میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 8
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 547
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 3070
:: بازدید ماه : 9673
:: بازدید سال : 15893
:: بازدید کلی : 15893
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

امام حسین(ع) فرمود: حضرت مهدی(عج) غیبتی دارد که گروهی در آن مرحله مرتد میشوند و گروهی ثابت قدم می مانند و اظهار خشنودی میکنند. افراد مرتد به آنها می گویند «این وعده کی خواهد بود اگر شما راستگو هستید؟ (منظور از وعده ظهور حضرت مهدی (عج) است)» ولی کسی که در زمان غیبت در مقابل اذیت و آزار و تکذیب آنها صبور باشد، مجاهدی است که با شمشیر در کنار رسول خدا (ص (جهاد کرده است.


پی نوشت:
بحارالانوار جلد 51 صفحه 133


:: بازدید از این مطلب : 2185
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

 حجت‌الاسلام والمسلمین حبيب‌‌الله فرحزاد در جمع نمازگزاران و مجاوران مسجد مقدس جمكران با بیان این‌که کثرت صلوات، عامل مهر و محبت خدای متعال نسبت به بندگان است، گفت: کثرت صلوات انسان را به مقام خلیلی می‌رساند.

این استاد حوزه علمیه اظهار داشت: اگر توجه داشته باشیم، غروب جمعه مقداری دل‌گیر است، شاید این غم پیام خدای متعال به دل‌ها است که با او خلوت کرده و به گفت‌و گو بنشینیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد با بیان این‌که حضرت زهرا(س) از پدر گرامیشان حضرت محمد(ص) نقل کرده‌اند که پیامبر فرمود «غروب جمعه ساعتی است که دعا مستجاب می‌شود»، خاطرنشان کرد: میرزا جوادآقا ملکی تبریزی نیز نقل کرده‌اند در غروب جمعه مستحب است انسان صدبار سوره قدر را بخواند.

وی ادامه داد: آیت‌الله ملکی تبریزی در شرح این روایت آورده‌اند که «خداوند در روز و شب جمعه صد رحمت را شامل انسان می‌کند و 99 مورد این رحمت به کسی می‌رسد که صد مرتبه سوره قدر را در این روز خوانده باشد».

کارشناس مسائل اخلاقی با اشاره به عظمت سوره قدر نزد خدای متعال، تصریح کرد: سوره قدر بعد از سوره توحید دارای عظمت و جایگاه مهمی است و همان‌گونه که سوره توحید شناسنامه خدا و توصیف حضرت حق است، سوره قدر نیز وصف اهل‌بیت(ع) است و فضیلت‌های بسیار فوق‌العاده‌ای دارد.

وی همچین ابراز داشت: تلاوت سوره قدر و کثرت استغفار برای رفع دیون و گرفتاری‌ها بسیار مؤثر است و افرادی که در طول شبانه‌روز این سوره را قرائت می‌کنند مورد لطف خداوند و ائمه(ع) قرار می‌گیرند.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد در بخش دیگری از سخنان خود به چگونگی ارتباط با امام زمان(عج) و همراه شدن با حضرت پرداخت و افزود: برخی فکر می‌کنند چون امام زمان در غیبت است، امکان دسترسی به ایشان وجود ندارد، در حالی که این ذهنیت کاملا اشتباه است، چون وقتی می گوییم امام غائب است، یعنی ظاهر نیست نه این‌که امام حاضر نباشد، ایشان حضور دارند و ما توفیق مشاهده حضرت را نداریم.

وی با بیان این‌که اول بنده خداوند متعال امام زمان(عج) هستند، گفت: بندگانی که در زمان غیبت، اهل طاعت و اخلاص بوده و خالصانه خداوند را بندگی کنند با امام زمان(عج) در این مسیر همراه خواهند بود.

این استاد حوزه علمیه یادآور شد: اگر می خواهیم در دنیا از قرب و بندگی خداوند بهره ببریم، راه آن در بندگی خدا است و باید بدانیم دنیا، آخرت، آرامش و سعادت در همین مسیر محقق می‌شود.

وی با اشاره به سخن امام حسن عسکری(ع) که فرمودند «من کان فی طاعة‌ الله کان‌ الله فی حاجته؛ اگر کسی در مسیر بندگی خدا قرار گرفت، خداوند هم حائج او را برطرف می‌کند»، بیان داشت: اگر ما در مسیر خداوند و امام زمان(عج) قرار بگیریم، آنها نیز در کار ما داخل شده و مراقب ما خواهند بود.

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد ادامه داد: هر کس در مسیر تقوا و بندگی خداوند قرار بگیرد، مورد توجه خدا و ائمه(ع) خواهد بود و برقراری ارتباط معنوی با اهل‌بیت(ع) نیز در گرو تقوا، پرهیز از گناه و انجام واجبات است.

وی با بیان این‌که ائمه(ع) به زنده و مرده بندگان نظر کرده و در عالم برزخ و قیامت آنها را رها نمی‌کنند، گفت: امام حسن عسکری(ع) به فرزندشان حضرت حجت (ع) فرمودند «بدان آنهایی که اهل طاعت، اخلاص و بندگی خداوند هستند، دلهایشان به سوی تو پر می کشد».

 کارشناس مسائل اخلاقی در پایان با اشاره به این‌که امام زمان(عج) پناهگاه بندگان و شیعیان است، خاطرنشان کرد: حال که توفیق پیدا کردیم و به مسجد مقدس جمکران آمدیم، باید این لحظات را قدر بدانیم و ارتباطمان را با خداوند و امام زمان(عج) تقویت کنیم تا هم دعاهایمان مورد استجابت قرار بگیرد و هم مشکلاتمان برطرف شود.

 

منبع:حوزه

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2521
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

 

حجت الاسلام حائری زاده در هیئت مهدی جان

 نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام حائری زاده را می خوانید:
 

*مرحوم آقای بهجت می فرمودند: ظهور خیلی نزدیک است. می فرمایند: سابق به این جوانها می گفتیم. الآن به پیرمردها می گوییم که منتظر باشید که دولت کریمه را انشاالله درک کنید.

* از حضرت علی علیه السلام پرسیدند: نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟ حضرت فرمودند: آن چیزی که نزدیک است، قیامت است و آن چیزی که نزدیکتر از نزدیک است مردن است، قیامت خیلی نزدیک است، از هر نزدیکی به ما نزدیکتر است.

* یک آقا سید عباس سادات شیرازی بود. شیراز بود و منبری قهاری هم بود. از او می پرسیدند چه شد که به اینجا رسیدی، گفت هر چه هست لطف ارباب است، خیلی اصرار می کردند. گفت سی سال روضه خوان بودم. به خاطر یک گذشت خدا لطف کرد. گفت یک شب جایی باید منبر می رفتم، دیر رسیدم. یک آقایی رفته بود بالای مثلا پله اول منبر. مداح حرفه ای هم نبود فقط بلد بود یکی دو سه تا شعر بخواند و مجلس را از سرد بودن نجات بدهد. من که وارد شدم همه مردم به او گفتند بنشین پایین بس است، چقدر حرف می زنی و می خوانی. حوصله مان سر رفت. سید عباس می گوید که با خودم گفتم: آقا سید عباس، نگاه نکن پنج هزار جمعیت برایت آمده است، امشب خودت را بشکن، که این نوکر امام حسین علیه السلام بالا برود. تحقیر شد بین مردم. گفتم: آقایان من خسته هستم، می خواهم که ده دقیقه دیگر هم این آقا بخواند، این آقا ده دقیقه دیگر هم خواند.  سادات شیرازی می گوید شب به خانه آمدم، دیدم کربلا شده، خدمت حضرت سیدالشهدا علیه السلام رسیدم، حضرت ابالفضل علیه السلام هم آنجا هستند، عرض ادب کردم و شناختم هر دو را. فرمودند: عباس جان بنویس. اسم فلانی را بنویس در مجلس ما شرکت کرده، کفش جفت کن ما بوده، واعظ ما بوده، ذاکر ما بوده، دم سماور ایستده بوده، چراغ ها را خاموش می کرده، جارو می کرده؛ جمله این است که فرمودند: عباس جان، آقا سید عباس بعد از سی سال تازه شده نوکر ما، نوکری او را امضا کردیم. به خاطر این که خودش را شکست تا نوکر دیگر ما زمین نخورد، برود بالا.

* از حضرت علی علیه السلام پرسیدند: سخت چیست و سخت تر از سخت چیست؟ حضرت فرمود: قبر خیلی سخت است، سخت تر از سخت هم این است که تو دست خالی بروی، آقا سید احمد حضرت امام را در خواب دیده بودند، گفت دیدم پدرم ناراحت است، گفتم بابا چرا گرفته ای؟ گفت: خیلی حساب کتاب سخت است، ولی من رد شدم، ولی شما هم مواظب باش، خیلی سخت است، خیلی ریزه کاری های زندگی ما از نظر آنها مخفی نیست، گفتم یعنی چه؟ گفت: در عالم برزخ، از حرکت دست من در حسینیه جماران سوال کردند که چرا این دستت را تکان دادی؟ انگیزه ات چه بود؟ الحمدلله ما گفتیم و آنها هم قبول کردند و ما رد شدیم، ولی خیلی سخت است. 

امامی که در نجف 15 سال رأس ساعت 9 شب هر شب زیارت جامعه کبیره را در حرم أمیرالمؤمنین علیه السلام می خواند.

* وقتی انقلاب داشت پیروز می شد، همان روزی که حکومت نظامی اعلام کردند، امام فرمودند: همه بریزند در خیابان، آیت الله طالقانی خدمت امام می رسند و به امام می گویند: اگر مردم به خیابان بریزند آنها حمام خون راه می اندازند. ایشان فرمودند نه، اتفاقی نمی افتد بریزند بهرخیابان. ساعت 4 همه بریزند بیرون و حکومت نظامی را بشکنند، بعد آقای طالقانی خیلی مقاومت می کند و شاید هم مکدر می شود از امام. حضرت امام به آقای طالقانی می فرمایند: اگر حضرت حجت هم بفرمایند حرفی داری؟ اگر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده باشند مردم باید بریزند بیرون حرفی داری؟ آقای طاقانی می فرمایند: من گریه ام گرفت، گفتم: نه، اگر حرف حرف اوست سمعا و طاعتا.

 

* امام خمینی رحمةالله علیه به پدر بزرگ من که از دوستان ایشان بودند و هم حجره ای با امام بودند، فرموده بود: خدا می داند من نمی خواستم انقلاب کنم که رهبر شوم. اما چه کنیم که شرایط اینطور شد و من رفتم و علی رغم میل باطنی ام قبول کردم.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2318
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام کرمی رابخوانید؛

*معمولا مرسوم این طور است که وقتی خداوند بچه ای به ما می دهد، یا نامش را پدر انتخاب می کند و یا یکی از بستگان خیلی نزدیک. البته این انتخاب سلیقه ای است. اما در بین اهل بیت اینگونه نیست یعنی این نام گذاری براساس یک نظم و اصولی است. خوب است این سنت اسم پسندیده در بین خانواده های امروز بیشتر جدی گرفته شود.

*در نظام ارزشی و چارچوب اخلاقی اسلام مرد یک تفاوتی با زن دارد. این که در نظام خانواده اسلامی مرد ولایت دارد. بعضی از اموری که مربوط به شان داخلی خانواده است مثل خروج زن از منزل بستگی به اجازه شوهر دارد.

*مسائل زنانشویی چیزهایی هستند که مرد در آن ولایت دارد. وقتی از زن درخواستی کرد و امر و نهی کرد، امر و نهی اش در نظام شرعی ما موضوعیت دارد. حالا بحث سر این است که این تسلط مرد در زندگی در تامین عوامل روانی و عاطفی هم وجود دارد. یعنی مرد در نظام خانواده یک عنصر مشرف به محیط است. یعنی می تواند در محور و مدار معتقدات خودش شان روانی خانواده را درست کند. یعنی می تواند طوری سازمان دهی کند که اهل خانه از نظر اصول اعتقادی با مرد هم افق باشند.

*در فقه اسلامی و در قوانین نظام ارزشی اسلام این یک ارزش و اصل است که زن مومنه باید به مومن داده شود یعنی ممکن است شما بتوانید از اهل سنت دختر بگیرید اما از این طرف دختر نمی توانید به انسان سنی بدهید.


:: بازدید از این مطلب : 2253
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام معتمدی؛

 *در دعای عرفه سیدالشهداء علیه السلام هست که حضرت می فرمایند: شکر و سپاس خدایی را که من را در زمانی خلق کرد که دولت حق بود، من در دولت حق نفس کشیدم و بزرگ شدم. نمی دانیم چقدر این ارزش دارد، خیلی نمی فهمیم، همین قدر بدانیم که در دولت حق انسان به خداوند راحت تر نزدیک می شود و به خدا راحت تر می رسد، خب شکر بکنیم، برای این نعمت و اینکه از خدا هم بخواهیم که این نعمت را بتوانیم نگه داری بکنیم.

 *هدف نهایی، هم از این انقلاب ما، هم از حکومت خود أمیرالمومنین، خود معصومین، خود حضرت حجت علیهم الصلاة والسلام و اصلا کل خلقت هدفش این است که خداوند این بساط را درست کرده است که من و شما آدم بشویم. ما بزرگانمان انقلاب کردند که راحت تر بتوانیم آدم بشویم.

 *امام می فرمایند: ما وقتی می توانیم بگوییم پیروز شده ایم، که اسلام با تمام ابعادش در جامعه ما پیاده بشود و بعد می فرمایند: بالاتر از آن با تمام ابعادش در کل دنیا پیاده شود. این مهم است که ببینیم اسلام پیاده شده است. اسلام برای ما رفاه هم می آورد، اسلام مشکلات مارا هم حل می کند.

* 700 سال مسلمین در اروپا حکومت کردند، 700 سال در بخشی از اروپا به نام آندلس که کشورهای اسپانیا، پرتغال و بخشی از فرانسه و جنوب فرانسه بود، کی؟ وقتی که اروپائی ها همدیگر را می خوردند. اقوام وحشی شان فقط در فکر پاره پاره کردن همدیگر و حمله کردن به همدیگر بودند، اما این حکومت را ما قبول نداریم. خب حکومتشان ادامه بنی امیه و بنی عباس بوده است این حکومت در زمان بنی امیه شروع شد. آنجا و بعد که بنی عباس آمدند دیگر حکومت اُموی آندلس شکل گرفت. ما کلا این حکومت را قبول نداریم که اسلامی بوده ولی به همان اندازه از اسلام که آنجا پیاده شد، بروید در تاریخ بخوانید، چقدر آبادانی به آن کشورها داد، چقدر پیشرفت علمی روی داد، چقدر پیشرفت اقتصادی شد، چقدر رفاه داد به آن کشورها.

 *اصلا این نفس چیست که ما باید با آن جهاد کنیم، به قول شهید مطهری می گفت: انسان عجیب موجودی است که خودش با خودش می جنگد، و خودش بر خودش پیروز می شود. عجیب است، ما با خودمان بجنگیم. این چیست؟ مهمتر این است که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: پر منفعت ترین دانش ها برای شما، این است که خودتان را بشناسید. این روایت را هم دقت بکنید که می فرماید: بالاترین شناخت و دانش برای شما، شناخت خودتان است و بالاترین جهل و نادانی، جهل انسان به خودش است. خودش را نشناسد. به خود شناسی نرسد. لذا ما اگر بگوییم مهمترین کار کل عمرمان شناخت خودمان است دروغ نگفته ایم.


:: بازدید از این مطلب : 2349
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

 آنچه در ذیل می خوانید گزیده ای از توصیه های استاد اخلاق مرحوم آیت الله حق شناس(ره)  بویژه برای طلاب علوم دینی که نخستین گامهای تحصیل و تهذیب نفس را سپری می کنند بسی راه گشاست .

 

ارزش علم

اگر تحصيلات علمى شما با علم اخلاق توأم نباشد، منقطع می‌شود.

ساعتى كه شما در تحصيل علم صرف كنيد، مساوى است با شب زنده‌دارى.

علم را براى عمل كردن ياد بگيريد. علت نرسيدن ما به مقامات عاليه اين است كه ما به كلاسهاى قبل عمل نكرده‌ايم.

تحصیل علم و نماز اول وقت

اگر در پى كسب علوم غير حوزوى هم باشيد، نماز را در اول وقت بخوانيد. آن‌وقت خواهيد ديد كه چگونه سلولهاى مغز شما پذيراى علم مى‌گردد.

نشانه عمل زشت

حضرت على (ع) مي‌فرمايند: عمل زشت آن است كه اگر در قيامت عمل شما را در طبقى بگذارند و به جهانيان عرضه‌كنند، شما خجالت بكشيد.

علم اخلاق ضرورت علم اندوزی

در هر كارى كه هستيد، علم اخلاق بر شما لازم است.

علم - حتى علم اجتهاد - اگر خالى از تهذيب نفس باشد ، حجاب اكبر است.

افضل مراتب در نزد خاندان عصمت (ع) رتبه‌ی فقيه است. يعنى تفقه در دين داشتن.(افضل الناس المتفقّهون) فقاهت فقط «مسئله‌گفتن» نيست، بلكه درك پيچ و خم‌هاى پيچيده‌ی روزگار است.

مُدام در صدد نباشيد که روايت بنويسيد و بر علم خود بيفزاييد، بايد عمل هم با آن همراه باشد. اگر به دانستني‌هايتان عمل نكرديد، هر روز از پروردگار متعال، دورتر مى‌شويد.

يكى از اعمالى كه قلب را نورانى مي‌كند، همنشینی با علماء و دانشمندان دين است.

راز محبت به خدا

حضرت ملك الموت (ع) به صورت عمل خودمان ظاهر مي‌شود.

اگر پروردگار متعال را دوست داريم، بايد ثابت‌كنيم. بايد از نعمتهاى او در راه خود او استفاده كنيم.

از علامات محبت پروردگار، دوست داشتن وسائل وصول به اوست.

اهل بهشت حسرت هيچ لحظه‌اى از عمر خود را نمى‌خورند، مگر لحظاتى كه در دنيا به غفلت گذرانیده، و به ياد پروردگار متعال نبوده‌اند.

علامات شرح صدر:

.1التجافى عن دارالغرور:

يعنى اينكه از دنيا شانه خالى مي‌كنند. ( از دنیا به حد ضرورت استفاده مي ‌ كنند).

.2والانابة الى دارالخلود:

يعنى مدام توجهش را به آن طرف پرده‌ی آفرينش منعطف مي‌كند.

.3والاستعداد للموت قبل نزوله:

دائماً مهياي رفتن به آن دنياست، هميشه آماده است و در فكر مرگ.

 

منبع:منتظران ظهور


:: بازدید از این مطلب : 2123
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

رۆیت و دیدن امام زمان(عج) هر چند توفیق بزرگی است، اما می توان از آن به عنوان مسیری یاد کرد که محبین با قرار گرفتن در آن و هدف قرار دادن این دیدار سعی در رابطه با امام خویش و کسب فیوضات از حضرت دارند.

حدیث پیامبر اکرم(ص) برای تمام شیعیان آشنا است که در جواب سوال جابر بن عبدالله که پرسید: «یا رسول اللَّه شیعیان او در زمان غیبت از وجود او سودى می‌برند؟ فرمود: آرى به خدائى که مرا مبعوث کرده است، به راستى آنها به نور وى پرتویاب باشند و به ولایت او در زمان غیبتش سود برند مانند سود مردم از خورشید پشت‏ ابر.» ( کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی)

اما خیلی وقت ها شده است که ما در خلوت خود و یا در مراسم هایی که به مناسبت های مختلف می گیریم با خود می اندیشیم که چرا امام زمان ظهور نمی کنند، به چه علت ما از دیدار اماممان بی نصیبیم! آن حضرت در توقیعشان می فرمایند:

و چنانچه شیعیان ما - خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏ نمودند، نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى ‏افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏ رسید و اینها همه در پرتو شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى‏ باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏ دارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مى‏ رسد و ما را ناراحت مى‏ سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما كافى و نیكو كارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاكش باد!

آیت الله بهجت(ره) در این باره فرمودند: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(ع) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(ع)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این مافوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(ع) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟!

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(عج) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(ع) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم.(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(عج) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.”‌

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(عج) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک”‌(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (عج) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(عج) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(عج) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(عج) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(عج) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(عج) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(ع) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(عج) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

پی نوشت ها:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(ع)

3- حضرت ولی عصر(ع) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا”‌. الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2.

اصول کافی

الإحتجاج / ترجمه جعفرى

خبرگزاری شبستان، متن سخنان آیت الله بهجت

بر گرفته از مقاله؛دلایل دوری شیعیان از امام زمان (عج) در کلام خود حضرت

منبع:تبیان


:: بازدید از این مطلب : 2638
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
جمعه 25 بهمن 1392

آخرین پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامى که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاى نیک مانع آن مى باشد.
و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.


متن حدیث:


قالَ(صلى الله علیه وآله) : یُؤْتَى الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیْهِ دَفَعَهُ مَشْیُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.


«مسکّن الفؤادشهید ثانى،ص ۵۰»

:: بازدید از این مطلب : 1969
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 12 بهمن 1392

در نخستین روز از ايام الله دهه فجر انقلاب اسلامي و سالروز ورود تاريخ ساز امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، صبح امروز (شنبه) با حضور در مرقد مطهر امام راحل(ره)، ضمن قرائت فاتحه، ياد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را گرامي داشتند.رهبر انقلاب اسلامي همچنین با حضور بر مزار شهداي هفتم تير و گلزار شهداي بهشت زهرا، براي ارواح طيبه ي شهدا علو درجات مسألت كردند.

جهت مشاهذه وذخیره تصاویر در سایز اصلی برروی آنها کلیک نمایید.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2334
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
شنبه 12 بهمن 1392
گروه سیاسی مشرق - ايام بهمن ماه هر سال یاد آور خاطرات شیرین سال 57 و ورود امام خمینی (ره) به ایران است؛ ورودی که زمینه ساز پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه شد. شرایط پیچیده روزهای منتهی به ورود امام (ره) به ایران، روزهای پر التهابی را برای انقلابیون رقم زده بود. نگرانی از اشغال نظامی فرودگاه و عدم اجازه در فرودآمدن هواپیما، باعث تحصن برخی از روحانیون در مسجد دانشگاه تهران شد. مقام معظم رهبری نیز که از مشهد به تهران آمده بودند یکی از اعضای اصلی تشکیل دهنده‌ی این تحصن بودند. آنچه در ادامه می‌آید، خاطرات معظم‌له در روزهای منتهی به ورود امام (ره)، است.[1]

 

بازگشت امام

گسترش اعتراض ها به جلوگیری از ورود امام خمینی کار را به جایی رساند که شاپوربختیار در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «با صدای بلند اعلام می‌کنم که حضرت آیت الله هر وقت میل داشته باشند می‌توانند به کشور بازگردند.» حرف های او نمی‌توانست مردم را قانع کند. مخالفت‌ها همچنان ادامه یافت. مشابه تحصن دانشگاه تهران در قم، مشهد و اصفهان شکل گرفت که خود به خود به اجتماعات بیشتر مردم منجر گردید. آقای مفتح ، عضو کمیته مرکزی استقبال از امام خمینی در آخرین ساعات روز دهم بهمن به یکی از نشریه ها گفت که رهبر معظم انقلاب 9 صبح پنج شنبه، 12 بهمن به ایران خواهد رسید.

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

مردم ایران در یازدهم بهمن هیجان زده بودند. امام در همین روز در نامه‌ای از دولت و ملت فرانسه تشکر کرد و میهمان نوازی آنها را ستود و نیز در دهکده نوفل لوشاتو حاضر شده، با ساکنان آن دیدار و خداحافظی کرد. با این که دولت بختیار مجبور به پذیرش ورود امام به وطن شده بود، اما عقب نشینی خود را با رژه نظامیان در سطح شهر جبران کرد. نظامیان، یازدهم بهمن با ساز و برگ نظامی در خیابان های تهران قدرت نمایی کردند.

کمیته استقبال، درگیر کار بزرگی شده بود؛ کاری بزرگ در روزی بزرگ. هرچند تلاش می کرد بر امور جاری مسلط شود اما حادثه پیش رو بزرگتر از آن بود که بتوان کاملاً آن را در دست گرفت. بیشتر فعالیت های کمیته غیر متمرکز بود و هر کس مأموریتی مناسب تر می دید همان را برعهده می‌گرفت. « یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم.»

پیش از دوازدهم بهمن، آقای مطهری از آقای خامنه‌ای خواسته بود سخنرانی و خوش آمدگویی به امام را در تالار فرودگاه به عهده بگیرد. نپذیرفته بود. گفته بود: چرا من؟ آقای مطهری دلیلی آورده بود، اما نتوانسته بود او را قاطع کند. آقای خامنه‌ای گفته بود: من توان سخنرانی در این لحظات بزرگ، که نفس در سینه‌ها حبس می‌شود، ندارم. 

 

آقای مطهری نبود فرصت برای انتخاب فرد دیگر را به عنوان علت آخر مطرح کرده، سخنرانی را به عهده آقای خامنه‌ای گذاشته بود. «روز موعود فرا رسید و از خوش اقبالی [من] فرصت برای مراسم خوش آمد گویی نشد؛ فقط اکتفا شد به تلاوت قرآن و سرودی که گروهی از دانش آموزان خواندند و صدایش بین مردم پیچید و زبانها آن را تکرار کرد:»

ای مجاهد ای مظهر شرف/ ای گذشته زجان در ره هدف .....

آنچه در فردوگاه می‌گذشت مجموعه‌ای از احساسات متناقض بود، شادی، وحشت، ناباوری، نگرانی. آقای خامنه‌ای از خود می پرسید: چه رخ خواهد داد؟ آیا آنچه تا لحظاتی دیگر خواهیم دید حقیقت است یا رؤیا؟ آیا واقعاً امام در این فضای آکنده از احساس عجیب، در میان استقبال بی بدیل تاریخی پا به خاک میهن خواهد گذاشت؟ اگر آمد چه خواهد شد؟ سرنوشت انقلاب به چه سمتی خواهد رفت؟ اینها و دهها سؤال دیگر بر نگرانی و اضطراب او می‌افزود. تالار فرودگاه از دعوت شدگان و مستقبلین پر بود. همه با نظم، منتظر ورود امام بودند. آنان نماینده گروه‌های مختلف بودند: روحانیون، استادان دنشگاه، طلاب، دانشجویان، اقلیت‌های دینی، همه چشم‌ها به در اصلی دوخته شده بود اما ناگاه امام از در دیگری وارد تالار فرودگاه شد. [نگاهم به چهره اش دوخته شد] « عزم و اراداه و اقتدار در چهره شان موج می‌زد. اثری از خستگی، بی خوابی و نگرانی در چهره ایشان ندیدم» بیش از یکصد خبرنگار در همین هنگام از در اصلی داخل شدند تالار پر شد از جمعیت که موج می خورد و به سمت امام می‌رفت. « احساس خطر کردیم و با صدای بلند از مردم خواستیم که از امام دور شوند؛ بر احساسات خود غلبه کنند. من و شماری از نزدیکان امام خود را عقب کشیدیم. جز آقای مطهری که داخل هواپیما رفته بود و هنگام خروج امام را راهی کرده بود، کسی از خواص، کنار ایشان نبود. آقای بهشتی هم جای معینی نداشت و در آن محیط در حرکت بود.»

امام در مکانی که برای وی در نظر گرفته شده بود، ایستاد. چند جمله بیشتر نگفت. «هرچه پریشانی در دلها بود زدوده شد. آرامش عجیبی به سراغ قلب‌هامان آمد. این دومین باری بود که سخن امام چنین طمأنینه‌ای در من ایجاد کرد. اول بار، دوم فروردین 1342 بود؛ هنگامی که مزدوران شاه به شهر قم [و مدرسه فیضیه] حمله کردند. من از جمله کسانی بودم که این هجوم وحشیانه را دیدم. بعد که به خانه‌ی امام رفتم، وقت نماز، به ایشان اقتدا کردم. سپس با امام به یکی از حجره ها[ی مدرسه فیضیه قم] رفتیم. من در شرایط روحی بسیار بدی بودم. امام صحبت کوتاهی کرد. پس از آن اعصابم آرام گرفت، قلبم محکم شد و جانم به آسودگی رسید.»

 

پس از خروج امام از تالار فرودگاه، نزدیکان وی، از جمله آقای خامنه‌ای پشت سرش بیرون رفتند. امام در خودروی ویژه‌ای که آماده شده بود نشست و دیگران در اتوبوس‌هایی که آماده همراهی وی بودند، جای گرفتند. « وقتی وارد خیابان شدیم، انبوه جمعیت فشرده و هیجان زده، از پیر و جوان، زن و کودک، موج می‌زد. انگار همه تهران و مردمی که از شهرهای دیگر به سمت تهران روانه شده بودند، در حال دیدن این لحظات تاریخی هستند.

کاروان امام راه خود را از میان این امواج انسانی، با کمک خود مردم، باز می کرد. استقبال کنندگان همراه کاروان و پیش و پس آن می دویدند، شعار می دادند، گلباران می کردند، شاد بودند و حمایت خود را از امام بروز می دادند. با اینکه ساعاتی پیش همراهان امام از همین مسیر به سمت فرودگاه رفته بودند ، کسی برای آنان ابراز احساسات نکرده بود، اما اینک به تبع امام، شادی و مهر خود را به سرنشینان خوردروهای همراه امام که پشت سر ایشان حرکت می کردند نشان می دادند.»

به میدان 24 اسفند [انقلاب] رسیدند. آن چند نفر تصمیم گرفتند به خانه آقای موسوی اردبیلی که در آن نزدیکی بود بروند؛ و درباره مسائل بعدی مشورت کنند. بنا نبود امام را تا بهشت زهرا همراهی کنند. برنامه های از پیش تعیین شده چنین می‌گفت. پس از رایزنی در خانه آقای موسوی اردبیلی، آنجا را به مقصد مدرسه رفاه ترک کردند. آقای خامنه‌ای وقتی به مدرسه رسید، توان خود را پایان یافته دید. به شدت خسته بود.

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

مدرسه رفاه

با همان حال، سخنرانی امام در بهشت زهرا را شنید. اینک منتظر آمدن امام بود. ساعت‌ها گذشت، اما خبری از بازگشت امام نرسید. پس از پایان مراسم در بهشت زهرا، امام و سید احمد خمینی با یک دستگاه آمبولانس از بهشت زهرا خارج و در بیابان های اطراف سوار هلی کوپتر شدند. هلی کوپتر به سمت بیمارستان هزار تخت خوابی[ = امام خمینی] رفت. چرا بیمارستان؟ چون نمیدانستند به کجا بروند؟ هلی کوپتر که نمی توانست در مدرسه رفاه یا آن نزدیکی‌ها به زمین بنشیند. تصمیم گرفتند به طرف فرودگاه بروند. به آسمان فرودگاه که رسیدند آنجا را همچنان پر ازدحام یافتند. به طرف بیمارستان برگشتند. حال امام مساعد نبود. بیمارستان محل فرود داشت. هلی کوپتر نشست. کارکنان بیمارستلن با این خیال که بیمار بدحالی داخل آن است به سمت هلی کوپتر دویدند. وقتی امام را دیدند، شوکه شدند؛ نمی دانستند چه کنند. یکی از دکتر های بیمارستان خودروی پژوی خود را در اختیار آنان گذاشت. از بیمارستان خارج شدند. 

در بین راه، خودرو را با خودروی آقای ناطق نوری عوض کردند. مقصد خانه دختر آیت الله پسندیده بود. «گفته شد که ایشان پس از سخنرانی به جای نامعلومی رفته اند. ساعت ها گذشت. برادران به خانه های مجاور که برای اقامتشان آماده شده بود، رفتند. این خانه ها از چند روز پیش برای استقبال مهیا شده بود. من در مدرسه ماندم. ساعت 10 شب غرق آماده سازی بودم که خبر دادند امام از در پشتی وارد شد به آن سمت رفتم. دیدم امام تنها دارند می آیند تو؛ آرام و با وقار. نگاهش پرده دل را پاره می کرد... ساکت و مبهوت، ایستاده بودم. 

از ذهنم گذشت بروم و در آغوشم بگیرم، اما ترسیدم دیگران هم به شوق آیند، دور امام را بگیرند و مزاحمتی فراهم شود. گذشتم. ده نفر بیشتر نبودیم. امام سلام کرد.جواب دادند. به سمت پلکانی که به طبقه دوم منتهی می‌شد رفتند. حاضران صدای خود را به وفاداری و سربازی امام بلند کردند. امام روی پله سوم، چهارم، نشستند. می خواستم پاسخ احساسات آن جمع را بدهند. همه مدهوش بودیم. امام با عبارات کوتاهی حمد و ثنای خداوند را گفت و بر پیامبر (ص) و خاندانش درود فرستاد و از جمع تشکر کرد و آنان را به صبر و پایداری سفارش نمود و بعد خداحافظی کرد» و از پله ها بالا رفت.

فردای آن روز امام به مدرسه علوی، همان نزدیکی، رفت. بیشتر دست اندرکاران هم به آن مدرسه منتقل شدند. آقای خامنه‌ای در مدرسه رفاه ماند. محیط نسبتاً آرامی برای کارهای او داشت؛ و آن کارها اقتضاء نمی‌کرد که نزدیک امام باشد. مسئولیت او اداره امور فرهنگی و تبلیغی مقر رهبری انقلاب اسلامی، و از آن جمله، انتشار روزنامه بود. « به یا دارم بعد از سه روز از آمدن امام به من خبر دادند که برادران در مدرسه علوی جمع شده اند و مرا هم دعوت کرده اند. پس از عبور از میان جمعیت انبوه و مشتاقی که آنجا بود، خود را به آن جلسه رساندم. درباره سازماندهی و مدیریت مقر امام مشورت می کردند. پیشنهاد شد سه نفر از جمله من، مدیریت مقر امام را به عهده بگیریم. نپذیرفتم، زیرا به کاری مشغول بودم که آن را بسیار دوست داشتم و مسئولیت تازه، مرا از آن باز می‌داشت. البته برای پذیرش این مسئولیت انگیزه داشتم ولی عنوان ریاست با مشغله های بسیار من در تزاحم بود.»

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

دلهره‌های بی پایان

آقای خامنه ای در مرور یادهای خود از آن روزها، رخدادهای پی‌درپی و پر شتابی می‌بیند که به دشواری می توان همه را با جزئیات خاطر نشان کرد. هر کدام از این حوادث، بی شباهت به کوههای سر به فلک کشیده نبودند که چشم‌ها و عقل‌ها را خیره می‌کرد و مجالی برای نگاه همزمان به دیگر بلندی‌ها نمی گذاشت. دیگر آنکه هر رویداد تازه و از راه رسیده‌ای از نوع حوادثی که به سادگی در ذهن می نشینند، نبود. «ما نمی توانستیم در مقابل این حادثه‌ها خویشتن داری کنیم [ و آن را هضم نماییم؛] مبهوت و سردرگم می ماندیم. حال که به خود بازمی گردم، تجلی قدرت و عظمت خداوند سبحان را در حرکت این مردم می بینم؛ و اگر کسی در برابر این تجلی مبهوت بماند، قابل سرزنش نیست.»

این جاست که آرزوی می‌کند ای کاش قلم به دست می‌گرفت و با حوصله و صبر به آن قله‌ها و دامنه‌ها می‌نگریست و می‌نوشت. «ای کاش همت به نگاشتن وقایع و حوادث آن روزها می کردم. گرچه اگر تصمیم هم می گرفتم، تنگی وقت و فراوانی مسئولیت هایم، اجازه نمی داد.»

یکی از آن نگرانی های بی‌پیر و دلهره‌های تمام نشدنی، عملی شدن تهدیدات ژنرال های شاه بود؛ هرچند مردم این تهدیدها را ناچیز می‌شمردند، اما امکان هر رخداد خطرناکی قابل پیش بینی بود. حمله هوایی یا زمینی به مقر سکونت امام خمینی، یکی از آنها بود. چه کسی می‌توانست در جدی نبودن این تهدیدها تردید کند؟ تمام زمام حکومت نظامی شاهنشاهی، به دستان ژنرال‌ها سپرده شده بود؛ و اینان نشان داده بودند که برای ریختن خون مردم و کشتارهای صدها نفری آماده اند. در برابر این دغدغه هولناک اما، «مردم را می دیدی که اطراف مقر امام را مانند نگینی احاطه کرده بودند. هزاران زن و مرد و کوچک و بزرگ خیابان ها و راه های منتهی به محل سکونت امام را پر کرده بودند. در واقع یک سپر انسانی درست کرده بودند و سرنوشت خود را با امام و انقلاب گره زده بودند. همین امر موجب شده بود که هر عملیات نظامی علیه مقر امام با پیچیدگی و چه بسا غیر ممکن بودن روبه رو باشد.» 

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار
 

[1] - کتاب شرح اسم


:: بازدید از این مطلب : 3220
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران