نمونه نقش حضرت زینب در قیام عاشورا جنگیدن و شمشیر به دست گرفتن نبود، با این حال رسالتی عظیم در این قیام داشتند و نقش آفرینی بسیار برجسته ای انجام دادند. پس نباید توقع داشته باشیم که نقش زنان در لشگر امام زمان (عج) به مانند نقش مردان باشد، هر چند این امر به معنای کاستن از منزلت و شخصیت زن نیست. بلکه به دلیل توانایی بهتر برای گرفتن نقش های دیگر است.

با توجه به این توضیحات باید بگوییم بعضی بنا بر ظاهر احادیث صحیح معتقدند که 313 یار اولیه امام زمان (عج) ظاهرا همگی از مردان هستند. چون تعبیر رجلا در آن ظهور در مرد بودنشان دارد:

«فیجمع الله علیه أصحابه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا ، ویجمعهم الله له على غیر میعاد قزعا كقزع الخریف: خداوند 313 نفر مرد از اصحاب آن حضرت را جمع می‌كند؛ بی آنكه قبلا وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی است كه با حركات تند می آیند.»[2]

اما در بعضی از روایات مطالبی بیان شده است که به نقش زنان در سپاه امام زمان (عج) نیز اشاره می کند. و چون سند بعضی از آنها ضعیف است عده ای به این روایات توجه نکرده اند. که در این جا آن ها را ذکر می کنیم:

امام باقر (علیه ‏السلام) می‏فرمایند: «به خدا سوگند سیصد و اندی نفر خواهند آمد و پنجاه زن در میان آنان است‏».[3]

مفضل بن عمر می‏گوید: امام صادق (علیه ‏السلام) فرمودند: «همراه حضرت قائم، سیزده زن هست. عرض کردم، آنان چه نقشی خواهند داشت؟ فرمودند: زخمی‏ها را مداوا می‏کنند و از بیماران پرستاری می‏نمایند. آنچنان که همراه رسول خدا (صلی ‏الله علیه ‏و آله) بودند».[4]

روایات دیگری هم وجود دارند که بعضی تعداد زنان را چهارصد نفر،[5] و برخی، تعداد آنان را 7800 نفر معرفی می‏کند.[6]

دسته دیگری از روایات نیز وجود دارد که تنها به همراه بودن زنان با حضرتش اکتفا کرده و تعدادشان را ذکر نکرده است.  اختلاف عددی که در این روایات ذکر شده است، در صورت پذیرش اصل روایت می تواند به زمان های متفاوتی اشاره داشته باشد که در زمان قیام حضرت به مرور به تعداد زنان حاضر در لشگر حضرت اضافه می شود.


اما نقش هایی که آنان به عهده می گیرند، طبیعتا با نقش های مردان فرق خواهد داشت، کما اینکه در روایتی با تشبیه به زمان پیامبر (ص) مداوای مجروحین را از کارهای زنان شمرده اند. یا می توانیم بگوییم مانند ماجرای محافظت از عایشه بعد از جنگ جمل ممکن است به زنانی نیاز باشد که در ظاهری نظامی رسالتی را به دوش بگیرند.

 

[1]. رک: سوره تحریم آیه 11.
[2]. كتاب الغیبة ، محمد بن إبراهیم النعمانی، ص 288 – 291 و الاختصاص، الشیخ المفید، ص 257 و ... .
[3]. بحارالانوار، ج 52، ص 23.
[4]. بحار الانوار، ج 89، ص‏225.
[5]. کنز العمال، علاء الدین هندی، ج‏14، ص‏338.
[6]. چشم ‏اندازی از حکومت مهدی، نجم‏الدین طبسی، ص 74.


:: بازدید از این مطلب : 2576
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

نماز ستون و اساس دین است. امام باقر (ع) به نقل از رسول خدا (ص) می­فرماید: «مَا بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَیْنَ الْكَافِرِ إِلَّا أَنْ یَتْرُكَ الصَّلَاةَ الْفَرِیضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ یَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا یُصَلِّیَهَا[1]بین مسلمان و كافر فاصله‏اى نیست، مگر این كه مسلمان نماز واجب را عمدا ترك كند یا آن را بى ‏اهمیت بداند و نخواند.»

حرمت ترک نماز، از انجام بسیاری از اعمال حرام سنگین تر است. چون انسان در ارتکاب بعضی از اعمال حرام، قصد بی حرمتی به خدای متعال و دین را ندارد، بلکه جنبه حیوانی انسان بر او غلبه کرده  و چه بسا بعد از مبتلا شدن به فعل حرام، به شدت از خدای متعال می ترسد و توبه می کند. در حالی که رها کردن نماز، موثر از غلبه شهوات بر انسان نیست. بلکه ناشی از ضعف ایمان و بی توجهی به دستور الهی است.

از حضرت صادق (ع) سؤال شد كه چرا زانى كافر نیست ولى كسى كه نماز نمى ‏گذارد كافر مى ‏باشد، امام (ع) فرمود: چون زناكار براى‏ شهوت این كار را مى‏ كند ولى آن كس كه نماز را ترك مى‏ كند براى این است كه به آن اهمیت نمى ‏دهد. زناكار براى لذت دنبال زنى را مى ‏گیرد و از او كامجوئى مى ‏كند، ولى آن كس كه نماز را ترك كرده و آن را انجام نمى ‏دهد قصدش لذت نیست بلكه فقط نظرش بى‏ اهمیت شمردن آن مى ‏باشد و هر گاه كسى نظرش استخفاف باشد كافر مى ‏گردد.[2]

البته این کفر تا زمانی که همراه با انکار نماز نباشد، سبب جاری شدن احکام کافر، مثل عدم طهارت، عدم پاک بودن ذبایح او و حرمت ازدواج با او و ... نمی شود. و تنها در جایی که انکار نماز به شکل انکار ضروری دین باشد، این احکام برای شخص لازم است. اما به هر حال ترک نماز، مساله ای سبک نیست. و شخص در صورتی که نسبت به نماز سهل انگاری کند، مشمول نفرین الهی می شود:
«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ* الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ[ماعون/4و5] پس واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود سه ل‏انگارى مى ‏كنند.»

سهل انگاران در نماز با هم تفاوت هایی دارند، بعضی نماز را به طور كلی ترک می کنند و علت این کارمسامحه و كم اعتنایی به امور اخروی است. بعضی نماز را در بعضی اوقات ترک می کنند و آن را سبک می شمارند، بعضی نماز را انجام می دهند اما نسبت به شرایط و واجبات آن (مثل طهارت، غصبی نبودن محل و ...) بی اعتنا هستند، همه این ها با تفاوت هایشان، در نفرین الهی شریک هستند. هر چند هر کدام به میزان سهل انگاری اش در نماز، بهره ای از این قهر و غضب خواهد داشت.

به هر حال باید توجه داشت که ایمان باید در زبان، قلب و عمل انسان، نقش آفرینی کند. پیامبر (ص) می فرمایند: «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ[3] ایمان شامل اقرار زبانی، عقیده قلبی و عمل اعضا است.»

پس کسی که ایمان او تنها در زبانش است، و تاثیری در اعمال او ندارد و اساسی ترین عبادت را انجام نمی دهد، از ایمان واقعی بهره نبرده و این گونه ایمان فایده ای به حال او نخواهد داشت. مگر اینکه زمینه ساز و مقدمه ای برای سیر مراحل دیگر ایمان باشد تا شخص به لوازم قطعی ایمان پایبند شود. و حقیقتا خود را بنده خدا بداند.

[1]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص231.
[2]. بحار الأنوار، ج‏66، ص: 66.
[3]. أمالی الصدوق، ص268 ، المجلس الخامس و الأربعون‏.


:: بازدید از این مطلب : 2997
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392
  • امام حسين عليه السلام:
  • «لَيسَتِ العِفَّةُ بِما نِعَةٍ رِزقا وَلاَ الحِرصُ بِجالِبٍ فَضلاً وَإِنَّ الرِّزقَ مَقسومٌ وَالجَلَ مَحتومٌ وَاستِعمالَ الحِرصِ طالِبُ المَآثِمِ»

  • نه خوددارى از حرام و ناپسند، مانع روزى مى شود و نه حرص روزىِ بيشتر مى آورد، كه روزى تقسيم شده و اجل حتمى است و حرص به سوى گناه مى كشد.

  • غررالحكم، ج5، ص 294، ح8439

:: بازدید از این مطلب : 1987
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

در مفردات راغب، استدراج به دو معنی آمده است:
1ـ «سنستدرجهم من حیث لایعلمون» یعنی از جایی که نمی‏دانند آن‏ها را درهم می‏پیچیم و به مرگ می‏رسانیم.
2ـ آن‏ها را به تدریج و کم‏کم به فرجام و عذابشان می‏رسانیم، در حقیقت نزدیک نمودن تدریجی ایشان به چیزی است؛ مانند بالا رفتن و پایین‏آمدن از پلّه‏ها و مکان‏ها، که تدریجا و مرحله به مرحله انجام می‏شود.
در قاموس قرآن، املا به معنی اطاله‏ی مدّت آمده، و در اقرب الموارد گفته: املا به معنی مهلت‏دادن و تأخیر است.
خداوند به این جهت استدراج را مقیّد کرد به «من حیث لایعلمون» تا بفهماند این نزدیک نمودن آشکارا نیست؛ بلکه در همان سرگرمی به تمتّع از مظاهر زندگی مادی مخفی است. در نتیجه ایشان با زیاده‏ روی در معصیت پیوسته به سوی هلاکت نزدیک می‏شوند. پس می‏توان گفت: استدراج، تجدید نعمتی بعد از نعمت دیگر است تا به وسیله‏ی التذاذ به آن نعمت‏ها، ایشان را از توجّه به عاقبت کارهایشان غافل سازد.1
حضرت علی علیه‏السلام درباره‏ی استدراج و املا (مهلت‏دادن) می‏فرمایند:
«کم من مستدرج بالإحسان إلیه، مغرور بالسّتر علیه، و مفتون بحسن القول فیه. و ما ابتلی اللّه‏ احدا بمثل الإملاء له.»2
«چه بسا کسی که با نعمت‏هایی که به او رسیده به دام افتد و با پرده‏پوشی بر گناه فریب خورد و با ستایش شدن آزمایش گردد. و خدا هیچ‏کس را همانند مهلت‏دادن به او نیازمود.»
حضرتش در بیانی دیگر، در باب مسؤولیّت نعمت‏های الاهی می‏فرماید:
«ایّها النّاس، لیرکم اللّه‏ من النّعمة وجلین، کما یراکم من النقمة فرقین. انّه من وسّع علیه فی ذات یده فلم یر ذلک استدراجا، فقد امن مخوفا. و من ضیّق علیه فی ذات یده فلم یر ذلک اختبارا، فقد ضیّع مأمولاً.»3
«ای مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه‏ی کیفر، ترسان بنگرد؛ زیرا کسی که رفاه و گشایشی را زمینه‏ی گرفتارشدن خویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ایمن می‏پندارد. آن کس که تنگدستی را آزمایش الاهی نداند، پاداشی را که امیدی به آن بود، از دست خواهد داد.»
آری؛ انسان هم در هنگام بی‏نیازی و رفاه و هم در تنگدستی باید خدا را فراموش نکند و احتمال دهد که در هر دو حالت مورد امتحان الاهی قرار گرفته است، تا بدین‏وسیله دچار کفران نعمت نشود.
در مورد مجازات استدراجی، از آیات و احادیث استفاده می‏شود که خداوند، گنه‏کاران و طغیان‏گران جسور و زورمند را طبق یک سنّت، فورا گرفتار مجازات نمی‏کند؛ بلکه درهای نعمت‏ها را به روی آن‏ها می‏گشاید. هرچه بیشتر درمسیر طغیان گام برمی‏دارند، نعمت خود را بیشتر می‏کند. آن‏گاه دو راه پیش روی آن‏ها قرار می‏گیرد: یا این نعمت‏ها باعث تنبّه و بیداری‏شان می‏شود، که در این حال برنامه‏ی «هدایت الاهی» عملی شده است. یا این که بر غرور و بی‏خبری‏شان می‏افزاید. در این صورت مجازاتشان به هنگام رسیدن به آخرین مرحله، دردناک‏تر است؛ زیرا به هنگامی که غرق انواع نعمت‏ها می‏شوند، خداوند همه را از آن‏ها می‏گیرد و طومار زندگی آن‏ها را در هم می‏پیچد و این‏گونه مجازات بسیار سخت‏تر است.
به هر حال، این آیه به همه‏ی گنه‏کاران هشدار می‏دهد که تأخیر کیفر الاهی را دلیل بر پاکی و درستی خود و یا ضعف و ناتوانی پروردگار نگیرند و نعمت‏هایی را که در آن غرقه‏اند، نشانه‏ی تقرّبشان به خدا ندانند. چه بسا این پیروزی‏ها و نعمت‏هایی که به آن‏ها می‏رسد، مقدّمه‏ی مجازات استدراجی پروردگار باشد. خدا آن‏ها را غرق نعمت می‏کند و به آن‏ها مهلت می‏دهد و به اوج می‏رساند، امّا سرانجام طومار زندگی آن‏ها را در هم می‏پیچد.4
امام صادق علیه‏السلام درباره‏ی استدراج فرموند:
«هو العبد یذنب الذنب فیملی له و یجدّد له عنده النعم، فلیهیه عن الإستغفار من الذّنوب، فهو مستدرج من حیث لایعلم.»5
«استدراج عبارت است از این‏که بنده هنگامی که مرتکب گناه می‏شود، خداوند به او مهلت می‏دهد و او را مشمول نعمت خود قرار می‏دهد، سپس او را از استغفارـ در برابر گناه‏ـ غافل می‏کند، بدین‏رو، به تدریج، از طریقی که نمی‏داند گرفتار می‏شود.»

 

3ـ2. استدراج و املاء در دوره‏ی غیبت

در منابع اسلامی، روایات زیادی وارد شده که گویای فساد زمانه و انحراف‏های عقیدتی و مذهبی در جوامع بشری در دوران غیبت امام زمان علیه‏السلاماست و معصومین علیهم‏السلام مسلمانان را از آن گرایش‏ها برحذر داشته و از خطرات و لغزشگاه‏های آن آگاه کرده‏اند.
بر اساس این احادیث، یکی از بلاهای خانمان‏سوز این دوران، شیوع معصیت و گناه و علنی‏شدن آن در جامعه است. نمونه‏های زیادی از این چگونگی را پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بیان کرده‏اند؛ از جمله:
دروغ همگانی می‏شود، حریم‏ها مورد تجاوز قرار می‏گیرد، گناهان علنی می‏گردد، فحشا و منکر رواج می‏یابد، ثروت در میان مردم فراوان می‏شود و ثروتمندان مورد احترام قرار می‏گیرند، طلاق زیاد می‏شود، غنا و مشروبات الکلی حلال می‏شود، رباخواری معمول می‏گردد، ستم و تباهی فراوان می‏شود، حرمت احکام الاهی شکسته می‏شود و... .6
چنان‏که می‏بینیم، مضمون بسیاری از این احادیث با وضعیت کنونی جامعه‏ی بشری کاملاً منطبق است. با توجّه به بحث قرآنی استدراج، ای بسا بسیاری از مردم بر اثر فرو رفتن در گناه و فراموش‏کردن یاد خدا در این روزگار، دچار عذاب استدراج شوند، وظایف و مسؤولیت‏های دینی خود را به فراموشی سپارند، و غرق در شهوات و حرص و دنیاطلبی گردند، و خود را شایسته‏ی نعماتی بدانند که خداوند به آنان بخشیده، غافل از این‏که خداوند با بذل نعمت‏های زیاد به آنان مهلت داده و آنان را مورد امتحان قرار می‏دهد، لذا در غرور و غفلت فرو می‏روند. امّا براساس تذکّر قرآن، خداوند ناگهان آنان را می‏گیرد و از میان ناز و نعمت به کام عذاب فرو می‏برد. وقتی که در غفلت مطلق به سر می‏روند.
لذا می‏بینیم که در روایات، یکی از وظایف مهم شیعه در عصر غیبت را، انتظار فرج دانسته‏اند؛ زیرا در بیان معصومین علیهم‏السلام ظهور به یک امر دفعی و ناگهانی تعبیر شده است؛ چنان‏که پیامبر بزرگوار اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم راجع به ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام فرموده‏اند:
«إنّما مثله کمثل السّاعة لایأتیکم إلاّ بغته.»7
«ظهور، هم‏چون قیامت است، که به طور ناگهانی برای شما رخ می‏دهد.»
در بعضی روایات، این‏گونه تعبیر شده است که خداوند امر فرج امام عصر عجّل‏اللّه‏فرجه را در یک شب اصلاح می‏فرماید.
امام جواد علیه‏السلام می‏فرمایند:
«انّ اللّه‏ تبارک و تعالی لیصلح له أمره فی لیلة کما اصلح أمر کلیمه موسی.... ثمّ قال علیه‏السلام : أفضل أعمال شیعتنا انتظار الفرج.»8
«خداوند امر ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام را در یک شب اصلاح می‏فرماید، همان‏طور که کار کلیم خود حضرت موسی علیه‏السلام راـ در یک شب‏ـ اصلاح فرمود.... سپس حضرت فرمودند: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.»
حضرت موسی‏بن‏عمران علیه‏السلام در بیابان‏های تاریک به همراه خانواده‏ی خود راه را گم کرده بود. لذا رفت تا برای آن‏ها آتشی به دست آورد، امّا در حالی به سوی ایشان بازگشت که به نبوّت و رسالت برگزیده شده بود.
خدای متعال در مورد امام زمان علیه‏السلام هم این‏گونه عمل خواهد کرد و ایشان را در وقتی ظاهر خواهد فرمود که علی‏الظّاهر امیدی به قیامش نیست و مردم سرگرم دنیاطلبی هستند، و در این حالت، توبه دیگر سودی نخواهد داشت؛ چنان‏که حضرت مهدی علیه‏السلام در توقیع خود به شیخ مفید فرمودند:
«فانّ امرنا یبعثه فجأة حین لا ینفعه توبة.»9
«به درستی که امر ماـ فرج ماـ ناگهانی پیش می‏آید، هنگامی که توبه، کسی را سود ندهد.»
لذا امید ظهور آن حضرت، در هر صبح و شام، وجود دارد و باید همواره منتظر قدوم آن عزیز بود.
اللّهُمَّ صلّ علی حجّتک و ولیّک و القائم فی خلقک، صلاة نامیة باقیة، تعجل بها فرجه و تنصره بها، و تجعلنا معه فِی الدّنیا و الآخرة.

  • 1.سیّد محمّد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، بنیاد علمی و فکر علاّمه طباطبایی، ترجمه‏ی محمّدباقر موسوی همدانی 8 / 516
  • 2.محمّد دشتی، نهج‏البلاغه، تهران، پیام عدالت، حکمت 116
  • 3.همان، حکمت 358
  • 4.ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب اسلامیه 7 / 34، 1375
  • 5.کلینی رازی، اصول کافی، انتشارات علمیه‏ی اسلامیه، ترجمه‏ی سیّد هاشم رسولی ج 4، باب استدراج، ص 189، ح 2
  • 6.کلیه‏ی عناوین از احادیث روزگار رهایی ج 2 برگرفته شده است
  • 7.معجم احادیث الإمام المهدی علیه‏السلام ، تألیف و نشر مؤسسه‏ی معارف اسلامی، جزء 5 / 126
  • 8.شیخ صدوق، کمال‏الدّین و تمام النعمه، ترجمه‏ی منصور پهلوان، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، باب 36 ح 1
  • 9.سیّد محمّد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، قم المطبعه العلمیه 2 / 160

:: بازدید از این مطلب : 2995
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

روی عن الحسین‏بن‏علی(علیهما‏السلام) قال: الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ یُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْر.(بحارالأنوار، ج 75، ص 117)

این روایت از امام حسین(ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بنده‏اش، به این معنا است که خدا نعمتی را به سمت بنده می‏فرستد و سرازیر می‏کند و از آن طرف، شُکر را از او می‏گیرد.

معنای «استدراج»

 در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلایل گرفتاری‏های انسان را دربر دارد. امام حسین در این روایت، استدراج را معنا می‏کنند که گاهی خدا به بنده‏اش نعمت می‏دهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی‏آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگزاری را از بنده سلب کرده است.

چرا «استدراج»؟!

اینجا سؤال پیش می‏آید که چرا خدا چنین می‏کند و حال شکر را از بنده‏اش می‏گیرد؟ او که نعمت را به بنده می‏دهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟ چرا خدا توفیق شکر را از بنده‏اش می‏گیرد تا او نتواند شکر نعمت را به‏جا آورد؟ اصلاً چه‏طور می‏شود که خدا با بنده‏اش چنین می‏کند؟

ناشکریِ انواع نعمت‏ها

 در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که(بحارالأنوار، ج 5، ص 217)گاهی خدا به بنده‏اش نعمتی را می‏دهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج می‏کند و با آن گناه می‏کند.

منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمت‏هایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشم‏هایتان را باز کنید و نعمت‏هایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلق به او است را در بر می‏گیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمت‏های خداوند است». اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت می‏دهد تا استغفار کرده و از این گناه‏ها توبه نماید!

استدارج راهی به سوی «کفر»

این چیزهایی که من می‏گویم، متن روایت امام صادق است. چون خیلی فرصت ندارم، همه روایت را نمی‏خوانم. آیه قرآن هم این مطالب را دارد و می‏فرماید: «إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً»(سوره مبارکه آل‏عمران، آیه 178) خدا مهلت می‏دهد تا ببیند آیا تو استغفار می‏کنی یا نه! اگر استغفار کردی مسئله‏ای پیش نمی‏آید، اما اگر استغفار نکردی، خدا نعمتش را تجدید می‏کند؛ یعنی نعمت را دوباره به تو می‏دهد. اینجا دیگر تو توفیق سپاس و شکر نعمت نداری و در حقیقت، خدا این توفیق را از تو سلب کرده است. این بی‏حساب نیست که خدا به بنده‏ای از بندگانش نعمت می‏دهد و در عین حال، توفیق شکر را از او سلب می‏کند.

وقتی بنده گناه کرد و به‏جای عقاب، نعمت‏هایش زیاد شد، کم‏کم با خودش فکر می‏کند که چرا این‏همه گناه می‏کند ولی هیچ اتفاقی نمی‏افتد؟! نکند خبری نیست؟! اصلاً شاید حلال و حرامی، نعوذبالله در کار نیست! از اینجا است که انسان به وادی کفر کشیده می‏شود.

چرا وضع کفار خوب است؟!

خود شما هم دارید می‏بینید که کفار وضع مادی‏ شان خوب است؛ این به خاطر همین مسئله استدراج است. اگر کسی بگوید: کفار با توجه به اینکه این‏همه گناه و فجور می‏کنند، چرا باز هم وضعشان خوب است؟ جوابش این است که خداوند آن‏ها را مبتلا به استدراج کرده و توفیق شکر را از آن‏ها گرفته است. این به ضرر آن‏ها است.

ریشه گرفتاری‏های مسلمین

مسلمان‏ها هم از این جهت مانند کفار هستند که اگر نعمت به آن‏ها برسد و آن را در راه غضب الهی مصرف کنند، خدا برای توبه به آن‏ها مهلت می‏دهد، اگر توبه کردند که هیچ، وگرنه توفیق شکر از آن‏ها سلب شده و دچار استدراج می‏شوند. گرفتاری‏های ما هم از همین‏جا نشأت می‏گیرد که ما نعمت‏ها را، نعوذبالله در راه گناه صرف می‏کنیم و بعد مبتلا به انواع گرفتاری‏ها می‏شویم تا بیدار شویم و استغفار کنیم. این گرفتاری‏ها نیز، پس‏گردنی‏هایی است که خدا برای باز شدن چشم بنده‏اش می‏زند که بنده بگوید: خدایا غلط کردم که نعمتت را در بیراهه خرج کردم!

حال اگر نعمت را در مسیر غضب الهی خرج کردیم و وقتی هم که خدا برای بیدار شدنمان ما را به گرفتاری‏ها مبتلا کرد، باز هم چشم‏هایمان باز نشد و توبه و استغفار نکردیم، اینجا است که دچار استدراج شده و نعوذبالله به وادی کفر کشیده می‏شویم. 

آیت الله مجتبی تهرانی


:: بازدید از این مطلب : 2443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران