میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 19
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 223
:: باردید دیروز : 567
:: بازدید هفته : 2746
:: بازدید ماه : 9349
:: بازدید سال : 15569
:: بازدید کلی : 15569
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

بخش وسیعی از روایات امام رضا (ع) به نقل از امام علی (ع) روایت شده است. یکی از شیوه های بارز و برجسته در روایات امام رضا (ع)، نقل حدیث با سلسله سند پیشوایان معصوم قبلی تا شخص رسول گرامی است. آن بزرگوار بدین گونه هم جریان زلال رهبری فکری و فرهنگی امت اسلامی را معرفی می کند و هم اندیشه های اصیل قرآنی و نبوی را به جامعه اسلامی عرضه می دارد. به عنوان مثال امام رضا(ع) از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین (ع) نقل می کند که آن بزرگوار فرموده است: « دنیا سراسر جهل و ناآگاهی است، مگر آنجا که کانون علم است. و علوم هم حجت [بر انسان] است مگر آنچه بدان عمل گردد. و اعمال، تمام ریا و برای نمایش است مگر آنچه از روی اخلاص باشد. و اعمال همراه با اخلاص هم در خطر است تا انسان بنگرد که پایان کار چگونه خواهد بود.»

بزرگترین فضیلت 

روزى مأمون به امام رضا (ع) گفت : بزرگترین فضیلت امیر المؤمنین (ع) که قرآن هم بر آن دلالت داشته باشد، چیست؟ امام (ع)فرمود: آیه مباهله است که خداى عز و جل فرموده است: «پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند، بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت‌خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. » (سوره آل‌عمران-آیه 61)
در جـریـان مباهله چهره درخشان على (ع)به روشنى دیده مـى شـود آنـجـا کـه در این آیـه ، وجـود مـقـدّس عـلى (ع)بـه عـنـوان جـان رسول خدا صلّى ا... علیه و آله و سلّم معرّفى شده است « وَاَنْفُسَنا» و این مطلب نشان دهـنـده وصـول آن حـضـرت بـه درجـه نـهـایـى کـمـال اسـت ، تـا آنـجـا کـه در کـمـال مـقـام و عـصـمـت ، مـسـاوى و همسان پیامبر صلّى ا... علیه و آله و سلّم ذکر شده و خـداونـد مـتعال ، او و همسر و فرزندانش ـ با وجود خردسالیشان ـ را حجّت و نشانه صدق نـبـوّت پـیـامـبـر صـلّى ا... عـلیـه و آله و سـلّم و بـرهـان و دلیـل روشـن دیـنـش قـرار داد و تـصـریـح کـرد کـه حـسـن و حـسین علیهماالسلام پسران پـیـامـبـرنـد و مـقصود از زنان در خطاب آیه « وَنِسائَنا»، فاطمه ـ سَلامُ ا...ِ عَلَیْها ـ مى‌بـاشد که پیامبر(ص) در مباهله و احتجاج ، آنان را با خود آورد. و این جریان ، فضیلت ویژه اى است براى على (ع)که هیچ کس از امّت ، در این فضیلت با او سهیم نیست و در مفهوم معنوى آن ، احدى همسان و همگون على (ع)و یا نزدیک به آن نیست و این نیز از ویژگیهاى منحصر به فرد مقام امیرمؤمنان على (ع)همچون سایر ویژگیهایى است که قبلاً خاطرنشان شد.

کشتی نجات
امام رضا (ع)در حدیثی امام علی (ع) را کشتی نجات معرفی کرده اند. آن حضرت به نقل از پدران خویش از امیرالمؤمنین نقل فرمود که رسول اکرم (ص) فرموده است: «هر کس دوست دارد بر کشتی نجات نشیند و به ریسمان مستحکم چنگ زند و حبل ا... استوار را بگیرد، باید پس از من رهبری علی (ع) را بپذیرد و با دشمنان او دشمن باشد و به امامان هدایتگر از فرزندان او اقتدا کند، آنان جانشین من، اوصیای من و حجتهای الهی بر خلق پس از من و سروران امت من و راهنمای پارسایان به سوی بهشت اند. حزب آنان حزب من و حزب من حزب ا... عزوجل است و حزب دشمنان ایشان حزب الشیطان است.»

معیار شناخت ولایت
امام رضا(ع) با بیانات مختلفی که به مناسبتهای مختلف ایراد کرده اند، در پرتو تبیین و تفسیر آیات قرآن، هم قرآن را از مهجوریت رهایی می بخشیدند و هم جایگاه ولایت را در سند مقبول همه فرقه های اسلامی تبیین می کردند. در این زمینه اسماعیل بن علی بن زرین برادرزاده شاعر معروف و انقلابی (دعبل خزاعی)از پدرش نقل می کند که امام رضا(ع) فرمود: از پدرم موسی بن جعفر، شنیدم که فرمود از امام صادق(ع) و ایشان از امام باقر و ایشان از امام سجاد(ع) و آن بزرگوار از سید الشهداء و آن حضرت از امیرالمؤمنین شنیده است که رسول خدا(ص) این آیه را تلاوت فرمود: «اصحاب جهنم و بهشت مساوی نیستند. اصحاب بهشت رستگارانند.» 
سپس توضیح داد که اصحاب بهشت کسانی هستند که مرا اطاعت کنند و در برابر علی(ع) تسلیم باشند و ولایت او را بپذیرند. و یاران جهنّم آنان اند که ولایت علی را ناخوش دارند و با او نقض پیمان کنند و با او بجنگند.»

علی(ع)؛ قرآن ناطق
مطابق روایات فراوانى که ذکر آن در منابع شیعی و سنی نقل شده است امام على(ع) و همچنین فرزندان او لسان و کتاب ناطق الهى و قرآن ناطق هستند. از جمله ابوبصیر می گوید: درباره آیه «هَذَا کِتابُنا ینطقُ عَلَیکُم بالحق»؛ از امام صادق(ع) پرسش کردم، ایشان فرمودند: «قرآن سخن نمى‏گوید: لیکن محمد و اهل بیت او(ع) ناطق به کتاب - یعنى قرآن - مى‏باشند.و نظایر آن که درباره امام على(ع) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) در روایات آمده است، مى‏فهماند که آنان مفسر واقعى قرآن، مظهر علم الهى و عالم به کلیه علوم مربوط به قرآنند؛ چنان‏که به مناسبت‏هاى مختلف روایات گوناگونى درباره تفسیر، تأویل و غیر آن اظهار فرموده‏اند. از این‏روست که شیعیان به اهل‏بیت عصمت و طهارت(ع) قرآن ناطق مى‏گویند و اطلاق این گونه تعبیر بر آن بزرگواران صحیح مى‏باشند. در روایات اهل سنت نیز آمده است. این موضوع در روایات امام رضا (ع)هم ذکر شده و آن حضرت علی (ع)را به عنوان « النّاطِقُ بِالقُرآنِ» یاد کرده اند. در روایات اهل سنت نیز آمده است که «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتابِ»؛ مراد على بن ابى‏طالب است که به تفسیر، تأویل، ناسخ، منسوخ، حلال و حرام قرآن عالم بود.

 

پی نوشت ها:

1- عیون اخبار الرضا(ع)
2- بحارالانوار - دفاع از تشیع، بحثهاى کلامى شیخ مفید (ره)

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 2046
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

بحث نهی از منکر و انذاری که آقا در این دیدار مطرح فرمودند این بود که در محیط هیئات ومحیط مذهبی،مسوولان ومداحان باید مراقب باشند تمامی اعمال و رفتار‌ها و ضوابط براساس شرع مقدس باشد و از خارج از شرع اتفاقی در هیئت‌ها نیافتد.

 

حاج محمود ژولیده شاعر اهل بیت(ع) و جانباز دوران دفاع مقدس با اشاره به دیدار مداحان با مقام معظم رهبری و مباحثی که در این نشست از سوی ایشان مطرح شد،اظهار کرد: حضرت آقا در دیدار اخیر خود با مداحان یک بحث ایجابی و یک بحث سلبی و به عبارتی یک بحث امربه معروف و نهی از منکر و یک انذار و بشارت برای مداحان و هیئتی‌ها داشتند.

 

مسئولیت ویژه برای مداحان

وی افزود: در بحث بشارتی و معروفی،ایشان یک فضا و ماموریت جدیدی را برای مداحان تعریف و تبیین کردند و آن مقابله با مهاجمه دشمن علیه مکتب تشیع بود و این فرمایش ایشان خیلی جدید و تعیین کننده برای جامعه مداحان بود به ویژه برای کسانی که می گویند ما فقط باید بخوانیم و کاری با مسائل دیگر نداشته باشیم.

این شاعر و ذاکر اهل بیت(ع) با بیان این که مقام معظم رهبری به صورت جدی بحث مهاجمه دشمن علیه مکتب تشیع و معارف اهل بیت(ع) را مطرح کردند،گفت: ایشان فرمودند در مقابله با مهاجمه دشمن  باید از این منبر و مجلسی که در انحصار ما منبری‌ها و شما مداحان است استفاده کنیم. بنابراین ایشان مسوولیت ویژه‌ای برای مداحان تعریف کردند که خیلی باید حواسمان جمع باشد و مصادیق مهاجمه را بشناسیم، چرا که حضرت آقا معیارها را نشان می‌دهند و ما باید برویم دنبال مصادیق آن و ببینیم این توطئه‌ها و مهاجمه‌ای که دشمن علیه شیعه می کند چیست؟

 

پرهیز از هرگونه عمل غیر شرعی در هیئت‌ها توصیه نهی‌از منکری رهبری به هیئتی‌ها

حاج محمود ژولیده خاطرنشان کرد: بحث نهی از منکر و انذاری که آقا در این دیدار مطرح فرمودند این بود که در محیط هیئات ومحیط مذهبی،مسوولان ومداحان باید مراقب باشند تمامی اعمال و رفتار‌ها و ضوابط براساس شرع مقدس باشد و از خارج از شرع اتفاقی در هیئت‌ها نیافتد.

وی همچنین با اشاره به بخش دیگری از بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار،تصریح کرد: ایشان کلمه "محیط" را درباره هیئت‌ها به کار بردند، لذا وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم چندین مصداق موضوع کلمه "محیط است" که از دکوراسیون و تزئینات برای شادی وعزا تا صوت و اکوهای مداحی به ویژه در ارتباط با کسانی که ارقام نجومی برای صوت هیئت هزینه می‌کنند، یا آوردن بعضی از آلات و ابزاری که جایشان در هیات نیست می‌تواند،جزو مصداق کارهای غیر شرعی محسوب شود.

مباحث آقا تجزیه و تحلیل شود

این شاعر اهل بیت(ع) تاکید کرد:به عنوان خادم هیئتی‌ها و مداحان پیشنهادم این است، حتما مباحثی که حضرت آقا فرمودند، تجزیه و تحلیل شود و مصادیق این سخنان دربیاید و مشخص شود مثلا چندین مورد مصداق کار غیر شرعی یا در بحث مهاجمات دشمن وجود دارد.

حاج محمود ژولیده در پایان گفت: این دو نکته از نظر من برجسته ترین نکات این دیدار بود. البته نکات زیاد دیگری نیز در این دیدار از طرف ایشان مطرح شد که بایستی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و به آنها عمل شود چرا که فرمایشات حضرت آقا برای همه فصل الخطاب است.

 

 منبع: تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 3064
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

" تشرفات مرعشیه" شامل کیفیت ملاقات‌های آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی با امام زمان(عج) است که در قالب چهار حکایت یا خاطره از وی نقل شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است:
جلالت قدر و صدق و صفای حضرت آیة‌الله مرعشی نجفی(ع) بر عموم مردم در این زمان پوشیده نیست و همگان را نسبت به این عالم بزرگ اعتمادی است که ما را بر آن داشت تا چهار تشرف از این بزرگ مرد نقل کنیم:
تا اذان صبح، دو سه ساعتی بیشتر نمانده بود. برای چندمین بار در بسترم از این پهلو به آن پهلو شدم.لشکری از فکر و خیال از جلوی چشمانم رژه می‌رفت و خواب از دیدگانم می‌ربود. با خود گفتم:
- امشب، شب جمعه است و متعلق به آقا امام زمان(ع) خوب است که به سرداب مقدس بروم، زیارت ناحیه مقدسه را بخوانم و حاجات خود را از آن حضرت بخواهم. گر چه کمی خطرناک است و ممکن است از ناحیه بعضی از آدم‌های بی‌ سر و پا و ولگردی که دشمنی قلبی با اهل بیت پیامبر(ص) و شیعیان دارند مورد تعرض واقع شوم. آن‌ها حاضرند به خاطر اندکی پول به خاطر عداوت با شیعیان، هر جنایتی را مرتکب شوند. شاید بهتر باشد که دوستانم را از خواب بیدار کنم و به همراه آن‌ها به سرداب بروم. اما نه ممکن است حالش را نداشته باشند یا مجبور شوند توی رودربایستی با من بیایند. از این‌ها گذشته، در حضور آن‌ها، نمی‌توانم آن طوری که دلم می‌خواهد با اقا درد دل کنم پس بهتر است...
با این افکار به آهستگی از جایم برخاستم، وضو گرفتم، عبا، قبا و عمامه‌ام را پوشیدم و پاورچین پاورچین، از حجره خارج شدم. شمع نیم سوخته‌ای را که روی طاقچه؟ راهرو بود در جیب گذاشتم و راه سرداب مقدس را در پیش گرفتم. همه جا تاریک بود و سکوت مرگباری فضا را در آغوش خویش می فشرد. تنها صدای واق-واق چند سگ ولگرد از کمی آن طرفتر به گوش می‌رسید که انگار بر سر مرداری به جان یکدیگر افتاده بودند. قبل از ورود به سرداب مقدس، لحظه‌ای ایستادم و اطراف را پاییدم. تنها دو- سه نفر گِدا را دیدم که در کنار دیوار خوابیده بودند. درب سرداب را به آهستگی به داخل هل دادم. آهسته از یکدیگر دور شدند. پا به داخل سرداب گذاشتم و با احتیاط از پله‌ها پایین رفتم. انعکاس صدای پاهایم در درون سرداب، مرا کمی به وحشت می‌انداخت. به کف سرداب که رسیدم شمع را از جیبم درآوردم و روشن کردم و مشغول خواندن زیارت ناحیه مقدسه شدم. هنوز دقیقه‌ای بیش نگذشته بود که صدای پای شخصی را شنیدم که از پله‌ها پایین می‌آمد. صدای پاهایش در درون سرداب می‌پیچید و فضای ترس‌آلودی ایجاد می‌کرد.
خواندن زیارت ناحیه را رها کردم و رویم را به سمت پله‌ها برگرداندم. مرد عرب ژولیده و غول پیکری را دیدم که خنجری در دست راست داشت و از پله‌ها پایین می‌آمد و می‌خندید برق چشمان و دندان‌ها و خنجرش، ترس مرا صد چندان کرد قلبم شروع کرد به تند تند زدن انگار می‌خواست از قفسه سینه‌ام درآید! دستم از زمین و آسمان کوتاه بود و عزرائیل را در چند قدمی خود می‌دیدم. احساس می‌کردم لب‌ها و گلویم خشک شده‌اند؛ عرق سردی بر پیشانی‌ام نشست. نمی‌دانستم چکار کنم؟! همین که پای مرد خنجر به دست به کف سرداب رسید،‌نعره زنان به سوی من حمله کرد در همان لحظه به دلم افتاد که شمع را خاموش کنم. فوت محکمی به شمع کردم و پای گذاشتم به فرار آن مرد هم در تاریکی شروع کرد به دویدن به دنبال من خواستم فریاد بزنم اما نمی‌توانستم، صدای نعره وحشیانه مرد خنجر به دست در فضای سرداب می‌پیچید و من همچون بچه آهوی بی‌پناهی که در یک اتاق به چنگ شیری افتاده باشد به این سو و آن سو می‌گریختم. ناگاه مرد مهاجم به من رسید و دست انداخت و گوشه عبای مرا گرفت و با قدرت به سوی خود کشید دیگر واقعا درمانده شده بودم به یاد آقا امام زمان(ع) افتادم همان آقایی که به خاطر استمداد از او به آن سرداب خطرناک پا نهاده بودم من به آنجا آمده بودم تا آقا مشکلاتم را برایم حل کند، اما انگار مشکلی بس بزرگتر،‌ دامنگیرم شده بود. با تمام وجود فریاد زدم:
- یا امام زمان!
و صدایم در درون سرداب پیچید و چندین بار تکرار شد. هنوز استغاثه‌ام به آخر نرسیده بود که مرد عرب دیگری در سرداب پیدا شد و رو به مردم مهاجم کرد و نهیبی بر او زد:
- رهایش کن! و بلافاصله مرد عرب ژولیده قوی هیکل، همچون تنه درخت بزرگ خشکیده‌ای که ریشه‌اش را با تبر زده باشند، بی‌هوش و بی‌حس نقش زمین شد و خنجرش به کناری افتاد من هم که تمام نیرو و توانم را از دست داده بودم دچار ضعف و رعشه شدم. در حالی که می‌لرزیدم به زانو درآمدم و به رو نقش زمین شدم، دیگر هیچ نفهمیدم!
- آقای سید شهاب الدین!... آقای سید شهاب الدین!...
کم کم متوجه شدم، چشمانم را باز کردم دیدم شمع روشن است و سرم بر زانوی مرد عربی است که لباس بادیه نشینان اطراف نجف را بر تن دارد. هنوز در فکر مرد مهاجم بودم، نگاهم را که برگرداندم، دیدم همچنان بی‌هوش در وسط سرداب افتاده است. خواستم برخیزم و بنشینم اما رمق نداشتم مرد عرب مهربان، چند دانه خرما در دهانم گذاشت. عجب طعم و مزه‌ای داشت!‌ هرگز خرما یا هیچ غذای دیگری با آن طعم و مزه نخورده بودم مزه آن خرماها هنوز هم زیر دندان‌هایم هست.
- خوب نیست در مواردی که خطر تو را تهدید می‌کند،‌تنها به اینجا بیایی بهتر است بیشتر احتیاط کن. متأسفانه این چند نفر شیعه هم که در سُرَّ مَن رأی هستند ملاحظه غربت عسکریین را نمی‌کنند. خوب است آن‌ها حداقل روزی دوبار به حرم عسکریین مشرف شوند این باعث می‌شود که شیعیانی که برای زیارت و دعا به اینجا می‌آیند احساس امنیت بیشتری بکنند.
این حرف‌ها را همان آقای عرب مهربان زد. بعدش هم حرف کتاب "ریاض العلماء" میرزا عبدالله افندی را پیش کشید و گفت:
- ای کاش این کتاب پیدا شود و در اختیار اهل علم و مردم دیگر قرار بگیرد. این کتاب خیلی – خیلی ارزشمند است...
حرف‌هایش به اینجا که رسید، یک لحظه، در فکر رفتم که:
- این مرد عرب بادیه نشین از کجا میرزا عبدالله افندی و کتابش را می‌شناسد؟! اصلا او از کجا در یک چشم بر هم زدن، پیدایش شد؟! از همه مهم‌تر، مرا از کجا می‌شناخت و نام مرا از کجا می‌دانست؟!
چگونه با یک نهیب او، این مرد قوی هیکل عرب، بی‌هوش شد؟! و... 
هنوز در این افکار غوطه ور بودم که ناگهان متوجه شدم که از آن مرد مهربان خبری نیست. تازه فهمیدم که خرماهایی که به من داده بودند هسته نداشتند محکم با دو دست زدم بر سرم و نالیدم که:
ای وای! خاک عالم بر سرم، سرم در دامان آقا، مولا و مقتدایم حضرت حجة بن الحسن المهدی(ع) بوده و ساعاتی نیز با او حرف زده‌ام و او را نشناخته‌ام.
غم عالم بر دلم نشست، با دیده‌ای اشکبار، مثل دیوانه‌ها از سرداب به قصد حرم عسکریین خارج می‌شدم تا بلکه یار را در آن‌جا بجویم، هنوز مرد غول پیکر مهاجم عرب، بی‌هوش در کف سرداب افتاده بود...
شایان ذکر است، "تشرفات مرعشیه" نوشته حسین صبوری در 7 هزار نسخه و 32 صفحه ازسوی انتشارات صبوری روانه بازار نشر شد.
 

منبع:شبستان

:: بازدید از این مطلب : 2115
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

دین اسلام که اساسش بر محور اعتقاد، اخلاق و احکام است و می کوشد از طریق این مبانی روح بشر را از هر گونه آلایش و ناپاکی تطهیر کند برای جسم و بهداشت آن نیز دستورالعمل هایی دارد؛ آنچنان که حضرت رسول (ص) می فرمایند: با هر ابزار که می شود از نظافت و پاکیزگی پاسداری کنید، زیرا بنیان اسلام بر نظافت و بهشت برای فرد نظیف آماده شده است. (الجامع الصغیر، ج 1، ص 517)
از این رو، محافظت و مراقبت در نظافت و بهداشت فردی و عمومی مورد تاکید دین است و راهکارهایی هم در این باره پیشنهاد شده است.
رسول خدا (ص) می فرمایند: اسلام پاکیزه است، پس خود را پاکیزه کنید چراکه جز پاکیزه به بهشت وارد نشود. نظافت از ایمان است و ایمان با صاحبش در بهشت هستند.(بحارالانوار، ج 59، ص 291)
امام صادق (ع) نیز در احادیثی می فرمایند: پاکیزگی از اخلاق پیامبران است. هر گاه خدای سبحان نعمتی به بنده ای داد دوست دارد اثر آن را بر او ببیند. پرسیدند: چگونه؟ فرمودند: لباسش را پاکیزه، خودش را خوشبو، خانه اش را سفید و آستانه خانه اش را جارو کند. (مکارم الاخلاق، ص 41)
امیرالمومنین (ع) می فرمایند: بوی بد و آزاردهنده را با آب بزدایید و خود را وارسی کنید (به پاکیزگی و نظافت خود حساس باشید) که خدا بندگان چرکین و آلوده اش را که همنشینانش از نشست با او کراهت دارند، دشمن دارد. (کتاب الخصال، ص 620)
بر پایه روایتی کعبه از بوی بد نفس های مشرکان به خدا شکوه کرد. خدای متعال وحی فرمود: قومی را جایگزین آنان می کنم که با چوب مسواک نظافت می کنند. پس از فرستادن پیامبرش محمد (ص) جبرئیل را بر او نازل کرد که مسواک و خلال کند. (مکارم الاخلاق، ص 50)
چون نظافت و بهداشت محبوب خدا است و بوی خوش از مصادیق نظافت و بهداشت است، حبیب خدا، پیامبر اکرم (ص) آن را دوست دارد، از این جهت آن گرامی فرمودند: از دنیای شما بوی خوش محبوب من است و نور چشم من در نماز است. (مفاتیح الحیاه، ص 126)

 

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 2044
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

پیامبر گرامی اسلام در روایتی سه اثر شوم لقمه حرام را بیان فرموده‌‌اند. 

قَالَ النبی(ص)  : مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً وَ كُلُّ لَحْمٍ يُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ وَ إِنَّ اللُّقْمَةَ الْوَاحِدَةَ تُنْبِتُ اللَّحْم.

پيغمبر(ص) فرمود : هر کسی يك لقمه حرام بخورد.

1- چهل روز نمازش قبول نيست

2- چهل صبح دعايش اجابت نشود

3-هر گوشتى  که ازلقمه  حرام برويد، دوزخ برای آن سزاوارتر است  و يك لقمه هم گوشت را می روياند.

 

پی نوشت:

بحار الأنوار ج‏63، ص: 315


:: بازدید از این مطلب : 1889
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام سعیدی را بخوانید

*امام جواد به واسطه ی شهادت حضرت رضا علیه السلام در سن 9 سالگی به امامت می رسند، بزرگی و بزرگواری ایشان باعث می شود که جمعیت شیعه نسبت به ایشان جذب شوند و اعتماد پیدا بکنند، کسانی هم بودند که شک کردند در امامت حضرت.

*برخی نظریات تاریخ مصرف دارد و زمانی می رسد که آن باطل می شود، ولی روایات و سخنان اهل بیت تاریخ مصرف ندارد، همیشه زنده و جاری  و راهنماست، اگر خودمان را به صفاتی که آنها خواسته اند شبیه کنیم، ادم همیشه زنده می ماند.

*اگر اخلاق و رفتار ما محمدی نباشد، زنده هستیم ولی بوی مردار می دهیم.

*امام فرمودند: سه چیز است که رضایت خدا را در خود دارد، اولی کثرت اسغفار، استغفار یعنی طلب غفران از خدا کردن، یکی از راه های استغفار دستگیری ازدیگران است، هیچ وقت آدم گناهش را نباید کوچک بشمرد.

* دوم چیزی که حضرت فرمودند: همنشین خوب، رفیقی که اگر کار اشتباهی کردی نهی کند، همه جا با ما پای کار نباشد، بگوید این کار خطاست تو را هم نمی گذارم بروی.

*امام جواد در حدیثی دیگر فرمودند: رفیق بد آن است که همیشه با تو همراهی می کند.

*سومین چیز، کثرت صدقه است، صدقه پول دادن به یک نیازمند در خیابان نیست، حضرت می فرماید: برداشتن سنگ از جلوی پای مومن صدقه است، یعنی اگر مشکلی از کسی حل بکنی این صدقه است، حضرت می فرماید: صدقه بلای محتوم را از بین می برد، و این بسیار عجیب است که بلایی که برای آدم نوشته شده است را از بین می برد.

*حضرت امام جواد(ع) می فرماید: بیشتر مردم بخاطر گناهانشان می میرند و نه اجل هایشان، یعنی اینقدر گناه کرده اند که اجل را جلو انداخته اند.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2053
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393
نکاتی از سخنان حجت الاسلام صمدی را بخوانید؛

*صعصعة بن صوحان این چنین تعبیر می کند که وقتی در کنار حضرت امیر علیه السلام راه می رفتیم از شدت تواضعشان ، تفاوتی میان ما و ایشان احساس نمی شد ؛ اما آن چنان هیبتی از ایشان در دل ما بود که انگار غلامانی بودیم که به اسیری می رویم.

*اگر در این چند روز به اعتکاف نمی رویم، از آنجاکه مؤمن شکارگر لحظه هاست، باید ایام البیض را قدر بدانیم و روزه بگیریم و سعی کنیم به زیارت سیدالکریم رفته و یا اگر توانایی نداریم، با خواندن زیارت عاشورا، امام حسین علیه السلام را زیارت کنیم. 

*خوش اخلاقی کلید همه ی خوبی هاست، خداوند در قرآن خطاب به رسولش می فرماید: "إنک لعلی خلق عظیم" درباره ی امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام می فرمایند: او خوش اخلاق ترین فرد است. همچنین می فرمایند او باظرفیت ترین و پرتحمل ترین است.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام فرمودند: خوشبخت واقعی کسی است که تو را دوست داشته باشد و اطاعت کند. معصومین می فرمایند : دروغ می گوید کسی که اظهار محبت به ما می کند اما کاری انجام می دهد که در شأن دشمنان ماست، نه در شأن ما

 *از چیزهایی که مایه ی نجات انسان می شود یکی موعظه پذیری و نصیحت شنوی است، دیگر داشتن حالت خوف و رجاء یعنی با وجود انجام کارهای نیک همیشه نگران و امیدوار عاقبت مان باشیم و دیگری اینکه قدرت تحمل خود را بالا ببریم.

 

*نفس انسان باید مداوم در معرض موعظه باشد امام علی علیه السلام در نامه ی 31 نهج البلاغه (که حتما باید خوانده شود) خطاب به جوانان می فرمایند : دلت را با موعظه زنده نگاه دار.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1992
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393

 هشتمین و آخرین تجمع مدافعان حرم به نیت ثامن‌الحجج علی بن موسی‌ الرضا(ع) با حضور حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در پایتخت برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی ستاد مدافعان حرم ، هشتمین و آخرین تجمع مدافعان حرم با حضور عاشقان حضرت زینب(س) در حسینیه امام موسی بن جعفر(ع) میدان خراسان تهران با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان برگزار می‌شود.
 
این مراسم معنوی روز جمعه 26 اردیبهشت ماه جاری بعد از اقامه نماز مغرب و عشا به همت هیأت‌الرضا و ستاد مدافعان حرم به نیت ثامن‌الحجج علی بن موسی الرضا(ع) برپا می‌شود، در این مراسم عبدالرضا هلالی و جمعی از مداحان و ذاکران اهل بیت عصمت و طهارت به ذکر مصیبت عمه سادات عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب(س) کبری می‌پردازند.
 
به گزارش فارس، پس از پیروزی‌های اخیر جبهه مقاومت در سوریه و  شکست جبهه کفر و تسلیم شدن هزاران نفر از تروریست‌های تکفیری برنامه ستاد مدافعان حرم تغییر یافته و به زودی مدافعان حرم با حضور در حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) اجر معنوی خویش را دریافت کرده و به کار مرمت وبازسازی اماکن مقدس می‌پردازند.
 

:: بازدید از این مطلب : 1820
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393

ذره بودم که آفتابم کرد

خاک پای ابوترابم کرد

از ازل تا همیشه آینه ها

محو رخسار آن جنابم کرد

عقل من می رسید شکر خدا

جزء دیوانه ها حسابم کرد

آن قدر روی دست خود ماندم

تا ید الله انتخابم کرد

عشق او گاه آتشم می زد

غم دوری اش عذابم کرد

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت «لا یمکن الفرار» از عشق

زخمی ام التیام می خواهم

التیام از امام می خواهم

السلام علیک یا ساقی

من علیک السلام می خواهم

گاه گاهی کمی جنون دارم

من جنونی مدام می خواهم

من نمکدان شکسته ام آقا

بی مرامم، مرام می خواهم

لحظه ی مرگ چشم در راهم

از تو حُسن ختام می خواهم

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت «لا یمکن الفرار» از عشق 

 


:: بازدید از این مطلب : 2253
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393

امام علی(ع)-مدح  

 

باید این نفس سرکش ما را ، با کمند تو در حصار کشید

بعد با حلقه های گیسویت ، باید این صید را به دار کشید

دل ما را به زور آدم کن! ، جنبه ی اختیار در ما نیست

کافی است اینهمه بلایی که ، دلم از دست اختیار کشید

صحبت از عشق تو اگر باشد ، کاری از اختیار ساخته نیست

جذبه ی چشم تو دلم را در ، دام "لایمکن الفرار" کشید

تو همانی که حضرت خالق ، از همان روز اول خلقت

تا سحرگاه روز سیزدهم سر راه تو انتظار کشید

حضرت آدم و خلیل و ذبیح، و ابابیل و آسمان و زمین ...!

میهمانی عزیزم می آید، خالق از کلّ خلق کار کشید

درب کعبه برای مولا نیست نفس مشرکان به آن خورده

شأن مولا أجلِّ از اینهاست، جور آن درب مستجار کشید

کار خلقت فقط ازآن خداست من نگفتم تو خالقی اما

تو "یداللهی" و خدا با دست، جلوه ی "لیل و النّهار" کشید

دست تو نقش زد خلایق را هر کسی را برای کاری ساخت

سهم ما شد که نوکری بکنیم، ایل ما منّت نگار کشد

دست تو، تیغ تو به جای خودش، اسم تو سست می کند پا را

تا شنیدند "حیدر" آمده است، دشمن از وحشتش هوار کشید

هیبت حیدرانه ی مولا ترس در قلب لشکر اندازد

تهِ لشکر فرار کردند از نعره ای که طلایه دار کشید!

عبدود که بزرگ این قوم است عددی نیست در مصاف علی

زرد شد رنگ چهره اش و قتی اسد الله ذوالفقار کشید

شب تشخیص مرد از نامرد، شیر خفته میان بستر بود

ترس از مرگ پای ترسو را با پیمبر به سوی غار کشید

آن شرابی که بامداد الست، دست حیدر به کاسه ی ما ریخت

تا خودِ لحظه ی "یَموت یَرَنی"، حال و روز مرا خمار کشید

چاره ای نیست دست ما بسته است که خدا گفته خودکشی ممنوع!

ورنه با اینهمه جلال و جمال، کار ما هم به انتحار کشید...


:: بازدید از این مطلب : 2082
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران