میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 9
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 529
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 3052
:: بازدید ماه : 9655
:: بازدید سال : 15875
:: بازدید کلی : 15875
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 اسفند 1392

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه

 

برات وصل امضاء می‌شد ای کاش

گره از کار دل وا می‌شد ای کاش

برای دیدنت ای حضرت اشک

دو چشمانم چو دریا می‌شد ای کاش

سحرگاهی به یمن مقدم تو

سرای ما مصفا می‌شد ای کاش

وجود زخمی و آلوده ی من

به پیش پای تو پا می‌شد ای کاش

دل غمدیده و پر درد ما هم

به دست تو مداوا می‌شد ای کاش

میان زمره ی چشم انتظاران

ز زحمت نام ما جا می‌شد ای کاش

دل آواره‌ام در زیر پایت

شبیه خاک صحرا می‌شد ای کاش

مسیر وصل ما هم چو شهیدان

به سوی آسمان ها می‌شد ای کاش

دم آخر تن صد پاره ی ما

غبار راه زهرا(س) می‌شد ای کاش

دل نامحرم ما محرم آن

غریبی‌های مولا می‌شد ای کاش

پس از چنیدن و چند صد سال گریه

دگر دستان او وا می شد ای کاش

به برق ذولفقاری خاک خورده

غرور شیعه معنا می‌شد ای کاش

مزار مخفی یاس مدینه

به دستان تو پیدا می شد ای کاش

غرور چادر خاکی کجایی؟

عزیز فاطمه پس کی میایی؟

 

قاسم نعمتی

 


:: بازدید از این مطلب : 1779
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
سه‌شنبه 06 اسفند 1392

بسم اله الرحمن الرحیم

حدود ده سال پیش و همزمان با سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) پنجره ای با نام بهشت از کرانه نورانی آستان حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در قاب دنیای مجازی گشودیم تا پایگاهی گردد برای اطلاع رسانی جلسات هیئت الرضا محفل بسیجیان و رهروان شهداو اینک مفتخریم تا در چنین روزهایی که به استقبال میلاد با سر سعادت حضرت زینب(سلام الله علیها) میرویم به اعتبار آرای مردمی منتخب و برگزیده ششمین جشنواره سالانه وب و موبایل گردیم.

ضمن تشکر و احترام به آرای مخاطبین و رای دهندگان گرامی که همواره در طی این سالها یار و یاورمان بوده و با ارشاداتشان مسیر صحیح اطلاع رسانی را هموار نموده اند امید آن داریم تا با جدیت بیشتر و در راستای تبلیغ و اطلاع رسانی هرچه بیشتر و بهتر مجالس اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) تلاش نموده و از عهده این مسئولیت سنگین و گاه پر مخاطره با موفقیت برآییم.

خبرگزاری فارس

پایگاه خبری وبنا


:: بازدید از این مطلب : 2349
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

ابتدا در رشته اپتومتری فارغ‌التحصیل می‌شود و سپس برای فراگیری علوم دینی به حوزه علمیه ورود می‌کند. حجت‌الاسلام اکبر خاتمی در حالی با لباس روحانیت به بینایی‌سنجی مشغول است که مراجعان در برخورد اول تا چند دقیقه‌ای مبهوت او می‌شوند.

 حجت‌الاسلام اکبر خاتمی کارشناس بینایی‌سنجی در یکی از مناطق قم دارای مطب است و به خدمات‌رسانی به مردم در زمینه بهداشت چشم و تعیین نمره عینک می‌پردازد .

وی که هم اکنون در سطح خارج مشغول به تحصیل در حوزه علمیه قم است، در سال 73 تحصیل دروس حوزوی را آغاز می‌کند، پیش از این در سال 67 در رشته کارشناسی اپتومتری (بینایی‌سنجی) وارد دانشگاه می‌شود، در دانشگاه بود که عشق ورود به حوزه علمیه در او شعله‌ور می‌شود، زیرا با شناخت ساختمان چشم و تفکر در کارکرد سیستم بینایی انسان، او را به قدرت لایزال الهی معترف می‌سازد و علاقه او به فراگیری معارف الهی را دو چندان می‌کند. 

البته با توجه به شرایط اقتصادی که داشت، نتوانست همزمان به تحصیل در دانشگاه و حوزه مشغول شود و در نهایت در سال 73 وارد حوزه علمیه «کمالیه» خرم‌آباد استان لرستان می‌شود، پس از فراگیری علوم مقدماتی حوزه در شهر خود، عزم سفر به شهر مقدس قم می‌کند و اکنون ۱۰ سالی از حضورش در این شهر می‌گذرد.

وی که در ۲۸ سالگی ازدواج کرده است، ماحصل این ازدواج دو دختر و یک پسر است، پسرش هم اکنون در سال چهارم حوزه مشغول به تحصیل است و همسرش نیز فارغ‌التحصیل جامعة الزهرا(س) است. دخترش نیز در رشته زیست‌شناسی به تحصیل می‌پردازد.

حجت‌الاسلام خاتمی در میان صحبت‌هایش از آرزویی می‌گوید که ای کاش از ابتدا به تحصیل علوم حوزوی روی می‌آورد، اما با این وجود از اینکه می‌تواند در لباس روحانیت علاوه بر تبلیغ در یک شغل دیگر به مردم خدمت کند، بسیار مسرور است و این گونه ابراز می‌دارد: این برای من مسلم شده که وقتی مردم به مطب مراجعه می‌کنند و یک پزشک را در لباس روحانیت می‌بیند، خیلی لذت می‌برند و حتی خوشحالی خود را ابراز می‌کنند، چون به کسی که در لباس روحانیت است، اعتماد دارند. 

 

با اینکه همچنان در دروس خارج حوزه تحصیل می‌کند، اما هر روز در مطبش حاضر می‌شود و در کنار آن، فعالیت ورزشی خود را دارد. او در پایان گفت‌وگویش می‌خواهد که دیگران با دیده عمیق به طبیعت و هستی بنگرند تا بتوانند نهایت قدرت پروردگار عالم را درک کنند.

 منبع:فارس

:: بازدید از این مطلب : 1736
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام حسن آبادی را بخوانید:

*در میان اهل بیت صفت مهربانی خاص امام رضا(ع) است، قدیم ها که حمام ها خزینه داشت نابینایی به حمام رفته بود و وقتی صدای ورود کسی در آب خزینه را شنید پرسید: کسی در حمام است؟ پاسخ داد بله من هستم، گفت بی زحمت پشت ما را کیسه بکش، مرد گفت چشم و شروع کرد به کیسه کشیدن، دقایقی بعد نفر سوم وارد شد و گفت صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا جواب آمد و علیک السلام، نابینا گفت چرا به علی بن موسی الرضا سلام دادی جواب داد: ای مرد نا بینا کسی که درحال کیسه کشیدن پشت تو است آقا علی بن موسی الرضا است.

*ما اگر یک ظرفی ببریم برای همسایه مان و در آن گل باشد و از آنها بخواهیم برای ما در آن آب بریزند، اینکار را نخواهند کرد، اگر آیینه دل ما زنگار بگیرد نور خدا به او میخورد ولی قابلیت انعکاس ندارد.

*گاهی آنقدری که به میز و ماشین و پست و مقام محبت داریم هیچ وقت به اهل بیت محبت نداریم.

*تمامی کسانی که به جایی رسیده اند اول دل را درست کرده اند، یعنی ریشه را درست کردند.

*آیت الله اراکی(ره) فرمود: در زمان آقا سید محمدعلی خوانساری که روس های کمونیست قم را اشغال کرده بودند، باران نمی آمد. مردم قم در خانه ایشان جمع شدند و تقاضا کردند که دعا کنند و نمازی برای باریدن باران بخوانند. آقای خوانساری پا برهنه شدند و به محل استقرار روس ها رفتند، نماز باران خواندند. نماز تمام شد در مسیر برگشت، بارانی گرفت که در قم بی سابقه بود و رودخانه قم  پر از آب شد.

*رسیدم خدمت آقا شیخ رجبعلی خیاط و گفتم آقا نصیحتی کنید. آقا فرمودند نجاری بلدی؟ گفتم اتفاقا من نجارم، گفت: یک در بساز و بگذار برای قلبت، نگذار هر کسی وارد قلب تو شود، اینجا کار من می لنگد، قلبم دست خودم نیست، این قلب حرم خداست. چرا این و آن باید بیایند در این قلب؟

 

منبع:عقیق

 


:: بازدید از این مطلب : 1717
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

سایت بنیاد مهدی موعود(عج) استان تهران مورد حمله هکرهای وهابی قرار گرفت و چند ساعت از دسترس خارج شد.

عقیق:در شامگاه روز جمعه دوم اسفند ماه سایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان تهران به نشانیhttp://mahdi.cc  مورد حمله هکری معاندین مهدویت قرار گرفت که پس تلاش چند ساعته توسط کادر فنی بازگردانده شد.

حجت‌الاسلام مرتضی عباسیان مدیر بنیاد مهدی موعود(عج) استان تهران در این باره گفت: کسانی که به دنبال ایجاد اختلاف بین شیعه و اهل سنت هستند، در صفحه هک شده به طرح شبهه‌ای به زبان عربی پرداختند که بارها و بارها به آن پاسخ داده شده است.

وی با بیان اینکه نوشته‌ هکرها نشان از سلفی‌بودن آن‌ها دارد، ادامه داد: ما این نوع اقدامات را دسیسه‌ای از سوی دشمنان حضرت ولی عصر(عج) نمی‌دانیم، بلکه آن را نشانه تأثیر مهدویت در فضای مجازی تلقی می‌کنیم، زیرا دشمنان توانایی تحمل چنین فعالیت‌هایی را ندارند و ما مصمم هستیم که با عزم جدی‌تر به ادامه فعالیت و توسعه فعالیت‌های خود بپردازیم.

به گزارش فارس، علاقه‌مندان برای دریافت مطالب مهدوی و آموزش مجازی معارف مهدوی می‌توانند از اینجا وارد سایت مهدویت شوند.


منبع:فارس


:: بازدید از این مطلب : 2667
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

عقیق:  «میکروفون ناموس مجری است و کسی نمی تواند از او بگیرد و تنها یک قشر می توانند میکروفون از مجری بگیرند که آنها هم الحمدلله هفت‌تیر هم می کشند» این هاسخنانی بود  که مجری برنامه درحضور وزیر کار و در یک برنامه رسمی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب وقتی می خواست مداح برنامه را دعوت کند بر زبان راند. البته مزه پراکنی های محمود شهریاری به همین جا هم ختم نشد و هنگام اهدای هدیه مداح گفت: «این هدیه پاکت مداحی نیست، حلال است!»

 

این که امروز جناب مجری شمشیرش را رو به ذاکران اهل بیت(ع) گرفته چندان جای تعجب ندارد چرا که حاشیه سازی و ها و حرمت شکنی های جناب ایشان نه برنامه زنده می شناسد و  نه حرمت و اخلاق. همین چندی پیش بود که او در یک برنامه زنده از میهمان برنامه اش پرسید همسر شما شبیه چه میوه ای است؟ و با واکنش قاطع سوال شونده روبرو شد. همین اتفاق بود که محمود شهریاری را تا مدت ها ممنوع التصویر کرد و البته با توصیه هایی این روزها هم دوران تبعیدش را در فیتیله ای ها می گذراند.

 


:: بازدید از این مطلب : 1918
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

چرا انسان ظالم شبیه مظلوم است؟ /چون به قصدی ظلم می‌کند که به آن نمی‌رسد

  • انسان وقتی ظالم است شبیه به مظلوم است. به تعبیر دیگر، انسان موجود ظالمی است که در عین ظالم بودن، مظلوم است. انسان وقتی به خودش ظلم می‌کند، از یک زاویۀ دیگر، می‌شود گفت که مظلوم و ستمدیده است. چرا انسان ظالم شبیه مظلوم است؟ چون او به یک قصدی ظلم می‌کند و معصیت انجام می‌دهد که به آن قصد نمی‌رسد. امام حسین(ع) می‌فرماید: «هر كس بخواهد از راه گناه به مقصدى برسد، ديرتر به آرزویش خواهد رسید و زودتر به خطر می‌افتد؛ مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ‏ أَفْوَتَ‏ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ» (کافی/2/373) کسی که ظلم می‌کند در واقع اشتباه کرده و وقتی گناه می‌کند نتیجه‌ای که می‌خواهد را از گناهش به دست نمی‌آورد، لذا به تعبیری می‌شود گفت دچار سوء تفاهم است. از این بابت قابل ترحم و دلسوزی است.
  • وقتی انسام ظلم، جنایت و گناهی انجام می‌دهد، خودش به تعبیری مظلوم است. البته این چیزی از جرم گنهکار و ظلم جنایتکار کم نمی‌کند، ولی خوب است لااقل هرکس گاهی اوقات از این زاویه هم به خودش نگاه کند؛ یعنی دربارۀ خودمان این تصور را داشته باشیم که آن وقت‌هایی که به زعم خودمان با زرنگی منفعت ناسالمی را نصیب خودمان می‌کنیم، در واقع داریم سر خودمان را کلاه می‌گذاریم. کسی که گناه می‌کند در حقیقت دارد خودش را از لذت بیشتر، محروم می‌کند و به خودش ظلم می‌کند. آدم باید دلش برای خودش بسوزد. در مضامین ادعیه هست که از نفس خودمان پیش خدا شکایت می‌کنیم. در دعای دوم از مناجات‌های معروف به «خمس عشر»، امام سجاد(ع) می‌فرماید: «خدایا به تو شکایت می‌کنم از نفسی که مدام من را به بدی امر می‌کند و... ؛ إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً...»(مفاتیح الجنان) در دعای کمیل هم که حضرت امیر(ع) به کمیل تعلیم کردند، می‌خوانیم: «من به خودم ظلم کردم؛ الهی ظَلَمْتُ‏ نَفْسِي‏ وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي‏»(مفاتیح الجنان) اینجا بنده، مانند بچه‌ای که به خودش آسیب رسانده و دست و پای خودش را مجروح کرده است و می‌رود پیش مادرش و از خودش شکایت می‌کند، پیش خدا می‌رود و از خودش شکایت می‌کند.

فریب‌کاری ذاتی نفس انسان، یکی از عوامل پنهان کردن خواسته‌های بد پشت خواسته‌های خوب است

  • در بحث مبارزه با هوای نفس پنهان باید در نظر بگیریم که یکی از عوامل پنهان شدن خواسته‌های بد و هوس‌های ما پشت سر خواسته‌های دیگرِ ما-که ممکن است به ظاهر خواسته‌های خوبی باشند- این زرنگ‌بازی و فریب‌کاری نفس، در ذات انسان وجود دارد. آدم ذاتاً موجودی است که می‌خواهد زرنگی کند و اگر نفس خودش را رها کند، دوست دارد سر همه را کلاه بگذارد، حتی سر خودش را هم کلاه می‌گذارد، و این به خاطر نفس مکّار اوست. به جز اولیاء خدا، همه یک بهره‌ای از این زرنگ‌بازی را دارند. این زرنگ‌بازی باعث می‌شود انسان بدی‌های خود را مخفی کند.
  • انسان چون دوست دارد پیش خودش و دیگران، به عنوان یک آدم خوب شناخته شود، بدی‌های خودش را ندیده می‌گیرد و پنهان می‌کند یا اینکه بدی‌های خود را انکار می‌کند و آنها را به صورت‌های مختلف توجیه می‌کند. حتی بدی‌های خود از چشم خودش هم پنهان می‌کند. اگر انسان بدی‌هایش را از خودش هم پنهان کند، می‌شود «متکبر» و اگر بدی‌های خود را پیش دیگران پنهان کند می‌شود «ریاکار».

انکار کردن عیوب و بدی‌های نفس، زرنگی نیست/ زرنگی این است که عیوب نفس خودمان را درِ خانۀ خدا اقرار کنیم

  • این زرنگ‌بازی‌های که آدم‌ دارد، به او لطمه می‌زند و او را عقب نگه می‌دارد. فرض کنید یک پمپ بنزینی باشد که به خاطر پاکیزگی هوای شهر، هر خودرویی که در حال بنزین زدن است، در همان‌جا معاینه فنی (تست تنظیم موتور) را هم به صورت رایگان انجام دهد و اگر ایرادی داشت یک کارتی به راننده بدهد تا هر موقع خواست به تعمیرگاه ویژه مراجعه کند و به صورت رایگان خودروی خود را تعمیر کند. اگر کسی از این شرایط استفاده نکند و با اینکه خودروی او ایراد فنی دارد، آن ایراد را انکار کند و بعد فکر کند که زرنگ‌بازی کرده است، آیا سر خودش را کلاه نگذاشته است؟ چون او دارد به خودش ضرر می‌رساند.
  • انکار کردن عیوب نفس زرنگی نیست، زرنگی این است که برویم به درگاه خداوند و عیوب نفس خودمان را اقرار کنیم و از خداوند بخواهیم این عیوب را درمان کند. کسی که درِ خانۀ خداوند، به گناهان و بدی‌های خودش اعتراف نمی‌کند، در واقع دارد بدی‌های خودش را از خودش هم پنهان می‌کند. انسان گاهی اوقات زرنگ‌بازی در می‌آورد یا برای اینکه به نتیجۀ خوب بودن‌هایش برسد عجله می‌کند و یا از روی غرور و تکبر، عیوب و بدی‌های خود را پنهان می‌کند و نمی‌گذارد موتور وجودش تعمیر شود. این انسان واقعاً بیچاره و مصیبت‌زده است و باید به حال این انسان گریه کرد. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه علت گریه خود را همین مساله بیان می‌فرماید: چرا گریه نکنم؟ گریه می‌کنم به خاطر اینکه من وضعی برای خودم درست کرده‌ام که اگر در این وضع از دنیا بروم چه کار کنم... (فَمَنْ يَكُونُ أَسْوَءَ حَالًا مِنِّي إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِي إِلَى قَبْرِي لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِي وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِي وَ مَا لِي‏ لَا أَبْكِي‏ وَ مَا أَدْرِي إِلَى مَا يَكُونُ مَصِيرِي وَ أَرَى نَفْسِي تُخَادِعُنِي‏؛ مصباح‌ المتهجد/2/591)
  • آدم برای کسی که مظلوم است گریه می‌کند و یکی از کسانی که باید برایش گریه کرد، خودش است، یعنی باید به حال خودش گریه کند. بعضی‌ها در مناجات‌ها و توبه‌های خودشان اصرار دارند خدا را راضی کنند ولی به حال خودشان گریه نمی‌کنند. البته همین هم خوب است ولی خداوند آن وقتی بنده‌اش را بیشتر تحویل می‌گیرد که بنشیند و به حال خودش گریه کند و اعتراف کند که خودش را ضایع و تباه کرده است. در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: «خدایا من عمر خودم را در بی توجهی نسبت به تو فنا کردم و ایام جوانی خود را در دوری از تو سپری کردم؛ وَ قَدْ افْنَيْتُ‏ عُمْرِي‏ فِي شَرَهِ‏ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبلَيْتُ شَبابِي‏ فِي سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْك‏»(اقبال الاعمال/2/686)

اگر اهل اعتراف به بدی‌های خود نباشیم، کم‌کم بدی‌های ما از دید خودمان هم پنهان می‌شود

  • آدم اگر اهل اعتراف کردن به بدی‌های خودش باشد کم‌کم عیب‌های خودش را می‌بیند، اما اگر اهل اعتراف کردن به بدی‌های خودش نباشد یک فرآیندی اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود کم‌کم خودش از خودش هم پنهان شود و خودش را فقط آن‌طوری که تمایل دارد می‌بیند نه آن‌طوری که هست؛ یعنی حقیقت خودش را نمی‌بیند و به عیوب خودش نگاه نمی‌کند.
  • اگر انسان عیب‌های خودش را ببیند بنا نیست خودش به تنهایی آنها را برطرف کند بلکه این خداوند است که در صورت جدیت انسان، عیوب او را برطرف می‌کند. کافی است که انسان نفس خودش را مذمت کند و به عیوب خودش اعتراف کرده و مدام استغفار و تمنا و توسل کند و در کنار اینها یک‌مقدار هم مراقبت از نفس داشته باشد. بقیه کارها را خدا درست می‌کند.

آن چیزی که مراقبت از نفس را برای ما سخت می‌کند، انکار کردن بدی‌ها و عیوب نفس توسط خودمان است/ کسی که می‌خواهد خودش را بشناسد باید با خودش رو راست باشد و چیزی را از خودش پنهان نکند

  • فکر نکنید که مراقبت کردن از نفس در برابر بدی‌ها کار بسیار پیچیده‌ و سختی است. کافی است یک چیزهایی را رعایت کنیم؛ شبیه رعایت کردن مقررات راهنمایی رانندگی. اصلاً خداوند از ما کار پیچیده نمی‌خواهد و در قرآن کریم می‌فرماید: «خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته است؛ يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(بقره/185) آن چیزی که مراقبت از نفس را برای ما سخت می‌کند، انکار کردن بدی‌ها و عیوب نفس توسط خودمان است. لذا پیامبر اکرم(ص) فرمود: «بیشترین چیزی که بر امت خودم می‌ترسم شهوت پنهان و .. است؛ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي هَذِهِ الْمَكَاسِبُ الْحَرَامُ وَ الشَّهْوَةُ الْخَفِيَّةِ وَ الرِّبَا»(کافی/5/124)
  • لااقل چیزی را از خودمان و خدای خودمان پنهان نکنیم، اگر خواسته‌های بدی هم داریم آن بدی‌ها را به درگاه خدا اعتراف کنیم و اقرار کنیم که ما این چیزهای بد را می‌خواهیم، شاید خداوند دستی روی سر و دلمان کشید و تغییر و تحولی در ما ایجاد کرد و وضعمان درست شد. اگر می‌خواهیم به خودشناسی یا معرفت نفس برسیم، نباید بدی‌های خودمان را از خودمان پنهان کنیم. امام صادق(ع) می‌فرماید: «اینکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، منظورشان علم معرفت نفس است؛ الْعِلْمُ أَصْلُ كُلِّ حَالٍ سَنِيٍّ وَ مُنْتَهَى كُلِّ مَنْزِلَةٍ رَفِيعَةٍ وَ لِذَلِكَ قَالَ النَّبِيُّ ص طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ وَ مُسْلِمَةٍ أَيْ عِلْمِ التَّقْوَى وَ الْيَقِينِ وَ قَالَ عَلِيٌّ ع اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ‏»(مصباح الشریعه/ص13) یعنی خودشناسی واجب است و کسی که می‌خواهد خودش را بشناسد باید با خودش رو راست باشد و چیزی را از خودش پنهان نکند؛ یعنی عیوب و بدی‌های خود را انکار نکند و از خودش پنهان نکند.

بعضی‌ها شهوت پنهان خود را پشت مسلمانی کردن‌شان مخفی می‌کنند/ امان از آدم‌های مذهبی‌ای که هوای نفس پنهان دارند و اهل گریه و توبه نیستند

  • یکی از گیرهای اساسی و مهمی که بسیاری از ما داریم «هوای نفس پنهان» یا «شهوت پنهان» است. اینکه کسی شهوت پنهان خود را پشت سر مسلمانی کردن خودش مخفی کند، خیلی بد و خطرناک است. امان از انسان‌های متدینی که خودشان را نساخته‌اند و هوای نفس پنهان دارند و بدی‌های خود را انکار کرده یا توجیه می‌کنند. چون اینها عیوب پنهان خود را با آب دعا و توبه شستشو نمی‌دهند و اهل گریه و توبه و اعتراف به گناه نیستند. اگر انسان این اعتراف به بدی‌ها را پیش خودش انجام ندهد، کم‌کم بدی‌هایش روی هم تل‌انبار می‌شود و تبدیل به بیماری‌های لاعلاج روحی می‌شود. حالا اگر این شخص، در مجموعۀ بچه‌مذهبی‌ها باشد، همۀ این بدی‌ها و عیوب تل‌انبارشدۀ خود را با پوشش دینی، توجیه خواهد کرد و این خیلی خطرناک است.
  • یکی از دلایل ضعف جامعۀ اسلامی و گروه مسلمانان همین است که بعضی‌ها فقط از نظر عقیدتی مؤمن بشوند و از نظر هویت دینی جزء گروه مسلمانان و گروه اهلبیتی‌ها محسوب شوند و اهل نماز و قرآن هم بشوند، اما به همین اکتفا کنند و دیگر هیچ زحمتی برای خودسازی و مبارزه با نفس نکشند. خدا اینها را ضعیف می‌کند. آن وقت همین‌ها می‌نشینند و می‌گویند: «ما مسلمان‌ها ضعیف هستیم و کفار مدام دارند به ما ظلم می‌کنند»! در حالی که خود اینها اصلاً روی خودشان کار نکرده‌اند و قوی نشده‌اند که بتوانند جلوی این ظلم‌ها را بگیرند؛ فقط آمده‌اند عضو گروه مؤمنان و مسلمان‌ها شده‌اند. باطل که توان ضربه زدن به مؤمنین را ندارد، باطل کجا و ضربه به مؤمنین کجا؟ در حقیقت این ضربه‌ها کار خود خداست که به وسیلۀ یک یا چند گروه ضعیف باطل صورت می‌گیرد، به این دلیل که گروه مؤمنان حاضر نشده‌اند برای مبارزه با نفس خودشان زحمت بکشند و به همین که عضو گروه مؤمنان باشند، بسنده کرده‌اند؛ این ضربه‌ها برای بیدار کردن و هشیار کردن مؤمنان است.

شهوت پنهان برای امت اسلامی بسیار مهلک بوده و یکی از دلایل ریزش‌هاست

  • شهوت پنهان برای امت اسلامی بسیار مهلک و خطرناک است و یکی از دلایل ریزش‌ها نیز همین است. بعضی‌ها را می‌بینید که قبلاً آدم خوبی بوده‌اند اما بعداً سقوط می‌کنند، چون شهوت پنهان داشته‌اند. به عنوان مثال، زبیر با وجود سوابق خوبی که داشت اما به خاطر یک شهوت پنهان(حسادت پنهان) سقوط کرد. او در جریان یک مأموریتی که در زمان رسول خدا(ص) داشت یک حسادتی در قلبش نسبت به علی(ع) ایجاد شد و آن را پنهان کرد تا اینکه در اثر همان حسادت پنهان سقوط کرد. (موسوعۀ التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی/ج4/ص620)
  • شهوت پنهان فقط منحصر به مسمانان نیست، غیرمسلمان‌ها و کافران هم می‌توانند شهوت پنهان داشته باشند. بعضی از کافران، کفر خود(عیوب خود) را پشت سر دلایل موجه و منطقی پنهان می‌کنند؛ و چنین کافرانی غالبا انسان‌های خیلی رذل و خبیث هم هستند. به عنوان مثال برخی از کافرانی که کفر خود را پشت سر دلایل موجه پنهان می‌کنند، می‌گویند: «ما به خاطر حقوق بشر با اسلام مخالفت می‌کنیم» در حالی که دروغ می‌گویند. اینها مشکل‌شان جای دیگری است، مثلاً پذیرش اسلام، دینداری، و عبادت برایشان سخت است یا اینکه نسبت به مؤمنین حسادت می‌کنند اما واقعیت را نمی‌گویند و در عوض سعی می‌کنند با بهانه‌تراشی و آوردن دلایل منطقی و فلسفی، اسلام را از چشم‌ها بیاندازند. اینها هم دارند پنهان‌کاری می‌کنند. اینها اسیر شهوات و هوای نفس خودشان هستند ولی صداقت ندارند و بدی‌های خود را توجیه می‌کنند.
  • امروزه در دانشگاه‌های غربی در حوزۀ علوم انسانی، تئوری‌های بسیاری طراحی شده است تا نظام سلطه و زندگی غلط در غرب را توجیه کنند؛ یعنی سعی می‌کنند آدم‌ها را توجیه کنند که برده شدن در مقابل نظام سلطه را بپذیرند. اینها هم از جلوه‌های عدم صداقت آنهاست. همین شهوات پنهانی وجود دارد که از درون آنها فمینیسم و بحث‌های حقوق بشری و برخی قوانین حقوقی در می‌آید.

مهمترین راه برای رهایی از شهوات پنهان اعتراف مکرر به آنها درِ خانۀ خداست/ ما نیاز به یک نوع صداقت عمیق داریم تا دچار شهوت پنهان نشویم

  • کسی که دچار شهوت پنهان است و می‌خواهد خودش را نجات دهد، باید با اعتراف مکرر به گناه و ضعف‌های و عیوب خودش به درگاه خداوند متعال، خودش را نجات دهد؛ این مهمترین راه برای رهایی از شهوات پنهان است. 
  • علت شهوت پنهان، زرنگ‌بازی و فریب‌کاری نفس انسان است، به حدی که گاهی نمی‌خواهد پیش خداوند به این شهوات اعتراف پنهان کند و گاهی نمی‌خواهد پیش خودش به آنها اعتراف کند. این نکته خیلی مهم است که ما نیاز به یک نوع صداقت عمیق داریم تا دچار شهوت پنهان نشویم و الا انسان موجود توجیه‌گری است و می‌خواهد زرنگ‌بازی در بیاورد و سر خودش و دیگران را کلاه بگذارد و این اختصاص به افراد مذهبی هم ندارد، غیرمذهبی‌ها و کافران هم این‌گونه هستند. همه باید روی خودشان کار کنند تا بدی‌های پنهان نداشته باشند؛ البته نمی‌گوییم کسی نباید بدی داشته باشد، بلکه می‌گوییم کسی نباید بدی‌ پنهان داشته باشد، یعنی بدی‌های خود را پنهان نکند و انکار نکند و پیش خودش و در خانۀ خدا به آنها اقرار کند.

از کجا بفهمیم که شهوت پنهان داریم؟ / از روی آثار شهوات پنهان: عصبانی‌ شدن‌های بی‌خود یا بیش از حد،  منفی‌بافی،  غم و اندوه بی‌جا

  • حالا از کجا بفهمیم که شهوت پنهان داریم؟ از روی آثار شهوات پنهان خودمان می‌توانیم به وجود آنها در خودمان پی ببریم. مثلاً یکی از آثار بدی‌های پنهان، عصبانی‌ شدن‌های بی‌خود است. بعضی‌ها سر یک چیزهایی، زیادی عصبانی می‌شوند(بیش از حدّ عصبانی می‌شوند) مثلاً کسی یک کاری می‌کند که شما خیلی عصبانی می‌شوید و به‌هم می‌ریزید، در حالی که واقعاً آن کار نباید شما را این‌قدر عصبانی می‌کرد. در برخی از این مواقع باید بفهمید که ایراد شما از یک جای دیگری است. باید ببینید کدام شهوتِ برآورده نشدۀ شماست که باعث عصبانیت شما شده؛ خواستۀ پنهانی که نمی‌توانید به کسی بگویید و حتی پیش خودتان هم حاضر نیستید به آن اعتراف کنید ولی برآورده نشدن آن دوست‌داشتنی پنهان، شما را به شدت عصبانی و ناراحت کرده است.
  • یکی دیگر از آثار شهوات پنهان این است که آدم منفی‌باف می‌شود. مثلاً بعضی‌ها همه‌چیز را به اوضاع و احوال مملکت ربط می‌دهند و مدام منفی‌بافی می‌کنند. به عنوان مثال وقتی می‌بینند که یک کسی از چراغ قرمز رد شده، شروع به سیاهنمایی اوضاع مملکت می‌کنند و همۀ نظام را زیر سؤال می‌برند فقط به خاطر اینکه یک نفر از چراغ قرمز عبور کرده است!
  • برخی از منفی‌بافی‌ها ناشی از حسادت است. مثلاً اگر شما نسبت به کسی حسادت داشته باشید، عیوب او را بیشتر می‌بینید و اگر حسادت خود را پنهان کرده باشید، نمی‌توانید تشخیص دهید که این منفی‌بافی شما ناشی از حسادت است.
  • یکی دیگر از آثار شهوات پنهان غم و اندوه بی‌جا و بی‌مورد است. این غم و اندوه در اثر به دست نیاوردن و نرسیدن به دوست‌داشتنی‌هایی است که انسان حتی رویش نمی‌شود بگوید من این چیزها را دوست دارم. انسان در اثر نرسیدن به شهوات پنهان، گاهی دلش می‌گیرد و غصه می‌خورد ولی نمی‌داند مشکلش از کجاست. حتی ممکن است در اثر این غصه خوردن‌ها، کم‌کم افسرده بشود.
  • دقت کنید که: «گاهی اوقات» غضب بی‌جا یا عصبانیت شدید ناشی از شهوات پنهان است، نه همیشه. یعنی این خشم و غضب، دلایل دیگری نیز می‌تواند داشته باشد لذا می‌گوییم «گاهی اوقات». مثلاً ممکن است عصبانیت و غضب بی‌مورد، ناشی از عوامل جسمی و فیزیولوژیکی انسان، یا شرایط محیط زندگی  و یا خصوصیات ژنتیک باشد. مثلاً بعضی‌ها به صورت ژنتیکی آستانۀ تحمل‌شان پایین است. اگر این موارد را کنار بگذاریم، در اغلب موارد می‌توان گفت عصبانیت بی‌جا و بیش از حدّ، ناشی از شهوت پنهان است. اگر انسان شهوات پنهان خود را ببیند و برای خودش حل کند و بین خودش و خدای خودش در میان بگذارد، خیلی راحت‌تر می‌تواند با ناملایمات و بحران‌های مختلف روبرو شود.

شهوت پنهان یعنی نفس ما قانع نشده است که از خواسته‌های بدش دل بکَند

  • نفس انسان خواسته‌های متنوع و زیادی از او دارد و برای اینکه به همۀ خواسته‌هایش نرسیده است ناراحت است، لذا سعی می‌کند این ناراحتیِ خود را یک‌جور دیگری بروز بدهد. ما نباید بگذاریم که نفس‌مان ناراحتی‌های ناشی از ناکامی‌ در برآورده شدن خواسته‌هایش را یک‌جور دیگری(مثل عصبانیت‌ بی‌‌مورد، غم و اندوه بی‌جا و ...) بروز بدهد. باید نفس خود را قانع کنیم که به این خواسته‌هایش نخواهد رسید و باید از آنها دل بکَند. شهوت پنهان یعنی نفس ما قانع نشده است که از آن خواسته‌های بدش دل بکَند، لذا مدام دارد نقشه می‌کشد و تلاش می‌کند تا از یک ‌طریقی به آن خواسته‌های بد و پنهانش برسد. حالا دلی که این‌طور باشد، آیا به دنبال خدا خواهد رفت؟! این دل اصلاً جایی برای خدا ندارد.
  • اگر در ابتدای این بحث تأکید می‌کردیم که هر کسی باید فلسفۀ رنج کشیدن در این دنیا را برای خودش حل کند(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَد؛ بلد/4)، به خاطر این بود که پذیرش این مسأله موجب می‌شود جلوی شهوات پنهان ما گرفته شود. باید مدام به خودمان بگوییم که در این دنیا نمی‌شود به همۀ خواسته‌هایت برسی لذا بی‌خود روی خواسته‌هایت پافشاری نکن و درِ خانۀ خدا به خواسته‌های پنهانی نفس خودت اعتراف کن. اگر این مسأله را برای خودمان حل کنیم دیگر بر روی برخی از دوست‌داشتنی‌های خودمان اصرار نخواهیم داشت.
  • یک روایت بسیار جالب دربارۀ شهوت پنهان این است که رسول خدا(ص) می‌فرماید: «اگر کسی دوست داشته باشد فردا زندگی کند، یعنی دوست دارد همیشه زندگی کند؛ مَنْ كَانَ يَأْمُلُ أَنْ يَعِيشَ غَداً فَإِنَّهُ يَأْمُلُ أَنْ يَعِيشَ أَبَدا»(کنزالفوائد/1/62) اما اگر از چنین کسی بپرسید که آیا دوست داری همیشه زندگی کنی؟ او می‌گوید: نه! در صورتی که واقعاً این خواسته را دارد ولی آن را پنهان کرده است و حتی خودش هم نمی‌داند که این خواسته را دارد.

یکی از مهمترین عوامل پنهان شدن هوای نفس، اصرار به بدی و گناه است/ کسی که بدی خود را پنهان می‌کند یعنی اصرار بر نگه‌داشتن آن بدی دارد

  • یکی از مهمترین عوامل پنهان شدن هوای نفس و شهوات در وجود انسان، اصرار بر بدی و گناه است. اگر کسی اهل پنهان کردن بدی‌هایش نباشد یکی از لوازمش این است که بر آن بدی‌ها اصرار ندارد. استغفار و توبه، اصرار بر گناه را از بین می‌برد. کسی که بدی خود را پنهان می‌کند و آن را انکار می‌کند معنایش این است که اصرار بر نگه‌داشتن آن بدی دارد.
  • اگر روی برخی از دوست‌داشتنی‌های پنهان خودت زیادی اصرار داشته باشی، به یک شهوت پنهان یا هوای نفس پنهان تبدیل می‌شود که بقیه زندگی تو را به‌هم می‌ریزد و نمی‌توانی بفهمی که چرا زندگی‌ات به‌هم خورده است.
  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «بزرگترین گناهان نزد خداوند گناهی است که صاحبش روی آن اصرار داشته باشد؛ أَعْظَمُ‏ الذُّنُوبِ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ ذَنْبٌ أَصَرَّ عَلَيْهِ عَامِلُه»(غررالحکم/201) متاسفانه نگاه عموم مردم به بزرگ بودن گناه، این‌طوری نیست، یعنی گناه را به خاطر حجم جنایتش بزرگ می‌دانند ولی طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) باید این نگاه تغییر پیدا کند.‏ اصرار نداشتن روی گناه به چیست؟ به این است که توبه و استغفار کنیم و به درگاه خدا اعتراف کنیم که «من این مشکل را دارم» و از خدا برای رفع آن کمک بگیریم. اگر به گناه خود اعتراف نکنیم و آن را پنهان کنیم معنایش این است که بر گناه خودمان اصرار داریم.
  • پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «چهار چیز در گناه هست که بدتر از خودِ گناه است؛ گناه را کوچک شمردن، به آن گناه افتخار کردن، همدیگر را به گناه بشارت دادن، اصرار داشتن به گناه؛ أَرْبَعَةٌ فِي‏ الذَّنْبِ‏ شَرٌّ مِنَ الذَّنْبِ الِاسْتِحْقَارُ وَ الِافْتِخَارُ وَ الِاسْتِبْشَارُ وَ الْإِصْرَار»(مستدرک‌الوسایل/11/349) این چهار مورد از خود گناه هم بدتر هستند.

امام باقر(ع): اصرار بر گناه این است که کسی گناه کند ولی استغفار نکند و پیش خودش هم نگوید که من باید توبه کنم

  • امام محمد باقر(ع) ضمن بیان این آیه شریفه که می‌فرماید «چه کسی جز خداوند گناهان را می‌بخشد؟ گناهان کسانی را می‌بخشد که اصرار بر گناه ندارند؛ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»(آل‌عمران/135) در تعریف اصرار می‌فرمایند: «اصرار این است که بنده، گناه کند ولی استغفار نکند و پیش خودش هم نگوید که من(اشتباه کرده‌ام و) باید توبه کنم؛ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ‏ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏ قَالَ الْإِصْرَارُ أَنْ‏ يُذْنِبَ‏ الْعَبْدُ وَ لَا يَسْتَغْفِرَ وَ لَا يُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِالتَّوْبَةِ فَذَلِكَ الْإِصْرَار»(تفسیر عیاشی/1/198) گاهی اوقات ما غیبت می‌کنیم ولی بعدش نمی‌گوییم که ما اشتباه کرده‌ایم و باید توبه کنیم، بلکه گناه خودمان را توجیه می‌کنیم و می‌گوییم: «آن کسی که غیبتش را کردم، حقش همین است، من کار درستی کردم...» همین می‌شود اصرار به گناه.
  • امام رضا(ع) می‌فرماید: «گناهان کوچک راهی به سوی گناهان بزرگ هستند، و کسی که در کم از خدا نترسد در زیاد هم از خدا نمی‌ترسد؛ الصَّغَائِرُ مِنَ‏ الذُّنُوبِ‏ طُرُقٌ إِلَى الْكَبَائِرِ وَ مَنْ لَمْ يَخَفِ اللَّهَ فِي الْقَلِيلِ لَمْ يَخَفْهُ‏ فِي الْكَثِيرِ»(عیون اخبار الرضا(ع)/2/180) کسی که در گناهان کوچک از خدا نترسد در گناهان بزرگ هم از خدا نخواهد ترسید و هر جنایتی از او برمی‌آید. اگر کسی نمی‌خواهد به این مرحله برسد، باید از گناهان کوچک خودش هم استغفار کند و نگذارد کارش به آن‌جاها برسد.

اصرار بر گناهان کوچک انسان را از ولایت اهل‌بیت(ع) خارج کرده و وارد پذیرش ولایت دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌کند

  • امام زین العابدین(ع) می‌فرماید: «بترسید از گناهانی که کم (کوچک) هستند اما صاحبش بر آن گناه اصرار دارد، چون اصرار بر گناهان کوچک آدم را به خروج از ولایت اهل‌بیت(ع) می‌کشاند و وارد پذیرش ولایت دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌کند؛ َ إِيَّاكُمْ وَ الذُّنُوبَ الَّتِي قَلَّ مَا أَصَرَّ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا إِلَّا أَدَّاهُ إِلَى الْخِذْلَانِ- الْمُؤَدِّي إِلَى الْخُرُوجِ عَنْ وَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الطَّيِّبِينَ مِنْ آلِهِمَا، وَ الدُّخُولِ فِي مُوَالاةِ أَعْدَائِهِمَا»(مستدرک الوسائل/12/101)
  • پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «هیچ چیزی از بدی را کم نشمارید حتی اگر در چشمان شما کوچک به نظر برسد... هیچ گناه کوچکی با اصرار، دیگر کوچک نیست؛ لَا تُحَقِّرُوا شَيْئاً مِنَ الشَّرِّ وَ إِنْ صَغُرَ فِي أَعْيُنِكُمْ ...وَ لَا صَغِيرَةَ مَعَ الْإِصْرَار»(من‌لایحضره الفقیه/4/18) تحقیر و کوچک‌شمردن گناه و اصرار بر گناه موجب می‌شود کم‌کم بدی‌های ما از چشم ما پنهان بشوند، لذا باید اینها را جلوی چشم خودمان بیاوریم و بین خود و خدای خود در میان بگذاریم و از آنها استغفار کنیم تا پاک بشویم.
  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «وقتی گناه را بزرگ شمردی در واقع خدا را بزرگ شمرده‌ای، و هر وقت گناه را کوچک شمردی در واقع خدا را کوچک شمرده‌ای، چون حق خداوند هم در گناه کوچک و هم در گناه بزرگ هست، و تو به این حق بی‌احترامی کرده‌ای، و هیچ گناه بزرگی نیست مگر اینکه آن گناه را بزرگ بشمری و خداوند آن را کوچک بشمرد (و راحت ببخشد) و هیچ گناه کوچکی نیست که تو آن را کوچک بشماری و خداوند متعال آن را بزرگ بشمارد؛ إِذَا عَظَّمْتَ‏ الذَّنْبَ‏ فَقَدْ عَظَّمْتَ اللَّهَ وَ إِذَا صَغَّرْتَهُ فَقَدْ صَغَّرْتَ اللَّهَ لِأَنَّ حَقَّهُ فِي الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ وَ مَا مِنْ ذَنْبٍ عَظِيمٍ عَظَّمْتَهُ إِلَّا صَغُرَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا مِنْ صَغِيرٍ صَغَّرْتَهُ إِلَّا عَظُمَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»(الجعفریات/237) وقتی گناه را بزرگ بشماری و آن را یک جنایت خیلی بزرگ بدانی این در واقع احترام تو نسبت به خداوند است.
  • وقتی انسان گناهی مرتکب شود ولی فکر کند کار چندان بدی نکرده است، این آغازی برای پنهان کردن عیوب و بدی‌هایش است. لذا وقتی به چنین کسانی گفته شود که باید توبه کنید، می‌گویند: از کدام گناه توبه کنم؟! مگر من گناهی مرتکب شده‌ام، مگر من عیبی دارم؟! اینها آدم‌های بیماری هستند که خودشان را سالم می‌دانند. باید سعی کنیم این روحیۀ بسیار بد را نداشته باشیم که عیوب خود را از خودمان پنهان کنیم، و همیشه نسبت به نفس خودمان گمان بد(سوء ظن نسبت به نفس) داشته باشیم.

منبع:رجانیوز

 


:: بازدید از این مطلب : 2043
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392
خشيت (خوف در مقابل عظمت پروردگار متعال) نتيجه و اثر علم است، و علم از اشعه معرفت و قلب ايمان است (و معرفت شناسائى تحقيقى و دقيق است). 

و كسى كه از خشيت محروم است، عالم نخواهد بود؛ اگر چه موى را به متشابهات علم بشكافد، و چنان در علوم متداوله و اصطلاحات علميه استاد باشد كه به تمام فروع و شقوق و جزئيات مسائل آگاه باشد. 
خداوند متعال مى ‏فرمايد: اينست كه تنها علماء هستند كه در مقابل عظمت و جلال پروردگار متعال خشيت پيدا مى‏ كنند.

و براى علماء ده نوع آفت و گرفتگى پيدا مى‏ شود: 
1.صفت طمع: كه به آنچه دارد و به آنچه از راه مشروع به دست مى‏ آيد قناعت نكرده، و به مال و عنوان و ملك ديگران طمع بورزد. 
2.صفت بخل: كه راضى نشود ديگرى از مال و علم و عنوان و مقام ظاهرى و معنوى او استفاده كند. 
3.ريا: كه علم و عبادت و محاسن اعمال و محامد صفات خود را بخواهد به ديگران نشان داده، و نيت او آلوده باشد. 
4.عصبيت: در آراء و عقايد و افكار و اعمال خود، صفا و حريت و حقيقت و روحانيت را كنار گذاشته، و روى خيالات موهوم و وابستگى‏ هاى ظاهرى و انتساب عرفى و اسم و شهرت و علايق ديگر، خود را محدود و مقيد كرده، و از روش مخصوص و افكار و اعمال معينى طرفدارى كند. 
5.حب مدح: كه هدف او در همه رفتار و گفتار و كردار بزرگداشت خود و عنوان و اسم و رسم پيدا كردن باشد.
6.وارد شدن و بحث از مسائلى كه در آنها و فهميدن حقيقت آنها براى او محال است، و نتيجه‏ اى به جز انحراف فكرى ندارد، مانند بحث از جزئيات و خصوصيات عالم آخرت، يا مقامات معنوى كه هنوز از آن مراحل اطلاعى ندارد، نفيا يا اثباتا. 
7.تكلف در سخن گفتن و يا نوشتن: كه عادت به تزيين كلام و عبارت- پردازى و قافيه سازى و مجاز گويى پيدا كرده، و توجه او از حقيقت و معنى منحرف گشته، و به ظواهر بپردازد. 
8.حياء نداشتن: در مقابل حركات ناشايست و اعمال زشت و كارهاى نامشروع و نامناسب كه كاملا بى ‏پروا و بى‏ باك باشد، و هيچ گونه آداب و ظواهر احكام و برنامه دينى و اخلاقى را رعايت نكند. 
9.افتخار: روى عناوين و جهات دنيوى و امور مادى افتخار و مباهات نمودن، و خود را به ديگران امتياز دادن و بالا بردن. 
10.سستى كردن در مقام عمل: كه به دانسته خود عمل نكند، و از علم خود نتيجه و ثمر عملى نگيرد، و روش و كردار او بر خلاف علم او باشد. 

حضرت عيسى(ع) فرمود: شقى‏ ترين و بدترين مردم آن كسى باشد كه در ميان مردم با علم و فضل شهرت پيدا كرده، ولى در مقام عمل مقصر و سست و مجهول باشد.


پی نوشت:
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى،ص276.
منبع:افکار


:: بازدید از این مطلب : 1698
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

امام باقر(ع) فرمود: «همانا مومن كسى است كه چون راضى و خرسند باشد، رضایتش او را به گناه و باطلى وارد نكند و چون ناراضى شود از سخن حق خارجش نكند، و كسى است كه چون قدرت یابد، قدرتش او را به آنچه حق ندارد نكشاند.»

سه مولفه ارزشمند انسان‌های مومن اشاره کنیم هدف از شرح این حدیث ارزشمند در واقع واقف شدن و معرفت پیدا کردن به شاخصه‌های ارزشمند مومنین واقعی می‌باشد.

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا الْمُۆْمِنُ الَّذِی إِذَا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِی إِثْمٍ وَ لَا بَاطِلٍ‏ وَ إِذَا سَخِطَ لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ وَ الَّذِی إِذَا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إِلَى التَّعَدِّی إِلَى مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍ‏.[1]

امام باقر(ع) فرمود: همانا مومن كسى است كه چون راضى و خرسند باشد، رضایتش او را به گناه و باطلى وارد نكند و چون ناراضى شود از سخن حق خارجش نكند، و كسى است كه چون قدرت یابد، قدرتش او را به آنچه حق ندارد نكشاند.»

شاخصه اول: رضایت و خشنودی ضابطه‌مند

اولین مولفه و شاخصه‌ای که امام باقر(ع) برای انسان‌های مۆمن بر می شمرند رضایت ضابطه‌مند است؛ به این معنا که یک انسان مومن هرگاه از چیزی یا کسی رضایت و خشنودی داشته باشد این رضایت و خشنودی و دوستی او موجب نزدیک شدنش به گناه نمی‌شود، بلکه این خشنودی و رضایت در دایره شرع و عقل قرار دارد.

به طور ساده تراین مومنین هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دهد که به گناه و باطلی خشنود شوند. و به ناحقی گرایش داشته باشند در واقع محبت آن‌ها به چیزی موجب کور شدن دید حق بین و بصیرت آن‌ها نمی‌شود حضرت می‌فرماید: « إِنَّمَا الْمُومِنُ الَّذِی إِذَا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِی إِثْمٍ وَ لَا بَاطِلٍ: همانا مۆمن كسى است كه چون راضى و خرسند باشد، رضایتش او را به گناه و باطلى وارد نكند»

شاخصه دوم: خشم او از حق دور نمی‌کند

در بسیار از موارد انسان‌ها با چیره شدن خشم و غضب بر آن‌ها نمی‌توان حق را آن‌چنان که هست بینند، از این رو خشم و غضب آن‌ها را از دایره‌ی حق خارج  می‌سازد، در واقع این افراد با هوای نفس خود تصمیم می‌گیرند از این رو در آداب و سنن اسلامی بر کنترل خشم تاکید فراوان شده است، چنانکه سفارش شده است در هنگام خشم و غضب هیچ‌گونه تصمیم را اتخاذ نکنید. یا اگر خشمگین شدید خشم شما را از حق دور نسازد « وَ إِذَا سَخِطَ لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقّ: چون ناراضى شود از سخن حق خارجش نكند».

رسولُ اللّه(ص) : إنَّ لِجَهنّمَ بابا لا یَدخُلُها إلاّ مَن شَفا غَیظَهُ بِمَعْصیةِ اللّه ِ تعالى[2] پیامبر خدا(ص) : جهنّم را درى است كه كسى از آن وارد نمی‌شود، مگر آن كه با معصیت خدا خشم خود را فرو نشانده است» .

شاخصه سوم: در هنگام قدرت و توانایی عادل است

از جمله مهم‌ترین و زیباترین شاخصه‌ های رفتاری انسان‌های مۆمن این است که حتی در زمان قدرت و تمکن از عدالت تجاوز نمی‌کنند از این رو رفتارهای خود را بر اساس تقوای الهی و با تکیه بر عدالت تنظیم می‌کنند به طوری که هیچ‌گاه از موازین الهی تعدی نمی‌کنند،لذا امام باقر(ع) در توصیف مومنین واقعی می‌فرماید:

«إِذَا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إِلَى التَّعَدِّی إِلَى مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍ: كه چون قدرت یابد، قدرتش او را به آنچه حق ندارد نكشاند.»

امام علی(ع) : آفةُ العَدلِ الظّالمُ القادرُ[3] امام على(ع) : آفت عدالت، ستمگرِ قدرتمند است.»

نکته ها:

1-انسان‌های مومن هیچ‌گاه از دایره رضایت الهی قدمی فراتر نمی‌نهند و هیچ‌گاه برای رضایت دیگران خشم خدا را برای خود به جان نمی‌پذیرند.

2-افراد مومن روابط و رفتارهای خود را بر مبنای عدالت و تقوای الهی پایه‌ ریزی می‌کند ازاین رو هیچ‌گاه در زمان قدرت و تمکن از عدالت عدول نمی‌کنند.

3-اساس و رفتار و گفتار خود را بر اساس و مبنای حق و اطاعت و پیروی از حق تنظیم می‌کنند.

 

پی نوشت ها:

[1]كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الكافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. الكافی؛ ج‏2 ؛ ص234

[2] تنبیه الخواطر : 1/121

[3] غرر الحكم : 3953

منبع:جام


:: بازدید از این مطلب : 1778
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
یکشنبه 04 اسفند 1392

در گفت وگویی با حجت‌الاسلام و المسلمین سید علیرضا تراشیون، سیره زندگی در قرآن و آموزه های دین را بررسی کرده ایم.

یک خانواده موفق در نگاه دینی و سبک زندگی اسلامی چه جایگاهی دارد؟

اگر بخواهیم با نگاهی دقیق یک خانواده موفق را ترسیم کنیم، شاید شاخصه‌های متعددی را بتوان برای خانواده موفق بیان کرد، در آیه 21 سوره روم سه شاخصه خانواده و زندگی موفق را بیان کرده است «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏» آرامش، مودت، رحمت، سه شاخصه خانواده موفق از نگاه قرآن است و به عبارتی این ویژگی‌های سه‌گانه نماد خانواده قرآنی است.

از نگاه روایات،‌ خانواده موفق چگونه تبیین شده و به چه صفات و خصوصیاتی برای مردان و زنان موفق بیان گردیده است؟

 در روایات پیامبر و اهل‌بیت(ع) در تبیین خانواده موفق به نکات مهمی اشاره شده وخانواده‌ای را موفق می‌دانند که زن و مرد هر کدام در جایگاه خود و زن نقش‌آفرینی داشته باشند.

*صفات مرد موفق در روایات

 مهربانی مرد نسبت به خانواده:

«قَالَ رسول‌الله ص أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي؛وسائل الشيعة، ج‏12، ص: 153» مرد باید مهربانترین افراد نسبت به خانواده اش باشد، احسنهم خلقاً یعنی اینکه  مرد خوش‌خلق باشد، در روایتی داریم حسن معاشرت داشته باشد، در روایت دیگری شاخصه مرد موفق گشاده دستی مرد بیان‌شده است، در جای دیگری غیرت دینی بیان‌شده و در جای دیگری پاک دستی و پاک‌دامنی از شاخصه‌هایی است که ائمه اطهار(ع) برای مرد موفق بیان می‌کنند.

* خصوصیات زن موفق

در مقابل شاخصه‌هایی نیز برای زن موفق بیان‌شده است، در روایتی سه ویژگی برای یک زن موفق بیان می‌فرماید:

الف) زن باید اهل مهرورزی و عشق به همسرش باشند

ب) دلسوز نسبت به همسرش باشد.

 ج) اهل محبت کردن به همسر باشد.

 اگر بخواهیم در مورد عشق‌ورزی نکته‌ای را بگوییم این است که عاشق بدی‌ها را نمی‌بیند، یکی از ویژگی‌های عشق های قبل از ازدواج این است که طرفین عیوب یکدیگر را نمی‌بینند و فقط خوبی‌های او را می‌بینند، وقتی عشق ایجاد شود و کمتر بدی طرف مقابل دیده شد مرحله بعدی، یعنی مرحله محبت و ابراز عاطفی است آغاز می‌شود.

د) زن خوب باید بر بدخلقی همسر صبور باشد و غیرت پذیری داشته باشد.

وقتی تاکید آموزه‌های دینی بر شاخصه‌های زن و مرد شایسته به صورت تجربی و علمی مورد بررسی قرار می‌دهیم، خواهیم دید هر وقت زن و مرد هر کدام در جایگاه  خود قرار می‌گیرند، بنیان‌های خانواده محکم‌تر می‌شود و شاید یکی از آسیب‌هایی که امروزه خانواده‌ ما را تهدید می‌کند این است که زن و مرد، نقش خود را در خانواده ایفا نمی‌کند و گاهی جابجایی نقش یا  حذف نقش صورت می‌گیرد.

 متاسفانه امروز وقتی به نمونه‌های بیرونی خانواده نگاه می‌کنیم، می‌بینیم مردان نقش عابر بانک را بازی می‌کنند و باید پولی کسب کند و آن را هزینه مایحتاج خانواده نمایند، یا زن در خانه نقش یک نیروی خدماتی را ایفا می‌کند، البته این‌ها بد نیست، اما جزئی از زندگی هستند، نه تمام زندگی، آن چیزی که امروز نیاز داریم این است که؛ نقش مردان فراتر از کسب درآمد است و نقش زن هم فراتر از خانه‌داری یا کار در بیرون است یعنی به این ملاک‌هایی که آموزه‌های اسلامی برای جایگاه زن و مرد برشمرده اهمیت داده شود تا به تدریج زندگی‌ها به سمت و سوی اسلامی حرکت ‌کند، چون اگر به آن سمت نرویم نگرانی‌هایی که در کلام مقام معظم رهبری و دیگر شخصیت های بزرگ علمی می‌بینیم، آرام‌آرام اتفاق می‌افتد و آمارهای طلاق افزایش می‌یابد و متاسفانه طلاق عاطفی در خانواده‌ها هم‌آکنون رو به افزایش است .

*اسلام چه الگویی برای خانواده موفق اسلامی معرفی می‌کند؟

قطعاً بهترین الگو برای جامعه اسلامی ما، خانواده امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام است یعنی وقتی یک خانواده موفق را مورد بررسی قرار می‌دهیم، می‌بینیم آن خانواده موفقیت های درونی و بیرونی دارد که در تربیت نسل، کاملاً موثر هستند.

خانواده‌ای که در مدل اسلامی پیش می‌رود، سه مرحله آرامش؛ مودت و رحمت را دارد، لذا خانواده در این الگو، محلی برای بندگی خدا می‌شود؛ وقتی از امیرالمؤمنین سؤال می‌کنند، زهرای مرضیه را چگونه یافتی؟ می‌فرمایند؛ بهترین یاری‌دهنده در بندگی خدا. یا می‌فرمایند؛ وقتی وارد منزل می‌شدم و نگاهم به زهرای مرضیه می‌افتاد تمام سختی‌های زندگی را فراموش می‌کردم، به آرامش می‌رسیدم و این آرامش منجر به بندگی خدا می شود.

دومین نکته‌ای که در خانواده بر اساس سبک زندگی اسلامی اتفاق می‌افتد، تربیت نسل‌های شایسته است، در تربیت دینی ما می‌گویند؛ وقتی می‌خواهید همسری اختیار کنید به دنبال کسی باشید که بتواند مادر خوبی برای فرزندان شما باشد، اگر فضای یک زندگی آکنده از آموزه‌های اسلامی شدزمینه‌ساز فراهم آمدن خانواده سالمی است که سلول‌های جامعه را تشکیل می‌دهد و راه‌‌آورد جامعه سالم است.

چگونه مفاهیم دینی را در خانواده‌ نهادینه کنیم؟

در بحث نهادینه کردن مفاهیم دینی باید به پنج عامل اساسی توجه کنیم:

الف) اولین نکته لقمه حلال است، چون لقمه حلال

ظرف پذیرش را آماده می‌کند، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) وقتی در برابر سپاه عمر سعد قرار گرفت و خود و خانواده شریفشان را معرفی کردند، آن‌ها هلهله می‌کردند، حضرت فرمودند: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُم‏؛بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏45، ص: 8» اینها شکمهایشان از حرام پر شده است و دیگر حق را نمی‌پذیرند.

ب) دومین نکته این است که روزی نورانی باشد و این نقش ممتاز مادران را می‌طلبد.

مادری که با وضو لقمه را آماده می‌کند و با ذکر خداوند؛ فضای خانه را آکنده می‌کند نورانیت و زمینه و بستری را فراهم می‌آورد تا آموزه‌های دینی به صورت عمیق تری در وجود فرزندان قرار بگیرد، این را ما در سیره بزرگان می بنیم، وقتی از مادر شیخ انصاری سؤال می‌شود چگونه فرزندت این‌گونه شد؟ پاسخ می‌دهد که شیر بدون وضو به او ندادم، یعنی ظرف تربیتی او را آماده کردم، اینکه می‌گوییم لقمه طیب و نورانی، یعنی همین پدری که علاوه بر اینکه روزی حلال تهیه می‌کند، روزی را با وضو فراهم می‌کند و مادری که وقتی در منزل، لقمه فرزندانش را آماده می‌کند، گوشش آلوده به شنیدن موسیقی و گناهانی مانند غیبت نمی‌شود، او ظرف تربیت فرزندش را بهتر مهیا می‌کند.

 ج) سومین نکته در تربیت فرزند این است که؛ فرزندان بر اساس آنچه می‌بینند تربیت می‌شوند لذا الگوی عملی بسیار مهم است و مهم‌ترین نقش را پدر و مادر، خصوصاً مادر دارد، چون بیش‌ترین زمان را مادر با فرزند سپری می‌کند آن هم مادری که توجه به آموزه‌ها و رفتارها و امور معنوی دارد، طبعاً فرزندش از او نقش می‌پذیرد لذا کارشناسان می‌گویند 67% یادگیری انسان‌ها از طریق دیدن شکل می‌گیرد و لذا در آموزه‌های دینی هم داریم «کُونُوا دُعاةَ النّاسِ إلَی الْخَیْرِ بِغَیْرِ ألْسِنَتِکُم، ‌لِیَرَوا مِنْکُمُ الإجْتِهَادَ وَالصِّدْقَ وَالْوَرعَ» ؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏67، ص: 303».مردم را با چیزی غیر زبان خود به حق دعوت کنید.

 د) چهارمین نکته این است که کودکان بر اساس آنچه که می‌شنوند تربیت می‌شوند، بچه‌ای که به دنیا می‌آید در گوش او اذان و اقامه بگویید، یعنی از همان اول به او بگویید، آمده‌ای تا بندگی کنی، یا جملات زیبا و نورانی را می‌شنود، مثل کلام خدا؛ مثل دعا؛ مثل ارتباط کلامی خوب والدین با همدیگر این کودک در مسیر تربیت قرار می‌گیرد.

 ه) پنجمین نکته‌ای که زمینه‌ساز تربیت است این است که بچه‌ها بر اساس آنچه که می‌گویند، تربیت می‌شوند، و این مطلب در سیره تربیتی اهل‌بیت(ع) قابل‌مشاهده هست. امام باقر علیه‌السلام فرمودند: وقتی فرزندانتان به سن سه سالگی رسیدند به آن‌ها بگویید؛ هفت بار لا اله الا الله بگویند؛ سه سال و هفت ماه و بیست روز که شدند به آن‌ها بگویید؛ هفت بار محمد رسول‌الله بگویند و به چهار سالگی که رسیدند، به آن‌ها بگویید هفت بار صلی‌الله علی‌محمد و آله بگویند. دائم به ما می‌گویند، این‌ها را به بچه‌ها بگویید و به آن‌ها القا کنید.

دومین عامل مؤثر در تربیت کودکان ،دوستان، سوم رسانه، چهارم محیط های آموزشی و پنجم محله زندگی است، هر چه این عوامل پاک تر باشند فرزندان ما هم پاک تر می‌شوند.

هم‌اکنون که رسانه با جذابیت های فراوان، تأثیر زیادی بر تربیت فرزندان و خانواده‌ها دارد والدین چگونه این مشکل را مدیریت کنند؟

اولاً: پدران و مادران نباید مسئولیت تربیت فرزندان را به هیچ کس دیگری بسپارند.

رسانه ، مدرسه و نه حتی مساجد به تنهایی  مسئولیت تربیت را بر عهده ندارند، این‌ها عوامل مؤثر در تربیت هستند، مسئولیت بر دوش والدین است ، در نظام تربیت اسلامی آن چیزی که بر عهده پدر و مادر قرار داده‌شده این است که، مسئول تربیت فرزندان هستند، این را اگر بدانیم بخشی از مشکل حل می‌شود یعنی بدانیم باید بچه‌هایمان را تربیت کنیم و نباید آن‌ها را برای تربیت به جاهای دیگر بسپاریم، نکته دیگر اینکه بدانیم، چه حد از رسانه را بچه‌ها مجاز هستند، ببینند و با چه ویژگی‌های؟ کارشناسان معتقدند بچه‌ها تا 18 سالگی حداکثر دو ساعت مجاز هستند، از برنامه‌های رسانه استفاده کنند، دلیل این مسئله این است که زیاد نگاه کردن به رسانه هر چند مفید باشد، روی هوش و تغذیه و تربیت بچه‌ها و دیگر موارد اثر می‌گذارد، ثانیا؛  باید زمان تماشای رسانه را برای فرزندانمان مشخص کنیم چه برنامه‌هایی را ببینند؟ برنامه‌هایی که متناسب باسن و جنسیت آن‌ها باشد، بدآموزی و پرخاشگری بیش از اندازه نداشته باشد و اینکه برنامه‌هایی را به تماشا بنشینند که جنبه‌های یادگیری زندگی را برای آن‌ها داشته باشد، برخی برنامه‌ها به یادگیری و مهارت‌آموزی کودکان و روحیه اعتماد به ‌نفس بچه‌ها کمک می‌کند، فرزندان ما با رعایت این شاخصه تماشاگر برنامه‌های تلوزیونی باشند.

 والدین چه گونه ناخودآگاه بچه‌ها را مدیریت کنند؟

باید برنامه داشته باشیم و برنامه‌های جایگزین در هر سنی، برنامه‌های خاصی است، مثلاً در هفت سال اول محوریت گروه سنی بچه‌ها بر بازی است و می‌بایست زمینه بازی و فعالیت های بدنی را در بچه‌ها زیاد کنیم.

 در هفت سال دوم، محوریت به یادگیری است. بخشی از فضای زندگی بچه‌ها را با مطالعه و بخشی را با دروس مدرسه پر کنیم، نکته اصلی این است که ما نمی‌توانیم خودمان به تماشای رسانه مشغول باشیم و به بچه‌ها بگوییم؛ شما نبینید، ما هم باید با فرزندانمان را همراهی کنیم، مقام معظم رهبری این تعبیر را داشتند وقتی بچه‌ها همه در منزل بودند یک زمان‌های خاصی همه اهل خانه مطالعه می‌کردند، لذا باید این فضا را در منزل ایجاد کنیم نه اینکه پدر تلویزیون ببیند و مادر در آشپزخانه باشد و به فرزندمان بگوییم مطالعه کند، فضای مطالعه را عمومی کنیم.

در هفت سال سوم بچه‌ها وزیرند و وزارت به معنای سپردن مسئولیت به آن‌هاست، شما در کابینه ریاست جمهوری می‌بینید که وزرا حضور دارند و به هر کدام بخشی از کارها محول شده است بچه که به هفت سال سوم عمر خود می‌رسد، باید مسئولیت‌هایی از امور منزل در حد توان و مسئولیت‌هایی که دارند واگذار شود.

*با توجه به اینکه برخی خانواده‌ها درغربت و دور از خانواده  هستند و ممکن است در تربیت فرزندان خود با مشکلاتی چون منزوی بودن فرزندان مواجه شوند، چه راه‌حلی پیشنهاد می‌کنید؟

کسانی که در شهرهای غیربومی زندگی می‌کند و اقوام در کنار آن‌ها نیستند، باید برای خودشان دوستانی پیدا کند که با باورهای فرهنگی و اعتقادی آن‌ها همخوانی دارند ارتباط گیری را با آن‌ها شروع کنند، انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است ، موجودی منزوی که بخواهد تنها و سلولی زندگی کند نیست، لذا مجازات هایی که برای انسان‌ها در محاکم قضایی در نظر می‌گیرند این است که در سلول انفرادی قرار بگیرد، این مسئله با طبیعت انسان سازگار نیست که تنها باشد، به عنوان مجازات برای او در نظر گرفته می‌شود، انسان موجودی اجتماعی است و باید با اجتماع ارتباط برقرار کند لذا داشتن همبازی برای فرزندان از نان شب واجب تر است و باید دوستانی داشته باشند پدر و مادر بدانند تا خودشان اجتماعی نشوند و ارتباط گیری نکنند، نمی‌توانند برای فرزندانش دوست پیدا کند نمی‌شود، که خودشان کنج خانه بنشینند و بگویند من برای فرزندم دوست پیدا کنم. نکته دیگر اینکه ما برای زندگی برنامه‌ریزی داشته باشیم، خصوصاً اینکه در شهر مقدس قم فضاهای مختلفی برای بهره‌گیری خانواده‌ها وجود دارد، فضاهای زیارتی و آموزشی ،فضاهای معنوی مثل کلاس‌های اخلاق که با یک برنامه‌ریزی مناسب اهل منزل و زن و شوهر بتوانند از این فیوضات استفاده کنند نکته چهارم این است که زمینه‌ای را فراهم کنند اشتغالات همسران در محیط خانه زیاد شود خصوصاً اینکه یکی از شکل های مشغولیت، فرزند آوری است که محاسن زیادی دارد و خود این می‌تواند زمینه‌ای را فراهم کند که مادر نقش یک مربی خوب را فراهم کند، در خانه‌ای که سه یا چهار فرزند وجود داشته باشد مادر یک مربی است و این مربی بزرگ‌ترین مأموریت انسانی را که تربیت است بر عهده‌دارد و خودبه‌خود زمینه این را فراهم می‌کند که فراغت‌ها به حد اقل ممکن برسد.

 

 منبع:حوزه


:: بازدید از این مطلب : 1290
|
امتیاز مطلب : 175
|
تعداد امتیازدهندگان : 37
|
مجموع امتیاز : 37

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران