میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 16
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 244
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2767
:: بازدید ماه : 9370
:: بازدید سال : 15590
:: بازدید کلی : 15590
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392


هر جا غصّه دار شدی استغفار کن.
استغفار امان انسان است.
به این کاری نداشته باش که چرا محزون شده ای
اذیّتت کرده اند؟
گناهی کرده ای؟
بعضی وجود خودشان را گناه می دانند.
شما می گویی چرا من درست کار نمی کنم،
او خودش را گناه می داند.
محزون که شدی استغفار کن.

چه غم خود را داشته باشی و چه غم مؤمنین را،
استغفار غم ها را از بین می برد.

همان طور که وقتی خطا می کنی همه صدمه می خورند،
مثلاً وقتی چند نفر کفران نعمت می کنند به همه ضرر می رسد؛

استغفار هم که می کنی به همه ماسوای خودت نفع می رسانی

در حدیث است که هشت چیز شما دست خداست:
موت و حیات,
مرض و صحت,
فقر و غنا,
خواب و بیداری,
چه چیزی می ماند که دست خودمان باشد؟

 


:: بازدید از این مطلب : 2713
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392


:: بازدید از این مطلب : 2504
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392

ابوهاجر در روز دوشنبه 25 شهریور توسط دو گلوله اسلحه قناسه که یکی به ناحیه کمر و دیگری به قفسه سینه اش اصابت کرد به مقام رفیع شهادت نایل شد. پیکر این مدافع حرم حضرت زینب(س) در روزهای آینده به ایران منتقل و سپس از آنجا به شهر نجف فرستاده می‏شود تا در خیل عظیم مردم این کشور تشییع شود.

 

 به نقل از ابنا، اخیرا خبری در رسانه های داخلی و خارجی مبنی بر شهادت «فاضل صبحی» جانشین فرمانده تیپ ذوالفقار منتشر شد که هیچ منبع موثقی آن تایید نکرد و توضیحاتی در مورد شهادت این فرمانده ارائه نشد.

فاضل صبحی در سوریه به "ابوهاجر" مشهور بود که رشادت های زیادی در راستای حفاظت از حرم حضرت زینب(س) انجام داده و خبر شهادتش شیعیان را متاثر کرد.

به همین دلیل در صدد آن شدیم که صحت و سقم این خبر را مشخص کنیم که در همین راستا با «ابوغدیر» یکی از فرماندهان مدافع حرم حضرت زینب(س) به گفتگو پرداختیم.

این مسوول مدافع حرم در این گفتگو اختصاصی با خبرنگار ابنا، ضمن تایید خبر شهادت ابوهاجر اظهار داشت: مدافعان حرم حضرت زینب(س) علاوه بر اینکه حفاظت از حرم دخت امیرالمومنین را بر عهده دارند، در مناطق شیعه نشین سوریه که هدف حمله و تجاوز تروریست ها است نیز انجام وظیفه می‏کنند.

وی ادامه داد: ابو هاجر نیز به دلیل شجاعت و رشادت هایش، به عنوان فرمانده به شهر "درعا" که از جنوب سوریه با اردن هم مرز است، اعزام شد تا حافظ جان شیعیان این شهر باشد.

ابوغدیر با بیان اینکه "درگیری شدیدی در آن منطقه رخ داده بود" اظهار داشت: در میان این درگیری، متاسفانه در روز دوشنبه 25 شهریور ابو هاجر توسط دو گلوله اسلحه قناسه که یکی به ناحیه کمر و دیگری به قفسه سینه اش اصابت کرد به مقام رفیع شهادت نایل شد.

وی در ادامه تصریح کرد: هنگامی که ابو هاجر با گلوله قناسه شهید و بر زمین افتاد، «عیسی ابو نوح» همرزم ابوهاجر، به کمک او شتافت تا پیکرش را از تیر رس تروریست ها خارج کند که وی نیز با گلوله قناسه به شهادت رسید.

این مقام بلندپایه مدافع حرم در پاسخ به سوال خبرنگار ابنا مبنی بر اینکه "در حال حاضر پیکر مطهر این دو شهید در کجا قرار دارد" گفت: پیکر مطهر ابو هاجر و ابو نوح را اکنون به حرم بی بی حضرت زینب(س) منتقل کرده اند و مردم همراه با سربازان مدافع به سوگواری پرداخته اند.

ابو غدیر در مورد تشییع پیکر ابو هاجر اظهار داشت: پیکر این غلام حضرت زینب(س) فردا پنج شنبه و یا جمعه به ایران منتقل و سپس از آنجا به شهر نجف فرستاده می‏شود تا در خیل عظیم مردم این کشور تشییع شود.

وی در ادامه این گفتگو در مورد وضعیت فعلی منطقه زینبیه گفت: در حال حاضر منطقه امن بوده و هیچ گونه درگیری صورت نگرفته است.

این مسوول همچنین درباره آخرین تحولات سوریه گفت: مدافعان حرم در روز یکشنبه 24 شهریور به منطقه "شعبا" اعزام شدند تا این منطقه را از وجود تک تیر اندازهایی که راه را برای ورود به فرودگاه دمشق نا امن کرده بودند؛ پاکسازی کنند.

ابو غدیر تاکید کرد: سربازان مدافع روز سه شنبه 26 شهریور درحالی به منطقه زینبیه بازگشتند که 15 نفر از تروریست ها را زنده دستگیر و سلاح های آنها ضبط کرده بودند.

به گفته وی، در این عملیات دو نفر از سربازان مدافع به شهادت رسیدند.

گفتنی است، ابوهاجر که از کشور عراق عازم سوریه شده بود، در گفتگویی قبل از شهادتش اظهار داشت: ما در اینجا تیپ حضرت ابوالفضل العباس و تیپ ذوالفقار را تشکیل دادیم که متشکل از شیعیان عراق، سوریه و دیگر کشورهاست.

وی در ادامه گفته بود: زمانی که مبارزات در منطقه ما آغاز شد، به همراه ارتش سوریه وارد عملیات نظامی شدیم تا مناطقی را که توسط شورشیان گرفته شده بود پاکسازی کنیم.

این شیعه عراقی همچنین تاکید کرده بود: گروه ما وظیفه مراقبت از حرم حضرت زینب(س) و مناطق شیعه نشین اطراف دمشق را برعهده دارد

 

ابو هاجر در حرم حضرت معصومه(س) 

 چهار یادگار ابوهاجر

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2594
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392

حدیثی از پیامبر(ص) داریم : خدا پیش فرشته ها به عبادت جوان مباهات می کند . می گوید : عبد مرا ببینید . بخاطر من ، غرایز و شهوتش را کنار گذاشته است . یعنی غرایز جنسی در جوانی به حدی است که جوان را به راه منفی میکشاند .

یک جوان که خواب صبح را از دست میدهد و بلند میشود و نماز میخواند ، این جوان که الان رعایت می کند ، در آینده هم این کار را می کند وگرنه انسان پیر ممکن است تا صبح ده بار از خواب بیدار شود و نماز هم بخواند . اگر ماشینی در سربالایی صدو بیست تا برود ، در سرپایینی صدو هشتاد تا می رود .

حدیث داریم : در روز قیامت خدا بر سه گروه سایه رحمت می اندازد . یکی از آنها جوانی است که در جوانی در بندگی خدا رشد کند .

یکی از اشکالاتی که بر پیامبر میگرفتند این بود که جوانان ما را فاسد کرده است البته از نظر خودشان . عمده کسانی که به پیامبر می پیوستند جوانان بودند .

جوان چند ویژگی دارد . یکی از ویژگی ها ، رقت قلب جوان است . روایت داریم : قلب جوان رقیق تر از انسانهای مسن است . این رقت قلب باعث میشود زودتر زیر بار برود . جوانی بنام سعدبن مالک در صدر اسلام مسلمان شده بود و پد ر و مادر ش کافر بودند . در اینجا نباید حرف پدر و مادر را گوش داد . ولی او چون می خواست آنها ناراحت نشوند ، جلوی آنها نماز نمی خواند و صدها متر دورتر می رفت تا او را نبینند و بعد نماز می خواند .جوانان ما برایشان سخت است که از رختخواب بلند شوند و در دو قدمی نماز بخوانند و یک وقت به مادرش خبر دادند که جوانت مسلمان شده است و مادرش هم اعتصاب غذا کرد . مادرش گفت : باید دست از اسلام برداری . او خیلی فکر کرد و گفت : نه مادر، من نمی توانم دست از اسلام بردارم . جوانهایی دور پیامبر را گرفتند .

عبداله بن عبیر یک منافق بود و آیات قرآن هم درباره ایشان زیاد است . پیامبر را خیلی آزار می داد . پسر او خیلی مومن و متدین بود . روزی پیامبر داشت آب می خورد . پسر او گفت : می شود شما تمام آب را نخورید و من ته آب را برای پدرم ببرم چون تبرک است بلکه روی او اثر بگذارد . البته تا قابلیت در انسان نباشد ، قرآن هم روی انسان اثر نمی گذارد . هدیً للمتقین که در اول قرآن آمده یعنی انسانی که بپذیرد . ظرف آب را به پدرش داد . پدرش پرسید این چیست ؟ گفت : این آب تبرک پیامبر است بخورید بلکه نفاق شما از بین برود . ظرف را پرت کرد و ناسزایی هم به پیامبر(ص) گفت . این را به پیامبر گفت و پیامبر گفت : می دانستم روی او اثر نخواهد گذاشت .

حنظله داماد یک شبه بود و به میدان رفت و شهید شد . پدرش کافر بود و او از این خانواده بود . این ها بخاطر رقت قلب جوان است که زودتر می پذیرد .

یکی دیگر از ویژگی های جوان ، گذشت و عفو است . برادران یوسف پیش یوسف آمدند و گفتند : تو ما را ببخش . خدا تو را برما ترجیح داد . یوسف بلافاصله گفت : شما را بخشیدم . ولی وقتی این پسران پیش یعقوب می رفتند و طلب بخشش میکردند ، او میگفت : صبر کنید و بخشش آنها را به عقب می انداخت . در روایت داریم : چون یوسف جوان بود ، توانست حادثه را نادیده بگیرد . ولی یعقوب مسن بود و قدری تامل می کرد . با اینکه این بلا سر یوسف آمده بود ولی زود گذشت کرد . جوان نمیگذارد کینه در او بماند و زود خطا را نادیده میگیرد .

یکی دیگر از ویژگی جوان ، حقیقت طلبی و فضیلت طلبی است . اگر در جایی ظلمی بشود ، اولین فریاد از جوان بلند میشود . فرد مسن به خودش می قبولاند که می تواند کوتاه بیاید و همه در جامعه رعایت نمی کنند . اما جوان بی عدالتی و ظلم را نمیتواند بپذیرد . فضیلت طلب است به دنبال خوبی است . خیلی از جوانان که جذب پیامبر می شدند این بود که می دیدند حقیقت را می گوید ، امین است ، صدیق است ولی خیلی ها معجره را از پیامبر می دیدند ولی مسخره می کردند .

خصوصیات دیگر جوان تعارض عقل و احساسات است . ما معتقد هستیم سن احساسی جوان از سن عقلی جوان بیشتراست . در سن چهارده سالگی احساسات بالا می گیرد ولی عقل همان رشد خودش را دارد . بعضی از حرفها برخاسته از شور و احساس جوانی است ولی نمیشود آنرا تعمیم داد . ما کلیات را می گوییم . اگر بشود این احساس را نشکست و تحت سیطره عقل درآورد ، کار خوبی انجام داده ایم . در روایت داریم : جوانی شعبه ای از جنون است . در اینجا نمی خواهد مذمت کند . یعنی یک جوان در طوفانی از غرایز و حوادث و خواستها و امیال قرار دارد . جوانها تعاملشان با این مختلف است . بعضی ها گوشه گیری و عزلت را انتخاب میکنند . بعضی ها به راههایی کشیده میشوند . بعضی ها در جنبه مذهبی افراط می کنند . بعضی ها سوال می کنند چرا بعضی از جوانها در هیئت و حرم هستند ولی جوان ما این جوری نیست ؟ بازتاب این غرایز و تعارض در جوانها یکسان نیست . ممکن است تحت تربیت خانواده و دوست و رفیق باشد و نباید مقایسه کرد . باید اعتدالی ایجاد کرد . گاهی خودشان هم می توانند به همدیگر کمک کنند .

و آخرین صفت جوان ماجراجویی و هیجان طلبی جوان است . گاهی جنبه مثبت دارد و گاهی منفی . در جنگ جمل وقتی دو سپاه مقابل هم قرار گرفتند ، حضرت علی (ع) گفت : چه کسی است که قرآن را در دست بگیرد و با آنها صحبت کند ؟ بنای حضرت بر جنگ نبود . در جنگ صفین امام جنگ را شروع نمی کرد و تامل می کرد . نمی خواست آغاز کننده باشد. بعد از طرح این سوال ، جوانی بنام مسلم جلوی آمد و گفت : من و او قرآن را گرفت و در آخر هم بدنش با قرآن بهم با شمشیر آمیخته شد و شهید شد . در جنگ احزاب حضرت علی که خیلی جوان بود با عمربن عبدود جنگ تن به تن کرد . این از جنبه ای مثبت است . جبهه های ما را جوانان پر کرده بودند . یک جنیه منفی هم دارد . مثلا با موتو رتک چرخ بزنم که مردم من را ببینند و یا از کوه خودم را پرت کنم تا همه من را ببینند . ما کارهای عجیب و غریب که در جوانان می بینیم . باید هیجانات مثبت را تقویت کنیم و جلوی منفی را بگیریم . رسول خدا جوانی را برای فرمانده جنگی انتخاب کرد و پیامبر هم در آن جنگ نبود . او گفت : من باید شما را امتحان کنم . هرکس حرف مرا می خواهد گوش کند ، در آتش برود . اختلاف افتاد . از پیامبر سوال کردند کار این جوان درست است . پیامبر گفت : این اشتباه است . بی دلیل در آتش پریدن درست نیست . کار باید به اطاعت خدا باشد .

اطاعت از خدا در جوانی صعب و سخت است . در جوانی احساس می کند میل به خواب و تفریح بیشتر دارد . ما برای ایجاد تعبد در جوان ، حداکثری فکر نکنیم . یعنی این جوان نباید حتما دعای جوشن کبیر را بخواند حتی اگر معنی آنرا نفهمد . ما باید نسخه واحدی برای جوان بپیچیم . جوانی با مادر پیرش به حرم می رود . مادر انواع زیارت ها را میخواهد بخواند ولی این جوان اگر ده دقیقه بماند برای او کافی است . 

سمت خدا-دکتر رفیعی


:: بازدید از این مطلب : 2856
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392

یکی از منابع دعا قرآن است . کلیه دعاهایی معنوی را می توانیم در قرآن پیدا کنیم . پس دعاهای قرآنی را مورد توجه قراردهید . نکته بعدی اینکه دعای ائمه را فراموش نکنید . دعای امام سجاد در صحیفه سجادیه . در دعای هشتم 44 بیماری روحی را توضیح می دهد و روی آن دست می گذارد . من دیدم تمام بیماری های ما در همین 44 بیماری است . لذا گفتم برای این ها شرحی بنویسم . حرص ، غضب ، کم قناعتی ، کم صبری و بد خلقی . این دعا یک آموزش تربیتی هم هست . از رذایل اخلاقی به خدا پناه میبرد . این 44 بیماری اخلاقی که امام سجاد (ع) نام برده است ، مانع استجابت دعا است . درمان بیماری های روحی و روانی به مراتب سخت تر از بیماری های جسمی است . تشخیص آن هم سخت تر است . ولی با کدام آزمایش می توان تشخیص داد که من حسود هستم ؟ یا سوء ظن دارم ؟ بیماری های اخلاقی هم تشخیص آن مهم است و هم درمان آن مهم است . بهترین راه و مصدر آن قرآن کریم و روایات اهل بیت است . 


روایتی داریم از امام سجاد (ع) که امام به چند عامل اشاره کرده است . می فرماید : موانعی که نمیگذارد دعاهای ما به اجابت برسد اینها هستند .

1 - سوء نیت . یعنی نیت انسان سوء باشد . یکی از عواملی که به استجابت دعا کمک می کند حسن نیت است . انسان باید به خدا حُسن نیت داشته باشد . اگر به خودش سوء ظن داشته باشد اشکالی ندارد . به این معنا که کار خودش را بزرگ نبیند . نسبت به مردم و خالق حسن نیت داشته باشد ، به استجابت دعا کمک می کند .

2 - ناپاکی درون . به این معنا که بعضی مواقع درون انسان با بیرون انسان مطابقت ندارد . یک نفاقی در انسان است . جلوی شما تعریف می کند و پشت سر شما غیبت می کند . هم با تملق و هم با غیبت ضربه می زند .

3 – نفاق . از گناهان بسیار زشت نفاق است . البته نفاق درجاتی دارد . بعضی ها نفاقشان به حد کفر می رسد . در قرآن منافق اعتقادی را کفر نامیده است . و می فرماید : این ها ایمان ندارند . ای پیامبر تو برای اینها طلب مغفرت هم بکنی فایده ای ندارد . منافق اعتقادی کسی است که می گوید : من پیغمبر را قبول دارم ولی پشت سر او کفر می گوید . این منافق کافر است و ما با آنها کار نداریم . این نفاق یعنی دو چهره بودن با مردم . در صحرای محشر بعضی ها با دو زبان و دو چهره هستند .

4 – انسان خودش اعتقاد به اجابت نداشته باشد . بعضی ها میگویند : کار از دعا گذشته . تو خودت که دعا را قبول نداری ، دعا این را حل نمی کند . در دعای انبیا می بینیم مُرده زنده شده است . بعضی مواقع ما خودمان در دعا یک یأسی از اجابت داریم . طبیعی است که این دعا هم به اجابت نمی رسد .

5 – تاخیر انداختن در نمازهای واجب . یعنی نماز اول وقت . بعضی ها میگویند : اول وقت با آخر وقت برای خدا فرقی ندارد . چرا فرق دارد . بچه ای که اول وقت مدرسه میرود با بچه ای که آخر وقت می آید ، فرقی ندارد ؟ نمره ده با نمره بیست یکسان است ؟ اینکه اول وقت به نماز می ایستد ، یک امتیاز است . یک اهمیت است . در روایت داریم : فضیلت نماز اول وقت به آخر وقت مثل فضیلت آخرت بر دنیا است . آخر وقت نماز خواندن ، یک نوع رفع تکلیف است . اهمیت دادن نیست . واقعا بعضی ها که نماز می خوانند ، انسان حجالت می کشد . این رکوع و سجده های سریع . این نماز شستشو است . شما هم این جوری حمام می رویید ؟ نماز شنا کردن در دریای بیکران الهی است . این ها را بیشتر اهمیت بدهید . یکی درست ادا کردن نماز است و یکی اهمیت به نماز . درست ادا کردن همیشه به آرام خواندن نیست . آرام خواندن توجه را زیاد میکند ولی اینکه مثل کلاغ به زمین نوک زدن باشد ، دیگر به توجه نمی رسد . جوانها این نماز برای شما پالایش است و شما را رشد می دهد . شما را ترقی می دهد . اگر همه نماز بخوانند یا نخوانند چیزی به بنده نمی دهند . خدا می فرماید : اگر همه عالم کافر بشوند ، به او لطمه ای وارد نمیشود . چون او غنی محض است . به نماز اهمیت بدهید . بعضی ها وقتی بزرگتر میشوند ، کمتر اهمیت می دهند . در مدینه جوانی بود که نماز میخواند ولی گناه می کرد . پیامبر گفت : غصه نخورید ، گناهش برطرف میشود . انسان وقتی نماز نخواند یک نوع سد و حجابی برای او ایجاد میشود و کم کم گناه برای او عادی میشود . گناه برایش شیرین میشود . وای به حال کسی که ذائقه اش تغییر کند یعنی کسی که مسخره کردن را دوست دارد و وقتی می گویند : نماز بخوان ناراحت میشود . جوانی میگوید : وقتی نماز صبح خواب میمانم خیلی نارحت می شوم . این ذائقه اش سالم است . وای بر کسی که نماز نمیخواند و لذت هم می برد .

6 – اینکه انسان بر و نیکی در زندگی اش نباشد . وقتی از خدا نیکی میخواهی خودت باید دست بده داشته باشید . من میگویم : خدایا به من رحم کن . خودت تا بحال به چند نفر رحم کرده ای ؟ به خانواده ات رحم می کنی ؟ یا با بدخلقی و زور و آزار خانواده ات را اذیت میکنی ؟ آقایی که خرجی نمیدهد و معتاد است و دختر بزرگ در خانه دارد . بخاطر اعتیاد یک مرد ، خانواده از هم می پاشد . جوان عزیر این را کنار بگذار ، خودت را بدبخت می کنی ، به خانواده ات رحم نمی کنی . طبیعی است که خدا هم به تو رحم نمیکند . کسی که دچار بدخلقی است ، اول خودش را اذیت می کند ، بعد با فحش و عصبانیت زن و بچه اش آزار می بینند ، همکارانش آزار می ببیند ، تو که حاضر نیستی با خشونت اخلاقی به دیگران رحم کنی ، انتظار داری خدا به تو رحم کند . تو که آبروی دیگران را می ریزی ، می خوهی خدا ستار العیوب شما بشود . خودت خوبی دیگران را فراموش می کنی . بیست سال است با خانم زندگی میکنی ، ندار بودی ، تو را دارا کرد . بی خانه بودی ، تو را خانه دار کرد . تو را اولا دار کرد . این زن جوانی اش را به پای تو ریخت حالا که قدری شکسته شده ، فوری رفتی سر زندگی دوم . اسلام می گوید : اگر می ترسید عدالت را برقرار نکنید به همان یک زن اکتفا کنید . تو که خدمات خانم را بی توجهی کردی و اهل نیکی نبودی و از خدا انتظار نیکی داری ؟

7 – فحش و بددهانی مانع استجابت دعا است . زبانی که می خواهد یا رب بگوید ، چطور فحش می دهد . در روایت داریم : فحش دادن مانع ورود به بهشت است . این روایت را می توانید در جلد 73 بحار کامل بخوانید . بنظر من عامل دیگر حق الناس است . دیگری بی احترامی به والدین است که مانع استجابت دعا میشود . این دو عامل مهمی است که مانع استجابت دعا است . خوب است اگر به مسئله دعا پرداخته میشود همه جانبه پرداخته بشود . شاید فردی بگوید : هیچکدام از این ها در زندگی من نیست ولی باز دعای من برآورده نمیشود . باید دقت کنیم عواملی که باعث میشود دعا مستجاب نشود ، متعدد است . گاهی اوقات بحث عدم اجابت نیست ، بحث تاخیر در اجابت است . در روایت داریم : گاهی خداوند کسانی را که دوست دارد ، دعای آنها را به تاخیر می اندازد . بهترین دعا در این دقایق پایانی عاقبت به خیری است . 

 


:: بازدید از این مطلب : 3489
|
امتیاز مطلب : 166
|
تعداد امتیازدهندگان : 39
|
مجموع امتیاز : 39
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392
  • امام صادق عليه السلام:
  • «سِتَّةٌ لاتَكونُ فِى المُؤمِنِ اَلعُسرُ وَالنَّكَهُ وَالحَسَدُ وَاللَّجاجَةُ وَالكَذِبُ وَالبَغىُ»

  • شش (صفت) در مؤمن نيست سخت گيرى، بى خيرى، حسادت، لجاجت، دروغگويى و تجاوز.

  • تحف العقول، ص 377

:: بازدید از این مطلب : 2037
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392
با توجه به آيه 30 سوره شوري مصائب وارد بر انبيا و معصومين چگونه توجيه مي گردد و چرا خارجي ها و غيرمسلمان ها مصائب كمتري دارند و يا حتي پولدارهاي مرفه و بي دين در كشور خودمان؟
به طور كلي بلاء و مصيبت و رنج به سه بخش تقسيم مي شود:
1. بلاء و مصيبت به هدف آزمايش و امتحان: برخي از بلاها و مصيبت ها براي آزمون انسان است تا صبر و استقامت و شكيبايي او به منصه ظهور گذاشته شود. 
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «ما كانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُوءْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»؛ «خدا بر آن نيست كه شما مؤمنان را بدين حال كه اكنون داريد رها كند (بلكه مي آزمايد) تا ناپاك را از پاك جدا سازد». (آل عمران، آيه 179).
2. بلاها و مصيبت هايي كه به عنوان كفاره گناه مؤمن، موجب ريزش گناهان اوست و خداوند در قرآن مي فرمايد: «فأخذناهم بذنوبهم» آنها را به خاطر گناهانشان دچار سختي و بلا نموديم.
3. بلاها و مصيبت هايي كه براي ترفيع درجه و ارتقاء كمالات انساني است، مانند بلاها و مصيبت هايي كه به انبياء و اولياء عظيم الشأن وارد مي شد.

امام علي(ع) مي فرمايند: «ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبياء درجه» بلا براي ستمگر تأديب است و براي مؤمن امتحان و براي پيامبر، مقام و درجه است.(ترجمه ميزان الحكمه، ج 2، ص 583، محمد محدي ري شهري، انتشارات دارالحديث، قم). بنابراين چنين نيست كه هر كس مبتلي به مصيبت و بلائي باشد به خاطر گناهان او بوده است بلكه ممكن است علل ديگري داشته باشد.
نكته شايان ذكر اين است كه: براي آگاهي از ديدگاه دين اسلام پيرامون موضوعي، بايد تمام متون و نصوص ديني پيرامون آن موضوع را با هم ملاحظه كرد ونتيجه قطعي را پس از ارزيابي كلي، بيان نمود.

در مورد اين روايتي كه از پيامبر اسلام(ص) بيان شد كه البته صحيح آن چنين است: «هيچ بيماري يا دردي نيست كه به مؤمن برسد، مگر اين كه كفاره گناه او باشد»(ترجمه ميزان الحكمه، ج 11، ص 5209، محمدي ري شهري، انتشارات دارالحديث قم).
بايد گفت: اين روايت را با روايات ديگري كه در اين زمينه رسيده و به آن اشاره شد مورد ملاحظه قرار داد. و به اصطلاح مقتضاي جمع بين ادله حكم مي كند كه بلاها را بايد به سه بخش تقسيم نمود. در روايت فوق از پيامبر(ص) به يك بخش از آن اشاره شده و در روايات ديگر به ساير اقسام آن نيز پرداخته شده است.

مطلب ديگر اينكه ممكن است سه تقسيم فوق از بلا و مصيبت با يكديگر تداخل داشته باشد. آنچه مهم است واكنش انسان در برابر سختي هاست و اينكه انسان چگونه با اين مشكلات و سختي ها برخورد كند و از آزمايش هاي الهي سرافراز بيرون آيد يا نه.
امادر مورد بهره مندي آدم هاي بي دين ومرفه بودن آنها،نکته مهم آنست که بايد ديدمعني رفاه چيست؟آيا داشتن پول زياد و يا داشتن خانه وماشين و...رفاه وخوشبختي است؟بايد بررسي کرد که هدف از آفرينش انسان با اين خصوصيات و توانمندي چه بوده است؟آيا صرف پرورش جسم و تامين لذتهاي آن رفاه و خوشبختي و سعادت است؟علاوه بر اينکه از کجا مجرمان و گناهکاران در رفاه اند؟آنها بدليل نداشتن پشتوانه معنوي و اميد واقعي به آينده, از خوشي واقعي بي بهره اند و ترس و دلهره بر آنها مستولي است,زيرا علاوه بر ترس از مجازات دنيوي نسبت به آخرت خود نيز نگرانند. نکته ديگر آن است که بسياري از گرفتاري هاي مومنان در اثر بي تدبیری و تنبلي آنها است که نبايد به حساب خداوند گذاشت, شاهد آن اينست که مومنانی هم هستند که هم خوشي اين جهان را دارند و هم نسبت به آسايش جهان ديگر اميدوارند, زيرا با برنامه درست از امکانات خوب استفاده نموده اند,به اطراف خود بنگريم مي بينيم کم نیستند مومنانی که وضع خوبي دارند و همچنین اخلاق و معنويات بر زندگي آنها حاکم است ,از زندگي لذت مي برند,لذا مي بايست گرفتاريها ومشکلات خود ساخته را جدا کرد و سستي را کنار گذاشت و با نظم و برنامه حرکت کرد و از سرمايه هاي زندگي خوب بهره برداري کرد آن وقت است که مي بينيد خوشي واقعي براي مومنان است وزندگي پر از دلهره واضطراب مجرمان ,گرچه ظاهر فريبنده داشته باشد ولي از درون خراب و تاريک است.نكات ديگري نيز در اين زمينه قابل توجه است:

1. فقر و غنا هم در ميان مومنين و هم در ميان كفار وجود دارد و بهره مندي از ثروت ها و لذايذ دنيوي اختصاصي به كفار ندارد .البته افراد ثروتمند فعلا در ميان كفار بيشتر مي باشند چون تمام هدف و تلاش آنها در راستاي جمع آوري ثروت و برخورداري از لذايذ دنيوي است . 2- رنج و شادي دو قسم است ؛ يكي رنج و شادي روحي و ديگري جسمي كه اولي بسيار مهم تر است . گاهي انسان رنج جسمي دارد ولي رنج روحي ندارد و تحمل آن برايش راحت است ولي رنج روحي تحملش دشوارتر است كه رنج كفار اغلب از نوع روحي است، چون عامل اساسي در رنج روحي دوري و بعد از خداست كه آنان از خدا دورند و عامل امنيت روحي قرب به خداست كه اين عامل در اختيار مومنين است. 3- بسياري از اموري كه در نظر مردم موجب راحتي است همان ها مجراي عذاب اخروي مي باشند چنان كه آيه شريفه در مورد منافقان مي فرمايد : ( ( فلاتعجبك اموالكم و لا اولادهم انما يريد الله ليعذبهم بها في الحيوه الدنيا ) ) و يا در مورد كفار آمده است كه : جهنم همين الان بر آنان احاطه دارد و آنان در يك شرايط روحي جهنمي بسر مي برند : ( ( و ان جهنم لمحيطه بالكافرين ) )( عنكبوت آيه 54 ) 4- حداكثر بهره مندي كفار از لذايذ در دنياست كه وقتي اين لذت ها را با لذايذ بهشتيان - كه قرآن بيان مي فرمايد - مقايسه كنيم مي بينيم كه بسيار ناچيز است. 5- بسياري از مشكلات داراي اثر تربيتي و سازنده است و رفاه و تنعم بيش از حد سستي و غفلت آور است. 6- برخي از مصايب كفاره گناهان است. 7- بعضي از سختي ها نتيجه طبيعي عمل انسان است.
 
 
 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها)
 

:: بازدید از این مطلب : 2694
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392
  • رسول خدا صلی الله علیه و آله::
  • «اِثنانِ یعلهما اللهُ فِی الدُّنیا البَغیَ وعُقوقَ الوالدین»

  • دو چیز را خداوند در دنیا کیفر میدهد تعدی و ناسپاسی پدر و مادر.

  • کنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458

:: بازدید از این مطلب : 2381
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 27 شهریور 1392

 همیشه این تصور پیش می آید که ما دیندار هستیم و خارجی ها بی دین هستند. در حالیکه این طور نیست .الان در دنیا ،دین داری غالب است حتی در ادیان غیرالهی . روزی به یک معبدی رفتم که هندوها به آنجا می آمدند، بت می پرستیدند و نذر و نیاز می کردند. آنها برای باوری این کار را می کردند. الان سایر ادیان در دنیا غالب هستند.

در شب عاشورا در بیت رهبری سخنرانی داشتم و در چند دقیقه ی آخر بحثی را مطرح کردم. بعد رهبر به من فرمودند که اگر این نکته ی آخری را بیان نمی کردی بحث کامل نمی شد و این نکته خیلی خوب بود و بحث را کامل کرد. نکته این بود :هر انسانی که در دنیا مشکل دارد و فقیر است دلیل بر بد بودن فرد نیست و هر کسی که امکانات دارد و زندگی خوبی دارد، دلیل بر خوب بودن فرد نیست. دربین انسان های بد و کافر، انسانهای فقیر ومشکل دار وجود دارد ودر بین همان افراد هم انسانهای خوشبخت و آرام هم وجود دارد. همچنین در بین متدینین هم این طور است که هم دردمند و فقیر وجود دارد و هم پولدار و کارخانه دار.

پس ما نمی توانیم نسخه بدهیم که هر کس که با دین است خوشبخت است و مشکل ندارد و هر کس که بی دین است بدبخت است. این یک قاعده ی کلی نیست. قرآن می فرماید: خوشبخت بودن دوجور است : نعمت و نقمت. قارون پول دارد و سلیمان هم پول دارد. و هر دو خوشی می کنند اما زندگی سلیمان نعمت است ولی زندگی قارون نقمت است. قارون خدا را منکر می شود. البته خدا صبر زیادی دارد .اما باید آخر کار آنها را دید. ما در دنیا انسان هایی داریم که خوب زندگی می کنند ولی رفاه افراد دلیل بر خوب بودن آنها نیست. قرآن ( سوره انعام)می فرماید: کسانی که خدا را فراموش می کنند ما همه چیز به آنها می دهیم. بخاطر همین قارون همه چیز داشت. ستمگران همه نوع امکاناتی دارند آیا آنها خوب هستند؟ پس گاهی رفاه نقمت است. هر انسانی که بیمار می شود انسان بدی نیست و برعکس انسان خوبی است ،گاهی خدا او را بیمار می کند تا به خودش بیاید و توبه کند. این مباحث را نباید به دین داری و غیر دینداری گره بزنیم. اگر مردم تقوا داشته باشند خدا به آنها برکت می دهد. فردی موسی را دید و پرسید که کجا می روی ؟موسی گفت که می روم عبادت کنم. او گفت به خدا بگو ما عبادت نمی کنیم و تو را قبول نداریم و زندگی راحتی هم داریم. حضرت موسی این را با خدا مطرح نکرد و خدا از او پرسید که چرا این موضوع را مطرح نکردی ؟موسی گفت که من خجالت کشیدم. خدا فرمود :بگو که تو از لذت مناجات با من محروم هستی. بعضی ها فکر می کنند که لذت، فقط خوردن و آشامیدن است .این لذت در حیوانات هم وجود دارد. وقتی پیامبر به نماز می ایستاد می فرمود که من  احساس خوشی می کنم.  خوشی را باید به خوشی مادی و معنوی تقسیم کرد. ممکن است که ما آرامش مادی داشته باشیم ولی آرامش معنوی نداریم. مسئول باید متخصص و متعهد باشد. بهترین همسر کسی است که هم جمال داشته باشد وهم کمال .نباید این دو صفت را از هم تفکیک کرد. خوب است که انسان مومن در دنیا آسایش داشته باشد و آرامش هم داشته باشد.

اگر کافران آسایش دارند ولی لذت معنوی ندارند .

 

منبع:برنامه سمت خدا


:: بازدید از این مطلب : 2930
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 26 شهریور 1392

قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند ... مریضی شفا گرفت

دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد
دیدی که آب حاجت آیینه را گرفت

خورشید آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت

از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت

زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت

چشمی کنار این همه باور نشست و بعد
عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت

دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت

دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2700
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران