میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 13
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 39
:: باردید دیروز : 709
:: بازدید هفته : 2953
:: بازدید ماه : 9862
:: بازدید سال : 16094
:: بازدید کلی : 16094
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 آبان 1392

حضرت قاسم بن الحسن(ع)

 

هر که از عاشقی خبر دارد

در دلش میل ترک سر دارد

آنکه از نسل حیدر و زهراست

شوق پرواز بیشتر دارد

کربلا جای پر کشیدن هاست

قاسم از راز آن خبر دارد

رنگ و بوی حسین دارد او

همنشینی گل اثر دارد

سیزده ساله است و با این حال

جگری مثل شیر نر دارد

ذکر احلی من العسل به لبش

پیش او مرگ هم شکر دارد

بی زره آمده، عدو می گفت:

چقدر این پسر جگر دارد

آمده مثل شیر می غُرَّد

نسل حیدر عجب ثمر دارد

یاد صفین زنده شد امروز

بس که او جلوۀ پدر دارد

زاده یوسف است و یوسف روی

جلوه هایی چنان قمر دارد

نور چشم حسن نظر نخوری

چشم این گرگ ها خطر دارد

تو برای حسین یک حسنی

با تو انگار بال و پر دارد

هم برایت عمو و هم پدر است

نشده چشم از تو بردارد

مجتبای حسین صبری کن

که عمو چشم های تر دارد

قول داده مراقبت باشد

چه کند کربلا خطر دارد؟

تو برای حسین(ع) یک حسنی(ع)

گر چه مثل حسین(ع) بی کفنی

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1749
|
امتیاز مطلب : 322
|
تعداد امتیازدهندگان : 69
|
مجموع امتیاز : 69
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 آبان 1392

شهادت حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام

 

این اسبها از این بدنم  پا نمی کشند

جانم درآمد از کفنم پا نمی کشند

 

تا که گلاب ناب مرا در نیاورند

از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند

 

این نیزه ها که در جگرم پا گذاشتند

چون داد می زنم حسنم پا نمی کشند

 

می خواستم دوباره صدایت کنم ولی

یک لحظه هم از این دهنم پا نمی کشند

 

موی مرا به دست گرفتند و می کشند

اما زدست و پا و تنم پا نمی کشند

 

****

 

چگونه تو خوش قد وبالا شدی

به یک لحظه اینقدر زیبا شدی

 

مکش اینقدر پا به روی زمین

مکش پا که هم قد طوبا شدی

 

تو نیمت حسن بود و نیمت حسین

چرا اینقدر شکل زهرا شدی

 

چنان از سر اسب انداختند

که از نصفه های کمر تا شدی

 

چنان پيچ خوردي در این تیغ ها

گل پيچك آسمانها شدي

 

ملائک گلاب تو را می برند

گلاب غم انگیز دنیا شدی

 

دل ماه خیمه برایت گرفت

صدایم نکن که صدایت گرفت

 

چرا دستهایت کشیده شدند

گمانم که دیشب دعایت گرفت

 

چه دشنام هایی به تو داده اند

که اینگونه حال و هوایت گرفت

 

کمی صبر کن تا بیاید پدر

که گویا دل مجتبایت گرفت

 

سرت را به سینه گذارم که تو

ببینی دل کربلایت گرفت

 

 


:: بازدید از این مطلب : 3065
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 آبان 1392

نوکر باید با بصیرت باشد

از آفت‌هایی که در بعضی از مجالس مذهبی دیده می‌شود، افراط در پرداختن به جنبه‌های عاطفی، و بی توجهی و غفلت نسبت به سایر ابعاد دین می باشد که در دراز مدت می‌تواند تخریب کننده باشد. لذا بسیار دیده شده که یک انسان هیئتی با این که اشک و آه خوبی در جلسات دارد، اما به خاطر جهل نسبت به سایر ابعاد دین و ناآشنایی با سیره عملی شهیدان کربلا، واجبات را فدای مستحبات کرده و نتوانسته حتی رضایت خانواده خود را در رفتار با آنان جلب نماید.

نماز اول وقت بهترین راه رسیدن به حسین(ع)

از آسیب های گسترده ای که در هیئات مذهبی و دستجات عزاداری دیده می شود و مورد سوء استفاده مخالفین مذهب تشیع شده است، آن است که در هنگام اذان، به عزاداری پرداخته و نمازهای خود را از وقتش تأخیر می اندازند که چنین روشی با روح حرکت حسینی ناسازگار می‌باشد.

یک عزادار واقعی باید بداند که ارباب و مولایش حضرت حسین «علیه السلام» در صحنه‌ی پیکار ظهر عاشورا، در حالی که تیرهای دشمن به سمتش روانه بود، نماز ظهر عاشورا را به همراه یارانش در اول وقت اقامه نمود و عالی‌ترین جلوه‌ی شریعت محوری و عبودیت و بندگی حضرت حق را برای همگان تا ابد به تصویر کشید. لذا لازم است که عزاداران در هر کجا که هستند به محض شنیدن صدای اذان، دست از همه کارها بشویند و دستجات عزاداری را متوقف کرده و با اقتدای به سید و مولایشان حضرت حسین «علیه السلام» نماز را که عمود و ستون خیمه دین است اقامه نمایند.

(رساله شور و شعور توسط حجت الاسلام جعفر صالحان تدوين شده است)


:: بازدید از این مطلب : 1820
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 آبان 1392

«دستمال اشك» پارچه مخصوصي بوده‌است كه خيلي از بزرگان مقيد به همراه داشتن آن در مجالس روضه اهل بيت بودند و اشكهايي كه بر مصيبت آن حضرات مي‌ريختند با اين دستمال خشك مي‌كردند. در ادامه برخي از حكايت‌هاي خواندني و معتبر درباره اين موضوع را مي‌خوانيد.

وقتی دستمال اشک آیت الله حق‌شناس شفا می‌دهد

حاج «سیدمحسن حسینی» از آیت الله «حق‌شناس» خاطره‌ای نقل کرده است که در ادامه می‌آید:

 «سال‌ها پیش یکی از جوان‌های فامیل به سرطان ریه مبتلا شد. او در حدود یک سال بود زمین گر شده بود. به چندین دکتر مراجعه کرده بود و همگی جوابش کرده بودند. بعضی دکتر‌ها تصریح کرده بودند بیشتر از یک ماه دوام نخواهد آورد.

روزی در یکی از مهمانی‌ها و جمع‌های فامیلی، دیدم خانوادهٔ او بسیار ناراحت و متأثر هستند. آن‌ها ـ به‌خصوص پدرش ـ از شفای او ناامید شده بودند. به آن‌ها پیشنهاد کردم آن جوان را به نزد حضرت آیت‌الله حق ‌شناس بیاورند.

آن‌ها با ناامیدی و یأس، این پیشنهاد را قبول کردند. یکی دو روز بعد، برادر‌هایش او را به خانهٔ حاج آ قا آوردند.

حاج آقا به من فرمود: «شما الآن یک روضهٔ حضرت علی اصغر علیه‌السلام بخوان»

 

من هم شروع به خواندن روضه کردم و ایشان شروع به گریه کردند. بعد از روضه، حاج آقا دستمالی را که با آن اشک‌های خود را پاک کرده بودند، به من دادند و گفتند: «داداش جون! این دستمال را بده ایشان به سینه‌اش بمالد. دیگر هم لازم نیست به دکتر مراجعه کند.»

حاج‌آقا در این باره دیگر هیچ حرفی نزد و ما آن دستمال را به سینه‌های مریض مالیدیم و خداحافظی کردیم و آمدیم بیرون.

پس از چند روز دیدم آن جوان برای کسب و کار به بازار آمده است. او می‌گفت: «از‌‌ همان روز بعد از ملاقات با حاج آقا، تصمیم گرفته است به زندگی عادی برگردد و مدتی با دکتر و دارو خداحافظی کند.»

یادم هست در‌‌ همان روز‌ها در جلسه‌ای در حضور آیت‌الله حق‌شناس وقتی بیماران را دعا می‌کردم، آن فامیلمان را نیز دعا کردم. حاج آقا بعد از جلسه به من فرمود: «داداش جون! آن آقا که خوب شد!»»

و بعد، ما دیدیم به واقع همین‌طور شده است. پس از مدتی معلوم شد که آن جوان به طور کامل از آن بیماری شفا یافته و اثری از بیماری و مرضش باقی نمانده. الحمدلله او سال‌هاست در صحت و سلامت به زندگی ادامه می‌دهد و گاهی در این جلسه‌های توسل و روضهٔ هیأت ما نیز شرکت می‌کند.

دستمال اشكم را با من دفن كنيد

مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا جواد آقا تبریزی دو دستمال سیاه داشتند که در ایام عزا و روضه با خود حمل می‌کردند و هنگام ذکر مصیبت، اشک‌هایشان را با آن پاک می‌کرد و همواره از دستمال‌ها مواظبت می‌کردند و بعد از فراغت از مجالس، در جای خاص قرار می‌دادند و بار‌ها و بار‌ها به فرزندان خود می‌گفتند: «اگر من از دنیا رفتم این دستمال‌ها را در کفن من قرار دهید.» بعد از رحلت ایشان، فرزندانشان دستمال‌ها را قبل از کفن کردن، هر چه جستجو کردند پیدا نکردند تا آنکه نوبت به کفن کردن مرحوم میرزا رسید. همین که کفن را باز کردند، ناگهان مشاهده شد دستمال‌ها در کفن است و معلوم شد که مرحوم میرزا قبل از رفتن به بیمارستان (که آخرین بستری ایشان بود و در‌‌ همان بیمارستان از دنیا رفتند) دستمال‌ها را در کفن خود قرار داده‌اند. قبل از کفن کردن، حجت‌الاسلام مشکات یکی از دستمال‌ها را در دست راست مرحوم میرزا و دیگری را بر سینه مبارکشان جای دادند و دستمالی که مرحوم میرزا سال‌ها اشک‌هایشان را با آن پاک می‌کردند، همراه ایشان به خاک سپرده شد تا به گفتة مرحوم میرزا این دستمال‌ها شاهد و فریادرس در قبر و قیامت باشد.

مجید عیوضی: این البکائون (آداب و سیرة علما و بزرگان در عزای سیدالشهدا عليه السلام)، تهران، نشر صیام، چ ۱، ۱۳۸۷، ص ۷۷.

وصيتي درباره دستمال اشك

مرحوم آیت الله مرعشی نجفی (ره) نیز در فرازی از وصیتنامه ی شریف خود می گویند:

«سفارش می کنم دستمالی را که اشک های زیادی در رثای جدّم حسین مظلوم (علیه السّلام) و اهل بیت مکرّم او ریخته و صورت خود را با آن پاک می کردم بر روی سینه در کفنم بگذارید.

 


:: بازدید از این مطلب : 1791
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 آبان 1392

یکى از این قضایا، قضیه به میدان رفتن «قاسم‌بن‌الحسن» است که صحنه بسیار عجیبى است. قاسم‌بن‌الحسن علیه‌الصّلاة والسّلام یکى از جوانان کم سالِ دستگاهِ امام حسین است. نوجوانى است که «لم یبلغ الحلم»؛ هنوز به حدّ بلوغ و تکلیف نرسیده بوده است. در شب عاشورا، وقتى که امام حسین علیه‌السّلام فرمود که این حادثه اتّفاق خواهد افتاد و همه کشته خواهند شد و گفت شما بروید و اصحاب قبول نکردند که بروند، این نوجوان سیزده، چهارده‌ساله عرض کرد: «عمو جان! آیا من هم در میدان به شهادت خواهم رسید؟» امام حسین خواست که این نوجوان را آزمایش کند - به تعبیر ما - فرمود: «عزیزم! کشته‌شدن در ذائقه تو چگونه است؟» گفت: «احلى من العسل»؛ از عسل شیرین‌تر است.

ببینید؛ این، آن جهتگیرىِ ارزشى در خاندان پیامبر است. تربیت‌شده‌هاى اهل بیت این‌گونه‌اند. این نوجوان از کودکى در آغوش امام حسین بزرگ شده است؛ یعنى تقریباً سه، چهار ساله بوده که پدرش از دنیا رفته و امام حسین تقریباً این نوجوان را بزرگ کرده است؛ مربّى‌ به تربیتِ امام حسین است. حالا روز عاشورا که شد، این نوجوان پیش عمو آمد. در این مقتل این‌گونه ذکر مى‌کند: «قال الرّاوى: و خرج غلام» (لهوف، ابن‌طاووس، ترجمه سید احمد زنجانى، (با نام آهى سوزان بر مزار شهیدان)، ص ۱۱۵). آن‌جا راویانى بودند که ماجرا‌ها را مى‌نوشتند و ثبت مى‌کردند. چند نفرند که قضایا از قول آن‌ها نقل مى‌شود. از قول یکى از آن‌ها نقل مى‌کند و مى‌گوید: «همین‌طور که نگاه مى‌کردیم، ناگهان دیدیم از طرف خیمه‌هاى ابى‌عبداللَّه، پسر نوجوانى بیرون آمد: «کانّ وجهه شقّة قمر»؛ چهره‌اش مثل پاره ماه مى‌درخشید. «فجعل یقاتل»؛ آمد و مشغول جنگیدن شد.»

این را هم بدانید که جزئیات حادثه کربلا هم ثبت شده است؛ چه کسى کدام ضربه را زد، چه کسى اوّل زد، چه کسى فلان چیز را دزدید؛ همه این‌ها ذکر شده است. آن کسى که مثلاً قطیفه حضرت را دزدید و به غارت برد، بعداً به او مى‌گفتند: «سرق القطیفه»! بنابراین، جزئیات ثبت شده و معلوم است؛ یعنى خاندان پیامبر و دوستانشان نگذاشتند که این حادثه در تاریخ گم شود.

«فضربه ابن فضیل العضدى على رأسه فطلقه»؛ ضربه، فرق این جوان را شکافت. «فوقع الغلام لوجهه»؛ پسرک با صورت روى زمین افتاد. «وصاح یا عمّاه»؛ فریادش بلند شد که عموجان. «فجل الحسین علیه‌السّلام کما یجل الصقر». به این خصوصیات و زیباییهاى تعبیر دقّت کنید! صقر، یعنى بازِ شکارى. مى‌گوید حسین علیه‌السّلام مثل بازِ شکارى، خودش را بالاى سر این نوجوان رساند. «ثمّ شدّ شدّة لیث اغضب». شدّ، به معناى حمله کردن است. مى‌گوید مثل شیر خشمگین حمله کرد. «فضرب ابن‌فضیل بالسیف»؛ اوّل که آن قاتل را با یک شمشیر زد و به زمین انداخت. عدّه‌اى آمدند تا این قاتل را نجات دهند؛ اما حضرت به همه آن‌ها حمله کرد.

جنگ عظیمى در‌‌ همان دور و برِ بدن «قاسم‌بن‌الحسن»، به راه افتاد. آمدند جنگیدند؛ اما حضرت آن‌ها را پس زد. تمام محوطه را گرد و غبار میدان فراگرفت. راوى مى‌گوید: «وانجلت الغبر»؛ بعد از لحظاتى گرد و غبار فرو نشست. این منظره را که تصویر مى‌کند، قلب انسان را خیلى مى‌سوزاند: «فرأیت الحسین علیه‌السّلام»: من نگاه کردم، حسین‌بن على علیه‌السّلام را در آن‌جا دیدم. «قائماً على رأس الغلام»؛ امام حسین بالاى سر این نوجوان ایستاده است و دارد با حسرت به او نگاه مى‌کند. «و هو یبحث برجلیه»؛ آن نوجوان هم با پا‌هایش زمین را مى‌شکافد؛ یعنى در حال جان دادن است و پا را تکان مى‌دهد. «والحسین علیه‌السّلام یقول: بُعداً لقوم قتلوک»؛ کسانى که تو را به قتل رساندند، از رحمت خدا دور باشند.

 

لینک دانلود

 

این یک منظره، که منظره بسیار عجیبى است و نشان‌دهنده عاطفه و عشق امام حسین به این نوجوان است، و درعین‌حال فداکارى او و فرستادن این نوجوان به میدان جنگ و عظمت روحى این جوان و جفاى آن مردمى که با این نوجوان هم این‌گونه رفتار کردند.


:: بازدید از این مطلب : 2514
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 18 آبان 1392

 

دانلود صوت


:: بازدید از این مطلب : 2472
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 17 آبان 1392

 


:: بازدید از این مطلب : 1860
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 17 آبان 1392
آنکس که تو و اسم تو را باده نوشته
چشمان مرا کاسۀ آماده نوشته
 
تقدیر من اینست گرفتار تو باشم
زهرا(س) خودش این را سر سجاده نوشته
 
زیباتر ازاین نیست که در راه تو باشم
صد شکر مرا راهی این جاده نوشته
 
ما دل شدگان جملگی ارباب پرستیم
اشکال نگیرید به این آب نوشته
 
ارباب کریم است، در این معرکه هرکس
اندازه یک دل هم که داده نوشته
 
یک عمر از این روضه به آن روضه دویدیم
برتارک عشاق گدا زاده نوشته
 
***
 
گفتن از زینب(س) و عشقش به تو کار زهراست
زینبی که همه دارو ندار زهراست
 
پرورش یافته باغ و بهار زهراست
باعث فخر همه ایل و تبار زهراست
 
عمه نه مادر سادات پس از زهرا اوست
هیچ کس ثانی زهرا نشود، تنها اوست
 
خواهرت هست و بر این فیض مباهات کند
همه را مست خودش وقت مناجات کند
 
شیر زن نه به خدا خالق غیرت زینب(س)
حافظ خانه توحید و امامت زینب(س)
 
 
 
 
مداحی حاج منصور ارضی
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 2679
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 17 آبان 1392
امروزه عده ی زیادی از مردم مشتاق آمدن امام زمان(عج) هستند، پس چرا آن حضرت ظهور نمی کنند؟
 
حفاظت و صیانت از اندیشه مهدویت در جامعه امروز به عنوان مهمترین وظیفه  منتظران راستین امام عصر(عج) از حلقه های مورد غفلت جامعه اسلامی است. به  همین خاطر خبرگزاری شبستان در نظر دارد، پاسخ پرسش های مطرح در این حوزه را از بزرگان و عالمان برای علاقه مندان ارائه کند، باشد که نقطه تاریکی را  در این مسیر روشن کند.
 
از آیت الله بهجت پرسیده شد؟
امروزه عده ی زیادی از مردم مشتاق آمدن امام زمان(عج) هستند، پس چرا آن حضرت ظهور نمی کنند؟
آیت الله بهجت پاسخ دادند:
امام زمان(عج) هم اگر بیایند با او همان معامله را می کنیم که با آباء طاهرینش  کردیم! آیا می شود امام زمان(عج) چهارصد میلیون یاور داشته باشند و ظهور  نکنند!؟ خدا توفیق دهد به سوی امام(عج) تیر پرتاب نکنیم!
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1955
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 17 آبان 1392

جوانی محضر امام حسین(ع) رسید و گفت: من مردی گناهکارم و نمی توانم خودم را در انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.

 
امام حسین(ع) فرمودند: پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می خواهی گناه کن.
 
۱) روزی خدا را مخور و هر چه می خواهی گناه کن.
۲) از حکومت خدا بیرون برو و هر چه می خواهی گناه کن.
۳) جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن.
۴) وقتی عزرائیل(ع) برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه می خواهی گناه کن.
۵) زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد در آتش وارد مشو و هر چه می خواهی گناه کن.
 
جوان کمی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت های گفته شده چاره ای جز توبه نداشت.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

:: بازدید از این مطلب : 1738
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران