میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3422
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 12
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 171
:: باردید دیروز : 360
:: بازدید هفته : 2603
:: بازدید ماه : 8734
:: بازدید سال : 14950
:: بازدید کلی : 14950
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

نیت روزۀ غیر ماه رمضان در ماه رمضان
اگر شخص در ماه رمضان نیت روزۀ غیر ماه رمضان بکند، روزه‌اش چه حکمی دارد؟
الف. اگر به‌علت فراموشی یا ندانستن ماه رمضان نیت غیر ماه رمضان کرده است:
روزۀ ماه مبارک حساب می‌شود (مشهور).
ب. عمداً نیت غیر ماه رمضان کرده است:
نه از رمضان حساب می‌شود و نه از غیر رمضان (حضرت امام و آیات عظام ‌گلپایگانی، صافی، بهجت، فاضل، نوری و مکارم).
نه از رمضان حساب می‌شود و نه بنا بر احتیاط واجب از غیر رمضان (آیات عظام خویی، تبریزی، وحید و زنجایی).
روزه‌ای که قصد کرده است، حساب نمی‌شود و همچنین روزۀ ماه رمضان حساب نمی‌شود، اگر آن قصد با قصد قربت منافات داشته باشد؛ بلکه اگر منافات هم نداشته باشد، بنا بر احتیاط واجب، روزۀ ماه رمضان حساب نمی‌شود (آیت‌الله‌سیستانی).
خلاصۀ نظر مراجع به نوع فتوا یا احتیاط واجب: شخص نمی‌تواند در ماه رمضان با علم به اینکه ماه رمضان است، عمداً نیت غیر از روزۀ ماه رمضان بکند و اگر چنین کند، روزۀ او صحیح نیست؛ نه از ماه رمضان حساب می‌شود و نه از غیر ماه رمضان.
انتهای نیت روزه در حالت عادی
شخصی که عذری ندارد، انتهای نیت روزه برای این شخص چه زمانی است؟
الف. روزۀ واجب معین مثل ماه رمضان و نذر معین:
تا اذان صبح فرصت دارد نیت کند (مشهور).
بنا بر احتیاط واجب، تا اذان صبح فرصت دارد نیت کند (آیت‌الله‌سیستانی).
در روزۀ نذر معین خودش تا مغرب فرصت دارد نیت کند و در غیر آن، از واجبات معین مثل ماه رمضان تا اذان صبح فرصت دارد نیت کند و اگر تا آن موقع نیت نکرد، به روزۀ آن روز اکتفا نکند (آیت‌الله‌زنجانی).
ب. روزۀ واجب غیرمعین، مثل روزۀ قضا و کفاره و نذر مطلق:
اگر مبطلی انجام نداده است، تا اذان ظهر فرصت دارد نیت کند؛ ولی بعد از ظهر نمی‌تواند نیت نکند (مشهور).
در قضای ماه رمضان و نذری خودش تازمانی‌که به‌اندازۀ نیت‌کردن به مغرب مانده باشد و در غیر دو حالت ذکرشده، تا اذان صبح فرصت دارد نیت کند (آیت‌الله‌زنجانی).
اگر مبطلی انجام نداده است، تا اذان ظهر فرصت دارد نیت کند؛ ولی بعد از ظهر، بنا بر احتیاط واجب، نیت نکند (آیات عظام سیستانی و وحید و گلپایگانی).
ج. روزۀ مستحبی:
تازمانی‌که به‌اندازۀ نیت‌کردن به مغرب یا غروب (به‌حسب اختلاف فتاوا) مانده باشد.
انتهای نیت روزۀ ماه رمضان برای معذور
انتهای نیت روزه برای کسی‌که نمی‌داند یا فراموش کرده است ماه رمضان است یا بدون‌نیت خوابیده و خواب مانده است، چه زمانی است؟
اگر مبطلی انجام نداده است، تا اذان ظهر فرصت دارد فوراً نیت کند و روزه‌اش صحیح است؛ ولی اگر بعد از اذان ظهر متوجه شود، باید قضای آن را بعداً به جا آورد و تا مغرب تأدباً امساک کند (حضرت امام و آیات عظام فاضل، خویی، مکارم، وحید، تبریزی، بهجت و اراکی).
اگر مبطلی انجام نداده است، تا اذان ظهر فرصت دارد فوراً نیت کند و روزه‌اش صحیح است؛ ولی اگر بعد از اذان ظهر متوجه شود، بنا بر احتیاط واجب نیت روزه کند رجائاً و سپس قضا کند (آیات عظام سیستانی و گلپایگانی و صافی).
تا اذان صبح فرصت دارد نیت کند؛ ولی اگر مبطلی انجام نداده است و در بین روز ملتفت شود، بنا بر احتیاط واجب، آن روز را به‌قصد قربت مطلقه امساک کرده و قضای آن را نیز بگیرد (آیات عظام خویی، تبریزی، وحید و زنجانی).
انتهای نیت روزۀ واجب معین برای معذور
انتهای نیت روزۀ واجب معین برای شخصی که عذر دارد، چه زمانی است؟
اگر مبطلی انجام نداده است و قبل از اذان ظهر ملتفت شود، بدون‌تأخیر نیت کند، روزه‌اش صحیح است؛ ولی بعد از ظهر نمی‌تواند نیت کند (مشهور).
اگر مبطلی انجام نداده است و قبل از اذان ظهر ملتفت شود و بدون‌تأخیر نیت کند، روزه‌اش صحیح است و اگر بعد از ظهر یادش بیاید، بنا بر احتیاط واجب رجائاً روزه بگیرد و روزۀ آن روز را نیز قضا کند (آیت‌الله‌سیستانی).
در نذر معین اگر مبطلی انجام نداده است، تا مغرب و در غیر آن از واجبات معین تا اذان صبح و اگر تا آن موقع نیت نکرد، به روزۀ آن روز اکتفا نکند (آیت‌الله‌زنجانی).
انتهای نیت روزۀ نیابتی
انتهای نیت برای روزۀ نیابتی قضای میت چه زمانی است؟
الف. تبرعی و مجانی:
تا اذان ظهر است (رهبر معظم انقلاب و آیات عظام سیستانی، صافی، بهجت، فاضل، مکارم و تبریزی).
باید موقع اذان صبح نیت داشته باشد و حکم روزه برای خودش را ندارد (آیات عظام خویی و گلپایگانی).
ب. استیجاری:
تا اذان ظهر است (رهبر معظم انقلاب و آیات عظام سیستانی، صافی، بهجت، فاضل و مکارم).
باید موقع اذان صبح نیت داشته باشد و حکم روزه برای خودش را ندارد (آیات عظام خویی و گلپایگانی).
باید موقع اذان صبح نیت داشته باشد و حکم روزه برای خودش را ندارد و چنانچه بخواهد در بین روز تا قبل از اذان ظهر نیت کند، کفایت فعل معذور از منوب‌عنه محل اشکال است (آیت‌الله‌اراکی).
تأخیر افطار
آیا انسان می‌تواند بعد از اذان مغرب همچنان نیت روزه داشته باشد؟
جایز نیست شب را جزء نیت روزه قرار داد؛ مگر به‌قصد مقدمیت و تأخیرانداختن افطار از اول اذان مغرب بدون قصد روزه:
مستحب است تا خواندن نماز مغرب و عشا تأخیر بیندازد تا ثواب نماز روزه‌دار مکتوب شود؛ مگر کسی برای افطار منتظرش باشد یا موقع نماز، خضوع قلب نداشته باشد (مشهور).

 

منبع:قدس


:: بازدید از این مطلب : 1962
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

: مراسم مناجات خوانی و سخنرانی شب هجدهم ماه مبارک رمضان در مهدیه تهران برگزار شد.

در این مراسم که با مناجات خوانی حاج مهدی سماواتی آغاز شد، حجت الاسلام سیدحسین مومنی به سخنرانی پرداخت.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

* از آسیب های بسیار جدی که در بحث دعا مطرح است، غفلت از امر دعا بعد از رفع ابتلاء است، صرفا زمان ابتلاء انسان نباید دعا بکند، زمانی که مبتلا نیستیم، گرفتار نیستیم، مصیبت و بلائی سرمان نیامده هم باید دعا بکنیم.

* دعا صرفا برای زمان ابتلاء و گرفتاری نیست، در زمانی که گرفتار نشدیم دعا بکنیم، زمانی که گرفتار هستیم دعا بکنیم و زمانی که گرفتاری و ابتلاءمان برطرف شد باز هم دعا بکنیم. لذا قبل از ابتلاء حین ابتلاء و بعد از ابتلاء از آداب دعا کردن است.

* ولی به حکم اینکه « إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ » زمانی که مبتلاء نیست، دعا نمی کند، زمانی که مبتلاء هست، آخر سر می آید و دعا می کند، اول می رود سراغ دیگران و زمانی که ابتلاء او بر طرف شد، دعا کردن هم از یادش می رود، فراموش می کند. خداست که باید انسان را نجات بدهد. فراموش می کند اگر قرار است از ما ابتلائی برداشته بشود، به اذن الهی است، « أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ »همزه این آیه، همزه استفهام است نه دعا، کیست که مضطر را اجابت بکند، کیست که گره از کار مضطر باز بکند و این ناراحتی درونی او را از بین ببرد جز خدا. فقط خدا. قبل از ابتلاء، دعا، از امری می ترسید، دعا، حین ابتلاء، دعا.

* به امام صادق علیه السلام گفتند: ما هم مانند حضرت یوسف که خدا را به اجداد خود قسم داد، دعا بکنیم؟ حضرت فرمودند: خیر، اگر شما می خواهید دعا کنید، به خدا بگویید: خدایا، تو را به حق پیغمبر و أئمه ای که از نسل او هستند، و أئمه معصومین علیهم صلوات الله اجمعین، اگر گناه من باعث بی آبرو شدن من درِ خانه توست، به حرمت اینها از من بگذر، این ها درِ خانه تو آبرو دارند.

* کسی از امیرالمومنین(ع) طلب موعظه کرد، گفت: علی جان، می شود مرا موعظه کنی؟ امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: از آن آدم هایی نباش که وقتی عافیت دارند در زندگی خود برتر بینی، تکبر و غرور دارند، زمانی که مبتلا بشوند نا امید مأیوس اند، از این آدم ها نباش، زمانی که مصیبتی سرشان بیاید، از سر اضطرار یک یا الله می گویند. گرفتار که می شود و در حال برشکست شدن است، هر شب دعایش به راه است و وقتی به عافیت برسد یادش می رود، خدایا کمکم کن من بتوانم همین یک دستور العمل حضرت علی علیه السلام را در زندگی ام جامه عمل بپوشانم.


:: بازدید از این مطلب : 1659
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

مراسم شب نوزدهم رمضان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) با سخنرانی آیت الله احدی برگزار شد.
 
نکاتی از سخنان آیت الله احدی را بخوانید؛



 *بزرگان ما لیله القدر را در چند معنا میگیرند، یک لیله القدر یعنی لیله الشرف، یعنی که من شرافتی ندارم ولی امشب با اتصال خدا از این کانال شرافت پیدا می کنم.

 *از معصوم سوال کردند که ما شب 19 رمضان چه نسبتی با شما پیدا می کنیم، حضرت پاسخ داده است فرزند معنوی ما می شوید، امشب فهمیدیم که علی(ع) دو نوع فرزند دارد، یکی نسبی و دیگری معنوی.

 *ما میخواهیم در شب قدر فرزند معنوی اهل بیت شویم، میخواهیم بشویم منا اهل البیت.

 *معصوم (ع) فرمود: کسی که در مجلس ما گناه نمی کند ولی وفتی خارج می شود باز گناه می کند اینها فرزندان معنوی ما نیستند، فرزند معنوی من کسی است که در گوشه ای که نسشته و می گوید: الله اکبر، لااله الا الله، استغفرالله ربی و اتوب الیه.

 *فرمود: کسی که اسغفار می کند انتساب بخدا پیدا می کند، چون امشب تمام فرشتگان  پایین می آیند و مامور هستند از طرف خداوند تا به بندگان  بگویند که خداوند غفور و رحیم است.

 *انسان در این شب می تواند برای خودش تقدیری خاص مقدر کند، مثلا من شغل و مدرک تحصیلی و...می خواهم، دیگری تقدیر عمومی می خواهد مثلا من میخواهم جهنمی نشوم، میخواهم ملعون خدا نباشم، بنده میخواهم مثل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به عرفان برسم و...

 *امام حسن می فرماید در شب های قدر مادرمان فاطمه(س) آب به سر و و روی ما می پاشید و نماز شب میخواند ناگهان برای لحظاتی مادرم  غیب شد و برگشت رفتم سر خود را بر زانوی مادر گذاشتم پرسیدم: مادر کجا بودی؟ فرمود: پسرم داشتم دور عرش طواف می کردم، فرمود: این خاصیت شب قدر است، شب قدر یعنی طواف اطراف عرش.

 


:: بازدید از این مطلب : 1306
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

: مراسم سخنرانی، عزاداری و احیای شب نوزدهم ماه رمضان با حضور جمع زیادی از شب زنده داران در مکتب الزهرا برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقا تهرانی سخنرانی کرد.


نکاتی از سخنان حجت الاسلام آقا تهرانی؛

_ بچه شیعه ها اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین دارد که این حداقلش است. کسی که ولایت حضرت مولا را دارد و از دشمنانش بیزاری می جوید و حلالی را که امیرالمؤمنین حلال می داند را حلال و حرامی را که امیرالمؤمنین حرام می داند، حرام می شمارد. گاهی اوقات هم گناه می کند و اگر در دنیا توبه هم نکند،در عالم برزخ او را می آورند، و آن را پاک می کنند و در قیامت طوری وارد می شود که هیچ گناهی ندارد.

_ روایت است که گاهی اوقات گناه ماهیت ما را تغییر می دهد و از شکل انسانی درمی آورد. اهل بیت ما را درقیامت شفاعت می کنند ولی می فرمایند که برزختان را جمع کنید. حلال و حرام را با هم قاطی نکنید. بداخلاقی نکنید. گناه نکنید. معصیت نکنید. حق الناس را رعایت کنید. برزخ را سهل نگیرید. بعد از این دنیا برزخ انسان شروع می شود. برزخ فاصله این دنیا تا قیامت است و چند سال طول می کشد معلوم نیست. 

_ امشب شب توبه است. توبه کنیم و تصمیم بگیریم که اگر کسی حقی گردن ما دارد آن حق را بپردازیم. دست پدر و مادرهایمان را ببوسیم. و از آن ها دلجویی کنیم. قولی به کسی داده اید وفا کنید. حلالیت بطلبید. امشب خودتان را پاک کنید. طبق روایت ما در قیامت جهنم نمی رویم ولی برزخ هست. با خدای تعالی آشتی کنید.

_ طبق روایت رسیده از امیرالمؤمنین دنیا دار گول زدن است و کسی که در این دنیا به دنبالش برود به آن می رسد.دنیا یک سرای خاری است. سفر آخرت را تأمین کنید.


:: بازدید از این مطلب : 1646
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

«لیلةالقدر، شب ولایت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بیت است، هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مبارکه قدر هم، سوره ولایت است.»(3) «در اصول كافي در باب حجت، روايتي از امام معصوم(ع) آمده است كه خطاب به شخصي فرمودند: «براي اثبات ولايت ما براي مخالفين، با سوره قدر احتجاج كنيد. چرا كه يكي از دلايل لزوم امام بعد از پيغمبر اكرم(ص) اين سوره است»؛ اين شخص با تعجب مي‏گويد در اين سوره از امامت و ولايت سخني گفته نشده است. پس چگونه مي‌توان از اين سوره براي اثبات مسئله امامت احتجاج نمود؟ حضرت فرمودند: از مخالفان بپرسيد در شب قدر ملائكه بر چه كسي نازل مي‏شوند؟ آيا تاكنون كسي ادعا كرده است كه در شب قدر، ملائكه بر او نازل شده باشند؟ هيچ كس نمي‌تواند ادعا كند كه نزول ملائكه را در شب قدر درك كرده است. تاكنون نيز كسي در اين باره مدعي نشده است. قرآن نيز مي‌گويد:

فرشتگان با روح در شب قدر نازل مي‏شوند. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ»

بنابراين حتماً بايد پس از پيغمبر(ص) كسي وجود داشته باشد تا ملائكه بر او نازل شوند. او كسي جز حجت خدا و امام زمان صلوات الله عليه نخواهد بود.

امّا وقتي ملائكه بر امام زمان نازل مي‏شوند، چه كاري خواهند كرد؟ قرآن مي‌فرمايد:

«سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ»؛ از شب تا صبح، فرشتگان فوج فوج به خدمت امام عصر(عج) رسيده و به ايشان عرض سلام مي‌گويند. براي ملائكه توفيق و شرافتي است كه در شب قدر اجازه ‌يابند تا به خدمت امام زمان(عج) رسيده و به ايشان اداي احترام كنند. اما نكته دوم كه در روايات شيعه از حد خبر واحد فراتر است، آن است كه ملائكه نازل مي‏شوند تا مقدرات سال را بر امام زمان(عج) عرضه نمايند. به ويژه در شب بيست و سوم كه مقدرات عالم به امضاء رسيده و قطعي شده است را به حضور امام زمان صلوات الله عليه ارائه داده و ايشان از تمام مقدرات امت تا پايان سال بعد و شب قدر ديگر، آگاه مي‌شوند.»(4)

«چون لیلة‌القدر، لیله توجه تام ولیّ کامل و ظهور سلطنت ملکوتیه اوست، به توسط نفس شریف ولی کامل و امام عصر هر عصر و قطب هر زمان که امروز حضرت بقیة‌الله فی‌الارضین، سیدنا و مولانا و امامنا حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه، است، تغییرات و تبدیلات در عالم واقع شود، پس هر یک از جزئیات طبیعت را خواهد بطئی حرکت کند و هریک را خواهد سریع حرکت کند و هر رزقی را خواهد توسعه دهد، و هر یک را خواهد تضییق کند، و این اراده، اراده حق است و ظل و شعاع اراده ازلیّه و تابع فرامین الهیّه است»(5)

امام معصوم، شاهد اعمال

امام، مظهر اسم حىّ الهى است و چون حيات مبدأ علم و قدرت است و علم خداوند شهودى است او نيز شاهد اعمال امّت و به همه كارهاى آنان آگاه است.

امام، چونان احاطه جان بر بدن، به تمام شئون انسان‌ها احاطه دارد، زيرا وى جان جانان است و اطلاع و وقوف حضرتش به اعمال ما منحصر در روزهاى مشخص و دفعات محدود نيست.

عرضه اعمال به پيشگاه امام گاه عرضه‌اى عمومى است كه روزهاى دوشنبه و پنج‌شنبه اعمال امّت به حضورشان برده مى‌شود -چنان‌كه ظاهر برخى روايات عرض اعمال همين است- و گاه عرضۀ دائمى و اشراف هميشگى است كه با عبارات كل يوم و ليلة، كل صباح در روايات معصومان آمده است و ناظر به دوام وقوف امام عليه السّلام بر اعمال امّت است.

همان‌طور كه جان ما از جسم ما با خبر است و مى‌داند كه بر او چه مى‌گذرد، امام به واقع از جان ما با خبر است؛ گويى درون جان ماست. اين نكته فاخر را كه امام جان جانان است مى‌توان از تعبير اَلنَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ(6) استفاده كرد، زيرا اگر انسان كامل معصوم مانند حضرت رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از جان آنان سزاوارتر است حتما به مناسبت تفوق وجودى نسبت به ارواح است به طورى كه ارواح امت به منزله بدن براى روح نبوى‌اند و چون حقيقت امامت جز خلافت خدا و رسول نيست قال الرضا عليه السّلام: انّ الإمامة هي منزلة الأنبياء و إرث الأوصياء، انّ الإمامة خلافة اللّه و خلافة الرسول و مقام أمير المؤمنين عليه السّلام(7) هر كمال مشتركى را كه ميان مقام نبوّت و ولايت متصور باشد واجد خواهد بود.

بنابراين مقام اولويتى كه در آيه مذكور به واسطه تفوّق وجودى براى پيامبر بالاصاله ثابت است براى امام معصوم كه خليفه رسول اللّه است بالتبع ثابت خواهد بود.(8)

امامان عليهم‌السّلام چگونه از اعمال ما باخبر مى‌شوند؟

بهترين راه براى شناخت اين امور مراجعه به احاديث و فرموده‌هاى امامان معصوم عليهم‌السّلام است.

الف) امام زمان(عج) در توقيعى خطاب به شيعيان فرمود:

فإنّا نحيط علما بأنبائكم و لا يعزب عنّا شيء من أخباركم؛(9)

ما بر اوضاع و احوال شما كاملا آگاهيم و هيچ‌يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‌ماند.

ب) امام صادق عليه السّلام دربارۀ قول خداى عزّ و جل كه فرمود:

اِعْمَلُوا فَسَيَرَى اَللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ(10)؛  عمل كنيد كه خدا و پيامبر و مؤمنين كردار شما را مى‌بينند.

فرمود: مؤمنين همان ائمه هستند. (11)

ج) عبدالله بن ابان كه در نزد امام رضا عليه السّلام منزلتى داشت گويد: به امام عليه السّلام عرض كردم: براى من و خانواده‌ام به درگاه خدا دعا فرماييد. امام فرمود: مگر من دعا نمى‌كنم؟ به خدا سوگند كه همانا اعمال شما در هرشب و روز بر من عرضه مى‌شود.

عبد الله گويد: حضرت كه متوجه شد من اين مطلب را بزرگ و باور نكردنى شمرده‌ام فرمود:

مگر كتاب خدا را نخوانده‌اى؟

وَ قُلِ اِعْمَلُوا فَسَيَرَى اَللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ ؛

مراد از مؤمن به خدا سوگند على ابن ابى طالب عليه السّلام است.(12)

چگونگى دريافت علم و آگاه شدن بركردار مردم

از امام كاظم عليه السّلام در اين باره روايت شده است كه:

علم به سه صورت به ما مى‌رسد: يكى اخبار گذشته كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله براى ما تفسير و تبيين كرده، ديگر اخبار آينده كه در مصحفى نزد ما نوشته شده و سوم اخبار پديد شونده و فعلى كه، از راه الهام در دل و تأثير در گوش به ما مى‌رسد (كه هرروز به ويژه شب‌هاى جمعه و قدر حاصل مى‌آيد) و آن بهترين دانش ماست (زيرا از اسرار امامت است) و پيامبرى بعد از پيامبر ما نيست.(13)

آثار تربيتى آگاهى امام عليه السّلام از اعمال مردم

 امام زمان (عج) واسطۀ فيض و رحمت الهى بين خدا و بندگان است. جاى ترديد نيست كه آن بزرگوار از كردار همۀ بندگان نيكوكار و بدكار آگاه مى‌شود، خصوصا اين‌كه به مسلمانان و شيعيان توجه خاص دارد و هم‌چون پيامبر صلّى اللّه عليه و اله هرگاه كار نيكى را از آنان ببيند، خدا را سپاس مى‌گويد و بر هر كار بدى برايشان استغفار مى‌كند.(14)

نكتۀ اساسى بعد تربيتى خاصى است كه توجه به آن امت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و پيروان معصومان عليهم السّلام را به نوعى مراقبت هميشگى نسبت به كردار خويش وامى‌دارد. به راستى اگر بدانيم در هرهفته يك‌بار يا دوبار، بلكه در هرروز، كارنامۀ هريك از ما را به حضور مقدس ولى عصر(عج) عرضه مى‌دارند، چه تأثيرى جز تلاش در راه اصلاح نفس و بهسازى اعمال ما مى‌تواند داشته باشد؟

امام صادق عليه السّلام می‌فرماید:

إنّ أعمال أمّة محمّد صلّى اللّه عليه و اله تعرض على رسول اللّه كلّ خميس فليستحي أحدكم من رسول اللّه أن يعرض عليه القبيح؛(15)

كردار امت محمد صلّى اللّه عليه و اله هرپنجشنبه بر او عرضه مى‌گردد، پس هريك از شما بايد از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله حيا كند كه مبادا كارهاى زشت خويش را به او عرضه بدارد.(16)

 

4- گزيده‏اى از سخنان حضرت آية اللّه علامه مصباح يزدى(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبرى است كه در تاريخ 20/06/87 مطابق با شب دهم ماه مبارک‌؛ رمضان 1429 ايراد فرموده‌اند. برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی استاد مصباح یزدی

5- آداب الصلاة امام خمینی (ره) ص268

6- سوره احزاب آیه 6

7- الکافی ج 1 ص200

8- امام مهدی (عج) موعود موجود آیت الله جوادی آملی ص 76-75

9- طبرسى، الاحتجاج، ج  3 ، ص  497

 10- سوره توبه ، آيۀ 105

11- كافى، ج  1، ص  318

12- همان، ج  1 ، ص  319

 13- همان، ص  393

14- بحار الانوار، ج  18، ص  150 ، به نقل از: موعود، شمارۀ4

 15- بحار الانوار، ج  17، ص  150 ، ح  5

16- سپیده امید کاوشی در مهدویت ص126


:: بازدید از این مطلب : 1675
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

یک سال انتظار کشیدیم و عاقبت مفتخرمان کردند به حضور در این بزم ملکوتی، امشب حاجات به آسمان می رود و مُهر تأیید خورده بر می گردد، بعضی هایشان همین روزها اجابت می شوند بعضی هایشان سال بعد، بعضی هایشان چند سال بعد، اما دست رد به سینه احدی زده نمی شود، همه و همه مهر اجابت می خورند.

بعضی از این دعاها خیلی قشنگ هستند آنقدر خالص و بی ریا که اشک فرشتگان را در می آورد، اینقدر عمیق و شیرین که ملائکه سجده دوباره بر انسان می کنند.

یکی می گوید خدایا من شکسته تر از آنم که درکت کنم اما می شود خدایی کنی و لحظه ای به قلبم بیای؟ خدایا می شود نگاهم کنی؟

یکی زمزمه می کند خدایا دستانم خالیست و نیاز بنده های تو بسیار، خدایا ندارم، می توانم جانم را پیشکش کنم ؟

یکی دلتنگ است و منتظر، سالهاست اشک ریخته و انتظار کشیده، طاقتش تمام شده می گرید: «خدایا حجتت را برسان، خدایا امام زمانمان را برسان، خدایا کودکان غزه ، مردم بی گناه سوریه و عراق فریادرس می خواهند ، خدایا فریادشان را بشنو و جان این عالم بی جان را برسان....»

یکی می گرید خدایا یادت می آید آنروز چقدر با تو لج کردم با همه کوچکیم در برابر همه آسمان ها و زمینت ایستادم و گفتم نمی خواهم بندگی ات را؛ دست از سرم بردار ؟ خدایا امشب آمده ام بگویم اشتباه کردم دستت را آنی از سرم برندار ، من بی تو هیچم، هیچ ....

راستی این شب ها از خداوند چه بخواهیم؟

خداوند کریم و بخشنده کدام دعای ما را بیشتر دوست دارد؟

این شب ها چقدر به دعایمان بال و پر دهیم ، به اندازه عزیزانمان ، به اندازه کشورمان ؟ به اندازه هم کیشانمان؟

به اندازه آخرتمان ؟ دعایمان را چقدر وسعت ببخشیم؟

بسیار خرسند می شویم که دعاهای پر مغز و ناب و خالصتان را با ما به اشتراک بگذارید ، باشد که از هم بیاموزیم چگونه دعا کردن را و به یاد هم بیاندازیم چه بخواهیم که سعادت و عاقبت به خیری نتیجه اش باشد؟ 

منبع: تبیان


:: بازدید از این مطلب : 1655
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393
 علامه حسن زاده در انتهای درس شانزدهم کتاب معرفت نفس بیان می دارد: هم اکنون در پی تحصیل کمال بوده باشید تا آتیه ای سعادتمند داشته باشید زیرا که باور کرده اید هر چیز تا به کمال نرسیده است قدر و قیمت ندارد. باید از همسالان و همزادان خود که شب و روز را به بیکاری و ولگردی و هرزگی به سر می برند، سخت دوری گزینید که رهزن شمایند.

این گروه روی سعادت را نخواهند دید چند روزی در مقام خیال به تازگی رنگ و رخسار خود سرگرم و به پوشاک های گوناگون بوقلمونی وطاووسی دل خوشند و به زودی نه آن را دارند نه این را نه کمالی تحصیل کرده اند که بدان دل گرم باشند ، ناچارا باید بعدا تن به گدایی دهند و یا به دزدی و دیگر بیچارگی ها مزاحم اجتماع باشند و زندگی را بگذرانند.

با آنان همنشین نشوید که به شما بگویم نطفه و مربی و اجتماع و معاشر از اصولی اند که در سعادت وشقاوت انسانی دخلی به سزا دارند.....

باید دوستان از روش نابخردان همواره دوری گزینند و بدانند که اکثر بزرگسالان عصر ما به حد بلوغ نرسیده اند و در راه آن نیستند که هر روزشان بهتر از روز پیش باشد.

بیشمار ( و ما یعلم جنود ربک الا هو) دست هم گرفته در کارند تا انسان بسازند و از عالمی تحویل به عالم دیگر دهند و می گوید که مروت نباشد که کفران شود و جبران نشود.

با خلق خدا مهربان باش. از سخنان ناهنجار گرچه به مزاح باشد بر حذر باش. خلاف مگو گرچه به مطایبت باشد. از قسم خوردن هم اگر چه به راست، احتراز کن. چه ایستاده ای دست افتاده گیر و تا می توانی نماز را در اول وقت به جای آر.

با خلق خدا مهربان باش. از سخنان ناهنجار گرچه به مزاح باشد بر حذر باش. خلاف مگو گرچه به مطایبت باشد. از قسم خوردن هم اگر چه به راست، احتراز کن.

انسان بیدار همواره کشیک نفس می کشد و پاسبان حرم دل است و واردات و صادرات دهان خود را می پاید و دار هستی را کارخانه ای بزرگ می یابد که با عمّال و از عالمی تحویل به عالم دیگر دهند و می گوید که مروت نباشد که کفران شود و جبران نشود.

از امیرالمومنین علی (ع) سوال کردند که وجود چیست؟ فرمود به غیر وجود چیست؟ اما در باب شیوه پسندیده سکوت، حق است که:

هر که را اسرار حق آموختند مُهر کردند و دهانش دوختند

رسول الله (ص) به قیس ابن عاصم فرمود: "ان مع الدنیا آخره"

از ماه شعبان که میقات شهر الله است، غسل توبه کن و لباس و فا و ولا از دل و جان محرم شو و از صمیم قلب لبیک گو و در خویشتن سفری کن و گرد کعبه عشق طواف کن که دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

در روز، مشغله و آمد و شد و اسباب انصراف انسان بسیار زیاد است، بخلاف شب که هنگام آرامش قوله سبحانه:

(انا سنلقی علیک قولا ثقیلا ان ناشئه الیل هی اشد و طئا و اقوم قیلا ان لک فی النهار سبحا طویلا).

لذا اذکار و اوراد و خلوت را در شب تاثیری خاص است که در روز نیست، به خصوص در ثلث آخر لیل.

اهل الله گفتند که هیچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقی درجات و مقامات معنوی کلمه طیب(لا اله الا الله) ندارد.

از این روی رسول خدا (ص) فرمود: (کل حسنه یعملها الرجل توزن یوم القیامه الا شهاده لا اله الا الله فانها لا توضع فی المیزان و وضعت السماوات و الارضون السبع و ما فیهن کان لا اله الا الله ارجح من ذلک)

یعنی:

در روز رستاخیز هر کار نیک سنجیده شود جز گواهی دادن به لا اله الا الله که آن را در ترازو ننهند چه اگر در ترازو رود، آسمان ها و زمین های هفتگانه با وی برابری نکنند. کنایه از این که ثواب این کلمه را نهایت نبود و به شمار نیاید و هیچ چیز هم سنگ او نگردد.

در این اوان که بحمدالله با " لا اله الا الله" محشوری ، خوش آن که با دوست، حشر علی الدوام دارد.

لیله قدر و ماه رمضان در الهی نامه علامه حسن زاده آملی

الهى ماه مبارك را حرام كردم كه نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر، در ليلة الجوائز جز شرمسارى چه مى برم خوشا بحال صائم كه له فرحتان حين يفطر و حين يلقى ربه بدا به حالم كه لى حزنتان، بار آلها آهم جهنم سوز است.

الهى واى بر آنكه در شب قدر فرشته بر او فرود نيامده با ديو همدم و همنشين گردد.

الهى شكرت كه مجاز را قنطره حقيقت گردانيدى تا از ليلة القدر زمانى زمينى به ليلة القدر آسمانى رسيدم . الهى شكرت كه در اين شب مبارك بليلة القدر رسيدم.

سفارشات علامه در ماه مبارک رمضان

هم اکنون در پی تحصیل کمال بوده باشید تا آتیه ای سعادتمند داشته باشید زیرا که باور کرده اید هر چیز تا به کمال نرسیده است قدر و قیمت ندارد. باید از همسالان و همزادان خود که شب و روز را به بیکاری و ولگردی و هرزگی به سر می برند، سخت دوری گزینید که رهزن شمایند.

این گروه روی سعادت را نخواهند دید چند روزی در مقام خیال به تازگی رنگ و رخسار خود سرگرم و به پوشاک های گوناگون بوقلمونی وطاووسی دل خوشند و به زودی نه آن را دارند نه این را نه کمالی تحصیل کرده اند که بدان دل گرم باشند، ناچارا باید بعدا تن به گدایی دهند و یا به دزدی و دیگر بیچارگی ها مزاحم اجتماع باشند و زندگی را بگذرانند.

با آنان همنشین نشوید که به شما بگویم نطفه و مربی و اجتماع و معاشر از اصولی اند که در سعادت وشقاوت انسانی دخلی بسزا دارند... .

باید دوستانم از روش نابخردان همواره دوری گزینند و بدانند که اکثر بزرگسالان عصر ما به حدبلوغ نرسیده اند و در راه آن نیستند که هر روزشان بهتر از روز پیش باشد. 
 
منبع: مهر

:: بازدید از این مطلب : 1466
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393
آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟

آیت الله بهجت(ره) می‌فرمود: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(ع) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(ع) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(ع)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(ع) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! ""

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(ع) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(ع) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(ع) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند."

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(ع) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(ع) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(ع) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(ع) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(ع) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(ع) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(ع) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(ع) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.
 
منبع: تسنیم

:: بازدید از این مطلب : 1565
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

آیت الله بهجت معتقد بودند، معیار و محور باید یک نفر باشد که آن شخص امام خمینی بود و حتی می‌گفتند ما می‌توانیم روی سبیل شاه نقاره خانه بزنیم و تنها باید همت به خرج دهیم.

بررسی زوایای جدیدی از زندگی آیت الله بهجت در گفت وگوبا آیت الله مسعودی خمینی تولیت سابق حرم حضرت معصومه (س) که یکی از شاگردان اعلم و فقیه مرحوم بهجت است،تقدیم حضورتان می شود؛
 
با توجه به اینکه حضرتعالی حدود 12 سال در درس خارج فقه آیت الله بهجت حضور داشتید بفرمایید شیوه تدریس ایشان چگونه بود؟   
 
در درس فقه علماء مرسوم بر این است که آن  عالم فقیه می‌آید و مسئله ای را مطرح می کند و بعد از آن کتب گونانون فقهی را مورد بررسی قرار می دهد و اقوال مختلف و ابعاد مختلف نظریه را با نام بردن صاحب نظریه درکتب مختلف نام می بردند ولی آیت الله بهجت اینگونه نبودند که بگویند این نظریه برای کتاب فلان از فلان شخص است.  
 
پس شاگردان  ایشان از کجا می فهمیدند که این اقوال از کیست؟  
 
باید شب گذشته تمام اقوال را بررسی می کردند تا وقتی در جلسه درس نظریه ای مطرح شد بدانند که از کیست. لذا شاگردان زیادی در درس آیت الله بهجت حضور نمی یافتند چرا که باید  خودشان زحمت می کشیدند.  
 
در فتاوا، آیت‌الله بهجت شهامت زیادی داشتند. برای مثال درباره‌ی نجاسات کفار می‌گفتند که یهودی‌ها و آن‌هایی که صاحب کتاب هستند اگر پایبند به دین خود باشند چرا باید نجس باشند؟ در حالی که بقیه‌ی علما آن ها را نجس می‌دانستند. نجس بودن شان به خاطره این بود که ملحد بودند و توحید نداشتند. ایشان درس اخلاقی به صورت جداگانه نمی‌گفتند اما همیشه قبل از درس یک نکته اخلاقی می‌گفتند.   
 
بحثی مطرح است من باب اینکه آیت الله بهجت در مسائل سیاسی دخالتی نمی کردند.  
 
اگر شما بخواهید افرادی را مثل امام پیدا کنید که روش سیاسی شان این بود که باید با ظالم با فریاد مبارزه کرد. از روز اول هم ایشان فریاد زدند اما بعضی از آقایان روش شان فریاد نبود اما پایه های ظلم را سست می کرد که آیت الله بهجت در قالب بحث هاشان در زمان انقلاب  پایه های ظلم را سست می کردند.  
 
چرا روش ایشان مثل امام (ره) نبود که با فریاد با ظالم مقابله کنند؟  
 
علت آن این بود که آیت الله بهجت معتقد بودند، معیار و محور باید یک نفر باشد که آن شخص امام خمینی بود و حتی می‌گفتند ما می‌توانیم روی سبیل شاه نقاره خانه بزنیم و تنها باید همت به خرج دهیم. بعد می فرمود یا با زور و یا با پول می توان شاه را خرید چرا که امثال این فقط دنیا را می پرستند و اتفاقی نمی افتد و اگر دنیا را به آنها بدهید می توانید آنها را راضی کنید.  
 
البته لازم به ذکر است که بگویم ایشان در مسائل سیاسی فریاد نمی زدند ولی دخالت می‌کردند و حضور داشتند.  
 
 به صورت عینی خاطره ای هم می توانید تعریف کنید که موید این مطلب‌تان باشد؟  
 
یک روز آقایی قبل از انقلاب آمد و به آیت الله بهجت گفت، آیا شما فکر نمی کنید که آقای خمینی تند می رود؟ این اتفاق برای آن زمان بود که امام در مورد کاپیتولاسیون صحبت کرده بودند و اعلامیه‌ی شاه دوستی سطح بالای امام منتشر شده بود و همه می‌دانستند که لبه‌ی تیز انقلاب امام روی شخص شاه است و شاه است که باید از بین برود. 
 
بعد آیت‌الله بهجت در جواب سئوال آن  شخص می‌گوید: شما احتمال نمی‌دهید که آقای خمینی دارند کند می روند؟   
 
معنایش این بود که اگر قرار است انقلاب شود باید هر چه تندتر رفت. در همان سال‌های چهل و یک و یا چهل و دو بود که امام با آقای بهجت رابطه‌ی محکمی داشت.   
 
راجع به سفارشات آیت‌الله بهجت به امام در رابطه با قربانی کردن گوسفند که از طریق شما صورت می‌گرفت برایمان بفرمایید.  
 
گاهی اوقات در بحبوحه انقلاب آیت الله بهجت به من می‌فرمودند آقای مسعودی به امام بگویید فردا گوسفند قربانی کند و من به امام می‌گفتم و ایشان دستور می‌دادند که به آقای فرجی (قصاب قبل از انقلاب شهر قم) بگویید دو تا گوسفند قربانی کند. 
 
یک دفعه‌ی دیگر هم آقای بهجت فرمودند که فردا صبح اول وقت به این جا بیا. وقتی که رفتم گفتند همین امروز به آقای خمینی بگویید که سه تا گوسفند قربانی کند وقتی به امام گفتم، امام فرمودند بلافاصله به آقای فرجی قصاب بگویم تا این کار را انجام دهد.  
 
علت این قربانی ها چه بود؟  
 
من خودم، یک دفعه من پرسیدم که قربانی کردن این گوسفند ها برای چیست؟ ایشان می فرمودند این قربانی ها دفع بلا می‌کند.  
 
ایشان در درس خارج فقه شان از مسائل سیاسی هم سخن می گفتند؟  
 
ایشان در درس فقه شان قبل از درس آیه روایتی می خواندند که هم از نظر اخلاقی و هم از نظر سیاسی حرفشان را زده باشند. اگر از تمام این ها فیلم داشتیم الان دنیایی از اخلاق و سیاست از زبان ایشان را جمع کرده بودیم.   
 
یک روز امام آمده بودند قیطریه، بعد از تبعید از ترکیه که آقای بهجت فرمودند نامه‌ی کوچکی است که به دست امام برسانید وقتی این نامه را به ایشان رساندم با این که نامه شاید ده کلمه بود اما فهمیدم که در مورد نفت بود. گذشت تا یک روز امام کتابی به من داد که آن نامه داخل آن بود که دو یا سه خط کوچک در آن خطاب به امام نوشته شده بود. حتی اگر بتوانید شما نفت را با  آمریکا معامله کنید که آمریکا دخالتی در امور ایران نکند باز هم ارزش دارد. شما نفت را بدهید تا اسلام باقی بماند و شاه برود.   
 
رابطه آیت الله بهجت با مقام معظم رهبری چگونه بود؟  
 
آقای بهجت معمولا کسی را به این آسانی در خانه اش راه نمی‌دادند اما مقام معظم رهبری هر چند وقت یک بار شب‌ها حتی بصورت غیر مترقبه می‌آمدند و با آقای بهجت جلسه‌ی نیم ساعتی داشتند و می‌رفتند.   
 
گویا بر سر ساخت گنبد مطلای حضرت معصومه سلام الله علیها، هم آیت‌الله بهجت تاکیدی داشتند. درست است؟  
 
بله. هنگام ساخت گنبد من خدمت مقام معظم رهبری رفتم و گفتم که نظر آقای بهجت است که این گنبد ساخته شود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند هر چه آقای بهجت گفته باشند من چشم بسته قبول می کنم. بعد من گفتم که من از شما حمایت معنوی می‌خواهم تا بتوانم این کار را انجام بدهم. 
 
در تمام امور عمرانی آستان مقدسه در طی این بیست سال از خود موقوفات و درآمد آستانه آوردیم و خرج کردیم نه از مقام رهبری پولی گرفتیم و نه از هیچ کس دیگری.  
 
مقام معظم رهبری شخص بسیار زیرکی هستند و اگر چیزی از معنویات و سلوک عرفانی هم داشته باشند کتمان می کنند اما علامه کتمان نمی کرد و آقای خمینی هم صد در صد کتوم بودند.  
 
خاطره ای در ذهنتان از توصیه  های اخلاقی و دستورالعمل‌های عرفانی دارید؟  
 
زمانی به خدمت ایشان رسیدم در زمان های قبل از انقلاب که حتی نان هم نداشتم که بخورم، من به ایشان گفتم که آقا من ازدواج کردم و شهریه ی ما 30 تا تک تومانی است و وضع مالی‌ام خیلی خراب است. 
 
ایشان فرمودند که من ذکری به تو می گویم که تا من هستم و نیستم به احدی نباید بگویی و از آن روز که من این ذکر را گفتم تا به امروز هم پول دار بودم و هم به دیگران پول می رساندم و وضعم خوب است خدا را شکر. در اواخر عمر ایشان هم من به خدمت ایشان رسیدم و گفتم که آقا می توانم که این ذکر را به کسی بگویم؟ گفت که نه شما مجاز به این کار نیستید.   
 
نکته پایانی اگر دارید بفرمایید.  
 
در اینجا لازم می دانم دو نکته را مطرح کنم یکی در مورد امام (ره) است و دیگری در مورد حوزه های علمیه. 
 
متاسفانه از سوی برخی افراد به دلیل فعالیت امام خمینی (ره) در جریان انقلاب، صفات اخلاقی و عرفانی والای ایشان کمتر دیده شد. امام خمینی (ره) انسان بسیار بزرگی بود و باید بدانید که بینان گذاری انقلاب اسلامی برای ایشان چیز کوچکی بود و اصلا ایشان مرد خاصی بودند و بسیار عجیب بودند. 
 
مقام معظم رهبری هم شرایط‌شان مانند امام خمینی (ره) هست ورود ایشان در مسائل سیاسی باعث شده که بعد عرفانی ایشان دیده نشود. ایشان هم از جمله کسانی هستند که در سیر و سلوک راه دارند و خدای متعال هم پشتیبان ایشان است و امیدوارم که بتوانند این انقلاب را به قله برسانند.  
 
اما نکته دوم که خطاب به حوزه است امیدوارم حوزه علمیه ساز و کاری را ببیند که در آیند محصول بیرونی حوزه امثال آیت الله بهجت باشد.  و من الله توفیق ... 
 
منبع: جهان

:: بازدید از این مطلب : 1658
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : rayatelhoda
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

روزی آیت الله بهجت به ما گفت مدتی است خوابی میبینم که در آن در مجلسی قرار داریم و منبری آماده است و ما هم منتظر هستیم تا امام خمینی(ره) بر روی منبر برود اما در آخر میبینیم که امام از آیت الله خامنه ای برای حضور بر روی این منبر دعوت می‌کند.

مشرق - پنجمین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی(ره) در فومن برگزار شد که حجت الاسلام ابوترابی فرد ،نایب رئیس اول مجلس سخنران امسال این مراسم بود.

حجت‌الاسلام سید محمدحسن ابوترابی‌فرد به روح مجاهد فی‌سبیل‌الله و عارف واصل و عبد صالح خداوند حضرت آیت‌الله بهجت درود فرستاد.

وی با اشاره به مقام توبه، اظهار کرد: انسان تائب از عمل و رفتار خود ناراضی و به مقام برتر و اعمال صالح فکر می‌کند.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: بندگان بزرگ خدا همواره در حال استغفار در اعمال خویشتن هستند.

وی به خاطره‌ بازگشت حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت(ره) از حرم حضرت معصومه(س) اشاره کرد و گفت: ایشان به بنده فرمودند بعضی از افراد از بنده توصیه می‌خواهند و به آنها می‌گویم ببینید محمدتقی بهجت چه کاری انجام می‌دهد همان کار را انجام دهید و اعمال و رفتار بنده را سرمشق قرار دهید.

ابوترابی‌فرد با بیان اینکه در مقام توبه مقام برتری داشت، گفت: آیت‌الله بهجت هرگز توقف نداشت و مصداق واقعی انسان تائب بود.

وی تصریح کرد: در هر زمان که نسبت به نماز دیگر اوج می گرفت مقام برتری داشت و تنها در اندیشه عبودیت بود.

ابوترابی‌فرد ادامه داد: آیت‌الله بهجت از هنگام نوجوانی و قبل از ورود به سال بلوغ لباس بندگی پوشید و تا آخرین لحظات حیات با تمام توان در مسیر بندگی خداوند گام برداشت و عبد بود.

وی، عبودیت را دستاورد علم و عمل صالح دانست و گفت: انسان اگر به نور علم و عمل آراسته شود عبد است و آیت‌الله بهجت در طول ۹۰ سال علم مشعل فراروی او بود و به علوم حضوری راه یافت، می‌دید و حرکت می‌کرد.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، بندگی را ثمره پیوند علم با عمل خواند و خاطرنشان کرد: تمام لحظه‌های آیت‌الله بهجت بندگی بود و می‌گفت انسان باید هر روز فکر کند که وظیفه روز او چیست و به آن عمل کند.

ابوترابی‌فرد با اشاره به اینکه امام راحل با انقلاب خود به دنبال تشخیص وظیفه بود، یادآور شد: امام (ره) عادت به بندگی داشت و آنجا که احساس کرد وظیفه خروج از نجف اشرف است سفر را به پاریس تغییر داد و به دنبال انجام وظیفه بود.

وی، بندگی را به معنای شناخت وظیفه و انجام آن برای رضای خدا دانست و افزود: آیت‌الله بهجت به قدری به نفس خود سوء‌ظن داشت که بدبین‌تر فرد به نفس خود بود.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: آیت‌العظمی بهجت ۹۰ سال زندگی خود را حاضر بود بدهد که یک تار موی ایمان در هنگام مرگ را داشته باشد و این موضوع نشان داد که نفس را شناخته بود.

ابوترابی‌فرد به خاطره‌ای از دوران کودکی آیت‌الله بهجت اشاره کرد و گفت: ایشان فرمودند قبل از بلوغ در حالت نماز سیر و مکاشفاتی داشتند که فکر می‌کردم همه نمازگزاران این سیر و سلوک را دارند.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: آیت‌الله بهجت می‌فرمود اصلاح امور دنیا و آخرت انسان به اصلاح رابطه با خداست و اصلاح رابطه با خدا به اصلاح نماز است.

ابوترابی‌فرد با بیان اینکه آیت‌الله بهجت تجسم امر به معروف بود، افزود: اگر انسان تائب شود اهل نماز می‌شود و اگر به این مقام رسید وارد حوزه دیگری می‌شود و این انسان آمر به معروف است.

وی تصریح کرد: حرکت، سکوت، نماز، درس و… آیت‌الله بهجت مصداق امر به معروف و حقیقت نهی از منکر بود.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه افتخار آیت‌الله بهجت این بود که در طول عمر حتی یک لحظه از یاد خدا غافل نبود، متذکر شد: تمام ساحت وجود آیت‌الله بهجت امر به معروف و نهی از منکر بود.

ابوترابی‌فرد، با بیان اینکه امام راحل که نماد دفاع از اسلام بود به نزدیکان خود سفارش می‌کرد در درس اخلاق آیت‌الله بهجت حاضر شوند، متذکر شد: مقام معظم رهبری ارتباط نزدیکی با آیت‌الله بهجت داشت و پیام‌ها رد و بدل می‌شد.

وی ادامه داد ، روزی آیت الله بهجت به ما گفت مدتی است خوابی میبینم که در آن در مجلسی قرار داریم و منبری آماده است و ما هم منتظر هستیم تا امام خمینی(ره) بر روی منبر برود اما در آخر میبینیم که امام از آیت الله خامنه ای برای حضور بر روی این منبر دعوت می‌کند.
 
 

:: بازدید از این مطلب : 1747
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ لازم به توضیح است مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران