میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 15
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 19
:: باردید دیروز : 709
:: بازدید هفته : 2933
:: بازدید ماه : 9842
:: بازدید سال : 16074
:: بازدید کلی : 16074
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 17 آبان 1392

خرافات ممنوع!

خرافات جمع خرافه، به معناي حديث باطل و دروغ و سخن بيهوده و ياوه و امري كه از واقعيت برخوردار نبوده مي‌باشد. بنابراين هر عقيده و رفتاري كه مبناي عقلي و ديني ندارد و نامعقول و بي اساس مي‌باشد، خرافه خواهد بود.

خرافه ويروس خطرناكي است كه اگر در هيئات و مجالس مذهبي راه پيدا كند، مضمحل كننده انديشه‌ی ديني و موهن مذهب خواهد بود.

دشمنان با استفاده از ابزار جهل جاهلان و سادگي ساده‌لوحان، سعي بر گسترش امور خرافي براي از بين بردن حقایق متقن و ارزشمند دینی دارند.

سرگرم شدن به امور خرافی نه تنها هيچ نتيجه مثبتي را به دنبال نداشته، بلكه آدمي را از اصل و حقيقت و هدف غایی خلقت و مقصد همه انبیاء «صلوات الله علیهم» غافل و منحرف مي‌كند و متأسفانه اين‌گونه امور در مجالس زنانه بيشتر و پررنگ تر ديده مي‌شود. به عنوان مثال می‌گویند: سفره امام حسن «علیه السلام» همه چيزش بايد سبز باشد، حتي ميوه و دست مال كاغذي آن والا نذر امام حسن «علیه السلام» درست نخواهد بود و با ترویج امور بی‌ریشه این چنین، ساعت ها انسان‌های پاک دل ساده لوح را در كوچه‌ها و خيابان‌ها براي پيدا كردن چيزهايي كه هيچ مبناي ديني و عقلي ندارد سرگرم مي‌كنند.

مستمعين و مجريان و گردانندگان هيئات و جلسات مذهبي بايد با شناسايي اين‌گونه امور و مشورت با عالمان ديني از امور خرافی كه به باورهاي حقيقي و واقعي مردم لطمه و آسيب جدي وارد مي‌كند و شيعيان را به عنوان انسان هاي خرافي معرفي مي‌كند، به شدت مبارزه كرده و نقشه‌هاي شياطين و شيادان و سودجويان را خنثي نمايند.

البته توجه به اين نكته لازم است كه بعضي از مخالفين مذهب تشيع، به نام مبارزه با خرافه و دل سوزي براي اسلام، تلاش مي‌كنند تا حقایق و مباني متقن و مستحكم تشيع را كه چيزي جز حقيقت اسلام ناب نمی‌باشد، خرافي جلوه داده و مانع گسترش آن شوند و بايد دانست كه بهترين راه مبارزه با خرافات، شجاعت و آگاهي بخشي و تلاش و كوشش در جهت بالا بردن سطح شناخت و معرفت آحاد جامعه مي‌باشد؛ چرا كه امور خرافي نوعاً در محیط و فضايي رشد قارچ گونه دارند كه جهل و ناداني بر آن حاكم باشد.

(رساله شور و شعور توسط حجت الاسلام جعفر صالحان تدوين شده است)

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1507
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

طفلان حضرت زینب(س)

 

به نام نامی زینب که آیت العظمی است

قسم به نام عقیله که علم الاسماست

بلند مرتبه بانوی فاطمی علی

تمامی وجناتش تمامی مولاست

غلامزادۀ ایلش قبیلۀ مجنون

کنیزه خادمه هایش عشیرۀ لیلاست

نفس نفس نفهاتش چکامه ای شیوا

وحرف حرف کلامش قصیدۀ غراست

قلم چگونه نویسد که خامی محض است

کلام پخته ی عمان بخوان که روح افزاست

زنی که دست خدا را در آستین دارد

زنی که یک تنه مرد آفرین کرببلاست

برای آل عبا بوده واجب التعظیم

حسین فاطمه احمد حسن علی زهراست

عقیله ای که عقول از مقام او حیران

فهیمه ای که فقاهت ز فهم او رسواست

ندیده سایۀ او را نگاه همسایه

اگرچه مدت سی سال پیش این دریاست

ندیده سایۀ او را مدینه یا مکه

که شهر در قرق چند حضرت سقاست

نسیم هم نوزد سمت چادرش حتی

که این حریم حریم فرشته های خداست

نه خاک بر دهنم رخصتی فرشته نداشت

مقام چادر خاتون فاطمه بالاست

هزار مرتبه شوید دهان به مشک جبریل

هنوز بردن نامش برای او رویاست

ز مادحین بزرگی این سرا مریم

ز واصفین بلندی این حرم عیسی ست

رکاب ناقه که سر قفلی علمدار است

ستون خیمه که قلب خیام عاشوراست

پناهگاه تپش های خستۀ سجاد

امام هاشمیان و شفیعه فرداست

اگر حسین در اعماق سینه ها جاریست

اگر حسینیه ای در تمامی دلهاست

ولی حسین خودش زینبیه ای دارد

که در تمامی افلاک بیرقش بر پاست

رسید ظهر دهم فصل اوج غم اما

میان خیمه خود مانده وز دلش غوغاست

اگر چه پای به پای برادرش رفته بود

اگرچه بانوی غمگین خیمۀ شهداست

اگرچه بر سر بالین هر شهیدی بود

اگر چه شاهد رزم اهالی دریاست

چقدر پیکر خونین بدست آورده

چقدر چادرش از خون لاله ها زیباست

کنار پیکر اکبر که زودتر آمد

اگر نبود حسینش چگونه بر میخواست

میان خیمه نشسته ز دور میشنوند

خروش تازه جوانهای خود که بی همتاست

دو شیر زاده ی او در کشاکش رزمند

و در حوالی آوردگاه طوفانهاست

گرفته اند تمامی پهنه را با تیغ

شنید و گفت رجزهایشان عجب گیراست

و با شمارش تکبیرهای عباسش

گرفته است که تعداد ضربۀ آنهاست

پس از برادرش آهسته میکشد تکبیر

و گاه گاه بگوید برادرم تنهاست

کمی گذشت خروشی دگر نمیشنود

نوای تازه جوان ها به جای آن برخواست

میان خیمه خود مانده و نمیشنوند

بغیر ناله که از سمت نیزه ها پیداست

بغیر خنده و صوت اصابت صد تیر

بغیر هلهله هایی که در دل صحراست

هنوز مادرشان گوش می کند اما

نمی رسد به جز آهی که بر لب سقاست

صدا صدای نفس های مانده در سینه است

صدای چرخش شمشیرها و مرکب هاست

میان آن همه فریاد و ناسزا فهمید

برای بردن سرها به نیزه ها دعواست

غروب بود و میان خیام میگردید

که دید خیمه سرخی که خیمه شهداست

قدم گذاشت به آنجا که پیکر شهداست

میان آنهمه تنهای بی سر خونین

کنار پیکر اکبر که اربا اربا است

شناخت پیکر زخمی سروهایش را

اگرچه سر ز تن چاک خورده جداست

هنوز گرم تماشای کودکانش بود

که دید شعله آتش ز خیمه ها برخواست

حرم اسیر حرامی و مادری می دید

که زلف تازه جوانهای او ز نیزه رهاست

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1516
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

طفلان حضرت زینب(س)

 

عشق زینب با برادر جلوه ای دیگر گرفت

عشق بازی را به رسم عاشقی از سر گرفت

در مدار حق پرستی کو یکی زینب شناس

در مقام بندگی احراز از کوثر گرفت

سکۀ عشق و محبت را به نام خویش زد

زانکه از مریم مقام قرب ، بالاتر گرفت

چادرش نور حجاب نه فلک تامین کند

کی تواند دست دشمن از سرش معجر گرفت

حجر اسماعیل را در کربلا احداث کرد

او که با قربانیانش سبقت از هاجر گرفت

گیسوی نوباوگان را شانه با لبخند زد

وقت رزم کودکان امداد از حیدر گرفت

تا نکاهد گوهر صبرش به میدان عمل

در حرم دست توسل سوی پیغمبر گرفت

با شجاعت ، با شهامت ، با وقار آمد به پیش

گرد غربت را به کلی از رخ دلبر گرفت

مادری را کرد ثابت ، خواهری را داد اوج

سر ، فرو افکند و باران از نگاه تر گرفت

یاد ابراهیم داد اینگونه قربانی دهند

امتحان داد اول و راه حرم آخر گرفت

تا به مرگ کودکانش مطمئن گردد ز رزم

مادر رزمندگان در خیمه ای سنگر گرفت

عون از شهد شهادت ناگهان سیراب شد

با همان بال و پر خونین ، به جنت پر گرفت

چون در آن میدان محمد شد حماسه آفرین

نعرۀ تکبیر عباس دلاور سر گرفت

بار دیگر حمله ای با رمز یا زینب نمود

ساعتی نگذشت ، در خون ، ذکر یا مادر گرفت

لاله و آلاله پرپر ، پیش چشم باغبان

سوی گلزار شهیدان هر دو را در برگرفت

باز هم زینب نیامد دیدن این کشته ها

پیش گهواره زبانی با علی اصغر گرفت

تا حسینم را نبینم در حرم خجلت زده

خویش را گم می کنم ، شاید ره دیگر گرفت

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1656
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

طفلان حضرت زینب(س)

 

گاه لیلایی و گهی مجنون

گاه مجنونم و گهی لیلا

گاه خورشید و گاه آیینه

روبروی همیم در همه جا

 

ای طلوع همیشه ی قلبم

با تو خورشید عالمینم من

تو حسینی ولی گهی زینب

گاه زینب گهی حسینم من

 

وقت سجاده وقت نافله ها

لبمان نذر نام یکدیگر

دو کبوتر  در این حوالی عشق

بر سر پشت بام یکدیگر

 

من و تو آیه های تقدیریم

من و تو همدلیم و همدردیم

خواب بر چشممان نمی آمد

تا که بر هم دعا نمی کردیم

 

دل ندارم تو را نظاره کنم

در غروبی که بی حبیب شدی

تکیه بر نیزه ی شکسته زدی

این همه بی کس و غریب شدی

 

کاش این جا اجازه می دادی

تا برای تو چاره می کردم

این گریبان اشتیاقم را

پیش چشم تو پاره می کردم

 

همه از خیمه ها سفر کردند

همه در خون خویش غوطه ورند

همه پیشت فدا شدند اما

کودکانم هنوز منتظرند

 

آن دمی که ممانعت کردی

میهمان نگاه من غم شد

از بلا و غمِ مصیبت تو

آن قدر سهم خواهرت کم شد

 

کودکانم اگر چه ناقابل

ولی از باده ی غمت مستند

آن دو بالی که حق به جعفر داد

به خدا کودکان من هستند

 

خنده ها با نگاه غمگینت

اذن پرواز بالشان باشد

اذن میدان بده به آن ها تا

شیر مادر حلالشان باشد


:: بازدید از این مطلب : 1581
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

شهادت حضرت رقیه(س)

 

يک نيمه شب بهانه‌ی دلبر گرفت و بعد

قلبش به شوق روي پدر پر گرفت و بعد

اما نيامده ز سفر مهربان او

يعني دوباره هم دل دختر گرفت و بعد

آنقدر لاله ريخت به راه مسافرش

تا خواب او تجلي باور گرفت و بعد

آخر رسيد از سفر، اما سر پدر

سر را چقدر غمزده در بر گرفت و بعد

گرد و غبار از رخ مهمان مهربان

با اشک چشم و گوشه‌ی معجر گرفت و بعد

انگار خوب او خبر از ماجرا نداشت

طفلک سراغي از علي اصغر گرفت و بعد

از روزهاي بي کسي اش گفت با پدر

يعني نبرد بغض و گلو در گرفت و بعد:

خورشيد من به مغرب گودال رفتي و

باران تير و نيزه و خنجر گرفت و بعد

معراج رفتي از دل گودال قتلگاه

نيزه سر تو را به روي سر گرفت و بعد

دلتنگ بود دخترت و سنگ ِ کينه اي

بوسه ز چهره و لب و حنجر گرفت و بعد

اما دوباره فرصت جبران رسيده بود

يک بوسه آه از لب پرپر گرفت و بعد

جان داد در مقابل چشمان عمه اش

با بال هاي زخمي خود پر گرفت و بعد ...

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1525
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

پرهیز از روضه های ساختگی

از آسيب هايي كه بعضاً در هيئات مذهبي ديده مي‌شود، رو آوردن به روضه هاي ساختگي و من در آوردي به انگیزه‌ی ايجاد تأثر عاطفي و گُل كردن بيشتر مجلس می‌باشد و چون ساختگي و كذب و دروغ مي‌باشد، گوينده آن مبتلا به فعل حرام شده و به آسيب هاي معنوي و اخروي گرفتار خواهد شد.

با وجود مقاتل و كتاب هاي روضه‌ی معتبر، نظير «ارشاد مفید» و «لهوف» و «منتهي الآمال» و «نفس المهموم» رو‌ آوردن به روضه‌هاي ساختگي، خسراني است مبين و نشان از آن دارد كه افرادي اين چنين، نمي‌خواهند مجلس حضرت سيدالشهدا «علیه السلام» گُل كند، بلكه در پي آنند تا خود را مطرح كرده و آوازه‌ی مجلسشان بر سر زبان‌ها بيفتد و براي چنين افرادي دیگر فرقي نمي‌كند كه آن‌چه مي‌خوانند و ترويج مي‌دهند حقيقت داشته يا نه؟! چون هدفشان، هدف مقدسي نمی‌باشد.

زبان حال گويان به گوش باشند...

از آفت هايي كه بعضاً در بعضي از مجالس ديده مي‌شود، روضه ها و مرثيه ها و اشعاري است كه در قالب زبان حال ايراد مي‌گردد و هيچ تناسبي با محيط فرهنگي و تربيتي و روحيات و شخصيت و عظمت مقام حضرات معصومين «علیهم السلام» و اصحاب فداكارشان ندارد و در حقيقت بايد گفت گوينده و سراينده، مطالبي كه ارائه مي‌دهد با فضاي تربيتي و روحي و خانوادگي و اجتماعي خودش سازگار بوده و در مقام توصيف حال خود مي‌باشد و زبان حال خود را مي‌كند نه زبان حال آن بزرگواران را؛ به عنوان نمونه، اينكه به عنوان زبان حال حضرت سيدالشهدا «علیه السلام» گفته شود كه «شدم راضي كه زينب خوار گردد» آیا نشان ذلت و خواري و زبوني و وهن مقام امام(ع) نمی‌باشد؟!

زبان حالي پذيرفتني است كه حقيقتاً زبان حال باشد و آن در صورتي است كه با شرایط و ويژگي ها و محيط آن واقعه‌ تاريخي و عظمت شخصيت و علو مقام آن بزرگواران تناسب داشته باشد و مستمع را از اهداف و ساحت قدس آنان دور نكند.

(رساله شور و شعور توسط حجت الاسلام جعفر صالحان تدوين شده است)


:: بازدید از این مطلب : 1535
|
امتیاز مطلب : 32
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

بهترین درس کربلا

چارلز ديكنز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي بود، من نمي فهميدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.

 توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگليسي): بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه حسين(ع) و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوّق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي شود و پيروزي حسين(ع) با وجود اقلّيتي كه داشت، باعث شگفتي من است.


:: بازدید از این مطلب : 1408
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392

 داودبن‌كثير رقي گويد: نزد امام جعفر صادق عليه السلام بودم كه آب خواستي، وقتي نوشيد، ديدم كه مي خواهد گريه كند و اشك در چشمانش حلقه زد. 
سپس فرمود: اي داود، خدا، قاتل حسين را لعنت كند. ياد مظلوميت حسين(ع) زندگي را چه قدر ناگوار مي‌سازد! من هر گاه كه آب سردي می‌نوشم به ياد حسين(ع) مي‌افتم. 
هر بنده خدايي كه آب نوشد و حسين(ع) را ياد كند و قاتل او را لعن نمايد، خدا برايش صد هزار نيكي نويسد و صد هزار بدي از او پاك كند، و او را صد هزار درجه فرابرد. و چنان باشد كه گویی صد هزار برده را آزاد كرده باشد.
و خدا او را در روز رستاخيز با روي سفيد و درخشان محشور سازد.

متن حدیث:

عن داود بن كثير الرقي، قال: كنت عند أبي عبدالله عليه السلام أذا استشقي الماء، فلما شربه رأيته و قد استعبر و أغر و رقت عيناه بدموعه، ثم قال: يا داود، لعن الله قاتل الحسين، فما أنغض ذكر الحسين للعيش! إني ما شربت ماء باردا إلا و ذكرت الحسين و ما من عبد شرب الماء فذكر الحسين و لعن قاتله إلا كتب الله له مائة ألف حسنه و محاعنه مائة ألف سيئة و رفع له مائة ألف درجة و كان كأنما أعتق مائة أعتق مائة ألف نسمة و حشره الله يوم القيامة أبلج الوجه. 



«امالی صدوق، صفحه 205»
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392
 برنامه «زمزم احکام» به استفتاء شنوندگان این رادیو پیرامون برهنه شدن عزاداران در مجالس حسینی پرداخته که سوال و پاسخ رهبر معظم انقلاب و آیت‌الله مکارم شیرازی به شرح ذیل است:
 
سوال: عریان کردن بدن و لخت شدن به هنگام سینه زنی و عزاداری برای حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ لطفاً توضیح دهید.
 
آیت‌الله مکارم شیرازی: «احتیاط آن است که عزاداران حسینی لخت نشوند عریان نشوند؛ آیا فردی در مجلس ترحیم پدرش اگر لخت شود این جزء آداب عزاداری است؟! برادران بر لخت شدن اصرار نداشته باشند. اما برای عزاداری می‌توان مقداری از سینه را باز گذاشت. سابقا پیراهن‌هایی بود که قسمتی از آن دکمه می‌شد و جلوی سینه را باز می‌کردند و لخت هم نمی‌شدند که بدن نما باشد. با این کار دشمنان هم نمی‌توانند سرزنش کنند.»
 
آیت الله سیدعلی خامنه ای: حجت‌الاسلام فلاح زاده نماینده پاسخ به احکام مقام معظم رهبری در جواب به این استفتاء گفت: «به نظر حضرت آقا در مجالس عزاداری هرکاری که سبب شود دشمنان از این کار ما علیه مکتب تشیع یا شیعیان سوء استفاده کنند و سبب تفرقه بین مسلمانان باشد، حرام است و باید پرهیز کرد.»
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2651
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 16 آبان 1392
 
هرکس حسینی است هزاران نشانه هست
آری هنوز کرببلا را بهانه هست

عشق حسین از دل ما شعله می کشد
شکر خدا که آتش دل را زبانه هست

ما را ملازمان حریمش نوشته اند
ماه حرم میان همین آشیانه هست

چندین هزار لشگر هیئت سیاه پوش
آماده سپاه امام زمانه هست

این خیمه ها کلاس علمدار کربلاست
بالای خیمه دست امیر یگانه هست

هر روز پای مرکب دلدار حاضریم
میدان امتحان عمل هر زمانه هست

روزی رسد که کشته ارباب می شویم
یعنی امید زندگی جاودانه هست

از داغ کربلا تن ما درد می کند
گویی هنوز هم اثر تازیانه هست

در کعبه خرابه طوافی کن و ببین
بر بام عرش هم حرمی دخترانه هست
 
 



حاج منصور ارضی - بخش اول


 

دریافت

حاج منصور ارضی - بخش دوم

 

دریافت

حاج منصور ارضی - بخش سوم

 

دریافت

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2492
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران