میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 15
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 19
:: باردید دیروز : 709
:: بازدید هفته : 2933
:: بازدید ماه : 9842
:: بازدید سال : 16074
:: بازدید کلی : 16074
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

پوشش سیاه در فرهنگ شیعه، اقتداء‌ به عمل خود اهل بیت (ع) است و یک نوع اظهار همدردى و محبت به اهل بیت (ع) خصوصاً‌ صاحب عزاى اصلى و آخرین ذخیره الهى در دوره غیبت، امام زمان(عج) است.

یکی از سؤالاتی که بین مردم شایع شده، مکروه بودن یا نبودن پوشیدن لباس سیاه در عزای امام حسین(ع) است.

 

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)، در مقاله ای این مسأله را بررسی و پاسخ‌ گفته است.

 

* چکیده و خلاصه مقاله

 

یکى از اشکالاتى که وهابیون بر شیعه وارد کرده‌‌اند،‌ پوشیدن لباس سیاه است. آنها مدعى‌‌اند که در منابع شیعه،‌ روایات متعدد در مذمت لباس سیاه وارد شده که آن را‌ لباس دوزخیان،‌ فرعونیان و عباسیان (دشمنان اهل بیت)‌ شمرده است.‌

 

از طرفی، طبق روایات، رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) از لباس سفید استفاده مى‌‌کرده‌اند و پیروانشان را به استفاده از این رنگ دستور داده‌اند.

 

اما امروز در جامعه شیعى دیده مى‌‌شود که آنان برخلاف دستور پیامبر و ائمه، از رنگ سیاه به خصوص در ایام عزادارى امام حسین(ع) استفاده مى‌‌کنند واین کار در میان شیعیان به عنوان یک فرهنگ در آمده است.

 

شبهه‌ فوق در سایت‌هاى مختلف وهابیت به صورت گسترده مطرح شده است گرچه شبهه اصلى آنها همان مدعاى فوق است ولى با تأمل در سخنان آنها، مى‌‌توان جزئیات دیگرى را نیز استخراج کرد و به این صورت دسته بندى نمود:

 

1. نافرمانی شیعیان در سیاه پوشی از دستور ائمه (ع)

 

شیعیان بر خلاف سیره رسول خدا(ص) در پوشش رنگ سفید و توصیه و تأکید بر آن، در مراسم مذهبى از جمله در ایام محرم و عاشورا از لباس سیاه استفاده مى‌‌کنند.

 

از طرف دیگر طبق روایاتى که در منابع شیعه در مذمت و منع پوشش سیاه آمده است؛‌ مى‌‌بایست شیعیان از نواهى ائمه برحذر و اوامر آنها را انجام دهند؛ در حالیکه آنها با این کار(‌پوشش سیاه) نواهى را مرتکب و از دستورات نا فرمانى مى‌‌کنند.

 

2. حرمت پوشیدن لباس سیاه

 

در روایات شیعه، لباس مشکی، لباس اهل نار، فرعونیان و عباسیان قلمداد شده و صریحاً‌ دستور داده شده که آن را نپوشید. با در نظر گرفتن این نهی،‌ استفاده از این رنگ حرام و جایز نیست.

 

3. تعارض روایات با عمل ائمه(ع):

 

از طرفى روایات متعدد در مذمت و منع لباس سیاه از طرف ائمه وارد شده است و از طرف دیگر، به گزارش برخى روایات، خود ائمه در بعضى موارد عملاً‌ لباس مشکى پوشیده‌‌اند. بنا براین، بین روایات و عمل ائمه تعارض وجود دارد.

 

اگر عمل ائمه را ملاک قرار بدهیم تکلیف روایات چه مى‌‌شود و اگر جانب روایات را بگیریم، چگونه مى‌‌توان عمل ائمه را توجیه کرد؟

 

پاسخ، نقد و بررسی

 

شبهات فوق را مى‌‌توان در چند بخش مستقل مورد نقد قرار داد:

 

بخش اول : علل سیاه پوشی شیعیان در عزاداری

 

1. سیاه پوشی همدردی با اهل بیت است

 

سیاه پوشى شیعیان در عزاداری،‌ یک نوع اظهار محبت و ارادت به ساحت مقدس امامان اهل بیت(ع) و اظهار همدردى با صاحب عزاى اصلى و حجت الهى حضرت حجت ابن الحسن المهدى(عج) است.

 

2. سیاه پوشی برگرفته از سیره ائمه اطهار است

 

سیاهپوشى شیعیان برگرفته از سیره ائمه اطهار(ع) است.

 

از نگاه تاریخی، سیاه پوشى زنان در شهادت دو تن از سرداران سپاه اسلام (حضرت حمزه و جعفر طیار)، سیاه پوشى حضرت زهرا(س) در سوگ پدر، امام حسن(ع) در شهادت امیرالمؤمنین(ع) و بالاخره سیاه پوشى بانوان خاندان رسالت در شام و مدینه به اتفاق زنان مدینه در شهادت امام حسین(ع) شهره‌ تاریخى دارد.

 

نکته مهم این است که همه این موارد تاریخی، در منظر پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) انجام شده و حتى بعضى از موارد، (‌مانند سیاه پوشى حضرت زهرا در عزاى رسول خدا و امام حسن در شهادت پدر و امام سجاد در مدینه) فعل خود معصوم است.

 

بنابراین، فرمایشاتى که از رسول گرامى اسلام یا امیرالمؤمنین و دیگر ائمه اطهار(ع) در کراهت لباس سیاه وارد شده، با این سیره تخصیص خورده و شامل سیاه‌پوشى در عزاى شهداى اهل البیت(ع) نمى‌‌شود.

 

بنابراین فرهنگ سیاه پوشى شیعیان برگرفته از سیره خود اهل بیت است؛ نه یک امر بدیع و مأخوذ از کار دیگران.

 

3. در روایات، نهی، معلل است؛ و هر جا علت نبود، نهی در کار نیست!

 

هدف روایات از مذمت لباس سیاه و منع آن توسط نبى مکرم اسلام(ص)، امام على و امام صادق(ع) تشبه به جباران تاریخ همانند فراعنه مصر و حاکمان عباسى است؛ به ویژه عباسیان که در اوائل، براى تثبیت حکومتشان به نشانه طرفدارى از اهل بیت و سوگوار بودنشان در شهداى خاندان پیامبر سیاه پوشیدند؛ اما بعد از تثبیت قدرت براى ارعاب مردم و اظهار شکوه و هیبت، پوشیدن این رنگ را براى کارگزاران حکومت و مردم الزام مى‌‌کردند؛ تا آن جایى که پرچم حکومت نیز از رنگ سیاه انتخاب شد. آنان از این رنگ به عنوان نماد حکومت‌‌شان استفاده کردند.

 

از طرف دیگر با تغییر سیاست (طرفدارى اهل بیت)،‌ با اهل بیت رسول خدا(ص) بیشتر از بنى امیه بدرفتارى کردند و امامان معصوم را در بند کشیده و در سیاه ‌چالها به شهادت رساندند.

 

به این جهت امام صادق(ع) در ضمن روایات، پیروانش را از پوشیدن رنگ مشکى که در آن مقطع خاص، نماد جباران تاریخ بود برحذر داشتند و از آن به لباس «اهل نار، لباس فرعون و لباس اعداء الله» ‌تعبیر کردند و گرنه به خودی خود این رنگ هیچ گونه حرمتى نداشته است.

 

منبع:فارس

 


:: بازدید از این مطلب : 2898
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

 امام حسین علیه السلام:

«الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصول بالبلاء قل الدیانون؛ مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.»

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1922
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392
 
 
ای تکنواز نابغه نینوا، حسین(ع)
وی تکسوار واقعه کربلا، حسین(ع)


ای از ازل نوشت سواد سرشت خویش
با سرنوشت غربت خود آشنا، حسین(ع)
 

هم جای فدای راه وفا کرده، هم جهان،
هم جان و هم جهان به وفایت فدا، حسین(ع)
 

از امن و عافیت؛ به رضایت جدا شدی
چون گشتی از مدینه جدت، جدا حسین(ع)
 

یک کاروان ذبیح، به همراه داشتی
از فطرت خجسته شیر خدا، حسین(ع)
 

یک کاروان اسیر به همراه داشتی
از عترت شکسته دل مصطفا(ص)، حسین(ع)
 

جانبازی ات به منزل آخر رسیده بود
در کربلا که خیمه زدی و سرا، حسین(ع)
 

وز آستین لعنت ابلیس رسته بود
دستی که رگ گسیخت ز خون خدا، حسین(ع)


شسته است خون پاک تو، چرک جهان همه
تا خود جهان چگونه دهد، خونبها، حسین(ع)
 

در پیش روی سب و ستم، خیزران چه کرد
با آن سر بریده به جور از قفا، حسین(ع)
 

کامروز هم تلاوت قرآن رسد به گوش
زان سر که رست چون گل خون بر جدا، حسین(ع)
 

چاک افق رسید به دامان آسمان
وقتی فلک گرفت به سوکت عزا، حسین(ع)
 

حتا کویر تف زده را ، اشک شسته بود
وقتی جهان گریست، عزای تو را، حسین(ع)


سوک تو کرد زلزله، چندان که خواهرت
زینب فکند ولوله از «وا اخا» حسین(ع)
 

من زین عزا چگونه نگریم که در غمت
برخاست ناله از جگر سنگ ها، حسین(ع)
 

«آزاده باش باری اگر دین نداشتی»
زیباترین سفارش مولای ما، حسین(ع)
 

از بعد قرن های فراوان هنوز هم
ماراست رهشناس ترین رهنما، حسین(ع)
 

تو کشتی نجات و چراغ هدایتی
دریاب مان در این شب تاریک، یا حسین(ع)

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1673
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392
*بسم الله الرحمن الرحیم فقط اول قرآن نیست. عالم با رحمت خدا آغاز شده است. خدا نیازی به ما ندارد اما ناز بنده هارا هم می کشد.


*اینکه خدا ولایت تکوینی و ولایت تشریعی را به اولیاء داده به خاطر این است که ظرفیت و محبت دارند. از خود ما به خود ما دلسوزترند. از محبت مادر به فرزند محبت امام به ما بیشتر است.
 
*مرحوم طبرسی می گوید پیامبر(ص)  وقتی در اوایل مردم به دعوتش پاسخ نمی دادند فکر میکرد که عیب در خودش است به همین خاطر به عبادات خودش افزود تا اینکه آیه نازل شد که ما قرآن را نازل نکردیم که تو اینقدر خود را به سختی و مشقت بیندازی. نه فقط برای مسلمانها بلکه برای همه دلسوزی می کرد.
 
*ذره ای نباید اصحاب فکر کنند که امام حسین(ع) به آنها محتاج است می گوید اگر می خواهید بروید بروید. شب عاشورا که گفت بروید تعارف نکرد. اگر همه می رفتند خود آقا بود با خانواده اش. می خواست منیت را از این ها بگیرد.
 
*آنهایی که تا عاشورا ماندند خالص خالص بودند.
 
* شخصی در روز عاشورا 13 تیر سمی خورد وقتی که جلوی امام برای نماز ایستاده بود. رمقی برایش نماند. سلام حضرت تمام شد افتاد. به امام حسین گفت  آیا من وفا کردم؟ طلبکار نبود. 
 
*بالاترین مقام این است که در بهشت کنار ائمه باشید. روز قیامت عده ای دور اباعبدالله می چرخند و توجهی به بهشت نمی کنند.
 
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2342
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

 

 مواظب ( تقوا ) هایمان باشیم

چون خیلی زود با یک ( تق وا ) می رود

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1180
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 15 آبان 1392

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

مثل گذشته بال و پر دارم ؟...ندارم

حال بپر، بال بپر، دارم؟...ندارم

بی اطلاعم این که این مردم چه کردند...

...با معجرم، اما خبر دارم ندارم

گفتند: می آید پدر،... یعنی می آید؟

اصلاً مجالی تا سحر دارم؟ ندارم؟!!

***

عمه کمک کن آن توانی را که با آن

این پرده را از طشت بردارم ندارم

***

سر را گرفت و با خودش هی فکر می کرد

یعنی دوباره من پدر دارم ؟... ندارم

هر چند زخمی ام ولی از زخم هایت

زخمی بگویی بیشتر دارم ندارم

با دیدن تو دردها از یاد من رفت

پس بعد از این دردی اگر دارم ندارم 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1611
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 15 آبان 1392

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

گیسوی گِره خوردۀ من باز نمی شد

دیگر سَرم از دستِ پدر ناز نمی شد

می خواستم آن نیمه شب از درد بمیرم

این دست شکسته پَرِ پرواز نمی شد

گر وحشت آن شب به سراغم نمی آمد

از هولِ قیامت سخن ابراز نمی شد

آهسته ترین ناله ، لگد بود جوابش

ورنه بدنم این همه جانباز نمی شد

انگار نه انگار که من طفل صغیرم

گفتم نزن ، اما سخن احراز نمی شد

کاری به خدا زَجرِ لعین با گلویم کرد

بعد از خفگی راه نفس باز نمی شد

من از ستمِ دشمن خود شِکوه ندارم

دارم گِلِه از دوست که همراز نمی شد

گر بود عمویم ، قد و بالای من امروز

با چشمِ حقارت که برانداز نمی شد

با دیدن یک قدّ کمان سخت خمیدم

بی فاطمه پیریِ من آغاز نمی شد

این پیرِ سه ساله کُند آباد فَلک را

بی نهضتم این قافله ممتاز نمی شد

من کاخِ عدو را به سرش خُرد نمودم

بی عمّه مرا این همه اعجاز نمی شد

کاری کنم امروز که فردا همه گویند

بی نام تو اسلام سرافراز نمی شد

من دختر دردانۀ سلطان بهشتم

ورنه رخ من آینۀ راز نمی شد

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1532
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 15 آبان 1392

شهادت حضرت رقیه(س)

 

زانو بغل گرفت ؛ که بابا بیاورد

یک سر شبیه حضرت یحیا بیاورد

 

یک دسته گل ،بنفشه برایش خریده بود

چیزی نداشت غیر همین تا بیاورد

 

خود را کشید و دست به دیوار سعی کرد

خود را شبیه حضرت زهرا بیاورد

 

می گفت: با روپوش طبق آمده پدر

تا معجری برای سر ما بیاورد

 

دستش عصا نداشت بجز دست عمه اش

دستش عصا گرفت موسا بیاورد

 

خیلی نگاه کرد؛ نشد که به ذهن خویش

تصویر سالم سر او را بیاورد

 

می خواست تا قنوت بگیرد برای سر

اما نشد که دست به بالا بیاورد

 

از روی دست عمه خودش را زمین زد و

مجنون عشق گشت که لیلا بیاورد

 

 

عمه چگونه چشم کبود و سیاه من

چشمان یار را به تماشا بیاورد؟!!!

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1748
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 15 آبان 1392

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

نه من ز تو، نه تو از من نداشتی خبری

به ما خرابه نشینان شبی بکن گذری

سه سالگی من و پیری تو مثل هم است

قدم خمیده و سهم دل است خون جگری

سه ساله ها همه با ناز پیش باباها

سه سالگیِ من اما چه سخت شد سپری

مرا ببوس، بغل کن، کمی نوازش کن

دلم گرفته ازین لحظه های بی پدری

سه ساله را چه به سیلی و ضربه شلاق

سه ساله را چه به این روزهای در به دری

همین که دید ندارم پدر...عمو...حامی

برای من ز کتک ها نذاشت بال و پری

همیشه سایه عباس بر سرم بوده

به غیر راس تو دیگر نمانده سایه سری

برای این همه سیلی و گوشواره کشی

به غیر قامت عمه نداشتم سپری

میان کوچه اهل یهود جان دادم

نمانده بود کسی که نکرده او نظری

به این امید نشستم در این خرابه شام

دلت بسوزد و من را به پیش خود ببری

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1601
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 15 آبان 1392

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

طورنشین می شوم سحر که بیاید

جلوه ی ربانی پدر که بیاید

جار فقط می زنم میان خرابه

یار سفر کرده از سفر که بیاید

صبح خبر می دهند رفتن من را

از پدر رفته ام خبر که بیاید

نوبت ناز من است صبر ندارم

ناز مرا می خرد پدر که بیاید

گریه ی من مال عمه است، و گر نه

زود مرا می برند، سر که بیاید

حرف"کنیز"ی زدن چه فایده دارد...

گریه فقط می کنم اگر که بیاید

طفل، بساطی برای ناز ندارد

مقنعه و گوشواره در که بیاید

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1598
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران